‫﻿۱
00:00:02,160 --> 00:00:03,750
‫<font color="#ff۰۰۰۰">پیش از این در
‫"The Vampire Diaries"</font>

2
00:00:03,775 --> 00:00:04,640
‫تو پسرت رو ول کردی

3
00:00:04,642 --> 00:00:07,439
‫- خانواده‌ـت رو ترک کردی
‫- من شرمنده بودم

4
00:00:07,441 --> 00:00:08,473
‫باید میرفتم

5
00:00:08,475 --> 00:00:10,775
‫قشنگه

6
00:00:10,777 --> 00:00:12,744
‫گردنبندم

7
00:00:12,746 --> 00:00:15,657
‫فکر کردم دیگه دوباره نمی‌بینمش . ممنون

8
00:00:18,485 --> 00:00:21,619
‫آزادی‌ـت رو در ازای این ۲تا دختر می‌خوای

9
00:00:21,621 --> 00:00:23,388
‫من انجامش میدم
‫فقط بذار دخترها برن

10
00:00:23,390 --> 00:00:25,390
‫می‌تونم درنده‌ای بشم که تو می‌خوای

11
00:00:25,392 --> 00:00:28,159
‫- انسانیت‌ـت رو خاموش می‌کنی؟
‫- آره . برای مدت کوتاهی

12
00:00:28,161 --> 00:00:31,129
‫من تخمین میزنم که بعد از ۱ سال با من
‫دیگه دلت نمی‌خواد که بری

13
00:00:31,131 --> 00:00:33,198
‫وقتی تموم شد باید بذاری من
‫و برادرم بریم

14
00:00:33,200 --> 00:00:36,601
‫من یه معامله کردم . ۱ سال بهش
‫خدمت می‌کنم و بعد تمومه

15
00:00:36,603 --> 00:00:38,369
‫می‌خوای چکار کنی؟

16
00:00:38,371 --> 00:00:40,004
‫می‌خوای بری زیر کاپوت

17
00:00:40,006 --> 00:00:42,340
‫«و اون کلید انسانیت‌ـت رو بزنی «استفن

18
00:00:42,342 --> 00:00:44,909
‫خیلی درد نداره

19
00:00:54,888 --> 00:00:56,488
‫سلام

20
00:00:56,490 --> 00:00:58,523
‫من «دیمن» هستم

21
00:00:58,525 --> 00:01:00,825
‫و مشکلات خشم دارم

22
00:01:00,827 --> 00:01:02,327
‫«سلام «دیمن

23
00:01:02,329 --> 00:01:03,995
‫چطوره بهمون بگی که چرا امروز

24
00:01:03,997 --> 00:01:05,530
‫به این جلسه اومدی؟

25
00:01:05,532 --> 00:01:07,599
‫خب ، من برادرم رو وارد این‌کار کردم

26
00:01:07,601 --> 00:01:09,200
‫در واقع من خودم این‌کار رو خواستم

27
00:01:09,202 --> 00:01:11,636
‫آره . به واسطه من

28
00:01:11,638 --> 00:01:14,773
‫«به‌هرحال رئیس ما به «استفن
‫دستورات جدیدی داد

29
00:01:14,775 --> 00:01:16,641
‫و حالا ما قراره مردم رو وادار کنیم

30
00:01:16,643 --> 00:01:19,611
‫انتخاب‌های شیطانی انجام بدن و بعدش ما

31
00:01:19,613 --> 00:01:21,813
‫اونا رو می‌کشیم و ارواحشون
‫رو پیش شیطان می‌فرستیم

32
00:01:21,815 --> 00:01:23,915
‫فکر کردم ما قراره

33
00:01:23,917 --> 00:01:27,152
‫- یه توافق مخفی انجام بدیم
‫- اونا همه مجبورن

34
00:01:27,154 --> 00:01:29,521
‫شفافیت نسبت به ذکاوت ارجحیت داره
‫من همیشه این رو میگم

35
00:01:29,523 --> 00:01:32,457
‫عملاً هیچ‌وقت قبلاً این رو نگفتی

36
00:01:32,459 --> 00:01:34,893
‫به‌هرحال از وقتی این کار جدید رو گرفته

37
00:01:34,895 --> 00:01:37,395
‫- سختگیر بوده . مغرور بوده
‫- باشه

38
00:01:37,397 --> 00:01:40,398
‫اون فقط حسودی می‌کنه چون من بهتر
‫از اون بلدم مشتری‌های جدید پیدا کنم

39
00:01:40,400 --> 00:01:42,634
‫مثلاً به نظر تو بدترین آدم این اتاق کیه؟

40
00:01:42,636 --> 00:01:44,903
‫مگ» یا «الیزابت»؟»

41
00:01:44,905 --> 00:01:48,973
‫هر دوـی شما چیزهای خیلی وحشتناکی گفتید
‫مطمئنم که اگه فرصت مناسب رو داشته باشن

42
00:01:48,975 --> 00:01:50,809
‫یکی‌ـشون یه تصمیم شیطانی می‌گیره

43
00:01:50,811 --> 00:01:53,244
‫اونا سیب‌زمینی‌های کوچولو هستن
‫من حتی فکر نمی‌کنم به درد بخورن

44
00:01:53,246 --> 00:01:55,046
‫الیزابت» ، ساکت»

45
00:01:55,048 --> 00:01:57,382
‫- «تو هم همینطور «مگ
‫- تو چی؟ اگه

46
00:01:57,384 --> 00:01:59,284
‫مجبور بودی یکی رو برای مردن انتخاب کنی

47
00:01:59,286 --> 00:02:00,939
‫کی رو انتخاب می‌کنی؟
‫مگ» یا «الیزابت»؟»

48
00:02:00,964 --> 00:02:03,588
‫- وایسا . همونجا وایسا
‫- «اگه باید بین تو و «مگ

49
00:02:03,590 --> 00:02:04,689
‫انتخاب می‌کردیم؟

50
00:02:04,691 --> 00:02:06,090
‫می‌خواستی «مگ» بمیره؟

51
00:02:08,461 --> 00:02:11,462
‫صادقانه جواب بده

52
00:02:12,399 --> 00:02:14,199
‫آره

53
00:02:15,368 --> 00:02:17,001
‫می‌خواستم اون بمیره

54
00:02:17,003 --> 00:02:18,570
‫به جای من

55
00:02:21,875 --> 00:02:23,174
‫اگه هر دو

56
00:02:23,176 --> 00:02:25,710
‫مگ» و «الیزابت» مجبور بودن بمیرن»

57
00:02:25,712 --> 00:02:27,412
‫تا تو زنده بمونی چی؟

58
00:02:28,849 --> 00:02:31,282
‫پس می‌خواستم هر دو بمیرن

59
00:02:31,284 --> 00:02:33,885
‫اگه ما کلک همه رو بکَنیم چی؟

60
00:02:33,887 --> 00:02:36,754
‫بین خودت و این آدما انتخاب کن

61
00:02:36,756 --> 00:02:38,890
‫من می‌خوام زنده بمونم

62
00:02:40,060 --> 00:02:42,827
‫به هیچ‌کدوم اینا اهمیت نمیدم

63
00:02:49,102 --> 00:02:51,769
‫فکر کنم به قدر کافی شنیدم

64
00:02:51,771 --> 00:02:55,073
‫آره . منم همینطور

65
00:03:08,388 --> 00:03:10,421
‫فکر کردم قراره فقط بدترینِ بدترین

66
00:03:10,423 --> 00:03:12,891
‫رو به «کِید» بدیم مثل این یارو

67
00:03:12,893 --> 00:03:14,259
‫کِید» می‌تونه اون رو داشته باشه»

68
00:03:14,261 --> 00:03:15,627
‫اینا مال من‌ـن

69
00:03:16,930 --> 00:03:17,929
‫چکار می‌کنی؟

70
00:03:17,931 --> 00:03:19,297
‫مراقبت می‌کنی؟

71
00:03:19,299 --> 00:03:21,032
‫«بهش میگن خودکنترلی «دیمن

72
00:03:21,034 --> 00:03:23,735
‫خون نریختن برابره با فقدان وسوسه

73
00:03:23,737 --> 00:03:25,303
‫این‌بار درست انجامش میدم

74
00:03:25,305 --> 00:03:27,772
‫سرهاشون سالم می‌مونن

75
00:03:27,774 --> 00:03:29,607
‫چه مرز خوبی

76
00:03:29,609 --> 00:03:31,843
‫- یا پوست خوب گردن
‫- میدونی

77
00:03:31,845 --> 00:03:33,611
‫اینکه به من باور نداری واقعاً کم‌کم

78
00:03:33,613 --> 00:03:35,179
‫داره میره روی اعصابم

79
00:03:35,181 --> 00:03:36,948
‫فقط دارم میگم تو توی سابقه‌ـت
‫درنده بودی

80
00:03:36,950 --> 00:03:40,285
‫مطمئنی می‌خوای آبی رو بخوری
‫که به خون آغشته‌ست؟

81
00:03:40,287 --> 00:03:41,653
‫واسه همین بهش میگن سابقه

82
00:03:41,655 --> 00:03:43,755
‫دیگه تکرار نمیشه

83
00:03:43,757 --> 00:03:45,957
‫من کاملاً خوبم

84
00:03:54,567 --> 00:03:57,168
‫آره . معلومه

85
00:03:57,500 --> 00:03:58,500
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

86
00:03:58,800 --> 00:04:04,800
‫<font color="#ff۰۰۰۰">"The Vampire Diaries"
‫فصل ۸
‫قسمت ۸ : ما باهم گذشته‌ای داریم</font>

87
00:04:04,833 --> 00:04:05,680
‫الینا»ـی عزیزم»

88
00:04:05,705 --> 00:04:07,149
‫ببخشید که یه مدت شده

89
00:04:07,174 --> 00:04:08,841
‫دقیقاً ۳ هفته

90
00:04:08,866 --> 00:04:10,745
‫تا الان احتمالاً «بانی» کلی

91
00:04:10,770 --> 00:04:13,528
‫صفحه رو درباره این پر کرده
‫که پاریس چقدر فوق‌العاده‌ست

92
00:04:13,553 --> 00:04:15,720
‫و «ریک» هم قول داد برات بنویسه

93
00:04:15,722 --> 00:04:19,590
‫درحالی‌که به خودش اجبار کرده
‫از بچه‌هامون مراقبت کنه

94
00:04:19,592 --> 00:04:22,226
‫فقط من موندم که دارم به
‫پروژه‌های کاریم میرسم

95
00:04:22,228 --> 00:04:24,329
‫و سعی دارم به گذشته فکر نکنم

96
00:04:24,331 --> 00:04:28,474
‫که کنایه‌آمیزـه چون امروز
‫رئیسم من رو به یه جایی فرستاد

97
00:04:29,669 --> 00:04:31,569
‫«راستی دبیرستان «میستیک‌فالز

98
00:04:31,571 --> 00:04:34,539
‫دقیقاً مثل وقتیه که تو
‫آخرین‌بار دیدیش

99
00:04:34,541 --> 00:04:36,474
‫مطمئنم متوجه شدی که توی این

100
00:04:36,476 --> 00:04:37,742
‫نوشته یه نفر نبود

101
00:04:37,744 --> 00:04:39,811
‫استفن» الان با «دیمن»ـه»

