﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:04,673
.ديگه هيچوقت نميتونيم انگلستان رو ببينيم
.الان ما هام مثل ملكه خبيث تو تبعيد هستيم

2
00:00:04,731 --> 00:00:07,311
وارويك" خودشو مستقيم انداخته تو"
."بغل "مارگارت از آنژو

3
00:00:07,406 --> 00:00:09,126
!براي اون هيچ سودي نداره

4
00:00:09,259 --> 00:00:11,417
،"شوهرش، "هنري
.دوباره روي تخت پادشاهي انگلستان ميشينه

5
00:00:11,419 --> 00:00:14,137
،"پسرش و دختر من "آن
.بعد از مرگش وارث تخت ميشن

6
00:00:14,139 --> 00:00:16,377
"آن نويل" داره با "ادوارد از لنكستر"
...ازدواج ميكنه

7
00:00:16,379 --> 00:00:19,497
،هر وقت امنيت لندن رو مهيا كردي
...منهم امنيت بقيه

8
00:00:19,499 --> 00:00:20,857
.كشور رو حفظ ميكنم...

9
00:00:20,859 --> 00:00:22,577
وارويك" حركت كرده؟"
مطمئني؟

10
00:00:22,579 --> 00:00:24,577
.ممكنه تو همين چند روز اتفاق بيافته

11
00:00:24,579 --> 00:00:26,297
.جرج" برام خبر فرستاد"

12
00:00:26,299 --> 00:00:28,137
اون با ارتش اشغالگر "وارويك" وارد
.خشكي ميشه

13
00:00:28,139 --> 00:00:31,897
"اما وقتي توي جنگ با هم روبرو بشيم، "وارويك
.رو رها ميكنه و بهمراه من ميجنگه

14
00:00:31,899 --> 00:00:34,977
"پادشاه با برادرش "ريچارد" و عمو "آنتوني
.بطرف "فلاندرز" فرار كردن

15
00:00:34,979 --> 00:00:36,617
ادوارد" هنوزم پادشاهه؟"

16
00:00:36,619 --> 00:00:38,577
منم ديگه ملكه نيستم

17
00:00:38,579 --> 00:00:40,897
.خطر بزرگي تهديدمون ميكنه -
اون كجاست؟ -

18
00:00:40,899 --> 00:00:42,617
.دنبال جايي براي مخفي شدن ميگرده

19
00:00:42,619 --> 00:00:44,217
"!خداوند پادشاه را حفظ كند"

20
00:00:44,219 --> 00:00:46,857
"!خداوند "شاه هنري" را حفظ كند"

21
00:00:46,859 --> 00:00:48,777
دوست داري با پادشاه آشنا بشي؟

22
00:00:48,779 --> 00:00:52,537
.ادوارد" هنوز اون بيرونه"
اين موضوع تو رو نگران نميكنه. "وارويك"؟

23
00:00:52,539 --> 00:00:56,219
!يه پسره

24
00:00:56,639 --> 00:01:06,737
<font color="#006633"> تيم ترجمه ي
Ariamovie.ir سايت
تقديم مي كند

25
00:01:23,738 --> 00:01:30,738
ترجمه و زيرنويس: رضـــاپـــاد
rezapad@gmail.com

26
00:01:39,219 --> 00:01:41,097
ادوارد" مرده يا نه؟"

27
00:01:41,099 --> 00:01:42,619
برادرش "ريچارد" هم همينطور؟

28
00:01:43,939 --> 00:01:45,657
.تو قصر همه در مورد اين حرف ميزنن

29
00:01:45,659 --> 00:01:48,457
كشتي شون توي طوفان غرق شده
.و هر دوشون خفه شدن

30
00:01:48,459 --> 00:01:51,019
،جسدي براي اثباتش وجود نداره
ميتونه فقط شايعه باشه؟

31
00:01:51,158 --> 00:01:52,636
...مارگارت"، خودت هوا رو ببين"

32
00:01:52,638 --> 00:01:54,318
فقط يه معجزه ميتونه اونا رو...
.از اين طوفان نجات بده

33
00:01:54,370 --> 00:01:57,050
.در ضمن اينو ميدونيم كه خداوند با ماست

34
00:01:58,605 --> 00:02:02,283
،با اينحال به "اليزابت" يك پسر داد
.به شوهر مردش هم يك وارث

35
00:02:02,285 --> 00:02:04,363
اگر واقعا پادشاه شدن "هنري" خواست خداوند
...باشه

36
00:02:04,365 --> 00:02:07,925
پس چرا يك مانع ديگه...
سر راهمون ميذاره؟

37
00:02:12,645 --> 00:02:15,245
اون كجاست؟
ايزابل"، "جرج" كجاست؟"

38
00:02:16,485 --> 00:02:17,725
اون كجاست؟

39
00:02:23,405 --> 00:02:24,965
.يكي به ديدنش اومده بود

40
00:02:26,165 --> 00:02:28,285
.يكي از نديمه هاي مادرش

41
00:02:29,325 --> 00:02:31,403
به "جرج" پيشنهادي ارائه كرد كه
.دوباره برگرده پيش "يورك"ها

42
00:02:31,405 --> 00:02:33,763
.طلب عفو كامل، پس گرفتن عناوين

43
00:02:33,765 --> 00:02:37,163
.اگر براي اونا بجنگه

44
00:02:37,165 --> 00:02:40,523
تو رو به اينجا آوردم كه اونو
!نزديك نگهداري

45
00:02:40,525 --> 00:02:43,445
و حالا ميخواد به نيروهايي كه
!با "ادوارد" هستن ملحق بشه

46
00:02:46,805 --> 00:02:48,845
!من جاسوس تو نيستم

47
00:02:50,685 --> 00:02:52,485
.نگهبانش هم نيستم

48
00:03:02,765 --> 00:03:04,005
.اعلاحضرت

49
00:03:05,165 --> 00:03:07,243
ميخواهيم شما رو به جاي
...آروم تري ببريم

50
00:03:07,245 --> 00:03:10,085
جايي كه بتونيد براي نگراني هاي
.پايان خوشمون دعا كنيد

51
00:03:16,285 --> 00:03:17,325
...البته

52
00:03:18,485 --> 00:03:19,643
...حتما

53
00:03:19,645 --> 00:03:23,243
پادشاه رو براي امنيت خودش
.به برج ميبرم

54
00:03:23,245 --> 00:03:26,523
پسران "يورك" با هدف پس گرفتن
.تخت با هم متحد شدند

55
00:03:26,525 --> 00:03:28,883
،جناب لرد
.شنيديم كه "ادوارد" در دريا غرق شده

56
00:03:28,885 --> 00:03:30,163
.اشتباه شنيديد

57
00:03:30,165 --> 00:03:33,123
جاسوساني كه در شمال دارم خبر دادند
.به خشكي رسيده و داره براي حمله آماده ميشه

58
00:03:33,125 --> 00:03:36,723
.به خونه بريد. نفر جمع كنيد
.و منتظر خبر من براي تشكيل ارتش باشيد

59
00:03:36,725 --> 00:03:39,205
من براي مسلح شدن منتظر احضار
!كردن "مارگارت از آنژو" ميمونم

60
00:03:44,165 --> 00:03:48,123
و يك "لنكستري" واقعي از
.پادشاهمون محافظت ميكنه

61
00:03:48,125 --> 00:03:50,325
."جناب لرد، دوك "سامرست

62
00:03:55,045 --> 00:03:56,683
.خداوند پادشاه را حفظ كند

63
00:03:56,685 --> 00:03:58,805
".خداوند پادشاه را حفظ كند"

64
00:04:07,445 --> 00:04:10,163
مارگارت"، تو بايد به خونه"
...استافورد" برگردي"

65
00:04:10,165 --> 00:04:13,285
.نه، بايد بمونم
.براي پسرم

66
00:04:14,405 --> 00:04:17,883
،نه، لندن بخاطر "ادوارد" بپا ميخيزه
.اينجا دوستداران زيادي داره

67
00:04:17,885 --> 00:04:20,725
بايد به "ولز" برگردم و براي
.جنگيدن نفر جمع كنم

68
00:04:22,525 --> 00:04:24,203
.لازمه كه "هنري" رو هم با خودم ببرم

69
00:04:24,205 --> 00:04:26,483
...نه -
.مارگارت"، خودت ميدوني چه اتفاقاتي داره ميافته" -

70
00:04:26,485 --> 00:04:29,523
.اون تو نوبت پادشاهي نفر دومه
.اون تو لندن خيلي آسيب پذيره

71
00:04:29,525 --> 00:04:33,245
،ما به "ولز" ميريم
...منتظر ارتش "مارگارت" ميشيم

