‫﻿۱
00:00:01,293 --> 00:00:02,999
‫آنچه گذشت

2
00:00:03,000 --> 00:00:04,559
‫- تو کی هستی؟
‫- تو کی هستی؟

3
00:00:04,560 --> 00:00:06,811
‫وای خدا، اون مادرمه

4
00:00:06,812 --> 00:00:08,245
‫در حالِ حاضر فقط ۲ زندان وجود داره

5
00:00:08,247 --> 00:00:12,715
‫یکی مال من، و یکی که سال ۱۹۰۳
‫برای زندانی کردن مادرِ روانیت درست شد

7
00:00:12,716 --> 00:00:15,319
‫- بگو چیجوری میشه برش گردونم
‫- مادرت درنده است

8
00:00:15,320 --> 00:00:17,107
‫با سارا سالواتور واقعی آشنا شو

9
00:00:17,108 --> 00:00:19,776
‫می خوام وادارش کنم کارایی بکنه
‫که حتی خوابش هم نمی دید

10
00:00:19,777 --> 00:00:22,093
‫تا وقتی که به دست و پام بیوفته که خون آَشامش کنم

11
00:00:22,094 --> 00:00:23,093
‫من حامله ام

12
00:00:23,095 --> 00:00:24,657
‫- با من ازدواج کن
‫- بله

13
00:00:24,658 --> 00:00:26,030
‫مادرم مُرده

14
00:00:26,031 --> 00:00:28,566
‫من فقط می خوام درد از بین بره

15
00:00:28,567 --> 00:00:31,154
‫اگه کسی سعی کنه انسانیتم رو برگردونه

16
00:00:31,155 --> 00:00:32,752
‫من تبدیل به بدترین کابوسِ تون میشم

17
00:00:32,753 --> 00:00:34,088
‫- من دوسِت دارم
‫- بس کن

18
00:00:34,089 --> 00:00:35,039
‫برگرد

19
00:00:35,040 --> 00:00:36,272
‫با سارا چیکار داری؟

20
00:00:36,273 --> 00:00:37,441
‫می خوام بکشمش

22
00:00:38,844 --> 00:00:41,094
‫اگه استفن می خواد جون سارا رو نجات بده

23
00:00:41,095 --> 00:00:43,171
‫تنها کاری که باید بکنه اینه که انسانیتش رو خاموش کنه

24
00:00:43,172 --> 00:00:44,943
‫حق نداری خاموشش کنی

25
00:00:44,944 --> 00:00:46,467
‫فقط یادت باشه که برم گردونی

26
00:01:07,738 --> 00:01:08,972
‫زندگی سخت شده، آره؟

27
00:01:08,973 --> 00:01:11,442
‫اینجا نیا

28
00:01:11,443 --> 00:01:13,309
‫تازه اونجا رو شُسته بودم

29
00:01:15,145 --> 00:01:17,919
‫ببخشید سیندرلا خانم

30
00:01:18,782 --> 00:01:21,417
‫- اینجا چیکار می کنی؟
‫- من و استفن یه کارایی با هم کردیم

31
00:01:21,418 --> 00:01:23,086
‫در طول کار، خیلی چیزا شکسته شدن

32
00:01:23,087 --> 00:01:24,721
‫حالا هم دارم "بار" رو به حالت اول برمی گردونم

33
00:01:24,722 --> 00:01:26,990
‫من فکر می کردم تنها نکته خاموش کردن انسانیت

34
00:01:26,991 --> 00:01:29,226
‫اینه که هیچی برات مهم نباشه

35
00:01:29,227 --> 00:01:31,094
‫من میرم دانشگاه انزو

36
00:01:31,095 --> 00:01:33,297
‫و می خوام ادامه بدم

37
00:01:33,298 --> 00:01:36,033
‫و اگه من جلب توجه کنم

38
00:01:36,034 --> 00:01:39,503
‫به زور وارد خونه ای بشم، اموال کسی رو نابود کنم
‫جنازه بجا بذارم...

39
00:01:39,504 --> 00:01:42,205
‫مَردم سعی می کنن تو برنامه ام اختلال ایجاد کنن

40
00:01:42,206 --> 00:01:45,609
‫و بعدش سر از یه زندون تویِ یه جای دور افتاده در میارم...

41
00:01:45,610 --> 00:01:49,980
‫بجای اینکه به کارم، یعنی آماده کردن خودم
‫برای نمایش فردا، برسم.

43
00:01:49,981 --> 00:01:53,016
‫تو کرولاین فوربز، خون آشامی بدون انسانیت

44
00:01:53,017 --> 00:01:55,285
‫می خواد تو نمایش دانشگاه شرکت کنه؟

45
00:01:55,286 --> 00:01:56,286
‫نمایشِ موزیکاله

46
00:01:56,287 --> 00:01:59,990
‫رشته ـمه

47
00:01:59,991 --> 00:02:02,158
‫تو اینجا چیکار می کنی؟

48
00:02:02,159 --> 00:02:05,695
‫نرم افزارِ آی فون ـم رو پیدا کن
‫منو به اینجا کشوند

49
00:02:05,696 --> 00:02:07,464
‫البته توضیح نداد چرا دیشب به گوشیم نیاز داشتی

50
00:02:07,465 --> 00:02:08,765
‫چون تو تنها کسی بودی

51
00:02:08,766 --> 00:02:10,333
‫که شماره سارا سالواتور رو داشت

52
00:02:10,334 --> 00:02:11,967
‫شماره سارا رو می خواستی چیکار؟

53
00:02:11,969 --> 00:02:13,470
‫تا جونش رو در خطر قرار بدم
‫تا استفن راضی بشه

54
00:02:13,471 --> 00:02:16,573
‫که انسانیتش رو خاموش کنه

55
00:02:16,574 --> 00:02:18,641
‫هم خیلی هوشمندانه بود و هم نگران کننده

56
00:02:18,642 --> 00:02:21,444
‫- خواهشا بهم بگو که سارا زنده است
‫- زنده است

57
00:02:21,445 --> 00:02:24,314
‫البته اگه فرض رو بر این بگیریم

58
00:02:24,315 --> 00:02:26,783
‫بخاطر جراحی لیامِ تازه کار، عفونی نشده باشه

59
00:02:26,784 --> 00:02:29,919
‫پس یعنی استفن دیگه انسانیتش رو از دست داد

60
00:02:29,920 --> 00:02:31,321
‫همونطور که گفتم

61
00:02:31,322 --> 00:02:33,990
‫من برای حفظ برنامه ام
‫حاضرم هرکاری بکنم

62
00:02:33,991 --> 00:02:36,091
‫پس بهت پیشنهاد می کنم فاصله بگیری

63
00:02:36,093 --> 00:02:38,494
‫حالا اگه اجازه بدی

64
00:02:38,495 --> 00:02:40,896
‫من باید برایِ نمایش حاضر بشم

65
00:02:52,842 --> 00:02:54,076
‫جشن چطور بود؟

66
00:02:54,077 --> 00:02:58,347
‫میدونی که، بلند، تکراری
‫مثل همه جشن‌ها

67
00:02:58,348 --> 00:02:59,849
‫چیزی هست که من باید بدونم

68
00:02:59,850 --> 00:03:02,385
‫یا چیزی که بخوای در موردش صحبت کنی

69
00:03:02,386 --> 00:03:03,753
‫عین ۲ تا برادر؟

70
00:03:03,754 --> 00:03:06,355
‫- سلاح‌هامون رو کجا می ذاریم؟
‫- جانم؟

71
00:03:06,356 --> 00:03:07,857
‫تیرکمون، نارنجک هایِ شاهپسند

72
00:03:07,858 --> 00:03:10,359
‫تمام اون وسیله‌هایِ شکاری که جرمی
‫تو کفِشون بود؟

73
00:03:10,360 --> 00:03:13,563
‫آها، تو تخت پادشاهی

75
00:03:26,343 --> 00:03:28,944
‫الینا من رو لو داد
‫چقدر تعجب کردم

76
00:03:28,945 --> 00:03:31,814
‫الان وقت خوبی برای خاموش کردن احساسات نیست

78
00:03:35,385 --> 00:03:37,920
‫یه لطفی به خودت بکن

79
00:03:37,921 --> 00:03:40,121
‫امروز برام مزاحمتی ایجاد نکن

80
00:03:50,550 --> 00:03:57,805
‫کاری از الهام
‫Elham.Darya۱۳@yahoo.com
‫Nightmovie.net

81
00:03:57,806 --> 00:03:59,907
‫آروم

82
00:04:00,620 --> 00:04:01,977
‫من کجام؟

83
00:04:01,978 --> 00:04:03,445
‫تو مرکز پزشکی ویتمور

84
00:04:03,446 --> 00:04:07,082
‫من دکتر "لافلین" هستم

85
00:04:07,083 --> 00:04:08,417
‫دیشب...