102
00:04:39,813 --> 00:04:42,013
‫نمیدونم کجاست یا چکار می‌کنه

103
00:04:42,015 --> 00:04:43,481
‫ولی میدونم وضعش خوب نیست

104
00:04:43,483 --> 00:04:45,516
‫پس هر کاری بتونم می‌کنم

105
00:04:45,518 --> 00:04:48,586
‫تا در عوض به چیزهای دیگه فکر کنم

106
00:04:48,588 --> 00:04:50,188
‫همونطور که گفتم

107
00:04:50,190 --> 00:04:52,123
‫کار همیشه هست

108
00:04:52,125 --> 00:04:54,859
‫آره . من مثل یه روزنامه‌نگار ارتشی هستم

109
00:04:54,861 --> 00:04:56,561
‫اما در کلاس تاریخم

110
00:04:56,563 --> 00:04:57,595
‫خبرها کم شدن؟

111
00:04:57,597 --> 00:04:58,696
‫آره . مدرسه داره

112
00:04:58,698 --> 00:05:00,264
‫یه کار تولیدی بزرگ برای روز مؤسسان می‌کنه

113
00:05:00,266 --> 00:05:03,134
‫اونا به‌طور ویژه برای گزارش
‫فارغ‌التحصیلی از من درخواست کردن

114
00:05:03,136 --> 00:05:06,170
‫ولی زنگ زدم ببینیم
‫برای ناهار چکار می‌کردی؟

115
00:05:06,172 --> 00:05:08,706
‫میدونی؟ می‌تونم تو کافه
‫برای تو یه صندلی نگه دارم

116
00:05:08,708 --> 00:05:09,974
‫بعداً

117
00:05:09,976 --> 00:05:11,776
‫من تو راهم . دارم میرم به اسلحه‌خانه

118
00:05:11,778 --> 00:05:14,946
‫تا جعبه «سِینت جان» رو تحویل
‫بدم که از «تایلر» موند

119
00:05:14,948 --> 00:05:17,081
‫فقط دارم به «ریک» یه لطفی می‌کنم

120
00:05:17,083 --> 00:05:19,517
‫خوبی؟

121
00:05:19,519 --> 00:05:22,320
‫من خوبم

122
00:05:22,322 --> 00:05:24,489
‫میدونی ، این وضعیت موقتیه

123
00:05:24,491 --> 00:05:27,925
‫همه اینا موقتیه

124
00:05:27,927 --> 00:05:30,128
‫بذار بهت بگم

125
00:05:30,130 --> 00:05:32,096
‫اگه یواشکی وارد دفتر مربی «لایمن» بشی

126
00:05:32,098 --> 00:05:34,065
‫و یه چیز خیلی بی‌ادبی درباره
‫استراتژی‌های ورزشیش بنویسی

127
00:05:34,067 --> 00:05:37,035
‫امشب تو «گریل» به حساب من بهت
‫نوشیدنی میدم

128
00:05:37,037 --> 00:05:39,437
‫"یه چیز بی‌ادبی"
‫یعنی یه چیز بی‌تربیتی

129
00:05:39,439 --> 00:05:42,640
‫یا یه چیز واقعاً چندش‌آور؟

130
00:05:42,642 --> 00:05:44,876
‫- خودت انتخاب کن
‫- قبوله

131
00:05:47,280 --> 00:05:48,546
‫دلم برای اون صدا تنگ نمیشه

132
00:05:48,548 --> 00:05:49,747
‫آره . منم همینطور

133
00:05:49,749 --> 00:05:51,449
‫کارِت مبارک

134
00:05:51,451 --> 00:05:53,451
‫مرسی . بعداً باهات حرف میزنم

135
00:05:56,256 --> 00:05:58,756
‫کسی اینجاست؟

136
00:05:58,758 --> 00:06:01,192
‫سلام؟

137
00:06:01,194 --> 00:06:02,794
‫تو باید «مت» باشی

138
00:06:02,796 --> 00:06:04,228
‫من «دوریان» هستم

139
00:06:04,230 --> 00:06:05,763
‫آره . «ریک» گفت وقتی اون دنبال مطالعه‌ست

140
00:06:05,765 --> 00:06:07,465
‫تو مسئول اینجایی

141
00:06:07,467 --> 00:06:10,902
‫منظورت وقتیه که داره بچه‌هاش
‫رو از دست «سایرن»‌ها مخفی می‌کنه

142
00:06:12,572 --> 00:06:14,372
‫بهم گفت واقعاً چه بلایی
‫سر «جورجی» اومد

143
00:06:14,374 --> 00:06:16,407
‫گفت می‌خواست به منم هشدار بده

144
00:06:16,409 --> 00:06:17,775
‫که اگه بمونم در مقابل

145
00:06:17,777 --> 00:06:19,677
‫کی باید مبارزه کنم

146
00:06:19,679 --> 00:06:21,779
‫به حلقه اعتماد خوش اومدی

147
00:06:23,650 --> 00:06:26,184
‫سلین» دوستم رو کشت»

148
00:06:26,186 --> 00:06:28,553
‫یعنی می‌خوام بدونم چطوری
‫انتقام بگیرم

149
00:06:28,555 --> 00:06:30,088
‫از اونجا که فعلاً تنها سلاح ما

150
00:06:30,090 --> 00:06:31,355
‫داره تو پاریس سفر می‌کنه

151
00:06:31,357 --> 00:06:32,723
‫- منظورت چنگال میزان‌سازی‌ـه؟
‫- در واقع

152
00:06:32,725 --> 00:06:34,525
‫«اسمش هست : خدمه «آرکادیوس

153
00:06:34,527 --> 00:06:36,027
‫دشمنای «کِید» اون رو در آتش ساختن

154
00:06:36,029 --> 00:06:37,228
‫- و «کِید» رو می‌کشه
‫- اگه تو میگی همینطوره

155
00:06:37,230 --> 00:06:38,229
‫من این رو نمیگم

156
00:06:38,231 --> 00:06:39,797
‫هاروی» میگه . تو دفترشه»

157
00:06:39,799 --> 00:06:41,232
‫تو ماشین «جورجی» بود

158
00:06:41,234 --> 00:06:42,867
‫«انگار رفیق مرده‌مون «هاروی
‫در سال ۱۷۹۰

159
00:06:42,869 --> 00:06:44,368
‫با «سایرن»ها دوست بوده

160
00:06:44,370 --> 00:06:45,603
‫اونا بهش کلک زدن تا وارد
‫تونل‌های اسلحه‌خانه بشه

161
00:06:45,605 --> 00:06:46,938
‫و اونجا از گرسنگی مرد

162
00:06:46,940 --> 00:06:48,506
‫چند ماه پیش استخوان‌هاش رو پیدا کردیم

163
00:06:48,508 --> 00:06:50,441
‫دیروز نتایج دی‌ان‌اِی اومد

164
00:06:51,678 --> 00:06:53,511
‫- عالیه
‫- آره . معلوم شد

165
00:06:53,513 --> 00:06:55,880
‫اون با خانواده‌ای از «میستیک‌فالز» مرتبط بوده

166
00:06:55,882 --> 00:06:57,949
‫و از طریق جادویی به نام اینترنت

167
00:06:57,951 --> 00:06:59,851
‫من دنبال یه نسل زنده ازش گشتم

168
00:06:59,853 --> 00:07:02,253
‫اون اینجاست تا بقایای «هاروی» رو بگیره
‫«هی آقای «مکسوِل

169
00:07:02,255 --> 00:07:04,021
‫اون فرم‌ها رو امضا کردید؟

170
00:07:08,061 --> 00:07:11,129
‫شما ۲تا همدیگه رو می‌شناسید؟

171
00:07:15,568 --> 00:07:17,935
‫و بالاتر از همه کارهایی که کرد
‫حتی داوطلب شد تا

172
00:07:17,937 --> 00:07:20,171
‫به سازماندهی مراسم
‫بانوی میستیک‌فالز» بپردازه»

173
00:07:20,173 --> 00:07:22,594
‫معلمتون قطعاً خیلی کارها داره

174
00:07:22,619 --> 00:07:24,876
‫آره ولی من تو پروژه‌ها کمکش می‌کنم
‫همه این‌کار رو می‌کنیم

175
00:07:24,878 --> 00:07:26,043
‫همه عاشقش هستن

176
00:07:26,045 --> 00:07:27,812
‫همگی صبحتون بخیر

177
00:07:27,814 --> 00:07:29,647
‫«صبح بخیر خانم «سیبل

178
00:07:30,750 --> 00:07:32,250
‫تو اینجا چکار می‌کنی؟

179
00:07:33,786 --> 00:07:36,654
‫خب ، دیروز ما جنگ انقلابی رو تموم کردیم

180
00:07:36,656 --> 00:07:38,489
‫پس امروز میریم سراغ وقایع سال ۱۸۰۰

181
00:07:38,491 --> 00:07:40,324
‫نه . یعنی چرا خودت رو به شکل

182
00:07:40,326 --> 00:07:43,327
‫- یه معلم تاریخ درآوردی؟
‫- خودم رو به این شکل درنیاوردم

183
00:07:43,329 --> 00:07:45,263
‫من کلی تکلیف میدم و امتحانای
‫یهویی می‌گیرم . درسته؟

184
00:07:45,265 --> 00:07:48,099
‫شما بهترین معلم این مدرسه‌اید

185
00:07:48,101 --> 00:07:50,368
‫داری ذهن این بچه‌ها رو
‫کنترل می‌کنی؟

186
00:07:50,370 --> 00:07:52,470
‫من وادارشون کردم عاشق تاریخ باشن
‫این جرمه؟

187
00:07:52,472 --> 00:07:54,939
‫قبل اینکه بخوای بهم حمله کنی

188
00:07:54,941 --> 00:07:57,175
‫یا به پلیس زنگ بزنی
‫یا از کسی درخواست کمک کنی

189
00:07:57,177 --> 00:07:59,310
‫فقط بدون اگه این‌کار رو کنی
‫هیچ‌کدوم از این بچه‌ها

190
00:07:59,312 --> 00:08:01,879
‫به کلاس بعدیشون نخواهند رسید

191
00:08:03,016 --> 00:08:05,750
‫میشه بریم سراغ قسمتی که
‫تو میگی چی می‌خوای؟

192
00:08:05,775 --> 00:08:07,952
‫حتماً . اگه بریم سراغ قسمتی که
‫تو اعتراف کنی

193
00:08:07,954 --> 00:08:09,820
‫که ترجیح میدادی هر کاری کنی به جز

194
00:08:09,822 --> 00:08:12,190
‫اینکه به این فکر کنی که
‫الان «استفن» داره چکار می‌کنه

195
00:08:12,192 --> 00:08:14,926
‫درحالی‌که احساساتش خاموشه
‫داره کی رو می‌کشه

196
00:08:14,928 --> 00:08:16,661
‫و در جواب این سوالت

197
00:08:16,663 --> 00:08:18,496
‫می‌خوام بهت تاریخ یاد بدم

198
00:08:18,498 --> 00:08:19,830
‫آخه چرا باید به رئیس‌ـت بگم

199
00:08:19,832 --> 00:08:21,832
‫تو رو برای کار به اینجا بفرسته؟

200
00:08:21,834 --> 00:08:24,769
‫کار اخبار از طرف تو بود

201
00:08:24,771 --> 00:08:27,004
‫خودم همین الان این رو گفتم

202
00:08:27,006 --> 00:08:29,140
‫تو حتماً دانش‌آموز خیلی خوبی نبودی

203
00:08:29,142 --> 00:08:30,841
‫ما می‌خوایم سعی کنیم درستش کنیم

204
00:08:30,843 --> 00:08:33,477
‫بچه‌ها ، لطفاً به فصل ۳ برید

205
00:08:33,479 --> 00:08:34,845
‫« "قبل از جنگ "ویرجینیا »

