1
00:00:02,138 --> 00:00:03,638
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,639 --> 00:00:05,972
‫- "سایلس"
‫- سلام خود سایه‌وار من

3
00:00:07,385 --> 00:00:09,485
‫هر بار که چشمامو می‌بندم

4
00:00:09,487 --> 00:00:10,887
‫حس می‌کنم که دارم غرق میشم

5
00:00:10,889 --> 00:00:13,223
‫و باید کاری کنم که این متوقّف بشه

6
00:00:13,225 --> 00:00:14,891
‫بعد از ماه‌ها دلشکستگی و درد...

7
00:00:14,893 --> 00:00:16,375
‫بانی مُرده الینا

8
00:00:16,377 --> 00:00:17,710
‫ما هنوز هم امیدمون رو از دست نداده بودیم

9
00:00:17,712 --> 00:00:18,978
‫من می‌خوام از مرگ "سایلس" استفاده کنم

10
00:00:18,980 --> 00:00:20,597
‫که بانی رو به زندگی برگردونم

11
00:00:20,599 --> 00:00:22,098
‫من می‌تونم حسّت کنم

12
00:00:22,100 --> 00:00:24,017
‫- بانی ؟
‫- جواب داد

13
00:00:24,019 --> 00:00:25,235
‫من برگشتم

14
00:00:25,237 --> 00:00:27,237
‫امّا موفّقیت‌های ما به
‫قیمت گزافی بدست اومدن

15
00:00:27,239 --> 00:00:28,271
‫موهام داره سفید میشه

16
00:00:28,273 --> 00:00:29,606
‫و دندونام داره میفته

17
00:00:29,608 --> 00:00:30,957
‫مطمئن نیستم که این چه معنایی داره

18
00:00:30,959 --> 00:00:32,191
‫امّا قطعاً به معنی سلامتی نیست

19
00:00:32,193 --> 00:00:33,326
‫تو داری پیر میشی کاترین

20
00:00:33,328 --> 00:00:34,494
‫فقط چند ماه وقت داری

21
00:00:34,496 --> 00:00:36,496
‫هر موجود ماورائی که بخواد

22
00:00:36,498 --> 00:00:37,813
‫به سمت اونطرف عبور کنه

23
00:00:37,815 --> 00:00:39,114
‫از تو عبور می‌کنه

24
00:00:39,116 --> 00:00:40,999
‫این مثل چی درد داره

25
00:00:41,001 --> 00:00:42,668
‫و تهدیدهای جدیدی دارن به وجود میان

26
00:00:42,670 --> 00:00:44,369
‫خبر خوب درباره‌ی داشتن خون
‫خون‌آشام توی بدنت اینه که

27
00:00:44,371 --> 00:00:47,005
‫این قدم اول برای ساختن یه خون‌آشام جدیده

28
00:00:47,007 --> 00:00:49,508
‫این هم قدم دوم

29
00:00:53,329 --> 00:00:57,248
‫گزارش مقدّماتی از سوژه‌ی ۶۲۵۴۷

30
00:01:01,437 --> 00:01:04,255
‫سوژه از انسان به خون‌آشام تبدیل شد

31
00:01:04,257 --> 00:01:07,092
‫در حدود ۱۴ روز

32
00:01:22,208 --> 00:01:25,210
‫شاخص‌ها پیش‌بینی واکنشی مثبت

33
00:01:25,212 --> 00:01:29,998
‫رو نسبت به اولین کیسه خون
‫غلیظ مخصوص آگوستین می‌کنن

34
00:01:45,314 --> 00:01:47,565
‫قوای جسمانی بالا یک اثر
‫جانبی پیش‌بینی‌نشده بود

35
00:01:47,567 --> 00:01:49,583
‫تزریق رو متوقّف می‌کنیم

36
00:01:52,020 --> 00:01:54,471
‫اقدامات ضروری رو فعّال می‌کنیم

37
00:01:58,900 --> 00:01:59,900
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

38
00:02:00,900 --> 00:02:01,900
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : نوشـــین و ســـعــیــده</font>

39
00:02:02,900 --> 00:02:08,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۵
‫قسمت ۸ : مرد مُرده‌ای در اردوگاه</font>

40
00:02:09,562 --> 00:02:10,812
‫سلام مامان

41
00:02:10,814 --> 00:02:11,929
‫میدونم که مدّت‌هاست که همدیگه رو ندیدیم

42
00:02:11,931 --> 00:02:13,531
‫یا باهم حرف نزدیم

43
00:02:13,533 --> 00:02:16,534
‫به‌خاطر همین خواستم یه ویدئوی
‫جدید از خودم واست بذارم

44
00:02:16,536 --> 00:02:18,936
‫بالاخره تور تابستونی طوفانیم تموم شد

45
00:02:18,938 --> 00:02:20,571
‫مدل موهام رو عوض کردم

46
00:02:20,573 --> 00:02:23,574
‫و توی کالجی در "ویتمور" هستم

47
00:02:23,576 --> 00:02:25,576
‫همونجایی که مامان‌بزرگ درس میداد

48
00:02:25,578 --> 00:02:27,245
‫این خوابگاهمه

49
00:02:27,247 --> 00:02:29,163
‫خیلی بزرگه ، نه ؟

50
00:02:29,165 --> 00:02:31,749
‫ببین . حتّی شومینه هم داره

51
00:02:31,751 --> 00:02:34,385
‫خداییش کدوم خوابگاهی رو
‫دیدی شومینه داشته باشه ؟

52
00:02:34,387 --> 00:02:35,503
‫ایناهاشن

53
00:02:35,505 --> 00:02:37,338
‫هی بچّه‌ها ، به مامانم سلام کنین

54
00:02:37,340 --> 00:02:40,725
‫- سلام
‫- سلام

55
00:02:40,727 --> 00:02:42,510
‫اونا دارن تدارکات یه مهمونی
‫خوش‌آمدگویی واسه منُ می‌بینن

56
00:02:42,512 --> 00:02:44,428
‫فقط یه چیز روتینه

57
00:02:44,430 --> 00:02:46,013
‫دلم برات تنگ شده

58
00:02:46,015 --> 00:02:47,732
‫خواهش می‌کنم که هر وقت فرصت کردی

59
00:02:47,734 --> 00:02:49,300
‫بیا دیدنم

60
00:02:49,302 --> 00:02:51,102
‫من زود باهات حرف میزنم

61
00:02:51,104 --> 00:02:54,321
‫بوس . خداحافظ

62
00:02:54,323 --> 00:02:55,638
‫راستی مامان جون

63
00:02:55,640 --> 00:02:57,324
‫من دیگه جادوگر نیستم

64
00:02:57,326 --> 00:02:59,442
‫چون مُرده بودم و از اونطرف برگشتم

65
00:02:59,444 --> 00:03:01,161
‫آره . من یه لنگر ماورائی هستم که

66
00:03:01,163 --> 00:03:02,662
‫۲تا دنیای ما رو به‌هم متّصل می‌کنه پس...

67
00:03:02,664 --> 00:03:04,197
‫در واقع من یه روحم

68
00:03:04,199 --> 00:03:07,951
‫که آدما همچنان می‌تونن
‫ببیننش و لمسش کنن پس...

69
00:03:07,953 --> 00:03:13,456
‫باشه بابا . حالا ۱-۲ تا از جزئیات رو نگفتم

70
00:03:13,458 --> 00:03:15,041
‫وقتی بیاد دیدنم واسش تعریف می‌کنم

71
00:03:15,043 --> 00:03:17,660
‫مگه این مهمونی چقدر قراره بزرگ باشه ؟

72
00:03:17,662 --> 00:03:19,462
‫خب ، بذار ببینم

73
00:03:19,464 --> 00:03:21,431
‫سایلس" و "تِسا" رفته ـن"

74
00:03:21,433 --> 00:03:22,682
‫و تو بالاخره نرفتی

75
00:03:22,684 --> 00:03:24,601
‫که این مساوی یه دلیل عظیمه

76
00:03:24,603 --> 00:03:26,019
‫برای جشن گرفتن

77
00:03:26,021 --> 00:03:28,605
‫که مساوی یه مهمونی عظیمه

78
00:03:28,607 --> 00:03:31,525
‫خوشبختانه از اونجا که هر کدوم از ما

79
00:03:31,527 --> 00:03:34,060
‫تا حالا توی کالج فقط یه دوست پیدا کردیم

80
00:03:34,062 --> 00:03:36,563
‫و با توجّه به اینکه
‫مال من بعد از بوسیدنم

81
00:03:36,565 --> 00:03:37,614
‫گور به گور شد

82
00:03:37,616 --> 00:03:39,182
‫و مال تو هم آخرین بار

83
00:03:39,184 --> 00:03:42,852
‫توی یه مهمونی چایی متعلّق به انجمن
‫مخفی متنفّران از خون‌آشام‌ها دیده شده