86
00:04:08,418 --> 00:04:10,285
‫زیادی مست کردی

87
00:04:10,286 --> 00:04:14,089
‫یکی از اساتید وقتی که بیهوش بودی، پیدات کرد

88
00:04:14,090 --> 00:04:16,458
‫یه چیزایی یادمه

89
00:04:16,459 --> 00:04:21,263
‫فکر کنم جشن تعطیلات بهاری بود

90
00:04:21,264 --> 00:04:22,330
‫باید برم خونه

91
00:04:22,331 --> 00:04:24,900
‫راستش من ازت می خوام همینجا بمونی

92
00:04:24,901 --> 00:04:26,268
‫یه مدت باید ازت مراقبت کنیم

93
00:04:26,269 --> 00:04:28,303
‫تو دیشب خیلی خون از دست دادی

94
00:04:28,304 --> 00:04:29,703
‫خب؟

95
00:04:35,544 --> 00:04:36,978
‫محض اطلاع بگم

96
00:04:36,979 --> 00:04:38,980
‫من اصلا دلم نمی خواد بیمارستانم

97
00:04:38,981 --> 00:04:40,715
‫تبدیل به محل نگهداری موجودات ماورا الطبیعه بشه

98
00:04:40,716 --> 00:04:42,417
‫ببین، امروز اولین روزِ تعطیلات بهاره

99
00:04:42,418 --> 00:04:44,085
‫دانشگاه خلوت شده

100
00:04:44,086 --> 00:04:45,854
‫بعلاوه، باید تا قبل ازینکه خونِ الینا از بدنش خارج بشه

101
00:04:45,855 --> 00:04:47,489
‫حسابی مراقبش باشیم تا اتفاقی براش نیوفته

102
00:04:47,490 --> 00:04:52,092
‫وگرنه مجبوریم یکی دیگه از
‫خون آشام هایِ سالواتور رو به عروسیمون دعوت کنیم

104
00:04:52,094 --> 00:04:54,709
‫من دارم کم کم به این فکر میوفتم
‫که یواشکی ازدواج کنیم

105
00:04:54,710 --> 00:04:57,632
‫آره، منم همینطور

107
00:04:59,301 --> 00:05:01,202
‫ببین، اون به ذهنش نفوذ شده که
‫همه چی رو فراموش کنه

108
00:05:01,203 --> 00:05:02,503
‫و خیلی زود، برمی گرده به دانشگاه دوک

109
00:05:02,504 --> 00:05:06,641
‫بدون اینکه اصلا بدونه
‫چه اتفاقی افتاده

111
00:05:06,642 --> 00:05:09,744
‫دوک

112
00:05:09,745 --> 00:05:10,912
‫بد نیست

113
00:05:10,913 --> 00:05:12,113
‫یه کوچولو منفوره

114
00:05:12,114 --> 00:05:14,215
‫ولی بامزه است

115
00:05:14,216 --> 00:05:15,583
‫دوک کوچولو

116
00:05:15,584 --> 00:05:18,286
‫صبرکن ببینم

117
00:05:18,287 --> 00:05:19,587
‫داری به اسم بچه فکر می کنی؟

118
00:05:19,588 --> 00:05:21,155
‫- تو تا حالا فکر نکردی؟
‫- نه

119
00:05:21,156 --> 00:05:23,391
‫چرا، فکر کردم

120
00:05:23,392 --> 00:05:25,493
‫یه اسم بگو

121
00:05:27,096 --> 00:05:30,565
‫جوزت کوچولو
‫(اسم مادر)

122
00:05:30,566 --> 00:05:33,234
‫برو ببینم

123
00:05:33,235 --> 00:05:35,403
‫برم به کارم برسم

124
00:05:35,404 --> 00:05:36,404
‫باشه

125
00:05:38,740 --> 00:05:40,508
‫دیمن

126
00:05:40,509 --> 00:05:41,876
‫داری چیکار می کنی؟

127
00:05:41,877 --> 00:05:43,477
‫دنبال یه راهِ سالم...

128
00:05:43,478 --> 00:05:45,612
‫برای تخلیه عصبانیتم می گردم

129
00:05:47,915 --> 00:05:50,117
‫هنوز راهی پیدا نکردم

130
00:05:50,118 --> 00:05:51,485
‫استفن بدون احساسات، فقط یه کوچولو

131
00:05:51,486 --> 00:05:53,054
‫با استفن درنده فاصله داره

132
00:05:53,055 --> 00:05:55,022
‫و هر روزی که می گذره
‫یه سال عذاب وجدان

133
00:05:55,023 --> 00:05:57,725
‫برای وقتی که برگرده، گریبان گیرش میشه

134
00:05:57,726 --> 00:06:03,864
‫البته نمی خوام همینجوری اخبار بد بدم

135
00:06:03,865 --> 00:06:06,133
‫اما ما فقط استفن رو از دست ندادیم

136
00:06:06,134 --> 00:06:09,003
‫فرصتمون برای برگردوندن کرولاین رو هم از دست دادیم

137
00:06:09,004 --> 00:06:12,640
‫معلوم شد که استفن کلید برگردوندن کرولاین بود

138
00:06:12,641 --> 00:06:13,774
‫نه، ممنون

139
00:06:13,775 --> 00:06:15,376
‫اینو ازم دورش کن

140
00:06:15,377 --> 00:06:17,610
‫چون دارم وسوسه میشم بزنم اینو هم نابود کنم

141
00:06:19,880 --> 00:06:22,383
‫باشه

142
00:06:22,384 --> 00:06:24,284
‫اون کیه؟

143
00:06:24,285 --> 00:06:26,387
‫این...

144
00:06:26,388 --> 00:06:29,456
‫لیلیان سالواتور ـه

145
00:06:29,457 --> 00:06:31,325
‫مادرت زنده است؟

146
00:06:31,326 --> 00:06:33,093
‫آره، معلوم شد که

147
00:06:33,094 --> 00:06:37,331
‫یه قرنه در سال ۱۹۰۳ زندانی شده

148
00:06:37,332 --> 00:06:38,732
‫مادرت زنده است

149
00:06:38,733 --> 00:06:40,267
‫آره، سرحال و سالمه
‫و تو تابوتی که من

150
00:06:40,268 --> 00:06:42,669
‫فکر می کردم تو سال ۱۸۵۸ دفن کردم، نبود

151
00:06:42,670 --> 00:06:43,937
‫و ظاهرا یه خون آشامه

152
00:06:43,938 --> 00:06:46,238
‫خون آشامِ عادی هم نیست...

153
00:06:46,240 --> 00:06:49,241
‫دیمن، مادرت زنده است

154
00:06:49,243 --> 00:06:52,579
‫اون یه درنده است، الینا

155
00:06:52,580 --> 00:06:54,114
‫با عقل جور در میاد

156
00:06:54,115 --> 00:06:56,582
‫استفن همیشه مامانی بود

157
00:06:58,852 --> 00:07:01,121
‫چقدر مامانی بود؟

158
00:07:01,122 --> 00:07:04,891
‫برای جلب رضایتش حاضر بود
‫با پیشبند مادرش خودشو دار بزنه

160
00:07:04,892 --> 00:07:07,861
‫منم همینطور، ما عاشقش بودیم

161
00:07:07,862 --> 00:07:11,163
‫اون همه چیزمون بود

162
00:07:11,165 --> 00:07:12,698
‫چیه؟

163
00:07:13,967 --> 00:07:16,570
‫امکان نداره

164
00:07:16,571 --> 00:07:18,637
‫این تنها راهیه که می تونیم استفن رو برگردونیم

165
00:07:18,639 --> 00:07:21,741
‫نمی تونی بگی که مادرتون کلید برگردوندن احساساتش نیست

166
00:07:21,742 --> 00:07:23,576
‫الینا، این زن اونقدر آدم کشته...

167
00:07:23,577 --> 00:07:26,179
‫که یه انجمن جادوگری دور هم جمع شدن
‫تا براش یه زندان ابدی بسازن

168
00:07:26,180 --> 00:07:28,948
‫نمیشه مشکل یه درنده رو با اوردن یه درنده دیگه حل کرد

169
00:07:28,949 --> 00:07:30,617
‫فکر کن
‫اگه جواب بده

170
00:07:30,618 --> 00:07:33,153
‫ما نه تنها استفن و کرولاین

171
00:07:33,154 --> 00:07:35,622
‫بلکه مادرت رو هم بر می گردونیم

172
00:07:35,623 --> 00:07:39,791
‫خودت هم برای دیدنش کنجکاو نیستی؟

173
00:07:41,694 --> 00:07:43,830
‫شاید یه چند تا جادوگر رو بشناسم که بتونن کمک کنن

174
00:07:43,831 --> 00:07:45,464
‫من کمکتون نمی کنم

176
00:07:48,435 --> 00:07:50,003
‫من از کای متنفرم، خودت هم اینو می دونی

177
00:07:50,004 --> 00:07:51,638
‫ولی اولین کاری که وقتی برگشتم کردی

178
00:07:51,639 --> 00:07:53,306
‫این بود که اوردیش پیش من
‫تا اون معذرت خواهی دروغی رو ازش بشنوم

