1
00:00:02,229 --> 00:00:03,765
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,768 --> 00:00:06,328
‫- تو کل خانواده‌ـت رو کشتی؟
‫- کی اسم بچه‌ـش رو میذاره «مَلِ«کای»» آخه؟

3
00:00:06,331 --> 00:00:07,921
‫انگار توقع داشتن من شرور بشم

4
00:00:07,924 --> 00:00:10,633
‫من زندگی «الینا» رو به زندگی تو وصل کردم
‫قانونش اینه که

5
00:00:10,635 --> 00:00:13,670
‫مادامی که تو زنده‌ای
‫الینا» در خواب می‌مونه»

6
00:00:15,340 --> 00:00:18,041
‫تو انسان میشی

7
00:00:19,050 --> 00:00:20,877
‫«اِنزو»

8
00:00:23,014 --> 00:00:25,469
‫قطعاً درباره افسانه «آرکِیدیوس» شنیدی

9
00:00:25,472 --> 00:00:28,451
‫تو اون رو به اسم دیگه‌ای می‌شناسی . شیطان

10
00:00:28,453 --> 00:00:32,389
‫- کِید» ، تو چطوری اینجایی؟»
‫- زنگوله ۱۱بار صدا کرد

11
00:00:32,391 --> 00:00:34,461
‫برای من کافی بود که یه
‫سری بهتون بزنم

12
00:00:34,464 --> 00:00:36,580
‫من فقط اومدم خونه تا لباس عوض کنم
‫و برم «بانی» رو ببینم

13
00:00:36,583 --> 00:00:37,827
‫این ساعت آخر رو داشتم سعی می‌کردم

14
00:00:37,829 --> 00:00:39,696
‫بفهمم چی بهش بگم

15
00:00:39,698 --> 00:00:41,732
‫اگه نتونم راهی پیدا کنم که
‫خودم رو ببخشم

16
00:00:41,735 --> 00:00:42,884
‫نمی‌تونم این توقع رو از اون داشته باشم

17
00:00:42,887 --> 00:00:45,012
‫بانی» خیلی از من یا تو بهتره»

18
00:00:49,149 --> 00:00:51,408
‫این چیه؟

19
00:00:51,410 --> 00:00:54,644
‫یه یادگاری از خلقت «کِید» که می‌تونه
‫اون رو نابود کنه؟

20
00:00:54,646 --> 00:00:56,485
‫حالا این به نظر یه ریتم قطعی داره

21
00:00:56,488 --> 00:00:58,655
‫من میگم نقشه بکشیم که
‫شیطان رو بکشیم

22
00:00:58,658 --> 00:01:01,714
‫آره . ببخشید مزاحم شدم
‫ولی اگه من بگم

23
00:01:01,717 --> 00:01:03,082
‫ایده بهتری دارم چی؟

24
00:01:09,000 --> 00:01:14,000
‫<font color="#ff۰۰۰۰">« ۳روز قبل »</font>

25
00:01:11,077 --> 00:01:12,262
‫بابا ، بلند شو

26
00:01:12,264 --> 00:01:15,165
‫یالا بابا . یه کاری کن لطفاً

27
00:01:15,167 --> 00:01:17,867
‫این داره گرم میشه

28
00:01:17,869 --> 00:01:19,602
10

29
00:01:19,604 --> 00:01:20,637
‫بابا ، یالا

30
00:01:20,639 --> 00:01:21,738
11

31
00:01:31,116 --> 00:01:33,516
‫هی

32
00:01:34,386 --> 00:01:36,052
‫- من کجام؟
‫- «میستیک‌فالز»

33
00:01:36,054 --> 00:01:38,121
‫رستوران

34
00:01:40,459 --> 00:01:42,759
‫خدای من

35
00:01:42,761 --> 00:01:45,228
‫واسه سفارش غذا خیلی دیر شده؟

36
00:01:45,230 --> 00:01:47,831
‫آبجو ، برگر ، ۲تا برگر...نه

37
00:01:47,833 --> 00:01:50,305
‫نه . ۲تا آبجو ، ۳تا برگر
‫سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌هاتون خوبن؟

38
00:01:50,308 --> 00:01:51,733
‫یادمه یه‌کم آبدار بودن

39
00:01:51,735 --> 00:01:53,136
‫هات‌داگ...یه هات‌داگ

40
00:01:53,138 --> 00:01:54,938
‫این دیوانگیه؟

41
00:01:54,940 --> 00:01:56,506
‫هر چی...انجامش میدم
‫قیافه بگیر واسم

42
00:01:56,508 --> 00:01:58,341
‫امروز روز خاصی واسه منه . من اینجام

43
00:01:58,343 --> 00:02:03,880
‫و اینجا جهنم نیست و این یعنی
‫اینکه من زنده‌ام . پس ممنونم

44
00:02:03,882 --> 00:02:06,382
‫آره . خوبه

45
00:02:17,028 --> 00:02:18,528
‫این مزه هیچی رو نمیده

46
00:02:26,671 --> 00:02:29,762
‫چرا نمی‌تونم مزه چیزی رو حس کنم؟

47
00:02:34,379 --> 00:02:37,347
‫یالا ، یالا ، یالا

48
00:02:37,349 --> 00:02:39,415
‫یالا ، یالا

49
00:02:39,417 --> 00:02:41,284
‫یالا ، باشه

50
00:02:47,626 --> 00:02:49,526
‫هیچی نمی‌تونم حس کنم

51
00:02:49,528 --> 00:02:52,362
‫من اینجا نیستم . زنده نیستم

52
00:02:52,364 --> 00:02:54,197
‫باشه . اینم از آبجو

53
00:03:08,813 --> 00:03:11,180
‫خب...

54
00:03:11,182 --> 00:03:12,749
‫حداقل این رو حس کردم

55
00:03:13,900 --> 00:03:15,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۸
‫قسمت ۱۳ : دروغ‌ها تو را در بر خواهند گرفت</font>

56
00:03:15,853 --> 00:03:17,654
‫این عجیبه یا نه؟

57
00:03:17,656 --> 00:03:19,689
‫یعنی هنوز می‌تونم اشیا رو لمس کنم

58
00:03:19,691 --> 00:03:21,057
‫من روح نیستم

59
00:03:21,059 --> 00:03:23,026
‫بیشتر انگار یه اثر ذهنیم

60
00:03:23,028 --> 00:03:26,225
‫به لطف زنگوله جهنم بین چند بُعد گیر کردم

61
00:03:26,228 --> 00:03:29,499
‫یه پام روی زمینه و اون یکی پام تو دنیای
‫وحشتناک و عذاب‌آور «کِید»ـه

62
00:03:29,501 --> 00:03:31,968
‫در حال فرار ، خارج از دسترس

63
00:03:31,970 --> 00:03:35,538
‫یه مرتد که فقط به عقل خودش متکیه

64
00:03:37,142 --> 00:03:38,641
‫یه مرتد...بامزه است

65
00:03:38,643 --> 00:03:40,944
‫اگه از خودم مکش انجام بدم
‫هنوزم می‌تونم جادو کنم

66
00:03:40,946 --> 00:03:42,779
‫ولی اون‌کار هم نیازمند تمرکزه

67
00:03:42,781 --> 00:03:47,450
‫مثل اینه که توی مریخ گوشی‌ـت آنتن بده

68
00:03:47,452 --> 00:03:50,119
‫- تو زن من رو کشتی
‫- نامزدت بود

69
00:03:50,121 --> 00:03:53,022
‫اونطور که یادمه وسط مراسم بود

70
00:03:53,024 --> 00:03:56,159
‫ولی آره ، آره

71
00:03:56,161 --> 00:03:57,560
‫اشتباه بزرگی کردم

72
00:03:57,562 --> 00:03:59,228
‫الان می‌فهمم

73
00:03:59,230 --> 00:04:01,631
‫واقعاً

74
00:04:04,970 --> 00:04:08,313
‫- باشه
‫- تمرکز کردن برات سخته؟

75
00:04:08,316 --> 00:04:09,305
‫نه

76
00:04:09,307 --> 00:04:10,707
‫ریک» ، هی»

77
00:04:10,709 --> 00:04:12,471
‫من سوال دارم

78
00:04:16,414 --> 00:04:19,549
‫اول از همه تو چطوری اومدی اینجا؟

79
00:04:19,551 --> 00:04:21,184
‫چرا شما بهم نمیگید؟

80
00:04:21,186 --> 00:04:23,786
‫شماها یه زنگوله گنده رو به صدا درآوردید

81
00:04:23,788 --> 00:04:26,456
‫و یهو من تونستم «میستیک‌فالز» رو ببینم
‫پس به سمتش اومدم

82
00:04:26,458 --> 00:04:28,791
‫حالا تقریباً اینجام

83
00:04:28,793 --> 00:04:31,628
‫- لطفاً به «کِید» نگو
‫- تو توی جهنم بودی؟

84
00:04:31,630 --> 00:04:34,297
‫آره . تو من رو کشتی . فکر می‌کنم
‫من توی لیست انتظار برای بهشت هستم

85
00:04:34,299 --> 00:04:36,181
‫ولی بهشت تماسم رو جواب نمیده

86
00:04:36,184 --> 00:04:39,202
‫تو گفتی به جای کشتن «کِید» با این خنجر
‫ایده بهتری داری؟

87
00:04:39,204 --> 00:04:41,804
‫یه راهی پیدا کنید که من از جهنم
‫خارج بشم کاملاً

88
00:04:41,806 --> 00:04:43,706
‫بعد کمکتون می‌کنم «کِید» رو بکشید

89
00:04:43,708 --> 00:04:45,742
‫فکر می‌کنم بدون تو هم می‌تونیم

90
00:04:45,744 --> 00:04:48,478
‫اگه «الینا» رو برگردونم چی؟

91
00:04:48,480 --> 00:04:51,314
‫«بیا بهش گوش بدیم «ریک

92
00:04:52,408 --> 00:04:54,751
‫این بچه یه جامعه‌ستیزه

93
00:04:54,753 --> 00:04:57,020
‫- تو همه‌مون رو به کشتن میدی
‫- نه لزوماً

94
00:04:57,022 --> 00:04:59,955
‫«پس مال تو باشه «دیمن
‫مادامی که تو سعی داری در برابر شیطان زرنگی کنی

95
00:04:59,958 --> 00:05:01,412
‫من همراه با ۲تا دخترهام اینجا
‫سنگر می‌گیریم

96
00:05:01,414 --> 00:05:03,576
‫دخترهایی که اگه فراموش کردی باید بگم
‫کای» سعی کرد بکشدشون»

97
00:05:03,578 --> 00:05:06,496
‫- درحالی‌که هنوز در رحِم بودن
‫- من فراموش نکردم «ریک» . ببین

98
00:05:06,498 --> 00:05:07,530
‫وقتی به چیزی که خواستم رسیدم

99
00:05:07,532 --> 00:05:09,332
‫کاملاً به جهنم برش‌میگردونم

100
00:05:09,334 --> 00:05:12,508
‫قول میدم

101
00:05:12,511 --> 00:05:15,505
‫خب ، هر کاری که می‌خوای بکنی
‫فقط اون‌کار رو خیلی دور از اینجا انجام بده

102
00:05:15,507 --> 00:05:17,507
‫یه‌کم باور به من چطوره؟

103
00:05:19,010 --> 00:05:22,398
‫چطوره این سوال رو از کسی بکنی
‫که هرگز تو رو نکشته؟

104
00:05:28,920 --> 00:05:30,787
‫هی ، «بانی» هستم . پیام بذارید

105
00:05:30,789 --> 00:05:34,524
‫هی ، منم

106
00:05:34,526 --> 00:05:37,460
‫فقط زنگ زدم بگم...

