1
00:00:06,006 --> 00:00:07,508
ما مخالف خشونت‌ایم

2
00:00:07,591 --> 00:00:09,093
تا به حال مبارزه کردی؟

3
00:00:09,176 --> 00:00:11,303
سلاح به دست گرفتی؟
شمشیر؟

4
00:00:11,387 --> 00:00:13,139
 تیر و کمان؟ تبر؟

5
00:00:16,684 --> 00:00:19,228
میگن برج سفید
هشت خواهر برای مقابله

6
00:00:19,311 --> 00:00:21,394
با ارتش لوگین اعزام کرده

7
00:00:21,582 --> 00:00:24,120
اگر دوباره راه‌مون به همدیگه خورد
چهره‌تون یادم می‌مونه

8
00:00:24,237 --> 00:00:26,068
مت تمام علامت‌هاشـو داره، پسر

9
00:00:26,152 --> 00:00:28,404
ارباب تاریکی قدرت واحد رو خراب کرد

10
00:00:28,487 --> 00:00:30,990
که هر کسی ازش استفاده کرد
کارش به جنون بکشه

11
00:00:31,073 --> 00:00:32,408
می‌بینمت

12
00:00:37,392 --> 00:00:41,041
تو همونی هستی که
فکرشـو می‌کردم، فرزانه آلمیرا

13
00:00:41,125 --> 00:00:44,128
هیچ رابطه‌ای صمیمی‌تر از
پیوند یک آی سدای با محافظش نیست

14
00:00:47,798 --> 00:00:49,025
شنیدم چه‌جور پیوندیـه

15
00:00:49,049 --> 00:00:51,134
که محافظ هر چی آی سدای‌اش
حس کنه رو حس می‌کنه

16
00:00:56,320 --> 00:00:58,447
!نـــه

17
00:02:57,270 --> 00:02:59,773
باشد که آغوش نهاییِ مادر
پذیرای تو در خانه باشد

18
00:03:36,216 --> 00:03:44,216
<font color=#ff8000>« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی »</font>
:.: Bia2Movies.bid :.:

19
00:03:44,300 --> 00:03:49,300
<font color=#ff0000>« دانلود اپلیکیشن با قابلیت پخش آنلاین »</font>
:.: WwW.Bia2Movies.App :.:

20
00:05:14,802 --> 00:05:18,196
[ یک ماه بعد ]

21
00:05:18,975 --> 00:05:28,975
:تـــرجـــمـــه
« ســـــروش و وحـیـد فرحناکی »
<font color=#0ec5c5>:.:.: Night_Walker77 & SuRouSH_AbG :.:.:</font>

22
00:05:43,694 --> 00:05:45,262
خیلی‌وقت بود نیومده بودیم خونه

23
00:05:45,345 --> 00:05:47,347
هنوزم اینجا رو خونه می‌بینی؟

24
00:05:47,431 --> 00:05:49,016
تو نمی‌بینی؟

25
00:05:49,099 --> 00:05:50,809
خونۀ من، این زین‌ـه

26
00:05:50,893 --> 00:05:53,604
این شنل. این چکمه‌ها

27
00:05:53,687 --> 00:05:55,814
این مرد عبوسی که کنارمـه

28
00:06:00,978 --> 00:06:03,601
اون برای چیزی که تو شهر سفید
انتظارش رو می‌کشه آماده‌ست؟

29
00:06:03,626 --> 00:06:04,865
فکر کردی به من چیزی می‌گه؟

30
00:06:04,948 --> 00:06:07,493
والا هر شب کنار آتیش محافظ‌ها غذا می‌خوره

31
00:06:09,912 --> 00:06:13,582
اون نگرانـه، نگران استپین

32
00:06:13,852 --> 00:06:15,896
محافظ‌ها معمولاً نباید بیشتر از
آی سدای‌شون عمر کنن

33
00:06:18,976 --> 00:06:20,731
استپین مرد قوی‌ایـه

34
00:06:21,287 --> 00:06:23,748
حلقۀ کرینی رو تحویلِ برج میده

35
00:06:30,557 --> 00:06:32,545
به‌نظرت اون چهارتای دیگه الان رسیدن؟

36
00:06:32,716 --> 00:06:34,645
اگه رسیده باشن، پیداشون می‌کنیم

37
00:06:35,687 --> 00:06:38,440
...و اگرم نرسیده باشن

38
00:06:38,922 --> 00:06:41,299
خب، بازم پیداشون می‌کنیم

39
00:07:04,633 --> 00:07:06,510
...یواش، گوسفنـ

40
00:07:20,107 --> 00:07:22,651
خوبی داداش؟

41
00:07:23,189 --> 00:07:26,755
می‌شه انقدر یه‌طوری بهم نگاه نکنی
که انگار دایه‌مـی؟

42
00:07:26,780 --> 00:07:28,991
من فقط خسته‌ام

43
00:07:29,074 --> 00:07:31,618
وقتی یه ماه روی جای گرم‌ونرمت نخوابی
همین‌طوری میشی

44
00:07:35,640 --> 00:07:37,194
اون کوهستان

45
00:07:37,219 --> 00:07:38,887
چیه؟

46
00:07:39,981 --> 00:07:41,566
نمی‌دونم

47
00:07:41,591 --> 00:07:43,467
فکر کنم قبلاً هم دیدمش

48
00:08:10,018 --> 00:08:12,009
تار والون

49
00:08:45,941 --> 00:08:47,734
خدای بزرگ

50
00:08:54,715 --> 00:08:56,133
یکی به من می‌دین؟

51
00:08:56,158 --> 00:08:57,743
ممنونم

52
00:09:01,159 --> 00:09:02,417
چیه؟

53
00:09:02,501 --> 00:09:04,169
هوم.. نمی‌دونم

54
00:09:04,253 --> 00:09:06,129
ولی خوشمزه‌ست

55
00:09:06,400 --> 00:09:08,610
گرسنه‌م نیست. خودت بخور

56
00:09:14,554 --> 00:09:16,390
باید همین‌جا باشه

57
00:09:16,473 --> 00:09:18,809
تام از اینجا برام گفته بود

58
00:09:18,892 --> 00:09:21,353
صاحب میخونه از دوست‌های قدیمیش بود

59
00:09:22,311 --> 00:09:24,037
،یکی برای این بهت میدم
یکی هم برای اون‌یکی

60
00:09:24,467 --> 00:09:26,886
مگه نمی‌خواستیم بریم برج سفید؟

61
00:09:28,443 --> 00:09:30,070
چرا می‌ریم

62
00:09:30,153 --> 00:09:32,633
ولی قبلش باید استراحت کنیم
و یه دستی به سر و رومون بکشیم

63
00:09:32,658 --> 00:09:34,910
به‌نظرت با این ریخت و قیافه
راه‌مون میدن؟

64
00:09:43,333 --> 00:09:45,252
باورم نمی‌شه یه شب اقامتِ اینجا
گرون‌تر از

65
00:09:45,335 --> 00:09:47,796
یک ماه اقامت تو مسافرخونۀ واین‌اسپرینگ‌ـه

66
00:09:49,631 --> 00:09:51,174
از جاده که بهتره

67
00:10:12,554 --> 00:10:14,114
دوباره بگو

68
00:10:14,197 --> 00:10:15,782
...مت

69
00:10:15,866 --> 00:10:17,659
...اون دختر کوچولو

70
00:10:17,743 --> 00:10:21,121
تو مزرعه -
کار تو نبود، مت -

71
00:10:21,835 --> 00:10:22,347
تو نبودی

72
00:10:22,372 --> 00:10:24,124
من و تام جفت‌مون دیدیم

73
00:10:24,207 --> 00:10:26,209
تام اینجا نیست

74
00:10:29,838 --> 00:10:32,632
تام مُرده

75
00:10:33,791 --> 00:10:35,501
پس لطفاً حرف منو باور کن

76
00:10:37,131 --> 00:10:38,925
کارِ اون «فید»ـه بود

77
00:10:39,860 --> 00:10:42,655
خودتم می‌دونی که تو
اون خونواده رو نکشتی

78
00:10:42,680 --> 00:10:45,683
محال بود آسیبی به اون دختر بچه بزنی

79
00:11:06,124 --> 00:11:07,834
اینجا بخش محافظانـه

80
00:11:07,918 --> 00:11:09,628
امن‌ترین مکان توی برج

81
00:11:09,711 --> 00:11:11,838
برای دوری از خواهرهایی که
باهاشون سفر کردیم

82
00:11:11,922 --> 00:11:13,632
...وقتی آمرلین سیت برسه

83
00:11:13,996 --> 00:11:15,706
،نه آمرلین سیت برای من مهمه

84
00:11:15,821 --> 00:11:17,155
نه سیاست‌های این برج

85
00:11:17,886 --> 00:11:21,139
بهتون گفتم، فقط مردم‌ام برام مهمن

86
00:11:21,223 --> 00:11:23,225
،و شما بهم گفتین اونا اینجان
پس کوشن؟

87
00:11:23,308 --> 00:11:27,229
من تو تمام دروازه‌ها و سوراخ‌سنبه‌های
شهر، گوش‌وچشم دارم