179
00:07:53,307 --> 00:07:55,441
‫آره، ولی بعدش منم واقعا معذرت خواهی کردم

180
00:07:55,442 --> 00:07:58,411
‫و حالا کمتر از ۲۴ ساعت بعد اومدی پیش من

181
00:07:58,412 --> 00:07:59,712
‫ازم می خوای باهاش همکاری کنم

182
00:07:59,713 --> 00:08:02,315
‫بانی، ما برای رفتن به ۱۹۰۳ به کای نیاز داریم

183
00:08:02,316 --> 00:08:04,951
‫و برای اجرای افسون به خونِ "بنت" نیاز داریم

184
00:08:04,952 --> 00:08:07,453
‫ببین، ما میریم اونجا، مادرم رو می گیریم

185
00:08:07,454 --> 00:08:09,555
‫اون احساسات استفن رو برمی گردونه

186
00:08:09,556 --> 00:08:11,057
‫استفن احساسات کرولاین رو بر می گردونه

187
00:08:11,058 --> 00:08:12,358
‫هورا

188
00:08:12,359 --> 00:08:14,560
‫همه می بَریم

189
00:08:14,561 --> 00:08:15,795
‫اگه من خونَم رو بهت بدم

190
00:08:15,796 --> 00:08:18,231
‫دیگه مزاحمم نمیشی؟

191
00:08:18,232 --> 00:08:19,732
‫شاید

192
00:08:19,733 --> 00:08:21,667
‫هرچند

193
00:08:21,668 --> 00:08:24,670
‫من فکر می کنم تو خودت میخوای با ما باشی

194
00:08:24,671 --> 00:08:26,505
‫با من بمون بانی بنت

195
00:08:26,506 --> 00:08:29,420
‫من شاید جوابِ همه دعاهات رو داشته باشم

196
00:08:31,243 --> 00:08:32,877
‫تو اسندانت ۱۹۰۳ رو می خوای

197
00:08:32,879 --> 00:08:34,547
‫خب بذار دست کنم جیبم

198
00:08:34,548 --> 00:08:36,282
‫و درش بیارم

199
00:08:36,283 --> 00:08:38,049
‫اگه واقعا دنبال راهی هستی

200
00:08:38,051 --> 00:08:40,452
‫که اون بلاهایی که سرم اوردی رو جبران کنی

201
00:08:40,453 --> 00:08:42,054
‫این راهشه

202
00:08:42,055 --> 00:08:45,224
‫مشکل اینه که انجمن جمینی وجود

203
00:08:45,225 --> 00:08:46,692
‫زندان ۱۹۰۳ رو نسل ها

204
00:08:46,693 --> 00:08:48,060
‫مخفی کرده بود

205
00:08:48,061 --> 00:08:49,695
‫پس برای پیدا کردن کلید اون زندان

206
00:08:49,696 --> 00:08:51,297
‫مجبورم با نوشته های قدیمی سروکله بزنم

207
00:08:51,298 --> 00:08:54,033
‫و لایه هایِ پوششی جادویی رو بردارم

208
00:08:54,034 --> 00:08:55,533
‫و...

209
00:08:57,636 --> 00:08:59,738
‫صبرکن

210
00:08:59,739 --> 00:09:01,205
‫عجیبه

212
00:09:04,978 --> 00:09:08,547
‫تو جیبم بود

213
00:09:08,548 --> 00:09:11,083
‫وقتی دیمن در مورد مادرش بهم گفته بود
‫من شروع کردم به گشتن

214
00:09:11,084 --> 00:09:13,084
‫و اگه می خواستم

215
00:09:13,086 --> 00:09:16,388
‫می تونستم مادرش رو آزاد کنم

216
00:09:16,389 --> 00:09:18,390
‫مزایای رهبر شدنه دیگه

217
00:09:18,391 --> 00:09:20,492
‫حتی برای رفتن به اونجا نیازی به رخداد نجومی ندارم

218
00:09:20,493 --> 00:09:23,762
‫خب چی می خوای؟

219
00:09:23,763 --> 00:09:27,266
‫اگه تو بری من میام

220
00:09:27,267 --> 00:09:28,800
‫آره بابا حال میده

221
00:09:28,801 --> 00:09:32,938
‫سال ۱۹۰۳
‫عصر طلایی

222
00:09:32,939 --> 00:09:34,606
‫همیشه آرزویِ سفر زمان نداشتی؟

223
00:09:34,607 --> 00:09:36,074
‫حاضرم از وبا بمیرم

224
00:09:36,075 --> 00:09:38,075
‫ولی با تو هیچ جایی نرم

225
00:09:41,747 --> 00:09:43,182
‫ولی بیشتر به نظر میاد به دستِ

226
00:09:43,183 --> 00:09:44,649
‫دوست عزیزت کرولاین می میری

227
00:09:44,650 --> 00:09:46,651
‫شرط می بندم سرِ یه چیز احمقانه می میری

228
00:09:46,652 --> 00:09:47,786
‫مثلا اون لباسارو نمی شوره

229
00:09:47,787 --> 00:09:48,954
‫و تو هم ازش انتقاد کنی

230
00:09:48,955 --> 00:09:51,656
‫و اونم در جا سرت رو از جا می کنه

231
00:09:51,657 --> 00:09:52,958
‫منظورم اینه

232
00:09:52,959 --> 00:09:56,728
‫اگه راهی بود که میشد اونو برش گردوند
‫خیلی خوب میشد

241
00:10:38,536 --> 00:10:41,339
‫چرا حرف نمی زنید؟ مطمئنم خیلی خوب بودم

243
00:10:50,248 --> 00:10:51,949
‫عالی بود، جدی میگم

244
00:10:51,950 --> 00:10:55,720
‫گرچه یه کم از شخصیت تو...دور بود

246
00:10:55,721 --> 00:10:56,787
‫چه غلطی کردی؟

247
00:10:56,788 --> 00:10:58,322
‫اون کارگردان بود

248
00:10:58,323 --> 00:11:00,658
‫تو هم یه خون آشامِ بدون انسانیتی

249
00:11:00,659 --> 00:11:01,926
‫که داری در مورد عشق میخونی

250
00:11:01,927 --> 00:11:03,526
‫این فقط یه اجراست استفن

251
00:11:03,528 --> 00:11:04,996
‫کاملا درسته کرولاین

252
00:11:04,997 --> 00:11:07,999
‫مخصوصا این برنامه دانشجویِ نمونه بودن

253
00:11:08,000 --> 00:11:09,700
‫که کاملا دقیق درست شده

254
00:11:09,701 --> 00:11:11,802
‫تا جلوت رو از مرتکب شدن هر اشتباهی...

255
00:11:11,803 --> 00:11:15,639
‫که ممکنه بعد اینکه دوباره انسانیتت برگشت
‫یه سال پشیمونی داشته باشه، بگیره

257
00:11:15,640 --> 00:11:18,943
‫همه چی درسته بجز خراب کردن زندگی من

258
00:11:18,944 --> 00:11:20,878
‫خب اگه انسانیتت خاموش باشه

259
00:11:20,879 --> 00:11:22,946
‫پس نباید برات مهمه باشه که من چیکار می کنم

260
00:11:22,948 --> 00:11:24,248
‫نه نه، اینجاست که اشتباه می کنی

261
00:11:24,249 --> 00:11:26,350
‫چون مثل خودت، وقتی انسانیتم خاموشه

262
00:11:26,351 --> 00:11:28,285
‫وسوسه میشم کارایِ بد انجام بدم

263
00:11:28,286 --> 00:11:32,323
‫اما برخلاف تو، من برنامه درست و حسابی ندارم
‫که جلویِ من رو بگیره

265
00:11:32,324 --> 00:11:33,857
‫خب این مشکل من نیست

266
00:11:33,858 --> 00:11:36,393
‫خب من کاری می کنم این مشکلت بشه

267
00:11:36,394 --> 00:11:37,694
‫اگه قرار باشه با برگشتن انسانیتم

268
00:11:37,696 --> 00:11:39,129
‫زندگیم با عذاب وجدان، از هم بپاشه

269
00:11:39,130 --> 00:11:40,964
‫پس زندگی تو هم باید از هم بپاشه

270
00:11:40,965 --> 00:11:43,534
‫وقتی کارم باهات تموم شد

271
00:11:43,535 --> 00:11:46,270
‫غرق در اشتباهات میشی

272
00:11:46,271 --> 00:11:49,273
‫واقعا می خوای انتقام بگیری؟

273
00:11:49,274 --> 00:11:53,042
‫آره چرا که نه

274
00:11:53,044 --> 00:11:54,912
‫و من بدترین کابوسِ کسی ام که می خواد
‫خودش رو کنترل کنه

275
00:11:54,913 --> 00:11:58,382
‫من برنامه ات رو کنسل می کنم

276
00:11:58,383 --> 00:12:00,082
‫من...

277
00:12:02,786 --> 00:12:05,922
‫مجبورت می کنم بی خیالِ همه چی بشی

278
00:12:05,923 --> 00:12:08,592
‫بی خیال آینده بشی

279
00:12:08,593 --> 00:12:10,259
‫تا وقتی که از هم بپاشی

280
00:12:23,486 --> 00:12:24,724
‫لعنتی

281
00:12:24,725 --> 00:12:27,730
‫کروکودیل "داندی" چاقو اش رو می خواد
‫(نام کارتونی در سال ۱۹۸۶)

282
00:12:27,732 --> 00:12:30,967
‫میدونی، هم دوران اون کارتون و هم دوران این جوک‌ها تموم شده

285
00:12:35,005 --> 00:12:37,741
‫این لباس تو سال ۱۹۰۳ مُد بوده؟

286
00:12:37,742 --> 00:12:41,078
‫کی گفته تو میای؟

287
00:12:41,079 --> 00:12:42,612
‫من میرم که زنی رو ببینم

288
00:12:42,613 --> 00:12:44,548
‫که ۲ تا از بهترین عشقای زندگیم رو به دنیا اورد

289
00:12:44,549 --> 00:12:46,416
‫خودم گفتم که میام

290
00:12:46,417 --> 00:12:47,684
‫با اینکه خیلی قوی ام
‫ولی بازم

291
00:12:47,685 --> 00:12:50,320
‫تعداد افرادی که یه جادوگر ازین راه می تونه انتقال بده، محدوده

293
00:12:50,321 --> 00:12:52,888
‫بخاطر همین دو تا جادوگریم

294
00:12:52,890 --> 00:12:54,156
‫بریم؟

295
00:12:54,158 --> 00:12:56,325
‫خیلی خب، بریم مامان رو بگیریم

300
00:13:12,709 --> 00:13:15,812
‫چه جهنم خوش منظره ای

301
00:13:15,813 --> 00:13:17,447
‫شما ها برین

302
00:13:17,448 --> 00:13:19,115
‫من و کای باید برای پیدا کردن اسندانت طلسم اجرا کنیم

303
00:13:19,116 --> 00:13:20,816
‫اما اسندانت که دست کای بود

304
00:13:20,818 --> 00:13:22,252
‫چرا باید یکی دیگه پیدا کنیم؟

305
00:13:22,253 --> 00:13:23,552
‫اسندانت نمی تونه بین جهان ها جابجا بشه

306
00:13:23,554 --> 00:13:25,121
‫پس باید یکی مثل همون رو

307
00:13:25,122 --> 00:13:26,456
‫تو سال ۱۹۰۳ پیدا کنیم

308
00:13:26,457 --> 00:13:29,158
‫صفحه ۱۰ از کتاب قوانین پرش ازین جهان به اون یکی جهان

