1
00:00:12,446 --> 00:00:14,305
«آنچه گذشت»

2
00:00:14,330 --> 00:00:16,367
من کمکت می‌کنم، و بعدش بیخیال

3
00:00:16,392 --> 00:00:18,680
این قضیه‌ی برگردوندن من
.به «نیو بابیلون» میشی

4
00:00:18,705 --> 00:00:21,345
،وقتی این قضیه تموم بشه
به جای من از جینی مراقبت می‌کنی؟

5
00:00:21,370 --> 00:00:22,705
سعی داری بری دنبال نیگان؟

6
00:00:22,730 --> 00:00:24,103
فکر می‌کنی برای چی تحت تعقیبه؟

7
00:00:24,128 --> 00:00:25,548
دزدیدن یه قرص نون؟

8
00:00:25,997 --> 00:00:27,738
!برو، جینی! برو

9
00:00:29,140 --> 00:00:30,780
!هرشل -
!مامان -

10
00:00:30,805 --> 00:00:32,836
.نیگان کلید پس گرفتنشـه

11
00:00:32,861 --> 00:00:35,126
.نیگان هم توی جزیره‌ست
.با چشمای خودم دیدمش

12
00:00:35,151 --> 00:00:36,190
پس کجاست؟

13
00:00:36,215 --> 00:00:41,613
اصلاً هیچ راهی وجود نداره که
.نیگان بتونه از جزیره خارج بشه

14
00:01:02,991 --> 00:01:05,552
‫مگی؟ مگی!

15
00:01:31,158 --> 00:01:34,079
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫چطوری اومدی اصلاً؟

16
00:01:34,333 --> 00:01:36,354
‫جینی! جینی.

17
00:01:41,325 --> 00:01:44,206
‫- تو خبر داشتی اینجاست؟
‫- نه.

18
00:01:44,231 --> 00:01:46,231
‫درست قبل از اینکه واکرها بیان،

19
00:01:46,603 --> 00:01:48,123
‫یهو سر و کله‌ش پیدا شد.

20
00:01:48,148 --> 00:01:50,670
‫نباید اینجا باشی.

21
00:01:51,707 --> 00:01:55,591
‫حدس می‌زنم می‌خواسته
‫بیاد پیش تو.

22
00:02:01,474 --> 00:02:03,955
‫- شعله...
‫- باید بریم!

23
00:02:03,980 --> 00:02:06,981
‫باید از اینجا بری. شنیدی چی گفتم؟

24
00:02:07,006 --> 00:02:10,608
‫نمی‌تونم همزمان به مگی کمک کنم و
‫حواسم به تو باشه. ما که حرف زده بودیم.

25
00:02:10,633 --> 00:02:12,673
‫من و مگی میریم و هرشل رو پیدا می‌کنیم.

26
00:02:12,698 --> 00:02:15,028
‫تا اون موقع تو پیش افراد مگی می‌مونی،
‫جایی که جونت در امانه.

27
00:02:15,053 --> 00:02:16,452
‫از اول دغدغه‌ام همین بود.

28
00:02:16,477 --> 00:02:19,158
‫که جای تو امن باشه،
‫خودتم این رو می‌دونی جینی.

29
00:02:19,183 --> 00:02:21,559
‫- لعنتی.
‫- من می‌تونم برش گردونم.

30
00:02:24,752 --> 00:02:26,992
‫شماها به کارتون برسید.

31
00:02:27,017 --> 00:02:29,299
‫می‌برمش هرجا بگین.

32
00:02:39,258 --> 00:02:43,060
‫گوش کن ببین چی می‌گم،
‫با این آقاهه می‌ری.

33
00:02:43,085 --> 00:02:47,648
‫حواسش بهت هست.
‫آدم خوبیه.

34
00:02:47,801 --> 00:02:50,481
‫ببین جینی، من نمی‌تونم باهات بیام
‫تو هم نمی‌تونی با من بیای.

35
00:02:50,506 --> 00:02:54,749
‫گندش بزنن، نباید با من بگردی.

36
00:02:54,774 --> 00:02:57,815
‫تو من رو نمی‌شناسی بچه‌جون.

37
00:02:58,070 --> 00:03:01,393
‫من اون آدمی نیستم که فکر می‌کنی.

38
00:03:07,754 --> 00:03:10,670
‫ازت می‌خوام...

39
00:03:10,695 --> 00:03:13,481
‫نه!

40
00:03:13,550 --> 00:03:16,934
‫این همه مدت با هم بودیم و
‫تازه الان می‌خوای حرف بزنی؟

41
00:03:27,423 --> 00:03:29,425
‫من بابات رو کُشتم!

42
00:03:38,774 --> 00:03:43,176
‫من برای سرقت و دزدی تحت تعقیب نیستم.

43
00:03:43,383 --> 00:03:45,944
‫پنج نفر رو کُشتم.

44
00:03:45,969 --> 00:03:48,810
‫و بابای تو، جزوی از اون پنج نفر بود.

45
00:03:48,835 --> 00:03:51,876
‫برای همین اومدم مزرعه،
‫می‌دونستم اونجایی.

46
00:03:51,944 --> 00:03:57,748
‫برای همین گذاشتم باهام بیای،
‫چون می‌دونستم کسی رو نداری.

47
00:03:57,773 --> 00:04:02,297
‫تو...واسه اینکه عذاب‌وجدانم رو خاموش کنم
‫اینکارو کردم.

48
00:04:04,723 --> 00:04:06,725
‫همین.

49
00:04:17,850 --> 00:04:20,012
‫عجله کن، بیا بریم. زودباش.

50
00:04:47,961 --> 00:04:55,057
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫:::. MichaelJon & Ayda.NDR .:::

51
00:04:58,294 --> 00:05:04,198
 

52
00:05:33,015 --> 00:05:36,535
‫«مردگان متحرک: شــهــر مــردگــان»
‫[ فصل اول، قسمت ششم ]

53
00:05:38,945 --> 00:05:45,945
 

54
00:05:50,698 --> 00:05:52,700
‫وقت رفتنه.

55
00:06:28,364 --> 00:06:32,008
‫تو یکم بخواب،
‫من حواسم هست.

56
00:06:32,611 --> 00:06:35,372
‫خوابم نمیاد، اوکی‌ام.

57
00:06:35,539 --> 00:06:39,543
‫بعدشم، اگه بخواد بیاد سراغ‌مون بهتره
‫دوتایی حواس‌مون جمع باشه.

58
00:06:44,810 --> 00:06:49,495
‫کاری که اونجا کردی؛
‫می‌دونم اصلاً آسون نبود.

59
00:06:57,659 --> 00:06:59,339
‫به‌نظرت نقشه‌مون جواب میده؟

60
00:06:59,364 --> 00:07:03,446
‫خب بذار بگم اکه کروئت خیلی از
‫دیدن من خوشحال بود.

61
00:07:03,723 --> 00:07:06,484
‫برگشت گفت بیا گذشته‌ها رو فراموش کنیم.

62
00:07:06,509 --> 00:07:09,590
‫حالا نمی‌خوام بگم دیدار دوباره‌مون
‫خیلی بی‌حاشیه پیش رفت...

63
00:07:09,615 --> 00:07:13,023
‫ولی با توجه به گذشته‌مون
‫و اون مزخرفات داداشی و این‌ها،

64
00:07:13,048 --> 00:07:16,892
‫یه حسی بهم می‌گه می‌تونیم
‫به یه نتیجه‌ای برسیم.

65
00:07:35,847 --> 00:07:38,090
‫برخلاف همه، آرزوی من
‫دیدن مجسمه آزادی نبود.

66
00:07:41,322 --> 00:07:43,364
‫آرزوی من رفتن به فروشگاه «میسیز» بود.

67
00:07:49,408 --> 00:07:55,052
‫وقتی بچه بودم،
‫بعد از اینکه مامانم مریض شد،

68
00:07:55,305 --> 00:07:57,827
‫شب‌ها بغلش می‌خوابیدم و برام
‫قصه می‌گفت.

69
00:08:00,808 --> 00:08:03,367
‫قصه بابانوئل.

70
00:08:03,392 --> 00:08:05,594
‫بابا نوئل واقعی.

71
00:08:08,609 --> 00:08:12,651
‫که بعضی وقت‌ها از قطب شمال سفر می‌کنه

72
00:08:12,809 --> 00:08:16,413
‫به فروشگاه «میسیز» توی منهتن و
‫با همه بچه‌ها دیدار می‌کنه.

73
00:08:19,010 --> 00:08:23,172
‫همیشه رویاپردازی می‌کردم که منم
‫یه روز میرم نیویورک،

74
00:08:23,197 --> 00:08:26,558
‫وارد فروشگاه «میسیز» می‌شم

75
00:08:26,583 --> 00:08:29,826
‫بابانوئل رو می‌بینم و باهاش دوست می‌شم.

76
00:08:31,041 --> 00:08:33,922
‫و اون به‌جای اسباب‌بازی‌های شکسته،

77
00:08:34,112 --> 00:08:37,073
‫یا اونایی که گم‌شون کردم،

78
00:08:37,098 --> 00:08:40,381
‫کُلی اسباب‌بازی نو بهم هدیه می‌ده.

79
00:08:52,987 --> 00:08:55,350
‫اونجاست.

80
00:10:36,935 --> 00:10:39,098
‫دود از کجا میاد؟

81
00:10:44,496 --> 00:10:47,259
‫فکرکنم تمام این مدت راست می‌گفتی.

82
00:10:49,949 --> 00:10:51,951
‫بریم.

83
00:11:03,807 --> 00:11:05,624
‫هی!

84
00:11:05,649 --> 00:11:07,849
‫تو و جینی با هم توی فاضلاب بودین...

85
00:11:07,874 --> 00:11:10,397
‫به‌نظرت چی می‌خواست بهم بگه؟

86
00:11:12,425 --> 00:11:14,345
‫نمی‌دونم، شاید می‌دونسته
‫حتماً به‌خاطر اینکه...

87
00:11:14,370 --> 00:11:18,259
‫اومده اینجا از دستش عصبانی می‌شی و
‫می‎‌خواسته دلیل کارش رو توضیح بده.

88
00:12:52,280 --> 00:12:55,323
‫گندش بزنن. مگی
‫نیازی به این کارها نیست.

