‫﻿۱
00:00:02,413 --> 00:00:04,660
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:04,663 --> 00:00:06,324
‫ولی فکر این رو نمی‌کردی

3
00:00:06,326 --> 00:00:08,360
‫برو به جهنم

4
00:00:08,362 --> 00:00:10,228
‫اول تو برو

5
00:00:12,866 --> 00:00:15,066
‫«وقتی در بین این دنیا و دنیای «کِید

6
00:00:15,068 --> 00:00:18,463
‫باز بشه تا چند مایل
‫همه چیز رو نابود می‌کنه

7
00:00:18,466 --> 00:00:19,404
‫در این مورد...

8
00:00:19,406 --> 00:00:20,939
‫«تمام ما در «میستیک‌فالز

9
00:00:20,941 --> 00:00:23,909
‫فقط باید مطمئن بشید که
‫زنگوله ۱۲بار زنگ بزنه

10
00:00:23,911 --> 00:00:26,578
‫فکر کردم باید اوضاع رو بفهمی

11
00:00:26,580 --> 00:00:29,481
‫نمی‌تونستم ببینم که هر چی که دنبالشم

12
00:00:29,483 --> 00:00:31,316
‫درست در وجود توئه

13
00:00:31,318 --> 00:00:32,551
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

14
00:00:32,553 --> 00:00:33,919
‫بله . البته

15
00:00:35,155 --> 00:00:36,221
‫شما جهنم رو نابود نکردید

16
00:00:36,223 --> 00:00:37,389
‫«به لطف شما با کشتن «کِید

17
00:00:37,391 --> 00:00:38,857
‫جهنم از همیشه در دست آدم بهتریه

18
00:00:38,859 --> 00:00:41,293
‫اگه «کِید» مسئول جهنم نیست پس کیه؟

19
00:00:41,295 --> 00:00:43,562
‫کسی که تمام نقاط ضعف شما رو میدونه

20
00:00:43,564 --> 00:00:47,232
‫کسی که برای کاری که
‫باهاش کردیم دنبال انتقامه

21
00:00:47,234 --> 00:00:48,900
‫جرأت نداری اون اسم رو بگی

22
00:00:48,902 --> 00:00:50,702
‫بدترین هرزه تمام دوران

23
00:00:50,704 --> 00:00:53,038
‫«کاترین»

24
00:01:16,797 --> 00:01:18,064
‫هی

25
00:01:19,967 --> 00:01:21,854
‫تو عضو سرویس «اُبِرپول» من هستی؟

26
00:01:24,304 --> 00:01:25,971
‫خدای من ، تو...

27
00:01:29,900 --> 00:01:35,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۸
‫«قسمت ۱۵ : ما داریم عروسی در ماه «ژوئن
‫را برنامه‌ریزی می‌کنیم</font>

28
00:01:36,500 --> 00:01:37,500
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

29
00:01:44,925 --> 00:01:45,924
‫هی

30
00:01:45,926 --> 00:01:48,493
‫سلام

31
00:01:50,397 --> 00:01:52,864
‫میدونم باید درباره خیلی چیزها حرف بزنیم

32
00:01:52,866 --> 00:01:56,267
‫ولی من نمی‌خوام الان
‫وارد اون مسائل بشم

33
00:01:56,269 --> 00:01:58,069
‫«نمی‌خوام درباره خودمون یا «اِنزو» یا «استفن

34
00:01:58,071 --> 00:01:59,852
‫یا هر چیز دیگه‌ای حرف بزنیم

35
00:01:59,855 --> 00:02:01,940
‫به جز مشکلی که در سر راهمونه

36
00:02:05,191 --> 00:02:07,438
‫به این نیازت میشه

37
00:02:10,250 --> 00:02:12,584
‫پس قربانی اینجا بود تا مغازه رو بستید

38
00:02:12,586 --> 00:02:13,885
‫بهت گفت که کجا میره؟

39
00:02:13,887 --> 00:02:15,553
‫آیا می‌خواست با کسی ملاقات کنه؟

40
00:02:15,555 --> 00:02:16,888
‫نه

41
00:02:19,092 --> 00:02:21,063
‫- یه لحظه
‫- باشه

42
00:02:22,796 --> 00:02:25,163
‫- بابا ، کی برگشتی؟
‫- امروز صبح

43
00:02:25,165 --> 00:02:27,065
‫هی ببین ، می‌خواستم زودتر زنگ بزنم

44
00:02:27,067 --> 00:02:29,123
‫ولی می‌خواستم شخصاً بهت بگم

45
00:02:32,873 --> 00:02:34,506
‫مامان؟

46
00:02:34,508 --> 00:02:36,107
‫«سلام «متی

47
00:02:36,109 --> 00:02:39,538
‫هی ، فکر کردم اید اول یه دقیقه
‫با «مت» بهم وقت بدی

48
00:02:39,541 --> 00:02:40,578
‫من دیدم شما ۲تا حرف میزدید

49
00:02:40,580 --> 00:02:41,946
‫نتونستم صبر کنم تا پسرم رو ببینم

50
00:02:41,948 --> 00:02:44,920
‫بعد از اینکه ۴ سال از آخرین
‫پیام تلفنی‌ـت گذشته؟

51
00:02:44,923 --> 00:02:47,218
‫اونطور که یادمه ازت خواستم بهم زنگ بزنی

52
00:02:47,220 --> 00:02:49,287
‫هی ببین ، میدونم یهویی بود

53
00:02:49,289 --> 00:02:51,389
‫ولی تو به من یه شانس دوباره دادی

54
00:02:51,391 --> 00:02:52,957
‫خیلی بد نشد . درسته؟

55
00:02:52,959 --> 00:02:54,559
‫فکر کردم واسه اینکه ولمون کرد ازش متنفری

56
00:02:54,561 --> 00:02:56,861
‫اون مال خیلی وقت پیش بود

57
00:02:56,863 --> 00:02:58,329
‫از اون‌موقع اوضاع عوض شده

58
00:02:58,331 --> 00:03:00,965
‫من در واقع خوشحال شدم که
‫ازش خبری شنیدم

59
00:03:00,968 --> 00:03:02,883
‫امیدوار بودم که امشب همه باهم
‫شام بخوریم

60
00:03:07,405 --> 00:03:09,814
‫ممطئن نیستم وقت داشته باشم

61
00:03:12,643 --> 00:03:14,643
‫باشه پروفسور

62
00:03:14,645 --> 00:03:16,578
‫چطوری از شر ملکه جهنم خلاص بشیم؟

63
00:03:16,580 --> 00:03:18,471
‫مطمئنی «کاترین» تو دنیای ماست؟

64
00:03:18,474 --> 00:03:21,050
‫وقتی بعد از ۱۱بار صدای زنگوله
‫کِید» از مرز عبور کرد»

65
00:03:21,052 --> 00:03:22,651
‫پس بقیه ارواح هم می‌تونن

66
00:03:22,653 --> 00:03:23,786
‫«درست مثل «کای

67
00:03:23,788 --> 00:03:26,088
‫کاترین» چنین فرصتی رو روی هوا میزنه»

68
00:03:26,090 --> 00:03:28,190
‫پس چرا هنوز ندیدیمش؟

69
00:03:28,192 --> 00:03:31,260
‫فکر کردم تا الان اطراف می‌چرخید
‫ازمون درخواست می‌کرد

70
00:03:31,262 --> 00:03:33,195
‫تا سعی می‌کرد همه‌مون رو به کشتن بده

71
00:03:33,197 --> 00:03:35,064
‫شاید منتظر فرصته

72
00:03:35,066 --> 00:03:36,957
‫یا داره نقشه می‌کشه

73
00:03:36,960 --> 00:03:38,701
‫به‌هرحال شما به یه سلاح
‫جدید نیاز دارید

74
00:03:38,703 --> 00:03:40,569
‫اون «دوریان» بود؟

75
00:03:40,571 --> 00:03:44,573
‫آره . من از «دوریان» خواستم
‫که برامون تحقیق کنه

76
00:03:44,575 --> 00:03:46,775
‫این به این معنا نیست که اوضاع
‫بین ما حله

77
00:03:46,777 --> 00:03:49,011
‫من هنوز اون پرونده‌ها رو از تو دارم پس...