309
00:13:29,159 --> 00:13:30,593
‫بریم؟

310
00:13:30,594 --> 00:13:31,994
‫دلم نمی خواد تو رو با اون تنها بذارم

311
00:13:31,996 --> 00:13:33,396
‫مشکلی برام پیش نمیاد

312
00:13:33,397 --> 00:13:34,964
‫اون الان خوب شده، یادته؟

313
00:13:34,965 --> 00:13:36,298
‫فرق کرده

314
00:13:44,173 --> 00:13:47,276
‫فرق کردم؟
‫پس حرفم رو باور کردی

315
00:13:47,277 --> 00:13:48,644
‫معلومه که نه

316
00:13:48,645 --> 00:13:50,847
‫دیمن و الینا باید تنهایی مادرش رو ببینن

317
00:13:50,848 --> 00:13:53,548
‫حالا خفه شو و بیا اسندانت رو پیدا کنیم

318
00:14:02,325 --> 00:14:03,826
‫ای وای

319
00:14:03,827 --> 00:14:05,828
‫موتورت خراب شد؟

320
00:14:05,829 --> 00:14:08,563
‫- برای اتوبوس پول می خوای ؟
‫- واقعا؟

321
00:14:08,565 --> 00:14:11,300
‫مجبور شدم جنازه کارگردان رو بندازم تو کوره

322
00:14:11,301 --> 00:14:12,802
‫می دونی چقدر سخت بود که در طول تعطیلات بهاری

323
00:14:12,803 --> 00:14:14,136
‫اجازه اجرا بگیرم؟

324
00:14:14,137 --> 00:14:15,805
‫بی خیال، برای تو که آسون بود

325
00:14:15,806 --> 00:14:17,540
‫تنها کاری که باید می کردی این بود که جلوی مسئولین

326
00:14:17,541 --> 00:14:18,841
‫برای مادرت گریه می کردی

327
00:14:18,842 --> 00:14:20,309
‫از سرطان صحبت کنی

328
00:14:20,310 --> 00:14:22,244
‫و بوم...دوباره برنامه ات برمیگرده سرجاش

329
00:14:22,245 --> 00:14:24,880
‫- درست نمیگم
‫- این آخرین اخطاره

330
00:14:24,881 --> 00:14:27,149
‫از سر راهم برو کنار

331
00:14:27,150 --> 00:14:29,518
‫کرولاین مرتب و با برنامه

332
00:14:29,519 --> 00:14:31,353
‫از مسیرش خارج نمیشه

333
00:14:31,354 --> 00:14:35,023
‫خوب بلده خودش رو کنترل کنه
‫ولی تو انتقام گرفتن افتضاحه

334
00:14:35,025 --> 00:14:36,592
‫من موتورت رو تیکه تیکه کردم

335
00:14:36,593 --> 00:14:39,561
‫من سرِ کارگردانت رو با دندون بریدم

336
00:14:39,562 --> 00:14:44,065
‫بذار ببینم، تو فقط این قطعه رو جدا کردی؟

338
00:14:44,067 --> 00:14:45,801
‫فقط حدود ۱۰ دقیقه

339
00:14:45,802 --> 00:14:47,536
‫وقت می گیره تا درستش کنم

340
00:14:47,537 --> 00:14:51,205
‫تو مایه خجالت خون آشام هایِ آزاد و بی احساسی

341
00:15:09,859 --> 00:15:12,027
‫من یه سری اسم پیدا کردم، بگم؟

342
00:15:12,028 --> 00:15:13,394
‫راستش من فکر کردم

343
00:15:13,396 --> 00:15:15,397
‫و هرکسی که اسمش آلاریک ـه، حق نداره

344
00:15:15,398 --> 00:15:16,798
‫برای کسی اسم انتخاب کنه

345
00:15:16,799 --> 00:15:18,400
‫من خودم که اسمم رو آلاریک نذاشتم

346
00:15:18,401 --> 00:15:20,769
‫تو فقط این حق رو داری که رَد کنی

347
00:15:20,770 --> 00:15:22,470
‫خب من دوک رو رد می کنم

349
00:15:25,508 --> 00:15:27,474
‫بعدا بهت زنگ می زنم

350
00:15:28,724 --> 00:15:30,278
‫اینجا چیکار می کنی؟

351
00:15:30,279 --> 00:15:31,713
‫امیدوارم اونقدر شاهپسند داشته باشی

352
00:15:31,714 --> 00:15:33,348
‫تا بلونده و همکارش رو

353
00:15:33,349 --> 00:15:36,151
‫ازینجا بکشونم به سردابِ سالواتور ها

355
00:15:36,152 --> 00:15:37,986
‫متوجه هستی که من یه آدمِ عادی ام

356
00:15:37,987 --> 00:15:40,955
‫اونم در مقابل ۲ تا خون آشامی که احساسی ندارن

357
00:15:40,956 --> 00:15:43,691
‫متوجه ام

358
00:15:43,692 --> 00:15:45,927
‫دوست دخترت حامله شده

359
00:15:45,928 --> 00:15:48,396
‫حالا جفتتون کنار کشیدین

360
00:15:48,397 --> 00:15:50,865
‫گوشام تیزه

361
00:15:50,866 --> 00:15:53,968
‫من واقعا دوست دارم وقتی بچه ام بزرگ میشه

362
00:15:53,969 --> 00:15:55,603
‫پدر بالا سرش باشه

363
00:15:55,604 --> 00:15:57,304
‫اینم اضافه کن، پدرِ ترسو

364
00:15:57,306 --> 00:15:59,874
‫و احتمالا با هم دیگه بیسبال بازی می کنید

365
00:15:59,875 --> 00:16:02,976
‫و ماهی گیری میرید
‫و از ماهی ها فرار می کنید

366
00:16:06,714 --> 00:16:08,749
‫تو آپارتمان اسلحه دارم

367
00:16:10,785 --> 00:16:12,954
‫یه لحظه وایسا ببین

368
00:16:12,955 --> 00:16:15,156
‫چقدر عجیبه که ما تو خونه ای هستیم

369
00:16:15,157 --> 00:16:17,959
‫که تو، توش بزرگ شدی

370
00:16:17,960 --> 00:16:22,296
‫چقدر تو بامزه بودی

371
00:16:22,297 --> 00:16:24,499
‫ممنون

372
00:16:24,500 --> 00:16:26,933
‫اما این استفنه

373
00:16:26,935 --> 00:16:30,003
‫این...

374
00:16:30,005 --> 00:16:31,671
‫منم

375
00:16:37,745 --> 00:16:39,280
‫برای باز کردن خاطرات اینجا نیومدیم

376
00:16:39,281 --> 00:16:40,514
‫اسندانت رو می گیریم

377
00:16:40,515 --> 00:16:41,983
‫مادرم رو می بریم

378
00:16:41,984 --> 00:16:43,718
‫بعد اینکه استفن رو برگردوند

379
00:16:43,719 --> 00:16:45,619
‫بعدش یه فکری در موردش می کنم

380
00:16:45,620 --> 00:16:46,821
‫می تونی بهش یه فرصت دیگه بدی

381
00:16:46,822 --> 00:16:48,322
‫فرصتِ چی؟

382
00:16:48,323 --> 00:16:51,459
‫یه جمعیت دیگه رو قتل عام کنه؟

383
00:16:51,460 --> 00:16:53,160
‫استفن درنده بود

384
00:16:53,161 --> 00:16:54,495
‫تو هیچ وقت برای برگردوندنش، تسلیم نشدی

385
00:16:54,496 --> 00:16:56,797
‫و لیلی از سال ۱۸۵۸ تا ۱۹۰۳ کجا بود؟

386
00:16:56,798 --> 00:16:58,632
‫داشت اروپا رو قتل عام می کرد

387
00:16:58,633 --> 00:17:00,334
‫وقتی که غمِ مرگش رو دوشِ من و استفن بود

388
00:17:00,335 --> 00:17:02,803
‫کدوم مادری اینجوریه؟

389
00:17:02,804 --> 00:17:03,938
‫برایِ من، مادرم وقتی که

390
00:17:03,939 --> 00:17:06,507
‫تابوتش رو خاک کردیم، مُرد

391
00:17:06,508 --> 00:17:07,708
‫زنی که ما دنبالشیم، فقط وسیله ایه که

392
00:17:07,709 --> 00:17:09,643
‫باهاش استفن رو برگردونیم

393
00:17:09,644 --> 00:17:11,210
‫دیمن

394
00:17:17,583 --> 00:17:19,585
‫سلام مادر

395
00:17:30,346 --> 00:17:32,740
‫یه زمانی روزها رو، رو تقویم علامت می زدم

396
00:17:32,741 --> 00:17:34,308
‫بعد چند سال بی خیال شدم

397
00:17:34,309 --> 00:17:37,378
‫اما با توجه به لباس عجیبتون...

398
00:17:37,379 --> 00:17:39,580
‫فکر کنم بیشتر از یه قرن گذشته

399
00:17:39,581 --> 00:17:41,181
‫آره، می خواستم زودتر بیام

400
00:17:41,182 --> 00:17:44,685
‫ولی نمیدونستم تو تابوت، تو سرداب خانوداگی تشریف نداری

402
00:17:44,686 --> 00:17:45,819
‫تقصیر من بود

403
00:17:45,820 --> 00:17:47,621
‫خب در اصل
‫من همون سال ۱۸۵۸ مُردم

404
00:17:47,622 --> 00:17:50,624
‫بعد ازینکه پرستارِ بیمارستان، بهم خونِ خون آشام داد

405
00:17:50,625 --> 00:17:53,548
‫و هیچوقت به فکرت نرسید که برگردی
‫و حقیقت رو فاش کنی؟

406
00:17:58,365 --> 00:18:00,400
‫چطوری کارتون به اینجا کشید...