84
00:03:42,854 --> 00:03:44,354
‫آگوستین ، آره ؟

85
00:03:44,356 --> 00:03:45,572
‫همونی که مرگ هم‌اتاقیتون رو لاپوشونی کرد

86
00:03:45,574 --> 00:03:47,657
‫و می‌خواد از اردوگاه بندازدتون بیرون ؟

87
00:03:47,659 --> 00:03:49,793
‫چیه بابا ؟ خب ، من خودمُ به‌روز نگه داشتم

88
00:03:49,795 --> 00:03:50,961
‫اونطرف خیلی حوصله سر بره

89
00:03:50,963 --> 00:03:52,746
‫چی‌کار دیگه می‌تونستم بکنم ؟

90
00:03:52,748 --> 00:03:54,664
‫خیلی خب ، آگوستین می‌خواد که ما بریم

91
00:03:54,666 --> 00:03:56,366
‫چه اهمّیتی داره ؟ اصلاً مهم نیست

92
00:03:56,368 --> 00:03:57,467
‫این اتّفاق نمیفته

93
00:03:57,469 --> 00:03:58,584
‫ما داریم زندگیمون رو می‌کنیم

94
00:03:58,586 --> 00:04:01,670
‫با همدیگه به عنوان خون‌آشام‌های مسئول

95
00:04:01,672 --> 00:04:04,657
‫و جادوگر سابق و اون لنگره

96
00:04:04,659 --> 00:04:06,475
‫چه میدونم بابا

97
00:04:06,477 --> 00:04:07,677
‫و قراره یه مهمونی داشته باشیم

98
00:04:07,678 --> 00:04:11,814
‫با شات‌های ژله‌ای

99
00:04:11,816 --> 00:04:13,899
‫لعنتی

100
00:04:13,901 --> 00:04:18,654
‫من باید برم واسه کلاسا ثبت‌نام کنم

101
00:04:18,656 --> 00:04:20,606
‫چتونه ؟

102
00:04:20,608 --> 00:04:22,109
‫- هیچی
‫- هیچی

103
00:04:23,611 --> 00:04:27,196
‫ثبت‌نام خوش بگذره

104
00:04:27,198 --> 00:04:29,999
‫اوه خدای من

105
00:04:30,001 --> 00:04:31,900
‫اوه خدای من

106
00:04:35,755 --> 00:04:38,924
‫وایسا ببینم ، ثبت‌نام واسه کلاسا ؟

107
00:04:38,926 --> 00:04:41,460
‫میدونم که من و اون...
‫میدونم که دعای خیر الینا رو دارم

108
00:04:41,462 --> 00:04:42,845
‫فقط نمی‌خوام اولین روز
‫توی خوابگاه ۳ نفره‌مون

109
00:04:42,847 --> 00:04:44,513
‫اینو مستقیم توی صورتش بگم

110
00:04:44,515 --> 00:04:46,882
‫ما همیشه می‌تونیم یواشکی بریم خونه‌ی من

111
00:04:46,884 --> 00:04:48,601
‫منظورت خونه‌ی دیمنه ؟

112
00:04:48,603 --> 00:04:49,635
‫حالا که داریم میریم چطوره

113
00:04:49,637 --> 00:04:50,803
‫توی وانش سکس هم بکنیم

114
00:04:50,805 --> 00:04:53,689
‫شاید کاترین هم بگیم بیاد نگاه کنه

115
00:04:56,893 --> 00:05:01,030
‫راستی این مدل مو یه‌جورایی سکسیه

116
00:05:15,777 --> 00:05:16,878
‫خوبی ؟

117
00:05:16,880 --> 00:05:18,913
‫آره . باید برم سر کلاس

118
00:05:18,915 --> 00:05:19,914
‫امشب می‌بینمت ؟

119
00:05:19,916 --> 00:05:21,282
‫- آره
‫- باشه

120
00:05:44,156 --> 00:05:45,606
‫من آماده‌ام

121
00:05:53,199 --> 00:05:54,866
‫میدونم که خیلی به نظر ضایع میاد...

122
00:05:54,868 --> 00:05:56,817
‫هر بار که تو با این جمله شروع می‌کنی که
‫"خیلی به نظر ضایع میاد"

123
00:05:56,819 --> 00:05:58,619
‫حدس بزن چی میشه؟ واقعاً ضایعه

124
00:05:58,621 --> 00:05:59,921
‫این به‌خاطر بانی‌ـه

125
00:05:59,923 --> 00:06:01,706
‫و تو در برگردوندنش

126
00:06:01,708 --> 00:06:02,924
‫نقش خیلی زیادی داشتی

127
00:06:02,926 --> 00:06:04,258
‫پس من فکر می‌کنم که تو باید بیای

128
00:06:04,260 --> 00:06:06,660
‫وایسا ، گوشی دستت . وایسا

129
00:06:06,662 --> 00:06:10,048
‫هی آرون

130
00:06:10,050 --> 00:06:11,766
‫- سلام
‫- خیلی وقته ندیدمت

131
00:06:11,768 --> 00:06:13,800
‫بیا . تو هم میای

132
00:06:13,802 --> 00:06:17,054
‫آرون کیه ؟

133
00:06:17,056 --> 00:06:19,839
‫مهمونی توی خوابگاه ؟ نه . ممنون

134
00:06:19,841 --> 00:06:21,358
‫من میدونم تو داری چی‌کار می‌کنی

135
00:06:21,360 --> 00:06:22,809
‫تو دوست داری آدما رو از خودت برونی

136
00:06:22,811 --> 00:06:23,944
‫امّا مسئله اینجاست که...

137
00:06:23,946 --> 00:06:25,362
‫تو اینُ از کجا درباره‌ی من میدونی ؟

138
00:06:25,364 --> 00:06:27,731
‫خودت توی مهمونی لباسا بهم گفتی

139
00:06:27,733 --> 00:06:29,900
‫همون موقعی که با نفوذ ذهنی
‫کاری کردم فراموش کنی

140
00:06:29,902 --> 00:06:31,284
‫باشه . فراموش کن که اینُ گفتم

141
00:06:31,286 --> 00:06:32,652
‫فراموش کن که من چیزی میدونم

142
00:06:32,654 --> 00:06:33,686
‫از اول شروع می‌کنیم

143
00:06:33,688 --> 00:06:34,738
‫تو به مهمونی من میای

144
00:06:34,740 --> 00:06:35,956
‫اونجا آبجوی مجّانی هست

145
00:06:35,958 --> 00:06:37,791
‫و این برات خیلی خوبه

146
00:06:37,793 --> 00:06:38,792
‫پس می‌بینمت

147
00:06:38,794 --> 00:06:42,229
‫امشب می‌بینمت

148
00:06:42,231 --> 00:06:43,997
‫خب ، این یه مکالمه‌ی خجالت‌آور بود

149
00:06:43,999 --> 00:06:45,632
‫شاید باید بیام اونجا که تو

150
00:06:45,634 --> 00:06:48,001
‫همه‌ی رازامونو نذاری
‫کف دست این و اون

151
00:06:48,003 --> 00:06:49,086
‫و با این آقای اسرارآمیز هوایی بوس‌بازی نکنی

152
00:06:49,088 --> 00:06:50,420
‫تنها آقای اسرارآمیز هوایی که

153
00:06:50,422 --> 00:06:52,472
‫که دلم می‌خواد باهاش بوس‌بازی کنم تویی

154
00:06:52,474 --> 00:06:54,641
‫حالا که حرفش شد
‫استفن رو هم دعوت کن

155
00:06:54,643 --> 00:06:56,676
‫حرف چی شد ؟ هوایی بودن یا بوس‌بازی ؟

156
00:06:56,678 --> 00:06:58,261
‫هر کدومش که باشه اون عمراً نمیاد

157
00:06:58,263 --> 00:07:01,014
‫حافظه ـش برگشته و یادش
‫اومده که از ما متنفّره

158
00:07:01,016 --> 00:07:03,767
‫حالا سعیتو بکن ، باشه ؟
‫من ویسکی "بربون" خریدم

159
00:07:03,769 --> 00:07:06,153
‫پس اون می‌تونه مست کنه

160
00:07:06,155 --> 00:07:07,821
‫و دورادور از ما متنفّر باشه

161
00:07:07,823 --> 00:07:10,223
‫خب ، من اطمینان حاصل می‌کنم
‫که پیغام شما رو دریافت کنه

162
00:07:12,827 --> 00:07:17,431
‫خب ، ظاهراً ما به یه مهمونی کالجی دعوت شدیم

163
00:07:17,433 --> 00:07:21,333
‫آره . اوّلش منم همین واکنشُ نشون دادم

164
00:07:21,335 --> 00:07:25,454
‫بعدش الینا قول یه عالمه الکل
‫درجه یک تموم‌نشدنی رو داد

165
00:07:36,850 --> 00:07:40,752
‫استفن ؟

166
00:07:40,754 --> 00:07:43,556
‫تو خوبی ؟

167
00:07:43,558 --> 00:07:45,357
‫آره ، خوبم

168
00:07:45,359 --> 00:07:47,393
‫پس چرا صندلی مطالعه‌ی
‫محبوب منُ اینجوری کردی ؟

169
00:07:56,953 --> 00:07:58,252
‫از الینا تشکّر کن

170
00:07:58,277 --> 00:08:00,608
‫امّا من امشب زیاد حوصله‌ی مهمونی ندارم

171
00:08:08,415 --> 00:08:11,167
‫الان که چی ؟

172
00:08:11,169 --> 00:08:15,754
‫مت چشم آبی
‫من یه نوشیدنی دیگه می‌خوام

173
00:08:15,756 --> 00:08:19,225
‫نه . تو مستی و داری مشتری‌ها رو می‌ترسونی

174
00:08:20,960 --> 00:08:23,345
‫میدونی که هر بار میگی نه

175
00:08:23,347 --> 00:08:27,432
‫به چشم من سکسی‌تر میشی . آره ؟

176
00:08:27,434 --> 00:08:28,483
‫چی داری نگاه می‌کنی ؟

177
00:08:28,485 --> 00:08:31,519
‫یه مستند به زبون چک ؟

178
00:08:31,521 --> 00:08:33,488
‫از کجا فهمیدی به زبون چک ـه ؟

179
00:08:33,490 --> 00:08:37,775
‫ارتباط چشمی...تازه داریم شروع می‌کنیم

180
00:08:37,777 --> 00:08:39,810
‫اگه ترجمه کنی نوشیدنی می‌گیری

181
00:08:39,812 --> 00:08:41,779
‫باشه

182
00:08:41,781 --> 00:08:43,814
‫من الان دارم به چه کوفتی نگاه می‌کنم ؟

183
00:08:43,816 --> 00:08:47,619
‫"توی تابستون من رفتم "پراگ
‫با یه دختری آشنا شدم