88
00:11:27,745 --> 00:11:30,432
اگه بیان، خبرش بهم می‌رسه

89
00:11:31,139 --> 00:11:32,979
ولی آخه به منم میگی؟

90
00:11:34,152 --> 00:11:35,946
شاید خودم یه دوری تو شهر زدم

91
00:11:36,029 --> 00:11:38,281
زن‌هایی که تو این برج هستن
رو اصلاً دستِ کم نگیر

92
00:11:38,365 --> 00:11:41,508
هر کدوم‌شون اهداف و
،انگیزه‌های خودشون رو دارن

93
00:11:41,666 --> 00:11:43,969
و همین‌طور غرور و جاه‌طلبی‌های
خاص خودشون رو

94
00:11:44,329 --> 00:11:46,915
،تو هر چقدرم قدرتمند باشی
این زن‌ها دهه‌هاست که دارن

95
00:11:46,998 --> 00:11:50,127
،نقاط قوت‌شون رو قوی‌تر می‌کنن
و نقاط ضعف‌شون رو می‌پوشونن

96
00:11:50,975 --> 00:11:53,028
و وقتی خبرِ اومدن تو به اینجا
...به گوش‌شون برسه

97
00:11:53,053 --> 00:11:54,036
...که حتماً هم می‌رسه

98
00:11:54,061 --> 00:11:56,608
ازت انتظار می‌ره که
بلافاصله «شاگرد» بشی

99
00:11:56,633 --> 00:11:58,844
،و اگه حواست رو جمع نکنی
همین سیاست‌های برج

100
00:11:58,927 --> 00:12:00,513
زنده‌زنده می‌خورنت

101
00:12:02,347 --> 00:12:05,851
اگه من همون‌قدری که می‌گید
...قدرتمندم

102
00:12:05,934 --> 00:12:09,896
شاید شما آی سدای‌ها
نباید منو دست کم بگیرید

103
00:12:25,250 --> 00:12:27,836
عیبی نداره اگه ترسیده باشی

104
00:12:29,016 --> 00:12:32,144
تو دستت رو دراز کردی
و منبع رو لمس کردی

105
00:12:32,911 --> 00:12:36,915
دیدی که در مقایسه باهاش چقدر کوچیکی

106
00:12:37,504 --> 00:12:38,508
و این‌که چقدر بزرگی

107
00:12:38,592 --> 00:12:41,465
در مقایسه با کسانی
که از بچگی دوست‌شون داشتی

108
00:12:42,028 --> 00:12:44,948
و حالا داری با خودت فکر می‌کنی که

109
00:12:44,973 --> 00:12:47,684
چه جایگاهی تو این دنیا داری؟

110
00:12:48,321 --> 00:12:50,824
آیا می‌تونی دوباره
همون آدم سابق بشی؟

111
00:12:54,159 --> 00:12:57,319
من اینا رو می‌دونم چون خودمم
بار اول احساسش کردم

112
00:12:59,825 --> 00:13:00,989
و جواب منفیـه

113
00:13:02,279 --> 00:13:04,618
تو دیگه اون آدم سابق نمی‌شی

114
00:13:04,701 --> 00:13:07,913
ولی دیگه وقتشه که به این
به چشم یه موهبت نگاه کنی

115
00:13:10,348 --> 00:13:12,267
حالا هم همین‌جا بمون

116
00:13:12,292 --> 00:13:14,211
با کسی حرف نزن

117
00:13:14,661 --> 00:13:17,330
و من سعی می‌کنم
با تمام توانم ازت محافظت کنم

118
00:13:23,635 --> 00:13:26,490
...و وقتی که دوست‌هاتـو پیدا کردم

119
00:13:27,085 --> 00:13:28,822
می‌برمت پیش‌شون

120
00:14:01,925 --> 00:14:04,135
ولی یه‌کم فریب‌کارانه‌ست هـا

121
00:14:04,219 --> 00:14:05,720
چی؟

122
00:14:05,804 --> 00:14:07,719
این‌که به خشونت‌پرهیزی دعوت کنی

123
00:14:07,976 --> 00:14:09,694
بعد بذاری حیوون‌هات هر چی

124
00:14:09,719 --> 00:14:11,711
 سر راه‌شون اومد رو سلاخی کنن

125
00:14:12,519 --> 00:14:14,250
خشونت تو وجود همه‌مون هست

126
00:14:14,646 --> 00:14:16,606
مسلک برگ به‌معنیِ انکار این موضوع نیست

127
00:14:16,690 --> 00:14:18,858
در واقع به‌معنی پذیرفتن‌شـه

128
00:14:18,942 --> 00:14:20,735
شاید

129
00:14:20,819 --> 00:14:24,990
ولی اگه یه‌بار دیگه خوراک شلقم بخوریم
منم به سگ‌ها ملحق می‌شم

130
00:14:27,299 --> 00:14:28,842
راجع‌به چی حرف می‌زنید شما دوتا؟

131
00:14:28,867 --> 00:14:30,786
راجع‌به تو دیگه

132
00:14:31,073 --> 00:14:32,575
فقط چیزای خوب‌خوب

133
00:14:33,281 --> 00:14:35,200
دیدینش؟

134
00:14:35,470 --> 00:14:37,264
برج سفید

135
00:14:41,203 --> 00:14:42,913
رسیدیم

136
00:14:43,838 --> 00:14:45,256
به‌نظرت اونا زودتر رسیدن؟

137
00:14:48,983 --> 00:14:50,140
آره

138
00:14:51,358 --> 00:14:54,787
این‌طور که معلومه دیگه نمی‌خواد
با خوراک شلقم سر کنی

139
00:14:55,270 --> 00:14:57,397
!آروم -
چی شده؟ -

140
00:14:58,115 --> 00:15:00,233
چرا وایستادیم؟

141
00:15:05,927 --> 00:15:07,699
اژدهای دروغین

142
00:15:08,270 --> 00:15:09,993
،چیزی ازش نمی‌دونم

143
00:15:10,076 --> 00:15:12,746
ولی ما الان چند ماهی می‌شه
تو چمن‌زاریم

144
00:15:19,544 --> 00:15:21,880
اون دوتا رو برام بیارید

145
00:15:22,807 --> 00:15:25,342
شما نمی‌تونید همین‌طوری
مردم ما رو بگیرید

146
00:15:25,768 --> 00:15:27,344
اونا مردم شما نیستن

147
00:15:27,973 --> 00:15:31,810
اونا غذای ما رو خوردن
و زیر آتش ما نشستن

148
00:15:35,144 --> 00:15:37,479
می‌خوای دوست‌های جدیدتون اذیت بشن؟

149
00:15:37,562 --> 00:15:39,814
،اگر خودشون نخوان باهاتون بیان

150
00:15:39,898 --> 00:15:41,941
نمی‌تونید ببریدشون

151
00:15:42,239 --> 00:15:43,824
نمی‌تونم؟

152
00:15:43,849 --> 00:15:46,811
چه جملۀ عجیبی
از دهان یه سرهم‌بند

153
00:15:48,001 --> 00:15:51,380
اون‌وقت دقیقاً چطوری
می‌خواید جلوی منو بگیرید؟

154
00:16:00,669 --> 00:16:04,839
مسلک برگ در برابر مسلک نور

155
00:16:05,305 --> 00:16:06,514
هوم

156
00:16:13,428 --> 00:16:15,096
زودباشید. بیاید از این‌طرف

157
00:16:19,438 --> 00:16:21,815
با کف دست یه بچه

158
00:16:21,898 --> 00:16:23,900
،می‌شه جلوی نور رو گرفت

159
00:16:23,983 --> 00:16:27,329
،ولی برگ رو
حتی اگه لهش کنی، خاکش کنی

160
00:16:27,618 --> 00:16:30,924
،یا بسوزونیش
...دوباره جزئی از زمین

161
00:16:31,581 --> 00:16:33,249
و هوا می‌شه

162
00:16:46,119 --> 00:16:47,716
!آخه نمی‌شه که ول‌شون کنیم بریم

163
00:16:47,799 --> 00:16:51,111
،سفیدپوشان شاید حروم‌زاده باشن
ولی دیگه توئارتاهان‌ها رو نمی‌کُشن