89
00:13:16,066 --> 00:13:19,510
‫کافیه! کافیه.

90
00:13:52,272 --> 00:13:54,394
‫بندازش.

91
00:14:08,296 --> 00:14:10,616
‫از نظر من ماجرا از این قراره.

92
00:14:10,641 --> 00:14:13,324
‫کروئت آذوقه‌هاتون رو نگرفت؛ فقط
‫اومد هرشل و برداشت برد.

93
00:14:15,499 --> 00:14:17,727
‫حتماً فکر می‌کنی برای اینکه دَر
‫نرین اینکارو کرده، آره

94
00:14:17,752 --> 00:14:20,715
‫اما هیچوقت برای آذوقه بیشتر برنگشت.

95
00:14:21,467 --> 00:14:23,766
‫از همون اولم من رو می‌خواسته.

96
00:14:23,791 --> 00:14:27,513
‫برای چی؟
‫خدا می‌دونه.

97
00:14:27,665 --> 00:14:31,667
‫اما هر نقشه کسشعری که اون
‫حرومزاده توی ذهنش چیده واسم،

98
00:14:31,692 --> 00:14:34,374
‫مطمئنم مثل سگ پشیمون می‌شه.

99
00:14:34,889 --> 00:14:37,612
‫من و تو این رو خوب می‌دونیم.

100
00:14:38,788 --> 00:14:41,589
‫اما می‌دونی چیه مگی،

101
00:14:41,630 --> 00:14:44,030
‫ما خیلی راحت می‌تونستیم
‫کار رو یه‌سره کنیم.

102
00:14:44,055 --> 00:14:46,377
‫می‌تونستیم هرشل رو نجات بدیم.

103
00:14:47,525 --> 00:14:52,248
‫چون من و تو، با هم، تیمی رو تشکیل می‌دیم
‫که خدا هم جلودارش نیست.

104
00:14:52,524 --> 00:14:55,727
‫اما تو خودتم این رو می‌دونی، نه؟

105
00:14:56,181 --> 00:15:00,185
‫شاید یه گوشه دلت همیشه می‌خواستی
‫اینطوری تموم‌ش کنی.

106
00:15:05,911 --> 00:15:10,754
‫مگی، حقیقت اینه که، مهم نیست
‫چه بهونه‌هایی بیارم

107
00:15:10,779 --> 00:15:15,504
‫یا چند هزار بار معذرت خواهی کنم،

108
00:15:16,584 --> 00:15:18,906
‫تو من رو نمی‌بخشی.

109
00:15:23,513 --> 00:15:25,675
‫و نباید هم ببخشی.

110
00:16:37,694 --> 00:16:39,696
‫این رو یادت رفت.

111
00:16:46,125 --> 00:16:48,127
‫به خونه خوش اومدی.

112
00:17:02,577 --> 00:17:06,939
‫اول رفتیم «سنچوئری» و کلی
‫اون سمت‌ها دنبالت گشتیم،

113
00:17:07,207 --> 00:17:12,050
به خرابه‌ای تبدیل شده بود که
سگم اونجا پر نمی‌زد،

114
00:17:12,075 --> 00:17:14,839
واقعاً ناراحت شدم.

115
00:17:14,864 --> 00:17:17,345
‫بعد از اینکه خدا می‌دونه چند ماه «سرزمین اصلی»

116
00:17:17,370 --> 00:17:19,570
‫رو زیر و رو کردیم،

117
00:17:20,059 --> 00:17:22,860
‫بلاخره فهمیدم چه غلطی کردی.

118
00:17:22,965 --> 00:17:26,729
‫چهار تا مرد و یه قاضی.

119
00:17:27,302 --> 00:17:29,823
‫تو، تو، تو.

120
00:17:29,848 --> 00:17:32,301
‫بعدش «جروم» رو پیدا کردم.

121
00:17:32,326 --> 00:17:37,890
‫دلش زیاد راغب به همکاری باهامون نبود،
‫اما...

122
00:17:38,064 --> 00:17:41,265
‫تنها و ضعیف بود.

123
00:17:41,290 --> 00:17:46,614
‫راضی‌ش کردم چیزایی که می‌دونه رو بگه.
‫و داستانی برام تعریف کرد،

124
00:17:46,639 --> 00:17:50,841
‫که توجه‌ام رو جلب کرد.

125
00:17:51,003 --> 00:17:54,244
‫داستانِ یه زن بیوه.

126
00:17:54,333 --> 00:17:59,096
‫به‌هرحال، دیدم به دردمون می‌خوری.

127
00:17:59,154 --> 00:18:03,036
‫قوی و باهوشی.

128
00:18:03,061 --> 00:18:08,544
‫نقاط ضعفی داشتی که می‌شد
‫ازشون سواستفاده کرد.

129
00:18:08,569 --> 00:18:11,370
‫و مهم‌تر از همه،

130
00:18:11,395 --> 00:18:16,078
‫درسته که باید یه تلنگری بهت
‫می‌زدیم تا همکاری کنی اما...

131
00:18:16,116 --> 00:18:19,117
‫تو هم انگیزه‌های خودت رو داشتی.

132
00:18:19,150 --> 00:18:23,312
‫به‌هرحال، انتظار نداشتم از پسش بربیای.

