‫﻿۱
00:00:00,545 --> 00:00:02,153
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,154 --> 00:00:04,265
‫- بانی چی میشه؟
‫- خودش رو قربانی کرد

3
00:00:04,266 --> 00:00:06,033
‫تا من بتونم برگردم.
‫الان تنهاست

4
00:00:06,034 --> 00:00:07,882
‫ببخشید که اون خاطرات رو دستکاری کردم

5
00:00:07,883 --> 00:00:09,718
‫خاطرات جدیدی درست میکنیم

6
00:00:09,719 --> 00:00:11,865
‫ازت بابت نابود کردن رابطمون متنفرم

7
00:00:11,866 --> 00:00:13,588
‫و فکر میکنم که لیاقت من بیشتر از اینا باشه

8
00:00:13,589 --> 00:00:15,742
‫انزو، ولش کن وگرنه قسم میخورم...

9
00:00:15,743 --> 00:00:17,351
‫نه!

10
00:00:17,625 --> 00:00:19,287
‫از اینی که دوباره شکارچی شدی
‫چه احساسی میکنی؟

11
00:00:19,288 --> 00:00:20,193
‫چرا؟

12
00:00:20,194 --> 00:00:22,129
‫چون ازت میخوام بهم کمک کنی
‫انزو رو بکشم

13
00:00:22,131 --> 00:00:24,856
‫- فرارونده رو از جو بگیر
‫- متوجهم

14
00:00:24,857 --> 00:00:26,133
‫دیمن یه خوناشامه

15
00:00:26,135 --> 00:00:27,827
‫داری میگی دیمن ذهنم رو کنترل کرد؟

16
00:00:27,828 --> 00:00:29,603
‫همچین کاری نمیکنه.
‫اون دوستمه

17
00:00:29,605 --> 00:00:31,505
‫جو من رو از مرز رد کرد

18
00:00:31,507 --> 00:00:32,844
‫ببین، ریک

19
00:00:34,252 --> 00:00:36,143
‫محفل من کای رو توی یه
‫دنیای دیگه زندانی کرد

20
00:00:36,144 --> 00:00:38,955
‫- کای؟
‫- برادرمون. دوقلوی من

21
00:00:38,956 --> 00:00:42,149
‫رسم محفل ماست
‫که دوقلوها قدرتشون رو باهم یکی میکنن

22
00:00:42,150 --> 00:00:45,352
‫،اونی که قویتره برنده میشه
‫و قدرت جفتشون واردش میشه

23
00:00:45,353 --> 00:00:48,040
‫- ضعیفتره هم می میره
‫- نمیذارم بمیری

24
00:00:48,041 --> 00:00:49,117
‫کای اینجاست

25
00:00:49,118 --> 00:00:51,258
‫گمونم این همون مرز ضد جادو باشه

26
00:00:51,259 --> 00:00:54,058
‫که یعنی الان یه روانی توی میستیک فالز
‫داره ازادانه میچرخه

27
00:00:54,059 --> 00:00:56,095
‫و هیچ خوناشامی نیست که
‫بخواد جلوش رو بگیره

28
00:00:59,501 --> 00:01:00,767
‫چی میخوای؟

29
00:01:00,769 --> 00:01:02,702
‫دلت میخواد با شیطان معامله کنی؟

30
00:01:08,677 --> 00:01:10,277
‫ازم متنفر نمیشی اگه بهت بگم

31
00:01:10,278 --> 00:01:13,113
‫- امشب رو احتمالا دیرتر میام؟
‫- چی شدش؟

32
00:01:13,114 --> 00:01:14,949
‫،احتمالا توی دانشگاه یه تصادفی بوده

33
00:01:14,950 --> 00:01:17,669
‫یه نفر اوردوز کرده و چهار تا
‫زخمی هم دارن میان بیمارستان

34
00:01:18,253 --> 00:01:20,020
‫دوست پسر قبلیت میتونست اینجور مواقع

35
00:01:20,021 --> 00:01:21,522
‫حرفات رو درک کنه؟

36
00:01:21,523 --> 00:01:23,257
‫شام رو نمیتونم بیام

37
00:01:23,258 --> 00:01:25,391
‫پس تو الان دوست پسرمی؟

38
00:01:27,995 --> 00:01:30,932
‫کد بیمارستانی برای یه سکوت
‫معنادار وجود نداره

39
00:01:31,366 --> 00:01:33,167
‫دو ساعت بهم وقت بده.
‫شام رو برام نگه دار

40
00:01:33,168 --> 00:01:34,401
‫دکتر، ما یه خانم جوان

41
00:01:34,402 --> 00:01:35,903
‫با زخم های بطنی داریم

42
00:01:35,904 --> 00:01:38,071
‫بذارینش روی تخت.
‫ده میلیگرم مورفین لازم دارم

43
00:01:38,072 --> 00:01:39,373
‫مریض من هوشیاره

44
00:01:39,374 --> 00:01:40,674
‫کلی خونریزی داره ولی
‫شکستگی استخون نه

45
00:01:40,675 --> 00:01:42,276
‫با عقل جور در میاد؟

46
00:01:42,277 --> 00:01:44,044
‫نه. چه اتفاقی برات افتاده؟

47
00:01:44,045 --> 00:01:45,679
‫تصادف کردی؟

48
00:01:45,680 --> 00:01:49,283
‫نمیتونم نفس بکشم

49
00:01:49,284 --> 00:01:51,652
‫چیزی نیست. میتونی بهم بگی
‫واقعا چه اتفاقی افتاده

50
00:01:51,653 --> 00:01:53,553
‫عزیزم؟

51
00:01:53,554 --> 00:01:54,788
‫بهم نگاه کن

52
00:01:59,493 --> 00:02:02,094
‫چه بلایی سرت اومده؟

53
00:02:03,767 --> 00:02:05,020
‫من بهش چاقو زدم

54
00:02:05,021 --> 00:02:08,867
‫Arian Drama, Sorrow مترجمین

55
00:02:09,176 --> 00:02:13,634
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫WwW.TinyMoviez.Co

56
00:02:14,084 --> 00:02:18,584
‫انجمن تخصصی فیلم و سریال
‫WwW.Cafe-Film.CoM

57
00:02:27,921 --> 00:02:31,224
‫شرمنده. مجبور بودم

58
00:02:31,225 --> 00:02:35,028
‫میدونی که الان اعلام جنگ کردی دیگه؟

59
00:02:35,029 --> 00:02:37,866
‫بیا. کرولاین اونجاست

60
00:02:49,242 --> 00:02:50,709
‫یالا

61
00:03:01,187 --> 00:03:04,490
‫نه. بهت توجهی نمیکنم

62
00:03:04,491 --> 00:03:07,293
‫امروز ۱۰ می ۱۹۹۴ نیست

63
00:03:07,294 --> 00:03:08,928
‫امروز مراسم تزئین درخته

64
00:03:08,929 --> 00:03:13,566
‫و تو هم چیز دیگه ای نمیتونی بگی

65
00:03:13,567 --> 00:03:16,102
‫حدس زدم که کریسمس امسال
‫رو جشن نمیگیریم

66
00:03:16,103 --> 00:03:17,904
‫چون وقتی که وارد مرز

67
00:03:17,905 --> 00:03:20,522
‫شهرم میشم، کشته میشم دیگه

68
00:03:20,523 --> 00:03:23,106
‫پس اینی که میگفتی کریسمس
‫زمان مورد علاقه ت در ساله چی؟

69
00:03:23,107 --> 00:03:25,370
‫زمان مورد علاقم در سال بود

70
00:03:25,371 --> 00:03:27,480
‫وقتی که میتونستم توی خونه ی
‫خودم زندگی بکنم

71
00:03:27,481 --> 00:03:28,914
‫و به تزئین درخت شهر کمک کنم

72
00:03:28,915 --> 00:03:31,449
‫و با دوستام شکلات داغ بخورم

73
00:03:34,754 --> 00:03:36,856
‫چکار میکنی؟

74
00:03:36,857 --> 00:03:39,458
‫باید الان تو مراسم تزئین درخت
‫میستیک فالز باشی

75
00:03:39,459 --> 00:03:41,227
‫امسال رو اینجام

76
00:03:41,228 --> 00:03:43,129
‫گفتم چون تو نمیتونی بری پیش تعطیلات

77
00:03:43,130 --> 00:03:45,450
‫دلیل نمیشه که تعطیلات هم
‫نتونه بیاد پیش تو

78
00:03:46,566 --> 00:03:48,434
‫حتی زینت های مورد علاقمون رو آوردی

79
00:03:48,435 --> 00:03:50,136
‫مامان!

80
00:03:50,137 --> 00:03:51,937
‫نمیدونستم کدومشون رو بگیرم

81
00:03:51,938 --> 00:03:53,305
‫برای همین جفتشون رو گرفتم

82
00:03:53,306 --> 00:03:55,140
‫اینجا چکار میکنی؟

83
00:03:55,141 --> 00:03:58,477
‫مامانت چراغ کریسمس لازم داشت

84
00:03:58,478 --> 00:03:59,979
‫تو یه اتاق خیلی بزرگ داری

85
00:03:59,980 --> 00:04:02,647
‫و منم گفتم بد نمیشه یکی بهمون کمک کنه

86
00:04:08,487 --> 00:04:10,403
‫معلومه دیگه، اون کوچیکا

87
00:04:21,099 --> 00:04:22,835
‫دوباره داری موقع خوابم بهم نگاه میکنی؟

88
00:04:22,836 --> 00:04:25,871
‫نه. دارم می بینم که آب دهنت داره
‫میریزه روی نوشته های ریک

89
00:04:25,872 --> 00:04:28,674
‫و با توجه به اینکه همین الانشم
‫کلی از دستت دلخوره...

