﻿1
00:00:00,881 --> 00:00:05,020
."اينها پسراي من هستن، "ريچارد" و "توماس گري
با من ازدواج ميكني؟

2
00:00:05,021 --> 00:00:08,580
!بله
!"تو ازدواج نكردي "اليزابت

3
00:00:08,581 --> 00:00:12,940
اون يك مجلس نمايشي بود. اون قبلا هم اينكارو كرده
.و يه پسر حرومزاده هم داره

4
00:00:12,941 --> 00:00:15,740
.من از اين ازداج خوشحال نيستم

5
00:00:15,741 --> 00:00:18,060
.دختر تو هيچوقت درباري نميشه

6
00:00:18,061 --> 00:00:20,580
جين شور"، اسم اون دختر تو تمام قصر"
.پيچيده

7
00:00:20,581 --> 00:00:23,340
شوهر تو يك پادشاهه با شهوتي كه
.يك پادشاه داره

8
00:00:23,341 --> 00:00:25,420
شما ميدونيد از دست دادن چيه، "ليدي ماگارت"؟

9
00:00:25,421 --> 00:00:27,900
.تنها پسرم رو بزور ازم جدا كردن

10
00:00:27,901 --> 00:00:31,060
."اون وارث خاندان "لنكستره
.براي پادشاه يك دشمن بحساب مياد

11
00:00:31,061 --> 00:00:33,820
جاسپر" تو تنها كسي هستي كه در"
.مورد پسرم بهش اعتماد دارم

12
00:00:33,821 --> 00:00:35,860
قراره تو "ولز" زندگي كنيم؟

13
00:00:35,861 --> 00:00:38,180
.ما نه ولي پسرمون قراره اونجا زندگي كنه

14
00:00:38,181 --> 00:00:41,580
.پس من ميخوام قيم اونو منصوب كنم
...من مادرشم. و اگر قراره منو ترك كنه

15
00:00:41,581 --> 00:00:45,100
من انتخاب ميكنم كه چه كسي مراقبش باشه...
.و چه كسي اونو تبديل به يه مرد كنه

16
00:00:45,101 --> 00:00:48,700
 من از تو ميخوام كه پسزم رو تو ببري، "آنتوني". تو تنها
.كسي هستي كه در مورد اون ميتونم بهش اعتماد كنم

17
00:00:48,701 --> 00:00:51,180
.ما سه پسر "يورك" هستيم

18
00:00:51,181 --> 00:00:53,980
چطور توسط يك زن از هم جدا شديم؟

19
00:00:53,981 --> 00:00:57,380
پسرت "هنري" بايد بعد دفن شدن پنج نفر
.تاج رو بدست بياره

20
00:00:57,381 --> 00:01:00,421
و من نميدونم چطور از پس اين
ميتونه بربياد. تو ميدوني؟

21
00:01:01,422 --> 00:01:11,392
تيم ترجمه ي  <"font color="#006633>
سايت  Ariamovie.ir
تقديم مي كند

22
00:01:26,393 --> 00:01:32,523
ترجمه و زيرنويس:رضـــاپـــاد
rezapad@gmail.com

23
00:01:33,162 --> 00:01:35,752
سال 1403 ميلادي
انگلستان در حال صلح

24
00:01:35,793 --> 00:01:39,003
 پرنس "ادوارد" بزرگترين پسر و وليعهد پادشاه انگلستان
...ادوارد چهارم، تحت سرپرستي عموي خود "آنتونني" و

25
00:01:39,044 --> 00:01:43,004
برادر ناتني اش "ريچارد" در قلعه
.لادلو" واقع در "ولز" زندگي ميكند"

26
00:01:43,045 --> 00:01:48,005
وارث "لنكستر"ها "هنري تودور" بهمراه عموي خود
.در بريتانياي كبير در تبعيد بسر ميبرد

27
00:02:18,981 --> 00:02:21,700
.خيلي زياد تو بريتانيا موندي
."هنري تودور"

28
00:02:21,701 --> 00:02:25,140
اينكارو با يه شواليه ولزي كردي
.و با اينحال داري ميخندي

29
00:02:25,141 --> 00:02:27,701
عمو جان، هر كسي رو كه شما جلوي من
.بذاريد ميتونم بزنم

30
00:02:30,061 --> 00:02:32,061
.خوب، براي تو زمان فوق العاده ايه

31
00:02:33,181 --> 00:02:35,221
.دقيقا فوق العادست

32
00:02:49,341 --> 00:02:53,901
"دوست داشتني شد، با پادشاه بخشنده "ادوارد
.كاملا هماهنگه

33
00:02:56,301 --> 00:03:00,981
بخشنده؟ -
.بدون شك. با اجازه دادن به برگشت پسرم  از تبعيد -

34
00:03:06,021 --> 00:03:10,700
شايد اين نشون ميده چقدر به
.امنيت تخت پادشاهيش اطمينان داره

35
00:03:10,701 --> 00:03:13,221
بنظر مياد پسرت ديگه براي ما
.تهديدي تشكيل نميده

36
00:03:15,541 --> 00:03:18,020
.اون الان يه مرد شده

37
00:03:18,021 --> 00:03:23,061
،البته، زمان خيلي زيادي دور بوده
.حتما بسختي اونو بشناسي

38
00:03:46,541 --> 00:03:48,620
!اينم از جايزه شكارم

39
00:03:48,621 --> 00:03:52,380
از بخود باليدنت، پدر، تقريبا انتظار
 .داشتم يه ارتش اونو بياره تو

40
00:03:52,381 --> 00:03:55,740
بخاطر اين حرفاش يه تكه كوچيك به
.پرنسس "اليزابت" ميرسه

41
00:03:55,741 --> 00:03:58,820
و منم مال تو رو ميخورم كه مشخصه
.خيلي دير تمومش ميكني

42
00:03:58,821 --> 00:04:01,620
.من فقط مثل يك پادشاه غذا ميخورم
...ميشه امشب تنها شام بخوريم

43
00:04:01,621 --> 00:04:04,420
و اين زالوها رو بفرستيم با جماعت...
خودشون غذا بخورن؟

44
00:04:04,421 --> 00:04:08,861
!زالو
!"اون به من گفت زالو، "توماس

45
00:04:10,381 --> 00:04:13,780
هر چقدر دوست داري بخور، پدر. امشب
.حق لذت بردن رو بدست آوردي

46
00:04:13,781 --> 00:04:15,340
بازم شراب ميخواي، پدر؟

47
00:04:15,341 --> 00:04:20,140
متشكرم "ريچارد"، "سسيلي"، همه بچه هاي
.زندگي بخش من

48
00:04:20,141 --> 00:04:21,981
.و ملكه خودم

49
00:04:24,181 --> 00:04:26,140
تو حالت خوب نيست؟

50
00:04:26,141 --> 00:04:27,741
.بدنت گرمه

51
00:04:28,741 --> 00:04:30,501
.چيزي نيست

52
00:04:56,461 --> 00:04:58,341
.پسرم داره مياد خونه

53
00:04:59,741 --> 00:05:03,740
فكر ميكنم "جاسپر تودور" هم خوشحال
.ميشه كه به خونه برگرده

54
00:05:03,741 --> 00:05:06,580
...خوب، ميتونه بياد خونه

55
00:05:06,581 --> 00:05:08,381
.در بند شده

56
00:05:09,781 --> 00:05:11,340
."زياد اميدوار نباش، "مارگارت

57
00:05:11,341 --> 00:05:13,860
پسر تو بعنوان يك رقيب براي
.تخت پادشاهي نمياد

58
00:05:13,861 --> 00:05:18,101
اون فقط... يه مدعي تاج و تخته كه
.ادوارد" اونو به زانو درآورده"

59
00:05:19,221 --> 00:05:22,461
من هنوزم ايمان دارم كه خداوند
.پسر منو روي تخت انگلستان ميبره

60
00:05:23,661 --> 00:05:26,741
ولي براي اين چيكار داري ميكني؟
چه نقشه اي داري؟

61
00:05:31,141 --> 00:05:32,661
دعا كردن براي يك معجزه؟

62
00:05:40,781 --> 00:05:45,901
!بيا. بيا يه جرعه از اين بخور. آروم
عزيزم، كجات درد ميكنه؟

63
00:05:52,381 --> 00:05:55,380
.همسرم... بريم تو رختخواب

64
00:05:55,381 --> 00:05:58,260
من فكر ميكنم اعلاحضرت بايد
.نيروي خودشو حفظ كنه

65
00:05:58,261 --> 00:06:00,661
!"آه! "ادوارد

66
00:06:02,821 --> 00:06:06,981
!كمك! يكي بياد! آه، پادشاه

67
00:06:09,261 --> 00:06:11,021
!پادشاه

68
00:06:16,621 --> 00:06:19,700
.فقط تب داري. رفع ميشه

69
00:06:19,701 --> 00:06:21,181
.تب هميشه رفع ميشه

70
00:06:22,381 --> 00:06:25,981
.برادرم "ريچارد، بفرستيد دنبالش

71
00:06:31,381 --> 00:06:35,300
.آروم. اصلا لزومي نداره

72
00:06:35,301 --> 00:06:37,500
.تو قوي هستي

73
00:06:37,501 --> 00:06:39,700
.تو بازنده نميشي

74
00:06:39,701 --> 00:06:41,541
.تو جنگجو بدنيا اومدي

75
00:06:45,501 --> 00:06:47,021
.بخاطر من با اين مبارزه كن

76
00:06:50,101 --> 00:06:51,821
."كاري كه خواستم بكن، "اليزابت

77
00:07:05,221 --> 00:07:07,620
مادر، دليل اين بيماري چيه؟ -
.هيچكس نميدونه -

78
00:07:07,621 --> 00:07:12,260
ممكنه از غذايي كه خورده باشه؟ -
همه ما همون شامو خورديم، علامتي از مسموميت -
.غذايي وجود نداره

