‫﻿۱
00:00:01,212 --> 00:00:02,654
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,655 --> 00:00:04,057
‫دیمن مُرده

3
00:00:04,058 --> 00:00:06,541
‫میخوام حافظم رو دستکاری کنی تا
‫فراموش کنم که عاشقش بودم

4
00:00:06,542 --> 00:00:09,127
‫- دیمن سالواتوره کیه؟
‫- اون یه هیولا بود

5
00:00:09,128 --> 00:00:11,821
‫- ما کجاییم؟
‫- سال ۱۹۹۴

6
00:00:11,822 --> 00:00:13,050
‫اینجا راه خروج نداره

7
00:00:13,051 --> 00:00:14,564
‫یه نفر دیگه هم اینجاست

8
00:00:14,565 --> 00:00:15,792
‫برای برگشتن به خونه، انرژی رو

9
00:00:15,793 --> 00:00:17,766
‫از خورشیدگرفتگی بوسیله ی
‫یه شیء باستانی جذب میکنیم

10
00:00:17,767 --> 00:00:19,080
‫اسمش فرارونده ست

11
00:00:19,081 --> 00:00:21,565
‫- دوباره داری اینکارو میکنی
‫- چکار؟

12
00:00:21,566 --> 00:00:22,823
‫اونکاری که وقتی از یکی خوشت میاد

13
00:00:22,824 --> 00:00:24,737
‫باهاش بدرفتاری میکنی

14
00:00:24,738 --> 00:00:26,007
‫این دوست دخترم، آیوی ـه

15
00:00:26,008 --> 00:00:28,315
‫یه نفر دیشب درست جلوی
‫چشمام کُشتش

16
00:00:28,861 --> 00:00:30,172
‫آیوی

17
00:00:30,173 --> 00:00:31,699
‫دوستت انزو مجبورم کرد که
‫خونش رو بخورم

18
00:00:31,700 --> 00:00:34,367
‫و الان خیلی تشنمه

19
00:00:36,892 --> 00:00:39,073
‫خوناشام ها زنم رو کُشتن

20
00:00:39,074 --> 00:00:42,322
‫مجبورش میکنم تا اسم همه ی
‫رفقای خوناشامش رو لو بده

21
00:01:00,109 --> 00:01:02,840
‫- الو؟
‫- سلام. تریپ کوک هستم

22
00:01:02,841 --> 00:01:04,442
‫فقط خواستم ازت بابت اینکه اون

23
00:01:04,692 --> 00:01:07,812
‫خوناشامه، انزو رو بهم دادی تشکر کنم.
‫تا الان خیلی مفید بوده

24
00:01:08,279 --> 00:01:10,815
‫انزو؟
‫فکر میکردم...

25
00:01:10,816 --> 00:01:12,569
‫فکر میکردم قراره بکشیش

26
00:01:12,575 --> 00:01:17,388
‫به محض اینکه سفره دلش رو برام
‫باز کرد همینکارو میکنم

27
00:01:17,389 --> 00:01:21,459
‫- خب تا الان چی بهت گفته؟
‫- به نظر میاد مشکل خوناشامی

28
00:01:21,460 --> 00:01:24,595
‫توی میستیک فالز اونقدرا هم
‫که فکرش رو میکردم بد نیست

29
00:01:24,596 --> 00:01:27,298
‫اگه کسی رو میشناخت حتما لو میدادش

30
00:01:27,299 --> 00:01:28,466
‫خدا میدونه چه بلاهایی سرش آوردم

31
00:01:28,467 --> 00:01:29,711
‫تا به حرف بیارمش

32
00:01:30,102 --> 00:01:32,536
‫خوشحالم اینو میشنوم

33
00:01:32,537 --> 00:01:34,238
‫آره. به نظر میاد به "ساوانا" منتقل شده

34
00:01:34,239 --> 00:01:35,806
‫چند تا از افرادم رو فرستادم اونجا

35
00:01:35,807 --> 00:01:38,242
‫میرن یه بررسی بکنن ببینن چی پیدا میکنن

36
00:01:38,243 --> 00:01:40,176
‫ممنون بابت اینکه من رو در جریان گذاشتی

37
00:01:40,177 --> 00:01:42,447
‫خانواده های بنیانگذار باید
‫باهم متحد باشن دیگه، درسته؟

38
00:01:42,448 --> 00:01:43,603
‫صدالبته

39
00:01:51,388 --> 00:01:54,116
‫آیوی؟

40
00:01:58,262 --> 00:01:59,596
‫دکور خونه رو عوض کردی

41
00:02:07,905 --> 00:02:12,420
‫احتمالا باید بهت بگم که رئیست...
‫دین" رو کُشتم"

42
00:02:12,426 --> 00:02:14,714
‫وقتی داشت من رو توی جنگل
‫خاک میکرد بهوش اومدم

43
00:02:14,720 --> 00:02:19,917
‫،تا قطره ی آخر خونش رو خوردم
‫ولی بازم کافی نبود

44
00:02:19,918 --> 00:02:21,518
‫آره. درکت میکنم

45
00:02:21,519 --> 00:02:24,558
‫- پس چرا بهم کمک نکردی؟
‫- دارم سعی میکنم بهت کمک کنم

46
00:02:24,564 --> 00:02:27,124
‫دو تا کیسه ی خونه و یه نطق برای
‫اینکه زیر نور خورشید نرم؟

47
00:02:27,125 --> 00:02:29,092
‫واو! دمت گرم

48
00:02:29,093 --> 00:02:30,661
‫گوش کن. باید از ساوانا دورت کنم

49
00:02:30,662 --> 00:02:33,063
‫من به خاطر تو مُردم

50
00:02:33,064 --> 00:02:35,318
‫چون بهم راجع به هویت واقعیت دروغ گفتی

51
00:02:35,324 --> 00:02:37,112
‫چون دوستت انزو من رو
‫تبدیل به چیزی کرد

52
00:02:37,118 --> 00:02:39,236
‫که مثالش فقط توی سریال
‫بافی خوناشام کُش" دیده میشه"

53
00:02:39,237 --> 00:02:40,937
‫آیوی، آروم باش.
‫،وقتی خوناشامی

54
00:02:40,938 --> 00:02:42,409
‫احساساتت شدت میگیرن

55
00:02:42,415 --> 00:02:43,952
‫جدا؟ من رو نگاه کن

56
00:02:43,958 --> 00:02:45,442
‫من آدم خوبی بودم

57
00:02:45,443 --> 00:02:48,290
‫،نمره هام خوب بود
‫،برای کریسمس برمیگشتم خونه

58
00:02:48,296 --> 00:02:49,980
‫حتی برای خودم مغازه اینترنتی داشتم!

59
00:02:49,981 --> 00:02:52,515
‫- آیوی، خواهش میکنم!
‫- ،حالا شدم یه قاتل

60
00:02:52,516 --> 00:02:56,186
‫،و تنها کارم قراره کشتن آدمای بیشتر بشه

61
00:02:56,187 --> 00:02:59,301
‫و اینا همش تقصیر خود توئه

62
00:03:00,904 --> 00:03:04,101
‫Arian Drama, Sorrow مترجمین

63
00:03:04,904 --> 00:03:09,101
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫WwW.TinyMoviez.Co

64
00:03:09,904 --> 00:03:14,101
‫انجمن تخصصی فیلم و سریال
‫:: WwW.Cafe-Film.CoM ::..

65
00:03:19,844 --> 00:03:23,200
‫- استفن؟ کجا بودیـ...
‫- میخوام یه لطفی بکنی

66
00:03:25,049 --> 00:03:27,750
‫چکار میکنی؟
‫این چمدون چیه؟

67
00:03:27,751 --> 00:03:28,705
‫صبرکن

68
00:03:29,820 --> 00:03:32,060
‫خدای من!

69
00:03:32,061 --> 00:03:34,023
‫من کجام؟
‫چکار کردی؟

70
00:03:34,024 --> 00:03:37,464
‫- آیوی؟ چه خبره؟
‫- انزو خوناشام کردش

71
00:03:37,470 --> 00:03:40,759
‫بعدش استفن گردنم رو شکوند و
‫انداخت توی یه چمدون

72
00:03:40,765 --> 00:03:43,166
‫درسته. برای همین الان
‫یه مقدار کمک لازم دارم

73
00:03:43,167 --> 00:03:45,555
‫نه

74
00:03:45,561 --> 00:03:47,203
‫نه. نه، نه

75
00:03:47,204 --> 00:03:48,638
‫فقط یه مدت حواست بهش باشه

76
00:03:48,639 --> 00:03:50,306
‫تا برم بگم لوک براش یه
‫حلقه ی روز درست کنه

77
00:03:50,307 --> 00:03:53,576
‫،طناب ها رو نشونش بده
‫یه مقدارم کنترل کردن رو یادش بده لطفا

78
00:03:53,577 --> 00:03:55,011
‫نه، نه. این کار من نیست

79
00:03:55,012 --> 00:03:56,279
‫گندیه که خودت بالا آوردی

80
00:03:56,280 --> 00:03:57,380
‫گندی که بالا نمیومد

81
00:03:57,381 --> 00:03:58,581
‫اگه من رو به حال خودم ول میکردی

82
00:03:58,582 --> 00:03:59,815
‫صدات رو میشنوم ها، میدونی؟

83
00:03:59,816 --> 00:04:03,152
‫همه چیز رو میشنوم.
‫کاملا واضح

84
00:04:03,153 --> 00:04:05,721
‫باید حتما بهت یادآوری کنم که
‫یه شکارچی خوناشام

85
00:04:05,722 --> 00:04:07,089
‫این دور و بره؟

86
00:04:07,090 --> 00:04:09,392
‫اون اینجا نیست. توی ساواناست.
‫برای همینه که از اونجا اومدیم بیرون

87
00:04:09,393 --> 00:04:10,860
‫میدونی مصیبت بزرگ چیه؟

88
00:04:10,861 --> 00:04:12,728
‫اینه که من فهمیدم
‫"...استفن علاقه ای بهت نداره و"

89
00:04:12,729 --> 00:04:14,030
‫خفه شو!

