﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:02,487
"ما بايد پسرمون رو بعنوان "پرنس ولز
.منصوب كنيم

2
00:00:02,662 --> 00:00:05,314
با اينكار براي صاحب بعدي تخت
.سوالي نميمونه

3
00:00:05,523 --> 00:00:07,703
پرنس ريچارد" بايد مخفيانه به"
.فلاندرز" فرار كنه"

4
00:00:07,801 --> 00:00:10,120
ما بايد پسري پيدا كنيم كه
.خيلي شبيه تو باشه

5
00:00:10,121 --> 00:00:12,040
،فقط زنده بودنشون
.براي ما تهديد ايجاد ميكنه

6
00:00:12,041 --> 00:00:13,680
دلتون ميخواست اونا كشته بشن؟

7
00:00:13,681 --> 00:00:15,120
.بله ميخواست

8
00:00:15,121 --> 00:00:18,160
اين نقشه تو براي بردن پسرت
.روي تخت انگلستانه

9
00:00:18,161 --> 00:00:21,720
،اگر پرنس ها بميرن
.اونوقت پسرت دو پله نزديكتر ميشه

10
00:00:21,721 --> 00:00:24,040
.واضحه كه نفرات بايد اونارو بكشن

11
00:00:24,041 --> 00:00:27,440
ادوارد"؟ اونا رفتن. انگار"
.غيبشون زده

12
00:00:27,441 --> 00:00:31,960
.من نميدونم ممكنه چكاري كرده باشم
اگر دو پسر كوچيك رو كشته باشم چي؟

13
00:00:31,961 --> 00:00:34,600
،هركسيكه اولين پسر ما رو گرفته باشه

14
00:00:34,601 --> 00:00:40,280
تو هم اولين پسر اونو ميگيري و
.همچنين نواده هاشو

15
00:00:40,281 --> 00:00:42,520
.دختراي بزرگتر به قصر ميان

16
00:00:42,521 --> 00:00:45,320
"من ميخوام "پرنسس اليزابت
.نزديك خودم باشه

17
00:00:45,321 --> 00:00:48,360
تو چيكار داري ميكني؟
!اونا جادوگر هستن

18
00:00:48,361 --> 00:00:51,080
هنري" بايد با ازدواج عاقلانه اعداي"
.خودشو نيرومندتر كنه

19
00:00:51,081 --> 00:00:54,520
."پرنسس اليزابت" -
...ليدي مارگارت" ميگن چنين ازدواجي ميتونه" -

20
00:00:54,521 --> 00:00:57,280
"اتحاد بين خاندان "يورك" و "لنكستر...
.ايجاد كنه و پاياني براي اين جنگها باشه

21
00:00:57,281 --> 00:00:58,880
."هنري" و "جاسپر عزيز"

22
00:00:58,881 --> 00:01:01,920
.ما بايد آماده بشيم
.فكر ميكنم زمان ما رسيده باشه

23
00:01:01,921 --> 00:01:04,320
اون يك ارتش براي خودش داره
.و اونو بهدر نميده

24
00:01:04,321 --> 00:01:07,040
خوب، يعني ديگه لازم نيست با
تودور" ازدواج كنم؟"

25
00:01:07,041 --> 00:01:10,200
من براي "ليدي مارگارت" نوشتم كه
.نامزدي تو هنوز پابرجاست

26
00:01:10,201 --> 00:01:11,880
!من با اون ازدواج نميكنم، مادر

27
00:01:11,881 --> 00:01:13,676
.طالع من كس ديگه اي رو برام ميفرسته

28
00:01:13,917 --> 00:01:23,677
تيم ترجمه ي  <"font color="#006633>
سايت  Ariamovie.ir
تقديم مي كند

29
00:01:40,598 --> 00:01:50,678
ترجمه و زيرنويس:رضـــاپـــاد
rezapad@gmail.com

30
00:02:36,801 --> 00:02:39,720
،داري نامه مسرت بخش مينويسي
مارگارت"؟"

31
00:02:39,721 --> 00:02:41,240
.نه

32
00:02:41,241 --> 00:02:44,440
دارم براي "هنري" مينويسم بايد تا ميتونه
...سريعتر دوباره سفر درياييش رو شروع كنه

33
00:02:44,441 --> 00:02:46,080
.و تختي كه حقشه بگيره...

34
00:02:46,081 --> 00:02:50,240
تو فكر نميكني كه خداوند بر عليه
...تو حكم صادر ميكنه كه

35
00:02:50,241 --> 00:02:54,240
هنري" رو پادشاهي كنه كه در بريتانيا"...
گير افتاده و تو رو هم اينجا حبس نگه داره؟

36
00:02:54,241 --> 00:02:56,960
.اين تو بودي كه باعث شكست ما شدي

37
00:02:56,961 --> 00:02:59,161
.تو و اون جادوگر

38
00:03:00,641 --> 00:03:04,880
خيلي شانس داره كه نامزدي دختر حرومزادشو
.با "هنري" لغو نكردم

39
00:03:04,881 --> 00:03:08,160
تنها چيزيكه منو تسلي ميده اينه
..."كه "اليزابت

40
00:03:08,161 --> 00:03:12,161
.هنوز در توي اون كليساي تاريك يك زندانيه -
.نه نيست -

41
00:03:15,801 --> 00:03:19,000
ريچارد باهاش به توافق رسيد
.و اون آزاد شد

42
00:03:19,001 --> 00:03:22,160
.دختراي بزرگش هم به قصر ميرن

43
00:03:22,161 --> 00:03:24,161
به تو و پسرت هم اعتنايي
.نشون داده نشد

44
00:03:25,801 --> 00:03:32,340
"خداوند...در نتيجه "يورك" و "ريورز
.رو انتخاب كرده

45
00:03:32,351 --> 00:03:33,681
لندن 1485

46
00:03:33,721 --> 00:03:36,720
!"مارگارت". "مارگارت"! "تدي"

47
00:03:36,721 --> 00:03:40,521
ادوارد"، لباسات كو؟" -
.گرممه -

48
00:03:42,361 --> 00:03:45,080
.تو داري ميسوزي
.فورا بايد بري تو رختخوابت

49
00:03:45,081 --> 00:03:47,081
.نه! مادر، خواهش ميكنم! داريم بازي ميكنيم -
آن"؟" -

50
00:03:49,321 --> 00:03:52,361
.ادوارد" دوباره تب داره"
.فقط بخاطر دويدنشه -

51
00:04:02,481 --> 00:04:06,600
جاسوسام گفتن "هنري تودور" خودشو
...بعنوان پادشاه انگلستان اعلام كرده و

52
00:04:06,601 --> 00:04:09,760
خبر نامزدي خودش رو با...
.پرنسس اليزابت" منتشر كرده"

53
00:04:09,761 --> 00:04:12,000
!اون پرنسس نيست

54
00:04:12,001 --> 00:04:16,320
،"اون ادعا ميكنه كه با "پرنسس اليزابت
...اتحادي بين "يورك" و "لنكستر" بوجود مياد و

55
00:04:16,321 --> 00:04:18,480
.باعث پايان اين جنگها ميشه...