184
00:08:47,621 --> 00:08:48,702
‫اون دنبال من تا اینجا اومد

185
00:08:50,540 --> 00:08:55,627
‫و بعدش دوست‌پسرش یه چیز
‫روحی گذاشت توی کلّه‌ی من

186
00:08:55,629 --> 00:08:59,080
‫عزیزم ، این خیلی بده

187
00:08:59,082 --> 00:09:00,515
‫چرا ؟

188
00:09:00,517 --> 00:09:01,883
‫دوستای من میان دنبال این تیغ

189
00:09:01,885 --> 00:09:07,222
‫به هر قیمتی شده ازش محافظت کن

190
00:09:07,224 --> 00:09:09,390
‫"یه یارویی به اسم "کریستف

191
00:09:09,392 --> 00:09:11,976
‫اون تو رو فعّال کرده

192
00:09:11,978 --> 00:09:13,695
‫منظورت چیه که فعّالم کرده ؟

193
00:09:13,697 --> 00:09:15,029
‫اون یه "مسافر"ـه

194
00:09:15,031 --> 00:09:17,365
‫مسافرا" یه حزب جادوگر هستن"

195
00:09:17,367 --> 00:09:19,400
‫اونها توی مالکیت ارواح خیلی خفنن

196
00:09:19,402 --> 00:09:20,768
‫تو یکی از اونا رو درون خودت داری

197
00:09:20,770 --> 00:09:23,154
‫یه‌جورایی مثل یه پارازیت انسانی می‌مونه

198
00:09:23,156 --> 00:09:24,789
‫که داره توی مغزت جولان میده

199
00:09:24,791 --> 00:09:26,524
‫خب ، چطوری می‌تونم از خودم خارجش کنم ؟

200
00:09:26,526 --> 00:09:28,693
‫اون دختره...همونی که از پراگ دنبالت اومد

201
00:09:28,695 --> 00:09:31,713
‫اون...نمیدونم

202
00:09:31,715 --> 00:09:35,082
‫اون یه ذره عصبی نبود ؟
‫با یه ریزه لهجه

203
00:09:35,084 --> 00:09:37,634
‫به طرز مسخره‌ای خوشگل ؟

204
00:09:37,636 --> 00:09:39,336
‫تقریباً آره

205
00:09:39,338 --> 00:09:42,973
‫اسمش نادیا بود

206
00:09:42,975 --> 00:09:46,076
‫چطور ؟ مگه می‌شناسیش ؟

207
00:09:46,078 --> 00:09:48,428
‫میشه گفت

208
00:09:48,430 --> 00:09:51,815
‫من همه‌ی اعلامیه‌ها رو پخش کردم

209
00:09:51,817 --> 00:09:54,935
‫راستی دیمن هم گفت که سعی
‫می‌کنه استفن رو هم بیاره

210
00:09:54,937 --> 00:09:58,722
‫جالبه . این یه‌جورایی غیرمستقیم
‫بیان می‌کنه که دیمن هم میاد

211
00:10:02,912 --> 00:10:08,732
‫شاید یه تماس از طرف استاد
‫حلّ تمرین اسرارآمیز و جذّاب زیست

212
00:10:08,734 --> 00:10:10,117
‫حالتُ جا بیاره

213
00:10:15,757 --> 00:10:19,075
‫خب ، ببین کی بالاخره زنده شده

214
00:10:19,077 --> 00:10:21,044
‫من به کمکت نیاز دارم

215
00:10:21,046 --> 00:10:22,462
‫چی شده جسی ؟

216
00:10:22,464 --> 00:10:24,214
‫فقط بیا اتاقم . خواهش می‌کنم

217
00:10:24,216 --> 00:10:26,566
‫باشه . دارم میام
‫امّا بگو چی شده ؟

218
00:10:26,568 --> 00:10:29,186
‫داستانش مفصّله
‫هم‌اتاقیم ممکنه بیاد

219
00:10:42,265 --> 00:10:46,035
‫جسی

220
00:10:46,037 --> 00:10:47,903
‫جسی ، خونه‌ای ؟

221
00:10:51,875 --> 00:10:53,492
‫ببخشید پسر

222
00:11:07,758 --> 00:11:10,509
‫کدوم خری تو رو تبدیل به خون‌آشام کرده ؟

223
00:11:13,792 --> 00:11:16,986
‫شکنجه بود . من کلّ روز تو یه سلول بودم

224
00:11:16,987 --> 00:11:18,420
‫و بعدش شبا اون منُ میاورد بیرون

225
00:11:18,422 --> 00:11:20,105
‫و روم یه سری آزمایشات می‌کرد

226
00:11:20,107 --> 00:11:21,489
‫چه جور آزمایشاتی ؟

227
00:11:21,491 --> 00:11:23,174
‫نمیدونم . اون منُ از گرسنگی هلاک می‌کرد

228
00:11:23,176 --> 00:11:26,094
‫و بعدش یه خونای عجیب
‫غریبی بهم تزریق می‌کرد

229
00:11:26,096 --> 00:11:27,879
‫به والدینم چی باید بگم ؟

230
00:11:27,881 --> 00:11:29,381
‫اونا یه عالمه واسم پیغام گذاشتن

231
00:11:29,383 --> 00:11:30,882
‫می‌خوان بدونن من کدوم گوریم

232
00:11:30,884 --> 00:11:32,601
‫ما به اونا زنگ میزنیم

233
00:11:32,603 --> 00:11:37,272
‫و بهشون میگیم که گوشیتُ
‫گم کردی امّا حالت خوبه

234
00:11:37,274 --> 00:11:39,007
‫الان "وِس" کجاست ؟

235
00:11:39,009 --> 00:11:41,776
‫بعد از اینکه بهش حمله کردم
‫توی آزمایشگاهش زندانیش کردم

236
00:11:41,778 --> 00:11:44,312
‫راستش کلّ ماجرای فرارم محوه واسم

237
00:11:44,314 --> 00:11:46,513
‫من عقلم سر جاش نبود

238
00:11:46,515 --> 00:11:49,450
‫خب ، تو تازه تبدیل شدی و گرسنه‌ای

239
00:11:49,452 --> 00:11:51,452
‫زیاد طول نمی‌کشه

240
00:11:51,454 --> 00:11:53,153
‫من ذخایر خودمونُ آوردم

241
00:11:56,024 --> 00:11:57,157
‫حالت چطوره ؟

242
00:11:57,159 --> 00:11:59,493
‫ذخایر "ما" ؟

243
00:11:59,495 --> 00:12:00,995
‫تو هم خون‌آشامی ؟

244
00:12:00,997 --> 00:12:02,913
‫یه‌جوری میگی انگار چیز بدیه

245
00:12:02,915 --> 00:12:04,632
‫اولین قانون خون‌آشام بودن اینه که بفهمی

246
00:12:04,634 --> 00:12:06,634
‫که چقدر معرکه‌ای

247
00:12:15,226 --> 00:12:16,810
‫حال اون چطوره ؟

248
00:12:16,812 --> 00:12:20,848
‫خوبه . زنده‌ست

249
00:12:20,850 --> 00:12:22,650
‫الینا ، صبر کن

250
00:12:22,652 --> 00:12:25,736
‫من داشتم فکر می‌کردم که
‫جسی می‌تونه این‌کارُ بکنه

251
00:12:25,738 --> 00:12:27,154
‫تو الان خون‌آشامی

252
00:12:27,156 --> 00:12:28,238
‫ممکنه بهش آسیب رسونده باشی

253
00:12:28,240 --> 00:12:30,223
‫امّا می‌تونی درمانش هم بکنی

254
00:12:30,225 --> 00:12:31,859
‫با خونت

255
00:12:55,916 --> 00:12:58,801
‫یا خدا ، این احمقانه‌ست

256
00:12:58,803 --> 00:13:02,055
‫می‌خوای نفوذ ذهنی رو یادش بدی ؟

257
00:13:04,225 --> 00:13:06,693
‫هی غریبه

258
00:13:06,695 --> 00:13:09,529
‫ببین چی دزدیدم

259
00:13:09,531 --> 00:13:10,730
‫خودتُ خفه کن

260
00:13:10,732 --> 00:13:12,532
‫هی ، یالّا

261
00:13:12,534 --> 00:13:14,367
‫خواهشاً فقط یه نوشیدنی با من بزن

262
00:13:14,369 --> 00:13:19,822
‫خواهش می‌کنم . استفن ، من یه
‫سال خیلی بد داشتم در واقع

263
00:13:19,824 --> 00:13:23,442
‫و خیلی لذّت‌بخشه که یه
‫قیافه‌ی دوستانه رو ببینم

264
00:13:25,413 --> 00:13:27,664
‫یه نوشیدنی از روی ترحّم

265
00:13:27,666 --> 00:13:30,282
‫می‌بینی دنیا داره چی‌کار می‌کنه ؟

266
00:13:30,284 --> 00:13:31,884
‫نمیدونم که اینو میدونستی یا نه

267
00:13:31,886 --> 00:13:33,886
‫امّا تقدیر ستاره‌های همزادی
‫ما اینه که به‌هم برسیم

