‫﻿۱
00:00:01,914 --> 00:00:03,586
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,611 --> 00:00:05,709
‫خب ، داشتم فکر می‌کردم اینجا زندگی کنم

3
00:00:05,734 --> 00:00:08,536
‫اگه بخشی از وجودت این رو بخواد

4
00:00:08,561 --> 00:00:10,328
‫خب ، آماده‌ای ذهنت رو بترکونیم؟

5
00:00:10,406 --> 00:00:11,707
‫باورم نمیشه شماها این رو پیدا کردید

6
00:00:11,774 --> 00:00:13,937
‫- این اتاق آشفته‌ست
‫- این چیه؟

7
00:00:13,962 --> 00:00:15,375
‫شبیه یه معدن طلای عجیبه

8
00:00:15,478 --> 00:00:17,663
‫همه چیز به‌طور عالی حفظ شده

9
00:00:17,688 --> 00:00:18,717
‫به جز اون یارو

10
00:00:18,749 --> 00:00:20,856
‫شغل ما اینه که بدترین انسان‌ها را بگیریم

11
00:00:20,881 --> 00:00:21,936
‫و بیاریم اینجا

12
00:00:21,952 --> 00:00:24,187
‫بدترین کاری که تو زندگیت کردی چی بوده؟

13
00:00:24,254 --> 00:00:25,966
‫چقدر دیگه جسد می‌خوای تا سیر بشی؟

14
00:00:25,991 --> 00:00:28,139
‫باید بهم افتخار کنی . آدم بدها رو می‌کشم

15
00:00:28,170 --> 00:00:29,404
‫کلیدت رو خاموش کردی ، نه؟

16
00:00:29,472 --> 00:00:31,715
‫- دیگه "الینا" واسم مهم نیست
‫- چرا؟

17
00:00:31,741 --> 00:00:32,908
‫چون امیدی باقی نمونده

18
00:00:32,976 --> 00:00:34,818
‫دارم درباره جهنم حرف میزنم برادر

19
00:00:35,092 --> 00:00:37,894
‫اقیانوس‌ها رو به مبارزه می‌طلبم
‫و از کنار "سایرن"ها می‌گذرم

20
00:00:37,961 --> 00:00:39,420
‫تا راهم رو به سمتت پیدا کنم

21
00:00:39,436 --> 00:00:41,981
‫اون برای من تمام این سرنخ‌ها رو گذاشت
‫تا به یه داستان قدیمی اشاره کنه

22
00:00:42,006 --> 00:00:43,396
‫درباره "سایرن"ها؟

23
00:00:43,415 --> 00:00:46,484
‫سایرن"ها با کنترل ذهنی قربانی‌هاشون"
‫رو گول میزنن تا بکشنشون

24
00:00:46,551 --> 00:00:48,252
‫بعضیا میگن اونا پیام‌آور شیطان‌ـن

25
00:00:48,320 --> 00:00:49,920
‫اون "اِنزو" نبود . اونم "دیمن" نبود

26
00:00:49,988 --> 00:00:51,088
‫اونا تحت کنترل نیستن

27
00:00:51,156 --> 00:00:52,156
‫تمام اون سرنخ‌ها

28
00:00:52,224 --> 00:00:53,390
‫اِنزو" می‌خواست ما پیداشون کنیم"

29
00:00:53,458 --> 00:00:55,025
‫دفعه بعد از دست هر چیزی که

30
00:00:55,093 --> 00:00:56,460
‫گرفت‌ـتشون نجات‌ـشون میدیم

31
00:00:56,528 --> 00:00:59,430
‫خب ، فکر کنم بالاخره سیر شد

32
00:01:06,446 --> 00:01:08,514
‫از حراجی شروع شد . پیشرفت کرد

33
00:01:08,582 --> 00:01:10,016
‫چیز دیگه‌ای که باید بدونید اینه

34
00:01:10,083 --> 00:01:11,684
‫من مسئول کل این عملیات لعنتی هستم

35
00:01:11,752 --> 00:01:14,854
‫نکته کنایه‌آمیز اینه که من صلح‌طلب‌ـم

36
00:01:14,921 --> 00:01:17,223
‫فقط اتفاقی این تشکیلات پِرِس فولاد رو دارم

37
00:01:17,290 --> 00:01:21,327
‫پس تو توی همایش سلاح چکار می‌کنی؟

38
00:01:21,395 --> 00:01:23,062
‫- اگه اشکالی نداره که می‌پرسم
‫- نه

39
00:01:23,130 --> 00:01:25,898
‫بعضی از ماشین‌های ما می‌تونن
‫برای اجزای سلاح‌ها استفاده بشن

40
00:01:25,966 --> 00:01:27,233
‫اگه مشتری اینجوری بخواد

41
00:01:27,300 --> 00:01:28,434
‫مثل گلوله‌ها

42
00:01:28,502 --> 00:01:30,569
‫نه ، چیزهای مضر نه

43
00:01:30,637 --> 00:01:32,705
‫ماشه‌های تفنگ چی؟

44
00:01:32,773 --> 00:01:35,708
‫خب ، یه سلاح بدون یه ماشه سالم
‫زیاد چیز خوبی نیست

45
00:01:35,776 --> 00:01:37,937
‫و اون چیز کوچولویی که گلوله‌ها
‫رو داخل خودش می‌گیره

46
00:01:37,962 --> 00:01:39,135
‫خشاب...درسته

47
00:01:39,179 --> 00:01:41,547
‫پس تجارت جایی تموم میشه که
‫پای گلوله وسط بیاد

48
00:01:43,250 --> 00:01:46,719
‫من فقط یه فروشنده فرعی هستم
‫که از یک حکم صنفی پیروی می‌کنم

49
00:01:46,787 --> 00:01:48,354
‫منم همینطور

50
00:01:48,422 --> 00:01:50,823
‫من و همکارم کارمون یکیه

51
00:01:50,891 --> 00:01:52,525
‫فکر کنم هر کسی باید جوابگوی
‫یه نفر دیگه باشه ، نه؟

52
00:01:52,592 --> 00:01:55,561
‫همین رو بگو . از زنم بپرس

53
00:01:55,629 --> 00:01:57,930
‫تو این قضیه اونم همراهته؟

54
00:01:59,299 --> 00:02:01,967
‫چرا به ساحل ماسه ببرم آخه؟

55
00:02:03,036 --> 00:02:04,870
‫شوخی می‌کنم ، خب؟

56
00:02:04,938 --> 00:02:07,306
‫شوخیه

57
00:02:09,276 --> 00:02:10,844
‫یه چیزی بگم...

58
00:02:12,212 --> 00:02:14,313
‫می‌خوام ببرمت پیش خریدارم

59
00:02:14,381 --> 00:02:18,384
‫فکر کنم براش جذاب باشی

60
00:02:26,560 --> 00:02:29,161
‫آهنگ قشنگیه ، نه؟

61
00:02:30,797 --> 00:02:33,032
‫کلی موزیک‌های خوب در این ۲۰۰ سال

62
00:02:33,100 --> 00:02:34,900
‫اخیر ساخته شده

63
00:02:34,968 --> 00:02:37,036
‫من آهنگ‌های عاشقانه رو دوست دارم

64
00:02:37,104 --> 00:02:38,971
‫وقتی این لیست پخش رو
‫۳سال پیش درست کردم

65
00:02:39,039 --> 00:02:42,908
‫یه چیزی به نام جاز استاندارد
‫رو کشف کردم

66
00:02:57,478 --> 00:02:59,308
‫از این لذت می‌بری ، نه؟

67
00:02:59,324 --> 00:03:00,357
‫نمیدونم

68
00:03:00,425 --> 00:03:01,535
‫تو ذهن‌خوان هستی . تو بهم بگو

69
00:03:01,551 --> 00:03:04,386
‫کاش "اِنزو" هم مثل تو بامزه بود

70
00:03:04,454 --> 00:03:06,722
‫چرا همش سعی می‌کنه نجات پیدا کنه؟

71
00:03:06,789 --> 00:03:07,644
‫درباره چی حرف میزنی؟

72
00:03:07,669 --> 00:03:09,315
‫بیخیال ، تو هم همین نظر رو داری

73
00:03:09,359 --> 00:03:12,160
‫تو شک داری که اون اهل کار تیمی نباشه

74
00:03:12,228 --> 00:03:13,829
‫خب ، اون قبلا تنهایی کار می‌کرده
‫خودش پیداش میشه

75
00:03:13,897 --> 00:03:15,097
‫امیدوارم حق با تو باشه

76
00:03:15,164 --> 00:03:17,933
‫چون نیاز دارم که مثل تو باشه

77
00:03:18,001 --> 00:03:20,402
‫اهل همه چیز باشه

78
00:03:21,137 --> 00:03:27,342
‫تعهد کامل کارمون رو باحال می‌کنه

79
00:03:41,057 --> 00:03:44,192
‫آهسته‌ترین قتل کل دنیا

80
00:03:44,260 --> 00:03:46,361
‫دارم به ذهنش میگم آروم باشه

81
00:03:46,429 --> 00:03:50,732
‫تو اینترنت خوندم مرغ‌هایی که در کارخونه‌ها
‫سلاخی میشن مزه‌شون خیلی خوب نیست

82
00:03:50,800 --> 00:03:52,834
‫چون بدنشون کلی آدرنالین آزاد می‌کنه

83
00:03:52,902 --> 00:03:54,970
‫پس الان دیگه نگران آدرنالین هستیم

84
00:03:55,038 --> 00:03:56,772
‫وظیفه ما درو کردن ارواح شیطانیه

85
00:03:56,839 --> 00:03:59,074
‫ولی دلیلی نداره که این یارو مزه

86
00:03:59,142 --> 00:04:01,710
‫مرغی رو بده که موقع مردن از ترس
‫خودش رو خیس کرده

87
00:04:01,778 --> 00:04:03,946
‫خب ، فقط این رو بدون

88
00:04:04,013 --> 00:04:06,014
‫هر غذای دیگه‌ای که برات آوردیم

89
00:04:06,082 --> 00:04:08,450
‫کاملا وحشت کرده بودن

90
00:04:12,121 --> 00:04:14,056
‫خب ، در اون‌صورت

91
00:04:14,123 --> 00:04:15,924
‫ترس چیز خوشمزه‌ایه

92
00:04:15,992 --> 00:04:17,659
‫بیخیال اینترنت

93
00:04:32,400 --> 00:04:33,400
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

94
00:04:34,400 --> 00:04:39,500
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۸
‫قسمت ۲ : امروز متفاوت خواهد بود</font>

95
00:04:39,916 --> 00:04:42,317
‫الینا"ـی عزیزم"

96
00:04:42,385 --> 00:04:46,088
‫امیدوارم زیادی قاطی نباشه
‫چون دارم مثل مامان‌ها