206
00:08:34,847 --> 00:08:36,747
‫خانم «فوربس»؟

207
00:08:36,749 --> 00:08:38,616
‫می‌تونی بشینی

208
00:08:45,992 --> 00:08:47,091
‫اون چی؟

209
00:08:47,093 --> 00:08:48,859
‫- اونجا
‫- اون خانم ثروتمند؟

210
00:08:50,111 --> 00:08:51,796
‫نه . اگه فقط به‌خاطر این
‫مردم رو پیش «کِید» بفرستیم

211
00:08:51,798 --> 00:08:53,097
‫که بد انعام میدن

212
00:08:53,099 --> 00:08:54,632
‫دیگه تو جهنم جایی باقی نمی‌مونه

213
00:08:54,634 --> 00:08:56,467
‫باشه . خیلی‌خب پس
‫بریم سراغ پیشخدمت

214
00:08:56,469 --> 00:08:58,636
‫- از الانم به نظر عصبانی میاد
‫- تازه کار خشم رو ساختیم

215
00:08:58,638 --> 00:09:01,305
‫تازه با توجه به جمعیت کاندیداهایی
‫که اینجا داریم

216
00:09:01,307 --> 00:09:04,875
‫احتماًل اون تنها کسیه که
‫از الانم شیطان رو ستایش می‌کنه

217
00:09:04,877 --> 00:09:06,544
‫«اون چالش بزرگی نیست «استفن

218
00:09:06,546 --> 00:09:08,079
‫تو چالش می‌خوای؟

219
00:09:08,081 --> 00:09:09,880
‫آره

220
00:09:11,084 --> 00:09:13,050
‫بریم سراغ اون زنه اونجا

221
00:09:13,052 --> 00:09:15,319
‫پیرزنه؟ که همه چیز رو همه‌جا میریزه؟

222
00:09:15,321 --> 00:09:17,655
‫- چکار می‌کنی؟ از سر رحم می‌کشیشون؟
‫- نه

223
00:09:17,657 --> 00:09:19,490
‫دکتری که کمکش می‌کنه

224
00:09:33,740 --> 00:09:37,208
‫خب ، از کجا میدونی اون دکتره
‫و خدمتکار بیمارستان نیست؟

225
00:09:37,210 --> 00:09:39,410
‫ناخن‌های مانیکور شده یعنی اون

226
00:09:39,412 --> 00:09:41,579
‫با دستاش کار نمی‌کنه . پِیجِر پزشکی
‫یعنی در حال انجام وظیفه‌ست

227
00:09:41,581 --> 00:09:43,981
‫تازه تو ۲۰ سالگیشه و دکتره؟

228
00:09:43,983 --> 00:09:45,750
‫حتماً زود فارغ‌التحصیل شده

229
00:09:45,752 --> 00:09:47,618
‫واقعاً خودش رو درگیر کارش کرده

230
00:09:47,620 --> 00:09:49,787
‫- نظرت چیه «دیمن»؟
‫- «نمیدونم «استفن

231
00:09:49,789 --> 00:09:52,056
‫شاید برادری داشته که
‫خیلی خسته‌ـش کرده

232
00:09:52,058 --> 00:09:54,859
‫یا شایدم درگیر یه مسئله تاریکه

233
00:09:54,861 --> 00:09:57,561
‫یه‌جور درد در گذشته‌ـش

234
00:09:57,563 --> 00:10:00,031
‫همه که مثل تو کوله‌باری
‫از وحشت و بیم ندارن

235
00:10:00,033 --> 00:10:02,500
‫شاید درگیر یه مسئله خوبه

236
00:10:02,502 --> 00:10:04,600
‫«انگار داری باهام شرط بندی می‌کنی «دیمن

237
00:10:04,625 --> 00:10:07,505
‫واقعاً؟ به نظر من که
‫انگار دارم برنده میشم

238
00:10:07,507 --> 00:10:08,506
‫خب...

239
00:10:08,508 --> 00:10:11,042
‫فقط یه راه برای فهمیدنش هست . درسته؟

240
00:10:16,516 --> 00:10:18,616
‫خدای من ، اینجا دکتری هست؟

241
00:10:28,759 --> 00:10:30,592
‫شاه‌پسند»؟ بیخیال»

242
00:10:30,594 --> 00:10:32,961
‫بهم اعتماد نداری که همراه باهات
‫نقش بازی کنم تا

243
00:10:32,963 --> 00:10:34,496
‫یه دکتر خوب رو تباه کنی؟

244
00:10:34,498 --> 00:10:35,930
‫خب ، من باید بستری شدنت در بیمارستان رو

245
00:10:35,932 --> 00:10:37,432
‫با یه‌کم ضعف واقعی همراه می‌کردم . درسته؟

246
00:10:37,434 --> 00:10:39,634
‫یه‌کم تو اینترنت گشتم

247
00:10:39,636 --> 00:10:41,903
‫«پس معلوم شد مامان و بابای «تارا

248
00:10:41,905 --> 00:10:44,205
‫هر دو ۱۰ سال پیش در
‫تصادف ماشین کشته شدن

249
00:10:44,207 --> 00:10:45,540
‫طرف بهشون زد و در رفت

250
00:10:45,542 --> 00:10:46,975
‫هرگز نتونستن راننده رو پیدا کنن

251
00:10:46,977 --> 00:10:49,778
‫بهت گفتم درگیر یه مسئله تاریکه

252
00:10:49,780 --> 00:10:52,814
‫«من فقط غم رو شنیدم «استفن

253
00:10:52,816 --> 00:10:54,749
‫چیز تاریکی نشنیدم

254
00:10:54,751 --> 00:10:57,986
‫شاید حواس عنکبوتی‌ـت درباره اون
‫اشتباه می‌کنه رفیق

255
00:10:57,988 --> 00:11:00,689
‫حواس عنکبوتی من خیلی هم خوبه . ممنون

256
00:11:00,691 --> 00:11:01,890
‫این رو گوش کن

257
00:11:01,892 --> 00:11:04,159
‫هر دو والدینش اعضاشون رو اهدا کردن

258
00:11:04,161 --> 00:11:06,961
‫و فوتشون جون افراد دیگه رو نجات داد

259
00:11:06,963 --> 00:11:08,430
‫واسه همین به پزشکی علاقه‌مند شد

260
00:11:08,432 --> 00:11:10,065
‫- جدی؟
‫- حتی داوطلب شد

261
00:11:10,067 --> 00:11:11,833
‫در یه گروه حمایتی پیوند اعضا باشه

262
00:11:11,835 --> 00:11:14,069
‫اگه از من بپرسی یه‌کم وحشتناکه

263
00:11:16,239 --> 00:11:18,173
‫اگرچه در واقع...

264
00:11:19,443 --> 00:11:21,743
‫عالیه

265
00:11:24,480 --> 00:11:27,247
‫باورم نمیشه «ریک» موافقت کرد
‫که بذاره اون بره

266
00:11:27,249 --> 00:11:28,215
‫و شماها از کریسمس

267
00:11:28,217 --> 00:11:29,616
‫- اون رو ندیدید؟
‫- نه

268
00:11:29,618 --> 00:11:31,118
‫آره . من بیرون از شهر بودم

269
00:11:31,120 --> 00:11:32,853
‫تخصصص‌ـش همینه

270
00:11:32,855 --> 00:11:34,855
‫اینم یه وسیله دیگه که
‫می‌تونه کمک کنه

271
00:11:34,857 --> 00:11:37,491
‫آقای «مکسوِل» اسکلتی حدود سال ۱۷۹۰
‫آهنگر بوده

272
00:11:37,493 --> 00:11:39,059
‫تو دفترش اون طرح چیزی رو کشیده

273
00:11:39,061 --> 00:11:40,627
‫که قبل مرگش درستش کرده

274
00:11:40,629 --> 00:11:42,029
‫«حالا طبق گفته‌های «دالتون سِینت جان

275
00:11:42,031 --> 00:11:43,197
‫مکسوِل»‌هایی که زنده موندن»

276
00:11:43,199 --> 00:11:44,698
‫از اون وسیله‌هایی ساختن

277
00:11:46,595 --> 00:11:47,935
‫به نظرت آشناست؟

278
00:11:49,205 --> 00:11:50,604
‫نه ، واقعاً نه

279
00:11:50,606 --> 00:11:52,339
‫ولی شاید داخل جعبه انباری خانوادگی بوده

280
00:11:52,341 --> 00:11:53,990
‫که «دیمن» دنبالش اومده بود

281
00:11:54,929 --> 00:11:56,395
‫آره . در عین حال

282
00:11:56,420 --> 00:11:57,211
‫«باقی نوشته‌هالی «دالتون

283
00:11:57,213 --> 00:11:58,712
‫از سال ۱۸۸۳ درباره «سلین» بودن

284
00:11:58,714 --> 00:12:00,080
‫"آنچه «سلین» می‌خواهد"

285
00:12:00,082 --> 00:12:01,615
‫اون دقیقاً اندازه‌هایی رو لیست کرده
‫از گردن

286
00:12:01,617 --> 00:12:03,517
‫شانه ، لب ، زبان

287
00:12:03,519 --> 00:12:04,785
‫آره . به نظر من شیفته اون بوده

288
00:12:04,787 --> 00:12:06,317
‫حتی اندازه‌ـش رو برای یه تاج گرفته

289
00:12:07,337 --> 00:12:08,536
‫وایسا

290
00:12:08,561 --> 00:12:10,327
‫بذاراون لیست رو ببینم

291
00:12:12,556 --> 00:12:15,290
‫اینا همه بخشی از یه زنگوله هستن

292
00:12:16,132 --> 00:12:17,531
‫گردن ، شانه ، لب ، تاج

293
00:12:17,533 --> 00:12:18,966
‫اینا اصطلاحات جوش‌کاری هستن

294
00:12:18,968 --> 00:12:20,434
‫اندازه‌گیری‌ها معنی میدن

295
00:12:20,436 --> 00:12:22,035
‫- جدی؟
‫- آره

296
00:12:22,037 --> 00:12:23,470
‫قبلاً «مکسوِل»‌ها شغلشون

297
00:12:23,472 --> 00:12:24,738
‫ساختن زنگوله کلیسا بوده

298
00:12:24,740 --> 00:12:26,073
‫کار خانوادگی ما در آهنگری

299
00:12:26,075 --> 00:12:27,374
‫اینجوری شروع شد

300
00:12:27,376 --> 00:12:29,243
‫- باحاله
‫- آره

301
00:12:29,245 --> 00:12:31,512
‫واقعاً درکی از کلمه "باحال" نداری

302
00:12:41,069 --> 00:12:43,657
‫خب ، هنوز چیزی رو تشخیص ندادیم

303
00:12:43,659 --> 00:12:46,160
‫نمونه خون‌ـش کاملاً نرمال بود

304
00:12:47,663 --> 00:12:48,896
‫خب ، فکر کنم همیشه میدونستم

305
00:12:48,898 --> 00:12:50,330
‫چنین چیزی رخ میده

306
00:12:50,332 --> 00:12:51,965
‫چرا این رو میگی؟

307
00:12:51,967 --> 00:12:53,567
‫این سرنوشته

308
00:12:53,569 --> 00:12:56,170
‫اون در زندگیش کلی انتخاب‌های
‫تاریک داشته

309
00:12:56,172 --> 00:12:58,972
‫به آدمای زیادی آسیب زده

310
00:12:58,974 --> 00:13:01,508
‫فکر می‌کنم نباید اینا رو به من بگی

311
00:13:01,510 --> 00:13:03,043
‫میدونی ، نمی‌تونم جلوی خودم
‫رو بگیرم و فکر می‌کنم

