﻿1
00:00:01,517 --> 00:00:03,516
خيلي زياد تو بريتانيا
."موندي، "هنري تودور

2
00:00:03,517 --> 00:00:06,077
عمو جان، هر كسي رو كه شما جلوي من
.بذاريد ميتونم بزنم

3
00:00:08,237 --> 00:00:09,556
.پادشاه مرد

4
00:00:09,557 --> 00:00:11,396
.بايد آماده جمع آوري يك ارتش باشيم

5
00:00:11,397 --> 00:00:14,796
من با همه شما همكاري ميكنم... كه
.پرنس "ادوارد" رو روي تخت ببريم

6
00:00:14,797 --> 00:00:17,556
ما اومديم پادشاه رو براي امنيتش
.تا برج همراهي كنيم

7
00:00:17,557 --> 00:00:19,436
.از امنيت پرنس مطمئن شيد

8
00:00:19,437 --> 00:00:21,796
!اون چطور جرات ميكنه پسراي منو تهديد كنه؟

9
00:00:21,797 --> 00:00:23,316
.ما به درون پناهگاه مقدس ميريم

10
00:00:23,317 --> 00:00:25,716
چي ميتونه
جلوشو بگيره كه اونيكي پسرم رو هم ندزده؟

11
00:00:25,717 --> 00:00:28,876
پرنس "ريچارد" بايد مخفيانه به
.فلاندرز" فرار كنه"

12
00:00:28,877 --> 00:00:30,997
بايد يه پسربچه كه خيلي شبيه
.تو باشه پيدا كنيم

13
00:00:32,597 --> 00:00:36,036
اگر فكر نكردي كه "پرنس ريچارد" با رفتن
...به برج صاحب امنيت بيشتري ميشه

14
00:00:36,037 --> 00:00:38,356
.پس بايد قبول كني "ادوارد" هم در خطره...

15
00:00:38,357 --> 00:00:40,716
چرا اون هر دو پسر رو ميخواد؟

16
00:00:40,717 --> 00:00:44,156
اون ميدونه كه وارثين دست هركسي باشن،
.تمام قدرت رو بدست مياره

17
00:00:44,157 --> 00:00:46,796
چطور ميتوني پسري رو كه بعنوان
دشمنت داره رشد ميكنه تاجگذاري كني؟

18
00:00:46,797 --> 00:00:50,796
خودتو پادشاه اعلام كن،
.الان بيخطرترين گزينه همينه

19
00:00:50,797 --> 00:00:53,436
.من دكتر "لوئيز" هستم
."طبيب "ليدي مارگارت استنلي

20
00:00:53,437 --> 00:00:55,876
ريچارد"، "دوك گلاسستر" نقشه كشيده"
.تا خودش رو پادشاه كنه

21
00:00:55,877 --> 00:00:58,756
"مجلس ازدواج شما با "ادوارد از يورك
...رو نامشروع اعلام كرده

22
00:00:58,757 --> 00:01:00,236
.و پسرانتون رو هم حرامزاده...

23
00:01:00,237 --> 00:01:02,236
.ليدي مارگارت"، به كمك شما احتياج دارم"

24
00:01:02,237 --> 00:01:04,036
بايد "پرنس ادوارد" رو
.از برج آزاد كنيم

25
00:01:04,037 --> 00:01:07,316
براي بيرون آوردن پرنس ها از برج
.با اون همكاري ميكنيم

26
00:01:07,317 --> 00:01:08,476
باكينگهام" با ماست؟"

27
00:01:08,477 --> 00:01:11,356
 مثل هميشه كه بوده. ادعاي اون به
اندازه مال پسرت قويه

28
00:01:11,357 --> 00:01:14,356
خوب پس، "هنري" بايد ادعاي خودش
.رو نيرومندتر كنه. ازدواج كردن

29
00:01:14,357 --> 00:01:15,956
.پرنسس "اليزابت"

30
00:01:15,957 --> 00:01:19,716
جاه طلبي تو باعث
.مرگ پسرا ميشه

31
00:01:19,717 --> 00:01:23,956
من نام پسنديده شما رو ترميم ميكنم
.و پسرانم رو پس ميگيرم

32
00:01:23,957 --> 00:01:26,077
.من تا انجام اينكار دست نمي كشم

33
00:01:28,028 --> 00:01:38,078
<font color="#006633"> تيم ترجمه ي
Ariamovie.ir سايت
تقديم مي كند

34
00:01:54,649 --> 00:02:02,079
ترجمه و زيرنويس:رضـــاپـــاد
rezapad@gmail.com

35
00:02:09,437 --> 00:02:14,517
،وابستگي من، خويشاوندي من
.مردان وفادار مسلح من

36
00:02:16,197 --> 00:02:17,517
.من پادشاه مشروع هستم

37
00:02:18,797 --> 00:02:24,557
،شما محافظين پادشاهي من هستيد
.مرداني كه بهشون تكيه كردم

38
00:02:26,197 --> 00:02:29,236
"سر رابرت بلاكبنري"

39
00:02:29,237 --> 00:02:31,837
.اكنون افسر نگهبان برج هستيد

40
00:02:40,477 --> 00:02:45,317
..."هنري استافورد"، دوك "باكينگهام"

41
00:02:48,477 --> 00:02:50,357
.صاحب عنوان پرده داري انگلستان

42
00:03:05,837 --> 00:03:09,156
،"لرد توماس استنلي"

43
00:03:09,157 --> 00:03:12,797
.لرد بالا مقام ارتش انگلستان

44
00:03:14,917 --> 00:03:17,917
.."و جايگزين "آنتوني ريورز

45
00:03:20,797 --> 00:03:22,197
.صاحب عالي ترين نشان انگلستان

46
00:03:32,077 --> 00:03:34,716
...من قسم ميخورم به خداوند و

47
00:03:34,717 --> 00:03:35,757
.شاه ريچارد" وفادار باشم"...

48
00:03:42,157 --> 00:03:43,957
.من بخاطر صداقت شما سپاسگزارم

49
00:03:53,397 --> 00:03:55,316
."اونها به ما وفادار ميمونن، "ريچارد

50
00:03:55,317 --> 00:03:59,836
تو الان پادشاه مشروع هستي و
.عشق انگلستان نسبت به تو رشد ميكنه

51
00:03:59,837 --> 00:04:02,156
.لندن هنوز با من مخالفه

52
00:04:02,157 --> 00:04:03,956
.اونا هم به راه ميان

53
00:04:03,957 --> 00:04:07,316
الان شمال وفاداره و
.بزودي جنوب هم دنباله رو اونها ميشه

54
00:04:07,317 --> 00:04:13,516
و زمانيكه وقت مناسبي برسه، پسرمون رو
...بعنوان پرنس "ولز" منسوب ميكنيم

55
00:04:13,517 --> 00:04:16,716
"و دوباره انگلستان با پسر اهل "يورك...
.تو شكوفا ميشه

56
00:04:16,717 --> 00:04:17,757
."متشكرم، "آن

57
00:04:19,317 --> 00:04:22,596
هيچكس بجز اشكهاي مادرش براي
 ..."انگلستان پسر "ريورز

58
00:04:22,597 --> 00:04:24,757
.رو روي تخت نميخواد...

59
00:04:35,437 --> 00:04:39,036
علياحضرت، هيچكس اشاره اي
...به پسراني كه در برج هستند نكرد

60
00:04:39,037 --> 00:04:40,276
.يا به مادرشون...

61
00:04:40,277 --> 00:04:44,677
.ممكنه اشاره اي بهشون نكرده باشن
.معنيش اين نيست كه فراموش شده باشن

62
00:04:55,357 --> 00:04:57,836
اونا فكر ميكنن كه اگر روزها زنگها
...رو بصدا در بيارن آخرش

63
00:04:57,837 --> 00:05:00,357
گناه تاجگذاريش رو كاهش ميده؟...

64
00:05:01,597 --> 00:05:03,197
.انگلستان اينو نميپذيره

65
00:05:05,037 --> 00:05:06,396
...اونا پسراي "ادوارد" رو دوست دارن

66
00:05:06,397 --> 00:05:09,556
و "ريچارد" يك احمقه كه فكر ميكنه...
!ميتونه بزور "پرنس ادوارد" رو نگه داره

67
00:05:09,557 --> 00:05:12,037
هنوز از "پرنس ريچارد" خبري نگرفتي؟

68
00:05:13,517 --> 00:05:15,077
.ممكنه نامه راهشو گم كرده باشه

69
00:05:16,237 --> 00:05:19,556
.يا شايد هم ما اونو بطرف مرگش فرستاديم

70
00:05:19,557 --> 00:05:23,277
!"اليزابت" -
 .الان كه پدرم مرده، شايد همه ما بايد بميريم -

71
00:05:24,357 --> 00:05:28,796
"شايد اون و "ريچارد گري" و دايي "آنتوني
.فقط شروع اينكار بودن

72
00:05:28,797 --> 00:05:30,637
!"كس ديگه اي نميميره، "اليزابت

73
00:05:51,077 --> 00:05:54,637
.از "باگينگهام" يه پيغام بدستم رسيد
...اون، چيز

74
00:05:56,917 --> 00:06:00,477
اون شرايطش رو براي ملحق شدن به
.ما بر عليه پادشاه گفته

75
00:06:04,917 --> 00:06:08,197
من قراره به "اليزابت" بگم و با صعود
.به برج به اونجا حمله كنيم

76
00:06:10,237 --> 00:06:11,396
اليزابت" به تو اعتماد داره؟"

77
00:06:11,397 --> 00:06:16,196
،آره. از وقتيكه تو پسراي اونو نجات دادي
.اون با ما بر عليه "ريچارد" همدست شده

78
00:06:16,197 --> 00:06:18,876
با اين وجود، پسراي اون هنوز مشكل
.بحساب ميان

79
00:06:18,877 --> 00:06:21,556
حرومزاده اعلام كردن اونا توسط
.ريچارد" چيزي رو عوض نميكنه"

80
00:06:21,557 --> 00:06:25,757
.هنوز مردم از اونا حمايت ميكنن -
.ميدونم. "ريچارد" و "آن" هم اينو ميدونن -

81
00:06:28,197 --> 00:06:30,637
اما شايد اين توانايي براي ما راه حلي
.فراهم كنه

82
00:06:47,277 --> 00:06:48,596
."ليدي آن"

83
00:06:48,597 --> 00:06:49,997
."سر رابرت"