56
00:04:18,481 --> 00:04:21,000
...اگر من بخاطر اون در قصر رنج بكشم

57
00:04:21,001 --> 00:04:23,960
اونوقت ما بايد اونو با اسمي كه...
-شايسته اونه صدا بزنيم

58
00:04:23,961 --> 00:04:25,681
!اليزابت" دختر حرامزاده"

59
00:04:29,161 --> 00:04:32,000
ناپديد شدن پرنس ها "هنري" گستاخ تر
...كرده و

60
00:04:32,001 --> 00:04:35,361
حالا اون در اولين فرصتي كه...
.بتونه حمله ميكنه

61
00:04:40,721 --> 00:04:42,401
.علياحضرت

62
00:04:46,121 --> 00:04:48,121
!"ادوارد". "ادوارد"

63
00:04:51,001 --> 00:04:52,520
.بيا. بيا

64
00:04:52,521 --> 00:04:54,200
.اون هنوز خيلي داغه

65
00:04:54,201 --> 00:04:57,800
چند وقته "ادوارد" اين وضع رو داره؟  -
.دومين باره كه تب ميكنه -

66
00:04:57,801 --> 00:04:59,681
!پدر! پدر

67
00:05:03,241 --> 00:05:04,841
.آروم باش، آروم

68
00:05:34,241 --> 00:05:35,801
."بانو "اليزابت

69
00:05:39,081 --> 00:05:41,720
."سسيلي"

70
00:05:41,721 --> 00:05:44,561
شما ميبينيد براي خدمت كردن من ملكه
.سخت گيري نيستم

71
00:05:46,921 --> 00:05:49,001
.برعكس كساني كه قبل از من بودن

72
00:07:04,361 --> 00:07:06,041
اين چه كاريه ميكنه؟

73
00:07:48,441 --> 00:07:51,520
قصد نداري بهم بگي چي تو رو
انقدر سر حال كرده؟

74
00:07:51,521 --> 00:07:55,561
.اصلا نميتوني احتمال بدي
.اين خيلي... باحاله

75
00:07:57,321 --> 00:08:02,440
خدا شكر ميكنم كه به لذايذ دنيوي دل نبستم يا
.اينكه براي خوردن تمام شرابهام ازت رنجيده نشدم

76
00:08:02,441 --> 00:08:05,721
اين سخاوت صميمانه تو باعث ميشه
!زود زود بخورم

77
00:08:08,721 --> 00:08:10,601
در مورد مبارزات "هنريه"، نه؟

78
00:08:12,321 --> 00:08:13,841
!مبارزات؟

79
00:08:17,841 --> 00:08:20,800
بنظر مياد با وجود اينكه پسرت قوم
...و خويشي با "ريورز" رو از دست داده پس اون

80
00:08:20,801 --> 00:08:23,960
شايد بهتر باشه با يك دختر تپل...
.روستايي تو بريتانيا اقامت كنه

81
00:08:23,961 --> 00:08:25,560
منظورت چيه كه از دست داده؟

82
00:08:25,561 --> 00:08:29,040
"چونكه اونا فقط با ازدواجش با "پرنسس اليزابت
.اونو برميگردونن

83
00:08:29,041 --> 00:08:32,040
.و... حالا اون يه عاشق داره

84
00:08:32,041 --> 00:08:34,600
!يه عاشق

85
00:08:34,601 --> 00:08:38,601
يه پيشخدمت لكه دار؟
.هيچ نجيب زاده اي حاضر نميشه با اون ازدواج كنه

86
00:08:41,121 --> 00:08:42,961
اين احمق كي هست؟

87
00:08:44,441 --> 00:08:46,321
."شاه ريچارد"

88
00:08:53,401 --> 00:08:56,800
!اون عموي اونه

89
00:08:56,801 --> 00:09:00,000
!و اون زن داره -
،با زني كه نازاست و يك پسر كم بنيه بهش داده -

90
00:09:00,001 --> 00:09:03,120
اما خدا ميدونه اين شكار جديد ميتونه
،بارور باشه

91
00:09:03,121 --> 00:09:06,681
با قضاوت در مورد توانايي مادرش در
.ازدواج با تختخواب انگلستان

92
00:09:08,281 --> 00:09:11,000
!اون قصد ازدواج با اونو نداره

93
00:09:11,001 --> 00:09:14,720
اون قصد داره اونو مثل يك فاحشه
!بي آبرو كنه كه باعث تحقيري پسر من بشه

94
00:09:14,721 --> 00:09:18,760
"من فكر نميكنم. بنظر من رسيد كه "ريچاد
.واقعا عاشق اونه

95
00:09:18,761 --> 00:09:21,400
خوب، پس تو هم به اندازه اون دختر
.بدجنس احمقي

96
00:09:21,401 --> 00:09:23,960
دختره به احساسات اون جوابي داده؟

97
00:09:23,961 --> 00:09:27,640
.دخترك عاشق اونه، هم روحا و هم بدنا

98
00:09:27,641 --> 00:09:30,960
!اوه! خوب پس اون يك فاحشه واقعيه
بهرحال چرا اين باعث تعجبم شد؟

99
00:09:30,961 --> 00:09:33,001
.من اشتهامو از دست دادم

100
00:09:46,921 --> 00:09:50,080
!بريد! بريد

101
00:09:50,081 --> 00:09:51,801
!برو بيرون

102
00:10:06,881 --> 00:10:09,440
"من ميخوام دختراي ريورز
.اينجا رو ترك كنن

103
00:10:09,441 --> 00:10:11,880
.من نميخوام اينجا باشن

104
00:10:11,881 --> 00:10:15,120
."اونا نديمه هاي تو هستن، "آن
چرا انقدر با اونا ضدي؟

105
00:10:15,121 --> 00:10:18,000
!دليلش اينه كه پسر من مريضه

106
00:10:18,001 --> 00:10:22,800
تو خودت گفتي اون و مادرش هركسيكه
.پرنس ها رو كشته نفرين كردن

107
00:10:22,801 --> 00:10:27,400
ما در مورد هر سرنوشتي كه اون پسرا
!بسرشون اومده گناهكار نيستيم

108
00:10:27,401 --> 00:10:29,920
اما اگر بوديم چي؟

109
00:10:29,921 --> 00:10:33,640
اتفاقي، فقط بخاطر اينكه اونارو
!توي برج گذاشتيم

110
00:10:33,641 --> 00:10:36,801
اگه كسي فكر كرده ما اينو ميخواهيم؟ -
!ما چيزي نخواستيم -

111
00:10:41,441 --> 00:10:43,441
."آن"

112
00:10:44,721 --> 00:10:48,841
.ميدونم تو فكر ميكني من خواهان برادرزادم هستم

113
00:10:52,521 --> 00:10:56,880
اما حقيقت اينه كه... اون با
.هنري تودور" نامزد كرده"

114
00:10:56,881 --> 00:11:00,921
پس كي احمقه اگه من با اون بخوابم؟
اگر مردم فكر كنن من باهاش ميخوابم؟

115
00:11:02,641 --> 00:11:07,480
تمام دنيا ميبينن كه اون فقط با
،"منه نه با "تودور

116
00:11:07,481 --> 00:11:11,360
و تمام مردانيكه براي عشق به پدر اون
...بخاطرش ميجنگن

117
00:11:11,361 --> 00:11:14,000
...به صف من ميپيوندن

118
00:11:14,001 --> 00:11:16,280
."نه به صفوف "تودور...