97
00:04:46,155 --> 00:04:47,489
‫از هر فرصت خالیم برای نوشتن
‫استفاده می‌کنم

98
00:04:47,557 --> 00:04:49,992
‫حتی توی ماشین پارک‌شده‌ام

99
00:04:50,059 --> 00:04:53,261
‫نوبت منه که حامل خبرهای نه چندان بد باشم

100
00:04:53,329 --> 00:04:56,999
‫چون بالاخره خبرهای خوب هم داریم

101
00:04:57,066 --> 00:05:00,135
‫بانی" یه‌جورایی از "اِنزو" خبر گرفت"

102
00:05:00,203 --> 00:05:02,871
‫اون براش یه چیزی گذاشته بود
‫تا پیدا کنه

103
00:05:02,939 --> 00:05:05,173
‫دقیقا یه نامه عاشقانه نبود

104
00:05:05,241 --> 00:05:08,076
‫ولی انگار "اِنزو" طرف ماست

105
00:05:08,144 --> 00:05:11,613
‫و یه جای دیگه در یه عشق واقعی

106
00:05:11,681 --> 00:05:14,049
‫قراره خانه "سالواتور"ها بشه
‫منزلگاه رسمی من

107
00:05:14,117 --> 00:05:15,550
‫واقعا عاشقشم

108
00:05:15,618 --> 00:05:17,652
‫باید روی فشار آب کار کنم

109
00:05:17,720 --> 00:05:21,390
‫ولی "استفن" به نظر خیلی روی
‫بهبود خونه تمرکز کرده

110
00:05:25,228 --> 00:05:27,929
‫یا قضیه اینه یا اینکه می‌خواد
‫از ناکامی‌ـش به‌خاطر گم کردن

111
00:05:27,997 --> 00:05:29,731
‫دوباره رد "دیمن" خلاص بشه

112
00:05:29,799 --> 00:05:31,233
‫با یه دیدگاه مثبت‌تر

113
00:05:31,300 --> 00:05:32,968
‫هیچ مهمون ناخوانده دیگه‌ای نداشتیم

114
00:05:33,036 --> 00:05:34,403
‫بعد از دیوونگی هفته پیش

115
00:05:34,470 --> 00:05:37,239
‫لیزی" و "جوزی" به خوبی و خوشی بی‌خبرن"

116
00:05:37,306 --> 00:05:38,874
‫که اصلا تو خطر بودن

117
00:05:38,941 --> 00:05:41,009
‫کاش من و "ریک" هم می‌تونستیم
‫همین رو بگیم

118
00:05:41,077 --> 00:05:42,978
‫اونم به اندازه من وحشت کرده بود

119
00:05:43,046 --> 00:05:47,115
‫ولی داره حواس خودش رو با تحقیق
‫روی دشمن جدیدمون پرت می‌کنه

120
00:05:47,183 --> 00:05:48,784
‫هر چیز واقعی یا ماورایی که

121
00:05:48,851 --> 00:05:50,152
‫داره دوستامون رو کنترل می‌کنه

122
00:05:50,219 --> 00:05:52,487
‫ریک" راهی برای مبارزه باهاش پیدا می‌کنه"

123
00:05:54,557 --> 00:05:56,324
‫- هی
‫- هی

124
00:05:56,392 --> 00:05:57,993
‫فقط خواستم خبر بگیرم

125
00:05:58,061 --> 00:05:59,461
‫امیدوارم امروز صبح دخترها رو
‫بیدار نکرده باشم

126
00:05:59,529 --> 00:06:01,763
‫وقتی جعبه‌ها رو از گاراژ برداشتم

127
00:06:01,831 --> 00:06:03,298
‫میشه فقط یادشون بندازی

128
00:06:03,366 --> 00:06:04,699
‫که من کل آخر هفته رو باهاشون می‌گذرونم؟

129
00:06:04,767 --> 00:06:06,168
‫اونا میدونن

130
00:06:06,235 --> 00:06:07,702
‫حالشون خوبه . بالا دارن کارتون می‌بینن

131
00:06:07,770 --> 00:06:09,638
‫بعد اینکه یه کاسه گنده شکر خوردن

132
00:06:09,705 --> 00:06:11,606
‫زندگیشون عالیه

133
00:06:11,674 --> 00:06:12,874
‫حق داری

134
00:06:12,942 --> 00:06:15,277
‫باشه . حق داری

135
00:06:15,344 --> 00:06:18,814
‫چیه؟ نمی‌خوای راجع به خوردن
‫شکر هیچی بگی؟

136
00:06:18,881 --> 00:06:21,016
‫سلین" تقریبا به‌خاطر محافظت از"
‫بچه‌هامون مرد

137
00:06:21,084 --> 00:06:24,119
‫پس مشکلی ندارم که اون
‫غذاشون رو انتخاب کنه

138
00:06:24,187 --> 00:06:25,320
‫ریک"؟"

139
00:06:25,388 --> 00:06:26,621
‫من باید برم . خداحافظ

140
00:06:26,689 --> 00:06:28,356
‫- ببخشید مزاحم شدم
‫- "هی "سلین

141
00:06:28,424 --> 00:06:29,257
‫ورقه‌های مجوز

142
00:06:29,325 --> 00:06:30,792
‫یه گردش علمی تاریخیه

143
00:06:30,860 --> 00:06:32,894
‫باشه

144
00:06:32,962 --> 00:06:35,864
‫اینا کلی جای خوب واسه پیاده‌روی
‫در میدان شهره

145
00:06:35,932 --> 00:06:37,232
‫میدونم . درسته؟

146
00:06:37,300 --> 00:06:39,301
‫وقتی بچه بودم همه چیز
‫خیلی ساده‌تر بود

147
00:06:39,368 --> 00:06:44,039
‫بعلاوه می‌خواستم بگم
‫متوجه یه چیز عجیبی شدم

148
00:06:47,310 --> 00:06:50,312
‫فکر کنم این هفته بهم زیاد پول دادید

149
00:06:50,379 --> 00:06:52,848
‫شاید قاطی شده

150
00:06:52,915 --> 00:06:54,449
‫نه ، نه . قاطی نشده

151
00:06:54,517 --> 00:06:56,585
‫من و "کرولاین" تصمیم گرفتیم که
‫حقوقت رو زیاد کنیم

152
00:06:56,652 --> 00:06:58,620
‫ممنون

153
00:06:58,688 --> 00:07:00,522
‫دلیل خاصی داشت؟

154
00:07:00,590 --> 00:07:04,059
‫بهم اعتماد کن . خودت بدست آوردیش

155
00:07:17,039 --> 00:07:20,575
‫"کاترین"

156
00:07:20,643 --> 00:07:23,245
‫نه

157
00:07:26,582 --> 00:07:28,717
‫من "الینا" هستم

158
00:07:28,784 --> 00:07:31,319
‫من "دیمن" هستم

159
00:07:31,387 --> 00:07:33,822
‫با دوست‌پسرم دعوام شده

160
00:07:33,890 --> 00:07:35,223
‫میشه بپرسم راجع به چی؟

161
00:07:35,291 --> 00:07:36,992
‫زندگی ، آینده

162
00:07:37,059 --> 00:07:38,393
‫واسه کلش برنامه ریخته

163
00:07:38,461 --> 00:07:40,695
‫تو دلت نمی‌خواد؟

164
00:07:40,763 --> 00:07:42,097
‫من نمیدونم چی می‌خوام

165
00:07:42,165 --> 00:07:43,932
‫خب ، واقعیت نداره

166
00:07:44,000 --> 00:07:45,133
‫"تو چیزی رو می‌خوای که همه می‌خوان"

167
00:07:45,201 --> 00:07:46,401
‫تو چیزی رو می‌خوای که همه می‌خوان

168
00:07:46,469 --> 00:07:47,502
‫بهم بگو

169
00:07:47,570 --> 00:07:49,605
‫من چی می‌خوام؟

170
00:07:50,773 --> 00:07:53,408
‫چرا همش چرت میزنه؟

171
00:07:53,476 --> 00:07:55,777
‫من؟

172
00:07:55,845 --> 00:07:58,046
‫دوست دارم چشم‌های جدیدم رو
‫باز نگه دارم

173
00:07:58,114 --> 00:07:59,447
‫بعد اینکه چند ۱۰۰ سالی

174
00:07:59,515 --> 00:08:01,583
‫رو با حدقه چشم چروک بگذرونی

175
00:08:01,651 --> 00:08:04,219
‫زیر جایی که ابروها باید قرار داشته باشن

176
00:08:04,287 --> 00:08:09,090
‫اون‌وقت به‌خاطر استفاده از تمام
‫بخش‌های بدنت لذت می‌بری

177
00:08:13,629 --> 00:08:16,131
‫تو حتی بیشتر ناامیدم کردی

178
00:08:16,199 --> 00:08:17,899
‫اصلا نتونستم وارد سرت بشم

179
00:08:17,967 --> 00:08:20,335
‫نه از روزی که ملاقات کردیم

180
00:08:20,403 --> 00:08:22,370
‫خب ، اون روز من برای حمله تو آماده نبودم

181
00:08:22,438 --> 00:08:24,239
‫حالا آماده‌ام

182
00:08:24,307 --> 00:08:25,941
‫به‌هرحال نمیدونم چرا غر میزنی

183
00:08:26,008 --> 00:08:27,142
‫اراده من در پایین‌ترین سطحه

184
00:08:27,210 --> 00:08:28,543
‫من تقریبا هر کاری بگی می‌کنم

185
00:08:28,611 --> 00:08:30,178
‫حتی وقتی دلم نخواد

186
00:08:30,246 --> 00:08:34,249
‫اون "تقریبا" توی جمله‌ات هست
‫که اذیتم می‌کنه

187
00:08:34,317 --> 00:08:36,151
‫بیا اینجا

188
00:08:40,823 --> 00:08:42,224
‫یالا

189
00:08:42,291 --> 00:08:44,893
‫فقط یه نگاه

190
00:08:53,703 --> 00:08:55,437
‫بالاخره که تسلیم میشی

191
00:08:55,504 --> 00:08:57,339
‫واژه "نهایتا" شاید یه مدتی طول بکشه

192
00:08:57,406 --> 00:09:01,009
‫رکورد قبلی من برای شکنجه ۷۰ سال بود
‫و عوض هم میشه

193
00:09:01,077 --> 00:09:02,777
‫راستی اون یکی یارو اول پلک زد
‫<font color="#ff۸۰۰۰">(تسلیم شد)</font>

194
00:09:02,845 --> 00:09:04,446
‫تو هم الان یه‌کم پلک زدی

195
00:09:04,513 --> 00:09:07,716
‫چشمم به یه لقمه خوشمزه توی
‫سرت افتاد . یه اسم

196
00:09:07,783 --> 00:09:09,551
‫سارا نلسون" کیه؟"

197
00:09:09,619 --> 00:09:11,486
‫نمیدونم . برام مهم نیست

198
00:09:11,554 --> 00:09:13,822
‫دهانت می‌تونه دروغ بگه
‫ولی ناخودآگاهت نمی‌تونه

199
00:09:13,889 --> 00:09:16,191
‫سارا نلسون"...چرا بهش احساس"
‫تعلق می‌کنی؟

200
00:09:16,259 --> 00:09:19,561
‫شاید اون مال اون برنامه اپرای تلویزیونی باشه
‫که عاشقشم