72
00:04:34,965 --> 00:04:36,725
.و براي جنگ آماده ميشيم

73
00:04:56,845 --> 00:04:58,963
!هيچوقت به انگلستان نمي رسيم

74
00:04:58,965 --> 00:05:00,763
!سفر تو اين باد ديوونگيه

75
00:05:00,765 --> 00:05:04,125
.ناخدا ميگه خطري نداره -
!بخاطر خنجري كه رو گلوش گذاشتن -

76
00:05:24,165 --> 00:05:26,163
!لطفا، منو ترك نكن

77
00:05:26,165 --> 00:05:28,363
.ميدوني كه نميتونم بيام

78
00:05:28,365 --> 00:05:30,643
،تو يك پرنسسي
.بايد همراه ملكه سفر كني

79
00:05:30,645 --> 00:05:33,803
من به همراه ناوگان درست
.پشت سرتم

80
00:05:33,805 --> 00:05:37,043
،اگر حق با "ايزابل" باشه چي
تمام اين مبارزه ها نفرين شده باشه چي؟

81
00:05:37,045 --> 00:05:39,003
اگر پدر موفق نشده باشه
!شوهر اونو پاشاه كنه

82
00:05:39,005 --> 00:05:40,725
يا اگر نتونه مال منو هم به
روي تخت ببره چي؟

83
00:05:42,285 --> 00:05:45,925
.تمام اميد پدرت به توئه
.به اون فكر كن

84
00:05:47,285 --> 00:05:50,725
چقدر افتخار ميكرد كه دختر
.مورد علاقش رو "پرنسس آن" خطاب كنن

85
00:05:52,525 --> 00:05:55,125
من ميخوام اون بدونه من دارم
.تلاشم رو ميكنم كه سهم خودم رو بازي كنم

86
00:05:56,565 --> 00:05:58,085
.پس شجاع باش

87
00:06:02,685 --> 00:06:04,565
.گفته اونارو انجام بده

88
00:06:14,725 --> 00:06:18,565
و هر طور كه ميتوني، هيچوقت با
.اين زن در نيافت

89
00:06:32,485 --> 00:06:35,163
پسر عمو؟

90
00:06:35,165 --> 00:06:36,963
ادموند"؟"

91
00:06:36,965 --> 00:06:38,883
.مارگارت"، من دارم نامزد ميكنم"

92
00:06:38,885 --> 00:06:41,045
.اين به نفع همه شده

93
00:06:42,565 --> 00:06:44,323
.شوهر منو كه ميشناسي

94
00:06:44,325 --> 00:06:46,403
."هنري استافورد"
.البته، آدم خوبيه

95
00:06:46,405 --> 00:06:48,523
.خوب، اون آدم محترميه

96
00:06:48,525 --> 00:06:51,443
و اگر بخواد، ميتونه از اجاره نشين هاش
.براي هدف ما ارتش جمع كنه

97
00:06:51,445 --> 00:06:53,283
اون به پادشاه ما وفادار نيست؟

98
00:06:53,285 --> 00:06:56,803
.سر هنري" طرفدار صلحه"

99
00:06:56,805 --> 00:07:00,363
.همه ما صلح ميخوايم
.اما بعضي وقتا يه مرد بايد از خودش دفاع كنه

100
00:07:00,365 --> 00:07:02,683
،منهم دقيقا همينو بهش ميگم

101
00:07:02,685 --> 00:07:04,883
ولي نميدونم چرا نميخواد از
.من بشنوه

102
00:07:04,885 --> 00:07:08,003
اما اگر يه مرد كه به پادشاه
...نزديكه در اين مورد باهاش حرف ميزد

103
00:07:08,005 --> 00:07:11,323
.مطمئنم ميتونم كمكش كنم كه روشنايي رو ببينه
...كمي هم قدرت قانع كردن

104
00:07:11,325 --> 00:07:13,443
.با كمي آبجو...

105
00:07:13,445 --> 00:07:16,883
هنري استافورد" يك جوون امروزي نيست"
.كه با خوش زبوني بشه نظرشو تغيير داد

106
00:07:16,885 --> 00:07:18,603
.اون قبلا دست رد بهمون زده

107
00:07:18,605 --> 00:07:20,683
...بايد بهش ياد آوري كني كه

108
00:07:20,685 --> 00:07:24,963
پادشاه ما به هر كس كه مفتخرش...
...كنه خودشو مديون ميدونه و

109
00:07:24,965 --> 00:07:27,403
در صورت يك قضاوت رقت انگيز...
.ديگه چه اتفاقي ممكنه بيافته

110
00:07:27,405 --> 00:07:28,723
.انجام شده بدون، دخترعمو

111
00:07:28,725 --> 00:07:31,205
به "سر هنري" اطلاع بده
.براي شام به ايشون ملحق ميشم

112
00:08:43,125 --> 00:08:46,725
!جلو نيا! بيشتر از اين نزديك نشو

113
00:08:49,165 --> 00:08:50,725
كي هستي؟

114
00:08:56,725 --> 00:08:58,003
!"ادوارد"

115
00:08:58,005 --> 00:09:00,523
.خدا رو شكر
.برگشتي پيش من

116
00:09:00,525 --> 00:09:02,565
.البته كه برگشتم
.هميشه برميگردم پيشت

117
00:09:04,565 --> 00:09:06,123
چطوري از محافظا عبور كردي؟

118
00:09:06,125 --> 00:09:09,563
.وارويك" اينجا سربازي نداره"
.دارن براي جنگ آماده ميشن

119
00:09:09,565 --> 00:09:14,683
.اليزابت"، "جرج" به قولش عمل كرد"

120
00:09:14,685 --> 00:09:16,565
!پسران "يورك"... گوش كن

121
00:09:18,165 --> 00:09:20,205
.پسران "يورك" دوباره متحد شدند

122
00:09:21,565 --> 00:09:24,763
ولي تا چند روز ديگه بايد با
.ارتش "لنكستر" روبرو بشيم

123
00:09:24,765 --> 00:09:26,883
.نميتونم بمونم

124
00:09:26,885 --> 00:09:29,363
...بايد تو رو ميديدم

125
00:09:29,365 --> 00:09:31,365
.پسرمو ميديدم...

126
00:09:34,485 --> 00:09:37,083
.وزن خوبي داره

127
00:09:37,085 --> 00:09:39,083
.ببين، چونش به تو رفته

128
00:09:39,085 --> 00:09:41,725
.پاهاي بلندش هم به تو رفته

129
00:09:44,805 --> 00:09:47,083
.زمان خيلي خيلي زيادي نبودم

130
00:09:47,085 --> 00:09:50,165
اميدوارم اين تنها روزي نباشه
.كه تو رو ميبينم

131
00:09:51,605 --> 00:09:54,283
.به خونه برميگردم

132
00:09:54,285 --> 00:09:56,245
...ازت محافظت ميكنم

133
00:09:57,605 --> 00:09:59,525
.اين سرزمين رو براي تو بهتر ميكنم

134
00:10:00,925 --> 00:10:04,645
.دوستت دارم، پرنس كوچولو

135
00:10:19,005 --> 00:10:20,845
.وارويك" لعنتي"

136
00:10:22,485 --> 00:10:24,723
...منو مثل يه ترسو فراري داد

137
00:10:24,725 --> 00:10:27,283
!مجبورم كرد پسرمو تو يه زندان ببينم...

138
00:10:27,285 --> 00:10:29,365
.ما مشكلي نداريم

139
00:10:31,125 --> 00:10:34,643
...عصباني شو، انتقام جو باش

140
00:10:34,645 --> 00:10:36,043
.اما هيچوقت خجالت نكش...

141
00:10:36,045 --> 00:10:38,365
.بخاطر زندگيت فرار كردي
.هيچكس سرزنشت نميكنه

142
00:10:42,485 --> 00:10:46,403
...تو تله افتادم، اسير شدم

143
00:10:46,405 --> 00:10:48,523
.اما هيچ وقت نترسيده بودم...

144
00:10:48,525 --> 00:10:53,365
.جوون بودم، نترس بودم
.و پادشاه بودم

145
00:10:55,445 --> 00:10:57,765
دونستن اينكه "وارويك" مرگ
منو ميخواد

146
00:10:59,045 --> 00:11:00,843
.اما حالا يك پسر دارم

147
00:11:00,845 --> 00:11:04,605
...و ميدونم بعد از من زندگي وجود داره -
.آروم باش -

148
00:11:06,805 --> 00:11:10,163
...اگر پيروز بشيم، كاري ميكنم كه

149
00:11:10,165 --> 00:11:12,603
.ديگه هيچوقت اين اتفاقات نيافته...

