‫﻿۱
00:00:02,661 --> 00:00:04,016
‫میدونم تحت فشار بودی

2
00:00:04,163 --> 00:00:04,968
‫برو دانشکده هنر

3
00:00:04,969 --> 00:00:07,154
‫زندگی ای که میخوای رو پیدا کن
‫و به عقب نگاه نکن

4
00:00:07,399 --> 00:00:09,099
‫با سارا سالواتوره ی واقعی آشنا شو

5
00:00:09,100 --> 00:00:11,568
‫،استفن برام پاپوش درست که بمیرم
‫و باعث شد تا چندین روز تحت شکنجه باشم

6
00:00:11,569 --> 00:00:13,704
‫از همون موقع شروع کردم به
‫برنامه ریزی انتقامم

7
00:00:13,705 --> 00:00:16,373
‫اونچنان بلایی سرش میارم

8
00:00:16,374 --> 00:00:18,675
‫که ازم التماس کنه تبدیل
‫به خوناشام بکنمش

9
00:00:18,676 --> 00:00:19,977
‫،نمیدونم این رو یادت میاد یا نه

10
00:00:19,978 --> 00:00:21,411
‫ولی من و لیز خیلی بهم نزدیکیم

11
00:00:21,412 --> 00:00:22,813
‫ازت میخوام یه قولی بهم بدی

12
00:00:22,814 --> 00:00:24,548
‫وقتی من مردم، کرولاین
‫بهت برای

13
00:00:24,549 --> 00:00:26,482
‫ادامه دادن زندگی خودش نیاز پیدا میکنه

14
00:00:26,484 --> 00:00:28,485
‫بهم قول بده که پیشش می مونی، استفن

15
00:00:28,486 --> 00:00:29,953
‫قول میدم

16
00:00:33,991 --> 00:00:36,260
‫تونی، دیگه امشب دارم میرم خونه

17
00:00:36,261 --> 00:00:37,394
‫میشه یه لطفی بهم بکنی

18
00:00:37,395 --> 00:00:38,527
‫و یه سری به خونه "لاکوود" بزنی؟

19
00:00:38,529 --> 00:00:39,896
‫کرول دوباره تماس گرفت

20
00:00:39,897 --> 00:00:41,665
‫یه مست دیگه دور و بر خونه ش پیدا شده

21
00:00:41,666 --> 00:00:43,200
‫و چند تا نوجوون هم میخوان توی

22
00:00:43,201 --> 00:00:44,701
‫خیابون ۱۳ام آتیش بازی راه بندازن

23
00:00:44,702 --> 00:00:47,471
‫،هنوز که کسی شکایت نکرده
‫ولی میکنن

24
00:00:47,472 --> 00:00:48,472
‫فعلا

25
00:01:03,221 --> 00:01:04,887
‫فوربز

26
00:01:06,589 --> 00:01:09,158
‫خودم رو سریع می رسونم

27
00:01:13,630 --> 00:01:14,631
‫هی، چی شد؟

28
00:01:14,632 --> 00:01:16,032
‫توی پل "ویکری" یه تصادف شده

29
00:01:16,033 --> 00:01:17,767
‫راننده کنترلش رو از دست داده
‫و افتاده توی آب

30
00:01:17,768 --> 00:01:19,417
‫- تلفات انسانی؟
‫- دو نفر

31
00:01:19,418 --> 00:01:20,336
‫- کسی زنده مونده؟
‫- یکیشون

32
00:01:20,337 --> 00:01:21,838
‫بیهوش لب رودخونه پیداش کردیم

33
00:01:21,839 --> 00:01:24,039
‫احتمالا از ماشین بیرون اومده
‫و بیهوش شده

34
00:01:26,731 --> 00:01:28,610
‫الینا گیلبرت

35
00:01:28,612 --> 00:01:30,313
‫برادرش کجاست؟

36
00:01:30,314 --> 00:01:32,549
‫کیا کشته شدن؟

37
00:01:32,550 --> 00:01:34,817
‫،میراندا و گریسون
‫والدینش

38
00:02:20,084 --> 00:02:24,532
‫Drama آرین , Sorrow : مترجمین

39
00:02:24,533 --> 00:02:26,068
‫آقای مدیر

40
00:02:26,069 --> 00:02:27,937
‫میتونم مراسم فارغ التحصیلی
‫چند ماه دیگه برگزار میشه

41
00:02:27,938 --> 00:02:31,703
‫ولی جرمی توی یه دانشکده هنر
‫خیلی خوب پذیرش گرفته

42
00:02:31,704 --> 00:02:34,076
‫جرمی گیلبرت؟
‫بعید میدونم

43
00:02:34,077 --> 00:02:36,745
‫- با این سابقه تحصیلی که نمیشه
‫- مگه چشه؟

44
00:02:36,746 --> 00:02:37,980
‫یه چند ساعتی وقت داری؟

45
00:02:37,981 --> 00:02:40,549
‫با استفاده از مواد در سال
‫اول دبیرستان شروع میکنیم

46
00:02:40,550 --> 00:02:41,984
‫منظورت همون سالی که
‫مامان باباش فوت کردن؟

47
00:02:41,985 --> 00:02:45,487
‫پس اون سه سال بعدی که انقدر

48
00:02:45,488 --> 00:02:47,389
‫غیبت میکرد چی؟

49
00:02:47,390 --> 00:02:48,924
‫،فعالیت های فوق برنامه

50
00:02:48,925 --> 00:02:50,788
‫برنامه های ورزشی و از این چیزا

51
00:02:50,789 --> 00:02:52,543
‫اصلا میدونی قبلا چقدر لاغر بود؟

52
00:02:52,544 --> 00:02:56,183
‫نه ولی میدونم یه ۴ ماهی
‫مرگ خودش رو جعل کرد

53
00:02:56,184 --> 00:02:57,732
‫نکته جالب قضیه اینه که مرگش
‫رو جعل نکرد

54
00:02:57,734 --> 00:02:59,635
‫رفتیم به یه جزیره نزدیک ساحل کانادا

55
00:02:59,636 --> 00:03:01,303
‫و دنبال درمان خوناشامی بودیم

56
00:03:01,304 --> 00:03:02,604
‫- و جرمی هم...
‫- دیمن!

57
00:03:02,605 --> 00:03:04,301
‫میخواین مسخره بازی در بیارین؟

58
00:03:04,302 --> 00:03:05,915
‫نه. ببینین

59
00:03:05,916 --> 00:03:07,675
‫جرمی اینجا دوران سختی داشت

60
00:03:07,677 --> 00:03:09,144
‫میدونم، ولی برای همین هم

61
00:03:09,145 --> 00:03:11,724
‫- میخوایم که از اینجا بره
‫- آره

62
00:03:13,315 --> 00:03:15,584
‫خب شرمنده، ولی من نمیتونم همچین اجازه ای بدم

63
00:03:15,585 --> 00:03:17,386
‫خب حالا میشه از راه من بریم جلو؟

64
00:03:17,387 --> 00:03:18,919
‫همین الانش با طلسم
‫تونستیم پذیرش دانشگاهش رو بگیریم

65
00:03:18,921 --> 00:03:20,122
‫شرمنده که میخواستم داداش کوچیکم

66
00:03:20,123 --> 00:03:21,504
‫مدرک دیپلمش رو واقعی بگیره

67
00:03:21,505 --> 00:03:24,693
‫میگیره.
‫فقط اینکه واقعی نیست

68
00:03:24,694 --> 00:03:26,995
‫خیلی خب...

69
00:03:28,930 --> 00:03:30,699
‫یه شهر کوچیکی مثل اینجا

70
00:03:30,700 --> 00:03:32,234
‫برای شخص خلاقی مثل

71
00:03:32,235 --> 00:03:33,969
‫جرمی گیلبرت کفایت نمیکنه
‫و به نظرت

72
00:03:33,970 --> 00:03:35,237
‫الان دیگه وقتشه که

73
00:03:35,238 --> 00:03:38,439
‫از میستیک فالز بزنه بیرون

74
00:03:42,510 --> 00:03:44,779
‫،به سلامتی تلفن مت
‫که ظاهرا از

75
00:03:44,780 --> 00:03:46,547
‫آخرین روزی که من اینجام مهمتره

76
00:03:46,549 --> 00:03:47,916
‫اومدم اینجا دیگه مگه نه؟
‫تایلر کجاست؟

77
00:03:47,917 --> 00:03:49,284
‫با دوست دخترش بهم زد

78
00:03:49,285 --> 00:03:50,919
‫- غیبتش موجهه
‫- ببین

79
00:03:50,920 --> 00:03:52,854
‫میخوام قبل اینکه آلریک

80
00:03:52,855 --> 00:03:54,623
‫نظرش رو راجع به اینکه
‫بذاره این شات رو بزنم عوض کنه برم بالا

81
00:03:54,624 --> 00:03:56,124
‫اینجا فعلا یه ساعت دیگه هم بسته ست

82
00:03:56,125 --> 00:03:57,848
‫این بار استثناست

83
00:03:57,849 --> 00:04:00,061
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

84
00:04:00,062 --> 00:04:01,482
‫به سلامتی تو داداش

85
00:04:03,693 --> 00:04:05,834
‫قسم میخورم جرمی، اگه از تانک مست

86
00:04:05,835 --> 00:04:07,535
‫توی سانتافه بگیرم...