201
00:09:19,629 --> 00:09:20,795
‫بازم دروغ

202
00:09:20,863 --> 00:09:22,897
‫برات یه معنایی داره

203
00:09:24,500 --> 00:09:26,801
‫بلند شو خوابالو

204
00:09:26,869 --> 00:09:30,105
‫وقت خوش‌گذرونیه

205
00:09:30,172 --> 00:09:33,141
‫خب ، رئیست چه نظری راجع به
‫سرگرمی روزانه‌ات داره که

206
00:09:33,209 --> 00:09:34,809
‫گزارش‌های جنایی رو ردیابی می‌کنی؟

207
00:09:34,877 --> 00:09:37,946
‫بهش گفتم این‌کارـم شبیه یه نمونه
‫تاریک سایت "پینتِرِست"ـه

208
00:09:39,382 --> 00:09:42,050
‫اون کلوچه‌ها رو تو اتاق استراحت دیدی؟

209
00:09:42,118 --> 00:09:43,518
‫اونا رو از حراج نانوایی دخترها گرفتم

210
00:09:43,586 --> 00:09:44,853
‫گرسنه نیستم . مرسی

211
00:09:44,920 --> 00:09:46,988
‫خب "بانی" ، باید یه چیزی بخوری

212
00:09:47,056 --> 00:09:48,590
‫بعدا می‌خورم

213
00:09:48,658 --> 00:09:49,991
‫الان باید دنبال

214
00:09:50,059 --> 00:09:52,560
‫جنایت‌هایی دورتر از "تِنِسی" باشیم

215
00:09:52,628 --> 00:09:55,330
‫شاید این چند روزه سفر کرده باشن

216
00:09:55,398 --> 00:09:57,265
‫باشه . شعاع جستجو رو بیشتر می‌کنم

217
00:09:57,333 --> 00:09:59,801
‫"مخصوصا الان که میدونیم "اِنزو
‫از خودش سرنخ به‌جا میذاره

218
00:09:59,869 --> 00:10:01,936
‫پس چرا دیگه چیزی نذاشته؟

219
00:10:02,004 --> 00:10:03,305
‫خب ، "اِنزو" یه مامور دوجانبه است

220
00:10:03,372 --> 00:10:05,206
‫پس فکر می‌کنم نیاز به زمان مناسب داره

221
00:10:06,208 --> 00:10:08,476
‫"اونجا "کارولینای شمالی

222
00:10:08,544 --> 00:10:11,413
‫۲تا قتل در دو شهر مختلف همین امروز صبح

223
00:10:11,480 --> 00:10:13,615
‫آره و هر دو زن به‌خاطر زخم گردن مردن

224
00:10:13,683 --> 00:10:16,351
‫چیز عجیبی تو صحنه جرم پیدا شده؟

225
00:10:16,419 --> 00:10:19,321
‫تا الان فقط اسم قربانی‌ها رو پیدا کردن

226
00:10:19,388 --> 00:10:21,389
‫یکیش "سارا نلسون مک‌گوان"ـه

227
00:10:22,425 --> 00:10:24,059
‫چی؟

228
00:10:24,126 --> 00:10:27,851
‫و دومین قربانی هم
‫سارا جِین نلسون"ـه"

229
00:10:29,031 --> 00:10:31,433
‫فکر کنم "اِنزو" زمان مناسب رو انتخاب کرده

230
00:10:31,500 --> 00:10:32,967
‫چرا این رو میگی؟

231
00:10:33,035 --> 00:10:34,536
‫چون یه "سارا نلسون" دیگه

232
00:10:34,603 --> 00:10:35,870
‫تو "کارولینای شمالی" زندگی می‌کنه

233
00:10:35,938 --> 00:10:37,839
‫اسم واقعیش "سارا سالواتور" است

234
00:10:37,907 --> 00:10:40,809
‫اون آخرین فامیل زنده منه

235
00:10:40,876 --> 00:10:43,011
‫مگه اینکه "دیمن" اول بره سراغش

236
00:10:52,173 --> 00:10:55,210
‫مادر سارا در سال ۱۹۹۴ دوست‌دختر
‫زک سالواتور" بود"

237
00:10:55,235 --> 00:10:56,969
‫وایسا . فکر کنم این داستان رو میدونم

238
00:10:57,037 --> 00:10:59,605
‫دیمن" یه زن حامله رو کشت"
‫بدترین کاری که تا حالا کرده

239
00:10:59,673 --> 00:11:00,906
‫جای بحث داره

240
00:11:00,974 --> 00:11:02,241
‫ولی لیستمون رو کوتاه می‌کنه

241
00:11:02,309 --> 00:11:04,543
‫"بچه زنده موند . با نام "سارا نلسون
‫بزرگ شد

242
00:11:04,611 --> 00:11:07,146
‫استفن" مطمئن شد بچه رو یه خانواده"
‫خوب به فرزندی بگیرن

243
00:11:07,214 --> 00:11:09,582
‫و بهش یه حساب سپرده داد
‫و در امان نگهش داشت

244
00:11:09,650 --> 00:11:11,651
‫- خب ، چرا "دیمن" باید بره سراغ سارا؟
‫- نمیره

245
00:11:11,718 --> 00:11:13,052
‫حتی نمیدونه که اون وجود داره

246
00:11:13,120 --> 00:11:14,387
‫"ولی سارا و "اِنزو

247
00:11:14,454 --> 00:11:16,022
‫یه مدت باهم دوست بودن

248
00:11:16,089 --> 00:11:17,723
‫پس فکر می‌کنی این ایده "اِنزو" بوده

249
00:11:17,791 --> 00:11:20,626
‫ببین ، من نمی‌خوام ذهنش رو بخونم . فقط...

250
00:11:20,694 --> 00:11:22,828
‫دارم سعی می‌کنم سارا رو نجات بدم . همین

251
00:11:33,340 --> 00:11:35,474
‫هر وقت به "رالی" نزدیک شدیم بگو

252
00:11:38,011 --> 00:11:40,012
‫هاروی" کجاست؟"

253
00:11:40,080 --> 00:11:42,748
‫استخوان‌هاش رو برای آزمایش دی‌ان‌اِی فرستادم

254
00:11:42,816 --> 00:11:44,583
‫شبیه کار دانشمندهاست

255
00:11:44,651 --> 00:11:47,687
‫خب ، چرا تو با دوست کارآموزت
‫در "واشنگتون" نیستی؟

256
00:11:47,754 --> 00:11:49,722
‫چند نفر واقعا نیازه تا در کتابخانه کنگره

257
00:11:49,790 --> 00:11:52,324
‫درباره اسطوره‌شناسی یونان مطالعه کنن؟

258
00:11:52,392 --> 00:11:54,427
‫تا حالا درباره عبارت "انتشار یا نابودی" شنیدی؟

259
00:11:54,494 --> 00:11:56,262
‫ببین ، شماها کمکم کنید
‫به عنوان مدیر بنیاد اسلحه‌خانه

260
00:11:56,329 --> 00:11:58,164
‫سِینت جان" نابود نشم"

261
00:11:58,231 --> 00:11:59,532
‫و منم کارآموزی شما رو توسعه میدم

262
00:11:59,599 --> 00:12:01,200
‫- به نفع دو طرفه
‫- خب...

263
00:12:01,268 --> 00:12:03,803
‫واقعا می‌خوای یه مقاله راجع به
‫سایرن"ها چاپ کنی؟"

264
00:12:03,870 --> 00:12:04,837
‫بیخیال

265
00:12:04,905 --> 00:12:06,439
‫چرا اینقدر عجله داری؟

266
00:12:06,506 --> 00:12:07,807
‫بهش میگن ضرب‌العجل تمکین

267
00:12:07,874 --> 00:12:09,308
‫خب پس چرا هنوز اینجا می‌پلکی

268
00:12:09,376 --> 00:12:11,043
‫به جای اینکه مثل بقیه ما تحقیق کنی؟

269
00:12:11,111 --> 00:12:14,046
‫هنوز باید ببینم که شما وظیفه تحقیقی‌ـتون
‫رو جدی می‌گیرید یا نه

270
00:12:14,114 --> 00:12:15,381
‫من اینجام چون این اتاق

271
00:12:15,449 --> 00:12:18,617
‫عملا در اطلاعات دست‌نخورده دفن شده

272
00:12:18,685 --> 00:12:20,119
‫این رو ببین : "الان دیواری وجود دارد

273
00:12:20,187 --> 00:12:22,121
‫که قبلا وجود نداشت

274
00:12:22,189 --> 00:12:23,789
‫دوستانم مرا فراموش کردند
‫اگرچه من می‌توانم

275
00:12:23,857 --> 00:12:27,393
‫- "صدایش را بلندتر از همیشه بشنوم
‫- صدایش

276
00:12:27,461 --> 00:12:28,928
‫پس نظریه تو اینه که

277
00:12:28,995 --> 00:12:31,897
‫هاروی" داشته صدای یه "سایرن" واقعی"
‫رو میشنیده؟

278
00:12:31,965 --> 00:12:34,467
‫مثل یه موجود ماورایی؟

279
00:12:34,534 --> 00:12:36,502
‫این نظریه نیست . فقط یه داده است

280
00:12:36,570 --> 00:12:38,904
‫بیناییم داره بهتر میشه

281
00:12:38,972 --> 00:12:40,439
‫یا واقعا این رو امروز راحت‌تر میشه خوند؟

282
00:12:40,507 --> 00:12:41,907
‫یه‌کم تمیزش کردم

283
00:12:41,975 --> 00:12:43,342
‫حالا می‌تونی گوشه بالایی رو بخونی

284
00:12:46,980 --> 00:12:49,081
‫"میانه تابستان ۱۷۹۰"