150
00:11:12,605 --> 00:11:14,885
.كـــي پيروز ميشي

151
00:11:17,845 --> 00:11:19,605
.تو "وارويك" رو ميشناسي

152
00:11:20,965 --> 00:11:23,685
.اونو ميشناسي
.روشهاشو ميشناسي

153
00:11:25,605 --> 00:11:27,685
.هرچي كه بلدم اون بهم ياد داد

154
00:11:29,165 --> 00:11:30,925
.اون منو پادشاه كرد

155
00:11:32,445 --> 00:11:34,005
.دوستش داشتم

156
00:11:37,205 --> 00:11:38,805
.حالا بايد بكشمش

157
00:11:54,805 --> 00:11:58,405
حالا هم داري ميري با "يورك"ها بجنگي؟

158
00:11:59,645 --> 00:12:01,205
پس من چي ميشم؟

159
00:12:04,365 --> 00:12:05,925
كدوم طرف ايستادنم؟

160
00:12:06,925 --> 00:12:10,403
،تو يك "لنكستر"ي
،جرج" با "يورك"هاست، "آن" دشمن منه"

161
00:12:10,405 --> 00:12:11,725
.و مادرم هم با اونه

162
00:12:13,365 --> 00:12:15,083
!اما من تنها موندم

163
00:12:15,085 --> 00:12:18,523
.هر اتفاقي بيافته، تو چيزيت نميشه

164
00:12:18,525 --> 00:12:21,923
اگر من پيروز بشم، چيزي براي
.ترسيدن نداري

165
00:12:21,925 --> 00:12:24,083
،اگر شكست بخورم
.هنوز هم همسر "جرج" هستي

166
00:12:24,085 --> 00:12:26,405
.هنوز "دوشس كلارنس" هستي

167
00:12:30,485 --> 00:12:32,803
.فقط حواست رو جمع كن

168
00:12:32,805 --> 00:12:35,403
،تا معلوم نشده چه كسي پيروز شده
...حرف كسي رو باور نكن

169
00:12:35,405 --> 00:12:38,325
بعد به اونا وفاداري مطلقت...
.رو يادآوري كن

170
00:12:40,045 --> 00:12:44,085
.تا زمانيكه ديگه برات سودي نداره

171
00:12:59,525 --> 00:13:02,163
جان"، چرا اجاره نشين ها تو"
خونه ميچرخن؟

172
00:13:02,165 --> 00:13:06,723
.آماده ماموريت ميشن، بانوي من
.سر هنري" داره اونارو به جنگ ميبره"

173
00:13:06,725 --> 00:13:11,523
!خداي من! خداي من

174
00:13:11,525 --> 00:13:14,325
!خداي من

175
00:13:15,525 --> 00:13:16,565
.روز بخير جناب لرد

176
00:13:18,365 --> 00:13:20,485
.اينجا رو امضاء كن -
.جناب لرد -

177
00:13:23,005 --> 00:13:24,285
.آماده باشيد

178
00:13:25,365 --> 00:13:27,563
."ليدي مارگارت" -
."سر رجينالد" -

179
00:13:27,565 --> 00:13:31,803
.خدا تو حفظ كنه
."خدا حفظت كنه. جدا ميگم "هنري

180
00:13:31,805 --> 00:13:34,523
.مارگارت"، "مارگارت"، خواهش ميكنم"
...متاسفانه

181
00:13:34,525 --> 00:13:35,883
.نه، نه. متاسف نباش

182
00:13:35,885 --> 00:13:39,963
.تو كار خداوند رو انجام ميدي
.براي پادشاهي كه اون انتخاب كرده

183
00:13:39,965 --> 00:13:42,523
.متاسفانه بايد بگم من براي "يورك" ميجنگم

184
00:13:42,525 --> 00:13:44,883
...افرادمو براي شاه "ادوارد" جمع كردم

185
00:13:44,885 --> 00:13:47,525
،چونكه فكر ميكنم اون پيروز ميشه...
.و به جنگ پايان ميده

186
00:13:48,965 --> 00:13:50,483
.ميدونم كه تو رو نا اميد كردم

187
00:13:50,485 --> 00:13:54,243
..."اما، پسرعموم "ادموند
...باهات صحبت كرده بود

188
00:13:54,245 --> 00:13:55,963
.صحبت كرد. منم راضي نگهش داشتم

189
00:13:55,965 --> 00:13:58,163
مارگارت" كسي رو برام نفرست كه از"
.زبون تو حرف بزنه

190
00:13:58,165 --> 00:14:00,523
.اينكار تو رو حقير ميكنه
.تو خيلي محترم تر از اينا هستي

191
00:14:00,525 --> 00:14:04,483
تو چه دليلي ممكنه داشته باشي؟

192
00:14:04,485 --> 00:14:07,323
ما صلح رو فقط زماني ديديم
.كه شاه "ادوارد" روي تخت بود

193
00:14:07,325 --> 00:14:09,003
.حالا هم يك پسر داره

194
00:14:09,005 --> 00:14:11,203
وظيفه من اينه كه مطمئن بشم
.وراثت اونو در آرامش نگه دارم

195
00:14:11,205 --> 00:14:13,763
وراثت اون؟ پسر اون؟

196
00:14:13,765 --> 00:14:15,603
--خاندان تو لياقت تخت رو نداره

197
00:14:15,605 --> 00:14:18,523
.پادشاه كه نيمه ديوانست
.زنش يك ستمگره

198
00:14:18,525 --> 00:14:21,203
.اون از اين كشور متنفره
.و پسرش هم يك آدم پسته

199
00:14:21,205 --> 00:14:24,963
تو پادشاهي رو كه خداوند انتخابش
كرده انكار ميكني؟

200
00:14:24,965 --> 00:14:28,083
.من تو اين مردم خدايي نمي بينم
.ببين، من دارم كار درست رو انجام ميدم

201
00:14:28,085 --> 00:14:30,403
باور دارم كه درسته و ميدونم
.براي همه بهتره

202
00:14:30,405 --> 00:14:32,000
.نه براي من، نه براي پسرم

203
00:14:32,405 --> 00:14:36,483
--تو، تو منو تو دوراهي قرار ميدي
شوهرم در يك طرف، خانوادم در طرف ديگه؟

204
00:14:36,485 --> 00:14:40,803
،مارگارت"، اين ربطي به تو نداره"
--يا به جاه طلبي تو

205
00:14:40,805 --> 00:14:45,205
.اين در مورد امنيت و آينده اين كشوره

206
00:14:51,085 --> 00:14:53,883
.اگر اينكارو بكني هيچوقت تو رو نميبخشم

207
00:14:53,885 --> 00:14:56,043
.براي بازگشتت دعا نميكنم

208
00:14:56,045 --> 00:14:57,563
!تو براي من مردي

209
00:14:57,565 --> 00:15:00,163
ميشنوي چي ميگم، "هنري استافورد"؟

210
00:15:00,165 --> 00:15:02,405
!تو براي من مردي

211
00:15:27,245 --> 00:15:28,685
."خدا تو رو حفظ كنه، "مارگارت

212
00:15:30,205 --> 00:15:32,445
.حتي اگه تو اينو براي من نخواي

213
00:16:05,605 --> 00:16:07,325
.برو روي عرشه و يكم هوا بخور

214
00:16:09,325 --> 00:16:11,245
.اينجا بوي صفرا و ترس ميده

215
00:16:12,925 --> 00:16:14,205
.من خوبم، جدي ميگم

216
00:16:15,405 --> 00:16:19,885
واقعا؟ سرهايي كه روي نيزه ها ديدم
.از تو سالم تر بنظر ميومدن

217
00:16:21,285 --> 00:16:23,403
.فقط نميدونم بتونم از پسش بربيام

218
00:16:23,405 --> 00:16:25,805
.انقدر دلخراش نباش، البته كه برمياي

219
00:16:27,045 --> 00:16:31,645
،هر چيزي رو خيلي بخواي
.هميشه بدستش مياري

220
00:16:34,365 --> 00:16:35,565
.بله علياحضرت

221
00:16:38,005 --> 00:16:39,925
.از اونچه فكر ميكردم ضعيفتري

222
00:16:43,525 --> 00:16:45,883
.يه مقدار به ايزابل شباهت داري

223
00:16:45,885 --> 00:16:49,123
اما متاسفانه اصلا به
.پدرت نرفتي

224
00:16:49,125 --> 00:16:53,403
.من ضعيف نيستم، مثل خواهرم هم نيستم

225
00:16:53,405 --> 00:16:57,605
پس تو كي هستي؟
.من اصلا "آن" رو نميشناسم

226
00:16:59,285 --> 00:17:02,765
خيلي كنجكاوم ببينم چجور
.ملكه اي ميشي

227
00:17:05,485 --> 00:17:07,443
.در اين مورد اصلا فكر نكردم

228
00:17:07,445 --> 00:17:10,203
.تو دختر "شاه ساز"ي

229
00:17:10,205 --> 00:17:12,405
.در موردش فكر كردي

230
00:17:26,325 --> 00:17:29,963
شوهرت قراره در "بارنت" تو شمال لندن
.با "وارويك" درگير بشه

231
00:17:29,965 --> 00:17:32,883
شايعات ميگن نفرات "وارويك" سه
...برابر بيشتره و

232
00:17:32,885 --> 00:17:34,683
.داره اضافه تر هم ميشه...

