1
00:00:01,746 --> 00:00:03,547
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,620 --> 00:00:05,086
‫- من الینا هستم
‫- من استفن هستم

3
00:00:05,088 --> 00:00:07,128
‫عشق منو به "میستیک‌فالز" کشوند

4
00:00:07,477 --> 00:00:08,976
‫عشق هم منو فراری داد

5
00:00:08,978 --> 00:00:11,700
‫من عاشق تو هستم دیمن

6
00:00:11,701 --> 00:00:12,650
‫"سایلس"

7
00:00:12,652 --> 00:00:14,118
‫سلام خود سایه‌وار من

8
00:00:15,756 --> 00:00:16,989
‫و با وجود اینکه ما چیزهای زیادی رو از دست دادیم...

9
00:00:16,991 --> 00:00:18,290
‫اون مُرده الینا

10
00:00:18,292 --> 00:00:20,342
‫باورم نمیشه اون رفته باشه

11
00:00:22,229 --> 00:00:23,929
‫تو داری با داداش من چی‌کار می‌کنی ؟

12
00:00:23,931 --> 00:00:25,013
‫استفن

13
00:00:25,015 --> 00:00:26,965
‫روحمم خبر نداره شماها کی هستین

14
00:00:26,967 --> 00:00:28,934
‫دشمنانمون همچنان در مقابلمون صف بستن

15
00:00:28,936 --> 00:00:30,519
‫کدوم یکی از شماها کاترین پیرس ـه ؟

16
00:00:30,521 --> 00:00:31,520
‫اونه

17
00:00:31,522 --> 00:00:32,571
‫اونو زنده می‌خوامش

18
00:00:32,573 --> 00:00:33,856
‫تو از جون من چی می‌خوای "سایلس" ؟

19
00:00:33,858 --> 00:00:36,608
‫خون تو همون دارو ـه کاترین

20
00:00:36,611 --> 00:00:37,944
‫من دکتر مکسفیلد هستم

21
00:00:37,946 --> 00:00:39,445
‫نکته‌ی خوبی که در مورد وجود خون خون‌آشام

22
00:00:39,447 --> 00:00:40,947
‫توی سیستم بدنت وجود داره اینه که
‫این موضوع قدم اول

23
00:00:40,949 --> 00:00:42,699
‫برای ساختن یه خون‌آشام جدیده

24
00:00:42,701 --> 00:00:44,067
‫این هم قدم دومه

25
00:00:45,000 --> 00:00:46,000
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

26
00:00:47,000 --> 00:00:48,000
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : نوشـــین و ســـعــیــده</font>

27
00:01:09,227 --> 00:01:11,812
‫دکتر مکسفیلد ، خواهش می‌کنم

28
00:01:11,814 --> 00:01:14,565
‫چرا داری این‌کار رو می‌کنی ؟

29
00:01:14,567 --> 00:01:18,102
‫اعضای داخلی بدنم دارن آتیش می‌گیرن

30
00:01:18,104 --> 00:01:20,070
‫من گرسنه ـمه

31
00:01:20,072 --> 00:01:22,406
‫مورد ۶۲۵۴۷

32
00:01:22,409 --> 00:01:24,809
‫بعد از تبدیلات درونی سوژه‌ی ۶۲۵۴۷

33
00:01:24,811 --> 00:01:27,579
‫۳روز بدون تغذیه کردن گذرونده

34
00:01:27,581 --> 00:01:30,448
‫سوژه ضعیف شده اما همچنان سرِپاست

35
00:01:31,867 --> 00:01:34,986
‫دندان‌های نیش بالایی چپ و راست

36
00:01:34,988 --> 00:01:37,839
‫بعد از اینکه محرّک خونی دور میشه عادی میشن

37
00:01:38,874 --> 00:01:41,426
‫تو داری با من چی‌کار می‌کنی ؟

38
00:01:41,428 --> 00:01:43,962
‫مردمک‌های چشم در اتّساع کامل هستند

39
00:01:43,964 --> 00:01:45,547
‫حساسیت به نور

40
00:01:45,550 --> 00:01:46,599
‫حساسیت به نور به وضوح ۱۱ ـه

41
00:01:46,601 --> 00:01:49,101
‫از مقیاس بین ۱ تا ۲۰

42
00:01:50,670 --> 00:01:52,888
‫چه بلایی داره سر من میاد ؟

43
00:01:52,890 --> 00:01:56,008
‫چرا من اینقدر گرسنه ـمه ؟

44
00:01:56,010 --> 00:01:57,893
‫تو داری با من چی‌کار می‌کنی ؟

45
00:01:57,895 --> 00:02:00,529
‫سوژه گیج شده . با اینحال
‫از شرایط خودش آگاهی داره

46
00:02:00,531 --> 00:02:03,232
‫شخصیتش به نظر دست نخورده میاد

47
00:02:03,234 --> 00:02:05,551
‫گرسنگی همچنان اولویت اول توجّهشه

48
00:02:05,553 --> 00:02:09,122
‫در نتیجه‌ی همه‌ی اینا به نظر یه کاندیدای عالی میاد

49
00:02:10,000 --> 00:02:15,700
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۵
‫قسمت ۵ : جشن رقص هیولاها</font>

50
00:02:15,631 --> 00:02:17,230
‫دفترچه‌ی خاطرات عزیزم

51
00:02:17,232 --> 00:02:19,883
‫تا حالا حالت از اینکه من اینقدر درباره‌ی
‫مرگ می‌نویسم به‌هم خورده ؟

52
00:02:21,135 --> 00:02:23,887
‫۴روزه که بانی مُرده

53
00:02:23,889 --> 00:02:26,890
‫یا در واقع ۴ روزه که من فهمیدم که بانی مُرده

54
00:02:26,892 --> 00:02:28,759
‫اون از من خواسته بود که به مدرسه برگردم

55
00:02:28,761 --> 00:02:31,228
‫پس من به مدرسه برگشتم

56
00:02:31,231 --> 00:02:33,264
‫که درس بخونم . سر کلاس برم

57
00:02:33,266 --> 00:02:36,234
‫و سعی کنم مثل بقیه فراموش کنم

58
00:02:37,319 --> 00:02:40,104
‫برای استفن از همه ساده‌تر بود

59
00:02:40,106 --> 00:02:42,156
‫اون بانی رو یادش نیست

60
00:02:42,158 --> 00:02:44,359
‫البته همه اونو ندیدن به جز کرولاین

61
00:02:44,361 --> 00:02:46,611
‫که برگشته با تایلر

62
00:02:48,898 --> 00:02:51,282
‫تایلر واسش یه حواس‌پرتی سالمه

63
00:02:51,284 --> 00:02:53,167
‫البته یکی از فوایدش اینه

64
00:02:55,089 --> 00:02:57,423
‫من هم حواس‌پرتی خودم رو پیدا کردم

65
00:02:57,425 --> 00:03:01,093
‫"دکتر "وِس مکسفیلد

66
00:03:01,095 --> 00:03:03,262
‫هم‌اتاقی من توسط یه خون‌آشام کشته شد

67
00:03:03,264 --> 00:03:06,298
‫و دکتر مکسفیلد ماجرا رو لاپوشونی کرد
‫و من می‌خوام بدونم که چرا

68
00:03:08,351 --> 00:03:11,253
‫خوش برگشتی

69
00:03:11,255 --> 00:03:13,222
‫امشب توی مراسم رقص لباس‌ها می‌بینمت ؟

70
00:03:13,224 --> 00:03:15,307
‫از دست نمیدمش

71
00:03:18,779 --> 00:03:21,781
‫علاوه بر اون هر چی چیزهای بیشتری برای فکر کردن داشته باشم

72
00:03:21,783 --> 00:03:25,902
‫فرصت کمتری دارم که دلتنگ بانی بشم

73
00:03:30,708 --> 00:03:33,493
‫من همینجام الینا

74
00:03:33,495 --> 00:03:35,879
‫منم دلم برات تنگ شده

75
00:03:35,881 --> 00:03:37,380
‫امّا توی این وضعیت

76
00:03:37,382 --> 00:03:39,215
‫من ترجیح میدم باور کنم که بانی حواسش به من هست

77
00:03:39,218 --> 00:03:41,502
‫چون بانی اینجور آدمیه

78
00:03:52,681 --> 00:03:55,149
‫مچتو گرفتم

79
00:03:55,151 --> 00:03:57,134
‫هی

80
00:03:57,136 --> 00:03:59,854
‫سلام خانمی که ۳ روزه به من محل نمیذاری

81
00:03:59,856 --> 00:04:02,440
‫محل نمیذارم ؟ چی میگی ؟
‫ما که حرف میزدیم

82
00:04:02,443 --> 00:04:04,693
‫پیامک دادیم اونم یه بار

83
00:04:04,695 --> 00:04:07,446
‫"دوست داری همراه من به جشن رقص لباس‌ها بیای ؟"

84
00:04:07,448 --> 00:04:09,030
‫"چشمک"

85
00:04:09,032 --> 00:04:10,832
‫و تو هم جواب ندادی

86
00:04:10,834 --> 00:04:12,751
‫پس من حدس میزنم که این دیدار خصوصی ویژه

87
00:04:12,753 --> 00:04:14,169
‫معنیش آره‌ست

88
00:04:14,171 --> 00:04:15,871
‫کاملاً شاید احتمالاً درباره ـش فکر کنم

89
00:04:15,873 --> 00:04:18,924
‫ساعت ۸ شروع میشه
‫کرولاین واسمون لباس خریده

90
00:04:18,926 --> 00:04:21,293
‫- کجا داری میری ؟
‫- کلاس

91
00:04:21,295 --> 00:04:23,462
‫دیرم شده

92
00:04:27,551 --> 00:04:31,354
‫تا یادم نرفته بگم که با مسئول ثبت‌نام صحبت کردم

93
00:04:31,356 --> 00:04:35,224
‫و رشته‌ی شما...صدای طبل...جامعه شناسیه

94
00:04:35,226 --> 00:04:37,009
‫چطوره که الان

95
00:04:37,011 --> 00:04:38,361
‫درباره‌ی رشته ـم حرف نزنیم ؟

96
00:04:38,363 --> 00:04:40,613
‫و واست با نفوذ ذهنی یه اتاق یه نفره هم جور کردم

97
00:04:40,615 --> 00:04:42,681
‫اصلاً درباره‌ی خوابگاهمم دلم نمی‌خواد حرف بزنم

98
00:04:42,683 --> 00:04:44,734
‫خب پس می‌تونیم درباره‌ی این حرف بزنیم
‫که چه عوضی دورگه-شکلی