84
00:06:52,557 --> 00:06:54,276
.فكر نميكردم شما رو اينجا ببينم

85
00:06:54,277 --> 00:06:57,036
ما بزودي براي سفر سلطنتي
...حركت ميكنيم

86
00:06:57,037 --> 00:07:00,197
اما بايد قبل از رفتن...
.يه سري به پسرا بزنم

87
00:07:17,757 --> 00:07:20,037
،حالا كه هردوي اونها اينجا هستن

88
00:07:21,157 --> 00:07:22,717
،چه اتفاقي براي اونا ميافته
علياحضرت؟

89
00:07:23,877 --> 00:07:27,116
اونا زنده ان فقط بدليل اينكه بچه هستن
،نه مرد

90
00:07:27,117 --> 00:07:28,277
.اونا براي ما تهديد بحساب ميان

91
00:07:29,717 --> 00:07:32,396
ما اميد به اعلام حرامزادگي
...اونا داريم، كه باعث ميشه

92
00:07:32,397 --> 00:07:35,197
،اونا قدرتشونو از دست بدن...
.اما مردم باز هم از اونا حمايت ميكنن

93
00:07:36,477 --> 00:07:37,877
دلتون ميخواست اونا كشته بشن؟

94
00:07:40,077 --> 00:07:43,677
-ما نميتونيم اينو بخواهيم
.نه براي دو تا بچه بي گناه

95
00:07:44,997 --> 00:07:46,877
...شما خيلي دل نازك هستيد، بعدها

96
00:07:48,917 --> 00:07:50,597
...پسربچه ها تبديل به مرد ميشن

97
00:07:53,197 --> 00:07:55,437
و حتي پسربچه ها ميتونن دليلي باشن
.كه مردم بخاطرشون قتل كنن

98
00:07:58,317 --> 00:08:00,236
.اگر اينطوره، اينو ميخوام

99
00:08:00,237 --> 00:08:02,517
وگرنه چطور پادشاه و من
ميتونيم در امنيت بسر ببريم؟

100
00:08:22,277 --> 00:08:23,437
-

101
00:08:24,797 --> 00:08:26,876
-

102
00:08:26,877 --> 00:08:29,276
...از "شاه ريچارد" يه پيغام بهم رسيد

103
00:08:29,277 --> 00:08:31,676
كه اگر ما كليسا رو ترك كنيم و براي...
...،زندگي به "گرافتون" بريم

104
00:08:31,677 --> 00:08:33,396
در اينصورت پسراي من ميتونن...
.برگردن پيشم

105
00:08:33,397 --> 00:08:35,316
.اون ميگه الان خواهان صلحه

106
00:08:35,317 --> 00:08:36,796
بهش اعتماد داري؟

107
00:08:36,797 --> 00:08:39,156
!البته كه ندارم

108
00:08:39,157 --> 00:08:41,437
!اون پسرم و برادرم "آنتوني" رو كشت

109
00:08:42,957 --> 00:08:45,677
پسراي من بايد قبل از رفتنم از
.اينجا آزاد بشن

110
00:08:47,637 --> 00:08:49,116
.مراقب باشيد، علياحضرت

111
00:08:49,117 --> 00:08:51,716
ليدي مارگارت" ميترسه پادشاه با"
.شما بازي نادرستي بكنه

112
00:08:51,717 --> 00:08:53,836
اون ميگه "دوك باكينگهام" هم
...،همين عقيده رو داره

113
00:08:53,837 --> 00:08:56,877
و اون از اين بابت خيلي آزرده شده، اون
.آماده ست به عليه "شاه ريچارد" برگرده

114
00:08:58,317 --> 00:08:59,956
باكينگهام" عليه شاه بشه؟"

115
00:08:59,957 --> 00:09:02,916
،اين دليل بر نيت خوب اونه
...اون براي آزاد كردن پرنس ها ميخواد با شما

116
00:09:02,917 --> 00:09:04,077
.به برج يورش ببره...

117
00:09:07,957 --> 00:09:13,276
،و بهايي كه بايد به "باكينگهام" پرداخت بشه چيه
ها، براي خيانت به عزيزترين دوستش؟

118
00:09:13,277 --> 00:09:15,996
جناب دوك درخواست دارن بزرگترين دخترشون
...،بايد با پسر شما ازدواج كنه

119
00:09:15,997 --> 00:09:19,276
،"پرنس ادوارد"...
...و اين باعث ميشه نماينده پادشاه نامگذاري بشه

120
00:09:19,277 --> 00:09:20,997
.تا زمانيكه پادشاه جوان به سن قانوني برسه...

121
00:09:22,517 --> 00:09:25,236
"و بدون شك "مارگارت
...ميخواد "هنري تودور" پسر در تبعيدش

122
00:09:25,237 --> 00:09:26,756
.به انگلستان برگرده...

123
00:09:26,757 --> 00:09:29,836
و "پرنسس اليزابت" پيمان ازدواج
.با "هنري" ببنده

124
00:09:29,837 --> 00:09:32,557
"و اينكه "هنري" بعد از "پرنس ادوارد
.شما وارث اعلام بشه

125
00:09:34,397 --> 00:09:38,156
معنيش اينه كه دختر شما
...،ميتونه ملكه بشه

126
00:09:38,157 --> 00:09:40,516
و "ليدي مارگارت" ميگن چنين ازدواجي...
...ميتونه موجب اتحاد دو خاندان

127
00:09:40,517 --> 00:09:43,237
يورك" و "لنكستر" بشه و به اين"...
.جنگها پايان بده

128
00:09:51,397 --> 00:09:53,076
...،بهشون بگو قبول ميكنم

129
00:09:53,077 --> 00:09:55,836
...،اما پسراي من بايد فورا نجات داده بشن

130
00:09:55,837 --> 00:09:58,957
و پسرم "توماس گري"، براي اطمينان خاطر بايد...
.در يورش به برج حضور داشته

131
00:10:01,357 --> 00:10:03,477
اين يادداشت رو براش بفرست
.كه بديدن من بياد

132
00:10:07,357 --> 00:10:08,837
.علياحضرت

133
00:10:34,357 --> 00:10:36,677
،هنري و جاسپر عزيز"
.با درود بر شما

134
00:10:39,877 --> 00:10:41,436
.خبرهاي زيادي دارم"

135
00:10:41,437 --> 00:10:44,116
ما داريم پسران "اليزابت" رو از"
...برج نجات ميديم

136
00:10:44,117 --> 00:10:46,596
و بعد او از ارتشش برعليه"
.ريچارد استفاده ميكنه"

137
00:10:46,597 --> 00:10:47,837
.شما بايد آماده باشيد"

138
00:10:49,997 --> 00:10:52,876
هركسي هم پيروز بشه بايد تو رو بر"
...،اريكه قدرت ببينه، "لنكستر" درحال صعوده

139
00:10:52,877 --> 00:10:55,357
و در يك جنگ دوم عليه نيروهاي"
".تازه نفس خودت ميجنگي

140
00:10:58,717 --> 00:11:00,636
جناب لرد؟

141
00:11:00,637 --> 00:11:02,637
.همونطور ادامه بديد، آقايون

142
00:11:07,117 --> 00:11:08,637
".فكر ميكنم زمان ما فرا رسيده"

143
00:11:27,677 --> 00:11:30,757
من افرادي رو كه در حمله به برج بهمون
.ملحق ميشن انتخاب كردم

144
00:11:32,717 --> 00:11:34,117
.مجبورم خواسته تو رو بدونم

145
00:11:40,557 --> 00:11:41,957
.خواسته من خواسته خداست

146
00:11:45,117 --> 00:11:48,916
...،وقتيكه اونا در اتاق پرنس ها رو شكستند

147
00:11:48,917 --> 00:11:51,436
...اگر اونها سر كوچك بچه ها رو بريده باشن...

148
00:11:51,437 --> 00:11:55,437
اين خواسته بوده يا خداي تو؟...

149
00:12:01,317 --> 00:12:04,556
،"پسر خود "اليزابت
...،توماس گري"، اونجا خواهد بود"

150
00:12:04,557 --> 00:12:06,236
.نفر خودش "سر جان" هم همينطور...

151
00:12:06,237 --> 00:12:07,797
.همشونو بكشيد

152
00:12:09,557 --> 00:12:12,636
اين نقشه رو "خودت" كشيدي كه
.پسر "خودت" رو روي تخت ببري

153
00:12:12,637 --> 00:12:16,396
اگر پرنس ها بميرن، پسر
.تو دو قدم نزديكتر ميشه

154
00:12:16,397 --> 00:12:18,877
.مردم "هنري" رو به اونا ترجيح نميدن

155
00:12:21,237 --> 00:12:23,517
پسر كوچولوي "اليزابت" رو خودم
.به اين دنيا آوردم

156
00:12:25,037 --> 00:12:29,317
.جنگ سخته
اوامر شما چيه، بانوي من؟

157
00:12:32,957 --> 00:12:37,357
تو ازم ميخواي دستور مرگ دو پسري كه فقط
نه و 12 ساله هستن صادرم؟

158
00:12:38,517 --> 00:12:40,556
خوب، حرفتو بزن و ما هم
...اونا رو از دست عموي خبيث شون

159
00:12:40,557 --> 00:12:43,077
.نجات بديم و ملكه رو هم آزاد كنيم...

160
00:12:45,157 --> 00:12:47,636
تو دوست داري با نشستن "ادوارد" كوچك
...روي تخت

161
00:12:47,637 --> 00:12:49,436
خانواده سلطنتي "يورك" جون بگيرن؟...