90
00:04:28,675 --> 00:04:30,976
‫موقع خواب آب دهنم در نمیاد

91
00:04:35,370 --> 00:04:37,700
‫ساعت چنده؟

92
00:04:40,759 --> 00:04:42,952
‫وقتشه که ریک منبعش رو عوض کنه

93
00:04:42,953 --> 00:04:44,567
‫تمام شب داشتیم نگاه میکردیم

94
00:04:44,568 --> 00:04:47,225
‫قسم میخورم هیچی پیدا نکردم که
‫حتی یه ذره

95
00:04:47,226 --> 00:04:48,794
‫به فرارونده شبیه باشه

96
00:04:48,795 --> 00:04:52,497
‫خب به اندازه کافی هنوز نگشتیم

97
00:04:52,498 --> 00:04:53,898
‫بریم سراغش

98
00:04:59,445 --> 00:05:02,398
‫- هنوز چیزی پیدا نکردی؟
‫- نه

99
00:05:06,945 --> 00:05:08,912
‫هنوزم خیره شدی

100
00:05:11,018 --> 00:05:12,984
‫فقط اینکه...

101
00:05:12,985 --> 00:05:15,473
‫داری این همه کار برای بانی میکنی

102
00:05:17,525 --> 00:05:19,057
‫ممنون

103
00:05:19,456 --> 00:05:21,269
‫اونم اگه بود برای ما میکرد

104
00:05:26,993 --> 00:05:28,166
‫سلام ریک

105
00:05:28,167 --> 00:05:30,891
‫- جو رو ندیدی؟
‫- از دیروز نه

106
00:05:32,371 --> 00:05:33,504
‫چرا؟

107
00:05:33,505 --> 00:05:35,306
‫یه سر زدم بیمارستان

108
00:05:35,307 --> 00:05:37,841
‫هیچکس از دیشب که جو توی اورژانس
‫بوده دیگه ندیدش

109
00:05:37,843 --> 00:05:39,177
‫چند تا قربانی که چاقو خورده بودن اومدن بیمارستان

110
00:05:39,178 --> 00:05:41,713
‫و یکی از همونا هم گم شده

111
00:05:41,714 --> 00:05:43,114
‫کار کای بوده

112
00:05:43,951 --> 00:05:46,317
‫جو میدونست که کای میاد دنبالش
‫و همین اتفاق هم افتاد

113
00:05:46,318 --> 00:05:48,653
‫نه اینکه بهت درس رابطه بدم

114
00:05:48,654 --> 00:05:51,389
‫ولی اگه میدونستی برادر روانی جو آزاد شده

115
00:05:51,390 --> 00:05:53,691
‫و دنبالشه، بهتر نبود حواست به جو می بود

116
00:05:53,692 --> 00:05:54,959
‫خودشم یه حرکت عاقلانه ست دیگه

117
00:05:54,960 --> 00:05:56,527
‫میخواستی چکار کنم دیمن

118
00:05:56,528 --> 00:05:59,090
‫ازت بخوام جو رو کنترل ذهن کنی
‫تا بگی تو خونه بمونه؟

119
00:05:59,091 --> 00:06:01,638
‫،ببینین اگه کای جو رو گرفته
‫ما باید نقشه بچینیم

120
00:06:01,639 --> 00:06:05,303
‫نقشه آسونه.
‫کای رو پیدا کنیم، کای رو بکشیم

121
00:06:05,304 --> 00:06:07,038
‫نکته مهم اینه که کای رو زنده نگه داریم

122
00:06:07,039 --> 00:06:09,073
‫فکر میکنی من از آدمی محافظت میکنم

123
00:06:09,074 --> 00:06:10,741
‫که وقتی ۴ سالمون بود با یه

124
00:06:10,742 --> 00:06:12,176
‫چوب بیسبال تو خونه افتاده بود دنبالمون؟

125
00:06:12,177 --> 00:06:13,544
‫حق با لوکه، تایلر

126
00:06:13,545 --> 00:06:15,780
‫داری اشتباه میکنی

127
00:06:15,781 --> 00:06:16,981
‫همین الان شمایین که باید

128
00:06:16,982 --> 00:06:18,282
‫نیروهاتون رو باهم یکی بکنین

129
00:06:18,283 --> 00:06:20,751
‫این یعنی یکیتون زنده می مونه
‫اون یکی می میره

130
00:06:20,752 --> 00:06:23,154
‫ولی اگه به کای کمک کنیم و اون
‫نیروش رو با جو یکی بکنه

131
00:06:23,155 --> 00:06:24,588
‫این دیگه مشکل شما نیست

132
00:06:24,589 --> 00:06:26,724
‫تا وقتی که کای تبدیل میشه به
‫قوی ترین جادوگر

133
00:06:26,725 --> 00:06:28,592
‫محفل ما و میره سراغ کشتن همه

134
00:06:28,593 --> 00:06:32,563
‫یه چیزی بهم میگه که این
‫قراره تبدیل به مشکلمون بشه

135
00:06:32,564 --> 00:06:35,811
‫دقیقا ازمون میخواد چکار کنیم؟

136
00:06:35,812 --> 00:06:37,758
‫مثل رایان رینولدز روانی فکر کن

137
00:06:37,759 --> 00:06:38,836
‫ندیدمش

138
00:06:38,837 --> 00:06:40,437
‫یه فاز مسخره، کلی هم رو اعصابه

139
00:06:40,438 --> 00:06:41,605
‫بازم نمیدونم

140
00:06:41,606 --> 00:06:43,307
‫خب اگه حتی مغزش ناقص هم باشه

141
00:06:43,308 --> 00:06:44,675
‫بازم جایی قایم میشه که
‫خوناشام ها نتونن پیداش کنن

142
00:06:44,676 --> 00:06:46,744
‫برای همین وقتی درگیر ماریو بازی کردن نیستی

143
00:06:46,745 --> 00:06:49,160
‫میشه تو و گلبرت کوچولو یه مقدار
‫دنبالش بگردین؟

144
00:06:49,161 --> 00:06:51,460
‫آره. فهمیدم.
‫اگه دیدیمش خبرت می کنم

145
00:06:52,617 --> 00:06:53,817
‫کی بود؟

146
00:06:53,818 --> 00:06:55,419
‫دیمن بود.
‫ظاهرا که

147
00:06:55,420 --> 00:06:57,446
‫یه روانی افتاده توی میستیک فالز

148
00:06:57,447 --> 00:06:58,856
‫اونوقت تو بهش نگفتی ما الان درگیر پیدا کردن

149
00:06:58,857 --> 00:07:00,957
‫یه روانی که بیرون از میستیک فالزه هستیم؟

150
00:07:00,959 --> 00:07:03,301
‫فراموش کردم بهش اشاره کنم

151
00:07:04,280 --> 00:07:05,495
‫ببین. بهتره که از اینجا بری

152
00:07:06,029 --> 00:07:07,998
‫انزو به زودی میرسه اینجا

153
00:07:07,999 --> 00:07:09,599
‫بریم یه خوناشام بکشیم

154
00:07:13,391 --> 00:07:15,973
‫خب، پت و مت رفتن دنبال یارو

155
00:07:15,974 --> 00:07:17,708
‫به کس دیگه ای میشه اعتماد کرد؟

156
00:07:17,709 --> 00:07:19,142
‫این با عقل جور در نمیاد

157
00:07:19,143 --> 00:07:20,911
‫چی دو قلو ها که قدرت هاشون رو یکی میکنن

158
00:07:20,912 --> 00:07:23,647
‫با عقل جور در نمیاد؟

159
00:07:23,648 --> 00:07:25,348
‫گوش کن. جو نیاز به جادوش برای
‫یکی کردن نیاز داره

160
00:07:25,349 --> 00:07:28,151
‫و سال ۱۹۹۴ هم از شر جادوش خلاص شده

161
00:07:28,152 --> 00:07:30,954
‫کای گفت جو جادوش رو توی یه چاقو مخفی کرده

162
00:07:30,955 --> 00:07:33,989
‫احتمالا توی پورتلنده.
‫وقتی که سال ۱۹۹۴ جادوش رو خارج کرد

163
00:07:34,525 --> 00:07:36,626
‫اونجا رو گشته.
‫چاقو اونجا نیست

164
00:07:36,627 --> 00:07:38,528
‫فکر میکنه یکی برداشتش

165
00:07:38,529 --> 00:07:39,930
‫جو جادو نداره چون این جادو توی یه چاقوئه

166
00:07:39,931 --> 00:07:42,461
‫که توسط این جانب دزدیده شده
‫و مخفی شده

167
00:07:42,462 --> 00:07:43,500
‫کای پیداش نمی کنه

168
00:07:43,501 --> 00:07:45,035
‫آره. مگر اینکه کای طلسم
‫مکان یاب اجرا کنه

169
00:07:45,036 --> 00:07:47,053
‫- امکان نداره
‫- چرا؟

170
00:07:47,054 --> 00:07:49,639
‫کای بدون توانایی جادو کردن به دنیا اومده بود

171
00:07:49,640 --> 00:07:51,541
‫بذار حدس بزنم.
‫کای از ما میخواد که

172
00:07:51,542 --> 00:07:53,910
‫طلسم مکان یاب رو روی
‫چاقو انجام بدیم

173
00:07:53,911 --> 00:07:56,932
‫،اگه پیداش کنیم
‫جو میتونه جادوش رو پس بگیره

174
00:07:56,933 --> 00:07:59,172
‫کای میتونه جادوش رو با جو یکی کنه
‫و تو و لوک هم زنده می مونین