119
00:11:16,281 --> 00:11:21,441
،"پس فقط بخاطر پيروزي خودت در مقابل "تودور
منو رسوا ميكني؟

120
00:11:22,921 --> 00:11:24,801
...براي پيروزي يك جنگ در مقابل اون

121
00:11:28,401 --> 00:11:30,721
.با هر برگي كه لازم باشه بازي ميكنم

122
00:11:33,721 --> 00:11:35,920
تعداد نفرات ما در شمال"
"در چه وضعيه؟

123
00:11:35,921 --> 00:11:37,720
.تعدادمون زياده

124
00:11:37,721 --> 00:11:40,840
به اندازه كافي وفادار هستن كه
ما رو قدرتمند كنن؟

125
00:11:40,841 --> 00:11:42,521
.البته كه، جناب لرد

126
00:11:49,601 --> 00:11:51,880
پرنسس اليزابت"؟"

127
00:11:51,881 --> 00:11:53,841
ممكنه با شما براي صرف شام قدم بزنم؟

128
00:12:08,001 --> 00:12:11,241
علياحضرت؟ اين افتخار رو به من ميديد؟

129
00:12:14,361 --> 00:12:16,240
!"بانوي من! بانوي من "آن

130
00:12:16,241 --> 00:12:18,920
مارگارت"؟ چي شده؟" -
.اون گفت گرمشه -

131
00:12:18,921 --> 00:12:21,760
اما ما داشتيم بازي ميكرديم
.و بعد من خوابم برد

132
00:12:21,761 --> 00:12:23,321
!"آه، نه! نه! "ريچارد

133
00:12:41,921 --> 00:12:43,561
."اوه، كوچولوي من! "ادوارد"! "ادوارد

134
00:12:45,041 --> 00:12:49,120
.ادروارد"؟ جائيت درد ميكنه؟ بهم بگو"

135
00:12:49,121 --> 00:12:52,201
!بهش كمك كن، "ريچارد"! كمكش كن -
!نميدونم چطوري كمكش كنم -

136
00:12:53,761 --> 00:12:55,881
!ريچارد"، نجاتش بده! لطفا! كمكش كن"

137
00:13:00,481 --> 00:13:02,041
.پسرم

138
00:13:03,041 --> 00:13:05,081
!بهت امر ميكنم نفس بكشي

139
00:13:07,761 --> 00:13:10,161
من پادشاه هستم
!و تو براي من نفس ميكشي

140
00:13:12,801 --> 00:13:14,641
!"ادوارد"

141
00:13:18,041 --> 00:13:19,601
!پسرم

142
00:13:50,641 --> 00:13:53,481
!آه، خدايا! پسرم

143
00:13:54,801 --> 00:13:56,560
!ادوارد" من"

144
00:13:56,561 --> 00:13:58,361
آن"؟"

145
00:14:16,761 --> 00:14:18,281
عمو "ريچارد"؟

146
00:14:43,481 --> 00:14:47,601
.ليدي "آن"، خواهش ميكنم
.لطفا، اجازه بديد كمكتون كنم

147
00:14:54,641 --> 00:14:56,481
.پدرم تو ميدون جنگ

148
00:14:58,281 --> 00:14:59,881
.ايزي" بدست مسموم كنند اون"

149
00:15:02,161 --> 00:15:05,160
.بچه من با نفرين اون

150
00:15:05,161 --> 00:15:06,680
.آن"، خواهش ميكنم"

151
00:15:06,681 --> 00:15:09,400
.با يك نفرين جادوگر همه اينا ميتونه بشه

152
00:15:09,401 --> 00:15:12,760
وقتي كه ضعيف بودنش از پسربچگيش
.پشت سر اون بود

153
00:15:12,761 --> 00:15:15,841
.آن"، من به تو احتياج دارم، خواهش ميكنم"

154
00:15:28,681 --> 00:15:30,401
.پسرم رفت

155
00:15:35,841 --> 00:15:37,760
.پس بايد يكي ديگه بياريم

156
00:15:37,761 --> 00:15:40,041
 سعي كردن بعد از 10 سال كامل؟

157
00:15:42,001 --> 00:15:45,201
.لمس كردن من هيچ مفهومي نداره
.هيچ مفهومي

158
00:15:56,361 --> 00:15:58,721
حتي براي عشق؟

159
00:16:01,401 --> 00:16:03,281
.تو عاشق من نيستي

160
00:16:05,761 --> 00:16:09,560
حتي در مراسم تدفين پسرمون
.تو پيش اون رفتي

161
00:16:09,561 --> 00:16:12,600
.اون اومد پيش من چون تو نيومدي

162
00:16:12,601 --> 00:16:16,280
...تو اون دو پسرو كشتي
.و به من دروغ گفتي

163
00:16:16,281 --> 00:16:18,161
.اين گواه اونه

164
00:16:20,201 --> 00:16:21,241
...من

165
00:16:23,041 --> 00:16:24,441
.من نكردم

166
00:16:54,241 --> 00:16:57,000
."به دخترم "اليزابت"

167
00:16:57,001 --> 00:17:00,441
من خبر مرگ "پرنس ادوارد" رو شنيدم"
.و اين منو رنجيده كرد

168
00:17:02,721 --> 00:17:05,121
آيا فكر نيكني اين كار"
نفرين ما بوده؟

169
00:17:13,641 --> 00:17:16,000
ميدونم تو نميخواهي با"
،هنري تودور" ازدواج كني"

170
00:17:16,001 --> 00:17:19,120
"اما اون ديگه مياد حالا "ريچارد"
.وارثي هم نداره

171
00:17:19,121 --> 00:17:21,520
،و اگر ريچارد قاتل پسراي نا باشه"

172
00:17:21,521 --> 00:17:23,201
".ما نميتونيم در كنار اون باشيم"

173
00:17:33,281 --> 00:17:34,961
.من عاشق شما هستم

174
00:18:05,881 --> 00:18:07,641
!مادر

175
00:18:17,241 --> 00:18:19,160
قصر ازتون خوب مهمان نوازي ميكنه؟

176
00:18:19,161 --> 00:18:23,360
اون گردنبند به اندازه مال من كه
.ملكه بودم با شكوهه

177
00:18:23,361 --> 00:18:25,400
.قصر خيلي خوب از اون مهمان نوازي ميكنه

178
00:18:25,401 --> 00:18:29,240
."ساكت باش... "سسيلي

179
00:18:29,241 --> 00:18:33,240
حال عموت چطوره، پادشاه؟
هنوز غصه داره؟

180
00:18:33,241 --> 00:18:35,840
.اون يكم به آسايش رسيده

181
00:18:35,841 --> 00:18:37,920
مگه نه، "ليزي"؟ -
.ديگه كافيه -

182
00:18:37,921 --> 00:18:40,360
.توماس" كوچولوها رو ببر"
.سسيلي" تو هم همينطور"