164
00:16:51,541 --> 00:16:53,213
بیاید، زود باشید

165
00:16:58,808 --> 00:17:00,351
یالا، از این‌طرف

166
00:17:00,376 --> 00:17:02,920
همین نزدیک‌ها یه روستایی هست
که همیشه به ما لطف داشتن

167
00:17:05,358 --> 00:17:08,278
!وای! آرام! آرام

168
00:17:27,126 --> 00:17:29,253
«چرخۀ کارائتون»

169
00:17:30,369 --> 00:17:33,219
عه
اصلاً متوجه اومدن‌تون نشدم

170
00:17:35,407 --> 00:17:37,223
!جلو نیا -
ای بابا -

171
00:17:37,307 --> 00:17:39,642
شما انسان‌ها چقدر زود از کوره در می‌رید

172
00:17:40,000 --> 00:17:42,187
روز اولی که اومده بودم تار والون

173
00:17:42,270 --> 00:17:44,856
این همه هیاهو رو باور نمی‌کردم

174
00:17:44,939 --> 00:17:47,679
گریه و زاریِ بچه‌ها، جیغ و داد خانم‌ها

175
00:17:47,733 --> 00:17:50,945
،یه گروهی هم چاقو به‌دست
افتاده بودن دنبالم

176
00:17:51,029 --> 00:17:52,906
 تو شهر

177
00:17:52,989 --> 00:17:56,326
والا کم‌کم داشت بهم بر می‌خورد

178
00:17:56,912 --> 00:18:00,663
باور کن که من برای این
از استدینگ نقل‌مکان نکردم

179
00:18:02,207 --> 00:18:03,750
استدینگ

180
00:18:04,450 --> 00:18:05,605
تو یه اوگر (غول) هستی؟

181
00:18:05,630 --> 00:18:07,128
«اوگیر»

182
00:18:07,212 --> 00:18:10,001
لویال، پسر آرنت، پسر هالان

183
00:18:10,295 --> 00:18:12,046
و شما کی هستی؟

184
00:18:12,849 --> 00:18:14,976
رند

185
00:18:15,427 --> 00:18:16,559
رند آلثور

186
00:18:16,584 --> 00:18:20,141
،اسمت چه خوش می‌نوازه
رند آلثور

187
00:18:20,740 --> 00:18:23,520
خیلی خوشحالم که یه آییلی رو می‌بینم

188
00:18:24,305 --> 00:18:26,098
کتاب‌های زیادی راجع‌به مردم شما خوندم

189
00:18:26,290 --> 00:18:27,607
من اهل «آییل» نیستم

190
00:18:27,690 --> 00:18:31,358
واقعاً؟ موهای قرمز
یکی از معدود خصلت‌های فیزیکی‌ایـه

191
00:18:31,383 --> 00:18:33,873
که می‌شه باهاش زادگاه انسان‌ها
رو حدس زد

192
00:18:33,898 --> 00:18:35,289
من اهل دو رود هستم

193
00:18:35,336 --> 00:18:37,200
یه آییلی اهل دو رود؟

194
00:18:37,283 --> 00:18:38,882
میگم من آییلی نیستم

195
00:18:38,907 --> 00:18:41,037
یه آییلی اهل دو رود

196
00:18:41,120 --> 00:18:44,165
که اصرار داره آییلی نیست

197
00:18:44,600 --> 00:18:46,584
چه عجیب

198
00:18:47,183 --> 00:18:49,185
من چیزهای عجیب رو دوست دارم

199
00:18:53,578 --> 00:18:55,580
این کتاب رو می‌شناسی؟

200
00:18:57,645 --> 00:18:59,091
آره

201
00:18:59,116 --> 00:19:02,684
«آخه چرا کتاب «سفرهای جین فارست‌رایدر
باید حالت رو بد کنه؟

202
00:19:02,767 --> 00:19:04,686
از ماجراجویی‌های درجه‌یکـه

203
00:19:05,105 --> 00:19:06,773
...نه آخه

204
00:19:08,408 --> 00:19:11,103
من یه دختری رو می‌شناختم
که هر روز این کتاب رو می‌خوند

205
00:19:11,283 --> 00:19:13,945
فکر می‌کرد همون جین‌ـه
که دوباره متولد شده

206
00:19:14,028 --> 00:19:16,470
خب، احتمال این خیلی کمه

207
00:19:16,665 --> 00:19:17,706
...با وجود این همه انسان

208
00:19:17,782 --> 00:19:20,076
،صرفاً این‌طوری فکر می‌کرد
می‌دونی

209
00:19:20,159 --> 00:19:24,706
درسته. فراموش کرده بودم شما انسان‌ها
چه خیال‌پردازی‌های پوچی می‌کنید

210
00:19:24,789 --> 00:19:27,083
اون دختره الان کجاست؟

211
00:19:27,166 --> 00:19:28,710
یا که زن شده؟

212
00:19:28,793 --> 00:19:30,962
سن شماها خیلی زود بالا میره

213
00:19:31,283 --> 00:19:32,672
نمی‌دونم

214
00:19:33,575 --> 00:19:36,526
من اومدم تار والون
،چون اون داشت می‌رفت برج سفید

215
00:19:36,551 --> 00:19:38,177
...ولی

216
00:19:38,854 --> 00:19:40,355
جریان چیه؟

217
00:19:40,526 --> 00:19:42,932
آی سدای‌ها دارن از جنگ
با اژدهای دروغین

218
00:19:43,016 --> 00:19:46,033
،برمی‌گردن
و دارن تو شهر می‌گردوننش

219
00:19:46,252 --> 00:19:48,646
که خطرات جنون و طمع قدرت

220
00:19:48,730 --> 00:19:50,315
رو به مردم نشون بدن

221
00:19:50,398 --> 00:19:51,774
...این‌که آدمی تا کجا می‌تونه

222
00:19:51,858 --> 00:19:54,485
شرمنده، من باید برم -
میری رژه؟ -

223
00:19:55,243 --> 00:19:56,571
منم میام

224
00:19:56,654 --> 00:19:58,740
فقط اگه یه چند دقیقه بذاری
وسایلم رو جمع کنم

225
00:19:59,307 --> 00:20:01,059
بیرون می‌بینمت

226
00:20:01,618 --> 00:20:04,662
امان از این انسان‌ها
که همیشه انقدر عجله دارن

227
00:20:05,042 --> 00:20:09,463
هیچ‌وقت نمیان سر فرصت خودشون رو
برای کاری که می‌خوان انجام بدن آماده کنن

228
00:20:53,700 --> 00:20:56,453
مرسی که یه جا برام گرفتی

229
00:20:57,928 --> 00:21:00,347
دارن اژدهای دروغین رو میارن

230
00:21:01,648 --> 00:21:04,109
می‌گن طرف توانایی
احضار قدرت رو داشته

231
00:21:04,247 --> 00:21:06,332
و قدرت دیوانه‌ش کرده

232
00:21:18,091 --> 00:21:19,719
!اژدها رو بکشید

233
00:21:24,557 --> 00:21:26,119
!اژدهای دروغین

234
00:21:42,998 --> 00:21:45,096
مت؟ مت؟

235
00:21:56,836 --> 00:21:59,027
بیا یه قراری بذاریم

236
00:21:59,789 --> 00:22:01,290
باشه؟

237
00:22:02,908 --> 00:22:04,451
باشه

238
00:22:05,575 --> 00:22:08,786
اگه معلوم شد که
...یکی از ما دوتا

239
00:22:09,417 --> 00:22:11,581
...که من یا تو می‌تونه

240
00:22:12,026 --> 00:22:13,374
...قدرت واحد رو احضار کنه

241
00:22:17,104 --> 00:22:19,897
اجازه ندیم طرف مقابل
به همچین حال و روزی بیفته

242
00:22:20,376 --> 00:22:22,133
مت -
جدی میگم -

243
00:22:22,216 --> 00:22:25,462
این پیشگویی مزخرف
پشیزی برام اهمیت نداره

244
00:22:25,650 --> 00:22:28,022
آی سدای‌ها، اژدهاها، یا هر کوفتی

245
00:22:28,047 --> 00:22:29,599
من نمی‌خوام اون‌طوری بشم -
نمیشی -

246
00:22:29,682 --> 00:22:30,782
تو چمیدونی

247
00:22:41,459 --> 00:22:42,751
بهم قول بده

248
00:22:46,673 --> 00:22:48,076
قول

249
00:22:57,402 --> 00:22:59,362
تو هم همین‌کارو واسه من می‌کنی؟

250
00:23:00,475 --> 00:23:02,394
شک نکن

251
00:23:15,822 --> 00:23:17,125
رژه چطور بود؟

252
00:23:17,150 --> 00:23:19,333
فعلاً تا چند هفته باید
خرده‌گوجه از تو موهاش پاک کنه