79
00:07:12,261 --> 00:07:15,260
تمام كاريكه ميتونيم بكنيم اينه كه
.صبر كنيم تبش پائين بياد

80
00:07:15,261 --> 00:07:17,980
براي "ريچارد" و اعضاي مجلس
.حكومتي خبر بفرست

81
00:07:17,981 --> 00:07:20,621
."و دايي "آنتوني" رو پيدا كن، "توماس

82
00:07:29,821 --> 00:07:32,580
.اسبها و لباسهاي منو آماده كنيد -
.چشم، جناب لرد -

83
00:07:32,581 --> 00:07:34,860
.سلاحها رو هم. بطرف لندن حركت ميكنيم

84
00:07:34,861 --> 00:07:37,061
ريچارد"، موضوع چيه؟"
نكنه وارد جنگ شديم؟

85
00:07:38,141 --> 00:07:39,541
.پادشاه سخت بيمار شده

86
00:07:41,181 --> 00:07:44,901
،اما وليعهدش هنوز يه پسر بچه ست
.آمادگي براي سلطنت نداره

87
00:07:47,181 --> 00:07:49,540
."اليزابت"

88
00:07:49,541 --> 00:07:52,621
"حتما سعي ميكنه اونو هم مثل "ادوارد
.اداره كنه

89
00:07:53,821 --> 00:07:55,220
!اين يكي از حركتاي الهي توئه

90
00:07:55,221 --> 00:07:58,941
من مطمئنم ملكه براي درست كردن اون
...يه جور معجون از كيسه اش مياره بيرون

91
00:08:22,981 --> 00:08:27,260
.بايد براي بريتانيا خبر بفرستم
.فعلا "هنري" همونجا بايد بمونه

92
00:08:27,261 --> 00:08:28,580
...اگر پادشاه بميره

93
00:08:28,581 --> 00:08:31,620
بايد صبر كنيم تا بدونيم
.فرمانرواي پشتيبان كي ميشه

94
00:08:31,621 --> 00:08:33,421
..بايد احتياط كنيم

95
00:08:35,581 --> 00:08:38,381
اما بايد آماده بچنگ آوردن هر
.فرصتي كه بوجود مياد باشيم

96
00:08:39,461 --> 00:08:41,261
.فقط بايد ببينيم اين بازي چطور تموم ميشه

97
00:08:51,421 --> 00:08:53,941
هر كي باشه فكر ميكنه اونا
.براي جنگيدن اومدن

98
00:08:56,741 --> 00:08:58,941
.اسب "دوك" رو بگيريد -
.چشم قربان -

99
00:09:15,381 --> 00:09:18,020
بخاطر اينكه دنبال ما فرستاديد
.از شما متشكريم، علياحضرت

100
00:09:18,021 --> 00:09:19,540
حال برادرم چطوره؟

101
00:09:19,541 --> 00:09:21,261
.درست به موقع اومديد

102
00:09:26,861 --> 00:09:28,381
.نگاهي كه به ما انداخت ديدي

103
00:09:37,701 --> 00:09:40,620
.اقبال اون همراه پادشاه كمرنگ شده

104
00:09:40,621 --> 00:09:44,620
اون مثل يك حيوون زخمي شده كه
.داره از پناهگاهش دفاع ميكنه

105
00:09:44,621 --> 00:09:46,541
.و تو موجب ترسش ميشي

106
00:09:49,581 --> 00:09:51,461
.هشيار باشيد

107
00:09:58,461 --> 00:09:59,981
."بلاكن بري"

108
00:10:02,421 --> 00:10:04,221
."باكينگهام"

109
00:10:19,181 --> 00:10:21,540
...اين سرنوشت پادشاهانه

110
00:10:21,541 --> 00:10:24,940
كه هيچوقت نبينيم پسرانمون چه جور...
.حكمراني ميشن

111
00:10:24,941 --> 00:10:30,181
من هيچوقت نمي فهمم كه پسر عزيزم
.چطور مردي ميشه

112
00:10:32,061 --> 00:10:36,061
.بهتون التماس ميكنم... الان متحد باشيد

113
00:10:37,381 --> 00:10:39,261
.به پرنس "ادوارد" اهميت بديد

114
00:10:40,541 --> 00:10:42,181
.مواظبش باشيد

115
00:10:45,341 --> 00:10:50,181
من با همه شما همكاري ميكنم... كه
.پرنس "ادوارد" رو روي تخت ببريم

116
00:10:52,381 --> 00:10:53,621
.منهم، علياحضرت

117
00:10:55,781 --> 00:10:56,981
.و من

118
00:11:01,181 --> 00:11:03,381
."آنتوني"

119
00:11:18,461 --> 00:11:20,061
.قيم بايد "ريچارد" بشه

120
00:11:22,581 --> 00:11:23,981
.هر طور خواسته شماست

121
00:11:25,261 --> 00:11:26,981
يقينا منظورت "آنتوني" بود؟

122
00:11:30,821 --> 00:11:34,501
تا وقتيكه پرنس "ادوارد" به سن قانوني برسه
.ريچارد" فرمانرواي پشتيبانه"

123
00:11:38,701 --> 00:11:40,781
تو هم موافقي، "اليزابت"؟

124
00:11:54,181 --> 00:11:55,781
.حالا ما رو تنها بذاريد

125
00:11:57,901 --> 00:12:00,741
.ميخوام با شوهرم خداحافظي كنم

126
00:12:04,221 --> 00:12:09,381
براي آخرين بار به پادشاهتون نگاه كنيد
.و در دعاهاتون اونو بياد بياريد

127
00:12:34,181 --> 00:12:36,581
.خواسته تو با افتخار بجا ميارم

128
00:13:04,581 --> 00:13:06,381
.ميدونم اين تو رو خشنود نكرد

129
00:13:08,861 --> 00:13:12,780
آنتوني" قيم واقعيه. تمام چيزايي كه"
.پسرم بلده اون بهش ياد داده

130
00:13:12,781 --> 00:13:14,701
.نام "آنتوني" بر عليه اونه

131
00:13:16,341 --> 00:13:19,461
،ريور"ها از نظر مردم اعتبار دارن"
.نه از ديد قصر

132
00:13:21,221 --> 00:13:23,141
به "ريچارد" براي چيزيكه خواستم
.اعتماد دارم

133
00:13:27,261 --> 00:13:29,260
.اينكارو براي آشتي كردم

134
00:13:29,261 --> 00:13:31,740
...ميدونم. من فقط

135
00:13:31,741 --> 00:13:35,221
خواهش ميكنم آخرين كلمات منو با امور
.كشوري هدر نده

136
00:13:44,421 --> 00:13:46,181
.تو عشق زندگي من هستي

137
00:13:54,341 --> 00:13:56,461
.تو هم همينطور

138
00:14:00,781 --> 00:14:03,381
...ازت متشكرم، "اليزابت" دوست داشتني

139
00:14:06,221 --> 00:14:08,661
.كه زير اون درخت بلوط منتظرم بودي...

140
00:14:11,861 --> 00:14:13,541
.براي اينكه منو خواستي

141
00:14:20,101 --> 00:14:24,141
.تو به من... يه فرصت دوباره دادي

142
00:14:26,021 --> 00:14:27,741
.يه زندگي بهتر

143
00:14:30,941 --> 00:14:33,341
.بچه هاي قشنگ

144
00:14:35,621 --> 00:14:37,981
.اطمينان دادي

145
00:14:55,741 --> 00:14:58,060
!نه

146
00:14:58,061 --> 00:15:00,060
!نه

147
00:15:00,061 --> 00:15:03,621
!نه! نه! نه

148
00:15:11,861 --> 00:15:15,261
مادر! مادر؟

149
00:15:53,021 --> 00:15:56,101
!تو حتي به من تعظيم هم نميكني

150
00:15:58,461 --> 00:16:01,100
.ما الان با هم برابريم

151
00:16:01,101 --> 00:16:03,341
.هر دو مادران يك پادشاهيم

152
00:16:35,781 --> 00:16:37,501
.اين تنش قابل تحمل نيست

153
00:16:39,181 --> 00:16:41,141
.بايد تحملش كنيم

154
00:16:51,061 --> 00:16:53,660
.خواهر، من واقعا متاسفم -
،براي پسرم "ريچارد گري" خبر بفرست -

155
00:16:53,661 --> 00:16:55,860
و بهش بگو پرنس "ادواردگ رو از
.ولز" به اينجا بياره"

156
00:16:55,861 --> 00:16:59,660
مردم از حالا جهت گيري كردن و من
.از عواقب اين ميترسم

157
00:16:59,661 --> 00:17:05,380
اليزابت"؟" -
اين اتفاق "ريچارد" و "يورك"ها رو نزديك -
.تخت پسرم ميكنه