183
00:18:40,361 --> 00:18:43,441
...مادر -
.ميخوام شخصا با "اليزابت" صحبت كنم -

184
00:18:55,121 --> 00:18:57,520
خوب؟

185
00:18:57,521 --> 00:18:59,680
موضوع "ريچارده"؟

186
00:18:59,681 --> 00:19:01,801
بين شما چه اتفاقي افتاد؟

187
00:19:05,321 --> 00:19:07,400
...مادر، اون

188
00:19:07,401 --> 00:19:11,121
اون يه ستمگر نيست كه مردم فكر
.ميكنن. اون شگفت انگيزه

189
00:19:13,001 --> 00:19:18,041
"و "ملكه آن" حال خوبي نداره و "ريچارد
.براي انگلستان به يك وارث نياز داره

190
00:19:20,161 --> 00:19:24,160
اون ازم پرسيد آيا فكر ميكنم كه ممكنه
.پسراي ما دزديده شده باشن

191
00:19:24,161 --> 00:19:27,560
...چونكه اونوقت -
"تو اجازه نداري در مورد برادرت "ريچارد -
!چيزي به اون بگي

192
00:19:27,561 --> 00:19:29,961
.تو در موردش بهم قول دادي -
.البته كه نميگم -

193
00:19:31,401 --> 00:19:33,720
.اما اون اونارو نكشته

194
00:19:33,721 --> 00:19:36,440
مادر، اون در اين مورد
.هيچكاري نكرده

195
00:19:36,441 --> 00:19:38,081
.من از اين مطمئنم

196
00:19:41,841 --> 00:19:44,440
...خوب اين چقدر پيش رفته
بين شما دو تا؟

197
00:19:44,441 --> 00:19:46,601
ميشه اينو بعنوان غيبت كردن بهم بگي؟

198
00:19:49,681 --> 00:19:52,760
.اون گفت كه دوستم داره

199
00:19:52,761 --> 00:19:58,161
گفت ميخواد "آن" رو ترك كنه و
.با من ازدواج كنه

200
00:20:00,761 --> 00:20:05,080
و اگر اينكارو بكنه... من ملكه
.انگلستان ميشم

201
00:20:05,081 --> 00:20:07,041
.خوب

202
00:20:14,241 --> 00:20:15,520
،هنري و جاسپر عزيز"

203
00:20:15,521 --> 00:20:18,080
درحاليكه تحت نظر هستم نوشتن براي"
،شما برام مشكله

204
00:20:18,081 --> 00:20:19,720
.اما همه چيز اينجا تغيير كرده"

205
00:20:19,721 --> 00:20:23,321
پسر "ريچارد" مرد و اون"
.ديگه وارثي نداره

206
00:20:27,881 --> 00:20:31,601
تو بايد ارتشت خودت حاضر كني و"
.آماده دريانوردي از فرانسه بشي

207
00:20:35,641 --> 00:20:39,760
قبل از اينكه اون صاحب پسر ديگه اي بشه"
.همين حالا بايد "ريچارد" رو بكشي

208
00:20:39,761 --> 00:20:42,841
"بدين وسيله سلسله "يورك"
".به پايان ميرسه... براي هميشه

209
00:20:44,441 --> 00:20:47,400
وقتي "چارلز" گفت كه ما ميتونيم از
،زندانش يك ارتش جمع كنيم

210
00:20:47,401 --> 00:20:50,520
اميد داشتم محصولي بهتر از
!اين جمع كنيم

211
00:20:50,521 --> 00:20:53,840
."اينو درستش ميكنيم، "هنري

212
00:20:53,841 --> 00:20:55,681
باشه؟

213
00:21:26,601 --> 00:21:32,040
.فرانسه در كنار "تودور" قرار گرفته
.اونا بهش يك ارتش دادن

214
00:21:32,041 --> 00:21:35,801
.اينكار تموم نشده. من بايد آماده بشم

215
00:21:45,961 --> 00:21:47,881
.اين ابريشم خيلي قشنگه

216
00:21:49,041 --> 00:21:51,521
.اين برازنده برادرزاده مون "اليزابت" ميشد

217
00:21:52,801 --> 00:21:55,600
منظورت اينكه كه ما رو با تشابه
لباس مقايسه ميكني؟

218
00:21:55,601 --> 00:22:00,320
.آن"، تو دليلي كه بايد اينكارو بكنم ميدوني" -
ميدونم، "ريچارد"؟ واقعا؟ -

219
00:22:00,321 --> 00:22:03,720
.عشق من... تو حالت خوب نيست

220
00:22:03,721 --> 00:22:05,880
.بايد به رختخوابت بري

221
00:22:05,881 --> 00:22:09,481
.ميگن ميخواي منو كنار بذاري و با اون ازدواج كني -
اينو كي بهت گفت؟ -

222
00:22:15,281 --> 00:22:17,881
.تودور" همين پائيز حمله ميكنه"

223
00:22:20,201 --> 00:22:23,321
"من بايد خويشاوندي "يورك" و "ريورز
.از اون قطع كنم

224
00:22:26,081 --> 00:22:30,920
مواظب باش خويشاوندي "نويل" رو
.از خودت قطع نكني

225
00:22:30,921 --> 00:22:34,120
.من دختر "شاه ساز" هستم

226
00:22:34,121 --> 00:22:38,520
و خيلي ها در شما بخاطر دوست
.داشتن من دنبال تو ميان

227
00:22:38,521 --> 00:22:41,481
اگر فكر كنن كه منو شرمسار كردي
.بر عليه تو ميشن

228
00:22:44,121 --> 00:22:45,601
.اينو ميدونم

229
00:23:20,041 --> 00:23:21,960
.به همسرم "

230
00:23:21,961 --> 00:23:24,160
پرنسس "يورك" به قصر"
،حكمراني ميكنه

231
00:23:24,161 --> 00:23:27,040
بغير از بيشتر بخشهايي كه "ريچارد" داره"
...برادرزاده شو گول ميزنه بيان كردي

232
00:23:27,041 --> 00:23:30,161
"عمدا براي نشان دادن پسرت "هنري"
.بعنوان يك بي غيرت درماندست

233
00:23:32,601 --> 00:23:35,200
اون يك مايه تمسخر شده و"
...حالا هيچكس باور نميكنه

234
00:23:35,201 --> 00:23:37,841
"اون بتونه خاندان "يورك" و "لنكستر..."
.رو متحد كنه

235
00:23:40,481 --> 00:23:43,200
بهم بگو، آيا سلاح هاي ديگه اي در"
...،انبار مهماتش داره

236
00:23:43,201 --> 00:23:45,480
يا بايد تو رو با لباس سفيد..."
بيرون ببريم

237
00:23:45,481 --> 00:23:50,121
و با زانوهاي مقدست جلوي پادشاه به"
 "خاك بيافتي و التماس بخشش كني؟

238
00:24:07,121 --> 00:24:09,000
.من پيروز شدم

239
00:24:09,001 --> 00:24:11,880
.پيوند "يورك" تماما با من شد

240
00:24:11,881 --> 00:24:19,200
بنابراين "تودور" براي بزرگ كردن ارتش متشكل
.از مجرمينش بايد فقط سراغ "لنكستر" بره