87
00:04:07,536 --> 00:04:08,636
‫میخوای یه کاری کنی دوست دخترت

88
00:04:08,637 --> 00:04:10,505
‫ازم دوباره تست الکل بگیره؟

89
00:04:10,506 --> 00:04:12,373
‫خودم که درستش کردم دیگه

90
00:04:19,768 --> 00:04:22,017
‫چرا انزو هنوز زنده ست و
‫چرا داره بهت زنگ میزنه؟

91
00:04:22,018 --> 00:04:23,918
‫نمیخواد نگرانش باشی

92
00:04:25,387 --> 00:04:27,221
‫امروز مهمونی خدافظی جرمیه

93
00:04:27,222 --> 00:04:28,690
‫هرچی میخوای، یه روز صبرکن

94
00:04:28,691 --> 00:04:30,325
‫حقیقتش نمیتونم

95
00:04:30,326 --> 00:04:32,060
‫نگران نباش. برنمیگردونمت به دوک

96
00:04:32,061 --> 00:04:33,528
‫دوک رو آوردم پیشت

97
00:04:33,529 --> 00:04:35,363
‫یعنی چی...

98
00:04:35,364 --> 00:04:36,883
‫با این سکوتی که کردی

99
00:04:36,884 --> 00:04:38,684
‫یا یه نیمچه سکته زدی

100
00:04:38,685 --> 00:04:39,834
‫یا سارا اومد داخل

101
00:04:39,835 --> 00:04:41,102
‫جفتش خبر خوبه

102
00:04:41,103 --> 00:04:43,204
‫کاری کن گرم بگیره و لازم نکرده

103
00:04:43,205 --> 00:04:45,072
‫چیزی راجع به قرار مدار کوچیکمون

104
00:04:45,073 --> 00:04:46,440
‫توی مهمونی از خودت درز بدی

105
00:04:46,441 --> 00:04:48,839
‫|بهتره که زبونت تو دهنت بمونه

106
00:04:50,078 --> 00:04:51,379
‫- مت
‫- سلام

107
00:04:51,380 --> 00:04:52,713
‫تو اینجا چکار میکنی؟

108
00:04:52,714 --> 00:04:54,248
‫مدیر اینجا یه تماسی باهام گرفت

109
00:04:54,249 --> 00:04:56,317
‫یکی رو میخواست که برای وبسایت
‫ازش عکس گرفته بشه

110
00:04:56,318 --> 00:04:58,152
‫و گفت که تو من رو بهش پیشنهاد کردی

111
00:04:58,153 --> 00:04:59,754
‫معمولا عکس هایی که من میگیرم

112
00:04:59,755 --> 00:05:01,289
‫موضوع غم انگیز تری دارن ولی معمولا هم

113
00:05:01,290 --> 00:05:03,962
‫بابتشون پول نمیگیرم، پس ممنون

114
00:05:04,024 --> 00:05:05,693
‫خواهش میکنم

115
00:05:05,694 --> 00:05:08,353
‫- این جا رو بهم نشون میدی؟
‫- بله حتما

116
00:05:18,935 --> 00:05:20,876
‫ببین کی فارغ التحصیل شد

117
00:05:24,264 --> 00:05:25,779
‫- مدیره مشکلی نداشت؟
‫- نه بابا

118
00:05:25,780 --> 00:05:29,416
‫البته درسته که تقریبا
‫یه صد روزی رو دو در کردی

119
00:05:29,417 --> 00:05:31,618
‫،و کلمه "گربه" رو نمیتونی هجی کنی
‫ولی آره فارغ التحصیل شدی

120
00:05:31,619 --> 00:05:33,187
‫مشکلی با فارغ التحصیلی
‫زودهنگامت نداشت

121
00:05:33,188 --> 00:05:36,256
‫ما هم یکم به روندش سرعت دادیم

122
00:05:39,117 --> 00:05:42,555
‫میرم یه چیزی بزنم

123
00:05:43,586 --> 00:05:45,999
‫- حالش خوبه؟
‫- خوب میشه

124
00:05:46,000 --> 00:05:48,302
‫هممون خوب میشیم

125
00:05:48,303 --> 00:05:49,903
‫بالاخره همه مون یه راهی برای ادامه دادن

126
00:05:49,904 --> 00:05:51,098
‫بدون تو پیدا میکنیم، جرمی

127
00:05:51,706 --> 00:05:55,409
‫راستی توی کلاه رو نگاه کن

128
00:05:55,410 --> 00:05:57,144
‫از تو وسایل دوست دختر ریک

129
00:05:57,145 --> 00:05:59,326
‫یه هدیه خدافظی پیدا کردم

130
00:06:01,014 --> 00:06:03,514
‫قایمش کن احمق

131
00:06:06,440 --> 00:06:09,514
‫اگه به خواهرت بگی...
‫دوباره می کشمت

132
00:06:21,856 --> 00:06:23,603
‫،اگه واقعا بهش فکر کنی

133
00:06:23,604 --> 00:06:25,105
‫بهتره که جرمی بره

134
00:06:25,106 --> 00:06:26,606
‫مطمئنم همه چیز دور و برش

135
00:06:26,607 --> 00:06:28,792
‫اون رو یاد بانی میندازه
‫و الینا همیشه میخواست

136
00:06:28,793 --> 00:06:30,476
‫که برادرش رو از داستان های
‫خوناشام ها دور نگه داره

137
00:06:30,478 --> 00:06:31,911
‫درسته که میره دانشکده هنر

138
00:06:31,912 --> 00:06:33,947
‫و رشته ای میخونه که درصد حقوقش

139
00:06:33,948 --> 00:06:35,815
‫یکی از پایین ترین ها توی کشوره

140
00:06:35,816 --> 00:06:38,111
‫ولی بازم براش خوشحالم

141
00:06:38,112 --> 00:06:40,445
‫فکر میکنی به اندازه کافی
‫وسایل جمع کردی؟

142
00:06:40,446 --> 00:06:42,789
‫هدف اینه که مامانم زمان باقی مونده

143
00:06:42,790 --> 00:06:44,924
‫رو اینجا با خیال راحت و

144
00:06:44,925 --> 00:06:46,426
‫توی یه محیط آروم و

145
00:06:46,427 --> 00:06:47,794
‫احاطه شده بین چیزایی که دوست داره

146
00:06:47,795 --> 00:06:50,463
‫مثل آلبوم های عکس
‫و بازی های فکری بگذرونه

147
00:06:50,464 --> 00:06:52,465
‫"گلچین ادبی آثار شکسپیر"

148
00:06:52,466 --> 00:06:54,400
‫جلد یک از ۱۲ جلد

149
00:06:54,401 --> 00:06:56,970
‫تمام کتاب هایی که هیچوقت
‫وقت خوندشون رو نداشت

150
00:06:58,138 --> 00:07:00,773
‫میشه گوشی رو برداری؟

151
00:07:00,774 --> 00:07:02,775
‫- حتما
‫- شرمنده

152
00:07:02,776 --> 00:07:05,712
‫خیلی خب...

153
00:07:05,713 --> 00:07:07,546
‫- شرمنده
‫- مشکلی نیست

154
00:07:09,104 --> 00:07:11,275
‫گرفتمش

155
00:07:12,134 --> 00:07:13,853
‫چرا مامانم داره به تو زنگ میزنه؟

156
00:07:15,155 --> 00:07:16,788
‫داری به من زیرآبی میزنی؟

157
00:07:16,790 --> 00:07:19,531
‫سلام استفن. چه صدات خوشگل شده

158
00:07:19,532 --> 00:07:20,978
‫چرا بهش زنگ زدی؟

159
00:07:20,979 --> 00:07:22,228
‫امروز بدون اینکه حتی یه کلمه بگی

160
00:07:22,229 --> 00:07:23,895
‫از خونه زدی بیرون

161
00:07:23,896 --> 00:07:26,164
‫،شاید یه کلانتر بازنشسته باشم
‫ولی هنوز مادر که هستم

162
00:07:26,166 --> 00:07:27,278
‫چی زیر سرته؟

163
00:07:27,279 --> 00:07:29,534
‫اگه بهت بگم، سوپرایز رو خراب میکنه

164
00:07:29,536 --> 00:07:30,903
‫توالت اصلی

165
00:07:30,904 --> 00:07:33,039
‫حداقل بهم بگو استفن داوطلبانه اونجاست

166
00:07:33,040 --> 00:07:34,740
‫- یا برخلاف میلش
‫- هیچکدومش

167
00:07:34,741 --> 00:07:37,776
‫اون اینجاست چون تو ازش
‫خواستی که حواسش بهم باشه

168
00:07:37,778 --> 00:07:39,045
‫عزیزم، این حقیقت نداره

169
00:07:39,046 --> 00:07:40,713
‫مامان، وقتی تو بیمارستان باهاش
‫صحبت میکردی صدات رو شنیدم

170
00:07:40,714 --> 00:07:42,181
‫ازش خواستی ازم مراقبت کنه

171
00:07:42,182 --> 00:07:45,117
‫و شادم بکنه و بعد از

172
00:07:45,118 --> 00:07:48,353
‫فوتت بهم توی ادامه دادن
‫زندگی کمک بکنه

173
00:07:48,979 --> 00:07:51,123
‫مطمئنم فقط به همین خاطر اونجا نیست

174
00:07:51,124 --> 00:07:53,359
‫مامان ببین، مشکلی نداره

175
00:07:53,360 --> 00:07:55,660
‫بهرحال خودمم کمک لازم داشتم

176
00:07:55,662 --> 00:07:57,982
‫سه ساعت دیگه با تمام جزئیات باهات تماس میگیرم

177
00:07:57,983 --> 00:08:00,065
‫تا اون موقع تقلب نکنی.
‫دوستت دارم

178
00:08:08,026 --> 00:08:10,843
‫نمیخوام گستاخ باشم ولی فکر میکنم مُردن

179
00:08:10,844 --> 00:08:12,896
‫دیگه بلیتت برای کار نکردن بود

180
00:08:14,270 --> 00:08:15,612
‫نظر خودمه

181
00:08:20,793 --> 00:08:22,354
‫حالت چطوره؟

182
00:08:22,355 --> 00:08:23,922
‫من این کار رو نا تموم

183
00:08:23,923 --> 00:08:25,958
‫ول نمیکنم

184
00:08:25,959 --> 00:08:28,427
‫تمام این پرونده های مفتوح هنوز موندن

185
00:08:28,428 --> 00:08:32,564
‫خب بذار ببینم میتونم کمک کنم
‫چندتاشون رو ببندی یا نه