78
00:03:49,013 --> 00:03:52,114
‫من اینجام تا بقیه عمرت
‫تو رو مقصر نگه دارم

79
00:03:52,116 --> 00:03:55,770
‫امیدوارم همینطور باشه

80
00:03:55,773 --> 00:03:57,619
‫خب ، شماها به چی رسیدید؟

81
00:03:57,621 --> 00:04:00,622
‫کِید» با خنجری کشته شد که از»
‫استخوان‌هاش ساخته شده بود

82
00:04:00,624 --> 00:04:02,858
‫اون با شعله‌ای سفید و داغ به
‫شیشه تبدیل شده بود

83
00:04:02,860 --> 00:04:04,660
‫ولی آسیاب به نوبت

84
00:04:04,662 --> 00:04:07,663
‫فکر نمی‌کنم بدونید استخوان‌های
‫کاترین» کجاست»

85
00:04:07,665 --> 00:04:09,954
‫کی فکرش رو می‌کرد که
‫بهمون لطف کرده باشه؟

86
00:04:09,957 --> 00:04:13,094
‫ما تمام استخوان‌های
‫کاترین» رو تو غار گذاشتیم»

87
00:04:13,097 --> 00:04:14,636
‫زیر اون کلیسای قدیمی

88
00:04:14,638 --> 00:04:16,305
‫در واقع چیزهایی که از اون مسافر باقی مونده

89
00:04:16,307 --> 00:04:19,208
‫وقتی سعی داشت «الینا» رو تسخیر کنه

90
00:04:19,210 --> 00:04:21,777
‫ولی تبدیل استخوان‌ها به شیشه...

91
00:04:21,779 --> 00:04:23,312
‫چطور چنین سلاحی بسازیم؟

92
00:04:23,314 --> 00:04:26,081
‫اگه استخوانش رو داخل یه خنجر
‫فلزی بذاریم درست میشه؟

93
00:04:26,083 --> 00:04:28,504
‫والدین من تو شهرن . من می‌تونم
‫از بابام بخوام کمک کنه

94
00:04:28,507 --> 00:04:30,386
‫والدین"؟ ۲تاشون؟"

95
00:04:30,388 --> 00:04:31,887
‫تجدید دیدار خانوادگی غیرمنتظره‌ایه

96
00:04:31,889 --> 00:04:34,189
‫پس الان من ۲تا کابوس دارم
‫که باهاشون کنار بیام

97
00:04:34,191 --> 00:04:35,791
‫شایعه‌پراکنی باشه واسه بعداً

98
00:04:35,793 --> 00:04:38,422
‫من و «استفن» میریم سراغ
‫پیدا کردن استخوان

99
00:04:38,425 --> 00:04:41,763
‫من و «دوریان» دنبال راهی برای
‫مبارزه باهاش می‌گردیم

100
00:04:41,766 --> 00:04:45,300
‫ببینید ، اگه «کاترین» برگشته
‫یعنی جهنم هنوز وجود داره

101
00:04:45,302 --> 00:04:47,503
‫باید دنبال راهی باشیم که
‫اتصالش رو به جهنم از بین ببریم

102
00:04:47,505 --> 00:04:50,406
‫این ابعاد ذهنی به یه آسیب ذهنی وصل‌ـن

103
00:04:50,408 --> 00:04:52,908
‫کِید» وقتی کنار یه چوب سوخته شد»
‫دنیای خودش رو ساخت

104
00:04:52,910 --> 00:04:57,446
‫دنیای من وقتی ساخته شد که
‫کشته شدن «اِنزو» رو دیدم

105
00:04:58,158 --> 00:05:01,850
‫دارم میگم شاید راهی باشه
‫که خودِ دنیا رو خراب کنیم

106
00:05:01,852 --> 00:05:03,285
‫نابودی جهنم باعث نابودی «کاترین» میشه

107
00:05:03,287 --> 00:05:06,688
‫عالیه . شماها برید سراغ پیدا کردن معجزه

108
00:05:06,690 --> 00:05:09,558
‫«خب ، بقیه ما چکار کنیم که «کاترین
‫خودش رو نشون بده؟

109
00:05:09,560 --> 00:05:11,060
‫راحته

110
00:05:11,062 --> 00:05:12,528
‫اون دیوونه «استفن»ـه

111
00:05:12,530 --> 00:05:14,296
‫و به شدت حسوده

112
00:05:14,298 --> 00:05:16,999
‫اگه ببینه کسی اون رو شاد می‌کنه

113
00:05:17,001 --> 00:05:18,934
‫نمی‌تونه خودش رو کنترل کنه

114
00:05:18,936 --> 00:05:21,537
‫پس چاره‌ای نداره جز اینکه
‫از مخفیگاهش بیرون بیاد

115
00:05:21,539 --> 00:05:23,639
‫- منظور؟
‫- منظورم اینه که

116
00:05:23,641 --> 00:05:26,008
‫ما باید شادی «استفن» رو تو صورتش
‫فرو کنیم

117
00:05:26,010 --> 00:05:29,244
‫«یه مهمونی راه میندازیم که «کاترین
‫هرگز از دستش نمیده

118
00:05:31,696 --> 00:05:33,696
‫کی عروسی دوست نداره؟

119
00:05:37,361 --> 00:05:39,369
‫حتماً «کرولاین» . عروسی کن

120
00:05:39,372 --> 00:05:41,490
‫روزی که کل زندگیت آرزوش رو داشتی

121
00:05:41,492 --> 00:05:44,560
‫همینطوری مثل یه عروسی
‫وگاسی برگزارش کن

122
00:05:44,562 --> 00:05:46,028
‫تا قبل از اینکه بخش سوگند خوردن تموم بشه

123
00:05:46,030 --> 00:05:47,696
‫دشمنت رو فریب بدی و بکشیش

124
00:05:47,698 --> 00:05:50,232
‫آره . داره زود اتفاق میفته

125
00:05:59,745 --> 00:06:02,886
‫من هرگز نتونستم بهت توضیح
‫بدم چرا به «استفن» بله گفتم

126
00:06:02,889 --> 00:06:05,747
‫میدونم چرا بله گفتی

127
00:06:05,749 --> 00:06:08,386
‫می‌خوای زندگیت رو با اون بگذرونی

128
00:06:08,389 --> 00:06:09,955
‫علی‌رغم تمام اتفاقا

129
00:06:11,789 --> 00:06:14,546
‫می‌فهمم ولی...