241
00:24:19,201 --> 00:24:21,720
.دختره كارشو انجام داد

242
00:24:21,721 --> 00:24:27,281
اما تو اونو تباه كردي و اونم مثل
.گوشت قيمه شده اينو ميدونه

243
00:24:31,361 --> 00:24:34,641
اگر خطر جسارت نزديك شدن به تخت رو
.داشته باشي بايد بهاشو پرداخت كني

244
00:24:36,521 --> 00:24:41,281
اون اينو ميدونه. من سخت جنگيدم تا
.پادشاه بشم

245
00:24:42,561 --> 00:24:44,561
.بخاطر "تودور" ازش دست نميكشم

246
00:24:45,721 --> 00:24:48,401
آرزو داشتم به عقب برگردم و
.هيچوقت ملكه نميشدم

247
00:24:54,961 --> 00:24:56,601
آن"؟"

248
00:25:27,441 --> 00:25:29,281
!نه

249
00:25:30,641 --> 00:25:32,361
!خواهش ميكنم

250
00:25:36,081 --> 00:25:38,401
آن"، چي شده؟"

251
00:25:51,201 --> 00:25:54,560
.ليدي آن". علياحضرت"

252
00:25:54,561 --> 00:25:56,401
."سر رابرت"

253
00:25:59,041 --> 00:26:04,200
"يكبار در مورد پسران "اليزابت
،چيزي از شما خواستم

254
00:26:04,201 --> 00:26:07,841
پرنس ها، و به شما گفتم كه
...ما به خطر ميافتيم

255
00:26:09,961 --> 00:26:12,201
.تا وقتيكه اونا بميرن

256
00:26:21,201 --> 00:26:23,441
."من دارم ميميرم، "سر رابرت

257
00:26:25,241 --> 00:26:28,761
.و بايد بدونم چي رو بايد اعتراف كنم

258
00:26:30,761 --> 00:26:32,721
آيا با حرف من حركتي انجام داديد؟

259
00:26:33,961 --> 00:26:35,841
آيت اون پسرها رو كشتيد؟

260
00:26:39,921 --> 00:26:41,441
.نه

261
00:26:44,641 --> 00:26:47,040
اونها نمردن؟

262
00:26:47,041 --> 00:26:48,961
.اينو نميدونم، علياحضرت

263
00:26:50,121 --> 00:26:53,441
ميتونم بهتون بگم كه اونها با
.نظر من كشته نشدند

264
00:26:56,601 --> 00:26:58,841
.پس وجدان من آسوده شد

265
00:27:00,041 --> 00:27:01,921
.همينطور مال من

266
00:27:35,761 --> 00:27:37,241
.مادر

267
00:27:43,361 --> 00:27:46,481
.دخترا، بياين تو

268
00:27:49,401 --> 00:27:52,401
يه چيز.. خيلي عجيب داره
.اتفاق ميافته

269
00:27:54,081 --> 00:27:56,481
!آه، خداي مقدس

270
00:27:57,561 --> 00:27:59,321
!من خدمتكار تو هستم

271
00:28:00,561 --> 00:28:02,041
!دارم يك الهام ميبينم

272
00:28:03,521 --> 00:28:06,600
،خوب، خدا منو هم داره صدا ميزنه
.چون منهم دارم ميبينم

273
00:28:06,601 --> 00:28:08,720
!اوه، اين يك علامته

274
00:28:08,721 --> 00:28:11,121
."اين علامت پايان سلطنت "يوركه

275
00:28:12,441 --> 00:28:15,600
خورشيد با عظمتش داره ظهور ميكنه

276
00:28:15,601 --> 00:28:18,361
و پادشاه جديد مثل يك اژدها
.داره مياد

277
00:28:28,201 --> 00:28:29,841
.پسرم بايد به دريا بزنه

278
00:28:30,881 --> 00:28:33,041
!وقت اومدنشه

279
00:28:37,881 --> 00:28:41,200
آن"، خورشيدو ديدي؟"

280
00:28:41,201 --> 00:28:44,240
!چقدر عجيب بود

281
00:28:44,241 --> 00:28:46,481
خواهرم اينجاست؟

282
00:28:48,361 --> 00:28:50,680
و پسرم "ادوارد"؟

283
00:28:50,681 --> 00:28:52,721
آن"؟"

284
00:29:02,121 --> 00:29:03,881
بانوي من، "آن"؟

285
00:29:13,961 --> 00:29:16,280
!آه

286
00:29:16,281 --> 00:29:18,561
!آه، خدايا

287
00:29:28,041 --> 00:29:30,640
ريچارد"؟"

288
00:29:30,641 --> 00:29:32,721
.اون قرار نبود بميره

289
00:29:34,601 --> 00:29:38,001
.نه حالا. هنوز نه

290
00:29:40,241 --> 00:29:42,801
شايد از يك قلب شكسته بخاطر
.من بوده

291
00:29:44,441 --> 00:29:46,920
.ريچارد"، تو نبايد"

292
00:29:46,921 --> 00:29:49,961
."من نميتونم با تو صحبت كنم، "اليزابت

293
00:29:52,441 --> 00:29:55,201
حرفهايي هست كه ميگن من اونو كشتم
.تا بتونم با تو ازدواج كنم

294
00:29:57,281 --> 00:29:58,961
!اما اين حقيقت نداره

295
00:30:02,121 --> 00:30:04,361
.ميگن من مسمومش كردم

296
00:30:08,321 --> 00:30:11,800
.تمام لردهاي شمال به "تودور" پيوستن

297
00:30:11,801 --> 00:30:16,400
و كشتي هاشون... دارن تو
،هارفلور" بارگيري ميكنن"

298
00:30:16,401 --> 00:30:19,721
.دارن يك ارتش بر عليه من بيارن

299
00:30:24,401 --> 00:30:26,201
."تو بايد بري "اليزابت

300
00:30:27,681 --> 00:30:30,241
!نه. "ريچارد". لطفا -
!من "ريچارد" نيستم -

301
00:30:31,801 --> 00:30:33,881
!من پادشاه تو هستم

302
00:30:39,641 --> 00:30:41,481
.حالا برو

303
00:30:44,081 --> 00:30:46,081
!بــــــــرو

304
00:30:55,921 --> 00:30:58,960
ريچارد داره اون دختر جادوگر"
".رو پيش ما ميفرسته

305
00:30:58,961 --> 00:31:03,360
.اون ميخواد به دختره اظهار بي علاقگي كنه
...اون فكر ميكنه مادرشوهر آيندش

306
00:31:03,361 --> 00:31:07,040
بهش جا و مكان ميده، اين بدنيا نشون ميده كه...
.اون دختر با عفتيه

307
00:31:07,041 --> 00:31:13,320
و نه اونطور كه همه ما فكر ميكنيم، يعني وقتي
.زنش درحال مردن بود با اون به بسترش ميرفت