186
00:08:32,565 --> 00:08:34,799
‫آره

187
00:08:38,971 --> 00:08:41,105
‫این یکی مال کار خودم

188
00:08:42,574 --> 00:08:45,310
‫کار خودم

189
00:08:45,311 --> 00:08:47,779
‫اینم کار من بود

190
00:08:47,780 --> 00:08:50,415
‫این یکی کار استفن بود

191
00:08:50,416 --> 00:08:53,985
‫نه صبرکن. کار خودمه

192
00:08:53,986 --> 00:08:57,022
‫آره. همیشه یه سوءظن ناجور داشتم

193
00:08:57,023 --> 00:09:00,492
‫این یکی چطور؟

194
00:09:00,493 --> 00:09:03,361
‫والدین الینا

195
00:09:03,362 --> 00:09:05,130
‫نمیدونستم پروندش هنوزم بازه

196
00:09:05,131 --> 00:09:07,265
‫خب اون موقع من سرپرستی

197
00:09:07,266 --> 00:09:09,234
‫الینا و جرمی رو به عهده داشتم و نمیخواستم

198
00:09:09,235 --> 00:09:10,902
‫بیشتر از این دلشون رو بشکونم

199
00:09:10,903 --> 00:09:12,137
‫ولی وقتی که بالاخره آماده شدم

200
00:09:12,138 --> 00:09:13,672
‫،تا زخم رو دوباره باز کنم
‫الینا دیگه به زندگیش رسیده بود

201
00:09:13,673 --> 00:09:16,107
‫و من و تو هم دوست شده بودیم

202
00:09:16,108 --> 00:09:22,013
‫و من نگران این بودم که...

203
00:09:22,014 --> 00:09:24,716
‫چی؟

204
00:09:24,717 --> 00:09:26,918
‫که شاید زیر سر من بوده؟

205
00:09:26,919 --> 00:09:30,854
‫لیز، نه. بهت قول میدم

206
00:09:36,157 --> 00:09:37,862
‫میراندا این پیغام رو دو ساعت

207
00:09:37,863 --> 00:09:40,442
‫قبل از اینکه سوار اون ماشین بشن

208
00:09:40,443 --> 00:09:41,966
‫و بدون هیچ دلیلی بزنن تو مسیر اون جاده

209
00:09:41,967 --> 00:09:43,568
‫برام گذاشته بود

210
00:09:43,569 --> 00:09:45,270
‫لیز، میراندا گیلبرت هستم

211
00:09:45,271 --> 00:09:47,138
‫باید راجع به یه چیز خیلی
‫ضروری باهات صحبت کنم

212
00:09:47,139 --> 00:09:49,807
‫لطفا به محض اینکه تونستی باهام تماس بگیر

213
00:09:49,808 --> 00:09:52,110
‫لعنتی

214
00:09:52,111 --> 00:09:54,178
‫به نظر میاد یکی از اون پرونده های

215
00:09:54,179 --> 00:09:56,760
‫مرموز و خاص رو دستته

216
00:10:13,206 --> 00:10:15,406
‫میدونی من یه خوناشامم دیگه؟

217
00:10:15,407 --> 00:10:17,642
‫یه خواهر بزرگه با حس های خیلی قوی

218
00:10:17,643 --> 00:10:20,878
‫که میتونه بدون اینکه صدایی
‫ایجاد کنه بیاد پشتت

219
00:10:20,879 --> 00:10:23,414
‫حیف شد واست.
‫بدش بیاد

220
00:10:23,415 --> 00:10:25,283
‫دیمن دادش به من و در اصل هم

221
00:10:25,284 --> 00:10:26,817
‫از بین وسایل دوست دختر ریکه

222
00:10:26,818 --> 00:10:28,152
‫خب دیمن احمقه

223
00:10:28,153 --> 00:10:29,487
‫و آلریک هم که خیلی راحت غیبش زده

224
00:10:29,488 --> 00:10:31,656
‫پس من فقط میتونم سرت داد بکشم

225
00:10:31,657 --> 00:10:33,925
‫آره. ریک رفت

226
00:10:33,926 --> 00:10:35,760
‫نگران بود شاید یکی شناسایی بکنش

227
00:10:35,761 --> 00:10:38,195
‫اونم وقتی که قراره مُرده باشه

228
00:10:38,196 --> 00:10:42,767
‫درسته. این به ذهنم نرسیده بود

229
00:10:42,768 --> 00:10:44,702
‫زندگی هامون خیلی عجیبن

230
00:10:44,703 --> 00:10:47,971
‫مشکل این قرن همینه

231
00:10:51,719 --> 00:10:53,310
‫فندکت رو بده من

232
00:10:53,311 --> 00:10:56,479
‫- واقعا؟
‫- آره

233
00:10:56,481 --> 00:10:59,850
‫الان تصمیم گرفتم که علف کشیدن

234
00:10:59,851 --> 00:11:01,819
‫با داداش کوچیکم میتونه طبیعی ترین چیزی باشه

235
00:11:01,820 --> 00:11:04,364
‫که دو نفری توی این چند سال
‫گذشته انجام دادیم

236
00:11:07,925 --> 00:11:12,028
‫ببین چی پیدا کردم...

237
00:11:14,565 --> 00:11:17,333
‫اگه میخوای بری دوچرخه سواری

238
00:11:17,335 --> 00:11:19,603
‫بهت توصیه میکنم کلاه ایمنی هم ببندی

239
00:11:19,604 --> 00:11:23,340
‫من با همین دوچرخه سواری یاد گرفتم

240
00:11:23,341 --> 00:11:25,474
‫فقط نمیدونستم که مامانم نگهش داشته

241
00:11:25,476 --> 00:11:26,844
‫یه چرخ کمکی هایی داشت

242
00:11:26,845 --> 00:11:28,178
‫که هروقت پدال میزدی

243
00:11:28,179 --> 00:11:29,480
‫چراغ های اطرافش روشن میشد

244
00:11:29,481 --> 00:11:30,814
‫،بعدش یه روز
‫مامانم چرخ کمکی ها رو در آورد

245
00:11:30,815 --> 00:11:32,883
‫و گفت الان وقتشه که
‫یه دختر بزرگ بشم

246
00:11:32,884 --> 00:11:35,185
‫دیگه خودت حدس بزن بعدش

247
00:11:35,186 --> 00:11:37,220
‫چقدر بدخلقی کردم

248
00:11:37,221 --> 00:11:40,090
‫چرخ کمکیا چراغ داشتن.
‫بهت حق میدم

249
00:11:40,091 --> 00:11:44,694
‫آره. خب، قضیه این چیه؟

250
00:11:44,695 --> 00:11:46,930
‫جعبه فیوز خراب شده بود برای همین گفتم

251
00:11:46,931 --> 00:11:49,499
‫یه دستی روش بکشم

252
00:11:49,500 --> 00:11:51,668
‫میدونی که مجبور نیستی
‫اینکارا رو بکنی دیگه؟

253
00:11:51,669 --> 00:11:53,003
‫حقیقتش حتی ممکن بود

254
00:11:53,004 --> 00:11:54,905
‫به چندتا مشکل جدی بخورم...
‫سیم های لخت

255
00:11:54,906 --> 00:11:56,473
‫آتیش های الکتریکی...

256
00:11:56,474 --> 00:11:59,175
‫نه. منظورم بودن با منه

257
00:11:59,176 --> 00:12:01,311
‫میدونی، اگه ترجیح میدی

258
00:12:01,312 --> 00:12:03,547
‫- جای دیگه ای باشی...
‫- نه

259
00:12:11,755 --> 00:12:12,955
‫خیلی خب

260
00:12:18,354 --> 00:12:21,998
‫میدونی، خیلی بیشتر خوش میگذشت اگه...

261
00:12:21,999 --> 00:12:25,400
‫کمد بالایی از سمت راست

262
00:12:27,237 --> 00:12:29,739
‫نگاش کن

263
00:12:29,740 --> 00:12:32,442
‫برای همینه که کلانتر خیلی بدی هستی

264
00:12:32,443 --> 00:12:34,611
‫نه. کلانتر بدی هستم چون
‫یکی از بهترین دوستام

265
00:12:34,612 --> 00:12:37,213
‫مجرم نصف پرونده های باز خودمه

266
00:12:37,214 --> 00:12:39,415
‫نه تا وقتی که اینو تموم کنم

267
00:12:39,416 --> 00:12:43,119
‫هرچی خودت میخوای

268
00:12:43,120 --> 00:12:47,457
‫میتونم ازت یه چیزی بابت اون شب بپرسم؟

269
00:12:47,458 --> 00:12:50,460
‫تو الینا رو دیدی و استفن
‫اون رو از ماشین کشید بیرون

270
00:12:50,461 --> 00:12:53,262
‫آره. استفن ـه همیشه خیرخواه

271
00:12:53,263 --> 00:12:55,131
‫پس شما دست بر قضا همون شبی که

272
00:12:55,132 --> 00:12:58,367
‫مادر پدرش مردن توی یه شهر بودین

273
00:12:58,368 --> 00:12:59,569
‫- چطور؟
‫- خب باورت بشه یا نه

274
00:12:59,570 --> 00:13:02,305
‫منم یه زمانی مامان داشتم

275
00:13:02,306 --> 00:13:03,639
‫اونم سالگرد فوتش همون روز بود

276
00:13:03,640 --> 00:13:06,142
‫اون سال هایی که احساسات داشتم

277
00:13:06,143 --> 00:13:07,843
‫یه سری به قبرش میزدم و روش

278
00:13:07,844 --> 00:13:10,478
‫گل میذاشتم

279
00:13:11,647 --> 00:13:14,283
‫هیچوقت راجع بهش صحبت نمیکنی

280
00:13:14,284 --> 00:13:15,885
‫چیز زیادی برای گفتن نیست

281
00:13:15,886 --> 00:13:18,321
‫با یه بیماری قدیمی مُرد...