233
00:17:34,685 --> 00:17:36,763
مارگارت از آنژو" به خشكي رسيده؟"

234
00:17:36,765 --> 00:17:39,043
.هيچكس نميدونه اون كجاست

235
00:17:39,045 --> 00:17:42,603
اما به محض اينكه هوا خوب بشه
.راه ميافته

236
00:17:42,605 --> 00:17:44,883
حتي ممكنه بخاطر ملحق شدن
.به ارتش تو راه باشه

237
00:17:44,885 --> 00:17:48,683
،حتما "ادوارد" عقب نشيني ميكنه
برج رو بدست ميگيره و محاصره رو حفظ ميكنه؟

238
00:17:48,685 --> 00:17:50,963
.پادشاه داره براي جنگ آماده ميشه

239
00:17:50,965 --> 00:17:54,243
ادوارد" براي حفظ تاجش بايد"
.وارويك" رو شكست بده"

240
00:17:54,245 --> 00:17:58,763
اما اگر مه رودخانه "تمس" تا
...بلنداي "بارنت" اوج بگيره

241
00:17:58,765 --> 00:18:00,765
كي ميتونه متوجه بشه اونجا ارتشي وجود داره؟...

242
00:20:10,045 --> 00:20:15,283
اگر فرمانده هاي ديگه بودند از شما ميخواستند
.در جايي كه هستيد بمونيد و تا حد مرگ بجنگيد

243
00:20:15,285 --> 00:20:18,365
اسب هاي خودشون رو براي فرار
.آماده نگه ميدارن

244
00:20:19,965 --> 00:20:22,283
...اما به همه شما قول ميدم

245
00:20:22,285 --> 00:20:24,365
.من هيچوقت فرار نميكنم و تنهاتون نميذارم...

246
00:20:27,205 --> 00:20:31,005
.ميمونم و در كنار شما ميجنگم

247
00:23:43,325 --> 00:23:44,963
.چند تا از كشتيهاي من به خشكي رسيدند

248
00:23:44,965 --> 00:23:48,605
بجز يكي، همه اونها. اونهم در ساحل
.جنوبي به گل نشسته

249
00:23:58,485 --> 00:24:01,605
،وارويك" رو فراموش كن"
.بايد نقشه خودمون رو مرور كنيم

250
00:24:06,485 --> 00:24:10,883
علياحضرت، از لندن مستقيم
.به اينجا اومدم

251
00:24:10,885 --> 00:24:13,123
...شوهرتون... پادشاه

252
00:24:13,125 --> 00:24:15,403
.زنداني شده. توي برج زنداني شده
.ميدونم

253
00:24:15,405 --> 00:24:17,685
.تلفاتمون در "بارنت" در چه وضعيه

254
00:24:20,165 --> 00:24:21,803
.زياد -
.البته كه اينطور بوده -

255
00:24:21,805 --> 00:24:26,963
.فرض كنيم "ادوارد" از اومدن ما خبر داره
.پس دنبال ما هم مياد

256
00:24:26,965 --> 00:24:29,165
پدر منهم به اينجا مياد؟

257
00:24:32,005 --> 00:24:34,243
پدرم! "لرد وارويك"؟

258
00:24:34,245 --> 00:24:35,445
...مرده

259
00:24:37,965 --> 00:24:39,925
.وگرنه الان اينجا بود...

260
00:24:45,325 --> 00:24:49,563
.تو ميدان جنگ مرد، علياحضرت
.با شرفترين مرگ

261
00:24:49,565 --> 00:24:51,443
.نه، نه، نه، نه

262
00:24:51,445 --> 00:24:55,243
.ممكن نيست. اون يك "شاه ساز"ـه

263
00:24:55,245 --> 00:24:58,363
.اون براي ديدن پسر من روي تخت زنده ميمونه
...اون زندست

264
00:24:58,365 --> 00:25:01,883
.اون مرد بزرگي بود. با غيرت

265
00:25:01,885 --> 00:25:04,563
بخاطر اينكه نشون بده افرادشو ترك
.نميكنه اسب خودش رو كشت

266
00:25:04,565 --> 00:25:07,203
چي؟

267
00:25:07,205 --> 00:25:09,325
.در كنار اونا جنگيد

268
00:25:15,605 --> 00:25:17,763
.حتما سربازانش هم از بين رفتن

269
00:25:17,765 --> 00:25:21,083
.اونا مزه پيروزي رو چشيدن، عزيزم

270
00:25:21,085 --> 00:25:22,643
.آماده رفتن باش

271
00:25:22,645 --> 00:25:23,685
.نه

272
00:25:25,405 --> 00:25:27,085
.من از جنگ فرار نميكنم

273
00:25:29,365 --> 00:25:32,685
ميخواي با اين نفرات كمي كه داريم
با "ادوارد" از "يورك" روبرو بشيم؟

274
00:25:36,085 --> 00:25:37,445
تو بودي چكار ميكردي؟

275
00:25:41,805 --> 00:25:43,085
.به غرب ميرفتم

276
00:25:44,765 --> 00:25:46,843
...پدرم هميشه ميگفت

277
00:25:46,845 --> 00:25:50,203
،"شمال "ادوارد" رو ترجيح ميده"

278
00:25:50,205 --> 00:25:54,083
اما مردم روستايي نشين جنوب"
"...وابستگي زيادي ندارن

279
00:25:54,085 --> 00:25:56,083
.من بودم براي كمكشون التماس ميكردم

280
00:25:56,085 --> 00:26:01,685
ما "لنكستر"ي هستيم، براي چيزي التماس
.نميكنيم. ديگه هم صداتو درنيار

281
00:26:03,205 --> 00:26:06,043
.اين خوبه، خوبه

282
00:26:06,045 --> 00:26:07,645
.تو مثل من فكر ميكني

283
00:26:29,965 --> 00:26:32,285
سر هنري" واقعا فكر ميكنه"
كه ممكنه بميره؟

284
00:26:34,845 --> 00:26:36,325
.زخمهاي خيلي بدي برداشته

285
00:26:38,045 --> 00:26:41,083
.ميخوام برم پيشش
.رجينالد"، اسبها رو آماده كن"

286
00:26:41,085 --> 00:26:45,723
،شما... شما نميتونيد به منطقه جنگي بريد
.امنيتي نداره

287
00:26:45,725 --> 00:26:47,963
سر هنري" نه اينو ميخواست و"
.نه اجازه ميداد

288
00:26:47,965 --> 00:26:50,323
درسته، خوب، وقتي اون اينجا نيست
.من بانوي تو هستم

289
00:26:50,325 --> 00:26:52,885
.هر چي بگم بايد انجام بديد. اسبو آناده كن
.نه -

290
00:26:56,565 --> 00:26:58,403
.اونجا تبديل به جهنم شده

291
00:26:58,405 --> 00:27:00,483
.جاي مناسبي براي خانمها نيست

292
00:27:00,485 --> 00:27:03,365
،"يا شما منو ميبريد "سر رجينالد
.يا اينكه خودم ميرم

293
00:27:08,485 --> 00:27:10,803
بيعت كننده من "جاسپر تودور" كجاست؟
در حال حاضر كجاست؟

294
00:27:10,805 --> 00:27:12,443
.قلعه "پمبروك"، علياحضرت

295
00:27:12,445 --> 00:27:15,043
.يك پيك بفرست، به مقصد "ولز" حركت ميكنيم

296
00:27:15,045 --> 00:27:16,763
.از "گلاستور" ميگذريم

297
00:27:16,765 --> 00:27:18,403
.در "سوم" يك پل وجود داره

298
00:27:18,405 --> 00:27:21,403
.نه، "گلاسكور" در دست "يورگ"هاست
.اونا بطرمون آتش ميكنند

299
00:27:21,405 --> 00:27:24,363
."خيله خوب. پس "توكسبري

300
00:27:24,365 --> 00:27:25,805
.اونا يه محل عبور از روخانه دارن

301
00:27:26,845 --> 00:27:30,043
ممكنه يك محافظ به من بديد كه
منو پيش مادرم ببره؟

302
00:27:30,045 --> 00:27:33,605
نميخواي با ما بياي و ببيني پشنهادت
به ما جواب ميده يا نه؟