308
00:31:13,321 --> 00:31:16,280
.اون گوشت دختره رو خورد و سيخشو دور انداخت

309
00:31:16,281 --> 00:31:18,760
.خوب، من از اين كاملا مطمئن نميشدم

310
00:31:18,761 --> 00:31:23,600
"اون در حال سفر جنگيه و... اگر "ريچارد
...،پسر تو رو شكست بده

311
00:31:23,601 --> 00:31:26,400
.باز هم ممكنه اونو ملكه كنه

312
00:31:26,401 --> 00:31:29,000
اين جنگ درباره آينده همه ما
.تصميم ميگيره

313
00:31:29,001 --> 00:31:31,040
."پس براش قلدري نكن، "مارگارت

314
00:31:31,041 --> 00:31:33,200
.من قلدري نميكنم

315
00:31:33,201 --> 00:31:37,281
من صرفا ميخوام كمكش كنم كه
.به خدايمان نزديكتر بشه

316
00:31:51,481 --> 00:31:53,440
.شكل باد تغيير كرده

317
00:31:53,441 --> 00:31:55,001
.اون به دريا زده

318
00:31:56,921 --> 00:32:00,160
.اما "ليزي" تو خونه مادر اونه

319
00:32:00,161 --> 00:32:02,600
و اگر "هنري تودور" پيروز بشه
...،و "ليزي" با اون ازدواج كنه

320
00:32:02,601 --> 00:32:03,961
پسراي اون خواهند مرد، درسته؟

321
00:32:05,201 --> 00:32:08,081
چونكه خودت سلسله هركسي كه برادرم
.رو كشته نفرين كردي

322
00:32:27,361 --> 00:32:31,280
،نميخواستم سرزده مزاحم شما نشده بودم
...ليدي مارگارت"، اما پادشاه"

323
00:32:31,281 --> 00:32:33,041
.ما در خانه خداوند صحبت نميكنيم

324
00:32:34,041 --> 00:32:35,680
...و تو بايد روزي پنج مرتبه دعا كني

325
00:32:35,681 --> 00:32:38,400
.كه پسرم تو رو بخاطر گناهت ببخشه...

326
00:32:38,401 --> 00:32:40,561
و اينكه به تو در دست خودش
.بها بده

327
00:32:52,721 --> 00:32:54,001
.خداي بزرگ

328
00:32:55,561 --> 00:32:57,441
.منو در اين هدف همراهي كن

329
00:33:24,521 --> 00:33:27,441
من فكر ميكردم جمعيت "ولز" به پرچم
.تودور" ملحق ميشن"

330
00:33:28,801 --> 00:33:30,041
پس اين آدما كجا هستن؟

331
00:33:43,921 --> 00:33:48,241
آه، داري ليست افرادي كه براي پيشواز رژه
.ميرن مينويسي. منم بايد اينكارو بكنم

332
00:33:49,481 --> 00:33:51,760
ريچارد" حكم صادر كرده هر كسي"
...به هدف اون پشت كنه

333
00:33:51,761 --> 00:33:53,320
.با اعدام مجازات بشن...

334
00:33:53,321 --> 00:33:54,961
تو طرفي براي خودت مشخص كردي؟

335
00:33:57,881 --> 00:33:59,880
ممكنه فكر كني تو رو به
...،شاه "ريچارد" فروختم

336
00:33:59,881 --> 00:34:03,760
اما امروز صبح پسرخواندم هموني كه...
.قلبش بخاطر تخت ميتپه

337
00:34:03,761 --> 00:34:06,760
و اين ارتش منه كه در مورد نتيجه
.اين جنگ تصميم ميگيره

338
00:34:06,761 --> 00:34:09,041
تو براي "هنري" هستي يا نيستي؟

339
00:34:34,561 --> 00:34:36,000
برانكنبري"؟"

340
00:34:36,001 --> 00:34:39,961
ارتش "تودور" به خشكي رسيد و
.عجب گروه رنگارنگي از گروه مجرمين داره

341
00:34:41,041 --> 00:34:44,280
چند نفر؟
.كمتر از نيمي از تعداد شما

342
00:34:44,281 --> 00:34:47,321
.و "ولز" براي اون اعلام آمادگي نكرد

343
00:34:51,801 --> 00:34:54,241
.ولي "لرد استنلي" هنوز بين ما نيست

344
00:34:57,481 --> 00:35:02,720
يكنفر بفرستيد "پرنسس اليزابت" رو از
.مراقبت "بانو استنلي" خارج كنه

345
00:35:02,721 --> 00:35:06,801
به شوهرش دستور بديد با
.ارتشش پيش من بياد

346
00:35:08,161 --> 00:35:10,481
.او و برادرش

347
00:35:30,841 --> 00:35:32,641
.بيرون گارد سلطنتي رو ديدم

348
00:35:35,361 --> 00:35:36,920
از "ريچارد" پيغامي آورده؟

349
00:35:36,921 --> 00:35:40,800
"احمق اون داره از تو استفاده ميكنه، تو "هنري
.رو شرمنده كردي و سربازا رو از كنار اون دزديدي

350
00:35:40,801 --> 00:35:42,760
اما تو انقدر مغروري كه
.فكر ميكني "ريچارد" دوستت داره

351
00:35:42,761 --> 00:35:45,760
.اون...منو دوست داره، تو پر از كينه اي

352
00:35:45,761 --> 00:35:48,600
.تو يك فاحشه اي

353
00:35:48,601 --> 00:35:52,041
تو بخاطر كارهايي كه با خداوند كردي در
.ديدگاه اون يك هيولايي

354
00:35:54,481 --> 00:35:59,880
تو يك عفريته اي
!بخاطر قتل برادر بيچاره من

355
00:35:59,881 --> 00:36:02,281
!تو هيچي نميدوني

356
00:36:07,241 --> 00:36:09,201
.پسر من هرگز با تو ازدواج نميكنه

357
00:36:14,401 --> 00:36:17,240
.چرا ميكنه

358
00:36:17,241 --> 00:36:19,321
.اگر پيروز بشه

359
00:36:20,961 --> 00:36:22,960
چونكه تنها راهي كه ميتونه پشتيباني
...انگلستان رو

360
00:36:22,961 --> 00:36:25,801
در پشت تخت پادشاهيش حفظ كنه...
.همين پيروزيه

361
00:36:28,281 --> 00:36:35,920
،بنابراين هر اتفاقي در اين جنگ بيافته
.من ملكه ميشم

362
00:36:35,921 --> 00:36:40,601
و اين آخرين باري ميشه كه در مقابل
 .من ميتوني بشيني

363
00:37:04,801 --> 00:37:09,681
،لرد استنلي" نوشته در بيماري بسر ميبره"
.بنابراين نميتونه در جنگ حاضر بشه

364
00:37:10,801 --> 00:37:12,120
.به شرفم قسم، اعلاحضرت

365
00:37:12,121 --> 00:37:14,801
اين شرف پدر توئه كه تو يه
.تكه كاغذ اينجاست

366
00:37:18,601 --> 00:37:21,040
اون داره به "هنري تودور" ملحق ميشه؟

367
00:37:21,041 --> 00:37:22,520
...من

368
00:37:22,521 --> 00:37:26,201
،نه! پدر من به شما دروغ نميگه
.اعلاحضرت

369
00:37:28,401 --> 00:37:30,160
.براي پدرت بنويس

370
00:37:30,161 --> 00:37:35,040
...بهش بگو اگر اون و برادرش با تمام قواشون

371
00:37:35,041 --> 00:37:38,920
...فردا در جاده به ما نپيونده...