158
00:17:05,381 --> 00:17:10,860
!و منهم به "گرافتون" برگردونده ميشم -
.نه نميشي. "ريچارد" يك مرد نجيبه -

159
00:17:10,861 --> 00:17:12,620
.اون پادشاه رو دوست داشت

160
00:17:12,621 --> 00:17:16,021
.قسم خورد در مورد پسرت درستكار باشه -
!من به هيچكدوم از اونا اعتماد ندارم -

161
00:17:21,141 --> 00:17:26,741
،من... به پسرم نياز دارم، به پادشاه
.كه مراقب من باشه

162
00:17:29,341 --> 00:17:31,301
."خبر بفرست، "آنتوني

163
00:17:32,861 --> 00:17:36,701
،همين حالا پسرمو اينجا ميخوام
.اينجوري اون ميتونه تاجگذاري كنه

164
00:17:38,621 --> 00:17:41,020
.اون پسرو بگيريد

165
00:17:41,021 --> 00:17:44,020
.مادر، خواهش ميكنم، الان وقتش نيست -
.اون حق داره -

166
00:17:44,021 --> 00:17:46,180
.اون پسرو از ملكه دور نگهدار

167
00:17:46,181 --> 00:17:49,100
.اليزابت" تصميم "ادوارد" رو پذيرفت"

168
00:17:49,101 --> 00:17:53,380
.پس "ادوارد" با خوشنودي مرده
.كاملا مشخص بود كه داره دروغ ميگه

169
00:17:53,381 --> 00:17:57,580
اون موجب اعدام "جرج" و
،"مسموميت "ايزابل

170
00:17:57,581 --> 00:18:01,420
كي ميدونه بخاطر حفظ كردن تخت
.براي "ريور"ها چكار ميكنه

171
00:18:01,421 --> 00:18:04,700
.خواهر تو بخاطر زايمانش مرد

172
00:18:04,701 --> 00:18:07,300
...من ميدونم به "اليزابت" اعتماد نداري

173
00:18:07,301 --> 00:18:12,380
ميدونم بايد محتاط بود
.و ميدونم چكاري بايد انجام بشه

174
00:18:12,381 --> 00:18:14,581
.پس بذار فرمانرواي پشتيبان من باشم

175
00:18:22,901 --> 00:18:24,461
."سر رابرت"

176
00:18:32,501 --> 00:18:36,220
."خانم "شور -
.اعلاحضرت، من جدا متاسفم

177
00:18:36,221 --> 00:18:39,660
لطفا. ملكه تازه شوهرش رو از
.دست داد

178
00:18:39,661 --> 00:18:42,020
.كمي احترام نشون بديد

179
00:18:42,021 --> 00:18:44,860
.الان اينجا جايي نداري -
...اما، اعلاحضرت -

180
00:18:44,861 --> 00:18:48,180
.بلاكنبري"، اين زن رو بندازيد بيرون"

181
00:18:48,181 --> 00:18:50,301
.امثال اون براي قصر خوشايند نيستند

182
00:18:54,341 --> 00:18:58,461
.اعلاحضرت -
.من ديگه... اينجا خونه منه. جايي براي رفتن ندارم -

183
00:18:59,621 --> 00:19:02,340
."مطمئن شو اينجا رو ترك ميكنه، "سر رابرت

184
00:19:02,341 --> 00:19:04,581
بعد اسبم و چند مرد خوب رو
.آماده كن

185
00:19:41,421 --> 00:19:43,780
.اين يه خداحافظي نيست

186
00:19:43,781 --> 00:19:45,540
.فعلا اون جايي نميره

187
00:19:45,541 --> 00:19:47,540
چي؟

188
00:19:47,541 --> 00:19:49,620
.از مادرت خبر رسيده

189
00:19:49,621 --> 00:19:51,500
.نقشه تغيير كرده

190
00:19:51,501 --> 00:19:53,261
.برو بيرون

191
00:19:55,181 --> 00:19:56,541
.بيرون

192
00:20:04,221 --> 00:20:06,021
.پادشاه مرد

193
00:20:09,821 --> 00:20:11,900
چطوري؟

194
00:20:11,901 --> 00:20:14,461
.تب... ظاهرا

195
00:20:15,741 --> 00:20:18,781
خوب حالا چي ميشه؟ -
.منتظر ميمونيم تا ببينيم چي ميشه -

196
00:20:22,061 --> 00:20:24,061
.بايد آماده جمع آوري يك ارتش باشيم

197
00:20:25,341 --> 00:20:29,741
براي وقتيكه تو برگشتي... براي
.بدست آوردن تخت بايد بجنگي

198
00:20:42,381 --> 00:20:44,420
.جلو نياييد

199
00:20:44,421 --> 00:20:47,261
!هوو

200
00:20:57,461 --> 00:20:59,221
."جناب "لرد گري

201
00:21:00,541 --> 00:21:02,820
اين چه كاريه، "بلاكنبري"؟

202
00:21:02,821 --> 00:21:05,740
ما اومديم پادشاه رو براي امنيتش
.تا برج همراهي كنيم

203
00:21:05,741 --> 00:21:10,180
بخاطر نگراني شما سپاسگذاريم، اما منهم دستوراتي
.دارم كه پرنس رو به "وست مينستر" ببرم

204
00:21:10,181 --> 00:21:13,701
.من قصد دارم به ديدن مادرم برم
.اسبمو آماده كنيد

205
00:21:20,781 --> 00:21:23,821
!دست نگه داريد

206
00:21:26,661 --> 00:21:30,380
.منو ببخش -
.ريچارد"، تقاضاي حق رفتن ميكنم" -

207
00:21:30,381 --> 00:21:34,540
."شمشيرت رو بيار پائين، "سر -
.تا اجازه رفتن به ما نديد اينكارو نميكنم -

208
00:21:34,541 --> 00:21:36,821
.از امنيت پرنس مطمئن شيد

209
00:21:38,581 --> 00:21:41,180
.دست نگه داريد! به اون دست نزنيد

210
00:21:41,181 --> 00:21:44,101
من به پدرت قول دادم كه
.از تو محافظت كنم

211
00:21:46,381 --> 00:21:48,340
!نه -
!"ادوارد" -

212
00:21:48,341 --> 00:21:50,381
!"ادوارد"

213
00:22:04,941 --> 00:22:06,900
جين"؟"

214
00:22:06,901 --> 00:22:09,060
چي شده؟

215
00:22:09,061 --> 00:22:12,260
.منو از قصر بيرون كردن
.خانوادم بهم پشت كردن

216
00:22:12,261 --> 00:22:14,980
.دوستانم بهم پناه نميدن

217
00:22:14,981 --> 00:22:17,061
!كمكم كن -
.بيا تو -

218
00:22:25,821 --> 00:22:29,141
فكر نميكردم به اين سرعت از
.نور چشمي بودت نزول كنم

219
00:22:37,701 --> 00:22:39,021
.متشكرم

220
00:22:42,541 --> 00:22:46,380
هميشه مرگ يك پادشاه دلايلي
.براي ناهماهنگي بوجود مياره

221
00:22:46,381 --> 00:22:48,861
،مردم واكنش افراطي نشون ميدن
.جهت انتخاب ميكنن

222
00:22:50,461 --> 00:22:54,100
وقتي "ادوارد" جوان تاجگذاري كنه
.همه اينا خاموش ميشه

223
00:22:54,101 --> 00:22:58,981
"تو هنوز نشنيدي؟ "ريچارد" پرنس "ادوارد
.رو به برج برده

224
00:23:01,141 --> 00:23:05,500
از اتفاقي كه براي محافظت افتاد متاسفم، اما
.افراد من براي محافظت از تو اونجا بودن

225
00:23:05,501 --> 00:23:07,060
.تعداد شما بيشتر از ما بود

226
00:23:07,061 --> 00:23:10,421
،اينجا جات امنه. تا زمانيكه پادشاه بشي
.آسيب پذيري

227
00:23:11,741 --> 00:23:15,860
دايي "ريچاردت" چجور محافظيه وقتي
تو رو تو كمترين وضعيت خطرناك قرار ميده؟

228
00:23:15,861 --> 00:23:17,901
.ميخوام به مادرم تسليت بگم

229
00:23:20,101 --> 00:23:21,941
."اون داره رنج ميكشه، "ادوارد

230
00:23:23,341 --> 00:23:25,541
بهتره هر وقت دوباره به
.خودش اومد بري پيشش

231
00:23:27,141 --> 00:23:29,141
.فردا صبح ملاقاتت ميكنم

232
00:23:30,261 --> 00:23:32,380
.حرفاي زيادي براي زدن داريم

233
00:23:32,381 --> 00:23:34,261
.و متاسفم

234
00:23:52,381 --> 00:23:54,580
اون با چه جرعتي پسراي منو تهديد ميكنه؟

235
00:23:54,581 --> 00:23:57,980
اون ادعا ميكنه داره امنيت پرنس "ادوارد" رو
.تامين ميكنه، فقط به قولش عمل ميكنه

236
00:23:57,981 --> 00:24:00,060
تو باور ميكني؟ -
.آره -

237
00:24:00,061 --> 00:24:02,860
ميدونستم كه خودم بايد ميرفتم
.اونو مياوردم

238
00:24:02,861 --> 00:24:06,820
.اونموقع تو هم توي برج بودي -
 .به مجلس حكومتي براي رهايي اونا درخواست ميدم -