303
00:27:35,125 --> 00:27:37,243
.بايد مرگ پردم رو بهش بگم

304
00:27:37,245 --> 00:27:38,683
.اون از قبل ميدونست

305
00:27:38,685 --> 00:27:41,485
قبل از اينكه اون پسر خبرش رو
.براي ما بياره ميدونست

306
00:27:43,845 --> 00:27:47,965
نخواسته كه ازش محافظت بشه و
.به صومعه "بوليو ابي" پناه برده

307
00:27:50,645 --> 00:27:52,483
.من ميخوام مادرمو ببينم

308
00:27:52,485 --> 00:27:55,283
.اون تو رو ترك و درون خفت زندگي ميكنه

309
00:27:55,285 --> 00:27:57,563
اگه بري پيشش سرنوشتت تو هم مثل
.اون  پر از عذاب بشه

310
00:27:57,565 --> 00:28:00,163
.نه! ما "نويل" هستيم

311
00:28:00,165 --> 00:28:02,043
.يكي از بزرگترين خانواده هاي كشور

312
00:28:02,045 --> 00:28:05,443
.الان اسمتون ديگه معنايي نداره

313
00:28:05,445 --> 00:28:09,243
"دستگير ميشي و دادگاه هاي "يورك
.به خائنين رحم نميكنه

314
00:28:09,245 --> 00:28:12,683
...ولي اگه اينو ميخواي ميتوني بري

315
00:28:12,685 --> 00:28:14,645
.ديگه به تو نيازي نداريم...

316
00:28:19,125 --> 00:28:20,725
.چرا، داريد

317
00:28:22,365 --> 00:28:26,963
براي پسرتون به يك وارث نياز
.داريد وگرنه از خاندانتون چيزي نميمونه

318
00:28:26,965 --> 00:28:30,205
ممكنه همين الان دارم پادشاه
.آينده انگلستان رو حمل ميكنم

319
00:28:32,085 --> 00:28:36,083
با شما ميام چونكه براي پيروزي اميدي
.وجود داره

320
00:28:36,085 --> 00:28:38,165
.براي بجا آوردن آرزوي پدرم

321
00:28:42,925 --> 00:28:44,325
.ما به همديگه نياز داريم

322
00:29:47,445 --> 00:29:49,005
.كمكم كن

323
00:30:01,485 --> 00:30:02,645
."مارگارت"

324
00:30:03,885 --> 00:30:06,643
اينجا چكار ميكني؟
/خيلي خطرناكه

325
00:30:06,645 --> 00:30:09,843
"امنيت من خوبه. "سر رجينالد" و "يانگ جان
.منو به اينجا آوردن

326
00:30:09,845 --> 00:30:12,445
ما يك طبيب و يك كشيش با
.خودمون آورديم

327
00:30:15,565 --> 00:30:17,683
.بدتر از اونيه كه ديده ميشه

328
00:30:17,685 --> 00:30:18,845
.خواهش ميكنم، نگران من نشو

329
00:30:20,085 --> 00:30:22,005
.براي برگردوندن تو يه واگن آوردم

330
00:30:24,285 --> 00:30:25,685
...لازم نبود اينكارو بكني

331
00:30:27,565 --> 00:30:29,445
اما خيلي خوشحال ميشم...
.خونه مو ببينم

332
00:30:32,125 --> 00:30:34,725
.كه "يورك"ها پيروز شدن

333
00:30:39,165 --> 00:30:40,843
همه چيز تموم شد؟

334
00:30:40,845 --> 00:30:41,965
.اينطور فكر ميكردم

335
00:30:43,885 --> 00:30:49,363
اما پسري كه زخمهامو بست گفت "مارگارت از
.آنژو" به خشكي رسيده و بطرف "ولز" رفته

336
00:30:49,365 --> 00:30:50,885
پيش "جاسپر"؟

337
00:30:52,045 --> 00:30:54,523
"اگر "ادوارد" موفق به دستگيري "مارگارت
...بشه و اون توي برج حبس كنه

338
00:30:54,525 --> 00:30:56,205
.اونموقع بالاخره همهچيز تموم ميشه...

339
00:30:59,765 --> 00:31:04,323
اگر به "ولز" برسه و با
...جاسپر" متحد بشه"

340
00:31:04,325 --> 00:31:06,565
.دنبال "ادوارد" ميافتن و تمومش ميكنن...

341
00:31:08,365 --> 00:31:09,485
..."مارگارت"

342
00:31:11,085 --> 00:31:14,925
كاري نكن كه تمام زحمات من و كرايه...
.نيشن هام بباد بره

343
00:31:16,965 --> 00:31:19,923
.شكست رو قبول كن، شاه "ادوارد" رو قبول كن

344
00:31:19,925 --> 00:31:21,363
.و اون هم مساعدتشو به ما نشون ميده

345
00:31:21,365 --> 00:31:24,083
ميرم به طبيب بگم برات بانداژ
.تازه بياره

346
00:31:24,085 --> 00:31:26,963
،اگر "جاسپر" در مقابل ادوارد بايسته
.و شكست بخوره

347
00:31:26,965 --> 00:31:30,005
يكبار ديگه به همراه پسرت به
.تبعيد فرستاده ميشه

348
00:31:32,365 --> 00:31:33,685
اين چيزيه كه ميخواي؟

349
00:31:36,685 --> 00:31:38,803
."دست بكش، "مارگارت

350
00:31:38,805 --> 00:31:42,085
براي يكبار هم كه شده
.خواسته منو انجام بده

351
00:31:43,605 --> 00:31:44,645
بهم قول بده؟

352
00:31:46,645 --> 00:31:47,965
.بگو

353
00:31:49,685 --> 00:31:50,765
.قول ميدم

354
00:32:02,605 --> 00:32:05,323
...جاسپر عزيز، برات خبراي بدي دارم"

355
00:32:05,325 --> 00:32:07,603
...شوهرم بر عليه من عمل كرد

356
00:32:07,605 --> 00:32:10,763
.و در "بارنت" براي "يورك" جنگيد...

357
00:32:10,765 --> 00:32:14,683
وارويك" مرده، پادشاه در دست"
.اونهاست اما هنوز اميدي هست

358
00:32:14,685 --> 00:32:17,843
ملكه "مارگارت" به خشكي رسيده و
...داره به "ولز" پيش تو مياد

359
00:32:17,845 --> 00:32:20,243
.داره مياد كه نيروهاشو با تو متحد كنه...

360
00:32:20,245 --> 00:32:25,603
هجوم بياريد. منهم براي پشتيباني از شما
.هر كاري بتونم ميكنم

361
00:32:25,605 --> 00:32:28,243
.هيچوقت دست نميكشم
.قول ميدم

362
00:32:28,245 --> 00:32:32,603
.خدا حفظت كنه و مراقبت باشه
.مواظب "هنري" من باش

363
00:32:32,605 --> 00:32:34,205
.به قيمت جونت ازش حفاظت كن

364
00:32:45,045 --> 00:32:47,323
...بنظر من بايد سرش بريده بشه و

365
00:32:47,325 --> 00:32:50,123
براي ديدن همه روي دروازه برج...
.به نيزه زده بشه

366
00:32:50,125 --> 00:32:52,363
.تنها راه مجازات خائنين همينه

367
00:32:52,365 --> 00:32:55,643
.يك زياديه "جرج"، حتي براي تو

368
00:32:55,645 --> 00:32:57,123
منظورت چي بود برادر كوچك؟

369
00:32:57,125 --> 00:33:00,843
تو بر عليه ما شدي و وقتي فكر
...كردي اون تو رو پادشاه ميكنه

370
00:33:00,845 --> 00:33:04,085
.جلوي "وارويك" زانو زدي...
."ريچارد"

371
00:33:05,245 --> 00:33:08,283
دلت  ميخواست همسر عزيزت
...سر سوراخ شده

372
00:33:08,285 --> 00:33:11,163
پدرش رو به تور انگلستان بفرستي؟...
.نه -

373
00:33:11,165 --> 00:33:12,325
.بطور واضح

374
00:33:13,485 --> 00:33:16,043
...ما اينجا هستيم كه يكي از بهترين جنگجوياني

375
00:33:16,045 --> 00:33:17,803
.كه تابحال اين كشور بخودش ديده رو مفتخر كنيم...