253
00:23:19,357 --> 00:23:21,275
ولی قیافۀ لیاندرین دیدنی شده بود

254
00:23:21,359 --> 00:23:23,820
وقتی اتفاقی یه تُرب
پرت کردن تو صورتش

255
00:23:30,634 --> 00:23:33,329
بعد از مراسم ختم بابام
دیگه سفید نپوشیدم

256
00:23:37,313 --> 00:23:39,001
ازش متنفر بودم، می‌دونی

257
00:23:41,609 --> 00:23:43,923
...بعد از مرگش

258
00:23:44,476 --> 00:23:48,108
می‌رفتم بیرون و قبل اینکه اصلاً
به میخونه برسم، سگ‌مست می‌شدم

259
00:23:48,811 --> 00:23:52,140
با کوچیک‌ترین و ضعیف‌ترین کسی که
...اونجا می‌دیدم دعوا راه می‌نداختم

260
00:23:52,660 --> 00:23:53,975
و کتکش می‌زدم

261
00:23:54,941 --> 00:23:57,675
بعد رفتم سراغ کس‌هایی که
،از پس خودشون برمی‌اومدن

262
00:23:57,993 --> 00:24:00,496
...با نیم‌نگاهی به اینکه

263
00:24:01,482 --> 00:24:03,484
بزنن کارمـو تموم کنن

264
00:24:05,398 --> 00:24:07,400
اون‌موقع بود که با کرینی آشنا شدم

265
00:24:09,503 --> 00:24:11,797
یه جوون احمق
که آرزوی مرگ داشت

266
00:24:11,822 --> 00:24:15,138
و با یه آی سدای در افتاده بود

267
00:24:15,163 --> 00:24:17,915
...اون فقط یه لبخند بهم زد

268
00:24:18,585 --> 00:24:20,879
و بعد یه نوشیدنی برام گرفت

269
00:24:22,735 --> 00:24:24,881
بالأخره یه‌جوری دوست شدیم

270
00:24:24,964 --> 00:24:28,092
یا بهتره بگم، اون بهم افتخارِ
اینو داد که دوستش بشم

271
00:24:33,171 --> 00:24:35,975
،و اون‌موقع که به محافظ نیاز داشت
همون زمان انقدر قدرتمند بود

272
00:24:36,058 --> 00:24:40,479
که می‌تونست هر کی دلش بخواد
...رو داشته باشه، ولی

273
00:24:41,114 --> 00:24:42,732
من رو انتخاب کرد

274
00:24:43,262 --> 00:24:44,958
باورم نمی‌شد

275
00:24:46,781 --> 00:24:48,629
می‌دونستم شایستگی‌شـو ندارم

276
00:24:51,157 --> 00:24:55,119
،بهش گفتم تجدیدنظر کنه
ولی.. رو حرفش موند

277
00:24:55,534 --> 00:24:58,623
فقط چپ‌چپ نگاهم کرد و همین

278
00:25:01,687 --> 00:25:03,689
...پیوند تشکیل دادیم

279
00:25:05,557 --> 00:25:08,447
و من دیگه چاره‌ای نداشتم
جز این‌که خودمـو لایق اون کنم

280
00:25:17,297 --> 00:25:19,320
من دوازده سالم که بود
بابام قصد جونم رو کرد

281
00:25:19,710 --> 00:25:22,588
پس.. انقدر ناله نکن

282
00:25:25,072 --> 00:25:28,117
برج سفید اولین خونوادۀ عمرم رو به من داد

283
00:25:29,169 --> 00:25:30,827
راست میگی

284
00:25:31,791 --> 00:25:34,632
خوبه که شما دوتا همیشه
همدیگه رو دارید

285
00:25:36,661 --> 00:25:39,747
،احتمالاً اگه به آلانا بود
ده‌تا محافظ دیگه هم می‌گرفت

286
00:25:52,483 --> 00:25:54,985
تو هم همین‌طور، دوست قدیمی

287
00:25:56,747 --> 00:25:58,113
اگه با یه آی سدای دیگه
...پیوند تشکیل بدی

288
00:25:58,138 --> 00:26:00,393
،تو اول مورین رو از دست بده
بعدش بهم بگو از این زن

289
00:26:00,476 --> 00:26:03,544
به اون زن پریدن، چه‌قدر آسونـه

290
00:26:21,178 --> 00:26:22,733
دیگه وقتشه

291
00:28:14,740 --> 00:28:16,784
یالا دیگه
محکم‌تر

292
00:29:02,574 --> 00:29:04,660
چشم‌هات رو باز کن، فرزندم

293
00:29:06,787 --> 00:29:09,180
بهتر شد. کامل پوشیده شدی

294
00:29:11,262 --> 00:29:12,516
دست‌هاش

295
00:29:23,941 --> 00:29:25,359
پسره رو بیارید

296
00:29:27,016 --> 00:29:28,893
!پرین

297
00:29:28,976 --> 00:29:31,530
،پسر جان، اگر این دخترو دوست داری
مقاومت نکن

298
00:29:34,974 --> 00:29:36,358
...خواهش می‌کنم آقا

299
00:29:36,442 --> 00:29:37,998
من رو «فرزندْ والدا» صدا کنید

300
00:29:38,469 --> 00:29:41,722
قدرت در اختیار پروردگار نوره، نه من

301
00:29:43,448 --> 00:29:44,824
،فرزند والدا

302
00:29:45,489 --> 00:29:47,077
ما کسی که فکرشـو می‌کنید نیستیم

303
00:29:47,544 --> 00:29:48,704
ما اصلاً کس خاصی نیستیم
...ما

304
00:29:48,787 --> 00:29:52,249
همه‌ی ما زیر سایۀ پروردگار نور
برای خودمون کسی هستیم

305
00:29:52,333 --> 00:29:54,210
اما درست می‌گین

306
00:29:54,629 --> 00:29:56,212
شما کسی که فکر می‌کردم نیستین

307
00:29:56,761 --> 00:29:59,381
اگر آی سدای بودین
،تا الان قدرت رو احضار کرده بودین

308
00:30:00,386 --> 00:30:02,370
و منم دست‌تون رو قطع کرده بودم

309
00:30:04,698 --> 00:30:07,723
می‌دونید، یکی از اون ساحره‌ها
یه‌بار بهم گفت

310
00:30:08,229 --> 00:30:10,509
که آدم برای احضار قدرت
نیازی به دست‌هاش نداره

311
00:30:11,228 --> 00:30:14,188
،و استفاده از دست
یا هر احساس یا کلمه‌ای

312
00:30:14,271 --> 00:30:16,482
صرفاً کمک‌کننده‌ست

313
00:30:17,041 --> 00:30:18,793
من توانایی احضار قدرت ندارم

314
00:30:19,587 --> 00:30:21,946
بفرما. پس ثابت شد

315
00:30:22,352 --> 00:30:24,114
چون آی سدای‌ها که صد درصد
،نمی‌تونن دروغ بگن

316
00:30:24,922 --> 00:30:27,576
حالا هر چقدرم تواناییِ
پیچوندن حقیقت رو داشته باشن

317
00:30:27,930 --> 00:30:30,871
،حالا گیریم تو آی سدای نباشی

318
00:30:30,955 --> 00:30:33,207
و این پسره... پرین بود؟

319
00:30:33,750 --> 00:30:35,669
ایشون هم محافظت نباشه

320
00:30:36,252 --> 00:30:38,504
‫پروردگار نور حتماً تو رو به دلیلی
‫نزد من آورده

321
00:30:38,587 --> 00:30:40,297
‫اونم دو بار

322
00:30:40,381 --> 00:30:42,716
‫پرودگار نور هیچ کاری رو الکی انجام نمی‌ده

323
00:30:42,800 --> 00:30:44,009
‫بهتون اطمینان می‌دم قربان...