285
00:12:49,149 --> 00:12:52,017
‫۱۷۹۰؟

286
00:12:52,085 --> 00:12:54,019
‫این تاریخ رو جایی دیدم

287
00:12:54,087 --> 00:12:55,621
‫اتاق آرشیو

288
00:12:55,689 --> 00:12:57,022
‫دیدی؟

289
00:12:57,090 --> 00:12:58,424
‫کاملا دارم کمک می‌کنم

290
00:12:58,492 --> 00:13:00,259
‫"خفه‌شو "جورجی

291
00:13:00,527 --> 00:13:02,628
‫۲۰سوالی

292
00:13:02,696 --> 00:13:04,463
‫- بگو
‫- خب ، دارم به یه نفر فکر می‌کنم

293
00:13:04,531 --> 00:13:06,899
‫به شدت خوشتیپ‌ـه . لهجه‌اش جذابه

294
00:13:06,967 --> 00:13:10,002
‫و می‌تونه فوق‌العاده‌ترین خلبان بشه

295
00:13:10,070 --> 00:13:13,305
‫اگه از شر عقده فدا کردن خودش خلاص بشه

296
00:13:13,373 --> 00:13:14,873
‫اینجوری ۲۰ سوالی بازی نمی‌کنن

297
00:13:14,941 --> 00:13:16,141
‫به‌هرحال جوابت

298
00:13:16,209 --> 00:13:18,077
‫یا عیسی مسیح‌ـه یا من

299
00:13:18,144 --> 00:13:20,446
‫بار دوم درست جواب دادی

300
00:13:20,513 --> 00:13:22,081
‫چرا در مقابل دستورات مقاومت می‌کنی؟

301
00:13:22,148 --> 00:13:23,515
‫من در مقابل هیچی مقاومت نمی‌کنم

302
00:13:23,583 --> 00:13:25,117
‫من اینجام دنبال "سارا نلسون" هستم

303
00:13:25,185 --> 00:13:26,719
‫همراه با تو طبق دستور

304
00:13:26,786 --> 00:13:29,206
‫این وسط کجا دارم مقاومت می‌کنم؟

305
00:13:29,231 --> 00:13:30,856
‫آره . تو اینجایی ولی حواست پرته

306
00:13:30,924 --> 00:13:32,558
‫"اصلا خوش نمی‌گذرونی "اِنزو

307
00:13:32,625 --> 00:13:34,193
‫به طرزی غیرممکن محتاجی

308
00:13:34,260 --> 00:13:37,663
‫نه . به شدت دارم مشارکت می‌کنم
‫و می‌خوام تو هم مثل من باشی

309
00:13:37,731 --> 00:13:39,932
‫یالا رفیق ، ما نهایتا واسه ۱بار هم که شده
‫یه وظیفه راحت داریم

310
00:13:40,000 --> 00:13:41,533
‫یعنی دنبال کردن زن‌های غیرمظنون

311
00:13:41,601 --> 00:13:44,403
‫که اتفاقی همه‌شون یه اسم دارن؟

312
00:13:44,471 --> 00:13:46,271
‫چرا نمی‌تونی از تغییر سرعت لذت ببرِی؟

313
00:13:46,339 --> 00:13:48,807
‫چون دارم فکر می‌کنم خانم رئیس
‫تو چه فکریه

314
00:13:48,875 --> 00:13:50,409
‫چرا یهو تو نقشه استادانه و مرموزش

315
00:13:50,477 --> 00:13:52,344
‫زده روی دکمه توقف؟

316
00:13:52,412 --> 00:13:54,113
‫آروم . یه اولویت دیگه داره

317
00:13:54,180 --> 00:13:55,214
‫حال تو رو جا بیاره

318
00:13:55,281 --> 00:13:56,515
‫حالش رو گرفتی . حالا اونم

319
00:13:56,583 --> 00:13:57,983
‫می‌خواد حال تو رو بگیره

320
00:13:58,051 --> 00:13:59,918
‫چرا میری عصبانی‌ـش می‌کنی؟

321
00:13:59,986 --> 00:14:02,888
‫چرا اینقدر ازش می‌ترسی
‫اونم بدون احساساتت؟

322
00:14:02,956 --> 00:14:04,590
‫من خیلی از خودش نمی‌ترسم

323
00:14:04,657 --> 00:14:06,291
‫از اون رویت ابدی و جهنمی می‌ترسم

324
00:14:06,359 --> 00:14:08,193
‫که وقتی رفت توی سرم نشونم داد

325
00:14:08,261 --> 00:14:09,428
‫بهش میگن بازی ذهنی

326
00:14:09,496 --> 00:14:10,763
‫هیچی‌ـش واقعی نیست

327
00:14:10,830 --> 00:14:13,265
‫من با تمام نظراتت مخالفم

328
00:14:13,333 --> 00:14:15,000
‫اوناهاش

329
00:14:17,003 --> 00:14:18,771
‫"سارا نلسون"

330
00:14:18,838 --> 00:14:20,672
‫فکر کردم کلاس یوگا هیچ‌وقت تموم نمیشه

331
00:14:20,740 --> 00:14:22,808
‫یه آقای محترم اول خودش رو معرفی می‌کنه

332
00:14:22,876 --> 00:14:24,376
‫"دیمن سالواتور"

333
00:14:24,444 --> 00:14:28,013
‫میشه یه جای خصوصی حرف بزنیم
‫خانم "نلسون"؟

334
00:14:29,115 --> 00:14:31,450
‫چرا اینقدر رسمی هستی آقای "سِینت جان"؟

335
00:14:31,518 --> 00:14:33,952
‫نزاکتمون رو از دست دادیم

336
00:14:34,020 --> 00:14:35,621
‫فکر کردم دوباره برگردونم‌ـش

337
00:14:40,960 --> 00:14:44,763
‫خوشحالم اوقاتمون باهم بهت یاد داد که
‫از خودت دفاع کنی

338
00:14:44,831 --> 00:14:46,565
‫شانس آوردی که فقط یه دوز
‫شاه‌پسند دارم

339
00:14:46,633 --> 00:14:48,133
‫وگرنه تو هم باهاش میفتادی روی زمین

340
00:14:48,201 --> 00:14:49,334
‫من هر روز می‌خورمش

341
00:14:49,402 --> 00:14:50,736
‫پس اصلا سعی نکن مجبورم کنی

342
00:14:50,804 --> 00:14:52,037
‫نه . تو باید با موافقت خودت

343
00:14:52,105 --> 00:14:53,238
‫از شهر بری

344
00:14:53,306 --> 00:14:56,008
‫پاسپورت داری؟

345
00:14:56,076 --> 00:14:58,010
‫می‌بینم هنوزم اجاره‌نشین هستی

346
00:14:58,078 --> 00:15:00,379
‫نمی‌تونم هزینه خریدن رو بدم
‫بعد اینکه بهم گفتی پولای حسابم

347
00:15:00,447 --> 00:15:02,614
‫از طرف "سالواتور"‌ها میاد
‫دیگه چک‌هام رو نقد نکردم

348
00:15:02,682 --> 00:15:04,983
‫نمی‌خواستم از هیچ قاتل سریالی پول بگیرم

349
00:15:10,658 --> 00:15:12,192
‫اینجا چی‌کار می‌کنین؟

350
00:15:17,198 --> 00:15:19,199
‫منم از دیدنت خوشحالم

351
00:15:20,401 --> 00:15:21,935
‫سلام عشقم

352
00:15:26,596 --> 00:15:29,150
‫یادت باشه ما دنبال چیزهایی هستیم
‫که قبل از

353
00:15:29,197 --> 00:15:31,719
‫- سال ۱۸۰۰ رسیدن
‫- خیلی هستن

354
00:15:31,744 --> 00:15:34,646
‫می‌تونیم عملا کل شب اینجا باشیم

355
00:15:37,683 --> 00:15:39,751
‫منتظر یه تماس مهمی؟

356
00:15:39,819 --> 00:15:41,707
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫تماسی از سمت پرستار رو از دست ندم

357
00:15:41,763 --> 00:15:44,293
‫اون‌وقت این پرستار جذاب
‫هر چند وقت یک‌بار بهت پیام میده؟

358
00:15:44,318 --> 00:15:46,421
‫بچه‌ها امروز به سفر علمی رفتن
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم

359
00:15:46,446 --> 00:15:48,074
‫- سالم برسن خونه
‫- من بودم حرص نمی‌خوردم

360
00:15:48,117 --> 00:15:49,386
‫مطمئنم پرستار جذاب مراقب کارت هست

361
00:15:49,411 --> 00:15:51,045
‫- اون جذاب نیست
‫- میدونم

362
00:15:51,059 --> 00:15:53,093
‫تو رئیس‌ـش هستی
‫پس متوجه نشدی چقدر جذابه؟

363
00:15:53,161 --> 00:15:54,494
‫همون ماجرای قدیمی؟

364
00:15:54,562 --> 00:15:57,130
‫لطفا روی تحقیق تمرکز کن

365
00:15:57,198 --> 00:15:59,800
‫واقعا نمیدونم چرا این آرشیو
‫لیاقت این همه

366
00:15:59,867 --> 00:16:02,402
‫هیجان عجیب تو رو داره

367
00:16:02,470 --> 00:16:05,172
‫۱۲ژوئن ۱۷۹۰ روزی بود

368
00:16:05,240 --> 00:16:06,874
‫که اسلحه‌خانه یه محموله مرموز

369
00:16:06,942 --> 00:16:08,809
‫از شهر "میستیک‌فالز" دریافت کرد

370
00:16:08,877 --> 00:16:11,312
‫میانه تابستان ۱۷۹۰"

371
00:16:11,379 --> 00:16:12,580
‫ما صندوق را به سردابه بردیم

372
00:16:12,647 --> 00:16:14,648
‫شیء آن بالای زمین مانده بود

373
00:16:14,716 --> 00:16:15,916
‫"به‌خاطر امنیت

374
00:16:15,984 --> 00:16:17,618
‫قبول کن مهارت‌های ترمیم من

375
00:16:17,686 --> 00:16:19,653
‫من رو برات حیاتی کرده

376
00:16:19,721 --> 00:16:22,223
‫شیء دوم ۲۱ ژوئن ۱۷۹۰"

377
00:16:22,290 --> 00:16:25,559
‫"شیء مال سال ۲۲۰۰ قبل از میلاد بود

378
00:16:25,627 --> 00:16:28,996
‫یعنی تا حالا درباره هیچی با این قدمت
‫تحقیق نکردم

379
00:16:29,064 --> 00:16:31,131
‫یعنی چیزی که اینقدر عجیب باشه

380
00:16:31,199 --> 00:16:32,866
‫ولی نه عجیب‌تر از سردابه‌ای که

381
00:16:32,934 --> 00:16:34,702
‫یه موجود ماورایی داشته

382
00:16:34,769 --> 00:16:36,437
‫شاید یه "سایرن"؟

383
00:16:36,504 --> 00:16:38,205
‫تلاش خوبی بود

384
00:16:38,273 --> 00:16:40,908
‫و به‌خاطر هیجان عجیبم
‫من با اینجا تناسب دارم

385
00:16:40,976 --> 00:16:43,711
‫فقط تو اسلحه‌خانه هست
‫که با خط میخی

386
00:16:43,778 --> 00:16:45,312
‫خط خطی می‌کنن

387
00:16:47,315 --> 00:16:49,450
‫من قبلا اون نماد رو دیدم

388
00:16:51,720 --> 00:16:54,421
‫- الان نمی‌تونم باهاش کار کنم
‫- خوبی؟

389
00:16:54,489 --> 00:16:56,390
‫وایسا . کجا میری؟

390
00:16:58,260 --> 00:17:00,261
‫هی ، چه خبر؟

391
00:17:00,328 --> 00:17:00,953
‫وقت بدیه؟

392
00:17:00,978 --> 00:17:02,720
‫نه . فقط دارم به آیین کاری
‫جشن ۱۰۰۰ ساله

393
00:17:02,764 --> 00:17:05,432
‫عادت می‌کنم . چی شده؟
‫از داخل یه چاه تماس می‌گیری؟

394
00:17:05,500 --> 00:17:07,935
‫نه . ما در آپارتمان سارا هستیم
‫الان اومدم بیرون تا به