376
00:33:17,805 --> 00:33:21,285
اون همراه پدرمون جنگيد و بدون
.اون ما هيچ چيزي نبوديم

377
00:33:22,725 --> 00:33:24,883
،ممكنه براي تو يك پدرزن باشه

378
00:33:24,885 --> 00:33:26,683
.اما براي ما مثل يك برادر بود

379
00:33:26,685 --> 00:33:30,723
ما بايد اونو مثل قهرماني كه قبلا
.بود بخاطر بسپاريم

380
00:33:30,725 --> 00:33:32,763
.نه با خيانتي كه بعدا مرتكبش شد

381
00:33:32,765 --> 00:33:34,363
.و ماها آدماي وحشي نيستيم

382
00:33:34,365 --> 00:33:37,323
كساني هستيم كه فقط يكم زياده روي كرديم
و اونو به شمشير كشيديم، درسته؟

383
00:33:37,325 --> 00:33:38,563
.فراموش نكن كجا هستي

384
00:33:38,565 --> 00:33:41,603
اين جنگ رو پيروز شديم، اما
.هنوز جنگي هس كه بايد پيروز بشيم

385
00:33:41,605 --> 00:33:43,285
!و نميتونم اينو بپذيرم

386
00:33:49,045 --> 00:33:51,365
.بنظر مياد "جرج" به شوهرت وفاداره

387
00:33:53,325 --> 00:33:54,565
.فعلا

388
00:33:57,245 --> 00:33:58,885
...شايدم بايد اونو ببخشيم و

389
00:34:01,005 --> 00:34:02,605
.بدست انتقام خدا بسپريم...

390
00:34:05,365 --> 00:34:06,445
.هرگز

391
00:34:41,405 --> 00:34:42,723
.ما رو تنها بذاريد

392
00:34:42,725 --> 00:34:44,405
.امشب بايد دوباره برم

393
00:34:46,365 --> 00:34:48,565
اميدواري "مارگارت از آنژو" رو
گير بندازي؟

394
00:34:49,885 --> 00:34:53,405
اون داره بطرف غرب براي ملحق
.شدن به قواي "جاسپر تودور" ميره

395
00:34:56,605 --> 00:34:58,885
هر كاري لازمه براي پايان
.دادن به اين كار انجام بده

396
00:35:00,325 --> 00:35:03,003
اگر اين جنگ ميتونه به انگلستان آرامش بياره
...و فكر تو رو راحت كنه

397
00:35:03,005 --> 00:35:04,525
.به جنگيدنش ميارزه...

398
00:35:07,005 --> 00:35:08,805
.و خيلي هم زود برميگردي

399
00:35:11,445 --> 00:35:14,245
.تو منو بيشتر از خودم باور داري

400
00:35:15,365 --> 00:35:20,005
يادم مياد چند سال پيش زير يك درخت
.بلوط با يك پسر پر از اعتماد بنفس برخورد كردم

401
00:35:23,925 --> 00:35:26,803
.نگهباني برج رو "آنتوني" بعهده ميگيره

402
00:35:26,805 --> 00:35:28,165
.خطرو ازت دور ميكنه

403
00:35:31,205 --> 00:35:33,565
پس كي از تو در مقابل خطر
محافظت ميكنه؟

404
00:35:35,045 --> 00:35:37,403
.اليزابت"، اگر اتفاقي براي من افتاد" -
...نكن -

405
00:35:37,405 --> 00:35:39,883
يكنفر تو "فلاندرز" هست كه
.ميتوني بري پيشش

406
00:35:39,885 --> 00:35:41,963
.مادرت ميدونه كجاست

407
00:35:41,965 --> 00:35:45,525
...تا اون كوچولو بزرگتر بشه مخفي ميشي

408
00:35:47,325 --> 00:35:49,045
.بعد هم صاحب تخت ميشه...

409
00:35:51,525 --> 00:35:55,365
اينحرفارو قبلا هم زدي و
.باز هم برگشتي

410
00:36:01,285 --> 00:36:03,925
.تو توي رختخواب من ميميري

411
00:36:32,565 --> 00:36:35,603
يك ملكه جنگجو شدن
.همچين چيزيه

412
00:36:35,605 --> 00:36:38,803
.براي چيزايي كه داري مجبوري بجنگي

413
00:36:38,805 --> 00:36:41,283
،رنجهايي رو كه كشيدي رو بياد بياري

414
00:36:41,285 --> 00:36:46,283
و اينكه اگر پيروز شديم ديگه
.هرگز با سربازها راه نميريم

415
00:36:46,285 --> 00:36:49,723
از زندگي به اين شكل خسته نشديد؟

416
00:36:49,725 --> 00:36:53,763
.هرگز
.دليل زنگيم همينه

417
00:36:53,765 --> 00:36:55,403
حتي اگر باعث نفرت از شما بشه؟

418
00:36:55,405 --> 00:36:57,323
.هيچوقت كسي منو دوست نداشته

419
00:36:57,325 --> 00:37:00,043
.من تو چشم بيشتر مردا دوبار نفرين ميشم

420
00:37:00,045 --> 00:37:04,043
من زني هستم كه وقتي شوهرش
.نميتونه جرات حكمراني دارم

421
00:37:04,045 --> 00:37:07,123
و زنيكه جايگاه تنها پسرش رو
.تضمين كنه

422
00:37:07,125 --> 00:37:10,483
حالا، چطوري ميتونم اينكارو بكنم؟

423
00:37:10,485 --> 00:37:11,845
!مردا

424
00:37:13,725 --> 00:37:15,803
چرا دوبار نفرين شديد؟

425
00:37:15,805 --> 00:37:18,285
.البته كه بخاطر فرانسوي بودنم

426
00:37:25,845 --> 00:37:27,165
!"توگزبري"

427
00:37:29,325 --> 00:37:31,683
...وقتي از رودخانه عبور كرديم

428
00:37:31,685 --> 00:37:36,163
.نيمي از راه پيروزي رو طي كرديم

429
00:37:36,165 --> 00:37:39,643
"به قواي "جاسپر تودور
...ملحق خواهيم شد

430
00:37:39,645 --> 00:37:44,283
"به انگلستان برميگرديم و "ادوارد...
!رو سرنگون ميكنيم

431
00:37:44,285 --> 00:37:47,885
!خداوند پيروزي به ما عطا كند

432
00:37:51,485 --> 00:37:53,923
.علياحضرت -
بله؟ -

433
00:37:53,925 --> 00:37:55,723
.رودخانه بدليل باران خيلي بالا اومده

434
00:37:55,725 --> 00:37:59,963
اگر اينطرف خط گير بيافتيم
.تا صبح كسي از ما زنده نميمونه

435
00:37:59,965 --> 00:38:02,363
.ادوارد" با سرعت داره نزديك ميشه"

436
00:38:02,365 --> 00:38:04,005
.اين فكر تو بود

437
00:38:06,645 --> 00:38:11,323
چاره ديگه  اي نداريم، فقط بايد با
.سپيده دم صبح از رودخانه عبور كنيم

438
00:38:11,325 --> 00:38:15,523
.نميتونيد اينجا بمونيد
.بايد به صومعه پناه ببريد

439
00:38:15,525 --> 00:38:18,843
،همين جا كمپ بزنين
،بهترين جايگيري رو انجام بديد

440
00:38:18,845 --> 00:38:22,283
.و سربازانتو در حالت جنگي به خط كن

441
00:38:22,285 --> 00:38:24,163
الان؟

442
00:38:24,165 --> 00:38:27,203
،ادوارد" از "يورك" سرعت شيطاني داره"

443
00:38:27,205 --> 00:38:30,043
توي تاريكي آماده ميشه و
.درون مه كارو تموم ميكنه

444
00:38:30,045 --> 00:38:34,083
از تمام برتري هات بايد استفاده كني
...و آماده باشي

445
00:38:34,085 --> 00:38:37,045
آماده باشيد كه براي...
.زندگيتان بجنگيد

446
00:38:42,845 --> 00:38:43,965
.مواظب اون باش

447
00:38:45,885 --> 00:38:47,365
.ما به صومعه ميريم

448
00:38:54,325 --> 00:38:56,003
!مادر

449
00:38:56,005 --> 00:38:57,523
.همتون شجاع باشيد

450
00:38:57,525 --> 00:38:59,043
بهمون حمله شده؟

451
00:38:59,045 --> 00:39:01,445
.به روخانه "تمس" رسيدن

452
00:39:02,485 --> 00:39:04,483
كيا؟

453
00:39:04,485 --> 00:39:06,203
!"سربازان "لكستري

454
00:39:06,205 --> 00:39:08,683
ميخوان سعي كنن شاه قديمي "هنري" رو نجات بدن؟
چند نفرن؟

455
00:39:08,685 --> 00:39:10,563
.كشتيهاي جنگي دارن
.عقب بمونيد

456
00:39:10,565 --> 00:39:12,205
!آروم

457
00:39:26,525 --> 00:39:28,445
خواهر، محرابتون كجاست؟

458
00:39:30,725 --> 00:39:33,643
.براي زنده ها هم يك شمع روشن كن

459
00:39:33,645 --> 00:39:39,123
سرنوشتت تو دستاي شوهرته
.نه تو دستاي پدر مرده ت

460
00:39:39,125 --> 00:39:41,085
.براي هر دوشون هم دعا ميكنم

461
00:39:42,645 --> 00:39:44,763
.و براي من

462
00:39:44,765 --> 00:39:46,603
.ادوارد" تنها پسر منه"

