‫﻿۱
00:00:01,189 --> 00:00:02,834
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,835 --> 00:00:05,115
‫نمیدونم چی بودیم یا
‫،چی قراره باشیم

3
00:00:05,116 --> 00:00:07,590
‫ولی هیچوقت تا این حد
‫احساس سرزندگی نکردم

4
00:00:09,079 --> 00:00:12,466
‫،طبق رسم محفلمون
‫دوقلوها بعد از تولد ۲۲ سالگیشون

5
00:00:12,467 --> 00:00:15,122
‫- قدرتشون رو ادغام میکنن
‫- اونی که ضعیفتره میمیره

6
00:00:15,123 --> 00:00:17,295
‫یه راهی پیدا میکنم.
‫نمیذارم بمیری

7
00:00:17,828 --> 00:00:19,863
‫ازت بابت نابود کردن دوستیمون متنفرم

8
00:00:19,864 --> 00:00:21,726
‫و فکر میکنم که من لیاقتم
‫بهتر از اینا باشه

9
00:00:21,727 --> 00:00:22,999
‫من پیشش نبودم

10
00:00:23,000 --> 00:00:26,576
‫کارولاین بهم نیاز داشت
‫و من هم فرار کردم

11
00:00:27,033 --> 00:00:29,534
‫،تو داری می میری مامان
‫و ما هم چاره ی دیگه ای نداریم

12
00:00:29,535 --> 00:00:33,406
‫برای همینم من خون‌ام رو به یه
‫بیمار سرطانی دادم و خوبش کردم

13
00:00:33,807 --> 00:00:36,492
‫الان آمادگی از دست دادنت رو ندارم

14
00:00:36,493 --> 00:00:39,784
‫ازت میخوام بخاطر من زندگی کنی

15
00:00:39,786 --> 00:00:41,569
‫همه چیز روبراه میشه

16
00:02:08,506 --> 00:02:11,575
‫- کارولاین فوربز
‫- کالین؟

17
00:02:12,045 --> 00:02:15,278
‫- چه بلایی سرم آوردی؟
‫- چی؟

18
00:02:21,000 --> 00:02:22,510
‫- سلام
‫- سلام

19
00:02:22,511 --> 00:02:23,724
‫مامانم هنوز خوابه

20
00:02:23,725 --> 00:02:24,992
‫- بیدارش نکن
‫- چی شدش؟

21
00:02:24,993 --> 00:02:26,493
‫نمیدونم

22
00:02:26,494 --> 00:02:27,962
‫وقتی تو دوک از پیشش اومدیم
‫که حالش خوب بود. یادته؟

23
00:02:27,963 --> 00:02:30,231
‫داشت میدوید و دردی نداشت

24
00:02:30,232 --> 00:02:32,700
‫و تمام غذاهای حال‌بهم‌زن
‫توی دستگاه غذافروشی رو دولُپی میخورد

25
00:02:32,701 --> 00:02:34,834
‫آره؟ خب واضحاً الان حالش خوب نیست

26
00:02:34,836 --> 00:02:36,370
‫صبرکن. فکر میکردم بعد اینکه خون
‫خودت رو بهش دادی

27
00:02:36,371 --> 00:02:37,972
‫کاری کردی که همه چیز رو فراموش کنه

28
00:02:37,973 --> 00:02:40,707
‫- چطوری پیدات کرد؟
‫- نمیدونم

29
00:02:42,834 --> 00:02:45,645
‫اگه این خون اصلا مال خودش نباشه چی؟

30
00:02:47,614 --> 00:02:50,217
‫احتمالش هست که مامانت این
‫خونه رو به اسم تو کرده باشه؟

31
00:02:50,218 --> 00:02:51,485
‫نمیدونم. شاید

32
00:02:51,486 --> 00:02:54,021
‫مدام آشفته و دستپاچه ست

33
00:02:54,022 --> 00:02:56,556
‫و میگه که باید کارهاش رو مرتب کنه وگرنه...

34
00:03:08,535 --> 00:03:11,238
‫اون یه خون‌آشامه

35
00:03:11,239 --> 00:03:14,341
‫که یعنی بعد اینکه خونت رو به خوردش دادی...

36
00:03:14,342 --> 00:03:16,042
‫اون مُرد

37
00:03:17,427 --> 00:03:22,426
‫« تـرجمـه از پـدرام و آریـن »
‫:: Arian Drama & Pedi.Bi ::..

38
00:03:28,889 --> 00:03:31,625
‫ماشین حساب. ماشین حساب

39
00:03:31,626 --> 00:03:34,169
‫ماشین حساب کجاست؟

40
00:03:34,996 --> 00:03:38,379
‫معلومه. زیر قاتل سریالی شیطانی

41
00:03:45,800 --> 00:03:47,200
‫- سلام
‫- سلام

42
00:03:47,441 --> 00:03:49,009
‫ساندویچ میخوری؟

43
00:03:49,010 --> 00:03:52,379
‫نمیتونم. برای شیفت داوطلبانه ام
‫توی بیمارستان دیر کردم

44
00:03:52,380 --> 00:03:53,747
‫خیلی خب

45
00:03:53,748 --> 00:03:54,948
‫این جدیده

46
00:03:54,949 --> 00:03:58,017
‫آره. جو برام یه حلقه ی روز
‫جدید درست کرده

47
00:03:58,018 --> 00:03:59,686
‫- خوشت میاد؟
‫- بستگی داره. کار میکنه؟

48
00:03:59,687 --> 00:04:01,354
‫خب من الان اینجام دیگه. مگه نه؟

49
00:04:01,355 --> 00:04:03,389
‫آره، داخل زیر سایه

50
00:04:03,390 --> 00:04:06,125
‫میدونم همه به جادوی جو شک دارن

51
00:04:06,126 --> 00:04:07,861
‫ولی اون یه ماه کامل برای قویتر شدن

52
00:04:07,862 --> 00:04:09,929
‫،و برنده‌ شدن ادغام با کای داره

53
00:04:09,930 --> 00:04:12,432
‫برای همین یه مقدار حمایت
‫کسی رو نمیکشه

54
00:04:12,433 --> 00:04:14,270
‫صحبت کشتن آدما شد

55
00:04:17,003 --> 00:04:18,771
‫هنوزم داری گوسفند میشمری

56
00:04:18,772 --> 00:04:21,407
‫یا حالا هر خواب دیگه‌ای
‫که شما آدمای روانی می بینین؟

57
00:04:21,408 --> 00:04:22,475
‫ببین. آلاریک از شهر خارج شده

58
00:04:22,476 --> 00:04:25,578
‫تا یه چیز جادویی برای کمک به جو بیاره

59
00:04:25,579 --> 00:04:29,982
‫،و کار تو هم مراقبت از کای هستش
‫نه خفه کردنش با یه بالشت

60
00:04:29,983 --> 00:04:31,250
‫خیلی خب

61
00:04:31,251 --> 00:04:32,785
‫،و اگه شروع کرد به مسخره بازی

62
00:04:32,786 --> 00:04:34,320
‫فقط ۵۰ میلیگرم پنتوباربیتال بهش بده

63
00:04:34,321 --> 00:04:36,321
‫وقتی ادای دکترها رو در میاری خیلی بامزه ای

64
00:04:37,782 --> 00:04:40,792
‫این رو فراموش کردی

65
00:04:44,030 --> 00:04:45,798
‫امشب که احیانا وقتت آزاد نیست؟

66
00:04:45,799 --> 00:04:48,501
‫چون من یه رستوران ایتالیایی میشناسم

67
00:04:48,502 --> 00:04:51,804
‫که بادمجون‌هاش انقدر خوبن
‫که درواقع فکر میکنی داری آدم میخوری

68
00:04:51,805 --> 00:04:55,173
‫منم به طرز عجیبی به بادمجون علاقه دارم

69
00:04:55,175 --> 00:04:56,809
‫- عالیه
‫- ایول!