407
00:18:00,401 --> 00:18:02,469
‫خانم سالواتور؟

408
00:18:02,470 --> 00:18:03,971
‫خانم سالواتور؟

409
00:18:03,972 --> 00:18:05,472
‫نمی دونم چی صداش کنم

410
00:18:05,473 --> 00:18:07,340
‫خواهشا منو لیلی صدا کن

411
00:18:09,042 --> 00:18:12,312
‫سی و ۱ اکتبر سال ۱۹۰۳ بود

412
00:18:12,313 --> 00:18:14,448
‫تازه به اسکله نیویورک رسیده بودم

413
00:18:14,449 --> 00:18:19,019
‫نورهای متحرک قشنگی آسمون رو روشن کرده بود
‫(منظور: شفق قطبی)

414
00:18:19,020 --> 00:18:21,788
‫و یهویی، یه انجمن جادوگری بهم حمله کردن

415
00:18:21,789 --> 00:18:24,658
‫و وقتی که بیدار شدم، اونا رفته بودن

416
00:18:24,659 --> 00:18:27,260
‫همه رفته بودن

417
00:18:27,261 --> 00:18:30,197
‫اون شب هم تو آسمون نورهایِ رقصان وجود داشت

418
00:18:30,198 --> 00:18:32,299
‫و بعدش هر شب اینجوری میشد

419
00:18:32,300 --> 00:18:36,151
‫به اینجا میگن زندان، حتما آدم هایِ خیلی زیادی رو عصبانی کرده بودی

420
00:18:37,871 --> 00:18:40,239
‫اون زندگی مالِ خیلی وقت پیش بود

421
00:18:44,511 --> 00:18:46,713
‫رژیم داری؟

422
00:18:46,714 --> 00:18:48,348
‫من هر قصاب خونه ای

423
00:18:48,349 --> 00:18:50,850
‫از نیویورک تا میستیک فالز رو

424
00:18:50,851 --> 00:18:54,087
‫با پایِ پیاده رفتم و خالی کردم

426
00:18:54,088 --> 00:18:58,391
‫این آخرین خونِ اینجاست

427
00:18:58,392 --> 00:19:01,828
‫دو قطره در هفته تا فقط بهوش بمونم

428
00:19:01,829 --> 00:19:04,030
‫خیلی بده

429
00:19:04,031 --> 00:19:06,232
‫بهرحال دووم اوردم

430
00:19:06,233 --> 00:19:09,102
‫شنیدم که در طول جنگ، تو و برادرت تبدیل شدین

432
00:19:10,337 --> 00:19:11,571
‫حتما پدرتون خیلی ترسیده بود

433
00:19:11,572 --> 00:19:13,039
‫آره

434
00:19:13,040 --> 00:19:15,308
‫البته بعدش استفن سرش رو برید

436
00:19:17,745 --> 00:19:19,912
‫ببخشید، نباید می خندیدم

437
00:19:19,913 --> 00:19:24,050
‫خوشبحال استفن

438
00:19:24,051 --> 00:19:25,418
‫من واقعا از پدرتون نفرت داشتم

439
00:19:25,419 --> 00:19:26,719
‫آره میدونم

440
00:19:26,720 --> 00:19:28,721
‫بخاطر همین بچه هات رو باهاش تنها گذاشتی

441
00:19:28,722 --> 00:19:32,123
‫مرگت رو شبیه سازی کردی
‫و رفتی تو گروهِ درنده ها

442
00:19:34,961 --> 00:19:39,497
‫خیلی خوبه که می بینم اینقدر بزرگ شدی، دیمن

443
00:19:42,168 --> 00:19:43,468
‫برادرت چطوره؟

444
00:19:46,573 --> 00:19:50,009
‫آهای

445
00:19:50,010 --> 00:19:51,644
‫کسی اینجاست؟

446
00:20:01,420 --> 00:20:03,456
‫لعنت به تو استفن
‫چی می خوای؟

447
00:20:03,457 --> 00:20:05,290
‫برای صلح، پیشکش اوردم

448
00:20:05,292 --> 00:20:08,861
‫با خودم فکر کردم دلیل اون خوانندگی و کارای عشقولانه ات

449
00:20:08,862 --> 00:20:10,528
‫اینه که حتما تشنه ات ـه

451
00:20:20,105 --> 00:20:25,009
‫دیدی، یه خون آشامی که احساسات نداره
‫اینجوری عمل می کنه

453
00:20:25,011 --> 00:20:26,945
‫من دارم بهت درد واقعی رو تزریق می کنم

454
00:20:26,946 --> 00:20:28,280
‫ولم کن

455
00:20:28,281 --> 00:20:29,481
‫چرا ؟ داری به تسلیم شدن

456
00:20:29,482 --> 00:20:31,683
‫رها کردن، ول کردن نقشه ول می کنی؟

457
00:20:31,684 --> 00:20:33,018
‫استفن، بس کن

458
00:20:33,019 --> 00:20:34,119
‫بی خیال کرولاین

459
00:20:34,120 --> 00:20:35,187
‫فقط بی خیال شو

460
00:20:35,188 --> 00:20:36,488
‫قول میدم حس خوبی داره

461
00:20:36,489 --> 00:20:38,323
‫اجازه نمیدم تو زندگیم رو خراب کنی

462
00:20:38,324 --> 00:20:41,793
‫پس زندگیت رو پایان میدم

465
00:20:50,335 --> 00:20:52,370
‫واقعا دستای قشنگی داری

469
00:21:02,515 --> 00:21:03,648
‫میدونی چرا اینجام؟

471
00:21:05,017 --> 00:21:06,651
‫چون عذاب وجدان نمی ذاره شبا بخوابم

474
00:21:10,056 --> 00:21:12,157
‫ازت انتظار ندارم که حرفام رو باور کنی

475
00:21:12,158 --> 00:21:14,025
‫ولی ازت می خوام که یه شانس دیگه بهم بدی

479
00:21:19,365 --> 00:21:21,098
‫بانی گوش کن

480
00:21:26,371 --> 00:21:29,908
‫ببخشید ... وای خدا

481
00:21:29,909 --> 00:21:30,842
‫نمی خواستم اینکارو بکنم

482
00:21:30,843 --> 00:21:32,243
‫ولی اینکارو کردی

483
00:21:32,244 --> 00:21:34,479
‫چون حتی هم اگه حقیقت رو بگی

484
00:21:34,480 --> 00:21:38,316
‫هنوز یه بخشی از خودِ قدیمیت تویِ وجودت هست

485
00:21:38,317 --> 00:21:40,627
‫اسندانت ازین طرفه

486
00:21:43,014 --> 00:21:46,690
‫و تو فکر می کنی که من میتونم انسانیت استفن رو برگردونم؟

487
00:21:46,692 --> 00:21:48,960
‫آخرین خاطره ای که استفن ازت داره

488
00:21:48,961 --> 00:21:50,295
‫تصویر فرشته ایه که بهش میگه

489
00:21:50,296 --> 00:21:52,263
‫همه چی درست میشه

490
00:21:52,264 --> 00:21:54,866
‫پس تو بازم فرشته میشی

491
00:21:54,867 --> 00:21:57,434
‫لزومی نداره استفن بدونه که تو چقدر افتضاحی

492
00:22:01,072 --> 00:22:02,473
‫البته که کمک می کنم

493
00:22:02,474 --> 00:22:05,109
‫جز دیدن دوباره پسرم، آرزوی دیگه ای ندارم

494
00:22:05,110 --> 00:22:06,711
‫پس وسایلت رو جمع کن

495
00:22:06,712 --> 00:22:08,613
‫عالیه

496
00:22:08,614 --> 00:22:10,490
‫من بقیه رو خبر می کنم

497
00:22:13,117 --> 00:22:14,751
‫بقیه رو خبر می کنی؟

498
00:22:14,753 --> 00:22:16,988
‫تو خیلی چیزا راجع به من میدونی
‫فکر کنم شنیده باشی که

499
00:22:16,989 --> 00:22:18,989
‫که من یه گروهِ همراه دارم

500
00:22:20,925 --> 00:22:23,960
‫کدوم گروه همراه؟

501
00:22:29,734 --> 00:22:32,937
‫همگی...