312
00:13:03,045 --> 00:13:05,352
‫شاید همه اینا به یه دلیلی رخ میدن

313
00:13:05,377 --> 00:13:07,247
‫من امروز به یه ویسایت
‫اهدای عضو رفته بودم

314
00:13:07,249 --> 00:13:09,383
‫و لیستی از همه کسایی دیدم
‫این آدمای واقعاً

315
00:13:09,385 --> 00:13:11,985
‫مستحق که تو صف منتظر
‫یه پیوند عضو هستن

316
00:13:11,987 --> 00:13:14,321
‫و برادرت یه اهداکننده عضوه

317
00:13:14,323 --> 00:13:16,290
‫آره . اون رو توی فرمش دیدم

318
00:13:16,292 --> 00:13:18,192
‫ببین ، فکر و گمان فایده‌ای نداره

319
00:13:18,194 --> 00:13:19,193
‫چرا که نه؟

320
00:13:19,195 --> 00:13:20,627
‫یعنی من یه دختری رو دیدم

321
00:13:20,629 --> 00:13:22,496
‫اون در صدر اون لیست قرار داره

322
00:13:22,498 --> 00:13:23,664
‫اسمش «کسی فَولر»ـه

323
00:13:23,666 --> 00:13:24,665
‫آره . می‌شناسمش

324
00:13:24,667 --> 00:13:26,066
‫اون از مریضای منه

325
00:13:26,068 --> 00:13:27,734
‫واقعاً بچه خوبیه

326
00:13:27,736 --> 00:13:29,570
‫حساب کاربری‌ـش میگه می‌خواد به
‫کشورهای در حال توسعه بره

327
00:13:29,572 --> 00:13:33,140
‫و چاه بسازه و آب تمیز ایجاد کنه

328
00:13:33,142 --> 00:13:34,741
‫تقصیر اون نیست

329
00:13:34,743 --> 00:13:36,643
‫که کلیه‌هاش دارن از کار میفتن

330
00:13:36,645 --> 00:13:38,312
‫پس «دیمن» می‌تونه زندگیش رو هدر بده

331
00:13:38,314 --> 00:13:40,681
‫درحالی‌که اون دختر نمی‌تونه زندگی کنه؟

332
00:13:40,683 --> 00:13:43,317
‫متأسفانه من نمی‌تونم اونجوری فکر کنم

333
00:13:43,319 --> 00:13:46,386
‫به عنوان یه دکتر جون همه باید
‫یه اندازه اهمیت داشته باشه

334
00:13:48,791 --> 00:13:51,525
‫حتی بعد از تمام کارهایی که اون کرده؟

335
00:13:51,527 --> 00:13:53,861
‫خب ، هر حسی که درباره گذشته
‫برادرت داری...

336
00:13:53,863 --> 00:13:56,822
‫اگه بهت بگم اون عامل مرگ
‫والدینت بوده چی؟

337
00:13:57,566 --> 00:13:58,732
‫چی؟

338
00:14:00,236 --> 00:14:03,237
‫والدین من توسط یه راننده مست
‫کشته شدن

339
00:14:03,239 --> 00:14:04,638
‫چرا این رو میگی؟

340
00:14:04,640 --> 00:14:07,207
‫چون تو به یه فرصت نیاز داری

341
00:14:07,209 --> 00:14:08,775
‫اینا رو باور می‌کنی

342
00:14:08,777 --> 00:14:12,281
‫دیمن» یه راننده مسته»

343
00:14:12,306 --> 00:14:15,711
‫دیمن» کسیه که والدین‌ـت رو کشته»

344
00:14:26,657 --> 00:14:28,629
‫کلکش رو بکَن . چرا که نه؟

345
00:14:28,631 --> 00:14:31,498
‫کِید» هرگز نگفت من نمی‌تونم»
‫میان‌بر بزنم

346
00:14:31,500 --> 00:14:33,700
‫بهت گفتم اون یه چالش میشه

347
00:14:33,702 --> 00:14:34,935
‫بابت چی اینقدر راضی هستی؟

348
00:14:34,937 --> 00:14:36,370
‫تو باید به وظیفه‌ـت برسی

349
00:14:36,372 --> 00:14:37,604
‫فقط دارم میگم شاید

350
00:14:37,606 --> 00:14:39,339
‫بعضیا رو نمیشه تباه کرد

351
00:14:39,341 --> 00:14:42,342
‫شاید اون کاملاً خوبه

352
00:14:42,344 --> 00:14:45,245
‫هیچ‌کس کاملاً خوب نیست

353
00:14:45,247 --> 00:14:46,680
‫خواهی دید

354
00:14:47,883 --> 00:14:49,416
‫هی ، چکار می‌کنی؟

355
00:14:49,418 --> 00:14:51,785
‫فقط مقدار «شاه‌پسند»ـت رو زیاد می‌کنم

356
00:14:51,787 --> 00:14:52,920
‫چی؟ نه

357
00:14:52,922 --> 00:14:54,655
‫باید یه مورد اورژانسی پزشکی درست کنم

358
00:14:54,657 --> 00:14:56,490
‫تا بقیه بازی اجرا بشه

359
00:14:56,492 --> 00:14:58,392
‫میشه یه لحظه تقلب نکنی؟

360
00:14:58,394 --> 00:14:59,593
‫«دیمن»

361
00:14:59,595 --> 00:15:02,029
‫من برای شیطان کار می‌کنم

362
00:15:02,031 --> 00:15:04,565
‫لازم نیست عادلانه بازی کنم

363
00:15:09,605 --> 00:15:12,472
‫کی می‌تونه بهم بگه
‫«کِی «میستیک‌فالز

364
00:15:12,474 --> 00:15:14,226
‫رسماً یه شهر شد؟

365
00:15:15,311 --> 00:15:16,877
‫کرولاین»؟»

366
00:15:16,879 --> 00:15:19,746
‫چیزهایی که تمام اون سال‌ها تو این
‫ساختمون به شدت زشت یاد گرفتی رو

367
00:15:19,748 --> 00:15:21,181
‫یادت میاد؟

368
00:15:21,183 --> 00:15:23,283
‫میستیک‌فالز» در سال ۱۸۶۰ تاسیس شد»

369
00:15:23,285 --> 00:15:25,419
‫«وقتی یه «لاک‌وود» ، یه «فوربس

370
00:15:25,421 --> 00:15:27,554
‫«یه «فِل» ، یه «گیلبرت» و یه «سالواتور

371
00:15:27,556 --> 00:15:29,423
‫دور هم جمع شدن تا منشور شهری
‫اون رو امضا کنن

372
00:15:29,425 --> 00:15:32,059
‫بی‌مصرف و غلطه

373
00:15:32,061 --> 00:15:34,360
‫اونا خانواده‌های مؤسسان هستن

374
00:15:34,385 --> 00:15:36,265
‫آره . اجداد شما امتیازش رو گرفتن

375
00:15:36,290 --> 00:15:38,599
‫ولی خیلی قبل از اینکه اون قلم‌های پردار
‫رو بردارن

376
00:15:38,601 --> 00:15:39,967
‫تا اون منشور احمقانه رو بنویسن

377
00:15:39,969 --> 00:15:41,735
‫کسای دیگه‌ای اینجا بودن

378
00:15:41,737 --> 00:15:43,770
‫گروهی از مردان و زنانی که فرق داشتن

379
00:15:43,772 --> 00:15:45,606
‫اشتباه گرفته شده بودن

380
00:15:45,608 --> 00:15:48,275
‫نهایتاً اونا به‌خاطر ماهیت‌شون سوزانده شدن

381
00:15:48,277 --> 00:15:49,610
‫درباره صدها جادوگری حرف میزنی

382
00:15:49,612 --> 00:15:51,011
‫که اینجا سوزانده شدن؟

383
00:15:51,013 --> 00:15:53,380
‫سال ۱۷۹۰

384
00:15:53,382 --> 00:15:55,983
‫طوری یادمه انگار همین دیروز بود

385
00:15:55,985 --> 00:15:58,385
‫بوی خیلی خوشمزه‌ای بود

386
00:15:58,387 --> 00:16:00,621
‫دود ساعت‌ها ادامه داشت

387
00:16:00,623 --> 00:16:03,023
‫چطور این رو میدونی؟

388
00:16:03,025 --> 00:16:06,126
‫کی می‌خواد به گردش علمی بره؟

389
00:16:06,128 --> 00:16:07,494
‫منم همینطور

390
00:16:07,496 --> 00:16:09,329
‫اتوبوس بیرونه

391
00:16:11,634 --> 00:16:12,766
‫«خانم «فوربس

392
00:16:12,768 --> 00:16:15,268
‫تو می‌تونی با من بمونی

393
00:16:16,138 --> 00:16:18,338
‫فکر نمی‌کنم

394
00:16:21,677 --> 00:16:23,110
‫اون رو ببین

395
00:16:23,112 --> 00:16:25,445
‫من تکنیک‌های از راه دورم رو
‫به کمال رسوندم

396
00:16:25,447 --> 00:16:26,680
‫خون تو نجاتش نمیده

397
00:16:26,682 --> 00:16:28,649
‫من به ذهنش گفتم خاموش بشه

398
00:16:30,619 --> 00:16:34,454
‫اگه کسی اینجا بمیره نمایش
‫کوچیک معلم‌بازی‌ـت نابود میشه

399
00:16:34,456 --> 00:16:36,590
‫شاید ارزش‌ـش رو داشته باشه

400
00:16:36,592 --> 00:16:38,659
‫ولی فعلاً بلند شو

401
00:16:44,500 --> 00:16:47,801
‫این رو یه هشدار در نظر بگیر

402
00:16:47,803 --> 00:16:50,003
‫امروز هر مرگی تقصیر تو میشه

403
00:16:50,005 --> 00:16:52,205
‫و روی کارت امتیازت برای جهنم
‫نوشته میشه

404
00:16:56,945 --> 00:16:58,578
‫میای؟

405
00:17:05,863 --> 00:17:08,734
‫اینجا از سال ۱۷۹۰ رو به انحطاط رفت

406
00:17:08,759 --> 00:17:11,635
‫همیشه یادم میره از اونچه
‫به نظر میاد خیلی پیرتری

407
00:17:11,660 --> 00:17:13,418
‫چندهزار سال دیگه باهام حرف بزن

408
00:17:13,420 --> 00:17:14,986
‫خواهیم دید تو چطوری میشی

409
00:17:14,988 --> 00:17:17,355
‫دلم می‌خواد بدونم چرا آخرین بازدیدت
‫از این زمین

410
00:17:17,380 --> 00:17:18,471
‫حول و حوش همون وقتی بود

411
00:17:18,496 --> 00:17:20,058
‫که صدها جادوگر سوزانده شدن؟

412
00:17:20,060 --> 00:17:21,759
‫من در این منطقه با خواهرم

413
00:17:21,761 --> 00:17:24,262
‫سفر می‌کردم و دنبال ارواح خوشمزه‌ای بودیم
‫تا «کِید» رو تغذیه کنیم