90
00:04:14,031 --> 00:04:16,065
‫ببین. تریپ کوک یه جورایی تصمیم گرفته

91
00:04:16,066 --> 00:04:20,048
‫تا تبدیل به شکارچی خوناشام خود
‫گماشته شده توی کرانه ی شرقی بشه

92
00:04:20,054 --> 00:04:23,139
‫اگه نتونیم خودمون رو کنترل کنیم
‫جای هیچکدوممون در امان نیست

93
00:04:23,140 --> 00:04:25,637
‫اگه کسی بتونه بهش چیزی
‫یاد بده، اون تویی

94
00:04:25,643 --> 00:04:27,176
‫آره؟ خب لازم نیست الکی
‫ازم تعریف کنی

95
00:04:27,177 --> 00:04:28,544
‫چون خودم این رو میدونم

96
00:04:28,545 --> 00:04:30,513
‫خیلی خب؟ فقط یه چند ساعت

97
00:04:30,514 --> 00:04:34,950
‫بعدش دیگه اصلا لازم نیست
‫باهام سر و کله بزنی

98
00:04:34,951 --> 00:04:39,154
‫فکر میکنی من همچین چیزی میخوام؟

99
00:04:39,155 --> 00:04:40,723
‫نمیدونم. خودت بهم بگو

100
00:04:45,294 --> 00:04:46,950
‫خیلی خب

101
00:04:57,439 --> 00:04:59,073
‫کی یه چیزی میخوریم؟

102
00:05:01,012 --> 00:05:03,378
‫بازگشت به خانه

103
00:05:03,379 --> 00:05:06,052
‫خیلی خب.
‫هرکی میدونه دستشو ببره بالا

104
00:05:06,058 --> 00:05:08,617
‫کی با اصل ماوراءالطبیعه

105
00:05:09,103 --> 00:05:12,487
‫مهمونی بازگشت به خانه ی
‫امشب آشناست؟

106
00:05:12,488 --> 00:05:15,590
‫یه سرباز در دوران جنگ های داخلی
‫به نام ناتان ویتمور

107
00:05:15,591 --> 00:05:18,260
‫در طول جنگ های بی شمار
‫کاملا از قیافه افتاده بود

108
00:05:18,261 --> 00:05:20,996
‫ولی بهرحال تونست جون سالم به در ببره
‫و برگرده خونه

109
00:05:20,997 --> 00:05:23,486
‫پیش زنی که عاشقشه

110
00:05:23,492 --> 00:05:25,363
‫و وقتی که بالاخره
‫به مزرعه اش برمیگرده

111
00:05:25,369 --> 00:05:28,825
‫زنش رو با برادرش توی تخت خواب می بینه

112
00:05:28,831 --> 00:05:32,007
‫و کاری رو میکنه که هر
‫مرد عاقلی انجام میده...

113
00:05:32,008 --> 00:05:34,976
‫با خونسردی تمام برادرش رو به قتل میرسونه

114
00:05:34,977 --> 00:05:37,584
‫و بعدش به دنبال زن عزیزش

115
00:05:37,590 --> 00:05:39,214
‫میره توی مزرعه ی ذرت

116
00:05:39,215 --> 00:05:42,047
‫بعد کلاس یه سر میرم استادیوم راگبی
‫چون یه کاری دارم

117
00:05:42,053 --> 00:05:43,852
‫اگه بخوای میتونم بعدش بیام دنبالت

118
00:05:43,853 --> 00:05:48,390
‫- تا باهم بریم
‫- منظورت مثل یه قراره؟

119
00:05:48,391 --> 00:05:52,327
‫چون اگه اینطوریه، عمرا!

120
00:05:54,273 --> 00:05:57,729
‫خانم ویتمور هر سال در این شب به خصوص

121
00:05:57,735 --> 00:06:02,604
‫با لباس سفیدش که آغشته به
‫خون معشوقش هست میاد بیرون

122
00:06:02,605 --> 00:06:07,609
‫توی مزرعه ی ذرت میدوئه و از
‫ترس جونش جیغ میکشه

123
00:06:07,610 --> 00:06:13,536
‫نکته ی اخلاقی داستان؟
‫عاشق نشین

124
00:06:13,542 --> 00:06:17,218
‫به خصوص عاشق دوست دختر برادرتون

125
00:06:17,219 --> 00:06:19,501
‫خیلی خب بچه ها.
‫امشب خوش بگذرونین

126
00:06:19,507 --> 00:06:20,752
‫مراقب خودتون باشین

127
00:06:25,460 --> 00:06:27,662
‫میدونی، این داستان هشداردهنده

128
00:06:27,663 --> 00:06:30,698
‫تقریبا دو هفته پیش میتونست
‫تاثیر خیلی بیشتری رو من بذاره

129
00:06:30,699 --> 00:06:32,567
‫،دیمن شاید مُرده باشه
‫ولی من هنوزم میتونم

130
00:06:32,568 --> 00:06:35,433
‫از قضاوت کردن تصمیماتش لذت ببرم

131
00:06:35,439 --> 00:06:38,306
‫،صحبتش که شد
‫نظرت رو هنوز راجع به

132
00:06:38,307 --> 00:06:41,022
‫اینکه خاطراتت ازش رو دستکاری کنم تغییر ندادی؟

133
00:06:41,028 --> 00:06:43,411
‫چرا میگی "هنوز"؟ مگه قراره یه روز
‫از خواب بیدار بشم

134
00:06:43,412 --> 00:06:45,379
‫و متوجه بشم که اگه خاطراتم

135
00:06:45,380 --> 00:06:47,081
‫مربوط به عاشق یه قاتل سریالی بودن
‫رو نداشته باشم

136
00:06:47,082 --> 00:06:49,784
‫- زندگیم تباه میشه؟
‫- باید میپرسیدم دیگه

137
00:06:49,785 --> 00:06:50,985
‫میدونی، شاید حق با تو باشه

138
00:06:50,986 --> 00:06:52,992
‫شاید دارم یه اشتباه بزرگ میکنم

139
00:06:52,998 --> 00:06:56,057
‫یا شایدم یه توصیه ی خیلی خوب

140
00:06:56,058 --> 00:06:57,525
‫از خودم برای خوشحال بودن گرفتم

141
00:06:57,526 --> 00:06:59,760
‫و میخوام همینطوری ادامه بدم

142
00:06:59,761 --> 00:07:01,128
‫امشب توی مهمونی می بینمت؟

143
00:07:01,129 --> 00:07:02,730
‫میدونی، منتظر یه مخلوط کن

144
00:07:02,731 --> 00:07:05,380
‫برای یه سی و خورده ای خوناشامم
‫که تازه زنده شدن

145
00:07:05,767 --> 00:07:09,054
‫- نه نمیام!
‫- بیخیال ریک

146
00:07:09,140 --> 00:07:11,038
‫دیگه چیزی نمونده واقعا

147
00:07:11,039 --> 00:07:12,762
‫تبدیل به پروفسور شین بشی

148
00:07:13,174 --> 00:07:14,942
‫واقعا با خونه موندن و بلند کردن موهام

149
00:07:14,943 --> 00:07:16,577
‫مشکلی ندارم

150
00:07:16,578 --> 00:07:17,912
‫داری قایم میشی.
‫شدی یکی از اون

151
00:07:17,913 --> 00:07:20,019
‫خوناشام های منزوی متنفر از خود

152
00:07:20,482 --> 00:07:23,484
‫یه چیزی بهت میگم. شانس آغاز دوباره
‫داشتن بهت داده شده

153
00:07:23,988 --> 00:07:25,286
‫قبولش کن. خوشحال باش

154
00:07:25,287 --> 00:07:27,488
‫خوشحالم... تقریبا

155
00:07:27,489 --> 00:07:31,058
‫همین دیگه. ساعت هشت می بینمت
‫ولی نه با این تی شرتت

156
00:07:31,059 --> 00:07:32,953
‫این بار دومه که این هفته پوشیدیش

157
00:07:36,797 --> 00:07:39,099
‫پس اینجایی. خوبه

158
00:07:39,100 --> 00:07:40,901
‫امشب میری بیرون؟

159
00:07:40,902 --> 00:07:42,970
‫شب جمعه ی مهمونی بازگشت به خونه؟

160
00:07:42,971 --> 00:07:44,605
‫نه. میرم درس بخونم

161
00:07:44,606 --> 00:07:48,609
‫طعنه... چه جواب غیرمنتظره ای

162
00:07:48,610 --> 00:07:50,611
‫فکر میکنم تو هم باید باهام
‫به مارپیچ ذرت بیای