502
00:22:32,938 --> 00:22:34,838
‫با پسرم دیمن آشنا بشید

503
00:22:38,069 --> 00:22:40,110
‫اون اینجاست که ما رو ببره خونه

504
00:22:50,180 --> 00:22:51,448
‫پس اومدی

505
00:22:51,449 --> 00:22:53,650
‫پدرِ نمونه

506
00:22:53,651 --> 00:22:57,020
‫واقعا دیمن ۵ سال رو بدون اینکه خودشو بکشه
‫با تو سپری کرد؟

508
00:22:57,021 --> 00:22:58,589
‫چه بانمک

509
00:22:58,590 --> 00:23:00,457
‫حالا فهمیدم چرا رفیقِ پایه مشروب خوری دیمن هستی

510
00:23:00,458 --> 00:23:01,792
‫فکر کنم باید مشروب رو بذاری کنار

511
00:23:01,793 --> 00:23:03,227
‫چون باید به بچه شیر بدی

512
00:23:03,228 --> 00:23:04,294
‫اصلا تو اینجا چیکار می کنی؟

513
00:23:04,295 --> 00:23:05,796
‫من فکر می کردم تو از استفن متنفر باشی

514
00:23:05,797 --> 00:23:06,964
‫آره متنفرم

515
00:23:06,965 --> 00:23:09,700
‫راستش برایِ انتقام کلی برنامه ریختم

517
00:23:09,701 --> 00:23:11,702
‫ولی متاسفانه برای اینکه به یکی آسیب بزنی

518
00:23:11,703 --> 00:23:13,570
‫طرف باید اهمیت بده

519
00:23:13,571 --> 00:23:15,038
‫پس می خوای انسانیت استفن برگرده

520
00:23:15,039 --> 00:23:17,774
‫تا بیادش بیاری چقدر شما ۲ تا از هم متنفرین؟

521
00:23:17,775 --> 00:23:20,077
‫آدم وقتی ۲ نفره بازی کنه بیشتر حال میده

522
00:23:20,078 --> 00:23:22,012
‫دیشب یه دختر بیگناه

523
00:23:22,013 --> 00:23:23,447
‫داشت به زور جراحی میشد

524
00:23:23,448 --> 00:23:24,781
‫چون تو اونو وارد زندگیت کردی

525
00:23:24,782 --> 00:23:27,651
‫حالا اگه تو به این کارا میگی: بازی

526
00:23:27,652 --> 00:23:29,753
‫پس بهتره یه نگاهی به آینه بندازی

527
00:23:29,754 --> 00:23:33,789
‫که چی؟ که ببینم برای جونِ انسان‌ها ارزشی قائل نیستم؟

528
00:23:33,791 --> 00:23:39,796
‫نه، که با تنهاییِ عمیق خودت روبرو بشی

529
00:23:39,797 --> 00:23:41,965
‫مُچم رو گرفتی

530
00:23:41,966 --> 00:23:44,533
‫آره، من یه آدم تنهایِ ناراحتم که هیشکی دوستم نداره

531
00:23:44,535 --> 00:23:46,802
‫وقتی که تو، تویِ خونه نشستی و زندگیت رو به پایانه

532
00:23:46,804 --> 00:23:48,505
‫دوست دختر داری، بچه داری
‫و بالاخره می میری

533
00:23:48,506 --> 00:23:51,707
‫به نظر خیلی خوب میاد

534
00:23:59,416 --> 00:24:01,226
‫اینجا چیکار می کنی؟

535
00:24:03,553 --> 00:24:04,854
‫تو اینجا چیکار می کنی؟

536
00:24:04,855 --> 00:24:06,456
‫مگه تعطیلات نیست

537
00:24:06,457 --> 00:24:08,324
‫تمرین داشتم

538
00:24:08,325 --> 00:24:10,793
‫اون حالش خوبه؟

539
00:24:10,794 --> 00:24:12,529
‫اون خوبه

540
00:24:17,066 --> 00:24:19,234
‫پرتابِ خوبی بود عوضی

541
00:24:22,305 --> 00:24:24,674
‫دومین درس در مورد بی خیال شدن

542
00:24:24,675 --> 00:24:27,843
‫اینه که جون غریبه ها رو نجات ندی

543
00:24:35,103 --> 00:24:36,552
‫برو تو اتاقت قایم شو

544
00:24:36,553 --> 00:24:39,355
‫من بعدا میام سراغت

545
00:24:39,356 --> 00:24:41,189
‫پس خلاصه اش اینه

546
00:24:43,326 --> 00:24:45,760
‫بی خیال شدن یعنی احمق بودن

547
00:24:45,762 --> 00:24:48,030
‫شانس گیر افتادنت رو زیاد کنی

548
00:24:48,031 --> 00:24:51,766
‫و بدتر از همه، کارایی بکنی که...

550
00:25:10,753 --> 00:25:12,754
‫انزو

551
00:25:14,757 --> 00:25:15,990
‫عجب

552
00:25:27,671 --> 00:25:29,804
‫این خون آشاما این همه مدت

553
00:25:29,806 --> 00:25:31,740
‫با تو زندانی شده بودن؟

554
00:25:31,741 --> 00:25:34,109
‫ما با هم همه جا می رفتیم

555
00:25:34,110 --> 00:25:35,410
‫اینا اتفاقا اون شب تو قایق باهام بودن

556
00:25:35,411 --> 00:25:36,844
‫بیچاره‌ها

557
00:25:36,846 --> 00:25:41,649
‫این بیچاره ها که احیانا تمایلی به سر بریدن نداشتن؟

559
00:25:41,651 --> 00:25:43,285
‫کاملا برعکس

560
00:25:43,286 --> 00:25:47,623
‫این آدما منو ازون بخش از وجودم نجات دادن

561
00:25:47,624 --> 00:25:50,125
‫من اینجا تبعید شدم چون من یه هیولا بودم

562
00:25:50,126 --> 00:25:52,226
‫از خون هر انسانی که می تونستم
‫دندونام رو تو بدنش فرو کنم

563
00:25:52,228 --> 00:25:53,961
‫بدون هیچ پشیمونی تا آخر می خوردم

564
00:25:53,963 --> 00:25:55,931
‫اما وقتی که تو این قفس زندانی شدم

565
00:25:55,932 --> 00:25:59,134
‫مجبور شدم با حیوونی که بهش تبدیل شدم
‫روبرو بشم

567
00:25:59,135 --> 00:26:02,571
‫و وقتی که منابعمون تموم شد

568
00:26:02,572 --> 00:26:06,675
‫دوستام سهم خودشون رو فدایِ من کردن

569
00:26:06,676 --> 00:26:11,713
‫و من میدونستم که اگه من همه چی و همه کَس رو
‫همونطور که بدنم می خواست می خوردم

571
00:26:11,714 --> 00:26:14,381
‫بعدش چیزی باقی نمی مونه که اینا رو بیدار کنم

572
00:26:14,383 --> 00:26:17,185
‫پس یاد گرفتم

573
00:26:17,186 --> 00:26:21,533
‫بخاطر اینا هم که شده عطشم برای خون رو کنترل کنم

574
00:26:23,325 --> 00:26:27,929
‫این آدما باعث شدن من حس کنم
‫دوباره انسان شدم

575
00:26:27,930 --> 00:26:30,631
‫من میرم آخرین قطره هایِ خون رو بیارم
‫تا اینا رو بهوش بیارم

576
00:26:40,208 --> 00:26:41,708
‫نه تنها یه درنده است

577
00:26:41,710 --> 00:26:43,011
‫بلکه یه درنده خُل و چله

578
00:26:43,012 --> 00:26:45,213
‫یا شایدم فقط برای اینا احساس مسئولیت می کنه

579
00:26:45,214 --> 00:26:46,347
‫شوخیت گرفته؟

580
00:26:46,348 --> 00:26:49,984
‫اون یه خونه عروسکی خون آشامی درست کرده

581
00:26:49,985 --> 00:26:51,318
‫دیمن

582
00:26:54,722 --> 00:26:57,025
‫این اسندانت نیست؟

583
00:26:57,026 --> 00:26:59,060
‫چرا

584
00:26:59,061 --> 00:27:02,330
‫پس چرا بانی اینجا نیومد؟

585
00:27:02,331 --> 00:27:05,032
‫چون بانی دنبال اسندانت نیست

586
00:27:07,235 --> 00:27:09,103
‫دارم حسش می کنم

587
00:27:09,104 --> 00:27:11,405
‫اسندانت باید همین اطراف باشه

588
00:27:11,406 --> 00:27:12,940
‫چرا باید اسندات اینجا باشه؟

589
00:27:12,941 --> 00:27:15,309
‫من نمیدونم، من که اونو اینجا نذاشتم

590
00:27:15,310 --> 00:27:16,911
‫اگه فکر می کنی من نمی تونم تغییر کنم

591
00:27:16,912 --> 00:27:18,513
‫پس چرا یه روز کامل رو باهام سپری کردی

592
00:27:18,514 --> 00:27:21,182
‫و منو اوردی وسط نا کجا آباد؟

593
00:27:21,183 --> 00:27:23,250
‫میتونم دوباره بهت حمله کنم

594
00:27:25,186 --> 00:27:28,088
‫دوستات نمی تونن صدایِ جیغت رو بشنون

595
00:27:32,460 --> 00:27:34,595
‫چون شاید حق با تو باشه

596
00:27:34,596 --> 00:27:36,230
‫شاید یه بخشی از وجود من

597
00:27:36,231 --> 00:27:39,300
‫باور کرده که در تو خوبی هست

599
00:27:42,471 --> 00:27:45,205
‫تو درست میگی

600
00:27:46,207 --> 00:27:50,044
‫هرچی می گردیم چیزی پیدا نمی کنیم

601
00:27:50,045 --> 00:27:53,047
‫اونا اسندانت رو تویِ...