99
00:04:44,736 --> 00:04:46,736
‫بودی که هیچ‌وقت بهم زنگ نزدی

100
00:04:46,738 --> 00:04:48,905
‫چندبار دلت می‌خواد بهت بگم ؟

101
00:04:48,908 --> 00:04:51,191
‫من داشتم به یه گلّه گرگینه کمک می‌کردم

102
00:04:51,193 --> 00:04:53,193
‫توی سرزمینی که هیچ اُپراتور تلفن همراهی نداشت

103
00:04:53,195 --> 00:04:55,195
‫خب ، شانس باهات یاره که یه راهی پیدا کردم

104
00:04:55,197 --> 00:04:56,696
‫که بتونی جبران کنی

105
00:04:56,698 --> 00:04:58,365
‫فکر می‌کردم جبران شده دیگه

106
00:04:58,367 --> 00:05:00,217
‫۲۴مرتبه

107
00:05:02,087 --> 00:05:04,138
‫"تو منو توی جشن رقص تاریخی "ویتمور

108
00:05:04,140 --> 00:05:05,806
‫همراهی می‌کنی

109
00:05:05,808 --> 00:05:07,541
‫چی چی ؟

110
00:05:07,543 --> 00:05:09,309
‫یه مراسمه که یه بار توی سال برگزار میشه

111
00:05:09,311 --> 00:05:10,811
‫و همه ی کولکسیونشون رو در معرض نمایش میذارن

112
00:05:10,814 --> 00:05:12,714
‫همه مثل شخصیت‌های تاریخی قدیمی لباس می‌پوشن

113
00:05:12,716 --> 00:05:14,399
‫من واسه استفن هم لباس گرفتم
‫حتّی اونم داره میاد

114
00:05:14,401 --> 00:05:16,100
‫خواهش می‌کنم تایلر

115
00:05:16,102 --> 00:05:18,503
‫فکر کن ما چقدر توی قالب "بانی و کلاید" ناز میشیم

116
00:05:18,505 --> 00:05:20,772
‫واقعاً ؟

117
00:05:20,774 --> 00:05:24,075
‫حق با تو ـه
‫اصلاً حرف نمیزنیم

118
00:05:42,345 --> 00:05:45,014
‫سلام

119
00:05:46,716 --> 00:05:49,885
‫سلام

120
00:05:49,887 --> 00:05:51,753
‫من الینا هستم

121
00:05:51,755 --> 00:05:53,439
‫مگان هم‌اتاقی من بود

122
00:05:58,112 --> 00:06:01,198
‫شما می‌شناختیش ؟

123
00:06:01,200 --> 00:06:03,200
‫ما باهم بزرگ شده بودیم

124
00:06:05,487 --> 00:06:07,370
‫متأسّفم

125
00:06:10,124 --> 00:06:13,460
‫یادبود غم‌انگیزیه ، نه ؟

126
00:06:13,462 --> 00:06:16,046
‫فکر کنم خیلی باحال نیست که

127
00:06:16,048 --> 00:06:18,465
‫دم پاییز سوگواری کرد

128
00:06:18,467 --> 00:06:21,301
‫هر کسی یه‌جور سوگواری می‌کنه

129
00:06:21,304 --> 00:06:22,887
‫بعضیا گل میذارن

130
00:06:22,889 --> 00:06:25,973
‫بعضیام چیزایی رو میذارن
‫که عزیزانشون دوست داشتن

131
00:06:25,975 --> 00:06:28,142
‫آره . خب ، چیزی که مگان دوست داشت

132
00:06:28,144 --> 00:06:30,628
‫این بود که هنوز زنده باشه و اینجا باشه

133
00:06:30,630 --> 00:06:32,897
‫اونا که گفتن خودکشی کرده

134
00:06:32,899 --> 00:06:36,183
‫آره ، میدونم . اونا اینو گفتن

135
00:06:37,402 --> 00:06:40,571
‫خب ، حالا تو فکر می‌کنی چی شده ؟

136
00:06:44,077 --> 00:06:48,113
‫اگه خیلی بهش اهمیت میدی

137
00:06:48,115 --> 00:06:50,532
‫واسش گل آفتابگردون بگیر

138
00:06:50,534 --> 00:06:53,168
‫دوست داشت

139
00:06:53,170 --> 00:06:55,921
‫هی ، تو اسم داری ؟

140
00:06:55,923 --> 00:06:58,507
‫آره ، دارم

141
00:07:01,712 --> 00:07:05,464
‫برو سر اصل مطلب "سایلس" . چی می‌خوای ؟

142
00:07:05,467 --> 00:07:07,216
‫کاترین پیرس رو می‌خوام دیگه

143
00:07:07,218 --> 00:07:08,668
‫پس فکر کردی چی می‌خوام ؟

144
00:07:08,670 --> 00:07:10,853
‫منم همینطور که به همین دلیل
‫اونو از تو دورش کردم

145
00:07:10,855 --> 00:07:13,506
‫تو می‌تونی این جنده‌ی چشم قهوه‌ای ـتو
‫که داروی جاودانگیه

146
00:07:13,508 --> 00:07:15,858
‫وقتی من کارم تموم شد باهاش بدست بیاری

147
00:07:15,860 --> 00:07:17,694
‫امّا تو کلّ دیشبو داشتیش

148
00:07:17,696 --> 00:07:19,529
‫مگه چقدر دیگه می‌خوایش ؟

149
00:07:19,531 --> 00:07:21,030
‫مگه تو جاودانه نیستی ؟

150
00:07:21,032 --> 00:07:22,699
‫چند ساعت اضافی به حالت چه فرقی می‌کنه ؟

151
00:07:22,701 --> 00:07:24,117
‫مسئله اینجاست نادیا

152
00:07:24,119 --> 00:07:25,568
‫من واقعاً به چیزی که تو احتیاج داری اهمیتی نمیدم

153
00:07:25,570 --> 00:07:27,036
‫من فقط به چیزی که خودم احتیاج دارم اهمیت میدم

154
00:07:27,038 --> 00:07:28,521
‫من یه ذره خودخواهم

155
00:07:28,524 --> 00:07:30,207
‫پس چرا کلّ شهر رو نفوذ ذهنی نمی‌کنی

156
00:07:30,209 --> 00:07:32,326
‫که بفهمی من کجا نگهش داشتم ؟

157
00:07:32,328 --> 00:07:34,411
‫درسته چون نمی‌تونی

158
00:07:34,413 --> 00:07:36,697
‫من خودم کاملاً از وضعیت اسف‌بار فعلیِ

159
00:07:36,699 --> 00:07:38,716
‫قدرت خارق‌العاده ـم آگاهم . ممنونم ازت

160
00:07:38,718 --> 00:07:40,701
‫و با وجود اینکه مغزم الان
‫به لطف نامزد سابق جادوگر کَنه ـم

161
00:07:40,703 --> 00:07:43,087
‫که به نظر نمیاد به نتیجه‌ای هم برسه

162
00:07:43,089 --> 00:07:44,805
‫درب و داغون شده

163
00:07:44,807 --> 00:07:46,390
‫معنیش این نیست که من هنوز اونقدری باهوش

164
00:07:46,392 --> 00:07:48,309
‫و با مهارت و آگاه نیستم که کاملاً از

165
00:07:48,311 --> 00:07:51,412
‫وجود ردیابی از طریق تلفن همراه اطلاع داشته باشم

166
00:07:53,216 --> 00:07:55,817
‫یه نصیحت کوچیک زنونه دارم واست

167
00:07:55,819 --> 00:07:58,386
‫هیچ‌وقت موجودات اهریمنی رو عصبانی نکن

168
00:07:58,388 --> 00:08:00,488
‫و اگه قراره منو گروگان بگیری

169
00:08:00,490 --> 00:08:02,941
‫لااقل عین آدم بهم غذا بده

170
00:08:02,943 --> 00:08:04,826
‫توی راه غذا می‌خوریم

171
00:08:04,828 --> 00:08:05,827
‫بیا از اینجا بریم

172
00:08:05,829 --> 00:08:07,078
‫یا کافیه منو بهش تحویل بدی

173
00:08:07,080 --> 00:08:09,331
‫و بذاری یه قلپ از  از خون من بخوره

174
00:08:09,333 --> 00:08:11,499
‫که بتونی خودش رو از شرّ جاودانگی درمان کنه

175
00:08:11,501 --> 00:08:13,401
‫و اون‌وقت همه‌مون می‌تونیم راحت و آسوده

176
00:08:13,403 --> 00:08:15,420
‫بریم سر زندگیمون

177
00:08:15,423 --> 00:08:18,507
‫یه نصیحت کوچولوی زنونه

178
00:08:18,509 --> 00:08:21,944
‫پیشنهاد نده که بدنت دست موجودات اهریمنی

179
00:08:21,946 --> 00:08:24,180
‫وقتی که کلّ داستانو نمیدونی

180
00:08:24,182 --> 00:08:26,599
‫تو روشنم کن . کلّ داستان چیه ؟

181
00:08:26,601 --> 00:08:28,718
‫سایلس" برای درمان کردن خودش"

182
00:08:28,720 --> 00:08:30,853
‫به بیشتر از یه قلپ نیاز داره

183
00:08:30,855 --> 00:08:37,259
‫اون به تک تک قطرات خون موجود توی بدن تو نیاز داره

184
00:08:37,262 --> 00:08:40,030
‫امّا من الان انسانم
‫اگه این‌کار رو بکنه...

185
00:08:40,032 --> 00:08:42,098
‫تو می‌میری

186
00:08:42,100 --> 00:08:44,451
‫حالا یالّا . بیا بریم

187
00:08:44,453 --> 00:08:46,203
‫پس تا جایی که ما میدونیم

188
00:08:46,205 --> 00:08:48,822
‫تا چشم ما رو دور دید به طرز دیوونه‌واری

189
00:08:48,824 --> 00:08:50,824
‫بانی تو رو به زندگی برگردوند

190
00:08:50,826 --> 00:08:52,492
‫و توی این فعل و انفعال مُرد

191
00:08:52,494 --> 00:08:54,161
‫روحش قرین رحمت باد

192
00:08:54,163 --> 00:08:57,631
‫اون در واقع همونجاست

193
00:08:57,633 --> 00:08:59,683
‫حالا هر چی ، ببین

194
00:08:59,686 --> 00:09:02,136
‫چیزی که می‌خوام بگم اینه که من به‌طور اتّفاقی

195
00:09:02,138 --> 00:09:04,121
‫یه موجود ماوراءالطبیعه رو می‌شناسم که اتّفاقاً

196
00:09:04,123 --> 00:09:05,973
‫می‌خواد بمیره و با توجّه به

197
00:09:05,975 --> 00:09:08,059
‫اینکه طبیعت به تعادل نیاز داره

198
00:09:08,061 --> 00:09:09,794
‫و زندگی در مقابل زندگی و این خزعبلات

199
00:09:09,796 --> 00:09:11,646
‫من فکر می‌کنم که مرگ به این خوبی

200
00:09:11,648 --> 00:09:13,181
‫نباید اینجوری به هدر بره

201
00:09:13,183 --> 00:09:14,649
‫چی داری میگی ؟

202
00:09:14,651 --> 00:09:16,567
‫چیزی که الینا لازم نیست بدونه

203
00:09:16,569 --> 00:09:18,152
‫تا زمانی که جواب بده

204
00:09:18,154 --> 00:09:21,155
‫وایسا ببینم ، تو می‌خوای با "سایلس" همکاری کنی ؟

205
00:09:24,077 --> 00:09:27,112
‫خب...