133
00:18:23,337 --> 00:18:27,660
‫اما تونستی.
‫پیداش کردی.

134
00:18:27,735 --> 00:18:30,457
‫و برش گردوندی خونه.

135
00:18:33,292 --> 00:18:35,534
‫الان دیگه تو خونه‌ایم، نه؟

136
00:18:38,496 --> 00:18:41,777
‫می‌دونی، یه لحظه وقتی تو رو اون پایین دیدم

137
00:18:41,959 --> 00:18:46,241
‫با خودم گفتم وای خدایا، خوش به حالم.

138
00:18:46,266 --> 00:18:50,671
‫الان هم نیگان رو دارم؛ هم پسره.

139
00:18:54,869 --> 00:18:57,311
‫ولی اشکالی نداره.

140
00:19:02,027 --> 00:19:04,509
‫نیگان به تنهایی کافیه.

141
00:19:47,243 --> 00:19:50,847
‫می‌گم...

142
00:19:52,339 --> 00:19:54,339
‫ لطفاً حواست به جینی باشه،
‫می‌تونی؟

143
00:19:54,364 --> 00:19:56,885
‫تنها خواسته‌ام همینه.

144
00:20:24,981 --> 00:20:26,580
‫الان چیکار کنیم؟

145
00:20:26,831 --> 00:20:30,275
‫خب، خواسته ما مشترکه
‫مگه نه؟

146
00:21:11,862 --> 00:21:13,864
‫خوشحالم که می‌بینمت بچه‌جون.

147
00:22:45,031 --> 00:22:47,672
‫مثل یه هزارتـو بود و پر از مجسمه های مختلف.

148
00:22:47,957 --> 00:22:51,758
‫گمون کنم با هرچی دستشون اومده بود
‫ساخته بودنش.

149
00:22:51,862 --> 00:22:55,384
‫اما خب؛ ردش رو زدم

150
00:22:55,450 --> 00:22:57,570
‫یه گوشه گیرش آوردم،

151
00:22:57,635 --> 00:22:59,915
‫تفنگم رو گرفتم سمتش.

152
00:22:59,940 --> 00:23:03,182
‫می‌خواست فرار کنه، و...

153
00:23:03,207 --> 00:23:06,928
‫بهش شلیک کردم. کُشتمش.

154
00:23:06,953 --> 00:23:08,574
از شرش خلاص شدیم.
بلاخره از شر اون حرومزاده خلاص شدیم.

155
00:23:08,599 --> 00:23:11,162
‫بذارید حرفش رو تموم کنه.

156
00:23:11,694 --> 00:23:12,974
‫می‌خوام ادامه‌ش رو بشنوم.

157
00:23:12,999 --> 00:23:14,438
‫دیگه اتفاق خاصی نیفتاد.

158
00:23:14,591 --> 00:23:18,994
‫برگشتم سمت قایق،
‫ماشین هم دقیقاً سرجاش بود.

159
00:23:19,060 --> 00:23:22,141
‫خداروشکر به اندازه کافی اتانول داشتم
‫که مستقیم بیام سمت خونه.

160
00:23:22,166 --> 00:23:25,369
‫حیف که مجبور شدی بهش شلیک کنی.

161
00:23:26,734 --> 00:23:28,414
‫به عنوان یه مارشال، من اجازه دارم
‫هر جایی که نیازه...

162
00:23:28,439 --> 00:23:31,440
‫اوکیه بابا می‌دونم.

163
00:23:31,608 --> 00:23:35,090
‫منظورم اینه خیلی خوب می‌شد اعدامش
‫می‌کردیم و آویزونش می‌کردیم همه ببینن.

164
00:23:35,320 --> 00:23:37,642
یه عرض اندامی بکنیم.

165
00:23:43,957 --> 00:23:46,357
‫نه ممنونم خانم.

166
00:23:46,382 --> 00:23:49,023
‫دخترهات در چه حال‌ـن؟

167
00:23:49,168 --> 00:23:53,174
‫ماریجوری، بی و دسی؟

168
00:23:53,199 --> 00:23:56,520
‫نگران نباش، وقتی نبودی حسابی
‫حواس‌مون بهشون بود.

169
00:23:56,617 --> 00:23:59,018
‫باید یه سر برم ببینم‌شون.

170
00:23:59,043 --> 00:24:02,684
‫از قهرمان‌بازی‌های باباشون براشون تعریف کنم.

171
00:24:02,709 --> 00:24:06,793
‫اینکه چقدر سخت برای تامین امنیت
‫ما تلاش کرده.

172
00:24:20,358 --> 00:24:23,081
‫می‌دونستم که نمی‌تونی
‫جلوی خودت رو بگیری.

173
00:24:30,222 --> 00:24:32,943
‫می‌دونی این سیگار چطوری درست می‌شه؟

174
00:24:33,142 --> 00:24:36,023
‫خب ببین؛ اینطوریه که باید حتماً برگ‌ها رو

175
00:24:36,072 --> 00:24:39,713
‫تو دمای 38 درجه سلسیوس خشک کنی.

176
00:24:39,873 --> 00:24:43,155
یا تو همین حد و میان،

177
00:24:43,180 --> 00:24:45,192
که دقیقِ دقیق باشه.