395
00:17:08,003 --> 00:17:09,336
‫بانی" و "اِنزو" یه‌کم فضا بدم"

396
00:17:09,404 --> 00:17:10,738
‫- وایسا . "اِنزو" رو پیدا کردید؟
‫- به زحمت

397
00:17:10,805 --> 00:17:12,506
‫اول فکر کردم می‌خواد فرار کنه

398
00:17:12,574 --> 00:17:15,175
‫ولی بعد موند و حرف زد

399
00:17:15,243 --> 00:17:17,478
‫- خب ، چطور تونست؟
‫- فکر کنم اراده راسخ

400
00:17:17,545 --> 00:17:19,546
‫داره با یه‌جور کنترل ذهنی مبارزه می‌کنه

401
00:17:19,614 --> 00:17:22,182
‫یعنی حتی به "بانی" نگاه هم نمی‌کنه

402
00:17:25,687 --> 00:17:26,920
‫پس جدیدا اینطوری شدی؟

403
00:17:26,988 --> 00:17:28,989
‫سکوت طولانی و پیام‌های رمزی؟

404
00:17:29,057 --> 00:17:30,457
‫اونقدرا هم رمزی نبود

405
00:17:30,525 --> 00:17:32,526
‫- فهمیدیش ، نه؟
‫- نه خیلی

406
00:17:32,594 --> 00:17:34,828
‫ولی می‌تونستی کلمه "سایرن" رو بنویسی

407
00:17:34,896 --> 00:17:36,430
‫خب ، معما تو همینه

408
00:17:36,498 --> 00:17:38,399
‫هر چه افکارم خاص‌تر باشن

409
00:17:38,466 --> 00:17:40,301
‫اون بیشتر می‌تونه از نظر روانی وارد بشه

410
00:17:40,368 --> 00:17:43,737
‫داریم راجع به یه "سایرن" زنده
‫حرف میزنیم ، نه؟

411
00:17:43,805 --> 00:17:46,006
‫مثل پری دریایی‌های هیولایی که
‫برای دریانوردها آواز می‌خونن؟

412
00:17:46,074 --> 00:17:47,174
‫نه . اون دم ماهی نداره

413
00:17:47,242 --> 00:17:48,709
‫ولی از شنا خوشش میاد

414
00:17:48,777 --> 00:17:50,544
‫- از تو چی می‌خواد؟
‫- تا جایی که می‌تونم بگم

415
00:17:50,612 --> 00:17:53,113
‫اون ۲تا سرباز وفادار می‌خواد تا
‫براش غذا ببرن

416
00:17:53,181 --> 00:17:54,782
‫تو ندیدی قبل اینکه از گوشت ۸۷ قربانی

417
00:17:54,849 --> 00:17:56,183
‫تغذیه کنه چه شکلی بود

418
00:17:56,251 --> 00:17:58,485
‫- خوشگل نبود
‫- چرا تو و "دیمن"؟

419
00:17:58,553 --> 00:18:00,154
‫وقتی نیاز به غذا داشت
‫ما توی سردابه بودیم

420
00:18:00,221 --> 00:18:02,056
‫نمیدونم "بانی" . واقعا کاش میدونستم

421
00:18:02,123 --> 00:18:03,857
‫باشه . نقطه ضعفش چیه؟
‫چطور جلوش رو بگیریم؟

422
00:18:03,925 --> 00:18:08,329
‫امیدوارم این رو بقیه تشخیص بدن

423
00:18:08,396 --> 00:18:10,164
‫من خودم کاملا سرم گرمه

424
00:18:10,231 --> 00:18:12,800
‫خودم رو مخفی نگه دارم

425
00:18:12,867 --> 00:18:15,269
‫باید زودی برگردم پیش‌ـش

426
00:18:15,337 --> 00:18:16,236
‫چی؟

427
00:18:16,304 --> 00:18:17,738
‫چرا؟ الان در امانی

428
00:18:17,806 --> 00:18:20,874
‫نیستم . اگه اینجا بمونم شما هم
‫در امان نیستید

429
00:18:20,942 --> 00:18:22,142
‫"اِنزو"

430
00:18:22,210 --> 00:18:25,913
‫نه ، نکن . نکن

431
00:18:25,980 --> 00:18:29,783
‫نمی‌تونم به خودم اجازه بدم
‫به این فکر کنم که تو چقدر مهمی

432
00:18:29,851 --> 00:18:32,753
‫من مهم هستم؟

433
00:18:32,821 --> 00:18:35,889
‫- این روزها گفتنش سخته
‫- ببین ، موقعیتم رو درک کن

434
00:18:35,957 --> 00:18:37,958
‫دشمن وارد ذهنم شده

435
00:18:38,026 --> 00:18:39,326
‫از نظر ذهنی بهم حمله می‌کنه

436
00:18:39,394 --> 00:18:41,395
‫دنبال راه‌هاییه تا من رو مطیع کنه

437
00:18:41,463 --> 00:18:43,197
‫واسه همین سارا یه هدفه؟

438
00:18:43,264 --> 00:18:45,232
‫می‌ترسم همینطور باشه

439
00:18:45,300 --> 00:18:47,034
‫بازجوی من ولم نمی‌کنه تا اینکه

440
00:18:47,102 --> 00:18:48,969
‫یه اسم بامعنی بهش بدم

441
00:18:49,037 --> 00:18:51,805
‫الان فقط می‌تونم سعی کنم سارا
‫رو به کشتن ندم

442
00:18:51,873 --> 00:18:53,207
‫ببین ، من فهمیدم

443
00:18:53,274 --> 00:18:54,675
‫تو فامیل گمشده منی

444
00:18:54,743 --> 00:18:56,577
‫حس بدی داری که اوضاع اینجوری شده

445
00:18:56,644 --> 00:18:58,045
‫بالاخره همدیگه رو ملاقات کردیم

446
00:18:58,113 --> 00:18:59,713
‫چیز دیگه‌ای؟

447
00:18:59,781 --> 00:19:02,316
‫خب ، امیدوار بودم کمتر از دستم
‫عصبانی باشی

448
00:19:02,384 --> 00:19:03,617
‫که سعی کردم در امان نگه‌ـت دارم

449
00:19:03,685 --> 00:19:05,386
‫تو عصبانی نمی‌شدی اگه یه غریبه

450
00:19:05,453 --> 00:19:08,989
‫برای ۱۸ سال با دروغ و اجبار
‫زندگیت رو کنترل می‌کرد؟

451
00:19:09,057 --> 00:19:10,424
‫میدونم شوکه شدی
‫من مشکلات اعتماد دارم

452
00:19:10,492 --> 00:19:12,292
‫ولی جز با "اِنزو" اینجا رو با کس دیگه‌ای
‫ترک نمی‌کنم

453
00:19:12,360 --> 00:19:15,162
‫حداقل اون می‌خواد من خودم تصمیم بگیرم

454
00:19:17,432 --> 00:19:20,167
‫هنوز باید وسایل دوربینم رو جمع کنم

455
00:19:20,235 --> 00:19:21,769
‫من باهاش می‌مونم تا شماها
‫سوار ماشین بشید

456
00:19:21,836 --> 00:19:23,404
‫باشه . وقتی از در جلویی رفتیم
‫بهت پیام میدیم

457
00:19:23,471 --> 00:19:24,505
‫زود باش

458
00:19:26,608 --> 00:19:28,475
‫باید سریع بریم

459
00:19:28,543 --> 00:19:30,077
‫انتظار دارم اسیرکننده‌ام
‫الان منتظرم باشه

460
00:19:30,145 --> 00:19:31,278
‫و در تعجب باشه که کجا رفتم

461
00:19:31,346 --> 00:19:33,514
‫چرا نمی‌تونی برنگردی؟

462
00:19:33,581 --> 00:19:34,915
‫چرا نمی‌تونی باهاش مبارزه کنی؟

463
00:19:34,983 --> 00:19:36,250
‫من دارم باهاش مبارزه می‌کنم

464
00:19:36,317 --> 00:19:38,051
‫هر لحظه ، هر روز

465
00:19:38,119 --> 00:19:39,720
‫افکار درونیم رو مخفی کردم تا باورش بشه

466
00:19:39,788 --> 00:19:41,722
‫چیزی وجود نداره تا علیه من استفاده کنه

467
00:19:41,790 --> 00:19:44,458
‫باید برگردم تا همچنان وانمود کنم . می‌فهمی؟

468
00:19:44,526 --> 00:19:45,959
‫آره

469
00:19:53,568 --> 00:19:55,102
‫و نه

470
00:20:02,577 --> 00:20:04,945
‫لیزی" ، فقط کسایی که"
‫خواهرهاشون رو نمیزنن

471
00:20:05,013 --> 00:20:07,214
‫به جشن میرن ، خب؟

472
00:20:07,282 --> 00:20:09,950
‫دوستت دارم . حالا لطفا گوشی رو
‫"بده به "سلین

473
00:20:10,018 --> 00:20:11,685
‫سلین" ، مامان می‌خواد"...

474
00:20:17,792 --> 00:20:20,127
‫چکار می‌کنی؟

475
00:20:20,195 --> 00:20:21,595
‫بهم گفتن خوش بگذرونم

476
00:20:23,031 --> 00:20:24,731
‫نه

477
00:20:24,799 --> 00:20:27,167
‫نه

478
00:20:32,841 --> 00:20:34,341
‫کرولاین" همون دوست‌دختری نیست"

479
00:20:34,409 --> 00:20:36,043
‫که سعی کرد من رو به قتل برسونه؟

480
00:20:36,110 --> 00:20:38,278
‫که معلومه واسه جدایی کافی نبود

481
00:20:38,346 --> 00:20:39,862
‫ببین ، اون روز خودش نبود

482
00:20:39,888 --> 00:20:42,883
‫ولی الان بهتره . پس باید
‫باهم بزنیم به جاده؟

483
00:20:42,951 --> 00:20:44,551
‫نه . مرسی

484
00:20:47,088 --> 00:20:50,757
‫دیمن" ، نکن . نکن"

485
00:20:50,825 --> 00:20:53,894
‫- فکر کردم بهت گفتم ولم کنی
‫- نمی‌تونم

486
00:20:53,962 --> 00:20:56,430
‫و نمی‌تونی اون رو بکشی
‫اون بخشی از خانواده ماست