414
00:17:24,264 --> 00:17:26,064
‫و جادوگرها استثنا بودن

415
00:17:26,066 --> 00:17:28,199
‫داری میگی تقصیر تو بود که جادوگرها

416
00:17:28,201 --> 00:17:29,868
‫- سوزانده شدن؟
‫- معلومه که تو داستان کامل

417
00:17:29,870 --> 00:17:33,037
‫رو نمیدونی . اینکه واقعاً چطوری
‫صدها جادوگر مردن

418
00:17:33,039 --> 00:17:35,240
‫چرا حس می‌کنم می‌خوای آواز بخونی؟

419
00:17:35,242 --> 00:17:36,674
‫وسوسه‌ام نکن

420
00:17:36,676 --> 00:17:38,510
‫جادوگرها به یه آهنگر محلی یه کمک جادویی کردن

421
00:17:38,512 --> 00:17:41,546
‫آهنگر داشت براشون یه زنگوله
‫کلیسا می‌ساخت

422
00:17:41,548 --> 00:17:43,615
‫این زنگوله یه هدف خاص داشت

423
00:17:43,617 --> 00:17:46,484
‫ولی چیزی که هیچکی نفهمید
‫این بود که من و «سلین» با

424
00:17:46,486 --> 00:17:48,620
‫این آهنگر دوست شدیم

425
00:17:48,622 --> 00:17:50,755
‫نقشه‌ـش رو یه‌کم بهش چین و چروک دادیم

426
00:17:56,062 --> 00:17:57,695
‫وایسا . چکار می‌کنن؟

427
00:17:57,697 --> 00:18:01,199
‫اسمش رو بذار امتیاز بیشتر

428
00:18:01,201 --> 00:18:03,601
‫من در سوابق ملکی خانواده تو
‫توصیفاتی از

429
00:18:03,603 --> 00:18:04,969
‫یه زنگوله کلیسای قدیمی پیدا کردم

430
00:18:04,971 --> 00:18:07,205
‫وایسا . ما ملک داریم؟

431
00:18:07,207 --> 00:18:10,076
‫«آره . بیشترش به شهر «میستیک‌فالز
‫فروخته شد

432
00:18:10,101 --> 00:18:11,490
‫تا قرض‌های خانوادگیمون رو بدیم

433
00:18:11,515 --> 00:18:12,710
‫مامان‌بزرگ...اون...

434
00:18:12,712 --> 00:18:14,179
‫اون اسب‌های کوچیک رو دوست داشت

435
00:18:14,181 --> 00:18:15,480
‫یه چیز دیگه که بهش افتخار کنیم

436
00:18:15,482 --> 00:18:17,515
‫به‌هرحال طبق این

437
00:18:17,517 --> 00:18:18,950
‫اندازه‌های زنگوله دقیقاً همونایین

438
00:18:18,952 --> 00:18:20,585
‫که «دالتون سِینت جان» درباره‌شون نوشته

439
00:18:20,587 --> 00:18:22,787
‫در سال ۱۸۸۳ «سلین» دنبال اون بوده

440
00:18:22,789 --> 00:18:24,885
‫چرا یه زنگوله کلیسا براش مهم بوده؟

441
00:18:24,910 --> 00:18:26,157
‫«پیتر مکسوِل»

442
00:18:26,159 --> 00:18:28,526
‫آخرین کسی بوده که دستش به
‫زنگوله جادوگرها رسیده

443
00:18:28,528 --> 00:18:30,728
‫تا اینکه اون رو از یه پل پایین انداخته

444
00:18:30,730 --> 00:18:32,130
‫حدود ۲۰ سال پیش

445
00:18:32,132 --> 00:18:34,365
‫من ذهنش رو نگاه کردم و کل قضیه رو دیدم

446
00:18:34,367 --> 00:18:36,868
‫یه‌جور رژه ، یه زنگوله که آویزونه

447
00:18:36,870 --> 00:18:38,603
‫رژه روز مؤسسان

448
00:18:38,605 --> 00:18:40,672
‫اونا هر سال زنگوله منشور رو به صدا درمیارن

449
00:18:40,674 --> 00:18:41,906
‫اون یه کپی از زنگوله‌ست

450
00:18:41,908 --> 00:18:43,641
‫زنگوله واقعی در سال ۱۹۹۲ از

451
00:18:43,643 --> 00:18:46,010
‫پل «ویکِری» پایین افتاد

452
00:18:46,012 --> 00:18:47,478
‫به‌هرحال من این ۳ هفته اخیر رو

453
00:18:47,480 --> 00:18:48,746
‫برای این سپری کردم که

454
00:18:48,748 --> 00:18:49,981
‫که افراد رو به اون رودخانه بفرستم

455
00:18:49,983 --> 00:18:51,482
‫تا دنبال زنگوله بگردن

456
00:18:51,484 --> 00:18:53,284
‫و اونا چیزی پیدا نکردن ولی من میدونم

457
00:18:53,286 --> 00:18:56,221
‫هنوزم وجود داره چون نمیشه
‫نابودش کرد

458
00:18:56,223 --> 00:18:58,126
‫چقدر هم که شوم نیست

459
00:18:58,151 --> 00:18:59,484
‫جادوگرها رو سرزنش کن

460
00:18:59,509 --> 00:19:02,193
‫تعجبی نداره برای مردم اونا
‫خیلی اعصاب‌خردکن بودن

461
00:19:02,195 --> 00:19:04,162
‫حالا لطفاً

462
00:19:12,729 --> 00:19:13,667
‫نه

463
00:19:19,479 --> 00:19:21,446
‫نه . جدی نیستی

464
00:19:21,448 --> 00:19:24,482
‫از کل قوطی استفاده کنید بچه‌ها
‫نظم و دقت مهمه

465
00:19:28,488 --> 00:19:30,154
‫وایولت» ، بس کن»

466
00:19:30,156 --> 00:19:31,756
‫«وایولت»

467
00:19:34,294 --> 00:19:36,327
‫- نه . همه بس کنید
‫- سلام؟

468
00:19:36,329 --> 00:19:37,929
‫اونا تحت تاثیر «سایرن» هستن

469
00:19:37,931 --> 00:19:40,365
‫فندک رو آوردی . البته که آوردی دختر خوب

470
00:19:47,707 --> 00:19:50,842
‫- بذار برن
‫- امر دیگه‌ای نداری؟

471
00:19:50,844 --> 00:19:54,279
‫من آزادشون نمی‌کنم تا اینکه
‫اون زنگوله رو برام بیاری

472
00:19:54,281 --> 00:19:55,880
‫اصلاً این زنگوله رو برای چی می‌خوای؟

473
00:19:55,882 --> 00:19:57,515
‫من احساساتیم . می‌خوامش

474
00:19:57,517 --> 00:19:58,883
‫و به کمکت نیاز دارم تا پیداش کنم

475
00:19:58,885 --> 00:20:00,251
‫وگرنه همه می‌میرن . درسته؟

476
00:20:00,253 --> 00:20:01,919
‫خب ، نمی‌تونی همه‌شون رو نجات بدی

477
00:20:01,921 --> 00:20:04,656
‫یعنی مشعل‌ها ، مایع ، فندک

478
00:20:04,658 --> 00:20:07,125
‫آره . میدونم آتش چطوریه

479
00:20:08,728 --> 00:20:11,329
‫دقیقاً چطوری قراره این زنگوله رو
‫پیدا کنم؟

480
00:20:11,331 --> 00:20:14,532
‫توقع نداشتم راحت باشه

481
00:20:14,534 --> 00:20:18,403
‫واسه همین بهت انگیزه دادم

482
00:20:25,078 --> 00:20:27,845
‫فشار خون‌ـش داره میفته

483
00:20:27,847 --> 00:20:29,847
‫به زور قلبش میزنه

484
00:20:29,849 --> 00:20:31,883
‫تارا» ، گوش کن»

485
00:20:31,885 --> 00:20:34,752
‫- لطفاً حرف نزن
‫- خواهش می‌کنم

486
00:20:34,754 --> 00:20:35,820
‫نزدیک‌تر بیا

487
00:20:35,822 --> 00:20:37,922
‫لطفاً

488
00:20:37,924 --> 00:20:39,924
‫من رو نگاه کن

489
00:20:39,926 --> 00:20:44,128
‫من هرگز یه راننده مست نبودم

490
00:20:49,869 --> 00:20:51,235
‫«ببخشید «دیمن

491
00:20:52,872 --> 00:20:54,906
‫تو اونقدر ضعیفی که
‫نمی‌تونی قانعش کنی

492
00:20:56,509 --> 00:20:58,576
‫«تارا»

493
00:20:58,578 --> 00:21:01,646
‫نشونش بدم من درباره تو حق دارم

494
00:21:01,648 --> 00:21:04,346
‫یه شانسی بهم بده تا خودم
‫رو رها کنم

495
00:21:04,371 --> 00:21:06,751
‫مهم نیست چکار می‌کنی
‫والدین اون هنوزم مرده‌ان

496
00:21:06,753 --> 00:21:09,721
‫اشتباهت رو هرگز نمی‌تونی برگردونی

497
00:21:09,723 --> 00:21:11,889
‫زندگی من ارزش داره

498
00:21:11,914 --> 00:21:14,035
‫همینطور مرگ تو

499
00:21:14,060 --> 00:21:16,027
‫به این فکر کن که چقدر کار
‫خوب می‌تونی برای

500
00:21:16,029 --> 00:21:18,396
‫کسایی بکنی که واقعاً لیاقت دارن
‫زندگی کنن

501
00:21:29,609 --> 00:21:31,465
‫فکر می‌کنم تو نباید اینجا باشی

502
00:21:31,490 --> 00:21:33,623
‫قلبش از الانم داره می‌ایسته

503
00:21:34,347 --> 00:21:36,748
‫شاید باید منتظرش بشیم

504
00:21:36,750 --> 00:21:39,984
‫من سوگند خوردم به مردم کمک کنم

505
00:21:39,986 --> 00:21:41,619
‫درک می‌کنم

506
00:21:41,621 --> 00:21:43,755
‫ولی نمی‌تونم به این فکر نکنم

507
00:21:43,757 --> 00:21:45,223
‫تو قلب «دیمن» رو درست می‌کنی

508
00:21:45,225 --> 00:21:47,225
‫دوباره کاری می‌کنی سرپا بشه

509
00:21:47,227 --> 00:21:49,060
‫بعد برمیگرده سر نوشیدن

510
00:21:49,062 --> 00:21:50,995
‫بعد یه شب پشت فرمون میشینه

511
00:21:50,997 --> 00:21:53,498
‫باعث یه تصادف دیگه میشه

512
00:21:53,500 --> 00:21:55,566
‫والدین یه نفر دیگه می‌میرن

513
00:21:55,568 --> 00:21:58,469
‫یا شاید این‌بار چندتا بچه باشن

514
00:21:58,471 --> 00:22:00,538
‫ما نمی‌تونیم آینده رو پیش‌بینی کنیم

515
00:22:00,540 --> 00:22:03,941
‫میدونم ولی می‌تونیم گذشته
‫رو قضاوت کنیم

516
00:22:03,943 --> 00:22:07,278
‫چندبار «دیمن» باید بهمون نشون بده
‫که واقعاً کیه

517
00:22:07,280 --> 00:22:09,414
‫تا اینکه واقعاً باورمون بشه؟

518
00:22:09,416 --> 00:22:11,649
‫من تلاشت رو درک می‌کنم واقعاً

519
00:22:11,651 --> 00:22:14,085
‫سعی می‌کنی برای همه عالی باشی

520
00:22:14,087 --> 00:22:16,654
‫درحالی‌که فقط دلت می‌خواد
‫برای خودت یه تصمیمی بگیری

521
00:22:16,656 --> 00:22:18,689
‫قضیه من نیستم

522
00:22:18,691 --> 00:22:21,426
‫آره ، هست چون تو مسئولی

523
00:22:21,428 --> 00:22:24,228
‫پس غرایزت رو دنبال کن

524
00:22:24,230 --> 00:22:27,832
‫و کاری رو بکن که فکر می‌کنی درسته

525
00:22:36,554 --> 00:22:38,921
‫فکر می‌کنم تو باید بری...