70
00:04:56,810 --> 00:04:58,611
‫و دارم به این فکر میکنم که شاید بعدش

71
00:04:58,612 --> 00:05:00,346
‫بتونیم یه سر بریم سینما

72
00:05:00,347 --> 00:05:01,814
‫که دارن یه فیلم پرجلوه فرانسوی پخش میکنن

73
00:05:01,815 --> 00:05:03,816
‫من فرانسوی بلد نیستم، دیمن

74
00:05:03,817 --> 00:05:05,751
‫نه برای اینکه فیلم رو ببینیم خنگه

75
00:05:05,752 --> 00:05:09,187
‫میریم اون پشت قایم میشیم و
‫طرف ملت پاپکورن پرت میکنیم

76
00:05:12,758 --> 00:05:16,195
‫صبرکن. ما قبلا هم یه قرار
‫اینطوری داشتیم. مگه نه؟

77
00:05:16,196 --> 00:05:18,998
‫دیمن، این تقلبه. باشه؟

78
00:05:18,999 --> 00:05:20,666
‫تو همه چیز رو راجع به من میدونی

79
00:05:20,667 --> 00:05:23,102
‫تقلب؟ تقلب یعنی پاک کردن اون
‫همه خاطرات خوب باهم بودن

80
00:05:23,103 --> 00:05:25,504
‫- این اسمش تقلبه
‫- جدی میگم

81
00:05:25,505 --> 00:05:27,139
‫،ببین. اگه قراره اینکارو بکنیم

82
00:05:27,140 --> 00:05:30,009
‫نمیتونیم رابطه ی قبلیمون رو ادامه بدیم

83
00:05:30,010 --> 00:05:32,311
‫چون من هیچی ازش یادم نمیاد

84
00:05:32,312 --> 00:05:33,512
‫متوجهم

85
00:05:33,513 --> 00:05:37,950
‫- از کجا میخوای شروع کنی؟
‫- از اول

86
00:05:37,951 --> 00:05:40,119
‫ساعت ۶ کارم تموم میشه.
‫میتونی اون موقع بیای دنبالم

87
00:05:40,120 --> 00:05:41,720
‫- باشه
‫- خیلی خب

88
00:05:41,721 --> 00:05:43,222
‫- ایول
‫- ایول

89
00:05:43,223 --> 00:05:44,723
‫خوبه

90
00:05:44,724 --> 00:05:47,091
‫- خدافظ
‫- خدافظ

91
00:05:50,963 --> 00:05:54,232
‫آتلانتیس یا

92
00:05:54,233 --> 00:05:57,002
‫دریای آسایش چطوره؟

93
00:05:57,003 --> 00:05:59,438
‫- روی ماه؟
‫- اوهوم

94
00:05:59,439 --> 00:06:02,340
‫شنیدم جای قشنگیه.
‫خیلی... آرومه

95
00:06:03,543 --> 00:06:06,645
‫جدی میگم. یه جای واقعی رو انتخاب کن

96
00:06:06,646 --> 00:06:08,580
‫چرا باید تعطیلات بهاری رو جایی

97
00:06:08,581 --> 00:06:11,383
‫غیر از روی این تخت کوچیک بگذرونیم؟

98
00:06:11,384 --> 00:06:15,887
‫که احتمالاً بهتره امروز ازش بیرون بریم

99
00:06:18,057 --> 00:06:19,524
‫ولش کن

100
00:06:19,525 --> 00:06:21,960
‫- الیویا، خونه ای؟
‫- الیویا؟

101
00:06:21,961 --> 00:06:23,962
‫خدای من. خیلی زود اومده

102
00:06:23,963 --> 00:06:25,230
‫کی زود اومده؟

103
00:06:25,231 --> 00:06:26,798
‫عزیزم، باباتم

104
00:06:26,799 --> 00:06:28,266
‫بیا اینو بگیر بپوش

105
00:06:28,267 --> 00:06:29,668
‫باباته؟
‫اون اینجا چکار میکنه؟

106
00:06:29,669 --> 00:06:32,103
‫میخواد من و لوک رو ببره شام

107
00:06:32,104 --> 00:06:33,604
‫قایم شو!

108
00:06:35,340 --> 00:06:39,210
‫بابا، سلام! فکر میکردم قراره
‫یکم دیرتر بیای اینجا

109
00:06:39,211 --> 00:06:41,346
‫خب آره، ولی میخواستم یه مقدار

110
00:06:41,347 --> 00:06:42,814
‫بیشتر با دخترم وقت بگذرونم

111
00:06:44,950 --> 00:06:46,450
‫تولدت مبارک

112
00:06:49,120 --> 00:06:50,721
‫ممنون

113
00:06:54,292 --> 00:06:56,127
‫دُز "فنتانیل" خانم مورفی رو تنظیم کردم

114
00:06:56,128 --> 00:06:58,095
‫حواست بهش باشه.
‫ممنون

115
00:07:19,318 --> 00:07:21,986
‫اعلام مرگ بکنم؟

116
00:07:21,987 --> 00:07:24,622
‫زمان مرگ... معلوم نیست

117
00:07:24,623 --> 00:07:26,991
‫خب خبر خوش اینه که

118
00:07:26,992 --> 00:07:29,760
‫من بدون اینکه یهو آتیش بگیرم
‫از جلوی دانشگاه رد شدم

119
00:07:29,761 --> 00:07:30,828
‫پس اینم یه نکته مثبته

120
00:07:31,963 --> 00:07:33,489
‫کمک میخوام

121
00:07:37,435 --> 00:07:40,571
‫به دوک گفتم
‫سابقه پزشکی کالین رو بفرسته

122
00:07:40,572 --> 00:07:43,641
‫این یه اسکن از سرشه
‫که اوایل هفته انجام داده

123
00:07:43,642 --> 00:07:45,943
‫این یکی...

124
00:07:45,944 --> 00:07:48,179
‫ده دقیقه پیش همینجا گرفته شده

125
00:07:48,180 --> 00:07:49,947
‫این نقاط قرمز رو می بینین؟

126
00:07:49,948 --> 00:07:52,683
‫،خب، من دکتر نیستم
‫ولی کار این یارو تموم شده ست

127
00:07:52,684 --> 00:07:54,785
‫پس خون شفاش نداد

128
00:07:54,786 --> 00:07:58,155
‫به سرطانش سرعت داد و کُشتش

129
00:07:58,156 --> 00:08:00,624
‫برای همین من الان یه بیمار
‫سرطانی مرحله ۱۰ دارم

130
00:08:00,625 --> 00:08:02,059
‫که البته وجود خارجی نداره

131
00:08:02,060 --> 00:08:05,369
‫به شدت مریضه و خون‌آشامم هست

132
00:08:05,370 --> 00:08:06,664
‫که یعنی احساساتش شدیدتر شدن

133
00:08:06,665 --> 00:08:08,298
‫و نمیتونه بمیره

134
00:08:08,299 --> 00:08:09,767
‫هی، بهتون برنخوره
‫ولی میشه یکی بهم بگه

135
00:08:09,768 --> 00:08:11,035
‫چرا گفتین بیام اینجا تا به داستان

136
00:08:11,036 --> 00:08:13,636
‫کالین، خون‌آشام سرطانی" گوش بدم؟"

137
00:08:13,638 --> 00:08:17,306
‫چون کارولاین دیشب خون‌اش رو بهم داد

138
00:08:17,308 --> 00:08:19,744
‫پس یه همچین بلایی
‫سر من هم باید بیاد

139
00:08:34,891 --> 00:08:37,360
‫- سلام
‫- خبری نشد؟

140
00:08:37,361 --> 00:08:40,677
‫نه، هنوز نه.
‫یه مقدار خارج از حوزه تخصصی جو ـه

141
00:08:41,994 --> 00:08:43,737
‫میدونستی کارولاین

142
00:08:43,738 --> 00:08:45,604
‫میخواست به مامانش
‫خون خون‌آشامی بده؟

143
00:08:45,606 --> 00:08:47,806
‫آره. وقتی حال کالین رو
‫خوب کرد خودم اونجا بودم

144
00:08:47,808 --> 00:08:50,343
‫،و بعدش رفتی
‫و بعدش کالین مرد

145
00:08:50,344 --> 00:08:54,614
‫پس در اصل خوبش نکرد.
‫نتیجه اش برعکس بود

146
00:08:54,615 --> 00:08:56,448
‫کارولاین تقریبا قانع شده بود
‫که این راه جواب میده

147
00:08:56,450 --> 00:08:58,952
‫آره، ولی تو قانع نشده بودی، استفن

148
00:08:58,953 --> 00:09:01,888
‫تو الان ۱۶۵ سالته

149
00:09:01,889 --> 00:09:04,257
‫تو بعنوان بهیار توی
‫بیمارستان ها کار کردی

150
00:09:04,258 --> 00:09:07,794
‫پس این یعنی توی درمان
‫سرطان‌های ماورائی متخصصم!

151
00:09:07,795 --> 00:09:09,829
‫فقط ای کاش تحقیق بیشتری میکردی

152
00:09:09,830 --> 00:09:12,665
‫یا یه روز دیگه صبر میکردی

153
00:09:12,666 --> 00:09:14,267
‫چون وقتی دیمن مرد تو خیلی

154
00:09:14,268 --> 00:09:17,000
‫عاقلانه فکر میکردی، مگه نه؟

155
00:09:17,001 --> 00:09:19,639
‫مادرش آخر خطه

156
00:09:19,640 --> 00:09:21,340
‫ندیدی وقتی فکر میکرد
‫ممکنه یه راهی باشه

157
00:09:21,341 --> 00:09:23,810
‫که بتونه مادرش رو نجات بده
‫چه امیدی توی چشماش موج میزد

158
00:09:23,811 --> 00:09:26,648
‫و من نمیخواستم این امید رو ازش بگیرم

159
00:09:32,702 --> 00:09:34,220
‫امم...