282
00:13:18,322 --> 00:13:20,323
‫مرض سل

283
00:13:20,324 --> 00:13:22,958
‫چرا حس میکنم داری از یه چیزی فاکتور میگیری؟

284
00:13:22,959 --> 00:13:24,627
‫یه چیزی بهت میگم

285
00:13:24,628 --> 00:13:26,262
‫بهتر نیست از غرایز تحقیقیت برای
‫حل کردن این

286
00:13:26,263 --> 00:13:28,064
‫پرونده استفاده کنیم؟

287
00:13:28,065 --> 00:13:30,800
‫بیا اینجا اینو ببین

288
00:13:30,801 --> 00:13:32,134
‫خیلی خب

289
00:13:32,135 --> 00:13:35,104
‫چرا گیلبرت ها باید از مسیر
‫پُل ویکری رد بشن

290
00:13:35,105 --> 00:13:37,940
‫وقتی که از مسیر جاده "میلر" ده دقیقه زودتر میرسیدن

291
00:13:37,941 --> 00:13:40,809
‫و چرا هیچ رد ترمز ماشینی توی
‫محل تصادف نیست

292
00:13:40,810 --> 00:13:42,478
‫و چرا صندوق عقب پر از لباس بود

293
00:13:42,479 --> 00:13:45,180
‫انگار که میخوان از شهر خارج بشن؟

294
00:13:45,181 --> 00:13:48,250
‫اون شب واقعا یه اتفاقی افتاده

295
00:13:48,251 --> 00:13:49,651
‫ماشینت رو بده من

296
00:13:49,653 --> 00:13:52,321
‫- عمرا
‫- بیخیال

297
00:13:52,322 --> 00:13:54,323
‫دارم میرم یه شهر جدید و
‫یه زندگی جدید شروع میکنم

298
00:13:54,324 --> 00:13:55,791
‫ماشین لازم دارم

299
00:13:55,792 --> 00:13:58,360
‫و باید ماشین من باشه؟

300
00:13:58,361 --> 00:14:00,848
‫برای خودت با طلسم یه جدیدش رو بگیر

301
00:14:00,849 --> 00:14:04,199
‫خدایا، فکر میکنی چند تا ماشین خراب کردیم؟

302
00:14:04,200 --> 00:14:07,203
‫بیشتر از یه خانواده ی معمولی دیگه درسته؟

303
00:14:07,204 --> 00:14:09,204
‫واگن مامان و بابا یکیشون بود

304
00:14:09,205 --> 00:14:10,539
‫اون شاسی بلنده توی تولدم

305
00:14:10,540 --> 00:14:12,007
‫کاترین هم ماشین من رو سر
‫یه چهارراه له کرد

306
00:14:12,008 --> 00:14:13,474
‫شد سه تا

307
00:14:13,476 --> 00:14:15,210
‫بهمون زیاد سیب زمینی ندادن مگه نه؟

308
00:14:15,211 --> 00:14:17,179
‫چرا دادن ولی
‫تو همشون رو خوردی

309
00:14:23,019 --> 00:14:25,987
‫رفیق. گاومون زایید

310
00:14:25,988 --> 00:14:27,322
‫بزن رو رد تماس رفیق

311
00:14:27,323 --> 00:14:30,625
‫دارم همینکارو میکنم رفیق

312
00:14:30,626 --> 00:14:35,230
‫رسمی شد

313
00:14:35,231 --> 00:14:37,265
‫من بدترین خواهر دنیام

314
00:14:37,266 --> 00:14:40,135
‫- احمق نباش
‫- جدی میگم

315
00:14:40,136 --> 00:14:43,405
‫مامان بابا مُردن و من چکار کردم؟

316
00:14:43,406 --> 00:14:47,893
‫گذاشتم بشی مشکل جنا
‫چون خودم نتونستم از پسش بر بیام

317
00:14:48,544 --> 00:14:53,714
‫انداختمت از زندگیم بیرون.
‫همه رو انداختم بیرون

318
00:14:56,097 --> 00:14:58,753
‫ولی هیچوقت فکر نمیکردم
‫این باعث میشه خواهر بدی باشی

319
00:14:58,754 --> 00:15:00,221
‫حداقل اینی که یکی با شرایط

320
00:15:00,222 --> 00:15:02,357
‫خودم بود، برام کافی بود

321
00:15:02,358 --> 00:15:06,561
‫،وقتی حالت بهتر شد
‫همون موقع بیشترین حس تنهایی رو داشتم

322
00:15:06,562 --> 00:15:10,505
‫تقصیر تو نبود.
‫حال تو داشت خوب میشد، ولی حال من نه

323
00:15:14,069 --> 00:15:17,205
‫چیه دیمن؟

324
00:15:17,206 --> 00:15:18,673
‫الان با داداشمم

325
00:15:18,674 --> 00:15:20,575
‫میخوام یه چیزی رو باهات مرور کنم

326
00:15:20,576 --> 00:15:22,710
‫امکانش هست بتونی خودت رو
‫به دفتر کلانتر برسونی؟

327
00:15:22,711 --> 00:15:25,680
‫زیاد مطمئن نیستم الان بودن

328
00:15:25,681 --> 00:15:27,949
‫با کلانتر فکر خوبی باشه

329
00:15:29,284 --> 00:15:32,869
‫من و جرمی اون هدیه ی خدافظیت رو دود کردیم

330
00:15:32,870 --> 00:15:35,656
‫- بالایی؟
‫- نه بابا

331
00:15:35,657 --> 00:15:37,527
‫فقط یکم گیجم

332
00:15:38,221 --> 00:15:39,861
‫خیلی خب

333
00:15:39,862 --> 00:15:42,063
‫نفا لازم داری، یه مقدار عطر

334
00:15:42,064 --> 00:15:43,264
‫و نصف پیتزا

335
00:15:43,265 --> 00:15:45,099
‫- نکته ی مهمیه
‫- خیلی خب

336
00:15:45,100 --> 00:15:47,568
‫خودم رو می رسونم

337
00:15:48,804 --> 00:15:51,005
‫مدرک رو قایم کن

338
00:15:51,006 --> 00:15:54,175
‫تو خونه می بینمت

339
00:15:56,044 --> 00:15:59,347
‫این بوی عجیب چیه؟

340
00:15:59,348 --> 00:16:01,882
‫شنیدم داری شهر رو ترک میکنی

341
00:16:01,883 --> 00:16:04,285
‫احتمالا با توجه به اینکه سعی کردی منو بکشی

342
00:16:04,286 --> 00:16:08,121
‫،و من هنوزم اینجام
‫تصمیم عاقلانه ای بوده باشه

343
00:16:10,724 --> 00:16:12,459
‫میتونیم نورپردازی رو یکم سنگین تر بکنیم

344
00:16:12,461 --> 00:16:13,727
‫یا اگه بخوای

345
00:16:13,728 --> 00:16:15,663
‫نور پیش زمینه رو تغییر بدیم

346
00:16:15,664 --> 00:16:16,997
‫نه. همینا عالین

347
00:16:16,998 --> 00:16:18,666
‫اینا رو میفرستم برای مدیرم

348
00:16:18,667 --> 00:16:20,734
‫- زیاده روی شد
‫- خدای من

349
00:16:20,735 --> 00:16:23,871
‫کاملا فراموش کرده بودم عکسه
‫هنوز این توئه

350
00:16:23,872 --> 00:16:25,506
‫تا حالا کسی بهت گفته

351
00:16:25,507 --> 00:16:26,974
‫واقعا عکاس خوبی هستی؟

352
00:16:26,975 --> 00:16:29,776
‫آره ولی مشخصا اون یکی عکسه کار من نیست

353
00:16:29,778 --> 00:16:32,880
‫کار کیه؟
‫نه ولش کن

354
00:16:32,881 --> 00:16:34,681
‫به من ربطی نداره

355
00:16:41,242 --> 00:16:42,589
‫احتمالا غافلگیرت میکنه

356
00:16:42,590 --> 00:16:44,191
‫ولی الان وقتش نیست

357
00:16:44,192 --> 00:16:45,492
‫حتما غافلگیرت میکنه

358
00:16:45,493 --> 00:16:46,894
‫ولی برام مهم نیست

359
00:16:46,895 --> 00:16:49,429
‫یه تونل کنار رودخونه ی جاده ی ۱۳ هستش

360
00:16:49,430 --> 00:16:50,931
‫تاریک و دور افتاده ست

361
00:16:50,932 --> 00:16:53,667
‫میخوام دوست عکاسمون رو ببری اونجا

362
00:16:53,668 --> 00:16:55,869
‫جدا؟ میخوای باهاش چکار کنی؟

363
00:16:55,870 --> 00:16:58,438
‫،دستش رو بگیر
‫یکم باهاش لاس بزن

364
00:16:58,439 --> 00:17:00,340
‫رفتار معارفه ای استاندارد دیگه

365
00:17:00,341 --> 00:17:02,008
‫اگه میخوای ببینیش خودت بیا اینجا

366
00:17:02,010 --> 00:17:04,344
‫به نظر میاد تو داری بهم
‫دستور میدی چکار کنم

367
00:17:04,345 --> 00:17:06,713
‫نکنه میخوای دوباره مامانم رو تهدید کنی؟

368
00:17:06,714 --> 00:17:08,081
‫چون واقعا کار شجاعانه ایه

369
00:17:08,082 --> 00:17:10,650
‫آره، حق با توئه.
‫حرف اشتباهی بود

370
00:17:10,651 --> 00:17:13,386
‫هرچی نباشه، مامانت کاری با من نداشته

371
00:17:13,387 --> 00:17:14,721
‫خب، به غیر از یه شبی که...