239
00:24:06,821 --> 00:24:09,180
.آنتوني"! اين حركتي براي جنگه"

240
00:24:09,181 --> 00:24:12,820
.همين حالا بايد سرباز جمع كنيم -
و امنيت برادرانتو به خطر بندازي؟ -

241
00:24:12,821 --> 00:24:16,380
تو مضطربي و حق هم داري، اما ايمان داشته
...باش كه "ريچارد" كاريكه درسته انجام ميده

242
00:24:16,381 --> 00:24:19,260
اون "ادوارد" رو گذاشت توي برج
.كه از من دورش كنه

243
00:24:19,261 --> 00:24:21,180
.و اون "ريچارد گري" رو بازداشت كرد

244
00:24:21,181 --> 00:24:25,020
هر چيز با ارزش رو برداريد، خواهر و برادراتو
.رو بيدار كن، هممون به پناهگاه مقدس ميريم

245
00:24:25,021 --> 00:24:28,860
."خواهر! - "ليزي -
.مادر، با عمو "ريچارد" صحبت كن -

246
00:24:28,861 --> 00:24:30,740
.ميخواي "آنتوني" رو هم ببر

247
00:24:30,741 --> 00:24:33,660
ازش بخواه بعنوان نشون دادن مراعات اجازه
.بده برادرام برن

248
00:24:33,661 --> 00:24:37,061
فقط احمقها منتظر ميشن كه ببينن
!ممكنه دشمنانشون دوست باشن

249
00:24:38,861 --> 00:24:43,101
ريچارد"، "ادوارد" رو ربوده، چي ميتونه"
جلوشو بگيره كه اونيكي پسرم رو هم ندزده؟

250
00:24:44,501 --> 00:24:46,061
!كاري كه گفتم بكنيد

251
00:24:50,141 --> 00:24:52,580
ميخوام براي برادرم خبر بفرستم
.كه ناوگان رو آماده كنه

252
00:24:52,581 --> 00:24:54,380
!تو نبايد اينكارو بكني

253
00:24:54,381 --> 00:24:58,540
.بعد به ما ملحق شو -
من بيرون بعنوان چشم و گوش شما -
.بيشتر خدمت ميكنم

254
00:24:58,541 --> 00:25:00,581
.وقتي انجام شد خبر بفرست

255
00:25:03,381 --> 00:25:04,941
."مراقب باش، "توماس

256
00:25:06,781 --> 00:25:10,180
.خواهش ميكنم! تو بايد به اون اعتماد كني

257
00:25:10,181 --> 00:25:12,101
.من به هيچكس اعتماد نميكنم

258
00:25:14,381 --> 00:25:17,740
براي تامين آزادي پسرام نقش
.سياسيتو بازي كن

259
00:25:17,741 --> 00:25:21,261
،اگر كوچكترين اتفاقي براي اونا بيافته
!هيچوقت تو رو نميبخشم

260
00:25:29,461 --> 00:25:33,980
نه فقط جواهرات، اون تمام گنجينه رو
.به "وست مينستر" برده

261
00:25:33,981 --> 00:25:36,740
.براي تامين آسايش بچه هاش در پناهگاه مقدس

262
00:25:36,741 --> 00:25:38,940
براي چه مدتي قصد داره بمونه؟

263
00:25:38,941 --> 00:25:42,260
.اين واقعا يك موهبته

264
00:25:42,261 --> 00:25:45,420
ربودن پسرها سبب شد "اليزابت
.از "ريچارد" شك كنه

265
00:25:45,421 --> 00:25:49,740
- ترجمه نشده -

266
00:25:49,741 --> 00:25:52,660
...اگر اين افزايش پيدا كنه -
.اونا بر سر تاج وارد مبارزه ميشن -

267
00:25:52,661 --> 00:25:56,980
،خوب، يكي از اونا شكست ميخوره
.اونا ممكنه همديگه رو به نابودي بكشونن

268
00:25:56,981 --> 00:26:00,380
تخت خالي ميشه و پسر من
.بروي اون ميشينه

269
00:26:00,381 --> 00:26:02,861
يعني اين فرصت ماست؟

270
00:26:05,461 --> 00:26:09,060
،همه اونها در كليساي "وست مينستر" هستند
."بغير از "توماس گري

271
00:26:09,061 --> 00:26:12,100
ما جلوي نامه اي از اون به عموش
.ادوارد ريورز" رو گرفتيم"

272
00:26:12,101 --> 00:26:15,741
دريا سالار؟ -
.اونا ميخوان ناوگان رو آماده كنن -

273
00:26:21,541 --> 00:26:24,661
درياسالار و "توماس گري" رو
.به اتهام خيانت دستگير كنيد

274
00:26:26,621 --> 00:26:29,940
ما نميتونيم اجازه بديم اونا
.بر عليه من نقشه بكشن

275
00:26:29,941 --> 00:26:32,061
.افرادو جمع كنيد، همه افرادو

276
00:26:44,061 --> 00:26:47,700
چرا؟ چرا "اليزابت" بايد اينكارو بكنه؟ -
.چونكه اون راه مستقيم رو نميره -

277
00:26:47,701 --> 00:26:50,700
كي ميخواي قبول كني كه اون تو رو
هيچ جا نزديك پسرش نميخواد؟

278
00:26:50,701 --> 00:26:52,940
اون ميتونه با اون ثروت يك
.ارتش بخره

279
00:26:52,941 --> 00:26:56,621
ممكنه. اما اون از پناهگاه مقدس
چي رو ميتونه بدست بياره؟

280
00:27:00,901 --> 00:27:03,820
.تو حافظه كوتاهي داري

281
00:27:03,821 --> 00:27:06,460
دفعه آخري كه اونجا بود براي
...پنهان كردن پيشروي شما

282
00:27:06,461 --> 00:27:10,141
"بطرف نيروهاي پدرم در "بارنت ...
.يك مه فرستاد

283
00:27:12,061 --> 00:27:16,861
،در مقابل روشهاي اون مراقب خودت باش
.از خودت و ميراث پادشاه محافظت كن

284
00:27:17,901 --> 00:27:22,620
،منهم همينو ميخوام
.تاجگذاري پسرش، همونطور كه خودش خواست

285
00:27:22,621 --> 00:27:24,380
.پس انجام بده

286
00:27:24,381 --> 00:27:29,501
،و خودت رو فرمانرواي پشتيبان اعلام كن
.قبل از اينكه اون در اين مورد كاري بكنه

287
00:27:30,701 --> 00:27:35,141
يك پيغام ميفرستم و ميگم كه از
.چيزي نميترسم

288
00:27:42,341 --> 00:27:45,901
.سربازا، همه جا هستن
.دروازه ها، راهروها

289
00:27:47,141 --> 00:27:49,220
.پس اين جنگه

290
00:27:49,221 --> 00:27:52,380
.نه. نه، نه، مادر

291
00:27:52,381 --> 00:27:55,740
،ما نميتونيم با ريچارد بجنگيم
!با ارتش "يورك"، از اين سياه چال

292
00:27:55,741 --> 00:27:58,420
"فكر ميكني وقتي پدرت با ارتش "لنكستر
...كه چهار برابر نفرات خودش بود

293
00:27:58,421 --> 00:28:01,780
روبرو شد اينطور فكر ميكرد؟ ...

294
00:28:01,781 --> 00:28:05,100
نه. اون بزرگترين پيروزي رو
!در تاريخ انگلستان بدست آورد

295
00:28:05,101 --> 00:28:07,460
.و اون درون هر كدوم از شماست

296
00:28:07,461 --> 00:28:11,660
صداي اونه كه به شما براي دلاوري
.و شجاعت نيرو ميده

297
00:28:11,661 --> 00:28:17,421
،ممكنه ما اينجا حبس شده باشيم
.اما اون مراقب ماست

298
00:29:04,741 --> 00:29:07,301
.منو ببخشيد

299
00:29:08,381 --> 00:29:11,421
.چند روز گذشته خيلي خسته كننده بود

300
00:29:12,821 --> 00:29:15,100
،خوب، پس، ممكنه خدمتگذاريم رو تقديم كنم

301
00:29:15,101 --> 00:29:17,661
احتمالش هست كه علياحضرت
براي مدتي در قصر بمونن؟

302
00:29:31,461 --> 00:29:34,261
آخرين چيزيكه كشور بهش نياز داره
.عدم جهت دار بودنه

303
00:29:38,661 --> 00:29:40,700
،منو ببخشيد، خانمها

304
00:29:40,701 --> 00:29:44,421
الان براي تاجگذاري "پرنس" احساس
.مناسبي ندارم

305
00:29:46,061 --> 00:29:48,101
.علياحضرت

306
00:30:00,781 --> 00:30:04,061
.تا سه روز ديگه تاجگذاريش انجام ميشه

307
00:30:35,621 --> 00:30:37,580
"از برادرتون "آنتوني
.خبرهايي آوردم

308
00:30:37,581 --> 00:30:39,621
.لطفا اجازه بديد بيام داخل

309
00:30:54,101 --> 00:30:56,141
.علياحضرت

310
00:30:57,861 --> 00:31:00,340
آنتوني" بخاطر اينكه بيطرف"
...بنظر بياد فاصله شو حفظ ميكنه

311
00:31:00,341 --> 00:31:01,820
.اما براي شما دادخواهي ميكنه...