178
00:24:45,217 --> 00:24:48,380
‫اما بهترین راه ایجاد همچین شرایطی و
تداومش چیه؟

179
00:24:52,146 --> 00:24:54,312
‫حرارت مرکزی.

180
00:24:54,337 --> 00:24:56,534
‫اما «اتانول» از «ذرت» به دست میاد،

181
00:24:56,559 --> 00:25:01,244
‫از هزاران هکتار زمین ذرت.

182
00:25:03,798 --> 00:25:07,880
‫برای همین ازت می‌خوام این کاری که
‫می‌گم رو بکنی، مارشال

183
00:25:07,930 --> 00:25:11,933
‫می‌خوام دوباره داستانی
‫که گفتی رو برام تعریف کنی.

184
00:25:11,958 --> 00:25:14,238
‫و این بار،

185
00:25:14,263 --> 00:25:17,786
‫می‌خوام سیر تا پیـاز گاز متان
‫رو برام توضیح بدی.

186
00:25:19,310 --> 00:25:26,310
«دیجــــی موویـــــز»

187
00:25:33,716 --> 00:25:37,000
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم چی بهت گذشته...

188
00:25:38,495 --> 00:25:41,218
‫- امیدوارم بدونی که...
‫- حالم خوب بود.

189
00:25:45,166 --> 00:25:46,525
‫به‌خاطر اینکه پسر شجاعی هستی،

190
00:25:46,550 --> 00:25:48,086
‫خونه که بودیم هر لحظه منتظر...

191
00:25:48,111 --> 00:25:49,837
‫اتفاق بد بعدی بودم.

192
00:25:49,862 --> 00:25:53,024
‫اما الان از نظرم اونجا واقعاً امن‌تره.

193
00:26:01,877 --> 00:26:03,011
‫بهتره یه چیزی بخوری.

194
00:26:03,036 --> 00:26:04,357
.گرسنه نیستم

195
00:26:04,382 --> 00:26:05,943
...به‌خاطر گرسنگی نمی‌گم، به‌خاطر

196
00:26:05,968 --> 00:26:07,575
،وقتی می‌گم گرسنه نیستم
.یعنی گرسنه نیستم

197
00:26:07,600 --> 00:26:09,176
.معلوم نیست چه غذاهایی به خوردت می‌دادن

198
00:26:09,201 --> 00:26:11,341
خب که چی؟ می‌خوای مجبورم کنی غذا بخورم؟

199
00:26:11,366 --> 00:26:12,685
.نه، مجبورت نمی‌کنم

200
00:26:12,710 --> 00:26:15,113
.حالا هرچی. صرفاً... فراموشش کن

201
00:26:21,528 --> 00:26:24,692
این چیـه؟ برای منـه؟

202
00:26:29,982 --> 00:26:31,302
.یه هدیه‌ست‌

203
00:26:31,616 --> 00:26:32,778
.عجب

204
00:26:34,278 --> 00:26:36,661
.چون گروگان گرفته شدم برام سوغاتی گرفتی

205
00:26:38,148 --> 00:26:39,309
.ممنون

206
00:26:39,747 --> 00:26:41,989
.مثل اونیـه که قبلاً می‌پوشیدی

207
00:26:48,652 --> 00:26:50,321
.هرکار می‌خوای باهاش بکن

208
00:26:54,768 --> 00:26:56,236
،اینکه دوباره پیشمی

209
00:26:57,425 --> 00:27:00,212
.نمی‌تونم بگم بابتش چقدر خوشحالم

210
00:27:00,237 --> 00:27:01,275
خوشحال؟

211
00:27:01,300 --> 00:27:02,370
.البته

212
00:27:02,527 --> 00:27:04,699
،انگار بیشتر به یه چیز دیگه اهمیت می‌دادی

213
00:27:05,172 --> 00:27:06,496
،نمی‌دونم

214
00:27:06,918 --> 00:27:08,318
.انتقام یا حالا هرچی

215
00:27:08,343 --> 00:27:09,816
منظورت چیه؟

216
00:27:09,965 --> 00:27:11,636
.انگار فکرت و ذکرت درگیر اون شده

217
00:27:11,661 --> 00:27:14,621
.درگیر نیگان. برای کاری که کرد

218
00:27:15,487 --> 00:27:16,846
.برگردوندنش
...تو همیشه

219
00:27:16,871 --> 00:27:18,284
.هرشل. من به‌خاطر تو اومدم

220
00:27:18,309 --> 00:27:21,464
.و من درست همینجام
.ولی تو من رو نمی‌بینی

221
00:27:21,489 --> 00:27:24,478
،انگار کل زندگیم داشتی من رو می‌پاییدی

222
00:27:24,503 --> 00:27:26,543
،مراقب بودی نیگان نیاد
.منتظرش بودی

223
00:27:26,568 --> 00:27:27,568
!حقیقت نداره

224
00:27:27,600 --> 00:27:29,139
.ولی هیچ‌وقت من رو نمی‌بینی

225
00:27:34,689 --> 00:27:37,278
.ولش کن. مهم نیست

226
00:28:26,025 --> 00:28:28,447
دومین باری که رفتیم

227
00:28:28,472 --> 00:28:31,876
پیش «مردم رودخونه» رو یادتـه؟

228
00:28:32,406 --> 00:28:37,961
.دفعه اول خوش برخورد و مهمون‌نواز بودن

229
00:28:38,412 --> 00:28:41,044
،بهشون گفتی چه چیزایی لازمه فراهم کنن

230
00:28:41,508 --> 00:28:45,492
و بعد بهشون گفتی اگه
.این کار رو نکنن چی میشه

231
00:28:45,917 --> 00:28:49,197
.در نتیجه، دومین باری که رفتیم

232
00:28:51,133 --> 00:28:55,374
خیلی خونسرد رفتی سراغ رهبرشون

233
00:28:56,037 --> 00:29:01,752
.مثل یه بازیگر مسلط روی صحنه
.مثل یه راک‌‌استار