206
00:09:27,114 --> 00:09:29,031
‫چرا به من زنگ زدی ؟

207
00:09:29,033 --> 00:09:30,949
‫به همون دلیلی که تو جواب دادی

208
00:09:30,951 --> 00:09:32,584
‫تو به کمک نیاز داری

209
00:09:32,586 --> 00:09:34,686
‫و منم می‌خوام کمکت کنم

210
00:09:34,688 --> 00:09:36,922
‫"از همون اولش نقشه‌ی آدم بده بودنِ "سایلس

211
00:09:36,924 --> 00:09:39,041
‫این بوده که خودش رو بکشه

212
00:09:39,043 --> 00:09:41,493
‫بمیره و بره اونجایی که بعد مرگش میره

213
00:09:41,495 --> 00:09:43,429
‫و به دوست‌دختر مُرده ـش "آمارا" دوباره برسه

214
00:09:43,431 --> 00:09:44,847
‫من می‌خوام از مرگ اون استفاده کنم

215
00:09:44,849 --> 00:09:46,498
‫تا بانی رو به زندگی برگردونم

216
00:09:46,501 --> 00:09:48,051
‫چی باعث شده فکر کنی که من به کمک نیاز دارم ؟

217
00:09:48,053 --> 00:09:49,719
‫خب ، برای شروع چون تو هنوز اینجایی

218
00:09:49,721 --> 00:09:53,339
‫و همه ـش به این دلیله که ببینم
‫چرا اینقدر توی کشتن خودت گند میزنی ؟

219
00:09:53,341 --> 00:09:56,025
‫برای اینکه بمیره
‫اون باید فناپذیر بشه

220
00:09:56,027 --> 00:09:58,394
‫اگه اون فناپذیر بشه اون‌وقت یه جادوگره

221
00:09:58,396 --> 00:10:00,063
‫و اگه به عنوان یه جادوگر بمیره

222
00:10:00,065 --> 00:10:01,231
‫اون‌وقت تا ابد اونطرف گیر میفته

223
00:10:01,233 --> 00:10:02,232
‫اون قبلاً هم سعی کرده بود که پرده‌ها رو

224
00:10:02,234 --> 00:10:03,283
‫به سمت اونطرف برداره

225
00:10:03,285 --> 00:10:04,534
‫امّا شکست خورد

226
00:10:04,536 --> 00:10:06,336
‫شاید اون یه نقشه‌ی دیگه‌ای داشته باشه

227
00:10:06,338 --> 00:10:07,704
‫شاید اون می‌خواد کاری بیشتر از برداشتن پرده‌ها

228
00:10:07,706 --> 00:10:10,457
‫و آزاد کردن روح‌ها انجام بده

229
00:10:11,543 --> 00:10:14,428
‫اون میدونه من صداشو نمی‌شنوم ، نه ؟

230
00:10:14,430 --> 00:10:16,080
‫اون فکر می‌کنه که "سایلس" می‌خواد

231
00:10:16,082 --> 00:10:17,915
‫که اونطرف رو به‌طور کلّی نابود کنه

232
00:10:17,917 --> 00:10:19,967
‫طلسم‌های قدرتمند با چیزهایی قدرتمندتر

233
00:10:19,969 --> 00:10:21,886
‫عجین شده ـن

234
00:10:21,888 --> 00:10:25,389
‫با ماه ، ستاره‌ی دنباله‌دار ، همزاد

235
00:10:25,391 --> 00:10:27,475
‫اونطرف ۲۰۰۰ سال پیش ساخته شده

236
00:10:27,477 --> 00:10:29,042
‫و هنوز هم وجود داره

237
00:10:29,044 --> 00:10:30,711
‫این به این معنیه که اون باید
‫با چیزی عجینش کرده باشه که می‌تونه

238
00:10:30,713 --> 00:10:32,563
‫به همون مدّت وجود داشته باشه

239
00:10:32,566 --> 00:10:34,266
‫یه لنگر اسرارآمیز

240
00:10:34,268 --> 00:10:37,152
‫"این همون چیزیه که طلسم "کتسیا
‫برای اونطرف رو نگه داشته

241
00:10:37,154 --> 00:10:39,271
‫من می‌خوام نابودش کنم

242
00:10:39,273 --> 00:10:42,324
‫کتسیا" یا "تِسا" یا هر کوفت دیگه‌ای"

243
00:10:42,326 --> 00:10:44,109
‫که این‌روزا به خودش میگه

244
00:10:44,111 --> 00:10:45,777
‫اون می‌خواد که ازش حفاظت کنه

245
00:10:45,779 --> 00:10:47,746
‫پس اون تنها شخصیه که میدونه

246
00:10:47,748 --> 00:10:49,564
‫این لنگر کجا پنهان شده
‫امّا از شانس خوب ما

247
00:10:49,566 --> 00:10:51,583
‫اون امشب توی مجلس رقص تاریخیِ

248
00:10:51,585 --> 00:10:53,234
‫ویتمور" هستش"

249
00:10:53,236 --> 00:10:55,086
‫- واقعاً ؟
‫- آره

250
00:10:55,089 --> 00:10:56,756
‫فکر می‌کردم که همه‌ی اون

251
00:10:56,758 --> 00:10:58,407
‫قدرت‌های پیشگوییت رو از دست دادی

252
00:10:58,409 --> 00:10:59,842
‫آره ، از دست دادم امّا

253
00:10:59,844 --> 00:11:02,244
‫همچنان قدرت فوق‌العاده‌ی مشاهده ـم رو دارم

254
00:11:02,246 --> 00:11:05,965
‫و امروز دیدمش که داشت لباس "کلئوپاترا" می‌خرید

255
00:11:05,967 --> 00:11:08,684
‫برمیگردم به سؤال اصلیم . فرض کنیم که

256
00:11:08,686 --> 00:11:10,586
‫سایلس" اونطرف رو نابود کنه"

257
00:11:10,588 --> 00:11:12,505
‫خودش رو درمان کنه و جادوگر بشه

258
00:11:12,507 --> 00:11:14,423
‫آیا به‌طور ماورائی امکان پذیره که اون

259
00:11:14,425 --> 00:11:16,359
‫یه طلسمی اجرا کنه که زندگی خودش رو
‫با زندگی بانی تعویض کنه

260
00:11:16,361 --> 00:11:18,144
‫زمانی که داره خودش رو می‌کشه ؟

261
00:11:18,147 --> 00:11:21,782
‫به‌طور ماورائی آره ، امکان پذیره

262
00:11:21,784 --> 00:11:23,867
‫امّا این همون "سایلس"ـه که پدر منو کشت

263
00:11:23,869 --> 00:11:25,619
‫اون قصی‌القلبه و هر طلسمی هم که

264
00:11:25,621 --> 00:11:27,704
‫بتونه اجرا کنه حتماً عواقبی داره

265
00:11:27,706 --> 00:11:31,291
‫همیشه عواقبی هست پس نه
‫جواب من قطعاً نه ـه

266
00:11:31,293 --> 00:11:34,127
‫اون چی گفت ؟ بگو بهم

267
00:11:37,131 --> 00:11:39,833
‫- اون موافقه
‫- چی ؟

268
00:11:39,836 --> 00:11:41,386
‫پس باهم قرار میذاریم

269
00:11:41,388 --> 00:11:43,638
‫خب ، نصف قرار رو گذاشتیم

270
00:11:43,640 --> 00:11:47,125
‫من قرار شد یه جادوگر رو با مرگم احیا کنم

271
00:11:47,127 --> 00:11:51,295
‫امّا هنوز باید بحث کنیم که
‫تو چطوری می‌خوای به من کمک کنی