163
00:07:50,612 --> 00:07:51,645
‫مارپیچ ذرت؟

164
00:07:51,646 --> 00:07:52,813
‫اوهوم

165
00:07:52,814 --> 00:07:54,948
‫دوروتی و توتو هم میان؟

166
00:07:54,949 --> 00:07:56,723
‫چه بانمک! میدونی، یه کلمه ی

167
00:07:56,729 --> 00:08:00,587
‫علمی دقیق برای اینجور وقایع وجود داره

168
00:08:00,588 --> 00:08:03,090
‫- چه کلمه ای؟
‫- تفریح

169
00:08:03,091 --> 00:08:04,791
‫نمیخوای یکم باهام خوش بگذرونی؟

170
00:08:04,792 --> 00:08:06,226
‫بستگی داره.
‫میخوای دوباره من رو با

171
00:08:06,227 --> 00:08:08,193
‫یکی دیگه از دوستات آشنا کنی؟

172
00:08:08,199 --> 00:08:10,197
‫بستگی داره.
‫تو هم میخوای غافلگیرانه

173
00:08:10,198 --> 00:08:11,298
‫من رو ببوسی؟

174
00:08:11,299 --> 00:08:13,072
‫نه وقتی که اینطوری بگی

175
00:08:13,078 --> 00:08:15,268
‫باید برم بقیه رو دعوت کنم

176
00:08:15,269 --> 00:08:17,671
‫داری چند نفر رو بعنوان قرارت
‫واسه امشب دعوت میکنی

177
00:08:17,672 --> 00:08:20,974
‫دارم چند نفر رو دعوت میکنم که
‫امشب باهامون خوش بگذرونن

178
00:08:20,975 --> 00:08:25,043
‫،اینکه کی قراره همراهم باشه
‫اون دیگه به خودت بستگی داره

179
00:08:28,616 --> 00:08:31,785
‫برای اولین بار توی این دهه
‫حالت خوبه

180
00:08:31,786 --> 00:08:33,853
‫چون امشب یه قرار عاشقانه
‫با دوست دخترم دارم

181
00:08:33,854 --> 00:08:36,956
‫آره. البته اگه کای حقیقت رو بگه

182
00:08:36,957 --> 00:08:38,765
‫دارم به شام و بعدشم سینما فکر میکنم

183
00:08:38,771 --> 00:08:40,693
‫میدونی چیه؟
‫گور بابای شام و سینما

184
00:08:40,694 --> 00:08:42,262
‫مستقیم میریم به بخش خوب داستان

185
00:08:42,263 --> 00:08:43,978
‫آره. البته اگه بتونم طلسم بکنم

186
00:08:43,984 --> 00:08:47,433
‫که تا وقتی نبینمش نمیتونم کاری بکنم

187
00:08:47,434 --> 00:08:49,102
‫پس امیدت کجا رفت، بانی؟

188
00:08:49,103 --> 00:08:50,203
‫یادت میاد وقتی من همش
‫بداخلاقی میکردم

189
00:08:50,204 --> 00:08:52,038
‫و تو همش خوشحال و امیدوار بودی

190
00:08:52,039 --> 00:08:53,473
‫میگفتی ما از اینجا خارج میشیم

191
00:08:53,474 --> 00:08:55,508
‫ببین. بیشتر از هرچیزی
‫میخوام برگردم خونه

192
00:08:55,509 --> 00:08:58,444
‫ولی کای یه روانیه

193
00:08:58,445 --> 00:08:59,779
‫کی میدونه بهمون خیانت نمیکنه؟

194
00:08:59,780 --> 00:09:03,182
‫من. چون کای و هرکس دیگه ای

195
00:09:03,183 --> 00:09:07,460
‫که بخواد مانع برگشتنم به
‫خونه بشه رو می کشم

196
00:09:07,466 --> 00:09:09,389
‫اسمم رو شنیدم

197
00:09:09,390 --> 00:09:12,507
‫امیدوارم چیز بدی نبوده باشه

198
00:09:12,513 --> 00:09:15,515
‫خورشیدگرفتگی درست همین
‫بالا رخ میده

199
00:09:15,516 --> 00:09:17,845
‫کاملا همتراز با صورت فلکی جمنای

200
00:09:17,851 --> 00:09:19,806
‫باید برامون حفره بکنی

201
00:09:19,812 --> 00:09:22,568
‫- همون تو طلسم رو انجام میدیم
‫- چرا؟

202
00:09:22,569 --> 00:09:25,671
‫تا حالا از طریق خورشیدگرفتگی
‫تله پورت [طی العرض] نکردی؟

203
00:09:25,672 --> 00:09:28,140
‫خیلی خب. ببین. نور خورشیدگرفتگی

204
00:09:28,141 --> 00:09:29,821
‫می تابه و فرارونده رو فعال میکنه

205
00:09:30,030 --> 00:09:32,878
‫تو هم یه "اجی مجی" میکنی
‫و بعدش پووف!

206
00:09:32,879 --> 00:09:34,080
‫هرکسی که توی دایره ایستاده باشه

207
00:09:34,081 --> 00:09:35,448
‫و فرارونده رو توی دستش نگه داشته باشه
‫برمیگرده خونه

208
00:09:35,449 --> 00:09:38,984
‫با اجی مجی گمونم منظورت طلسم کردن باشه

209
00:09:38,985 --> 00:09:40,586
‫بذار ببینمش

210
00:09:40,587 --> 00:09:42,870
‫هرموقع که وقتش شد

211
00:09:43,956 --> 00:09:45,524
‫کجا میری؟

212
00:09:45,525 --> 00:09:49,919
‫میرم شهر. باید یه چند تا
‫وسایل مهم رو جمع کنم

213
00:10:00,183 --> 00:10:05,798
‫- خب، نظرت چیه؟
‫- نظرم اینه که لباس من رو پوشیدی

214
00:10:05,799 --> 00:10:07,112
‫و حتما کر هستی

215
00:10:07,610 --> 00:10:09,782
‫چون بهت گفته بودم که
‫مهمونی ای در کار نیست

216
00:10:09,783 --> 00:10:12,885
‫پس ترجیح میدی توی یه اتاق خوابگاه
‫با یه تازه خوناشام شده بمونی؟

217
00:10:12,886 --> 00:10:14,652
‫نه. ترجیح میدم برم مهمونی

218
00:10:15,088 --> 00:10:16,922
‫درست همونطور که ترجیح میدم
‫دوستایی داشته باشم

219
00:10:16,923 --> 00:10:18,223
‫که چندین ماه بهم بی محلی نکنن

220
00:10:18,224 --> 00:10:21,260
‫و بعدش وقتی لازمشون شد بیان سراغم

221
00:10:21,261 --> 00:10:24,463
‫همین الان فهمیدم چرا استفن من
‫رو آورد اینجا

222
00:10:24,464 --> 00:10:26,167
‫تا کنترل کردن رو یاد بگیرم

223
00:10:26,168 --> 00:10:27,900
‫یه لطفی در حق خودت بکن
‫و اخمات رو باز کن

224
00:10:27,901 --> 00:10:31,403
‫اعتراف کن که از استفن خوشت میاد دیگه

225
00:10:31,404 --> 00:10:33,040
‫ببخشید؟

226
00:10:33,740 --> 00:10:35,207
‫اون شب که برای شام اومدی

227
00:10:35,208 --> 00:10:36,541
‫دیدم چطوری نگاهش میکردی

228
00:10:36,542 --> 00:10:38,810
‫حتی غذاش رو براش بُرش دادی

229
00:10:38,811 --> 00:10:41,546
‫میدونی، رابطه ی من با استفن

230
00:10:41,547 --> 00:10:44,650
‫به شدت... پیچیده ست. خیلی خب؟

231
00:10:44,651 --> 00:10:45,650
‫نباید الان روی خوناشام بودنت

232
00:10:45,651 --> 00:10:47,853
‫تمرین کنی؟

233
00:10:47,854 --> 00:10:50,555
‫بیا. می بینی؟
‫من روبراهم

234
00:10:50,556 --> 00:10:51,790
‫شماره ت رو هم که توی موبایلم با اسم

235
00:10:51,791 --> 00:10:54,059
‫تماس اضطراری خوناشامی هم که ذخیره کردی

236
00:10:54,060 --> 00:10:55,494
‫میدونم زیر نور خورشید می سوزم

237
00:10:55,495 --> 00:10:57,762
‫روی نفوذ ذهنی، ربودن، خوردن
‫و پاک کردن هم کار کردیم

238
00:10:57,763 --> 00:10:59,598
‫ببین. داره تاریک میشه.
‫بریم مهمونی دیگه

239
00:10:59,599 --> 00:11:02,968
‫میتونی بهم یاد بدی چطوری خون یکی رو
‫بدون کُشتنش بخورم

240
00:11:02,969 --> 00:11:05,124
‫استفن به زودی میرسه اینجا

241
00:11:05,125 --> 00:11:08,406
‫و بعدش هرکار بخوای میتونی باهاش بکنی

242
00:11:08,407 --> 00:11:09,941
‫پس حداقل میتونیم تخته یا یه چیز

243
00:11:09,942 --> 00:11:12,382
‫غیرخوناشامی بازی کنیم؟

244
00:11:12,383 --> 00:11:13,645
‫این شد یه ایده ی خوب

245
00:11:13,646 --> 00:11:15,380
‫میخوای چه بازی کنی؟

246
00:11:15,386 --> 00:11:17,465
‫نمیدونم. بازی با کلمات

247
00:11:17,471 --> 00:11:19,050
‫مدل تورنمنت، کلاسیک

248
00:11:19,051 --> 00:11:20,719
‫و سایز سفریش رو دارم

249
00:11:54,882 --> 00:11:56,784
‫دکتر لافلین اینجا چکار میکنه؟

250
00:11:56,785 --> 00:11:58,819
‫چه خوشکل شده

251
00:11:58,820 --> 00:12:01,134
‫فکر میکردم نمیخواد از توی
‫آزمایشگاهش بیاد بیرون

252
00:12:01,623 --> 00:12:02,760
‫خودم دعوتش کردم

253
00:12:02,766 --> 00:12:04,425
‫یه جورایی یه قرار ترتیب دادم

254
00:12:04,426 --> 00:12:07,478
‫فقط اینکه دو طرف روحشونم خبر نداره

255
00:12:07,479 --> 00:12:09,976
‫یالا. وقت عشق و حاله

256
00:12:22,327 --> 00:12:24,044
‫استفن، سلام.
‫این سومین پیغامیه که میذارم

257
00:12:24,045 --> 00:12:26,647
‫و بهت هشدار میدم که اون
‫دختر خوناشام دیوونت

258
00:12:26,648 --> 00:12:28,282
‫کاملا غیبش زده

259
00:12:28,283 --> 00:12:30,384
‫و اگه نمیدونی باید بگم
‫که بیرون تاریکه

260
00:12:30,385 --> 00:12:34,041
‫پس دیگه اگه امشب کسی کشته شد تقصیر خودته

261
00:12:49,021 --> 00:12:52,506
‫دیگه وارد گود نمیشی، ها؟

262
00:12:52,507 --> 00:12:54,312
‫میدونی، این به سختی من رو مست میکنه

263
00:12:54,709 --> 00:12:57,444
‫البته نمیتونی من رو بابت
‫مزه کردنش سرزنش کنی

264
00:12:57,445 --> 00:12:58,691
‫یکم میخوای؟

265
00:12:58,697 --> 00:13:02,916
‫نه. اومدم یکی از اینا رو
‫از لوک بگیرم

266
00:13:02,917 --> 00:13:04,818
‫بذار حدس بزنم

267
00:13:04,819 --> 00:13:09,823
‫ورق "دیمن مُرده
‫و اینا همش تقصیر توئه" رو بازی کردی

268
00:13:09,824 --> 00:13:11,537
‫چی میخوای، استفن؟

269
00:13:11,543 --> 00:13:15,046
‫انزو وقتی با کرولاین من رو پیدا کرد
‫یکی رو خوناشام کرد

270
00:13:15,047 --> 00:13:17,460
‫منظورت دوست دخترت از ساواناست؟

271
00:13:19,866 --> 00:13:21,534
‫همونی که به اشتباه بهم گفتی

272
00:13:21,535 --> 00:13:25,171
‫یه ساحره ست که میتونه
‫به دیمن و بانی کمک کنه؟

273
00:13:25,172 --> 00:13:27,073
‫اسمش آیوی ـه

274
00:13:27,074 --> 00:13:31,278
‫امیدوار بودم بتونی حافظه ش رو دستکاری کنی تا

275
00:13:31,279 --> 00:13:34,681
‫از من فاصله بگیره و یه زندگی
‫خوب و راحت داشته باشه

276
00:13:34,682 --> 00:13:36,583
‫داری ازم میخوای بهت برای بهم زدن
‫باهاش کمک کنم؟

277
00:13:36,584 --> 00:13:38,585
‫فقط ازت میخوام یه آغاز تازه بهش بدی

278
00:13:38,586 --> 00:13:41,984
‫منظورت اینه که به تو
‫یه آغاز جدید بدم

279
00:13:41,990 --> 00:13:44,290
‫شرمنده، استفن.
‫به این آسونیا هم نیست

280
00:13:44,291 --> 00:13:45,592
‫خب، خودت بودی که کاری کردی تا الینا

281
00:13:45,593 --> 00:13:46,926
‫دیمن رو فراموش کنه

282
00:13:46,927 --> 00:13:49,829
‫خودت اول فراموشش کردی، رفیق

283
00:13:49,830 --> 00:13:51,160
‫اون برادرم بود

284
00:13:51,166 --> 00:13:54,497
‫آره، بهترین دوست منم بود

285
00:13:54,503 --> 00:13:56,436
‫چرا گورت رو گم نمیکنی

286
00:13:56,437 --> 00:13:58,137
‫قبل اینکه برگردونمت به آدمی

287
00:13:58,138 --> 00:13:59,919
‫که قبلا میشناختمش؟

288
00:14:20,993 --> 00:14:22,483
‫من رو ترسوندی

289
00:14:22,489 --> 00:14:25,665
‫واقعا؟ این که ترسناک نبود

290
00:14:25,666 --> 00:14:27,280
‫ولی این هست

291
00:14:35,675 --> 00:14:38,958
‫بیا. گرفتم، خوردم

292
00:14:38,964 --> 00:14:41,294
‫حالا پاک میکنم

293
00:14:41,715 --> 00:14:42,965
‫چی رو پاک میکنی؟

294
00:14:43,051 --> 00:14:45,451
‫چه بلایی داری سرم میاری؟

295
00:14:45,452 --> 00:14:49,051
‫فکر نکنم درست انجامش داده باشم

296
00:14:49,456 --> 00:14:51,657
‫و هنوز گشنمه

297
00:14:51,658 --> 00:14:53,931
‫خدای من. باید بکشمت

298
00:14:53,937 --> 00:14:57,795
‫باید بری. فرار کن. جدی میگم

299
00:15:01,000 --> 00:15:04,483
‫اصلا حرفه ای نیستم

300
00:15:06,806 --> 00:15:08,841
‫میدونی که به احتمال خیلی زیاد

301
00:15:08,842 --> 00:15:10,531
‫داری قبر خودت رو میکنی؟

302
00:15:10,537 --> 00:15:13,311
‫بیخیال

303
00:15:20,519 --> 00:15:23,127
‫به نظر میاد به موقع برگشتم

304
00:15:26,825 --> 00:15:29,127
‫ویسکی، ورق

305
00:15:29,128 --> 00:15:32,433
‫تمام کارت های الکس رودریگز

306
00:15:32,434 --> 00:15:34,299
‫و یه پیجر؟ واقعا؟

307
00:15:34,300 --> 00:15:37,202
‫۵۵۵هیاکای!
‫عمرا بیخیال این ارقام بشم

308
00:15:37,203 --> 00:15:38,871
‫اینا همون وسایل مهمی بودن
‫که رفتی دنبالشون؟

309
00:15:38,872 --> 00:15:40,436
‫ببین. آینده عالیه، باشه؟

310
00:15:40,442 --> 00:15:42,313
‫به شدت راجع به اینترنت هیجان زده ام

311
00:15:42,319 --> 00:15:45,232
‫ولی اکثر زندگی من توی همین
‫سال ۱۹۹۴ بوده

312
00:15:45,238 --> 00:15:47,012
‫دوست ندارم دلتنگ خونه ام بشم

313
00:15:47,013 --> 00:15:50,048
‫- خب بریم اون پایین
‫- نه

314
00:15:50,535 --> 00:15:55,520
‫هیچ جایی نمیریم تا تو بهم طلسم رو نشون بدی

315
00:15:55,521 --> 00:15:57,203
‫چشم

316
00:16:02,060 --> 00:16:05,397
‫واقعا قرار نیست جایی بریم؟

317
00:16:05,398 --> 00:16:07,499
‫باشه. نمیخوای طلسم رو نشونم بدی

318
00:16:07,500 --> 00:16:09,034
‫پس میتونی خودت تنهایی انجامش بدی

319
00:16:09,035 --> 00:16:11,133
‫جادوی من رو میخوای

320
00:16:12,933 --> 00:16:14,406
‫بگیرش

321
00:16:14,407 --> 00:16:16,975
‫داره شجاع بازی در میاره

322
00:16:16,976 --> 00:16:18,443
‫جدی میگم کای.
‫همینجوری تهدیدمون کرده بودی دیگه

323
00:16:18,444 --> 00:16:19,711
‫مگه نه؟

324
00:16:19,712 --> 00:16:21,313
‫اگه من طلسم رو انجام ندم
‫تا از اینجا خارج بشیم

325
00:16:21,314 --> 00:16:22,881
‫تو جادوی من رو میگیری
‫و ولم میکنی تا بمیرم

326
00:16:22,882 --> 00:16:26,484
‫و طلسم رو خودت اجرا میکنی دیگه

327
00:16:26,485 --> 00:16:28,943
‫واسه همین بفرما

328
00:16:31,156 --> 00:16:32,423
‫پس اگه دردت اومد شرمنده

329
00:16:34,160 --> 00:16:35,393
‫بانی؟

330
00:16:35,394 --> 00:16:37,326
‫چیزی نیست.
‫من رو نمی کُشه

331
00:16:37,332 --> 00:16:39,412
‫از اینجا که اینطوری به نظر نمیاد

332
00:16:40,502 --> 00:16:41,899
‫هی، بانی

333
00:16:41,900 --> 00:16:43,332
‫هی، بچه ها

334
00:16:43,338 --> 00:16:44,667
‫بسه!