234
00:29:02,027 --> 00:29:06,243
ولی یه راک‌استار بدون میکروفونش چیـه؟

235
00:29:07,327 --> 00:29:12,813
.پس، لوسیل ظاهر شد

236
00:29:13,915 --> 00:29:15,855
،بعدش برگشتی

237
00:29:15,999 --> 00:29:18,371
.و دادیش به من

238
00:29:19,503 --> 00:29:21,214
.نفهمیدم

239
00:29:23,327 --> 00:29:26,114
.«تازه اومده بودم به «سنچواری

240
00:29:26,240 --> 00:29:28,458
.هیچی نبودم. آدم داغونی بودم

241
00:29:32,291 --> 00:29:35,363
.ولی تو یه چیزی درون من دیدی

242
00:29:37,713 --> 00:29:39,440
.نه اون چیزی که در اون لحظه بودم

243
00:29:40,586 --> 00:29:42,979
.بلکه اون چیزی که می‌تونستم باشم

244
00:29:44,821 --> 00:29:47,923
.و بهم یه فرصت دوباره دادی

245
00:29:49,024 --> 00:29:54,660
.البته، خودمم نمی‌دونستم دارم چی‌کار می‌کنم

246
00:29:56,056 --> 00:29:59,776
،اولین بار که چوب رو چرخوندم
.اصلاً نتونستم بزنم به طرف

247
00:30:00,194 --> 00:30:03,176
،دومین بار
.بیش از حد خوب زدم

248
00:30:03,566 --> 00:30:06,043
.اینقدر با نیروی زیادی بهش ضربه زدم

249
00:30:06,068 --> 00:30:08,653
.شانس آوردم که زنده موند

250
00:30:08,813 --> 00:30:11,086
.ولی تو از دستم ناراحت نشدی

251
00:30:12,630 --> 00:30:14,851
.نه، خونسردیت رو حفظ کردی

252
00:30:15,544 --> 00:30:17,849
صبر و حوصله‌ی این رو داشتی

253
00:30:18,675 --> 00:30:20,623
که به من نشون بدی

254
00:30:20,989 --> 00:30:23,739
.چطور درست انجامش بدم

255
00:30:24,358 --> 00:30:28,017
و بعد وقتی که صورتش پخش زمین شده بود

256
00:30:28,042 --> 00:30:30,104
و به اطرافم نگاه کردم

257
00:30:31,775 --> 00:30:33,503
و همون چیزی رو دیدم

258
00:30:34,453 --> 00:30:37,312
.که تو بهم گفته بودی می‌بینم

259
00:30:38,769 --> 00:30:42,785
.فرمان‌برداریِ تمام و کامل

260
00:30:43,160 --> 00:30:46,511
.ما می‌تونستیم هرکاری بکنیم

261
00:30:46,938 --> 00:30:51,463
دیگه هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌تونست
.چیزی رو از ما بگیره

262
00:30:55,060 --> 00:30:56,567
یادتـه؟

263
00:31:01,257 --> 00:31:02,343
.آره

264
00:31:03,267 --> 00:31:05,517
خیلی دوران زیبایی بود، نه؟

265
00:31:12,065 --> 00:31:13,153
.آره

266
00:31:16,529 --> 00:31:18,676
...می‌دونی، خیلی زمان برد

267
00:31:19,697 --> 00:31:21,079
...سال‌ها زمان برد

268
00:31:22,871 --> 00:31:26,563
تا بالأخره اتفاقی که بین‌مون
.افتاد رو درک کنم

269
00:31:28,651 --> 00:31:30,816
.نباید اون دختر رو می‌کشتم

270
00:31:36,394 --> 00:31:38,464
،تو بهم گفتی نکشمش

271
00:31:39,098 --> 00:31:41,100
.و من سرپیچی کردم

272
00:31:43,727 --> 00:31:48,165
و تبدیل شدم به تهدیدی
.که مجبور بودی کلکش رو بکنی

273
00:31:48,513 --> 00:31:50,271
،بهت قول میدم

274
00:31:52,822 --> 00:31:55,386
.اون اتفاق دیگه تکرار نمیشه

275
00:32:59,325 --> 00:33:00,337
.سلام

276
00:33:04,120 --> 00:33:05,197
.سلام

277
00:33:19,357 --> 00:33:21,119
...داشتم در مورد

278
00:33:23,982 --> 00:33:26,138
.حرفی که زدی فکر می‌کردم

279
00:33:30,783 --> 00:33:33,844
،می‌دونی، برای یه مدت طولانی
،برای بیشتر طول عمرم