603
00:27:53,048 --> 00:27:56,016
‫وای خدا

604
00:27:56,017 --> 00:28:00,621
‫بانی

605
00:28:00,622 --> 00:28:02,022
‫داری چیکار می کنی؟

606
00:28:02,023 --> 00:28:04,491
‫اعتمادت رو به دست میارم و از پشت بهت خنجر می زنم

607
00:28:04,492 --> 00:28:07,494
‫- خیلی حس بدی داره، مگه نه؟
‫- بانی، خواهش می کنم اینکارو نکن

608
00:28:07,495 --> 00:28:09,730
‫چیکار نکنم؟
‫اینکه تو رو اینجا ول کنم

609
00:28:09,731 --> 00:28:11,065
‫و خودم هر جا دلم می خواد برم

610
00:28:11,066 --> 00:28:12,433
‫تا تو خودت، خودت رو بکشی؟

611
00:28:12,434 --> 00:28:13,801
‫من بخاطر تو نزدیک بود خودم رو بکشم

612
00:28:13,802 --> 00:28:17,438
‫بانی، خواهش می کنم حرفم رو باور کن
‫من تغییر کردم

613
00:28:17,439 --> 00:28:19,740
‫میدونم

614
00:28:19,741 --> 00:28:21,240
‫منم تغییر کردم

615
00:28:34,641 --> 00:28:36,643
‫حداقل هنوزم نفس می کشن

616
00:28:36,644 --> 00:28:38,178
‫دیمن حتما نقشه جالبی داره

617
00:28:38,179 --> 00:28:40,847
‫که تیمِ بی رو فرستاده

618
00:28:40,848 --> 00:28:45,017
‫نظرت چیه که براش یه پیغام بفرستیم؟

619
00:28:48,655 --> 00:28:50,123
‫داری چیکار می کنی؟

620
00:28:50,124 --> 00:28:52,925
‫جلویِ تو رو می گیرم تا جنازه رو دستم نذاری

622
00:28:52,927 --> 00:28:54,861
‫حالا نمی خوام اشاره کنم که یکیش سرپرست قانونی الینا

623
00:28:54,862 --> 00:28:56,496
‫و یکی دیگه بهترین دوست برادرته

624
00:28:56,497 --> 00:28:58,498
‫مگه دوست داری زندانی و شکنجه بشی

625
00:28:58,499 --> 00:29:00,900
‫تا انسانیتت برگرده؟

626
00:29:02,535 --> 00:29:06,206
‫حتما زیادی فکر کردن، خیلی خسته کننده است

627
00:29:06,207 --> 00:29:09,509
‫اینکه میلت برای کشتن رو انکار کنی

628
00:29:09,510 --> 00:29:11,661
‫و اینکه فقط طبق نقشه پیش بری

629
00:29:13,249 --> 00:29:15,884
‫بکش عقب

630
00:29:18,154 --> 00:29:21,489
‫اگه همینو می خوای، باشه

632
00:29:28,497 --> 00:29:30,433
‫داری چیکار می کنی؟

633
00:29:32,202 --> 00:29:33,868
‫فکر کردی من همه چی رو در موردت نمیدونم؟

634
00:29:33,870 --> 00:29:37,540
‫من بهت یاد دادم چطوری عطشت برای خون رو کنترل کنی

635
00:29:37,541 --> 00:29:39,775
‫همینجا وایسا و جیغ نزن

636
00:29:39,776 --> 00:29:41,342
‫داری چیکار می کنی؟

637
00:29:42,811 --> 00:29:45,880
‫چیزی که باعث میشه مقاومت کنی

638
00:29:58,994 --> 00:30:01,730
‫اگه داری سعی میکنی منو وسوسه کنی باید بگم جواب نمیده

639
00:30:01,731 --> 00:30:03,565
‫نیازی نیست سعی کنم

640
00:30:03,566 --> 00:30:06,200
‫من و تو، خیلی به هم شبیهیم

641
00:30:06,202 --> 00:30:09,971
‫بی خیال، برای یه دقیقه هم شده می تونی برنامه رو کنار بذاری

642
00:30:13,275 --> 00:30:15,110
‫گردن واقعا قشنگی داره

643
00:31:27,015 --> 00:31:30,318
‫رفیقایِ خون آشامت باید منتظر قطار بعدی باشن

645
00:31:30,319 --> 00:31:31,986
‫یه جادوگر کم داریم

646
00:31:31,987 --> 00:31:34,255
‫می خوای اونارو جا بذاری؟

647
00:31:34,256 --> 00:31:36,457
‫نه دیمن، تو نمی تونی بدون اینکه منو نجات بدی
‫اونا رو نجات بدی

648
00:31:36,458 --> 00:31:38,392
‫ما برای نجات اونا بر می گردیم
‫من قول میدم

649
00:31:38,393 --> 00:31:40,628
‫بریم

650
00:31:40,629 --> 00:31:41,762
‫دیمن، بیرون رو نگاه کن

651
00:31:41,763 --> 00:31:43,831
‫اون ستاره قطبیه؟

652
00:31:43,832 --> 00:31:45,366
‫بلیط خروجمون هم هست

653
00:31:45,367 --> 00:31:46,333
‫گرفتیش؟

654
00:31:46,335 --> 00:31:48,135
‫- آره
‫- خیلی خب

655
00:31:48,136 --> 00:31:51,705
‫شوخیت گرفته؟

656
00:31:51,707 --> 00:31:54,609
‫طلسم رو اجرا کن

657
00:31:54,610 --> 00:31:56,534
‫من میرم میارمش

658
00:32:01,015 --> 00:32:02,415
‫وقتشه بیدار شید

659
00:32:06,320 --> 00:32:07,855
‫نه

660
00:32:07,856 --> 00:32:09,023
‫گفتم اونا نمیان

661
00:32:09,024 --> 00:32:10,624
‫چیکار کردی؟

662
00:32:10,625 --> 00:32:11,826
‫بعدا باهاشون تجدید دیدار میکنی
‫باید بریم

663
00:32:11,827 --> 00:32:12,993
‫تو متوجه نیستی دیمن

664
00:32:12,994 --> 00:32:14,995
‫- من ترکشون نمی کنم
‫- چه بد

665
00:32:14,996 --> 00:32:16,596
‫اینا خانواده منن

666
00:32:18,816 --> 00:32:21,401
‫این آدما خانواده منن

667
00:32:28,475 --> 00:32:31,045
‫شاید این دیوونه ها خانواده تو باشن

668
00:32:31,046 --> 00:32:33,380
‫اما استفن هم خانواده منه

669
00:32:33,381 --> 00:32:34,581
‫اگه نمی خوای کمکش کنی

670
00:32:34,582 --> 00:32:37,083
‫من همینجا ولت می کنم تا بپوسی

671
00:32:38,211 --> 00:32:42,222
‫متوجه شدی؟

675
00:32:48,563 --> 00:32:51,164
‫دیمن

679
00:32:58,439 --> 00:32:59,805
‫بانی

680
00:33:33,396 --> 00:33:35,931
‫چه لباسِ قشنگی

681
00:33:35,932 --> 00:33:38,801
‫سلام انزو

682
00:33:38,802 --> 00:33:41,536
‫دیشب من بهت زنگ زدم؟

683
00:33:41,538 --> 00:33:43,372
‫دیشب یه پیامک از تو رسید
‫که همدیگرو ببینیم

684
00:33:43,373 --> 00:33:45,607
‫ولی یادم نمیاد که دیشب تو رو دیده باشم

685
00:33:45,609 --> 00:33:48,944
‫ببین سارا

686
00:33:48,945 --> 00:33:52,915
‫اشتباه کردم که تو رو وارد زندگیم  کردم

687
00:33:52,916 --> 00:33:54,583
‫پس چرا اینکارو کردی؟

688
00:33:54,584 --> 00:33:57,720
‫می تونی بگی بخاطر تنهاییِ عمیقم

690
00:34:01,124 --> 00:34:02,725
‫حقیقت اینه که، تو سربازِ

691
00:34:02,726 --> 00:34:06,360
‫بازیِ شطرنجی بودی
‫که من دیگه نمی خوام بازی کنم

692
00:34:08,301 --> 00:34:11,600
‫تو یه دختر عادی نیستی، سارا سالواتور

693
00:34:11,601 --> 00:34:14,203
‫تو لیاقت چیزای بهتری رو داری

694
00:34:14,204 --> 00:34:18,440
‫سارا سالواتور ؟

695
00:34:18,441 --> 00:34:20,441
‫چرا منو با این اسم صدا کردی؟

697
00:34:24,247 --> 00:34:25,614
‫وای خدا

698
00:34:25,615 --> 00:34:26,782
‫خیلی بده

699
00:34:26,783 --> 00:34:28,561
‫چی؟

700
00:34:30,406 --> 00:34:32,653
‫که دارم با یه احمق ازدواج می کنم

702
00:34:33,756 --> 00:34:35,057
‫ممکن بود امروز بمیری

703
00:34:35,058 --> 00:34:36,658
‫نه اینکه تا حالا ازین اتفاقا نیوفتاده بود

704
00:34:36,659 --> 00:34:39,461
‫فقط ۱۸ سال، می خوام فقط همینقدر زنده بمونی

705
00:34:39,462 --> 00:34:41,296
‫کمکم کنی بچه رو بزرگ کنم

706
00:34:41,297 --> 00:34:43,598
‫بعدش که اونو تحویل جامعه دادیم

707
00:34:43,599 --> 00:34:48,270
‫اونوقت می تونی با اسلحه اینور و اونور بری
‫و تا دلت می خواد حماقت کنی