130
00:06:14,549 --> 00:06:16,382
‫نمی‌تونم ببینم باهاش ازدواج کنی

131
00:06:16,385 --> 00:06:19,920
‫نمی‌تونم ببینم اون خوشحاله

132
00:06:19,923 --> 00:06:22,231
‫واقعاً برام سخته که بگم

133
00:06:22,233 --> 00:06:24,666
‫که تو عروسی کنارت نخواهم بود

134
00:06:24,668 --> 00:06:27,803
‫چون میدونی که هر کاری برات می‌کنم

135
00:06:27,805 --> 00:06:30,706
‫نمی‌تونم اون‌کار رو با خودم بکنم

136
00:06:30,708 --> 00:06:32,341
‫این‌کار رو نمی‌کنم

137
00:06:36,514 --> 00:06:38,306
‫درک می‌کنم

138
00:06:41,619 --> 00:06:43,082
‫خیلی متأسفم

139
00:06:44,455 --> 00:06:48,516
‫جوری متأسفم که حتی
‫نمیدونم امکانش هست

140
00:06:51,328 --> 00:06:53,929
‫میدونم من یکی از

141
00:06:53,931 --> 00:06:56,498
‫دلایلی هستم که «اِنزو» رو از دست دادی

142
00:06:56,500 --> 00:07:00,669
‫پس به شدت ممنونم که اصلاً اینجا نشستی

143
00:07:00,671 --> 00:07:02,370
‫و الان دوستم هستی

144
00:07:04,441 --> 00:07:07,910
‫بانی» ، من خیلی دوست‌ـت دارم»

145
00:07:07,912 --> 00:07:10,379
‫خیلی زیاد

146
00:07:10,381 --> 00:07:11,643
‫لطفاً این رو بدون

147
00:07:11,646 --> 00:07:12,739
‫میدونم

148
00:07:12,742 --> 00:07:14,942
‫میدونم دوستم داری

149
00:07:23,093 --> 00:07:24,826
‫چطور سوگند می‌خورید؟

150
00:07:24,828 --> 00:07:28,597
‫من از یه لیموزین بیرون میام و میگم

151
00:07:28,599 --> 00:07:31,337
‫کاترین» نمیذاره مهمونی تا اینجاها پیش بره»

152
00:07:31,340 --> 00:07:33,635
‫کرولاین» و «بانی» احتمالاً از الان»
‫دارن تمرین می‌کنن

153
00:07:33,637 --> 00:07:35,298
‫تو که دلت نمی‌خواد آماده نباشی

154
00:07:40,311 --> 00:07:45,047
‫ببین ، اتفاقی که برای «اِنزو» افتاد

155
00:07:45,049 --> 00:07:48,650
‫«تا بقیه عمر تو و «کرولاین
‫با شما همراهه

156
00:07:48,652 --> 00:07:52,289
‫ولی الان که کنار من ایستادی

157
00:07:52,292 --> 00:07:54,856
‫«که قراره فردا با «کرولاین فوربز
‫ازدواج کنی

158
00:07:54,858 --> 00:07:58,694
‫تویی که من ۲۰۰ ساله می‌شناسمت

159
00:07:58,696 --> 00:08:00,262
‫تو اون‌کار رو نکردی

160
00:08:01,398 --> 00:08:06,568
‫استفن» شرور چندش و درنده این‌کار رو کرد»

161
00:08:06,570 --> 00:08:08,303
‫و تو اون نیستی

162
00:08:08,305 --> 00:08:11,006
‫می‌شنوی؟

163
00:08:11,008 --> 00:08:12,407
‫آره

164
00:08:12,409 --> 00:08:14,543
‫خوبه

165
00:08:16,213 --> 00:08:19,781
‫میدونستی آنلاین هم میشه
‫درخواست عاقد شدن داد؟

166
00:08:19,783 --> 00:08:21,483
‫امروز صبح انجامش دادم

167
00:08:21,485 --> 00:08:25,687
‫داری به عدالت واقعی نگاه می‌کنی

168
00:08:27,558 --> 00:08:29,791
‫بلند شو و درخشان باش «کتی» کوچولو

169
00:08:33,464 --> 00:08:35,697
‫سلام ، من «کاترین» هستم

170
00:08:35,699 --> 00:08:40,936
‫هرزه‌ای که تا ابد زندگی
‫شما رو نابود می‌کنه

171
00:08:40,938 --> 00:08:44,873
‫باشه . چطوره فقط چیزی که می‌خوایم
‫رو برداریم و از اینجا بریم

172
00:08:44,875 --> 00:08:46,675
‫ولی خیلی متناسبه

173
00:08:46,677 --> 00:08:48,477
‫زنی که تمام این مزخرفات رو شروع کرد

174
00:08:48,479 --> 00:08:49,711
‫برگشته تا همه‌ـش رو از بین ببره

175
00:08:49,713 --> 00:08:51,913
‫من که نمیگم همه‌ـش مزخرف بوده

176
00:08:51,915 --> 00:08:53,215
‫درباره چی حرف میزنی؟

177
00:08:53,217 --> 00:08:55,384
‫نگاه کن چه چیزهایی به سرمون آورد

178
00:08:55,386 --> 00:08:58,899
‫«حالت درنده ، اصیل‌ها ، دارو ، «سایلِس

179
00:08:58,902 --> 00:09:00,727
‫- سمت دیگه...
‫- من فقط میگم

180
00:09:00,730 --> 00:09:03,658
‫«دنیای زندان ، دوقلوهای «جِمِنای» ، «مرتدها

181
00:09:03,661 --> 00:09:05,460
‫نذار شروع کنم

182
00:09:05,462 --> 00:09:08,110
‫همزادها

183
00:09:08,113 --> 00:09:12,668
‫فقط دارم میگم اتفاقای خوبی
‫هم برامون افتاد . درسته؟

184
00:09:12,670 --> 00:09:15,237
‫دیگه زیادی داری نیمه پر لیوان
‫رو می‌بینی برادر

185
00:09:15,239 --> 00:09:17,539
‫خب ، من باید اونجوری فکر کنم

186
00:09:17,541 --> 00:09:19,852
‫- وگرنه به وضع خیلی تاریکی میرسم
‫- باشه . باشه

187
00:09:19,855 --> 00:09:22,422
‫قبل از اینکه گریه‌مون بگیره

188
00:09:25,549 --> 00:09:27,627
‫مهمونی مجردیت مبارک برادر کوچولو

189
00:09:30,846 --> 00:09:33,155
‫تو هم می‌تونی با ما جشن بگیری

190
00:09:36,164 --> 00:09:38,293
‫ببخشید که رقاصای عجیب غریب نداریم

191
00:09:38,295 --> 00:09:41,330
‫یهویی شد دیگه

192
00:09:41,332 --> 00:09:45,367
‫اینجا یه ذره هم عوض نشده

193
00:09:45,369 --> 00:09:47,002
‫اون میز منه

194
00:09:47,004 --> 00:09:49,371
‫ویکی» عادت داشت لیوانم رو پر کنه»

195
00:09:52,009 --> 00:09:53,308
‫واقعاً واسه چی اینجایی؟

196
00:09:56,480 --> 00:09:59,948
‫این چند سال اخیر خیلی فکر کردم

197
00:09:59,950 --> 00:10:02,150
‫دست از چسبیدن به گذشته کشیدم

198
00:10:02,152 --> 00:10:05,153
‫الان می‌خوام کارهای بهتری بکنم

199
00:10:05,155 --> 00:10:07,923
‫باورت بشه یا نه مردم عوض میشن

200
00:10:11,195 --> 00:10:14,796
‫«میدونم اوضاع برات سخته «متی

201
00:10:14,798 --> 00:10:16,865
‫ولی من دلتنگ خانواده‌ام شدم

202
00:10:25,145 --> 00:10:28,493
‫نگران نباش . قبل از رسیدن
‫نوشیدنی‌ها به هق هق نمیفتم

203
00:10:52,703 --> 00:10:55,170
‫اون بهم گفت ویدیو ارسال نکنم
‫ولی بره گم بشه

204
00:10:55,172 --> 00:10:59,040
‫همه باید بدونن اون چه هرزه‌ایه

205
00:10:59,042 --> 00:11:00,603
‫اون چیه؟

206
00:11:01,595 --> 00:11:05,013
‫چندش‌آوره ، نه؟

207
00:11:05,015 --> 00:11:08,950
‫اینجوری میشه وقتی پیر بشی و بمیری

208
00:11:08,952 --> 00:11:11,286
‫و از جهنم برگردی

209
00:11:11,288 --> 00:11:13,455
‫جسم خیلی براش سخته

210
00:11:14,968 --> 00:11:17,793
‫ولی یه درمان کوتاه مدت وجود داره

211
00:11:45,097 --> 00:11:47,089
‫باشه

212
00:11:48,348 --> 00:11:50,415
‫استفن» انسان زود مست میشه»

213
00:11:50,418 --> 00:11:51,667
‫«دیمن»