372
00:17:14,722 --> 00:17:15,789
‫دارم قطع میکنم دیگه

373
00:17:15,790 --> 00:17:17,390
‫پس رفتم سراغ یکی از دور و بری ها

374
00:17:17,391 --> 00:17:19,658
‫اینجوری خوشنام‌تره، مگه نه جرمی؟

375
00:17:21,662 --> 00:17:23,863
‫اوه، میخوای چیزی بگی؟

376
00:17:23,864 --> 00:17:26,399
‫بخاطر اون همه خونی که تو دهنته، شنیدنش سخته

377
00:17:26,400 --> 00:17:29,402
‫اوه، آها. گفتش...

378
00:17:29,403 --> 00:17:31,571
‫چه غلطی کردی؟

379
00:17:31,572 --> 00:17:33,907
‫هنوز کار جدی‌ای نکردم

380
00:17:33,908 --> 00:17:36,943
‫پس در مورد درخواستم یه تجدیدنظری بکن

381
00:17:45,204 --> 00:17:48,342
‫« Sweet Ophelia by Zella Day »

382
00:17:51,204 --> 00:17:55,342
‫هی، حالا که کُل جعبه رو آوردی

383
00:17:55,343 --> 00:17:57,210
‫به اینشم فکر کردی که باید کجا بذارمشون؟

384
00:17:57,211 --> 00:18:00,045
‫زیر پله‌ها یه انباری هست

385
00:18:03,907 --> 00:18:06,052
‫حالت خوبه؟

386
00:18:06,053 --> 00:18:07,787
‫به نظرت مامانم میره سراغ

387
00:18:07,788 --> 00:18:09,022
‫کدوم کتاب، اونم کتابی که ممکنه

388
00:18:09,023 --> 00:18:10,857
‫آخرین چیزی باشه که میتونه بخونه؟

389
00:18:10,858 --> 00:18:14,260
‫جین ایر" ۶۰۰ صفحه‌ست"

390
00:18:14,262 --> 00:18:16,062
‫،اگه تمومش نکنه چی، یا بدتر از اون

391
00:18:16,063 --> 00:18:17,297
‫اگه نصف کتاب رو بخونه

392
00:18:17,298 --> 00:18:19,532
‫و بعد متوجه شه ازش متنفره؟

393
00:18:19,533 --> 00:18:21,668
‫اگه آخرین لحظه‌های ارزشمندش رو

394
00:18:21,669 --> 00:18:23,370
‫روی یه کتاب وحشتناک حروم کنه چی؟

395
00:18:23,371 --> 00:18:24,637
‫من فقط نمیخوام مسئول خراب کردن

396
00:18:24,638 --> 00:18:26,573
‫آخرین تجربه‌ی ادبیش باشم

397
00:18:26,574 --> 00:18:29,709
‫- کارولاین؟
‫- بله؟

398
00:18:29,710 --> 00:18:31,878
‫کتاب‌ها رو بسپار به من

399
00:18:31,879 --> 00:18:33,646
‫نه، نه. خودم باید انجامش بدم

400
00:18:33,647 --> 00:18:37,116
‫من احتمالاً تک به تک این کتاب‌هارو خوندم

401
00:18:37,117 --> 00:18:40,787
‫خوشحالم میشم مسئولیتش رو به عهده بگیرم

402
00:18:45,325 --> 00:18:47,994
‫اینو بازش میکنم

403
00:18:47,995 --> 00:18:50,538
‫- فکر کردم اون مال مامانته
‫- آره، بود

404
00:18:58,638 --> 00:19:01,574
‫راستش نمیدونم چرا داشتیم
‫از اون جاده به خونه برمیگشتیم

405
00:19:01,575 --> 00:19:04,109
‫و روحمم خبر نداره چرا تو صندوق عقب
‫بار و بندیل داشتیم

406
00:19:04,111 --> 00:19:05,977
‫نبودن خط ترمز چی؟

407
00:19:05,979 --> 00:19:07,413
‫دلیلی نداشته که بابات همینجوری

408
00:19:07,414 --> 00:19:08,781
‫از جاده بیرون رفته باشه مثلاً واسه اینکه

409
00:19:08,782 --> 00:19:10,682
‫یه چیزی رو بدون اینکه ترمز بگیره رد کنه؟

410
00:19:10,684 --> 00:19:13,486
‫وقتی این اتفاق افتاد، داشتم
‫به بانی اس‌ام‌اس میدادم

411
00:19:13,487 --> 00:19:15,621
‫خجالت آوره، میدونم

412
00:19:15,622 --> 00:19:17,557
‫پیغام صوتی چی؟

413
00:19:17,558 --> 00:19:19,659
‫اون شب خونه نبودم

414
00:19:19,660 --> 00:19:22,728
‫واقعاً فکر میکنید تصادف خانواده‌ی من

415
00:19:22,729 --> 00:19:24,497
‫یه قضیه‌ای داشته؟

416
00:19:24,498 --> 00:19:26,532
‫نمیدونم ولی با توجه به

417
00:19:26,533 --> 00:19:29,501
‫اتفاقاتی که توی این شهر میوفته، بعید نیست

418
00:19:30,494 --> 00:19:32,471
‫اوه، واقعاً متاسفم الینا

419
00:19:32,472 --> 00:19:34,039
‫،میدونم باید زودتر این مسئله رو میگفتم

420
00:19:34,040 --> 00:19:37,376
‫،ولی تو اون هفته‌های اول
‫بعد از مرگ پدر و مادرت، من...

421
00:19:37,377 --> 00:19:39,645
‫نه. مراقب من و جرمی بودی

422
00:19:39,646 --> 00:19:41,547
‫یادمه

423
00:19:41,548 --> 00:19:45,050
‫جنای بیچاره داشت سعیش رو میکرد
‫و شکست میخورد

424
00:19:45,051 --> 00:19:47,786
‫ولی تو اجازه دادی پیشت بمونیم

425
00:19:47,787 --> 00:19:51,090
‫ما رو میبردی مدرسه، واسمون شام درست میکردی

426
00:19:51,091 --> 00:19:53,282
‫صبر کن ببینم، تو آشپزی میکردی؟

427
00:19:55,002 --> 00:19:57,830
‫واقعاً سعیش رو میکرد

428
00:20:02,601 --> 00:20:04,875
‫میرم ببینم جرمی چیزی میدونه یا نه

429
00:20:05,238 --> 00:20:08,339
‫- ممنون
‫- خواهش

430
00:20:21,628 --> 00:20:25,390
‫هی...

431
00:20:25,391 --> 00:20:28,727
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، آره، خوبم

432
00:20:28,728 --> 00:20:30,962
‫- جدی؟
‫- خوبم بابا

433
00:20:30,963 --> 00:20:32,263
‫خیلی خب

434
00:20:34,366 --> 00:20:37,313
‫چرا که نه. توی یه تونل تاریک افتادم
‫دنبال یه پسری که به زور میشناسمش

435
00:20:37,314 --> 00:20:38,703
‫هی، ترجیح میدی از پوست سیب زمینی

436
00:20:38,704 --> 00:20:40,072
‫عکس بیشتری بگیری؟

437
00:20:40,073 --> 00:20:41,840
‫فکر میکردم بیشتر به
‫موضوعات تاریک علاقه داری

438
00:20:41,841 --> 00:20:44,976
‫نقاشیِ دیواری. چقدر تحریک‌پذیر

439
00:20:44,977 --> 00:20:46,945
‫اینجا مستیک فالزه

440
00:20:46,946 --> 00:20:48,980
‫دیگه از این تاریک‌تر گیرت نمیاد

441
00:20:59,992 --> 00:21:02,026
‫،درمورد اون عکس‌ها

442
00:21:02,027 --> 00:21:05,196
‫اونا رو هم اتاقیم واسه امتحان پایان‌ترمش گرفت

443
00:21:05,197 --> 00:21:08,900
‫دوست پسر ندارم، اگه کنجکاو شدی اینو بدونی

444
00:21:16,742 --> 00:21:18,276
‫خیلی خب، رسیدیم
‫تو کدوم گوری هستی؟

445
00:21:18,277 --> 00:21:20,011
‫منم همونجام. نمیبینیم؟

446
00:21:20,012 --> 00:21:21,379
‫نه. نمیتونم

447
00:21:21,380 --> 00:21:25,349
‫چند قدم بیا سمت چپ خودت، اومدم

448
00:21:28,387 --> 00:21:30,321
‫مت

449
00:21:42,768 --> 00:21:43,968
‫دارن یکمی دیر میکنن

450
00:21:43,969 --> 00:21:45,169
‫ظاهراً مامانم امروز تصمیم گرفته

451
00:21:45,170 --> 00:21:47,138
‫بره سراغ پرونده‌های قدیمیِ بی‌ارزش

452
00:21:47,139 --> 00:21:51,802
‫خب، پس کلی حرف واسه زدن دارن

453
00:21:54,879 --> 00:21:57,481
‫خلاصه... متوجه شدم

454
00:21:57,482 --> 00:22:00,312
‫اصلاً مهم نیست

455
00:22:00,313 --> 00:22:02,720
‫چی مهم نیست؟

456
00:22:02,721 --> 00:22:05,623
‫مهم نیست چه کتابی رو مامانت

457
00:22:05,624 --> 00:22:08,192
‫تو آخرین لحظات ارزشمندش بخونه

458
00:22:08,193 --> 00:22:10,127
‫مهم نیست که اون کتاب خوب باشه

459
00:22:10,128 --> 00:22:12,463
‫یا وحشتناک

460
00:22:12,464 --> 00:22:14,365
‫مهم نیست چون زندگی

461
00:22:14,366 --> 00:22:17,334
‫راجع به لحظات آخر نیست

462
00:22:17,335 --> 00:22:20,905
‫راجع به لحظاتیِ که صرف رسیدن بهشون کردیم

463
00:22:25,794 --> 00:22:27,978
‫میدونم

464
00:22:27,979 --> 00:22:30,714
‫فقط میخواستم عالی باشه، میدونی؟

465
00:22:30,715 --> 00:22:32,749
‫- میخواستم...
‫- کنترل شده باشه؟

466
00:22:33,760 --> 00:22:35,853
‫هی، ببین

467
00:22:35,854 --> 00:22:38,265
‫اگه کسی بتونه مرگ رو کنترل کنه...