107
00:05:37,462 --> 00:05:39,765
‫صبح بخیر

108
00:05:40,965 --> 00:05:43,499
‫«میدونم دیشب قرار بود «استفن
‫بهت سر بزنه

109
00:05:43,501 --> 00:05:46,135
‫باتوجه به اینکه اصلاً به خونه برنگشت

110
00:05:46,137 --> 00:05:48,705
‫یعنی ملاقات‌ـتون یا خیلی خوب پیش رفته یا...

111
00:05:48,707 --> 00:05:51,474
‫خیلی بد

112
00:05:51,476 --> 00:05:53,209
‫دوست دارم صدات رو بشنوم

113
00:05:53,211 --> 00:05:56,679
‫ولی اگه آماده حرف زدن نیستی می‌فهمم

114
00:05:56,681 --> 00:05:58,247
‫هر چی که تو نیاز داری

115
00:05:58,249 --> 00:06:00,483
‫اگه به زمان ، فضا

116
00:06:00,485 --> 00:06:02,819
‫چندتا گالن شراب قرمز نیاز داری...

117
00:06:05,557 --> 00:06:07,323
‫من اینجا در خدمت تو هستم

118
00:06:07,325 --> 00:06:09,892
‫همراه با «استفن» یا بدون اون

119
00:06:23,141 --> 00:06:25,808
‫چه کاری می‌تونم برات بکنم کلانتر؟

120
00:06:25,810 --> 00:06:28,377
‫- به کمکت نیاز دارم
‫- جدی؟

121
00:06:28,379 --> 00:06:30,713
‫با اینکه من بخشی از تاریکی هستم

122
00:06:30,715 --> 00:06:32,515
‫که داره «میستیک‌فالز» رو نابود می‌کنه؟

123
00:06:32,517 --> 00:06:34,584
‫ببخشید که احساسات‌ـت رو جریحه‌دار کردم . باشه؟

124
00:06:34,586 --> 00:06:36,252
‫الان مشکلات بزرگتری داریم

125
00:06:36,254 --> 00:06:38,554
‫امروز صبح ۳تا تماس داشتم
‫«از ساکنین «میستیک‌فالز

126
00:06:38,556 --> 00:06:40,223
‫که می‌خواستن گزارش جنایت‌های قدیمی رو بدن

127
00:06:40,225 --> 00:06:43,593
‫مفقودی پرونده‌های حل نشده
‫همه در مورد «استفن» بود

128
00:06:43,595 --> 00:06:46,362
‫حتی یکیشون فکر کرد شاید اون خون‌آشام‌ـه

129
00:06:46,364 --> 00:06:47,264
‫- چی؟
‫- من اون افراد رو به ایستگاه پلیس آوردم

130
00:06:47,266 --> 00:06:50,767
‫و در اتاق‌های جداگانه نگه داشتم
‫سعی کردم فعلاً همه رو ساکت نگه دارم

131
00:06:50,769 --> 00:06:52,401
‫- اونا چطور چنین چیزهایی رو میدونن؟
‫- نمیدونم

132
00:06:52,403 --> 00:06:54,990
‫گفتن چند روز پیش این خاطرات به یادشون اومد

133
00:06:54,993 --> 00:06:56,539
‫خدای من

134
00:06:56,541 --> 00:07:00,576
‫وقتی «استفن» انسان شد

135
00:07:00,578 --> 00:07:04,280
‫هر کسی رو که تا حالا مجبور به
‫فراموشی کرده کم‌کم یادشون اومد

136
00:07:17,362 --> 00:07:19,896
‫الو

137
00:07:21,266 --> 00:07:23,466
‫تو کی هستی؟

138
00:07:24,969 --> 00:07:26,469
‫لعنتی

139
00:07:38,483 --> 00:07:40,283
‫دوریان»؟»

140
00:07:40,285 --> 00:07:41,784
‫«دوریان ویلیامز»

141
00:07:41,786 --> 00:07:44,453
‫باید با اسم کاملم من رو صدا کنی

142
00:07:44,455 --> 00:07:47,056
‫بریم

143
00:07:47,058 --> 00:07:49,492
‫من با تو هیچ جا نمیرم

144
00:07:52,297 --> 00:07:54,597
‫یالا

145
00:07:59,604 --> 00:08:02,905
‫«باشه «دوریان ویلیامز

146
00:08:02,907 --> 00:08:05,775
‫تو با «ریک» کار می‌کنی
‫من به زور تو رو می‌شناسم

147
00:08:05,777 --> 00:08:07,476
‫پس چرا تفنگت رو به سمت من گرفتی؟

148
00:08:07,478 --> 00:08:09,545
‫چون دیروز بیدار شدم

149
00:08:09,547 --> 00:08:11,581
‫و کم‌کم یادم اومد

150
00:08:11,583 --> 00:08:12,849
‫چی رو؟

151
00:08:12,851 --> 00:08:15,351
‫اولین‌باری که باهم ملاقات کردیم

152
00:08:15,353 --> 00:08:17,587
‫چند ماه پیش در اسلحه‌خانه بود

153
00:08:17,589 --> 00:08:19,889
‫همونطور که گفتی ما به زور
‫همدیگه رو می‌شناسیم

154
00:08:19,891 --> 00:08:22,658
‫پس احتمالاً برات جدید باشه که بدونی
‫من ۷ سال پیش

155
00:08:22,660 --> 00:08:25,528
‫پدر و خواهرم رو در آتش‌سوزی
‫خونه‌مون از دست دادم

156
00:08:27,307 --> 00:08:29,031
‫هیچ‌وقت نگفتی

157
00:08:29,033 --> 00:08:30,833
‫- متأسفم
‫- نباش

158
00:08:30,835 --> 00:08:32,802
‫چون واقعاً اینطوری نشد

159
00:08:32,804 --> 00:08:36,172
‫این قصه و دروغیه که در طی
‫این چند روز اخیر

160
00:08:36,174 --> 00:08:38,941
‫برام فاش شد وقتی یادم اومد

161
00:08:38,943 --> 00:08:40,610
‫که تو اونجا بودی

162
00:08:40,612 --> 00:08:43,546
‫داری من رو به چی متهم می‌کنی؟

163
00:08:43,548 --> 00:08:45,948
‫خانواده من در «ناکسویل» زندگی می‌کرد

164
00:08:45,950 --> 00:08:48,017
‫من به یه مراسمی واسه دبیرستان رفته بودم

165
00:08:48,019 --> 00:08:49,819
‫وقتی اومدم خونه

166
00:08:49,821 --> 00:08:52,154
‫در از لولا کنده شده بود

167
00:08:52,156 --> 00:08:54,590
‫و تو اونجا بودی

168
00:08:54,592 --> 00:08:56,392
‫غرق در خون

169
00:08:56,394 --> 00:08:58,661
‫بابام

170
00:08:58,663 --> 00:09:00,963
‫خواهرم

171
00:09:00,965 --> 00:09:03,900
‫سرهاشون...

172
00:09:03,902 --> 00:09:07,503
‫تو مستقیم به سمت من اومدی
‫و به چشمام نگاه کردی

173
00:09:07,505 --> 00:09:11,641
‫می‌تونستم بوی خون‌شون رو در
‫نفس تو حس کنم

174
00:09:11,643 --> 00:09:14,510
‫وقتی بهم گفتی که فراموش کنم
‫که باهم ملاقات کردیم

175
00:09:14,512 --> 00:09:17,713
‫که زندگیم رو ادامه بدم

176
00:09:17,715 --> 00:09:20,283
‫بعدش میدونم که سوار یه ماشین شدم

177
00:09:20,285 --> 00:09:22,485
‫و دقیقاً همین کار رو کردم

178
00:09:22,487 --> 00:09:26,022
‫و خاکستر شدن خونه‌ام رو تماشا کردم

179
00:09:30,889 --> 00:09:33,829
‫من داشتم همراه با کسی به نام

180
00:09:33,831 --> 00:09:35,564
‫کلاوس مایکلسون» در «تِنِسی» سفر می‌کردم»

181
00:09:35,566 --> 00:09:38,668
‫باید کارهایی رو می‌کردم تا خودم
‫رو به اون ثابت کنم

182
00:09:38,670 --> 00:09:40,503
‫چیزهایی که سعی کردم
‫فراموش‌ـشون کنم

183
00:09:40,505 --> 00:09:42,326
‫تو کسایی که رو کشتی که
‫من عاشق‌شون بودم

184
00:09:42,329 --> 00:09:44,395
‫ولی حتی یادت هم نمیاد؟

185
00:09:53,217 --> 00:09:55,351
‫اسمشون «رابرت» و «تینا ویلیامز» بود

186
00:09:56,988 --> 00:10:00,156
‫من هرگز اسم قربانی‌هام رو یادم نمیره

187
00:10:00,158 --> 00:10:02,024
‫ولی به خودت زحمت ندادی اسم
‫خانواده من به یادت بمونه

188
00:10:02,026 --> 00:10:04,518
‫خب که چی؟ اگه کسی رو به قتل نرسونی

189
00:10:04,521 --> 00:10:06,001
‫اساساً اونا قربانی تو نبودن؟

190
00:10:09,600 --> 00:10:11,801
‫متأسفم

191
00:10:11,803 --> 00:10:14,236
‫تأسف فایده‌ای نداره

192
00:10:19,770 --> 00:10:21,203
‫شروع کن به کندن

193
00:10:33,305 --> 00:10:35,372
‫«اِنزو»

194
00:10:36,542 --> 00:10:40,744
‫اِنزو» ، لطفاً صدام رو بشنو»

195
00:10:42,359 --> 00:10:44,059
‫من به جادو دسترسی ندارم

196
00:10:44,062 --> 00:10:46,729
‫پس باید نصفه کاره باهام ملاقات کنی

197
00:10:46,731 --> 00:10:48,397
‫خواهش می‌کنم

198
00:10:48,399 --> 00:10:50,800
‫یه نشانه‌ای

199
00:10:52,670 --> 00:10:54,503
‫هر چی

200
00:11:04,248 --> 00:11:06,148
‫چی می‌خوای؟

201
00:11:06,150 --> 00:11:08,250
‫فقط زنگ زدم مطمئن بشم خوبی

202
00:11:08,252 --> 00:11:09,618
‫خوب نیستم

203
00:11:09,620 --> 00:11:11,320
‫ولی امروز صبح برام ۹تا پیام گذاشتی

204
00:11:11,322 --> 00:11:13,089
‫- پس قطعاً چیزی می‌خوای
‫- نه

205
00:11:13,091 --> 00:11:17,093
‫چیزی نمی‌خوام
‫فقط من اینجا در کنارتم

206
00:11:17,095 --> 00:11:18,828
‫ربطی نداره ولی...

