1
00:00:02,600 --> 00:00:04,132
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:04,135 --> 00:00:07,242
‫انگار رفیق مرده‌مون «هاروی» در سال ۱۷۹۰
‫با «سایرن»ها دوست بوده

3
00:00:07,245 --> 00:00:10,114
‫معلوم شد اون به یه خانواده از
‫میستیک‌فالز» مربوط میشه»

4
00:00:10,117 --> 00:00:11,109
‫من ازت یه سوالی دارم

5
00:00:11,111 --> 00:00:12,777
‫باید بهم بگی این چیه

6
00:00:12,779 --> 00:00:14,612
‫این یه ابزار رمزی که برای رمزگشایی
‫استفاده میشه

7
00:00:14,614 --> 00:00:18,083
‫وقتی در بین این دنیا
‫و دنیای «کِید» باز بشه

8
00:00:18,085 --> 00:00:19,250
‫همه چیز نابود میشه

9
00:00:19,252 --> 00:00:20,652
‫فقط باید مطمئن بشی که

10
00:00:20,654 --> 00:00:22,187
‫زنگوله ۱۲بار نواخته بشه

11
00:00:22,189 --> 00:00:25,457
‫مأموریتی که من به ۲تاتون دادم
‫این بود که یا ۱۰۰ نفر رو بکش

12
00:00:25,459 --> 00:00:26,725
‫یا عشق برادرت رو بکش

13
00:00:26,727 --> 00:00:27,759
‫استفن» گزینه دوم رو انتخاب کرد»

14
00:00:27,761 --> 00:00:29,227
‫الینا» در شمال نیویورک‌ـه»

15
00:00:29,229 --> 00:00:30,362
‫بانی» اونجا مخفیش کرده»

16
00:00:30,364 --> 00:00:31,496
‫الینا» رو قاطی ماجرا نکن»

17
00:00:31,498 --> 00:00:32,530
‫اِنزو»؟»

18
00:00:35,951 --> 00:00:37,569
‫چرا برات مهمه چی به سر «الینا» بیاد؟

19
00:00:37,571 --> 00:00:38,903
‫به‌هرحال خودتم می‌میری

20
00:00:38,905 --> 00:00:40,305
‫تو هم انسان میشی

21
00:00:43,443 --> 00:00:44,517
‫«اِنزو»

22
00:01:39,866 --> 00:01:41,566
‫خدایا

23
00:01:41,568 --> 00:01:43,001
‫مت»؟»

24
00:01:43,003 --> 00:01:45,291
‫چطوری اومدی اینجا؟

25
00:01:47,340 --> 00:01:48,673
‫خوبی؟

26
00:01:48,675 --> 00:01:50,775
‫نه

27
00:01:50,777 --> 00:01:52,278
‫من یه مشکلی دارم

28
00:01:52,600 --> 00:01:58,100
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۸
‫قسمت ۱۲ : تو کی هستی؟</font>

29
00:01:59,100 --> 00:02:00,100
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

30
00:02:15,069 --> 00:02:17,569
‫بانی» ، هی»

31
00:02:17,571 --> 00:02:18,904
‫«بانی»

32
00:02:20,808 --> 00:02:23,055
‫بانی»...هی ، چی شده؟»

33
00:02:23,058 --> 00:02:24,958
‫هنوز زنده است؟

34
00:02:27,381 --> 00:02:28,880
‫بانی» ، با من حرف بزن»

35
00:02:28,882 --> 00:02:30,382
‫حالش خوبه

36
00:02:30,384 --> 00:02:32,184
‫الینا» حالش خوبه»

37
00:02:32,186 --> 00:02:33,852
‫«خب ، این اشک شادی نیست «بان

38
00:02:33,854 --> 00:02:35,520
‫چی شده؟

39
00:02:36,590 --> 00:02:38,623
‫اون مرده

40
00:02:40,527 --> 00:02:41,960
‫اِنزو» مرده»

41
00:02:41,962 --> 00:02:44,529
‫چی؟

42
00:02:46,633 --> 00:02:48,266
‫اون مرده

43
00:02:48,268 --> 00:02:50,035
‫برادرت اون رو کشت

44
00:02:53,307 --> 00:02:54,973
‫«به من گوش کن «بانی

45
00:02:54,975 --> 00:02:57,075
‫من تو راهم . باشه؟

46
00:02:57,077 --> 00:02:58,343
‫نه

47
00:02:58,345 --> 00:02:59,845
‫دور بمون

48
00:02:59,847 --> 00:03:01,246
‫از من دور بمون

49
00:03:01,248 --> 00:03:04,549
‫تا وقتی که بدونم تو در امانی نمیشه

50
00:03:04,551 --> 00:03:06,184
‫من حساب «استفن» رو میرسم

51
00:03:08,055 --> 00:03:09,521
‫من خودم حسابش رو رسیدم

52
00:03:09,523 --> 00:03:10,922
‫منظورت چیه؟

53
00:03:10,924 --> 00:03:13,091
‫دارو رو بهش دادم

54
00:03:14,485 --> 00:03:16,352
‫اون الان انسانه

55
00:03:25,039 --> 00:03:26,271
‫نه

56
00:03:44,992 --> 00:03:46,625
‫من اینجام

57
00:03:46,627 --> 00:03:48,894
‫استفن» ، خدا رو شکر»

58
00:03:48,896 --> 00:03:53,231
‫من با «دیمن» حرف زدم و میدونم
‫چه بلایی سر «اِنزو» اومده

59
00:03:53,233 --> 00:03:56,134
‫بانی» باید»...

60
00:03:56,136 --> 00:03:58,503
‫اصلاً نمیدونم چی بگم

61
00:03:58,505 --> 00:04:00,639
‫نمیدونم چطور می‌تونم...

62
00:04:00,641 --> 00:04:03,341
‫هر بار که چشام رو می‌بندم

63
00:04:03,343 --> 00:04:06,078
‫پشت سر هم توی سرم
‫اون صحنه رو می‌بینم

64
00:04:06,080 --> 00:04:10,082
‫«هر بار که چشام رو باز می‌کنم خون «اِنزو
‫رو روی دستام می‌بینم

65
00:04:10,084 --> 00:04:12,317
‫فقط لطفاً بیا خونه

66
00:04:12,319 --> 00:04:14,486
‫نمی‌تونم این‌کار رو کنم

67
00:04:14,488 --> 00:04:15,821
‫خب ، من نمیذارم تو فرار کنی

68
00:04:15,823 --> 00:04:17,756
‫باشه؟ فقط بگو کجایی

69
00:04:17,758 --> 00:04:18,990
‫من میام پیشت

70
00:04:18,992 --> 00:04:20,425
‫نه

71
00:04:20,427 --> 00:04:23,261
‫من نمی‌تونم باهات روبرو بشم
‫و نمی‌تونم با «بانی» هم روبرو بشم

72
00:04:24,965 --> 00:04:26,932
‫لعنتی

73
00:04:26,934 --> 00:04:28,300
‫دارم ماشین رو میزنم کنار

74
00:04:28,302 --> 00:04:29,935
‫«استفن»

75
00:04:45,686 --> 00:04:47,919
‫دستات رو بذار جایی که بتونم ببینمشون

76
00:04:47,921 --> 00:04:49,955
‫از ماشین فاصله بگیر

77
00:04:58,966 --> 00:05:01,166
‫استفن»؟»

78
00:05:01,168 --> 00:05:02,801
‫«استفن»

79
00:05:02,803 --> 00:05:03,768
‫استفن»؟»

80
00:05:04,805 --> 00:05:06,771
‫من حتی نمیدونستم تو در شهری

81
00:05:06,773 --> 00:05:09,541
‫آره . خب ، دوریان درباره یه موضوعی
‫به کمکم نیاز داشت

82
00:05:09,543 --> 00:05:12,310
‫انگار فقط اون به کمک نیاز نداشته

83
00:05:12,312 --> 00:05:14,312
‫خب ، چی شده؟

84
00:05:14,314 --> 00:05:16,481
‫نمیدونم ولی دارم بهت میگم

85
00:05:16,483 --> 00:05:19,284
‫می‌تونستم گرمای شعله‌ها رو حس کنم

86
00:05:19,286 --> 00:05:22,120
‫صدای جیغ تمام کسایی که می‌سوختن
‫رو می‌شنیدم

87
00:05:22,122 --> 00:05:23,753
‫مطمئنی کابوس نبوده؟

88
00:05:23,756 --> 00:05:25,654
‫میدونی ، ذهنت داره سعی می‌کنه
‫اینطور نشون بده

89
00:05:25,657 --> 00:05:28,593
‫تو تقریباً زنگوله رو زدی
‫و «میستیک‌فالز» رو خاکستری کردی