214
00:11:51,670 --> 00:11:53,853
‫- خدایا
‫- «این تقصیر من نیست «کرولاین

215
00:11:53,855 --> 00:11:57,156
‫عروسی‌های یهویی نیاز به
‫مهمونی مجردی‌های یهویی دارن

216
00:12:00,094 --> 00:12:02,361
‫«لطفاً ازم عصبانی نباش «کرولاین

217
00:12:02,363 --> 00:12:05,398
‫من از تو عصبانی نیستم

218
00:12:05,400 --> 00:12:07,466
‫راستی به‌خاطر کادو ممنونم

219
00:12:08,269 --> 00:12:11,070
‫انگار من به یه رفیق نوشیدنی خوردن
‫جدید نیاز دارم

220
00:12:11,072 --> 00:12:12,271
‫من که عمراً

221
00:12:12,273 --> 00:12:13,806
‫بیخیال

222
00:12:13,808 --> 00:12:15,341
‫این آخرین شبی‌ـه که مجردی

223
00:12:15,343 --> 00:12:17,276
‫بیا بریم بترکونیم

224
00:12:17,278 --> 00:12:18,744
‫نه

225
00:12:18,746 --> 00:12:21,180
‫این یه فرض ۱۰هزار دلاریه

226
00:12:49,944 --> 00:12:53,979
‫شاید باید یه لیست پخشی انتخاب کنی
‫که کمتر غم‌انگیز باشه

227
00:12:53,981 --> 00:12:57,349
‫اینطوری کمکم می‌کنه به تو متصل بمونم

228
00:12:59,487 --> 00:13:02,922
‫تو به درد نیاز نداری تا اتصالمون رو
‫زنده نگه داری

229
00:13:02,924 --> 00:13:04,356
‫بالاخره تو جادوگری

230
00:13:04,358 --> 00:13:06,992
‫جادوگری که نمی‌تونه جادو کنه

231
00:13:06,994 --> 00:13:08,728
‫پس به حضور من چی میگی؟

232
00:13:17,538 --> 00:13:20,072
‫واضحه که یه توهم نیستم

233
00:13:20,074 --> 00:13:22,842
‫باید تقصیر جادو باشه

234
00:13:22,844 --> 00:13:25,878
‫پس به درد نیاز نداری

235
00:13:25,880 --> 00:13:27,413
‫پس می‌تونی به عروسی بری

236
00:13:27,415 --> 00:13:29,215
‫بدون اینکه بترسی اتصالت رو به من
‫از دست بدی

237
00:13:29,217 --> 00:13:32,118
‫دلیل اینکه به عروسی نمیرم این نیست

238
00:13:32,120 --> 00:13:33,853
‫استفن» تو رو کشت»

239
00:13:33,855 --> 00:13:39,091
‫اون مدل از «استفن» مرد
‫وقتی دارو رو بهش دادی

240
00:13:39,093 --> 00:13:41,694
‫استفن» واقعی برگشته»

241
00:13:41,696 --> 00:13:43,600
‫اونه که فردا ازدواج می‌کنه

242
00:13:43,603 --> 00:13:47,166
‫شاید وقتی منم مردم به اندازه تو
‫به تکامل برسم

243
00:13:47,168 --> 00:13:50,770
‫ولی من این حس رو نسبت بهش ندارم

244
00:13:53,303 --> 00:13:54,940
‫پس به «کرولاین» اعتماد کن

245
00:13:56,911 --> 00:14:00,613
‫به حس‌ـش اعتماد کن

246
00:14:00,615 --> 00:14:02,348
‫در شادی اون شریک شو

247
00:14:02,350 --> 00:14:04,049
‫اون شادی ما رو خراب نمی‌کنه

248
00:14:08,623 --> 00:14:10,923
‫واقعاً خوشحالی؟

249
00:14:10,925 --> 00:14:13,893
‫قطعاً عشقم

250
00:14:17,431 --> 00:14:22,868
‫دارم خودمون رو کنار یه کلیسایی تصور می‌کنم
‫که یادمه در حاشیه فرانسه بود

251
00:14:22,870 --> 00:14:25,171
‫وسط یه زمین اسطوخودوس‌ـه

252
00:14:25,173 --> 00:14:28,407
‫همیشه فکر می‌کردم اونجا بهترین
‫مکان برای ازدواج با توئه

253
00:14:30,876 --> 00:14:34,673
‫بعد از عروسیمون میرقصیم

254
00:14:37,656 --> 00:14:41,554
‫و من بهت میگم چقدر دوست‌ـت دارم

255
00:14:41,556 --> 00:14:44,256
‫و حقیقت رو بهت میگم

256
00:14:44,259 --> 00:14:47,961
‫اینکه من خوش‌شانس‌ترین آدم
‫روی زمین هستم

257
00:15:01,974 --> 00:15:04,508
‫باشه . من یکی دیگه دارم

258
00:15:04,510 --> 00:15:07,912
‫نه . دیگه سخنرانی تمرین نکنیم

259
00:15:09,849 --> 00:15:11,182
‫باشه . گوش کن

260
00:15:11,184 --> 00:15:12,450
‫یالا ، یالا

261
00:15:12,452 --> 00:15:14,919
‫بالا

262
00:15:14,921 --> 00:15:20,091
‫برای مامان «میستیک‌فالز»ـی که
‫کارش رو با تنفر از من شروع کرد

263
00:15:20,093 --> 00:15:23,127
‫و یکی از صمیمی‌ترین دوستام شد

264
00:15:23,129 --> 00:15:26,864
‫اون قوی بود . دوست‌داشتنی بود

265
00:15:26,866 --> 00:15:28,966
‫و نه تنها از شهرش حفاظت کرد

266
00:15:28,968 --> 00:15:31,035
‫بلکه دختر فوق‌العاده رو بزرگ کرد

267
00:15:33,139 --> 00:15:36,540
‫که الان خانواده من شده

268
00:15:37,969 --> 00:15:40,378
‫«برای «لیز فوربز

269
00:15:41,614 --> 00:15:45,850
‫از دست رفته ولی هرگز فراموش نشده

270
00:15:51,118 --> 00:15:52,690
‫خدایا ، دلم براش تنگ شده

271
00:15:52,692 --> 00:15:53,657
‫میدونم

272
00:15:53,659 --> 00:15:57,828
‫متنفرم که الان اینجا نیست

273
00:15:59,665 --> 00:16:03,457
‫و «بانی» هم نمیاد
‫دخترهام نمی‌تونن اونجا باشن

274
00:16:03,460 --> 00:16:04,802
‫الینا» هم نیست»

275
00:16:04,804 --> 00:16:06,036
‫اون فکر رو نگه دار

276
00:16:06,038 --> 00:16:10,808
‫خب ، یادمه وقتی این رو بهم دادی

277
00:16:10,810 --> 00:16:12,176
‫تو کریسمس

278
00:16:12,178 --> 00:16:13,511
‫گفتی این برای من در آینده است

279
00:16:13,513 --> 00:16:16,180
‫مردی که یه روز ازت طلب بخش‌ـش می‌کنه

280
00:16:16,182 --> 00:16:17,864
‫داری همین رو طلب می‌کنی؟

281
00:16:17,867 --> 00:16:21,251
‫بیا اون رو بذاریم برای یه شب دیگه
‫از دورهمی‌های «سالواتور»ها

282
00:16:21,254 --> 00:16:23,254
‫چرا که نه؟

283
00:16:25,587 --> 00:16:29,360
‫فقط می‌خواستم بدونی که
‫الینا» فردا با تو خواهد بود»

284
00:16:34,000 --> 00:16:38,736
‫ولی برای اینکه رک باشیم
‫من اون رو پس می‌خوام

285
00:16:41,040 --> 00:16:43,674
‫قرض گرفتمش

286
00:16:43,676 --> 00:16:45,276
‫فهمیدم

287
00:17:47,094 --> 00:17:48,927
‫- ایناهاش
‫- مامان

288
00:17:51,833 --> 00:17:55,333
‫شما دخترها فوق‌العاده شدید

289
00:17:56,604 --> 00:17:59,972
‫ولی فکر کردم تصمیم گرفتیم امن نیست

290
00:17:59,974 --> 00:18:02,808
‫آره . خب ، من و تو هر دو
‫میدونیم اگه دخترها اونجا نباش