280
00:33:35,025 --> 00:33:37,773
احساس می‌کردم دنیا
...همینجوری داره ازم می‌گیره

281
00:33:40,469 --> 00:33:43,000
...و به گرفتن ادامه می‌داد و

282
00:33:44,385 --> 00:33:46,212
،فکر کنم بالأخره یه جایی

283
00:33:47,042 --> 00:33:50,021
با خودم گفتم اگه فقط به‌اندازه‌ی
،کافی سخت مبارزه کنم

284
00:33:50,046 --> 00:33:52,034
.می‌تونم پسش بگیرم

285
00:33:53,003 --> 00:33:54,815
...حداقل یه‌ذره‌شو

286
00:33:58,137 --> 00:34:00,269
،ولی اینجوری عمل نمی‌کنه

287
00:34:02,466 --> 00:34:05,041
چون اینجوری فقط اون چیزی
.که داری رو از دست میدی

288
00:34:06,982 --> 00:34:09,322
.و دیگه نمی‌خوام به این کار ادامه بدم

289
00:34:11,180 --> 00:34:12,833
،نمی‌دونم چطوری

290
00:34:14,777 --> 00:34:16,535
...ولی این قضیه‌ی نیگان

291
00:34:19,987 --> 00:34:21,682
.می‌خوام تمومش کنم

292
00:34:25,333 --> 00:34:27,254
.تا صرفاً بتونم بیخیالش بشم

293
00:34:39,780 --> 00:34:45,569
،نبرد من با قبیله‌ها
،اون موش‌هایی که مجبور بودم ریشه‌کن کنم‌شون

294
00:34:45,921 --> 00:34:49,083
.همه تمرینی بودن برای نبرد پیشِ‌رو

295
00:34:49,973 --> 00:34:52,981
به‌محض اینکه کنترل کامل
،جزیره رو به دست بگیریم

296
00:34:53,325 --> 00:34:58,103
داما میگه حتماً بین جامعه‌ها
.جنگی رُخ می‌ده

297
00:34:58,371 --> 00:35:02,463
پس وقتی بهش در مورد
،تمام کارهای خوبی که قبلاً کردی

298
00:35:02,714 --> 00:35:05,508
و تمام آدمایی که نجات دادی
،و ازشون محافظت کردی گفتم

299
00:35:06,187 --> 00:35:10,531
.گفت تو همون چیزی هستی که لازم داریم

300
00:35:36,540 --> 00:35:38,577
هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم

301
00:35:38,648 --> 00:35:43,469
بعد از تو یه خونه
.با یه نفر دیگه پیدا کنم

302
00:35:48,492 --> 00:35:50,797
!دل تو دلم نیست که ببینیش

303
00:35:51,110 --> 00:35:55,091
انگار مامان و بابا
دوباره بهم رسیدن. می‌دونی؟

304
00:35:59,719 --> 00:36:00,999
<i>.بله</i>

305
00:36:14,149 --> 00:36:18,382
...داما، مایه‌ی افتخاره که تو رو به

306
00:36:18,407 --> 00:36:19,632
.ممنون

307
00:36:28,884 --> 00:36:31,885
.خب. بیاین شروع کنیم
.بیاین دست به کار بشیم

308
00:36:31,910 --> 00:36:34,112
فکر کنم من و مهمون‌مون باید
یکم وقت بذاریم

309
00:36:34,137 --> 00:36:35,534
.تا با هم آشنا بشیم

310
00:36:36,464 --> 00:36:38,627
ولی بابت اینکه ما رو
.به هم معرفی کردی ازت ممنونم