175
00:07:59,173 --> 00:08:00,884
‫این احمقانه ست

176
00:08:00,885 --> 00:08:03,253
‫این کار ماست

177
00:08:03,254 --> 00:08:04,888
‫یکی کردن جادو ها وظیفه ی ما
‫به محفله

178
00:08:04,889 --> 00:08:06,489
‫برای همینم هست که به دنیا اومدیم

179
00:08:06,490 --> 00:08:08,258
‫نه. به دنیا اومدیم چون محفلمون تصمیم گرفت

180
00:08:08,259 --> 00:08:10,727
‫که جو به اندازه کافی قوی نیست
‫تا کای رو شکست بده

181
00:08:10,728 --> 00:08:12,428
‫چرا ما باید به خاطر خواهر ضعیفمون
‫که نمی تونه

182
00:08:12,429 --> 00:08:14,869
‫برادر روانیمون رو شکست بده بمیریم؟

183
00:08:15,599 --> 00:08:17,267
‫،میدونی، یه ماه پیش
‫همچین فکری

184
00:08:17,268 --> 00:08:18,901
‫حتی به ذهنت هم خطور نکرده بود

185
00:08:18,902 --> 00:08:21,771
‫به خاطر اینکه یه ماه پیش کای اینجا نبود

186
00:08:21,772 --> 00:08:22,997
‫ولی الان اینجاست

187
00:08:24,295 --> 00:08:27,677
‫لوک، باید اینکارو بکنیم

188
00:08:27,678 --> 00:08:31,008
‫یه فرصت داریم تا زندگی های
‫طبیعی خودمون رو ادامه بدیم

189
00:08:31,729 --> 00:08:34,016
‫حتی میتونیم خوشحال باشیم

190
00:08:34,017 --> 00:08:36,085
‫اگه تنها راه برای بازگردوندن جادوی جو

191
00:08:36,086 --> 00:08:38,087
‫برگردوندن اون چاقو باشه

192
00:08:38,088 --> 00:08:39,788
‫کای هم مطمئنا میره سراغش

193
00:08:39,790 --> 00:08:40,905
‫حق با ریکه

194
00:08:41,415 --> 00:08:43,392
‫حتی اگه کای نتونه طلسم مکان یاب رو اجرا کنه

195
00:08:43,393 --> 00:08:45,194
‫بازم مصمم میشه که پیداش کنه

196
00:08:45,195 --> 00:08:47,763
‫کای پیداش میکنه. عالیه. چه بهتر

197
00:08:47,764 --> 00:08:49,468
‫تو چرا نگران نیستی؟

198
00:08:49,469 --> 00:08:51,767
‫چون اگه کای بره دنبال چاقو

199
00:08:51,768 --> 00:08:54,737
‫خودم می کشمش چون چاقو

200
00:08:54,738 --> 00:08:58,107
‫همینجاییه که قایمش کردم

201
00:09:04,113 --> 00:09:07,116
‫میدونم وقتی بچه بودین
‫سعی کردم بکشمتون

202
00:09:07,117 --> 00:09:08,694
‫ولی باید بگم

203
00:09:10,736 --> 00:09:13,988
‫واقعا خوبه که موقع تعطیلات
‫آدم پیش خانوادش باشه

204
00:09:34,711 --> 00:09:36,480
‫بابا هنوز نیومده

205
00:09:36,481 --> 00:09:37,781
‫آره. میدونی چیه؟

206
00:09:37,782 --> 00:09:39,216
‫نمیتونه بیاد

207
00:09:39,217 --> 00:09:41,418
‫دوستش استیون رو یادت میاد؟

208
00:09:41,419 --> 00:09:43,420
‫برای جا به جایی مبلش کمک لازم داشت

209
00:09:43,421 --> 00:09:45,321
‫برای همین بابات میره بهش کمک کنه

210
00:09:45,323 --> 00:09:47,524
‫ولی این یه قانون نانوشته ست که
‫کلانتر و همسرش

211
00:09:47,525 --> 00:09:49,059
‫ستاره رو میذارن بالای درخت

212
00:09:49,060 --> 00:09:50,394
‫خب پس میذاریم افتخار امسال

213
00:09:50,395 --> 00:09:52,395
‫مال خانواده لاکوود باشه

214
00:09:52,396 --> 00:09:54,564
‫بین شما دو تا مشکلی هست؟

215
00:09:54,565 --> 00:09:57,400
‫مشکلی پیش نمیاد، قول میدم

216
00:09:57,401 --> 00:09:59,903
‫مامان من الان دبیرستانیم. باشه؟

217
00:09:59,904 --> 00:10:01,538
‫میتونی باهام سر مسائل بزرگونه صحبت کنی

218
00:10:01,539 --> 00:10:04,541
‫نمیخواد موقع تعطیلات نگران باشی. باشه؟

219
00:10:04,542 --> 00:10:06,710
‫و اون درخت هم خودش رو تزئین نمیکنه

220
00:10:06,711 --> 00:10:08,210
‫برو

221
00:10:11,848 --> 00:10:14,484
‫خب شاید با یه موج سوار بامزه آشنا بشی

222
00:10:14,485 --> 00:10:18,687
‫شک دارم. کنفرانس بابام دو ساعت
‫با ساحل فاصله داره

223
00:10:18,689 --> 00:10:21,191
‫موج سوار بامزه؟ کجا؟

224
00:10:21,192 --> 00:10:24,360
‫هیچ جا. بابای بانی داره بانی رو
‫با خودش میبره یه سفر کاری

225
00:10:24,361 --> 00:10:26,528
‫برای همین میخوام از مامان بابام
‫بپرسم میتونه تعطیلات رو

226
00:10:26,530 --> 00:10:27,797
‫پیش ما بگذرونه یا نه

227
00:10:27,798 --> 00:10:28,998
‫جدی میگی؟

228
00:10:28,999 --> 00:10:32,131
‫آره. سه نفرمون تا حالا تمام کریسمس
‫ها رو باهم بودیم

229
00:10:32,297 --> 00:10:35,104
‫منم دوست دارم همینطوری نگهش دارم
‫البته جرمی از این کار بدش میاد

230
00:10:35,105 --> 00:10:36,306
‫شکنجه کردنش همیشه حال میده

231
00:10:36,307 --> 00:10:38,741
‫دوستت دارم

232
00:10:38,742 --> 00:10:41,644
‫تقریبا همونقدر که از شکنجه
‫کردن جرمی خوشم میاد

233
00:10:41,645 --> 00:10:44,113
‫عالی شد! حالا که کریسمس
‫رو نجات دادیم

234
00:10:44,114 --> 00:10:45,782
‫بریم این پاپ کورن ها رو بذاریم رو درخت

235
00:10:45,783 --> 00:10:47,816
‫قبل اینکه تبدیل به چربی های بدنتون بشن

236
00:10:56,960 --> 00:11:00,429
‫بیا بده من

237
00:11:00,430 --> 00:11:01,931
‫اینجا چکار میکنی؟

238
00:11:01,932 --> 00:11:04,236
‫خب مامانت ازم خواست که کمک کنم

239
00:11:04,237 --> 00:11:07,903
‫نه استفن. اینجا چکار داری؟

240
00:11:07,905 --> 00:11:09,972
‫چون اگه فکر میکنی آویزون کردن چند تا چراغ

241
00:11:09,973 --> 00:11:12,576
‫باعث میشه فراموش کنم چه دوست
‫،عوضی ای بودی

242
00:11:12,577 --> 00:11:14,510
‫اونوقت در اشتباه بودی

243
00:11:14,511 --> 00:11:18,280
‫- کرولاین، من دارم تلاشم رو میکنم. باشه؟
‫- داری تلاش میکنی؟

244
00:11:18,682 --> 00:11:21,617
‫نه. این جای آسونشه باشه؟

245
00:11:21,618 --> 00:11:23,419
‫داریم چراغ های کریسمس رو آویزون می کنیم

246
00:11:23,420 --> 00:11:26,722
‫هرکسی موقع آویزون کردن چراغ های
‫کریسمس میتونه دوستت باشه

247
00:11:26,723 --> 00:11:28,423
‫کی شکلات داغ میخواد؟

248
00:11:28,425 --> 00:11:30,993
‫من داشتم میرفتم

249
00:11:36,298 --> 00:11:38,634
‫مامان؟

250
00:11:38,635 --> 00:11:42,738
‫من واقعا الان...

251
00:11:42,739 --> 00:11:45,407
‫مامان!

252
00:11:45,408 --> 00:11:47,241
‫حالت خوبه؟

253
00:11:50,779 --> 00:11:52,748
‫چکار داره میکنه؟

254
00:11:52,749 --> 00:11:55,050
‫احتمالا داره مثل یه آدم دیوونه

255
00:11:55,051 --> 00:11:57,286
‫با خودش چوب بازی میکنه

256
00:11:57,287 --> 00:11:59,220
‫این مرز ضد جادوییه

257
00:11:59,222 --> 00:12:00,923
‫جو میتونه اونجا جادوش رو پس بگیره

258
00:12:00,924 --> 00:12:03,725
‫و اینطرف هم...

259
00:12:03,726 --> 00:12:06,728
‫هی. با من چکار کردی؟

260
00:12:06,729 --> 00:12:08,162
‫خواهر به هوش اومده

261
00:12:15,137 --> 00:12:17,072
‫چه بلایی سرم آوردی؟

262
00:12:17,073 --> 00:12:18,373
‫۱۸ساله ندیدمت

263
00:12:18,374 --> 00:12:20,008
‫نمیتونی یه سلام بکنی؟

264
00:12:20,009 --> 00:12:21,643
‫شماها چکار کردین؟

265
00:12:21,644 --> 00:12:23,845
‫کاری که تو ۱۸ سال پیش
‫باید انجام می دادی

266
00:12:23,846 --> 00:12:26,548
‫اینطوری جواب نمیده کای.
‫من...