291
00:18:02,810 --> 00:18:04,076
‫کاترین» می‌فهمه مشکلی هست»

292
00:18:04,078 --> 00:18:08,314
‫«پس «استفن» زنگ زد و از «والری
‫خواست یه لطفی بکنه

293
00:18:08,317 --> 00:18:10,449
‫معلوم شد اون با دوقلوهای «جِمِنای» مهربونه

294
00:18:10,451 --> 00:18:12,885
‫یه طلسم حفاظتی روشون گذاشت

295
00:18:12,887 --> 00:18:14,787
‫پس مهم نیست چی بشه
‫اونا در امان هستن

296
00:18:14,789 --> 00:18:17,222
‫مرسی که آوردیشون

297
00:18:17,224 --> 00:18:19,012
‫بابا ، بیا با ما تمرین کن

298
00:18:19,015 --> 00:18:21,775
‫دوست دارم عزیزم
‫ولی بابا باید برگرده سر کار

299
00:18:23,063 --> 00:18:24,830
‫می‌فهمی ، نه؟

300
00:18:24,832 --> 00:18:27,166
‫البته

301
00:18:31,772 --> 00:18:34,573
‫- «ریک»
‫- میشه این رو بپوشم؟

302
00:18:35,543 --> 00:18:37,376
‫مطمئنم اون برای مامانه

303
00:18:38,446 --> 00:18:42,281
‫اون رو جدید گرفتم

304
00:18:42,283 --> 00:18:43,849
‫می‌خوای کمک کنی سرش کنم؟

305
00:18:43,851 --> 00:18:45,484
‫آره

306
00:18:45,486 --> 00:18:48,854
‫مرسی

307
00:18:50,458 --> 00:18:52,473
‫یه چیز آبی هم دارم

308
00:18:52,476 --> 00:18:55,294
‫یه چیز قدیمی و قرضی

309
00:18:55,296 --> 00:18:57,196
‫مامان خیلی خوشگل شده

310
00:18:57,198 --> 00:18:59,898
‫آره ، آره

311
00:19:11,712 --> 00:19:14,279
‫«خوشحال باش «کرولاین

312
00:19:25,426 --> 00:19:28,393
‫آره

313
00:19:41,675 --> 00:19:44,042
‫«پیتر»

314
00:19:45,980 --> 00:19:47,913
‫انتظار نداشتم اینقدر شیک شده باشی

315
00:19:47,915 --> 00:19:50,082
‫خب ، این عروسیه

316
00:19:50,084 --> 00:19:53,051
‫فکر کردم مستقیم از
‫سر کارِت با خنجر میای

317
00:19:53,053 --> 00:19:56,221
‫اونی که ازت خواستن با استخوان
‫کاترین» درست کنی»

318
00:19:58,859 --> 00:20:00,993
‫تعجب کردم «مت» درباره‌اش بهت گفته

319
00:20:00,995 --> 00:20:02,594
‫فکر نمی‌کردم بخواد تو رو
‫قاطی این قضایا کنه

320
00:20:02,596 --> 00:20:04,196
‫خب ، اگه بخوایم دوباره یه خانواده باشیم

321
00:20:04,198 --> 00:20:06,265
‫باید باهم صادق باشی

322
00:20:08,936 --> 00:20:10,335
‫باشه پس . آره

323
00:20:10,337 --> 00:20:12,371
‫آره . من به‌موقع کارم رو تموم کردم
‫تا دوش بگیرم

324
00:20:12,373 --> 00:20:13,839
‫و بتونم یه‌کم زود بیام اینجا

325
00:20:13,841 --> 00:20:16,174
‫خنجر کجاست؟

326
00:20:20,114 --> 00:20:21,914
‫«دادمش به «استفن

327
00:20:25,953 --> 00:20:28,787
‫هی ، خوبی؟

328
00:20:28,789 --> 00:20:30,622
‫واقعاً نه

329
00:20:37,932 --> 00:20:39,531
‫شاید اون باید پیش من باشه

330
00:20:39,533 --> 00:20:43,001
‫نه . من طعمه هستم
‫باید پیش من باشه

331
00:20:43,003 --> 00:20:46,338
‫هی

332
00:20:46,340 --> 00:20:49,641
‫این رو بدون

333
00:20:49,643 --> 00:20:54,112
‫اگه بهت دست بزنه
‫من تیکه تیکه‌اش می‌کنم

334
00:20:54,114 --> 00:20:58,517
‫و اون رو تو بوفه عروسی سِرو می‌کنم

335
00:21:01,021 --> 00:21:06,658
‫امیدوارم بتونم چنین روزی رو
‫برای تو و «الینا» ببینم

336
00:21:06,660 --> 00:21:09,328
‫یه عروسی ، زندگی انسانی

337
00:21:09,330 --> 00:21:11,630
‫همه‌ـش

338
00:21:11,632 --> 00:21:15,200
‫می‌خوام تو هم اونجا باشی برادر

339
00:21:15,202 --> 00:21:17,202
‫چون من به ساقدوش نیاز دارم

340
00:21:18,839 --> 00:21:22,708
‫امیدوارم تا اون‌موقع موهای
‫قهرمانانه‌ـت نریخته باشن

341
00:21:35,155 --> 00:21:37,155
‫بابا کجاست؟

342
00:21:37,157 --> 00:21:39,091
‫کل روز ندیدمش

343
00:21:39,093 --> 00:21:40,959
‫مطمئن زودی میاد

344
00:21:40,961 --> 00:21:47,499
‫راستی فکر می‌کنم یه‌کم با تعداد مهمونایی
‫که اجبار ذهنی‌ـشون کردی زیاده‌روی کردی

345
00:21:47,501 --> 00:21:49,968
‫«خب «استفن

346
00:21:49,970 --> 00:21:51,403
‫مهمونی باید قابل اعتماد به نظر بیاد

347
00:21:51,405 --> 00:21:53,719
‫کاترین» میدونه که نامزدت»

348
00:21:53,722 --> 00:21:55,589
‫یه دورهمی کوچیک و صمیمی نخواهد داشت

349
00:22:01,410 --> 00:22:04,444
‫موسیقی والس سنتی در افتتاحیه
‫مراسم رقص روز مؤسسان

350
00:22:04,446 --> 00:22:08,815
‫دقیقاً همونی که تو و «کاترین» در
‫سال ۱۸۶۴ باهاش رقصیدید

351
00:22:10,552 --> 00:22:14,221
‫نمی‌تونه مقاومت کنه

352
00:22:14,223 --> 00:22:16,423
‫شما دخترها برید جلوی مامان

353
00:22:16,425 --> 00:22:19,893
‫و بعدش مامان خودش وارد سالن میشه

354
00:22:19,895 --> 00:22:22,496
‫و هیچ مشکلی پیش نمیاد

355
00:22:24,867 --> 00:22:26,062
‫یا...