324
00:30:44,093 --> 00:30:45,803
‫فرزند والدا

325
00:30:48,973 --> 00:30:50,641
‫فرزند والدا

326
00:30:52,893 --> 00:30:55,020
‫من فقط یه دخترم اهل یه روستای کوهستانی

327
00:30:55,104 --> 00:30:57,565
‫که هیچ وقت نباید ترک‌ش می‌کردم

328
00:30:57,648 --> 00:30:59,650
‫لطفاً فقط بذارید بریم. لطفاً

329
00:31:00,693 --> 00:31:03,904
‫ولی می‌تونی از قدرت واحد استفاده کنی

330
00:31:03,988 --> 00:31:05,864
‫می‌دونم که می‌تونی

331
00:31:05,948 --> 00:31:07,783
‫پس نذار بکشمت

332
00:31:14,206 --> 00:31:16,166
‫نه

333
00:31:16,250 --> 00:31:18,377
‫جانم؟

334
00:31:18,460 --> 00:31:21,005
‫نمی‌تونم قدرت رو احضار کنم

335
00:31:21,088 --> 00:31:23,424
‫خودت گفتی که قسم خوردهٔ پروردگار نوری

336
00:31:23,507 --> 00:31:25,801
‫و بندهٔ نور نمی‌تونه دختری رو

337
00:31:25,884 --> 00:31:28,095
‫که هیچ‌کار اشتباهی نکرده رو بکشه

338
00:31:28,178 --> 00:31:30,180
‫و حالا چی باعث شده فکر کنی

339
00:31:30,264 --> 00:31:33,017
‫که من مردی‌ـم که پایبند سوگندهاشه؟

340
00:31:33,100 --> 00:31:36,437
‫که همین الان و همین‌جا
‫گلوت رو نمی‌زنم که بمیری‌؟

341
00:31:38,731 --> 00:31:41,609
‫اگه می‌خوای این‌کارو کنی، پس بکن

342
00:31:42,610 --> 00:31:46,030
‫ولی اینو بدون...
‫تو زندگی بعدی‌م برمی‌گردم

343
00:31:46,113 --> 00:31:49,392
‫و از سر تا پا پوست‌ـت رو می‌کنم،
‫مثل خوکی که الان هستی

344
00:31:50,743 --> 00:31:53,579
‫آی‌سدای قوی‌ای می‌شدی

345
00:31:53,662 --> 00:31:56,790
‫یه حلقهٔ محشر که به کلکسیون‌ـم اضافه کنم

346
00:32:27,905 --> 00:32:30,199
‫نکن. نه! نه!

347
00:32:32,618 --> 00:32:33,952
‫چرا داری این‌کارو می‌کنی؟

348
00:32:34,036 --> 00:32:35,412
‫چون ما آدما

349
00:32:35,496 --> 00:32:38,040
‫مقدر شدیم که روی این کرهٔ خاکی

350
00:32:38,123 --> 00:32:41,960
‫واسه تمام چیزایی که داریم
‫بجنگیم و در تقلا باشیم

351
00:32:42,044 --> 00:32:43,962
‫خالق هیچ‌وقت نمی‌خواسته که

352
00:32:44,046 --> 00:32:46,382
‫ما به این اندازه قدرت دسترسی داشته باشیم

353
00:32:47,800 --> 00:32:51,095
‫شما جادوگرا موجودیت ما رو به تمسخر می‌گیرید

354
00:32:51,178 --> 00:32:54,390
‫مثل خدایان بین مردها راه می‌رید

355
00:32:54,473 --> 00:32:56,600
‫این فکر که قدرت واحد

356
00:32:56,684 --> 00:32:59,895
‫هیچ ربطی به تاریکی و
‫ارباب‌ش نداره، مسخره‌ست

357
00:33:01,313 --> 00:33:05,192
‫واسه همین من فراخونده شده‌م
‫که قال قضیه رو بکنم

358
00:33:05,275 --> 00:33:08,070
‫یه زن پس از دیگری

359
00:33:08,153 --> 00:33:09,697
‫پس از دیگری

360
00:33:13,033 --> 00:33:15,202
‫قدرت رو احضار کن دختر جون

361
00:33:15,285 --> 00:33:17,871
‫بعد تو رو می‌کشم
‫و می‌ذارم پسره بره

362
00:33:19,873 --> 00:33:21,542
‫احضارش نکنی

363
00:33:21,625 --> 00:33:24,086
‫پسره رو می‌کشم و می‌ذارم تو بری

364
00:33:28,006 --> 00:33:30,592
‫تنهاتون می‌ذارم که راجع‌بهش صحبت کنید

365
00:33:35,472 --> 00:33:37,558
‫تصمیم بگیرید کدوم‌ـتون باید بمیره

366
00:34:01,874 --> 00:34:03,792
‫استپین

367
00:34:03,876 --> 00:34:06,253
‫شنیدم که تو هم این‌جا زندانی شدی

368
00:34:07,296 --> 00:34:09,089
‫گفتم ببینم...

369
00:34:09,173 --> 00:34:12,468
‫بازم می‌شه یه‌کم از اون
‫چایی که داشتی بخورم؟

370
00:34:12,551 --> 00:34:14,303
‫واسه خوابم

371
00:34:14,386 --> 00:34:16,388
‫واقعاً زبون بز نیست، مگه نه؟

372
00:34:19,349 --> 00:34:21,560
‫گل بُز زبان اسم یه گیاهه

373
00:34:21,643 --> 00:34:23,520
‫آها

374
00:34:29,985 --> 00:34:31,820
‫هنوزم مشکل خواب داری؟

375
00:34:31,904 --> 00:34:33,363
‫خب من...

376
00:34:34,782 --> 00:34:36,033
‫من...

377
00:34:37,618 --> 00:34:40,496
‫دراز می‌کشم...

378
00:34:40,579 --> 00:34:45,334
‫و همین‌که خواب به چشمم می‌افته

379
00:34:45,417 --> 00:34:47,544
‫درد از یادم می‌ره

380
00:34:48,587 --> 00:34:50,547
‫- خوبه
‫- نه

381
00:34:51,799 --> 00:34:53,967
‫این تنها چیزیه که از اون برام مونده

382
00:34:54,051 --> 00:34:55,928
‫درد

383
00:34:58,180 --> 00:35:00,599
‫هنوز واسه رها کردن‌ش آماده نیستم

384
00:35:08,524 --> 00:35:10,359
‫نگران نباش

385
00:35:11,944 --> 00:35:15,155
‫بهت قول می‌دم که درد و رنج‌ـش
‫هیچ‌وقت ازت جدا نمی‌شه

386
00:35:19,493 --> 00:35:21,537
‫ممنون

387
00:36:04,746 --> 00:36:06,582
‫فرار کردی، آره؟

388
00:36:12,296 --> 00:36:15,257
‫تقریباً به قدمت خود برج هستن

389
00:36:15,340 --> 00:36:17,467
‫نمایانگر ده‌ها هزاران مردی

390
00:36:17,551 --> 00:36:21,430
‫که خودشون رو وقف خواهرانم کردن هستن

391
00:36:23,181 --> 00:36:26,560
‫حتی بعد از مرگشون هم مثل

392
00:36:26,643 --> 00:36:29,354
‫زمان زنده بودن‌شون
‫بیرون تالار نگهبانی می‌دن

393
00:36:32,649 --> 00:36:34,192
‫آی ‌سدای‌های قرمز محافظ ندارن

394
00:36:34,276 --> 00:36:37,571
‫نه. هیچ‌وقت نداشتن

395
00:36:37,654 --> 00:36:39,406
‫چون از مردا متنفرید

396
00:36:42,200 --> 00:36:44,411
‫سوال بود یا اظهار نظر؟

397
00:36:46,955 --> 00:36:49,416
‫بعضی از خواهرای قرمزم شاید

398
00:36:50,459 --> 00:36:52,002
‫زنان قدرت واحد رو در اختیار دارن

399
00:36:52,085 --> 00:36:55,756
‫ولی مردها هنوز بیشتر
‫این دنیا رو کنترل می‌کنن

400
00:36:58,091 --> 00:37:00,344
‫و واقعاً خیلی با دخترای کوچیکی مهربونن،

401
00:37:00,427 --> 00:37:03,639
‫دخترایی که نشونه‌هایی از
‫این‌که از اونا قدرتمندترن دارن

402
00:37:07,559 --> 00:37:09,311
‫خب، حالا که از قفس مورین فرار کردی

403
00:37:09,394 --> 00:37:13,023
‫باید از آزادی‌‌ـت لذت ببری. هوم؟

404
00:37:14,066 --> 00:37:18,362
‫اون راه به کتابخونه ختم می‌شه

405
00:37:18,445 --> 00:37:20,781
‫و بعد می‌رسه به باغ

406
00:37:22,741 --> 00:37:25,202
‫الان فصل خرمالوئه

407
00:37:26,828 --> 00:37:28,455
‫همم

408
00:37:45,764 --> 00:37:48,058
‫رند آلثور

409
00:37:48,141 --> 00:37:51,728
‫می‌دونستی که «اوگیر»

410
00:37:51,812 --> 00:37:54,106
‫می‌تونه وارد برج سفید بشه؟

411
00:37:54,189 --> 00:37:55,899
‫نه

412
00:37:55,983 --> 00:37:57,192
‫ولی چرا...