335
00:16:54,078 --> 00:16:57,882
‫طلسم رو بلد نیست

336
00:16:58,353 --> 00:17:02,184
‫که یعنی بهش نیاز نداریم

337
00:17:03,922 --> 00:17:07,273
‫نه! نه!

338
00:17:07,279 --> 00:17:08,733
‫بانی!

339
00:17:13,297 --> 00:17:15,131
‫دمت گرم، بانی

340
00:17:18,302 --> 00:17:21,138
‫گمونم این مترسک رو میشناسم

341
00:17:21,139 --> 00:17:24,308
‫راجع به مترسک های قبلی هم همین رو گفتی

342
00:17:24,309 --> 00:17:28,679
‫خب پس دیگه رسما گم شدیم

343
00:17:28,680 --> 00:17:30,981
‫حقیقتش اول باید دو بار
‫بریم سمت چپ بعدش سه بار سمت راست

344
00:17:30,982 --> 00:17:32,316
‫قبل اینکه بیام

345
00:17:32,317 --> 00:17:34,018
‫عکس ماهواره ای اینجا رو پیدا کردم

346
00:17:34,019 --> 00:17:36,253
‫مدل رقابتی هم هستی.
‫فهمیدم

347
00:17:36,254 --> 00:17:38,936
‫سوال اینه مدل تو هستم؟

348
00:17:40,025 --> 00:17:42,058
‫راستش نه

349
00:17:42,064 --> 00:17:45,362
‫ولی آدما عوض میشن، درسته؟

350
00:17:46,902 --> 00:17:48,147
‫چیه؟

351
00:17:48,153 --> 00:17:49,732
‫تو هنوز دلت پیش دوست پسر قبلیته

352
00:17:49,738 --> 00:17:51,635
‫،دانش آموز بیش از حد جاه طلب رشته ی پزشکی

353
00:17:51,636 --> 00:17:53,871
‫که شدیدا دنبال اینه دکتر بشه، پس اینجوری میتونی

354
00:17:53,872 --> 00:17:56,974
‫به پسری که ولت کرده ثابت کنی
‫بدجوری گند زده

355
00:17:56,975 --> 00:17:59,843
‫راستش، اون مُرده

356
00:17:59,844 --> 00:18:01,845
‫اینم میشه

357
00:18:01,846 --> 00:18:05,048
‫- ببخشید، فکر میکردم استفن...
‫- نه

358
00:18:05,049 --> 00:18:08,085
‫- عالی شد
‫- آره

359
00:18:08,086 --> 00:18:10,320
‫عیبی نداره. عیبی نداره

360
00:18:10,321 --> 00:18:15,292
‫اسمش دیمن بود، ولی امشب در مورد اون نیست

361
00:18:15,293 --> 00:18:17,259
‫امشب راجع به من و توئه

362
00:18:25,036 --> 00:18:28,813
‫اصلا باحال نیست

363
00:18:31,275 --> 00:18:34,845
‫اوه، پروفسور مشروب خور
‫چه به موقع

364
00:18:34,846 --> 00:18:36,880
‫تصور میکنم تو اورژانس خیلی بدترهاش رو دیده باشی

365
00:18:36,881 --> 00:18:38,315
‫،هرچی اونجا میبینم طبیعی ـه

366
00:18:38,316 --> 00:18:39,483
‫چندش هست ولی طبیعی ـه

367
00:18:39,484 --> 00:18:42,743
‫،زامبی ها، ارواح
‫مرده متحرک اصلا باحال نیست

368
00:18:42,749 --> 00:18:44,387
‫خوب شد گفتی

369
00:18:44,388 --> 00:18:46,656
‫الینا رو این اطراف ندیدی، مگه نه؟

370
00:18:46,657 --> 00:18:49,626
‫اساسا تهدیدم کرد که امشب رو بیام

371
00:18:49,627 --> 00:18:51,962
‫اوه. بذار حدس بزنم. بهت گفت
‫،از کلاس بزنی بیرون

372
00:18:51,963 --> 00:18:52,962
‫یکمی زندگی کنی؟

373
00:18:54,465 --> 00:18:56,599
‫واسمون برنامه چینده. که اینطور

374
00:18:56,600 --> 00:18:59,235
‫حالا چرا یه آدم باشخصیت نمیشی
‫و منو از این جهنم بیرون نمیبری

375
00:18:59,236 --> 00:19:00,630
‫چون ما واسه این مهمونی خیلی سنمون زیاده

376
00:19:00,631 --> 00:19:03,347
‫و من باید یه نوشیدنی بخورم... فورا

377
00:19:06,982 --> 00:19:10,145
‫- فکر میکردم وسواس داری
‫- میتونم استثنا قائل بشم

378
00:19:17,982 --> 00:19:19,900
‫مهمونی به دردنخوره. قبل اینکه
‫از اینجا برم ۵ دقیقه وقت داری

379
00:19:28,086 --> 00:19:31,266
‫میبینی؟ گفتم خوش میگذره

380
00:19:32,000 --> 00:19:34,000
‫حلال زاده رو ببین

381
00:20:01,540 --> 00:20:03,007
‫اوه خدایا

382
00:20:19,225 --> 00:20:20,257
‫اوه، نه

383
00:20:27,312 --> 00:20:29,308
‫کمک

384
00:20:32,304 --> 00:20:35,005
‫- هی، هی، هی
‫- پاشو، زودباش

385
00:20:40,000 --> 00:20:42,005
‫یکی بیاد اینجا کمک کنه لطفاً

386
00:20:45,350 --> 00:20:46,885
‫الینا

387
00:20:46,886 --> 00:20:51,656
‫الینا، بیا اینجا

388
00:20:51,657 --> 00:20:53,749
‫اوه، خدایا
‫اوه خدای من

389
00:20:53,755 --> 00:20:55,626
‫چقدر بده؟

390
00:20:58,593 --> 00:21:01,165
‫خیلی خب. بسپارش به من

391
00:21:01,166 --> 00:21:03,300
‫مطمئن نیستم کاری از دستت بربیاد

392
00:21:03,306 --> 00:21:04,836
‫هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم

393
00:21:04,837 --> 00:21:07,099
‫فقط برو ببین میتونی به کس دیگه ای
‫کمک کنی یا نه، خب؟

394
00:21:11,231 --> 00:21:12,310
‫یالا. برو

395
00:21:31,710 --> 00:21:33,247
‫گوش کن

396
00:21:33,253 --> 00:21:35,433
‫به موقع از سر راه رفتی کنار

397
00:21:35,434 --> 00:21:37,101
‫خیلی خوش شانس بودی. حالا از اینجا برو

398
00:21:37,102 --> 00:21:39,303
‫و هرتعداد آدمی که میتونی رو هم با خودت ببر، باشه؟

399
00:21:39,304 --> 00:21:40,587
‫زودباش

400
00:21:45,344 --> 00:21:46,635
‫تایلر؟

401
00:21:46,641 --> 00:21:49,146
‫- من پشت فرمون وانت بودم، الینا
‫- چی؟

402
00:21:49,147 --> 00:21:50,681
‫،یه یارویی پرید جلوم

403
00:21:50,687 --> 00:21:52,783
‫و بدجوری صدمه دیده

404
00:21:52,784 --> 00:21:54,919
‫،اگه بمیره

405
00:21:54,920 --> 00:21:56,287
‫دوباره تبدیل به گرگینه میشم، خب؟

406
00:21:56,288 --> 00:21:57,688
‫ازت میخوام بیای اینجا
‫توی یه گودال افتادیم

407
00:21:57,689 --> 00:21:59,490
‫جاش رو نمیدونم، ولی همین الان
‫،اینجا لازمت دارم

408
00:21:59,491 --> 00:22:00,724
‫پس خواهشاً عجله کن

409
00:22:00,725 --> 00:22:01,892
‫تایلر، متوجه نیستی

410
00:22:01,893 --> 00:22:03,736
‫تو مستقیم زدی به مارپیچ

411
00:22:03,742 --> 00:22:06,597
‫اینجا پُر آدمای زخمیه

412
00:22:06,598 --> 00:22:09,133
‫چه خاکی به سرم بریزم؟

413
00:22:09,134 --> 00:22:12,303
‫فقط... گوش کن
‫صبرکن

414
00:22:12,304 --> 00:22:14,788
‫نذار از حال بره

415
00:22:14,794 --> 00:22:17,875
‫تا موقعی که میرم آلریک و جو رو پیدا میکنم
‫ببین آسیب دیدگیش در چه حدیه