372
00:37:38,921 --> 00:37:40,081
.تو ميميري

373
00:38:02,281 --> 00:38:04,801
،اگر "استنلي" در كنار "ريچارد" قرار بگيره
.همه ما قتلعام ميشيم

374
00:38:07,161 --> 00:38:09,160
،حتي اگه اون كنار بكشه
.ما از نظر تعداد بيشتريم

375
00:38:09,161 --> 00:38:12,760
."بايد اعتقاد داشته باشي، "هنري

376
00:38:12,761 --> 00:38:14,121
.اون مياد

377
00:38:17,281 --> 00:38:19,840
.مادر عزيزم، خبراي بدي برات دارم"

378
00:38:19,841 --> 00:38:22,880
ولز براي پيوستن به ما تمايلي نشان نداد و"
..."حالا ميشنويم "ريچارد" پسر "لرد استنلي

379
00:38:22,881 --> 00:38:26,201
رو گروگان نگه داشته كه از ملحق شدن..."
.به اون مطمئن بشه

380
00:38:27,481 --> 00:38:31,760
،مادر، نميتونم بهت دروغ بگم"
ما بدون "لرد استنلي" جنگ رو ميبازيم

381
00:38:31,761 --> 00:38:34,601
و بهت التماس ميكنم اونو ترغيب كني"
.براي ما اظهار وجود كنه

382
00:38:37,961 --> 00:38:41,000
،خواهش ميكنم، خداوندا"
،من ميخواهم تو را در تاجگذاري خودم ببينم

383
00:38:41,001 --> 00:38:42,761
در غير اينصورت هيچوقت"
".نبايد دوباره تو را ببينم

384
00:39:04,201 --> 00:39:06,481
اون كجاست؟ -
.بانوي من -

385
00:39:23,481 --> 00:39:25,800
..."بدهي "هنري

386
00:39:25,801 --> 00:39:27,281
...شوهرم

387
00:39:28,601 --> 00:39:29,761
.بانوي من

388
00:39:33,801 --> 00:39:38,441
در مورد پسرت شنيدم، اما "جاسپر" و
.پسر من به تو احتياج داره

389
00:39:39,761 --> 00:39:42,560
خوب، پس الان ميدوني كه تا موقع
...،جنگ نميتونم به "هنري" ملحق بشم

390
00:39:42,561 --> 00:39:43,880
.وگرنه پسر من ميميره

391
00:39:43,881 --> 00:39:46,400
اما يكي از شما ميتونه بهشون
ملحق شه، درسته؟

392
00:39:46,401 --> 00:39:49,081
اين كاري نيست كه شما ميكنيد؟
در هر جناح يك برادر؟

393
00:39:55,601 --> 00:39:57,001
."ليدي مارگارت"

394
00:39:59,801 --> 00:40:03,800
اگر قبل از جنگ به هنري اعلام آمادگي
.نكني، اون شكست ميخوره

395
00:40:03,801 --> 00:40:05,800
.اون افرادي رو كه اميدشو داشت نداره

396
00:40:05,801 --> 00:40:08,200
،و اونهايي هم كه داره
...وقتي بفهمن اون افراد لازم رو نداره

397
00:40:08,201 --> 00:40:10,961
.اونو ترك ميكنن و اون كشته ميشه

398
00:40:13,081 --> 00:40:16,200
تو داري از من ميخواي بين پسر تو
.و خودم يك انتخاب بكنم

399
00:40:16,201 --> 00:40:19,360
هنري" بعد از اينكه پادشاه شد تو رو"
.با پاداشي كه ميده راضي ميكنه

400
00:40:19,361 --> 00:40:20,480
...و پسرت

401
00:40:20,481 --> 00:40:23,040
...،پسرت هم بعنوان رشادت مفتخر ميشه

402
00:40:23,041 --> 00:40:25,161
."بعنوان اولين كشته شده در خدمت "هنري

403
00:40:28,961 --> 00:40:30,881
...خواهش ميكنم "استنلي"، اين

404
00:40:32,201 --> 00:40:35,281
.پادشاه شدن پسر من اراده خداونده

405
00:40:36,441 --> 00:40:39,880
خوب پس خداوند بايد بدون كمك من
.تاج رو روي سر اون بذاره

406
00:40:39,881 --> 00:40:42,001
.من نميتونم پسر تو رو به مال خودم ترجيح بدم

407
00:41:24,721 --> 00:41:27,041
.فكر ميكردم ديگه هيچوقت تو رو نمي بينم

408
00:41:32,241 --> 00:41:34,441
اومدم كاري كنم "استنلي" براي ما
.اعلام آمادگي كنه

409
00:41:35,921 --> 00:41:37,241
تو باهاش صحبت كردي؟

410
00:41:41,201 --> 00:41:43,521
."اون به تو ملحق نميشه، "جاسپر

411
00:41:46,441 --> 00:41:49,201
اون و برادرش هردوشون در
.جنگ منتظر ميمونن

412
00:41:53,361 --> 00:41:55,400
.متاسفم

413
00:41:55,401 --> 00:41:58,920
من هر دوي شما رو تو اين راه گذاشتم و
.حالا نميتونم نجاتتون بدم

414
00:41:58,921 --> 00:42:01,041
...مارگارت"، آروم باش" -
!تمامش تقصير منه -

415
00:42:03,801 --> 00:42:06,041
.فكر ميكردم ندايي بهم رسيده

416
00:42:09,121 --> 00:42:14,520
من... من فكر كردم تو سرنوشت
.هنري" پادشاه شدن هست"

417
00:42:14,521 --> 00:42:18,120
و حالا هر دوي شما بخاطر من
.تو يك دشت ميميريد

418
00:42:18,121 --> 00:42:21,360
.مارگارت"، لطفا، تو نبايد اينارو بگي" -
.تو بايد بري. بايد بري -

419
00:42:21,361 --> 00:42:24,000
.تو بايد فرار كني، خواهش ميكنم
.فقط برو

420
00:42:24,001 --> 00:42:25,840
.فقط پسرمو بردار و برو. فرار كن

421
00:42:25,841 --> 00:42:28,121
،من تمام عمرم رو فرار ميكردم
."مارگارت"

422
00:42:30,441 --> 00:42:31,721
.هنري" هم همينطور"

423
00:42:34,481 --> 00:42:37,481
ايندفعه رو خاك خودمون مي ايستيم
.و ميجنگيم

424
00:42:39,401 --> 00:42:42,361
.اهميتي نداره تقدير باهامون چيكار بكنه

425
00:42:58,201 --> 00:42:59,681
اجازه ميدي اونو ببينم؟

426
00:43:12,161 --> 00:43:13,961
.خيله خوب

427
00:44:06,321 --> 00:44:07,841
هنري"؟"

428
00:44:13,761 --> 00:44:16,040
مادر؟

429
00:44:16,041 --> 00:44:19,041
من... من دارم خواب ميبينم؟
تو واقعا اينجايي؟

430
00:44:21,041 --> 00:44:22,521
.اينجا هستم

431
00:44:25,361 --> 00:44:27,681
.اينجا هستم، عشق من. اينجا هستم

432
00:44:33,641 --> 00:44:35,401
و خدا هم اينجاست؟

433
00:44:40,201 --> 00:44:41,841
...اگر اون با منه

434
00:44:43,761 --> 00:44:45,321
.ميدونم كه پيروز ميشم...