162
00:12:49,437 --> 00:12:53,757
.بس كن -
.پس بايد انتخاب كني! نجات يا كشتار -

163
00:12:56,477 --> 00:12:57,637
ها؟

164
00:13:00,597 --> 00:13:06,556
كدومشون باشه؟
نجات يا كشتار؟

165
00:13:06,557 --> 00:13:09,237
.واضحه كه افراد بايد اونا رو بكشن

166
00:13:23,637 --> 00:13:26,117
.پدر، افراد منتظرن

167
00:13:29,077 --> 00:13:30,636
دستورات رو ميدونيد؟

168
00:13:30,637 --> 00:13:31,997
."بله، لرد "استنلي

169
00:13:33,797 --> 00:13:35,396
.من بايد پيش پادشاه برم

170
00:13:35,397 --> 00:13:38,556
صبر ميكني تا افراد به دروازه
.برسن، بعد نامه رو بفرست

171
00:13:38,557 --> 00:13:39,596
چه نامه اي؟

172
00:13:39,597 --> 00:13:42,396
براي "سر بركنبري" در برج، اونو از 
.حمله آگاه كرده

173
00:13:42,397 --> 00:13:45,917
آگاه كردن؟ -
اينجوري اگر كارمون بد پيش رفت ما -
.طرف "ريچارد" بنظر ميام

174
00:13:47,277 --> 00:13:48,317
.پدر

175
00:13:51,517 --> 00:13:53,877
!چيزي بد پيش نميره

176
00:13:55,917 --> 00:13:57,477
استنلي"؟"

177
00:14:08,877 --> 00:14:10,077
!"آه، "توماس

178
00:14:14,477 --> 00:14:17,397
كجا ميتونم يك ماهي فروشي پيدا كنم، مادر؟ -
.از ديدنت خيلي خوشحال شدم -

179
00:14:19,877 --> 00:14:22,356
.سر جان". متشكرم"

180
00:14:22,357 --> 00:14:25,076
...،بخاطر پادشاه خيلي ناراحت شدم، علياحضرت

181
00:14:25,077 --> 00:14:27,597
و بخاطر پسرانتون كه از شما...
.گرفته شدند

182
00:14:31,197 --> 00:14:34,796
مگه شما نبايد موقع يورش حواستون به
باكينگهام" و "استنلي" باشه؟"

183
00:14:34,797 --> 00:14:36,876
هر دوي اونها در سفر سلطنتي
.پادشاه هستن

184
00:14:36,877 --> 00:14:39,196
چون پادشاه به كسي اعتماد نداره
.اونارو با خودش برد

185
00:14:39,197 --> 00:14:40,516
.اونجا مرداني هستند كه بهشون ملحق ميشيم

186
00:14:40,517 --> 00:14:42,356
حداقل اين نشون ميده اون
.حاميان واقعي نداره

187
00:14:42,357 --> 00:14:43,396
مادر؟

188
00:14:43,397 --> 00:14:46,316
اگر "هنري تودور" و "باكينگهام" واقعا
.طرف تو هستند، ما شكست نميخوريم

189
00:14:46,317 --> 00:14:48,636
ريچارد" نميتونه جلوي اتحاد"
.همه ما ايستادگي كنه

190
00:14:48,637 --> 00:14:50,076
.فقط پسرمو برام بيارين

191
00:14:50,077 --> 00:14:51,717
.وقتي پيغام فرستاديم آماده حركت باشيد

192
00:14:54,197 --> 00:14:57,796
.توماس"؟ "جان"؟ مراقب باشيد"

193
00:14:57,797 --> 00:14:59,196
.علياحضرت

194
00:14:59,197 --> 00:15:00,317
.علياحضرت

195
00:15:32,197 --> 00:15:35,677
!دروازه رو ببنديد -
!توماس"، زود باش! - به كمپ تجاوز شده" -

196
00:15:38,037 --> 00:15:39,077
!در رو محكم بگيريد

197
00:15:42,197 --> 00:15:43,676
!"ادوارد" -
!"توماس" -

198
00:15:43,677 --> 00:15:45,957
!ادوارد"، تو بايد شجاع باشي"

199
00:15:49,637 --> 00:15:51,197
!داريم براي شما ميايم

200
00:15:52,917 --> 00:15:55,116
!تو بايد شجاع باشي و منتظر بموني

201
00:15:55,117 --> 00:15:56,157
!شجاع باش و منتظر بمون

202
00:16:06,397 --> 00:16:07,517
!ساكت

203
00:16:14,797 --> 00:16:17,516
توماس". "سر جان". چرا...؟"

204
00:16:17,517 --> 00:16:19,037
.ما شكست خورديم

205
00:16:22,317 --> 00:16:25,556
از پسرا بهتر از اوني كه فكر
.ميكرديم محافظت ميشد

206
00:16:25,557 --> 00:16:27,476
مردي كه بايد اجازه ميداد ما داخل
.شيم كشته شده بود

207
00:16:27,477 --> 00:16:29,196
حتي وارد هم نتونستيد بشيد؟

208
00:16:29,197 --> 00:16:31,236
...سعي كرديم در رو بشكنيم

209
00:16:31,237 --> 00:16:34,196
اما نگهبانان از سمت حياط اومدن و ما...
.مجبور شديم باهاشون درگير بشيم

210
00:16:34,197 --> 00:16:38,756
صداي بسته شدن درها رو شنيديم و صداي
،فرياد پسرها رو كه دورتر ميشدن

211
00:16:38,757 --> 00:16:41,796
اما وقتيكه متوجه شديم ديگه شانسي براي
.بدست آوردن اونا نداريم

212
00:16:41,797 --> 00:16:44,156
،من به برادرم فرياد زدم كه
!تو بايد شجاع باشي و منتظر بموني"

213
00:16:44,157 --> 00:16:46,877
"!ما براي تو مياييم"
.اون جوابي نداد

214
00:16:48,797 --> 00:16:50,037
!پسرم

215
00:16:53,637 --> 00:16:55,356
.توماس"، تو زخمي شدي"

216
00:16:55,357 --> 00:16:57,317
.ما بايد همه رو براي قيام خبر كنيم

217
00:16:58,317 --> 00:17:00,196
...ما بايد اميد به يك قالبيت سريع داشته باشيم

218
00:17:00,197 --> 00:17:02,996
اينجوري تا آسيبي به پسرا نرسيده...
..ميتوني بهشون دسترسي پيدا كنيم

219
00:17:02,997 --> 00:17:05,596
براي "ليدي مارگارت" نامه مينويسم و
.بهش ميگم "باگينگهام" رو اضافه كنه

220
00:17:05,597 --> 00:17:09,877
و به دوستاني كه تازه پيدا كردي
...اعتماد داري، مادر

221
00:17:11,277 --> 00:17:14,676
كه بي مقدمه بطور گله اي براي نجات...
پسرا ميان و با اينحال نميتونن موفق بشن؟

222
00:17:14,677 --> 00:17:19,036
چونكه همه اونها با خوشحالي سر سفره
.عمو "ريچارد" خوشگذروني ميكنن

223
00:17:19,037 --> 00:17:21,276
،من حق انتخاب هم پيمانانم رو ندارم
."اليزابت"

224
00:17:21,277 --> 00:17:24,317
،و براي نجات پسرم
 !بايد با همدستي خود شيطان توطئه چيني كنم

225
00:17:27,037 --> 00:17:28,957
.من فكر ميكنم تو قبلا اينكارو كردي

226
00:17:51,397 --> 00:17:52,917
چي شده، "ريچارد"؟

227
00:17:53,997 --> 00:17:55,997
...ريور"ها به برج حمله كردن"

228
00:17:57,797 --> 00:18:00,277
در لحظه اي كه ما در شمال هستيم...
!و مايل ها فاصله داريم

229
00:18:01,837 --> 00:18:03,717
"اينو "سر رابرت بركنبري
.برام نوشته

230
00:18:05,597 --> 00:18:07,396
اون كه نتونسته پرنس ها رو خارج كنه؟

231
00:18:07,397 --> 00:18:09,117
!اونا ديگه پرنس نيستن

232
00:18:10,477 --> 00:18:11,517
!معذرت ميخوام

233
00:18:12,597 --> 00:18:13,636
اعلاحضرت؟

234
00:18:13,637 --> 00:18:18,556
،"پسرت، "لرد استرنج
.اون متوجه شده و يك هشدار فرستاده

235
00:18:18,557 --> 00:18:20,837
خيلي دير رسيد اما
.از اون سپاسگذارم

236
00:18:23,397 --> 00:18:26,276
شما بايد كساني رو كه وابسته هستن
.مجازات كنيد و مرحمت نشون نديد

237
00:18:26,277 --> 00:18:28,396
.جاي پسرا توي قفل و زنجير امنه

238
00:18:28,397 --> 00:18:32,716
.اون كار اون "زنه" و نه كس ديگه
!البته كه اينطوره

239
00:18:32,717 --> 00:18:35,716
اما هنوز اون چطور صاحب افراديه
كه ميتونه فرماندهي شون كنه؟

240
00:18:35,717 --> 00:18:38,197
پسرا فقط با زنده بودنشون ميتونن
.بهشون فرمان بدن

241
00:18:42,237 --> 00:18:45,756
ما بايد پسر خودمون رو بعنوان
.پرنس "ولز" منصوب كنيم

242
00:18:45,757 --> 00:18:48,356
،ما اينكارو اينجا در "يورك" انجام ميديم
...بنابراين هيچ سوالي نميتونه باقي بمونه

243
00:18:48,357 --> 00:18:50,077
كه نفر بعدي در نوبت...
.به تخت نشيني كيه

244
00:19:05,397 --> 00:19:06,997
چرا نتونستيم بهشون دسترسي پيدا كنيم؟

245
00:19:11,557 --> 00:19:12,997
تو ميخواي پسرا زنده بمونن؟

246
00:19:22,557 --> 00:19:28,796
من يك دختر حرف مطيع هستم، پس اگر
...اين خواسته توست كه اونا بايد

247
00:19:28,797 --> 00:19:34,197
،صاحب تخت بشن و نه پسر من...
.پس بايد يك اشاره بهم نشون بدي

248
00:19:38,797 --> 00:19:41,157
!لازمه همين حالا به من يك اشاره نشون بدي

249
00:20:23,517 --> 00:20:25,237
.پس، اونا كارو خراب كردن

250
00:20:28,277 --> 00:20:30,116
...،اگر پسرم نامه هشدارشو نميفرستاد

251
00:20:30,117 --> 00:20:32,356
.شايد "ريچارد" براحتي منو متهم ميكرد...

252
00:20:32,357 --> 00:20:35,557
از كجا ميدوني اين نامه پسرت نبود
كه باعث شكست ما شد؟

253
00:20:36,957 --> 00:20:40,076
ريچارد" براي فرستادن پرنس ها"
.به شمال برنامه ريزي كرده

254
00:20:40,077 --> 00:20:41,636
،وقتي اينكارو بكنه
.ما هرگز به اون نمي رسيم

255
00:20:41,637 --> 00:20:43,836
.پس خيلي زود يه نقشه جديد لازم داري -
!يه نقشه دارم -

256
00:20:43,837 --> 00:20:45,396
اما فقط علاقه اي به در ميون گذاشتن
...با تو ندارم

257
00:20:45,397 --> 00:20:46,836
.كه نامه هاي بيشتري بفرستي...

258
00:20:46,837 --> 00:20:48,796
من با ترك جناه پادشاه گردن
...خودمو بخطر انداختم در صورتيكه

259
00:20:48,797 --> 00:20:51,877
.اين چيز بتونه احيا بشه...
!الان منو از گود بيرون ننداز

260
00:21:00,997 --> 00:21:05,557
.من قراره با "باكينگهام" ملاقات كنم
.اون به برج دسترسي داره

261
00:21:14,797 --> 00:21:17,116
- ترجمه نشده -

262
00:21:17,117 --> 00:21:19,597
.و من... من به قضاوت الهي شما اعتقاد دارم

263
00:21:23,677 --> 00:21:25,716
...فكر ميكنيد ما دوباره بايد پرنس ها رو نجات بديم

264
00:21:25,717 --> 00:21:27,876
و اونها رو به جايگاه خودشون برگردونيم؟...