526
00:22:40,963 --> 00:22:42,584
‫الان

527
00:22:53,026 --> 00:22:55,460
‫«تارا»

528
00:22:55,462 --> 00:22:57,495
‫متأسفم

529
00:22:58,925 --> 00:23:00,291
‫شنیدی؟

530
00:23:02,335 --> 00:23:04,635
‫من...

531
00:23:04,637 --> 00:23:06,604
‫«تارا»

532
00:23:06,606 --> 00:23:10,441
‫این...من...

533
00:23:10,466 --> 00:23:12,819
‫بابت کاری که کردم متأسفم

534
00:23:18,270 --> 00:23:21,552
‫ممنون که اون رو گفتی

535
00:23:21,554 --> 00:23:24,522
‫ولی کافی نیست

536
00:23:24,524 --> 00:23:26,757
‫نه

537
00:23:26,759 --> 00:23:29,393
‫کاش می‌شد برگردم و درستش کنم

538
00:23:29,395 --> 00:23:31,128
‫ولی نمی‌تونم

539
00:23:31,130 --> 00:23:35,233
‫بابت همه کارهایی که کردم
‫خیلی متأسفم

540
00:23:35,235 --> 00:23:37,401
‫نه . بهم گوش کن

541
00:23:37,403 --> 00:23:40,738
‫کشتن من گذشته رو عوض نمی‌کنه

542
00:23:40,740 --> 00:23:44,695
‫نه ولی آینده‌ـت رو عوض می‌کنه

543
00:23:52,185 --> 00:23:54,785
‫نه

544
00:23:54,787 --> 00:23:57,455
‫«این‌کار رو نکن «تارا

545
00:24:55,648 --> 00:25:00,818
‫زمان مرگ ۲:۴۷

546
00:25:12,265 --> 00:25:14,999
‫معلوم میشه

547
00:25:19,116 --> 00:25:21,004
‫مت» ، آخرین باری که بابات رو دیدی کی بود؟»

548
00:25:21,029 --> 00:25:22,011
‫من الان باهاشم

549
00:25:22,036 --> 00:25:23,850
‫به نظر استرس داری . خوبی؟

550
00:25:23,875 --> 00:25:26,449
‫خوبم . فقط باید زنگوله قدیمی که بابات

551
00:25:26,451 --> 00:25:27,817
‫از پل «ویکِری» انداخته رو به «سیبل» بدم

552
00:25:27,819 --> 00:25:30,052
‫وایسا ، آروم . بعد از اینکه گفتی خوبی
‫قاطی کردم

553
00:25:30,054 --> 00:25:31,854
‫وقتی بابات در «میستیک‌فالز» زندگی می‌کرد

554
00:25:31,856 --> 00:25:34,023
‫زنگوله منشور ما رو به پل «ویکِری» برد

555
00:25:34,025 --> 00:25:35,792
‫و بعد پرتش کرد پایین

556
00:25:35,794 --> 00:25:37,493
‫حالا «سیبل» اون رو می‌خواد

557
00:25:37,495 --> 00:25:40,263
‫اون میگه ارزش احساسی داره
‫همچین چیزی

558
00:25:40,265 --> 00:25:42,365
‫- وایسا . کِی بود؟
‫- سال ۱۹۹۲

559
00:25:42,367 --> 00:25:44,400
‫طبق بررسی ذهنی که «سیبل» روی
‫بابات انجام داد

560
00:25:44,402 --> 00:25:46,025
‫- آره . معنی میده
‫- چرا؟

561
00:25:46,049 --> 00:25:48,534
‫«پل «ویکِری» جاییه که ماشین والدین «الینا
‫از جاده منحرف شد

562
00:25:48,558 --> 00:25:50,139
‫وقتی کلانترها ماشین رو بیرون کشیدن

563
00:25:50,141 --> 00:25:51,407
‫یه چیز دیگه پیدا کردن

564
00:25:51,409 --> 00:25:52,742
‫زنگوله منشور قدیمی

565
00:25:52,744 --> 00:25:54,477
‫شکسته بود ولی نجاتش دادن

566
00:25:54,479 --> 00:25:56,312
‫خب ، بیا امیدوار باشیم توی سایت
‫ای‌بِی نفروخته باشنش

567
00:25:56,314 --> 00:25:57,847
‫نه . مامانت اون رو تو انبار نگه داشت

568
00:25:57,849 --> 00:25:59,629
‫من این رو میدونم چون بعد از مراسم ختم

569
00:25:59,653 --> 00:26:00,516
‫دفترش رو تمیز کردم

570
00:26:00,518 --> 00:26:02,451
‫تمام جعبه‌هایی که به خانه آوردی

571
00:26:02,453 --> 00:26:05,054
‫- هنوز تو گاراژ هستن
‫- من رو الان ببر اونجا

572
00:26:05,056 --> 00:26:06,255
‫کرولاین» ، اونکار رو نکن»

573
00:26:06,257 --> 00:26:07,390
‫باید ازش دور بشی

574
00:26:07,392 --> 00:26:08,591
‫«من چاره‌ای ندارم «مت

575
00:26:08,593 --> 00:26:09,892
‫اون بچه‌ها همدیگه رو می‌کشن

576
00:26:09,894 --> 00:26:11,227
‫کدوم بچه‌ها؟ کجایی؟

577
00:26:11,229 --> 00:26:13,429
‫مت» ، اگه سعی کنی جلوش رو بگیری»

578
00:26:13,431 --> 00:26:15,431
‫که کمکم نکنه من یه دستور ذهنی میدم

579
00:26:15,433 --> 00:26:16,632
‫و دانش‌آموزانم به‌هرحال می‌میرن

580
00:26:16,634 --> 00:26:18,100
‫اگه به خونه‌ـش بیای

581
00:26:18,102 --> 00:26:19,268
‫دانش‌آموزانم می‌میرن

582
00:26:19,270 --> 00:26:20,970
‫اگه بفهمم کسی

583
00:26:20,972 --> 00:26:22,672
‫- سعی داره دخالت کنه...
‫- خدایا ، می‌فهمیم

584
00:26:24,008 --> 00:26:25,942
‫تو واقعاً باید معلم می‌شدی

585
00:26:25,944 --> 00:26:28,644
‫شاید این بشه شغل دومم

586
00:26:28,646 --> 00:26:30,646
‫بعد از اینکه زنگوله رو بهم دادی

587
00:26:34,988 --> 00:26:39,055
‫هی ، شاید باید به بخش
‫کلانتری می‌گفتی چه خبره

588
00:26:39,057 --> 00:26:40,289
‫اونا میدونن اضطراریه
‫به محض اینکه چیزی از شرکت اتوبوسرانی

589
00:26:40,291 --> 00:26:41,591
‫بشنون زنگ میزنن

590
00:26:41,593 --> 00:26:42,725
‫«تازه ما میدونیم گرد علمی «سیبل

591
00:26:42,727 --> 00:26:44,126
‫نزدیک «میستیک‌فالز» بوده

592
00:26:44,128 --> 00:26:45,228
‫داریم به مسیر درستی میریم

593
00:26:45,230 --> 00:26:47,129
‫همه‌ـش واسه اینکه یه زنگوله می‌خواد

594
00:26:47,131 --> 00:26:49,699
‫تا حالا چیزی چنین دیوانه‌وار نشنیدم

595
00:26:49,701 --> 00:26:52,134
‫مردی این رو میگه که زنگوله رو
‫از پل پرت کرده

596
00:26:52,136 --> 00:26:54,003
‫یعنی اصلاً چه فکری می‌کردی؟

597
00:26:54,005 --> 00:26:56,305
‫- داشتم به رژه فکر می‌کردم
‫- چی؟

598
00:26:56,307 --> 00:26:58,875
‫رژه روز مؤسسان

599
00:26:58,877 --> 00:27:00,142
‫میدونی ، رژه‌ای که در اون زنگوله
‫منشور رو

600
00:27:00,144 --> 00:27:01,644
‫آویزون می‌کنن و یه فرد پولدار اون رو
‫به صدا درمیاره

601
00:27:01,646 --> 00:27:03,946
‫درحالی‌که ۲تا احمق دو طرفش می‌ایستن

602
00:27:03,948 --> 00:27:06,082
‫که یونیفرم‌های کهنه جنگ داخلی
‫رو تنشون کردن

603
00:27:06,084 --> 00:27:07,750
‫من یکی از اون احمقای رژه بودم

604
00:27:07,752 --> 00:27:09,518
‫خب ، حداقل قرار بود باشم

605
00:27:09,520 --> 00:27:12,121
‫پس می‌خواستی رژه لغو بشه؟

606
00:27:12,123 --> 00:27:14,724
‫- چه باکلاس
‫- نه «مت» . فقط همین نیست

607
00:27:14,726 --> 00:27:17,393
‫خانواده ما اون زنگوله رو ساخت
‫«خانواده «مکسوِل

608
00:27:17,395 --> 00:27:18,694
‫اولین خانواده با تجارتی ماهرانه

609
00:27:18,696 --> 00:27:20,196
‫که آدما رو به این ناحیه کشوند

610
00:27:20,198 --> 00:27:22,059
‫به‌خاطر ما بود که اصلاً

611
00:27:22,084 --> 00:27:23,550
‫یه شهر وجود داشت

612
00:27:24,473 --> 00:27:26,135
‫ولی کسایی که بر شهر مسلط شدن

613
00:27:26,137 --> 00:27:27,837
‫کلی پول داشتن

614
00:27:27,839 --> 00:27:29,505
‫اسم خودشون رو گذاشتن مؤسسان

615
00:27:29,507 --> 00:27:30,873
‫خودشون رو نخبه دونستن

616
00:27:30,875 --> 00:27:32,541
‫و با خانواده «مکسوِل» رفتاری داشتن انگار

617
00:27:32,543 --> 00:27:34,176
‫ما مایه شرم بودیم

618
00:27:34,178 --> 00:27:37,146
‫و نهایتاً ما باعث شرم هم شدیم

619
00:27:38,449 --> 00:27:40,333
‫اون زنگوله نمادی از

620
00:27:40,358 --> 00:27:43,496
‫تمام چیزهایی بود که از ما گرفتن

621
00:27:43,521 --> 00:27:46,889
‫پس زنگوله به رودخانه پیوست

622
00:27:46,891 --> 00:27:49,725
‫و من سوار ماشینم شدم
‫و هرگز به عقب نگاه نکردم

623
00:27:49,727 --> 00:27:52,762
‫تا الان

624
00:27:58,403 --> 00:27:59,969
‫بخش کلانتری

625
00:27:59,971 --> 00:28:01,637
‫گفتن فقط یه اتوبوس امروز برای
‫گردش علمی رفته بود