267
00:12:26,549 --> 00:12:28,683
‫جادوت رو نداری.
‫آره میدونم

268
00:12:28,684 --> 00:12:31,853
‫جادوت رو ریختی این تو

269
00:12:33,055 --> 00:12:34,523
‫چه کار میکنی؟

270
00:12:35,725 --> 00:12:37,459
‫دارم سعی میکنم جادو رو به جو...

271
00:12:38,728 --> 00:12:40,127
‫برگردونم

272
00:12:44,966 --> 00:12:46,100
‫کار نمیکنه

273
00:12:46,102 --> 00:12:48,235
‫کافیه. کافیه پسر

274
00:12:51,006 --> 00:12:52,507
‫از وقتی که یه توله بودی

275
00:12:52,508 --> 00:12:55,744
‫میخواستم بکشمت

276
00:12:55,745 --> 00:12:57,978
‫فکر میکنی الان اینکارو نمیکنم؟

277
00:13:00,215 --> 00:13:04,052
‫حالا هرچی.
‫من که نگاه نمی کنم

278
00:13:08,157 --> 00:13:11,024
‫چه احساساتی

279
00:13:12,661 --> 00:13:14,128
‫خیلی خب

280
00:13:14,129 --> 00:13:16,065
‫خواهر...

281
00:13:16,932 --> 00:13:18,098
‫بذار دوباره امتحان کنیم

282
00:13:18,100 --> 00:13:21,636
‫بسه. من با خواست خودم
‫جادوم رو اون تو گذاشتم

283
00:13:21,637 --> 00:13:24,727
‫برگردوندش هم انتخاب خودمه

284
00:13:24,728 --> 00:13:27,709
‫مگر اینکه تا سر حد مرگ
‫خونریزی بکنم

285
00:13:27,710 --> 00:13:30,111
‫که توی نیم ساعت دیگه همین اتفاق میوفته

286
00:13:30,112 --> 00:13:33,381
‫خنده دار نمیشه

287
00:13:33,382 --> 00:13:36,783
‫اگه تو تصادفی من رو قبل از
‫مراسم یکی کردن جادو بکشی؟

288
00:13:48,729 --> 00:13:51,599
‫من میرم یه بانداژ پیدا کنم

289
00:13:51,600 --> 00:13:54,135
‫و تو هم میری دنبال یه راهی بگردی تا ببینیم چطوری

290
00:13:54,136 --> 00:13:56,169
‫میتونیم جادو رو به
‫خواهرمون برگردونیم

291
00:14:02,610 --> 00:14:05,112
‫ترجیحا تا زمانی که برمیگردم.

292
00:14:05,113 --> 00:14:07,881
‫واسه همین مجبور نشم که گلوت رو پاره کنم

293
00:14:16,825 --> 00:14:18,626
‫- سلام
‫- سلام

294
00:14:18,627 --> 00:14:19,827
‫چی شدش؟

295
00:14:19,828 --> 00:14:21,495
‫نمیدونم.
‫یهو غش کرد

296
00:14:21,496 --> 00:14:22,997
‫داریم درخت تزئین میکنیم

297
00:14:22,998 --> 00:14:25,332
‫و بعدش یهو غش میکنه رو زمین

298
00:14:25,333 --> 00:14:27,334
‫شاید فراموش کرده غذا بخوره

299
00:14:27,335 --> 00:14:28,801
‫میدونی، بعضی مواقع
‫صبحونه نمیخوره

300
00:14:28,803 --> 00:14:31,238
‫و آخرین باری که خودت درست حسابی
‫غذا خوردی

301
00:14:31,239 --> 00:14:32,973
‫کی بود کرولاین؟

302
00:14:32,974 --> 00:14:35,576
‫خدایا. شدی مثل استفن

303
00:14:35,577 --> 00:14:40,614
‫رفت یه خوراکی ای چیزی پیدا کنه

304
00:14:40,615 --> 00:14:42,816
‫بیهوشش کردن

305
00:14:42,817 --> 00:14:44,885
‫یه مدتی رو بیهوش می مونه

306
00:14:44,886 --> 00:14:49,823
‫میتونی یکم حواسم رو پرت کنی؟

307
00:14:49,824 --> 00:14:52,860
‫جستجو برای این فرارونده ی جدید چطور پیش میره؟

308
00:14:52,861 --> 00:14:54,394
‫خوب نیست

309
00:14:54,395 --> 00:14:57,965
‫من و دیمن شب رو مشغول
‫گشتن دنبالش بودیم

310
00:14:57,966 --> 00:14:59,866
‫خدایا. بانی بیچاره

311
00:14:59,867 --> 00:15:02,202
‫فکر میکنی میدونه الان کریسمسه؟

312
00:15:02,203 --> 00:15:05,005
‫میدونی، هیچوقت دوست نداشت موقع
‫کریسمس از ما دور باشه

313
00:15:05,006 --> 00:15:07,707
‫نمیدونم

314
00:15:07,708 --> 00:15:11,111
‫البته یه جورایی بهتره که نمی دونه

315
00:15:11,112 --> 00:15:12,312
‫پس تو و دیمن...

316
00:15:12,313 --> 00:15:13,847
‫میدونم داری به چی فکر میکنی

317
00:15:13,848 --> 00:15:16,049
‫و نه

318
00:15:16,050 --> 00:15:18,819
‫حقیقتش، میخواستم بگم که فکر میکنم

319
00:15:18,820 --> 00:15:23,023
‫خیلی خوبه که همیشه توی اوقات

320
00:15:23,024 --> 00:15:24,591
‫خوب و بد و موقع دردسر و مشکلات

321
00:15:24,592 --> 00:15:26,993
‫همیشه پیشت بوده

322
00:15:26,994 --> 00:15:30,430
‫شاید به اندازه کافی
‫بهش اعتبار ندادم

323
00:15:30,431 --> 00:15:32,831
‫واقعا گرسنه ای ها

324
00:15:34,734 --> 00:15:36,569
‫شرط می بندم که فکر میکنی خیلی
‫باهوشی مگه نه؟

325
00:15:36,570 --> 00:15:38,271
‫دیمنی؟

326
00:15:38,272 --> 00:15:39,839
‫چرا شمارت رو ذخیره نکردم؟

327
00:15:39,840 --> 00:15:41,508
‫توی اتاقت که نبودی

328
00:15:41,509 --> 00:15:44,110
‫و دوست لوس و ننرت هم توی
‫اتاق خودش نبود

329
00:15:44,111 --> 00:15:45,378
‫عجیبه که میدونی لیو توی کدوم اتاقه

330
00:15:45,379 --> 00:15:47,347
‫بذار حدس بزنم.
‫شما سه تا احمق

331
00:15:47,348 --> 00:15:49,215
‫حدس زدین که یکی کردن نیروی
‫کیم و جو به نفع تو و لیو میشه

332
00:15:49,216 --> 00:15:52,452
‫حالا نمیدونم لوک چطوری به این
‫قضیه نگاه می کنه

333
00:15:52,453 --> 00:15:53,786
‫ولی سعی میکنم حدس بزنم

334
00:15:53,787 --> 00:15:55,622
‫من دارم سعی میکنم دوست دخترم
‫رو زنده نگه دارم

335
00:15:55,623 --> 00:15:57,665
‫به نظرت جمله آشنایی نمیاد؟

336
00:16:03,029 --> 00:16:05,465
‫جفتمون می دونیم که این راهش نیست

337
00:16:05,466 --> 00:16:07,333
‫جو کجاست؟

338
00:16:07,334 --> 00:16:08,835
‫بهت نمیگم

339
00:16:08,836 --> 00:16:11,304
‫و قبل اینکه تهدید کنی سرم رو
‫از بدنم جدا میکنی

340
00:16:11,305 --> 00:16:14,307
‫یادت باشه، همین کار فقط باعث میشه

341
00:16:14,308 --> 00:16:17,243
‫تا کای حتما نیروش رو با
‫جو یکی بکنه

342
00:16:17,244 --> 00:16:19,111
‫واقعا شما فکر می کنین
‫من همچین آدمی هستم

343
00:16:19,112 --> 00:16:21,214
‫که مدام میرم دنبال خشونت؟

344
00:16:21,215 --> 00:16:22,782
‫من فقط یه سوال دارم. ببین

345
00:16:22,783 --> 00:16:24,450
‫درک میکنم که چرا نمیخوای با
‫لیو جادوت رو یکی بکنی

346
00:16:24,451 --> 00:16:26,886
‫چون هیچکس نمیخواد این صورت
‫رو با موهای لیو ببینه

347
00:16:26,887 --> 00:16:29,288
‫درک میکنم.
‫ولی چی باعث میشه فکر کنی

348
00:16:29,289 --> 00:16:31,490
‫یکی کردن نیروی جو و کای عاقلانه تره؟

349
00:16:31,491 --> 00:16:33,092
‫آخه شنیدم ۴ تا از
‫خواهر برادرات رو کشته

350
00:16:33,093 --> 00:16:35,594
‫و تازه اونم بدون جادو

351
00:16:35,595 --> 00:16:37,430
‫مشکلی پیش نمیاد.
‫مطمئنم وقتی کای

352
00:16:37,431 --> 00:16:40,748
‫تمام اون قدرت رو بدست میاره
‫یهو میزنه تو کار خیر و خوبی

353
00:16:44,671 --> 00:16:46,171
‫وایستا

354
00:16:53,979 --> 00:16:56,916
‫فکر میکردم مهمونی صرف چاییه

355
00:16:56,917 --> 00:16:58,617
‫من دارم بهت اطلاعات راجع به یه دختری میدم

356
00:16:58,618 --> 00:17:00,185
‫که یکی از اقوام گمشده ی استفنه

357
00:17:00,186 --> 00:17:02,121
‫دقیقا علاقه ندارم استفن
‫بویی از این قضیه ببره

358
00:17:02,122 --> 00:17:03,889
‫و چرا داری بهم کمک میکنی؟

359
00:17:03,890 --> 00:17:05,691
‫فکر میکردم وقتی اون آدم
‫متقلب رو کشتم

360
00:17:05,692 --> 00:17:07,326
‫دیگه دوستیت رو باهام بهم زدی

361
00:17:07,327 --> 00:17:09,995
‫مونیک. اسمش مونیک بود

362
00:17:09,996 --> 00:17:11,330
‫درواقع دو تا اسم داشت...