265
00:21:27,877 --> 00:21:29,997
،اگر اونها حلال زاده باشن
.پس بايد اينكارو بكنيم

266
00:21:31,317 --> 00:21:32,836
...،اما "ريچارد" اينو نفي ميكنه

267
00:21:32,837 --> 00:21:35,676
كه شايد شما همه چيزو فقط بخاطر...
.پسراي يك جادوگر بخطر بندازيد

268
00:21:35,677 --> 00:21:36,997
.شايد هم انجام بديم

269
00:21:38,357 --> 00:21:40,077
.با اين وجود من نگران زندگي اونا هستم

270
00:21:41,397 --> 00:21:43,236
مطمئنا "ريچارد" ميخواد اونا
 ...از سر راه كنار برن

271
00:21:43,237 --> 00:21:45,796
كه همين نقشه ما رو براي نجات اونها...
.نزديكتر ميكنه

272
00:21:45,797 --> 00:21:47,916
"شما كه فكر نميكنيد "ريچارد
اونا رو كشته باشه؟

273
00:21:47,917 --> 00:21:49,277
.خدا نكنه

274
00:21:51,117 --> 00:21:54,036
با اين وجود اگر كرده باشه، معنيش اينه
.كه دوره "ريورز"ها تموم شده

275
00:21:54,037 --> 00:21:58,476
!اين اتفاق در حق اون خدمت ميكنه
،"اون جادوگر، "اليزابت

276
00:21:58,477 --> 00:22:00,717
كسيكه باعث ازدواج من با
!خواهر دهاتيش شد

277
00:22:02,757 --> 00:22:06,436
"يا اگر كس ديگه اي به اسم "ريچارد
..،اونا رو كشته بود

278
00:22:06,437 --> 00:22:09,956
كي شك ميكنه كه واقعا كار...
ريچارد" بوده؟"

279
00:22:09,957 --> 00:22:12,237
،و تو، البته كه
.به برج دسترسي داري

280
00:22:13,677 --> 00:22:17,196
...و شورش براي سرنگون كردن اون

281
00:22:17,197 --> 00:22:19,597
...باعث ميشه تخت رو براي يكنفر جديد...

282
00:22:21,677 --> 00:22:22,717
.ترك كنه...

283
00:22:25,597 --> 00:22:27,756
،اما، البته
."منظور تو پسر خودته، "هنري تودور

284
00:22:27,757 --> 00:22:31,196
.هنري" مستقيما وارث "لنكستري"هاست"
.اين حق از تولدش مال اونه

285
00:22:31,197 --> 00:22:33,556
-ما بايد طبق نقشه مون ادامه بديم
...تو، پسر من

286
00:22:33,557 --> 00:22:36,316
"و "اليزابت"، براي سرنگوني "ريچارد...
.با هم همكاري كنيم

287
00:22:36,317 --> 00:22:38,676
فقط، چيزيكه "اليزابت" نميدونه، بعد
...،"از شكست "ريچارد

288
00:22:38,677 --> 00:22:40,517
،ما پسر منو ميبريم روي تخت...
.نه پسر اون

289
00:22:42,517 --> 00:22:45,356
...،و اگر، خداي نكرده

290
00:22:45,357 --> 00:22:49,117
پسرت "هنري" محكوم به شكست در جنگ باشه؟

291
00:22:51,757 --> 00:22:53,876
،اونوقت، تو پادشاه ميشي

292
00:22:53,877 --> 00:22:55,756
،اين شدنيه
.اگر اون بدون پي آمدي بميره

293
00:22:55,757 --> 00:22:59,036
،اما اگر اون زنده بمونه
...بعد تو قدرداني اونو بدست مياري

294
00:22:59,037 --> 00:23:00,357
.و هر بهايي كه بزبون بياري...

295
00:23:04,797 --> 00:23:06,797
ممكنه وفاداري منو به پسرت اعلام كني؟

296
00:23:18,237 --> 00:23:22,917
قسم ميخورم به خداوند و شاه
.هنري تودور" وفادار باشم"

297
00:23:25,157 --> 00:23:27,836
...،"از طرف پسرم، "هنري تودور

298
00:23:27,837 --> 00:23:31,317
،پادشاه مشروع انگلستان...
.وفاداري شما رو ميپذيرم

299
00:23:32,917 --> 00:23:36,036
بعد از سرنگون كردن "ريچارد" و
...الگوي مثل گراز وحشي" اون"

300
00:23:36,037 --> 00:23:37,837
.مسرت و خوشي رو به انگلستان برميگردونيم...

301
00:23:40,637 --> 00:23:42,677
،يه روز من واقعا بايد پادشاه بشم
پدر؟

302
00:23:43,997 --> 00:23:48,036
."بله، "ادوارد
.تو پادشاه انگلستان خواهي شد

303
00:23:48,037 --> 00:23:50,237
اگر قراره شما بميريد من
.دلم نميخواد پادشاه بشم

304
00:23:55,477 --> 00:23:59,317
.من تا مدت خيلي زيادي نميميرم
.بهت قول ميدم

305
00:24:00,837 --> 00:24:03,197
و من هميشه به قولم عمل ميكنم، مگه نه؟

306
00:24:09,597 --> 00:24:12,837
.ريچارد"، "ادوارد". وقتش رسيد"

307
00:24:16,117 --> 00:24:18,357
".پسر قشنگ من"

308
00:24:19,997 --> 00:24:21,157
.مثل پدرت شجاع باش

309
00:24:22,597 --> 00:24:23,917
.اون خيلي بهت افتخار ميكرد

310
00:24:25,197 --> 00:24:27,836
،من تو "فلاندرز" يك ارتش جمع ميكنم
،مثل پدرم

311
00:24:27,837 --> 00:24:29,717
.و براي خونخواهي از "ريچارد" برميگردم

312
00:24:46,317 --> 00:24:50,116
توماس" خبر فرستاده كه هيچكس"
...برادر ما رو نديده

313
00:24:50,117 --> 00:24:52,676
يا اينكه فرشته ها غيبش كردن و بعد از يورش...
.ظاهر ميشه

314
00:24:52,677 --> 00:24:57,956
نامه هاي ما حتي بدون باز شدن
!مهر و مومشون به خودمون برگشت

315
00:24:57,957 --> 00:25:01,916
و حالا هم "ريچارد" پسر خودش رو
.پرنس "ولز" اعلام كرد

316
00:25:01,917 --> 00:25:03,797
!و اون غاصب بخاطر اينكارش ميميره

317
00:25:07,917 --> 00:25:10,396
مردن ديگه كافي نيست، مادر؟

318
00:25:10,397 --> 00:25:13,236
،"اين حق اون از بدو تولدشه، "اليزابت
!تخت سلطنتي انگلستان

319
00:25:13,237 --> 00:25:16,636
!و اين هم "زندگي" من و خواهران منه

320
00:25:16,637 --> 00:25:18,156
!ليزي"، نكن"

321
00:25:18,157 --> 00:25:21,996
،درحاليكه تمام روز مشغول نقشه انتقام گيري هستي
.ما رو اينجا مثل موشاي فاضلاب تو قفس گذاشتي

322
00:25:21,997 --> 00:25:23,116
!"اليزابت"

323
00:25:23,117 --> 00:25:26,357
تو خواهان تختي، اما حتي يه پسر هم
داري كه ببريش بالاي اون؟

324
00:25:31,557 --> 00:25:32,597
.نه

325
00:26:18,037 --> 00:26:19,957
ملكه "اليزابت"؟ علياحضرت؟

326
00:26:25,037 --> 00:26:26,197
!"توماس"

327
00:26:29,197 --> 00:26:30,637
.از "فلاندرز" بهمراه عشق

328
00:26:39,117 --> 00:26:42,997
!ريچارد"! اون در امانه"
!پرنس ريچارد" من"

329
00:26:47,397 --> 00:26:49,756
.جاسپر و هنري عزيزم"

330
00:26:49,757 --> 00:26:52,997
خانه ما در لندن اكنون مخفيانه مركز"
.فرماندهي شورش مان شده

331
00:26:54,477 --> 00:26:57,916
دكتر لوئيز" تقريبا هر روز بين من و""
اليزابت" رفت و آمد ميكنه"

332
00:26:57,917 --> 00:27:00,916
او هم، به نوبه خود، مرداني كه هنوز"
...به پرنس هاي "يورك" وفادارند جذب ميكنه

333
00:27:00,917 --> 00:27:02,557
.و اونا رو براي شورش ما جمع ميكنه"

334
00:27:05,277 --> 00:27:08,076
جاسوسان من گزارش دادند افراد"
،باكينگهام" مخفيانه درحال مسلح شدن هستند"

335
00:27:08,077 --> 00:27:10,597
طبق قولش، وقتي به "ولز" پا"
.گذاشتي باهات ملاقات ميكنه

336
00:27:12,277 --> 00:27:14,876
او و "اليزابت" فكر ميكنند تو افرادت"
..."رو براي ملحق شدن به اونها در "تنبي

337
00:27:14,877 --> 00:27:18,996
پياده ميكني. اونها اطلاع ندارند كه..."
  ،تو در ساحل پياده ميشي

338
00:27:18,997 --> 00:27:22,637
تا وقتيكه جنگ اونها با "ريچارد" بپايان"
.رسيد، تو ميتوني پيروز ميدان رو شكست بدي

339
00:27:31,837 --> 00:27:35,276
،فقط "ريچارد"، دور از اينجا در شماله"
...در مورد نقشه ها هيچ اطلاعي نداره

340
00:27:35,277 --> 00:27:37,917
كه در حال شكل گيري در قلب..."
.پايتخت خودشه

341
00:27:39,717 --> 00:27:44,397
و زمانيكه وقتش برسه، اون اصلا"
".متوجه نميشه چي بهش ضربه زده

342
00:27:46,917 --> 00:27:48,676
مشكلي پيش اومده، عشق من؟

343
00:27:48,677 --> 00:27:52,356
من فكر ميكردم وقتي پسرها از ارث
...،محروم بشن، امنيت ما تامين ميشه

344
00:27:52,357 --> 00:27:56,876
،"اما "هنري تودور" با "پرنسس اليزلبت
.دختر برادرمون نامزد كرده

345
00:27:56,877 --> 00:27:58,396
از كجا ميدوني؟

346
00:27:58,397 --> 00:28:00,396
.لرد "استنلي" بهم گفت

347
00:28:00,397 --> 00:28:02,316
.متاسفانه بايد زنم رو سرزنش كنم

348
00:28:02,317 --> 00:28:05,396
 من گمان ميكردم او پاسخ
...اعتبار منو بده اما

349
00:28:05,397 --> 00:28:07,196
تودور"ها و "اليزابت" با هم"
متحد شدن؟

350
00:28:07,197 --> 00:28:08,756
.اونا دارن نقشه يك شورش رو ميكشن

351
00:28:08,757 --> 00:28:12,196
من بايد قبل از اينكه اون بتونه حمله كنه بايد به
...دوك بريتانيا" فشار بيارم كه "هنري تودور" رو"

352
00:28:12,197 --> 00:28:13,477
.تسليم كنه...