468
00:22:39,975 --> 00:22:42,258
‫اون یه نفر تویی

469
00:22:48,066 --> 00:22:51,535
‫میدونم مامانم ازت خواسته حواست بهم باشه

470
00:22:51,536 --> 00:22:55,472
‫- کارولاین، اینطوری که...
‫- منم مشکلی باهاش ندارم، جدی میگم

471
00:22:55,473 --> 00:22:59,209
‫درواقع، خوشحالم هستم
‫چون نمیدونم

472
00:22:59,210 --> 00:23:04,748
‫میتونم تنهایی از پس این قضیه بربیام یا نه

473
00:23:04,749 --> 00:23:10,120
‫من بخاطر اینکه مامانت از خواسته
‫حواسم بهت باشه اینجا نیومدم

474
00:23:10,121 --> 00:23:14,844
‫- پس واسه چی اومدی؟
‫- ،خب، بخاطر اینکه تو دوستمی

475
00:23:16,456 --> 00:23:17,594
‫،چون میدونم از دست دادن مادر

476
00:23:17,595 --> 00:23:21,698
‫،چه حسی داره

477
00:23:21,699 --> 00:23:24,901
‫و چون وقتی بهم گفتی

478
00:23:24,902 --> 00:23:28,271
‫ازم متنفری، میشه گفت بدترین

479
00:23:28,272 --> 00:23:31,694
‫حرفی بود که بعد از یه مدت طولانی شنیدمش

480
00:23:35,579 --> 00:23:39,648
‫فکر میکنم جفتمون میدونیم که
‫هیچوقت واقعاً ازت تنفر نداشتم

481
00:23:41,579 --> 00:23:44,648
‫« Yours by Ella Henderson »

482
00:24:31,234 --> 00:24:35,705
‫یکیمون احتمالاً باید یه حرفی بزنه

483
00:24:35,706 --> 00:24:38,107
‫ادامه بده

484
00:24:38,108 --> 00:24:41,943
‫- اون نه
‫- نه

485
00:24:48,813 --> 00:24:49,814
‫به اورژانس زنگ زدم

486
00:24:49,815 --> 00:24:51,316
‫باید از اینجا بری

487
00:24:51,317 --> 00:24:53,040
‫آخه چجور آدمی با این سرعت

488
00:24:53,041 --> 00:24:55,089
‫به یه نفر میزنه و بعدش همینجوری
‫راهشو میکشه و میره؟

489
00:24:55,090 --> 00:24:58,372
‫حالتون خوبه؟ چی شده؟
‫کمک لازم دارید؟

490
00:24:58,373 --> 00:25:00,092
‫داشتم اونطرف راه میرفتم که صداتون رو شنیدم

491
00:25:00,093 --> 00:25:01,254
‫،منتظر آمبولانس احمقیم

492
00:25:01,255 --> 00:25:03,273
‫،ولی به نظر اوضاعش وخیمه
‫خیلی وخیم

493
00:25:03,274 --> 00:25:04,562
‫تنفسش...

494
00:25:04,563 --> 00:25:07,529
‫- فکر میکنم ریه‌اش سوراخ شده
‫- درستش کن

495
00:25:07,530 --> 00:25:08,366
‫چی، شما تکنسین موقعیت‌های اورژانسی
‫یا همچین چیزی هستید؟

496
00:25:08,367 --> 00:25:09,601
‫نه دقیقاً، عزیزم

497
00:25:10,736 --> 00:25:12,170
‫اوه خدای من، باید یه کاری بکنیم

498
00:25:12,171 --> 00:25:14,333
‫ببین، میتونم کمک کنم ولی...
‫اسمت چیه؟

499
00:25:14,334 --> 00:25:15,455
‫- سارا
‫- سارا، خیلی خب

500
00:25:15,456 --> 00:25:16,274
‫ازت میخوام هُل نکنی

501
00:25:16,275 --> 00:25:17,442
‫چیزی که قراره ببینی رو

502
00:25:17,443 --> 00:25:19,177
‫هیچوقت قبلاً ندیدی

503
00:25:19,178 --> 00:25:21,412
‫فقط قول بده که هُل نکنی

504
00:25:21,413 --> 00:25:23,613
‫قول میدم، فقط تو رو خدا کمکش کن

505
00:25:26,284 --> 00:25:28,753
‫اوه خدای من

506
00:25:28,754 --> 00:25:30,921
‫هُل که نکردی، عشقم؟

507
00:25:35,928 --> 00:25:38,228
‫چطوری الان...

508
00:25:39,897 --> 00:25:42,566
‫تو الان...

509
00:25:49,607 --> 00:25:51,042
‫اینجایی پس

510
00:25:51,043 --> 00:25:53,077
‫اوه خدای من، چی شده؟

511
00:25:53,078 --> 00:25:54,612
‫انزو یه عوضیه، این شده

512
00:25:54,613 --> 00:25:56,447
‫شوخی میکنی؟ بشین سرجات

513
00:25:56,448 --> 00:25:58,582
‫میرم دهنش رو سرویس کنم

514
00:25:58,583 --> 00:26:01,385
‫به یه خواهر بزرگ واسه سرویس کردن
‫دهن قلدرها نیاز ندارم، ممنون

515
00:26:01,386 --> 00:26:04,855
‫کلانتر چیکار داشت؟

516
00:26:04,856 --> 00:26:06,791
‫میخواست راجع به اون شبی

517
00:26:06,792 --> 00:26:09,426
‫که مامان و بابا مُردن صحبت کنه

518
00:26:09,427 --> 00:26:11,962
‫،فکر میکنه یه اتفاق دیگه افتاده

519
00:26:11,963 --> 00:26:14,965
‫یعنی شاید یه تصادف نبوده

520
00:26:14,966 --> 00:26:17,101
‫پس چی بوده...
‫،حمله‌ی یه خوناشام

521
00:26:17,102 --> 00:26:18,469
‫یه گرگینه توی جاده

522
00:26:18,470 --> 00:26:20,170
‫دیگه چه احتمالی وجود داره؟

523
00:26:20,171 --> 00:26:21,372
‫مامان چندساعتی قبل از تصادف

524
00:26:21,373 --> 00:26:23,073
‫به کلانتر زنگ زده

525
00:26:23,074 --> 00:26:26,042
‫یه پیغام فوری گذاشته و از کلانتر
‫خواسته بهش زنگ بزنه

526
00:26:26,044 --> 00:26:28,545
‫فکر کن. اتفاق غیرطبیعی‌ای رو

527
00:26:28,546 --> 00:26:30,647
‫از اون شب بخاطر نمیاری؟

528
00:26:36,588 --> 00:26:38,689
‫چیه؟

529
00:26:38,690 --> 00:26:40,290
‫من...

530
00:26:40,291 --> 00:26:42,593
‫عادت داشتم توی اتاقم سیگاری بکشم

531
00:26:42,594 --> 00:26:44,261
‫مامان اون شب مچم رو گرفت

532
00:26:44,262 --> 00:26:47,731
‫گفت میخواد منو بازداشت کنه

533
00:26:47,732 --> 00:26:49,833
‫واسه همین به کلانتر زنگ زده

534
00:26:49,834 --> 00:26:52,135
‫،مثلاً میخواست خیلی واقعی جلوه بده

535
00:26:52,136 --> 00:26:56,340
‫ولی میتونستم صدای خنده‌ی
‫جنا رو از بیرون بشنوم

536
00:26:56,341 --> 00:27:00,277
‫،اون آخرین باری بود که با هم صحبت کردیم

537
00:27:00,278 --> 00:27:04,447
‫یه دعوا تو چارچوب در

538
00:27:05,782 --> 00:27:08,852
‫منطقیه

539
00:27:08,853 --> 00:27:12,121
‫آره. به کلانتر میگم

540
00:27:17,669 --> 00:27:20,663
‫مثل اینکه پیغام یه شوخی بوده

541
00:27:21,998 --> 00:27:25,034
‫میراندا میخواسته واسه
‫سیگاری کشیدن جرمی دستگیرش کنه

542
00:27:26,836 --> 00:27:29,506
‫خب، بقیه‌ی چیزا چی؟

543
00:27:29,507 --> 00:27:32,342
‫منظورم جاده و خط ترمزه

544
00:27:32,343 --> 00:27:33,977
‫بار و بندیل چی؟

545
00:27:33,978 --> 00:27:36,246
‫روز قبلش طوفان شده

546
00:27:36,247 --> 00:27:38,882
‫بابای جرمی داشته واسه یه سفر مخفیانه

547
00:27:38,883 --> 00:27:41,650
‫،به خونه‌ی ساحلیشون برنامه میچینده
‫طوفان برنامه رو خراب کرده