312
00:31:01,821 --> 00:31:05,820
اون "ريچارد" رو متقاعد كرد كه تاريخي
.براي تاجگذاري معين كنه، تا سه روز ديگه

313
00:31:05,821 --> 00:31:08,860
 از كجا بدونم كه اين يك تله از طرف
ريچارد" براي بيرون كشيدن ما نيست؟"

314
00:31:08,861 --> 00:31:12,901
ريچارد" منو بيرون انداخت، از همون لحظه اي"
.كه پادشاه فوت كرد منو به خيابونها پرت كرد

315
00:31:14,261 --> 00:31:17,060
پس "آنتوني" چي براي تو فراهم ميكنه؟

316
00:31:17,061 --> 00:31:19,620
.من اونو خيلي تحسين ميكنم

317
00:31:19,621 --> 00:31:21,981
به همين دليل با بخطر انداختن
.خودم به اينجا اومدم

318
00:31:24,261 --> 00:31:26,381
."سسيلي"

319
00:31:35,301 --> 00:31:37,340
نقشه "ريچارد" اينه كه پسرمو تاجگذاري كنه؟ -
.بله -

320
00:31:37,341 --> 00:31:40,860
آنتوني" فكر ميكنه شما بايد به مراسم تاجگذاري"
.بريد و نشون بديد كه ميتونيد با "ريچارد همكاري كنيد

321
00:31:40,861 --> 00:31:42,100
.اين اتفاق هيچوقت نميافته

322
00:31:42,101 --> 00:31:46,100
منهم مطالبات خودم رو دارم، كه اون پسرامو
!آزاد كنه و اون "ريچارد" تنبيه بشه

323
00:31:46,101 --> 00:31:50,541
مادر. "آنتوني" براي آتش بس ميانجيگري
.كرده، يك راه خروج بهمون ارائه كرده

324
00:31:51,861 --> 00:31:54,181
.تلاش هاي اونو تخريب نكن

325
00:31:55,661 --> 00:32:00,820
به اون بگو اگر سربازهاشو از كليسا دور
.كنه احساس بهتري ميكنم

326
00:32:00,821 --> 00:32:02,821
.و به "آنتوني" بگو در موردش فكر ميكنم

327
00:32:04,101 --> 00:32:05,981
.بهش بگو من متاسفم

328
00:32:07,781 --> 00:32:09,621
.حرفايي از روي عصبانيت زدم

329
00:32:11,501 --> 00:32:13,541
.علياحضرتها

330
00:32:25,461 --> 00:32:27,501
.سربازا، اونا رفتن

331
00:32:31,541 --> 00:32:35,941
ريچارد" تسليم شد. حتما "آنتوني" تقاضاي"
.تو رو به اون گفته

332
00:32:38,901 --> 00:32:40,940
.صبر كن

333
00:32:40,941 --> 00:32:44,380
ما ميتونيم به "ريچارد" اعتماد كنيم؟

334
00:32:44,381 --> 00:32:47,261
"الان بايد در تاجگذاري "ادوارد
حاضر بشيم؟

335
00:32:49,901 --> 00:32:52,820
تمام سربازاي "ريچارد" اونجا رو ترك كردن؟

336
00:32:52,821 --> 00:32:55,540
آنتوني ريورز" اينو تقاضا كرد و اطمينان"
.داد كه خصومتها تموم ميشن

337
00:32:55,541 --> 00:32:56,980
.اونا هنوز نصبت بهم محتاط هستن

338
00:32:56,981 --> 00:32:59,301
.اما اونا ديگه همديگه رو نميكشن

339
00:33:00,381 --> 00:33:02,020
 .ما بايد اين آتش بس رو خراب كنيم

340
00:33:02,021 --> 00:33:06,101
اليزابت" نبايد اعتماد به "ريچارد" رو" -
.بپذيره. - موافقم

341
00:33:12,301 --> 00:33:14,980
ادوارد"، يك حرومزاده؟"
.آشپزهامون داشتن در مورد غيبت ميكردن

342
00:33:14,981 --> 00:33:17,500
طبيعتا، من بهشون ناسزا گفتم و هشدار دادم
...كه هرگز تكرار نكنن

343
00:33:17,501 --> 00:33:21,221
و اين شايعات قديمي رو كي به تو ميگه؟ -
.سربازا -

344
00:33:23,421 --> 00:33:26,740
.نه. چنين حركتي شرم آوره

345
00:33:26,741 --> 00:33:29,540
اين بايد زيردست بيشتر
.سربازايي باشه كه من ميشناسم

346
00:33:29,541 --> 00:33:31,580
.اينا افراد "ريچارد" هستن

347
00:33:31,581 --> 00:33:34,140
چرا داري اينو به من ميگي؟

348
00:33:34,141 --> 00:33:36,580
.چونكه نگران همه تون هستم

349
00:33:36,581 --> 00:33:39,780
"اگر اين درست باشه و "ريچارد
،مجلس رو فراخواني كنه

350
00:33:39,781 --> 00:33:42,420
ادوارد" حرامزاده اعلام ميشه و"
.تو همه چيزو از دست ميدي

351
00:33:42,421 --> 00:33:44,660
.بچه هات از ارث محروم ميشن...

352
00:33:44,661 --> 00:33:46,381
اگر اون دنبال ايجاد صلح نباشه چي؟

353
00:33:48,101 --> 00:33:49,941
."اينا پسراي من هستن، "ريچارد" و "توماس گري
با من ازدواج ميكني؟

354
00:33:50,941 --> 00:33:54,620
چون شما از قصر دور شديد، حس كردم
،اونجا به يه جفت چشم و گوش نياز داريد

355
00:33:54,621 --> 00:33:57,220
.براي همين به "آن" پيشنهاد خدمت كردم

356
00:33:57,221 --> 00:33:59,420
!چقدر با محبتي

357
00:33:59,421 --> 00:34:03,100
شايد اين ناچيز باشه اما متوجه ميشيد
...كه "آن" چطور از آماده شدن

358
00:34:03,101 --> 00:34:05,341
براي تاجگذاري پسر شما امتناع ميكنه؟...

359
00:34:06,781 --> 00:34:10,621
 چي؟ -
.شايد زيادي شمرده باشم، به اندازه كافي لباس داره -

360
00:34:13,781 --> 00:34:18,221
يا... يا اينكه اون نميره به اونجا چون ممكنه
 .حتي تاجگذاري در كار نباشه

361
00:34:22,901 --> 00:34:24,861
.نه. نه

362
00:34:26,981 --> 00:34:29,340
،"جين شور"
براي "اليزابت" پيغام ميبره؟

363
00:34:29,341 --> 00:34:31,300
.بهم گفته شده از طرف دشمنانتون

364
00:34:31,301 --> 00:34:33,901
كي گفته؟
.اين از صحبتهاي قصره، جناب لرد

365
00:34:35,021 --> 00:34:41,260
با احترام عرض كنم، اين برخلاف يك موضوع -
.بي ارزشه كه مردم بخوان شما رو باهاش نگران كنن
.با اينحال خودت انجام ميدي -

366
00:34:41,261 --> 00:34:43,740
من فقط براي محافظت از شما و اعتبارتون
.ترفيع داده شدم

367
00:34:43,741 --> 00:34:46,220
مطمئنم شما نميخواهيد شاهد اين باشيد كه
...ملكه به شما اجازه خودنمايي نده

368
00:34:46,221 --> 00:34:49,060
،و گروه خيانتكارانش رو بزرگتر كنه...
درست ميگم؟

369
00:34:49,061 --> 00:34:51,180
."خودت هم كه سر هم نكردي، "استنلي

370
00:34:51,181 --> 00:34:55,021
...جناب لرد، من هيچوقت كاري نميكنم -
.نه، اما تن صدات حالت جهت دهي داره -

371
00:34:56,341 --> 00:34:58,341
.خودم قادر به قضاوتهاي خودم هستم

372
00:35:01,181 --> 00:35:05,381
بنظر مياد اخراج شدن "جين شور" بهانه اي
.براي طلب مبارزه از من بدستش داده

373
00:35:06,941 --> 00:35:10,380
چرا "اليزابت" بايد با معشوقه
شوهرش نقشه بكشه؟

374
00:35:10,381 --> 00:35:13,420
نا اميدي؟
.حتما دوستانش كم شدن

375
00:35:13,421 --> 00:35:15,940
تو بايد افرادي رو براي تعقيب
،اون فاحشه بفرستي

376
00:35:15,941 --> 00:35:17,581
.كه ببيني الان با كي تو رختخواب ميره...

377
00:35:18,661 --> 00:35:21,420
...من استقامت نداشتن را بياد مياورم"

378
00:35:21,421 --> 00:35:23,820
...اين دنيا اين چنين درحال چرخاندن..."

379
00:35:23,821 --> 00:35:25,540
"...من است...