413
00:37:57,275 --> 00:38:00,445
‫من رفتم اونجا و زنی که ازش
‫صحبت می‌کردی رو پیدا کردم

414
00:38:00,529 --> 00:38:02,823
‫پناه بر نور

415
00:38:02,906 --> 00:38:05,033
‫بافت مو توی دو رود

416
00:38:05,117 --> 00:38:06,803
‫- به آئین خاصی بافته می‌شه
‫- فکر کردیم که مردی

417
00:38:06,827 --> 00:38:08,245
‫واقعاً خیلی راحت بود

418
00:38:08,328 --> 00:38:09,830
‫ایگوین کجاست؟ و پرین؟

419
00:38:09,913 --> 00:38:11,498
‫توی راه باشن فکر کنم

420
00:38:13,417 --> 00:38:14,543
‫وای...

421
00:38:16,545 --> 00:38:18,505
‫چی سرش اومده؟

422
00:38:20,465 --> 00:38:22,009
‫ناینیو؟

423
00:38:22,092 --> 00:38:24,678
‫کی دیگه می‌تونست باشه؟

424
00:38:26,096 --> 00:38:27,764
‫زنده‌ای

425
00:38:27,848 --> 00:38:29,641
‫تو هم

426
00:38:29,725 --> 00:38:31,143
‫به ‌زور البته

427
00:38:32,811 --> 00:38:34,563
‫زبون‌ـت رو نشونم بده

428
00:38:34,646 --> 00:38:36,189
‫به من دست نزن!

429
00:38:41,153 --> 00:38:43,363
‫شرمنده. شرمنده

430
00:38:44,406 --> 00:38:46,199
‫بخواب مت

431
00:38:46,283 --> 00:38:48,118
‫باید استراحت کنی

432
00:38:54,124 --> 00:38:56,084
‫فکر کنم می‌تونه قدرت رو احضار کنه

433
00:39:00,589 --> 00:39:02,466
‫دیدی‌ش؟

434
00:39:02,549 --> 00:39:05,218
‫نه، ولی داره کنترل‌ش رو از دست می‌ده

435
00:39:05,302 --> 00:39:08,472
‫می‌دونم مورین گفت که
‫باید بیایم پیش اون توی برج سفید

436
00:39:08,555 --> 00:39:11,349
‫ولی نمی‌دونم بشه بهش اعتماد کرد یا نه

437
00:39:11,433 --> 00:39:14,519
‫دیدیم که آی ‌سدای چه
‫کاری با اژدهای دروغین کرد

438
00:39:22,027 --> 00:39:24,196
‫خوب کاری کردی

439
00:39:24,279 --> 00:39:26,156
‫که آوردی‌ش اینجا

440
00:39:26,239 --> 00:39:28,241
‫که مراقبش بودی

441
00:39:30,535 --> 00:39:32,746
‫ما به آی‌سدای نیازی نداریم

442
00:39:32,829 --> 00:39:35,082
‫ماها مردمان دو رود هستیم

443
00:39:35,165 --> 00:39:36,917
‫تا جایی که می‌تونم درمان‌ش می‌کنم

444
00:39:37,000 --> 00:39:40,170
‫و وقتی ایگوین و پرین بیان
‫بقیه‌ش رو حل می‌کنیم

445
00:39:40,253 --> 00:39:41,588
‫با هم

446
00:39:43,757 --> 00:39:45,842
‫الان دیگه یه ماهی می‌شه که ندیده‌مش

447
00:39:48,595 --> 00:39:50,263
‫زنده‌ست

448
00:39:57,938 --> 00:40:01,733
‫می‌دونی، وقتی ایگوین بچه بود،
‫حول و حوش ده سالگی‌ش

449
00:40:01,817 --> 00:40:05,987
‫مامان ‌باباش آوردن‌ش پیش ما،
‫من و فرزانهٔ پیر

450
00:40:06,071 --> 00:40:09,157
‫یه عفونت داشت که به عضلات‌ش سرایت کرده بود

451
00:40:10,659 --> 00:40:12,410
‫عضلات‌ش به قدری منقبض شده بودن

452
00:40:12,494 --> 00:40:15,288
‫که پاهاش به پشت خم شده بودن

453
00:40:15,372 --> 00:40:18,375
‫واسه همین بهش می‌گن تب استخوان‌شکن

454
00:40:18,458 --> 00:40:21,378
‫معمولاً قبل از این‌که فرد بمیره

455
00:40:21,461 --> 00:40:24,798
‫خودشون پاها و دست‌هاشون رو نصف می‌کنن

456
00:40:26,800 --> 00:40:29,678
‫فرزانهٔ پیر، اون...

457
00:40:29,761 --> 00:40:31,721
‫نمی‌دونست باید چکار کنه

458
00:40:34,099 --> 00:40:37,644
‫واسه همین یه چایی درست کرد
‫که مردنش رو راحت‌تر کنه

459
00:40:38,895 --> 00:40:40,605
‫ولی من نتونستم

460
00:40:42,023 --> 00:40:44,025
‫دست ایگوین رو گرفتم

461
00:40:44,109 --> 00:40:47,362
‫اونم خیلی محکم دست‌ـم رو گرفت

462
00:40:47,445 --> 00:40:50,907
‫به من نگاه کرد و گفت
‫«آماده نیستم»

463
00:40:53,493 --> 00:40:55,495
‫خیلی کوچولو بود

464
00:40:56,997 --> 00:40:58,957
‫کل شب رو همون‌جا دراز کشید

465
00:40:59,040 --> 00:41:01,418
‫وقتی که بد خودش سعی داشت
‫اونو نصف کنه

466
00:41:02,878 --> 00:41:05,505
‫گریه هم نکرد

467
00:41:05,589 --> 00:41:08,008
‫حتی یه بار

468
00:41:08,091 --> 00:41:11,344
‫و چای فرزانه رو هم نخورد

469
00:41:14,723 --> 00:41:17,976
‫فردا صبح، تب از پا در اومده بود

470
00:41:18,977 --> 00:41:20,729
‫نه اون

471
00:41:23,773 --> 00:41:25,692
‫به‌نظر که درست میاد

472
00:41:29,863 --> 00:41:33,783
‫ایگوین خیلی‌ چیزاست،
‫ولی مهم‌تر از همه

473
00:41:33,867 --> 00:41:35,619
‫شکست‌ناپذیره

474
00:41:53,762 --> 00:41:56,556
‫ایگوین، بس کن

475
00:42:02,771 --> 00:42:05,523
‫اگه قراره یکی‌مون بمیره، باید من باشم

476
00:42:07,150 --> 00:42:08,360
‫نه

477
00:42:10,862 --> 00:42:12,864
‫حق‌ـم همینه

478
00:42:14,616 --> 00:42:16,159
‫لیلا

479
00:42:16,243 --> 00:42:18,536
‫- من کشتم‌ـش
‫- نه

480
00:42:18,620 --> 00:42:20,288
‫نه، مرگ لیلا تقصیر تو نیست

481
00:42:20,372 --> 00:42:23,124
‫چرا، بود!