626
00:28:01,639 --> 00:28:03,606
‫یه لینک جی‌پی‌اس برای اون آدرس هست

627
00:28:03,608 --> 00:28:05,942
‫بیا . برو . برو

628
00:28:14,686 --> 00:28:16,419
‫سلام

629
00:28:16,421 --> 00:28:18,087
‫فقط می‌خواستم خدافظی کنم

630
00:28:18,089 --> 00:28:20,089
‫میدونم سعی کردی به برادرم کمک کنی

631
00:28:20,091 --> 00:28:22,291
‫- بابت غم‌ـت متأسفم
‫- نه بابا

632
00:28:22,293 --> 00:28:23,960
‫مسخره‌ـت کردیم

633
00:28:23,962 --> 00:28:27,263
‫باشه . میدونم حتماً تو شوکی

634
00:28:27,265 --> 00:28:28,497
‫اگه نباشم چی؟

635
00:28:28,499 --> 00:28:30,266
‫اگه همه‌ـش یه بازی بوده باشه

636
00:28:30,268 --> 00:28:32,768
‫و منم داشتم ازت آزمون اخلاقی
‫می‌گرفتم چی؟

637
00:28:32,770 --> 00:28:36,872
‫دیوانگیه و خشن

638
00:28:36,874 --> 00:28:38,574
‫به‌هرحال برادرم هنوز مرده

639
00:28:39,978 --> 00:28:41,210
‫خدایا

640
00:28:41,212 --> 00:28:43,579
‫ولی به دلایل طبیعی مرد . درسته؟

641
00:28:43,581 --> 00:28:45,181
‫بعدش به من خبر دادی

642
00:28:45,183 --> 00:28:48,317
‫پس هیچکی نمیدونه تو خودت
‫اون‌کار رو کردی

643
00:28:48,319 --> 00:28:50,256
‫تو می‌خواستی اون بمیره

644
00:28:51,022 --> 00:28:53,622
‫- بهم کلک زدی
‫- نه ، نه

645
00:28:53,624 --> 00:28:55,391
‫فقط می‌خواستم ببینم چکار می‌کنی

646
00:28:55,393 --> 00:28:57,226
‫اگه بهت فرصتش رو بدم

647
00:28:57,228 --> 00:29:00,029
‫و تو توانایی‌ـت رو نشون دادی

648
00:29:00,031 --> 00:29:02,365
‫«استفن»

649
00:29:02,367 --> 00:29:04,200
‫تو مردی

650
00:29:04,202 --> 00:29:05,935
‫اساساً تو اشتباه نمی‌کنی

651
00:29:05,937 --> 00:29:08,471
‫«فکر کردم به‌خاطر «شاه‌پسند
‫«خمار میشی و می‌خوابی «دیمن

652
00:29:08,473 --> 00:29:09,939
‫خوشبختانه من از یه خدمتکار بیمارستان

653
00:29:09,941 --> 00:29:12,609
‫کمک گرفتم که اومده بود جسدم رو ببره

654
00:29:14,312 --> 00:29:16,012
‫راستی بابت هیچی ممنونم

655
00:29:16,014 --> 00:29:19,448
‫تو هم توی ماجرا دست داشتی؟

656
00:29:19,450 --> 00:29:21,484
‫ساکت باش . سعی نکن فرار کنی

657
00:29:21,486 --> 00:29:22,985
‫دیگه تو آزمون رد شدی

658
00:29:22,987 --> 00:29:25,221
‫واقعاً فکر می‌کنی «کِید» اون رو
‫می‌خواد رفیق؟

659
00:29:25,223 --> 00:29:26,522
‫اون حتی شر هم نیست

660
00:29:26,524 --> 00:29:27,757
‫اون کارهای شرورانه کرده

661
00:29:27,759 --> 00:29:30,826
‫شاید لایق یه شانس دوباره هست

662
00:29:32,430 --> 00:29:34,830
‫میدونی ، باید بگم...

663
00:29:34,832 --> 00:29:36,874
‫ناامید شدم

664
00:29:36,899 --> 00:29:38,911
‫خب ، وضعیت‌ـت همینه «استفن» . که چی؟

665
00:29:38,936 --> 00:29:40,870
‫حالا می‌تونم ببینم چرا گیج بودی

666
00:29:47,879 --> 00:29:50,046
‫چیزی گم کردی؟

667
00:29:50,048 --> 00:29:51,447
‫این رو تو جیبت پیدا کردم

668
00:29:51,449 --> 00:29:52,948
‫چند هفته‌ست این رو با خودت

669
00:29:52,950 --> 00:29:54,450
‫حمل می‌کنی ، نه؟

670
00:29:54,452 --> 00:29:57,386
‫که چی؟ این هدیه‌ای از «کرولاین»ـه

671
00:29:57,388 --> 00:29:59,488
‫- یادم رفته بودم اصلاً دارمش
‫- مطمئنی؟

672
00:29:59,490 --> 00:30:01,657
‫ازوقتی به جاده زدیم یه مشکلی بوده

673
00:30:01,659 --> 00:30:03,292
‫- آره . احساساتم
‫- نه ، نه

674
00:30:03,294 --> 00:30:05,127
‫حس شوخ‌طبیعی‌ـت

675
00:30:05,129 --> 00:30:06,796
‫فکر می‌کنی چرا «تارا» رو وارد

676
00:30:06,798 --> 00:30:08,764
‫بازی کوچولومون کردم؟

677
00:30:08,766 --> 00:30:10,566
‫تو رو یاد کسی میندازه؟

678
00:30:10,568 --> 00:30:12,368
‫علاقه‌مند به پزشکی

679
00:30:12,370 --> 00:30:14,203
‫چشم قهوه‌ای ، موی قهوه‌ای

680
00:30:14,205 --> 00:30:16,072
‫به‌خاطر یه تراژدی یتیم شده

681
00:30:16,074 --> 00:30:17,907
‫تو رو یاد «الینا» میندازه

682
00:30:17,909 --> 00:30:19,508
‫و همینطور این گردنبند

683
00:30:19,510 --> 00:30:21,410
‫وجدانت رو بیدار می‌کنه

684
00:30:21,412 --> 00:30:22,812
‫«این داره تو رو عقب نگه میداره «دیمن

685
00:30:22,814 --> 00:30:24,580
‫- نخیر
‫- خب...

686
00:30:25,917 --> 00:30:27,983
‫اگه اینطوریه پس...

687
00:30:27,985 --> 00:30:30,086
‫فکر می‌کنم اون آماده‌ست
‫رئیس رو ملاقات کنه

688
00:30:39,389 --> 00:30:41,579
‫مت» ، من متوجه چیزی شدم»

689
00:30:41,581 --> 00:30:43,614
‫- درباره «سایرن»ها؟
‫- نه ، دقیقاً نه

690
00:30:43,616 --> 00:30:46,283
‫درباره اسباب‌بازیشون...من این رو از
‫اندازه‌های «دالتون» فهمیدم

691
00:30:46,285 --> 00:30:48,118
‫وسایل «مکسوِل»‌ها و چنگال میزان‌سازی

692
00:30:48,120 --> 00:30:50,588
‫اونا باهم متناسب میشن تا یه
‫زبانه درست کنن

693
00:30:50,590 --> 00:30:52,823
‫چکشی که داخل یه زنگوله تاب می‌خوره

694
00:30:52,825 --> 00:30:54,258
‫پس اون ۳تا وسیله گمشده

695
00:30:54,260 --> 00:30:56,093
‫هکگی بخشی از یه زنگوله هستن

696
00:30:56,095 --> 00:30:58,229
‫وقتی احتمالاً به هم وصل بشن
‫این زنگوله میشه

697
00:30:58,231 --> 00:31:01,398
‫مثل یه زنگوله ماورایی جادویی

698
00:31:01,400 --> 00:31:03,901
‫یعنی آدم به فکر میفته وقتی
‫زنگوله صدا کنه چی میشه

699
00:31:03,903 --> 00:31:05,936
‫اگه صدای چنگال میزان‌سازی
‫باعث اذیت «سایرن»ها میشه

700
00:31:05,938 --> 00:31:09,540
‫تصور کن اون اثر ۱۰۰۰ برابر بشه

701
00:31:09,542 --> 00:31:12,142
‫باحاله . درسته؟

702
00:31:12,144 --> 00:31:14,478
‫مت»؟ «مت» ، اونجایی؟»

703
00:31:14,480 --> 00:31:16,647
‫آره . باید بعداً بهت زنگ بزنم

704
00:31:18,150 --> 00:31:21,085
‫هی

705
00:31:21,087 --> 00:31:23,354
‫هی ، گوش کن . ببین

706
00:31:23,356 --> 00:31:24,455
‫باید بری عقب ، خب؟

707
00:31:24,457 --> 00:31:26,624
‫هی ، هی

708
00:31:26,626 --> 00:31:28,058
‫بهت گوش نمیده

709
00:31:28,060 --> 00:31:30,060
‫هیج‌کدومشون...«سیبل» داره کنترلشون می‌کنه

710
00:31:30,062 --> 00:31:32,229
‫الان کمکم کن بازشون کنم

711
00:31:40,673 --> 00:31:43,073
‫چیزی شبیه زنگوله نمی‌بینم

712
00:31:43,075 --> 00:31:44,074
‫انگار حتی زحمت نکشیدی

713
00:31:44,076 --> 00:31:46,710
‫نصف این جعبه‌ها رو باز کنی

714
00:31:46,712 --> 00:31:49,613
‫دلم نمیومد

715
00:31:49,615 --> 00:31:51,682
‫ولی این رو تو درک نمی‌کنی ، نه؟

716
00:31:51,684 --> 00:31:53,183
‫نه

717
00:31:53,185 --> 00:31:55,085
‫هرگز گاراژ نداشتم

718
00:32:04,222 --> 00:32:05,737
‫وایسا

719
00:32:09,602 --> 00:32:11,001
‫چی نوشته؟

720
00:32:14,821 --> 00:32:16,240
‫هی خواهر"

721
00:32:16,242 --> 00:32:17,441
‫"دنبال چیزی می‌گردی؟

722
00:32:17,443 --> 00:32:18,609
‫«سلین»

723
00:32:20,749 --> 00:32:24,418
‫حالا می‌فهمم چرا خونه‌ام
‫رو مرتب می‌کرد

724
00:32:34,463 --> 00:32:38,131
‫یهو حس می‌کنم نیاز به هواخوری دارم

725
00:33:13,068 --> 00:33:14,668
‫بیا . برو

726
00:33:16,229 --> 00:33:17,871
‫مت» ، مراقب باش»