272
00:11:51,297 --> 00:11:53,231
‫خب ، تو هنوز به من نگفتی که چی می‌خوای

273
00:11:53,233 --> 00:11:55,400
‫این کاملاً عادلانه و ساده‌ست

274
00:11:55,402 --> 00:11:57,318
‫من ازت می‌خوام که برادرت رو بکشی

275
00:12:05,204 --> 00:12:08,591
‫من ۵۰۰ سال داشتم تعقیبت می‌کردم

276
00:12:08,592 --> 00:12:11,560
‫چندتا چیز هست که می‌خوام واسم روشن کنی

277
00:12:11,562 --> 00:12:13,662
‫چرا باید به تو جواب پس بدم ؟

278
00:12:13,664 --> 00:12:15,697
‫تو با چندتا جواب منو روشن می‌کنی

279
00:12:15,699 --> 00:12:17,716
‫منم میذارم که بری

280
00:12:17,718 --> 00:12:19,551
‫واقعاً ؟

281
00:12:19,553 --> 00:12:22,471
‫آزادی من در گرو چندتا سین جیمه ؟

282
00:12:22,473 --> 00:12:24,905
‫باشه

283
00:12:27,062 --> 00:12:29,862
‫سال ۱۸۶۴ بگیر بگیر خون‌آشاما

284
00:12:29,864 --> 00:12:32,365
‫توی میستیک‌فالز بود

285
00:12:32,367 --> 00:12:34,567
‫آره ؟ من تاریخم ضعیفه

286
00:12:34,569 --> 00:12:36,402
‫مردم می‌گفتن که تو خیلی از خون‌آشاما

287
00:12:36,404 --> 00:12:38,187
‫"از جمله بهترین دوستت "پِرِل

288
00:12:38,189 --> 00:12:39,213
‫و دخترش "آنابل" رو تحویل دادی

289
00:12:39,214 --> 00:12:40,880
‫من داشتم از دست کلاوس فرار می‌کردم

290
00:12:40,882 --> 00:12:42,448
‫من باید به تنهایی به سرعت برق می‌بودم

291
00:12:42,450 --> 00:12:43,833
‫اسم چندتا خون‌آشامو دادم

292
00:12:43,835 --> 00:12:45,235
‫توی لیست

293
00:12:45,237 --> 00:12:46,719
‫می‌تونی ازم شکایت کن

294
00:12:46,722 --> 00:12:48,222
‫تازه هویت یه نوجوون رو جعل کردم که

295
00:12:48,224 --> 00:12:49,807
‫یه کاری کنم دوست‌پسرای سابقم منو ببوسن

296
00:12:49,809 --> 00:12:51,625
‫یه دعوای صوری راه انداختم که نفرین گرگینه‌یِ

297
00:12:51,627 --> 00:12:53,310
‫کسی که عاشقم بود رو فعال کنم

298
00:12:53,312 --> 00:12:55,062
‫و یه بارم با چاقوی قصّابی انگشتایِ

299
00:12:55,064 --> 00:12:56,513
‫یه مرد عوضی رو هم قطع کردم

300
00:12:56,515 --> 00:12:58,465
‫این یکی خیلی باحال بود

301
00:12:58,467 --> 00:13:01,068
‫دور کردن یه مادر از دخترش چی ؟

302
00:13:01,878 --> 00:13:04,629
‫به کشتن دادن اون به‌خاطر منافع خودت ؟

303
00:13:04,631 --> 00:13:06,464
‫چی می‌خوای بگی ؟

304
00:13:06,466 --> 00:13:08,633
‫حالا یه ذره از خودم بگم

305
00:13:08,635 --> 00:13:11,719
‫من خودمو تبدیل به خون‌آشام کردم
‫که تو رو گیر بیارم

306
00:13:11,722 --> 00:13:14,306
‫تا کاراتو تلافی کنم

307
00:13:14,308 --> 00:13:17,309
‫تا به هر مدّتی که طول می‌کشید تا پیدات کنم

308
00:13:17,311 --> 00:13:19,545
‫تک تک کاراتو زیر نظر بگیرم

309
00:13:19,547 --> 00:13:22,231
‫و این‌کار رو کردم

310
00:13:22,233 --> 00:13:25,651
‫چون تو مادر منو کشتی

311
00:13:28,688 --> 00:13:31,523
‫توی پاریس این اتّفاق افتاد

312
00:13:31,525 --> 00:13:33,992
‫سال ۱۶۴۵

313
00:13:33,995 --> 00:13:36,696
‫من واسه خرید کفش میرم پاریس

314
00:13:36,698 --> 00:13:38,481
‫کفشا رو یادمه

315
00:13:38,483 --> 00:13:40,867
‫امّا چیزای دیگه رو باید یه‌کم جزئیات بدی تا یادم بیاد

316
00:13:40,869 --> 00:13:43,486
‫اسمش "لیلی آتوما" بود

317
00:13:43,488 --> 00:13:45,839
‫تو داشتی از دست کلاوس فرار می‌کردی

318
00:13:45,841 --> 00:13:47,674
‫اون تو رو پناه داد

319
00:13:47,676 --> 00:13:49,492
‫امّا وقتی نوچه ـش اومد سراغت

320
00:13:49,494 --> 00:13:50,877
‫تو به مامانم اشاره کردی و گفتی

321
00:13:50,879 --> 00:13:52,495
‫این "کاترینا پِترُوا" ست

322
00:13:52,497 --> 00:13:54,347
‫این همونیه که دنبالشین

323
00:13:54,349 --> 00:13:56,933
‫اونا هم بُردنش

324
00:13:58,687 --> 00:14:02,005
‫تو از اولم نمی‌خواستی بذاری من برم . نه ؟

325
00:14:02,007 --> 00:14:04,942
‫نه امّا خیلی بدم میومد که با شکم خالی بمیری

326
00:14:06,728 --> 00:14:08,979
‫وقت رفتنه

327
00:14:32,274 --> 00:14:34,800
‫تو باید به دیمن زنگ بزنی و بگی که دروغ گفتی

328
00:14:34,801 --> 00:14:36,751
‫من باید کلّ تابستون به عنوان مترجم جادوگری تو

329
00:14:36,753 --> 00:14:38,419
‫به همه دروغ بگم امّا الان که
‫پای چیزی وسطه که من می‌خوام...

330
00:14:38,421 --> 00:14:40,037
‫سایلس" خیلی خطرناکه"

331
00:14:40,039 --> 00:14:41,705
‫و برگردوندن من به زندگی خطرناک نبود ؟

332
00:14:41,708 --> 00:14:43,091
‫آره ، راست میگی . فقط تو رو کشت

333
00:14:43,093 --> 00:14:44,044
‫من تو رو برگردوندم

334
00:14:44,045 --> 00:14:45,378
‫چون الینا بهت نیاز داشت

335
00:14:45,380 --> 00:14:46,529
‫حالا به تو نیاز داره

336
00:14:46,531 --> 00:14:47,914
‫پس عواقبش چی میشه ؟

337
00:14:47,916 --> 00:14:49,382
‫تا الان هنوز اینو یاد نگرفتیم ؟

338
00:14:49,384 --> 00:14:50,800
‫وقتی که از جادو سوءاستفاده کنی
‫همیشه یه تاوانی داره

339
00:14:50,802 --> 00:14:52,802
‫چی از این بدتره ؟

340
00:14:52,804 --> 00:14:56,222
‫چی بدتر از اینه که بتونم ببینمت

341
00:14:56,224 --> 00:14:59,926
‫و صداتو بشنوم

342
00:15:02,045 --> 00:15:05,064
‫و نتونم حسّت کنم ؟

343
00:15:08,069 --> 00:15:12,156
‫این دیگه کافی نیست

344
00:15:12,158 --> 00:15:16,160
‫بذار دیمن سعی کنه تو رو برگردونه

345
00:15:23,619 --> 00:15:24,618
‫این همه تدارکات دیدن و تو

346
00:15:24,620 --> 00:15:26,287
‫حتّی توی کمیته‌ی رقص هم نبودی

347
00:15:26,289 --> 00:15:29,406
‫خب ، ممکنه چندتا پیشنهاد واسشون ایمیل کرده باشم

348
00:15:29,409 --> 00:15:32,594
‫گفته بودم که تو جذّاب‌ترین قاتل زنجیره‌ای اینجایی ؟

349
00:15:34,181 --> 00:15:35,680
‫خب ، با توجّه به این جمعیت

350
00:15:35,682 --> 00:15:37,415
‫حرفتو به عنوان یه تعریف می‌پذیرم

351
00:15:38,847 --> 00:15:41,231
‫فکر می‌کردم واسه استفن لباس گرفتی

352
00:15:41,233 --> 00:15:44,517
‫اون "جیمز دین" ـه
‫بهش آسون گرفتم

353
00:15:44,518 --> 00:15:46,401
‫فکر کردم بعد از فاجعه‌ی شهوت خون و

354
00:15:46,403 --> 00:15:48,487
‫فاجعه‌ی دیمن-الینا و
‫فاجعه‌ی فراموشی گرفتنش

355
00:15:48,489 --> 00:15:51,740
‫به اندازه‌ی کافی سختی کشیده

356
00:15:51,743 --> 00:15:54,477
‫هی ، با من برقص

357
00:15:54,479 --> 00:15:56,029
‫من گیج و ویجم و در شرفِ

358
00:15:56,031 --> 00:15:57,997
‫سپری کردن اوقات خوشم

359
00:15:57,999 --> 00:16:00,533
‫خوش بگذره . من میرم نوشیدنی بگیرم

360
00:16:13,400 --> 00:16:15,700
‫<font color="#۰۰۸۰ff">" استفن اینجاست "</font>

361
00:16:17,519 --> 00:16:20,504
‫"سرکار خانم "آن بولن

362
00:16:20,506 --> 00:16:22,606
‫آخه کی توی اون دوران

363
00:16:22,608 --> 00:16:24,441
‫می‌تونسته یه سرُ اینقدر خوب ببره ؟

364
00:16:24,443 --> 00:16:26,677
‫شما پادشاه من

365
00:16:26,679 --> 00:16:28,529
‫شوهر نه چندان دوست‌داشتنی من

366
00:16:28,531 --> 00:16:30,731
‫خب ، شاید بتونم با رقص

367
00:16:30,733 --> 00:16:32,449
‫راهی به سمت بیرون این سگدونی پیدا کنم

368
00:16:32,451 --> 00:16:34,735
‫آره . شاید...شاید بعداً

369
00:16:34,737 --> 00:16:38,122
‫یا شاید بتونی بهم بگی

370
00:16:38,125 --> 00:16:39,958
‫که تو چت شده ؟

371
00:16:39,960 --> 00:16:41,993
‫یالّا

372
00:16:41,995 --> 00:16:45,380
‫بانی ۳ ماه پیش مُرده
‫و اون‌وقت من داشتم چی‌کار می‌کردم ؟

373
00:16:45,382 --> 00:16:48,800
‫داشتم بهترین تابستون عمرمُ با تو می‌گذروندم

374
00:16:48,802 --> 00:16:50,886
‫احساس گناه

375
00:16:50,888 --> 00:16:52,437
‫باهاش آشنایی ندارم امّا شنیدم

376
00:16:52,439 --> 00:16:54,106
‫که می‌تونه بد کوفتی باشه

377
00:16:54,108 --> 00:16:55,840
‫میدونم که تقصیر من نیست که بانی مُرده

378
00:16:55,842 --> 00:16:57,859
‫امّا اینکه زودتر متوجّهش نشدم تقصیر منه

379
00:16:57,861 --> 00:16:59,478
‫الینا ، تو حق داری سالی یه بار

380
00:16:59,481 --> 00:17:01,030
‫خوشحال باشی

381
00:17:01,032 --> 00:17:03,116
‫تازه جرمی داشت کلّ تابستون به ما دروغ می‌گفت

382
00:17:03,118 --> 00:17:04,901
‫من باید متوجّه می‌شدم دیمن

383
00:17:04,903 --> 00:17:06,619
‫میدونم که این ۲تا قضیه مثل هم نیست

384
00:17:06,621 --> 00:17:08,404
‫امّا نمی‌خوام بذارم مرگ مگان هم

385
00:17:08,406 --> 00:17:10,540
‫ماست‌مالی بشه

386
00:17:14,027 --> 00:17:15,861
‫اون دیگه چه خریه ؟

387
00:17:15,863 --> 00:17:18,864
‫این دوست همشهری مگان ـه
‫علاوه بر اون آخرین فردِ مورد توجّه