363
00:17:11,331 --> 00:17:14,366
‫اول سارا، بعدش مونیک. احتمالاً
‫اسم‌های دیگه هم داشته

364
00:17:14,367 --> 00:17:16,135
‫ازت پرسیدم چرا داری بهم کمک میکنی؟

365
00:17:16,136 --> 00:17:18,003
‫مونیک چیزی رو میدونست که
‫استفن دوست نداشت بدونه

366
00:17:18,004 --> 00:17:19,671
‫و بخاطر چندتا دلیل مسخره

367
00:17:19,672 --> 00:17:21,673
‫پیله کردی که از رازهای استفن سر دربیاری

368
00:17:21,674 --> 00:17:23,609
‫احتمالاً بخاطر اینه استفن همه‌چیزهایی
‫که تو هیچوقت نخواهی داشت رو داره

369
00:17:23,610 --> 00:17:25,110
‫سوال کوفتی رو جواب بده

370
00:17:25,111 --> 00:17:26,645
‫چرا داری بهم کمک میکنی؟

371
00:17:26,646 --> 00:17:28,046
‫چون به این مشغله‌ی ذهنی واسه

372
00:17:28,047 --> 00:17:30,315
‫بیرون کردن تو از اینجا احتیاج دارم

373
00:17:30,316 --> 00:17:31,483
‫این تمام اطلاعات مونیکه

374
00:17:31,484 --> 00:17:32,951
‫که در موردش گذشتش گفته

375
00:17:32,952 --> 00:17:35,453
‫بگیرش و از اینجا برو

376
00:17:44,296 --> 00:17:46,865
‫فکر میکنی واسه این برنامه نداشتم؟

377
00:18:09,479 --> 00:18:12,114
‫کرولاین واقعاً میتونست از هرچیزی که توی
‫اون لیوانِ استفاده کنه

378
00:18:15,451 --> 00:18:18,054
‫فقط من اینطوریم، یا واقعاً همچین وضعی

379
00:18:18,055 --> 00:18:20,755
‫واسه یه آدمی که تازه از هوش رفته بده؟

380
00:18:20,757 --> 00:18:24,227
‫اون دکتره تازه از رادیولوژی اومده

381
00:18:24,228 --> 00:18:28,451
‫شنیدم که گفت گلیوبلاستوماست

382
00:18:29,433 --> 00:18:35,159
‫گلیوبلاستوما؟ نه، ولی... نه

383
00:18:35,160 --> 00:18:37,039
‫نه، نه

384
00:18:37,040 --> 00:18:40,209
‫ما چندهفته پیش بعد از اینکه

385
00:18:40,210 --> 00:18:41,777
‫افراد تریپ گرفته بودنش، آوردیمش اینجا

386
00:18:41,778 --> 00:18:45,047
‫دکترا چندتایی آزمایش انجام دادن
‫و ظاهراً

387
00:18:45,048 --> 00:18:46,549
‫یه چیز مشکوک پیدا کردن

388
00:18:46,550 --> 00:18:48,384
‫نه، ولی این منطقی نیست استفن

389
00:18:48,385 --> 00:18:49,885
‫اگه اینجوری بود کرولاین یه حرفی میزد

390
00:18:49,886 --> 00:18:52,487
‫یا شایدم مامانش هنوز بهش نگفته

391
00:18:55,724 --> 00:18:57,593
‫مشکل لیز فوربس چیه؟

392
00:18:57,594 --> 00:19:01,230
‫آزمایش اخیر ام‌آر‌آی یه ضایعه در
‫قسمت ساقه‌ی مغز رو نشون میده

393
00:19:01,231 --> 00:19:03,933
‫فکر میکنیم این ضایعه به
‫ستون فقراتش زده

394
00:19:03,934 --> 00:19:05,734
‫میتونید عملش کنید؟

395
00:19:05,735 --> 00:19:08,269
‫اگه تومور گسترش پیدا کرده باشه، اینکار غیرممکنه

396
00:19:09,471 --> 00:19:11,005
‫ولی این یعنی...

397
00:19:13,075 --> 00:19:15,144
‫خودش میدونه؟

398
00:19:15,145 --> 00:19:16,645
‫،چند هفته‌ای میشه

399
00:19:16,646 --> 00:19:19,514
‫ولی خبرهایی مثل این مسئله نیاز به هضم شدن دارن

400
00:19:28,624 --> 00:19:31,059
‫اگه یه چوب میکردیم توی قلبش

401
00:19:31,060 --> 00:19:33,261
‫میلیون‌ها بار آسونتر نبود؟

402
00:19:33,262 --> 00:19:36,531
‫آره، اونجوری زجر نمیکشید

403
00:19:36,532 --> 00:19:37,833
‫در رو باز کن

404
00:19:37,834 --> 00:19:39,634
‫صبرکن ببینم، این قضیه ربطی به زجر کشیدن نداشت

405
00:19:39,635 --> 00:19:41,470
‫قرار بود مطمئن بشیم که کس دیگه‌ای رو نمیکشه

406
00:19:41,471 --> 00:19:43,171
‫اون به تازگی یه دختر بیگناه رو کشته، جر

407
00:19:43,172 --> 00:19:45,073
‫حقشه که زجر بکشه

408
00:19:45,074 --> 00:19:46,742
‫رفیق، مثل تریپ حرف میزنی

409
00:19:46,743 --> 00:19:48,443
‫منظورت همون آدمی که بخاطر اینکه داشت سعی میکرد

410
00:19:48,444 --> 00:19:50,077
‫از مردم بیگناه محافظت کنه، انزو گردنش رو پاره کرد؟

411
00:19:50,079 --> 00:19:52,514
‫فقط دارم میگم که داری یکمی شلوغش میکنی

412
00:19:52,515 --> 00:19:53,849
‫شاید مشکل همینه، جر

413
00:19:53,850 --> 00:19:55,317
‫،همگی خودمون رو زدیم به اون راه

414
00:19:55,318 --> 00:19:56,618
‫،چون با خوناشام‌ها رفیقیم

415
00:19:56,619 --> 00:19:58,086
‫ولی چندتا آدم باید بمیرن

416
00:19:58,087 --> 00:19:59,788
‫تا ما این واقعیت رو قبول کنیم که خوناشام‌ها

417
00:19:59,789 --> 00:20:01,033
‫آدم هم میکشن؟

418
00:20:01,034 --> 00:20:02,557
‫که چی، همین‌کار رو با استفن هم میکنی؟

419
00:20:02,558 --> 00:20:04,868
‫الینا و کرولاین چی؟

420
00:20:04,869 --> 00:20:06,727
‫فقط کمک کن اینو بذاریمش توی ون

421
00:20:06,729 --> 00:20:08,630
‫ببین. میدونم چه حالی داری

422
00:20:08,631 --> 00:20:11,420
‫من به صورت ماورایی برنامه‌ریزی شده بودم
‫که خواهرم رو بکشم، یادت که هست

423
00:20:11,967 --> 00:20:14,002
‫ولی کل این قضیه‌ی ما برعلیه اونا

424
00:20:14,003 --> 00:20:15,369
‫داره دیوونه‌ات میکنه

425
00:20:15,371 --> 00:20:17,324
‫و به کشتنت میده

426
00:20:24,412 --> 00:20:27,315
‫هی. درست میشه

427
00:20:27,316 --> 00:20:30,217
‫فقط لازم بود از شر کای
‫خلاص بشیم که بتونی آزادم کنی

428
00:20:32,020 --> 00:20:36,423
‫ببین جو، دیگه نمیتونی از این قضیه فرار کنی

429
00:20:36,425 --> 00:20:38,976
‫تو ۱۸ سال آزادی داشتی

430
00:20:38,977 --> 00:20:42,697
‫حالا جادوت رو پس بگیر و اینکارو انجام بده

431
00:20:42,698 --> 00:20:44,198
‫اینو به محفل مدیونی

432
00:20:44,199 --> 00:20:46,501
‫همچین فکری میکنی؟

433
00:20:46,502 --> 00:20:47,969
‫فکر میکنی داشتم از مسئولیتم به خانواده‌ام

434
00:20:47,970 --> 00:20:49,344
‫شونه خالی میکردم؟

435
00:20:49,345 --> 00:20:52,173
‫من فقط لوک رو دارم

436
00:20:52,174 --> 00:20:54,233
‫اگه ادغام بشیم و بمیره...