487
00:20:56,498 --> 00:20:58,465
‫"خانواده ما مرده "استفن
‫از جمله من و تو

488
00:20:58,533 --> 00:21:02,936
‫اون دختر عمو "زک"ـه
‫اسمش "سارا سالواتور" هست

489
00:21:03,004 --> 00:21:04,004
‫غیرممکنه

490
00:21:04,072 --> 00:21:05,939
‫گوش کن . آخرین‌باری که دیدمت

491
00:21:06,007 --> 00:21:07,474
‫داشتی مثل دیوونه‌ها حرف میزدی

492
00:21:07,542 --> 00:21:09,576
‫گفتی سرنوشت‌ـت با شرارت‌هات رقم خورده

493
00:21:09,644 --> 00:21:11,445
‫من اینجام که بگم اشتباه می‌کنی

494
00:21:11,513 --> 00:21:14,948
‫سرنوشت‌ـت این نیست که به
‫"جهنم بری "دیمن

495
00:21:15,016 --> 00:21:18,118
‫می‌خوای بدونی چرا؟

496
00:21:20,088 --> 00:21:22,189
‫سریع حرف بزن

497
00:21:29,830 --> 00:21:31,197
‫روی این سنگ‌فرش‌ها

498
00:21:31,265 --> 00:21:32,565
‫سیگار پیدا می‌کنم؟

499
00:21:32,854 --> 00:21:36,290
‫کارم تو مخفی کردن چیزها از این بهتره

500
00:21:38,465 --> 00:21:43,688
‫ببین ، اگه بخوای تو محیط
‫دانشگاهی جدی بگیرنت

501
00:21:43,755 --> 00:21:47,758
‫باید با ادب بیشتری از اتاق خارج بشی

502
00:21:47,826 --> 00:21:49,760
‫باشه . یه چیزی نشونت میدم

503
00:21:49,828 --> 00:21:52,497
‫این برعکس ادبه

504
00:21:52,564 --> 00:21:54,899
‫آروم باش

505
00:21:57,736 --> 00:22:01,639
‫این نشون میده راجع به تحقیقم جدی هستم؟

506
00:22:02,875 --> 00:22:04,609
‫حدس میزنم اینجا یه داستانی وجود داره

507
00:22:04,676 --> 00:22:06,244
‫بستگی داره

508
00:22:08,247 --> 00:22:11,082
‫به جهنم اعتقاد داری؟

509
00:22:11,149 --> 00:22:13,451
‫یعنی یه جای آتشین که در اون
‫شخصی به نام شیطان حکومت می‌کنه؟

510
00:22:13,519 --> 00:22:17,054
‫فکر کنم عادلانه‌ست که بگیم
‫شواهد غیرقطعی هستن

511
00:22:17,122 --> 00:22:19,657
‫از کجا راجع به این نماد میدونی؟

512
00:22:19,725 --> 00:22:23,160
‫وقتی مرده بودم دیدمش

513
00:22:24,263 --> 00:22:27,098
‫میشه توضیح بدی؟

514
00:22:27,165 --> 00:22:30,701
‫چند سال پیش من داشتم بهترین دوستم
‫رو از یه مهمونی میرسوندم خونه

515
00:22:30,769 --> 00:22:34,405
‫و داشتم به یه پسری که

516
00:22:34,473 --> 00:22:37,475
‫دیده بودم پیام میدادم
‫چون یه‌کم مست بودم

517
00:22:37,543 --> 00:22:40,478
‫چون یه‌کم بیشترتر مست بودم

518
00:22:40,546 --> 00:22:44,015
‫و متوجه نشدم

519
00:22:44,082 --> 00:22:46,083
‫که از خط زرد رد شدم

520
00:22:46,151 --> 00:22:49,320
‫و اصلا تصادف رو یادم نمیاد

521
00:22:49,388 --> 00:22:52,256
‫این یادمه که

522
00:22:52,324 --> 00:22:54,525
‫یه جای دیگه بیدار شدم

523
00:22:54,593 --> 00:22:59,697
‫و یک مکان نبود دقیقا

524
00:22:59,765 --> 00:23:02,833
‫به شدت راجع به درد و تنهایی

525
00:23:02,901 --> 00:23:05,570
‫و ترس آگاه بودم

526
00:23:05,637 --> 00:23:08,506
‫در اون لحظه

527
00:23:08,574 --> 00:23:11,108
‫میدونستم بهترین دوستم رو کشتم

528
00:23:11,176 --> 00:23:15,846
‫پس تو این حس سرد

529
00:23:15,914 --> 00:23:18,950
‫انزجار از خودم گیر افتاده بودم

530
00:23:19,017 --> 00:23:22,486
‫و یه‌جورایی میدونستم تا ابد
‫همینطور می‌مونم

531
00:23:22,554 --> 00:23:24,889
‫یعنی تا ابدیت

532
00:23:24,957 --> 00:23:27,258
‫حال وسط این ماجرا

533
00:23:27,326 --> 00:23:29,193
‫یه چیزی که می‌تونستم ببینم

534
00:23:29,261 --> 00:23:31,195
‫این نماد بود

535
00:23:31,263 --> 00:23:33,698
‫نمی‌تونم توضیح بدم . فقط اونجا بود

536
00:23:33,765 --> 00:23:37,301
‫بعدش مامورهای اورژانس قلبم رو
‫به‌کار انداختن

537
00:23:37,369 --> 00:23:41,038
‫فکر کنم برای ۱ دقیقه قلبم از کار افتاده بود

538
00:23:41,106 --> 00:23:44,775
‫قبلش دست از نجات دوستم کشیده بودن

539
00:23:45,677 --> 00:23:49,347
‫متاسفم که این اتفاق افتاد

540
00:23:49,414 --> 00:23:51,415
‫نیمه پر لیوان

541
00:23:51,483 --> 00:23:53,084
‫اون فاصله ۱ساله در رزومه‌ام

542
00:23:53,151 --> 00:23:55,753
‫مجازات قتل از طریق خودرو بود

543
00:23:55,821 --> 00:23:58,022
‫که اون دوران به کتابخونه دسترسی داشتم

544
00:23:58,090 --> 00:24:01,225
‫پس از تمام مدت استفاده کردم تا تمام
‫اسطوره‌ها ، افسانه‌ها

545
00:24:01,293 --> 00:24:05,162
‫و لحظات نزدیک به مرگ رو بشناسم
‫اساسا تو جهنم به خودم دکترا دادم

546
00:24:05,230 --> 00:24:09,233
‫چون میدونم یه روز به کجا میرم

547
00:24:13,071 --> 00:24:16,540
‫"شرط می‌بندم آرزو می‌کنی تو "واشنگتون
‫با کارآموزهای دیگه بودم ، نه؟

548
00:24:16,608 --> 00:24:17,908
‫نه ، نه

549
00:24:17,976 --> 00:24:22,013
‫باور می‌کنم یه قطعه پازل رو دیدی

550
00:24:22,080 --> 00:24:26,751
‫حالا شاید با تفسیرت موافق نباشم

551
00:24:26,818 --> 00:24:30,287
‫ولی باور می‌کنم تو یه منبع دست اولی

552
00:24:31,857 --> 00:24:35,593
‫فکر نمی‌کنی دیوونه‌ام؟

553
00:24:37,429 --> 00:24:38,929
‫تو حتی به درگاه

554
00:24:38,997 --> 00:24:41,766
‫جنونی که من دیدم نزدیک هم نشدی

555
00:24:41,833 --> 00:24:44,201
‫پس چرا به داخل برنمیگردی

556
00:24:44,269 --> 00:24:46,203
‫تا این دانش سطح دکترا

557
00:24:46,271 --> 00:24:48,673
‫رو باهام درمیون بذاری؟

558
00:24:56,148 --> 00:24:58,816
‫چکار کردی؟

559
00:24:58,884 --> 00:25:00,851
‫کاری که لازم بود رو کردم

560
00:25:00,919 --> 00:25:02,453
‫- برای ۱بار هم که شده
‫- وایسا

561
00:25:02,521 --> 00:25:04,822
‫نه . تا جایی که بتونم دورت می‌کنم

562
00:25:04,890 --> 00:25:06,691
‫بانی" ، ماشین رو نگه دار"

563
00:25:08,527 --> 00:25:10,227
‫من باید خارج بشم

564
00:25:10,295 --> 00:25:11,562
‫مشکل چیه؟

565
00:25:11,630 --> 00:25:12,563
‫من خیلی ازش دورم

566
00:25:12,631 --> 00:25:14,565
‫داره سعی می‌کنه برم‌گردونه

567
00:25:14,633 --> 00:25:17,168
‫باید همین الان برگردیم

568
00:25:17,235 --> 00:25:18,936
‫الان

569
00:25:25,010 --> 00:25:26,744
‫هی ، هی

570
00:25:26,812 --> 00:25:30,214
‫هی ، خوب میشی

571
00:25:30,282 --> 00:25:32,950
‫اونقدرا هم ساده نیست
‫ذهنم به اون وصله

572
00:25:33,018 --> 00:25:36,620
‫داره حمله می‌کنه
‫فشارش رو زیاد می‌کنه

573
00:25:36,688 --> 00:25:37,855
‫پس آزادت می‌کنیم

574
00:25:37,923 --> 00:25:38,956
‫آزادی وجود نداره

575
00:25:39,024 --> 00:25:40,291
‫نمیشه از دستش فرار کرد

576
00:25:40,358 --> 00:25:43,094
‫هر لحظه‌ای که باهم باشیم
‫یه لحظه دیگه‌ست

577
00:25:43,161 --> 00:25:45,963
‫که می‌تونه کشف کنه بهت چه حسی دارم

578
00:25:46,031 --> 00:25:49,700
‫نمیذارم از جلوی چشمم دور بشی

579
00:25:49,768 --> 00:25:52,837
‫نمی‌تونم دوباره از دستت بدم

580
00:25:55,874 --> 00:25:59,243
‫"تو هرگز من رو از دست ندادی "بانی بنِت

581
00:26:01,313 --> 00:26:05,049
‫لطفا بمون

582
00:26:05,117 --> 00:26:08,185
‫نمی‌تونم تو رو بیشتر در خطر بذارم

583
00:26:08,253 --> 00:26:11,756
‫باید ولم کنی

584
00:26:12,657 --> 00:26:15,259
‫باید ولم کنی

585
00:26:17,496 --> 00:26:20,898
‫پس داستان غم‌انگیز دوست‌دختر
‫عمو "زک" یه پی‌نوشت داشت

586
00:26:20,966 --> 00:26:24,635
‫تمام کریسمس‌هایی رو تصور کن که
‫می‌تونستیم با سارا باشیم

587
00:26:24,703 --> 00:26:26,804
‫منظورم اینه که نمی‌تونی مسئول

588
00:26:26,872 --> 00:26:28,405
‫قتلی باشی که انجام ندادی

589
00:26:28,473 --> 00:26:29,874
‫سارا در لیست گناهان تو نیست

590
00:26:29,941 --> 00:26:31,542
‫اصلا اگه چنین چیزی وجود داشته باشه

591
00:26:31,610 --> 00:26:32,710
‫پس اگه الان ولش کنی مقیاس

592
00:26:32,778 --> 00:26:34,111
‫- بیشتر به تعادل میرسه
‫- فکر نمی‌کنم

593
00:26:34,179 --> 00:26:36,480
‫- اونجوری کار کنه برادر
‫- حتی اگه نکنه

594
00:26:36,548 --> 00:26:37,681
‫باید بذاری بره

595
00:26:37,749 --> 00:26:39,483
‫این چیزیه که "الینا" می‌خواست

596
00:26:39,551 --> 00:26:42,286
‫و میدونم می‌تونی این رو درک کنی

597
00:26:42,354 --> 00:26:44,288
‫"یالا "دیمن

598
00:26:44,356 --> 00:26:45,623
‫تصمیم درست رو بگیر

599
00:26:45,690 --> 00:26:47,691
‫این‌کار رو برای خانواده‌مون بکن

600
00:26:47,759 --> 00:26:50,761
‫برای "الینا" این‌کار رو بکن

601
00:26:51,663 --> 00:26:54,665
‫و برای من این‌کار رو بکن

602
00:27:02,274 --> 00:27:05,276
‫برو . فرار کن

603
00:27:06,344 --> 00:27:09,580
‫از اینجا برو

604
00:27:19,624 --> 00:27:20,891
‫نه

605
00:27:22,427 --> 00:27:24,895
‫"باید کارِت از اینا بهتر باشه "استفن

606
00:27:26,164 --> 00:27:27,064
‫حق با اونه

607
00:27:27,132 --> 00:27:29,266
‫من از اون چیزی که به نظر میاد
‫خیلی قوی‌تر هستم

608
00:27:30,769 --> 00:27:33,571
‫همونجا بمون

609
00:27:37,876 --> 00:27:39,276
‫خب...