207
00:11:18,830 --> 00:11:21,664
‫در بیرون کشیدن «اِنزو» از جهنم

208
00:11:21,666 --> 00:11:23,099
‫- پیشرفتی داشتی؟
‫- چی؟

209
00:11:23,101 --> 00:11:24,934
‫فقط دارم میگم «کِید» اومد بیرون

210
00:11:24,936 --> 00:11:26,102
‫چرا «اِنزو» نتونه؟

211
00:11:26,104 --> 00:11:27,870
‫کِید» از زنگوله «مکسوِل» استفاده کرد»

212
00:11:27,872 --> 00:11:29,505
‫که الان یه موضوع محاله

213
00:11:29,507 --> 00:11:31,707
‫مگه اینکه بخوای دوباره
‫ریسک نابودی «میستیک‌فالز» رو بکنی

214
00:11:31,709 --> 00:11:33,529
‫من دیگه یه جادوگر نیستم

215
00:11:33,532 --> 00:11:35,690
‫«ولی تو اهل تسلیم شدن هم نیستی «بانی

216
00:11:35,692 --> 00:11:37,200
‫- میدونی چیه؟
‫- بس کن

217
00:11:37,202 --> 00:11:39,027
‫- چطوره وقتی بهم زنگ بزنی که...
‫- نه ، نه

218
00:11:39,029 --> 00:11:40,962
‫وایسا . قطع نکن
‫بانی» ، متأسفم»

219
00:11:40,964 --> 00:11:42,864
‫نمی‌خواستم بی‌ادبی کنم . فقط...

220
00:11:42,866 --> 00:11:45,433
‫فقط امیدوار بودم راه‌حلی برای
‫اِنزو» داشته باشی»

221
00:11:45,435 --> 00:11:48,103
‫چون شاید منم به راه‌حلی
‫برای یه نفر دیگه نیاز داشته باشم

222
00:11:48,105 --> 00:11:50,305
‫یکی دیگه مثل؟

223
00:11:50,307 --> 00:11:54,309
‫بذار بگیم من یه موقعیت نیمه‌روح دارم

224
00:11:54,311 --> 00:11:57,012
‫یکی که نصفش تو دنیای ماست

225
00:11:57,014 --> 00:11:59,681
‫و واقعاً می‌خواد کاملاً اینجا بمونه

226
00:11:59,683 --> 00:12:02,484
‫- بذار سلام کنم
‫- چی؟ خفه‌شو

227
00:12:02,486 --> 00:12:04,019
‫«اینا همه‌ـش فرضیه «بانی

228
00:12:04,021 --> 00:12:06,054
‫ولی اگه راهی باشه که اتصال زندگی تو رو

229
00:12:06,056 --> 00:12:08,056
‫از زندگی «الینا» از بین ببره چی؟

230
00:12:08,058 --> 00:12:11,126
‫و بهای بسیار اندکش این باشه که

231
00:12:11,128 --> 00:12:14,195
‫ما یه روح رو از جهنم آزاد کنیم

232
00:12:14,197 --> 00:12:16,279
‫اولاً منظورت از "ما" منم

233
00:12:16,282 --> 00:12:18,048
‫دوماً این دیوانگیه

234
00:12:18,051 --> 00:12:20,293
‫چون تنها کسی که می‌تونه این
‫اتصال رو بشکنه «کای» هست

235
00:12:20,295 --> 00:12:22,896
‫و اون چند ساله مرده

236
00:12:22,898 --> 00:12:24,964
‫کی کنارت نشسته؟

237
00:12:26,777 --> 00:12:29,069
‫- هیچکی
‫- جدی؟

238
00:12:29,071 --> 00:12:31,971
‫چون الان یه حس خیلی عجیب داشتم

239
00:12:31,973 --> 00:12:35,909
‫اونجا کسی پیشته
‫یکی که نمی‌خوای من چیزی

240
00:12:35,911 --> 00:12:37,777
‫درباره‌اش بدونم

241
00:12:37,779 --> 00:12:40,747
‫ببین ، بذار رک باشم

242
00:12:40,749 --> 00:12:44,517
‫حتی اگه اینجا کس دیگه‌ای پیشم بود

243
00:12:44,519 --> 00:12:45,752
‫من دلم نمی‌خواست تو بدونی

244
00:12:45,754 --> 00:12:50,857
‫اونم به‌خاطر یه شیطان ذهن‌خوان
‫که دنبال ارواح فراریه

245
00:12:50,859 --> 00:12:53,493
‫و اگه چیزی رو ندونی آسیبی بهمون نمیرسه

246
00:12:53,495 --> 00:12:55,295
‫خدای من

247
00:12:55,297 --> 00:12:58,264
‫بهم بگو درباره «کای پارکر» حرف نمیزنی

248
00:13:00,344 --> 00:13:02,243
‫البته که نه

249
00:13:02,245 --> 00:13:03,812
‫اصلاً چرا این رو میگی؟

250
00:13:03,814 --> 00:13:06,848
‫چون می‌شناسمت

251
00:13:06,850 --> 00:13:09,384
‫و چون یه حس خیلی قوی دارم

252
00:13:09,386 --> 00:13:11,019
‫که نمی‌تونم توضیحش بدم

253
00:13:11,021 --> 00:13:12,253
‫همه چیز مرتبه «بان»؟

254
00:13:12,255 --> 00:13:13,488
‫دیمن» ، قبل از اینکه مادربزرگم»

255
00:13:13,490 --> 00:13:14,989
‫کمکم کنه وارد جادوگری بشم

256
00:13:14,991 --> 00:13:16,691
‫بهم گفت من ذهن‌خوان هستم

257
00:13:16,693 --> 00:13:19,661
‫این مسئله توضیح میده که چطوری
‫می‌فهمم که داری چیزی رو مخفی می‌کنی

258
00:13:19,663 --> 00:13:21,396
‫و اینکه چرا هنوز می‌تونم «اِنزو» رو حس کنم

259
00:13:21,398 --> 00:13:23,331
‫عالیه . خیلی‌خب
‫این قدرت‌های ذهنی

260
00:13:23,333 --> 00:13:26,101
‫جدیدت می‌تونه به کسی کمک کنه
‫از جهنم فرار کنه؟

261
00:13:26,103 --> 00:13:28,069
‫نمیدونم

262
00:13:28,071 --> 00:13:29,804
‫ولی جوابش رو «کِید» میدونه

263
00:13:29,806 --> 00:13:32,440
‫من ازش می‌پرسم چطوری
‫اِنزو» رو نجات بدیم»

264
00:13:32,442 --> 00:13:34,676
‫«نه . ایده بدیه «بان

265
00:13:39,516 --> 00:13:41,883
‫به نظرت دلش برام تنگ شده بود؟

266
00:13:46,623 --> 00:13:48,556
‫قضیه مال ۶ سال پیشه

267
00:13:48,558 --> 00:13:50,325
‫یه قاتل بود

268
00:13:50,327 --> 00:13:53,862
‫که روی تخت بیمارستان دراز کشیده بود
‫و زخم یه گلوله رو داشت

269
00:13:53,864 --> 00:13:56,064
‫من قرار بود از اتاقش نگهبانی کنم

270
00:13:56,066 --> 00:13:58,466
‫بعد بدترین اتفاق افتاد

271
00:13:58,468 --> 00:14:01,436
‫این یاروی قوی با موهای عجیب

272
00:14:01,438 --> 00:14:03,104
‫مستقیم به سمتم اومد

273
00:14:03,106 --> 00:14:05,039
‫به چشمام نگاه کرد و گفت

274
00:14:05,041 --> 00:14:07,208
‫"وقتشه یه‌کم استراحت کنی"

275
00:14:07,210 --> 00:14:09,210
‫من نباید پستم رو ترک می‌کردم

276
00:14:09,212 --> 00:14:12,113
‫ولی اون یه‌جوری بهم گفت...

277
00:14:12,115 --> 00:14:14,449
‫انگار مجبور بودی اطاعت کنی

278
00:14:14,451 --> 00:14:15,984
‫آره

279
00:14:15,986 --> 00:14:17,852
‫همچین چیزی . به‌هرحال من برگشتم

280
00:14:17,854 --> 00:14:20,588
‫و قاتل ناپدید شده بود

281
00:14:20,590 --> 00:14:22,524
‫حدس بزنید کی بدبخت شد

282
00:14:22,526 --> 00:14:24,426
‫من مقامـم رو از دست دادم

283
00:14:24,428 --> 00:14:26,928
‫حقوقم رو از دست دادم

284
00:14:26,930 --> 00:14:29,297
‫از اداره بیرونم کردن

285
00:14:30,167 --> 00:14:34,135
‫خیلی متأسفم که این اتفاق برات افتاد

286
00:14:35,705 --> 00:14:38,473
‫ولی باید اون‌شب در بیمارستان رو
‫فراموش کنی

287
00:14:38,475 --> 00:14:40,241
‫اوضاعت رو درست می‌کنی

288
00:14:40,243 --> 00:14:42,010
‫و زندگیت رو عوض می‌کنی

289
00:14:42,012 --> 00:14:44,946
‫وقتی در نامه‌هات یه چک از طرف
‫استفن سالواتور» دریافت کردی»

290
00:14:44,948 --> 00:14:47,615
‫هیچ سوالی نمی‌پرسی

291
00:14:47,617 --> 00:14:51,019
‫چک رو نقد می‌کنی و به خوبی
‫از اون پول استفاده می‌کنی

292
00:14:54,525 --> 00:14:55,910
‫ممنونم افسر

293
00:14:55,913 --> 00:14:58,159
‫اگه حس کردی هنوز
‫می‌خوای بری پیش پلیس

294
00:14:58,161 --> 00:14:59,227
‫بهم زنگ بزن

295
00:15:12,142 --> 00:15:14,970
‫باید با خانواده‌اش تماس بگیریم

296
00:15:14,973 --> 00:15:17,087
‫تا مطمئن بشیم همه یه داستان رو بگن

297
00:15:17,090 --> 00:15:19,113
‫خیلی داری کارِت رو خوب انجام میدی

298
00:15:19,115 --> 00:15:20,142
‫اصلاً گوش میدی...