437
00:20:56,577 --> 00:20:58,797
‫منم دیگه دلیلی واسه زندگی ندارم

438
00:20:58,798 --> 00:21:00,815
‫،اگه کای با من ادغام بشه

439
00:21:00,816 --> 00:21:03,768
‫قدرتمندتر از همه‌ی ماها میشه

440
00:21:05,930 --> 00:21:08,523
‫تابحال به ذهنت خطور کرده که شاید

441
00:21:08,524 --> 00:21:10,290
‫واسه شکست دادنش به اندازه‌ی کافی قوی باشی؟

442
00:21:11,093 --> 00:21:15,129
‫آخرین باری که مقابلش وایسادی ۲۲ سالت بود

443
00:21:15,130 --> 00:21:16,907
‫از اون زمان یه دکتر نظامی بودی

444
00:21:17,704 --> 00:21:19,786
‫،جون صدها نفر رو نجات دادی

445
00:21:20,696 --> 00:21:22,340
‫و توی بیمارستانی که هستی تو رو میپرستن

446
00:21:23,338 --> 00:21:25,439
‫یکی خوب آمار درآورده

447
00:21:25,440 --> 00:21:27,250
‫،تو خواهرمی

448
00:21:29,077 --> 00:21:30,526
‫و منم خواهر توئم

449
00:21:32,280 --> 00:21:35,386
‫ببین بدون جادو تا کجا جلو اومدی

450
00:21:36,117 --> 00:21:37,718
‫با گوش دادن به حرف مردمی که میگفتن

451
00:21:37,719 --> 00:21:39,485
‫به اندازه‌ی کافی قوی نیستی، به اینجا نرسیدی

452
00:21:42,990 --> 00:21:44,773
‫لیو

453
00:21:44,774 --> 00:21:46,627
‫نگو که بهت هشدار ندادم

454
00:21:55,136 --> 00:21:57,538
‫کای، بس کن

455
00:21:57,539 --> 00:21:59,440
‫وقتی اونو با استفاده از جادوی خودش بکشم

456
00:21:59,441 --> 00:22:00,874
‫بامزه و خنده‌دار نیست؟

457
00:22:00,875 --> 00:22:02,743
‫وایسا، خنده‌داره یا ناراحت کننده؟

458
00:22:02,744 --> 00:22:04,072
‫احساساتم قاطی شده

459
00:22:05,380 --> 00:22:06,780
‫هی. جادوی آتیش چی بود؟

460
00:22:06,781 --> 00:22:08,015
‫انسیندیاست، نه؟

461
00:22:10,618 --> 00:22:13,654
‫کای، بسه

462
00:22:21,228 --> 00:22:22,929
‫،همین؟ قراره با هم آدم بدها رو بکشیم

463
00:22:22,930 --> 00:22:23,964
‫و تو قرار نیست باهام حرف بزنی؟

464
00:22:23,965 --> 00:22:25,866
‫ببین. تو ماشینت رو ترکوندی

465
00:22:25,867 --> 00:22:27,267
‫یه ماشین لازم داشتی

466
00:22:27,268 --> 00:22:28,735
‫معنیش این نیست که مجبوریم صحبت کنیم

467
00:22:28,736 --> 00:22:30,437
‫خیلی‌خب ببین. موافقم

468
00:22:30,438 --> 00:22:33,106
‫که ممکنه نفوذ به تو برای خیانت به دوست دخترت

469
00:22:33,107 --> 00:22:34,657
‫یه تصمیم غیرمنطقی ناشی از

470
00:22:34,658 --> 00:22:36,951
‫مشکلات ناخوشایند کنترل بوده باشه

471
00:22:40,147 --> 00:22:42,315
‫- خیلی‌خب
‫- چیه؟

472
00:22:46,084 --> 00:22:47,709
‫معذرت میخوام ریک

473
00:22:48,222 --> 00:22:49,428
‫همین؟

474
00:22:51,192 --> 00:22:52,659
‫آره دیگه

475
00:22:52,660 --> 00:22:54,724
‫عالیه، باید اینو تمومش کنیم

476
00:23:20,220 --> 00:23:22,318
‫ایناهاش

477
00:23:25,058 --> 00:23:27,427
‫چقدر قابل پیشبینی

478
00:23:27,428 --> 00:23:31,364
‫لیو رو تهدید کردم و تو هرکاری
‫واسه نجات لیو انجام میدی

479
00:23:54,288 --> 00:23:56,122
‫قبرستون، جداً؟

480
00:24:00,694 --> 00:24:02,895
‫اوه... بپا

481
00:24:02,896 --> 00:24:05,631
‫انگاری مرز ضدجادو رو پیدا کردی

482
00:24:05,632 --> 00:24:09,101
‫واسه راحتیِ همه یه خط روی خاک کشیدم، میبینی؟

483
00:24:09,102 --> 00:24:10,422
‫آره. خواهش میکنم

484
00:24:12,239 --> 00:24:14,140
‫بکشش

485
00:24:14,141 --> 00:24:15,860
‫الریک، اینکارو نکن

486
00:24:16,576 --> 00:24:17,775
‫راجع به چی حرف میزنی؟

487
00:24:17,777 --> 00:24:19,011
‫اون منگ و گیجه

488
00:24:19,012 --> 00:24:20,246
‫یکمی از خونم رو بهش میدم، خب؟

489
00:24:20,247 --> 00:24:21,480
‫بکشش

490
00:24:21,481 --> 00:24:23,082
‫نه، نمیتونی

491
00:24:23,083 --> 00:24:25,551
‫اگه کای بمیره، لیو و لوک باید ادغام رو انجام بدن

492
00:24:25,552 --> 00:24:26,952
‫این حقشون نیست

493
00:24:26,953 --> 00:24:28,754
‫به ما چه؟ بکشش

494
00:24:28,755 --> 00:24:30,054
‫ریک، اینکارو نکن

495
00:24:30,056 --> 00:24:32,956
‫میتونم برنده بشم، میتونم کای رو شکست بدم

496
00:24:33,426 --> 00:24:35,728
‫فقط یکمی زمان واسه قوی‌تر شدن لازم دارم

497
00:24:35,729 --> 00:24:37,162
‫واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتیم

498
00:24:37,163 --> 00:24:39,631
‫همین الان بکشش

499
00:24:39,632 --> 00:24:41,733
‫یه راهی واسه برنده شدن پیدا میکنم

500
00:24:41,734 --> 00:24:43,902
‫خواهش میکنم، باید بهم اعتماد کنی

501
00:24:43,903 --> 00:24:46,438
‫زنده نگهش دار

502
00:24:46,439 --> 00:24:47,972
‫ریک

503
00:24:58,281 --> 00:25:00,581
‫واسه چی به دیمن گفتی کجا بودن؟

504
00:25:00,582 --> 00:25:03,851
‫چون متوجه شدم گوش دادن
‫به شما دوتا یه اشتباه بزرگ بود

505
00:25:03,852 --> 00:25:05,552
‫کای یه هیولاست

506
00:25:05,553 --> 00:25:07,287
‫پس همینجوری زندگیِ خواهرت رو به خطر میندازی؟

507
00:25:07,288 --> 00:25:09,323
‫چطور همچین کاری منطقیه؟

508
00:25:09,324 --> 00:25:11,358
‫هی! دارم با تو صحبت میکنم

509
00:25:11,359 --> 00:25:13,193
‫همگی آروم باشید

510
00:25:13,194 --> 00:25:14,628
‫جو فکر میکنه میتونه کای رو شکست بده

511
00:25:14,629 --> 00:25:17,296
‫من و تو جفتمون میدونیم که شر و وره

512
00:25:17,298 --> 00:25:20,701
‫کای میلیون‌ها بار قویتره

513
00:25:20,702 --> 00:25:22,436
‫لیو میمیره و اولی کاری که

514
00:25:22,437 --> 00:25:25,172
‫کای انجام میده کشتن تک‌تک افراد محفل

515
00:25:25,173 --> 00:25:27,374
‫به عنوان مجازات زندانی کردنشه

516
00:25:27,375 --> 00:25:29,076
‫و بعد میره سراغ آدم‌های بیگناه

517
00:25:29,077 --> 00:25:32,546
‫چون دیوانه و آدمکش و کم‌حوصله‌ست

518
00:25:32,547 --> 00:25:34,715
‫،باشه. پس من خودخواهم لوک

519
00:25:34,716 --> 00:25:36,616
‫ولی ترجیح میدم زنده و خودخواه باشم

520
00:25:36,617 --> 00:25:39,886
‫تا یه شهید مُرده که هدفش رو وقف محفلش کرده

521
00:25:39,887 --> 00:25:42,089
‫آدم‌ها قراره بمیرن

522
00:25:42,090 --> 00:25:44,191
‫و این به گردن ماست

523
00:25:44,192 --> 00:25:45,524
‫اینو یادتون باشه

524
00:26:02,175 --> 00:26:05,178
‫حالت خوبه؟

525
00:26:05,179 --> 00:26:08,248
‫یه جادوگر جامعه‌گریز ۲۲ ساله

526
00:26:08,249 --> 00:26:10,717
‫در حال حاضر اطراف
‫میستیک‌فالز داره چرخ میزنه

527
00:26:10,718 --> 00:26:13,720
‫که یه نقشه‌ای واسش داریم

528
00:26:13,721 --> 00:26:17,451
‫با هر مدل شیطان و شرارتی روبرو شدیم

529
00:26:17,452 --> 00:26:19,878
‫،و همیشه یه نقشه‌ای داریم

530
00:26:20,828 --> 00:26:22,531
‫ولی این...