610
00:27:40,117 --> 00:27:41,827
‫الینا" کیه؟"

611
00:28:09,883 --> 00:28:11,884
‫با من بمون سارا

612
00:28:11,944 --> 00:28:16,481
‫دیمن" ، کدوم بخش"
‫سارا رو بکش" فهمیدنش"

613
00:28:16,549 --> 00:28:18,183
‫اونقدر برات سخت بود؟

614
00:28:18,250 --> 00:28:20,752
‫این نباید وظیفه سختی باشه

615
00:28:20,820 --> 00:28:23,955
‫چطوری ازم سرپیچی می‌کنی؟

616
00:28:24,023 --> 00:28:26,695
‫این اراده خیلی راسخی می‌خواد

617
00:28:26,727 --> 00:28:28,995
‫یه حس خودشناسی واقعی

618
00:28:29,055 --> 00:28:31,690
‫ارتباطی با قطعه‌ای از انسانیت

619
00:28:31,758 --> 00:28:34,493
‫که داشتی ازم مخفی می‌کردی

620
00:28:34,560 --> 00:28:36,662
‫پس این همه ماه گذشته

621
00:28:36,729 --> 00:28:39,665
‫و من هرگز نفهمیدم در وفاداریت
‫شکافی وجود داره

622
00:28:39,732 --> 00:28:42,067
‫که خیلی برام ناراحت کننده‌ست

623
00:28:42,135 --> 00:28:45,270
‫وقتی سعی می‌کنی در مقابلم مقاومت کنی

624
00:28:45,338 --> 00:28:48,507
‫ناخودآگاهت کجا میره؟

625
00:28:50,743 --> 00:28:53,545
‫میدونم "بانی" . حق داری

626
00:28:53,613 --> 00:28:57,916
‫تو و مامانم هر دو حق دارید
‫من فقط نمی‌تونم بهش بگم

627
00:28:57,984 --> 00:29:01,253
‫بعدا بهت زنگ میزنم

628
00:29:03,559 --> 00:29:05,493
‫"کاترین"

629
00:29:06,913 --> 00:29:08,780
‫نه . من...

630
00:29:10,798 --> 00:29:12,833
‫من "الینا" هستم

631
00:29:12,858 --> 00:29:15,125
‫من "دیمن" هستم

632
00:29:23,695 --> 00:29:25,396
‫واقعی‌ترین چیزی

633
00:29:25,464 --> 00:29:27,932
‫که در کل زندگیم حس کردم

634
00:29:28,000 --> 00:29:29,133
‫قول بده این همیشگی باشه

635
00:29:29,201 --> 00:29:31,202
‫"دوستت دارم "دیمن

636
00:29:32,904 --> 00:29:34,839
‫آره

637
00:29:34,906 --> 00:29:37,842
‫می‌تونم درستش کنم

638
00:29:39,011 --> 00:29:42,346
‫مرسی که گذاشتی نگاه کنم

639
00:29:51,923 --> 00:29:53,991
‫سلام

640
00:29:54,059 --> 00:29:56,327
‫ما باهم ملاقات نکردیم

641
00:29:56,395 --> 00:29:58,129
‫اسمت چیه؟

642
00:29:58,196 --> 00:30:00,664
‫من "دیمن" هستم

643
00:30:00,732 --> 00:30:03,901
‫من "سیبل" هستم

644
00:30:07,906 --> 00:30:11,475
‫هنوزم می‌تونی درستش کنی

645
00:30:11,543 --> 00:30:13,277
‫"دیمن"

646
00:30:13,345 --> 00:30:14,645
‫تو باید کمکش کنی

647
00:30:23,622 --> 00:30:25,790
‫لطفا

648
00:30:31,229 --> 00:30:32,596
‫مبارزه کن

649
00:30:32,664 --> 00:30:35,266
‫چرا؟

650
00:30:49,181 --> 00:30:52,116
‫خیلی متاسفم

651
00:30:56,188 --> 00:30:58,490
‫دوست داری از اینجا بریم؟

652
00:30:58,558 --> 00:31:00,059
‫قطعا

653
00:31:04,697 --> 00:31:05,764
‫دیمن" ، بیدار شو"

654
00:31:05,832 --> 00:31:06,565
‫انرژی‌ـت رو ذخیره کن

655
00:31:06,632 --> 00:31:08,266
‫چند ساعت دیگه

656
00:31:08,334 --> 00:31:09,734
‫از دسترس‌ـت خیلی دور میشم

657
00:31:09,802 --> 00:31:11,236
‫و بعد می‌تونی بری خونه

658
00:31:11,304 --> 00:31:13,038
‫نگران برادرت نباش

659
00:31:13,106 --> 00:31:15,040
‫من بر آخرین پناهگاه ذهنی‌ـش مسلط شدم

660
00:31:15,108 --> 00:31:17,242
‫دارم یه‌کم تغییرش میدم

661
00:31:17,310 --> 00:31:20,146
‫برادرم از اون چیزی که فکر می‌کنی
‫خیلی قوی‌ترـه

662
00:31:20,209 --> 00:31:22,077
‫نه ، نیست

663
00:31:24,147 --> 00:31:27,115
‫به‌هرحال...

664
00:31:27,182 --> 00:31:28,449
‫گفتگوی خوبی بود

665
00:31:42,301 --> 00:31:43,426
‫چی شد؟

666
00:31:43,504 --> 00:31:46,277
‫- استفن" سارا رو از شهر برد؟"
‫- نمیدونم

667
00:31:46,334 --> 00:31:49,336
‫هر دو از حلقه خارج شدیم

668
00:31:54,764 --> 00:31:56,064
‫من گند زدم

669
00:31:56,132 --> 00:31:57,943
‫نباید با "اِنزو" میرفتم

670
00:31:59,669 --> 00:32:02,003
‫حداقل میدونیم جاش امنه

671
00:32:02,071 --> 00:32:04,473
‫نیست . من...

672
00:32:04,532 --> 00:32:07,034
‫نتونستم از کنترل ذهنی "سایرن" آزادش کنم

673
00:32:07,110 --> 00:32:09,611
‫و مجبور شدم بذارم برگرده پیش اون

674
00:32:10,847 --> 00:32:15,217
‫پس این واسه هیچی بود؟

675
00:32:16,219 --> 00:32:17,486
‫ما اینجا بهت نیاز داشتیم

676
00:32:17,554 --> 00:32:19,355
‫و من باید دوست‌پسرم رو نجات میدادم

677
00:32:19,422 --> 00:32:21,056
‫- آره ولی یه نقشه داشتیم
‫- منم یه نقشه داشتم

678
00:32:21,124 --> 00:32:22,992
‫نقشه داشتم با "اِنزو" پیر بشم

679
00:32:23,059 --> 00:32:24,593
‫و هر شب برگردم خونه پیش‌ـش

680
00:32:24,661 --> 00:32:26,529
‫نقشه داشتم زندگی رو داشته باشم

681
00:32:26,597 --> 00:32:27,997
‫که تو و "استفن" الان دارید

682
00:32:28,065 --> 00:32:30,032
‫پس واسه همین دغل شدی؟

683
00:32:30,100 --> 00:32:32,101
‫چون من و "استفن" خوشحالیم؟

684
00:32:32,169 --> 00:32:34,804
‫نه . من خوشحالم که شما خوشحالید . آره

685
00:32:34,872 --> 00:32:36,339
‫وقتی چیزهایی رو می‌بینم که تو داری

686
00:32:36,406 --> 00:32:38,407
‫خونه‌ات ، دوست‌پسرت
‫بچه‌هات ، زندگیت

687
00:32:38,475 --> 00:32:41,844
‫باعث میشه انقدر احساس تنهایی کنم
‫که می‌خوام بمیرم

688
00:32:51,355 --> 00:32:55,458
‫واقعا این حس رو داری؟

689
00:32:58,729 --> 00:33:00,696
‫به‌خاطرش از خودم متنفرم

690
00:33:00,764 --> 00:33:02,865
‫ولی آره

691
00:33:02,933 --> 00:33:05,601
‫"تو تنها نیستی "بانی

692
00:33:07,070 --> 00:33:09,539
‫خدای من

693
00:33:12,475 --> 00:33:14,109
‫خیلی متاسفم

694
00:33:14,177 --> 00:33:17,379
‫باید فکر می‌کردم اوضاع
‫برای تو چجوریه

695
00:33:17,447 --> 00:33:19,348
‫من یه دوست وحشتناک بودم

696
00:33:19,416 --> 00:33:20,783
‫ببین ، میدونم که من

697
00:33:20,850 --> 00:33:23,385
‫حواسم پرت بود ولی همیشه پیشتم

698
00:33:23,453 --> 00:33:25,554
‫مهم نیست دیگه تو زندگیم
‫چه اتفاقی بیفته

699
00:33:25,622 --> 00:33:27,256
‫برای هر نیازی که داشته باشی اینجام

700
00:33:27,324 --> 00:33:29,591
‫حتی اگه فقط می‌خوای ازم عصبانی بشی
‫و سرم جیغ بزنی

701
00:33:29,659 --> 00:33:31,360
‫هیچ‌کدوم اینا تقصیر من نیست

702
00:33:31,428 --> 00:33:33,262
‫جز اینکه خیلی درگیر ماجرای خودم بودم

703
00:33:33,330 --> 00:33:36,465
‫حتی نفهمیدم چه بلایی سر تو آورده

704
00:33:38,468 --> 00:33:42,705
‫به جونت قسم می‌خورم که
‫اِنزو" رو نجات میدیم"

705
00:33:42,772 --> 00:33:45,774
‫باهم و بعد

706
00:33:45,842 --> 00:33:50,946
‫برمیگردیم سر زندگی عادی
‫و دیوانه‌وار و باحالمون