299
00:15:20,145 --> 00:15:23,585
‫تاثیر وحشتناکی که خون‌آشام‌ها
‫بر «میستیک‌فالز» دارن؟

300
00:15:23,587 --> 00:15:25,420
‫آره «مت» . گوش میدم

301
00:15:25,422 --> 00:15:26,955
‫و حساب‌کتاب هم کردم

302
00:15:26,957 --> 00:15:29,023
‫الان دارم سعی می‌کنم
‫اوضاع رو جمع و جور کنم

303
00:15:29,025 --> 00:15:32,527
‫چون من تنها کسیم که می‌تونه
‫این گندکاری رو درست کنه

304
00:15:41,972 --> 00:15:43,972
‫خب ، هر موقع بخوای من در خدمت‌ـتم

305
00:15:43,974 --> 00:15:46,975
‫هر اتفاقی که بخوای میفته

306
00:15:46,977 --> 00:15:49,043
‫ولی واقعاً خوب بهش فکر کردی؟

307
00:15:49,045 --> 00:15:51,279
‫از وقتی خاطراتم برگشت

308
00:15:51,281 --> 00:15:53,681
‫فقط تونستم به همین موضوع فکر کنم

309
00:15:55,519 --> 00:15:57,318
‫«این‌کار رو نکن «دوریان

310
00:15:57,320 --> 00:15:58,440
‫برای من نه ، برای خودت

311
00:15:58,443 --> 00:16:00,689
‫این قراره چی باشه؟
‫روانشناسی برعکس؟

312
00:16:00,690 --> 00:16:02,023
‫من دیگه بچه نیستم

313
00:16:02,025 --> 00:16:03,057
‫و تو هم خون‌آشام نیستی

314
00:16:03,060 --> 00:16:05,393
‫پس نمی‌تونی بهم بگی چکار کنم

315
00:16:05,395 --> 00:16:08,062
‫جهنم واقعیه . من دیدمش

316
00:16:08,064 --> 00:16:10,298
‫اگه من رو بکشی تو هم میای اونجا پیش من

317
00:16:10,300 --> 00:16:12,100
‫لعنت به تو . باشه؟

318
00:16:12,102 --> 00:16:13,768
‫گول کارهات رو نمی‌خورم

319
00:16:13,770 --> 00:16:17,839
‫«میدونی ، تمام دوستات همه‌ـش درباره «استفن
‫بیچاره و منزجر از خودش حرف میزنن

320
00:16:17,841 --> 00:16:20,375
‫انگار زندگی چه شکنجه بزرگیه واسه تو

321
00:16:20,377 --> 00:16:23,611
‫میدونی بدتر از زندگی با عذاب وجدان چیه؟

322
00:16:23,613 --> 00:16:24,946
‫زنده موندن از یه قتل

323
00:16:24,948 --> 00:16:26,714
‫میدونی بدتر از زنده موندن چیه؟

324
00:16:26,716 --> 00:16:28,583
‫به قتل رسیدن

325
00:16:28,585 --> 00:16:30,218
‫حق داری

326
00:16:30,220 --> 00:16:32,287
‫وانمود نکن طرف منی

327
00:16:32,289 --> 00:16:34,222
‫من طرف تو نیستم . نمی‌تونم باشم

328
00:16:34,224 --> 00:16:35,564
‫چون تو هرگز درک نمی‌کنی

329
00:16:35,567 --> 00:16:38,470
‫چه حسی داره که مدام گرسنه باشی

330
00:16:38,473 --> 00:16:39,994
‫یا تو مغزت کلیدی داشته باشی

331
00:16:39,996 --> 00:16:41,629
‫تا به هیولا تبدیلت کنه

332
00:16:41,631 --> 00:16:44,399
‫تا دیروز من اصلاً نمیدونستم
‫درماندگی در مواجهه

333
00:16:44,401 --> 00:16:46,167
‫با این مسائل چه حسی داره

334
00:16:46,169 --> 00:16:47,435
‫پس الان که انسانی

335
00:16:47,437 --> 00:16:48,970
‫فکر می‌کنی یکی از ماها هستی

336
00:16:48,972 --> 00:16:51,639
‫رفیق

337
00:16:51,641 --> 00:16:54,375
‫تو دنیای واقعی کسایی مثل تو رو می‌کشن

338
00:16:54,377 --> 00:16:57,412
‫تمومه . نباید همینطور بچرخی
‫و سعی کنی کارهای خوب کنی

339
00:16:57,414 --> 00:16:59,747
‫دیگه باید چکار کنم؟

340
00:17:03,086 --> 00:17:07,155
‫باید بری به جهنم تاابد

341
00:17:08,358 --> 00:17:10,158
‫باور کن میرم

342
00:17:10,160 --> 00:17:12,093
‫فقط دارم سعی می‌کنم تا جایی
‫که میشه جبران کنم

343
00:17:12,095 --> 00:17:13,494
‫قبل از اینکه اون روز فرا برسه

344
00:17:13,496 --> 00:17:15,630
‫رستگاری تو واسه کی مهمه اخه؟

345
00:17:15,632 --> 00:17:17,899
‫«تو آسیب‌ـت رو رسوندی «استفن

346
00:17:17,901 --> 00:17:19,867
‫آدمای مرده دیگه مردن

347
00:17:19,869 --> 00:17:25,473
‫چطور باید از این قضیه بگذرم که تو زنده‌ای؟

348
00:17:27,707 --> 00:17:29,844
‫که بقیه ازت خوش‌ـشون میاد؟

349
00:17:29,846 --> 00:17:31,379
‫تو قرار نیست...

350
00:17:37,554 --> 00:17:39,861
‫تا کِی باید اینجا بمونیم؟

351
00:17:39,864 --> 00:17:42,023
‫امیدوارم فقط تا امشب باشه عزیزم

352
00:17:45,629 --> 00:17:47,295
‫شایدم طولانی‌تر

353
00:17:47,298 --> 00:17:49,090
‫فکر کردم رفتی مخفی بشی

354
00:17:49,093 --> 00:17:51,223
‫می‌خوای برام توضیح بدی چرا
‫الان توئیتر بهم پیام داد که

355
00:17:51,226 --> 00:17:55,036
‫آیدی «کبرا کای ۱۹۷۲» بعد از ۴ سال
‫داره توئیت می‌کنه؟

356
00:17:55,039 --> 00:17:56,083
‫از یه رستوران؟

357
00:17:56,086 --> 00:17:58,559
‫سوال بهتر : چرا هنوز داری اون رو
‫دنبال می‌کنی؟

358
00:17:58,562 --> 00:18:00,732
‫- «دیمن»
‫- نگران نباش . «بانی» بهش رسیدگی می‌کنه

359
00:18:00,735 --> 00:18:02,349
‫خوبه . اون رو هم قاطی کردی

360
00:18:02,352 --> 00:18:05,112
‫امیدوار بودم که خسارت‌های
‫ناخواسته رو به حداکثر برسونی

361
00:18:05,115 --> 00:18:06,547
‫باشه

362
00:18:06,549 --> 00:18:10,325
‫برای مدت کوتاهی از رسانه‌های
‫اجتماعی فاصله می‌گیریم

363
00:18:10,328 --> 00:18:12,453
‫فهمیدم از اونجا که من رو وادار کردی
‫باهات بچرخم

364
00:18:12,455 --> 00:18:14,122
‫تا «بانی» با ارباب بزرگ جهنم حرف بزنه

365
00:18:14,124 --> 00:18:16,224
‫منم تو یه سری چیزهای کوچیک افراط کنم

366
00:18:16,226 --> 00:18:18,960
‫هی ، شهر سلفی

367
00:18:18,962 --> 00:18:20,028
‫آره . ایناهاش

368
00:18:20,718 --> 00:18:22,864
‫حداقل حالا که منتظریم یه‌کم لایک بگیریم

369
00:18:22,866 --> 00:18:24,132
‫نه

370
00:18:25,749 --> 00:18:27,402
‫این جدیده

371
00:18:27,404 --> 00:18:28,903
‫چت شده؟

372
00:18:28,905 --> 00:18:33,374
‫فکر کن کم‌کم دارم
‫به جهنم برمیگردم

373
00:18:40,650 --> 00:18:43,718
‫خب ، امیدوارم «بانی» به یه چیز خوبی برسه

374
00:18:43,720 --> 00:18:46,020
‫چون زمانم داره می‌گذره

375
00:18:46,022 --> 00:18:49,991
‫و اگه برم فرصت تو برای
‫شادی هم از بین میره

376
00:18:58,846 --> 00:19:01,617
‫مرسی

377
00:19:01,619 --> 00:19:04,104
‫خوبی عزیزم؟

378
00:19:04,107 --> 00:19:06,122
‫آره . تحمل قند شیر رو ندارم

379
00:19:06,124 --> 00:19:08,831
‫میشه چندتا دستمال بدید لطفاً؟

380
00:19:08,834 --> 00:19:11,660
‫انگار از سمت روده بزرگم
‫دارم به سمت جهنم کشیده میشم

381
00:19:11,662 --> 00:19:13,062
‫نمی‌تونم برگردم اونجا

382
00:19:13,064 --> 00:19:14,430
‫همیشه آتش میزنن‌ـت

383
00:19:14,432 --> 00:19:17,461
‫و ارواحی از گذشته‌ـت برمیگردن
‫تا پوست‌ـت رو بکنن

384
00:19:17,464 --> 00:19:19,235
‫و گاهی تو روزهای خیلی بد

385
00:19:19,237 --> 00:19:22,638
‫با «کِید» روبرو میشی
‫که اساساً خودِ شکنجه‌ست

386
00:19:22,640 --> 00:19:24,206
‫اینا همه‌ـش استعاریه

387
00:19:24,208 --> 00:19:26,041
‫به جز آتش که واقعیه

388
00:19:26,043 --> 00:19:28,477
‫مرسی

389
00:19:28,479 --> 00:19:29,912
‫به نظر خشن میاد

390
00:19:29,914 --> 00:19:31,447
‫وایسا . تو نرفتی اونجا؟

391
00:19:31,449 --> 00:19:32,848
‫با شیطان کار نمی‌کردی؟

392
00:19:34,018 --> 00:19:36,419
‫به قدر کافی دیدم تا قانع بشم

393
00:19:36,421 --> 00:19:40,089
‫ولی کار من با «سایرن» باعث می‌شد
‫از موضوع اصلی فرار کنم

394
00:19:40,091 --> 00:19:41,757
‫سایرن»ها»