708
00:34:48,271 --> 00:34:50,839
‫خب؟

709
00:34:50,840 --> 00:34:52,293
‫باشه

710
00:34:56,244 --> 00:34:59,314
‫کل دنیا داره با این وسیله می چرخه

711
00:34:59,315 --> 00:35:01,983
‫بهتره هرچه زودتر یاد بگیری

712
00:35:01,984 --> 00:35:03,451
‫شاید تو بتونی بهم یاد بدی

713
00:35:03,452 --> 00:35:05,253
‫استفن صبر و حوصله اش رو داره نه من

714
00:35:05,254 --> 00:35:06,454
‫شاید بتونه بهت یاد بده

715
00:35:06,455 --> 00:35:09,189
‫البته اگه براش مادری کنی و سر عقلش بیاری

716
00:35:12,427 --> 00:35:14,129
‫استفن درست میگفت

717
00:35:14,130 --> 00:35:15,630
‫شبِ ختم من

718
00:35:15,631 --> 00:35:19,500
‫یه فرشته رفت به دیدنش ... خودم

719
00:35:21,499 --> 00:35:24,472
‫من تازه تبدیل شده بودم

720
00:35:24,473 --> 00:35:26,673
‫می خواستم پسرام رو ببینم

721
00:35:28,798 --> 00:35:33,815
‫ولی وقتی که خم شدم تا دمِ گوشش زمزمه کنم

722
00:35:33,816 --> 00:35:35,616
‫عطش سر تا پام رو فرا گرفت

723
00:35:35,617 --> 00:35:38,786
‫تنها چیزی که میشنیدیم، صدای نبض رگ هاش بود

724
00:35:38,787 --> 00:35:40,987
‫تنها بویی که حس کردم، بویِ خونِش بود

725
00:35:44,146 --> 00:35:47,028
‫پس فرار کردم

726
00:35:47,029 --> 00:35:48,728
‫بخاطر خودتون

727
00:35:52,300 --> 00:35:55,636
‫و هرچقدر هم که شما دلتون برام تنگ شده بود

728
00:35:55,637 --> 00:35:58,338
‫دلِ من ۲ برابر بیشتر تنگ شده بود

729
00:36:03,377 --> 00:36:04,793
‫خوشحالم که فهمیدم

730
00:36:06,273 --> 00:36:07,814
‫میذارم یکم بخوابی

731
00:36:09,717 --> 00:36:12,953
‫- دیمن
‫- بله

732
00:36:12,954 --> 00:36:15,189
‫درسته که خیلی دلم می خواد

733
00:36:15,190 --> 00:36:16,756
‫بیشتر باهم آشنا بشیم

734
00:36:16,758 --> 00:36:19,660
‫ولی متاسفانه تا قبل اینکه
‫اون آدمایی رو که جا گذاشتیم برنگردن پیشم

735
00:36:19,661 --> 00:36:23,864
‫من حواسم سرجاش نیست و نمی تونم خودم باشم

737
00:36:25,396 --> 00:36:27,467
‫کی بر می گردیم؟

738
00:36:27,468 --> 00:36:30,271
‫خیلی زود، اما نگران نباش

739
00:36:30,272 --> 00:36:32,605
‫اون زندان که جایی نمیره

740
00:36:42,850 --> 00:36:44,784
‫غذا رو کجا نگه می دارن؟

742
00:36:48,356 --> 00:36:50,189
‫وای خدا

743
00:37:04,037 --> 00:37:05,238
‫تو دیگه کدوم...

745
00:37:15,048 --> 00:37:18,885
‫قبل ازینکه بهوش بیاد، باید میزان
‫خونِ موجودی تو یخچال رو چک کنیم

747
00:37:18,886 --> 00:37:21,455
‫چشمات به اون رفته

748
00:37:21,456 --> 00:37:23,023
‫برش گردوندی؟

749
00:37:23,024 --> 00:37:25,592
‫این تنها عکسِ دوران کودکی دوست پسرمه

751
00:37:25,593 --> 00:37:26,927
‫البته که برش گردوندم

752
00:37:26,928 --> 00:37:28,494
‫بده ببینم

753
00:37:31,765 --> 00:37:34,367
‫از دیدن این بخش از وحودت خوشم اومد

754
00:37:34,368 --> 00:37:36,469
‫نا امید و واقع گرا؟

755
00:37:36,470 --> 00:37:39,145
‫تو که هر روز این بخش رو می بینی

756
00:37:40,007 --> 00:37:42,174
‫پسرِ یه مادر

757
00:37:44,678 --> 00:37:46,913
‫اون فقط وسیله ایه که میشه باهاش استفن رو برگردوند

758
00:37:46,914 --> 00:37:48,681
‫میدونم که اون، زنی نیست که تو یادته

759
00:37:48,682 --> 00:37:52,676
‫اما بهش فرصت بده

760
00:37:53,821 --> 00:37:55,755
‫خیلی خوش شانسی که اینقدر نازی

761
00:37:55,756 --> 00:37:59,408
‫چون این خوش بینی تموم نشدنیت
‫خیلی رو اعصابه

762
00:38:00,594 --> 00:38:03,796
‫خب تجربه بهم میگه که

763
00:38:03,797 --> 00:38:07,267
‫پیدا کردن خوبی تو یه نفر
‫اتلاف وقت نیست

764
00:38:07,268 --> 00:38:08,601
‫خب یکی بچه هاش رو ول کرد

765
00:38:08,602 --> 00:38:10,737
‫تا مادرِ یه خوانواده غارنشین خون آشاما بشه

766
00:38:10,738 --> 00:38:13,840
‫فکر کنم باید حسابی بگردیم تا خوبی پیدا کنیم

767
00:38:13,841 --> 00:38:16,642
‫پس خوبه که عمرمون جاودانه است

768
00:38:44,670 --> 00:38:46,539
‫بَد نبود

769
00:38:46,540 --> 00:38:49,708
‫دیدی؟ کنترل چیز مزخرفیه

770
00:38:49,710 --> 00:38:52,811
‫اصلا یادم نمیاد چیجوری برگشتیم به اتاق من

772
00:38:58,117 --> 00:39:00,119
‫پیرهنم کجاست؟

773
00:39:00,120 --> 00:39:04,390
‫کنارِ دختریه که ما ولش کردیم تا از خون ریزی بمیره

776
00:39:10,529 --> 00:39:13,199
‫حق با تو بود

777
00:39:13,200 --> 00:39:16,334
‫روشِ تو خیلی باحال تره

778
00:39:32,117 --> 00:39:34,786
‫سلام بان بان

780
00:39:36,189 --> 00:39:38,189
‫ببخشید

781
00:39:38,191 --> 00:39:39,758
‫وقت بدی اومدم

782
00:39:39,759 --> 00:39:40,892
‫نه، نه، نه
‫عیبی نداره

783
00:39:40,893 --> 00:39:46,079
‫من باید برم ببینم ریک با کرولاین و استفن چیکار کرد

785
00:39:46,080 --> 00:39:47,755
‫خب...

786
00:39:55,907 --> 00:39:57,744
‫بهتره حرف مهمی داشته باشی
‫(که وسط کار مزاحم شدی)

787
00:39:57,745 --> 00:39:59,711
‫فقط می خواستم ازت تشکر کنم

788
00:39:59,712 --> 00:40:01,912
‫که کمکم کردی مشکلم رو حل کنم

789
00:40:06,751 --> 00:40:08,520
‫میدونی که یه زنِ دیوونه اون بالاست

790
00:40:08,521 --> 00:40:11,622
‫که خیلی دلش می خواد دوباره اون زندان وا بشه

791
00:40:11,624 --> 00:40:13,624
‫ولی ما که بر نمی گردیم

792
00:40:13,626 --> 00:40:14,693
‫مگه نه؟

793
00:40:14,694 --> 00:40:16,595
‫البته که نه

794
00:40:16,596 --> 00:40:19,097
‫خوبه

795
00:40:19,098 --> 00:40:20,665
‫چون من یه چیزی برات اوردم

796
00:40:20,666 --> 00:40:22,100
‫یه هدیه از سال ۱۹۹۴

797
00:40:22,101 --> 00:40:23,568
‫می خواستم دیروز بهت بدم

798
00:40:23,569 --> 00:40:25,103
‫اما دیروز خیلی عوضی بازی در اوردی

799
00:40:25,104 --> 00:40:26,738
‫و لایقش نبودی

800
00:40:26,739 --> 00:40:28,238
‫خب من...

801
00:40:31,743 --> 00:40:33,678
‫اون چیزی که من فکر می کنم که نیست
‫هست؟

802
00:40:33,679 --> 00:40:36,114
‫اگه بخاطر نوشته تو رو نقشه نبود

804
00:40:36,115 --> 00:40:39,002
‫هیچوقت نمی تونستم جادوم رو به دست بیارم

806
00:40:40,439 --> 00:40:42,968
‫و احتمالا امروز نمی تونستم اینجا باشم

807
00:40:43,498 --> 00:40:47,257
‫پس تو سفرم از سال ۹۴، یه هدیه برات اوردم

808
00:40:55,466 --> 00:40:57,000
‫دارو

809
00:41:00,304 --> 00:41:02,072
‫داروی درمانِ خون آشامی

810
00:41:02,074 --> 00:41:04,575
‫میدونستم که می خواستی اینو بگیریش

811
00:41:04,576 --> 00:41:08,312
‫کل مسیرِ رسیدن بهش رو
‫تویِ نقشه اورده بودی

812
00:41:08,313 --> 00:41:10,047
‫چرا داری اینو بهم میدی؟

813
00:41:10,048 --> 00:41:12,917
‫چون مادرم که از خون آشام بودن خیلی خوشحاله

814
00:41:12,918 --> 00:41:17,954
‫چون من کاملا مطمئنم می تونیم کرولاین
‫رو به حالت اول در بیاریم

816
00:41:17,956 --> 00:41:21,691
‫ولی بیشتر، بخاطر اینکه می دونم تو اینو برای الینا می خواستی

817
00:41:24,462 --> 00:41:27,832
‫اگه الان نخوام چی؟

818
00:41:27,833 --> 00:41:30,301
‫به من ربطی نداره

819
00:41:30,302 --> 00:41:31,502
‫من فقط کاری که تو شروع کردی رو تموم می کنم

820
00:41:31,503 --> 00:41:33,503
‫می خوای بهش بده، می خوای نده

821
00:41:39,544 --> 00:41:41,707
‫بستگی به خودت داره

821
00:41:42,544 --> 00:41:50,707
‫<font color="#۸۰۸۰۰۰">عید همگی مبارک، سال خوشی داشته باشین</font>

822
00:41:51,597 --> 00:42:02,195
‫<font color="#۰۰۸۰ff"><b>کاری از الهام
‫Elham.Darya۱۳@Yahoo.com
‫</b></font>

822
00:41:51,597 --> 00:42:02,195
‫<font color="#۸۰ff۰۰">NightMovie.net</font>