353
00:28:15,117 --> 00:28:17,396
،بخاطر وفاداري شما متشكرم
."لرد استنلي"

354
00:28:17,397 --> 00:28:18,717
.اعلاحضرت

355
00:28:20,077 --> 00:28:21,677
.علياحضرت

356
00:28:28,917 --> 00:28:33,156
ريچارد"، لرد "استنلي" ميخواد به تو"
!اجازه بده زنش رو حبس كني

357
00:28:33,157 --> 00:28:34,756
از كجا ميدوني كه ميتوني بهش اعتماد كني؟

358
00:28:34,757 --> 00:28:39,196
.اون حرفشو صادقانه بهم گفت
.اينكار روش "استنلي" بحساب مياد

359
00:28:39,197 --> 00:28:42,836
هيچكس هرگز واقعا نميدونه
.اون در جناح كي قرار داره

360
00:28:42,837 --> 00:28:45,236
.تو بايد "ليدي مارگارت" رو دستگير كني
!اون به ما خيانت كرده

361
00:28:45,237 --> 00:28:46,637
!به من نگو كه چكاري بكنم

362
00:28:48,357 --> 00:28:50,356
.من به اندازه كافي دشمن دارم

363
00:28:50,357 --> 00:28:54,276
من نميتونم زني رو كه بخاطر پرهيزگاريش
...رسوا شده دستگير كنم

364
00:28:54,277 --> 00:28:56,396
!يا چند برابر دشمن ديگه بوجود بيارم...

365
00:28:56,397 --> 00:28:59,397
ريچارد"، تو نبايد اجازه بدي اين"
.بين ما قرار بگيره

366
00:29:01,677 --> 00:29:03,997
ما با هم ايستادگي ميكنيم و
.بهمين دليل قوي هستيم

367
00:29:05,797 --> 00:29:07,117
.ميدونم. متاسفم

368
00:29:09,237 --> 00:29:13,236
.من از نامه هاي اون جلوگيري ميكنم
.جاسوسانم رو هم مامورش ميكنم

369
00:29:13,237 --> 00:29:14,996
.با اين راه اطلاعات بيشتري كسب ميكنيم

370
00:29:14,997 --> 00:29:17,077
و اگر بريتانيا نخواد "تودور" رو
تسليم كنه چي؟

371
00:29:18,597 --> 00:29:22,237
اون حمله و تجاوز ميكنه و من
.بايد آماده براي جنگ باشم

372
00:30:14,397 --> 00:30:15,996
."مارگارت"

373
00:30:15,997 --> 00:30:17,517
!"مارگارت"

374
00:30:18,517 --> 00:30:21,476
.من زياد نميتونم بمونم
.پادشاه ديگه به كسي اعتماد نميكنه

375
00:30:21,477 --> 00:30:24,156
اون از وقوع يك شورش خبر داره و
.به تو مظنون شده

376
00:30:24,157 --> 00:30:25,276
.و به همين دليل به منهم همينطور

377
00:30:25,277 --> 00:30:28,357
،پس سريع بهم بگو
پرنس ها مردن؟

378
00:30:30,917 --> 00:30:32,436
.آره

379
00:30:32,437 --> 00:30:33,877
جسدها شونو خودت ديدي؟

380
00:30:35,757 --> 00:30:37,396
!البته كه نديدم

381
00:30:37,397 --> 00:30:39,556
پس از كجا ميدوني اونا مردن؟

382
00:30:39,557 --> 00:30:42,756
!چونكه من و "دوك" روش توافق كرديم

383
00:30:42,757 --> 00:30:47,236
از كجا ميدوني بهت دروغ نگفته باشه و
اونارو در يه جاي امن نگه نداشته باشه؟

384
00:30:47,237 --> 00:30:49,276
از اينكار چه نفعي ميبره؟

385
00:30:49,277 --> 00:30:51,197
.اون به اندازه ما خواهان مردنشون بود

386
00:30:55,837 --> 00:30:57,717
.پس بهتره خودت صادق باشي

387
00:30:59,277 --> 00:31:01,117
.بهتره كه براي "هنري" بجنگي

388
00:31:09,997 --> 00:31:11,557
!"كار "باكينگهامه

389
00:31:13,077 --> 00:31:17,516
دوست واقعي خود من كسيه كه در
!پشت شورش "مارگارت استنلي" قرار داره

390
00:31:17,517 --> 00:31:19,596
.نامه هاي "مارگارت" رو بدست آوردم

391
00:31:19,597 --> 00:31:20,877
!"ريچارد"

392
00:31:24,877 --> 00:31:26,077
!بيرون -
.اعلاحضرت -

393
00:31:33,317 --> 00:31:35,796
مردي با بهترين بهانه براي
،راستگو بودن

394
00:31:35,797 --> 00:31:39,156
من به اون هر چيزي رو كه هميشه...
.خواسته بود دادم

395
00:31:39,157 --> 00:31:41,757
و هيچوقت خائني نبوده كه بهتر 
.از اين رفتار كنه

396
00:31:43,437 --> 00:31:46,876
و حالا اون داره به "اليزابت" و
،هنري تودور" ملحق ميشه"

397
00:31:46,877 --> 00:31:49,757
.كسيكه از بريتانيا ناوگان جمع آوري كرده

398
00:31:50,757 --> 00:31:54,636
.باكينگهام" نادرست از آب دراومد"
.ليدي مارگارت" هم همينطور"

399
00:31:54,637 --> 00:31:57,677
،ما از "اليزابت" انتظار داشتيم
...اما همه اونها با هم هستند

400
00:31:58,717 --> 00:32:00,717
.حالا بايد مجلسم رو عقب بندازم

401
00:32:01,877 --> 00:32:04,996
درست زمانيكه براي آماده كردن
.اونها احضارشون كرده بودم

402
00:32:04,997 --> 00:32:08,436
من فقط ميخوام به انگلستان نشون بدم
...چجور پادشاهي ميتونم باشم

403
00:32:08,437 --> 00:32:10,836
.و چه نقشه هايي براي خدمت به اون كشيدم...

404
00:32:10,837 --> 00:32:14,236
.تو هنوز هم نشونشون ميدي
...تو اين طغيان رو سركوب ميكني

405
00:32:14,237 --> 00:32:16,556
.تازه اين بدترين وضع نيست

406
00:32:16,557 --> 00:32:19,476
چي؟ پس چيه؟

407
00:32:19,477 --> 00:32:21,596
.باكينگهام" يه شايعه پخش كرده"

408
00:32:21,597 --> 00:32:24,596
.كه پرنس هاي درون برج مردند

409
00:32:24,597 --> 00:32:25,757
چي؟

410
00:32:27,157 --> 00:32:28,877
.با دستان من

411
00:32:31,237 --> 00:32:33,556
.اين تو تمام شهر پر شده

412
00:32:33,557 --> 00:32:35,197
ولي چرا بايد اين حرفو بزنن؟

413
00:32:36,437 --> 00:32:40,917
چونكه "باكينگهام" بخاطر جذب مردم
.براي هدف خودش به من تهمت ميزنه

414
00:32:43,437 --> 00:32:44,757
اونا مردن؟

415
00:32:45,837 --> 00:32:47,197
.اين حقيقت نداره

416
00:32:49,077 --> 00:32:51,157
.تو ميدوني كه من به اونا صدمه نميزنم

417
00:32:53,317 --> 00:32:55,277
.ميدوني كه هرگز اينكارو نميكنم

418
00:32:56,997 --> 00:32:59,117
كس ديگه اي تمايل به اين كار داره؟

419
00:33:02,117 --> 00:33:04,237
 .اونا توي برج امنيت دارن

420
00:33:05,637 --> 00:33:07,837
.براي اطمينان براي "سر رابرت" نامه نوشتم

421
00:33:16,117 --> 00:33:18,077
.اما الان بايد براي جنگ آماده بشيم

422
00:33:38,917 --> 00:33:40,357
."سر جان"

423
00:33:43,757 --> 00:33:46,396
.منو شريك غم خودتون بدونيد، علياحضرت

424
00:33:46,397 --> 00:33:50,836
،ما براي پرنس ها دعا كرديم
.و اميد داشتيم اونارو به موقع نجات بديم

425
00:33:50,837 --> 00:33:53,757
ما بيشتر از اوني كه بتونم بزبون بيارم
.ناراحت فقدان شما هستيم

426
00:33:55,717 --> 00:33:56,957
فقدان من؟

427
00:33:58,877 --> 00:34:00,596
چي؟

428
00:34:00,597 --> 00:34:01,997
.خدا منو ببخشه

429
00:34:03,237 --> 00:34:06,636
نگيد كه نميدونستيد، و من هم
مثل يك ابله به شما گفتم؟

430
00:34:06,637 --> 00:34:11,757
،"داريد ميگيد پسرم، "پرنس ادوارد
كشته شده؟

431
00:34:13,517 --> 00:34:15,396
.تمام شنيده هام حاكي از مرگ اونه

432
00:34:15,397 --> 00:34:17,277
.نه. نه

433
00:34:18,917 --> 00:34:21,556
بخاطر اينكه من اينو به شما گفتم
.منو عفو كنيد

434
00:34:21,557 --> 00:34:24,116
ما فقط ميخواستيم بدونيم
.در اين لحظه خواسته شما چيه

435
00:34:24,117 --> 00:34:26,796
.اون كشته نشده. نه

436
00:34:26,797 --> 00:34:28,157
.نه بطور آشكار

437
00:34:29,517 --> 00:34:32,036
فقط به ما گفته شد پرنس ها
،اعدام شدند

438
00:34:32,037 --> 00:34:36,396
خدا حفظشون كنه، شورش بر عليه
،ريچارد" داره شروع ميشه"

439
00:34:36,397 --> 00:34:39,676
اما حالا "هنري تودور" رو روي
.تخت قرار ميديم

440
00:34:39,677 --> 00:34:41,556
پسر "مارگارت بوفورت"؟

441
00:34:41,557 --> 00:34:43,676
.ما براي هدف شما جمع شديم، علياحضرت

442
00:34:43,677 --> 00:34:45,836
كي به تو گفت اونا مردن؟

443
00:34:45,837 --> 00:34:47,236
."يكي از مردان "باكينگهام

444
00:34:47,237 --> 00:34:50,117
پادشاه دورغين دستور داده اونارو
.مخفيانه بكشن

445
00:34:51,917 --> 00:34:53,037
.گوش كن

446
00:34:55,357 --> 00:34:58,517
به "كنت" برگرد و به مردانت
.بگو قيام كنند

447
00:35:00,077 --> 00:35:02,836
"بهشون بگو پادشاه دروغين "ريچارد
.رو نابود كنن

448
00:35:02,837 --> 00:35:05,917
و بخاطر من و پسران بيچارم
.انتقام بگيرن

449
00:35:47,317 --> 00:35:50,156
باكينگهام" و "تودور" ميخوان تو"
.ولز" ملاقات كنن"

450
00:35:50,157 --> 00:35:52,476
"اونا ميخوان در محل عبور "رودخانه سورن
.حمله شونو شروع كنن

451
00:35:52,477 --> 00:35:54,797
من بايد راهشون رو قطع كنم
.و همشونو اونجا تار و مار كنم

452
00:35:55,837 --> 00:35:57,877
ميشه بعنوان زنت برات دعا كنم؟

453
00:36:04,557 --> 00:36:08,196
.دوباره به پيشم برگرد، "ريچارد" من

454
00:36:08,197 --> 00:36:09,677
.عشق من

455
00:36:19,917 --> 00:36:22,396
.شايعه شده كه پسراي من مردن

456
00:36:22,397 --> 00:36:24,477
.دوك باكينگهام" اينو ميگه"

457
00:36:25,517 --> 00:36:28,277
،متاسفانه، علياحضرت
.اين خبر بيشتر از يك شايعه ست

458
00:36:29,837 --> 00:36:32,837
پادشاه دروغين "ريچارد" براي امنيت
.تختش برادرزاده هاي خودش رو كشت

459
00:36:34,317 --> 00:36:36,916
.با اينحال، حداقل "ريچارد" من سالمه

460
00:36:36,917 --> 00:36:38,716
سالمه؟

461
00:36:38,717 --> 00:36:40,517
.خدايا خواهش ميكنم هر دوي اونا سالم باشن

462
00:36:42,597 --> 00:36:45,636
اما اونها بعد از حمله به 
.برج ديده نشدن

463
00:36:45,637 --> 00:36:47,436
دوك" و "ليدي مارگارت" هر دوشون"
...اعتقاد دارن

464
00:36:47,437 --> 00:36:48,957
.كه "ريچارد" اونا رو كشته...

465
00:36:50,317 --> 00:36:52,476
اما چرا "باكينگهام" درست وقتيكه
...ما افراد رو براي نجات

466
00:36:52,477 --> 00:36:55,196
...پسرها برده بوديم بهشون بگه...

467
00:36:55,197 --> 00:36:57,076
ما كه هدفمون رو از دست داده بوديم؟...

468
00:36:57,077 --> 00:36:59,716
 .اينطوري همه مطلع ميشن كه شاه دروغين "ريچارد" بوده كه اين دستور رو صادر كرده

469
00:36:59,717 --> 00:37:03,196
.كه اون سرزنش ميشه -
اما كي به "ريچارد" مظنون شده؟ -

470
00:37:03,197 --> 00:37:05,117
.البته كه هيچكس مظنون نشده

471
00:37:11,837 --> 00:37:13,037
...علياحضرت

472
00:37:14,357 --> 00:37:18,037
،منظورتون چي بود كه گفتيد
حداقل پسر من "ريچارد" سالمه"؟"

473
00:37:21,597 --> 00:37:24,836
دكتر، اگر شما دو جواهر ناياب داشتيد و
...،از دزديده شده اونها ميترسيديد

474
00:37:24,837 --> 00:37:28,036
هر دوي اونها رو درون يك...
جعبه ميذاشتيد؟

475
00:37:28,037 --> 00:37:30,436
ريچارد" توي برج نبوده؟" -
!ساكت -

476
00:37:30,437 --> 00:37:33,117
اما دو تا پسر درون تختخوب شون
!كشته شدن

477
00:37:35,077 --> 00:37:36,596
تو تختخواب شون؟

478
00:37:36,597 --> 00:37:38,117
اينطور بوده؟

479
00:37:39,517 --> 00:37:41,037
حالا اينو با اطمينان كامل ميدوني؟

480
00:37:42,317 --> 00:37:44,356
اينو از كجا ميدوني؟

481
00:37:44,357 --> 00:37:47,076
!لطفا -
چطور شد كه ناگهان خيلي مطمئن شدي؟ -
...علياحضرت، من -

482
00:37:47,077 --> 00:37:49,596
،اگر كمترين دخالت رو هم تو اينكار داشتي
...پس مستقيم به جهنم فرستاده ميشي

483
00:37:49,597 --> 00:37:51,117
."و همچنين "ليدي مارگارت...

484
00:37:53,477 --> 00:37:55,556
مادر، چي شده؟

485
00:37:55,557 --> 00:37:57,356
اليزابت"؟"

486
00:37:57,357 --> 00:38:00,876
،آواز رودخانه رو شنيدي
..."مثل وقتيكه "آنتوني

487
00:38:00,877 --> 00:38:03,276
و برادرت "ريچارد گري" مردند اتفاق افتاد؟...

488
00:38:03,277 --> 00:38:04,956
.نه مثل اونشب

489
00:38:04,957 --> 00:38:06,357
اما يه چيزي شنيدي، نه؟

490
00:38:07,397 --> 00:38:09,316
.ضعيف

491
00:38:09,317 --> 00:38:11,397
مثل يك لالايي، شما چي؟

492
00:38:15,597 --> 00:38:16,637
.نه

493
00:38:19,797 --> 00:38:23,157
.اونا ميگن كه برادرت "پرنس ادوارد" مرده

494
00:38:28,157 --> 00:38:29,836
.نه. نه

495
00:38:29,837 --> 00:38:33,116
...مادر -
،ليزي"، فكر ميكنم اشتباه ميكردم" -

496
00:38:33,117 --> 00:38:35,196
و اون كساني كه فكر ميكردم در
...كنار ما بودند

497
00:38:35,197 --> 00:38:37,277
.دشمنان خوني ما هستن...

498
00:38:38,717 --> 00:38:40,916
...و حالا امنيت همه ما وابسته به شكست خوردن

499
00:38:40,917 --> 00:38:43,877
.باكينگهام" و "هنري تودور" در اين جنگه"...

500
00:38:45,117 --> 00:38:47,836
...من فكر ميكردم "شاه ريچارد" دشمن ماست و

501
00:38:47,837 --> 00:38:50,956
اين دليلي بوده كه بر عليه اون...
قيام كرديم، مگه نه؟

502
00:38:50,957 --> 00:38:53,316
...ريچارد" تاج رو دزديد اما"

503
00:38:53,317 --> 00:38:57,277
"فكر ميكنم "باكينگهام" و "ليدي مارگارت...
.بودند كه پسرمو كشتند

504
00:38:58,677 --> 00:39:00,516
...بايد براي پسرم و "سر جان" نامه بنويسم و

505
00:39:00,517 --> 00:39:04,036
بهشون بگم ما داريم جناهمون...
.رو عوض ميكنيم

506
00:39:04,037 --> 00:39:07,317
و حالا اونا بايد بر عليه "تودور" و
.باكينگهام" تغيير موضع بدن"

507
00:39:17,397 --> 00:39:19,356
اليزابت" امشب منو به كليسا"
.احضار كرد

508
00:39:19,357 --> 00:39:21,676
اون بهم التماس كرد كه بهش بگم
.پرنس ها نمردن

509
00:39:21,677 --> 00:39:23,276
...من نميدونستم شما ازم ميخواستيد چي بگم

510
00:39:23,277 --> 00:39:25,076
بنابراين منهم چيزي رو كه همه...
،زمزمه ميكنن گفتم

511
00:39:25,077 --> 00:39:26,836
.كه "ريچارد" اونارو كشته

512
00:39:26,837 --> 00:39:29,397
،"اما، "ليدي مارگارت
.اون يك چيز ديگه هم گفت

513
00:39:31,317 --> 00:39:32,956
.بهم بگو

514
00:39:32,957 --> 00:39:35,397
،گفت
".حداقل "ريچارد" من سالمه"

515
00:39:36,957 --> 00:39:39,436
پرنس ريچارد"، چطور ممكنه؟"

516
00:39:39,437 --> 00:39:41,956
...،اون خيلي مصمم هم نگاه كرد و گفت

517
00:39:41,957 --> 00:39:45,717
،دكتر، اگر شما دو جواهر ناياب داشتيد"
"هر دوي اونها رو درون يك جعبه ميذاشتيد؟

518
00:39:47,317 --> 00:39:49,756
.چيز بيشتري نگفت

519
00:39:49,757 --> 00:39:52,077
عصبانيتش بيشتر شد و
.من اونجا رو ترك كردم

520
00:39:54,117 --> 00:39:55,597
ليدي مارگارت"، اين حقيقت داره؟"

521
00:39:57,357 --> 00:39:58,917
هر دوي پسرها مردند؟

522
00:40:03,317 --> 00:40:05,957
،اونا مثل همه ما
.در دستان خداوند هستند

523
00:40:08,397 --> 00:40:09,517
.شب بخير

524
00:40:11,717 --> 00:40:12,997
ليدي مارگارت"؟"

525
00:40:35,797 --> 00:40:37,796
مادر؟

526
00:40:37,797 --> 00:40:39,957
.نميتونم بخوابم -
.منم نميتونم -

527
00:40:42,117 --> 00:40:44,917
اونا كجا ملاقات ميكنن؟
باكينگهام" و "تودور"؟"

528
00:40:46,117 --> 00:40:49,237
.تو "ولز"، محل عبور رودخانه

529
00:40:52,597 --> 00:40:54,677
.پس بايد يه كاري بكنيم

530
00:40:59,077 --> 00:41:00,877
.آرزو ميكنم كه بارون بباره

531
00:41:05,037 --> 00:41:06,277
.پس بارون بباره

532
00:41:33,917 --> 00:41:36,277
.تو نبايد نگران پدرت باشي

533
00:41:37,517 --> 00:41:40,197
اون خيلي زود به خونه برميگرده و
.دوباره امنيت هممون برقرار ميشه

534
00:41:41,197 --> 00:41:44,277
ارتش "باكينگهام" در "ولز" منتظر
.هنري تودور" ميمونه"

535
00:41:55,197 --> 00:41:59,796
ليدي مارگارت" متوجه ميشه كه پسرش"
.نميتونه در اين وضع دريانوردي كنه

536
00:41:59,797 --> 00:42:02,436
نميتونه اگر روي كانال
.تا اين حد بد باشه

537
00:42:02,437 --> 00:42:03,757
.و بد هم ميشه

538
00:42:14,477 --> 00:42:15,997
.5،000 سرباز حقوق بگير

539
00:42:18,117 --> 00:42:21,757
نيرويي كه نميتونه در مقابل پيروز اولين جنگ
.شكست بخوره

540
00:42:23,477 --> 00:42:26,037
با توجه به اينكه حتي نميتونيم بخاطر
.بارون به اونجا بريم

541
00:42:32,877 --> 00:42:35,236
.آن عزيز من"

542
00:42:35,237 --> 00:42:37,676
.من در جهنم بسر ميبرم"

543
00:42:37,677 --> 00:42:40,516
 ،پيشروي ما مثل شكنجه ديدن آهسته پيش ميره"

544
00:42:40,517 --> 00:42:43,076
،اسبها تا سينه هاشون در گل و لاي فرو رفتند"

545
00:42:43,077 --> 00:42:44,956
و نيمي از پل ها را آب"
...تخريب كرده

546
00:42:44,957 --> 00:42:47,477
بهمين دليل مجبوريم براي يافتن محلي..."
.كم عمق كيلومترها حركت كنيم

547
00:42:49,117 --> 00:42:51,277
.مردانم در حال خواب آلودگي راهپيمايي ميكنند"

548
00:42:52,437 --> 00:42:55,797
وقتي استراحت ميكنيم، نميتوانيم آتش روشن"
".كنيم، چون هر چيزي كه داريم خيس شده

549
00:43:01,837 --> 00:43:04,637
"باكينگهام" از انتظارش براي "تودور"
.دست ميكشه

550
00:43:06,677 --> 00:43:09,397
"اون مجبور ميشه به تنهايي با "ريچارد
.وارد جنگ بشه

551
00:43:19,677 --> 00:43:23,637
زندگي "باكينگهام" در يك پياده روي"
".طولاني زير بارون به تحليل خواهد رفت

552
00:43:26,357 --> 00:43:28,917
".اون به خداوند براي يك معجزه دعا ميكنه"

553
00:43:29,917 --> 00:43:31,197
.ولي نه در اين باران

554
00:43:32,397 --> 00:43:33,917
.اونجا معجزه اي وجود نداره"

555
00:43:35,037 --> 00:43:38,357
و خداوند از كاريكه اونها با پسر بيچاره"
".من كردند خشمگينه

556
00:43:43,757 --> 00:43:44,837
.ليدي مارگارت"

557
00:43:46,677 --> 00:43:50,317
،پسر شما نرسيد كه به من ملحق بشه"
.و بيشتر مردان من پا به فرار گذاشتند

558
00:43:52,877 --> 00:43:56,916
من نميتوانم با اين تعداد در مقابل"
،ريچارد" پيروز بشم، او هم اين را ميداند"

559
00:43:56,917 --> 00:43:58,757
.و درحال شكار كردن من است"

560
00:44:02,877 --> 00:44:06,916
وقتي كه كاملا شكست خوردم، او يك"
،داربست چوبي براي اعدام همه خائنين خواهد ساخت

561
00:44:06,917 --> 00:44:10,477
و او براي پيدا كردن پرنس ها"
".به جستجوي برج ميرود

562
00:44:11,837 --> 00:44:13,116
ادوارد"؟"

563
00:44:13,117 --> 00:44:14,157
ريچارد"؟"

564
00:44:17,037 --> 00:44:20,117
!نگهبان! بجنب، مرد، درو باز كن

565
00:44:21,677 --> 00:44:22,877
.اعلاحضرت

566
00:45:39,677 --> 00:45:41,036
ريچارد"؟"

567
00:45:41,037 --> 00:45:42,556
تو داري چيكار ميكني؟

568
00:45:42,557 --> 00:45:44,916
.تو بايد حكم خائنين رو صادر كني

569
00:45:44,917 --> 00:45:47,476
.اونا رفتن
.انگار ناپديد شدن

570
00:45:47,477 --> 00:45:50,476
!اين كار اون جادوگره
.اون زن پسرا رو مثل ارواح جابجا كرده

571
00:45:50,477 --> 00:45:53,276
بخاطر همين تو بايد اونو بزور از كليسا
!بيرون بكشي و مجازاتش كني

572
00:45:53,277 --> 00:45:56,196
.تمام اتاق ها و پله كان رو گشتم

573
00:45:56,197 --> 00:45:57,996
كجا ميتونن باشن؟

574
00:45:57,997 --> 00:46:00,116
!ريچارد"، خواهش ميكنم"

575
00:46:00,117 --> 00:46:03,116
خائنين رو اعلام كن و
!مجلس خودت رو تشكيل بده

576
00:46:03,117 --> 00:46:05,556
!اين چيزيه كه تو هميشه ميخواستي

577
00:46:05,557 --> 00:46:09,277
كار خوبي كه تو روياهات وجود داره براي
.انگلستان انجام بده و بعدش بتونيم خوشبخت بشيم

578
00:46:11,357 --> 00:46:13,876
نگهبانها گفتن
،اونا يكشب پسرها رو تو تخت خواب گذاشتن

579
00:46:13,877 --> 00:46:15,436
.و صبح اونشب اونا رفته بودن

580
00:46:15,437 --> 00:46:18,116
"سر رابرت بركنبري"
.آلارم رو بصدا درمياره

581
00:46:18,117 --> 00:46:19,357
سر رابرت"؟"

582
00:46:20,677 --> 00:46:22,557
سر رابرت" در اين مورد چي گفت؟"

583
00:46:24,637 --> 00:46:25,917
.گفت كه متاسفه

584
00:46:28,477 --> 00:46:29,677
.اون متاسفه

585
00:46:31,437 --> 00:46:32,917
پس، اونا كجا هستن؟

586
00:46:35,117 --> 00:46:36,717
.بايد كار "باكينگهام" باشه

587
00:46:38,997 --> 00:46:41,157
.مطمئنا همينطوره
چه كس ديگه اي ميتونه باشه؟

588
00:46:44,517 --> 00:46:46,996
...ازش سوال ميكني

589
00:46:46,997 --> 00:46:48,957
اگر اونارو كشته باشه چي؟

590
00:46:50,157 --> 00:46:52,236
.باكينگهام" رو اعدام ميكنم"

591
00:46:52,237 --> 00:46:55,637
.بخاطر تباه كردن اسم نيك صلح طلبي من

592
00:47:47,557 --> 00:47:48,837
.اون ميدونه

593
00:47:50,917 --> 00:47:53,237
ريچارد" اطلاع داره كه تو با"
.ملكه همكاري ميكردي

594
00:47:54,477 --> 00:47:56,117
...تو مجرم به خيانتي

595
00:47:57,397 --> 00:47:58,877
.ميتونه مجازاتش مرگ باشه

596
00:48:02,477 --> 00:48:04,676
آيا... آيا اون فكر ميكنه
تو وفاداري؟

597
00:48:04,677 --> 00:48:05,956
.من وفادار هستم

598
00:48:05,957 --> 00:48:09,516
،وقتي تو بهش خيانت ميكردي
.من در كنارش بودم

599
00:48:09,517 --> 00:48:10,957
!ريچارد" شوكه شد"

600
00:48:12,357 --> 00:48:14,876
اون احساس ميكنه تو هم مثل خويشاوندت
.باكينگهام" وفادار نيستي"

601
00:48:14,877 --> 00:48:16,157
.اون اعدام شد

602
00:48:21,957 --> 00:48:22,997
...من چيكار كنم؟ من

603
00:48:24,277 --> 00:48:27,556
...من ميتو... ميتو... ميتو
ميتونم، من ميتونم فرار كنم؟

604
00:48:27,557 --> 00:48:29,956
ميتونم به بريتانيا برم؟
.من... من مقدار پول تو صندوقم دارم

605
00:48:29,957 --> 00:48:32,836
.اما من بعنوان زندانبان تو معرفي شدم

606
00:48:32,837 --> 00:48:35,196
...ريچارد" تصميم گرفت تمام اراضي"

607
00:48:35,197 --> 00:48:37,196
.و دارايي تو به من تعلق بگيره

608
00:48:37,197 --> 00:48:39,436
افراد من در حال حاضر در اتاقت هستن
.و دارن وسايلت رو ميبرن

609
00:48:39,437 --> 00:48:41,076
.و صندوق پولت رو هم

610
00:48:41,077 --> 00:48:42,556
.و شرابت

611
00:48:42,557 --> 00:48:44,397
!تو داري به من دستبرد ميزني؟

612
00:48:47,077 --> 00:48:49,636
تو منو بطرف نقشه اي سوق
!دادي كه ازم دزدي كني

613
00:48:49,637 --> 00:48:52,596
تو به حبس خانگي تو خانه بيرون از شهر
.من در "بلتسو" ميري

614
00:48:52,597 --> 00:48:56,076
خدمتكارات مرخص ميشن و تو با
.هيچكس ملاقات نميكني

615
00:48:56,077 --> 00:48:58,317
.تو بهم خيانت كردي كه ثروتم رو صاحب بشي

616
00:48:59,397 --> 00:49:02,437
نه، "مارگارت. من تو رو از يك مرگ
.بخاطر خيانت نجات دادم

617
00:49:03,677 --> 00:49:07,556
و من هنوز اينجا هستم و ميتونم نقشه هاي
.ريچارد" رو بر عليه پسرت بشنوم"

618
00:49:07,557 --> 00:49:10,156
تو با عدم موفقيتت حكم مرگ
.اونو امضا كردي

619
00:49:10,157 --> 00:49:13,516
ميتوني براش بنويسي، اما تمام نامه هاي
.تو بايد بدست من برسن

620
00:49:13,517 --> 00:49:16,916
من بايد ظاهري داشته باشم كه دارم
.تو رو كاملا كنترل ميكنم

621
00:49:16,917 --> 00:49:18,597
ظاهر؟

622
00:49:21,917 --> 00:49:25,157
تو ميخواي ظاهري داشته باشي كه
!متعلق به هر دو طرف باشي

623
00:49:27,197 --> 00:49:28,757
.هميشه

624
00:49:44,277 --> 00:49:46,436
.خواهر، اجازه بده وارد شم

625
00:49:46,437 --> 00:49:48,236
!تو برادر من نيستي

626
00:49:48,237 --> 00:49:49,356
.من پادشاه هستم

627
00:49:49,357 --> 00:49:51,116
.نه براي من

628
00:49:51,117 --> 00:49:53,637
،"بذار بيام تو، "اليزابت
.بخاطر خوبي هممون

629
00:50:14,317 --> 00:50:15,717
.خواهش ميكنم بهم بگو

630
00:50:16,717 --> 00:50:20,077
آيا پسرت "ادوارد" و برادرش رو
تو جاي امني نگه داشتي؟

631
00:50:21,277 --> 00:50:23,036
اونا توي برج نيستن؟

632
00:50:23,037 --> 00:50:28,756
،بخاطر خدا، اگر پيش تو هستن
.قسم ميخورم اونارو شكار نميكنم

633
00:50:28,757 --> 00:50:30,236
.فقط بهم بگو اونا سالم هستن

634
00:50:30,237 --> 00:50:31,317
.نه

635
00:50:32,557 --> 00:50:33,837
.نه

636
00:50:42,157 --> 00:50:45,757
.همه ميگن اونا مردن و من اينكارو كردم

637
00:50:47,757 --> 00:50:48,837
تو كردي؟

638
00:50:52,117 --> 00:50:54,716
."فكر كن، "اليزابت

639
00:50:54,717 --> 00:50:59,156
،وقتي ما "شاه هنري" رو كشتيم
.جسد اونو به مردم نشون داديم

640
00:50:59,157 --> 00:51:03,957
تمام هدف اين بود كه به دنيا بگيم
.سلسله اون بپايان رسيده

641
00:51:06,677 --> 00:51:08,397
...اگر من پسراي تو رو كشته بودم

642
00:51:09,917 --> 00:51:11,557
.عين همون كارو ميكردم

643
00:51:17,037 --> 00:51:18,597
.بهت تسليت ميگم

644
00:51:20,837 --> 00:51:23,877
در حال حاضر موندن در كليسا
.نفعي برات نداره

645
00:51:25,557 --> 00:51:29,756
من باهات به يك توافق ميرسم و قول
...ميدم خطري تهديدت نكنه

646
00:51:29,757 --> 00:51:32,116
،و همچنين دخترات
.البته اگر بيرون بياي

647
00:51:32,117 --> 00:51:35,116
من به خونه ميرم؟ -
.حبس خانگي ميشي -

648
00:51:35,117 --> 00:51:38,037
من نميتونم بهت اعتماد كنم كه
.بر عليه من كاري نكني

649
00:51:39,077 --> 00:51:40,997
.به هيچكس نميتونم اعتماد كنم، هيچ جا

650
00:51:54,277 --> 00:51:57,316
."تو بزرگ و زيبا شدي، "اليزابت

651
00:51:57,317 --> 00:52:00,117
.ليزي"، "سسيلي"، ما رو تنها بذاريد"

652
00:52:06,117 --> 00:52:09,877
مردم دارن ميگن كه
...من برادراي شما رو كشتم

653
00:52:12,997 --> 00:52:15,957
اما ميخوام شما اينو بدونيد
.كه من بي گناهم

654
00:52:17,677 --> 00:52:18,917
.بهتون قول ميدم

655
00:52:25,717 --> 00:52:28,277
،هركس كه پسراي منو كشته باشه
.من نفرينشون ميكنم

656
00:52:30,237 --> 00:52:32,397
...هر دوي ما نفرينشون ميكنيم

657
00:52:34,037 --> 00:52:36,997
،با گذشت سالها
.تا زمانيكه تمام پسران اونها از دنيا برن

658
00:52:39,117 --> 00:52:40,397
.مراقب باش

659
00:52:41,677 --> 00:52:43,677
...طول زماني نفرين هاي شما خيلي زياده

660
00:52:45,277 --> 00:52:47,317
.و ممكنه برگرده به كسيكه دوستش داريد

661
00:53:04,477 --> 00:53:06,397
...برام دعا كن، پدر، براي كاريكه

662
00:53:09,077 --> 00:53:10,957
!من نميدونم چكاري كردم

663
00:53:12,957 --> 00:53:15,037
.ميترم كاري كرده باشم

664
00:53:16,117 --> 00:53:17,796
...من

665
00:53:17,797 --> 00:53:20,317
...به كسي چيزهايي گفتم كه

666
00:53:22,237 --> 00:53:24,397
اگر اون بهشون عمل كرده باشه چي؟

667
00:53:27,117 --> 00:53:29,917
اگر من دوتا پسر كوچيك رو كشته باشم چي؟

668
00:53:51,037 --> 00:53:52,476
چيكار بايد بكنم؟

669
00:53:52,477 --> 00:53:55,957
بلند بخون. نفرين بدست "ملوسينا" ميرسه
.و به انجام ميرسونه

670
00:54:01,677 --> 00:54:03,797
.پسر ما "ادوارد" در درون برج بود

671
00:54:06,037 --> 00:54:09,117
اما او مرد
.و ما فكر ميكنيم او كشته شده

672
00:54:11,917 --> 00:54:14,356
،ما به نزد تو آمديم مادر

673
00:54:14,357 --> 00:54:18,156
و اين نفرين را در ژرفاي
-تو رها ميكنيم

674
00:54:18,157 --> 00:54:21,276
...هركس پسر اول ما را گرفت

675
00:54:21,277 --> 00:54:24,236
،تو هم پسر اولش را از او بگير

676
00:54:24,237 --> 00:54:26,556
،و همينطور نوه هايش را

677
00:54:26,557 --> 00:54:30,196
.و تمام پسران اول در خاندانش را

678
00:54:30,197 --> 00:54:34,357
و با عملكرد نفرين ما قاتل را
.خواهيم شناخت

679
00:54:37,197 --> 00:54:38,557
.بسوزونش

680
00:55:03,397 --> 00:55:05,477
.ليزي" بيا، بيا"

681
00:55:18,517 --> 00:55:20,437
ريچارد"، چيكار داري ميكني؟"

682
00:55:22,037 --> 00:55:24,317
.مجلس منتظر توئه، عشق من

683
00:55:25,717 --> 00:55:27,757
.پسرا پيش "اليزابت" نيستن

684
00:55:29,797 --> 00:55:32,556
.اون نميدونه اونا كجا هستن

685
00:55:32,557 --> 00:55:33,877
رفتي به ديدنش؟

686
00:55:35,277 --> 00:55:37,196
.بايد ميدونستم

687
00:55:37,197 --> 00:55:39,196
.بايد ازش ميپرسيدم

688
00:55:39,197 --> 00:55:40,557
اون چي گفت؟

689
00:55:41,997 --> 00:55:45,676
گفت هر كسي اونها رو كشته
.باشه نفرين ميكنه

690
00:55:45,677 --> 00:55:47,357
ما رو نفرين كرد؟ -
!ما رو نه -

691
00:55:49,477 --> 00:55:51,237
.من دستور مرگ اونارو ندادم

692
00:55:53,397 --> 00:55:55,077
چطور ميتوني فكر كني كه من بودم؟

693
00:56:05,197 --> 00:56:07,877
به "اليزابت" گفتم ميتونه از
.كليسا بيرون بياد

694
00:56:10,837 --> 00:56:12,196
چي؟

695
00:56:12,197 --> 00:56:14,917
اون به حبس خانگي در
.گرافتون" ميره"

696
00:56:16,197 --> 00:56:18,317
.دختراي بزرگتر به قصر ميان

697
00:56:19,877 --> 00:56:23,556
من ميخوام "پرنسس اليزابت" رو
.نزديك خودم نگه دارم

698
00:56:23,557 --> 00:56:25,396
تو داري چيكار ميكني؟

699
00:56:25,397 --> 00:56:27,196
!اونا جادوگر هستن

700
00:56:27,197 --> 00:56:30,476
اون بر عليه تو طغيان كرد و
.فقط باران خداوند تو رو نجات داد

701
00:56:30,477 --> 00:56:31,677
!"خواهش ميكنم، "ريچارد

702
00:56:32,917 --> 00:56:34,197
ريچارد"؟"

703
00:56:35,917 --> 00:56:37,597
چه اتفاقي داره براي ما ميافته؟

704
00:56:59,677 --> 00:57:02,356
توماس گري" از بريتانيا نوشته"
.كه دوستمون داره

705
00:57:02,357 --> 00:57:04,957
"اون سالم به قصر "هنري تودور
.فرار كرده

706
00:57:06,037 --> 00:57:07,317
!خوش بحالش

707
00:57:10,597 --> 00:57:13,237
خوب، يعني ديگه لازم نيست
با "هنري تودور" ازدواج كنم؟

708
00:57:14,277 --> 00:57:17,516
حالا كه فكر ميكنيم مادر اون
.برادرم "ادوارد" رو كشته باشه

709
00:57:17,517 --> 00:57:21,316
من براي "ليدي مارگارت" نوشتم كه
.هنوز نامزي تو برقراره

710
00:57:21,317 --> 00:57:23,676
چي... چي؟

711
00:57:23,677 --> 00:57:25,116
...مادر -
...ليزي"، اين تو بودي كه" -

712
00:57:25,117 --> 00:57:27,317
بهم گفتي پيش بيني كردي...
.در آينده ملكه ميشي

713
00:57:28,637 --> 00:57:30,756
!من گفتم كه ميترسم بشم

714
00:57:30,757 --> 00:57:32,716
!نه اينكه ميخوام بشم

715
00:57:32,717 --> 00:57:35,716
هنري تودور" ممكنه تا پاشو تو انگلستان"
.بذاره كشته بشه

716
00:57:35,717 --> 00:57:37,436
.اما اون مياد

717
00:57:37,437 --> 00:57:39,876
اون ارتش خودش رو داره و
.به هدرش نميده

718
00:57:39,877 --> 00:57:42,076
اون دوباره براي بدست آوردن
...تخت انگلستان سعيشو ميكنه

719
00:57:42,077 --> 00:57:45,837
و ما تا اين حد از خود گذشتگي نميكنيم  كه...
.كنار بايستيم كه شايد اون پيروز بشه

720
00:57:47,277 --> 00:57:49,077
.من با اون ازدواج نميكنم، مادر

721
00:57:51,317 --> 00:57:53,197
.مهم نيست كه تو چي ميگي

722
00:57:58,957 --> 00:58:00,997
.تقدير يكنفر ديگه رو براي من ميفرسته

723
00:58:19,028 --> 00:58:25,998
ترجمه و زيرنويس:رضـــاپـــاد
rezapad@gmail.com

724
00:58:26,999 --> 00:58:32,999
بروز ترين اخبار دنياي فيلم و سريال  <"font color="#FFFF00>
در دنياي اينترنت
www.ariamovie.ir</font>