395
00:19:41,759 --> 00:19:43,225
‫رفیق ، اونا جذاب بودن؟

396
00:19:43,227 --> 00:19:44,560
‫قطعاً

397
00:19:44,562 --> 00:19:45,928
‫اگه به دیواهای آدم‌خوار علاقه داشته باشی

398
00:19:45,930 --> 00:19:47,663
‫فکر کنم دارم

399
00:19:47,666 --> 00:19:49,865
‫ولی به محض اینکه آدمای شرور
‫بهشون ندی بخورن

400
00:19:49,867 --> 00:19:51,300
‫اوضاع ناجور میشه

401
00:19:51,302 --> 00:19:53,002
‫واقعاً واقعاً

402
00:19:53,004 --> 00:19:55,237
‫پس وایسا . اونجوری به زندگیشون ادامه میدن؟

403
00:19:55,239 --> 00:19:56,772
‫با آدمای شرور؟

404
00:19:57,842 --> 00:19:59,708
‫آره

405
00:19:59,710 --> 00:20:01,644
‫آره ، همینه . این خیلی بیشتر معنی میده

406
00:20:01,646 --> 00:20:03,245
‫اگه جهنم با شرارت کار می‌کنه

407
00:20:03,247 --> 00:20:04,680
‫و من هنوز یه‌کم تو جهنم باشم

408
00:20:04,682 --> 00:20:08,384
‫پس شاید بتونم جای خودم رو در زمین
‫با کشتن یه آدم واقعاً بد محکم کنم

409
00:20:08,386 --> 00:20:10,219
‫درست مثل اون «سایرن»های سکسی

410
00:20:10,222 --> 00:20:14,857
‫بهت گفتم که من دارم آینده‌ام با
‫الینا» رو با نکشتن آدما حفظ می‌کنم؟»

411
00:20:20,231 --> 00:20:21,430
‫«دیمن»

412
00:20:21,432 --> 00:20:23,365
‫اگه فکر می‌کنی یه قتل دیگه

413
00:20:23,367 --> 00:20:24,633
‫سرنوشت‌ـت رو رقم میزنه

414
00:20:24,635 --> 00:20:26,235
‫پس من خبرهایی برات دارم

415
00:20:26,237 --> 00:20:28,404
‫تو به شدت در اعماق چاه سرنوشتی

416
00:20:28,406 --> 00:20:31,073
‫من تا ابد وقت دار کارهام رو جبران کنم

417
00:20:32,810 --> 00:20:35,845
‫آره . کی میدونه من تا کی وقت دارم

418
00:20:35,847 --> 00:20:37,046
‫قبولش کن رفیق

419
00:20:37,048 --> 00:20:39,114
‫تو به من نیاز داری
‫منم الان به تو نیاز دارم

420
00:20:39,116 --> 00:20:43,052
‫چون به زور می‌تونم به‌ایستم
‫چه برسه کسی رو بکشم

421
00:20:43,054 --> 00:20:44,787
‫باشه . یالا

422
00:20:44,789 --> 00:20:46,388
‫فقط یه آدم واقعاً بد

423
00:20:46,390 --> 00:20:47,756
‫از قوه قضاوت‌ـت استفاده کن

424
00:20:47,758 --> 00:20:49,692
‫این‌کار رو برای من بکن

425
00:20:49,694 --> 00:20:52,428
‫انجامش بده . برای برادرت انجامش بده

426
00:20:52,430 --> 00:20:54,430
‫- این‌کار رو بکن برای...
‫- «نگو «الینا

427
00:20:54,432 --> 00:20:56,065
‫«الینا»

428
00:21:01,138 --> 00:21:02,404
‫باشه

429
00:21:02,406 --> 00:21:03,873
‫قطعاً

430
00:21:05,776 --> 00:21:07,276
‫انجامش میدم

431
00:21:15,485 --> 00:21:16,918
‫هی ، همه چیز مرتبه؟

432
00:21:16,921 --> 00:21:17,920
‫آره

433
00:21:17,922 --> 00:21:20,823
‫همه چیز مرتبه . دخترها خوبن

434
00:21:20,825 --> 00:21:22,324
‫همین الان تو جاده بودیم

435
00:21:22,326 --> 00:21:24,026
‫الان کجایید؟

436
00:21:24,028 --> 00:21:25,528
‫در اسلحه‌خانه

437
00:21:25,530 --> 00:21:27,863
‫هی ، گوش کن . داشتم فکر می‌کردم

438
00:21:27,865 --> 00:21:30,126
‫شاید بتونیم...نمیدونم

439
00:21:30,129 --> 00:21:32,025
‫بیایم و امشب توی خونه ملاقات‌ـت کنیم

440
00:21:32,028 --> 00:21:33,836
‫«خدای من ، «ریک

441
00:21:33,838 --> 00:21:36,305
‫این فوق‌العاده است

442
00:21:36,307 --> 00:21:39,108
‫الان واقعاً یه چیز خوب توی زندگیم
‫به دردم می‌خوره

443
00:21:39,110 --> 00:21:40,943
‫ولی مطمئنی می‌خوای اونا رو
‫به شهر بیاری؟

444
00:21:40,945 --> 00:21:42,011
‫میستیک‌فالز» هنوز»

445
00:21:42,013 --> 00:21:43,779
‫۱۰۰درصد امن نیست

446
00:21:43,781 --> 00:21:46,715
‫خب ، شاید ۱۰۰درصد یه هدف واقعی نباشه

447
00:21:46,717 --> 00:21:48,250
‫خب ، هنوز باید اونا رو در امان نگه داریم

448
00:21:48,252 --> 00:21:51,820
‫باشه . اومدن به خونه خوبه

449
00:21:53,824 --> 00:21:56,859
‫و من به نصیحت‌هایی درباره بچه‌داری
‫نیاز دارم

450
00:21:56,861 --> 00:21:58,427
‫راجبه چی؟

451
00:21:58,429 --> 00:22:01,363
‫خب ، وقتی دیدمت توضیح میدم

452
00:22:11,075 --> 00:22:12,575
‫اینقدر نگام نکن

453
00:22:12,577 --> 00:22:14,643
‫فکر کنم تا حالا به کسی شلیک نکردی

454
00:22:14,645 --> 00:22:16,278
‫چرا؟ چون زل زدم؟

455
00:22:16,280 --> 00:22:19,248
‫نه چون تیرت خطا رفت

456
00:22:19,250 --> 00:22:21,951
‫به عضو حیاتی نزدی

457
00:22:21,953 --> 00:22:23,552
‫یه مدت طول می‌کشه تا از خونریزی بمیرم

458
00:22:23,554 --> 00:22:24,995
‫فقط حرف نزن ، خب؟

459
00:22:24,998 --> 00:22:26,088
‫دیگه حرف نزن

460
00:22:26,090 --> 00:22:27,590
‫من مشکلی ندارم

461
00:22:29,060 --> 00:22:30,793
‫یه گلوله به سر باید کارم رو بسازه

462
00:22:30,795 --> 00:22:32,795
‫یا به قلبم

463
00:22:32,797 --> 00:22:34,797
‫اگه نخوای گندکاری بشه

464
00:22:34,799 --> 00:22:37,466
‫گفتم خفه‌شو . باشه؟

465
00:22:37,468 --> 00:22:41,003
‫«دارم کارِت رو آسون‌تر می‌کنم «دوریان

466
00:22:55,987 --> 00:22:57,686
‫باشه

467
00:22:58,789 --> 00:23:00,155
‫تا جایی که می‌تونی محکم فشارش بده

468
00:23:00,157 --> 00:23:01,390
‫- فشارش بده
‫- چکار می‌کنی؟

469
00:23:01,392 --> 00:23:02,524
‫به نظرت شبیه چیه؟

470
00:23:05,763 --> 00:23:07,496
‫آنتن نمیده . شوخی می‌کنی؟

471
00:23:07,498 --> 00:23:09,198
‫- دوریان» ، اشکال نداره»
‫- نه

472
00:23:09,200 --> 00:23:10,532
‫نه . اشکال داره

473
00:23:10,534 --> 00:23:11,967
‫فقط فشارش بده . می‌تونی حرکت کنی؟

474
00:23:11,969 --> 00:23:14,136
‫باید بلند بشی . یالا

475
00:23:15,773 --> 00:23:18,107
‫فشارش بده . یالا

476
00:23:24,682 --> 00:23:26,882
‫از کجا میدونستم اینجا پیدات می‌کنم؟

477
00:23:26,884 --> 00:23:30,686
‫ساده‌ست . ما الان باهم خویشاوند هستیم

478
00:23:30,688 --> 00:23:32,087
‫یه نوع آگاهی نسبت به همدیگه

479
00:23:32,089 --> 00:23:35,090
‫به عنوان کسی که تازه موهبت رو بدست آورده

480
00:23:35,092 --> 00:23:36,859
‫تو کاملاً قدرتمندی

481
00:23:36,861 --> 00:23:39,061
‫من احساس قدرتمندی نمی‌کنم

482
00:23:39,063 --> 00:23:40,829
‫من هیچی از اینا رو نمی‌فهمم

483
00:23:40,831 --> 00:23:42,431
‫ولی فقط باید بدونم

484
00:23:42,433 --> 00:23:44,933
‫چطور «اِنزو» رو از جهنم بیرون بیارم؟

485
00:23:44,935 --> 00:23:47,302
‫چرا خودت ازش نمی‌پرسی؟

486
00:23:53,110 --> 00:23:55,878
‫امیدوارم نخوای من رو آتش بزنی

487
00:23:55,880 --> 00:23:57,146
‫میدونم کارِت اینه

488
00:23:58,983 --> 00:24:01,131
‫اون شیوه بدی برای شروع درس ماست

489
00:24:01,134 --> 00:24:02,995
‫«بهم یاد میدی چطور با «اِنزو
‫ارتباط برقرار کنم؟

490
00:24:02,998 --> 00:24:05,421
‫می‌خوام بهت بفهمونم تو به چی
‫تبدیل شدی

491
00:24:05,423 --> 00:24:07,690
‫تو یه بیداری قوی بعد از یه حادثه داشتی

492
00:24:07,692 --> 00:24:09,792
‫درست مثل من

493
00:24:09,794 --> 00:24:12,795
‫خودِ واقعی من درست در لحظه مرگم
‫خودش رو نشون داد

494
00:24:12,797 --> 00:24:14,430
‫همراه با جهنم و رنجی ابدی

495
00:24:14,432 --> 00:24:17,866
‫من و بُعد ذهنی من به یک اندازه
‫بخشی از همدیگه هستیم