482
00:42:25,335 --> 00:42:28,380
‫داشتیم با هم باهاشون می‌جنگیدیم

483
00:42:28,463 --> 00:42:30,257
‫ترالاک‌ها

484
00:42:31,299 --> 00:42:33,260
‫من یکی رو کشتم

485
00:42:36,096 --> 00:42:38,974
‫ولی صدای یکی دیگه رو
‫پشت سرم شنیدم

486
00:42:39,057 --> 00:42:41,518
‫و با تمام قدرت زدمش

487
00:42:46,356 --> 00:42:48,233
‫ولی لیلا بود

488
00:42:49,901 --> 00:42:52,737
‫با دستای خودم

489
00:42:53,780 --> 00:42:55,407
‫با تبر خودم

490
00:42:58,618 --> 00:43:00,537
‫کشتمش

491
00:43:02,789 --> 00:43:04,833
‫زن خودم رو کشتم

492
00:43:09,254 --> 00:43:11,423
‫حق‌ـم همینه

493
00:43:12,924 --> 00:43:14,509
‫نه

494
00:43:19,139 --> 00:43:21,057
‫به تصمیم مشخصی رسیدین؟

495
00:43:28,231 --> 00:43:29,858
‫خیلی‌خب

496
00:43:29,941 --> 00:43:32,152
‫تصمیم نگرفتن هم بازم یه تصمیم‌ـه

497
00:43:33,194 --> 00:43:35,613
‫نهایتاً پسره از خون‌ریزی می‌میره

498
00:43:40,618 --> 00:43:43,872
‫پرین، یه اتفاق بود همه‌ش

499
00:43:43,955 --> 00:43:44,955
‫تقصیر تو نبوده

500
00:43:47,125 --> 00:43:48,728
‫و ممکنه کل عمرت طول بکشه

501
00:43:48,752 --> 00:43:51,588
‫که متوجه‌ش بشی،‌ ولی می‌شی

502
00:43:53,590 --> 00:43:55,467
‫بهت قول می‌دم

503
00:43:57,552 --> 00:43:58,845
‫می‌شی

504
00:44:04,809 --> 00:44:08,438
‫نه، ایگوین، نه!

505
00:44:10,065 --> 00:44:11,691
‫جاری شو

506
00:44:14,027 --> 00:44:16,654
‫فقط جاری شو

507
00:44:16,738 --> 00:44:18,114
‫آها

508
00:44:18,198 --> 00:44:20,033
‫حالا شد

509
00:44:44,099 --> 00:44:47,268
‫با این‌چیزا نمی‌تونی به
‫آسونی منو بکشی دختر جون

510
00:44:47,352 --> 00:44:49,354
‫به‌خصوص با همچین شعلهٔ کوچیکی

511
00:44:51,439 --> 00:44:54,734
‫راست‌ـش رو بخوای، انتظار یه چیز بیشتری داشتم

512
00:44:59,989 --> 00:45:01,324
‫پناه بر نور

513
00:45:04,702 --> 00:45:06,371
‫تو چی هستی دیگه؟

514
00:45:14,421 --> 00:45:15,964
‫بیا بریم

515
00:45:27,392 --> 00:45:28,726
‫ادامه بده

516
00:45:31,312 --> 00:45:32,856
‫شما دوتا، صبر کنید

517
00:45:36,693 --> 00:45:38,194
‫بیا، بیا، بیا

518
00:45:44,576 --> 00:45:46,911
‫- به ما صدمه نمی‌زنه
‫- از کجا می‌دونی؟

519
00:45:51,207 --> 00:45:52,834
‫یالا، بیا بریم

520
00:46:03,052 --> 00:46:05,763
‫می‌ری بخوابی خواهر؟

521
00:46:05,847 --> 00:46:07,974
‫همین‌که یادت مونده اتاق‌ـت
‫کجاست غافل‌گیر شدم

522
00:46:08,057 --> 00:46:09,851
‫چقدر شده؟ دو سال؟

523
00:46:12,020 --> 00:46:15,482
‫و با چه غنیمت‌ـی هم برگشتی

524
00:46:15,565 --> 00:46:17,692
‫ناینیو کجاست؟

525
00:46:20,153 --> 00:46:22,739
‫به‌گمونم یه جای امن نگه‌داشتی‌ش

526
00:46:22,822 --> 00:46:26,493
‫بی‌شک بعد از سفر دور و درازش
‫داره استراحت می‌کنه

527
00:46:33,791 --> 00:46:36,336
‫تو هم به‌نظر حال و وضع‌ـت خوب نمیاد

528
00:46:42,842 --> 00:46:45,637
‫می‌دونی مورین، مشکلی که توی...

529
00:46:45,720 --> 00:46:48,223
‫دائما در حال رفت و آمد بودن هست

530
00:46:48,306 --> 00:46:50,266
‫اینه که وقتی ناینیو یه شاگرد بشه..

531
00:46:50,350 --> 00:46:52,644
‫و با توجه به سوءظن آزاردهنده‌ش

532
00:46:52,727 --> 00:46:56,773
‫نسبت به آی سدای‌ها،
‫یه شاگرد می‌شه

533
00:46:56,856 --> 00:47:00,151
‫تو دیگه این‌جا نیستی که آموزش‌ـش بدی

534
00:47:01,903 --> 00:47:03,446
‫یه دختر با موهبت ذاتی‌ش

535
00:47:03,530 --> 00:47:05,114
‫و عدم کنترل باید آموزش داده بشه

536
00:47:05,198 --> 00:47:07,116
‫و فکر می‌کنی که مسلکِ قرمز رو انتخاب می‌کنه؟

537
00:47:07,200 --> 00:47:08,910
‫فرزانهٔ دو رود

538
00:47:08,993 --> 00:47:10,870
‫که بعد از اولین احضار قدرتش
‫مرده رو زنده کرد؟

539
00:47:10,954 --> 00:47:13,289
‫هوم. خواهران زردمون
‫خودشون رو به آب و آتیش می‌زنن

540
00:47:13,373 --> 00:47:14,916
‫که دست‌شون بهش برسه،
‫درسته

541
00:47:14,999 --> 00:47:16,751
‫هوم

542
00:47:17,919 --> 00:47:20,463
‫ولی یه عزم راسخ خاصی داره

543
00:47:20,547 --> 00:47:22,924
‫که نمی‌تونه مخفی‌ش کنه

544
00:47:23,967 --> 00:47:25,885
‫یه حسی که دنیا جای بهتری می‌شد

545
00:47:25,969 --> 00:47:28,680
‫اگه همه تابع قوانین بودن

546
00:47:28,763 --> 00:47:30,515
‫قوانین اون

547
00:47:31,558 --> 00:47:32,958
‫البته یه‌ چیزی‌ش که با تو مشترک نیست

548
00:47:33,017 --> 00:47:35,645
‫این خصلتِ حقیر شمردن مرداست

549
00:47:35,728 --> 00:47:38,231
‫پس بهت پیشنهاد می‌کنم یه جا دیگه
‫دنبال تغییر و تحول باشی

550
00:47:48,700 --> 00:47:50,910
‫معدود افرادی هستن که برای

551
00:47:50,994 --> 00:47:53,079
‫دور کردن «طرد شدگان» پیش‌کشی میارن

552
00:47:54,122 --> 00:47:56,624
‫اینا مال مادرم بودن

553
00:47:56,708 --> 00:48:00,503
‫تنها چیزی که وقتی مرد تو خونه‌ش موند

554
00:48:00,587 --> 00:48:03,506
‫و می‌خوای کی رو دور کنی؟

555
00:48:03,590 --> 00:48:07,176
‫ایشامیل...

556
00:48:07,260 --> 00:48:09,053
‫پدرِ دروغ

557
00:48:10,555 --> 00:48:12,807
‫الان باید فکرم باز باشه

558
00:48:12,890 --> 00:48:14,892
‫باید حقیقت رو ببینم

559
00:48:18,062 --> 00:48:19,981
‫به این چیزا باور داری؟

560
00:48:20,064 --> 00:48:22,942
‫فکر می‌کنی هنوز می‌تونن
‫به دنیای ما دسترسی داشته باشن؟

561
00:48:23,026 --> 00:48:25,903
‫طرد شدگان روح‌ـشون رو به ارباب تاریکی فروختن،

562
00:48:25,987 --> 00:48:28,114
‫به‌ازای جاودانگی

563
00:48:29,449 --> 00:48:31,868
‫حتی با این‌که آخرین اژدها
‫محبوس‌شون کرده بود...