356
00:22:29,204 --> 00:22:31,037
‫من می‌تونم همراهت بیام

357
00:22:31,039 --> 00:22:33,740
‫خدای من

358
00:22:33,742 --> 00:22:34,908
‫تو اینجایی

359
00:22:36,912 --> 00:22:38,778
‫من یه دلیل خودخواهانه دارم

360
00:22:40,449 --> 00:22:42,215
‫می‌خوام بخشی از شادی تو باشم

361
00:22:43,685 --> 00:22:45,919
‫همیشه

362
00:22:46,686 --> 00:22:48,855
‫مامان ، حاضری؟

363
00:22:49,858 --> 00:22:51,424
‫حالا حاضرم

364
00:22:52,728 --> 00:22:54,596
‫بهترین دوستم اینجاست

365
00:23:25,931 --> 00:23:28,510
‫این رو ببین . من داشتم درباره دستکاری

366
00:23:28,513 --> 00:23:31,688
‫انرزی ذهنی مطالعه می‌کردم
‫اگه بتونیم یه مقدار بزرگی

367
00:23:31,690 --> 00:23:36,125
‫از انرژی تولید کنیم که بتونه
‫در سطح ذهنی جهنم رخنه کنه

368
00:23:36,127 --> 00:23:37,827
‫شاید بتونیم نابودش کنیم

369
00:23:37,829 --> 00:23:39,696
‫یه‌جورایی مثل از بین بردن آتش‌سوزی
‫در چاه‌های نفته

370
00:23:39,698 --> 00:23:41,707
‫اونم با ایجاد یه انفجار بزرگتر

371
00:23:41,710 --> 00:23:43,800
‫جز اینکه انفجار ما از یه

372
00:23:43,802 --> 00:23:46,869
‫انرژی ذهنی به شدت قوی حاصل میشه

373
00:23:49,674 --> 00:23:53,576
‫یا ما لازم نیست حرف بزنیم

374
00:23:53,578 --> 00:23:57,447
‫چون عشقت داره امروز ازدواج می‌کنه و اینا

375
00:23:57,449 --> 00:23:58,881
‫اون...

376
00:23:58,883 --> 00:24:00,883
‫میدونی چیه؟ انگار به بوربن نیاز داری

377
00:24:00,885 --> 00:24:03,820
‫باید بوربن پیدا کنم

378
00:24:03,822 --> 00:24:05,989
‫بهت گفتم چرا به «میستیک‌فالز» اومدم؟

379
00:24:07,592 --> 00:24:09,392
‫من دنبال شکار «دیمن» بودم

380
00:24:11,730 --> 00:24:14,264
‫اون همسر اول من رو کشت

381
00:24:14,266 --> 00:24:18,134
‫بعد فهمیدم که اون رو تبدیل کرده

382
00:24:18,136 --> 00:24:22,505
‫و این خواسته زنم بوده

383
00:24:25,910 --> 00:24:28,544
‫بالاخره ازش گذشتم

384
00:24:28,546 --> 00:24:30,413
‫چطوری؟

385
00:24:30,415 --> 00:24:35,418
‫فکر می‌کنم انرژیش رو نداشتم که
‫تا ابد از کسی متنفر باشم

386
00:24:37,255 --> 00:24:42,225
‫ما همه تو زندگی اشتباه‌های
‫وحشتاکی کردیم

387
00:24:43,862 --> 00:24:46,796
‫کارهایی کردیم که

388
00:24:46,798 --> 00:24:51,067
‫هیچ عذرخواهی نمی‌تونه حلش کنه

389
00:24:51,069 --> 00:24:56,457
‫ولی آدم به پیشروی ادامه بده

390
00:24:58,243 --> 00:25:02,745
‫باید سعی کنی شادی جدیدی پیدا کنی

391
00:25:04,294 --> 00:25:07,195
‫مهم نیست چقدر چیز از دست دادی

392
00:25:09,988 --> 00:25:13,890
‫نکته عجیب اینه که

393
00:25:13,892 --> 00:25:18,728
‫از دست دادن اون آدما ما رو
‫دورهم جمع کرد

394
00:25:18,730 --> 00:25:20,897
‫اینجوری همدیگه رو پیدا کردیم

395
00:25:23,776 --> 00:25:28,647
‫اینجوری تبدیل به یه خانواده شدیم

396
00:26:40,679 --> 00:26:42,011
‫اون گردنبند رو ازکجا آوردی؟

397
00:26:42,013 --> 00:26:44,139
‫تو بهم دادیش

398
00:26:44,142 --> 00:26:45,468
‫نه . اون مال «کاترین»ـه

399
00:26:45,471 --> 00:26:47,827
‫انگار دعوت ما رو قبول کرده

400
00:26:47,830 --> 00:26:49,514
‫یواشکی وارد خونه‌مون شده؟

401
00:26:49,517 --> 00:26:51,108
‫اون شروره . چه توقعی داری؟

402
00:26:51,111 --> 00:26:53,076
‫نه ، نه . بذار باشه

403
00:26:53,079 --> 00:26:54,599
‫می‌خوایم ببینه که اون رو انداختی

404
00:26:54,602 --> 00:26:56,018
‫فکر می‌کنی الان اینجاست؟

405
00:26:56,020 --> 00:26:58,187
‫بابا باید تا الان اینجا می‌بود

406
00:26:58,189 --> 00:27:00,573
‫عزیزانم

407
00:27:00,575 --> 00:27:03,025
‫ما امروز اینجا جمع شدیم

408
00:27:03,027 --> 00:27:06,078
‫تا شاهد پیوند این ۲تا مرغ عشق حماسی

409
00:27:06,080 --> 00:27:08,581
‫در ازدواجی رسمی باشیم

410
00:27:08,583 --> 00:27:11,784
‫استفن» زن رویاهاش رو پیدا کرده»

411
00:27:11,786 --> 00:27:15,838
‫و می‌خواد بقیه زندگی انسانیش رو
‫با اون سهیم بشه

412
00:27:15,840 --> 00:27:18,457
‫ولی قبل از شروع

413
00:27:18,459 --> 00:27:21,130
‫اگه کسی نسبت به این
‫پیوند اعتراضی داره

414
00:27:21,133 --> 00:27:24,184
‫لطفاً الان بگه یا تا ابد
‫آرامش‌ـش رو نگه داره

415
00:27:25,016 --> 00:27:26,465
‫آره

416
00:27:26,467 --> 00:27:28,217
‫الان بگید

417
00:27:28,219 --> 00:27:29,552
‫هیچکی؟

418
00:27:31,806 --> 00:27:35,274
‫یعنی الان

419
00:27:35,276 --> 00:27:37,393
‫همین الان

420
00:27:38,613 --> 00:27:40,029
‫خب...

421
00:27:41,032 --> 00:27:43,566
‫خب ، انگار هیچکی اعتراضی نداره

422
00:27:43,568 --> 00:27:46,068
‫پس ما مراسم رو ادامه میدیم

423
00:27:46,070 --> 00:27:47,153
‫آره؟

424
00:27:47,155 --> 00:27:48,237
‫حتماً

425
00:27:49,961 --> 00:27:53,376
‫استفن» ، تو این خانم»
‫دوست‌داشتنی رو

426
00:27:53,378 --> 00:27:55,378
‫به عنوان همسر قانونی خودت می‌پذیری؟

427
00:27:57,832 --> 00:27:58,998
‫بله

428
00:27:59,000 --> 00:28:04,637
‫کرولاین» ، تو این مرد رو به عنوان»
‫همسر قانونی خودت می‌پذیری

429
00:28:04,639 --> 00:28:08,758
‫تا در بیماری و سلامتی کنار هم باشید

430
00:28:08,760 --> 00:28:11,093
‫تا مرگ شما رو از هم جدا کنه؟

431
00:28:11,095 --> 00:28:12,928
‫بله

432
00:28:12,930 --> 00:28:15,264
‫فکر می‌کنم عروس و داماد تصمیم گرفتن

433
00:28:15,266 --> 00:28:16,849
‫سوگندهای خودشون رو بنویسن

434
00:28:17,685 --> 00:28:19,235
‫نه

435
00:28:19,659 --> 00:28:23,189
‫خب ، فقط انجامش بده

436
00:28:23,191 --> 00:28:24,774
‫برو

437
00:28:26,911 --> 00:28:29,328
‫«کرولاین»

438
00:28:29,330 --> 00:28:33,532
‫تو دوست من بودی

439
00:28:33,534 --> 00:28:35,167
‫وجدان من

440
00:28:35,169 --> 00:28:36,786
‫گوش‌کننده به عقایدم

441
00:28:36,788 --> 00:28:42,124
‫تو روشنایی رو در من دیدی
‫وقتی من فقط تاریکی میدیدم