727
00:33:24,546 --> 00:33:25,912
‫برو . برو

728
00:33:36,525 --> 00:33:37,524
‫چیزی نیست

729
00:33:37,526 --> 00:33:39,192
‫کارِتون رو تموم کردید

730
00:33:40,662 --> 00:33:42,884
‫حالا «سیبل» کارش با همه‌تون تمومه

731
00:33:51,907 --> 00:33:53,874
‫فکر کنم فهمیدم

732
00:33:53,876 --> 00:33:56,176
‫اینطوری نیست که بخوای
‫چیزی رو خراب کنی

733
00:33:56,178 --> 00:33:58,145
‫- مرسی
‫- عمقی‌ترـه

734
00:33:58,147 --> 00:33:59,780
‫از اون ناآگاهانه‌ترـه

735
00:33:59,782 --> 00:34:01,348
‫درباره چی حرف میزنی؟

736
00:34:01,350 --> 00:34:03,583
‫علی‌رغم تلاش‌های خوبت انسانیت‌ـت

737
00:34:03,585 --> 00:34:04,785
‫مدام خودش رو نشون میده

738
00:34:04,787 --> 00:34:06,753
‫به‌خاطر این

739
00:34:06,755 --> 00:34:08,388
‫یادآوری کوچیک

740
00:34:08,390 --> 00:34:10,190
‫یادآوری باعث مشکل میشه

741
00:34:10,192 --> 00:34:11,816
‫بهت گفتم برام ارزشی نداره

742
00:34:11,840 --> 00:34:12,759
‫و من باورم نمیشه

743
00:34:12,761 --> 00:34:14,227
‫- چرا که نه؟
‫- به نظر آشفته‌ای

744
00:34:14,229 --> 00:34:15,595
‫از کارمون لذت نمی‌بری

745
00:34:15,597 --> 00:34:18,098
‫خدایا ، خیلی چرند میگی

746
00:34:18,100 --> 00:34:20,567
‫باشه . پس بهم ثابت کن اشتباه می‌کنم

747
00:34:20,569 --> 00:34:22,536
‫ثابت کن گذشته رو پشت سر گذاشتی

748
00:34:22,538 --> 00:34:26,439
‫ثابت کن که تو اهمیت نمیدی

749
00:34:26,441 --> 00:34:27,941
‫نمیدم

750
00:34:34,983 --> 00:34:35,982
‫خوشحال شدی؟

751
00:34:35,984 --> 00:34:36,983
‫تقریباً

752
00:34:36,985 --> 00:34:39,553
‫چیزی رو یادت رفته؟

753
00:34:45,093 --> 00:34:47,494
‫باشه

754
00:34:47,496 --> 00:34:49,329
‫باشه

755
00:35:25,161 --> 00:35:27,241
‫یه اتوبوس الان بچه‌ها رو برد

756
00:35:28,064 --> 00:35:29,797
‫چیزی یادشون نمیومد

757
00:35:29,799 --> 00:35:31,699
‫بهشون گفتم نشت کربن مونواکسید

758
00:35:31,724 --> 00:35:33,444
‫در اینجا رخ داده و اتوبوس قبلیشون

759
00:35:33,469 --> 00:35:35,202
‫رو با یدک بردن

760
00:35:35,204 --> 00:35:37,304
‫خوبه

761
00:35:38,541 --> 00:35:40,975
‫آره . خیلی چیزها درباره بهانه آوردن بلدم

762
00:35:40,977 --> 00:35:42,977
‫«مت»

763
00:35:42,979 --> 00:35:44,545
‫هی

764
00:35:44,547 --> 00:35:46,347
‫هی ، گوش کن . چیزی که امروز
‫از من شنیدی

765
00:35:46,349 --> 00:35:49,250
‫و طی چند هفته پیش
‫اونا بهانه نیستن

766
00:35:49,252 --> 00:35:53,487
‫اونا جزئیات بدترین اشتباه زندگیم هستن

767
00:35:55,231 --> 00:35:57,765
‫همون اشتباه من رو نکن پسرم

768
00:35:58,761 --> 00:36:00,628
‫از خانواده‌ـت دور نشو

769
00:36:00,630 --> 00:36:02,596
‫میدونی چیه؟ وقتی بزرگ می‌شدم

770
00:36:02,598 --> 00:36:04,298
‫از بین همه دوستام من تنها
‫کسی بودم که خانواده‌ـش

771
00:36:04,300 --> 00:36:06,167
‫در «میستیک‌فالز» میراثی نداشت

772
00:36:06,169 --> 00:36:08,836
‫پس در شهر خودم احساس
‫یه غریبه رو داشتم

773
00:36:08,838 --> 00:36:11,639
‫بعدش می‌فهمم که خانواده‌ام
‫بالاخره یه تاریخچه‌ای داره

774
00:36:11,641 --> 00:36:14,842
‫این می‌تونست همه چیز
‫رو برام عوض کنه

775
00:36:14,844 --> 00:36:17,511
‫ولی تو هرگز بهم شانسی ندادی
‫چیزی درباره‌ـش بدونم

776
00:36:40,536 --> 00:36:43,037
‫بذار حدس بزنم

777
00:36:43,039 --> 00:36:44,805
‫اون «مت» بود که بهت گفت
‫تونسته دانش‌آموزان

778
00:36:44,807 --> 00:36:46,974
‫کلاس تاریخم رو از سوختن نجات بده

779
00:36:46,976 --> 00:36:49,076
‫قبل از اینکه خون‌ـم رو روی

780
00:36:49,078 --> 00:36:50,344
‫اون چکمه‌های کوچولوی احمقانه

781
00:36:50,346 --> 00:36:51,345
‫و نوک تیزت بریزی

782
00:36:51,370 --> 00:36:53,288
‫بهتره ۱۰۰درصد مطمئن بشی

783
00:36:53,313 --> 00:36:55,803
‫که هنوز به بچه‌هات وصل نباشم

784
00:36:57,019 --> 00:36:58,385
‫منظورت چیه؟

785
00:36:58,387 --> 00:36:59,453
‫ما کلی وقت رو باهم گذروندیم

786
00:36:59,455 --> 00:37:00,721
‫تو اون سفر کوچولویی که داشتیم

787
00:37:00,723 --> 00:37:02,490
‫کلی وقت داشتم که یه کلید

788
00:37:02,492 --> 00:37:04,225
‫خاموش تو مغزشون بذارم

789
00:37:04,227 --> 00:37:06,627
‫و هر لحظه می‌تونم کلید رو بزنم

790
00:37:06,629 --> 00:37:08,896
‫پس بهتره عصبانیم نکنی

791
00:37:08,898 --> 00:37:10,164
‫آره . دروغ میگی

792
00:37:10,166 --> 00:37:11,132
‫استفن» مطمئن شد»

793
00:37:11,134 --> 00:37:12,166
‫بچه‌هام در امان باشن

794
00:37:12,168 --> 00:37:13,701
‫مطمئنی که اون به تمام راه‌های گریز

795
00:37:13,703 --> 00:37:15,669
‫ممکن فکر کرده

796
00:37:15,671 --> 00:37:18,639
‫وقتی داشت روحش رو معامله می‌کرد؟

797
00:37:18,641 --> 00:37:20,441
‫یعنی تنها راهی که واقعاً بفهمی

798
00:37:20,443 --> 00:37:22,443
‫اینه که سعی کنی بهم
‫آسیب بزنی و تاس بندازی

799
00:37:22,445 --> 00:37:24,278
‫می‌خوای همین کار رو کنی «کرولاین»؟

800
00:37:24,280 --> 00:37:26,413
‫می‌خوای با زندگی بچه‌هات قمار کنی؟

801
00:37:26,415 --> 00:37:28,015
‫میدونی ، تو به نظر

802
00:37:28,017 --> 00:37:31,519
‫خیلی منطقی میشی وقتی قضیه
‫امنیت دخترهات وسط میاد

803
00:37:31,521 --> 00:37:34,588
‫ولی هنوزم قصد داری با
‫یه درنده ازدواج کنی

804
00:37:34,590 --> 00:37:37,091
‫چطور این رو خطری برای بچه‌هات نمی‌بینی؟

805
00:37:37,093 --> 00:37:38,526
‫وقتی با «استفن» ازدواج کنم

806
00:37:38,528 --> 00:37:41,028
‫اون مردی میشه که همیشه عاشقش بودم

807
00:37:41,030 --> 00:37:43,330
‫قبلاً هم وارد درندگی شده بود

808
00:37:43,332 --> 00:37:47,535
‫ولی هر بار تونست راهی پیدا کنه
‫که از اون مسیر برگرده

809
00:37:47,537 --> 00:37:50,404
‫هر بار

810
00:37:50,406 --> 00:37:52,840
‫میدونی معنای جنون چیه؟

811
00:37:52,842 --> 00:37:54,642
‫اینه که مدام یه کار رو بکنی

812
00:37:54,644 --> 00:37:58,078
‫و انتظار یه نتیجه متفاوت رو داشته باشی

813
00:38:05,688 --> 00:38:08,355
‫فقط امیدوارم دفعه بعد
‫که درنده میشه

814
00:38:08,357 --> 00:38:11,292
‫بچه‌هات تو خونه نباشن

815
00:38:31,948 --> 00:38:33,647
‫اگه هر سوالی داشتی

816
00:38:33,649 --> 00:38:35,716
‫شرکت می‌تونه مجوزمون رو نشونت بده

817
00:38:35,718 --> 00:38:37,561
‫اینجا چیز باارزشی پیدا کردی؟

818
00:38:37,586 --> 00:38:39,620
‫پوست شکلات و ظرف‌های فست‌فود

819
00:38:39,622 --> 00:38:42,957
‫خب ، اون به بحران وجودی من
‫کمکی نمی‌کنه

820
00:38:42,959 --> 00:38:44,024
‫دیشب داشتم با برادرم

821
00:38:44,026 --> 00:38:45,259
‫اینحا رانندگی می‌کردم

822
00:38:45,261 --> 00:38:46,860
‫به یه لحظه پر هیجان رسیدیم

823
00:38:46,862 --> 00:38:48,562
‫و چیزی رو از پنجره انداختیم بیرون

824
00:38:48,564 --> 00:38:50,764
‫پس شاید اون باید کمکت کنه
‫دنبالش بگردی

825
00:38:50,766 --> 00:38:53,467
‫امروز صبح مرخصی گرفت

826
00:38:57,673 --> 00:39:00,941
‫تازه اون به‌هرحال نمی‌خواد
‫من اون وسیله رو داشته باشم

827
00:39:00,943 --> 00:39:03,677
‫واقعاً اصلاً نمیدونم چرا می‌خوامش

828
00:39:03,679 --> 00:39:06,347
‫چون هر بار که دارمش حس...

829
00:39:06,349 --> 00:39:08,983
‫بهتری دارم

830
00:39:08,985 --> 00:39:10,417
‫در اینصورت انگار

831
00:39:10,419 --> 00:39:12,920
‫- برادرت یه عوضیه
‫- می‌تونه باشه

832
00:39:12,922 --> 00:39:14,154
‫تو خواهر و برادر داری؟

833
00:39:14,156 --> 00:39:16,190
‫تک فرزندم

834
00:39:16,192 --> 00:39:18,959
‫خوش به حال‌ـت

835
00:39:18,961 --> 00:39:22,162
‫هرگز لازم نیست درباره اشتباهات
‫دیگران نگران باشی

836
00:39:22,164 --> 00:39:24,698
‫برادرت دردسرسازـه؟

837
00:39:24,700 --> 00:39:26,133
‫خودش رو جمع و جور می‌کنه...

838
00:39:26,135 --> 00:39:29,670
‫ًنسبتا

839
00:39:29,672 --> 00:39:32,573
‫که چیز خوبیه

840
00:39:32,575 --> 00:39:34,742
‫چون اوضاع الان عجیبه

841
00:39:34,744 --> 00:39:37,439
‫برادرم میره سراغ چیزهای بدتر

842
00:39:38,281 --> 00:39:39,747
‫و تمام شرط بندی‌ها میرن روی هوا

843
00:39:41,284 --> 00:39:45,085
‫خب ، گاهی مردم به حالت
‫قبلیشون برمیگردن

844
00:39:47,356 --> 00:39:49,523
‫با توبه کردن؟ مثل تو؟

845
00:39:51,483 --> 00:39:53,260
‫هر بار با یه پوشش و ظاهر؟

846
00:39:57,482 --> 00:39:59,349
‫بده که همینطور روی زمین ولشون کنیم

847
00:40:32,768 --> 00:40:34,868
‫هی

848
00:40:40,876 --> 00:40:42,142
‫اگه حق با تو باشه

849
00:41:53,600 --> 00:41:54,600
‫<font color="#۰۰ff۰۰">Mohade$eh</font> : مترجم