160
00:09:34,221 --> 00:09:36,121
‫جو یه فکری داره

161
00:09:39,125 --> 00:09:41,626
‫،از لحاظ پزشکی
‫این بهترین گزینه ی ماست

162
00:09:41,628 --> 00:09:43,195
‫،اگه مشکل از خون خون‌آشام باشه

163
00:09:43,196 --> 00:09:45,798
‫اونوقت انتقال خون انسان بهش

164
00:09:45,799 --> 00:09:48,667
‫ممکنه باعث بهبود وضعیتش بشه

165
00:09:48,668 --> 00:09:51,904
‫همچین مطمئن حرف نمیزنی دکتر

166
00:09:51,905 --> 00:09:54,340
‫ببین، ما الان با یه وضعیت
‫ناشناخته رو به رو هستیم

167
00:09:54,341 --> 00:09:56,008
‫ولی این صرفا یه مشکل
‫پزشکی نیست، دیمن

168
00:09:56,009 --> 00:09:57,743
‫یه مشکل جادویی هم هست

169
00:09:57,744 --> 00:10:00,412
‫خب پس تو دیگه مهارت خاصی
‫در این زمینه داری

170
00:10:00,413 --> 00:10:02,314
‫چون دکتر جادوگر هستی

171
00:10:02,315 --> 00:10:05,818
‫حالا به جادوی من باور کردی.
‫دمت گرم

172
00:10:05,819 --> 00:10:07,519
‫متاسفانه این فراتر

173
00:10:07,520 --> 00:10:09,321
‫از هر قابلیت جادوگری ای
‫هستش که من ازش خبر دارم

174
00:10:09,322 --> 00:10:12,358
‫ولی اگه نقشه ی بهتری داری

175
00:10:12,359 --> 00:10:13,774
‫من سراپا گوشم

176
00:10:15,578 --> 00:10:17,629
‫چرا بهم گفتی تولدت دو هفته ی دیگه ست؟

177
00:10:17,630 --> 00:10:20,032
‫تا دقیقا جلوی همچین
‫گفتگویی گرفته بشه

178
00:10:20,033 --> 00:10:22,067
‫خط چشمم خیلی پررنگه؟

179
00:10:22,068 --> 00:10:23,502
‫اگه تو و لوک ۲۲ سالتونه

180
00:10:23,503 --> 00:10:24,870
‫این یعنی اینکه برای ادغام
‫به اندازه کافی بزرگ هستین

181
00:10:24,871 --> 00:10:26,371
‫واسه‌همین من و لوک میخوایم

182
00:10:26,372 --> 00:10:28,307
‫از قدرت متقاعدسازی شگفت‌انگیزمون
‫استفاده کنیم

183
00:10:28,308 --> 00:10:30,966
‫و کاری کنیم بابا فکر کنه
‫جو قدرت شکست کای رو داره

184
00:10:30,967 --> 00:10:33,455
‫و دیگه من و لوک لازم نیست ادغام بشیم

185
00:10:35,013 --> 00:10:36,481
‫تو آرایشت خیلی غلیظه

186
00:10:36,482 --> 00:10:37,816
‫و اونم نباید اینجا باشه

187
00:10:37,817 --> 00:10:40,551
‫اون قرار نیست بمونه.
‫تو چرا کراوات زدی؟

188
00:10:40,553 --> 00:10:42,688
‫قراره از رهبر محفل جمنای بخوام

189
00:10:42,689 --> 00:10:44,990
‫که ما رو از انجام رسم چندصدساله معاف کنه

190
00:10:44,991 --> 00:10:46,592
‫لازمه که اون منو جدی بگیره

191
00:10:46,593 --> 00:10:50,103
‫- باید بذارین من باهاش حرف بزنم
‫- واقعاً فکر بدیه

192
00:10:51,655 --> 00:10:53,865
‫قول بده که دخالت نکنی

193
00:10:53,866 --> 00:10:55,415
‫اگه متقاعدش نکنین چی میشه؟

194
00:10:55,416 --> 00:10:57,985
‫- متقاعدش میکنیم
‫- اونوقت تو میمیری

195
00:10:57,986 --> 00:11:02,040
‫،تو و لوک ادغام میشین
‫لوک برنده میشه، تو میمیری

196
00:11:02,041 --> 00:11:03,541
‫بهم اعتماد داری؟

197
00:11:05,044 --> 00:11:08,055
‫- مگه چاره دیگه‌ای دارم؟
‫- پس نگران نباش

198
00:11:09,466 --> 00:11:11,193
‫منو از دست نمیدی

199
00:11:28,933 --> 00:11:30,246
‫سلام

200
00:11:30,247 --> 00:11:33,805
‫سلام، انتقال خون داره باعث جلوگیری"
‫"از زنده‌زنده خورده شدنش توسط سرطان میشه

201
00:11:33,806 --> 00:11:37,142
‫یا اینکه "سلام، آیا یه قبر سایز کلانتر
‫"توی آرامگاه خانوادگی موجود هست؟

202
00:11:37,143 --> 00:11:40,144
‫نمیدونم. جو هنوز داره
‫یه سری آزمایش میکنه تا سر در بیاره

203
00:11:40,145 --> 00:11:41,912
‫الاناست که بیاد بیرون

204
00:11:45,183 --> 00:11:46,484
‫نمیدونم اینو یادته یا نه

205
00:11:46,485 --> 00:11:49,153
‫ولی من و لیز خیلی صمیمی هستیم

206
00:11:49,154 --> 00:11:50,521
‫آره

207
00:11:50,522 --> 00:11:53,758
‫بین انسان‌ها، اون...

208
00:11:53,759 --> 00:11:57,261
‫قابل‌تحمله

209
00:11:57,262 --> 00:11:59,397
‫میدونم که چقدر بهش اهمیت میدی

210
00:11:59,398 --> 00:12:01,165
‫،ولی هممون همینطوریم
‫پس اگه واسه درست‌کردن اوضاع

211
00:12:01,166 --> 00:12:03,484
‫،کاری بتونیم بکنیم
‫باور کن که انجامش میدیم

212
00:12:04,269 --> 00:12:05,928
‫باشه

213
00:12:18,367 --> 00:12:20,604
‫- سلام
‫- سلام

214
00:12:20,605 --> 00:12:22,353
‫قهوه‌ساز خرابه

215
00:12:22,354 --> 00:12:23,921
‫جداً این دیگه چجور بیمارستانیه؟

216
00:12:23,922 --> 00:12:25,489
‫اگه نمیتونین یه قهوه‌ساز رو درست کنین

217
00:12:25,490 --> 00:12:28,025
‫پس چجوری میخواین مردم رو درست کنین؟

218
00:12:28,026 --> 00:12:30,227
‫مطمئنی غذای درست‌وحسابی نمیخوای؟

219
00:12:30,228 --> 00:12:35,099
‫احتمالاً یه دستگاهی این اطراف هست
‫که خون اُ مثبت میفروشه

220
00:12:35,100 --> 00:12:38,002
‫ما بدجور گند زدیم

221
00:12:38,003 --> 00:12:39,669
‫من چرا خونم رو بهش دادم؟

222
00:12:39,671 --> 00:12:41,004
‫تو میخواستی کمکش کنی

223
00:12:41,006 --> 00:12:44,340
‫نه. من میخواستم چیزی رو درست کنم
‫که درست‌کردنش به من ربطی نداشت

224
00:12:44,342 --> 00:12:47,011
‫اصلاً من نمونه بارز آدمی هستم
‫که دوست داره همه‌چیزو کنترل کنه

225
00:12:47,012 --> 00:12:49,947
‫گوش کن. تو یه آدم خوش‌بین هستی

226
00:12:49,948 --> 00:12:51,749
‫میخوای باور داشته باشی
‫که هر چیزی ممکنه

227
00:12:51,750 --> 00:12:56,687
‫و مامانت الان دقیقاً احتیاج داره
‫که همین رو بشنوه

228
00:12:56,688 --> 00:12:59,490
‫باشه؟

229
00:13:01,660 --> 00:13:03,193
‫اون اتاق کالین‌ـه

230
00:13:07,531 --> 00:13:08,908
‫من نمیتونم بمیرم

231
00:13:12,436 --> 00:13:13,871
‫چرا نمیتونم بمیرم؟

232
00:13:13,872 --> 00:13:15,205
‫هی، هی. آروم باش، آروم باش

233
00:13:15,206 --> 00:13:16,640
‫مشکلی نیست، مشکلی نیست

234
00:13:16,641 --> 00:13:18,308
‫خیلی هم مشکله!