496
00:24:17,868 --> 00:24:20,002
‫پس اگه می‌خوای روح «اِنزو» رو پیدا کنی

497
00:24:20,004 --> 00:24:23,872
‫باید ذهنت رو برای من باز کنی

498
00:24:26,043 --> 00:24:28,410
‫باهم شاید باهاش ارتباط برقرار کنیم

499
00:24:36,220 --> 00:24:37,986
‫من آماده‌ام

500
00:24:37,988 --> 00:24:42,224
‫می‌خوام لحظه مرگ «اِنزو» رو
‫به یاد بیاری

501
00:24:42,226 --> 00:24:45,227
‫فقط به «اِنزو» فکر نکن

502
00:24:45,229 --> 00:24:46,462
‫به حس‌ـت فکر کن

503
00:24:46,464 --> 00:24:48,931
‫که دوست‌ـت بهت خیانت کرد

504
00:24:48,933 --> 00:24:52,534
‫که عشق و شادیت رو از دست دادی

505
00:24:54,125 --> 00:24:55,471
‫به «اِنزو» فکر کن

506
00:24:55,473 --> 00:24:58,307
‫به مردنش فکر کن

507
00:24:58,309 --> 00:24:59,775
‫بی‌دلیل

508
00:24:59,777 --> 00:25:02,411
‫به رویاهاش فکر کن

509
00:25:02,413 --> 00:25:04,413
‫به شادیش فکر کن

510
00:25:08,552 --> 00:25:10,586
‫چه حسی داری؟

511
00:25:10,588 --> 00:25:11,787
‫خشم

512
00:25:15,760 --> 00:25:17,092
‫اندوه

513
00:25:17,094 --> 00:25:19,014
‫اونا رو در آغوش بگیر

514
00:25:19,017 --> 00:25:20,629
‫این منبع قدرت توئه

515
00:25:24,602 --> 00:25:26,935
‫- «بانی»
‫- «اِنزو»

516
00:25:26,937 --> 00:25:28,337
‫تمرکز کن

517
00:25:28,339 --> 00:25:31,173
‫در اون سانحه زندگی کن

518
00:25:31,175 --> 00:25:32,441
‫اسمش رو صدا بزن

519
00:25:33,611 --> 00:25:35,210
‫«اِنزو»

520
00:25:38,115 --> 00:25:40,349
‫«اِنزو»

521
00:25:56,600 --> 00:25:58,333
‫«بانی»

522
00:26:02,306 --> 00:26:04,259
‫خدای من

523
00:26:23,865 --> 00:26:26,733
‫اِنزو» ، فکر کردم دیگه نمی‌بینمت»

524
00:26:26,735 --> 00:26:28,701
‫باید از «کِید» دور بشی

525
00:26:28,703 --> 00:26:31,537
‫داره سعی می‌کنه من رو
‫از طریق تو پیدا کنه

526
00:26:31,539 --> 00:26:33,172
‫می‌خوام روحم رو به جهنم ببره

527
00:26:33,174 --> 00:26:34,440
‫من نمی‌فهمم

528
00:26:34,442 --> 00:26:36,542
‫اگه تو در جهنم نیستی پس کجایی؟

529
00:26:36,544 --> 00:26:40,079
‫بهش اعتماد نکن

530
00:26:44,019 --> 00:26:46,052
‫چی دیدی؟

531
00:26:46,054 --> 00:26:47,453
‫اِنزو» بود؟»

532
00:26:49,257 --> 00:26:50,523
‫نه

533
00:26:50,525 --> 00:26:53,259
‫پس چرا اینقدر ناراحتی؟

534
00:26:53,268 --> 00:26:57,670
‫چون الان دوباره درد از دست دادنش
‫رو حس کردم

535
00:26:59,267 --> 00:27:02,101
‫بابت این درس ممنون

536
00:27:10,278 --> 00:27:12,745
‫«بابت برادرزاده‌تون متأسفم آقای «فل

537
00:27:12,747 --> 00:27:15,448
‫میگن انوریسم کاملاً بی‌درده

538
00:27:15,450 --> 00:27:17,576
‫مثل اینه که طرف خوابش ببره

539
00:27:17,579 --> 00:27:19,846
‫ممنون که سر زدید

540
00:27:25,894 --> 00:27:27,293
‫وایولت» بیچاره»

541
00:27:27,295 --> 00:27:29,929
‫اون دختر و خانواده‌اش لیاقتشون بیشتر از

542
00:27:29,931 --> 00:27:32,265
‫این بود که دلیل مرگ رو انوریسم بگیم

543
00:27:32,267 --> 00:27:33,399
‫نمیدونم . در حوزه دروغگویی

544
00:27:33,401 --> 00:27:34,901
‫اون دروغ خیلی خوبی بود

545
00:27:34,903 --> 00:27:37,870
‫باید ببینی مامانت چندتا
‫گزارش حمله حیوانی پر کرده

546
00:27:37,872 --> 00:27:39,672
‫احتمالاً باعث شد تمام یک نسل
‫«از خانواده‌های «میستیک‌فالز

547
00:27:39,674 --> 00:27:40,807
‫نتونن اردو برن

548
00:27:45,680 --> 00:27:47,146
‫هی «دوریان» ، چه خبر؟

549
00:27:47,148 --> 00:27:49,115
‫من کار بدی کردم

550
00:27:49,117 --> 00:27:50,416
‫درباره چی حرف میزنی؟

551
00:27:50,418 --> 00:27:51,884
‫من «استفن» رو دزدیدم
‫اون رو آوردم وسط ناکجاآباد

552
00:27:51,886 --> 00:27:53,219
‫و سعی کردم بکشمش

553
00:27:53,221 --> 00:27:54,607
‫کلی خون اینجاست

554
00:27:54,610 --> 00:27:56,122
‫- باید کمکم کنی . یالا
‫- آروم ، آروم

555
00:27:56,124 --> 00:27:57,156
‫کجایی؟

556
00:27:57,158 --> 00:27:58,342
‫من تو جاده «پاینریج» هستم

557
00:27:58,345 --> 00:28:00,293
‫یه جایی نزدیک نیروگاه متروکه

558
00:28:02,931 --> 00:28:06,065
‫بیدار نگه‌ـش دار . ما تو راهیم

559
00:28:07,702 --> 00:28:09,769
‫حال‌ـت بهتره؟

560
00:28:17,112 --> 00:28:19,178
‫گوش کن احمق کوچولو

561
00:28:19,180 --> 00:28:20,746
‫من دیگه الکی کسی رو نمی‌کشم

562
00:28:20,748 --> 00:28:21,914
‫پس اگه نمی‌تونی بهم بگی

563
00:28:21,916 --> 00:28:23,349
‫مرگ این یارو معنا و مفهومی داشته

564
00:28:23,351 --> 00:28:25,585
‫این اتاق رو به جهنم شخصی تو
‫تبدیل می‌کنم

565
00:28:25,587 --> 00:28:27,820
‫باشه . باشه

566
00:28:27,822 --> 00:28:29,222
‫یه‌کم حالم بهتره

567
00:28:29,224 --> 00:28:31,324
‫روی "یه‌کم" تاکید می‌کنم

568
00:28:31,326 --> 00:28:33,526
‫اگه می‌خوای آخرش به «الینا» برسیم

569
00:28:33,528 --> 00:28:36,829
‫باید برام آدمای شرور بیشتری
‫پیدا کنی تا بخورم

570
00:28:36,831 --> 00:28:39,065
‫- باشه؟
‫- این فکر رو نگه دار

571
00:28:40,468 --> 00:28:42,335
‫نگه داشتم

572
00:28:51,079 --> 00:28:53,913
‫چرا من رو دنبال می‌کنی؟

573
00:28:53,915 --> 00:28:56,816
‫چون کارم باهات تموم نشده

574
00:28:56,818 --> 00:28:58,999
‫از لحظه مرگ «اِنزو» تو فکر بودم که

575
00:28:59,002 --> 00:29:00,586
‫چی به سرش اومده

576
00:29:00,588 --> 00:29:04,490
‫بالاخره جوابم رو گرفتم

577
00:29:04,492 --> 00:29:07,927
‫وقتی «اِنزو» مرد تو جیغ کشیدی

578
00:29:07,929 --> 00:29:09,929
‫و یه چیز خارق‌العاده در اون لحظه با

579
00:29:09,931 --> 00:29:11,731
‫عمیق‌ترین درد تو رخ داد

580
00:29:11,733 --> 00:29:14,634
‫یک انفجار ذهنی قوی یه دنیای کامل ساخت

581
00:29:14,636 --> 00:29:18,905
‫یک بُعد خصوصی که فقط به تو وصله

582
00:29:18,907 --> 00:29:21,507
‫حتی از من هم مخفیه

583
00:29:21,509 --> 00:29:23,709
‫می‌فهمی این وضعیت چقدر کمیابه؟

584
00:29:23,711 --> 00:29:25,077
‫در تمام این هزاران سالم

585
00:29:25,079 --> 00:29:29,682
‫هیچ فرد زنده‌ای هرگز چنین کاری نکرده

586
00:29:29,684 --> 00:29:32,718
‫مثل کاری که من کردم

587
00:29:32,720 --> 00:29:35,788
‫ولی متأسفانه روح «اِنزو» متعلق به منه

588
00:29:40,762 --> 00:29:43,229
‫از من دور شو

589
00:29:43,231 --> 00:29:45,364
‫پس نه تنها داری «اِنزو» رو ازم مخفی می‌کنی

590
00:29:45,366 --> 00:29:48,201
‫«بلکه باور داری که «کای پارکر
‫می‌تونه تو این دنیا بمونه

591
00:29:48,203 --> 00:29:49,566
‫چند وقته به این قضیه مشکوک بودی؟

592
00:29:49,569 --> 00:29:51,269
‫من هیچ چیزی رو به‌طور قطعی نمیدونم

593
00:29:51,272 --> 00:29:54,140
‫اگه فکر می‌کنی می‌تونی رازهات رو
‫از من مخفی کنی

594
00:29:54,142 --> 00:29:59,312
‫قطعاً درک نمی‌کنی چرا
‫به من میگن شیطان

595
00:29:59,314 --> 00:30:01,306
‫خوبی؟

596
00:30:01,309 --> 00:30:03,249
‫واقعاً الان داری این رو ازم می‌پرسی؟

597
00:30:03,251 --> 00:30:04,750
‫نه

598
00:30:04,752 --> 00:30:06,819
‫فکر کردم این رو می‌خوام ولی...