442
00:28:42,126 --> 00:28:44,543
‫من رو از پریشانی نجات دادی

443
00:28:46,130 --> 00:28:48,631
‫۱بار بهم گفتی بدون اینکه بفهمم

444
00:28:48,633 --> 00:28:51,217
‫به شدت عاشق میشم

445
00:28:51,219 --> 00:28:52,435
‫همین اتفاق افتاد

446
00:28:54,388 --> 00:28:56,722
‫روز به روز

447
00:28:56,724 --> 00:29:01,143
‫تکه تکه ، سال به سال

448
00:29:01,145 --> 00:29:02,978
‫عاشق تو شدم

449
00:29:02,980 --> 00:29:06,482
‫یادمه این رو بهت گفتم

450
00:29:06,484 --> 00:29:10,069
‫تو مراسم رقص داشتیم میرقصیدیم

451
00:29:11,239 --> 00:29:13,239
‫بامزه‌ست از این سال‌هایی که

452
00:29:13,241 --> 00:29:15,092
‫گذشته چه چیزهایی یادمونه

453
00:29:19,130 --> 00:29:22,164
‫یادمه تو چطور بهم گفتی

454
00:29:22,166 --> 00:29:26,188
‫که وقتی برات آماده شدم
‫تو هم برای من آماده میشی

455
00:29:27,289 --> 00:29:28,789
‫من الان آماده‌ام

456
00:29:29,390 --> 00:29:31,507
‫فکر می‌کنم بخشی از من

457
00:29:31,509 --> 00:29:35,427
‫برای امروز آماده بوده از
‫وقتی که اولین‌بار دیدمت

458
00:29:35,429 --> 00:29:39,765
‫اون پسر جدید و مرموز
‫که در سالن مدرسه دیدم

459
00:29:43,070 --> 00:29:46,989
‫من همیشه این لحظه رو به یاد خواهم داشت

460
00:29:46,991 --> 00:29:50,075
‫۱۰۰سال دیگه

461
00:29:50,077 --> 00:29:54,530
‫این لحظه رو برای هردومون
‫به یاد خواهم داشت

462
00:30:01,506 --> 00:30:02,922
‫کوچولوها

463
00:30:02,924 --> 00:30:04,039
‫حلقه‌ها

464
00:30:04,041 --> 00:30:06,008
‫حالا

465
00:30:14,719 --> 00:30:18,437
‫با این حلقه من با
‫تو ازدواج می‌کنم

466
00:30:26,397 --> 00:30:30,900
‫با این حلقه من با
‫تو ازدواج می‌کنم

467
00:30:33,321 --> 00:30:39,408
‫با قدرتی که اخیراً از طریق
‫اجتماع «ویرجینیا» بدست آوردم

468
00:30:39,410 --> 00:30:42,461
‫حالا شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم

469
00:30:42,463 --> 00:30:44,997
‫حالا می‌تونی عروس رو ببوسی برادر کوچولو

470
00:31:35,637 --> 00:31:40,056
‫چرا گردنبند رو فرستاده
‫ولی از عروسی گذشته؟

471
00:31:40,058 --> 00:31:43,142
‫شاید به‌خاطر گذشته‌ها بخواد دست
‫از سرتون برداره

472
00:31:43,144 --> 00:31:46,396
‫«خوبه که برگشتی «بان

473
00:31:46,398 --> 00:31:48,531
‫بودنت قلب مرده و سردم رو گرم می‌کنه

474
00:33:10,482 --> 00:33:12,799
‫یالا خانم‌ها ، دستشویی اینورـه

475
00:33:15,537 --> 00:33:17,704
‫مامان ، کجا رفتی؟

476
00:33:17,706 --> 00:33:19,956
‫نمی‌تونی همینطوری وسط
‫عروسی غیبت بزنه

477
00:33:47,785 --> 00:33:50,153
‫بابا

478
00:33:50,155 --> 00:33:54,190
‫خیلی خون از دست دادی

479
00:33:55,777 --> 00:33:57,577
‫شانس آوردیم «کاترین» نکشت‌ـت

480
00:33:57,579 --> 00:33:59,412
‫کاترین» این‌کار رو نکرد»

481
00:34:00,949 --> 00:34:04,917
‫برای عروس و داماد

482
00:34:04,919 --> 00:34:06,176
‫مرسی

483
00:34:06,179 --> 00:34:09,168
‫الان وقتشه که ساقدوش مورد علاقه همه

484
00:34:09,171 --> 00:34:10,923
‫به سلامتی بزنه

485
00:34:12,677 --> 00:34:19,973
‫برادر کوچولو ، من ۱۰۰ سال...
‫خب ، من خیلی سال صبر کردم

486
00:34:19,976 --> 00:34:22,003
‫تا این سخنرانی رو بکنم

487
00:34:22,005 --> 00:34:25,757
‫امروز من بالاخره می‌تونم به
‫برادر کوچولوم بگم...

488
00:34:25,759 --> 00:34:28,626
‫از اینجاش رو من میگم خوشگله

489
00:34:28,628 --> 00:34:29,961
‫من و اون ۱بار همدیگه رو بوسیدیم

490
00:34:29,963 --> 00:34:32,046
‫خیلی جذاب بود

491
00:34:32,048 --> 00:34:34,015
‫یه به سلامتی در حال مستی
‫«از «کِلی داناوان

492
00:34:34,018 --> 00:34:35,825
‫عالیه . حالا این شد عروسی

493
00:34:35,828 --> 00:34:38,386
‫خب ، من چند ساله «استفن سالواتور» رو می‌شناسم

494
00:34:38,388 --> 00:34:39,971
‫ولی واقعاً می‌تونم بگم

495
00:34:39,973 --> 00:34:43,108
‫نمیدونم این جار و جنجال‌ها واسه چیه

496
00:34:43,111 --> 00:34:47,612
‫بعد این خانم کوچولوی بی‌نقص هست

497
00:34:47,614 --> 00:34:49,397
‫خیلی عصبانی هستی که مادرت مرده

498
00:34:49,399 --> 00:34:51,116
‫شاید اگه سعی نمی‌کردی
‫سرطان رو درمان کنی

499
00:34:51,118 --> 00:34:53,118
‫تا الان زنده می‌موند تا این رو ببینه

500
00:34:53,120 --> 00:34:54,369
‫باشه . باشه . آره ، آره

501
00:34:54,371 --> 00:34:55,537
‫بسه . هی

502
00:34:55,539 --> 00:34:57,038
‫حالا برو به بار پیدا کن که باز باشه

503
00:34:57,040 --> 00:34:59,874
‫«نه «دیمن

504
00:35:00,994 --> 00:35:02,577
‫تو از اونا بدتری

505
00:35:02,579 --> 00:35:04,662
‫با «ویکی» چکار کردی؟ خجالت بکش

506
00:35:05,799 --> 00:35:07,665
‫اون اصلاً به کسی صدمه نزد
‫شاید زندگیش رو

507
00:35:07,667 --> 00:35:10,218
‫عوض می‌کرد ولی تو بهش شانسی ندادی

508
00:35:10,220 --> 00:35:12,137
‫تازه...

509
00:35:12,139 --> 00:35:13,972
‫منم هرگز این شانس رو نداشتم

510
00:35:13,974 --> 00:35:18,259
‫نه . این شهر درباره من
‫خیلی وقت پیش تصمیم گرفت

511
00:35:20,847 --> 00:35:23,714
‫تا چند سال شماها من رو نگاه کردید

512
00:35:23,717 --> 00:35:25,767
‫مثل یه شوخی باهام رفتار کردید

513
00:35:26,736 --> 00:35:30,238
‫بدون یه لحظه فکر من رو از اینجا بیرون کردید

514
00:35:30,240 --> 00:35:34,409
‫شاید اگه من رو فراموش نکرده بودید

515
00:35:34,411 --> 00:35:38,588
‫میدونستید که من ۲ سال
‫پیش سقوط بدی داشتم

516
00:35:38,591 --> 00:35:40,114
‫و...