235
00:13:18,309 --> 00:13:20,577
‫من دارم عذاب میکشم.
‫میتونم صدای رشد تومورهام رو بشنوم

236
00:13:20,578 --> 00:13:24,414
‫خیلی‌خب. ما سعی میکنیم کمکت کنیم
‫ولی خواهشاً دیگه به خودت صدمه نزن

237
00:13:24,415 --> 00:13:26,116
‫میخواین کمکم کنین؟

238
00:13:26,117 --> 00:13:27,718
‫کمک کنین بمیرم

239
00:13:32,689 --> 00:13:34,458
‫چرا اینکارو کردی؟

240
00:13:34,459 --> 00:13:37,126
‫اون یه آرزو کرد و منم برآورده‌ش کردم

241
00:13:39,796 --> 00:13:43,466
‫انتقال خون اثر نکرد

242
00:13:43,467 --> 00:13:46,603
‫پس تو فقط این یارو رو نکشتی، موطلایی

243
00:13:46,604 --> 00:13:48,371
‫دیگه کافیه، دیمن

244
00:13:48,372 --> 00:13:53,409
‫نه. عیبی نداره. اون فقط داره حرفی
‫که توی ذهن بقیه‌ست رو میزنه

245
00:13:55,278 --> 00:13:57,313
‫من مامانم رو کشتم

246
00:14:09,070 --> 00:14:11,773
‫سلام. کارولاین هستم. پیغام بذارید

247
00:14:11,774 --> 00:14:13,542
‫کارولاین، کجایی؟

248
00:14:13,543 --> 00:14:18,542
‫،بهم زنگ بزن. یا یه فکر بهتر
‫فقط برگرد

249
00:14:24,219 --> 00:14:26,087
‫سلام

250
00:14:26,088 --> 00:14:27,689
‫سلام

251
00:14:27,690 --> 00:14:31,992
‫- حالتون چطوره؟
‫- حس میکنم جاسوزنی شدم

252
00:14:34,662 --> 00:14:38,700
‫خب نتیجه چی شد؟

253
00:14:38,701 --> 00:14:40,425
‫تعویض خون جواب داد؟

254
00:14:42,203 --> 00:14:44,272
‫هنوز مطمئن نیستیم

255
00:14:44,273 --> 00:14:46,392
‫آخه جو هنوز داره چندتا آزمایش انجام میده

256
00:14:48,710 --> 00:14:50,879
‫نباید به آدمای مریض دروغ بگی، الینا

257
00:14:50,880 --> 00:14:52,380
‫عاقبت خوشی نداره

258
00:14:56,017 --> 00:15:00,255
‫اونا خیال میکردن که اینکار
‫سرعت افزایش سلول‌های سرطانی رو کم میکنه

259
00:15:00,256 --> 00:15:02,222
‫ولی اثر نکرد

260
00:15:04,092 --> 00:15:05,703
‫متأسفم

261
00:15:08,162 --> 00:15:09,831
‫کارولاین چطوره؟

262
00:15:09,832 --> 00:15:11,766
‫خوبه. رفته بیرون غذا بگیره

263
00:15:11,767 --> 00:15:14,302
‫الینا

264
00:15:14,303 --> 00:15:16,737
‫اون گذاشت رفت

265
00:15:16,738 --> 00:15:19,016
‫،حالا هم نمیتونم پیداش کنم
‫نمیتونم باهاش تماس بگیرم

266
00:15:19,017 --> 00:15:21,091
‫اون بابت اینکار
‫خودش رو نمیبخشه، مگه نه؟

267
00:15:22,044 --> 00:15:23,206
‫هی

268
00:15:26,138 --> 00:15:29,082
‫حتماً پیداش میکنیم

269
00:15:29,084 --> 00:15:30,817
‫قول میدم

270
00:15:34,655 --> 00:15:36,155
‫ممنون

271
00:15:46,634 --> 00:15:48,569
‫خوبه! تو اینجایی

272
00:15:48,570 --> 00:15:50,337
‫حقیقتش به نظر یه نفر دیگه هم نیاز داشتم

273
00:15:50,338 --> 00:15:52,907
‫یجورایی از این خوشم میاد، چون مامان
‫گل آفتابگردون رو بیشتر از همه دوست داره

274
00:15:52,908 --> 00:15:55,609
‫ولی از طرف دیگه داشتم فکر میکردم

275
00:15:55,610 --> 00:15:59,747
‫شاید اینا واسه مراسم یادبود
‫بیش از حد شاد باشن

276
00:15:59,748 --> 00:16:03,918
‫پس این گزینه دوم بود

277
00:16:03,919 --> 00:16:06,220
‫چون گل رُز کلاسیکه، درسته؟

278
00:16:06,221 --> 00:16:08,421
‫مخصوصاً این رنگ صورتی

279
00:16:08,423 --> 00:16:11,790
‫مسلماً گلدون رو عوض میکردم، ولی...

280
00:16:14,328 --> 00:16:17,531
‫اگه تو این فکری که چیزی بگی
‫تا حالم رو بهتر کنه، اینکارو نکن

281
00:16:17,532 --> 00:16:18,699
‫حقم نیست که حالم بهتر بشه

282
00:16:18,700 --> 00:16:20,266
‫- تو این فکر نبودم
‫- خوبه

283
00:16:20,268 --> 00:16:24,137
‫راستش داشتم فکر میکردم که تو
‫کارهای خیلی مهمتری...

284
00:16:24,138 --> 00:16:25,750
‫از برنامه‌ریزی مراسم یادبود
‫برای مادرت داری

285
00:16:27,041 --> 00:16:29,343
‫که در ضمن هنوز زنده‌ست

286
00:16:29,344 --> 00:16:32,846
‫آره، ولی بازم تمام این کارا
‫باید انجام بشه، درسته؟

287
00:16:32,847 --> 00:16:35,349
‫اون دلش نمیخواد که باقی عمرش رو

288
00:16:35,350 --> 00:16:37,884
‫بعنوان یه خون‌آشام با درد شدید بگذرونه

289
00:16:37,885 --> 00:16:40,854
‫پس به جای اینکه همه‌چیزو بدتر کنم
‫بهتره کاری که بلدم رو انجام بدم

290
00:16:40,855 --> 00:16:43,105
‫کدوم گل رو انتخاب کنم؟

291
00:16:45,353 --> 00:16:48,528
‫کارولاین، تو یه ریسکی کردی

292
00:16:48,529 --> 00:16:52,833
‫جواب نداد، ولی از روی عشق انجامش دادی

293
00:16:52,834 --> 00:16:55,349
‫حال مادرت رو بدتر کردی، باشه؟

294
00:16:56,971 --> 00:16:58,805
‫ولی حالا میخوای چیکار کنی؟

295
00:16:58,806 --> 00:17:01,441
‫میخوای سرت رو مثل کبک
‫توی برف فرو کنی؟

296
00:17:01,442 --> 00:17:04,244
‫من...

297
00:17:04,245 --> 00:17:06,079
‫من نمیدونم بهش چی بگم

298
00:17:06,080 --> 00:17:08,315
‫لازم نیست چیزی بهش بگی

299
00:17:08,316 --> 00:17:10,283
‫فقط پیشش بشین

300
00:17:10,284 --> 00:17:12,752
‫نمیتونم. حتی نمیتونم...

301
00:17:12,753 --> 00:17:14,520
‫باهاش رودررو بشم

302
00:17:16,656 --> 00:17:18,156
‫ببین. من وقتی جوون بودم

303
00:17:18,993 --> 00:17:22,422
‫مامانم خیلی مریض شد

304
00:17:23,330 --> 00:17:26,299
‫و به جای اینکه پیشش بمونم

305
00:17:26,300 --> 00:17:28,989
‫هر کاری کردم که ازش دوری کنم

306
00:17:29,777 --> 00:17:33,273
‫مثلاً گل‌های موردعلاقه‌ش رو میخریدم

307
00:17:33,274 --> 00:17:36,409
‫یا به شهر میرفتم
‫تا چایی که خوشش میاد رو بگیرم

308
00:17:36,410 --> 00:17:39,412
‫و وانمود میکردم که دارم
‫اینکارو بخاطر اون انجام میدم

309
00:17:39,413 --> 00:17:41,814
‫ولی اینطور نبود

310
00:17:41,815 --> 00:17:45,749
‫فقط میترسیدم توی اون وضع ببینمش

311
00:17:47,655 --> 00:17:51,591
‫و بعدش بابام...

312
00:17:51,592 --> 00:17:54,693
‫مادرم رو فرستاد بره و بعدش اون مُرد

313
00:17:56,963 --> 00:18:00,532
‫الان حاضرم هر کاری بکنم
‫که یه روز دیگه باهاش باشم

314
00:18:04,870 --> 00:18:08,040
‫اگه نتونه منو ببخشه چی؟

315
00:18:08,041 --> 00:18:12,345
‫از نظر اون چیزی واسه بخشش وجود نداره

316
00:18:12,346 --> 00:18:14,746
‫اون فقط میخواد که تو کنارش باشی

317
00:18:39,605 --> 00:18:41,522
‫شما نمیخواین ادغام بشین؟

318
00:18:41,523 --> 00:18:43,942
‫ما میخوایم گزینه‌های دیگه‌ای رو
‫در نظر بگیریم

319
00:18:43,943 --> 00:18:45,500
‫گزینه دیگه‌ای وجود نداره

320
00:18:45,501 --> 00:18:47,692
‫اگر یکی از دوقلوها ادغام نشن

321
00:18:47,693 --> 00:18:50,316
‫اون‌موقع خاندان جمنای
‫بعد از مرگم منقرض میشه

322
00:18:50,317 --> 00:18:52,946
‫یعنی کل محفل میمیره

323
00:18:52,947 --> 00:18:53,928
‫همینو میخواین؟

324
00:18:53,929 --> 00:18:57,756
‫نه، البته که نه
‫ولی تو در سلامت کامل هستی

325
00:18:57,757 --> 00:18:59,725
‫کای فعلاً مهار شده

326
00:18:59,726 --> 00:19:01,860
‫این یعنی وقت داریم
‫که این قضیه رو حل کنیم

327
00:19:01,861 --> 00:19:02,995
‫چی رو میخواین حل کنین؟

328
00:19:02,996 --> 00:19:05,263
‫شما برای اینکار زاده شدین

329
00:19:05,265 --> 00:19:07,165
‫نه بابا. کای و جو واسه اینکار زاده شدن

330
00:19:07,166 --> 00:19:09,034
‫ما فقط نقشه کمکی بودیم
‫که شما بدنیا آوردین

331
00:19:09,035 --> 00:19:11,370
‫چون خیال میکردین که
‫گروه اول از لحاظ طراحی مشکل داره