707
00:33:51,014 --> 00:33:56,618
‫شادی تو همیشه بخشی از شادی منه

708
00:33:57,654 --> 00:34:00,989
‫به‌خاطر خودمون من درستش می‌کنم

709
00:34:09,199 --> 00:34:10,933
‫کرولاین"؟"

710
00:34:14,070 --> 00:34:15,871
‫سارا حالش خوبه؟

711
00:34:25,215 --> 00:34:26,882
‫هی

712
00:34:26,950 --> 00:34:29,651
‫می‌خواستن خودشون پیژامه‌شون رو بردارن

713
00:34:29,719 --> 00:34:31,920
‫می‌خواستم برم بالا و بررسی‌ـشون کنم

714
00:34:31,988 --> 00:34:34,356
‫من می‌تونم این‌کار رو کنم
‫ببخشید دیر کردم

715
00:34:34,424 --> 00:34:38,627
‫میدونی ، هنوز داریم یه آرشیو
‫بزرگ رو سر کار جستجو می‌کنیم

716
00:34:42,999 --> 00:34:45,167
‫نمی‌خواستم بعدازظهرـت رو به‌هم بریزم

717
00:34:45,235 --> 00:34:47,569
‫اشکال نداره . عجله ندارم

718
00:34:47,637 --> 00:34:49,471
‫و کارِت مهمه

719
00:34:49,539 --> 00:34:51,707
‫آره . خب ، این رو باید دید

720
00:34:51,775 --> 00:34:53,442
‫یعنی تا الان فقط

721
00:34:53,510 --> 00:34:56,812
‫یه سری ارتباط دقیق بین یه
‫دفتر از سال ۱۷۹۰

722
00:34:56,880 --> 00:34:58,714
‫با خالکوبی رمزی کارآموزم

723
00:34:58,782 --> 00:35:00,949
‫و گزارش‌های تایید نشده جهنم بدست آوردم
‫به عنوان محلی که

724
00:35:01,017 --> 00:35:05,654
‫نه تنها باعث پریشانی احساسی میشه
‫بلکه طلسم‌های باستانی مرموز هم داره

725
00:35:05,722 --> 00:35:08,424
‫- ظاهرا
‫- تو خیلی قرار نمیذاری ، نه؟

726
00:35:08,491 --> 00:35:10,292
‫یه مدتی شده

727
00:35:10,360 --> 00:35:12,928
‫ولی میدونی خالکوبی رمزی کارآموزت کجاست

728
00:35:12,996 --> 00:35:15,597
‫- فقط به‌خاطر تحقیقات
‫- قضاوت نمی‌کنم

729
00:35:15,665 --> 00:35:17,099
‫و الان خودشه

730
00:35:17,167 --> 00:35:20,302
‫- ساعت ۸ صبح فردا؟
‫- آره ، آره . می‌بینمت

731
00:35:20,370 --> 00:35:21,937
‫خداحافظ . مرسی

732
00:35:24,140 --> 00:35:27,676
‫هی رفیق ، بهم مدیونی

733
00:35:27,744 --> 00:35:28,911
‫و فقط بابت شام نیست

734
00:35:28,978 --> 00:35:30,712
‫که مجبور بودم با حقوق ناچیزم پولش رو بدم

735
00:35:30,780 --> 00:35:33,882
‫: این رمز متکبرانه کارآموزها واسه اینه که بگن
‫رئیس ، یه چیزی پیدا کردم"؟"

736
00:35:33,950 --> 00:35:35,417
‫آره . یه شیء گمشده

737
00:35:35,485 --> 00:35:37,252
‫از روز میانه تابستان ۱۷۹۰

738
00:35:37,320 --> 00:35:40,522
‫و تکبرم داره این رو مخفی می‌کنه
‫که الان چقدر وحشت کردم

739
00:35:40,590 --> 00:35:42,825
‫خب ، نشونم بده

740
00:35:44,093 --> 00:35:45,828
‫این چیز

741
00:35:45,895 --> 00:35:48,530
‫با ساکن سردابه تو تحویل داده شده

742
00:35:53,870 --> 00:35:56,104
‫فکر می‌کنم در جهنم ساخته شده

743
00:36:00,777 --> 00:36:05,080
‫می‌بینم برگشتی سر وظیفه‌ات

744
00:36:05,148 --> 00:36:07,683
‫یه شرور بهمون بده

745
00:36:07,750 --> 00:36:10,118
‫بعد از اون ماجرای کوچیک امروز

746
00:36:10,186 --> 00:36:12,554
‫نمی‌خوایم از سهمیه‌مون عقب بیفتیم

747
00:36:18,695 --> 00:36:20,863
‫مرسی

748
00:36:23,099 --> 00:36:26,134
‫فقط باید یه نگاه بندازم

749
00:36:31,274 --> 00:36:34,443
‫باید ولم کنی

750
00:36:36,412 --> 00:36:38,013
‫باید...

751
00:36:47,790 --> 00:36:52,394
‫اگه می‌خوای بری برو

752
00:36:52,462 --> 00:36:54,830
‫من نگاهت نمی‌کنم

753
00:37:07,911 --> 00:37:10,112
‫این رو میدونم عشقم

754
00:37:10,179 --> 00:37:12,548
‫من هرگز دست از مبارزه برنمیدارم

755
00:37:12,615 --> 00:37:14,917
‫من اقیانوس‌ها رو به مبارزه می‌طلبم

756
00:37:14,984 --> 00:37:18,520
‫و از کنار "سایرن"ها می‌گذرم
‫تا راهم رو به سمتت پیدا کنم

757
00:37:27,564 --> 00:37:30,966
‫چرا اون رو قبلا ندیده بودم؟

758
00:37:41,877 --> 00:37:44,312
‫من "بانی" رو بردم خونه

759
00:37:46,315 --> 00:37:48,316
‫باید باهات میومدم

760
00:37:48,384 --> 00:37:50,485
‫تو نیاز داشتی تنها باشی

761
00:37:50,553 --> 00:37:52,654
‫می‌خوای راجع بهش حرف بزنی؟

762
00:37:52,721 --> 00:37:55,623
‫نه ، نه

763
00:37:55,691 --> 00:37:58,927
‫بذار دوباره بگم

764
00:37:58,994 --> 00:38:00,595
‫باید راجع بهش حرف بزنی

765
00:38:00,663 --> 00:38:03,131
‫نمی‌تونی همه این سنگینی رو خودت حمل کنی

766
00:38:03,199 --> 00:38:05,200
‫در واقع مجبورم

767
00:38:05,267 --> 00:38:07,202
‫من آخرین "سالواتور"‌ـی هستم
‫که باقی مونده

768
00:38:07,269 --> 00:38:10,772
‫هر فامیل خونی که تا حالا داشتم و می‌شناختم

769
00:38:10,840 --> 00:38:13,908
‫بعد از امروز همه‌شون مردن

770
00:38:13,976 --> 00:38:16,344
‫- "استفن"
‫- ببین ، میدونم میگی

771
00:38:16,412 --> 00:38:18,246
‫تقصیر من نیست که سارا مرد ولی هست

772
00:38:18,314 --> 00:38:22,083
‫من بخشی از این دلیل هستم که
‫تمام "سالواتور"‌ها مردن

773
00:38:22,151 --> 00:38:24,552
‫یعنی یا من اونا رو به خطر انداختم

774
00:38:24,620 --> 00:38:26,221
‫یا خودم کشتمشون

775
00:38:26,288 --> 00:38:30,358
‫نه . می‌خواستم بگم که...

776
00:38:30,426 --> 00:38:33,328
‫دیمن" نمرده"

777
00:38:35,898 --> 00:38:38,399
‫آره ، مرده

778
00:38:38,467 --> 00:38:40,735
‫خودم دیدم

779
00:38:40,803 --> 00:38:43,171
‫الان دیگه متعلق به "سایرن"ـه

780
00:38:43,239 --> 00:38:45,907
‫نمی‌تونی دست از امیدواری بکشی

781
00:38:48,978 --> 00:38:51,446
‫نمی‌کشم

782
00:38:55,551 --> 00:39:00,421
‫هی ، می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

783
00:39:02,491 --> 00:39:04,592
‫یالا

784
00:39:04,660 --> 00:39:08,196
‫امروز که بیرون بودیم این اومد

785
00:39:08,264 --> 00:39:10,865
‫تخت دخترها باید فردا برسه

786
00:39:10,933 --> 00:39:16,504
‫این دیوار رو خراب می‌کنم تا
‫کنار هم جاشون بشه

787
00:39:16,939 --> 00:39:19,391
‫اینجا رو تبدیل به یه اتاق
‫واسه بچه‌های من می‌کنی؟

788
00:39:19,416 --> 00:39:23,278
‫آره . یعنی فکر کردم گاهی بخوان
‫بیان سر بزنن

789
00:39:24,407 --> 00:39:26,247
‫اشکال نداره؟

790
00:39:26,315 --> 00:39:28,917
‫البته که اشکال نداره . من فقط...

791
00:39:28,984 --> 00:39:32,120
‫هرگز انتظار نداشتم این‌کار رو بکنی

792
00:39:32,188 --> 00:39:34,055
‫خب ، چرا که نه؟

793
00:39:34,123 --> 00:39:37,091
‫تو الان خانواده منی

794
00:39:37,159 --> 00:39:39,460
‫خدایا

795
00:39:39,528 --> 00:39:42,030
‫هی

796
00:39:42,097 --> 00:39:44,065
‫این رو ببین . عتیقه‌ست

797
00:39:44,133 --> 00:39:45,667
‫آره؟

798
00:39:47,903 --> 00:39:49,204
‫خوشگله

799
00:39:49,271 --> 00:39:52,507
‫دخترها عاشقش میشن

800
00:39:59,114 --> 00:40:03,284
‫در واقع این برای توئه

801
00:40:12,561 --> 00:40:16,764
‫امیدوار بودم که دست‌ـت کنی

802
00:40:22,638 --> 00:40:27,442
‫چجوری دست‌ـم کنم؟
‫به عنوان حلقه دوستی یا...

803
00:40:27,509 --> 00:40:32,180
‫واقعا باید بگم؟

804
00:40:32,248 --> 00:40:34,515
‫آره . فکر کنم باید بگی

805
00:40:41,056 --> 00:40:44,125
‫"کرولاین الیزابت فوربز"

806
00:40:44,193 --> 00:40:48,096
‫بهم این افتخار رو میدی

807
00:40:48,163 --> 00:40:51,032
‫تا این حلقه نامزدی رو دست کنی؟

808
00:40:53,502 --> 00:41:00,842
‫به عنوان نشانه‌ای از عشق من؟

809
00:41:00,909 --> 00:41:03,177
‫چقدر حرف میزنی . برو سر اصل مطلب

810
00:41:07,616 --> 00:41:16,891
‫من می‌خوام باهام ازدواج کنی

811
00:41:20,162 --> 00:41:21,763
‫ازدواج می‌کنی؟

812
00:41:31,173 --> 00:41:32,940
‫بله

813
00:41:50,700 --> 00:41:51,700
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