548
00:27:41,652 --> 00:27:43,887
‫- طوفان
‫- آره

549
00:27:43,888 --> 00:27:46,656
‫همون طوفانی که خط برق

550
00:27:46,657 --> 00:27:50,160
‫،کنار جاده‌ی میلر رو قطع کرد
‫پس دلیل اینکه

551
00:27:50,161 --> 00:27:52,562
‫،از روی پُل ویکری اومدن این بوده

552
00:27:52,563 --> 00:27:56,532
‫که قبل از اینکه بازسازی بشه
‫مشکل زهکشی داشته

553
00:27:56,533 --> 00:27:59,569
‫یعنی اینکه جاده احتمالاً
‫هنوز لیز بوده

554
00:27:59,570 --> 00:28:03,044
‫رو جاده‌های لیز هم خط ترمز نمیوفته

555
00:28:03,045 --> 00:28:07,242
‫پس دلیل اصلی، طوفان بوده

556
00:28:09,078 --> 00:28:11,547
‫معما حل شد

557
00:28:14,884 --> 00:28:16,686
‫میشه به کارولاین زنگ بزنی

558
00:28:16,687 --> 00:28:18,721
‫و بهش بگی میتونه فردا منو غافلگیر کنه؟

559
00:28:18,722 --> 00:28:21,791
‫امشب اصلاً حال و حوصله‌اش رو ندارم

560
00:28:21,792 --> 00:28:24,293
‫حتماً

561
00:28:24,294 --> 00:28:27,395
‫من میرم ماشین رو بیارم

562
00:29:26,381 --> 00:29:28,125
‫آره. ممنون که بهم خبر دادی

563
00:29:28,126 --> 00:29:30,175
‫اگه خبر دیگه‌ای شد منو در جریان بذار، باشه؟

564
00:29:30,176 --> 00:29:32,010
‫خدافظ

565
00:29:32,011 --> 00:29:34,579
‫چی شده؟ حال کلانتر خوبه؟

566
00:29:34,581 --> 00:29:38,465
‫قرار نبود اون صحبت‌ها رو بشنوی

567
00:29:38,466 --> 00:29:41,520
‫دیمن گفت حالش داره بدتر میشه

568
00:29:41,521 --> 00:29:43,589
‫الان نمیتونم برم، امکان نداره

569
00:29:43,590 --> 00:29:46,725
‫نه با این وضعیت مریضی کلانتر
‫و رفتار وحشیانه‌ی انزو

570
00:29:46,726 --> 00:29:48,827
‫الان وقتش نیست

571
00:29:48,828 --> 00:29:50,262
‫نه بابا، چون وقت درستش

572
00:29:50,263 --> 00:29:51,730
‫یکی دو سال پیش بود

573
00:29:51,731 --> 00:29:53,432
‫،انزو میتونست امروز تو رو بکشه

574
00:29:53,433 --> 00:29:55,634
‫و اون روز دیگه هم
‫لیو تو رو اونطرف اتاق پرت کرد

575
00:29:55,635 --> 00:29:58,003
‫و بیا اون وقتی رو که
‫واقعاً مُردی فراموش نکنیم

576
00:29:58,004 --> 00:29:59,871
‫راست میگه

577
00:29:59,872 --> 00:30:01,273
‫وقتشه از اینجا بزنی بیرون

578
00:30:01,274 --> 00:30:03,460
‫تو لیاقت یه زندگی عادی رو داری، جر

579
00:30:03,626 --> 00:30:07,026
‫لیاقت زندگی بچه‌ای رو داری
‫که تنها توشه‌اش اینه که

580
00:30:07,027 --> 00:30:10,062
‫والدینش رو از دست داده

581
00:30:10,063 --> 00:30:14,300
‫زودباش، بیا بریم فرودگاه

582
00:30:14,301 --> 00:30:17,269
‫در واقع، چرا نمیذاری من ببرمش؟

583
00:30:17,270 --> 00:30:18,938
‫تو باید بری پیش لیز

584
00:30:18,939 --> 00:30:20,706
‫وقتی به فرودگاه رسیدم بهت زنگ میزنم

585
00:30:20,707 --> 00:30:22,574
‫و وقتی فرود اومدم هم همینطور

586
00:30:25,523 --> 00:30:27,846
‫،و تا چند روز دیگه

587
00:30:27,847 --> 00:30:30,982
‫منتظر یه بسته در ابعاد
‫یه ماشین از طرف من باش

588
00:30:30,984 --> 00:30:33,018
‫صبر کن ببینم. میخوای ماشینت رو بهم بدی؟

589
00:30:33,019 --> 00:30:35,553
‫فقط داغونش نکن، باشه؟

590
00:30:45,298 --> 00:30:47,966
‫- خیلی خب، برو زیر پتو

591
00:30:51,270 --> 00:30:55,273
‫عجب لباس خواب خوشگلی. جیگر شدی

592
00:30:55,274 --> 00:30:57,442
‫اوه، انرژی‌ای واسم نمونده

593
00:30:57,443 --> 00:31:00,078
‫که بهت بگم عمیقاً چقدر اذیتم میکنه

594
00:31:03,850 --> 00:31:06,852
‫امروز بیشتر میخواستی، مگه نه؟

595
00:31:06,853 --> 00:31:09,086
‫در مورد تصادف

596
00:31:10,755 --> 00:31:13,291
‫اگه مرگشون به دلیل یه اتفاق

597
00:31:13,292 --> 00:31:16,294
‫فراطبیعی میبود، آسونتر میشد

598
00:31:16,295 --> 00:31:19,097
‫باید یه دلیل وجود میداشت

599
00:31:19,098 --> 00:31:22,934
‫از قرار معلوم فقط یه تصادف بوده

600
00:31:22,935 --> 00:31:25,070
‫یه تصادف احمقانه بوده

601
00:31:25,071 --> 00:31:28,672
‫نه. تو یکی رو میخواستی که سرزنشش کنی

602
00:31:31,172 --> 00:31:35,780
‫من همه‌ی کارهارو درست انجام دادم، دیمن

603
00:31:35,781 --> 00:31:38,650
‫زندگی خوبی داشتم

604
00:31:38,651 --> 00:31:41,019
‫از خانواده‌ام مراقبت کردم

605
00:31:41,020 --> 00:31:43,354
‫- فقط...
‫- میدونم

606
00:31:43,355 --> 00:31:47,491
‫گاهی اوقات اتفاقات خیلی وحشتناک
‫واسه آدم‌های خیلی خوب میوفته

607
00:31:53,499 --> 00:31:56,567
‫باید اعتراف کنم که یه کمی...

608
00:31:56,568 --> 00:31:58,703
‫خیالم راحته که میدونم...

609
00:31:58,704 --> 00:32:00,972
‫تنها کسی توی میستیک فالزم

610
00:32:00,973 --> 00:32:03,374
‫که به مرگ طبیعی میمیره

611
00:32:06,577 --> 00:32:10,381
‫من به طور استثنایی‌ای عادیم

612
00:32:10,382 --> 00:32:13,117
‫باهاش مشکلی ندارم

613
00:32:13,118 --> 00:32:17,355
‫ولی کارولاین اینطور نیست

614
00:32:17,356 --> 00:32:20,992
‫،میخواست استثنایی باشه

615
00:32:20,993 --> 00:32:23,528
‫و باید بفهمه چقدر بهش افتخار میکنم

616
00:32:23,529 --> 00:32:26,664
‫آره. میفهمه

617
00:32:26,665 --> 00:32:30,867
‫خودت بهش میگی
‫زودباش

618
00:32:30,869 --> 00:32:35,506
‫بخواب ببینم

619
00:32:35,507 --> 00:32:37,409
‫خیلی خب

620
00:32:41,746 --> 00:32:45,163
‫- ممنون
‫- واسه چی؟

621
00:32:46,218 --> 00:32:49,053
‫،واسه امروز

622
00:32:49,054 --> 00:32:51,090
‫واسه اینکه اینجایی

623
00:32:57,595 --> 00:32:59,430
‫میدونی، فرصت پیدا نکردم که

624
00:32:59,431 --> 00:33:01,965
‫قبل از مرگ مامانم زیاد باهاش وقت بگذرونم

625
00:33:04,140 --> 00:33:06,270
‫داوطلب شدم سخنرانی مراسم ختمش رو بنویسم

626
00:33:06,271 --> 00:33:10,040
‫،و بعدش وقتی واقعاً مُرد

627
00:33:10,041 --> 00:33:12,267
‫حتی به مراسمش نرفتم

628
00:33:16,747 --> 00:33:18,947
‫یه فرصت دوباره میخوای؟

629
00:33:20,451 --> 00:33:24,888
‫مال منو بنویس...

630
00:33:24,889 --> 00:33:27,457
‫فقط یه لطفی در حقم بکن...
‫چیز زشتی ننویس

631
00:33:27,458 --> 00:33:30,226
‫قول نمیدم

632
00:33:38,336 --> 00:33:41,838
‫اون نوشیدنی رو حالا میخورم

633
00:33:41,839 --> 00:33:43,572
‫آره؟

634
00:33:44,347 --> 00:33:47,409
‫الان برمیگردم

635
00:33:50,019 --> 00:33:52,348
‫با یخ، یا معمولی؟

636
00:33:57,787 --> 00:33:59,755
‫لیز؟

637
00:34:01,625 --> 00:34:03,492
‫کجاست؟

638
00:34:03,494 --> 00:34:05,161
‫،الیزابت فوربز
‫تو کدوم اتاقه؟

639
00:34:05,162 --> 00:34:06,963
‫- کارولاین
‫- دیمن

640
00:34:06,964 --> 00:34:08,665
‫خوابش بُرد. نتونستم بیدارش کنم

641
00:34:08,666 --> 00:34:11,600
‫دکترا میگن رفته توی کما

642
00:34:14,804 --> 00:34:17,307
‫گفتن میتونن کاری کنن راحت باشه

643
00:34:17,308 --> 00:34:19,374
‫اون راحت نیست. داره میمیره

644
00:34:21,308 --> 00:34:24,374
‫« Alive by Gabrielle Aplin »

645
00:34:38,375 --> 00:34:41,293
‫نتونستم باهاش خداحافظی کنم

646
00:34:43,166 --> 00:34:46,668
‫نتونستم با مامانم خداحافظی کنم

647
00:35:01,223 --> 00:35:03,933
‫تایلر، سلام. استیفنم

648
00:35:03,934 --> 00:35:05,935
‫شاید دلت بخواد به میستیک فالز برگردی

649
00:35:05,936 --> 00:35:08,270
‫مامان کارولاین زیاد حالش خوب نیست

650
00:35:08,271 --> 00:35:09,972
‫خبری شد بهت زنگ میزنم

651
00:35:11,608 --> 00:35:14,710
‫دکترا چی میگن؟

652
00:35:14,711 --> 00:35:18,914
‫وضعیتش ثابته ولی خودت میدونی

653
00:35:18,915 --> 00:35:21,751
‫چقدر دیگه مونده؟

654
00:35:21,752 --> 00:35:24,019
‫زیاد نیست

655
00:35:24,020 --> 00:35:26,222
‫بیمارستان ازش قطع امید کرده

656
00:35:28,925 --> 00:35:31,993
‫میرم یکمی هوا بخورم

657
00:35:43,152 --> 00:35:46,174
‫باید پیشش میبودم

658
00:35:48,077 --> 00:35:50,546
‫تو که نمیدونستی

659
00:35:50,547 --> 00:35:56,018
‫،ولی میدونستم مریضه
‫و میدونستم مریضیش وخیمه

660
00:35:56,019 --> 00:35:57,519
‫کارولاین...