311
00:36:45,841 --> 00:36:46,934
.البته

312
00:36:51,966 --> 00:36:53,209
.البته

313
00:37:05,011 --> 00:37:10,025
.خدایا، خیلی حساسـه. بشین

314
00:37:10,050 --> 00:37:13,898
،راحتم. پام بدجوری درد می‌کنه

315
00:37:13,923 --> 00:37:15,478
.خیلی اذیتم می‌کنه

316
00:37:15,767 --> 00:37:18,877
.شنیدم کنیاک برای دردهای اینجوری خوبه

317
00:37:18,902 --> 00:37:19,963
جدی؟

318
00:37:20,165 --> 00:37:21,885
.برای همه‌چی خوبه

319
00:37:22,573 --> 00:37:25,181
،آره، باید بهت بگم که
.بیشتر جین می‌خورم

320
00:37:27,098 --> 00:37:29,985
.باعث خوشحالیه که بالأخره دیدمت

321
00:37:30,323 --> 00:37:32,463
،و فهمیدم که در واقع

322
00:37:32,488 --> 00:37:36,205
.تو واقعی هستی و زاده‌ی جنون کسی نیستی

323
00:37:37,313 --> 00:37:39,914
.در مورد نمایشت توی بانک شنیدم

324
00:37:40,340 --> 00:37:42,561
،مسخره کردن، شوخی کردن

325
00:37:42,586 --> 00:37:46,708
اون یه‌ذره نفرت‌انگیز بودنِ اضافه

326
00:37:46,733 --> 00:37:49,150
.ولی کاملاً ضروری

327
00:37:49,471 --> 00:37:51,572
.ترس و وحشتی که درست کردی و اینا

328
00:37:53,692 --> 00:37:54,751
!آفرین

329
00:37:56,023 --> 00:37:57,248
،بهت که گفتم

330
00:37:58,030 --> 00:37:59,419
.من بیشتر جین می‌خورم

331
00:38:21,381 --> 00:38:24,021
.نگو که از پلیس‌ها ترسیدی

332
00:38:24,148 --> 00:38:26,555
.من نگران پلیس‌ها نیستم

333
00:38:26,965 --> 00:38:28,925
.از نیروهای پشت‌شون می‌ترسم

334
00:38:28,950 --> 00:38:31,719
،هرجا که پر از منابع طبیعی باشه

335
00:38:31,857 --> 00:38:33,083
اونا میان سراغش

336
00:38:33,131 --> 00:38:37,208
.مثل یه گله کفتار دزد و پست

337
00:38:37,326 --> 00:38:42,998
 

338
00:38:43,022 --> 00:38:46,328
.جزیره به رهبر احتیاج داره
.الآن بیشتر از هر وقت دیگه‌ای

339
00:38:46,353 --> 00:38:51,212
،یه نفر با اعتماد به نفس
،نترس، با کاریزما

340
00:38:51,700 --> 00:38:55,418
.و استعداد خاص و بالا توی سیاست

341
00:38:56,282 --> 00:38:59,388
مگه سیاست چیزی جز نحوه‌ی عملکرده؟

342
00:39:06,273 --> 00:39:07,768
.خیلی‌خب

343
00:39:07,945 --> 00:39:14,083
 

344
00:39:14,107 --> 00:39:15,416
،بگو ببینم

345
00:39:16,426 --> 00:39:17,869
چرا باید بهتون کمک کنم؟

346
00:39:18,672 --> 00:39:20,133
.افراد دیگه‌ای هم هستن

347
00:39:20,346 --> 00:39:23,541
.«جامعه‌هایی تا شمال «هارلم

348
00:39:24,413 --> 00:39:26,613
اگه بتونیم همشون رو
،تحت رهبری یه نفر متحد کنیم

349
00:39:26,638 --> 00:39:28,591
.شکست‌ناپذیر می‌شیم

350
00:39:29,211 --> 00:39:33,911
.و همه‌ی اینا، می‌تونه دوباره مال تو باشه

351
00:39:42,464 --> 00:39:44,425
.کلیدهای قلمرو

352
00:39:51,268 --> 00:39:53,658
ولی چطور می‌تونم مطمئن باشم؟

353
00:39:54,087 --> 00:39:55,811
.شاید تو اون مردی نباشی که قبلاً بودی

354
00:39:55,836 --> 00:39:57,883
.شاید هیچ‌وقت همچین آدمی نبودی

355
00:39:59,242 --> 00:40:00,672
.شاید

356
00:40:56,664 --> 00:40:58,249
این چه کوفتیـه؟

357
00:41:02,001 --> 00:41:05,350
<i>.من و مهمان سابقم کلی با هم حرف زدیم</i>

358
00:41:05,888 --> 00:41:09,814
<i>داستان مردی رو برام تعریف کرد
که پدرش رو کشته</i>

359
00:41:09,839 --> 00:41:13,077
<i>،نه فقط جلوی مادرش
،بلکه جلوی خودش</i>

360
00:41:13,102 --> 00:41:15,893
<i>.بچه‌ی داخل شکم مادرش</i>

361
00:41:18,605 --> 00:41:22,295
<i>و می‌تونستم از بقیه‌ی داستان این رو حس کنم</i>

362
00:41:22,320 --> 00:41:24,730
<i>.چیزی که خود اون نمی‌تونست</i>

363
00:41:24,767 --> 00:41:28,089
<i>،این که قاتل پدرش شاید احساس پشیمونی کنه</i>

364
00:41:28,131 --> 00:41:33,040
<i>احساس مسئولیت کنه در مقابل پسری که
.کل خانواده‌ش رو نابود کرده</i>

365
00:41:40,290 --> 00:41:45,806
<i>خب، البته، این رو فقط زمانی بهم گفت
.که پیشم احساس امنیت می‌کرد</i>

366
00:41:45,830 --> 00:41:53,005
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫:::. MichaelJon & Ayda.NDR .:::

367
00:41:53,029 --> 00:41:56,832
،و با این حال اینجایی
.این همه راه اومدی تا نجاتش بدی

368
00:41:57,925 --> 00:42:03,003
همونطور که می‌دونی، من در نهایت
.در ازای تو ولش می‌کنم

369
00:42:03,247 --> 00:42:06,692
.ولی یه تیکه‌ی کوچیک ازش رو نگه داشتم

370
00:42:08,740 --> 00:42:12,384
.و همیشه می‌تونم برای تیکه‌های بیشتر برگردم

371
00:42:15,044 --> 00:42:16,543
.دیگه نخور

372
00:42:17,303 --> 00:42:19,557
.در مورد کلی چیز باید بحث کنیم

373
00:42:21,664 --> 00:42:23,590
.کلی نقشه باید بکشیم

374
00:42:43,501 --> 00:42:46,501
« پایان فصل اول »