463
00:39:46,605 --> 00:39:50,085
،به خداوند دعا كن اونو حفظ كنه
.بخاطر خوبي هممون

464
00:39:58,245 --> 00:40:00,523
حالت چطوره؟ بچه خوبه؟

465
00:40:00,525 --> 00:40:02,803
،از موقع تموم شدن سر و صدا خوبه
تو چي؟

466
00:40:02,805 --> 00:40:07,043
.خسته ام، گوشام سوت ميكشن
.اما فعلا جلوشون ايستاديم

467
00:40:07,045 --> 00:40:08,643
فعلا؟

468
00:40:08,645 --> 00:40:12,403
لنگر كشتي هاشونو انداختند و همين
.نزديكيها كمپ زدند

469
00:40:12,405 --> 00:40:14,083
.از فردا صبح شروع به محاصره ميكنن

470
00:40:14,085 --> 00:40:16,123
افراد كافي براي مقاومت داريم؟

471
00:40:16,125 --> 00:40:19,763
.پسراي كارآموز تمام شب در حال آناده باش بودن
.موقع جنگ به سربازا كمك ميكنن

472
00:40:19,765 --> 00:40:22,403
يعني بايد صبر كنيم تا دشمنمون آماده
!بشه و بهمون حمله كنه؟

473
00:40:22,405 --> 00:40:25,043
پيشنهاد تو چيه، خواهرم؟
!ضد حمله -

474
00:40:25,045 --> 00:40:28,443
ميخوام مانعشون بشم كه بيشتر از
.اين به خانوادم نزديك بشن

475
00:40:28,445 --> 00:40:31,005
در كمترين حالت انتظارشون
.به اونا حمله كنيم

476
00:40:32,605 --> 00:40:35,683
بيشتر آدما ترجيح ميدن توي خواب
بميرن، درست ميگم؟

477
00:40:35,685 --> 00:40:39,645
.مثل يك "يورك" واقعي حرف زدي
.قبل از طلوع آفتاب حمله ميكنيم

478
00:41:26,445 --> 00:41:27,685
.بيا اينو بخور

479
00:41:31,605 --> 00:41:35,883
..."علياحضرت، دوك... دوك "سامرست

480
00:41:35,885 --> 00:41:38,923
ازم خواست اگر فكر كردم جنگ رو
...باختم به شما چيزي بگم

481
00:41:38,925 --> 00:41:41,885
اون به يك كليسا فرار كرد ولي
.ادوارد" اون كشيد بيرون"

482
00:41:46,525 --> 00:41:49,883
پسرم چي؟
پرنس "ولز"؟

483
00:41:49,885 --> 00:41:51,805
.بايد اسب علياحضرت رو بيارم

484
00:42:00,285 --> 00:42:03,363
.يك شنل، پتو و نون بردار

485
00:42:03,365 --> 00:42:07,283
.تو استبل منتظريم -
ما نبايد منتظر "پرنس ادوارد" بمونيم؟ -

486
00:42:07,285 --> 00:42:09,643
فقط براي رفتن آماده شو، خوب؟

487
00:42:09,645 --> 00:42:12,003
اين اولين باري نيست كه از ميدان
،جنگ فرار ميكنم

488
00:42:12,005 --> 00:42:13,963
.و آخرين بار هم نخواهد بود

489
00:42:13,965 --> 00:42:15,923
!نه

490
00:42:15,925 --> 00:42:20,323
.از فرار كردن و انجام حرفاي تو خسته شدم

491
00:42:20,325 --> 00:42:23,083
!"من نگاه كن، نگم كن، "آن

492
00:42:23,085 --> 00:42:25,083
...هر لحظه ممكنه به اينجا برسن

493
00:42:25,085 --> 00:42:29,765
و سربازايي كه دستشون به خون آغشته
.شده به لقب يا سن توجه نميكنن

494
00:42:31,485 --> 00:42:34,805
.بايد بريم
.همين حالا بايد بريم

495
00:42:38,925 --> 00:42:40,843
.تا دروازه رو باز كردم بسرعت بتاز

496
00:42:40,845 --> 00:42:44,005
،به ميدان جنگ نگاه نكنيد. پشت سرتونو نگاه نكنيد
.فقط از اينجا دور شيد

497
00:42:57,245 --> 00:42:58,405
!نه

498
00:42:59,845 --> 00:43:01,243
!بهم دست نزنيد

499
00:43:01,245 --> 00:43:03,563
!نه، نه، نه

500
00:43:03,565 --> 00:43:05,803
!ولم كن! بهم دست نزن

501
00:43:05,805 --> 00:43:08,365
!نه، نه، نه

502
00:43:14,645 --> 00:43:18,245
!من "آن نويل" هستم
!من دختر "شاه ساز" هستم

503
00:43:21,285 --> 00:43:22,325
.نه

504
00:43:30,165 --> 00:43:31,205
ليدي آن"؟"

505
00:43:35,925 --> 00:43:36,965
."پرنسس"

506
00:43:38,645 --> 00:43:40,165
.پرنسس آن" هستم"

507
00:43:45,405 --> 00:43:46,845
.پرنسس بيوه

508
00:43:50,845 --> 00:43:52,165
شوهرم مرد؟

509
00:43:54,965 --> 00:43:56,165
زخمي شديد؟

510
00:43:57,165 --> 00:43:58,765
.ديگه تموم شد
.خطري نيست

511
00:44:02,045 --> 00:44:04,163
...مادرش

512
00:44:04,165 --> 00:44:05,605
.بايد بهش بگم

513
00:44:06,885 --> 00:44:09,965
پادشاه به من ماموريت داده شما رو
.به حمايت اون ببرم

514
00:44:13,325 --> 00:44:15,445
.اعلاحضرت
پرنس "ولز" كجاست؟

515
00:44:17,685 --> 00:44:18,725
...مرد

516
00:44:20,565 --> 00:44:22,083
.در جنگ

517
00:44:22,085 --> 00:44:24,883
.فرمانده هاي شما دستگير شدند

518
00:44:24,885 --> 00:44:26,685
.شما رو به لندن ميبرم

519
00:44:30,845 --> 00:44:32,963
.رد ميكنم

520
00:44:32,965 --> 00:44:35,403
.من مجبور نيستم جايي برم

521
00:44:35,405 --> 00:44:37,283
.من ملكه هستم

522
00:44:37,285 --> 00:44:39,563
.حالا، تنهامون بذاريد تا عذاداري كنيم

523
00:44:39,565 --> 00:44:41,165
!بهت گفتم تنهامون بذار

524
00:44:42,565 --> 00:44:46,243
سوار اسبت شو وگرنه دستات و
...دهنتو ميبندم

525
00:44:46,245 --> 00:44:48,203
.و ميندازمت تو آشغالا...

526
00:44:48,205 --> 00:44:51,685
خدا رو شكر كن كه پادشاه ميخواد
.تو رو بعنوان قسمتي از پيروزيش نشون بده

527
00:44:53,685 --> 00:44:55,205
...شجاعي

528
00:44:56,445 --> 00:44:58,205
...سرباز خوبي هستي...

529
00:45:00,165 --> 00:45:02,925
اما تا زمانيكه برادريت زندست...
.هيچي نيستي

530
00:45:04,365 --> 00:45:06,803
...بيا پيش من، منو از اين وضعيت نجات بده

531
00:45:06,805 --> 00:45:08,605
.و منهم تو بعنوان وارثم اعلام كنم

532
00:45:10,525 --> 00:45:12,965
.تو رو پادشاه انگلستان ميكنم

533
00:45:15,445 --> 00:45:16,925
.حتي اونم ميتوني برداري

534
00:45:26,245 --> 00:45:27,605
.نه

535
00:45:29,085 --> 00:45:31,165
.من مال تو نيستم كه الان ببخشيش

536
00:46:11,325 --> 00:46:12,925
.پسرم

537
00:46:14,125 --> 00:46:16,045
.پسرم

538
00:46:53,885 --> 00:46:59,883
"جاسپر" بازهم نقشه داره كه "هنري"
.رو به تبعيد بفرسته. مثل پيش بيني خودت

539
00:46:59,885 --> 00:47:01,325
...آه

540
00:47:02,645 --> 00:47:05,045
.اميدوار بودم برات كارا به اينجاها نكشه

541
00:47:09,725 --> 00:47:11,243
جاسپر" چي؟"

542
00:47:11,245 --> 00:47:16,003
.اون مشكلي نداره
.نتونسته خودشو به ملكه برسونه

543
00:47:16,005 --> 00:47:17,845
.نگران پسرمه

544
00:47:19,205 --> 00:47:20,723
...الان كه "ادوارد" قدرت رو بدست گرفته

545
00:47:20,725 --> 00:47:23,605
چي ميتونه مانعش بشه كه تمام...
دشمنانشو يكجا از بين نبره؟