661
00:35:57,520 --> 00:36:00,022
‫من دخترشم استیفن، خب؟

662
00:36:00,023 --> 00:36:02,824
‫باید بهش آرامش میدادم

663
00:36:02,825 --> 00:36:05,494
‫و متقاعدش میکردم که طوریم نمیشه

664
00:36:05,495 --> 00:36:11,348
‫و بخاطر اینکه یه مادر بی‌نظیر بوده
‫ازش تشکر میکردم

665
00:36:11,349 --> 00:36:14,169
‫خدایا، من حتی یادم نمیاد

666
00:36:14,170 --> 00:36:17,606
‫آخرین حرفی که بهش زدم چی بوده

667
00:36:17,607 --> 00:36:21,642
‫باید تو لحظه‌ی آخر زندگیش کنارش میبودم

668
00:36:25,647 --> 00:36:28,249
‫هنوزم میتونی

669
00:36:40,695 --> 00:36:44,733
‫اوه! اوه، آره
‫انگاری پروازت آماده‌ی پریدن‌ـه

670
00:36:44,734 --> 00:36:48,002
‫آره، چه صف بازرسی طولانی‌ای هم داره

671
00:36:54,175 --> 00:36:56,644
‫دلم نمیخواد پروازت رو از دست بدی

672
00:36:56,645 --> 00:36:59,746
‫میدونم فردا انتخاب واحد داری

673
00:36:59,748 --> 00:37:01,483
‫،ببین. میدونم لازم نیست اینو بگم

674
00:37:01,484 --> 00:37:03,585
‫ولی تا وقتی از اتوبوس پیاده نشدی

675
00:37:03,586 --> 00:37:05,553
‫در این رو باز نمیکنی

676
00:37:05,554 --> 00:37:08,623
‫فقط بذارش بالای صندلیت

677
00:37:08,624 --> 00:37:10,558
‫این جائیه که میری

678
00:37:10,559 --> 00:37:11,960
‫اتوبوس تو رو به یه شهری

679
00:37:11,961 --> 00:37:13,695
‫سی مایلیِ شمال "سانتافی" میبره

680
00:37:13,696 --> 00:37:15,930
‫حالا من نمیتونم صددرصد بگم که اینا
‫واقعاً حمله‌ی حیوانات بوده

681
00:37:15,931 --> 00:37:18,566
‫یا یه چیز دیگه، ولی ارزش
‫سر و گوش آب دادن رو داره

682
00:37:18,567 --> 00:37:20,034
‫میرم تو کارش

683
00:37:20,035 --> 00:37:21,135
‫و پسر، احتمالاً مجبوری
‫واسه طبیعی شدن داستان

684
00:37:21,136 --> 00:37:23,403
‫واقعاً یه چندتایی اثر هنری بکشی

685
00:37:23,405 --> 00:37:25,339
‫،چون اگه الینا بو ببره این یه دروغ بزرگه

686
00:37:25,340 --> 00:37:26,841
‫،نه تنها تو رو میکشه

687
00:37:26,842 --> 00:37:28,242
‫بلکه منم تیکه پاره میکنه

688
00:37:28,243 --> 00:37:30,411
‫آره، الینا تا زمانیکه فکر کنه صحیح و سالمم

689
00:37:30,412 --> 00:37:33,713
‫- موردی نداره
‫- و خوشحال

690
00:37:34,749 --> 00:37:37,585
‫میدونی، یه سرپرست مسئول

691
00:37:37,586 --> 00:37:39,720
‫سعی میکرد جلوت رو بگیره...

692
00:37:39,721 --> 00:37:41,355
‫ولی؟

693
00:37:41,356 --> 00:37:43,624
‫،ولی چه باورت بشه چه نشه
‫تو دیگه مردی شدی واسه خودت

694
00:37:43,625 --> 00:37:47,161
‫و هدفت رو پیدا کردی

695
00:37:47,162 --> 00:37:49,263
‫پس بهتره ولش نکنی

696
00:37:49,264 --> 00:37:50,731
‫درسته، یه شکارچی خوناشام بودن

697
00:37:50,732 --> 00:37:52,433
‫به خودی خود باعث میشه
‫یه زندگی سالم اجتماعی نداشته باشی

698
00:37:52,434 --> 00:37:53,834
‫آره، کاشف به عمل اومده یه زندگی اجتماعی

699
00:37:53,835 --> 00:37:56,037
‫به اندازه‌ی سرویس کردن
‫دهن خوناشام حال نمیده

700
00:37:56,038 --> 00:37:59,173
‫فقط کار احمقانه‌ای نکن، باشه؟

701
00:37:59,174 --> 00:38:01,208
‫واست سرنخ میفرستم.
‫میتونی اونا رو دنبال کنی

702
00:38:01,209 --> 00:38:02,710
‫قبلاً اینکارو کردی

703
00:38:02,711 --> 00:38:06,180
‫لازم نیست کسی نگران من باشه، خب؟

704
00:38:06,181 --> 00:38:08,215
‫باشه

705
00:38:08,216 --> 00:38:10,050
‫قرار نیست که بهت ایمیل ندم
‫و همینجوری گم و گور شم

706
00:38:10,051 --> 00:38:12,352
‫فقط خفه شو و بذار بغلت کنم

707
00:38:17,358 --> 00:38:20,594
‫بهت افتخار میکنم، جرمی

708
00:38:20,595 --> 00:38:23,130
‫هی، یه لطفی بهم بکن

709
00:38:23,131 --> 00:38:24,831
‫اگه بانی هرموقعی برگشت...

710
00:38:24,833 --> 00:38:27,201
‫اول از همه به تو زنگ میزنم

711
00:38:32,701 --> 00:38:35,700
‫« Colour me In by Damien Rice »

712
00:39:01,701 --> 00:39:04,237
‫سعی کن ذهنت رو خالی کنی

713
00:39:04,238 --> 00:39:06,238
‫باشه

714
00:39:07,374 --> 00:39:09,976
‫به خاطره‌ی مورد علاقه‌ات

715
00:39:09,977 --> 00:39:11,912
‫از مامانت فکر کن

716
00:39:11,913 --> 00:39:13,847
‫نمیدونم. تعدادشون زیاده

717
00:39:13,848 --> 00:39:17,884
‫عیبی نداره، چیزی نیست. فقط آروم باش

718
00:39:17,885 --> 00:39:22,322
‫چشم‌هات رو ببند. ذهنت رو باز کن

719
00:39:22,323 --> 00:39:25,091
‫قراره توی خاطراتش زندگی کنیم

720
00:39:25,092 --> 00:39:27,726
‫میتونیم اینکارو بکنیم؟

721
00:39:29,729 --> 00:39:32,264
‫فقط دستش رو بگیر

722
00:39:53,720 --> 00:39:55,989
‫میخوام وایسم

723
00:39:55,990 --> 00:39:59,092
‫اگه وایسی هیچوقت یاد نمیگیری

724
00:39:59,093 --> 00:40:01,327
‫نمیخوام یاد بگیرم

725
00:40:01,328 --> 00:40:02,962
‫چرا، میخوای

726
00:40:02,963 --> 00:40:04,697
‫نمیتونم انجامش بدم

727
00:40:04,698 --> 00:40:07,132
‫فقط پا بزن

728
00:40:09,001 --> 00:40:10,636
‫الان میوفتم

729
00:40:10,637 --> 00:40:12,138
‫من نگهت داشتم عزیزم

730
00:40:12,139 --> 00:40:14,807
‫- نمیوفتی
‫- من ترسیدم

731
00:40:14,808 --> 00:40:17,709
‫چرخ‌های کمکیم رو میخوام

732
00:40:20,951 --> 00:40:23,348
‫داره جواب میده

733
00:40:26,185 --> 00:40:29,322
‫همینجوری پا بزن، تو میتونی

734
00:40:29,323 --> 00:40:30,923
‫ولم نکن، مامانی

735
00:40:30,924 --> 00:40:33,426
‫ولت نمیکنم، نه تا وقتی آماده باشی

736
00:40:33,427 --> 00:40:35,994
‫ولم نکن. من آماده نیستم

737
00:40:45,337 --> 00:40:48,179
‫چرا، هستی

738
00:41:23,175 --> 00:41:25,244
‫مامان...

739
00:41:28,114 --> 00:41:30,948
‫مامان...

740
00:41:37,090 --> 00:41:39,781
‫اون مُرده

741
00:41:44,700 --> 00:41:47,700
‫Arian Drama, Sorrow مترجمین

742
00:41:47,700 --> 00:41:50,700
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫WwW.TinyMoviez.Co

743
00:41:50,700 --> 00:41:53,700
‫تیم ترجمه‌ی ایران‌فیلم
‫WwW.IranFilm.Net

744
00:41:53,700 --> 00:41:56,700
‫با من در ارتباط باشید
‫FB.CoM/arian.dramaa