435
00:44:48,721 --> 00:44:53,121
.خدا با توئه. تو شكست نميخوري

436
00:44:55,921 --> 00:44:58,321
.اراده خداوند هميشه براي تو بوده

437
00:45:13,641 --> 00:45:16,561
.ميخوام همه اينا جمع بشه، خوب
.تا ميتوني سريعتر

438
00:45:18,161 --> 00:45:20,160
زود باش، جوون. لازمه كه همه
.اينا به بيرون از راه برده بشن

439
00:45:20,161 --> 00:45:24,121
ازت ميخوام اينو ببري اونجا و اونجا، باشه؟
.تا ميتوني سريع، خورشيد داره مياد بالا

440
00:45:32,041 --> 00:45:33,401
هنري"؟"

441
00:45:36,041 --> 00:45:38,401
مثل يك "تودور"، ها؟

442
00:45:40,761 --> 00:45:42,241
.مثل يك "تودور"، عمو

443
00:45:48,441 --> 00:45:50,961
.يالا. خورشيد داره بالا مياد. زود

444
00:46:15,921 --> 00:46:18,081
موقع سپيده دم براي اونها حتي بدتر
.از يك قتلگاه ميشه

445
00:46:19,561 --> 00:46:21,600
خبري از "استنلي" نيست؟

446
00:46:21,601 --> 00:46:23,241
...اون ميگه تو راهه ولي

447
00:46:27,041 --> 00:46:29,041
.شما حتي به اون احتياج پيدا نميكنيد

448
00:46:34,081 --> 00:46:35,281
.اعلاحضرت

449
00:46:43,081 --> 00:46:45,161
ميخواهيد با تاجتون به درون جنگ بريد؟

450
00:46:46,801 --> 00:46:50,641
،اگر "تودور" ميخواد با من بجنگه
.مجبور نميشه دنبالم بگرده

451
00:48:31,201 --> 00:48:32,641
.فرمان رو بده

452
00:48:40,601 --> 00:48:42,161
!سلاح ها

453
00:48:49,681 --> 00:48:51,520
!حملــــــه

454
00:48:51,521 --> 00:48:53,081
!حملــــــه

455
00:49:47,001 --> 00:49:48,640
ريچارد"؟"

456
00:49:48,641 --> 00:49:51,921
.اوه، پسرم، پسرم

457
00:49:56,721 --> 00:49:59,800
،حقيقت داره كه برادرم
پرنس ادوارد" مرده؟"

458
00:49:59,801 --> 00:50:01,400
.متاسفانه بله

459
00:50:01,401 --> 00:50:04,720
.هر وقت بزرگ بشم، انتقامشو ميگيرم

460
00:50:04,721 --> 00:50:06,521
."قبلا گرفته شده، "ريچارد

461
00:50:09,281 --> 00:50:11,641
انتقام، فقط انتقام بيشتري
...همراه خودش مياره

462
00:50:14,081 --> 00:50:16,921
.و جنگ مرگ بهمراه مياره

463
00:50:52,561 --> 00:50:55,441
تو ميدوني پدرم چه تصميمي
براي اين جنگ ميگيره؟

464
00:52:15,721 --> 00:52:19,120
!يورك"! "يورك"، با من"

465
00:52:19,121 --> 00:52:22,080
!يورك" و انگلستان"

466
00:52:22,081 --> 00:52:23,761
!انگلستان

467
00:52:26,201 --> 00:52:28,281
!انگلستان

468
00:52:40,001 --> 00:52:42,681
!برو، هنري! خودتو از خطر دور كن

469
00:52:44,921 --> 00:52:47,000
!زود باش

470
00:52:47,001 --> 00:52:49,600
!عقب نيشني

471
00:52:49,601 --> 00:52:51,440
!زودتر

472
00:52:51,441 --> 00:52:52,880
!عقب نيشني

473
00:52:52,881 --> 00:52:56,561
!استنلي" لعنتي"
چرا اون با من بيعت نميكنه؟

474
00:53:11,481 --> 00:53:14,121
!حملــــه

475
00:53:16,881 --> 00:53:19,960
ولي طرف كي هستي؟

476
00:53:19,961 --> 00:53:21,481
!طرف كي؟

477
00:54:15,961 --> 00:54:18,921
!"براي "تودور"! براي "تودور

478
00:54:20,961 --> 00:54:22,680
!"براي "تودور

479
00:54:22,681 --> 00:54:23,961
!خيانت

480
00:54:27,841 --> 00:54:29,400
!"براي "تودور

481
00:54:29,401 --> 00:54:32,000
!"براي "تودور

482
00:54:32,001 --> 00:54:34,200
!يك اسب براي پادشاه ببريد

483
00:54:34,201 --> 00:54:35,721
!يك اسب براي پادشاه ببريد

484
00:56:31,841 --> 00:56:33,241
.خداوند پادشاه را حفظ كند

485
00:56:39,761 --> 00:56:41,200
.خداوند پادشاه را حفظ كند

486
00:56:41,201 --> 00:56:42,680
.خداوند پادشاه را حفظ كند

487
00:56:42,681 --> 00:56:44,960
!.خداوند پادشاه را حفظ كند
!.خداوند پادشاه را حفظ كند

488
00:56:44,961 --> 00:56:47,161
!خداوند پادشاه را حفظ كند

489
00:57:22,001 --> 00:57:24,281
.بهت قول داده بودم همچين روزي ميرسه

490
00:57:25,721 --> 00:57:27,880
.تو ميتوني روي زانوهات بموني

491
00:57:27,881 --> 00:57:32,641
من مادر پادشاه هستم و بعنوان ملكه
.تو بايد جلوي من زانو بزني

492
00:57:38,281 --> 00:57:40,001
.من "مارگارت رجينا" هستم

493
00:57:56,801 --> 00:57:57,921
اليزابت"؟"

494
00:58:00,041 --> 00:58:01,401
.مادر، من ميترسم

495
00:58:04,401 --> 00:58:09,201
.تو بايد قوي باشي
.تو قراره با "هنري تودور" ازدواج كني

496
00:58:16,041 --> 00:58:17,921
.و تو ملكه انگلستان ميشي

497
00:58:19,801 --> 00:58:21,681
.مثل زماني كه من بودم

498
00:58:22,322 --> 00:58:28,162
ترجمه و زيرنويس:رضـــاپـــاد
rezapad@gmail.com

499
00:58:28,321 --> 00:58:38,078
<font color="#FFFF00"> بروز ترين اخبار دنياي فيلم و سريال
در دنياي اينترنت
www.ariamovie.ir</font>