268
00:13:33,888 --> 00:13:37,140
‫پس چه دلت بخواد ، چه نخواد

269
00:13:37,142 --> 00:13:39,509
‫تو بالاخره با یکی خواهی بود که شکل منه

270
00:13:39,511 --> 00:13:41,644
‫با اینکه فعلاً جهان

271
00:13:41,646 --> 00:13:45,014
‫تمام توپّا رو انداخته توی زمین الینا

272
00:13:45,016 --> 00:13:48,117
‫امّا دیگه به جایی رسیدم که سرزنشش نمی‌کنم

273
00:13:51,823 --> 00:13:54,023
‫تو چه مرگته ؟

274
00:13:54,025 --> 00:13:57,076
‫به جز درد مفاصل و تحلیل رفتن لثه‌هام

275
00:13:57,078 --> 00:13:59,778
‫و این واقعیت که باید هر ۵ دقیقه
‫یه بار برم جیش کنم

276
00:13:59,780 --> 00:14:01,079
‫خیلی هم سرحالم

277
00:14:01,081 --> 00:14:03,615
‫امّا من زیاد از خودم گفتم

278
00:14:03,617 --> 00:14:09,204
‫تو چرا توی تنهایی خودت غوطه‌وری ؟

279
00:14:09,206 --> 00:14:13,341
‫خب ، منم حق دارم نخوام با کسی حرف بزنم

280
00:14:13,343 --> 00:14:17,512
‫خب ، اگه یه وقت خواستی با کسی حرف بزنی

281
00:14:17,514 --> 00:14:18,930
‫من همینجام

282
00:14:18,932 --> 00:14:23,501
‫و بیا باهم روراست باشیم
‫من مست و پاتیلم

283
00:14:23,503 --> 00:14:27,472
‫پس هیچی یادم نمی‌مونه

284
00:14:28,726 --> 00:14:30,108
‫"ببین ، من فکر می‌کردم که کشتن "سایلس

285
00:14:30,110 --> 00:14:31,727
‫باعث میشه که به زندگیم برگردم

286
00:14:31,729 --> 00:14:33,862
‫امّا اشتباه می‌کردم

287
00:14:33,864 --> 00:14:35,447
‫من کلّ تابستونُ تو یه
‫گاوصندوق گیر افتاده بودم

288
00:14:35,449 --> 00:14:37,199
‫یه دقیقه فکر می‌کردم خوبم

289
00:14:37,201 --> 00:14:38,683
‫یه دقیقه دیگه حس می‌کردم که
‫دوباره دارم از اول می‌میرم

290
00:14:38,685 --> 00:14:41,620
‫یه "اختلال پس-جراحتی استرسی" رایج

291
00:14:41,622 --> 00:14:44,522
‫تو از یه واقعه‌ی خیلی
‫وحشتناک جون سالم به‌در بردی

292
00:14:44,524 --> 00:14:47,542
‫و الان برگشتی و چیزی به
‫جز یه عالمه وقت آزاد نداری

293
00:14:47,544 --> 00:14:51,580
‫که اون تجربه‌ی وحشتناک توی گاوصندوق
‫رو هی برای خودت تداعی کنی

294
00:14:51,582 --> 00:14:57,502
‫خب ، به من اجازه بده که
‫به زندگیت یه هدفی بدم

295
00:14:57,504 --> 00:14:59,421
‫یه لطف کوچیک در حق من کن

296
00:14:59,423 --> 00:15:00,972
‫باید حدس میزدم که آخرش به اینجا میرسه

297
00:15:00,974 --> 00:15:02,257
‫که تو از من یه چیزی بخوای

298
00:15:02,259 --> 00:15:03,592
‫من فقط دارم سعی می‌کنم کمکت کنم

299
00:15:03,594 --> 00:15:05,761
‫پس فکر کردی از کجا درباره‌ی
‫آثار "پس-جراحتی استرسی" میدونم ؟

300
00:15:05,763 --> 00:15:10,397
‫من هم بابای قضاوت کننده ـم
‫نوزادم رو از توی بغلم کشید بیرون

301
00:15:10,399 --> 00:15:12,066
‫و بعدش مجبور شدم ۵۰۰ سال فرار کنم

302
00:15:12,068 --> 00:15:16,103
‫بعد از اینکه کلّ خانواده ـم
‫توسّط یه روانی قتل‌عام شدن

303
00:15:16,105 --> 00:15:20,708
‫امّا می‌بینی که اینا هیچ‌کدوم
‫اثر جانبی موندگاری نداشت

304
00:15:20,710 --> 00:15:23,611
‫هی

305
00:15:23,613 --> 00:15:26,664
‫خیلی خب ، چی می‌خوای ؟

306
00:15:26,666 --> 00:15:29,399
‫فکر می‌کردم که نمی‌خوای
‫دیگه هیچ‌وقت منو ببینی

307
00:15:29,401 --> 00:15:31,836
‫چرا بهم زنگ زدی ؟

308
00:15:31,838 --> 00:15:36,207
‫استفن ، دوست دارم که با
‫نادیا پِترُوا" آشنا بشی"

309
00:15:36,209 --> 00:15:38,075
‫دخترم

310
00:15:45,467 --> 00:15:47,584
‫پس مامان تو هم مثل منه ؟

311
00:15:47,586 --> 00:15:49,753
‫آره . داستانش مفصّله

312
00:15:49,755 --> 00:15:51,605
‫اون داره خوب مقاومت می‌کنه

313
00:15:51,607 --> 00:15:54,058
‫تو هم عالی میشی

314
00:15:54,060 --> 00:15:56,727
‫چشمات مرتّب دور اتاق می‌چرخه

315
00:15:56,729 --> 00:15:58,395
‫می‌ترسی که رگ خون‌آشامیم توی طبقه‌ی چهارمِ

316
00:15:58,397 --> 00:15:59,730
‫سال اولیا بزنه بالا ؟

317
00:15:59,732 --> 00:16:02,266
‫نه ، ببخشید . من فقط دارم دنبال

318
00:16:02,268 --> 00:16:03,934
‫دوست...

319
00:16:06,905 --> 00:16:09,206
‫در واقع هنوز نمیدونم اون کیم میشه

320
00:16:09,208 --> 00:16:11,325
‫دوست‌پسر ؟

321
00:16:11,327 --> 00:16:12,943
‫دوست با منافع مشترک ؟

322
00:16:12,945 --> 00:16:15,295
‫اون برادر کوچیکه‌ی بهترین دوست منه

323
00:16:15,297 --> 00:16:17,213
‫اون هنوز دبیرستانیه

324
00:16:17,215 --> 00:16:21,217
‫و من فکر می‌کنم که دیوانه‌وار عاشقش شدم

325
00:16:31,729 --> 00:16:33,513
‫حواست به جسی هست ؟

326
00:16:33,515 --> 00:16:35,231
‫آره . داشتم بهش هنر متعادل کردنِ

327
00:16:35,233 --> 00:16:39,235
‫عطش خون‌آشامی رو به وسیله‌ی
‫شراب انگورُ یاد میدادم

328
00:16:39,237 --> 00:16:41,821
‫و منم دیمن رو فرستادم
‫که "وِس" رو سؤال جواب کنه

329
00:16:41,823 --> 00:16:45,575
‫متوجّه هستی که دیمن "وِس" رو می‌کشه . نه ؟

330
00:16:45,577 --> 00:16:47,610
‫اون نمی‌کشتش

331
00:16:47,612 --> 00:16:49,279
‫اون داره اطّلاعات بدست میاره

332
00:16:49,281 --> 00:16:51,698
‫متوجّه هستی که اشتباه می‌کنی ، نه ؟

333
00:16:51,700 --> 00:16:54,083
‫باشه . ببین ، من میدونم که تو
‫درباره‌ی دیمن و اینکه ما باهم هستیم

334
00:16:54,085 --> 00:16:55,785
‫زیاد خوشحال نیستی

335
00:16:55,787 --> 00:16:56,986
‫نه ، نه . مشکلی نداره

336
00:16:56,988 --> 00:16:59,205
‫من با اینکه شما ۲تا باهمین مشکلی ندارم

337
00:16:59,207 --> 00:17:01,257
‫تا زمانی که بتونی ماهیت
‫کسی رو که باهاش هستی

338
00:17:01,259 --> 00:17:03,710
‫تشخیص بدی

339
00:17:06,764 --> 00:17:08,514
‫تو چی می‌خوای ؟

340
00:17:08,516 --> 00:17:11,451
‫چیزی که من می‌خوام اینه
‫که مقادیر زیادی الکل بخورم

341
00:17:11,453 --> 00:17:13,169
‫و با دوست‌دخترم بوس‌بازی کنم

342
00:17:13,171 --> 00:17:14,721
‫امّا متأسّفانه تا وقتی که یه
‫سری جوابا رو از توی تو نکشم بیرون

343
00:17:14,723 --> 00:17:18,057
‫نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

344
00:17:19,060 --> 00:17:20,059
‫مواظب اونا باش

345
00:17:20,061 --> 00:17:23,312
‫اینا ؟ اینایی که اینجاست ؟ چرا ؟

346
00:17:23,314 --> 00:17:25,430
‫یعنی ما توی اردوگاه کالجیم ، نه ؟

347
00:17:25,432 --> 00:17:26,782
‫که پر از دانش‌آموزه

348
00:17:26,784 --> 00:17:28,150
‫نمی‌تونم حتّی تصوّرش رو بکنم که یه پزشک

349
00:17:28,152 --> 00:17:30,352
‫اینجا یه مشت ویروس مسری رو نگه داشته

350
00:17:30,354 --> 00:17:33,521
‫پزشک و فوق تخصّص
‫من یه محقّقم

351
00:17:33,523 --> 00:17:35,290
‫خب ، این همه چیو توضیح میده

352
00:17:35,292 --> 00:17:37,209
‫من با آدمای زیادی مثل تو ملاقات کردم

353
00:17:37,211 --> 00:17:39,411
‫پزشکی رو فدای علم می‌کنین . نه ؟

354
00:17:39,413 --> 00:17:40,979
‫بذار حدس بزنم

355
00:17:40,981 --> 00:17:44,633
‫تو از اینا روی موشای آزمایشگاهی خون‌آشام
‫کوچولوت استفاده می‌کنی ، مگه نه ؟