388
00:17:18,866 --> 00:17:20,833
‫توی "ویتمور" اسرارآمیزه

389
00:17:20,835 --> 00:17:22,418
‫الان برمیگردم

390
00:17:27,559 --> 00:17:30,310
‫سلام اسمت هر چی که هست

391
00:17:30,312 --> 00:17:32,262
‫بلوز نازی داری
‫دست‌کم گرفته شده

392
00:17:32,264 --> 00:17:35,399
‫سلام هر چیزی که قرار بوده باشی

393
00:17:35,401 --> 00:17:37,151
‫"آن بولن"

394
00:17:37,153 --> 00:17:39,069
‫قبلاً گردن زده شده به وضوح

395
00:17:39,071 --> 00:17:40,821
‫تحت تأثیر قرار گرفتم

396
00:17:40,823 --> 00:17:43,907
‫خب ، تعریف کردن از لباست باعث میشه که

397
00:17:43,910 --> 00:17:46,327
‫یه معرّفی رسمی بدست بیارم ؟

398
00:17:46,329 --> 00:17:50,782
‫واسه چی می‌خوای بدونی من کی هستم ؟

399
00:17:50,784 --> 00:17:52,917
‫تو مگان رو کُشتی ؟

400
00:17:52,919 --> 00:17:54,335
‫معلومه که نه

401
00:17:54,337 --> 00:17:56,504
‫پس چرا اینقدر مشکوک رفتار می‌کنی ؟

402
00:17:56,506 --> 00:17:58,623
‫چون همه اطرافیانِ من می‌میرن

403
00:17:58,625 --> 00:18:00,625
‫انگار نفرین شده هستم

404
00:18:00,627 --> 00:18:03,962
‫دوستام ، خانواده‌م...به مرور
‫تک‌تک آدمایی که تو زندگیم بودن

405
00:18:03,964 --> 00:18:06,347
‫رو از دست دادم

406
00:18:06,349 --> 00:18:08,249
‫بنابراین اگر حتّی یه ذره میدونستی
‫احساس گناه به‌خاطر زنده‌ موندن

407
00:18:08,252 --> 00:18:10,135
‫چه حسی داره دست از سرم برمیداشتی

408
00:18:13,306 --> 00:18:15,291
‫سوالِ منو فراموش کن

409
00:18:17,110 --> 00:18:22,698
‫اسمم "آرون" ـه

410
00:18:22,700 --> 00:18:25,651
‫شاید بعداً باز دیدمت

411
00:18:53,732 --> 00:18:56,067
‫والا توی شهر ما بار نوشیدنی بوفه یعنی

412
00:18:56,069 --> 00:18:58,519
‫جایی که پر از شراب‌های مرغوب
‫در کوزه‌های سرامیکی ـه

413
00:18:58,521 --> 00:19:01,188
‫باشه

414
00:19:02,140 --> 00:19:05,476
‫روحتم خبر نداره من کی هستم ، نه ؟

415
00:19:05,478 --> 00:19:07,194
‫به دل نگیر . راستش خیلیا هستن

416
00:19:07,196 --> 00:19:09,096
‫که روحمم خبر نداره کی هستن

417
00:19:09,098 --> 00:19:11,649
‫تِسا" هستم"

418
00:19:11,651 --> 00:19:13,534
‫قبلنا معروف به "کتسیا" بودم

419
00:19:13,536 --> 00:19:15,636
‫دختری که حافظه‌م رو پاک کرد

420
00:19:15,639 --> 00:19:19,091
‫مسأله شخصی نبود
‫قضیه مربوط به مشکلاتم با دوست‌پسر سابقم می‌شد

421
00:19:19,093 --> 00:19:20,876
‫بذار برات جبران کنم

422
00:19:20,878 --> 00:19:22,494
‫برات "یه نوشیدنی به نشونه‌ی متأسف بودنم" بخرم

423
00:19:22,496 --> 00:19:27,599
‫یه بشکه مشروب هم بخری فایده نداره

424
00:19:27,601 --> 00:19:28,884
‫بریم داداش

425
00:19:32,221 --> 00:19:36,007
‫تو دادااش یار کمکی افتضاحی
‫واسه مخ زدن خانما هستی

426
00:19:36,009 --> 00:19:37,359
‫باور کن آخرین بابایی که
‫سعی کرد مخ این دختر رو بزنه

427
00:19:37,361 --> 00:19:39,010
‫هنوزم که هنوزه داره تاوان پس میده

428
00:19:39,013 --> 00:19:40,396
‫خب ، ما دقیقاً واسه چه کاری اومدیم اینجا ؟

429
00:19:40,398 --> 00:19:42,699
‫راستش...

430
00:19:42,701 --> 00:19:45,568
‫سلام خود من

431
00:20:00,096 --> 00:20:01,254
‫خب ، میشه برام توضیح بدی

432
00:20:01,255 --> 00:20:03,038
‫الان واسه چی داداش خودمو کُشتم ؟

433
00:20:03,040 --> 00:20:04,740
‫طلسم "تِسا" ذهن ما دو نفر رو
‫به‌هم متصل کرده بود

434
00:20:04,742 --> 00:20:06,542
‫منم توانایی‌های ذهنی خودم رو از دست دادم

435
00:20:06,544 --> 00:20:08,410
‫استفن هم حافظه‌ش رو

436
00:20:08,412 --> 00:20:11,580
‫الان اتصال قطع شد ؟

437
00:20:11,582 --> 00:20:15,768
‫آره دیمن . دوباره می‌تونم فکرت رو بخونم

438
00:20:15,770 --> 00:20:17,970
‫نخیر ، دروغ نمیگم . ضمناً تو یه‌کم زیادی

439
00:20:17,972 --> 00:20:19,755
‫از شکوندنِ گردن برادرت

440
00:20:19,757 --> 00:20:21,590
‫لذّت بردی

441
00:20:22,476 --> 00:20:24,444
‫باورم شد

442
00:20:24,446 --> 00:20:26,112
‫بنده میرم با جادوگرِ گرم بگیرم

443
00:20:26,114 --> 00:20:27,597
‫و به ذهنش نفوذ کنم

444
00:20:27,599 --> 00:20:29,065
‫تا سر دربیارم کجا لنگر رو قایم کرده

445
00:20:29,067 --> 00:20:30,951
‫جنابعالی هم تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که اونو مُرده نگه داری

446
00:20:30,953 --> 00:20:32,402
‫تِس" یه ذرّه هم شک نمی‌کنه"

447
00:20:32,404 --> 00:20:34,604
‫چرا مردی که به تازگی زده مُخش رو سرخ کرده

448
00:20:34,606 --> 00:20:36,206
‫یهو بهش علاقه‌مند شده ؟

449
00:20:36,208 --> 00:20:37,607
‫بین اون همه مرد که اونجا بود

450
00:20:37,609 --> 00:20:39,108
‫تِسا" یه راست سراغ استفن رفت"

451
00:20:39,110 --> 00:20:41,945
‫این قیافه قبلاً یه بار دلشو برده

452
00:20:41,947 --> 00:20:45,582
‫میدونی ، یک زن عمراً عشق
‫اوّل خودش رو فراموش کنه

453
00:20:45,585 --> 00:20:48,285
‫مهم هم نیست رابطه‌ چقدر بد تموم شده باشه

454
00:20:50,121 --> 00:20:53,891
‫ببین کی برگشته

455
00:20:53,893 --> 00:20:55,810
‫توی دردسر افتادم ؟

456
00:20:55,812 --> 00:20:57,478
‫والا طبق حرفای داداشم

457
00:20:57,480 --> 00:20:59,513
‫الان من باید از تو بدم بیاد

458
00:20:59,515 --> 00:21:01,349
‫حالا بدت میاد ؟

459
00:21:01,351 --> 00:21:03,901
‫بعد اینکه نوشیدنی زدیم جوابتو میدم

460
00:21:07,472 --> 00:21:09,857
‫ایول ، تکیلا دوست داری

461
00:21:09,860 --> 00:21:12,477
‫آره ولی گوشت خوک بیشتر دوست دارم

462
00:21:12,479 --> 00:21:14,312
‫زمان من فقط گوشت برّه موجود بود

463
00:21:14,314 --> 00:21:17,366
‫به فکر هیچ‌کس نرسیده بود
‫گوشت خوک رو دودی کنه

464
00:21:20,286 --> 00:21:24,456
‫خدایا ، شیرین‌‌ترین لبخندی که دیدم مال توئه

465
00:21:24,458 --> 00:21:26,441
‫می‌خوای کل شب همینطوری بهش زِل بزنی

466
00:21:26,443 --> 00:21:27,876
‫یا می‌خوای ازم تقاضا کنی باهات برقصم ؟

467
00:21:43,694 --> 00:21:45,962
‫پایه‌ای از اینجا جیم بشیم ؟

468
00:21:45,964 --> 00:21:47,680
‫همراه این لباس مبدل‌ها دستبند هم هست

469
00:21:47,682 --> 00:21:49,449
‫تو هم که اتاق ـت اختصاصی ـه

470
00:21:49,451 --> 00:21:51,517
‫"ببین "کر

471
00:21:51,519 --> 00:21:53,786
‫من واسه اینکه مُدام باهات حال کنم نیومدم اینجا

472
00:21:53,788 --> 00:21:56,155
‫میدونم . فقط...

473
00:21:56,158 --> 00:21:58,075
‫بابت اینکه توی دانشگاه

474
00:21:58,077 --> 00:22:01,128
‫کنار هم هستیم خیلی خوشحالم

475
00:22:01,130 --> 00:22:03,881
‫نه ، منظورم اینه...