380
00:35:25,541 --> 00:35:27,341
"بشكل معكوس؟"

381
00:35:29,221 --> 00:35:32,861
معكوس... چه حدسي بايد بزنم؟

382
00:35:34,861 --> 00:35:38,621
.اين اولين بند شعره
.بايد تمومش كنم

383
00:35:46,101 --> 00:35:49,821
بخاطر خدا اين چيه؟

384
00:35:55,341 --> 00:35:57,540
.خائن رو دستگير كنيد

385
00:35:57,541 --> 00:36:00,260
.ولم كنيد -
.ولش كنيد. بس كنيد -

386
00:36:00,261 --> 00:36:02,660
!ولم كنيد. بهم دست نزنيد. بريد بيرون

387
00:36:02,661 --> 00:36:05,820
.بيرون! خودتو بپوشون

388
00:36:05,821 --> 00:36:09,381
!بريد بيرون! بيرون -
!ساكت -

389
00:36:12,341 --> 00:36:15,701
ديگه چه كسي تو اين خونه ست؟ -
.هيچكس -

390
00:36:30,221 --> 00:36:32,941
!توماس گري". پيداش كنيد"

391
00:36:37,541 --> 00:36:39,581
آنتوني"؟"

392
00:36:40,941 --> 00:36:45,741
،اون هميشه به من خيلي وفادار بوده
.حتي هين چند روز اخير

393
00:36:49,901 --> 00:36:53,461
."اون يك "ريورزه". برادر "اليزابت

394
00:36:56,781 --> 00:36:58,901
تو بايد اون و فاحشه اونو
.مجازات كني

395
00:37:00,461 --> 00:37:03,340
...من عهد كردم

396
00:37:03,341 --> 00:37:09,021
،همه ما قسم خورديم با هم يكي باشيم
.مراقب اون بچه باشيم، تاج رو روي سرش ببينيم

397
00:37:13,781 --> 00:37:18,701
پس بايد كاري رو كه قلبت ميگه با
.نفوذ بيشتري انجام بدي

398
00:37:20,381 --> 00:37:23,660
اگر سربازان درون كليسا "اليزابت" رو
...براي اطاعت نترسوندند

399
00:37:23,661 --> 00:37:25,301
.پس يه كاري بكن كه اطاعت كنه...

400
00:37:27,221 --> 00:37:29,541
بهشون نشون بده كه فرمانرواي
.پشتيبان واقعي كيه

401
00:37:43,461 --> 00:37:48,701
-

402
00:37:52,701 --> 00:37:54,261
-

403
00:37:55,621 --> 00:37:57,661
.اونا براش دلسوزي ميكنن

404
00:38:01,541 --> 00:38:07,060
-

405
00:38:07,061 --> 00:38:12,540
-

406
00:38:12,541 --> 00:38:14,661
-

407
00:38:25,701 --> 00:38:30,021
ريچارد"، ازت خواهش ميكنم به"
.دليل و برهان گوش كن

408
00:38:31,381 --> 00:38:33,221
.من دشمن تو نيستم

409
00:38:34,501 --> 00:38:39,820
من "باكينگهام" هستم. ممكنه وارد بشم؟

410
00:38:39,821 --> 00:38:42,901
.مخفي بشيد، مخفي شيد، زودتر

411
00:38:45,341 --> 00:38:47,381
.حرف محرمانه اي با شما دارم علياحضرت

412
00:38:50,301 --> 00:38:53,220
."اين از طرف "ريچارده
.وقتي داشتم جدا ميشدم بهم دادن

413
00:38:53,221 --> 00:38:56,701
اون فكر كرد دخترها و پسر برادرش
.ممكنه به غذاي تازه احتياج داشته باشن

414
00:38:59,701 --> 00:39:01,460
واقعا براي چي اينجايي؟

415
00:39:01,461 --> 00:39:04,780
"اون خيلي دلش ميخواد كه پرنس "ريچارد
.به برادر بزرگترش ملحق بشه

416
00:39:04,781 --> 00:39:07,420
.هنگام تدارك براي تاجگذاريش -
.نه -

417
00:39:07,421 --> 00:39:12,661
براي تقويت روحيه و همچنين ميتونه با
.ساز و برگهاي خوش منظري هم آراسته بشه

418
00:39:15,101 --> 00:39:19,260
علياحضرت دلشون ميخواد اون يك كت
قلاب دوزي شده زربافت رنگ و رو رفته بپوشه؟

419
00:39:19,261 --> 00:39:22,340
ممكنه اون دلش بخواد برادر
بزرگترش رو ببينه؟

420
00:39:22,341 --> 00:39:25,340
پسرم سرما خورده و جايي
.نميتونه بره

421
00:39:25,341 --> 00:39:28,381
.آه، "ريچارد" از اينكار اصلا خوشحال نميشه

422
00:39:33,741 --> 00:39:39,061
اما... من يه بچه بيمار رو از
.مادرش جدا نميكنم

423
00:39:44,501 --> 00:39:48,900
."آنتوني" دستگير شده، بهمراه معشوقش "جين شور" -
چي؟ -

424
00:39:48,901 --> 00:39:54,260
.بعنوان مظنون به توطئه چيني بر عليه "فرمانرواي پشتيبان" بهمراه "توماس گري" و شما

425
00:39:54,261 --> 00:39:57,501
خداي من. "توماس" چي؟ -
.اون فرار كرد -

426
00:39:59,261 --> 00:40:03,620
"علياحضرت، اين ميتونه به "آنتوني
.كمك زيادي بكنه

427
00:40:03,621 --> 00:40:06,301
"اگر شما با تقاضاهاي "ريچارد
.موافقت كنيد

428
00:40:17,101 --> 00:40:18,861
.من فردا برميگردم

429
00:40:20,581 --> 00:40:23,621
بذاريد اميدوار باشيم در شرط اون
.كمي تغيير بوجود بياد

430
00:40:29,501 --> 00:40:31,541
.ريچارد"، اون پائين بمون، پنهان بمون"

431
00:40:41,821 --> 00:40:44,340
.بايد تو رو امشب از اينجا ببريم بيرون

432
00:40:44,341 --> 00:40:47,260
."تو و "توماس گري

433
00:40:47,261 --> 00:40:49,860
بايد يه پسربچه كه خيلي شبيه
.تو باشه پيدا كنيم

434
00:40:49,861 --> 00:40:53,260
.مادر -
.مبارزه با "ريچارد" الان هممون رو بخطر ميندازه -

435
00:40:53,261 --> 00:40:54,940
مگه نمي بيني؟

436
00:40:54,941 --> 00:40:58,140
،ريچارد" ميتونه هركاري بخواد بكنه"
.چه ما موافق باشيم يا نه

437
00:40:58,141 --> 00:41:00,500
.اون ميتونه همه ما رو رسوا كنه

438
00:41:00,501 --> 00:41:03,900
ميتونه برادرتو از نظرها دور نگه داره و
.بهش حكم برونه

439
00:41:03,901 --> 00:41:06,701
يه فرصت براي نجات پسرم دارم و
.بايد ازش استفاده كنم

440
00:41:50,381 --> 00:41:52,461
.ليدي مارگارت، به كمك شما احتياج دارم"

441
00:41:53,461 --> 00:41:57,061
،بخاطر وفاداري شما سپاسگذارم"
".اما الان زمان حركته

442
00:42:05,621 --> 00:42:08,700
تو خدمت بزرگي داري به
.پادشاه ميكني

443
00:42:08,701 --> 00:42:10,421
."بريم به رختخوابت، "جفري

444
00:42:23,261 --> 00:42:26,541
..."لعنت به "ريچارد

445
00:42:29,661 --> 00:42:32,741
."دوك گلاستر"

446
00:42:33,821 --> 00:42:39,341
لعنت به "فرمانرواي پشتيبان" كه
.شمشيري در دست اونه

447
00:42:42,741 --> 00:42:45,421
.زني ضعيف براي شوهرش

448
00:42:46,941 --> 00:42:49,821
.پدر يك وارث بيمار

449
00:42:51,021 --> 00:42:53,460
".اون "فرمانرواي پشتيبان"ـه"

450
00:42:53,461 --> 00:42:56,180
اون مجبور نيست خودشو براي
.اعضاي مجلس توجيح كنه

451
00:42:56,181 --> 00:42:59,380
اونا از راه بيرون كشيدن "آنتوني ريورز" از
...رختخوابش خوششون نيومده

452
00:42:59,381 --> 00:43:01,740
يا با فرستادن "باكينگهام" براي در...
.امنيت قرار دادن اون يكي پسر

453
00:43:01,741 --> 00:43:04,180
روي اونا تاثيري گذاشته كه اون
.به مشورت اونها اهميت نميده

454
00:43:04,181 --> 00:43:06,700
.شما "فرمانرواي پشتيبان" هستيد
.ما بايد جلوي اينو بگيريم

455
00:43:06,701 --> 00:43:10,300
."ميدونم، "بلاكنبري
!احمقاي لعنتي، مگه اونا نمي بينن؟ آه

456
00:43:10,301 --> 00:43:12,940
!جناب لرد -
ريچارد"؟" -

457
00:43:12,941 --> 00:43:15,700
!"يك طبيب خبر بيار، "بلاكنبري -
...نه، نه. خودش خوب ميشه

458
00:43:15,701 --> 00:43:19,580
.من ميتونم بگم، اين كار اون زنه
.اون نفرينت كرده، بازويي شمشير زنت

459
00:43:19,581 --> 00:43:23,861
.مطمئنم كه چيزي نيست -
.اعلاحضرت، خوب ميشه -

460
00:43:26,061 --> 00:43:30,101
مجلس داره تقاضاي آزادي "آنتوني" رو
.ميكنه، تقريبا همشون

461
00:43:31,781 --> 00:43:34,380
.من نميتونم استدلالي براي اونا بيارم

462
00:43:34,381 --> 00:43:36,461
حتي نميدونم ميتونم بهشون اعتماد كنم يا نه؟

463
00:43:39,501 --> 00:43:41,820
،اگر اونا از "آنتوني" حمايت كنن
.بر عليه تو عمل كردن

464
00:43:41,821 --> 00:43:44,821
ممكنه الان كه داريم صحبت ميكنيم
.دارن نقشه كارشون رو ميكشن

465
00:43:47,821 --> 00:43:51,820
اونجا آدماي زيادي هستند كه حق صحبت
...در مورد مسائل امنيتي دارن

466
00:43:51,821 --> 00:43:53,581
."و آينده "پرنس ادوارد...