90
00:05:28,595 --> 00:05:30,562
‫نه «ریک» . این فرق داشت

91
00:05:30,564 --> 00:05:32,898
‫انگار واقعاً اونجا بودم

92
00:05:32,900 --> 00:05:34,566
‫شایدم بودی

93
00:05:34,568 --> 00:05:37,536
‫و من فکر نمی‌کنم این فقط
‫یه جواهر موروثی باشه

94
00:05:37,538 --> 00:05:40,305
‫از نظر زمانی و فعالیت گروه
‫جادوگری بومی

95
00:05:40,307 --> 00:05:42,207
‫فکر می‌کنم این می‌تونه طلسم جادوگری باشه

96
00:05:42,209 --> 00:05:45,477
‫که یه‌جورایی مربوط به تبار خونی
‫مکسوِل»ها میشه»

97
00:05:45,479 --> 00:05:47,913
‫شاید اونا کابوس نبودن

98
00:05:47,915 --> 00:05:49,981
‫شاید خاطرات بودن

99
00:05:49,983 --> 00:05:51,183
‫این اصلاً چطور ممکنه؟

100
00:05:51,185 --> 00:05:52,317
‫خب ، من شنیدم

101
00:05:52,319 --> 00:05:53,418
‫جادوگرهای «لتونی» از چنین چیزی
‫استفاده می‌کنن

102
00:05:53,420 --> 00:05:54,795
‫تا با مرده‌ها ارتباط برقرار کنن

103
00:05:54,798 --> 00:05:56,398
‫میدونی ، راهی برای ایجاد یه ارتباط ذهنی

104
00:05:56,400 --> 00:05:58,156
‫بین فرد ، ذهن و اجدادش هست

105
00:05:58,158 --> 00:05:59,691
‫آره . اینجوری شاید دلیل
‫خواب‌گردی‌ـت رو در اون

106
00:05:59,693 --> 00:06:00,725
‫تونل‌ها هم بفهمیم

107
00:06:00,727 --> 00:06:02,727
‫باشه . پس من به کی متصلم؟

108
00:06:04,498 --> 00:06:07,532
‫- اگه بخوام حدس بزنم...
‫- هی

109
00:06:07,534 --> 00:06:10,035
‫میگم اسکلتی که در اتاق ابزارهای مصنوعی
‫پیدا کردیم

110
00:06:10,037 --> 00:06:12,502
‫بعضی از چیزهایی که تو دیدی
‫اونم دیده بوده

111
00:06:12,505 --> 00:06:14,339
‫تو دفترش درباره‌شون نوشته

112
00:06:14,341 --> 00:06:17,049
‫به این اشاره کرده که با گروهی از
‫جادوگرهای «بنِت» کار کرده

113
00:06:17,052 --> 00:06:18,810
‫- بنِت»؟»
‫- آره

114
00:06:18,812 --> 00:06:21,713
‫نمیدونم «بانی» چیزی درباره این
‫میدونه یا نه

115
00:06:24,751 --> 00:06:26,785
‫همه چیز مرتبه؟

116
00:06:28,055 --> 00:06:29,754
‫نه

117
00:06:32,226 --> 00:06:34,759
‫نه . این...

118
00:06:34,761 --> 00:06:36,895
‫اوضاع بده

119
00:06:51,778 --> 00:06:53,411
‫اون برنگشته

120
00:06:53,413 --> 00:06:54,579
‫چون تو راهه و داره میره

121
00:06:54,581 --> 00:06:56,932
‫«به بخش پلیس «راکلند کانتری

122
00:06:56,935 --> 00:06:58,450
‫اون دستگیر شده

123
00:06:58,452 --> 00:06:59,918
‫باشه . خوبه

124
00:06:59,920 --> 00:07:02,087
‫آخه کجاش خوبه؟

125
00:07:02,089 --> 00:07:03,588
‫اینجایی‌ـش که «استفن» انسان شده

126
00:07:03,590 --> 00:07:05,290
‫احساساتش برگشتن

127
00:07:05,292 --> 00:07:07,559
‫خاطرات هر قطره خونی که ریخته

128
00:07:07,561 --> 00:07:10,061
‫تو ذهنش مثل چی میرقصن

129
00:07:10,063 --> 00:07:12,330
‫خیلی خوبه که الان با همه این
‫ماجراها تنها نباشه

130
00:07:12,332 --> 00:07:14,766
‫اونجا می‌بینمت

131
00:07:14,768 --> 00:07:16,501
‫با «بانی» حرف زدی؟

132
00:07:19,091 --> 00:07:21,339
‫من کلی پیام براش گذاشتم

133
00:07:21,341 --> 00:07:23,608
‫گوشی‌ـش رو جواب نمیده . نمی‌فهمم

134
00:07:23,610 --> 00:07:25,543
‫البته که می‌فهمی

135
00:07:25,545 --> 00:07:26,845
‫بهش فکر کن

136
00:07:26,847 --> 00:07:30,482
‫می‌تونی سرزنش‌ـش کنی؟

137
00:07:30,484 --> 00:07:32,917
‫وقتی نزدیک شدم بهت زنگ میزنم

138
00:07:36,690 --> 00:07:38,690
‫من رو ببخش

139
00:07:38,692 --> 00:07:41,140
‫خودم خودم رو راه دادم

140
00:07:41,143 --> 00:07:44,195
‫اومدم تسلیت بگم

141
00:07:44,197 --> 00:07:46,765
‫بابت غمتون متأسفم

142
00:07:46,767 --> 00:07:48,366
‫شک دارم

143
00:07:48,368 --> 00:07:50,235
‫چون تو باعث شدی «اِنزو» بمیره

144
00:07:50,237 --> 00:07:51,736
‫منظورم برادرت بود

145
00:07:51,738 --> 00:07:55,640
‫معامله ما در ازای ۲تا روح جادوان

146
00:07:55,642 --> 00:07:58,310
‫دوستات وقتی «استفن» رو انسان کردن
‫یه راه گریزی پیدا کردن

147
00:07:58,312 --> 00:08:00,478
‫قرارداد ما رو پوچ و بیهوده کردن

148
00:08:00,480 --> 00:08:02,547
‫تو و برادرت الان آزاد هستید

149
00:08:02,549 --> 00:08:05,216
‫خب ، اگه اومدی بهم سر بزنی

150
00:08:05,218 --> 00:08:07,285
‫فکر می‌کنم اونقدرا ساده نیست

151
00:08:07,287 --> 00:08:10,722
‫درحالی‌که تو جادوان می‌مونی

152
00:08:10,724 --> 00:08:12,557
‫استفن» اینطور نیست»

153
00:08:12,559 --> 00:08:14,959
‫یعنی من آزادم که زندگیش رو تموم کنم

154
00:08:14,961 --> 00:08:18,363
‫و روحش رو به چاله‌های آتشین
‫دنیای خودم ببرم

155
00:08:18,365 --> 00:08:20,198
‫هر موقع که دلم بخواد

156
00:08:20,200 --> 00:08:22,352
‫دارم فکر می‌کنم اون باید نیمه‌شب بمیره

157
00:08:22,355 --> 00:08:24,135
‫این حقیقت که تو منتظری
‫بهم نشون میده

158
00:08:24,137 --> 00:08:25,870
‫که تو چیزی بیشتر از «استفن» رو می‌خوای

159
00:08:27,307 --> 00:08:29,808
‫در واقع آره

160
00:08:29,811 --> 00:08:33,745
‫من به تاریخ بومی علاقه دارم

161
00:08:33,747 --> 00:08:36,848
‫یه دفتر متعلق به قرن ۱۸ هست
‫که توسط «ایتِن مکسوِل» نوشته شده

162
00:08:36,850 --> 00:08:39,617
‫من فکر می‌کنم دوست‌ـت
‫استاد مطالعات مرموز

163
00:08:39,619 --> 00:08:41,119
‫این دفتر رو داره

164
00:08:41,121 --> 00:08:43,488
‫اون رو می‌خوای؟

165
00:08:43,490 --> 00:08:45,056
‫یه کتاب قدیمی خاک‌آلود؟

166
00:08:45,058 --> 00:08:47,158
‫این بهای کوچکیه که باید بپردازید
‫«تا اجازه بدم «استفن

167
00:08:47,160 --> 00:08:49,761
‫بقیه عمرش رو به عنوان انسان زندگی کنه

168
00:08:49,763 --> 00:08:52,664
‫قبل از اینکه برگرده پیش خودم

169
00:08:52,666 --> 00:08:54,499
‫قبوله؟

170
00:09:14,292 --> 00:09:16,926
‫خب ، «الیویا هِیدن» کیه؟

171
00:09:21,274 --> 00:09:23,641
‫خدمتکار

172
00:09:23,643 --> 00:09:26,344
‫همزمان با دانشگاه کار می‌کرد

173
00:09:27,457 --> 00:09:29,948
‫تا اینکه تو تقریباً سرش رو بریدی

174
00:09:29,950 --> 00:09:32,483
‫خاویر روییز» چی؟»

175
00:09:32,485 --> 00:09:36,220
‫داروساز متأهل...داشته بچه‌دار می‌شده

176
00:09:37,351 --> 00:09:39,425
‫«کِلی پارکس»

177
00:09:39,427 --> 00:09:41,627
‫«رابرت لنسو»

178
00:09:42,463 --> 00:09:43,963
‫«تانیا هندلمن»

179
00:09:43,965 --> 00:09:46,225
‫«جفری لی»

180
00:09:46,228 --> 00:09:47,999
‫سیستم اثر انگشت تو رو به ۳۲ قتل

181
00:09:48,002 --> 00:09:51,003
‫در ۲ ماه گذشته مرتبط می‌کنه

182
00:09:51,005 --> 00:09:54,173
‫مطمئنی حرفی برای گفتن نداری؟

183
00:10:01,482 --> 00:10:03,749
‫«بانی»

184
00:10:05,446 --> 00:10:07,286
‫«بانی بنِت»

185
00:10:07,288 --> 00:10:09,788
‫کمکم کن

186
00:10:09,790 --> 00:10:10,789
‫«بانی»

187
00:10:10,791 --> 00:10:11,991
‫اِنزو»؟»

188
00:10:23,938 --> 00:10:25,537
‫مامان؟

189
00:10:25,539 --> 00:10:26,869
‫«بانی»

190
00:10:31,751 --> 00:10:34,060
‫کرولاین» بهم زنگ زد»

191
00:10:35,548 --> 00:10:37,883
‫بهم گفت چی شده

192
00:10:37,885 --> 00:10:40,953
‫متأسفم

193
00:10:40,955 --> 00:10:43,222
‫اون گفت تو نمی‌خوای باهاش
‫حرف بزنی

194
00:10:43,224 --> 00:10:48,494
‫و امیدواره شاید با من حرف بزنی

195
00:11:10,604 --> 00:11:13,047
‫«عذر می‌خوام آقای «سالواتور

196
00:11:18,626 --> 00:11:21,126
‫شما آزادی که بری

197
00:11:22,197 --> 00:11:25,664
‫مرسی . لطفاً به همه مأمورها
‫و افسرها خبر بدید

198
00:11:25,666 --> 00:11:28,233
‫که این یه اشتباه وحشتناک بوده

199
00:11:45,553 --> 00:11:47,886
‫اینا چی‌ـن؟

200
00:11:47,888 --> 00:11:49,488
‫اینا کار منه

201
00:11:49,490 --> 00:11:52,925
‫نه . اینا کار «کِید»ـه

202
00:11:52,927 --> 00:11:55,594
‫اون مجبورت کرد این‌کارها رو بکنی

203
00:11:55,596 --> 00:11:58,063
‫و ازم توقع داره به این‌کار ادامه بدم

204
00:11:58,065 --> 00:12:00,165
‫من یه معامله کردم

205
00:12:03,537 --> 00:12:04,837
‫معامله تموم شده

206
00:12:04,839 --> 00:12:06,939
‫منظورت چیه؟

207
00:12:06,941 --> 00:12:11,643
‫تو انسانی و براش فایده‌ای نداری

208
00:12:11,645 --> 00:12:14,913
‫تا نیمه‌شب بهت وقت میده
‫و بعدش می‌خواد که بمیری

209
00:12:16,717 --> 00:12:18,951
‫ولی نگران نباش

210
00:12:18,953 --> 00:12:20,686
‫دیمن» بهش رسیدگی می‌کنه»

211
00:12:25,260 --> 00:12:26,826
‫بانی» جواب نمیده»

212
00:12:26,829 --> 00:12:28,929
‫۵بار بهش زنگ زدم

213
00:12:31,899 --> 00:12:33,799
‫تو اینجا چکار می‌کنی؟

214
00:12:33,801 --> 00:12:36,835
‫باید یه کتابی رو قرض بگیرم
‫«زندگینامه خانواده «مکسوِل

215
00:12:36,837 --> 00:12:38,937
‫فکر می‌کنم تا یه مدت نمی‌تونید
‫چاپش کنید

216
00:12:38,939 --> 00:12:40,205
‫منظورت اینه؟

217
00:12:40,207 --> 00:12:41,974
‫راحت بود

218
00:12:41,976 --> 00:12:43,208
‫و آره

219
00:12:43,211 --> 00:12:46,283
‫چرا یهویی اینقدر به تبار
‫خانوادگی من علاقه‌مند شدی؟

220
00:12:46,286 --> 00:12:47,460
‫اخیراً نتونستم بخوابم

221
00:12:47,462 --> 00:12:49,514
‫و فکر کردم شاید با این کتاب بتونم بخوابم

222
00:12:49,517 --> 00:12:50,716
‫به چه درد شما می‌خوره؟

223
00:12:50,718 --> 00:12:52,317
‫خب ، «مت» به‌خاطر دفتر یه الهاماتی داشته

224
00:12:52,319 --> 00:12:54,956
‫اون‌وقت تو پیدات شد و دنبالش می‌گردی

225
00:12:54,959 --> 00:12:56,355
‫اتفاقیه؟

226
00:12:56,357 --> 00:12:58,023
‫فکر نکنم

227
00:12:58,025 --> 00:13:00,492
‫پس چطوره بهمون دلیل واقعیش رو بگی

228
00:13:00,494 --> 00:13:02,828
‫باشه

229
00:13:02,830 --> 00:13:06,031
‫من حدود ۶ ساعت و خرده‌ای وقت دارم
‫تا اینکه «کِید» جون برادرم رو بگیره

230
00:13:06,033 --> 00:13:07,699
‫مگه اینکه این کتاب رو بهش بدم

231
00:13:07,701 --> 00:13:08,702
‫می‌خواد باهاش چکار کنه؟

232
00:13:08,705 --> 00:13:10,038
‫نمیدونم

233
00:13:10,041 --> 00:13:12,336
‫ولی اگه جون برادرم رو نجات میده
‫برام مهم نیست

234
00:13:12,339 --> 00:13:13,405
‫ببخشید

235
00:13:13,408 --> 00:13:14,820
‫اگه ندونی چرا شیطان این رو می‌خواد

236
00:13:14,822 --> 00:13:16,555
‫نباید بهش بدیمش

237
00:13:16,558 --> 00:13:18,610
‫منم متأسفم رفیق قدیمی

238
00:13:18,612 --> 00:13:20,679
‫ولی «استفن» به‌خاطر من قاطی
‫این گندبازیا شده

239
00:13:20,681 --> 00:13:24,116
‫پس اگه می‌خوای جلوم رو بگیری

240
00:13:24,118 --> 00:13:26,385
‫باید دوباره من رو بکشی

241
00:13:29,490 --> 00:13:31,056
‫باشه

242
00:13:31,058 --> 00:13:33,091
‫باشه . هر چی تو بخوای

243
00:14:10,915 --> 00:14:12,115
‫وقتشه

244
00:14:12,117 --> 00:14:14,283
‫باید «اِنزو» رو به زمین برگردونیم

245
00:14:14,285 --> 00:14:17,220
‫باید باهاش خدافظی کنی

246
00:14:18,956 --> 00:14:21,490
‫فکر نمی‌کنم دلش بخواد

247
00:14:23,461 --> 00:14:25,428
‫من هنوز حس‌ـش می‌کنم

248
00:14:27,648 --> 00:14:29,448
‫انگار داره صدام میزنه

249
00:14:32,203 --> 00:14:33,736
‫شایدم داره عقلم رو از دست میدم

250
00:14:35,173 --> 00:14:37,907
‫نه عزیزم . تو عزاداری

251
00:14:37,909 --> 00:14:40,877
‫این عزاداری و غصه نیست

252
00:14:40,879 --> 00:14:43,246
‫من غم رو می‌شناسم

253
00:14:43,248 --> 00:14:44,747
‫این فرق داره

254
00:14:45,744 --> 00:14:48,351
‫اگه سعی داره باهام ارتباط برقرار کنه

255
00:14:48,353 --> 00:14:50,453
‫باید راهی باشه که منم باهاش
‫ارتباط برقرار کنم

256
00:14:50,455 --> 00:14:52,355
‫سمت دیگه از بین رفته

257
00:14:52,357 --> 00:14:54,390
‫و هیچ‌کدوممون دیگه جادو نداریم

258
00:14:54,392 --> 00:14:57,427
‫بهترین کار اینه که قاطی
‫این چیزها نشیم

259
00:14:57,429 --> 00:15:00,363
‫باید راهی باشه

260
00:15:00,365 --> 00:15:03,900
‫تو بنا به دلیلی برگشتی اینجا

261
00:15:03,902 --> 00:15:05,635
‫بیا انجامش بدیم

262
00:15:14,712 --> 00:15:16,312
‫مرسی

263
00:15:16,314 --> 00:15:18,681
‫«و هر اسمی که از «استفن سالواتور

264
00:15:18,683 --> 00:15:20,583
‫توی سیستم‌تون اومده رو پاک می‌کنید

265
00:15:27,592 --> 00:15:30,126
‫آخرین‌بار کی مامانت رو دیدی؟

266
00:15:30,128 --> 00:15:31,561
‫دیروز

267
00:15:31,563 --> 00:15:35,058
‫بعد از مدرسه زنگ زد
‫و گفت داره دیرش میشه

268
00:15:36,222 --> 00:15:38,646
‫داشت به یه نفر خونه نشون میداد

269
00:15:40,069 --> 00:15:41,969
‫این مامانمه

270
00:15:53,117 --> 00:15:55,184
‫این چیه؟

271
00:15:55,186 --> 00:15:57,587
‫من مادر اون دختر رو مجبور کردم

272
00:15:57,589 --> 00:15:59,655
‫تا سند خونه «بانی» رو عوض کنه

273
00:16:01,859 --> 00:16:05,813
‫ولی توی صندوق عقب یه ماشین
‫ولش کردم تا بمیره

274
00:16:05,816 --> 00:16:08,417
‫جسدش رو تا هفته‌ها پیدا نمی‌کنن

275
00:16:08,420 --> 00:16:10,833
‫کسی هست که بهش زنگ بزنیم؟
‫عضوی از خانواده؟

276
00:16:10,835 --> 00:16:14,203
‫نه . فقط من و مامانم هستیم

277
00:16:21,312 --> 00:16:23,346
‫میدونم

278
00:16:23,348 --> 00:16:25,081
‫بریم پیداش کنیم

279
00:16:44,936 --> 00:16:46,969
‫آره . ساعت زندگی «استفن» داره می‌گذره

280
00:16:46,971 --> 00:16:50,973
‫ولی با تمام وجود بیایید به وضع
‫جسمی «داناوان» برسیم

281
00:16:50,975 --> 00:16:53,709
‫خب ، اگه بتونیم بفهمیم چرا
‫دفتر اینقدر برای «کِید» مهمه

282
00:16:53,712 --> 00:16:55,667
‫شاید بتونیم بفهمیم چطور جلوش رو بگیریم

283
00:16:55,670 --> 00:16:57,379
‫بعدش کلاً باشه برای خودت

284
00:16:57,382 --> 00:16:58,964
‫جدی؟

285
00:16:58,967 --> 00:17:01,450
‫آزمایش علمی کوچولوی تو
‫چطوری می‌خواد این‌کار رو کنه؟

286
00:17:01,452 --> 00:17:02,919
‫ما با ایجاد حالت هیپنوتیزم

287
00:17:02,921 --> 00:17:05,254
‫باعث ایجاد الهامات در «مت» میشیم

288
00:17:05,256 --> 00:17:07,957
‫اگه شانس بیاریم جواب در سر اونه

289
00:17:07,959 --> 00:17:09,592
‫این اولین‌باره

290
00:17:09,594 --> 00:17:11,928
‫آرام‌بخش باید اثر کنه . حال‌ـت چطوره؟

291
00:17:11,930 --> 00:17:14,730
‫انگار نصف یه جعبه آبجو رو خوردم

292
00:17:14,732 --> 00:17:15,798
‫خوبه

293
00:17:16,935 --> 00:17:19,402
‫می‌خوام روی مترونوم تمرکز کنی

294
00:17:20,405 --> 00:17:22,169
‫و به صدای من گوش بده

295
00:17:22,172 --> 00:17:23,705
‫می‌خوام چشمات رو ببندی

296
00:17:23,708 --> 00:17:25,575
‫و آروم بشی

297
00:17:25,577 --> 00:17:29,745
‫حالا به راهی طولانی هدایت‌ـت می‌کنم

298
00:17:29,747 --> 00:17:31,480
‫شاید یه مدت طول بکشه

299
00:17:35,054 --> 00:17:37,020
‫یا شاید مستقیم بریم سراغش

300
00:17:37,023 --> 00:17:39,194
‫باشه «مت» . خودت رو اونجا تصور کن

301
00:17:39,197 --> 00:17:40,523
‫حالا بگو چی می‌بینی

302
00:17:42,327 --> 00:17:43,426
‫زنگوله

303
00:17:43,428 --> 00:17:45,328
‫«دفتر «مکسوِل

304
00:17:45,330 --> 00:17:47,962
‫اون خونه قدیمیه که جادوگرها رو
‫توش سوزوندن

305
00:17:47,965 --> 00:17:50,666
‫ولی قدیمی نیست انگار جدیده

306
00:17:52,470 --> 00:17:56,772
‫آقای «مکسوِل» ، شما یه هنرمند واقعی هستی

307
00:17:56,774 --> 00:17:59,408
‫«شما خیلی مهربونید خانم «بنِت

308
00:18:01,546 --> 00:18:05,615
‫مهارت‌های من درمقایسه با جادویی که
‫گروه‌تون به فلزش القا می‌کنه چیزی نیست

309
00:18:05,617 --> 00:18:08,284
‫مادرم خوشحال بود

310
00:18:08,286 --> 00:18:10,386
‫که نامه شما رو دریافت کرد

311
00:18:10,388 --> 00:18:12,755
‫که توش اعلام کرده بودید
‫زنگوله کارش تموم شده

312
00:18:12,757 --> 00:18:16,025
‫ولی به اندازه من خوشحال نبود که

313
00:18:16,027 --> 00:18:17,860
‫اطلاعاتی رو کشف کردم

314
00:18:17,862 --> 00:18:20,277
‫که شما به‌طرزی بسیار زیرکانه داخلش
‫مخفی کرده بودید

315
00:18:21,766 --> 00:18:25,501
‫"شجاعت شما همه ما رو نجات میده"

316
00:18:25,503 --> 00:18:28,137
‫به زودی ما از شر موجودات پست
‫و غیرانسانی خلاص میشیم

317
00:18:28,139 --> 00:18:29,905
‫که داخل جنگل‌مون هستن

318
00:18:29,907 --> 00:18:31,507
‫بازم حمله‌ای شده؟

319
00:18:31,509 --> 00:18:32,942
‫همین دیشب

320
00:18:32,944 --> 00:18:35,444
‫اینجوری ۹ نفر از افرادمون

321
00:18:35,446 --> 00:18:38,047
‫توسط این هیولاهای بی‌نام
‫و بی‌چهره سلاخی شدن

322
00:18:38,049 --> 00:18:41,784
‫تا فردا همین ساعت صدای زنگ زنگوله شما

323
00:18:41,786 --> 00:18:45,821
‫اون دیوهای فاسد رو از سرزمین‌مون
‫بیرون می‌کنه

324
00:18:52,730 --> 00:18:54,797
‫ببخشید که سرزده اومدم

325
00:18:54,799 --> 00:18:56,565
‫ولی به یه آهنگر نیاز دارم

326
00:18:56,567 --> 00:18:59,402
‫«و طبق اونچه بهم گفتن آقای «مکسوِل

327
00:18:59,404 --> 00:19:01,804
‫شما بهترین آهنگر «ویرجینیا» هستی

328
00:19:03,374 --> 00:19:06,308
‫سیبل»‌ـه . اون اینجاست»

329
00:19:06,310 --> 00:19:07,943
‫می‌خواد «ایتِن» باهاش بیاد

330
00:19:07,945 --> 00:19:09,412
‫ایتِن» نمی‌تونه در مقابلش مقاومت کنه»

331
00:19:14,241 --> 00:19:15,908
‫اینا به نظرت آشنا میاد؟

332
00:19:15,911 --> 00:19:17,554
‫نمیدونم . شاید

333
00:19:17,556 --> 00:19:19,455
‫به زودی هوا تاریک میشه

334
00:19:19,457 --> 00:19:21,575
‫دیمن» میاد ، خب؟ میاد»

335
00:19:21,578 --> 00:19:22,926
‫آره؟ بعدش چی؟

336
00:19:22,928 --> 00:19:25,828
‫تو می‌تونی تمام شواهد کارهایی که
‫من کردم رو به زور از بین ببری

337
00:19:25,830 --> 00:19:27,463
‫بازم این حقیقت عوض نمیشه که
‫من این‌کار رو کردم

338
00:19:27,465 --> 00:19:30,366
‫نمی‌تونم همینطوری فراموش کنم
‫و برم کیک مزه کنم

339
00:19:31,269 --> 00:19:33,303
‫درباره من اینجوری فکر می‌کنی؟

340
00:19:34,739 --> 00:19:36,906
‫که من فقط به عروسیمون اهمیت میدم؟

341
00:19:36,908 --> 00:19:39,197
‫ببین ، من نمیدونم چه فکری کنم

342
00:19:39,200 --> 00:19:41,076
‫نمیدونم چطوری با چیزی که
‫می‌خوام کنار بیام

343
00:19:41,079 --> 00:19:43,012
‫یا با چیزی که فکر می‌کردم خواهم داشت

344
00:19:44,349 --> 00:19:46,149
‫نمیدونم چکار کنم

345
00:19:49,780 --> 00:19:51,847
‫ایناهاش

346
00:19:58,396 --> 00:20:00,496
‫اون زنده مونده

347
00:20:02,867 --> 00:20:04,067
‫هنوز یه شانسی هست

348
00:20:06,538 --> 00:20:08,238
‫ولی تا کِی؟

349
00:20:08,240 --> 00:20:10,373
‫بریم

350
00:20:23,413 --> 00:20:24,879
‫ما تو غاریم

351
00:20:24,881 --> 00:20:26,414
‫یه در هست

352
00:20:27,918 --> 00:20:30,485
‫این اتاقیه که دفتر رو پیدا کردید

353
00:20:36,044 --> 00:20:37,659
‫پر از گنجینه‌های «سایرن»هاست

354
00:20:37,661 --> 00:20:40,094
‫ابزار و سلاح هست

355
00:20:42,983 --> 00:20:44,676
‫این چیه؟

356
00:20:45,809 --> 00:20:47,354
‫از چی ساخته شده؟

357
00:20:47,356 --> 00:20:49,389
‫مرگ

358
00:20:49,391 --> 00:20:57,431
‫از وقتی خاکستر و سوخته‌ی «کِید» توسط
‫آتش آفرینش جهنم تبدیل به شیشه شد

359
00:20:58,801 --> 00:21:01,535
‫قطعاً درباره افسانه «آرکِیدیوس» شنید

360
00:21:01,537 --> 00:21:02,773
‫نه

361
00:21:02,776 --> 00:21:06,296
‫تو با اسم دیگه‌ای می‌شناسیش : شیطان

362
00:21:09,803 --> 00:21:12,036
‫سلین» هم اونجاست»

363
00:21:15,701 --> 00:21:18,018
‫چنگال میزان‌سازی دستشه

364
00:21:18,020 --> 00:21:20,353
‫دارن «ایتِن» رو مجبورن می‌کنن
‫اون رو به زنگوله اضافه کنه

365
00:21:20,355 --> 00:21:22,689
‫«وقتی ارباب من «کِید

366
00:21:22,691 --> 00:21:26,460
‫درباره توانایی زنگوله تو شنید که
‫می‌تونه ما رو از سرزمین‌تون بیرون کنه

367
00:21:26,462 --> 00:21:30,197
‫یه هدف کاملاً متفاوتی براش ابداع کرد

368
00:21:30,199 --> 00:21:31,498
‫چکار می‌کنه؟

369
00:21:31,500 --> 00:21:35,168
‫زنگ ۱۲ـم آتش جهنم رو آزاد می‌کنه

370
00:21:35,170 --> 00:21:38,472
‫و کل روستاتون رو می‌سوزونه

371
00:21:38,474 --> 00:21:41,041
‫ازش هیچ حرفی نمیزنی

372
00:21:44,467 --> 00:21:46,513
‫بیخیال

373
00:21:46,515 --> 00:21:47,941
‫برو سر اصل مطلب

374
00:21:47,944 --> 00:21:49,916
‫تو این قصه تفنگ‌بازی کجاست؟

375
00:21:49,918 --> 00:21:51,885
‫چرا دفتر اینقدر مهمه؟

376
00:21:51,887 --> 00:21:54,621
‫هی ، گوش کن . اون نمی‌تونه دیده‌هاش رو
‫کنترل کنه «دیمن» . آروم باش

377
00:22:01,409 --> 00:22:04,431
‫اِنزو» ، ما تو رو احضار می‌کنیم»

378
00:22:04,433 --> 00:22:07,501
‫کسی که عاشقته می‌خواد باهات
‫ارتباط برقرار کنه

379
00:22:07,503 --> 00:22:11,198
‫اگه بین ما هستی
‫لطفاً علامتی نشون بده

380
00:22:12,494 --> 00:22:15,008
‫اِنزو» ، اگه اونجایی»

381
00:22:15,010 --> 00:22:17,010
‫ما اینجاییم که بهت گوش بدیم

382
00:22:27,523 --> 00:22:29,423
‫چکار می‌کنی؟

383
00:22:29,425 --> 00:22:31,242
‫تو حق داشتی

384
00:22:31,245 --> 00:22:33,545
‫این غم نیست

385
00:22:33,548 --> 00:22:35,329
‫این یه چیز متفاوته

386
00:22:35,331 --> 00:22:37,798
‫من لحظه مرگ «اِنزو» رو دیدم

387
00:22:37,800 --> 00:22:39,533
‫دردش رو حس کردم

388
00:22:39,535 --> 00:22:42,636
‫نمیدونم بدون جادو چطور ممکنه

389
00:22:42,638 --> 00:22:44,638
‫حتماً دری رو باز کردی

390
00:22:44,640 --> 00:22:46,206
‫به کجا؟

391
00:22:46,208 --> 00:22:48,442
‫به جایی که «اِنزو» هست

392
00:22:48,444 --> 00:22:50,377
‫یه جای تاریک

393
00:22:50,379 --> 00:22:54,114
‫پر از رنج و پوچی

394
00:22:55,651 --> 00:22:57,251
‫منظورت جهنمه؟

395
00:22:57,253 --> 00:23:00,754
‫نمیدونم ولی ما باید اون
‫در رو ببندیم

396
00:23:00,756 --> 00:23:03,123
‫باید دفنش کنیم

397
00:23:03,125 --> 00:23:05,993
‫اگه «اِنزو» اونجا باشه و ما دفنش کنیم
‫اونجا گیر میفته

398
00:23:05,995 --> 00:23:07,728
‫باید راهی برای آزاد کردنش باشه

399
00:23:07,730 --> 00:23:08,962
‫نه

400
00:23:08,964 --> 00:23:10,764
‫هر تاریکی رو که لمس کنی

401
00:23:10,766 --> 00:23:12,433
‫اونم تو رو لمس می‌کنه

402
00:23:16,930 --> 00:23:18,963
‫من تو رو اونجا ول نمی‌کنم

403
00:23:18,965 --> 00:23:21,065
‫یه راهی پیدا می‌کنم

404
00:23:21,149 --> 00:23:22,149
‫«بانی»

405
00:23:24,295 --> 00:23:25,770
‫«بانی»

406
00:23:25,772 --> 00:23:27,939
‫کارن»؟»

407
00:23:32,312 --> 00:23:34,040
‫هی ، حالت خوب میشه

408
00:23:34,043 --> 00:23:35,613
‫خدایا ، نه

409
00:23:35,615 --> 00:23:38,182
‫- نه ، نه ، نه
‫- چیزی نیست . من اومدم کمکت کنم

410
00:23:38,184 --> 00:23:40,051
‫- از من دور شو
‫- چیزی نیست . من اینجام تا کمکت کنم

411
00:23:40,053 --> 00:23:41,152
‫کرولاین» ، اون اینجاست»

412
00:23:43,423 --> 00:23:44,522
‫استفن»؟»

413
00:23:44,524 --> 00:23:46,257
‫نه ، نه ، نه . نجاتش بده

414
00:23:46,259 --> 00:23:47,258
‫نجاتش بده

415
00:23:47,260 --> 00:23:48,626
‫الان

416
00:23:51,064 --> 00:23:52,730
‫یالا ، باید بنوشی

417
00:23:52,732 --> 00:23:53,865
‫بنوش

418
00:23:55,034 --> 00:23:56,167
‫بفرمایید . خوبه

419
00:23:58,571 --> 00:23:59,804
‫حال‌ـت خوب میشه

420
00:23:59,806 --> 00:24:00,972
‫فقط همینجا بمون

421
00:24:07,614 --> 00:24:09,447
‫خدایا

422
00:24:09,449 --> 00:24:10,915
‫دارو توی بدنته

423
00:24:12,185 --> 00:24:14,552
‫خون من فایده نداره
‫نمی‌تونم نجات‌ـت بدم

424
00:24:14,554 --> 00:24:16,754
‫نمی‌تونم نجات‌ـت بدم

425
00:24:19,859 --> 00:24:22,593
‫جادوگرها برای نواختن زنگوله دارن
‫جمع میشن

426
00:24:25,698 --> 00:24:29,100
‫ایتِن» نمی‌تونه به «بی» هشدار بده»
‫چون «سایرن»ها مجبورش کردن

427
00:24:29,102 --> 00:24:30,501
‫بهش چیزی نگه

428
00:24:31,771 --> 00:24:33,638
‫اون زن چی می‌خواد؟

429
00:24:33,640 --> 00:24:35,606
‫نمی‌تونم بگم

430
00:24:35,608 --> 00:24:38,276
‫ولی ما همه چیز رو به هم میگیم

431
00:24:38,278 --> 00:24:41,579
‫میدونم ولی نمی‌تونم بگم

432
00:24:41,581 --> 00:24:44,582
‫می‌فهمم

433
00:24:52,283 --> 00:24:54,817
‫نمی‌تونم بگم

434
00:24:58,598 --> 00:25:02,233
‫یه پیام رمزی براش داره

435
00:25:02,235 --> 00:25:04,468
‫نمی‌تونه جلوی خودش رو بگیره

436
00:25:04,470 --> 00:25:07,605
‫سایرن»ها مجبورش کردن زنگوله رو بزنه»
‫و شهر رو نابود کنه

437
00:25:09,450 --> 00:25:11,917
‫"زنگوله خراب شده"

438
00:25:12,745 --> 00:25:16,013
‫"زنگ ۱۲ـم آتش جهنم رو میاره"

439
00:25:16,849 --> 00:25:17,782
‫نه

440
00:25:17,784 --> 00:25:19,984
‫۱

441
00:25:21,387 --> 00:25:23,821
‫۲

442
00:25:24,624 --> 00:25:26,991
‫۳

443
00:25:26,993 --> 00:25:28,593
‫زنگوله خراب شده

444
00:25:28,595 --> 00:25:30,161
‫همه‌مون رو نابود می‌کنه

445
00:25:33,233 --> 00:25:34,865
‫باید جلوش رو بگیریم

446
00:25:34,867 --> 00:25:36,667
‫متحد بشید

447
00:25:36,669 --> 00:25:38,243
‫با من بگید

448
00:25:49,616 --> 00:25:51,148
‫دارن سعی می‌کنن جلوش رو بگیرن

449
00:25:51,751 --> 00:25:53,084
‫۱۲

450
00:25:59,659 --> 00:26:02,093
‫باید بیاریمش بیرون
‫بیشتر از این نمی‌تونه

451
00:26:02,095 --> 00:26:03,160
‫«مت»؟ «مت»

452
00:26:03,162 --> 00:26:04,695
‫«مت»

453
00:26:04,697 --> 00:26:06,430
‫«مت» ، یالا . «مت»

454
00:26:06,432 --> 00:26:08,099
‫«مت» ، «مت»

455
00:26:08,101 --> 00:26:10,473
‫جادوگرها دارن سعی می‌کنن
‫شعله‌ها رو مهار کنن

456
00:26:10,476 --> 00:26:11,535
‫و شهر رو نجات بدن

457
00:26:16,442 --> 00:26:17,775
‫دارن می‌میرن

458
00:26:17,777 --> 00:26:19,076
‫خودشون رو قربانی می‌کنن

459
00:26:19,078 --> 00:26:20,444
‫تا جلوی آتش رو بگیرن

460
00:26:21,581 --> 00:26:23,748
‫نه

461
00:26:23,750 --> 00:26:25,516
‫فکر کنم داره سکته می‌کنه

462
00:26:25,518 --> 00:26:26,517
‫«یالا «مت

463
00:26:26,519 --> 00:26:27,585
‫هی

464
00:26:27,587 --> 00:26:28,786
‫خون من رو بهش بده

465
00:26:31,591 --> 00:26:33,624
‫انجامش بده

466
00:26:36,763 --> 00:26:37,795
‫نتیجه میده؟

467
00:26:37,797 --> 00:26:40,231
‫اگه به‌موقع قلبش رو درست کنه

468
00:27:03,523 --> 00:27:06,724
‫«بی»

469
00:27:17,370 --> 00:27:18,803
‫«بیئِتریس»

470
00:27:18,805 --> 00:27:22,540
‫بیئِتریس» نقشه‌ای برای متوقف کردن»
‫سایرن»ها داره»

471
00:27:44,997 --> 00:27:47,264
‫تو انجامش دادی . اونا گیر افتادن

472
00:27:47,266 --> 00:27:49,700
‫«تو هم همینطور آقای «مکسوِل

473
00:27:49,702 --> 00:27:51,435
‫تو زنگوله رو درست کردی

474
00:27:51,437 --> 00:27:55,887
‫و جادوگرها اون نفرین کردن
‫پس خون صدها نفر گردن توئه

475
00:27:55,890 --> 00:27:58,333
‫تو و «بیئِتریس» محکومید به جهنم برید

476
00:27:59,731 --> 00:28:02,654
‫یه راهی هست که باهاش بتونی از
‫آتش ابدی فرار کنی

477
00:28:04,208 --> 00:28:06,851
‫اربابمون «کِید» رو از جهنم آزاد کن

478
00:28:06,853 --> 00:28:09,387
‫و بهش اجازه بده قدم روی زمین بذاره

479
00:28:09,389 --> 00:28:10,988
‫بعد بکش‌ـش

480
00:28:11,724 --> 00:28:13,224
‫نه

481
00:28:13,226 --> 00:28:16,160
‫نمی‌تونیم بذاریم شیطان قدم روی
‫زمین بذاره

482
00:28:16,162 --> 00:28:18,362
‫«ایتِن»

483
00:28:18,364 --> 00:28:22,400
‫اگه دوست‌ـت ما رو آزاد نکنه
‫پس تو باید بکشیش

484
00:28:22,402 --> 00:28:23,701
‫نه

485
00:28:44,848 --> 00:28:47,591
‫اون رو توی اتاقی گیر انداخته
‫که استخواناش رو پیدا کردید

486
00:28:48,995 --> 00:28:50,060
‫«بی»

487
00:28:50,062 --> 00:28:51,695
‫بی» ، در رو باز کن»

488
00:28:51,697 --> 00:28:53,564
‫«نه «بی

489
00:28:53,566 --> 00:28:55,666
‫«من رو ول نکن «بی

490
00:28:55,668 --> 00:28:57,835
‫من رازشون رو میدونم «بی» . اینجاست

491
00:28:57,837 --> 00:28:59,470
‫میدونم چطور شیطان رو بکشم

492
00:28:59,472 --> 00:29:01,472
‫اونا بهم اجازه نمیدن

493
00:29:01,474 --> 00:29:03,407
‫بهت بگم چی کشف کردم

494
00:29:03,409 --> 00:29:05,576
‫نمی‌تونم بگم

495
00:29:05,578 --> 00:29:08,145
‫«بی»

496
00:29:08,147 --> 00:29:11,115
‫میدونم چطوری می‌تونیم شیطان رو بکشیم

497
00:29:11,117 --> 00:29:13,617
‫ولی نمی‌تونم بگم

498
00:29:13,619 --> 00:29:15,853
‫می‌فهمی؟

499
00:29:23,177 --> 00:29:26,211
‫به تنها شیوه‌ای که می‌تونه
‫داره سعی می‌کنه بهش بگه

500
00:29:33,978 --> 00:29:35,277
‫داخل دفتره

501
00:29:37,243 --> 00:29:38,442
‫کجاست؟

502
00:29:38,444 --> 00:29:40,277
‫دیمن» کجاست؟»

503
00:29:49,184 --> 00:29:53,394
‫بانی» ، با من بمون»
‫لطفاً «بانی» . نه

504
00:30:08,795 --> 00:30:10,562
‫«بانی»

505
00:30:11,998 --> 00:30:14,732
‫«نه . «اِنزو

506
00:30:14,734 --> 00:30:17,135
‫- «نه . «اِنزو
‫- «بانی»

507
00:30:18,838 --> 00:30:20,371
‫«بانی»

508
00:30:20,373 --> 00:30:21,906
‫مجبور بودم

509
00:30:21,908 --> 00:30:24,075
‫مجبور بودم عزیزم

510
00:30:24,077 --> 00:30:25,877
‫مجبور بودم همه وجودش رو نابود کنم

511
00:30:25,879 --> 00:30:28,046
‫این تنها راه شکستن ارتباط بود

512
00:30:28,048 --> 00:30:29,814
‫اون سعی داشت باهام ارتباط برقرار کنه

513
00:30:29,816 --> 00:30:31,282
‫«نه «بانی

514
00:30:31,284 --> 00:30:33,384
‫اِنزو» اون در رو باز نکرد . تو کردی»

515
00:30:35,472 --> 00:30:39,023
‫من به عنوان مادر خیلی اوقات
‫تو رو ناامید کردم

516
00:30:39,025 --> 00:30:43,194
‫ولی نمیذارم خودت رو نابود کنی

517
00:30:43,196 --> 00:30:46,731
‫اون در تاریکی تنهاست

518
00:30:46,733 --> 00:30:49,334
‫و دلش نمی‌خواد تو رو با خودش
‫به اونجا بکشه

519
00:30:49,336 --> 00:30:50,568
‫خودتم میدونم

520
00:30:50,570 --> 00:30:53,037
‫اون عاشقت بود

521
00:30:55,048 --> 00:30:57,048
‫دلش نمی‌خواد زجر بکشی

522
00:30:58,712 --> 00:31:00,244
‫باید رهاش کنی

523
00:31:00,246 --> 00:31:03,548
‫باشه عزیزم؟ باید رهاش کنی

524
00:31:04,951 --> 00:31:07,069
‫باید خدافظی کنی

525
00:31:19,699 --> 00:31:21,165
‫کارن» کجاست؟»

526
00:31:21,167 --> 00:31:22,433
‫- کجاست؟
‫- حالش خوبه

527
00:31:22,435 --> 00:31:24,969
‫مجبورش کردم کنار جاده
‫منتظر آمبولانس بشه

528
00:31:24,971 --> 00:31:27,505
‫اونا تو راهن . فقط با من بمون

529
00:31:27,507 --> 00:31:29,440
‫کرولاین» ، مهم نیست»

530
00:31:29,442 --> 00:31:32,143
‫امروز...فردا...میدونم کجا میرم و حقمه

531
00:31:32,145 --> 00:31:34,245
‫- نه . باشه؟
‫- چرا ، حقمه

532
00:31:34,247 --> 00:31:35,580
‫تو زندگی اون زن رو نجات دادی

533
00:31:35,582 --> 00:31:37,234
‫مهم نیست . اون یه نفر بود

534
00:31:37,237 --> 00:31:38,716
‫تو تسلیم نمیشی

535
00:31:38,718 --> 00:31:41,085
‫تو باید به مبارزه ادامه بدی
‫تو زنده می‌مونی

536
00:31:41,087 --> 00:31:42,654
‫تو زنده می‌مونی

537
00:31:42,656 --> 00:31:44,555
‫تا بتونی کل قضیه رو درست کنی

538
00:31:44,557 --> 00:31:46,190
‫«استفن»

539
00:31:47,494 --> 00:31:49,961
‫«استفن»

540
00:31:51,156 --> 00:31:53,323
‫خدایا

541
00:31:58,879 --> 00:32:00,304
‫خیلی نزدیک بود

542
00:32:00,306 --> 00:32:02,073
‫قصه زندگی من همینه

543
00:32:08,124 --> 00:32:10,324
‫از کجا بدونم سر قولت می‌مونی؟

544
00:32:10,326 --> 00:32:12,626
‫تو نمیدونی

545
00:32:18,668 --> 00:32:20,834
‫مرسی

546
00:32:24,006 --> 00:32:26,040
‫برادرت آزاده که به زندگی انسانی

547
00:32:26,042 --> 00:32:27,608
‫خودش ادامه بده

548
00:32:27,610 --> 00:32:30,411
‫امیدوارم از زمانش به خوبی استفاده کنه

549
00:32:30,413 --> 00:32:33,580
‫بین خودِ ما آدم بدها بمونه

550
00:32:33,582 --> 00:32:37,718
‫تا حالا کسی تونسته از
‫این وضعیت خلاص بشه؟

551
00:32:40,389 --> 00:32:42,756
‫نمی‌خوام امید بیهوده بهت بدم

552
00:33:08,277 --> 00:33:11,641
‫- مامان ، خیلی خوشحالم حالت خوبه
‫- هی عزیزم

553
00:33:20,957 --> 00:33:25,761
‫باشه . آنتی‌بیوتیک گرفتم
‫و ضد التهاب و مسکِن

554
00:33:25,764 --> 00:33:28,696
‫فکر کنم نمیدونی به چیزی آلرژی داری یا نه

555
00:33:28,698 --> 00:33:33,567
‫ببین ، میدونم قضیه عروسی نبود

556
00:33:33,569 --> 00:33:35,002
‫منظورم اون نبود

557
00:33:35,004 --> 00:33:36,704
‫میدونم

558
00:33:36,706 --> 00:33:38,806
‫فقط وقتی به این فکر می‌کنم
‫که الان زندگیمون

559
00:33:38,808 --> 00:33:40,808
‫قراره چه شکلی بشه

560
00:33:40,810 --> 00:33:43,210
‫نمی‌تونم چیزی ببینم

561
00:33:43,212 --> 00:33:46,847
‫۱۰سال بعد ، ۲۰ سال ، ۵۰ سال

562
00:33:46,849 --> 00:33:49,150
‫اون‌موقع زندگی ما کاملاً باهم فرق داره

563
00:33:49,152 --> 00:33:53,788
‫و نمی‌تونیم نادیده‌اش بگیریم

564
00:33:53,790 --> 00:33:59,593
‫ولی به این معنا نیست که مجبوریم

565
00:33:59,595 --> 00:34:03,931
‫کلاً بیخیالش بشیم چون این چیزی نیست
‫که ما می‌خواستیم یا انتظارش رو داشتیم

566
00:34:07,103 --> 00:34:10,993
‫من فقط نمیدونم چطوری این مسئله
‫رو درستش کنیم

567
00:34:15,211 --> 00:34:17,712
‫منم نمیدونم

568
00:34:21,861 --> 00:34:25,319
‫ولی میدونم از کجا می‌تونی شروع کنی

569
00:34:36,165 --> 00:34:39,166
‫چند وقته اینجا منتظری؟

570
00:34:39,168 --> 00:34:40,935
‫خیلی وقت نیست

571
00:34:40,937 --> 00:34:43,237
‫- دروغگو
‫- واقعاً

572
00:34:43,239 --> 00:34:45,406
‫من هیپنوتیزم شدم . تقریباً به‌خاطر
‫سکته قلبی مردم

573
00:34:45,408 --> 00:34:47,541
‫و تنها ابزار کشتن شیطان رو
‫از دست دادم

574
00:34:47,543 --> 00:34:50,285
‫بعد اومدم اینجا

575
00:34:50,288 --> 00:34:53,647
‫که بهت بگم درباره «اِنزو» چقدر متأسفم

576
00:34:53,649 --> 00:34:56,183
‫بخش آخر از همه مهم‌ترـه

577
00:34:58,020 --> 00:35:01,820
‫میدونم تأسف چیزی رو عوض نمی‌کنه
‫یا اون رو برنمیگردونه

578
00:35:01,823 --> 00:35:03,424
‫باور کن میدونم چطوریه که

579
00:35:03,426 --> 00:35:04,867
‫در درگیر یکی از این قضایا باشی

580
00:35:04,869 --> 00:35:06,460
‫هیچی نمی‌تونم بگم یا کاری نمی‌تونم بکنم

581
00:35:06,462 --> 00:35:08,129
‫فکر نمی‌کنم بتونم این‌کار رو کنم

582
00:35:08,131 --> 00:35:09,663
‫من برعکس تو فکر می‌کنم

583
00:35:09,665 --> 00:35:13,868
‫تو یکی از قوی‌ترین کسایی هستی
‫که می‌شناسم

584
00:35:13,870 --> 00:35:17,138
‫فکر کنم میدونم این
‫قدرت رو از کجا گرفتی

585
00:35:17,140 --> 00:35:18,572
‫داستانش طولانیه

586
00:35:18,574 --> 00:35:20,674
‫هر وقت حالش رو داشتی بهت میگم

587
00:35:20,676 --> 00:35:24,378
‫معلوم شد خانواده‌هامون به خیلی
‫قبل‌تر برمیگردن

588
00:35:24,380 --> 00:35:28,249
‫من هیچ‌وقت از این موضوع قدردانی نکردم
‫که شما جادوگرهای «بنِت» چقدر سرسخت هستید

589
00:35:28,251 --> 00:35:31,485
‫خیلی بد شد که دیگه جادویی ندارم

590
00:35:31,487 --> 00:35:34,622
‫اگه داشتم هیچ‌کدوم از اینا رخ نمیداد

591
00:35:34,624 --> 00:35:37,825
‫و می‌تونستم «اِنزو» رو نجات بدم

592
00:35:44,367 --> 00:35:49,403
‫سعی کن با این حقیقت به آرامش برسی
‫که «اِنزو» عاشقت بود

593
00:35:49,405 --> 00:35:52,606
‫و همیشه با تو خواهد بود

594
00:35:59,545 --> 00:36:02,650
‫اگه بهم نیاز داشتی زنگ بزن

595
00:36:02,652 --> 00:36:04,351
‫ممنون

596
00:36:28,845 --> 00:36:32,012
‫چه حسی داره که کاملاً فانی شدی؟

597
00:36:32,014 --> 00:36:35,049
‫درد داره

598
00:36:36,285 --> 00:36:37,785
‫قطعاً درد داره

599
00:36:37,788 --> 00:36:41,455
‫شنیدم ۳تا کیسه گنده
‫خون بهت زدن

600
00:36:41,457 --> 00:36:43,306
‫کاش یه‌کم از خون‌ها رو واسه من
‫نگه میداشتی

601
00:36:44,794 --> 00:36:47,428
‫خوبه که بامزه نبود وگرنه من...

602
00:36:47,430 --> 00:36:49,964
‫بخیه‌هام جر می‌خورد

603
00:36:49,966 --> 00:36:51,298
‫خب ، چطوره بشینی

604
00:36:51,300 --> 00:36:53,055
‫من برات یه نوشیدنی مسکِن
‫و صمیمی ریختم

605
00:36:53,058 --> 00:36:54,335
‫و پیشت میشینم

606
00:36:54,337 --> 00:36:57,238
‫و یادت میندازم همیشه چقدر
‫دلت می‌خواست انسان باشی

607
00:36:57,240 --> 00:36:59,406
‫من باید برم

608
00:36:59,408 --> 00:37:02,509
‫فقط اومدم خونه تا لباس عوض کنم
‫«تا برم خونه «بانی

609
00:37:02,511 --> 00:37:05,246
‫این ساعت آخر رو داشتم سعی می‌کردم

610
00:37:05,248 --> 00:37:07,414
‫بفهمم چی بهش بگم

611
00:37:07,416 --> 00:37:09,183
‫به چه نتیجه‌ای رسیدی؟

612
00:37:10,953 --> 00:37:12,753
‫هیچی

613
00:37:12,755 --> 00:37:15,621
‫هیچ حرفی برای گفتن ندارم

614
00:37:15,624 --> 00:37:17,624
‫اگه نتونم راهی برای بخشیدن خودم
‫پیدا کنم

615
00:37:17,627 --> 00:37:19,395
‫نمی‌تونم از اون توقع بخشش
‫داشته باشم

616
00:37:19,398 --> 00:37:22,332
‫خب ، سوپرایز میشی

617
00:37:22,334 --> 00:37:24,501
‫بانی» از من یا تو خیلی بهتره»

618
00:37:24,503 --> 00:37:27,804
‫نمیگم زمان نمی‌بره

619
00:37:27,806 --> 00:37:30,273
‫تا وقتی حرفت رو نزنی زمان شروع
‫به گذشتن نمی‌کنه

620
00:37:33,078 --> 00:37:36,312
‫خب ، مهم نیست چطور پیش بره

621
00:37:36,314 --> 00:37:39,149
‫فقط می‌خواستم تشکر کنم

622
00:37:39,151 --> 00:37:41,084
‫که زندگیم رو نجات دادی

623
00:37:42,521 --> 00:37:44,254
‫نه . اون...

624
00:37:44,256 --> 00:37:47,390
‫کار بزرگی نکردم

625
00:37:47,392 --> 00:37:49,659
‫این‌کار رو می‌کنم چون سه‌شنبه است

626
00:37:49,661 --> 00:37:52,862
‫بازم این شانس رو بهم میده تا

627
00:37:52,864 --> 00:37:54,698
‫تمام خساراتی که به بار آوردم
‫رو تلافی کنم

628
00:37:54,700 --> 00:37:56,066
‫آره

629
00:37:56,068 --> 00:37:59,202
‫منم یه سری چیزها رو باید جبران کنم

630
00:38:02,705 --> 00:38:05,973
‫فکر می‌کنی ما شانسی داریم؟

631
00:38:08,267 --> 00:38:10,100
‫برای رستگاری؟

632
00:38:16,333 --> 00:38:18,400
‫قطعاً

633
00:38:21,727 --> 00:38:23,259
‫برو به کارِت برس

634
00:38:37,175 --> 00:38:38,308
‫«هی «دوریان

635
00:38:38,310 --> 00:38:40,055
‫خب ، من خیلی متأسفم

636
00:38:40,058 --> 00:38:41,344
‫امروز اینجا دیوانه‌بازی شد

637
00:38:41,346 --> 00:38:43,430
‫واسه چی به کمکم نیاز داشتی؟

638
00:38:48,386 --> 00:38:50,854
‫میدونی چیه؟ می‌تونم تا فردا صبر کنم

639
00:38:50,856 --> 00:38:54,057
‫انگار با مسائل بزرگتری روبرو هستی

640
00:39:02,476 --> 00:39:06,278
‫میدونی چکار کردی؟

641
00:39:06,281 --> 00:39:08,671
‫آره

642
00:39:08,673 --> 00:39:11,274
‫«من برادرم رو نجات دادم «ریک

643
00:39:11,276 --> 00:39:12,642
‫عذرخواهی نمی‌کنم

644
00:39:12,644 --> 00:39:15,378
‫اون انسانه

645
00:39:15,380 --> 00:39:17,614
‫و اگه شانس بیارم حدود ۸۰ سال وقت دارم

646
00:39:17,616 --> 00:39:18,882
‫تا با این حقیقت کنار بیام

647
00:39:18,884 --> 00:39:20,617
‫که اون یه روزی می‌میره

648
00:39:20,619 --> 00:39:23,386
‫من فقط می‌تونستم مطمئن بشم
‫که اون روز امروز نباشه

649
00:39:23,388 --> 00:39:26,156
‫چرا فقط وقتی به فقدان و غم اهمیت میدی
‫که پای خودت درمیون باشه؟

650
00:39:26,158 --> 00:39:29,793
‫«چون با من تکرار کن «ریک
‫من خودخواهم

651
00:39:29,795 --> 00:39:32,929
‫تو اصلاً نمیدونی

652
00:39:32,931 --> 00:39:35,031
‫اون دفتر چقدر مهم بود

653
00:39:35,033 --> 00:39:36,566
‫من یه شانسی به خودم میدم و میگم

654
00:39:36,568 --> 00:39:39,070
‫که یه دستورالعمل دستی برای
‫کشتن «کِید» بود

655
00:39:39,073 --> 00:39:41,971
‫پس میدونستی؟ ولی بازم اون رو بهش دادی

656
00:39:41,973 --> 00:39:44,808
‫آره چون میدونم چطور تموم میشه

657
00:39:46,511 --> 00:39:47,911
‫یالا

658
00:39:47,913 --> 00:39:50,213
‫چشم‌بند و هدفون‌ـت رو بردار

659
00:40:13,672 --> 00:40:15,305
‫قطعاً «سیبل» دوست داشته

660
00:40:15,307 --> 00:40:17,473
‫صدای حرف زدن خودش رو بشنوه

661
00:40:17,475 --> 00:40:22,245
‫ولی در بین تمام وراجی‌هاش گفت که

662
00:40:22,247 --> 00:40:24,347
‫یه بیمه‌نامه علیه «کِید» داره

663
00:40:25,849 --> 00:40:27,654
‫شرط می‌بندم این رو می‌گفت

664
00:40:30,555 --> 00:40:33,456
‫آره؟ چقدر مطمئنی؟

665
00:40:33,458 --> 00:40:35,358
‫۶۰در مقابل ۴۰

666
00:40:35,360 --> 00:40:37,026
‫«ولی یادگاری از آفرینش «کِید

667
00:40:37,028 --> 00:40:40,129
‫ابزاری برای نابود کردنشه؟

668
00:40:40,131 --> 00:40:42,565
‫حالا این به نظر یه ریتم قطعی داره

669
00:40:45,337 --> 00:40:47,170
‫قبول کن

670
00:40:47,172 --> 00:40:49,005
‫کارم خیلی خوب بود

671
00:40:52,410 --> 00:40:55,311
‫حالا باید یه بطری بوربن برداری

672
00:40:55,313 --> 00:40:56,980
‫یه جایی همینجاها انبارش کنی

673
00:40:56,982 --> 00:40:58,906
‫من میگم برش‌داریم

674
00:40:58,909 --> 00:41:00,812
‫چندتا عذرخواهی مسخره از هم بکنیم

675
00:41:00,815 --> 00:41:04,053
‫به‌خاطر همه کارهای مزخرفی که
‫با همدیگه کردیم

676
00:41:04,055 --> 00:41:06,689
‫و نقشه بکشیم شیطان رو بکشیم

677
00:41:08,026 --> 00:41:10,293
‫آره . ببخشید که مزاحم شدم

678
00:41:11,814 --> 00:41:15,549
‫ولی اگه بگم من ایده بهتری دارم چی؟

679
00:41:23,000 --> 00:41:24,000
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