476
00:22:03,883 --> 00:22:05,382
‫چیه ؟

477
00:22:08,036 --> 00:22:10,054
‫خوشحالم که اینجام

478
00:22:13,224 --> 00:22:17,311
‫چی باعث شد بیای مهمونی رقص‌ِ هالوینِ کالج ؟

479
00:22:17,314 --> 00:22:19,097
‫منو نگاه کن

480
00:22:19,099 --> 00:22:20,432
‫آخرین بار که اینقدر خوشگل شده بودم

481
00:22:20,434 --> 00:22:21,850
‫نتونستم ازش لذّت ببرم

482
00:22:21,852 --> 00:22:23,217
‫درسته . همون

483
00:22:23,219 --> 00:22:25,103
‫داستان اینکه سر عروسی داماد قال ـت گذاشت

484
00:22:25,105 --> 00:22:27,906
‫تو نباید از این قضیه خبر داشته باشی

485
00:22:27,908 --> 00:22:30,224
‫اینو قبل اینکه مغزت رو سرخ کنم بهت گفتم

486
00:22:30,226 --> 00:22:31,943
‫باشه . مچم رو گرفتی

487
00:22:31,945 --> 00:22:33,995
‫شایدم راجع به تو از بقیه پرس‌وجو کرده باشم

488
00:22:33,997 --> 00:22:36,247
‫منم الکی به همه بدبین هستم

489
00:22:36,249 --> 00:22:38,533
‫آخر و عاقبتِ تلاش برای عروسی

490
00:22:38,535 --> 00:22:41,119
‫با یه دروغگوی دغل‌باز حرومزاده همین میشه دیگه

491
00:22:41,122 --> 00:22:42,755
‫ای بابا ، بیخیال

492
00:22:42,757 --> 00:22:44,540
‫این بنده خدا حتماً ۴تا ویژگی خوب هم داشته دیگه

493
00:22:44,542 --> 00:22:46,192
‫یعنی تابلوئه که

494
00:22:46,194 --> 00:22:48,010
‫شدیداً خوش‌قیافه بوده

495
00:22:49,630 --> 00:22:51,747
‫دست‌کم اهل شوخی و اینا بوده دیگه ؟

496
00:22:51,749 --> 00:22:53,248
‫داری ازش دفاع می‌کنی ؟

497
00:22:53,250 --> 00:22:54,934
‫نه بابا ، نه . فقط اینکه تو

498
00:22:54,936 --> 00:22:57,386
‫حدوداً ۲۰۰۰ ساله دنبالِ انتقامی

499
00:22:57,388 --> 00:22:59,605
‫شاید به بهونه‌ی اینکه ازش متنفری

500
00:22:59,607 --> 00:23:01,423
‫می‌خوای تو زندگی ـت نگهش داری

501
00:23:01,560 --> 00:23:03,944
‫یه قسمت از وجودت هست که
‫هنوزم دوستش داره

502
00:23:04,639 --> 00:23:07,223
‫خدا کنه اونم همینطوری فکر کنه

503
00:23:07,225 --> 00:23:09,592
‫چون خیلی دوست دارم قیافشو

504
00:23:09,594 --> 00:23:12,094
‫وقتی می‌فهمه چقدر در اشتباه بوده ببینم

505
00:23:12,096 --> 00:23:14,814
‫خیلی‌خب ، باید اعتراف کنم
‫یه قسمت از وجودم

506
00:23:14,816 --> 00:23:18,318
‫بدجوری دلش می‌خواست از زبونت بشنوه
‫که هنوزم منو دوست داری

507
00:23:18,320 --> 00:23:20,787
‫یعنی اینقدر خودخواه هستم

508
00:23:20,789 --> 00:23:22,956
‫ولی از اونجایی که مشخصه
‫تو سعی در انکار این موضوع داری

509
00:23:22,958 --> 00:23:24,270
‫- "وای خدای من ، "سایلس
‫- خیلی‌خب...

510
00:23:24,271 --> 00:23:27,973
‫لنگری که باهاش میشه به اونطرف رفت کجاست ؟

511
00:23:27,976 --> 00:23:29,810
‫چمیدونم . منم دنبالشم

512
00:23:29,812 --> 00:23:31,361
‫یعنی چی میگی نمیدونم ؟

513
00:23:31,363 --> 00:23:32,979
‫- تو ایجادش کردی
‫- آره

514
00:23:32,981 --> 00:23:34,481
‫من درستش کردم ولی مسافرا

515
00:23:34,483 --> 00:23:35,816
‫بعد از اینکه منو کُشتن قایمش کردن

516
00:23:35,818 --> 00:23:37,183
‫دائماً جابجاش می‌کنن

517
00:23:37,185 --> 00:23:38,368
‫پس تو اینجا چی‌کار می‌کنی ؟

518
00:23:38,370 --> 00:23:39,870
‫یکی از گردنبندهام که تو یکی از قفسه‌هاست

519
00:23:39,872 --> 00:23:42,372
‫یه‌جور طلسم افسانه‌ای که
‫قدرت منو زیاد می‌کنه

520
00:23:42,374 --> 00:23:43,874
‫بهش برای اجرای افسون مکان‌یاب نیاز دارم

521
00:23:43,876 --> 00:23:45,242
‫تا بتونم جای لنگر رو پیدا کنم

522
00:23:45,244 --> 00:23:48,361
‫خب ، برو سراغش

523
00:23:48,364 --> 00:23:52,533
‫و مکالمه‌ی الانمون رو فراموش کن

524
00:23:57,055 --> 00:23:58,973
‫بابت رقص ازت ممنونم

525
00:23:58,975 --> 00:24:01,142
‫من ازت ممنونم

526
00:24:14,407 --> 00:24:17,743
‫تو گردنِ منو شکستی ؟

527
00:24:17,745 --> 00:24:19,394
‫آره

528
00:24:19,396 --> 00:24:21,096
‫کلی شاه‌پسند به خوردم دادی

529
00:24:21,098 --> 00:24:23,248
‫فقط عقل و منطق دیمنِ که به‌درد هممون می‌خوره

530
00:24:23,250 --> 00:24:25,417
‫نسخه جدیدت افتضاحه

531
00:24:25,419 --> 00:24:27,402
‫استفن قبلی چطور برخورد می‌کرد

532
00:24:27,404 --> 00:24:29,421
‫توی روت می‌خندید آیا ؟

533
00:24:29,423 --> 00:24:31,240
‫درک می‌کرد که مسأله اون نیست

534
00:24:31,242 --> 00:24:34,126
‫پس قضیه به کی ربط داره دیمن ؟

535
00:24:34,129 --> 00:24:36,262
‫به تو که با درموندگی سعی می‌کنی

536
00:24:36,264 --> 00:24:38,264
‫به الینا ثابت کنی دوست‌پسر بالیاقتی هستی ؟

537
00:24:38,266 --> 00:24:43,102
‫می‌خوام دوست‌صمیمی‌ـش رو زنده کنم . فهمیدی ؟

538
00:24:53,900 --> 00:24:55,600
‫<font color="#ffff۰۰">" عجله کن "</font>

539
00:25:03,608 --> 00:25:05,326
‫اینجایی که

540
00:25:07,612 --> 00:25:12,082
‫درآوردنش خیلی سخته ؟

541
00:25:12,084 --> 00:25:14,785
‫از قصد قلب ـت رو زخمی کردم

542
00:25:14,787 --> 00:25:17,004
‫یعنی نمی‌خواستی منو بکُشی ؟

543
00:25:17,006 --> 00:25:19,223
‫و هنوز کارِت باهام تموم نشده

544
00:25:19,225 --> 00:25:20,958
‫درسته

545
00:25:20,961 --> 00:25:22,727
‫می‌خوام بدونم برای چی از خودت الکی

546
00:25:22,729 --> 00:25:24,796
‫راجب مامانت داستان سر هم کردی

547
00:25:24,798 --> 00:25:27,649
‫یه امتحان بود
‫که تو هم رد شدی

548
00:25:27,651 --> 00:25:30,685
‫میدونستم همش الکی ـه

549
00:25:30,687 --> 00:25:34,639
‫تا سال ۱۶۴۵ یه قرن و نیم می‌شد

550
00:25:34,641 --> 00:25:36,358
‫که از دست کلاوس فرار می‌کردم

551
00:25:36,360 --> 00:25:38,109
‫محاله نوچه‌هاش یکی دیگه

552
00:25:38,111 --> 00:25:42,113
‫رو اشتباهی جای من گرفته باشند

553
00:25:42,115 --> 00:25:45,000
‫ولی تو خبر داری مغز چطوری کار می‌کنه . درسته ؟

554
00:25:45,003 --> 00:25:47,253
‫پس حتماً میدونستی محاله

555
00:25:47,255 --> 00:25:49,055
‫اون داستان غم‌انگیز ـت رو باور کنم

556
00:25:49,057 --> 00:25:51,540
‫می‌خواستم فکرت رو درگیر کنم

557
00:25:51,542 --> 00:25:55,327
‫روشم جواب داده
‫چون جنابعالی اینجا تشریف داری

558
00:25:56,881 --> 00:25:59,048
‫چجور بازی کثیفی داری انجام میدی ؟

559
00:25:59,050 --> 00:26:01,300
‫کاترین ، اینا بازی نیست

560
00:26:01,302 --> 00:26:05,004
‫تو واقعاً مادرم رو کُشتی
‫فقط توی پاریس نبوده

561
00:26:05,006 --> 00:26:07,339
‫توی یه کلبه‌ی کوچک توی انگلستان رخ داده

562
00:26:07,342 --> 00:26:10,844
‫سالش هم ۱۶۴۵ نبوده

563
00:26:10,846 --> 00:26:13,747
‫ششم آوریل سال ۱۴۹۲ بوده

564
00:26:13,749 --> 00:26:19,486
‫ضمناً مادرم تنها بوده

565
00:26:19,488 --> 00:26:24,241
‫چون دو سال قبلش
‫خانواده‌ش اونو طرد کرده بودن

566
00:26:24,243 --> 00:26:27,027
‫تو به زور سرش رو کردی تو طناب دار

567
00:26:27,029 --> 00:26:29,713
‫بعدش صندلی رو هُل دادی

568
00:26:29,716 --> 00:26:33,084
‫و گردنش رو شکستی

569
00:26:34,703 --> 00:26:37,188
‫تو کی هستی ؟

570
00:26:37,190 --> 00:26:40,207
‫اسم من...

571
00:26:40,209 --> 00:26:41,809
‫نادیا پِترُوا ـست

572
00:26:45,982 --> 00:26:48,599
‫و تو مادرم هستی

573
00:26:50,938 --> 00:26:53,238
‫نه

574
00:26:59,392 --> 00:27:02,026
‫شبیه زنی شده که دارن می‌برنش پای گیوتین
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(اشاره به ملکه ماری آنتوآنت)</font>

575
00:27:02,028 --> 00:27:04,579
‫راستش گردنش رو با شمشیر زدن

576
00:27:04,581 --> 00:27:07,532
‫دیدی ؟ واسه همین زیست‌شناسی تدریس می‌کنم

577
00:27:07,534 --> 00:27:10,835
‫اون‌وقت شما آبراهام لینکلن هستید ؟

578
00:27:10,837 --> 00:27:13,338
‫دکتر جکیل هستم

579
00:27:13,341 --> 00:27:15,958
‫آره ، قشنگ معلومه اصلاً

580
00:27:15,960 --> 00:27:17,843
‫حالا دکتر هاید کجاست ؟

581
00:27:17,845 --> 00:27:19,261
‫نمیدونم والا

582
00:27:19,263 --> 00:27:21,263
‫مسئولیت نیمه‌ی تاریکم با من نیست

583
00:27:21,265 --> 00:27:23,599
‫به نظرتون زشته که

584
00:27:23,601 --> 00:27:25,718
‫یه دانشجو ازتون دعوت به رقص کنه ؟

585
00:27:25,720 --> 00:27:28,053
‫کی می‌تونه دست رد به ملکه بزنه ؟

586
00:27:28,055 --> 00:27:30,088
‫این به کنار جنابعالی دانشجوی بنده

587
00:27:30,090 --> 00:27:31,941
‫نیستی و نخواهی شد

588
00:27:35,063 --> 00:27:37,063
‫به رقصیدن ـت امتیاز ۲۰ میدم

589
00:27:37,065 --> 00:27:38,815
‫ولی صفر امتیاز واسه دروغ گفتن

590
00:27:38,817 --> 00:27:40,784
‫توی گواهی فوت هم‌اتاقیم بهت میدم

591
00:27:40,786 --> 00:27:42,769
‫ببین ، من که نمی‌خواستم دروغ بگم

592
00:27:42,771 --> 00:27:44,937
‫ولی نمی‌شد برگردم به والدین ـش بگم

593
00:27:44,939 --> 00:27:47,240
‫یه شیرکوهی توی مهمونی کالج
‫به دخترشون حمله کرده

594
00:27:47,242 --> 00:27:49,409
‫اخراج می‌شدم

595
00:27:49,411 --> 00:27:51,211
‫می‌خوای بدونی نظریه من چیه ؟

596
00:27:51,213 --> 00:27:53,129
‫چیه ؟

597
00:27:53,131 --> 00:27:55,332
‫به گمونم یه خون‌آشام تعقیبش کرده

598
00:27:55,334 --> 00:27:56,750
‫و گلوش رو بریده

599
00:27:56,752 --> 00:27:58,468
‫و از پشت‌بام پرتش کرده پایین

600
00:27:58,471 --> 00:28:00,638
‫چی راجب خون‌آشاما میدونی ؟

601
00:28:00,640 --> 00:28:02,807
‫الینا ، اینکه من چی میدونم مهم نیست

602
00:28:02,809 --> 00:28:04,225
‫چون هیچ‌وقت دیگه قرار نیست

603
00:28:04,227 --> 00:28:05,793
‫همدیگه رو ببینیم

604
00:28:05,795 --> 00:28:07,928
‫چرا اون‌وقت ؟

605
00:28:07,930 --> 00:28:09,963
‫چون آدمایی توی این دانشگاه هستن که

606
00:28:09,965 --> 00:28:11,465
‫می‌بیینن جنابعالی و دوستات

607
00:28:11,467 --> 00:28:15,653
‫دوره افتادید سوال‌هایی می‌پرسید
‫که اونا خوششون نمیاد

608
00:28:15,655 --> 00:28:18,856
‫واسه همین بار و بندیل ـت رو جمع کن
‫ترک تحصیل کن

609
00:28:18,858 --> 00:28:21,659
‫و برگرد به میستیک‌فالز

610
00:28:25,031 --> 00:28:28,200
‫هی

611
00:28:28,202 --> 00:28:30,352
‫اینجایی

612
00:28:30,354 --> 00:28:32,404
‫چی‌کار می‌کنی ؟

613
00:28:32,406 --> 00:28:35,908
‫"ببین "کر...

614
00:28:35,910 --> 00:28:38,744
‫من نمی‌خوام فعلاً مشغول به درس و کالج بشم

615
00:28:38,746 --> 00:28:40,662
‫آره ، کاملاً درکت می‌کنم

616
00:28:40,664 --> 00:28:43,048
‫زیادی روی این موضوع اصرار کردم

617
00:28:43,050 --> 00:28:45,033
‫و خب ، میدونی که تو

618
00:28:45,036 --> 00:28:46,586
‫باید خودت برای زندگی ـت تصمیم بگیری

619
00:28:46,588 --> 00:28:52,225
‫مهم اینه که تو برگشتی
‫و ما پیش همدیگه هستیم

620
00:28:52,227 --> 00:28:55,711
‫میدونی که چرا باز باهم هستیم ؟

621
00:28:55,713 --> 00:28:58,264
‫چون کلاوس بهمون اجازه داد

622
00:28:58,266 --> 00:29:01,551
‫تا باهم باشیم

623
00:29:01,553 --> 00:29:04,104
‫شرمنده ولی بنده نمی‌تونم اینطوری زندگی کنم

624
00:29:04,106 --> 00:29:07,574
‫که اینطور پس قضیه به کلاوس ربط داره

625
00:29:07,577 --> 00:29:11,195
‫نه . موضوع خودم هستم

626
00:29:11,197 --> 00:29:13,364
‫اون مامانم رو کشت و
‫از زیرش قسِر در رفت

627
00:29:13,366 --> 00:29:15,065
‫نمی‌تونم به جامعه‌‌شناسی و

628
00:29:15,067 --> 00:29:16,867
‫مهمونی انجمن کالج و این چیزا اهمیت بدم

629
00:29:16,869 --> 00:29:18,586
‫تو حتّی اینا رو امتحانم نکردی

630
00:29:18,588 --> 00:29:20,108
‫نیومدم اینجا تا این چیزا رو امتحان کنم

631
00:29:25,377 --> 00:29:28,796
‫اومدی تا از من خدافظی کنی

632
00:29:30,450 --> 00:29:33,051
‫باید برم دنبال کلاوس

633
00:29:33,053 --> 00:29:34,919
‫باید یه راهی پیدا کنم تا زندگیش رو نابودش کنم

634
00:29:34,921 --> 00:29:36,538
‫همونطور که اون زندگیم رو نابود کرد

635
00:29:36,540 --> 00:29:37,806
‫اصلاً میدونی چیه تایلر ؟

636
00:29:37,808 --> 00:29:39,257
‫نسبت به کسی که ادعا می‌کنه از کلاوس متنفره

637
00:29:39,259 --> 00:29:42,360
‫خودت هم چندان تفاوتی باهاش نداری

638
00:30:22,620 --> 00:30:24,955
‫استفن

639
00:30:24,957 --> 00:30:26,740
‫اومدی نمایش رو تماشا کنی ؟

640
00:30:26,742 --> 00:30:28,358
‫چی‌کار می‌کنی ؟

641
00:30:28,360 --> 00:30:30,027
‫از این گردنبند استفاده کردم تا چیزی که

642
00:30:30,029 --> 00:30:32,079
‫دنبالشم رو پیدا کنم و موفق هم شدم

643
00:30:32,081 --> 00:30:33,864
‫خوبه

644
00:30:40,673 --> 00:30:42,490
‫استفن ؟

645
00:30:51,483 --> 00:30:55,053
‫بیدار شدی ؟

646
00:30:59,191 --> 00:31:00,942
‫استفن ؟

647
00:31:03,446 --> 00:31:05,847
‫استفن ؟

648
00:31:06,867 --> 00:31:09,952
‫دوباره زنده شدی ؟

649
00:31:19,046 --> 00:31:22,214
‫داداشی ، بهت حال داد ؟

650
00:31:29,539 --> 00:31:31,989
‫استفن

651
00:31:31,991 --> 00:31:34,375
‫استفن ، حالت خوبه ؟

652
00:31:35,879 --> 00:31:38,096
‫تِسا" ، اون "سایلس" هستش"

653
00:31:40,015 --> 00:31:42,267
‫نه

654
00:31:46,556 --> 00:31:48,674
‫اون با داداشم همکاری می‌کنه

655
00:31:48,676 --> 00:31:51,227
‫هر چی بهت گفته خالی‌بندی بوده

656
00:31:55,866 --> 00:32:00,152
‫دروغ گفتن توی خونش ـه

657
00:32:00,154 --> 00:32:02,071
‫میدونی لنگر کجاست

658
00:32:02,073 --> 00:32:04,156
‫چه حیف که زنده نمی‌مونی تا پیداش کنی

659
00:32:11,515 --> 00:32:13,799
‫نمی‌تونی منو بکُشی

660
00:32:13,801 --> 00:32:17,136
‫لازم نیست فعلاً بکشمت

661
00:32:19,672 --> 00:32:24,060
‫دوستم داری . خودت هم میدونی که دوستم داری

662
00:32:24,062 --> 00:32:26,896
‫قبلاً دوستت داشتم

663
00:32:26,898 --> 00:32:30,015
‫ولی بعدش تو قلبم رو شکستی

664
00:32:30,017 --> 00:32:32,201
‫و حالا نوبتِ منه که قلب تو رو بشکنم

665
00:32:38,326 --> 00:32:41,495
‫یا لااقل جلوی کار کردنش رو بگیرم

666
00:32:41,497 --> 00:32:44,030
‫تا خون توی بدن ـت جریان نداشته باشه

667
00:32:44,032 --> 00:32:47,250
‫و رگ‌هات خشکِ خشک بشن

668
00:32:47,252 --> 00:32:50,887
‫تا تمام و کمال از درون بپوسی

669
00:32:50,889 --> 00:32:54,541
‫تا همه‌ی دنیا شخصیت واقعی تو رو ببینن

670
00:32:54,544 --> 00:32:59,564
‫یه هیولای

671
00:32:59,566 --> 00:33:03,251
‫سنگدل خاکستری بدریخت

672
00:33:24,240 --> 00:33:26,458
‫به خیالت چی‌کار کجا داری تشریف می‌بری ؟

673
00:33:26,460 --> 00:33:29,761
‫- چیه ؟
‫- یالا ، اونا رو بده من

674
00:33:29,763 --> 00:33:31,588
‫روبراهم

675
00:33:31,589 --> 00:33:33,230
‫تا دهنشو باز کرد بوی الکل

676
00:33:33,231 --> 00:33:34,103
‫از دهنش بیرون زد

677
00:33:34,104 --> 00:33:35,687
‫میدونی ، تو شبیه این باباهایی که

678
00:33:35,689 --> 00:33:37,488
‫به خیالشون باحال هستن ولی در واقع
‫خیلی هم ضد حالن هستی

679
00:33:37,490 --> 00:33:38,990
‫خب ، من با یه سرپرست قانونمدار و مسئول

680
00:33:38,992 --> 00:33:41,075
‫ضد حال بودن مشکلی ندارم

681
00:33:41,078 --> 00:33:44,462
‫سوئیچ ماشین...زود باش

682
00:33:49,662 --> 00:33:51,601
‫میشه پول تاکسی بهم بدی ؟

683
00:33:51,602 --> 00:33:53,652
‫یعنی بالاخره هر چی باشه
‫پولام دستِ تو هستن دیگه . درسته ؟