356
00:17:44,635 --> 00:17:46,585
‫حال و حوصله‌ی حرف زدن نداری ؟

357
00:17:46,587 --> 00:17:48,553
‫عادلانه‌ست

358
00:17:48,555 --> 00:17:50,705
‫ما یه بازی کوچولو باهم می‌کنیم

359
00:17:50,707 --> 00:17:53,675
‫که من هر کوفت کشنده‌ی بی‌درمونی که این هست

360
00:17:53,677 --> 00:17:56,044
‫رو به تو تزریق می‌کنم

361
00:17:56,046 --> 00:17:58,146
‫اون یه باکتریِ گوشتخواره

362
00:17:58,148 --> 00:18:00,732
‫چه چندش

363
00:18:00,734 --> 00:18:02,217
‫خب ، قراره اینو بهت تزریق کنم

364
00:18:02,219 --> 00:18:03,936
‫و بعدش یه سری سوال ازت بپرسم

365
00:18:03,938 --> 00:18:06,054
‫اگه درست‌وحسابی جوابمو بدی

366
00:18:06,056 --> 00:18:10,192
‫یه مقدار از خون خوشمزه‌یِ

367
00:18:10,194 --> 00:18:12,894
‫خون‌آشامی خودمو بهت میدم
‫و بلافاصله حالت رو خوب می‌کنیم

368
00:18:12,896 --> 00:18:14,896
‫ولی اگر دروغ بگی

369
00:18:14,898 --> 00:18:16,448
‫همینطوری اینجا وایمیسیم و تماشا می‌کنیم

370
00:18:16,450 --> 00:18:19,567
‫این فسقلی‌ها چقدر گوشت می‌تونند بخورن

371
00:18:26,428 --> 00:18:28,648
‫جهت رفع کنجکاوی می‌پرسم

372
00:18:28,748 --> 00:18:30,448
‫کدوم از شماها جوون‌تر هستید ؟

373
00:18:30,450 --> 00:18:33,451
‫من جوون‌ترم

374
00:18:33,453 --> 00:18:35,953
‫که اینطور

375
00:18:35,955 --> 00:18:37,722
‫خیلی‌خب ، اینم همون چاقویی که مسافرِ

376
00:18:37,724 --> 00:18:39,090
‫پیش من جا گذاشت

377
00:18:39,092 --> 00:18:40,458
‫خب ، الان قراره اینجا چی‌کار کنیم ؟

378
00:18:40,460 --> 00:18:41,926
‫مت ، بشین

379
00:18:50,736 --> 00:18:52,770
‫این‌کار مسخره‌ست

380
00:18:55,700 --> 00:18:56,600
‫بیا جلو

381
00:19:02,081 --> 00:19:03,614
‫اون دیگه چه کوفتی بود ؟

382
00:19:03,616 --> 00:19:05,049
‫داره "مسافر" داخل مت رو احضار می‌کنه

383
00:19:05,100 --> 00:19:06,300
‫اینجا چی‌کار می‌کنم ؟

384
00:19:06,700 --> 00:19:08,000
‫طوری نیست عزیزدلم

385
00:19:10,256 --> 00:19:15,293
‫آروم...آروم...آروم باش

386
00:19:15,295 --> 00:19:16,794
‫"سلام "گِرِگور

387
00:19:16,796 --> 00:19:18,212
‫من مادر نادیا هستم

388
00:19:18,214 --> 00:19:20,515
‫خیلی خوشحالم بالاخره دیدمت

389
00:19:20,517 --> 00:19:22,100
‫چی از جونم می‌خوای ؟

390
00:19:22,102 --> 00:19:24,001
‫قضیه از این قراره که...

391
00:19:24,003 --> 00:19:26,104
‫نادیا تنها بچه‌ی منه

392
00:19:26,106 --> 00:19:28,473
‫بنابراین طبیعتاً بنده به هر پسری که

393
00:19:28,475 --> 00:19:31,225
‫بخواد باهاش دوست بشه شک دارم

394
00:19:31,227 --> 00:19:32,976
‫چطوره دلیل واقعی اومدنت به

395
00:19:32,978 --> 00:19:34,611
‫میستیک‌فالز رو بهمون بگی ؟

396
00:19:34,613 --> 00:19:36,513
‫اومدم اینجا تا رد "سایلس" رو بزنم و بکُشمش

397
00:19:36,515 --> 00:19:41,234
‫پس اصلاً و ابداً واسه این نیومدی ؟

398
00:19:41,236 --> 00:19:43,737
‫چطوری اونو گیر آوردی ؟

399
00:19:43,739 --> 00:19:45,188
‫من الان بیشتر عشق می‌کنم مست کنم

400
00:19:45,190 --> 00:19:46,856
‫پس نظرت چیه دست از هدر دادنِ وقت ما برداری

401
00:19:46,858 --> 00:19:48,959
‫و بهمون بگی اینجا چی‌کار می‌کنی ؟

402
00:19:51,162 --> 00:19:54,581
‫"باشه بابا . بعد از کُشتن "سایلس

403
00:19:54,583 --> 00:19:57,884
‫قرار بود دخل اونم بیارم

404
00:19:57,886 --> 00:20:00,754
‫انتظار این یه مورد رو نداشتم

405
00:20:00,756 --> 00:20:05,308
‫از من سوءاستفاده می‌کردی تا
‫بتونی کاترین رو گیر بیاری ؟ آخه چرا ؟

406
00:20:05,310 --> 00:20:06,643
‫واسه چی باید بخوای اونو بکُشی ؟

407
00:20:06,645 --> 00:20:08,845
‫این خواسته‌ی "مسافرا" ـست

408
00:20:08,847 --> 00:20:11,765
‫عادت ندارم دستوراتی که بهم داده میشه
‫رو زیر سوال ببرم

409
00:20:11,767 --> 00:20:13,984
‫حالا فهمیدی چرا خوش ندارم
‫با دخترم دوست بشی ؟

410
00:20:13,986 --> 00:20:19,105
‫چون "مسافرا" دورو و بی‌رحم هستن
‫و با فکر بقیه بازی می‌کنن

411
00:20:19,107 --> 00:20:21,191
‫اینو میدونم

412
00:20:21,193 --> 00:20:24,161
‫چون بابابزرگ جنابعالی هم
‫از همین قُماش بود

413
00:20:30,618 --> 00:20:31,785
‫چی‌کار کردی ؟

414
00:20:31,787 --> 00:20:34,454
‫سخت نگیر بابا
‫مت حالش خوب میشه

415
00:20:34,456 --> 00:20:36,590
‫برخلاف اون "گِرِگور" اوضاعش چندان روبراه نمیشه

416
00:20:36,592 --> 00:20:39,209
‫زدم روحشو دَک کردم

417
00:20:39,211 --> 00:20:43,879
‫یه چیزی هست که اینقدر
‫شدید دنبال این چاقو هستش

418
00:20:43,881 --> 00:20:48,083
‫این تنها چیزیِ که واقعاً قادرِ
‫یه "مسافر" رو بکُشه

419
00:20:52,939 --> 00:20:55,024
‫یه پسر بچه رو تبدیل به خون‌آشام کردی

420
00:20:55,026 --> 00:20:56,559
‫اونم فقط واسه خاطر اینکه
‫بتونی روش آزمایش کنی ؟

421
00:20:56,561 --> 00:20:58,143
‫خیلی بی‌رحمیِ که

422
00:20:58,145 --> 00:21:00,312
‫اینجا چی داره که

423
00:21:00,314 --> 00:21:03,032
‫همه رو تبدیل به یه مُشت
‫دانشمند دیوونه می‌کنه ؟

424
00:21:03,034 --> 00:21:06,068
‫آزمایشات انسانی بخش مهمی
‫از علم پزشکی مدرن رو تشکیل می‌دهند

425
00:21:06,070 --> 00:21:09,205
‫آره ولی مگه نباید این بنده خداها
‫خودشون داوطلب بشن یا فُرمی چیزی امضا کنند ؟

426
00:21:09,207 --> 00:21:12,208
‫شایدم یه‌کم پول برای خرج
‫دانشگاه به جیب بزنن ؟

427
00:21:12,210 --> 00:21:14,994
‫گاهی اوقات برای رسیدن به یه هدف والا
‫کاری که لازمه رو انجام میدی

428
00:21:14,996 --> 00:21:16,462
‫من خودم همچین آدم خوبی نیستم

429
00:21:16,464 --> 00:21:20,115
‫امّا انگار داری حرفایی
‫تو مایه‌های مزخرفاتی که

430
00:21:20,117 --> 00:21:21,283
‫اون دکتر نازیِ "منگله" بلغور می‌کرد میزنی

431
00:21:21,285 --> 00:21:24,003
‫بنابراین باید ازت بپرسم

432
00:21:24,005 --> 00:21:26,088
‫این هدف والای جنابعالی چی هست ؟

433
00:21:29,843 --> 00:21:32,595
‫هاری...به نظر باحال میاد ، نه ؟

434
00:21:32,597 --> 00:21:36,348
‫ضمناً مناسبِ وضعی که
‫توش گیر کردیم به نظر میاد باشه