546
00:47:24,925 --> 00:47:28,845
دلم ميخواست اون و جادوگرش رو
.بخاطر كارهايي كه با خانوادم كرد آتش بزنم

547
00:47:35,485 --> 00:47:37,605
.اجازه بده براي ديدن اونا به "تمبي" برم

548
00:47:41,005 --> 00:47:42,683
.نه، نميتونم

549
00:47:42,685 --> 00:47:44,405
.بايد با پسرم وداع كنم

550
00:47:48,525 --> 00:47:49,885
...متوجه خطراتش هستم

551
00:47:52,325 --> 00:47:54,725
اما نميدونم "هنري" رو دوباره كي...
.بتونم ببينم

552
00:47:59,765 --> 00:48:00,885
.متشكرم

553
00:48:06,765 --> 00:48:08,405
.متشكرم

554
00:48:09,925 --> 00:48:11,723
.متشكرم

555
00:48:11,725 --> 00:48:12,925
.تو مرد خوبي هستي

556
00:48:33,805 --> 00:48:37,005
پسرم با ارزشترين چيز تو
.زندگي منه

557
00:48:38,005 --> 00:48:40,565
براي مراقبت از اون تنها كسيكه بهش
.اعتماد دارم توئي

558
00:48:43,765 --> 00:48:46,683
"براي رسيدن به ارتش "مارگارت
.خيلي تلاش كرديم

559
00:48:46,685 --> 00:48:53,603
وقتي سعي كرديم درگير بشيم، افرادمو
.از دست دادم، مردان خوبي رو

560
00:48:53,605 --> 00:48:57,165
.و بعد شاهد اون قتلعام شدم
...قادر به هيچ كاري

561
00:48:59,565 --> 00:49:01,043
.من ملكه ام رو نا اميد كردم

562
00:49:01,045 --> 00:49:02,723
.نه، نه. تو تلاشتو كردي

563
00:49:02,725 --> 00:49:04,163
.خدا ميدونه كه تلاشتو كردي

564
00:49:04,165 --> 00:49:07,605
از خدا چيزي به من نگو. اونرور
.در "تيوزبري" خدا اونجا نبود

565
00:49:10,685 --> 00:49:11,965
...ببخش منو

566
00:49:14,805 --> 00:49:17,243
...حالا هم، بازم اينجائيم

567
00:49:17,245 --> 00:49:20,485
با اينكه نميدونيم كي برميگرديم...
.بخاطر زندگيمون داريم فرار ميكنيم

568
00:49:22,045 --> 00:49:25,843
.تو سالمي. پسرم سالمه

569
00:49:25,845 --> 00:49:29,323
.و به خواسته خداوند بيشتر نزديك شديم

570
00:49:29,325 --> 00:49:32,963
مرگ "پرنس ادوارد" ما رو به
.تخت نزديكتر كرد

571
00:49:32,965 --> 00:49:34,205
.آره

572
00:49:36,405 --> 00:49:37,925
.خدا رو شكر كه حق داري

573
00:49:43,565 --> 00:49:45,723
.مواظب عموت باش

574
00:49:45,725 --> 00:49:48,445
.تو اونو داري. اما اون كسي رو نداره

575
00:49:51,605 --> 00:49:53,083
.چشم

576
00:49:53,085 --> 00:49:55,485
.خدا حفظت كنه و مراقبت باشه

577
00:49:57,445 --> 00:50:00,845
.ممكنه در اين لحظه شكست خورده باشيم
.همه چيز عوض ميشه

578
00:50:02,725 --> 00:50:04,205
.هيچوقت نا اميد نشو

579
00:50:06,725 --> 00:50:08,045
.نميشم

580
00:50:13,365 --> 00:50:17,763
.ملكه خبيث رو فراموش كن
.اون لياقت محبت تو رو نداره

581
00:50:17,765 --> 00:50:19,645
اسمي كه رو گذاشته بوديم يادت مياد؟

582
00:50:21,645 --> 00:50:22,963
حالا چي ميشه؟

583
00:50:22,965 --> 00:50:26,483
روزاي باقيمونه شو مثل شوهرش
.توي برج ميگذرونه

584
00:50:26,485 --> 00:50:27,805
سرنوشت منم همينه؟

585
00:50:32,805 --> 00:50:34,245
.اميدوارم كه نباشه

586
00:50:36,285 --> 00:50:38,043
مگه من يك خائن نيستم؟

587
00:50:38,045 --> 00:50:39,683
.با دشمنتون ازدواج كردم

588
00:50:39,685 --> 00:50:42,125
مطمئنم كاريكه بهت گفته شده
.رو انجام دادي

589
00:50:46,285 --> 00:50:47,485
آن"؟"

590
00:50:49,245 --> 00:50:53,923
،وقتي اينجا به خشكي رسيديم
.يك حق انتخاب داشتم

591
00:50:53,925 --> 00:50:56,123
.ميتونستم برم پيش مادرم ولي نرفتم

592
00:50:56,125 --> 00:50:58,045
.ترجيح دادم پيش ملكه خبيث بمونم

593
00:50:59,965 --> 00:51:01,645
.تو مبارزه رو انتخاب كردي

594
00:51:03,125 --> 00:51:05,165
.هر چي باشه دختر پدرتي

595
00:51:10,045 --> 00:51:11,445
منو دوست داري، "آن"؟

596
00:51:13,365 --> 00:51:14,405
چي؟

597
00:51:16,405 --> 00:51:19,045
منو و پادشاهو دوست داري؟

598
00:51:22,765 --> 00:51:24,885
.اميدوارم اين براي "ادوارد" كافي باشه

599
00:51:26,605 --> 00:51:29,603
وقتي به لندن برگشتيم تو رو
.ميبرم پيش خواهرت

600
00:51:29,605 --> 00:51:30,805
واقعا؟

601
00:51:33,085 --> 00:51:36,125
.خيلي دلم ميخواد "ايزابل" رو ببينم

602
00:51:44,085 --> 00:51:45,525
!بابا

603
00:52:41,805 --> 00:52:43,925
.يه پيك فرستادم دنبال كشيش

604
00:53:08,245 --> 00:53:10,083
هنري"؟"

605
00:53:10,085 --> 00:53:11,485
.خوشحالم كه خونه اي

606
00:53:13,645 --> 00:53:14,685
.بيا

607
00:53:27,205 --> 00:53:28,245
.نه

608
00:53:36,605 --> 00:53:38,725
جاي پسرت "هنري" امنه؟

609
00:53:41,885 --> 00:53:44,245
.براي اينكه بعدا برگرده بايد اقدام كني

610
00:53:46,205 --> 00:53:48,765
.اگه اسم منو بشنون تو رو رد نميكنن

611
00:53:52,285 --> 00:53:54,365
ميدونم هيچوقت نخواستي با
.من ازدواج كني

612
00:53:56,485 --> 00:53:58,205
...و منم تو رو نا اميد كردم

613
00:54:03,285 --> 00:54:05,325
.گمونم زمان مناسبي نيست

614
00:54:10,165 --> 00:54:12,445
برديگه براي "مارگارت رجينا" بودن
.دست از مبارزه بردار

615
00:54:15,485 --> 00:54:17,723
،فقط "مارگارت" باش

616
00:54:17,725 --> 00:54:19,445
."خواهر مارگارت"

617
00:54:23,485 --> 00:54:25,165
.هر كاريكه خوشبختت ميكنه انجام بده

618
00:54:30,205 --> 00:54:31,645
.شايد دوباره از جات بلند شي

619
00:54:35,005 --> 00:54:38,165
.خداوند تو و پسرت رو حفظ كنه

620
00:54:40,325 --> 00:54:44,123
...ايكاش يك پسر داشتيم

621
00:54:44,125 --> 00:54:45,885
.اما اونو هم دوست دارم...

622
00:54:48,085 --> 00:54:49,325
.مرد جوان خوبيه

623
00:55:00,285 --> 00:55:03,443
.با "يورك"ها صلح كن

624
00:55:03,445 --> 00:55:05,245
.و پسرتو در امنيت كامل به خونه بيار

625
00:55:09,125 --> 00:55:10,885
..."صلح كن، "مارگارت

626
00:55:49,245 --> 00:55:50,805
.دخترا، دخترا

627
00:56:10,000 --> 00:56:20,690
ترجمه و زيرنويس: رضـــاپـــاد
rezapad@gmail.com

628
00:57:54,691 --> 00:58:04,001
<font color="#FFFF00"> بروز ترين اخبار دنياي فيلم و سريال
در دنياي اينترنت
www.ariamovie.ir</font>