564
00:48:33,137 --> 00:48:36,015
‫- جاودانگی خیلی طولانیه
‫- هوم

565
00:48:36,623 --> 00:48:38,458
‫خیلی طولانی

566
00:48:43,171 --> 00:48:45,506
‫ببین

567
00:48:45,590 --> 00:48:47,592
‫بسه دیگه

568
00:48:48,718 --> 00:48:51,137
‫تا فردا صبح کنارت می‌مونم

569
00:48:54,474 --> 00:48:56,934
‫به‌نظرت استپین پیشنهادت رو قبول می‌کنه؟

570
00:48:57,977 --> 00:48:59,729
‫نمی‌دونم

571
00:49:01,230 --> 00:49:03,524
‫وقتی یه محافظ آی سدای‌ش رو
‫از دست می‌ده

572
00:49:03,608 --> 00:49:06,069
‫دردش خیلی عمیقه

573
00:49:06,152 --> 00:49:09,822
‫تقریباً انگار مرگ‌ش رو بلعیده

574
00:49:15,411 --> 00:49:18,414
‫یه‌جا خوندم که یه راهی واسه
‫جدا کردن پیوند هستن

575
00:49:19,874 --> 00:49:21,709
‫عه

576
00:49:24,045 --> 00:49:26,339
‫ببین خواهر

577
00:49:26,422 --> 00:49:28,132
‫این‌کارو نکن

578
00:49:28,216 --> 00:49:31,344
‫لن هیچ مشکلی نداره

579
00:49:33,221 --> 00:49:36,641
‫ولی خب مدت زیادی رو با ما خواهی بود

580
00:49:41,604 --> 00:49:44,399
‫این همه سال بیرون از این‌جا
‫چکار می‌کردی؟

581
00:49:46,859 --> 00:49:49,153
‫مگه این‌که عادت کرده باشی

582
00:49:49,237 --> 00:49:51,155
‫که از این‌جا به عنوان غذاخوری استفاده کنی

583
00:49:51,239 --> 00:49:53,991
‫ و گرنه فرض رو بر این می‌گیرم که
‫اومدنت دلیلی داشته

584
00:49:55,702 --> 00:49:59,247
‫شنیدم که امرلین داره از کامیلین برمی‌گرده

585
00:49:59,330 --> 00:50:01,874
‫ما رو به تالار احضار کرده

586
00:50:01,958 --> 00:50:03,960
‫که در مورد لوگین جواب پس بدیم

587
00:50:05,795 --> 00:50:08,548
‫دنبال انتقامه،
‫می‌خواد یکی رو سرزنش کنه

588
00:50:09,590 --> 00:50:12,260
‫سوان سانچه ممکنه خیلی کارا بکنه...

589
00:50:12,343 --> 00:50:15,763
‫ولی هیچ‌وقت بدون هیچ دلیلی
‫به خواهری حمله و انتقاد نکرده

590
00:50:17,390 --> 00:50:22,270
‫مورین، اینجا دیگه شبیه جایی که
‫اون‌موقع بودی نیست

591
00:50:22,353 --> 00:50:27,525
‫تو از معدود خواهرانی هستی که
‫به اندازهٔ به‌ چالش‌ کشیدن‌ش قوی هستی

592
00:50:27,608 --> 00:50:29,944
‫ولی هیچ فکر و خیالی
‫واسه تخت پادشاهی ندارم

593
00:50:30,027 --> 00:50:31,904
‫از اول‌ هم نداشتم

594
00:50:31,988 --> 00:50:36,534
‫هیچ‌کس سر در نمیاره برنامه‌ت چیه

595
00:50:37,577 --> 00:50:40,121
‫قدرت لیاندرین داره زیاد می‌شه

596
00:50:40,204 --> 00:50:42,665
‫رفته رفته خواهران بیشتری
‫ازش حرف‌شنوی می‌کنن

597
00:50:42,749 --> 00:50:44,876
‫نه فقط گروه قرمز‌ها

598
00:50:45,918 --> 00:50:47,962
‫فقط دارم می‌گم که

599
00:50:48,045 --> 00:50:50,173
‫نسبت به کسی که به‌ندرت توی برج بوده

600
00:50:50,256 --> 00:50:54,218
‫دو دشمن خیلی قدرتمند اینجا داری

601
00:50:55,553 --> 00:50:57,305
‫مراقب باش دوست من

602
00:51:00,057 --> 00:51:01,851
‫ممنون واسه هشدارت

603
00:51:12,779 --> 00:51:16,073
‫یه روزی دیگه باید در مورد رازهات
‫به یکی اعتماد کنی

604
00:51:16,157 --> 00:51:18,284
‫و گرنه از داخل تو رو می‌خورن

605
00:51:18,367 --> 00:51:21,662
‫و تو رو مثل همین اتاق،
‫خالی و پوچ باقی می‌ذارن

606
00:51:25,875 --> 00:51:27,668
‫شب به‌خیر مورین

607
00:51:56,989 --> 00:51:59,033
‫خب...

608
00:51:59,116 --> 00:52:02,119
‫شاید وقتی پیوندم با آلانا شکل بگیره...

609
00:52:02,203 --> 00:52:04,539
‫و پیوند و ارتباط اون رو

610
00:52:04,622 --> 00:52:07,875
‫با آیوان و مکسیم هم حس کنم، ولی...

611
00:52:07,959 --> 00:52:10,670
‫بازم..

612
00:52:10,753 --> 00:52:14,006
‫نمی‌دونم، آخه...

613
00:52:14,090 --> 00:52:16,717
‫تا حالا با یه مرد نبوده‌م

614
00:52:18,094 --> 00:52:19,679
‫دو تا مرد

615
00:52:19,762 --> 00:52:21,973
‫قطعاً دیگه با دو تا نبوده‌م

616
00:52:22,056 --> 00:52:25,059
‫ولی خب، هر چیزی باید
‫از یه جایی شروع بشه دیگه

617
00:52:25,142 --> 00:52:27,812
‫خب، تو...
‫فرض کردی که می‌خوانت

618
00:52:27,895 --> 00:52:29,272
‫چیِ من رو نخوان داشته باشن؟

619
00:52:29,355 --> 00:52:32,441
‫ها؟

620
00:52:37,989 --> 00:52:39,991
‫در مورد فرزانه بگو ببینم

621
00:52:41,242 --> 00:52:43,494
‫چیزی واسه گفتن نیست

622
00:52:43,578 --> 00:52:45,621
‫چون تو کلاً آدمی نیستی
‫که سفرهٔ دل‌ش رو باز کنه

623
00:52:45,705 --> 00:52:47,665
‫ولی خب چشم که دارم

624
00:52:49,208 --> 00:52:51,502
‫اون برای اولین بار
‫از قدرت واحد استفاده کرد

625
00:52:51,586 --> 00:52:52,920
‫که جون تو رو نجات بده

626
00:52:53,004 --> 00:52:54,964
‫و از اون‌موقع به‌ندرت باهام حرف زده

627
00:52:55,047 --> 00:52:58,009
‫سمجه.
‫کاملاً آگاهه که چی می‌خواد

628
00:53:00,094 --> 00:53:02,471
‫می‌دونه که داره عاشق‌ـت می‌شه

629
00:53:02,555 --> 00:53:04,557
‫واسه‌ش گرون تموم می‌شه

630
00:53:04,640 --> 00:53:07,101
‫عشق معمولاً بهای سنگینی داره

631
00:53:07,184 --> 00:53:11,439
‫با این‌حال، اجازه می‌دیم اتفاق بیفته

632
00:53:11,522 --> 00:53:13,941
‫و گرنه این زندگی غیرقابل تحمل می‌شه

633
00:53:16,068 --> 00:53:18,070
‫خب، قدرت تحمل‌م خیلی زیاده

634
00:53:20,698 --> 00:53:22,408
‫می‌دونم

635
00:56:04,918 --> 00:56:06,405
‫ایلن ماندراگورن

636
00:56:18,459 --> 00:56:20,127
‫دستت رو بذار رو بدن‌ـش

637
00:56:29,428 --> 00:56:31,847
‫ما را از اندوه‌مان نجات بده

638
00:58:07,638 --> 00:58:16,648
:تـــرجـــمـــه
« ســـــروش و وحـیـد فرحناکی »
<font color=#0ec5c5>:.:.: Night_Walker77 & SuRouSH_AbG :.:.:</font>

639
00:58:17,039 --> 00:58:27,039
<font color=#ff8000>« ارائه‌ای از وب‌سایت بیاتوموویز »</font>
:.: Bia2Movies.bid :.:

