‫﻿۱
00:00:01,235 --> 00:00:02,835
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,963 --> 00:00:05,334
‫من دختر زک و گیل هستم.
‫سارا سالواتوره

3
00:00:05,335 --> 00:00:06,768
‫چرا حرفم رو باور نمیکنی؟

4
00:00:06,770 --> 00:00:09,286
‫چون سارا سالواتوره توی دانشگاه "دوک"ـه

5
00:00:09,287 --> 00:00:10,785
‫و داره هنر میخونه

6
00:00:10,787 --> 00:00:12,220
‫حالا بگو ببینم تو کی هستی؟

7
00:00:12,222 --> 00:00:13,388
‫اسم من مونیک ـه

8
00:00:13,390 --> 00:00:14,556
‫میخوام تمام داستان رو بدونم

9
00:00:14,558 --> 00:00:15,857
‫اینکارو نکن

10
00:00:15,859 --> 00:00:17,692
‫- نه!
‫- دیر یا زود میفهمی دیگه

11
00:00:17,694 --> 00:00:19,494
‫خب، مامانم تومور مغزی داره

12
00:00:19,496 --> 00:00:21,463
‫پس منم بهش خون خوناشام میدم دیگه

13
00:00:21,465 --> 00:00:23,098
‫اگه قرار بود خون‌مون
‫سرطان رو درمان کنه، دیگه

14
00:00:23,100 --> 00:00:24,100
‫تا الان ازش مطلع میشدیم

15
00:00:25,902 --> 00:00:27,969
‫،طبق رسم محفلمون
‫دوقلوها قدرتشون رو باهم متحد میکنن

16
00:00:27,971 --> 00:00:29,003
‫شخص قویتر برنده میشه و...

17
00:00:29,005 --> 00:00:30,672
‫ضعیفتره می میره

18
00:00:30,674 --> 00:00:32,574
‫چرا ما باید بمیریم چون
‫خواهرمون اونقدر ضعیفه

19
00:00:32,576 --> 00:00:34,309
‫که نمیتونه برادر روانیمون رو شکست بده؟

20
00:00:34,311 --> 00:00:35,677
‫متحد کردن نیروهامون وظیفه ی
‫ما در حق محفله

21
00:00:35,679 --> 00:00:36,744
‫برای همینم به دنیا اومدیم

22
00:00:36,746 --> 00:00:38,379
‫این مرز ضد جادوئه

23
00:00:38,381 --> 00:00:40,081
‫تو تمام اون جادو

24
00:00:40,083 --> 00:00:41,116
‫از "طلسم مسافر" رو بیرون کشیدی

25
00:00:42,719 --> 00:00:44,018
‫چی همه جادو

26
00:00:44,020 --> 00:00:46,087
‫نمیدونم چی بودیم یا چی هستیم

27
00:00:46,089 --> 00:00:47,956
‫یا اینکه دقیقا چی باید باشیم، ولی

28
00:00:47,958 --> 00:00:48,958
‫من میخوام ببینمت

29
00:00:48,959 --> 00:00:50,091
‫بیا پیشم

30
00:00:51,628 --> 00:00:53,027
‫کسی اونجاست؟

31
00:00:53,029 --> 00:00:54,896
‫ممکنه یه طلسم مخفی شدن
‫روت گذاشته بوده باشم

32
00:00:54,920 --> 00:01:00,520
‫Arian Drama, Sorrow مترجمین

33
00:01:00,871 --> 00:01:02,670
‫میدونی، وقتی بچه بودم هیچوقت
‫برای شام نمیرفتیم بیرون

34
00:01:02,672 --> 00:01:05,607
‫برای همین همیشه شیفته آشپزها
‫و مراسم مجلل غذا بودم

35
00:01:05,609 --> 00:01:09,177
‫ولی بابام میذاشت آشپزی کنم...

36
00:01:09,179 --> 00:01:10,845
‫بهم مقیاس سنجی با
‫چشم رو یاد میداد

37
00:01:10,847 --> 00:01:12,780
‫سُس های مختلف رو بشناسم
‫و از اینجور چیزا دیگه

38
00:01:12,782 --> 00:01:15,116
‫ولی الان توی دنیای رستوران ها
‫کلا اوضاع فرق داره

39
00:01:15,118 --> 00:01:17,485
‫همه چیز زمانی شده.
‫اینجوریه...

40
00:01:18,355 --> 00:01:21,222
‫،سیب زمینی رو میذاری یه جایی
‫یه دکمه رو فشار میدی

41
00:01:21,224 --> 00:01:24,492
‫دینگ صدا میزنه، سیب زمینی ها رو در میاری
‫و اونا هم آماده هستن

42
00:01:26,163 --> 00:01:28,296
‫من چرا اینجام؟

43
00:01:28,298 --> 00:01:30,532
‫خب، من ۱۸ سال رو توی
‫رستوران های خالی گذروندم

44
00:01:30,534 --> 00:01:32,700
‫و حالا دارم به تجربه ای که از اون
‫دوران گرفتم پُز میدم

45
00:01:34,070 --> 00:01:35,904
‫منظورم "میستیک گریل" نیستش

46
00:01:35,906 --> 00:01:38,806
‫منظورت همینجا توی میستک فالزه؟

47
00:01:39,976 --> 00:01:41,743
‫ببخشید. من مضطربم و...

48
00:01:41,745 --> 00:01:43,611
‫تو هم خیلی خوشگلی

49
00:01:43,613 --> 00:01:45,813
‫من چرا اینجام، کای؟

50
00:01:45,815 --> 00:01:47,415
‫خب، من طلسمی که

51
00:01:47,417 --> 00:01:49,050
‫آدمای ماوراءالطبیعه رو از میستیک
‫فالز جذب کردم

52
00:01:49,052 --> 00:01:52,487
‫جذبش کردم یعنی مثلا

53
00:01:52,489 --> 00:01:53,821
‫خوردمش

54
00:01:55,358 --> 00:01:56,791
‫باحاله ها مگه نه؟

55
00:01:56,793 --> 00:01:58,459
‫اولش جادو میخورم و بعدش

56
00:01:58,461 --> 00:02:01,329
‫دفعش میکنم ولی یه
‫طلسمی به این بزرگی؟

57
00:02:01,331 --> 00:02:02,964
‫بیخیال دیگه

58
00:02:02,966 --> 00:02:05,133
‫جادو داره از من جاری میشه.
‫همه جا ریخته

59
00:02:05,135 --> 00:02:06,301
‫میدونی، من کاملا متوجه نشدم

60
00:02:06,303 --> 00:02:07,569
‫خیلی کنترلم از دست خارج بود تا اینکه

61
00:02:07,571 --> 00:02:09,571
‫با مدیر رستوران چند ساعت پیش
‫آشنا شدم

62
00:02:09,573 --> 00:02:13,007
‫و اونم میگفت که آره و ما تعطیلیم و اینا

63
00:02:13,009 --> 00:02:15,610
‫و تو هم که یه داف بیهوش روی شونه ت داری

64
00:02:15,612 --> 00:02:17,045
‫منم گفتم بی جا میکنی
‫منو قضاوت میکنی

65
00:02:17,047 --> 00:02:19,180
‫بعدش سعی کردم بهش سکته قلبی بدم

66
00:02:19,182 --> 00:02:20,982
‫ولی فقط موفق شدم کاری کنم
‫که به صورت غیرقابل کنترلی بالا بیاره

67
00:02:20,984 --> 00:02:23,818
‫که... نه ولش کن

68
00:02:23,820 --> 00:02:26,854
‫برای همین دوباره تلاش کردم و
‫فکر کنم ستون فقراتش اینبار شکست

69
00:02:26,856 --> 00:02:28,856
‫حقیقتش زیاد مطمئن نیستم چون

70
00:02:28,858 --> 00:02:30,191
‫سومین بار که طلسمش کردم

71
00:02:30,193 --> 00:02:31,960
‫یه جورایی منفجر شد رفت

72
00:02:33,663 --> 00:02:35,997
‫تو چه مرگته؟

73
00:02:35,999 --> 00:02:37,799
‫بهت که گفتم.
‫من جادوی زیادی دارم

74
00:02:37,801 --> 00:02:40,602
‫میدونی، وقتی که این بلا رو
‫سر مدیر رستوران آوردم

75
00:02:40,604 --> 00:02:43,571
‫تازه فهمیدم که اگه بخوام
‫نیروم رو با جو یکی بکنم

76
00:02:43,573 --> 00:02:46,941
‫و اونوقت جو به سرنوشت این مدیر
‫،بدبخت رستوران دچار بشه

77
00:02:46,943 --> 00:02:48,876
‫اونوقت دیگه دوقلویی برام نمی مونه
‫که باهاش نیروم رو متحد کنم

78
00:02:48,878 --> 00:02:52,547
‫،برای همین، الینا
‫تو برای همین اینجایی

79
00:02:54,050 --> 00:02:58,519
‫چون... باید بتونم جادوم رو کنترل کنم

80
00:02:58,521 --> 00:03:01,155
‫با تمرین کردن با تو.
‫،یا اینطوری بگم

81
00:03:01,157 --> 00:03:03,391
‫با تمرین کردن روی تو

82
00:03:03,393 --> 00:03:04,892
‫راستی یه چیز خوب رو میدونی؟

83
00:03:04,894 --> 00:03:07,829
‫بعد اینکه بالاخره مدیر رستوران کلا ترکید

84
00:03:07,831 --> 00:03:11,165
‫من بالاخره تونستم یه
‫طلسم مخفی کننده روت اجرا کنم

85
00:03:11,167 --> 00:03:12,300
‫ممنون

86
00:03:14,004 --> 00:03:16,871
‫گذاشتن و برداشتنش آسونه

87
00:03:25,415 --> 00:03:29,517
‫یه میز ۳ نفره

88
00:03:29,519 --> 00:03:30,818
‫عمرا اگه روحت خبر داشت

89
00:04:10,927 --> 00:04:11,959
‫چون این اولین چیزیه

90
00:04:11,961 --> 00:04:13,061
‫که میخوام فردا صبح ببینم

91
00:04:13,063 --> 00:04:14,495
‫شرمنده. فراموش کردم
‫اینجا زندگی میکنی

92
00:04:14,497 --> 00:04:17,098
‫امکانش هست بتونی

93
00:04:17,100 --> 00:04:19,300
‫سر یه سری بلندگو توی
‫خونه کرولاین بهم...

94
00:04:20,904 --> 00:04:22,136
‫کمک کنی؟

95
00:04:25,809 --> 00:04:27,342
‫ممنون بابت قهوه

96
00:04:30,814 --> 00:04:35,316
‫- شرمنده. روبراهی؟
‫- آره، آره خوبم

97
00:04:35,318 --> 00:04:36,318
‫فقط لباس و پوست

98
00:04:36,319 --> 00:04:37,652
‫هی، از کجا میتونم یه تی شرت
‫پیدا کنم؟

99
00:04:37,654 --> 00:04:39,754
‫اتاق دیمن.
‫طبقه بالا انتهای راهرو

100
00:04:43,226 --> 00:04:44,492
‫توی خونه ی من چکار میکنی؟

101
00:04:44,494 --> 00:04:46,561
‫طلسم آتیش.
‫یه جورایی

102
00:04:46,563 --> 00:04:48,596
‫کاشف به عمل اومد
‫برگردوندن جادو

103
00:04:48,598 --> 00:04:50,365
‫به آسونی دوچرخه سواری نیست

104
00:04:51,468 --> 00:04:53,434
‫بابت اون گلدون هم شرمنده

105
00:04:53,436 --> 00:04:54,836
‫گرونقیمت بود؟

106
00:04:54,838 --> 00:04:56,671
‫نمیدونم، ولی خاندان اشرافی
‫اسمیتسون میدونه

107
00:04:56,673 --> 00:04:57,805
‫باید با خودشون تماس بگیری

108
00:04:58,975 --> 00:05:00,808
‫خدا رو شکر.
‫صبحونه

109
00:05:02,145 --> 00:05:04,345
‫لطفا بگو که با خودت شراب آوردی

110
00:05:04,347 --> 00:05:06,013
‫واقعا فکر میکنی مست نکرده
‫همچین چیزی رو نگاه میکنم؟

111
00:05:06,015 --> 00:05:08,349
‫و دقیقا قراره چی رو نگاه کنیم؟

112
00:05:08,351 --> 00:05:10,084
‫امروز ما طلسم های سطحی انجام میدیم

113
00:05:10,086 --> 00:05:11,285
‫ظرف یه ماه، من توی
‫متحد کردن جادوها پیروز میشم

114
00:05:11,287 --> 00:05:12,587
‫،و میشم رهبر محفلم

115
00:05:12,589 --> 00:05:14,188
‫و نجاتش رو تضمین میکنم

116
00:05:14,190 --> 00:05:15,523
‫لیو یه دوره حکومتی ۳۰ روزه

117
00:05:15,525 --> 00:05:17,091
‫از الان تا رخداد نجومی بعدی داده

118
00:05:17,093 --> 00:05:19,660
‫و چرا این حکومت کردنت باید
‫توی اتاق پذیرایی من باشه؟

119
00:05:19,662 --> 00:05:20,962
‫دیمن احساس گناه میکنه

120
00:05:20,964 --> 00:05:23,898
‫چه چیز جدیدی.
‫و اون الان کجاست؟

121
00:05:29,372 --> 00:05:31,839
‫من برای تنها بودن واسه
‫این اتاق اضافه پول دادم

122
00:05:31,841 --> 00:05:34,375
‫واضحه داری تعداد دخترایی که برای گذروندن

123
00:05:34,377 --> 00:05:36,310
‫شب با من حاضرن بمیرن رو دست کم گرفتی

124
00:05:36,312 --> 00:05:38,513
‫خب من که هنوز نمردم

125
00:05:38,515 --> 00:05:41,015
‫از الینا خبری نشد؟

126
00:05:41,017 --> 00:05:43,718
‫خبر دارم. کلی هم خبر دارم

127
00:05:43,720 --> 00:05:44,852
‫از جمله

128
00:05:44,854 --> 00:05:46,287
‫"یه اتفاقی توی خوابگاه پیش اومد"

129
00:05:46,289 --> 00:05:48,055
‫مجبور شدم بزنم به چاک".
‫"میشه باهم رنگین کمون درست کنیم؟

130
00:05:48,057 --> 00:05:50,658
‫منظور گرفتن دوش سرده

131
00:05:50,660 --> 00:05:52,226
‫حداقل تونستی اوضاع رو

132
00:05:52,228 --> 00:05:53,728
‫با ریک بهتر بکنی؟

133
00:05:53,730 --> 00:05:56,164
‫خب، یه مقداری.
‫،قدم اول

134
00:05:56,166 --> 00:05:58,399
‫اجازه دادم خونه ام رو
‫تبدیل به هاگوارتز بکنه

135
00:05:58,401 --> 00:06:02,336
‫قدم دوم، از کلانتر درخواست
‫یه لطف کردم

136
00:06:02,338 --> 00:06:04,205
‫ازش خواستم روی

137
00:06:04,207 --> 00:06:07,375
‫یه قاتل سریالی وحشی به اسم
‫کای پارکر دستور تعقیب بذاره

138
00:06:07,377 --> 00:06:09,377
‫آره، افراد منم حواسشون جمعه

139
00:06:09,379 --> 00:06:10,845
‫از شب گذشته که کسی با

140
00:06:10,847 --> 00:06:12,046
‫مشخصات کای دیده نشده

141
00:06:12,048 --> 00:06:14,215
‫داره چه غلطی میکنه؟

142
00:06:14,217 --> 00:06:16,918
‫خبر بد اینه که، آشپزخونشون
‫آبمیوه نداشت

143
00:06:16,920 --> 00:06:18,653
‫،خبر خوب اینه که
‫الان دارن

144
00:06:18,655 --> 00:06:21,389
‫- این چیه؟
‫- این معجون کیویه

145
00:06:21,391 --> 00:06:22,924
‫برای آروم کردن سرطان و

146
00:06:22,926 --> 00:06:25,092
‫تعمیر سلول های دی ان ای خوبه

147
00:06:26,262 --> 00:06:27,262
‫به اندازه کافی گرم هستی؟

148
00:06:27,263 --> 00:06:28,563
‫- من خوبم
‫- بذار برات

149
00:06:28,565 --> 00:06:29,864
‫یه پتوی دیگه بیارم

150
00:06:29,866 --> 00:06:32,533
‫تا بتونی دیگه خفه بکنیش بره؟

151
00:06:32,535 --> 00:06:34,769
‫من فقط میخوام کمک کنم

152
00:06:34,771 --> 00:06:38,473
‫ظاهرا هم که داروهای مدرن
‫کلی طول میکشن تا اثرساز بشن

153
00:06:38,475 --> 00:06:40,775
‫نمیفهمم چرا مدام باید حدس بزنیم

154
00:06:40,777 --> 00:06:42,777
‫و نمیتونیم یه بارم که شده
‫مستقیم بریم سر کار

155
00:06:42,779 --> 00:06:44,278
‫مثل خون خوناشام

156
00:06:44,280 --> 00:06:46,681
‫دیگه لازم نیست راجع به همچین
‫چیزی صحبت کنیم عزیزم

157
00:06:46,683 --> 00:06:48,182
‫خیلی خب، میخوای راجع
‫به چی صحبت کنیم؟

158
00:06:48,184 --> 00:06:49,450
‫،اینکه دکترا نمیتونن عملت کنن

159
00:06:49,452 --> 00:06:51,385
‫اینکه شیمی درمانی کار نمیکنه، اینکه

160
00:06:51,387 --> 00:06:52,753
‫پرتودرمانی تومورت رو کوچیک نمیکنه؟

161
00:06:52,755 --> 00:06:53,888
‫دیمن، هر وقت خواستی میتونی

162
00:06:53,890 --> 00:06:55,456
‫اینجا از من حمایت کنی

163
00:06:55,458 --> 00:06:56,591
‫خب، فکر میکنم اول باید حمایت من

164
00:06:56,593 --> 00:06:58,192
‫رو جلب بکنی، کرولاین

165
00:07:01,564 --> 00:07:03,564
‫فکر نمیکنی خون‌مون جواب بده؟

166
00:07:03,566 --> 00:07:05,900
‫،برای ۱۷۰ و خورده ای سال
‫نمیدونم موقعی رو که

167
00:07:05,902 --> 00:07:07,368
‫خون‌مون سرطان رو درمان کرده باشه

168
00:07:07,370 --> 00:07:09,370
‫،ولی هی، کلانتر
‫اگه میخوای یه خوک آزمایشگاهی

169
00:07:09,372 --> 00:07:10,805
‫توی یه سری آزمایش های

170
00:07:10,807 --> 00:07:12,440
‫عجیب و غیرقابل پیشبینی با
‫جادو شرکت کنی...

171
00:07:13,309 --> 00:07:15,543
‫من که جلوت رو نمیگیرم

172
00:07:16,880 --> 00:07:20,414
‫ببین... عزیزم.
‫،فعلا

173
00:07:20,416 --> 00:07:22,450
‫میخوام که ایمانم رو بذارم روی علم

174
00:07:22,452 --> 00:07:25,453
‫که یعنی طبق دستور دکتر میرم خونه

175
00:07:25,455 --> 00:07:27,722
‫یه روز خوب و آروم رو سپری میکنم

176
00:07:27,724 --> 00:07:29,624
‫و منتظر جواب آزمایش های بیشتر می مونم

177
00:07:29,626 --> 00:07:32,426
‫می بینی؟
‫مامان بهترین راه رو میدونه

178
00:07:32,428 --> 00:07:34,095
‫حالا، اگه می بخشید من باید
‫برم و مطمئن بشم

179
00:07:34,097 --> 00:07:35,830
‫که جادوگرا مشغول نابود کردن
‫خونه ی من نباشن

180
00:07:37,534 --> 00:07:38,766
‫بای بای

181
00:07:42,338 --> 00:07:46,073
‫،دیمن شاید یه موجود لاشی باشه
‫ولی خیلی خوش لباسه

182
00:07:46,075 --> 00:07:48,509
‫باید اینی که توی اتاق خواب دیمن سالواتوره
‫هستی برام علامت سوال باشه؟

183
00:07:48,511 --> 00:07:50,244
‫جو لباسم رو سوزوند

184
00:07:50,246 --> 00:07:52,713
‫پس توی اتاق دیمن هستی
‫و لباسم نداری

185
00:07:52,715 --> 00:07:55,850
‫الان باید کلی احساسات
‫درهم برهم داشته باشی

186
00:07:55,852 --> 00:07:57,418
‫تمرین چطور پیش میره؟

187
00:07:57,420 --> 00:08:00,488
‫جو فاجعه ست. اگه قرار بود
‫،همین امروز جلوی کای وایسته

188
00:08:00,490 --> 00:08:02,623
‫ظرف ۹ ثانیه شکست میخورد

189
00:08:02,625 --> 00:08:04,725
‫سر این یکی حق با لوک بود

190
00:08:04,727 --> 00:08:06,928
‫آره ولی وقت کافی داری تا
‫درست حسابی تمرینش بدی

191
00:08:06,930 --> 00:08:08,329
‫لوک پا پیچت شده؟

192
00:08:08,331 --> 00:08:10,331
‫بهم اس میده.
‫منم بهش محل نمیدم

193
00:08:10,333 --> 00:08:11,766
‫اگه بفهمه که داری جو رو تمرین میدی...

194
00:08:11,768 --> 00:08:14,101
‫نمیفهمه. آروم باش دیگه

195
00:08:29,485 --> 00:08:34,388
‫گل ارکیدم رو زنده نگه داشتی.
‫شگفت انگیزه

196
00:08:34,390 --> 00:08:36,190
‫میخواستم وقتی بالاخره برمیگردی خونه

197
00:08:36,192 --> 00:08:37,558
‫همه چیز مثل سابق باشه

198
00:08:39,329 --> 00:08:40,494
‫هی

199
00:08:41,598 --> 00:08:42,598
‫این چیه

200
00:08:42,599 --> 00:08:44,131
‫استفن داوطلب شد

201
00:08:44,133 --> 00:08:46,033
‫تا مرکز تفریحیت رو به اینجا منتقل کنه

202
00:08:46,035 --> 00:08:47,902
‫تا تو بتونی از روی صندلی
‫مورد علاقه ت تلوزیون نگاه کنی

203
00:08:47,904 --> 00:08:50,705
‫دور و بر اتاق رو بلندگو وصل کردم

204
00:08:50,707 --> 00:08:54,041
‫و یه کنترل رو هم گذاشتم روی میز

205
00:08:54,043 --> 00:08:55,876
‫خب، ممنون

206
00:08:55,878 --> 00:08:57,378
‫گمونم تا الان به ذهن کسی نرسیده بود

207
00:08:57,380 --> 00:08:59,647
‫که صندلیم رو جا به جا کنه، ولی...

208
00:09:03,119 --> 00:09:05,252
‫چی شده؟

209
00:09:05,254 --> 00:09:07,922
‫تا حالا یکی که سرطان مرحله ۴
‫داشته باشه ندیدی؟

210
00:09:10,193 --> 00:09:11,626
‫حقیقتش نه ندیدم

211
00:09:12,996 --> 00:09:14,862
‫یکی از اندک مزایای آغاز جدید

212
00:09:14,864 --> 00:09:16,397
‫بعد هر چند دهه همینه...

213
00:09:16,399 --> 00:09:19,734
‫هیچوقت زندگی واقعی نمیتونه بزنت زمین

214
00:09:24,340 --> 00:09:26,207
‫برای همین اگه از همین الان
‫سریال "دوستان" رو شروع کنی

215
00:09:26,209 --> 00:09:28,376
‫منم تا زمان عروسی مونیکا و چاندلر برمیگردم

216
00:09:28,378 --> 00:09:29,744
‫استفن، بلدی بخندی دیگه نه؟

217
00:09:29,746 --> 00:09:30,945
‫بستگی داره

218
00:09:30,947 --> 00:09:32,279
‫صبرکن، چرا؟
‫میخوای بری؟

219
00:09:32,281 --> 00:09:33,514
‫هر لحظه ارزش داره برای همین

220
00:09:33,516 --> 00:09:34,849
‫میرم جویای نظر

221
00:09:34,851 --> 00:09:36,384
‫یکی از متخصصین برتر

222
00:09:36,386 --> 00:09:38,152
‫سرطان مرحله چهار خون بشم

223
00:09:39,455 --> 00:09:41,188
‫خوابم نمیبرد. گوگل کردم

224
00:09:41,190 --> 00:09:43,090
‫و اینترنت داره کجا میفرستت؟

225
00:09:43,092 --> 00:09:44,125
‫دوک

226
00:09:44,127 --> 00:09:45,259
‫دوک؟

227
00:09:46,829 --> 00:09:48,429
‫میدونی چیه؟
‫بهتره که خودم برسونمت اونجا

228
00:09:48,431 --> 00:09:50,598
‫خودمم قصد داشتم همونجا برم

229
00:09:50,600 --> 00:09:51,899
‫و یه سری به یکی از دوستان بزنم

230
00:09:51,901 --> 00:09:53,067
‫یکی از دوستات

231
00:09:53,069 --> 00:09:55,102
‫استفن، من تمام دوستات رو میشناسم

232
00:09:55,104 --> 00:09:58,673
‫الینا. من.
‫و همین دیگه

233
00:09:58,675 --> 00:10:01,776
‫فکر میکنم بهتره که توی جاده یکی همراهت باشه

234
00:10:01,778 --> 00:10:02,910
‫ممنون، استفن

235
00:10:09,252 --> 00:10:11,052
‫یک ساعت به یک ساعت باهات تماس میگیرم

236
00:10:11,054 --> 00:10:12,687
‫دقیق و سر وقت

237
00:10:12,689 --> 00:10:13,654
‫دوستت دارم

238
00:10:13,656 --> 00:10:15,790
‫منم دوستت دارم

239
00:10:15,792 --> 00:10:16,924
‫خدافظ

240
00:10:44,087 --> 00:10:45,920
‫ما توی دبیرستانمیم؟

241
00:10:45,922 --> 00:10:47,655
‫،کلی توالت دارن

242
00:10:47,657 --> 00:10:49,090
‫،سطح قابل اشتعال ندارن

243
00:10:49,092 --> 00:10:50,624
‫و همه هم توی تعطیلات زمستونین

244
00:10:50,626 --> 00:10:52,860
‫بازم جای تعجبی نداره که
‫وقتی من زندونی بودم

245
00:10:52,862 --> 00:10:53,862
‫سطح هوشی امریکا هم اومد پایین

246
00:10:53,863 --> 00:10:55,029
‫هیچکی مدرسه نمیاد که

247
00:10:57,900 --> 00:10:59,333
‫اون تویی؟

248
00:11:01,204 --> 00:11:02,803
‫اونم بانی

249
00:11:02,805 --> 00:11:04,438
‫چقدر معصومین شماها

250
00:11:04,440 --> 00:11:06,006
‫طوری لبخند میزنین

251
00:11:06,008 --> 00:11:07,475
‫که انگار قرار نیست هیچ
‫اتفاق بدی براتون بیوفته

252
00:11:08,811 --> 00:11:09,977
‫بگذریم. از نظرت مشکلی نداره اگه دوباره

253
00:11:09,979 --> 00:11:11,345
‫سعی کنم خون‌ت رو
‫تبدیل به اسید بکنم؟

254
00:11:12,181 --> 00:11:13,814
‫دوباره؟

255
00:11:13,816 --> 00:11:16,684
‫آره. برای همینم هست که

256
00:11:16,686 --> 00:11:18,719
‫اومدی اینجا دیگه

257
00:11:18,721 --> 00:11:20,821
‫داشتم همین طلسم رو امتحان میکردم

258
00:11:20,823 --> 00:11:21,989
‫و گمونم یکم زیاده روی کردم

259
00:11:21,991 --> 00:11:23,391
‫برای همین یه مقدار
‫به مغزت فشار اومد

260
00:11:23,392 --> 00:11:24,725
‫و یهو بیهوش شدی

261
00:11:24,727 --> 00:11:27,194
‫کای، مجبور نیستی اینکارو بکنی

262
00:11:27,196 --> 00:11:28,329
‫گوش کن بهم...

263
00:11:35,304 --> 00:11:38,372
‫بسه، بسه کای. بسه

264
00:11:38,374 --> 00:11:39,707
‫حلقه ام

265
00:11:42,078 --> 00:11:43,677
‫کای، داری حلقه ام رو ذوب میکنی

266
00:11:47,917 --> 00:11:50,017
‫کای، تمومش کن!

267
00:12:00,763 --> 00:12:02,429
‫نه، نه، نه، نه

268
00:12:03,633 --> 00:12:06,367
‫نه، نه، نه

269
00:12:06,369 --> 00:12:07,501
‫نه

270
00:12:15,011 --> 00:12:17,211
‫گمونم اون حلقه کلی برات ارزش داشت؟

271
00:12:18,581 --> 00:12:20,047
‫هیچوقت برقراری احساسات

272
00:12:20,049 --> 00:12:22,216
‫با اشیاء رو  درک نکردم

273
00:12:22,218 --> 00:12:24,752
‫چون وقتی آدم از دستشون میده
‫خیلی ناراحت میشه

274
00:12:40,870 --> 00:12:42,970
‫این حساب نمیشه.
‫حواسم پرت بود

275
00:12:42,972 --> 00:12:45,439
‫لباس من تنته؟

276
00:12:46,776 --> 00:12:48,275
‫کمپ جادویی

277
00:12:48,277 --> 00:12:49,877
‫چه کمکی از دستم بر میاد؟

278
00:12:49,879 --> 00:12:52,179
‫دیمن، کای من رو توی دبیرستان
‫زندونی کرده. کمکت رو لازم دارم

279
00:12:52,181 --> 00:12:53,380
‫واو. الینا؟

280
00:13:05,795 --> 00:13:06,961
‫واقعا؟

281
00:13:11,434 --> 00:13:12,566
‫لعنتی

282
00:13:33,046 --> 00:13:34,880
‫پس دوستت که تا حالا
‫هیچی ازش نشنیده بودم

283
00:13:34,882 --> 00:13:36,581
‫یه عکاس با معروفیت در سطح جهانیه؟

284
00:13:36,583 --> 00:13:39,317
‫خب این یه نمایشگاه دانشجوییه

285
00:13:39,319 --> 00:13:41,786
‫خدای من. هنر سال اولیا

286
00:13:41,788 --> 00:13:44,522
‫از اونجایی که کارت کشف استعداده

287
00:13:44,524 --> 00:13:46,524
‫از کجا با این یارو آشنا شدی؟

288
00:13:46,526 --> 00:13:48,226
‫بله من قبلا برای یه وقت ملاقات

289
00:13:48,228 --> 00:13:50,328
‫با دکتر "مور" تماس گرفته بودم

290
00:13:50,330 --> 00:13:52,397
‫عالی شد. میتونن همین الان
‫باهامون صحبت کنن

291
00:13:52,399 --> 00:13:53,965
‫میدونی چیه؟
‫من بعدا میام پیشت

292
00:13:53,967 --> 00:13:57,302
‫باشه. من توی بخش تومور شناسی هستم

293
00:13:57,304 --> 00:13:58,436
‫باشه

294
00:14:02,075 --> 00:14:04,109
‫امکانش هست نمایشگاه

295
00:14:04,111 --> 00:14:05,877
‫سارا نلسون رو بهم نشون بدید؟

296
00:14:05,879 --> 00:14:08,046
‫انتهای دیوار.
‫سلیقه ی خوبی

297
00:14:08,048 --> 00:14:10,415
‫یکی از بهترین دانشجوهای جدیدمونه

298
00:14:10,417 --> 00:14:11,549
‫ممنونم

299
00:14:14,888 --> 00:14:18,089
‫،طبق یه روایت
‫وقتی یه بچه می میره

300
00:14:18,091 --> 00:14:20,025
‫یه فرشته این بچه رو توی آغوشش میگیره

301
00:14:20,027 --> 00:14:23,094
‫و اون رو می بره به مکان های مورد علاقه ی بچه

302
00:14:23,096 --> 00:14:24,629
‫تا بتونه برای آخرین بار اون
‫مکان ها رو ببینه

303
00:14:24,631 --> 00:14:26,898
‫قبل اینکه روونه ی بهشت بشه

304
00:14:26,900 --> 00:14:28,099
‫موقع عکاسی هم

305
00:14:28,101 --> 00:14:29,401
‫همچین چیزی رو مد نظر داشتم

306
00:14:29,403 --> 00:14:30,802
‫و بعدش میخواستم تابیدن نور خورشید

307
00:14:30,804 --> 00:14:32,404
‫از بین پنجره ها رو هم ثبت کنم

308
00:14:32,406 --> 00:14:34,072
‫چون اینطوری انکعاس بیننده که داره

309
00:14:34,074 --> 00:14:35,640
‫از پایین بهشون نگاه میکنه رو محو میکنه

310
00:14:35,642 --> 00:14:36,942
‫احسنت

311
00:14:40,380 --> 00:14:41,813
‫تو اینجا چکار میکنی؟

312
00:14:41,815 --> 00:14:43,381
‫همونکاری که تو میکنی

313
00:14:43,383 --> 00:14:45,116
‫دنبال یه تیکه اثر هنری میگردم

314
00:14:45,118 --> 00:14:46,551
‫که روی دیوار اتاقم آویزونش کنم

315
00:14:50,490 --> 00:14:52,123
‫و همین موقع بود که مقاله اتون

316
00:14:52,125 --> 00:14:53,658
‫توی مجله ی "ژورنال پزشکی نیوانگلند" رو خوندم

317
00:14:53,660 --> 00:14:55,093
‫میدونین، همونی که

318
00:14:55,095 --> 00:14:57,462
‫راجع به کاهش تومور به وسیله ی
‫روش های گرمایی بود

319
00:14:57,464 --> 00:14:59,097
‫مقاله ی آسونی نبود

320
00:14:59,099 --> 00:15:01,633
‫منم نگفتم که متوجهش شدم

321
00:15:01,635 --> 00:15:03,735
‫اینا آزمایش های مادرم هستن

322
00:15:03,737 --> 00:15:05,670
‫ولی توی زندگینامتون نوشته شده بود

323
00:15:05,672 --> 00:15:07,739
‫که شما یک سرطان شناس
‫شگفت انگیز هستین

324
00:15:07,741 --> 00:15:09,107
‫و من واقعا به یه متخصص نیاز دارم

325
00:15:09,109 --> 00:15:10,608
‫چون دکترهای مادرم دارن بهش میگن

326
00:15:10,610 --> 00:15:12,811
‫که اون نمیتونه تحت بهبود
‫کلینیکی قرار بگیره

327
00:15:17,818 --> 00:15:19,651
‫و شما هم نه چیزی راجع به

328
00:15:19,653 --> 00:15:21,953
‫هزینه ی بیمه ش با من صحبت میکنین
‫نه رازداریش

329
00:15:21,955 --> 00:15:25,623
‫و نه هیچ چیز دیگه ای
‫به جز نظر صادقانتون

330
00:15:30,464 --> 00:15:33,164
‫دکترهاش دارن همه چیز رو درست انجام میدن

331
00:15:33,166 --> 00:15:35,266
‫این یه تومور مرحله چهاره

332
00:15:35,268 --> 00:15:37,435
‫میتونن تمام مغزش رو پرتودرمانی بکنن

333
00:15:37,437 --> 00:15:39,371
‫ولی این کار باعث میشه باقی عمر

334
00:15:39,373 --> 00:15:41,773
‫مادرتون هم به خطر بیوفته

335
00:15:41,775 --> 00:15:44,642
‫با کاهش آگاهی و هوش رو به رو میشه

336
00:15:44,644 --> 00:15:47,212
‫،قدرتش رو از دست میده
‫شخصیتش تغییر میکنه

337
00:15:47,214 --> 00:15:49,647
‫و در این حین ممکنه همچنان

338
00:15:49,649 --> 00:15:51,016
‫هم در درد زیادی باشه

339
00:15:53,453 --> 00:15:55,854
‫پس دارین میگین که هیچ گزینه ی ممکن

340
00:15:55,856 --> 00:15:57,389
‫پزشکی ای وجود نداره؟

341
00:15:57,391 --> 00:15:59,524
‫ای کاش جور دیگه ای بود

342
00:15:59,526 --> 00:16:02,527
‫من یه بیمار با وضعیت تقریبا مشابه دارم

343
00:16:02,529 --> 00:16:05,030
‫اونم تحت هیچ درمانی بهبود پیدا نکرده

344
00:16:05,032 --> 00:16:06,865
‫و حالا هم داره وقتش تموم میشه

345
00:16:11,171 --> 00:16:12,470
‫میخوام ببینمش

346
00:16:22,883 --> 00:16:24,482
‫اوه. سلام

347
00:16:25,786 --> 00:16:26,885
‫چه لباس خوشگلی

348
00:16:26,887 --> 00:16:27,986
‫خب، ممنون

349
00:16:27,988 --> 00:16:29,521
‫آره، یه نفر اون یکی تی شرتم رو آتیش زد

350
00:16:29,523 --> 00:16:31,589
‫که البته خیلی هم معرکه بود

351
00:16:31,591 --> 00:16:33,591
‫کم کم دارم میفهمم چرا
‫دیمن باهات حال نمیکنه

352
00:16:33,593 --> 00:16:37,262
‫تو دیوونه ای

353
00:16:38,265 --> 00:16:40,665
‫ولی اون تی شرته خیلی حیف شد

354
00:16:40,667 --> 00:16:42,867
‫پس یه شیء برات مهمتر از

355
00:16:42,869 --> 00:16:44,602
‫آدماییه که می کشی؟

356
00:16:47,174 --> 00:16:49,574
‫این یکی از قسمت های سریال "ریکی لیک"ـه

357
00:16:49,576 --> 00:16:51,543
‫که من توش با شیاطینم رو در رو میشم

358
00:16:51,545 --> 00:16:52,977
‫و بعدش تغییر میکنم و
‫آدم بهتری میشم؟

359
00:16:54,581 --> 00:16:57,082
‫واقعا هیچکسی برات مهم نبود؟

360
00:17:01,888 --> 00:17:03,588
‫گمونم از برادرم جویی خوشم میومد

361
00:17:05,092 --> 00:17:08,126
‫باهمدیگه دکتر ماریو بازی میکردیم
‫و اونم همیشه برنده میشد

362
00:17:09,296 --> 00:17:12,197
‫حقیقتش یکی از خاطرات مورد علاقم

363
00:17:12,199 --> 00:17:13,631
‫وقتیه که بالاخره تونستم شکستش بدم

364
00:17:17,437 --> 00:17:18,970
‫البته، بهترین خاطرم مال وقتیه

365
00:17:18,972 --> 00:17:20,538
‫که دیگه زدم و کشتمش

366
00:17:23,543 --> 00:17:24,742
‫لازم نیست انرژیت رو برای

367
00:17:24,744 --> 00:17:26,144
‫تغییر دادن من تلف کنی

368
00:17:26,146 --> 00:17:29,347
‫ریک یه چیزی بهم یاد داده و اونم اینه

369
00:17:29,349 --> 00:17:31,749
‫مهمترین چیز اینه که
‫از خودت خوشت بیاد

370
00:17:36,490 --> 00:17:37,722
‫و من از خودم خوشم میاد

371
00:17:44,564 --> 00:17:46,764
‫حالا که فکر میکنم می بینم
‫تقریبا یه روز گذشت

372
00:17:46,766 --> 00:17:48,800
‫و من هنوز جون یکی از دوستات رو نجات ندادم

373
00:17:48,802 --> 00:17:50,401
‫چقدر حرف میزنی

374
00:17:50,403 --> 00:17:51,736
‫فقط همین طلسم مخفی کردن رو
‫روی من اجرا کن

375
00:17:51,738 --> 00:17:53,071
‫تا من بتونم برم الینا رو بیارم

376
00:17:53,073 --> 00:17:55,440
‫و تو هم برگردی به
‫نابود کردن خونه ی من

377
00:17:55,442 --> 00:17:57,242
‫باشه

378
00:18:00,313 --> 00:18:02,580
‫چکار داری میکنی؟
‫در پشتی همینجاست

379
00:18:02,582 --> 00:18:04,215
‫- من نمیرم اون تو
‫- چی؟

380
00:18:04,217 --> 00:18:06,751
‫اگه چشم کای بهم بیوفته، کارم ساخته ست

381
00:18:06,753 --> 00:18:08,653
‫اونقدر قوی هستم که بتونم
‫از اینجا طلسم رو اجرا کنم

382
00:18:08,655 --> 00:18:12,524
‫حالا هرچی. امیدوارم طلسم کردنت
‫بهتر از درس دادنت باشه

383
00:18:12,526 --> 00:18:13,691
‫،چون با توجه به اوضاع خونه ام

384
00:18:13,693 --> 00:18:14,993
‫جو اونقدرا هم چیزی یاد نگرفته

385
00:18:14,995 --> 00:18:16,861
‫،آروم باش، با یکمی تمرین

386
00:18:16,863 --> 00:18:18,696
‫خیلی زود آماده‌ی ادغام میشه

387
00:18:30,210 --> 00:18:32,076
‫لیو

388
00:18:32,078 --> 00:18:34,179
‫لیو؟

389
00:18:34,181 --> 00:18:35,480
‫هی. لیو!

390
00:18:35,482 --> 00:18:36,614
‫شرمنده

391
00:18:38,718 --> 00:18:39,951
‫تو اینجا چه غلطی میکنی؟

392
00:18:39,953 --> 00:18:41,653
‫وقت واسه اینجور کارا نداره

393
00:18:41,655 --> 00:18:43,388
‫نه!

394
00:18:50,395 --> 00:18:53,203
‫خلاصه اینکه لیو غیبش زده.
‫منم یه نقشه جایگزین لازم دارم

395
00:18:53,204 --> 00:18:55,038
‫صبرکن ببینم، منظورت چیه غیبش زده؟

396
00:18:55,040 --> 00:18:56,939
‫قُل اعجوبه‌اش لیو رو با خودش برد
‫و منم نمیتونم همینجوری برم تو

397
00:18:56,941 --> 00:18:59,208
‫کای واسه درآوردن حرص من، الینا رو میکشه

398
00:18:59,210 --> 00:19:00,276
‫یه جادوگر لازم دارم

399
00:19:00,278 --> 00:19:01,411
‫من میتونم انجامش بدم

400
00:19:01,413 --> 00:19:02,779
‫تو یه شمع رو به زور روشن میکنی

401
00:19:02,781 --> 00:19:03,780
‫مخفی کردن یکی از طلسم‌های اولیه‌ایه

402
00:19:03,782 --> 00:19:04,847
‫که به عنوان یه جمنای یادت میدن

403
00:19:04,849 --> 00:19:06,182
‫وقتی بچه بودم یادش گرفتم

404
00:19:06,184 --> 00:19:08,217
‫- ولی؟
‫- وقتی طلسم رو اجرا میکنم

405
00:19:08,219 --> 00:19:10,186
‫باید کنار دیمن باشم که یعنی
‫باید خودم هم برم داخل

406
00:19:10,188 --> 00:19:12,388
‫خیلی‌خب، باید گزینه‌های دیگه‌ای هم باشه

407
00:19:12,390 --> 00:19:13,756
‫هست

408
00:19:13,758 --> 00:19:15,291
‫درست همینجا

409
00:19:15,293 --> 00:19:17,460
‫بذار خودم بگم...
‫جرمی یه تیرکمون دستش گرفته

410
00:19:17,462 --> 00:19:19,195
‫کسی کای رو نمیکشه

411
00:19:19,197 --> 00:19:20,830
‫ولی نمیذاریم کای هم الینا رو بکشه

412
00:19:20,832 --> 00:19:22,432
‫کسی نمیذاره کس دیگه‌ای بمیره

413
00:19:22,434 --> 00:19:24,133
‫کسی ایده‌ی دیگه‌ای نداره؟

414
00:19:28,106 --> 00:19:29,405
‫بابا از کوره در رفته، خب؟

415
00:19:29,407 --> 00:19:31,074
‫میخواد همین الان به پورتلند برگردیم

416
00:19:31,076 --> 00:19:32,108
‫داشتم بهشون کمک میکردم

417
00:19:32,110 --> 00:19:33,376
‫خودشون میتونن اینکارو انجام بدن

418
00:19:33,378 --> 00:19:35,545
‫ما جادوگر زیردست اونا نیستیم

419
00:19:35,547 --> 00:19:37,780
‫این کتاب‌هارو واسه خونه میخوای؟

420
00:19:37,782 --> 00:19:40,450
‫کتاب‌هارو جمع کن. جمع نکن. مهم نیست

421
00:19:40,452 --> 00:19:42,418
‫به بابا گفتی داشتم به جو
‫واسه قوی‌تر شدنش کمک میکردم؟

422
00:19:42,420 --> 00:19:43,986
‫واسه همین عصبانیه؟

423
00:19:43,988 --> 00:19:46,789
‫معلومه که گفتی. تو هم مثل خودشی

424
00:19:46,791 --> 00:19:49,158
‫در واقع، خودم عقل دارم

425
00:19:49,160 --> 00:19:51,260
‫همیشه گفتم کای واسه رهبر محفل شدن

426
00:19:51,262 --> 00:19:52,562
‫زیادی خطرناکه

427
00:19:52,564 --> 00:19:54,397
‫تو داشتی وقتت رو با جو تلف میکردی

428
00:19:54,399 --> 00:19:56,165
‫جفتمون میدونیم که
‫هیچوقت نمیتونه کای رو شکست بده

429
00:19:56,167 --> 00:19:57,266
‫متوجه نیستی، مگه نه؟

430
00:19:57,268 --> 00:19:58,935
‫- چی رو متوجه نیستم؟
‫- همین چند لحظه پیش منو مخفی کردی

431
00:19:58,937 --> 00:20:00,136
‫و من نتونستم جلوتو بگیرم

432
00:20:00,138 --> 00:20:01,170
‫تو از من قوی‌تری

433
00:20:01,172 --> 00:20:02,472
‫نه، تو که مطمئن نیستی

434
00:20:02,474 --> 00:20:04,273
‫چرا، مطمئنم. چندماهی میشه که متوجهش شدم

435
00:20:04,275 --> 00:20:05,708
‫از همون شبی که داشتم

436
00:20:05,710 --> 00:20:07,343
‫آدم‌ها رو از اون سمت برمیگردوندم

437
00:20:07,345 --> 00:20:08,745
‫و تو طلسمم رو قطع کردی

438
00:20:08,747 --> 00:20:10,613
‫داشتی از حال میرفتی

439
00:20:10,615 --> 00:20:11,647
‫از قبل ضعیف شده بودی

440
00:20:11,649 --> 00:20:13,716
‫ما باید مساوی میبودیم

441
00:20:13,718 --> 00:20:14,851
‫ولی نیستیم

442
00:20:15,720 --> 00:20:17,186
‫من تو رو میشناسم لوک

443
00:20:18,456 --> 00:20:20,256
‫،میدونم دوستم داری

444
00:20:20,258 --> 00:20:21,891
‫و میدونم یه بخش بزرگی ازت

445
00:20:21,893 --> 00:20:23,693
‫این امید رو داره که من برنده‌ی ادغام بشم

446
00:20:25,029 --> 00:20:26,863
‫ولی این قضیه دیگه شیر یا خط نیست

447
00:20:27,999 --> 00:20:31,067
‫اگه ادغام بشیم، تو میبری و من میمیرم

448
00:20:35,173 --> 00:20:36,773
‫این منو بدجوری میترسونه

449
00:20:38,643 --> 00:20:42,812
‫پس، اگه میخوای کتاب‌ها رو جمع کنی

450
00:20:42,814 --> 00:20:44,380
‫بی‌صاحاب‌ها رو جمع کن

451
00:20:45,683 --> 00:20:47,183
‫اونی که میخونشون من نیستم

452
00:20:56,828 --> 00:20:59,595
‫اومدم موجودی بگیرم که اینطوری پیداش کردم

453
00:20:59,597 --> 00:21:01,464
‫شرمنده که تو روز مرخصی
‫مزاحمتون شدم شهردار، ولی...

454
00:21:01,466 --> 00:21:03,132
‫نه، خوشحالم زنگ زدی

455
00:21:03,134 --> 00:21:05,101
‫فکر نمیکنم به دلایل طبیعی مُرده باشه

456
00:21:07,839 --> 00:21:09,806
‫۲۲ساعت و ۱۸ دقیقه

457
00:21:09,808 --> 00:21:11,474
‫این مدت زمانیِ که موجودات فراطبیعی

458
00:21:11,476 --> 00:21:12,642
‫اجازه پیدا کردن به میستیک فالز برگردن

459
00:21:12,644 --> 00:21:14,210
‫و همین الانش یه نفر

460
00:21:14,212 --> 00:21:15,611
‫بخاطر اونا کشته شده

461
00:21:15,613 --> 00:21:16,879
‫متاسفم مت

462
00:21:16,881 --> 00:21:17,880
‫سر در میارم کار کی بوده

463
00:21:17,882 --> 00:21:19,315
‫و بهش رسیدگی میکنیم

464
00:21:19,317 --> 00:21:21,017
‫این داستان هیچوقت تمومی نداره، مگه نه؟

465
00:21:21,019 --> 00:21:22,885
‫حمله‌ها، لاپوشونی‌ها

466
00:21:22,887 --> 00:21:24,120
‫دوباره کارمون شده این

467
00:21:24,122 --> 00:21:25,321
‫میستیک فالزه دیگه

468
00:21:25,323 --> 00:21:27,089
‫همیشه هم میستیک فالز میمونه

469
00:21:27,091 --> 00:21:28,324
‫اگه دوست داری اینجا...

470
00:21:30,929 --> 00:21:32,228
‫شهردار، حالتون خوبه؟

471
00:21:33,431 --> 00:21:35,164
‫- آره
‫- باشه، خیلی‌خب

472
00:21:59,724 --> 00:22:04,660
‫کالین فلپس. تومور غیرقابل جراحی

473
00:22:04,662 --> 00:22:07,897
‫ماه‌هاست که مغزت رو با اشعه‌ها درب و داغون کردن

474
00:22:07,899 --> 00:22:09,799
‫و هنوز نتونستن نجاتت بدن

475
00:22:16,474 --> 00:22:19,542
‫آره، اگه به منم اینقدر

476
00:22:19,544 --> 00:22:21,611
‫مسکن میزدن، همینقدر گیج و بی‌حال میشدم

477
00:22:21,613 --> 00:22:23,246
‫و دکتر گفت تنها کاری که از دستشون برمیاد

478
00:22:23,248 --> 00:22:25,481
‫اینه که آرامشت رو فراهم کنن

479
00:22:25,483 --> 00:22:27,083
‫تا زمان مرگت فرا برسه

480
00:22:28,319 --> 00:22:30,119
‫واقعاً از شنیدنش متاسف شدم

481
00:22:35,293 --> 00:22:38,694
‫نزدیک‌ترین خویشاوند... ندارد

482
00:22:40,832 --> 00:22:42,932
‫واقعاً از شنیدن این موضوع هم متاسف شدم

483
00:22:46,604 --> 00:22:49,272
‫،ولی ببین روی چارت مامان من

484
00:22:49,274 --> 00:22:52,475
‫این قسمت، نزدیک‌ترین خویشاوند

485
00:22:52,477 --> 00:22:54,710
‫تو این قسمت اسم من نوشته شده

486
00:22:54,712 --> 00:22:57,346
‫کرولاین فوربز

487
00:22:57,348 --> 00:22:58,648
‫مامانم فقط من رو داره

488
00:23:24,575 --> 00:23:26,142
‫،میدونم تازه با هم آشنا شدیم

489
00:23:26,144 --> 00:23:27,810
‫ولی قرار نیست هیچی از این

490
00:23:27,812 --> 00:23:29,145
‫ملاقات رو یادت بمونه

491
00:23:42,126 --> 00:23:43,526
‫اگه طلسمت قراره

492
00:23:43,528 --> 00:23:46,262
‫،منو زهره ترک کنه
‫داره اثر میکنه

493
00:23:47,832 --> 00:23:49,865
‫آخ

494
00:23:51,035 --> 00:23:53,369
‫داری چیکار میکنی؟

495
00:23:59,177 --> 00:24:00,509
‫هیچی

496
00:24:04,215 --> 00:24:06,215
‫فقط دارم رو کنترل کردن خودم کار میکنم

497
00:24:09,887 --> 00:24:11,687
‫میتونم صدای وراجی‌های کای رو بشنوم

498
00:24:11,689 --> 00:24:13,055
‫چی میگه؟

499
00:24:13,057 --> 00:24:15,725
‫گفت... خیلی بد شد

500
00:24:15,727 --> 00:24:17,660
‫که شنوایی خوناشامی نداری

501
00:24:17,662 --> 00:24:19,795
‫دلیل اینکه ازم خوشت نمیاد رو
‫درک میکنم، میدونی؟

502
00:24:19,797 --> 00:24:22,231
‫شما مثل برادر بودین، یه دختر وارد قضیه میشه

503
00:24:22,233 --> 00:24:24,333
‫- داستان ناجور میشه
‫- ناجور نیست. اعصاب خورد کنه

504
00:24:24,335 --> 00:24:25,668
‫چون هوای منو داره؟

505
00:24:25,670 --> 00:24:28,037
‫آره، که به قیمت منطق و عقلش تموم شده

506
00:24:28,039 --> 00:24:30,740
‫اوه، بذار حدس بزنم...
‫تو هیچوقت همچین‌کاری رو واسه یه دختر نکردی

507
00:24:30,742 --> 00:24:32,241
‫ساکت

508
00:24:53,531 --> 00:24:54,663
‫خیلی‌خب

509
00:24:58,369 --> 00:25:00,736
‫خدا رو چه دیدی؟ داره جواب میده دیگه

510
00:25:10,193 --> 00:25:11,906
‫خب، به گمونم واسه یه درخواستی

511
00:25:11,907 --> 00:25:13,240
‫اینجا اومدی؟

512
00:25:13,242 --> 00:25:15,142
‫فقط اومدم ببینم امروز چیکاره بودی؟

513
00:25:15,144 --> 00:25:18,378
‫از سوالای بی‌جواب متنفرم و
‫تو چندتایی واسم گذاشته بودی

514
00:25:18,380 --> 00:25:21,114
‫مثل این سوال که از چه رازی
‫میخواستی محافظت کنی

515
00:25:21,116 --> 00:25:23,383
‫که اجازه دادی اون دغلکار مفلوک رو بکشم

516
00:25:23,385 --> 00:25:26,653
‫همونیکه تظاهر میکرد سارا سالواتوره‌ی
‫قوم و خویشته که خیلی وقته ازش خبری نیست

517
00:25:26,655 --> 00:25:28,021
‫پس، با پورشه‌ی قرمز خودت

518
00:25:28,023 --> 00:25:29,756
‫خیلی نامحسوس از خروجی چپل هیل

519
00:25:29,758 --> 00:25:32,626
‫تا اینجا تعقیبت کردم

520
00:25:32,628 --> 00:25:36,997
‫نمایشگاه عکاسی سارا... نلسون

521
00:25:36,999 --> 00:25:38,298
‫چه اهمیتی واست داره؟

522
00:25:38,300 --> 00:25:40,500
‫خب به نظر میرسه دیمن از

523
00:25:40,502 --> 00:25:42,302
‫چندتا از شاخه‌های درخت خانوادگیتون

524
00:25:42,304 --> 00:25:43,937
‫که ممکن بیشتر از شما دو تا باشه، بیخبره

525
00:25:43,939 --> 00:25:45,505
‫منو یه آدم قدیمی حساب کن، ولی...

526
00:25:45,507 --> 00:25:47,574
‫پرده از راز بین برادرها برمیدارم

527
00:25:47,576 --> 00:25:49,676
‫پس من میرم اسمت رو به سارا میگم و...

528
00:25:49,678 --> 00:25:52,613
‫اینکارو نکن

529
00:25:52,615 --> 00:25:55,115
‫چرا نمیخوای سارا نلسون رو ملاقات کنی؟

530
00:25:55,117 --> 00:25:57,517
‫این همه راه اومدی که کارهاش رو ببینی

531
00:25:57,519 --> 00:25:59,152
‫ازم میخوای چی بهت بگم، انزو؟

532
00:25:59,154 --> 00:26:01,288
‫اینکه اون دختر باهام نسبت داره؟

533
00:26:01,290 --> 00:26:03,924
‫،باشه. اون دختر زک سالواتوره‌ست

534
00:26:03,926 --> 00:26:06,760
‫که میشه برادرزاده‌ی من با ۴ نسل اختلاف

535
00:26:06,762 --> 00:26:08,895
‫بعد از اینکه دیمن مادرش رو کشت

536
00:26:08,897 --> 00:26:10,397
‫من جسدش رو به اورژانس بردم

537
00:26:10,399 --> 00:26:12,899
‫،واسه نجات جون سارا، سزارینش کردن

538
00:26:12,901 --> 00:26:14,701
‫ولی من این جزئیات کوچیک رو به دیمن نگفتم

539
00:26:14,703 --> 00:26:16,503
‫تا اینطوری بتونه یه زندگی خوب

540
00:26:16,505 --> 00:26:19,906
‫،توی یه خونه‌ی دنج داشته باشه
‫جائیکه احساس امنیت و دوست داشتن بکنه

541
00:26:22,678 --> 00:26:24,011
‫راز بزرگ من اینه

542
00:26:24,013 --> 00:26:26,213
‫چرا اینقدر اصرار داری نگهش داری؟

543
00:26:26,215 --> 00:26:27,881
‫میخوای به دیمن بگی ۱۸ سال گذشته رو

544
00:26:27,883 --> 00:26:29,950
‫داشتم بهش دروغ میگفتم، برو بگو
‫هیچ مشکلی نیست

545
00:26:29,952 --> 00:26:32,085
‫شاید ازم متنفر بشه.
‫یا شایدم متوجه بشه

546
00:26:32,087 --> 00:26:33,987
‫این بهترین کاری بوده که میتونستم در حق همه بکنم

547
00:26:33,989 --> 00:26:36,156
‫ولی در هرصورت، همین که بهش بگی

548
00:26:36,158 --> 00:26:38,992
‫دیگه هیچ عقده‌ای واست باقی نمیمونه

549
00:26:43,532 --> 00:26:45,632
‫- سلام
‫- فکر میکردم میای اینجا پیشم

550
00:26:45,634 --> 00:26:47,768
‫آره، وارد یه کل‌کل مناقصه‌ای

551
00:26:47,770 --> 00:26:49,102
‫سر یه قطعه‌ی هنری شدم

552
00:26:49,104 --> 00:26:50,837
‫چه جذاب. میشه بیای اینجا؟

553
00:26:50,839 --> 00:26:53,640
‫دارم یه آزمایش انجام میدم

554
00:26:53,642 --> 00:26:55,108
‫چجور آزمایشی؟

555
00:26:55,110 --> 00:26:58,278
‫اومدی اینجا نشونت میدم. فقط عجله کن

556
00:26:59,281 --> 00:27:00,380
‫میدونی چیه، رفیق؟

557
00:27:00,382 --> 00:27:02,015
‫میتونی اون قطعه‌ی هنری رو نگه داری

558
00:27:02,017 --> 00:27:05,285
‫عکاسی حوصله‌ام رو سر میبره
‫پیشنهادم رو پس میگیرم

559
00:27:31,747 --> 00:27:32,879
‫هی

560
00:27:34,283 --> 00:27:35,649
‫چطوری الان اینجایی؟

561
00:27:35,651 --> 00:27:37,150
‫طلسم غیب کردن جو

562
00:27:37,152 --> 00:27:39,886
‫اگه میتونی ما رو ببینی، یعنی تو هم غیب شدی

563
00:27:39,888 --> 00:27:41,288
‫زودباشید، باید از اینجا بریم

564
00:27:41,290 --> 00:27:43,256
‫حلقه‌ام، نابود شده

565
00:27:43,258 --> 00:27:44,925
‫کای ذوبش کرد

566
00:27:44,927 --> 00:27:46,760
‫- چی؟
‫- نه اینکه دلم بخواد تجدید دیدارتون رو کوتاه کنم

567
00:27:46,762 --> 00:27:49,329
‫ولی زمان طلسم داره تموم میشه

568
00:27:49,331 --> 00:27:51,431
‫خب، یه تونل‌هایی زیر مدرسه‌ست

569
00:27:51,433 --> 00:27:54,401
‫خوبه. موتورخونه، همین الان. زودباش

570
00:27:58,173 --> 00:27:59,306
‫خوبی؟

571
00:28:00,175 --> 00:28:01,375
‫خوبم

572
00:28:04,913 --> 00:28:06,480
‫راجع به چی حرف میزنی؟

573
00:28:06,482 --> 00:28:08,315
‫خودت گفته بودی قدرتت با لوک برابره

574
00:28:08,317 --> 00:28:10,817
‫خب، دروغ گفتم. اون قویتره

575
00:28:10,819 --> 00:28:11,819
‫پس فرار میکنیم

576
00:28:11,820 --> 00:28:12,853
‫کجا تایلر؟

577
00:28:12,855 --> 00:28:14,121
‫قبلاً اینکارو امتحان کردیم

578
00:28:14,123 --> 00:28:15,689
‫خانواده‌ام منو پیدا و زمینگیر میکنن

579
00:28:15,691 --> 00:28:16,923
‫اونا ازم میخوان ادغام شم

580
00:28:16,925 --> 00:28:18,625
‫باشه. پس برو

581
00:28:18,627 --> 00:28:20,660
‫- گم شو بابا
‫- جدی میگم، برو

582
00:28:20,662 --> 00:28:22,095
‫همین رو میخوای ازم بشنوی دیگه، درسته؟

583
00:28:22,097 --> 00:28:23,630
‫پس، برو. اگه همین رو میخوای

584
00:28:23,632 --> 00:28:24,632
‫سرت رو بنداز پایین و برگرد به محفلت

585
00:28:24,633 --> 00:28:25,799
‫من جلوت رو نمیگیرم

586
00:28:27,002 --> 00:28:29,035
‫میدونستم تو یه اشتباهی

587
00:28:29,037 --> 00:28:31,171
‫همه‌ی این رابطه یه اشتباه بود

588
00:28:31,173 --> 00:28:33,039
‫اشتباه نبود

589
00:28:36,378 --> 00:28:37,811
‫این رابطه یه اشتباه نبود

590
00:28:53,262 --> 00:28:54,461
‫به بابا زنگ زدم

591
00:28:56,198 --> 00:28:58,498
‫بهش گفتم نمیایم

592
00:28:58,500 --> 00:29:00,834
‫فکر میکردم تو فکر دنبال کردن سرنوشتتی

593
00:29:02,037 --> 00:29:06,072
‫نه اگه سرنوشتم با کشتن خواهرم برابر باشه

594
00:29:08,577 --> 00:29:10,544
‫بهت که گفتم، خودم عقل و شعور دارم

595
00:29:15,951 --> 00:29:17,651
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

596
00:29:19,054 --> 00:29:21,188
‫مخفی کردن ۳ تا آدم خیلی سخت‌تر
‫از مخفی کردن ۲ تاست

597
00:29:26,495 --> 00:29:27,561
‫چرا از بینیت داره خون میاد؟

598
00:29:27,563 --> 00:29:28,662
‫من یه حدسی دارم

599
00:29:30,098 --> 00:29:32,933
‫جادو سخته، مگه نه جو؟

600
00:29:44,225 --> 00:29:45,591
‫واقعاً متاسفم

601
00:29:45,593 --> 00:29:46,893
‫آبغوره نگیر

602
00:29:46,895 --> 00:29:49,295
‫،میخوام وقتی دهنش رو سرویس میکنم
‫منو ببینه

603
00:29:49,297 --> 00:29:51,097
‫حالا، از اینجا برو، باشه؟

604
00:30:00,642 --> 00:30:01,841
‫الینا کجاست؟

605
00:30:01,843 --> 00:30:04,944
‫ای بابا، بازی مخفی کردن آدم‌ها تموم شد؟

606
00:30:04,946 --> 00:30:06,679
‫فکر میکردم بازیمون سر همینه

607
00:30:16,991 --> 00:30:19,392
‫اوه، چه دردی بگیره

608
00:30:19,394 --> 00:30:22,228
‫حتماً میرم سراغش

609
00:30:22,230 --> 00:30:26,332
‫طلسم‌های مخفی کردن، تصورهای باطل
‫همشون یه قاعده دارن

610
00:30:32,774 --> 00:30:34,173
‫نه

611
00:30:47,755 --> 00:30:49,622
‫،حالا که مطمئن شدم ایجاد مشکل روانی چاره ساز شده

612
00:30:49,624 --> 00:30:51,223
‫واقعاً میتونیم ادغام رو انجام بدیم

613
00:30:51,225 --> 00:30:52,825
‫رویداد فلکی‌ای هست که به زودی اتفاق بیوفته

614
00:30:52,827 --> 00:30:54,026
‫و بهش علاقه مند باشی؟

615
00:30:54,028 --> 00:30:56,429
‫من که هلاکه...

616
00:31:08,009 --> 00:31:09,141
‫خوبم

617
00:31:17,652 --> 00:31:20,152
‫زودباش عزیزم، زودباش

618
00:31:25,193 --> 00:31:26,859
‫عمراً اگه بدونی چقدر از وقتی

619
00:31:26,861 --> 00:31:28,160
‫اشتها داشتم میگذره

620
00:31:29,297 --> 00:31:31,364
‫یک ساعت پیش، داشت از سرطان مغز میمُرد

621
00:31:31,366 --> 00:31:32,498
‫حالا نگاش کن

622
00:31:33,801 --> 00:31:36,302
‫بخند استفن، این خبر خوبیه

623
00:31:36,304 --> 00:31:38,537
‫خونم اثر کرده. اون کاملاً حالش خوبه

624
00:31:38,539 --> 00:31:41,240
‫به نظر زیادی آسون میاد

625
00:31:41,242 --> 00:31:42,675
‫آسون در مقابل چی؟

626
00:31:42,677 --> 00:31:44,210
‫خون خوناشام زخم چاقو رو طوری خوبی میکنه

627
00:31:44,212 --> 00:31:45,277
‫انگاری هیچوقت وجود نداشته

628
00:31:45,279 --> 00:31:46,679
‫همیشه آسونه، استفن

629
00:31:46,681 --> 00:31:48,648
‫به معنای واقعی کلمه جادوئه

630
00:31:48,650 --> 00:31:50,216
‫پس چرا هیچوقت حرفی راجع به اینکه

631
00:31:50,218 --> 00:31:51,617
‫خونمون سرطان رو درمان میکنه نشنیده بودم؟

632
00:31:51,619 --> 00:31:53,285
‫چون خوناشام‌ها زندگیشون رو صرف

633
00:31:53,287 --> 00:31:54,987
‫مُفتی شیفت وایسادن توی بیمارستان نمیکنن

634
00:31:54,989 --> 00:31:57,223
‫ببین، منم میخوام اینکار اثر کنه، خب؟

635
00:31:57,225 --> 00:31:59,725
‫استفن، من فقط...
‫ازت میخوام

636
00:31:59,727 --> 00:32:01,494
‫که باور کنی اثر میکنه

637
00:32:02,597 --> 00:32:04,230
‫یا حداقلش، اینو باور کنی که

638
00:32:04,232 --> 00:32:06,232
‫من باور دارم اثر میکنه

639
00:32:08,903 --> 00:32:11,904
‫میتونم ببینم که این باور رو داری

640
00:32:13,675 --> 00:32:15,241
‫پس منو ببر خونه پیش مامانم

641
00:32:24,719 --> 00:32:27,119
‫باشه. بریم خونه

642
00:32:28,923 --> 00:32:29,923
‫خیلی‌خب

643
00:32:34,262 --> 00:32:36,262
‫خیلی‌خب

644
00:32:36,264 --> 00:32:37,530
‫آروم

645
00:32:42,503 --> 00:32:45,604
‫چیه؟ مشکل چیه؟ در نیومد؟

646
00:32:45,606 --> 00:32:47,406
‫- چیه؟
‫- حتماً هنوز یه مقداری خورده چوب

647
00:32:47,408 --> 00:32:49,608
‫تو قلبم گیر کرده

648
00:32:49,610 --> 00:32:51,944
‫چی؟ نه، نه، نه، نه

649
00:32:53,347 --> 00:32:55,548
‫هی، منو نگاه کن. درش میارم

650
00:32:55,550 --> 00:33:00,653
‫اگه هرحرفی... واسه زدن داری، هرحرفی...

651
00:33:00,655 --> 00:33:01,787
‫چی؟ پیداش میکنم الینا

652
00:33:03,391 --> 00:33:05,658
‫الان وقتشه

653
00:33:05,660 --> 00:33:06,660
‫یالا

654
00:33:15,636 --> 00:33:17,069
‫خدایی؟

655
00:33:17,071 --> 00:33:18,204
‫آره

656
00:33:19,340 --> 00:33:24,276
‫قدیمی‌ترین حقه‌ی تو کتاب‌ها

657
00:33:38,593 --> 00:33:39,925
‫چه به موقع اومدین

658
00:33:42,363 --> 00:33:44,730
‫الینا، حالت خوبه؟

659
00:33:50,438 --> 00:33:52,605
‫هیچوقت اینقدر سرزنده نبودم

660
00:34:12,783 --> 00:34:14,516
‫چه چیز کار ساراست

661
00:34:14,518 --> 00:34:16,618
‫که من اینقدر به طور منحصر به فردی
‫جذاب میبینمش؟

662
00:34:16,620 --> 00:34:18,687
‫،شاید بخاطر اینه که یه مقداری تاریکه

663
00:34:18,689 --> 00:34:21,056
‫یه حالت بیمارگونه‌ای درش نهفته‌ست

664
00:34:21,058 --> 00:34:23,191
‫باید یه چیز اصل و نسبی باشه

665
00:34:23,193 --> 00:34:25,327
‫خانواده‌اش یکمی غیرمتعارفن

666
00:34:25,329 --> 00:34:28,229
‫عموش، عموی بزرگش در واقع از چهارمین نسل

667
00:34:28,231 --> 00:34:30,899
‫یه جامعه ستیز لعنتیه

668
00:34:30,901 --> 00:34:33,301
‫- چهارمین نسل؟
‫- خیلی پیره

669
00:34:33,303 --> 00:34:34,769
‫چند دفعه سعی کرد منو بکشه

670
00:34:34,771 --> 00:34:36,905
‫یه بار هم موفق شد

671
00:34:36,907 --> 00:34:38,740
‫همین اواخر، منو به کام مرگ کشوند

672
00:34:38,742 --> 00:34:41,242
‫که منجر به چند روزی شکنجه شد

673
00:34:41,244 --> 00:34:42,711
‫،اونجا که بودم

674
00:34:42,713 --> 00:34:45,447
‫با یه میله‌ی آتیشی داغ توسط

675
00:34:45,449 --> 00:34:47,248
‫یه آدمی به اسم تد سیخ زده میشدم

676
00:34:47,250 --> 00:34:48,750
‫و با همه‌ی اینا دهنم رو بسته نگه داشته بودم

677
00:34:48,752 --> 00:34:50,118
‫و از درد لذت میبردم

678
00:34:50,120 --> 00:34:51,953
‫،اگه در جریان گذشته‌ی من بودی

679
00:34:51,955 --> 00:34:55,123
‫متوجه میشدی که این شکنجه‌ها...

680
00:34:55,125 --> 00:34:57,258
‫چه خاطرات ناخوشایندی رو به یادم آورد

681
00:34:57,260 --> 00:34:59,594
‫اون موقع بود که نقشه و توطئه‌ی انتقامم رو شروع کردم

682
00:35:00,831 --> 00:35:03,598
‫خب، میبینم که شراب مجانی
‫خیلی روتون تاثیر گذاشته

683
00:35:05,168 --> 00:35:10,305
‫بهترین انتقام، صبره. کِشت ـه

684
00:35:14,911 --> 00:35:17,412
‫فقط اینکه کسی متوجهش نمیشه
‫تا وقتیکه دیگه کار از کار گذشته

685
00:35:21,818 --> 00:35:23,451
‫ولی بیخیال این صحبت‌ها

686
00:35:23,453 --> 00:35:24,819
‫حالا یه لطفی بکن و کمکم کن

687
00:35:24,821 --> 00:35:26,755
‫این عکس‌ها رو بسته بندی کنیم، باشه؟

688
00:35:41,304 --> 00:35:44,906
‫مطمئنی که با یه مهمون بیهوش مشکلی نداری؟

689
00:35:44,908 --> 00:35:46,141
‫آره

690
00:35:46,143 --> 00:35:47,509
‫اگه اینکار بهت زمان کافی

691
00:35:47,511 --> 00:35:49,310
‫واسه برگشتن به قالب مبارزت رو بده
‫مشکلی نیست

692
00:35:49,312 --> 00:35:51,813
‫خب، با فرض اینکه تا فردا

693
00:35:51,815 --> 00:35:53,515
‫،دزدیده نشم

694
00:35:53,517 --> 00:36:00,955
‫شاید بتونیم... دوباره برنامه اون شام رو بچینیم؟

695
00:36:00,957 --> 00:36:02,290
‫میدونی، نمیدونم والا

696
00:36:02,292 --> 00:36:03,725
‫منظورم اینه، هر دفعه سعی میکنیم بریم سر قرار

697
00:36:03,727 --> 00:36:06,127
‫،دزدیده میشیم، من به یه دنیای زندان فرستاده میشم

698
00:36:06,129 --> 00:36:07,962
‫یا احساسات تو با نفوذ ذهنی از بین میره

699
00:36:07,964 --> 00:36:10,031
‫فقط... نمیدونم بالاخره...

700
00:36:10,033 --> 00:36:11,933
‫،میخوای همینجوری عنق بازی دربیاری

701
00:36:11,935 --> 00:36:13,615
‫یا میذاری به شام دعوتت کنم؟

702
00:36:15,238 --> 00:36:17,071
‫به گمونم فردا سر در میاریم

703
00:36:19,042 --> 00:36:20,675
‫اگه بخوای میتونم کمکت کنم اونو تمیزش کنی

704
00:36:20,677 --> 00:36:22,677
‫یه واحد آمونیاک، دو واحد نرم‌کننده گوشت

705
00:36:22,679 --> 00:36:23,978
‫ضدعفونی‌کننده درست کردی؟

706
00:36:23,980 --> 00:36:25,413
‫از یه ذره خون نمیترسم

707
00:36:31,354 --> 00:36:34,422
‫چی بهت گفتم؟ نگهدارنده‌ست

708
00:36:38,361 --> 00:36:41,029
‫میدونی، فکر میکنم

709
00:36:41,031 --> 00:36:42,697
‫از پس این قضیه بر میاد

710
00:36:45,602 --> 00:36:48,269
‫جو به اندازه کافی قوی نیست، ریک

711
00:36:48,271 --> 00:36:49,904
‫دروغ نمیگه

712
00:36:49,906 --> 00:36:51,906
‫نه، نه، نه منم نمیگم داره دروغ میگه

713
00:36:52,943 --> 00:36:54,375
‫کای یه طلسم در اندازه‌ی

714
00:36:54,377 --> 00:36:56,044
‫میستیک فالزو به خودش جذب کرده، ریک

715
00:36:56,046 --> 00:36:57,579
‫بازی رو عوض کرده

716
00:36:57,581 --> 00:37:00,415
‫ببین، ما کای رو بی‌حرکت و بیهوش کردیم

717
00:37:00,417 --> 00:37:02,584
‫فقط باید صبرکنیم که جادویی که دزدیده از بین بره

718
00:37:02,586 --> 00:37:03,852
‫و بعدش جو شکستش میده

719
00:37:03,854 --> 00:37:05,720
‫- خب، نمیتونه
‫- خب، مجبوره

720
00:37:07,624 --> 00:37:08,756
‫شکستش میده

721
00:37:11,962 --> 00:37:13,728
‫خب، باشه پس

722
00:37:13,730 --> 00:37:16,364
‫مینوشیم سلامتی زنی که تصمیمات

723
00:37:16,366 --> 00:37:19,400
‫احمقانه‌ی داغون میگیره و...

724
00:37:19,402 --> 00:37:21,035
‫واسشون از جون مایه میذاره

725
00:37:36,319 --> 00:37:38,820
‫پس، اگه سارا دختره زکه...

726
00:37:38,822 --> 00:37:41,055
‫پس یعنی تو عمو استفنی؟

727
00:37:41,057 --> 00:37:42,790
‫من رازی رو بهت گفتم

728
00:37:42,792 --> 00:37:45,693
‫که ۱۸ ساله پیش خودم نگهش داشتم
‫و تو نگران این موضوعی

729
00:37:45,695 --> 00:37:47,729
‫نه، فکر میکنم این یه بزرگ‌منشی بی‌نظیره

730
00:37:47,731 --> 00:37:49,631
‫که این همه سال حواست بهش بوده

731
00:37:49,633 --> 00:37:51,165
‫،و اون آدم خوش شانسیِ که تو رو توی زندگیش داره

732
00:37:51,167 --> 00:37:53,835
‫حتی اگه روحشم خبر نداشته باشه

733
00:37:53,837 --> 00:37:56,271
‫هی، خب میدونم نیازی به گفتن نیست

734
00:37:56,273 --> 00:37:57,672
‫ولی ازت ممنون میشم اگه...

735
00:37:57,674 --> 00:37:59,607
‫رازت بین خودمون میمونه استفن

736
00:38:00,710 --> 00:38:02,043
‫ممنونم

737
00:38:02,045 --> 00:38:03,912
‫نه، من ازت ممنونم

738
00:38:03,914 --> 00:38:05,813
‫ممنون که امروز باهام اومدی

739
00:38:05,815 --> 00:38:09,183
‫و سیستم صوتی مامانم رو دوباره سیمکشی کردی

740
00:38:09,185 --> 00:38:11,753
‫و ممنون بخاطر اینکه باهام

741
00:38:11,755 --> 00:38:12,954
‫،مثل یه آدم دیونه رفتار نکردی
‫چون تو این چند روز گذشته

742
00:38:12,956 --> 00:38:14,522
‫همچین حسی داشتم

743
00:38:25,068 --> 00:38:26,501
‫پس ممنونم

744
00:38:31,207 --> 00:38:32,974
‫برام آرزوی موفقیت کن

745
00:38:47,190 --> 00:38:48,790
‫هی، اومدی

746
00:38:48,792 --> 00:38:50,758
‫میخواستیم یه فیلم دیگه نگاه کنیم

747
00:38:50,760 --> 00:38:52,026
‫دوک چطور بود، عزیزم؟

748
00:38:52,028 --> 00:38:55,163
‫خوب بود، خیلی خوب بود

749
00:38:56,166 --> 00:38:57,899
‫ممنون که پیشش موندی، مت

750
00:38:57,901 --> 00:39:00,668
‫خواهش میکنم، به زودی میبینمتون کلانتر

751
00:39:00,670 --> 00:39:03,838
‫- میبینمت مت، خدافظ
‫- خدافظ

752
00:39:03,840 --> 00:39:04,973
‫خدافظ

753
00:39:10,647 --> 00:39:13,881
‫خب، من اون متخصص توی دوک رو امروز دیدم

754
00:39:15,852 --> 00:39:18,186
‫و گفت دکترهات

755
00:39:18,188 --> 00:39:20,455
‫دارن همه‌ی کارها رو درست انجام میدن

756
00:39:23,326 --> 00:39:25,259
‫و همچنین گفت که کاری از دستشون

757
00:39:25,261 --> 00:39:27,862
‫واسه درمان کردن تو برنمیاد

758
00:39:30,900 --> 00:39:32,900
‫این فقط نظر یه دکتره

759
00:39:32,902 --> 00:39:36,871
‫منتظر موندن واسه نظرات پزشکی بیشتر

760
00:39:36,873 --> 00:39:38,606
‫این قضیه رو تغییر نمیده

761
00:39:41,478 --> 00:39:42,777
‫تو داری میمیری مامان

762
00:39:44,414 --> 00:39:46,214
‫و گزینه‌ای پیش رومون نیست

763
00:39:48,952 --> 00:39:50,551
‫که واسه همین امروز خونم رو

764
00:39:50,553 --> 00:39:52,420
‫به یه بیمار سرطانی دادم

765
00:39:54,090 --> 00:39:55,590
‫و شفاش دادم

766
00:39:57,560 --> 00:40:02,697
‫داشت میمرد و خون من شفاش داد

767
00:40:06,069 --> 00:40:10,705
‫،ببین، من فناناپذیرم و تو نیستی

768
00:40:10,707 --> 00:40:13,941
‫و همیشه میدونستم
‫،که یه روزی قراره از دستت بدم

769
00:40:13,943 --> 00:40:16,911
‫ولی الان آماده‌ی از دست دادنت نیستم

770
00:40:18,481 --> 00:40:22,717
‫باید واسه فارغ التحصیلی از کالجم اینجا باشی

771
00:40:22,719 --> 00:40:24,552
‫باید راجع به

772
00:40:24,554 --> 00:40:27,388
‫چیدمان گل‌های عروسیم باهام جر و بحث کنی

773
00:40:27,390 --> 00:40:30,158
‫تو باید سال‌های سال به ارزش

774
00:40:30,160 --> 00:40:32,727
‫شام‌های تولد و کریسمس‌ها

775
00:40:32,729 --> 00:40:36,030
‫قایق سواری زنده بمونی

776
00:40:36,032 --> 00:40:37,532
‫من همه اینا رو میخوام

777
00:40:38,902 --> 00:40:43,071
‫،ازت میخوام بخاطر من زندگی کنی

778
00:40:43,073 --> 00:40:44,572
‫،و میدونم که این خودخواهیه

779
00:40:44,574 --> 00:40:47,241
‫ولی... واقعیته

780
00:40:50,780 --> 00:40:52,447
‫منم اینو میخوام، عزیزم

781
00:40:58,855 --> 00:41:00,154
‫خیلی‌خب

782
00:41:47,403 --> 00:41:51,005
‫من کمک... کمکم کنید

783
00:41:51,875 --> 00:41:53,808
‫همه‌چی درست میشه

784
00:41:54,000 --> 00:41:56,000
‫Arian Drama, Sorrow مترجمین

785
00:41:56,000 --> 00:41:58,000
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫WwW.TinyMoviez.Co

786
00:41:58,000 --> 00:42:00,000
‫تیم ترجمه ایران فیلم
‫::IranFilm.Net::..

787
00:42:00,000 --> 00:42:02,000
‫با من در ارتباط باشید
‫FB.CoM/Arian.Dramaa