517
00:35:40,116 --> 00:35:42,450
‫هرگز ندونستید که من مردم

518
00:35:43,536 --> 00:35:47,255
‫نه . تنها کسی که بهم اهمیت داد
‫کاترین» بود»

519
00:35:47,257 --> 00:35:49,924
‫دید من چطوری توی جهنم زجر می‌کشم

520
00:35:50,710 --> 00:35:51,509
‫اون کجاست؟

521
00:35:54,931 --> 00:35:57,849
‫نمیدونم

522
00:35:57,851 --> 00:36:00,885
‫سرم گرم بود که باعث
‫نشت گاز توی خونه بشم

523
00:36:01,721 --> 00:36:05,056
‫«خدای من ، دخترها و «بانی

524
00:36:06,762 --> 00:36:09,644
‫واقعاً فکر می‌کنید می‌تونید
‫کاترین پیرس» رو بازی بدید؟»

525
00:36:56,133 --> 00:36:58,384
‫چیزی نیست

526
00:36:58,386 --> 00:36:59,968
‫ما خوبیم

527
00:36:59,970 --> 00:37:03,772
‫هر کاری که می‌کنید
‫ادامه بدید . باشه؟

528
00:37:03,774 --> 00:37:06,108
‫باید به رفتن ادامه بدی عشقم

529
00:37:06,110 --> 00:37:08,310
‫اگه اینجا بمونی می‌میری

530
00:37:08,312 --> 00:37:10,612
‫نمیدونم اصلاً چطوری این‌کار رو می‌کنن

531
00:37:11,899 --> 00:37:13,412
‫اِنزو»؟»

532
00:37:13,415 --> 00:37:15,749
‫فکر می‌کنم مستقیم دارن
‫از تو مکش انجام میدن

533
00:37:16,724 --> 00:37:18,274
‫ولی من جادو ندارم

534
00:37:18,276 --> 00:37:20,368
‫البته که داری عشقم
‫فکر می‌کنی پس چطوری

535
00:37:20,371 --> 00:37:22,120
‫تونستی متصل به من بمونی؟

536
00:37:23,470 --> 00:37:25,064
‫«بذار ازت مکش کنن «بانی

537
00:37:25,066 --> 00:37:26,699
‫بهشون بگو از جادو استفاده کنن
‫تا نجات‌ـت بدن

538
00:37:26,701 --> 00:37:28,367
‫- نه
‫- ببین

539
00:37:28,369 --> 00:37:29,986
‫میدونم فکر می‌کنی تا ابد
‫از هم جدا میشیم

540
00:37:29,988 --> 00:37:32,038
‫اگه الان ولم کنی
‫ولی من به برعکس این اعتقاد دارم

541
00:37:32,040 --> 00:37:33,072
‫«اِنزو»

542
00:37:33,074 --> 00:37:35,158
‫من به برعکس‌ـش اعتقاد دارم

543
00:37:36,738 --> 00:37:39,155
‫من باور دارم دوباره باهم خواهیم بود

544
00:37:40,553 --> 00:37:42,999
‫وقتی دوباره ببینمت
‫فقط آرامش خواهیم داشت

545
00:37:43,001 --> 00:37:45,051
‫و هیچ‌کس هرگز ما رو جدا نخواهد کرد

546
00:37:46,337 --> 00:37:49,222
‫ولی الان باید مبارزه کنی

547
00:37:49,224 --> 00:37:50,590
‫و باید زنده بمونی

548
00:37:51,509 --> 00:37:52,925
‫«لطفاً «بانی

549
00:37:52,928 --> 00:37:54,561
‫بانی» ، تو قلبت میدونی که این‌کار درستیه»

550
00:37:54,562 --> 00:37:55,895
‫الان انجامش بده

551
00:37:55,897 --> 00:37:57,180
‫از جادوت استفاده کن

552
00:37:57,182 --> 00:37:59,599
‫نشونشون بده چطوری طلسم رو انجام بدن

553
00:38:04,739 --> 00:38:08,024
‫کاری که من می‌کنم رو بکنید ، خب؟

554
00:38:09,194 --> 00:38:11,194
‫این کلمات رو بگید

555
00:38:18,419 --> 00:38:21,787
‫زندگیت رو بکن «بانی بنِت»...همه‌ـش رو

556
00:38:21,790 --> 00:38:23,757
‫بهم قول بده

557
00:38:25,877 --> 00:38:27,960
‫قول میدم

558
00:38:27,962 --> 00:38:29,712
‫دوست‌ـت دارم

559
00:38:29,714 --> 00:38:31,547
‫دوست‌ـت دارم

560
00:39:15,226 --> 00:39:17,176
‫- مامان
‫- خدای من

561
00:39:19,847 --> 00:39:21,814
‫حال‌ـتون خوبه

562
00:39:23,434 --> 00:39:26,352
‫عزیزهای من

563
00:39:27,998 --> 00:39:30,448
‫حال‌ـتون خوبه

564
00:39:32,307 --> 00:39:33,859
‫کاترین» بهت چه قولی داد؟»

565
00:39:33,861 --> 00:39:34,777
‫هیچی

566
00:39:34,779 --> 00:39:36,078
‫پس چرا کمکش می‌کنی؟

567
00:39:36,080 --> 00:39:37,163
‫تو نمی‌فهمی

568
00:39:37,165 --> 00:39:38,948
‫اون هیچ قولی بهم نداد

569
00:39:38,950 --> 00:39:41,033
‫فراموشی ، پوچی

570
00:39:41,035 --> 00:39:43,619
‫هر چیزی بهتر از یه شکنجه بی‌پایان
‫در جهنمه

571
00:39:44,706 --> 00:39:47,923
‫من فقط باید حواس شما احمقا
‫رو پرت می‌کردم

572
00:39:47,925 --> 00:39:50,343
‫تا آتش‌سوزی شروع بشه

573
00:39:50,345 --> 00:39:52,080
‫نقشه «کاترین» چیه؟

574
00:39:52,083 --> 00:39:55,047
‫لازم نیست برای من قلدری کنید
‫اون می‌خواست این رو بهتون بگم

575
00:39:55,049 --> 00:39:58,217
‫می‌خواد «میستیک‌فالز» رو خاکستر کنه

576
00:39:58,219 --> 00:39:59,885
‫با آتش جهنم

577
00:39:59,887 --> 00:40:01,354
‫امشب

578
00:40:03,141 --> 00:40:05,224
‫داره درباره زنگوله حرف میزنه

579
00:40:08,529 --> 00:40:11,564
‫حتی اگه «کاترین» زنگوله رو بزنه
‫نمی‌تونه آتش جهنم رو ایجاد کنه

580
00:40:11,566 --> 00:40:13,483
‫فقط کسی از شجره خونی
‫مکسوِل» می‌تونه این‌کار رو بکنه»

581
00:40:13,485 --> 00:40:15,483
‫نه بابا این‌کار رو می‌کنه و نه من

582
00:40:15,486 --> 00:40:17,987
‫پس خوبه که تو تک‌فرزند نبودی

583
00:40:21,125 --> 00:40:24,377
‫اما «ویکی» مرده

584
00:40:24,379 --> 00:40:25,745
‫اینطوری بود

585
00:40:25,747 --> 00:40:30,633
‫تا اینکه پسرم یه درگاهی به جهنم
‫باز کرد و گذاشت بعضیا خارج بشن

586
00:41:10,925 --> 00:41:12,625
‫«اینم از «ویکی

587
00:41:12,627 --> 00:41:14,593
‫درست به‌موقع

588
00:41:28,309 --> 00:41:29,642
‫مامان

589
00:41:49,300 --> 00:41:50,300
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