435
00:22:06,378 --> 00:22:07,879
‫همه چیز روبراهه ؟

436
00:22:07,881 --> 00:22:11,599
‫من توی همون طرف معروفم ؟

437
00:22:11,601 --> 00:22:14,352
‫آره

438
00:22:14,354 --> 00:22:18,640
‫چی تو رو به اینجا آورد ؟

439
00:22:18,642 --> 00:22:19,891
‫من مُردم

440
00:22:19,893 --> 00:22:23,728
‫نه . یعنی قبلاً چی بودی ؟

441
00:22:23,730 --> 00:22:27,065
‫جادوگر بودم . تو چه موجودی هستی ؟

442
00:22:27,067 --> 00:22:30,118
‫لنگر به اونطرف هستم

443
00:22:30,120 --> 00:22:33,237
‫هر موجود ماوراالطبیعه که بمیره
‫از من رد میشه

444
00:22:33,239 --> 00:22:35,790
‫به نظر نمیاد این قضیه
‫چندان واسه تو خوشایند باشه

445
00:22:35,792 --> 00:22:38,710
‫بهتر از اینه که بمیرم

446
00:22:38,712 --> 00:22:41,079
‫واقعاً متأسفم

447
00:22:41,081 --> 00:22:43,498
‫حرف احمقانه‌ای زدم

448
00:22:43,500 --> 00:22:45,667
‫طوری نیست گُلم

449
00:22:45,669 --> 00:22:48,136
‫مُردن جالب نبود

450
00:22:48,138 --> 00:22:50,088
‫ولی بعدش تو درد منو حس کردی

451
00:22:50,090 --> 00:22:51,789
‫بنابراین گمون کنم درکم کنی

452
00:22:51,791 --> 00:22:54,207
‫متأسفم

453
00:22:54,209 --> 00:22:56,093
‫ولی میدونی چیه ؟

454
00:22:56,095 --> 00:22:59,313
‫الان دیگه دردی حس نمی‌کنم

455
00:22:59,315 --> 00:23:01,481
‫ضمناً دیدن یه قیافه‌ی دوستانه

456
00:23:01,483 --> 00:23:03,934
‫بدون شک ضرری نداره

457
00:23:10,108 --> 00:23:12,526
‫شرمنده ولی دیگه با الینا
‫کارمون به کتک‌کاری کِشید

458
00:23:12,528 --> 00:23:16,530
‫تا تونستم راضیش کنم از اینا بهم بده

459
00:23:16,532 --> 00:23:18,448
‫روبراهی ؟

460
00:23:18,450 --> 00:23:21,034
‫آره . فکر کنم خوبم

461
00:23:21,036 --> 00:23:24,621
‫خوبه . ازت می‌خوام همراهم بیای

462
00:23:24,623 --> 00:23:26,373
‫کجا قراره بریم ؟

463
00:23:26,375 --> 00:23:29,292
‫بریم توی کار انتخاب واحد و ثبت‌نام

464
00:23:43,090 --> 00:23:47,060
‫چه حس خوبی داره

465
00:23:47,062 --> 00:23:50,480
‫این یکی دیگه از اثرات جانبیِ باحاله

466
00:23:50,482 --> 00:23:53,950
‫همه‌ی احساسات تشدید میشن

467
00:23:53,952 --> 00:23:58,038
‫بنابراین اون احساس
‫هیچ‌وقت از بین نمیره ؟

468
00:23:58,040 --> 00:23:59,573
‫درسته

469
00:24:03,493 --> 00:24:06,295
‫گویا هاری فایده نداشته

470
00:24:06,297 --> 00:24:09,248
‫گمونم بهتره برم سراغِ یه چیزی که
‫سریعتر کارتو بسازه

471
00:24:09,250 --> 00:24:11,701
‫می‌خواستم جسی رو تبدیل
‫به یک نوع خون‌‌آشام جدید تبدیل کنم

472
00:24:11,703 --> 00:24:14,253
‫چه جاه‌طلب

473
00:24:14,255 --> 00:24:16,222
‫نخیر . بنده شدیداً باهوشم

474
00:24:18,625 --> 00:24:21,560
‫ویروس ابولا
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(یکی از کُشنده‌ترین ویروس‌ها)</font>

475
00:24:21,562 --> 00:24:23,729
‫چرا ؟

476
00:24:23,731 --> 00:24:25,464
‫گونه‌ی خون‌‌آشام‌ها برای انسان‌ها خطرناک هستند

477
00:24:25,466 --> 00:24:27,049
‫از اونجایی که ما منبع غذایی شما هستیم
‫خطرناک به حساب میاید

478
00:24:27,051 --> 00:24:29,235
‫می‌خواستم این واقعیت رو تغییر بدم

479
00:24:34,241 --> 00:24:36,942
‫چیه ؟

480
00:24:36,944 --> 00:24:38,828
‫آخرین بار که بوسیدمت یهو قاطی کردی

481
00:24:38,830 --> 00:24:43,115
‫که خیلی ضایع بود و...

482
00:24:43,117 --> 00:24:45,367
‫اگر لازم نباشه خون‌‌آشام‌ها از
‫خون انسان‌ها تغذیه کنند

483
00:24:45,369 --> 00:24:47,086
‫دیگه یه تهدید به حساب نمیان

484
00:24:47,088 --> 00:24:48,654
‫من حتّی یه کلمه از حرفاتم باور نمی‌کنم

485
00:24:50,041 --> 00:24:52,591
‫خون انسان موقتاً جسی رو سیر نگه داشته

486
00:24:52,593 --> 00:24:55,594
‫این تا وقتیه که بتونه چیزی که
‫واقعاً بهش کشش داره رو بچشه

487
00:24:55,596 --> 00:24:57,596
‫حالا به چی واقعاً میلش می‌کشه ؟

488
00:25:09,007 --> 00:25:11,059
‫گازم گرفتی

489
00:25:15,648 --> 00:25:18,817
‫هی ، حالت خوبه ؟

490
00:25:18,819 --> 00:25:20,318
‫آره . فقط باید از اینجا بزنم به چاک

491
00:25:20,320 --> 00:25:21,636
‫جسی

492
00:25:38,736 --> 00:25:41,187
‫باشه بابا . این خَزترین مهمونی که

493
00:25:41,189 --> 00:25:42,238
‫تا به حال رفتم نیستش

494
00:25:42,240 --> 00:25:44,223
‫سلام آرون ، اومدی که

495
00:25:44,225 --> 00:25:46,276
‫به زور . فکر کنم خوابم برده بود

496
00:25:46,278 --> 00:25:48,161
‫و تازه الان بیدار شدم

497
00:25:48,163 --> 00:25:53,032
‫عجیبه . خب ، بیا این حالتو بهتر می‌کنه

498
00:25:53,034 --> 00:25:57,787
‫حالا فهمیدم چرا "وِس" می‌گفت با تو نگردم

499
00:25:57,789 --> 00:25:59,339
‫نوش

500
00:26:02,376 --> 00:26:05,261
‫تو باعث دردسری

501
00:26:05,263 --> 00:26:06,930
‫راستی...

502
00:26:06,932 --> 00:26:08,848
‫از کجا "وِس" رو می‌شناسی ؟

503
00:26:08,850 --> 00:26:10,216
‫اون قیم قانونیِ منه

504
00:26:10,218 --> 00:26:11,217
‫جدی ؟

505
00:26:12,270 --> 00:26:13,435
‫والدین خودت چی شدند ؟

506
00:26:13,437 --> 00:26:14,519
‫فوت کردند

507
00:26:14,521 --> 00:26:15,687
‫مثلِ پدر و مادر من

508
00:26:15,689 --> 00:26:18,523
‫چه واقعی ـم و چه اونایی
‫که به فرزندی گرفتنم

509
00:26:18,525 --> 00:26:20,192
‫چه نحس و بدبخت

510
00:26:20,194 --> 00:26:21,426
‫دلخور نشی ولی معمولاً

511
00:26:21,428 --> 00:26:23,295
‫عجیب‌وغریب‌ترین فرد جمع منم

512
00:26:31,738 --> 00:26:34,489
‫چطوری فوت کردند ؟

513
00:26:34,491 --> 00:26:38,160
‫ماشین‌مون از روی پل افتاد پایین

514
00:26:38,162 --> 00:26:39,745
‫من زنده موندم ولی اونا نه

515
00:26:40,748 --> 00:26:41,913
‫تو چی ؟

516
00:26:41,915 --> 00:26:44,333
‫شش سالم بود

517
00:26:44,335 --> 00:26:46,168
‫خانوادگی رفته بودیم پیک‌نیک

518
00:26:46,170 --> 00:26:48,236
‫که یهو با صدای جیغِ

519
00:26:48,238 --> 00:26:49,805
‫مادرم از خواب پریدم

520
00:26:49,807 --> 00:26:51,340
‫رفتم ببینم چه خبر شده

521
00:26:51,342 --> 00:26:56,011
‫که دیدم همه‌جا رو خون گرفته

522
00:26:56,013 --> 00:26:59,348
‫روی گردن‌شون پر از جای گازگرفتگی بود

523
00:26:59,350 --> 00:27:00,682
‫جای گازگرفتگی ؟

524
00:27:00,684 --> 00:27:03,802
‫آره . می‌گفتن یه خرس توی اردوگاه بوده

525
00:27:03,804 --> 00:27:06,571
‫خلاصه که منم یه مدتی

526
00:27:06,573 --> 00:27:08,473
‫از خونه‌ی این فامیل‌های
‫دور به اون یکی می‌رفتم

527
00:27:08,475 --> 00:27:11,827
‫در نهایت "وِس" منو به فرزندی گرفت

528
00:27:11,829 --> 00:27:15,330
‫واسه همین "وِس" یه‌جورایی
‫تنها خانواده‌م به حساب میاد

529
00:27:18,451 --> 00:27:20,201
‫عجب

530
00:27:22,153 --> 00:27:24,488
‫گمونم جفتمون یه پیک مشروب
‫ژله‌ای دیگه لازم داریم