531
00:26:24,398 --> 00:26:26,894
‫،اگه کرولاین مامانش رو از دست بده

532
00:26:27,601 --> 00:26:30,845
‫- نابود میشه
‫- میدونم

533
00:26:32,673 --> 00:26:36,553
‫حقش نیست الینا. اون آدم خوبیه

534
00:26:37,578 --> 00:26:40,501
‫- خوشحاله، مهربونه
‫- میدونم

535
00:26:44,083 --> 00:26:46,519
‫من باید به کرولاین بگم

536
00:26:46,520 --> 00:26:49,889
‫،زیاد طول نمیکشه که به یه دکتر نفوذ ذهنی کنه

537
00:26:49,890 --> 00:26:53,793
‫و دلم نمیخواد از یه غریبه
‫ماجرا رو بفهمه، میدونی؟

538
00:26:53,794 --> 00:26:55,795
‫بذار من بهش بگم

539
00:26:55,796 --> 00:26:57,964
‫نه استفن. مجبور نیستی

540
00:26:57,965 --> 00:27:00,666
‫دیمن رو در جریان بذار. خودم
‫باید به کرولاین بگم

541
00:27:00,667 --> 00:27:03,502
‫من پیشش نبودم

542
00:27:03,503 --> 00:27:08,307
‫کرولاین بهم احتیاج داشت و من گذاشتم و رفتم

543
00:27:08,308 --> 00:27:12,047
‫پس... آره، مجبورم خودم بهش بگم

544
00:27:18,428 --> 00:27:20,419
‫به گمونم قراره داداشت رو ببندیم

545
00:27:20,420 --> 00:27:22,922
‫تا وقتی شما دوتا، میدونی...

546
00:27:22,923 --> 00:27:25,874
‫قدرت‌های دوقلویی‌مون رو تو طول
‫یه رخداد فلکی ادغام کنیم؟

547
00:27:25,875 --> 00:27:28,397
‫آره. واقعاً هیچ راهی واسه
‫ماست‌مالی کردن این قضیه وجود نداره، مگه نه؟

548
00:27:29,830 --> 00:27:32,964
‫محض اطلاع، من با دکترها و وکلا

549
00:27:32,966 --> 00:27:35,000
‫،و چندتای هنرمند بیرون رفتم

550
00:27:35,001 --> 00:27:36,435
‫ولی هیچکدوم از دوست پسرهای قبلیم

551
00:27:36,436 --> 00:27:38,771
‫هیچوقت همچین چیزی رو درک نمیکردن

552
00:27:40,874 --> 00:27:42,907
‫بیا. بذار...

553
00:27:57,800 --> 00:27:59,824
‫مراقب باش

554
00:28:03,195 --> 00:28:04,763
‫،پس کل این قضیه‌ی ضدجادو

555
00:28:04,764 --> 00:28:08,467
‫شبیه یه گنبد یا یه حبابه؟

556
00:28:08,468 --> 00:28:11,103
‫،مثلاً اگه توی پرواز ۷۴۷ بالای میستیک‌فالز بودی

557
00:28:11,104 --> 00:28:12,371
‫میمردی؟

558
00:28:12,372 --> 00:28:13,639
‫،میدونی، میتونست خطرناک باشه

559
00:28:13,640 --> 00:28:15,140
‫،مثلاً اگه مقصدت نیویورک میبود

560
00:28:15,141 --> 00:28:17,943
‫و خلبان هواپیمات بخاطر وضعیت
‫آب و هوا مسیر رو عوض میکرد

561
00:28:17,944 --> 00:28:19,945
‫،این چطوره؟ تو رو میکشم
‫و وقتی رفتی جهنم

562
00:28:19,946 --> 00:28:24,116
‫میتونی از یه مشروب‌خونه‌ی پُر از مسافرای مُرده
‫که طلسم کوفتی رو اجرا کردن بپرسی

563
00:28:24,117 --> 00:28:25,750
‫چه همه مسافر

564
00:28:25,752 --> 00:28:28,252
‫باید طلسم خیلی بزرگی باشه

565
00:28:31,456 --> 00:28:33,624
‫یعنی خیلی بزرگ

566
00:28:36,161 --> 00:28:38,863
‫اونقدر بزرگ که...

567
00:28:38,864 --> 00:28:43,767
‫نقطه به نقطه‌ی کل شهر رو پوشش داده

568
00:28:53,812 --> 00:28:55,613
‫داری چه غلطی میکنی؟

569
00:28:55,614 --> 00:28:57,248
‫روی پرتابم کار میکنم

570
00:28:57,249 --> 00:28:59,584
‫اونو زنده نگه میداریم، دیمن

571
00:28:59,585 --> 00:29:02,053
‫میشه بپرسم چرا هی باید سر منطق

572
00:29:02,054 --> 00:29:03,421
‫یه دختری که تازه باهاش آشنا شدی سازش کنیم؟

573
00:29:03,422 --> 00:29:04,756
‫میدونی، نمیدونم چطور این همه مدت

574
00:29:04,757 --> 00:29:06,558
‫،این جمله رو به زبون نیاوردم

575
00:29:06,559 --> 00:29:08,026
‫ولی تو واقعاً یه عوضی هستی

576
00:29:08,027 --> 00:29:11,429
‫بانی بخاطر اون، اونور گیر کرده

577
00:29:11,430 --> 00:29:12,997
‫اون اونجاست و من اینجام

578
00:29:12,998 --> 00:29:14,799
‫و به این خاطر از خودم متنفرم

579
00:29:14,800 --> 00:29:17,702
‫آره، و کشتن اون حال تو رو بهتر میکنه

580
00:29:17,703 --> 00:29:19,637
‫پس بیا فقط واسه یه ثانیه دست از تظاهر

581
00:29:19,638 --> 00:29:22,844
‫به اینکه این قضیه راجع به هرکس
‫دیگه‌ای به جز توئه دست برداریم

582
00:29:26,180 --> 00:29:28,812
‫احتمالاً باید اون لاستیک رو عوض کنی

583
00:29:50,528 --> 00:29:54,668
‫خیلی‌خب درخت، بیا انجامش بدیم

584
00:29:58,203 --> 00:30:02,740
‫حالا به این میگن یه درخت کریسمس

585
00:30:02,741 --> 00:30:05,476
‫شگفت انگیز نیست؟

586
00:30:05,477 --> 00:30:08,412
‫تعطیلات همش به اینه که با عزیزانتون باشید

587
00:30:08,414 --> 00:30:12,717
‫و فکر میکنم همین باعث شده این سنت
‫توی شهر ما خیلی خاص باشه

588
00:30:12,718 --> 00:30:15,186
‫این تعطیلات یه یادآوری از اینه که
‫فرقی نمیکنه کجا بچرخی

589
00:30:15,187 --> 00:30:16,754
‫تو یه دوست داری

590
00:30:16,755 --> 00:30:17,822
‫آخی

591
00:30:20,125 --> 00:30:22,293
‫بزرگترین اشتباه سال سوم...

592
00:30:22,294 --> 00:30:24,762
‫پسرها رو هم بیار توی بابانوئل مخفی

593
00:30:24,763 --> 00:30:26,864
‫استفن رسماً بدترین کادو دهنده‌‌ست

594
00:30:26,865 --> 00:30:28,099
‫واست گوی برفی خریده؟

595
00:30:28,100 --> 00:30:29,534
‫آره، از میستیک‌فالز

596
00:30:29,535 --> 00:30:30,968
‫انگار به اندازه‌ی کافی

597
00:30:30,969 --> 00:30:32,537
‫هر روز این شهر رو نمیبینم

598
00:30:32,538 --> 00:30:34,172
‫خب، من که عاشق دستنبدم هستم

599
00:30:34,173 --> 00:30:36,240
‫معلومه که هستی چون من
‫توی بابانوئل مخفی حرف ندارم

600
00:30:36,241 --> 00:30:38,576
‫و واسه خریدش هم وقت گذاشتم

601
00:30:38,577 --> 00:30:39,810
‫انگار یه نفر مفهوم اصلی ـه

602
00:30:39,811 --> 00:30:41,412
‫کریسمس رو فراموش کرده

603
00:30:41,413 --> 00:30:43,918
‫،بیخیال، ما خوشحال و سالمیم

604
00:30:43,919 --> 00:30:45,615
‫و با همیم

605
00:30:55,626 --> 00:30:56,994
‫سلام

606
00:30:56,995 --> 00:30:58,963
‫سلام، خبری نشده

607
00:30:58,964 --> 00:31:01,865
‫ظاهراً هنوز دارن آزمایش انجام میدن

608
00:31:05,652 --> 00:31:09,618
‫کرولاین، باید باهم صحبت کنیم

609
00:31:16,146 --> 00:31:18,524
‫هی. کجایی؟ صدات نمیاد

610
00:31:18,525 --> 00:31:20,851
‫من توی مرکز پزشکی‌ام

611
00:31:20,852 --> 00:31:23,187
‫تو کجایی؟

612
00:31:23,188 --> 00:31:24,954
‫آنتن‌دهی وحشتناکه

613
00:31:24,956 --> 00:31:28,689
‫- دیمن، صدامو داری؟
‫- هی، الینا

614
00:32:17,296 --> 00:32:20,143
‫دوست داری یه کار دیگه بکنیم؟

615
00:32:20,144 --> 00:32:24,380
‫همیشه فکر میکردم پیش برادرای اورلی یا...