416
00:22:23,180 --> 00:22:24,515
‫خون ریزی داری

417
00:22:24,516 --> 00:22:25,716
‫خوبم

418
00:22:25,717 --> 00:22:28,685
‫نه، نیستی. بذار ببینم

419
00:22:28,686 --> 00:22:31,180
‫صبرکن ببینم. یعنی چی؟

420
00:22:31,186 --> 00:22:32,890
‫فکر نمیکنم این خون من باشه

421
00:22:32,891 --> 00:22:35,524
‫اوه خیلی خب. این قراره اوضاع رو سخت تر کنه

422
00:22:35,526 --> 00:22:37,394
‫واقعا فکر میکنم باید از اینجا ببرمت

423
00:22:37,400 --> 00:22:39,829
‫نه. از این خبرا نیست

424
00:22:41,613 --> 00:22:44,034
‫انگاری رنگت پریده.
‫به دیدن خون حساسی؟

425
00:22:44,035 --> 00:22:45,369
‫آره. یه چیزی تو همین مایه ها

426
00:22:45,370 --> 00:22:47,154
‫نگران نباش. بهش عادت میکنی

427
00:22:47,160 --> 00:22:50,619
‫- به ۹۱۱ زنگ بزن. دنبالم بیا
‫- باشه

428
00:23:06,223 --> 00:23:08,300
‫خدارو شکر

429
00:23:08,306 --> 00:23:09,526
‫گمش کردی؟

430
00:23:09,527 --> 00:23:10,760
‫اوه، پس تصمیم گرفتی
‫بعد از یه میلیون ساعت

431
00:23:10,761 --> 00:23:12,429
‫به پیغام هام گوش بدی؟

432
00:23:12,435 --> 00:23:14,730
‫نخیر. گمش نکردم. زد گردنم رو شکست

433
00:23:14,731 --> 00:23:17,067
‫- واسه چی اینقدر دیر کردی؟
‫- درگیر بودم

434
00:23:17,068 --> 00:23:18,602
‫درگیر بودی، مگه چیکار میکردی؟

435
00:23:18,608 --> 00:23:22,343
‫- وسط راهِ خروجی شهر بودم
‫- داشتی از اینجا میرفتی؟

436
00:23:23,574 --> 00:23:25,609
‫حلقه ی روز آیوی رو از زیر در اتاقت فرستادم تو

437
00:23:25,615 --> 00:23:29,079
‫نه! من به یه حلقه ی مسخره اهمیت نمیدم، استفن

438
00:23:29,080 --> 00:23:31,281
‫واقعا میخواستی دوست دختر سابق

439
00:23:31,287 --> 00:23:33,216
‫خوناشامت رو پیش من ول کنی

440
00:23:33,706 --> 00:23:35,369
‫و از شهر بری؟

441
00:23:38,087 --> 00:23:40,723
‫خدایا، الان کی هستی؟

442
00:23:40,724 --> 00:23:42,358
‫،یکیم که داره سعی میکنه از نو شروع کنه

443
00:23:42,359 --> 00:23:45,003
‫،و یهویی، سر و کله تو و انزو پیدا میشه

444
00:23:45,009 --> 00:23:46,696
‫و شکارچی ها میوفتن دنبالم

445
00:23:46,697 --> 00:23:48,331
‫و یه خوناشام تازه وارد میخواد من و

446
00:23:48,332 --> 00:23:50,217
‫،هرکسی سر راهشه بکشه

447
00:23:50,223 --> 00:23:52,768
‫و این روشی نیست که یه نفر
‫از نو شروع میکنه، کرولاین

448
00:23:55,571 --> 00:23:58,392
‫میدونی بدترین قسمت همه‌ی این مسائل چیه؟

449
00:23:58,398 --> 00:24:01,077
‫تقریباً یه ماه پیش، آرزو میکردم دیمن برگرده

450
00:24:01,078 --> 00:24:03,730
‫چون میدونستم اگه این اتفاق بیوفته

451
00:24:03,736 --> 00:24:07,083
‫تو هم پیش من برمیگشتی

452
00:24:07,084 --> 00:24:08,951
‫ولی درحال حاضر، فقط میخوام

453
00:24:08,952 --> 00:24:12,239
‫سوار ماشینت شی و بری

454
00:24:33,110 --> 00:24:34,243
‫کجایی؟

455
00:24:34,244 --> 00:24:35,678
‫یه کار واقعاً بد کردم

456
00:24:35,679 --> 00:24:38,223
‫اوه، منظورت شکستن گردن منه؟ آره
‫متوجه شدم

457
00:24:38,229 --> 00:24:42,102
‫خیلی خب. دو تا کار بد
‫ببین، متاسفم

458
00:24:42,108 --> 00:24:44,286
‫،بگو دقیقاً کجایی و همونجا بمون

459
00:24:44,287 --> 00:24:46,315
‫و خودم میام پیشت

460
00:24:49,659 --> 00:24:52,428
‫میشه بس کنی و بذاری تمرکز کنم؟

461
00:24:52,911 --> 00:24:55,365
‫،نیمه‌ ی پر لیوان
‫این نوشیدنی همچینم بد نیست

462
00:24:55,371 --> 00:24:57,733
‫میوه ای و گازداره

463
00:24:57,734 --> 00:24:59,335
‫دیمن، دارم رو یه چیزی کار میکنم

464
00:24:59,336 --> 00:25:01,603
‫نیمه ی خالی لیوان، تیزهوشیِ توئه

465
00:25:01,604 --> 00:25:03,272
‫چون تو تنها شانس از اینجا رفتنمون رو گرفتی

466
00:25:03,273 --> 00:25:04,473
‫و به یه کباب بدمزه‌ ی

467
00:25:04,474 --> 00:25:06,975
‫غول پیکر...

468
00:25:06,976 --> 00:25:08,210
‫تبدیلش کردی

469
00:25:08,211 --> 00:25:09,630
‫راجع بهش فکر کنم دیمن

470
00:25:09,636 --> 00:25:11,580
‫کدوم زندانی به زندانی خودش کلید میده؟

471
00:25:11,581 --> 00:25:13,081
‫،این یه سوال گول زننده ست

472
00:25:13,082 --> 00:25:15,117
‫یا این مسئله درواقع قراره به یه دردی بخوره؟

473
00:25:15,118 --> 00:25:18,430
‫فکر میکنم محفل جمنای از یه طلسم بنت
‫استفاده کرده تا این مکان رو بسازه

474
00:25:18,436 --> 00:25:20,289
‫اگه دلیل اینکه مامان بزرگم منو
‫اینجا فرستاده این باشه چی؟

475
00:25:20,290 --> 00:25:24,394
‫قیافه ی من وقتی نمیفهمم چی میگی این شکلیه

476
00:25:27,141 --> 00:25:31,644
‫میدونی، آخرین حرفی که مامان بزرگم بهم زد
‫این بود که قوی بمونم

477
00:25:33,102 --> 00:25:35,003
‫اگه داشته بهم میگفته که قدرت

478
00:25:35,004 --> 00:25:36,538
‫رهایی از اینجا رو دارم چی؟

479
00:25:36,539 --> 00:25:37,873
‫،من فرارونده رو دارم

480
00:25:37,874 --> 00:25:40,244
‫،صورت فلکی واسه خلاصی ازش

481
00:25:40,250 --> 00:25:43,038
‫به علاوه یه میل بی حد و اندازه واسه خلاصی از دست تو

482
00:26:00,662 --> 00:26:02,763
‫واسه همین کای منو نکشت

483
00:26:04,566 --> 00:26:06,368
‫یه بنت لازم داشت

484
00:26:06,369 --> 00:26:09,022
‫من تنها راه خلاصیمون از اینجا بودم

485
00:26:11,489 --> 00:26:14,008
‫داری کجا میری؟

486
00:26:14,009 --> 00:26:16,177
‫خونه

487
00:26:16,178 --> 00:26:17,578
‫نمیای؟

488
00:26:40,922 --> 00:26:45,267
‫- چی شده؟
‫- تو جاده به این بچه زدم

489
00:26:47,597 --> 00:26:50,355
‫تقصیر من نبود. یه تصادف بود

490
00:26:50,361 --> 00:26:53,275
‫آره، ولی اتفاق خوبیه، درسته؟

491
00:26:53,281 --> 00:26:58,039
‫- میدونی منظورم چیه
‫- مهم نیست

492
00:26:58,040 --> 00:26:59,573
‫اگه بمیره، من...

493
00:27:02,511 --> 00:27:04,245
‫به الینا زنگ بزن

494
00:27:05,400 --> 00:27:07,001
‫آمبولانس ها تو راهن

495
00:27:07,002 --> 00:27:09,833
‫خوبه. بیا اینجا. به دستات احتیاج دارم

496
00:27:10,239 --> 00:27:11,046
‫باشه

497
00:27:11,132 --> 00:27:14,942
‫انگشتات رو بذار اینجا. این باید
‫جلوی خونریزی رو بگیره

498
00:27:14,943 --> 00:27:17,310
‫تا موقع منم میتونم بقیه بدنش رو چک کنم

499
00:27:18,579 --> 00:27:21,762
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، خوبم. عجب

500
00:27:21,768 --> 00:27:23,951
‫فقط انگشتت رو روی اون شریان نگه دار

501
00:27:23,952 --> 00:27:24,951
‫باشه

502
00:27:27,021 --> 00:27:28,356
‫هنوز ضربانش داره افت میکنه

503
00:27:28,357 --> 00:27:29,724
‫این اولین بارت نیست
‫توی این موقعیت قرار میگیری؟

504
00:27:29,725 --> 00:27:31,525
‫گوش کن، درست بعد مدرسه پزشکی، وارد توی ارتش شدم

505
00:27:31,526 --> 00:27:33,940
‫مسائل خونوادگی. باید ازشون فرار میکردم

506
00:27:40,703 --> 00:27:43,070
‫،دکتر لفلین، دوستم تایلر توی دردسر افتاده

507
00:27:43,071 --> 00:27:45,952
‫،و به نظر واقعا بد میاد
‫و نمیدونم کجاست

508
00:27:45,958 --> 00:27:47,746
‫جو صدام کن. بذارش رو بلندگو

509
00:27:47,752 --> 00:27:48,925
‫باشه

510
00:27:48,926 --> 00:27:51,846
‫- تایلر، صدامو میشنوی؟
‫- نمیدونم چیکار کنم

511
00:27:51,847 --> 00:27:53,047
‫فکر میکنم داره هوشیاریش رو از دست میده

512
00:27:53,048 --> 00:27:55,349
‫ازت میخوام تا جایی که میتونی
‫به سوالام دقیق جواب بدی

513
00:27:55,350 --> 00:27:57,818
‫- خونریزی کرده؟
‫- زیاد

514
00:27:57,819 --> 00:27:59,053
‫هنوزم جریان داره؟ الان خونریزی داره؟

515
00:27:59,054 --> 00:28:01,288
‫نه. من...
‫به نظر میاد متوقف شده

516
00:28:01,289 --> 00:28:03,123
‫از دهن و بینیش خون میاد؟

517
00:28:03,124 --> 00:28:04,158
‫آره

518
00:28:04,159 --> 00:28:06,327
‫چه رنگیه؟ قرمزه، یا سیاهه؟

519
00:28:06,328 --> 00:28:08,809
‫سیاهه. بدجوری هم سیاهه

520
00:28:08,815 --> 00:28:12,432
‫- چیکار کنیم؟
‫- دستش رو بگیر

521
00:28:16,503 --> 00:28:18,005
‫حالا چی؟

522
00:28:18,006 --> 00:28:20,340
‫فقط سعی کنید راحت نگهش دارید

523
00:28:20,341 --> 00:28:21,874
‫زیاد زنده نمیمونه

524
00:29:05,185 --> 00:29:07,020
‫وقتشه دیمن

525
00:29:07,021 --> 00:29:11,357
‫خیلی خب، بیا ناجورش کنیم

526
00:29:15,339 --> 00:29:16,529
‫اینطوری؟

527
00:29:16,530 --> 00:29:18,030
‫آره

528
00:29:21,334 --> 00:29:22,569
‫مطمئنم ترجیح میدادی با یه میلیارد

529
00:29:22,570 --> 00:29:24,369
‫آدم دیگه اینجا باشی

530
00:29:27,507 --> 00:29:29,810
‫نه دقیقا

531
00:29:32,545 --> 00:29:33,852
‫بزن بریم... اوه

532
00:29:37,518 --> 00:29:39,051
‫کسی رو فراموش کردید؟

533
00:29:46,746 --> 00:29:49,116
‫واقعا فکر میکنی قبلاً سعی نکردم

534
00:29:49,117 --> 00:29:50,484
‫خودم رو بکشم؟

535
00:29:50,485 --> 00:29:54,247
‫چون اینکارو کردم، اونم به دفعات فراوون

536
00:29:54,253 --> 00:29:56,423
‫به شیوه های فراوون

537
00:29:58,132 --> 00:30:01,133
‫برش دار تا تیر بعدی به قلبش بخوره

538
00:30:01,134 --> 00:30:03,256
‫انتخاب خودته

539
00:30:06,038 --> 00:30:07,406
‫دارمت

540
00:30:07,407 --> 00:30:09,179
‫نه

541
00:30:09,185 --> 00:30:11,309
‫دیمن! نه

542
00:30:21,222 --> 00:30:23,860
‫زودباش پسر، خواهش میکنم
‫باید زنده بمونی

543
00:30:25,326 --> 00:30:26,533
‫یالا رفیق

544
00:30:26,534 --> 00:30:30,663
‫زودباش پسر، نمیتونی بمیری

545
00:30:30,664 --> 00:30:33,732
‫بسه! تایلر، بس کن

546
00:30:33,733 --> 00:30:36,001
‫بس کن دیگه، باشه؟

547
00:30:36,002 --> 00:30:37,916
‫کاری از دستت برنمیاد

548
00:30:41,274 --> 00:30:43,909
‫من کشتمش

549
00:30:43,910 --> 00:30:45,298
‫نه، نکشتیش

550
00:30:45,304 --> 00:30:47,822
‫چرا اینکارو کردم لیو

551
00:30:48,882 --> 00:30:51,617
‫هر کاری کردیم که من آدم نکشم...

552
00:30:51,618 --> 00:30:55,892
‫و همش با یه بابایی که پرید
‫وسط جاده نقش بر آب شد

553
00:30:58,860 --> 00:31:00,146
‫داری چیکار میکنی؟

554
00:31:00,152 --> 00:31:02,816
‫لیو، بس کن. بس کن

555
00:31:02,822 --> 00:31:04,862
‫داری چه غلطی میکنی؟

556
00:31:19,344 --> 00:31:23,482
‫تو اونو نکشتی تایلر

557
00:31:23,483 --> 00:31:25,005
‫من کشتم

558
00:31:32,557 --> 00:31:34,492
‫هی. آمبولانس ها رسیدن

559
00:31:34,493 --> 00:31:36,328
‫جو گفت از اینجا به بعد رو به امدادگرا بسپاریم

560
00:31:36,329 --> 00:31:37,684
‫فکر نمیکنم اون بتونه منتظر بمونه

561
00:31:39,798 --> 00:31:41,032
‫خرخره اش...

562
00:31:41,033 --> 00:31:42,133
‫اصطلاح پزشکیش منحرف شدنه

563
00:31:42,134 --> 00:31:43,802
‫پیچ خوردن بیشتر بهش میخوره

564
00:31:43,803 --> 00:31:45,804
‫در هر صورت، درست نمیتونه تنفس کنه

565
00:31:45,805 --> 00:31:47,405
‫لیام، میتونم کمک کنم

566
00:31:47,406 --> 00:31:49,779
‫خوبه. وقتی دارم نایِ ـش رو سوراخ میکنم
‫سرش رو ثابت نگه دار

567
00:31:52,210 --> 00:31:53,950
‫قبلاً این کار رو کردی؟

568
00:31:53,956 --> 00:31:56,848
‫روی گریفروت تمرین کردم
‫ختم به خیر نشد

569
00:31:56,849 --> 00:31:58,249
‫نه، لیام. منظورم این نبود

570
00:31:58,250 --> 00:31:59,748
‫میتونم واقعا...

571
00:32:08,427 --> 00:32:09,591
‫جواب داد

572
00:32:14,933 --> 00:32:18,669
‫- تو واقعا موفق شدی
‫- اصلا هم که غافلگیر نشدی

573
00:33:07,154 --> 00:33:10,151
‫بانی، از اینجا برو

574
00:33:10,157 --> 00:33:11,695
‫من موفق نمیشم

575
00:33:14,625 --> 00:33:17,327
‫ولی تو میشی

576
00:33:24,034 --> 00:33:25,709
‫اینکارو نکن

577
00:33:27,675 --> 00:33:30,088
‫نه

578
00:33:30,094 --> 00:33:31,607
‫نه

579
00:33:55,414 --> 00:33:57,849
‫در چه حالی؟

580
00:33:57,850 --> 00:33:59,150
‫واقعا میخوای بدونی؟

581
00:33:59,151 --> 00:34:00,869
‫چون مسکن ها روم اثر کرده

582
00:34:00,875 --> 00:34:03,087
‫و الان اونقدی چِتم که واست تعریف کنم

583
00:34:03,088 --> 00:34:06,591
‫قبول میکنم

584
00:34:06,592 --> 00:34:09,026
‫فکر میکنم تو عالی هستی

585
00:34:09,027 --> 00:34:11,796
‫،شجاعی، بامزه ای

586
00:34:11,797 --> 00:34:14,198
‫دیگه لازم نیست اشاره کنم که جذاب ترین مردی هستی

587
00:34:14,199 --> 00:34:16,701
‫،که تابحال دیدم

588
00:34:16,702 --> 00:34:19,103
‫و واسه گفتن این حرفا کاملا راحت و بیخیالم

589
00:34:19,104 --> 00:34:21,139
‫چون سنم اونقدری هست که بدونم چی میخوام

590
00:34:21,145 --> 00:34:24,674
‫و بهم بگو دیوونه، ولی فکر میکنم
‫واسم مقدر شده بود که باهات آشنا بشم

591
00:34:28,412 --> 00:34:30,690
‫این قسمت جائیه که یه چیزی بگی

592
00:34:30,696 --> 00:34:35,553
‫یا بوسم کنی یا از دستم فرار کنی

593
00:34:35,554 --> 00:34:37,739
‫من...

594
00:34:41,325 --> 00:34:44,875
‫من فکر میکنم تو شگفت انگیز و باهوشی

595
00:34:45,583 --> 00:34:48,833
‫و یکی از سکسی ترین زنهایی هستی
‫،که تابحال باهاشون آشنا شدم

596
00:34:48,839 --> 00:34:52,269
‫و واقعاً دوست دارم باور کنم که من و تو

597
00:34:52,270 --> 00:34:53,797
‫،واسه هم مقدر شدیم

598
00:34:53,803 --> 00:34:55,706
‫چون دوست دارم باور کنم
‫به غیر از این زندگی ای که الان دارم

599
00:34:55,707 --> 00:34:58,760
‫یه نقشه و برنامه ی دیگه هم وجود داره

600
00:35:01,685 --> 00:35:06,050
‫ولی امشب یه فاجعه بود

601
00:35:06,051 --> 00:35:09,521
‫تو فکر کردی من خسته کننده و
‫،یه آدم کم و بیش دائم الخمرم

602
00:35:09,527 --> 00:35:13,357
‫و چون منو نمیشناسی که خب
‫واقعا هم ذات واقعیم رو نمیشناسی

603
00:35:13,358 --> 00:35:15,225
‫،نمیخوای منو ببوسی

604
00:35:15,226 --> 00:35:18,488
‫و کاملاً دلت میخواد فرار کنم

605
00:35:22,699 --> 00:35:23,967
‫حق با توئه

606
00:35:23,968 --> 00:35:26,069
‫امشب به معنای واقعی کلمه یه فاجعه بود

607
00:35:26,070 --> 00:35:28,623
‫و تو قطعا یه دائم الخمری

608
00:35:36,246 --> 00:35:38,581
‫ولی اصلاً خسته کننده نیستی ریک

609
00:35:49,493 --> 00:35:51,194
‫کجایی؟ من صد ساله

610
00:35:51,195 --> 00:35:52,929
‫که اینجا وایسادم

611
00:35:52,930 --> 00:35:56,165
‫نمیخواد مبالغه کنی. تقریبا رسیدم

612
00:36:08,836 --> 00:36:10,123
‫کمک نمیخوای؟

613
00:36:14,317 --> 00:36:17,964
‫از روی اسکنرم راجع به
‫تصادف بزرگ محوطه دانشگاه شنیدم

614
00:36:17,970 --> 00:36:20,223
‫شنیدم یکی صدمه دیده و این صحبتا

615
00:36:20,224 --> 00:36:21,676
‫من خوبم

616
00:36:21,682 --> 00:36:23,059
‫در واقع، خونریزی داری

617
00:36:23,060 --> 00:36:24,394
‫ممکن تو شک باشی

618
00:36:24,395 --> 00:36:25,862
‫خواهش میکنم فقط برو

619
00:36:25,863 --> 00:36:27,891
‫فکر نمیکنم...

620
00:36:30,774 --> 00:36:32,401
‫خیلی خب

621
00:36:34,820 --> 00:36:36,805
‫باشه

622
00:36:47,450 --> 00:36:51,020
‫راستی اون دختره که
‫مثل بانو ویتمور لباس پوشیده بود

623
00:36:51,021 --> 00:36:53,022
‫،آماده بودم که ازش قطع امید کنم

624
00:36:53,023 --> 00:36:56,559
‫و تو تونستی نجاتش بدی، چطوری؟

625
00:36:56,560 --> 00:36:58,828
‫نمیدونم. خوش شانسی مبتدی ها؟

626
00:36:58,829 --> 00:37:01,130
‫الینا، اون باید میمرد

627
00:37:01,131 --> 00:37:03,833
‫و نمرد

628
00:37:03,834 --> 00:37:08,437
‫،چیزای مرموز دیوانه کننده ای توی دنیا وجود داره

629
00:37:08,438 --> 00:37:10,840
‫منظورم اینه، بعضی چیزارو
‫علم نمیتونه توجیه و بیان کنه

630
00:37:10,841 --> 00:37:12,875
‫یکیشو نام ببر

631
00:37:12,876 --> 00:37:15,411
‫خیلی خب...

632
00:37:15,412 --> 00:37:17,346
‫دلیل تنفس اول یه بچه چیه؟

633
00:37:17,347 --> 00:37:20,215
‫یه رفلکسه. مایعی که داخل ریه های یه نوزاده...

634
00:37:27,915 --> 00:37:33,496
‫فکر میکردم بوسیدن من عاقبتی بدتر از مرگ داره

635
00:37:33,497 --> 00:37:37,168
‫ازم پرسیدی مدل من چیه

636
00:37:37,174 --> 00:37:41,928
‫،تو امشب یه قهرمان بودی
‫یه قهرمان کاملا خیره کننده و

637
00:37:41,929 --> 00:37:46,275
‫خارج از این دنیایی

638
00:37:46,276 --> 00:37:47,595
‫این مدل منه

639
00:37:57,253 --> 00:37:58,273
‫بستیم

640
00:37:58,279 --> 00:37:59,755
‫با الینا صحبت کردم

641
00:37:59,756 --> 00:38:01,857
‫هنوز بسته ایم

642
00:38:01,858 --> 00:38:04,320
‫گفت بقیه همه زندن

643
00:38:04,728 --> 00:38:07,296
‫نمیخوای راجع به اتفاقی که افتاد صحبت کنی؟

644
00:38:07,297 --> 00:38:09,330
‫حرفی واسه گفتن ندارم

645
00:38:11,800 --> 00:38:14,497
‫تو امشب یه نفر رو کشتی

646
00:38:15,338 --> 00:38:18,407
‫نمیتونی وانمود کنی این اتفاق نیوفتاده

647
00:38:23,779 --> 00:38:26,718
‫- تماشام کن
‫- لیو

648
00:38:29,268 --> 00:38:30,347
‫لیو

649
00:38:34,189 --> 00:38:36,691
‫اون مُرده بود

650
00:38:36,692 --> 00:38:38,760
‫،نمیتونستی کاری واسه نجاتش انجام بدی

651
00:38:38,761 --> 00:38:41,962
‫پس بجاش من رو نجات دادی

652
00:38:48,670 --> 00:38:52,744
‫تو منو نجات دادی

653
00:38:52,750 --> 00:38:55,243
‫هیچوقت نمیتونم اینکارت رو تلافی کنم

654
00:38:55,244 --> 00:39:00,881
‫تنها کاری که میتونم بکنم اینه که
‫بهت قول میدم حرومش نکنم

655
00:39:33,181 --> 00:39:34,581
‫آره

656
00:39:36,417 --> 00:39:38,498
‫داره اتفاق میوفته

657
00:39:38,504 --> 00:39:41,789
‫میخوام با سردابه‌ای که با...

658
00:39:41,790 --> 00:39:45,091
‫اعضای خانواده‌ی مُردم پُر شده
‫بلند بلند صحبت کنم

659
00:39:49,697 --> 00:39:53,201
‫با همه به جز تو، دیمن

660
00:39:53,202 --> 00:39:56,837
‫چون هرجا هستی...

661
00:39:56,838 --> 00:39:58,438
‫اینجا نیست

662
00:40:04,011 --> 00:40:05,712
‫میخوام بگم...

663
00:40:08,482 --> 00:40:11,584
‫بدون تو کارام رو خیلی عالی انجام نمیدم

664
00:40:13,187 --> 00:40:16,924
‫،همش سعی میکنم از نو شروع کنم

665
00:40:16,925 --> 00:40:18,424
‫ولی...

666
00:40:19,794 --> 00:40:21,561
‫نمیتونم جایی برم...

667
00:40:24,598 --> 00:40:27,734
‫چون گم شدم، برادر

668
00:40:32,940 --> 00:40:34,774
‫گم شدم

669
00:40:46,687 --> 00:40:48,555
‫،که چی؟ حالا چون چندماه نبودم

670
00:40:48,556 --> 00:40:49,890
‫فکر میکنی ایرادی نداره یه بطری عالی

671
00:40:49,891 --> 00:40:51,696
‫مشروب بوربن رو حروم کنی؟

672
00:40:56,431 --> 00:40:59,933
‫- دیمن؟
‫- بلی

673
00:40:59,934 --> 00:41:02,536
‫خودم میباشم

674
00:41:02,537 --> 00:41:06,739
‫- چطوری میتونم الان تو رو ببینم؟
‫- چون من زندم، استفن

675
00:41:10,762 --> 00:41:12,612
‫،منظورم اینه، این مشروبه خوبیه
‫ولی نه به خوبیِ اینکه

676
00:41:12,613 --> 00:41:14,147
‫"من میتونم آدمای مُرده رو ببینم"

677
00:41:19,313 --> 00:41:20,887
‫،داستانش خیلی مفصله داداش

678
00:41:20,888 --> 00:41:24,228
‫ولی من برگشتم

679
00:41:27,160 --> 00:41:29,662
‫من برگشتم

680
00:41:36,169 --> 00:41:37,575
‫آره

681
00:41:45,240 --> 00:41:46,845
‫من برگشتم

682
00:41:47,500 --> 00:41:50,500
‫Arian Drama, Sorrow مترجمین

683
00:41:50,500 --> 00:41:53,500
‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم
‫WwW.TinyMoviez.Co

684
00:41:53,500 --> 00:41:56,500
‫انجمن تخصصی فیلم و سریال
‫WwW.Cafe-Film.CoM

685
00:41:56,500 --> 00:42:00,500
‫با من در ارتباط باشید
‫FB.CoM/Arian.Dramaa