531
00:27:24,490 --> 00:27:26,540
‫الان برمیگردم

532
00:27:26,542 --> 00:27:28,542
‫خوشحالم اومدی

533
00:27:28,544 --> 00:27:30,044
‫آره . منم همینطور

534
00:27:32,347 --> 00:27:34,131
‫هی ، جسی رو ندیدی ؟

535
00:27:34,133 --> 00:27:35,332
‫نه

536
00:27:35,334 --> 00:27:36,884
‫صبر کن ، کجا داری میری ؟

537
00:27:36,886 --> 00:27:38,386
‫میرم زنگ بزنم دیمن

538
00:27:38,388 --> 00:27:40,871
‫تا خیالم راحت بشه
‫اون دکتر "وِس" رو نمی‌کُشه

539
00:28:18,844 --> 00:28:20,678
‫پس اینجایی

540
00:28:20,680 --> 00:28:22,513
‫دست از سرم بردار

541
00:28:27,268 --> 00:28:30,570
‫استفن ، تو حالت خوبه

542
00:28:30,572 --> 00:28:32,221
‫آروم باش

543
00:28:32,223 --> 00:28:33,656
‫نمی‌تونم آروم باشم

544
00:28:33,658 --> 00:28:34,908
‫حالیته چی میگم ؟

545
00:28:34,910 --> 00:28:36,392
‫استفن ، تو ۲تا حق انتخاب داری

546
00:28:36,394 --> 00:28:38,828
‫همین الان قال این قضیه رو بکنی
‫یا فرار کنی

547
00:28:38,830 --> 00:28:42,248
‫ولی در هر صورت این موضوع سراغت میاد

548
00:28:42,250 --> 00:28:44,417
‫استفن ، نمی‌تونم نفس بکشم

549
00:28:47,371 --> 00:28:49,906
‫اسمِ اولین کسی که کُشتی رو بهم بگو

550
00:28:49,908 --> 00:28:54,076
‫اسمشو بگو

551
00:28:54,078 --> 00:28:57,046
‫جیوسپ...جیسوپ سالواتور

552
00:28:57,048 --> 00:28:59,799
‫بعدی کی بود ؟

553
00:28:59,801 --> 00:29:04,020
‫روی اسما تمرکز کن

554
00:29:04,022 --> 00:29:07,190
‫توماس فِل

555
00:29:07,192 --> 00:29:12,028
‫دیدی ؟ کنترل رو به دست گرفتی
‫روی زمین خدا هستی

556
00:29:12,030 --> 00:29:16,232
‫نه غرق میشی و نه در حال مُردن هستی

557
00:29:16,234 --> 00:29:18,284
‫اسماشون رو بگو

558
00:29:18,286 --> 00:29:22,205
‫اوناریا فِل ، ماریانا لاک‌وود

559
00:29:22,207 --> 00:29:26,376
‫کریستوفر گیلبرت ، مارگارت فوربز

560
00:29:30,614 --> 00:29:33,715
‫دیدی ؟ بهت که گفتم . من کارمو بلدم

561
00:29:39,255 --> 00:29:40,889
‫ممنونم

562
00:29:43,092 --> 00:29:44,660
‫حق با توئه

563
00:29:44,662 --> 00:29:49,965
‫گِرِگور" مُرده . الان خوشحالی ؟"

564
00:29:49,967 --> 00:29:54,486
‫نادیا ، لیاقت تو بهتر از این حرفاست

565
00:29:54,488 --> 00:29:56,355
‫توی جهنم بپوسی

566
00:30:01,995 --> 00:30:05,113
‫جسی از خون‌‌آشام‌ها تغذیه می‌کنه ؟

567
00:30:05,115 --> 00:30:06,865
‫دکتر دلقکِ که همینو گفت

568
00:30:06,867 --> 00:30:09,251
‫و ظاهراً وقتی دست به‌کار بشه
‫دیگه نمی‌تونه جلوی خودشو بگیره

569
00:30:09,253 --> 00:30:10,786
‫راستی اینکه اون اینو بهت گفته

570
00:30:10,788 --> 00:30:13,539
‫یعنی طرف هنوز زنده‌‌ست دیگه . درسته ؟

571
00:30:13,541 --> 00:30:14,990
‫فعلاً زنده‌ست

572
00:30:14,992 --> 00:30:18,794
‫خوبه . تو رو خدا نکُشش دیمن

573
00:30:18,796 --> 00:30:21,847
‫دیمن ، بهم بگو اونو نمی‌کُشی

574
00:30:21,849 --> 00:30:25,384
‫باشه بابا ، باشه . خیلی‌خب ، نمی‌کشمش

575
00:30:25,386 --> 00:30:26,718
‫خدافظ

576
00:30:31,841 --> 00:30:36,945
‫مشکل اینجاست که
‫من آدمای مثلِ تو رو

577
00:30:36,947 --> 00:30:38,530
‫بیشتر از اون چیزی که فکر کنی می‌شناسم

578
00:30:38,532 --> 00:30:40,565
‫اگه بذارم زنده بمونی
‫باز میری کار خودتو تکرار می‌کنی

579
00:30:40,567 --> 00:30:42,233
‫میری یه خون‌‌آشام دیگه رو تبدیل می‌کنی

580
00:30:42,235 --> 00:30:44,402
‫یه آزمایش دیگه انجام میدی

581
00:30:44,404 --> 00:30:46,370
‫تنها راه واسه کنترل کردن ـت اینه که

582
00:30:46,372 --> 00:30:48,072
‫از روی زمین محوت کنم

583
00:30:50,042 --> 00:30:52,710
‫شانس آوردی امروز توی فاز
‫خاک‌کردن جسد و کُشتن و اینا نیستم

584
00:30:56,381 --> 00:30:58,132
‫چه بلایی سرم آوردی ؟

585
00:30:58,134 --> 00:30:59,584
‫آروم باش قاتل جون

586
00:30:59,586 --> 00:31:00,751
‫اینکه برداشتی منو زندونی کردی

587
00:31:00,753 --> 00:31:01,969
‫و هی بهم سوزن زدی به اندازه کافی بد نبود ؟

588
00:31:01,971 --> 00:31:04,138
‫حالا من می‌خوام از
‫دختری که خوشم میاد تغذیه کنم ؟

589
00:31:04,140 --> 00:31:06,757
‫جسی ، تو خون هیولاها رو می‌خوری

590
00:31:10,045 --> 00:31:11,646
‫محض احتیاط اینکه پروفسور فوربز

591
00:31:11,648 --> 00:31:13,180
‫فراموش کرده باشه اینو
‫موقع آموزشت گفته باشه جیگر

592
00:31:13,182 --> 00:31:14,765
‫من سنم از تو خیلی بیشتره

593
00:31:14,767 --> 00:31:16,734
‫که یعنی بنده از تو خیلی قوی‌تر هستم

594
00:31:16,736 --> 00:31:19,520
‫راستیش این حرف ۱۰۰ درصد درست نیست

595
00:31:31,822 --> 00:31:34,241
‫اونا چه بلایی سرت آوردن ؟

596
00:31:40,448 --> 00:31:42,115
‫دیمن

597
00:31:43,400 --> 00:31:46,001
‫جسی...جسی ، ولش کن . جسی

598
00:31:46,003 --> 00:31:47,536
‫اون می‌خواد سرمو از جا بکنه

599
00:31:47,538 --> 00:31:49,872
‫الینا ، تو رو خدا

600
00:31:49,874 --> 00:31:52,958
‫نه ، نه

601
00:31:56,412 --> 00:31:59,014
‫نه . جسی...جسی ، بیا اینجا

602
00:31:59,016 --> 00:32:00,248
‫طاقت بیار . طاقت بیار

603
00:32:00,250 --> 00:32:01,600
‫جسی ، تو رو خدا طاقت بیار

604
00:32:01,602 --> 00:32:05,187
‫جسی ، التماست می‌کنم طاقت بیار

605
00:32:08,475 --> 00:32:10,109
‫نه

606
00:32:19,235 --> 00:32:20,402
‫چی‌کار کردی ؟

607
00:32:20,404 --> 00:32:21,704
‫اون می‌خواست دیمن رو بکشه

608
00:32:21,706 --> 00:32:25,124
‫ولی ما قول دادیم کمکش کنیم

609
00:32:25,126 --> 00:32:26,942
‫اون چاره‌ی دیگه‌ای نداشت . خب ؟

610
00:32:26,944 --> 00:32:28,294
‫همین که جسی خون خون‌آشام رو چشید

611
00:32:28,296 --> 00:32:30,045
‫دیگه چیزی جلودارش نبود

612
00:32:30,047 --> 00:32:33,132
‫برو از همون دکتر فرانکشتاین بپرس

613
00:32:33,134 --> 00:32:35,467
‫میرم ترتیب اون مرتیکه رو بدم

614
00:32:45,512 --> 00:32:48,797
‫کرولاین ، واقعاً متأسفم . من...

615
00:32:48,799 --> 00:32:50,566
‫آره . منم متأسفم...