616
00:32:34,357 --> 00:32:36,893
‫دست از حرف زدن کشیده

617
00:32:36,894 --> 00:32:38,727
‫هیچوقت ساکت نمیشد

618
00:32:53,077 --> 00:32:54,844
‫زنجیرهاش چی شدن؟

619
00:32:54,845 --> 00:32:56,445
‫داره ورد میخونه؟

620
00:33:42,758 --> 00:33:44,859
‫این یه معجزه‌ی کریسمسه

621
00:33:53,903 --> 00:33:56,372
‫مرتیکه‌ی کوچولوی جادوخور

622
00:33:56,373 --> 00:34:00,330
‫کل جادوی طلسم مسافرا رو خوردی

623
00:34:08,184 --> 00:34:09,717
‫یه عالمه جادو

624
00:34:19,557 --> 00:34:23,019
‫واقعاً و به شدت از این حرکت متنفرم

625
00:34:23,961 --> 00:34:25,696
‫ریک

626
00:34:25,697 --> 00:34:28,054
‫هی، یالا

627
00:34:29,716 --> 00:34:32,570
‫دست بی‌صاحابم رو بگیر، ریک

628
00:34:32,571 --> 00:34:33,937
‫یالا

629
00:34:37,575 --> 00:34:39,703
‫چطور نمردی؟

630
00:34:47,134 --> 00:34:48,619
‫،اگه چیزی از امروز یاد گرفته باشیم

631
00:34:48,620 --> 00:34:50,554
‫اینه که باید دشمن‌هامون رو به سرعت بکشیم

632
00:34:50,555 --> 00:34:53,411
‫پس منتظر چی هستی؟ بیا و منو بکش

633
00:34:53,412 --> 00:34:55,392
‫گفتم دشمن‌ها

634
00:34:55,393 --> 00:34:57,176
‫از خودت تعریف نکن

635
00:34:57,721 --> 00:34:59,788
‫چی میخوای انزو؟

636
00:35:01,787 --> 00:35:03,233
‫حق با تو بود

637
00:35:03,234 --> 00:35:05,936
‫من به استفن حسودی میکنم

638
00:35:05,937 --> 00:35:09,973
‫اون چیزایی که من میخوام رو داره...
‫،احترام، خانواده

639
00:35:09,974 --> 00:35:12,171
‫دخترایی که لیاقتشون رو نداره

640
00:35:12,800 --> 00:35:16,413
‫،همه‌ی این چیزارو پرت کرد دور
‫ولی هنوز بازم به نوعی

641
00:35:16,414 --> 00:35:18,748
‫آدم برنده‌ی ماجراست

642
00:35:23,286 --> 00:35:26,056
‫تو قراره کمکم کنی تک به تک

643
00:35:26,057 --> 00:35:28,009
‫شادی‌های زندگیش رو ازش بگیرم

644
00:35:28,926 --> 00:35:31,595
‫و وقتی چیزی باقی نمونده باشه

645
00:35:31,596 --> 00:35:33,496
‫تصمیم میگیرم که زنده بمونی یا نه

646
00:35:34,931 --> 00:35:36,800
‫اوه و...

647
00:35:36,801 --> 00:35:38,701
‫تعطیلات مبارک

648
00:35:40,437 --> 00:35:43,073
‫منظورت خونه‌ی واقعیه؟

649
00:35:45,176 --> 00:35:47,267
‫همین الان از در جلویی وارد شدم

650
00:35:47,268 --> 00:35:49,079
‫و از اونجایی‌که کای خیلی
‫از نظر جادویی شارژ شده

651
00:35:49,080 --> 00:35:50,714
‫و کمینم کرده دارم قفلش میکنم

652
00:35:50,715 --> 00:35:53,583
‫بیا فقط این واقعیت رو که
‫میتونیم بریم خونه جشن بگیریم

653
00:35:53,584 --> 00:35:56,057
‫واقعاً درحال حاضر به خبرای خوب احتیاج داشتم

654
00:35:56,519 --> 00:35:59,312
‫- امروز مزخرف بود
‫- گوش میدم

655
00:35:59,875 --> 00:36:02,708
‫پس ببین. نمیدونم کجا بودیم و هستیم

656
00:36:02,709 --> 00:36:04,961
‫،یا قرار بوده کجا باشیم

657
00:36:04,962 --> 00:36:09,265
‫ولی تنها چیزی که میدونم اینه
‫که امروز خیلی وحشتناک بود

658
00:36:09,266 --> 00:36:12,202
‫و فقط میخوام... ببینمت

659
00:36:12,585 --> 00:36:14,537
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم

660
00:36:14,538 --> 00:36:16,024
‫بیا اینجا

661
00:36:16,807 --> 00:36:18,041
‫واست شام درست میکنم و راجع به

662
00:36:18,042 --> 00:36:19,642
‫روزهای مزخرفمون صحبت میکنیم

663
00:36:23,113 --> 00:36:25,702
‫آخه اصلاً با عقل جور درنمیاد

664
00:36:25,703 --> 00:36:28,160
‫اگه اینطور بود مامانم بهم میگفت

665
00:36:28,161 --> 00:36:30,353
‫ما نگران بودیم، واسه همین...

666
00:36:30,354 --> 00:36:33,222
‫الینا واسه گرفتن اطلاعات به یکی از دکترا نفوذ کرد

667
00:36:33,223 --> 00:36:36,025
‫باشه. پس مامانم یه تومور مغزی داره

668
00:36:36,026 --> 00:36:38,928
‫خب بهش خون خوناشام میدیم

669
00:36:38,929 --> 00:36:43,666
‫کرولاین، فکر میکنی اگه خونمون سرطان رو درمان میکرد

670
00:36:43,667 --> 00:36:46,002
‫تا الان ازش بیخبر میموندیم؟

671
00:36:46,003 --> 00:36:49,572
‫خب پس کی قراره عملش کنن؟

672
00:36:49,573 --> 00:36:52,240
‫مشکل همینجاست. نمیتونن

673
00:36:52,242 --> 00:36:55,911
‫باشه، پس اگه نمیتونن عملش کنن

674
00:36:55,912 --> 00:36:57,747
‫شیمی درمانیش میکنن دیگه، درسته؟

675
00:36:57,748 --> 00:37:00,016
‫تومور داره خیلی سریع رشد میکنه

676
00:37:00,017 --> 00:37:02,317
‫دکترا فکر نمیکنن شیمی درمانی فایده‌ای داشته باشه

677
00:37:02,319 --> 00:37:04,153
‫خب، پس اشتباه میکنن

678
00:37:04,154 --> 00:37:07,323
‫چون مامانم رو نمیشناسن

679
00:37:07,324 --> 00:37:09,825
‫نمیدونن چقدر قویه

680
00:37:09,826 --> 00:37:13,186
‫منظورم اینه، از پسش برمیاد استفن

681
00:37:20,035 --> 00:37:21,536
‫درسته؟

682
00:37:30,512 --> 00:37:33,648
‫چیزی نیست. درست میشه

683
00:38:03,812 --> 00:38:05,813
‫دلمون واست تنگ شده بانی

684
00:38:07,682 --> 00:38:09,617
‫دلم واستون تنگ شده بچه‌ها

685
00:39:05,206 --> 00:39:09,076
‫امکان نداره

686
00:39:12,247 --> 00:39:13,681
‫چی؟

687
00:39:13,682 --> 00:39:16,216
‫از بین رفته بود

688
00:39:16,218 --> 00:39:17,652
‫ترکوندمش

689
00:39:17,653 --> 00:39:20,521
‫آره؟ خب، به مدت ۴ مال دم دستم نبودی

690
00:39:20,522 --> 00:39:23,257
‫که بری رو اعصابم، پس یکمی زمان

691
00:39:23,258 --> 00:39:25,193
‫اضافی تو دستام بود

692
00:39:25,194 --> 00:39:26,994
‫ها!

693
00:39:26,995 --> 00:39:28,529
‫فکر کن یه هدیه‌ی زودتر از

694
00:39:28,530 --> 00:39:32,829
‫سال نو و با تاخیر برگشتن به زندگی ـه

695
00:39:35,536 --> 00:39:37,738
‫ممنون

696
00:39:37,739 --> 00:39:40,207
‫هی، فقط یه لطفی بهم بکن

697
00:39:40,208 --> 00:39:41,541
‫دوباره نمیر

698
00:39:41,543 --> 00:39:45,002
‫اون گلگیرها اصلاً گیر نمیان

699
00:39:46,348 --> 00:39:47,714
‫قبوله

700
00:39:49,750 --> 00:39:51,184
‫قبوله

701
00:39:52,720 --> 00:39:56,390
‫آره

702
00:40:00,194 --> 00:40:04,283
‫- خب، برگشتیم خونه
‫- آره

703
00:40:05,886 --> 00:40:09,303
‫- اینجا میمونی؟
‫- بستگی داره

704
00:40:09,304 --> 00:40:10,704
‫ممکنه مجبور بشم جرمی رو بکشم اگه بفهمم

705
00:40:10,705 --> 00:40:12,805
‫روی تختم خوابیده

706
00:40:38,498 --> 00:40:41,801
‫شاخه‌ی داروش. هوشمندانه‌ست
‫[در آذین‌بندی ایام کریسمس استفاده میشه]

707
00:40:43,470 --> 00:40:48,241
‫آهای. کسی اونجاست؟

708
00:40:48,242 --> 00:40:50,209
‫دیمن، داری چیکار میکنی؟

709
00:40:58,038 --> 00:41:01,187
‫میخوای بذاری بیام تو یا...

710
00:41:06,627 --> 00:41:09,629
‫ممکنه یه طلسم پنهان شدن
‫روی خودمون گذاشته باشم

711
00:41:09,630 --> 00:41:11,463
‫اینکار چقدر هوشمنداست؟

712
00:41:12,000 --> 00:41:14,000
‫Arian Drama, Sorrow مترجمین

713
00:41:14,000 --> 00:41:16,000
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫WwW.TinyMoviez.Co

714
00:41:16,000 --> 00:41:18,000
‫انجمن تخصصی فیلم و سریال
‫WwW.Cafe-Film.CoM

715
00:41:18,000 --> 00:41:20,000
‫با من در ارتباط باشید
‫FB.CoM/Sorrow.Subs