332
00:19:11,371 --> 00:19:15,440
‫کای یه روانیه، یه روانی بشدت خطرناک

333
00:19:15,441 --> 00:19:18,537
‫بابا، جو از پسش برمیاد.
‫اون میتونه برنده بشه

334
00:19:18,538 --> 00:19:21,380
‫ما فقط ازت میخوایم بهش یه فرصتی بدی

335
00:19:21,381 --> 00:19:24,649
‫من ازتون نمیخوام کاری رو انجام بدین
‫که خودم قبلاً انجامش نداده باشم

336
00:19:24,650 --> 00:19:26,752
‫این گفتنش واسه تو آسونه

337
00:19:26,753 --> 00:19:28,553
‫تا با برادر دوقلوت ادغام شدی
‫و برنده شدی

338
00:19:28,554 --> 00:19:30,222
‫نیوفتادی بمیری

339
00:19:30,223 --> 00:19:32,190
‫اینجوری نیست و خودتم میدونی

340
00:19:32,191 --> 00:19:35,761
‫یکی ویژگی‌های دیگری رو جذب میکنه

341
00:19:35,762 --> 00:19:37,796
‫روح جفتتون تبدیل به موجود جدیدی میشه

342
00:19:37,797 --> 00:19:41,700
‫موجودی که قیافه‌ش دقیقاً شبیه منه

343
00:19:41,701 --> 00:19:44,703
‫آره، من میدونم از لیو قویترم

344
00:19:44,704 --> 00:19:46,504
‫پس یعنی اگه ادغام بشیم
‫من برنده میشم

345
00:19:46,505 --> 00:19:50,041
‫پس هر چقدر دلت میخواد
‫مزخرفات شاعرانه تحویلمون بده

346
00:19:50,042 --> 00:19:52,643
‫ولی اینجوری من خواهرم رو میکشم

347
00:19:52,645 --> 00:19:55,145
‫من نمیتونم باهاش اینکارو بکنم

348
00:20:01,486 --> 00:20:04,556
‫بدموقع اومدی، لاکوود. من اعصاب ندارم

349
00:20:04,557 --> 00:20:06,557
‫چه غلطی داری میکنی؟

350
00:20:08,760 --> 00:20:09,928
‫واست آسونترش میکنم

351
00:20:09,929 --> 00:20:11,362
‫چندتا گزینه بهت میدم

352
00:20:11,363 --> 00:20:13,030
‫الف: من دارم حماقت میکنم

353
00:20:13,032 --> 00:20:16,134
‫ب: من مشکلات عصبی دارم
‫و الان یه انسان ضعیف هستم

354
00:20:16,135 --> 00:20:17,335
‫و باید آدما رو وقتی خوابن انگولک کنم

355
00:20:17,336 --> 00:20:21,539
‫ج: موارد الف و ب صحیح است

356
00:20:23,075 --> 00:20:25,043
‫- بابای لیو توی شهره
‫- واقعاً؟

357
00:20:25,044 --> 00:20:27,312
‫لیو میخواد باباش رو راضی کنه
‫که بذاره جو و کای ادغام رو انجام بدن

358
00:20:27,313 --> 00:20:29,414
‫اوه پس جنابعالی با خودت فکر کردی
‫که بیای و کای رو بعنوان نقشه کمکی بگیری

359
00:20:29,415 --> 00:20:31,648
‫تا در صورتی که بابا پارکر
‫دست رد به سینه لیو و لوک بزنه

360
00:20:31,650 --> 00:20:35,052
‫تو اینو آزادش کنی
‫و اونم بهرحال با جو ادغام بشه، هان؟

361
00:20:35,053 --> 00:20:36,554
‫با اینکه قدردان زحماتت هستم

362
00:20:36,555 --> 00:20:38,456
‫ولی اون یه مکنده جادویی روانیه

363
00:20:38,457 --> 00:20:41,191
‫و نمیذارم همینجوری باهاش از اینجا بری

364
00:20:47,899 --> 00:20:52,669
‫الان دلم میخواد ماچت کنم، خنگ خوشگل

365
00:20:52,671 --> 00:20:54,605
‫چی داری میگی؟

366
00:20:57,109 --> 00:21:01,545
‫آره. این خیلی خوب جواب میده

367
00:21:01,546 --> 00:21:02,747
‫شب بخیر

368
00:21:02,748 --> 00:21:05,583
‫این باید یک ساعت بیهوشت کنه

369
00:21:10,654 --> 00:21:12,256
‫الان وقت مناسبی نیست

370
00:21:12,257 --> 00:21:13,924
‫خب، متأسفم که اینو میشنوم خوشگله

371
00:21:13,925 --> 00:21:16,660
‫مذاکرات به در بسته خورده؟

372
00:21:16,661 --> 00:21:17,962
‫تایلر کجاست؟

373
00:21:17,963 --> 00:21:19,396
‫خب، خبر خوب اینه که من و دوست‌پسرت

374
00:21:19,397 --> 00:21:21,131
‫فکر کنم یه راه‌حلی پیدا کردیم

375
00:21:21,132 --> 00:21:22,399
‫یه مقدار پناه‌برخدایی‌ـه

376
00:21:22,400 --> 00:21:23,901
‫ولی فکر کنم همه به چیزی که میخوان میرسن

377
00:21:23,902 --> 00:21:26,070
‫فقط باید از بابا پارکر یه سؤال بپرسم

378
00:21:26,071 --> 00:21:28,638
‫- پس میشه گوشی رو بدی بهش؟
‫- من میخوام با تایلر حرف بزنم

379
00:21:28,640 --> 00:21:32,308
‫اون فعلاً در دسترس نیست

380
00:21:42,920 --> 00:21:44,121
‫بله؟

381
00:21:44,122 --> 00:21:46,757
‫سلام قربان. دیمن سالواتور هستم

382
00:21:46,758 --> 00:21:48,959
‫باهم شام شکرگزاری خوردیم

383
00:21:48,960 --> 00:21:52,596
‫بگذریم، من اینجا نشستم و دارم
‫وقایع آسمانی امروز رو گوگل میکنم

384
00:21:52,597 --> 00:21:54,264
‫و فقط کنجکاو بودم بدونم

385
00:21:54,265 --> 00:22:00,370
‫تقارن زهره و عطارد، امکانات کافی
‫برای برگزاری جشن ادغام جمنای رو فراهم میکنه؟

386
00:22:00,371 --> 00:22:01,838
‫چطور مگه؟

387
00:22:01,839 --> 00:22:03,240
‫فرض میکنم این جواب دوپهلو
‫به معنی بله‌ست

388
00:22:03,241 --> 00:22:04,708
‫پس وضعیت از این قراره

389
00:22:04,709 --> 00:22:06,443
‫ازت میخوام از این جشن سیاره‌ها

390
00:22:06,444 --> 00:22:09,346
‫برای ادغام هرچه‌سریعترِ
‫دوقلوهای موطلاییت استفاده کنی

391
00:22:09,347 --> 00:22:11,748
‫چون متأسفانه پسرت که قبلاً بیهوش بوده

392
00:22:11,749 --> 00:22:15,150
‫قراره آزاد بشه و قصد داره
‫زودتر از تو دست به کار بشه

393
00:22:19,956 --> 00:22:22,558
‫بیدار شو آفتاب شد، آب‌زیرکاه کوچولو

394
00:22:24,628 --> 00:22:27,497
‫اوه! میخوای رگ مغزم رو بترکونی؟

395
00:22:27,498 --> 00:22:28,798
‫شرمنده. جواب نمیده

396
00:22:28,799 --> 00:22:31,267
‫بنظر میاد تمام جادویی که مکیدی

397
00:22:31,268 --> 00:22:33,069
‫وقتی خواب بودی از بدنت خارج شدن

398
00:22:33,070 --> 00:22:35,638
‫که واسه من خوبه

399
00:22:35,639 --> 00:22:38,808
‫نگران نباش
‫میدونم از کجا بازم جادو گیر بیاری

400
00:22:41,011 --> 00:22:42,679
‫واقعاً خیال میکنی من بهت اعتماد میکنم؟

401
00:22:42,680 --> 00:22:44,848
‫نه، منم قرار نیست بهت اعتماد کنم

402
00:22:44,849 --> 00:22:46,382
‫فقط دست‌برقضا یه مکنده جادویی نیاز دارم

403
00:22:46,383 --> 00:22:48,417
‫و تو تنها گزینه توی شهر هستی

404
00:22:51,254 --> 00:22:52,754
‫سلام

405
00:22:58,795 --> 00:23:01,063
‫بیا درباره دستمزدم حرف بزنیم

406
00:23:08,932 --> 00:23:11,616
‫خیلی‌خب. فوراً یه سوزن سایز ۱۲ لازم دارم

407
00:23:12,570 --> 00:23:15,171
‫نمیدونم باهاش میخوام چیکار کنم
‫ولی لازمش دارم

408
00:23:15,172 --> 00:23:17,173
‫تو دکتر نیستی پس بازی درنیار

409
00:23:17,174 --> 00:23:18,639
‫چون من یه خون‌آشامم

410
00:23:18,640 --> 00:23:20,710
‫و اگه گند بزنی، کله‌ت رو میکنم

411
00:23:20,711 --> 00:23:22,112
‫همینی که خانم گفت

412
00:23:22,113 --> 00:23:23,980
‫پس حقه مکش جادویی احمقانه‌ت رو انجام بده

413
00:23:23,981 --> 00:23:26,683
‫و همین‌الان جادو رو ازش بیرون بکش

414
00:23:26,684 --> 00:23:29,252
‫میدونم شما دوتا چی تو همدیگه میبینین

415
00:23:29,253 --> 00:23:33,323
‫رابطه‌تون خیلی اختباحال داره

416
00:23:33,324 --> 00:23:36,059
‫هه! دیدین چیکار کردم؟
‫باحال رو با اختلال ترکیب کردم

417
00:23:36,060 --> 00:23:37,494
‫کارتو بکن، کای

418
00:23:37,495 --> 00:23:40,997
‫گوش‌دادن به حرفات
‫باعث میشه آرزوی مرگ کنم

419
00:23:40,998 --> 00:23:42,231
‫اینو خوب اومد

420
00:23:51,207 --> 00:23:53,042
‫داره جواب میده؟

421
00:23:53,043 --> 00:23:54,543
‫نمیدونم والا

422
00:23:57,413 --> 00:24:00,249
‫چه خبر شده؟

423
00:24:00,250 --> 00:24:01,967
‫اون اینجا چیکار میکنه؟

424
00:24:01,968 --> 00:24:03,853
‫سلام آبجی. یکم سرم شلوغه

425
00:24:03,854 --> 00:24:05,687
‫جیک‌ثانیه دیگه خدمت میرسم

426
00:24:05,689 --> 00:24:07,023
‫الینا؟

427
00:24:07,024 --> 00:24:10,593
‫- میذارم دیمن بهت توضیح بده
‫- آره

428
00:24:10,594 --> 00:24:12,127
‫من پیش تو میمونم

429
00:24:14,931 --> 00:24:16,499
‫مگه عقلت رو از دست دادی؟

430
00:24:16,500 --> 00:24:19,935
‫هی، هیس. گوش کن
‫تو گفتی اگه جادو به کارش ادامه بده

431
00:24:19,936 --> 00:24:21,871
‫لیز تا هشت ساعت دیگه میمیره

432
00:24:21,872 --> 00:24:23,739
‫کای جادو میدزده.
‫تو هم که دانشکده پزشکی رفتی

433
00:24:23,740 --> 00:24:25,574
‫خیال کردم میدونی میخوام چیکار کنم

434
00:24:25,575 --> 00:24:28,511
‫اگر فکر میکنی که کای
‫داره اینکارو از روی محبت میکنه

435
00:24:28,512 --> 00:24:31,480
‫مطمئن باش که محبت سرش نمیشه

436
00:24:31,481 --> 00:24:33,916
‫بهای اینکار چیه؟

437
00:24:33,917 --> 00:24:36,152
‫اون میخواد ادغام بشه

438
00:24:36,153 --> 00:24:37,652
‫همین امشب

439
00:24:48,397 --> 00:24:50,799
‫بفرما. انجام شد

440
00:24:50,800 --> 00:24:54,570
‫کلانتر، سلام. حالتون چطوره؟

441
00:24:54,571 --> 00:24:55,771
‫خوبین؟

442
00:24:55,772 --> 00:25:00,142
‫آره. آره فکر کنم

443
00:25:03,813 --> 00:25:05,180
‫وای خدای من. نه، نه، نه

444
00:25:05,181 --> 00:25:07,082
‫فکر کنم حمله قلبی بهش دست داده

445
00:25:07,083 --> 00:25:08,617
‫این خیلی دلخراشه

446
00:25:08,618 --> 00:25:12,421
‫چون شما خودتون رو کلی به زحمت انداختین
‫تا جادو رو از بدنش خارج کنین

447
00:25:12,422 --> 00:25:16,291
‫ولی قلبش اونقدر قوی نیست
‫که یکم مکش رو تحمل کنه

448
00:25:17,427 --> 00:25:19,126
‫کای، باید درستش کنی!

449
00:25:21,229 --> 00:25:22,497
‫من نمیتونم امشب ادغام بشم

450
00:25:22,498 --> 00:25:24,299
‫آماده نیستم

451
00:25:24,300 --> 00:25:27,169
‫تو نزدیک بود خونه‌م رو به آتیش بکشی.
‫خیال میکنی خودم نمیدونم؟

452
00:25:27,170 --> 00:25:30,439
‫،از شانس خوب تو
‫به همه‌چیز رسیدگی شده

453
00:25:30,440 --> 00:25:33,809
‫دیمن، چه غلطی کردی؟

454
00:25:33,810 --> 00:25:35,310
‫ببین، من...

455
00:25:38,713 --> 00:25:42,291
‫گردن‌شکنی جادویی. همیشه تازگی داره

456
00:25:44,130 --> 00:25:46,555
‫تو الان نباید فرار کنی؟

457
00:25:46,556 --> 00:25:49,891
‫من تموم عمرم از دستت فرار کردم

458
00:25:49,892 --> 00:25:51,659
‫دیگه فرار نمیکنم

459
00:26:11,679 --> 00:26:13,882
‫این بیرون چیکار میکنی؟

460
00:26:13,883 --> 00:26:17,085
‫فقط دارم فکر میکنم که چقدر

461
00:26:17,086 --> 00:26:18,989
‫به تو و برادرت افتخار میکنم

462
00:26:20,959 --> 00:26:23,577
‫اینجا زندگی خوبی واسه خودتون ساختین

463
00:26:24,859 --> 00:26:29,644
‫پس یعنی به درخواستمون فکر میکنی؟

464
00:26:31,266 --> 00:26:32,867
‫البته

465
00:26:32,868 --> 00:26:37,437
‫ما پیشینه و اصل‌ونصب مشترک داریم

466
00:26:41,315 --> 00:26:44,045
‫توی این جریان باهم هستیم

467
00:26:44,046 --> 00:26:45,891
‫ما یه خانواده‌ایم

468
00:26:58,627 --> 00:26:59,927
‫داری ادغاممون میکنی؟

469
00:26:59,928 --> 00:27:01,329
‫کای آزاد شده

470
00:27:01,330 --> 00:27:02,563
‫داره سراغ جو میره

471
00:27:02,564 --> 00:27:03,764
‫نمیتونم بذارم دستش به اون برسه!

472
00:27:03,765 --> 00:27:05,099
‫بابا، بس کن!

473
00:27:05,100 --> 00:27:06,200
‫من لیو رو میکشم

474
00:27:06,201 --> 00:27:07,234
‫اون به اندازه کافی قوی نیست، بابا!

475
00:27:07,235 --> 00:27:08,402
‫متأسفم

476
00:27:08,403 --> 00:27:09,570
‫اون به اندازه کافی قوی نیست، بابا!

477
00:27:09,571 --> 00:27:10,771
‫چاره دیگه‌ای نداریم

478
00:27:14,309 --> 00:27:15,809
‫اون گفت نه!

479
00:27:18,433 --> 00:27:19,814
‫تایلر!

480
00:27:19,815 --> 00:27:21,635
‫تایلر، بس کن!

481
00:27:26,921 --> 00:27:29,423
‫اون میخواست تو رو بکشه

482
00:27:29,424 --> 00:27:32,125
‫من خوبم. من خوبم

483
00:27:36,367 --> 00:27:40,134
‫لوک، کجا داری میری؟

484
00:27:40,135 --> 00:27:41,468
‫بهم اعتماد داری؟

485
00:27:41,469 --> 00:27:44,849
‫کجا داری میری؟

486
00:27:44,850 --> 00:27:46,535
‫زود برمیگردم

487
00:27:48,505 --> 00:27:50,005
‫قول میدم

488
00:28:06,995 --> 00:28:09,463
‫اون سیاره‌های خوشگل رو ببین

489
00:28:09,464 --> 00:28:12,633
‫که درخشان و نورانی هستن

490
00:28:12,634 --> 00:28:14,434
‫اوه جوزت، باورت نمیشه...

491
00:28:14,435 --> 00:28:16,937
‫که چقدر از خسوف و کسوف خسته شدم

492
00:28:16,938 --> 00:28:20,674
‫بیا قال قضیه رو بکنیم

493
00:28:20,675 --> 00:28:24,611
‫میدونی، اگه خیال میکنی که من
‫هجده سال گذشته در تنهایی به این فکر نمیکردم

494
00:28:24,612 --> 00:28:27,681
‫که چطور دفعه پیش بهم نارو زدی

495
00:28:27,682 --> 00:28:29,850
‫سخت در اشتباهی

496
00:28:29,851 --> 00:28:32,484
‫پس اگه اینم یه کلک دیگه باشه

497
00:28:32,486 --> 00:28:36,156
‫چیزی مهمتر از یه طحال رو
‫از بدنت بیرون میکشم

498
00:28:36,157 --> 00:28:38,458
‫مثلاً یه زبون

499
00:28:38,459 --> 00:28:40,543
‫یا یه قلب

500
00:28:41,403 --> 00:28:45,799
‫- خب حرف آخری نداری؟
‫- تو یه انگلی

501
00:28:45,800 --> 00:28:48,435
‫تو آدمایی که دوست داشتم رو کشتی

502
00:28:48,436 --> 00:28:50,169
‫یه چاقوی شکار
‫توی دل‌وروده‌ام فرو کردی

503
00:28:50,170 --> 00:28:52,631
‫زندگیم رو نابود کردی

504
00:28:53,626 --> 00:28:55,569
‫حالا من زندگیت رو نابود میکنم

505
00:28:57,111 --> 00:28:59,446
‫گمونم خواهیم دید

506
00:28:59,447 --> 00:29:00,947
‫مگه نه؟

507
00:29:28,241 --> 00:29:30,076
‫تو الان چه غلطی کردی؟

508
00:29:30,077 --> 00:29:33,880
‫فقط یه ضربه جادویی
‫به سر خواهر بزرگم زدم

509
00:29:33,881 --> 00:29:35,314
‫ولی نگران نباش

510
00:29:35,315 --> 00:29:36,716
‫چیزیش نمیشه

511
00:29:36,717 --> 00:29:38,550
‫چون تو با من ادغام میشی

512
00:29:53,734 --> 00:29:55,964
‫تو میخوای با من ادغام بشی

513
00:29:55,965 --> 00:29:58,604
‫اصلاً دلم نمیخواد
‫این خبر رو بهت بدم، داداش کوچولو

514
00:29:58,605 --> 00:30:01,307
‫ولی ما دوقلو نیستیم، باشه؟

515
00:30:01,308 --> 00:30:02,441
‫روش کار ادغام اینجوری نیست

516
00:30:02,442 --> 00:30:03,708
‫خب درست میگی

517
00:30:03,710 --> 00:30:05,411
‫ولی ما والدین یکسان

518
00:30:05,412 --> 00:30:10,115
‫،اصل‌ونصب یکسان
‫و به لطف تنبیه جادویی‌ای که شدی

519
00:30:10,116 --> 00:30:11,383
‫سن یکسان هم داریم

520
00:30:11,384 --> 00:30:14,086
‫پس مطمئناً اینکار پناه‌برخدایی‌ـه

521
00:30:14,087 --> 00:30:15,988
‫و... و ممکنه جواب نده

522
00:30:15,989 --> 00:30:19,792
‫ولی من هر کاری
‫واسه نجات جون خواهرم میکنم

523
00:30:19,793 --> 00:30:22,294
‫پس...

524
00:30:22,295 --> 00:30:24,763
‫باهمدیگه یه امتحان شجاعانه میکنیم

525
00:30:24,764 --> 00:30:27,966
‫مرسی، ولی قبول نمیکنم

526
00:30:33,252 --> 00:30:34,572
‫چی شده؟

527
00:30:34,574 --> 00:30:38,442
‫میترسی با کسی بازی کنی
‫که واقعاً ممکنه شکستت بده؟

528
00:30:40,779 --> 00:30:45,750
‫باشه. فاتحه‌ت خونده‌ست

529
00:30:53,272 --> 00:30:54,610
‫طاقت بیار، کلانتر

530
00:30:54,611 --> 00:30:56,613
‫فقط نفس بکش!

531
00:30:56,614 --> 00:30:58,884
‫الینا. هی، چی شد؟

532
00:30:58,885 --> 00:31:01,450
‫قلبش از کار افتاده.
‫دارم از دستش میدم، دیمن

533
00:31:01,451 --> 00:31:03,652
‫،باشه. بهت برنخوره الینا
‫ولی بنظرم باید یه دکتر واقعی خبر کنیم

534
00:31:03,653 --> 00:31:05,932
‫پس فوراً یکی پیدا کن!

535
00:31:29,879 --> 00:31:31,379
‫لوک، نه!

536
00:31:38,687 --> 00:31:40,320
‫لوک، نه!

537
00:31:53,668 --> 00:31:55,700
‫نـه!

538
00:31:58,606 --> 00:32:00,642
‫لوک

539
00:32:00,643 --> 00:32:05,184
‫یالا. لوک، لوک، بیدار شو

540
00:32:06,179 --> 00:32:08,149
‫چه مدتیه که واکنشی نشون نمیده؟

541
00:32:08,150 --> 00:32:10,618
‫یعنی چی؟ مُرده؟

542
00:32:10,619 --> 00:32:12,920
‫نمیدونم. شاید یه دقیقه شده باشه

543
00:32:12,921 --> 00:32:14,222
‫حس میکنم یه ساعت گذشته

544
00:32:14,223 --> 00:32:15,723
‫آماده!

545
00:32:32,206 --> 00:32:33,706
‫کارولاین؟

546
00:32:43,856 --> 00:32:45,819
‫عزیزم، من دارم میرم

547
00:32:48,889 --> 00:32:50,790
‫نمیخوای خداحافظی کنی؟

548
00:32:58,940 --> 00:33:02,369
‫نه. هی، من بهت نفوذ ذهنی کردم
‫که اون رو نجات بدی

549
00:33:02,370 --> 00:33:03,804
‫اگه نمیخوای چشمات رو از حدقه دربیارم

550
00:33:03,805 --> 00:33:05,306
‫پیشنهاد میکنم به کارت ادامه بدی. بگیر

551
00:33:05,307 --> 00:33:06,940
‫من هر کاری از دستم برمیومد کردم

552
00:33:06,941 --> 00:33:09,443
‫اون مُرده. متأسفم

553
00:33:09,444 --> 00:33:12,011
‫برو بیرون.
‫فراموش کن که یه بیعرضه تمام‌عیاری

554
00:33:16,283 --> 00:33:21,355
‫نه. نه. نه
‫نمیذارم این اتفاق بیوفته

555
00:33:21,356 --> 00:33:24,525
‫بیدار شو!

556
00:33:24,526 --> 00:33:25,626
‫هی. اون مُرده

557
00:33:25,627 --> 00:33:27,160
‫یالا

558
00:33:29,129 --> 00:33:31,498
‫نه. نه، نه، نه!

559
00:33:31,499 --> 00:33:34,200
‫مامان، مامان، مامان!

560
00:33:34,202 --> 00:33:37,137
‫مامانی! نه مامان!

561
00:33:37,138 --> 00:33:39,706
‫نه

562
00:33:39,707 --> 00:33:43,644
‫تنهام نذار. خواهش میکنم

563
00:33:43,645 --> 00:33:45,745
‫تو رو خدا از پیشم نرو

564
00:33:45,747 --> 00:33:47,947
‫تو رو خدا تنهام نذار، مامان

565
00:33:52,652 --> 00:33:54,554
‫کارولاین؟

566
00:33:54,555 --> 00:33:56,953
‫نشنیدی چی گفتم عزیزدلم؟

567
00:33:58,526 --> 00:34:00,359
‫دیگه وقتشه برم

568
00:34:10,170 --> 00:34:12,545
‫نمیخوای با مامانت خداحافظی کنی؟

569
00:34:18,913 --> 00:34:20,845
‫مامان؟

570
00:34:24,718 --> 00:34:26,986
‫چیزی نیست عزیزم. من همینجام

571
00:34:26,987 --> 00:34:28,388
‫مامان

572
00:34:28,389 --> 00:34:30,790
‫نه، نه. چیزی نیست. من همینجام

573
00:34:30,791 --> 00:34:32,592
‫چیزی نیست

574
00:34:32,593 --> 00:34:35,094
‫من همینجام

575
00:34:35,095 --> 00:34:36,930
‫من همینجام عزیزم

576
00:34:36,931 --> 00:34:39,365
‫چیزی نیست، چیزی نیست

577
00:34:39,366 --> 00:34:40,899
‫وای عزیزم

578
00:34:47,040 --> 00:34:48,241
‫کجا داری میری؟

579
00:34:48,242 --> 00:34:51,911
‫باید یه هوایی آبی چیزی بخورم

580
00:34:51,912 --> 00:34:54,134
‫چون...

581
00:34:54,135 --> 00:34:56,049
‫اون نزدیک بود توی دستام بمیره، دیمن

582
00:34:56,050 --> 00:34:58,088
‫مامان کارولاین نزدیک بود
‫توی دستام بمیره

583
00:35:13,199 --> 00:35:15,901
‫خیال میکردم میخواستی از نو شروع کنی

584
00:35:15,902 --> 00:35:20,072
‫چون محض اطلاعت بگم که
‫دقیقاً پایان رابطه‌مون همینجوری بود

585
00:35:20,073 --> 00:35:22,808
‫واسم مهم نیست

586
00:35:22,809 --> 00:35:24,543
‫دنیا دو روزه

587
00:35:24,544 --> 00:35:26,643
‫،چه نامیرا باشم چه نباشم
‫دیگه نمیخوام حتی یه دقیقه‌ش رو هدر بدم

588
00:35:58,700 --> 00:36:00,835
‫سلام غریبه

589
00:36:00,836 --> 00:36:03,004
‫سلام

590
00:36:03,005 --> 00:36:05,136
‫خوبی؟

591
00:36:06,708 --> 00:36:10,835
‫اینجا نشستم که بفهمم چی بگم

592
00:36:11,580 --> 00:36:16,182
‫گمونم بهتره اول از همه بابت اینکه
‫نزدیک بود بکشمت معذرت بخوام

593
00:36:16,184 --> 00:36:18,819
‫اوه عزیزدلم، این حرفا چیه

594
00:36:18,820 --> 00:36:20,221
‫تو که منو میشناسی

595
00:36:20,222 --> 00:36:22,390
‫من بدشانس‌ترین قمارباز دنیا هستم

596
00:36:22,391 --> 00:36:24,091
‫شرمنده که اینجا نبودم

597
00:36:24,092 --> 00:36:25,393
‫نمیتونستم و...

598
00:36:25,394 --> 00:36:26,627
‫نه، نه، نه، نه

599
00:36:26,628 --> 00:36:28,796
‫این تقصیر تو نبود

600
00:36:28,797 --> 00:36:31,364
‫دیگه نمیخواد خودت رو سرزنش کنی

601
00:36:34,001 --> 00:36:37,670
‫- میتونی واسم اینکارو بکنی؟
‫- باشه

602
00:36:37,672 --> 00:36:41,075
‫میشه از ته دل بگی؟

603
00:36:41,076 --> 00:36:44,512
‫باشه

604
00:36:44,513 --> 00:36:48,414
‫مامان، تو خونه رو به اسمم کردی

605
00:36:51,952 --> 00:36:55,789
‫چند هفته پیش اینکارو کردم

606
00:36:55,790 --> 00:36:59,625
‫- فقط محض اینکه اتفاقی...
‫- خب من نمیخوام...

607
00:37:02,930 --> 00:37:05,065
‫من هنوز آمادگیش رو ندارم

608
00:37:05,066 --> 00:37:08,836
‫متأسفم و بهت قول میدم

609
00:37:08,837 --> 00:37:13,836
‫تا وقتی که بتونم پیشت میمونم، باشه؟

610
00:37:15,310 --> 00:37:17,109
‫باشه

611
00:37:17,111 --> 00:37:18,611
‫بیا بغلم

612
00:37:32,392 --> 00:37:33,887
‫سلام

613
00:37:33,888 --> 00:37:34,994
‫سلام

614
00:37:34,996 --> 00:37:36,429
‫اونو از کجا آوردی؟

615
00:37:36,430 --> 00:37:38,165
‫گمونم یکی قهوه‌ساز رو تعمیر کرد

616
00:37:38,166 --> 00:37:40,133
‫عطرش محشره

617
00:37:40,134 --> 00:37:43,753
‫حاضرم واسه یه کافه‌لاته بدون کافئین
‫یه میلیون دلار بهت بدم

618
00:37:43,754 --> 00:37:47,207
‫نظرت چیه؟
‫میشه یکی واسه مامان مریض بیچاره‌‌ت بیاری؟

619
00:37:47,208 --> 00:37:48,875
‫- بله که میشه
‫- باشه

620
00:37:48,876 --> 00:37:50,388
‫الان برمیگردم

621
00:37:55,615 --> 00:38:00,820
‫خب انگار میتونیم درمان معجزه‌آسا
‫رو از توی لیستمون خط بزنیم

622
00:38:00,821 --> 00:38:02,622
‫باید یه گزینه دیگه‌ای باشه

623
00:38:02,623 --> 00:38:04,524
‫ازت میخوام یه قولی بهم بدی

624
00:38:04,525 --> 00:38:06,292
‫باشه

625
00:38:06,293 --> 00:38:10,797
‫،وقتی من مُردم
‫کارولاین بهت نیاز پیدا میکنه

626
00:38:10,798 --> 00:38:14,267
‫حتی اگه خودشم ندونه

627
00:38:14,268 --> 00:38:17,804
‫به یکی نیاز پیدا میکنه
‫که کمکش کنه به زندگیش برسه

628
00:38:17,805 --> 00:38:21,506
‫یکی که فقط لبخند رو لبش بیاره

629
00:38:23,722 --> 00:38:26,979
‫قول بده که اینکارو میکنی، استفن

630
00:38:34,955 --> 00:38:36,455
‫قول میدم

631
00:38:45,164 --> 00:38:46,777
‫لوک

632
00:38:48,258 --> 00:38:51,204
‫لوک، بیدار شو

633
00:38:51,205 --> 00:38:52,705
‫لوک

634
00:38:57,339 --> 00:39:00,112
‫خوبه. تو هنوز زنده‌ای

635
00:39:00,113 --> 00:39:03,349
‫حالا دیگه وقتی آلاریک برگشت
‫لازم نیست باهاش درگیر بشم

636
00:39:03,350 --> 00:39:05,785
‫ولی مطمئناً واسه یه چیزی دیر رسیدم

637
00:39:05,786 --> 00:39:08,287
‫لوک اومد و با کای ادغام شد

638
00:39:08,288 --> 00:39:13,257
‫هه. پس گمونم اضافه‌کردن اصطلاحِ
‫ادغام دوقلوها" به دایره لغاتم بی‌فایده بود"

639
00:39:13,260 --> 00:39:15,694
‫چون اونا دوقلو نیستن

640
00:39:15,695 --> 00:39:18,564
‫اون نباید اینجا باشه

641
00:39:18,565 --> 00:39:22,233
‫تنها دلیلی که اون اینجاست
‫اینه که تو کای رو آزاد کردی!

642
00:39:25,782 --> 00:39:30,075
‫لوک! لوک، بیدار شو
‫بیدار شو لوک

643
00:39:30,076 --> 00:39:34,880
‫خب، بذار یه مقدار خونم رو بهش بدم

644
00:39:34,881 --> 00:39:37,082
‫فایده‌ای نداره

645
00:39:37,083 --> 00:39:39,485
‫حالا دیگه به اونا بستگی داره

646
00:39:39,486 --> 00:39:42,254
‫هر کی که بهوش بیاد برنده‌ست

647
00:39:42,255 --> 00:39:44,515
‫و هر کی بهوش نیاد...

648
00:39:49,194 --> 00:39:52,386
‫صدامو میشنوی؟ صدامو میشنوی؟

649
00:39:53,599 --> 00:39:55,501
‫چرا لوک جوابم رو نمیده؟

650
00:39:55,502 --> 00:39:56,768
‫میخوای برم دنبالش بگردم؟

651
00:39:56,769 --> 00:39:59,705
‫آره. نه! نمیدونم

652
00:40:02,408 --> 00:40:03,908
‫بابا

653
00:40:06,367 --> 00:40:09,614
‫برادرت چیکار کرده؟

654
00:40:09,615 --> 00:40:11,983
‫لوک؟

655
00:40:11,984 --> 00:40:14,119
‫بیدار شو، لوک

656
00:40:14,120 --> 00:40:16,087
‫یالا

657
00:40:19,157 --> 00:40:21,726
‫وای خدای من

658
00:40:21,727 --> 00:40:23,161
‫ما باید همین‌الان بریم

659
00:40:23,162 --> 00:40:26,298
‫اون باهات هیچ‌جا نمیاد

660
00:40:26,299 --> 00:40:28,633
‫لوک مُرده

661
00:40:28,634 --> 00:40:29,668
‫چی؟

662
00:40:29,669 --> 00:40:31,236
‫میتونم حسش کنم

663
00:40:31,237 --> 00:40:34,105
‫اون با کای ادغام کرد. کای برنده شد

664
00:40:34,106 --> 00:40:36,207
‫لوک مُرده

665
00:40:36,208 --> 00:40:37,841
‫حرفتو باور نمیکنم

666
00:40:37,843 --> 00:40:39,144
‫ما باید فرار کنیم، الیویا

667
00:40:39,145 --> 00:40:41,613
‫من باهات جایی نمیام!

668
00:40:41,614 --> 00:40:42,747
‫خیال میکنی اون در امان نگهت میداره؟

669
00:40:42,748 --> 00:40:44,248
‫اون پیش من میمونه!

670
00:40:50,522 --> 00:40:54,825
‫،اگه نظرت عوض شد
‫میدونی کجا پیدامون کنی

671
00:40:56,861 --> 00:40:59,429
‫چیزی نیست

672
00:41:04,702 --> 00:41:07,472
‫وای خدای من

673
00:41:07,473 --> 00:41:09,206
‫لوک

674
00:41:13,511 --> 00:41:16,581
‫اون مُرده

675
00:41:16,582 --> 00:41:19,150
‫اون منو نجات داد و حالا مُرده

676
00:41:19,151 --> 00:41:21,819
‫اون مُـ...

677
00:41:21,820 --> 00:41:24,789
‫بازی برد و باخت داره

678
00:41:24,790 --> 00:41:27,291
‫بجز واسه من

679
00:41:27,292 --> 00:41:29,192
‫من همیشه برنده میشم

680
00:41:36,500 --> 00:41:40,500
‫« تـرجمـه از پـدرام و آریـن »
‫:: Arian Drama & Pedi.Bi ::..

681
00:41:40,612 --> 00:41:45,419
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫:: WwW.TinyMoviez.Co ::..