467
00:44:01,701 --> 00:44:03,661
.خائنين رو ريشه كن كنيد

468
00:44:04,741 --> 00:44:08,300
ما بايد "ادوارد" رو از"
.برج آزاد كنيم

469
00:44:08,301 --> 00:44:12,021
من ميترسم "ريچارد" از پسرم فقط براي"
".پيشبرد جاه طلبي هاي خودش استفاده كنه

470
00:44:15,101 --> 00:44:17,421
.بريد كنار. افراد، منو تعقيب كنيد
.دنبالم بيايد

471
00:44:22,021 --> 00:44:25,260
.از در محافظت كنيد
.دنبال هر مدركي منوط به خيانت بگرديد

472
00:44:25,261 --> 00:44:27,900
معني اينكار چيه؟

473
00:44:27,901 --> 00:44:32,340
،لرد استنلي" در حبس خانگي هستند"
.ما ميخواهيم اوراق اونو بگرديم

474
00:44:32,341 --> 00:44:35,220
.اتاق -
اينكار بي معنيه! دنبال چه نتيجه اي هستين؟ -

475
00:44:35,221 --> 00:44:37,140
.همراه من بياييد

476
00:44:37,141 --> 00:44:40,260
ريچارد" به مجلس مشكوكه كه"
..."بهمراه ملكه و "آنتوني ريورز

477
00:44:40,261 --> 00:44:41,620
.درحال دسيسه گري هستند...

478
00:44:41,621 --> 00:44:44,500
.شوهر من با "ريچارد" متحده

479
00:44:44,501 --> 00:44:47,500
يعني، يعني اين رفتاريه كه اون
با دوستانش ميكنه؟

480
00:44:47,501 --> 00:44:51,341
.اينها وسايل من هستن -
.بذار نگاه كنن. چيزي براي مخفي كردن نداريم -

481
00:44:53,061 --> 00:44:55,941
.لطفا. اونا قطعه هاي روحاني هستن
.و چيزهاي حساسي هستن

482
00:45:02,141 --> 00:45:04,180
.دست نگه داريد

483
00:45:04,181 --> 00:45:06,621
.اون انجيل تقديس شده ست

484
00:45:07,621 --> 00:45:09,820
تنها شخص ديگه اي كه
...اونو حمل ميكنه

485
00:45:09,821 --> 00:45:12,261
.خود وجود مباركشه، شخص پاپ...

486
00:45:35,941 --> 00:45:37,981
."متشكرم، "سر رابرت

487
00:45:44,861 --> 00:45:47,660
."لرد استنلي"

488
00:45:47,661 --> 00:45:51,220
هيچ مدركي گواه بر حضور شما در
.اين دسيسه گري نتونستم پيدا كنم

489
00:45:51,221 --> 00:45:53,341
.البته كه نتونستيد

490
00:45:57,941 --> 00:46:01,500
."با عرض پوزش، "ليدي مارگارت

491
00:46:01,501 --> 00:46:03,501
!افراد

492
00:46:09,781 --> 00:46:11,821
!آه، خداي من

493
00:46:18,661 --> 00:46:20,820
هيچ اتهامي وجود داره؟

494
00:46:20,821 --> 00:46:22,541
.خوشبختانه، بر عليه شما نه

495
00:46:24,941 --> 00:46:27,060
ميخواهيد به من كمك كنيد؟

496
00:46:27,061 --> 00:46:31,101
"اين يك مسئله حساسه و درخواست "ريچارد
.احتياط كامله

497
00:46:33,461 --> 00:46:40,221
،"من براي كمك به شما هر كاري ميكنم "دوك
.حداقل بتونم وفاداريم رو ثابت كنم

498
00:46:41,261 --> 00:46:46,101
هنوز هم؟ نميتوني؟

499
00:46:49,381 --> 00:46:52,581
اون نشون داده كه فقط مايله
.خواسته خودش رو انجام بده

500
00:46:54,021 --> 00:46:56,941
.سوالي ازش نميشه كرد
.همه ما بايد گفته هاي اونو انجام بديم

501
00:46:59,061 --> 00:47:02,900
انديشه من از اينه كه فردا ممكنه
،چكار بكنه

502
00:47:02,901 --> 00:47:06,621
بعد از اينكه اون پسر رو تاجگذاري كرد و
.فرمانرواي پشتيبان" بودنش تائيد شد"

503
00:47:17,021 --> 00:47:20,941
."استنلي". "لرد باكينگهام"

504
00:47:28,141 --> 00:47:31,181
به برادرت بگو ما
.در فكر اون هستيم

505
00:47:32,501 --> 00:47:34,501
.مثل همه ما، علياحضرت

506
00:47:43,141 --> 00:47:45,101
.بيا، پسرم

507
00:47:50,941 --> 00:47:53,700
تو واقعا فكر ميكني مردم باور
ميكنن اون "ريچارد" باشه؟

508
00:47:53,701 --> 00:47:56,300
حداقل يكم وقت برامون مهيا ميكنه تا
.پسرمون دورتر بشه

509
00:47:56,301 --> 00:47:59,340
اگر فكر نكردي كه "پرنس ريچارد" با رفتن
...به برج صاحب امنيت بيشتري ميشه

510
00:47:59,341 --> 00:48:01,261
.پس بايد قبول كني "ادوارد" هم در خطره...

511
00:48:03,901 --> 00:48:07,860
وقتي اون "جفري" رو ببينه، متوجه اتفاقات
.ميشه، براي زندگيش به وحشت ميافته

512
00:48:07,861 --> 00:48:10,180
،اون ميفهمه كه چاره ديگه اي نداشتم

513
00:48:10,181 --> 00:48:12,900
كه سعي من بر اينه اونو از
.اونجا بيارم بيرون

514
00:48:12,901 --> 00:48:16,540
.پسره دستورالعملهايي همراش داره -
به عمو "ريچارد" بگو كه ميتونه "فرمانرواي -
.پشتيبان" بشه

515
00:48:16,541 --> 00:48:18,940
"كه بايد از خواستن "پادشاه ريورز
.دست بكشي

516
00:48:18,941 --> 00:48:22,700
هرگز. ما بايد از تخت محافظت كنيم و من در
.حال حاضر به عموي تو اعتماد ندارم

517
00:48:22,701 --> 00:48:27,220
.مادر، خواهش ميكنم، سعي كن علت رو ببيني -
چرا اون هر دو پسر رو ميخواد؟ -

518
00:48:27,221 --> 00:48:30,501
،اون ميدونه كه وارثين دست هركسي باشن
.تمام قدرت رو بدست مياره

519
00:48:42,741 --> 00:48:46,061
بفرمائيد. برادرت براي ديدن
.تاجگذاريت اومده

520
00:48:47,141 --> 00:48:49,740
.من بارها با پدرت در دل كردم

521
00:48:49,741 --> 00:48:53,820
اون داستانهاي بزرگي از جنگها و دلاوري هاي
.عظيمي برام تعريف ميكرد

522
00:48:53,821 --> 00:48:58,140
اما اگر ميديد چطور با پسرانش رفتار ميكني
.از وجودت خجالت ميكشيد

523
00:48:58,141 --> 00:49:01,380
ريچارد"، حالت چطوره؟" -
.خوبم، اعلاحضرت -

524
00:49:01,381 --> 00:49:04,500
،من هنوز پادشاه نشدم برادر
.منو "ادوارد" صدا بزن

525
00:49:04,501 --> 00:49:06,941
.فردا صبح تاجگذاري ميكني

526
00:49:22,181 --> 00:49:25,180
چطور ميتوني پسري رو كه بعنوان
دشمنت داره رشد ميكنه تاجگذاري كني؟

527
00:49:25,181 --> 00:49:29,020
ازم ميخواي چكار كنم، "آن"؟
پادشاهش نكنم؟

528
00:49:29,021 --> 00:49:31,781
تخت رو براي خودم بردارم؟

529
00:49:34,341 --> 00:49:37,300
.من مجبورم براي اون تاجگذاري كنم

530
00:49:37,301 --> 00:49:40,181
براي اون پسر قسم خوردم من
.فرمانرواي پشتيبان" ميشم، نه چيز ديگه اي"

531
00:49:41,581 --> 00:49:44,540
بعنوان پادشاه، اون هميشه از
،آنتوني ريورز" پيروي ميكنه"

532
00:49:44,541 --> 00:49:47,460
.مردي كه اونو پرورش داده -
.و مادرش -

533
00:49:47,461 --> 00:49:51,500
تاج رو روي سرش بذار و با اينكارت
.حكم مرگ خودت رو امضاء كن

534
00:49:51,501 --> 00:49:53,541
.ما رو هم به خطر ميندازي

535
00:49:55,021 --> 00:49:58,981
،خودتو پادشاه اعلام كن
.الان بيخطرترين گزينه همينه

536
00:50:02,181 --> 00:50:04,500
،بالاخره

537
00:50:04,501 --> 00:50:08,220
يكنفر از گفتن چيزيكه همه ما بهش
.فكر ميكنيم نميترسه

538
00:50:08,221 --> 00:50:11,461
،من نگران اينم كه اينكار چطور بنظر بياد
.جناب لرد

539
00:50:13,181 --> 00:50:15,740
،من نميتونم درحال دزديدن تخت ديده بشم

540
00:50:15,741 --> 00:50:18,941
.مردم به اينكار اجازه نميدن -
.مردم فقط خواهان صلح هستن -

541
00:50:20,021 --> 00:50:23,140
اونها ميدونن داشتن يك پادشاه
.جوان چقدر خطرناكه

542
00:50:23,141 --> 00:50:26,781
.تو چيزي رو نميدزدي -
.كافيه مادر. - اونا ميدونن -

543
00:50:28,221 --> 00:50:30,300
.ادوارد" قبلا ازدواج كرده بود"

544
00:50:30,301 --> 00:50:33,541
ازدواج اون با "اليزابت" هيچوقت
.مشروع نبوده

545
00:50:34,621 --> 00:50:37,141
من هيچوقت فكر نكرده بودم اين
.شايعات حقيقت داشته باشن

546
00:50:39,661 --> 00:50:43,060
...من ميدونم كه يك جشن كوچك در خفا انجام شده

547
00:50:43,061 --> 00:50:45,220
.كه اون بتونه يه زنو تو تختخوابش بندازه...

548
00:50:45,221 --> 00:50:47,140
.اون انگلستان رو پر از حرومزاده ميكنه

549
00:50:47,141 --> 00:50:48,860
...،پس تو بايد خودت تاجگذاري كني

550
00:50:48,861 --> 00:50:51,300
اون پسرايي كه در برج هستن
.استحقاقش رو ندارن

551
00:50:51,301 --> 00:50:55,340
منهم همينطور. و من در نظر خداوند
.پادشاه نخواهم بود

552
00:50:55,341 --> 00:50:59,740
خداوند ميدونه تو تنها كسي هستي كه جلوي
.تاجگذاري عوام رو ميگيري

553
00:50:59,741 --> 00:51:01,821
.يك جادوگر از سلطنت

554
00:51:02,901 --> 00:51:05,621
.كاملا توجيه شده و مقدس خواهد بود

555
00:51:22,781 --> 00:51:24,821
.مجلس رو جمع كنيد

556
00:51:35,461 --> 00:51:40,020
من به "هنري" تذكر ميدم ديگه لازم نيست
براي مقابله با يك شاه جوان تدارك ببينه، بغير
."از "ريچارد

557
00:51:40,021 --> 00:51:43,660
باكينگهام" با ماست؟"
.مثل هميشه كه خواهد بود

558
00:51:43,661 --> 00:51:45,220
.ادعاي اون به اندازه مال پسرت قويه

559
00:51:45,221 --> 00:51:48,860
خوب پس، "هنري" بايد ادعاي خودش
.رو نيرومندتر كنه. ازدواج كردن

560
00:51:48,861 --> 00:51:50,420
."پرنسس "اليزابت

561
00:51:50,421 --> 00:51:53,860
مادرش در شرف از دست دادن همه چيزش قرار
.گرفته. اون براي زورآزمايي آماده ست

562
00:51:53,861 --> 00:51:56,580
و "هنري" ميتونه از اون دعوت به حمايت از
.جنگ براي تخت بكنه

563
00:51:56,581 --> 00:52:00,700
.اين بمونه براي بعد
...الان ما بايد اونو متقاعد كنيم

564
00:52:00,701 --> 00:52:03,981
و با اون براي بيرون آوردن پرنس ها از
.برج همكاري كنيم

565
00:52:35,901 --> 00:52:37,941
.علياحضرت

566
00:52:39,941 --> 00:52:42,660
.من دكتر "لوئيز" هستم
."طبيب "ليدي مارگارت استنلي

567
00:52:42,661 --> 00:52:46,621
بخاطر ماسك طاعون معذرت ميخوام، مجبور بودم
.براي عبور از محافظين تغيير قيافه بدم

568
00:52:47,821 --> 00:52:50,420
.خبرهاي مرگبار دارم علياحضرت

569
00:52:50,421 --> 00:52:53,660
ريچارد"، "دوك گلاسستر" نقشه كشيده"
.تا خودش رو پادشاه كنه

570
00:52:53,661 --> 00:52:56,380
مجلس اعلام كرده ازدواج شما با
...ادوارد از يورك" بي اعتبار بوده"

571
00:52:56,381 --> 00:53:01,621
.و اينكه پسراي شما حرومزاده هستن...
چي؟ نه. اونه نميتونه. مادر؟ -

572
00:53:04,181 --> 00:53:06,020
ليدي مارگارت" ما رو هم همراه ميكنه؟"

573
00:53:06,021 --> 00:53:09,260
،بيرون شهر، اون در كنار شماست
.شوهرش هم همينطور

574
00:53:09,261 --> 00:53:12,020
اونا به اين باورند كه حركت
...ريچارد" مشروعيت نداره"

575
00:53:12,021 --> 00:53:14,901
و اونها از امنيت پسران شما
.ميترسن

576
00:53:22,701 --> 00:53:26,220
نامه اي كه همه چيزو برات توضيح
داده بودم گرفتي؟

577
00:53:26,221 --> 00:53:28,860
كه من سهمي در هيچ خيانتي
نداشتم؟

578
00:53:28,861 --> 00:53:32,020
ما ميتونستيم "ادوارد" رو با
.هم پرورش بديم

579
00:53:32,021 --> 00:53:34,181
.من تهديد نيستم

580
00:53:35,821 --> 00:53:41,460
،من ميدونم اگر اونو تاجگذاري كنم
.اون فقط مشاوره با تو رو قبول ميكنه

581
00:53:41,461 --> 00:53:43,780
.و من نميتونم به تو اعتماد كنم

582
00:53:43,781 --> 00:53:50,181
ميتوني. تو هيچ دليلي از هيچ
.خيانتي از من نداري

583
00:53:51,421 --> 00:53:55,980
!نميتوني اينكارو با من بكني
!ريچارد"، خواهش ميكنم" -

584
00:53:55,981 --> 00:53:59,421
!من هيچ كار اشتباهي نكردم -
.ريچارد"، خواهش ميكنم" -

585
00:54:04,061 --> 00:54:08,101
.من اعلاحضرت تو هستم، بعنوان پادشاه

586
00:54:10,701 --> 00:54:13,101
گرچه تو هيچوقت تاجگذاري
.منو نميبيني

587
00:54:15,021 --> 00:54:17,461
.از "ريچارد گري" بگذر

588
00:54:19,181 --> 00:54:21,581
در مورد اين كاري كه
!داري ميكني فكر كن

589
00:54:38,301 --> 00:54:45,981
ليزي"؟ چي شده؟" -
تو هيچوقت دست نميكشي، نه؟ -

590
00:54:46,981 --> 00:54:50,340
جاه طلبي تو باعث
...مرگ پسرا ميشه

591
00:54:50,341 --> 00:54:54,340
،و زمانيكه همه اونا مردن...
.تو منو روي تخت ميذاري

592
00:54:54,341 --> 00:54:56,940
.تو تاج رو بيشتر از ما دوست داري

593
00:54:56,941 --> 00:54:59,700
.اينطور نيست
.تو نميتوني هيچين چيزي رو بدوني

594
00:54:59,701 --> 00:55:03,701
...چرا، ميتونم. تو ميدوني كه من

595
00:55:05,341 --> 00:55:08,061
.تو بصيرت داري

596
00:55:09,581 --> 00:55:11,621
چي ديدي؟

597
00:55:15,221 --> 00:55:17,261
آنتوني" رو؟"

598
00:55:18,381 --> 00:55:21,940
ريچارد گري"؟" -
.متاسفم، مادر. متاسفم -

599
00:55:21,941 --> 00:55:23,941
.متاسفم

600
00:55:45,341 --> 00:55:49,461
.زندگي من براي يك نيت به من عاريه داده شد"

601
00:55:54,821 --> 00:55:57,540
.اون داره هدر ميره"

602
00:55:57,541 --> 00:56:00,181
"!.خوش آمدي، خوشبختي"

603
00:56:30,021 --> 00:56:31,901
".ما فعلا تو كليسا ميمونيم"

604
00:56:33,421 --> 00:56:35,781
اما در مكان واقعي خودمون
.بيرون ميريم

605
00:56:38,141 --> 00:56:41,500
...آن نفرين جاه طلبي رو خبر كنيد

606
00:56:41,501 --> 00:56:44,181
.اما فقط براي شما ميخوام...

607
00:56:46,021 --> 00:56:49,821
من نام پسنديده شما رو ترميم ميكنم
.و پسرانم رو پس ميگيرم

608
00:56:52,871 --> 00:56:56,741
.من تا انجام اينكار دست نمي كشم

609
00:57:06,062 --> 00:57:16,742
ترجمه و زيرنويس: رضـــاپـــاد
rezapad@gmail.com

610
00:58:23,743 --> 00:58:31,003
<font color="#FFFF00"> بروز ترين اخبار دنياي فيلم و سريال
در دنياي اينترنت
www.ariamovie.ir</font>