684
00:33:57,008 --> 00:33:58,991
‫دیدم داشتی با الینا گیلبرت حرف میزدی

685
00:33:58,993 --> 00:34:00,959
‫یه لطفی در حق خودت بکن

686
00:34:00,961 --> 00:34:02,628
‫به این مورد نزدیک نشو

687
00:34:02,631 --> 00:34:04,080
‫چرا ؟

688
00:34:04,082 --> 00:34:06,299
‫چون برخلاف ظاهر ضدحالم

689
00:34:06,301 --> 00:34:08,468
‫"تو واقعاً برام مهمی "آرون

690
00:34:09,953 --> 00:34:12,155
‫حالا هر چی

691
00:34:12,157 --> 00:34:13,790
‫مراقب خودت باش

692
00:34:17,928 --> 00:34:20,647
‫وای خدای من ، استفن

693
00:34:20,649 --> 00:34:23,500
‫این استفن نیست

694
00:34:23,502 --> 00:34:25,485
‫سایلس" ؟ لعنتی"

695
00:34:25,488 --> 00:34:27,104
‫قضیه چیه ؟

696
00:34:27,106 --> 00:34:28,739
‫ظاهراً "تِسا" بالاخره حال "سایلس" رو گرفت

697
00:34:28,741 --> 00:34:30,374
‫اگه این یارو "سایلس" ـه

698
00:34:30,376 --> 00:34:32,026
‫با این حساب دیگه دردسری برامون نداره

699
00:34:32,028 --> 00:34:33,627
‫یعنی اتفاق خوبی افتاده . درسته ؟

700
00:34:33,629 --> 00:34:35,145
‫راستیتش نه

701
00:34:35,147 --> 00:34:37,748
‫خیلی هم اتفاق بدی ـه

702
00:34:56,385 --> 00:34:58,221
‫خیلی احمق بودی که در نرفتی

703
00:34:58,222 --> 00:34:59,989
‫سایلس" حتماً گیرت میاره"

704
00:34:59,991 --> 00:35:02,358
‫شایدم نیاره

705
00:35:02,360 --> 00:35:03,943
‫خودت گفتی

706
00:35:03,945 --> 00:35:06,395
‫کارم تو پیچوندن اهریمن‌ها حرف نداره

707
00:35:06,397 --> 00:35:10,366
‫تازه "سایلس" تا موقعی که

708
00:35:10,369 --> 00:35:13,720
‫نفهمه چطوری میشه اون دنیا رو
‫نابود کرد منو لازم نداره

709
00:35:13,722 --> 00:35:16,189
‫اگه تا اون‌موقع خودش رو درمان کنه

710
00:35:16,191 --> 00:35:18,558
‫دوباره جادوگر میشه

711
00:35:18,560 --> 00:35:21,461
‫به عنوان یه جادوگر هم می‌میره . اون توی

712
00:35:21,463 --> 00:35:24,397
‫برزخ ماورالطبیعه گیر کرده

713
00:35:24,399 --> 00:35:27,583
‫فقط یه سوال مهم که

714
00:35:27,585 --> 00:35:29,302
‫طی ۵۰۰ سال گذشته

715
00:35:29,304 --> 00:35:32,439
‫روی اعصابِ منه باقی می‌مونه

716
00:35:32,442 --> 00:35:35,226
‫سال ۱۴۹۸ تو کجا بودی ؟

717
00:35:35,228 --> 00:35:39,313
‫نمیدونم ، ۸ سالم بود . چطور ؟

718
00:35:39,315 --> 00:35:42,066
‫چون سال ۱۴۹۸ فرار کردم

719
00:35:42,068 --> 00:35:45,419
‫همه‌ی اونایی که دنبالم بودن رو هم پیچوندم

720
00:35:45,421 --> 00:35:48,823
‫و به بلغارستان برگشتم

721
00:35:50,142 --> 00:35:53,077
‫همه‌ی روستاها و

722
00:35:53,079 --> 00:35:57,548
‫کلبه‌ها رو گشتم ولی تو اونجا نبودی

723
00:35:59,869 --> 00:36:02,704
‫یعنی برگشتی ؟

724
00:36:02,706 --> 00:36:05,123
‫آره نادیا

725
00:36:05,125 --> 00:36:07,476
‫به‌خاطر تو برگشتم

726
00:36:15,134 --> 00:36:17,235
‫از دیدنت خوشحال شدم

727
00:37:04,370 --> 00:37:06,087
‫- "کر"...
‫- صبر کن

728
00:37:06,089 --> 00:37:08,856
‫راجب این موضوع فکر کردم

729
00:37:08,858 --> 00:37:11,743
‫و به این نتیجه رسیدم که...

730
00:37:13,379 --> 00:37:17,215
‫نمی‌خوام بازم این بحث‌‌ها رو باهم بکنیم

731
00:37:17,217 --> 00:37:19,284
‫دیگه نمی‌تونم دست رو دست بذارم و

732
00:37:19,286 --> 00:37:21,336
‫منتظرت باشم که برگردی

733
00:37:21,338 --> 00:37:22,787
‫منم همچین چیزی نمی‌خوام

734
00:37:22,789 --> 00:37:24,672
‫پس پیشم بمون

735
00:37:24,674 --> 00:37:26,391
‫عشق زندگیم باش

736
00:37:26,394 --> 00:37:29,095
‫بیشتر از اینکه از کلاوس متنفر باشی
‫به من عشق بورز

737
00:37:29,097 --> 00:37:33,899
‫شرمنده "کر" . این‌کار از من برنمیاد

738
00:37:36,486 --> 00:37:38,521
‫نه ، نه ، نه

739
00:37:38,523 --> 00:37:40,623
‫جرأت داری ازم رو برگردون

740
00:37:40,625 --> 00:37:42,441
‫به خدا قسم تایلر
‫اگر یه قدم دیگه

741
00:37:42,443 --> 00:37:44,226
‫برداری رابطه‌ی ما تمومه . فهمیدی ؟

742
00:37:44,228 --> 00:37:45,778
‫دیگه از غافلگیر کردن

743
00:37:45,780 --> 00:37:47,246
‫بهونه آوردن و فرصت دوباره دادن خبری نیست

744
00:37:47,248 --> 00:37:49,715
‫رابطه‌ی ما تمومه

745
00:38:30,626 --> 00:38:34,579
‫یعنی پروفسور مو طلایی
‫از قضیه‌ خون‌آشاما خبر داره ؟

746
00:38:34,581 --> 00:38:36,998
‫گفت اگه من بیخیال کالج نشم

747
00:38:37,001 --> 00:38:38,584
‫آدمای نادرستی شروع

748
00:38:38,586 --> 00:38:39,751
‫براشون سوالای درستی پیش میاد

749
00:38:39,753 --> 00:38:41,670
‫خطرناک به نظر میاد

750
00:38:41,672 --> 00:38:43,622
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنی ؟

751
00:38:43,624 --> 00:38:45,424
‫نمیدونم والا . فقط اینو میدونم که

752
00:38:45,426 --> 00:38:47,176
‫پیدا کردن حقیقت در مورد مرگ مگان

753
00:38:47,178 --> 00:38:48,477
‫بانی رو زنده نمی‌کنه

754
00:38:48,479 --> 00:38:50,479
‫آره . "سایلس" مثله سنگ خشک شده

755
00:38:50,481 --> 00:38:51,680
‫توی اتاق نشیمن ـمون هم بانی رو برنمیگردونه

756
00:38:51,682 --> 00:38:54,299
‫یعنی "سایلس" فقط با این شرط که

757
00:38:54,301 --> 00:38:56,768
‫دوباره جادوگر بشه بانی رو زنده می‌کنه

758
00:38:56,770 --> 00:38:58,737
‫"ولی تنها راه واسه جادوگر شدن "سایلس

759
00:38:58,740 --> 00:39:00,340
‫به چنگ آوردنِ داروئه

760
00:39:00,342 --> 00:39:02,859
‫درسته

761
00:39:04,795 --> 00:39:07,530
‫چیه ؟

762
00:39:07,532 --> 00:39:10,366
‫یعنی کی می‌تونه باشه ؟

763
00:39:14,205 --> 00:39:16,122
‫سلام

764
00:39:16,124 --> 00:39:18,541
‫چه کار فوری داشتی ؟
‫ناسلامتی بنده فراری هستم

765
00:39:18,543 --> 00:39:21,511
‫وقت واسه توقف و استراحت ندارم

766
00:39:25,333 --> 00:39:29,670
‫یا شایدم دارم

767
00:39:29,672 --> 00:39:33,524
‫شایدم هر چقدر وقت بخوای دارم

768
00:39:34,893 --> 00:39:38,445
‫کاترین پیرس دوباره مرگ رو دور میزنه

769
00:39:41,016 --> 00:39:42,816
‫شما ۲تا هم بالاخره

770
00:39:42,818 --> 00:39:44,618
‫نمردین و یه کار درست انجام دادین

771
00:39:44,621 --> 00:39:46,354
‫چه حسی داری ؟

772
00:39:46,356 --> 00:39:48,623
‫ذوق مرگم

773
00:39:54,363 --> 00:39:57,215
‫دیمن ، نه

774
00:39:57,217 --> 00:39:59,701
‫برای جادوگر شدن
‫باید دارو بهش برسه

775
00:39:59,703 --> 00:40:01,836
‫نه

776
00:40:01,838 --> 00:40:04,823
‫نه ، نه ، نه . دیمن
‫نه ،  نه . تو رو خدا

777
00:40:04,825 --> 00:40:07,676
‫اون کل خونِ منو لازم داره
‫اینطوری من می‌میرم دیمن

778
00:40:07,679 --> 00:40:10,263
‫دیمن ، تو رو خدا . نمی‌خوام بمیرم

779
00:40:10,265 --> 00:40:12,765
‫دیمن ، من نمی‌خوام بمیرم

780
00:40:12,767 --> 00:40:16,552
‫نمی‌خوام بمیرم . خواهش می‌کنم

781
00:40:18,572 --> 00:40:20,273
‫خدانگهدار کاترین

782
00:41:24,274 --> 00:41:27,843
‫صدا رو شنیدی ؟

783
00:41:30,930 --> 00:41:33,182
‫حتماً داری سر به سرم میزاری

784
00:41:33,184 --> 00:41:35,517
‫قشنگ ۷تا جون داره لامصب

785
00:41:46,692 --> 00:41:48,378
‫توی جهنم هستم ؟

786
00:41:49,400 --> 00:41:50,400
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : نوشـــین و ســـعــیــده</font>

787
00:41:51,500 --> 00:41:52,500
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