616
00:32:54,853 --> 00:32:56,637
‫چون الینایی که من سابقاً می‌شناختم

617
00:32:56,639 --> 00:32:59,240
‫یه فرصت دوباره به جسی میداد

618
00:33:22,164 --> 00:33:24,599
‫نادیای عزیزم

619
00:33:24,601 --> 00:33:26,718
‫بابت اینکه دوست‌پسرت رو کُشتم معذرت می‌خوام

620
00:33:26,720 --> 00:33:29,220
‫ولی این‌کار رو از روی مهر مادری انجام دادم

621
00:33:29,222 --> 00:33:35,226
‫هر چند خودکشی کار چندان دلسوزانه‌ای نیست

622
00:33:35,228 --> 00:33:38,546
‫من ۵۰۰ سال آزگار از دست دشمنانم فرار کردم

623
00:33:38,548 --> 00:33:44,052
‫ولی یک روز دست از فرار کردن برداشتم

624
00:33:44,054 --> 00:33:48,790
‫حالا یه دشمن جدید می‌خواد من بمیرم

625
00:33:48,792 --> 00:33:51,125
‫مطمئناً می‌تونم از دست "مسافرا" هم فرار کنم

626
00:33:51,127 --> 00:33:57,382
‫ولی یک دشمن هست که هرگز
‫ازش خلاصی پیدا نمی‌کنم...گذشت زمان

627
00:34:03,921 --> 00:34:06,139
‫بنابراین می‌خوای کارمو غرور بِدون یا بیهوده

628
00:34:06,141 --> 00:34:08,258
‫ولی بعد از زندگی پرشکوهی که گذروندم

629
00:34:08,260 --> 00:34:12,145
‫تحمل اینطوری مردن رو ندارم

630
00:34:12,147 --> 00:34:14,064
‫خدانگهدار نادیا

631
00:34:32,033 --> 00:34:33,917
‫چی‌کار داری می‌کنی ؟

632
00:34:40,091 --> 00:34:44,678
‫بهت که گفتم باید با مشکل روبرو شد

633
00:34:44,680 --> 00:34:46,930
‫یا باید ازش فرار کرد

634
00:34:46,932 --> 00:34:48,965
‫منم گزینه‌ی سوم رو انتخاب کردم

635
00:34:48,967 --> 00:34:54,530
‫اون‌وقت مشکلت چی هست که
‫باعث شده از برج ساعت بپری پایین ؟

636
00:34:57,226 --> 00:35:00,277
‫استفن ، من دارم می‌میرم

637
00:35:00,279 --> 00:35:03,480
‫به‌خاطر پیر شدن دارم می‌میرم

638
00:35:03,482 --> 00:35:05,866
‫میدونم دارو یه کار کرده که

639
00:35:05,868 --> 00:35:09,535
‫باعث شده به این روند تحقیرآمیز سرعت ببخشه

640
00:35:15,959 --> 00:35:17,460
‫آره

641
00:35:20,714 --> 00:35:22,965
‫ولی تو کاترین پیرس هستی

642
00:35:26,753 --> 00:35:28,721
‫دندون به جیگر بگیر و باهاش کنار بیا

643
00:35:56,291 --> 00:35:58,925
‫اعتراف می‌کنم...

644
00:35:58,927 --> 00:36:00,960
‫دلم برای جادو و جمبل تنگ شده

645
00:36:09,853 --> 00:36:11,971
‫نزدیک شمع‌ها نشو

646
00:36:39,465 --> 00:36:42,083
‫اوه خدای من

647
00:36:42,085 --> 00:36:44,419
‫گمونم جسی مُرده

648
00:36:46,139 --> 00:36:47,756
‫چی ؟

649
00:36:52,678 --> 00:36:56,648
‫من آمادگیشو ندارم . نمی‌خوام بمیرم

650
00:37:02,322 --> 00:37:03,855
‫بانی ، چه خبر شده ؟

651
00:37:03,857 --> 00:37:05,240
‫بانی

652
00:37:08,361 --> 00:37:10,028
‫چی شده ؟

653
00:37:13,199 --> 00:37:16,151
‫جر" ، من لنگر به اونطرف هستم"

654
00:37:16,153 --> 00:37:20,538
‫هر موجود ماورالطبیعه که بمیره

655
00:37:20,540 --> 00:37:23,507
‫باید از من رد بشه

656
00:37:23,509 --> 00:37:27,878
‫چند وقت یه بار این اتفاق میوفته ؟

657
00:37:27,880 --> 00:37:32,049
‫چرا آخه چرا اینو بهم نگفتی ؟

658
00:37:32,051 --> 00:37:37,888
‫من به زندگی برگشتم . لمست می‌کنم

659
00:37:37,890 --> 00:37:40,975
‫میدونستیم این قضیه عواقبی داره

660
00:37:44,563 --> 00:37:46,814
‫فقط منو ببوس

661
00:37:46,816 --> 00:37:48,582
‫بوسم کن

662
00:37:57,292 --> 00:38:00,492
‫تو و من

663
00:38:02,582 --> 00:38:05,883
‫این لحظه ارزشش رو داره

664
00:38:05,885 --> 00:38:09,970
‫هر عواقبی هم که داشته باشه
‫بازم ارزشش رو داره

665
00:38:44,071 --> 00:38:45,338
‫متأسفم

666
00:38:45,340 --> 00:38:47,257
‫از حرفی که زدم منظور بدی نداشتم

667
00:38:47,259 --> 00:38:50,460
‫پامو از گلیمم درازتر کردم

668
00:38:50,462 --> 00:38:53,129
‫خیلی مزخرفه

669
00:38:53,131 --> 00:38:54,881
‫جسی آدم خوبی بود

670
00:38:54,883 --> 00:38:56,933
‫خودم میدونم

671
00:38:56,935 --> 00:38:58,918
‫منم اگر کار دیگه‌ای می‌شد انجام بدم

672
00:38:58,920 --> 00:39:00,687
‫محال بود اونو بکشم

673
00:39:00,689 --> 00:39:02,939
‫اون خطرناک بود

674
00:39:02,941 --> 00:39:05,108
‫باید حرفمو باور کنی

675
00:39:08,729 --> 00:39:11,230
‫باید این حرفمو باور کنی کرولاین

676
00:39:11,232 --> 00:39:12,982
‫باور می‌کنم ، خب ؟

677
00:39:12,984 --> 00:39:14,450
‫باور می‌کنم که تو دلم می‌خواست

678
00:39:14,452 --> 00:39:16,035
‫به دانشگاه اومدنمون رو جشن بگیری

679
00:39:16,037 --> 00:39:17,770
‫و مثلِ سال اولی‌های معمولی رفتار کنی

680
00:39:17,772 --> 00:39:20,406
‫اینو می‌فهمم . خودم هم همین رو می‌خوام

681
00:39:20,408 --> 00:39:23,293
‫امّا الینا ، کِی می‌خوای بفهمی

682
00:39:23,295 --> 00:39:26,913
‫دنیای بیرون حتی اندازه‌ی سرسوزن هم

683
00:39:26,915 --> 00:39:28,631
‫به خطرناکیِ شخصی که تو

684
00:39:28,633 --> 00:39:31,301
‫باهاش هم‌خواب میشی نیست ؟

685
00:39:31,303 --> 00:39:36,138
‫عجب . چرا حرفی که
‫واقعاً تو دلت هست رو بهم نمیگی ؟

686
00:39:36,140 --> 00:39:37,806
‫روزی که حرف دلمو بهت نزنم

687
00:39:37,808 --> 00:39:40,876
‫روزی هستش که دیگه من و تو
‫دوست صمیمی نیستیم

688
00:39:40,878 --> 00:39:43,294
‫و...

689
00:39:43,296 --> 00:39:45,897
‫دعا می‌کنم همچین روزی هیچ‌وقت نیاد

690
00:40:02,782 --> 00:40:04,633
‫اگر می‌خوای منو بکشی ترجیح میدم

691
00:40:04,635 --> 00:40:06,135
‫یه گلوله توی مغزم خالی کنی

692
00:40:06,137 --> 00:40:07,836
‫راستش می‌خوام صبر کنم تا موقعی که

693
00:40:07,838 --> 00:40:10,005
‫بتونم همه‌ی این قضایا رو با
‫نفوذ ذهنی از سرت پاک کنم

694
00:40:14,511 --> 00:40:16,378
‫این دیگه چه کوفتیه ؟

695
00:40:21,017 --> 00:40:23,685
‫چرا روش نوشته ۱۲۱۴۴ ؟

696
00:40:23,687 --> 00:40:26,855
‫به تو چه اصلاً ؟

697
00:40:26,857 --> 00:40:30,409
‫چون من شماره‌ی ۲۱۰۵۱ بودم

698
00:40:30,411 --> 00:40:33,311
‫شماره‌ی ۲۱۰۵۱ ، وایسا ببینم...

699
00:40:33,313 --> 00:40:35,848
‫تو یکی از خون‌آشام‌های آگوستین هستی ؟

700
00:40:38,251 --> 00:40:41,686
‫آگوستین...یه ده سالی میشه
‫این اسم به گوشم نخورده

701
00:40:43,321 --> 00:40:46,357
‫خون‌‌آشام موش آزمایشگاهی شده
‫سوژه‌های با کد نام‌گذاری شده

702
00:40:46,359 --> 00:40:49,277
‫خیال می‌کردم شماها ۶۰ سال پیش
‫در و تخته رو جمع کردید که

703
00:40:49,279 --> 00:40:51,112
‫اشتباه فکر می‌کردی دیگه

704
00:40:55,217 --> 00:40:58,269
‫یادته بهت گفتم قصد ندارم بکشمت ؟

705
00:40:58,271 --> 00:40:59,687
‫خالی بستم

706
00:41:08,064 --> 00:41:10,531
‫دستگاه شاه‌پسند پاش

707
00:41:10,533 --> 00:41:11,782
‫موقع کار کردن روی خون‌آشام‌ها

708
00:41:11,784 --> 00:41:13,517
‫باید همیشه حواس رو جمع کنی دیگه

709
00:41:13,519 --> 00:41:17,083
‫مطمئنم انجمن آگوستین از دیدنِ
‫دوباره تو حسابی هیجان‌زده میشه

710
00:41:18,400 --> 00:41:19,400
‫<font color="#۰۰۸۰ff">تــرجــمـه و تـنــظیـم : نوشـــین و ســـعــیــده</font>

711
00:41:20,400 --> 00:41:21,400
‫<font color="#۰۰۸۰ff">: ارائه‌ای از
‫:.:http://forum.free-offline.org/:.:</font>