599
00:30:06,821 --> 00:30:09,422
‫فرق بزرگی بین اینه که دلت
‫بخواد کسی رو بکشی

600
00:30:09,424 --> 00:30:10,756
‫و اینکه واقعاً انجامش بدی

601
00:30:10,758 --> 00:30:12,558
‫چطوری باید این رو میدونستم؟

602
00:30:12,560 --> 00:30:15,061
‫ولی اگه تو بمیری سر من چه بلایی میاد؟

603
00:30:15,063 --> 00:30:17,096
‫فکر نمی‌کنم این موضوع دست من باشه

604
00:30:17,098 --> 00:30:19,198
‫یالا ، نه

605
00:30:19,200 --> 00:30:20,666
‫«استفن»

606
00:30:21,636 --> 00:30:23,836
‫این بده

607
00:30:25,607 --> 00:30:26,839
‫ببخشید . ببخشید

608
00:30:26,841 --> 00:30:29,108
‫کاش این‌کار رو باهات نمی‌کردم

609
00:30:29,110 --> 00:30:33,012
‫آره . میدونم چه حسی داری

610
00:30:33,014 --> 00:30:34,914
‫استفن» ، این‌کار رو نکن»

611
00:30:34,916 --> 00:30:36,749
‫«صدام رو می‌شنوی؟ «استفن

612
00:30:36,751 --> 00:30:38,184
‫«استفن»

613
00:30:38,186 --> 00:30:39,940
‫استفن» ، بیدار شو»

614
00:30:43,059 --> 00:30:47,186
‫- بیدار شو «استفن» . یالا
‫- خدای من

615
00:30:47,189 --> 00:30:48,689
‫کمکمون کن . با خون‌ـت می‌تونی درستش کنی

616
00:30:48,691 --> 00:30:50,124
‫استفن» دارو رو گرفته»

617
00:30:50,126 --> 00:30:51,847
‫خون من دیگه درمانش نمی‌کنه

618
00:30:51,850 --> 00:30:53,834
‫دیگه درمانش نمی‌کنه

619
00:30:58,768 --> 00:31:01,468
‫دوباره باهم ملاقات کردیم

620
00:31:01,470 --> 00:31:04,638
‫باید اعتراف کنم خیلی زودتر از
‫چیزی بود که توقعش رو داشتم

621
00:31:04,640 --> 00:31:07,374
‫این چیه؟ من کجام؟

622
00:31:07,376 --> 00:31:09,743
‫«داری می‌میری «استفن

623
00:31:09,745 --> 00:31:12,112
‫ما در فضای بین آخرین ضربان‌های
‫قلب تو هستیم

624
00:31:12,114 --> 00:31:16,450
‫- بین این دنیا و سرنوشت‌ـت
‫- نه

625
00:31:16,452 --> 00:31:18,185
‫چرا اینقدر تعجب کردی؟

626
00:31:18,187 --> 00:31:21,221
‫تو فانی هستی . مرگت اجتناب‌ناپذیره

627
00:31:21,223 --> 00:31:23,924
‫ولی نباید امروز این اتفاق بیفته

628
00:31:23,926 --> 00:31:25,926
‫بریم

629
00:31:26,796 --> 00:31:28,395
‫اینطوری خیلی آسون‌ترـه

630
00:31:28,397 --> 00:31:30,230
‫نمی‌تونم

631
00:31:30,232 --> 00:31:31,865
‫خیلی چیزها مونده که باید جبران کنم

632
00:31:31,867 --> 00:31:35,636
‫منظورم این بود که اینطوری برای
‫کرولاین» خیلی آسون‌ترـه»

633
00:31:37,279 --> 00:31:39,212
‫تا حالا فکر کردی

634
00:31:39,215 --> 00:31:42,142
‫کارهای تو برای رستگاری برای زندگی اون
‫چه معنایی داره؟

635
00:31:42,144 --> 00:31:45,112
‫تا ۵۰ سال باید تو رو دنبال کنه

636
00:31:45,114 --> 00:31:47,881
‫باید کمکت کنه به هدفی بچسبی
‫که هیچ‌وقت بهش نمیرسی

637
00:31:47,883 --> 00:31:49,817
‫همینطور که پیر میشی

638
00:31:49,819 --> 00:31:51,852
‫مثل یه سربار

639
00:31:51,854 --> 00:31:53,754
‫«سرنوشت تو در جهنمه «استفن

640
00:31:53,756 --> 00:31:55,689
‫چرا اونم باید با تو بیاد؟

641
00:31:56,759 --> 00:31:59,126
‫اگه واقعاً عاشق «کرولاین» هستی

642
00:31:59,128 --> 00:32:02,296
‫اون رو از این رنج رها می‌کنی
‫و زندگی رو بهش میدی

643
00:32:02,298 --> 00:32:05,032
‫که باید داشته باشه

644
00:32:05,034 --> 00:32:09,036
‫یه زندگی جاودان بدون تو

645
00:32:17,211 --> 00:32:19,942
‫هنوز ترجیح میدی این زندگی ضعیف رو
‫داشته باشی؟

646
00:32:24,654 --> 00:32:26,654
‫فکر کنم من کله‌شقم

647
00:32:26,656 --> 00:32:29,323
‫من می‌خوام زندگی کنم

648
00:32:29,325 --> 00:32:30,691
‫خب...

649
00:32:32,028 --> 00:32:34,628
‫تو فقط یه انسانی

650
00:32:37,065 --> 00:32:39,033
‫حال‌ـت خوب میشه

651
00:32:41,237 --> 00:32:43,037
‫خیلی دوست‌ـت دارم

652
00:32:43,039 --> 00:32:45,506
‫حال‌ـت خوب میشه

653
00:32:53,813 --> 00:32:56,014
‫باشه . ببینیم اینجا چی داریم

654
00:32:56,016 --> 00:32:58,449
‫هی ، یه محل ماهیگیری دیگه برای ما

655
00:32:58,451 --> 00:33:00,451
‫یه دفتر حقوقی به فاصله چندتا بلوک دورتر

656
00:33:00,453 --> 00:33:03,121
‫ارزش پول‌تون رو میگه . حق با منه؟

657
00:33:03,123 --> 00:33:04,722
‫حق با منه

658
00:33:04,724 --> 00:33:06,424
‫تمام این قتل‌های تصادفی رو فراموش کن

659
00:33:06,426 --> 00:33:08,226
‫- کارم با اون تموم نشده بود
‫- میدونم چطوری نجات‌ـت بدم

660
00:33:08,228 --> 00:33:09,894
‫ولی یه‌کم کمبود وقت داریم

661
00:33:09,896 --> 00:33:11,663
‫ببین ، رئیس فهمیده تو اینجایی

662
00:33:11,665 --> 00:33:13,105
‫کِید» داره میاد دنبالت»

663
00:33:13,108 --> 00:33:14,465
‫وایسا . الان تو راهه؟

664
00:33:14,467 --> 00:33:15,633
‫دقیقاً زمان رسیدنش رو نمیدونم

665
00:33:15,635 --> 00:33:17,068
‫ولی میدونی که چقدر عجوله

666
00:33:17,070 --> 00:33:19,003
‫باشه . چکار کنیم؟ چکار کنیم؟

667
00:33:19,005 --> 00:33:20,838
‫- میدونم چکار کنیم
‫- باشه . بهم بگو چکار کنیم؟

668
00:33:20,840 --> 00:33:22,507
‫یه راهی پیدا می‌کنیم آزادت کنیم

669
00:33:22,509 --> 00:33:24,450
‫تا مجبور نباشی به جهنم برگردی

670
00:33:24,453 --> 00:33:25,910
‫درباره چی حرف میزنی؟

671
00:33:25,912 --> 00:33:27,078
‫درباره جبران حرف میزنم

672
00:33:27,080 --> 00:33:30,281
‫درباره یه کار بزرگ و باشکوه

673
00:33:30,283 --> 00:33:31,649
‫در زمینه سخاوت و فداکاری حرف میزنم

674
00:33:31,651 --> 00:33:33,685
‫- از الان ازش بدم میاد
‫- تو به چیزی نیاز داری

675
00:33:33,687 --> 00:33:36,154
‫که در نگاه «کِید» تو رو سزاوار نشون بده

676
00:33:36,156 --> 00:33:39,591
‫چیزی که تمام دردی که باعثش شدی
‫رو جبران کنه

677
00:33:39,593 --> 00:33:42,360
‫چی تو سرشه؟

678
00:33:42,362 --> 00:33:43,528
‫این ربطی به اون نداره

679
00:33:43,530 --> 00:33:45,263
‫به من ربط داره

680
00:33:46,766 --> 00:33:48,700
‫مردم بقیه رو می‌بخشن

681
00:33:48,702 --> 00:33:52,604
‫وقتی این‌کار رو بکنن رهایی ممکنه

682
00:33:52,606 --> 00:33:54,639
‫اون رو میدونم

683
00:33:54,641 --> 00:33:57,942
‫پس اگه بخشش من رو می‌خوای

684
00:33:57,944 --> 00:34:00,578
‫باید «الینا گیلبرت» رو به زندگی برگردونی...

685
00:34:02,115 --> 00:34:03,588
‫همین الان

686
00:34:21,709 --> 00:34:23,776
‫استفن» چطوره؟»

687
00:34:23,778 --> 00:34:25,177
‫وضعش ثابته

688
00:34:25,179 --> 00:34:26,478
‫کرولاین» به اورژانس گفت»

689
00:34:26,480 --> 00:34:28,080
‫حین شکار اتفاقی تیر خورده

690
00:34:28,082 --> 00:34:29,882
‫باورشون شد؟

691
00:34:30,918 --> 00:34:32,751
‫درسته . البته که شد

692
00:34:32,753 --> 00:34:35,220
‫هیچکی نمیدونه واقعاً چی شد

693
00:34:35,222 --> 00:34:38,257
‫همه این قضیه فراموش میشه

694
00:34:39,894 --> 00:34:42,060
‫«من بهش تیر زدم «مت

695
00:34:42,062 --> 00:34:45,964
‫خیلی عصبانی بودم و ترسیده بودم

696
00:34:45,966 --> 00:34:49,668
‫من واقعاً سعی کردم کسی رو بکشم

697
00:34:51,910 --> 00:34:54,840
‫کاملاً مطمئن با اون‌کار منم
‫به اندازه اون بد شدم

698
00:34:54,842 --> 00:34:57,242
‫من به دلایل اشتباه به مردم آسیب زدم

699
00:34:57,244 --> 00:34:59,311
‫ولی این حسی که داری

700
00:34:59,313 --> 00:35:01,780
‫این صدایی که بهت میگه بابت
‫کاری که کردی از خودت متنفر باش

701
00:35:01,782 --> 00:35:03,782
‫این چیز بدی نیست

702
00:35:03,784 --> 00:35:06,318
‫این نشون میده تو آدم خوبی هستی

703
00:35:06,320 --> 00:35:08,554
‫اونا چی‌ـن؟

704
00:35:09,990 --> 00:35:12,925
‫«پرونده‌های پلیس درباره «استفن سالواتور

705
00:35:12,927 --> 00:35:14,793
‫برمیگرده به دهه‌ها قبل

706
00:35:14,795 --> 00:35:16,962
‫گزارش‌های جنایت پزشکی قانونی
‫اون رو به چندین قتل

707
00:35:16,964 --> 00:35:18,964
‫و پرونده حل نشده مرتبط می‌کنه

708
00:35:18,966 --> 00:35:20,599
‫می‌خوام پیش تو باشن

709
00:35:21,502 --> 00:35:23,101
‫چرا؟

710
00:35:23,103 --> 00:35:25,771
‫سرنوشت‌ـش رو در دست تو قرار میده

711
00:35:25,773 --> 00:35:27,673
‫پس اگه زندانی کردنش

712
00:35:27,675 --> 00:35:29,942
‫عدالتیه که بهش نیاز داری

713
00:35:29,944 --> 00:35:33,054
‫می‌تونی بری و باعثش بشی

714
00:35:34,615 --> 00:35:38,350
‫یا می‌تونی گذشته رو کنار بذاری

715
00:35:38,352 --> 00:35:40,719
‫و روی ساختن آینده‌ای بهتر کار کنی

716
00:35:40,721 --> 00:35:42,688
‫انتخاب خودته

717
00:36:07,314 --> 00:36:09,114
‫دکترها خونریزی رو بند آوردن

718
00:36:09,116 --> 00:36:10,516
‫میگن شانس اوردی

719
00:36:10,518 --> 00:36:13,685
‫کاملاً خوب میشی

720
00:36:13,687 --> 00:36:16,255
‫دوریان» زندگیت رو نجات داد»

721
00:36:16,257 --> 00:36:18,657
‫یعنی بعد از اینکه تقریباً کشت‌ـت

722
00:36:18,659 --> 00:36:20,659
‫خب ، من سرزنش‌ـش نمی‌کنم

723
00:36:22,196 --> 00:36:25,030
‫شاید ماشه رو کشیده باشه
‫ولی چند سال پیش وقتی من خانواده‌ـش رو کشتم

724
00:36:25,032 --> 00:36:26,965
‫بهش انگیزه دادم

725
00:36:28,569 --> 00:36:31,069
‫و در این لیست فقط اون نیست

726
00:36:31,071 --> 00:36:32,838
‫میدونم

727
00:36:32,841 --> 00:36:36,467
‫من کل روز به چهره خسارت‌های
‫ناخواسته تو زل زدم

728
00:36:36,492 --> 00:36:39,811
‫پس میدونم الان چی تو سرت می‌گذره

729
00:36:39,813 --> 00:36:41,914
‫مطمئنی؟

730
00:36:41,916 --> 00:36:44,816
‫قبلاً خیلی برام راحت‌تر بود که
‫بیخیال زندگی بشم

731
00:36:44,818 --> 00:36:47,419
‫بدون عذاب وجدان

732
00:36:47,421 --> 00:36:49,988
‫بدون پشیمونی

733
00:36:49,990 --> 00:36:51,657
‫فقط جهنم؟

734
00:36:51,659 --> 00:36:54,092
‫فکر می‌کنی لیاقت‌ـت اونه؟

735
00:36:55,462 --> 00:36:57,963
‫نمیدونم

736
00:36:57,965 --> 00:37:00,432
‫نمیدونم دیگه کی هستم

737
00:37:00,434 --> 00:37:02,901
‫«استفن»

738
00:37:02,903 --> 00:37:06,605
‫تازه ۲ روزه که تبدیل به این فرد شدی

739
00:37:06,607 --> 00:37:08,340
‫چرا یه شانسی به خودت نمیدی

740
00:37:08,342 --> 00:37:10,309
‫تا بفهمی الان کی هستی؟

741
00:37:10,311 --> 00:37:14,479
‫بعدش می‌فهمی چطوری به کسایی
‫کمک کنی که بهشون آسیب زدی

742
00:37:14,481 --> 00:37:17,683
‫چون فکر می‌کنم این به معنای
‫ترک «میستیک‌فالز»ـه

743
00:37:19,620 --> 00:37:23,088
‫به تنهایی

744
00:37:23,269 --> 00:37:25,623
‫به تنهایی

745
00:37:28,963 --> 00:37:33,799
‫ولی تو همه ماجراها من کنارت ایستادم

746
00:37:35,803 --> 00:37:39,538
‫اخه تموم کردن این قضیه چطور
‫مشکلات‌ـت رو حل می‌کنه؟

747
00:37:39,540 --> 00:37:40,772
‫من این‌کار رو برای تو می‌کنم

748
00:37:40,774 --> 00:37:42,774
‫جرأت نداری بگی این‌کار رو برای من می‌کنی

749
00:37:42,776 --> 00:37:44,443
‫این هیچ ربطی به من نداره

750
00:37:44,446 --> 00:37:47,980
‫تمام این جبران‌ها و عذاب وجدان‌ها

751
00:37:47,982 --> 00:37:51,383
‫اینکه می‌خوای به‌خاطر گذشته‌ـت خودت
‫رو فدا کنی همه‌ـش به‌خاطر خودته

752
00:37:51,385 --> 00:37:52,651
‫صادق باش

753
00:37:52,653 --> 00:37:56,888
‫چه آینده‌ای می‌تونیم داشته باشیم؟

754
00:37:59,793 --> 00:38:01,660
‫نمیدونم

755
00:38:01,662 --> 00:38:04,129
‫هرگز نمیدونستم

756
00:38:04,131 --> 00:38:10,068
‫و این مسئله قبلاً هیجان‌انگیز بود

757
00:38:12,640 --> 00:38:15,841
‫ولی الان فقط انگار اشتباهه

758
00:38:27,321 --> 00:38:29,454
‫«اِنزو»

759
00:38:31,525 --> 00:38:33,058
‫من اینجام

760
00:38:35,062 --> 00:38:39,131
‫من اینجام . لطفاً
‫میدونم تو اونجایی

761
00:38:39,133 --> 00:38:42,100
‫اگه می‌تونی صدام رو بشنوی

762
00:38:42,102 --> 00:38:43,902
‫بهت نیاز دارم

763
00:38:45,706 --> 00:38:47,264
‫سلام عشقم

764
00:38:55,382 --> 00:38:56,748
‫دیگه هرگز ترکم نکن

765
00:38:56,750 --> 00:38:58,650
‫باور کن دلم نمی‌خواد

766
00:39:00,954 --> 00:39:02,454
‫واقعاً خودتی؟

767
00:39:03,490 --> 00:39:04,765
‫واقعاً اینجایی؟

768
00:39:04,768 --> 00:39:07,325
‫واقعاً خودمـم ولی واقعاً اینجا نیستم

769
00:39:07,327 --> 00:39:09,995
‫تو بخشی از دنیای ذهنی هستی
‫که من ساختم؟

770
00:39:09,997 --> 00:39:11,663
‫هیچ‌کدوم اینا الان مهم نیست

771
00:39:11,665 --> 00:39:14,332
‫فقط تو مهمی

772
00:39:30,984 --> 00:39:32,751
‫- مامان
‫- مامان

773
00:39:32,753 --> 00:39:35,420
‫خیلی دلم براتون تنگ شده بود

774
00:39:35,422 --> 00:39:38,557
‫فکر کنم ۱ فوت بلندتر شدید

775
00:39:40,027 --> 00:39:40,926
‫کی گرسنه‌ست؟

776
00:39:40,928 --> 00:39:42,060
‫- من
‫- من

777
00:39:45,099 --> 00:39:47,733
‫از دیدنت خوشحال شدم

778
00:39:47,735 --> 00:39:50,469
‫منم از دیدنت خوشحال شدم

779
00:39:59,279 --> 00:40:01,246
‫من فنجون صورتی می‌خوام

780
00:40:01,248 --> 00:40:02,814
‫عزیزم ، تو همیشه فنجونت بنفش‌ـه

781
00:40:02,816 --> 00:40:04,182
‫- صورتی
‫- نه ، نه

782
00:40:07,287 --> 00:40:08,787
‫«لیزی»

783
00:40:08,789 --> 00:40:10,088
‫«لیزی»

784
00:40:10,090 --> 00:40:12,157
‫چی بهتون گفتم؟ مکش بی‌مکش

785
00:40:12,159 --> 00:40:13,391
‫از قصد نبود

786
00:40:13,393 --> 00:40:15,560
‫مامان رو اذیت نکن

787
00:40:15,562 --> 00:40:16,828
‫نه ، نه

788
00:40:16,830 --> 00:40:19,898
‫عزیزم ، هرگز این رو نگو

789
00:40:19,900 --> 00:40:23,335
‫باشه؟ واقعاً می‌تونید به کسی آسیب بزنید

790
00:40:23,337 --> 00:40:24,970
‫نمیدونم چه خبره

791
00:40:24,972 --> 00:40:27,172
‫۳روز پیش شروع کردن به برون‌ریزی

792
00:40:27,174 --> 00:40:29,040
‫نمی‌تونم کنترلش کنم

793
00:40:29,042 --> 00:40:31,710
‫اونا هم نمی‌تونن

794
00:40:35,516 --> 00:40:37,749
‫از کجا بدونم به محض اینکه این‌کار
‫رو بکنم من رو نمی‌کشی؟

795
00:40:37,751 --> 00:40:39,451
‫تو نمیدونی

796
00:40:39,453 --> 00:40:41,386
‫ولی اگه می‌خوای از جهنم بیرون بیای

797
00:40:41,388 --> 00:40:44,389
‫یا باید به من اعتماد کنی
‫یا تا ابد از دست «کِید» فرار کنی

798
00:40:44,391 --> 00:40:48,627
‫رفیق ، اون طول می‌کشه

799
00:40:48,629 --> 00:40:51,333
‫سلام خوابالو ، من رو یادته؟

800
00:40:51,336 --> 00:40:53,265
‫زمان داره می‌گذره

801
00:40:53,267 --> 00:40:55,267
‫فقط طلسم لعنتی رو برعکس کن

802
00:40:55,269 --> 00:40:57,569
‫این جادوی پیچیده‌ایه

803
00:40:57,571 --> 00:41:00,438
‫اول باید قدرت بیشتر رو مکش کنم
‫چون در غیر این‌صورت

804
00:41:00,440 --> 00:41:02,741
‫شاید وسطش از بین برم و...

805
00:41:02,743 --> 00:41:05,034
‫خب ، اونجوری گندکاری میشه

806
00:41:05,037 --> 00:41:06,836
‫به چی نیاز داری؟

807
00:41:07,447 --> 00:41:08,513
‫تو

808
00:41:09,950 --> 00:41:12,417
‫جادو انرژی می‌گیره

809
00:41:12,419 --> 00:41:14,152
‫اگه بخوام درست انجامش بدم

810
00:41:14,154 --> 00:41:17,088
‫باید بزرگترین و بدترین باتری دنیا
‫رو خالی کنم

811
00:41:17,090 --> 00:41:18,390
‫کای» ، بس کن»

812
00:41:21,896 --> 00:41:24,296
‫من به قدر کافی تو جهنم بودم که بدونم

813
00:41:24,298 --> 00:41:27,299
‫که چیزی به عنوان رستگاری وجود نداره

814
00:41:27,301 --> 00:41:30,068
‫فقط وعده و معامله و حقه‌هایی هستن

815
00:41:30,070 --> 00:41:34,506
‫که باهاشون خودمون رو گول میزنیم
‫تا باورمون بشه آدمای خوبی هستیم

816
00:41:36,510 --> 00:41:38,543
‫من آدم خوبی نیستم

817
00:41:38,545 --> 00:41:39,911
‫ازش مطمئنم

818
00:41:39,913 --> 00:41:42,013
‫اگه قراره نابود بشم

819
00:41:42,015 --> 00:41:45,531
‫این‌کار رو به‌طور هیجان‌انگیزی انجام میدم

820
00:41:47,688 --> 00:41:50,082
‫نه

821
00:41:55,500 --> 00:41:56,500
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

