1
00:00:00,002 --> 00:00:10,702
دیبا مووی تقدیم میکند
DibaMovie.co

2
00:00:14,726 --> 00:00:18,726
 ویچر
خاستگاه خون

3
00:01:07,726 --> 00:01:13,726
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

4
00:01:13,750 --> 00:01:15,166
‫نه!

5
00:01:18,875 --> 00:01:21,833
‫نه! لعنتی لعنتی لعنتی لعنتی!

6
00:01:32,416 --> 00:01:34,958
‫متاسفم، متاسفم!

7
00:01:37,500 --> 00:01:39,125
‫لعنتی!

8
00:01:41,333 --> 00:01:42,500
‫نه! نه!

9
00:01:43,458 --> 00:01:45,458
‫نکن! نه!

10
00:01:46,666 --> 00:01:48,125
‫اوه...

11
00:01:57,166 --> 00:01:58,791
‫اوه... اوه!

12
00:01:58,875 --> 00:02:01,208
‫واو، واو، واو!

13
00:02:02,708 --> 00:02:04,750
‫اوه، واو

14
00:02:05,708 --> 00:02:07,250
‫چقدر عجیب شد

15
00:02:10,416 --> 00:02:12,000
‫خیلی‌خب، قضیه چیه...

16
00:02:15,958 --> 00:02:16,875
‫ببخشید؟

17
00:02:17,583 --> 00:02:18,958
‫نه؟ هیچ واکنشی؟

18
00:02:20,083 --> 00:02:22,500
‫یا خدا... خیلی‌خب

19
00:02:24,000 --> 00:02:27,791
‫چیکار کنیم، یسکیر؟
‫توی موقعیت‌هایی مثل این چیکار می‌کنیم؟

20
00:02:28,791 --> 00:02:30,250
‫برمی‌گردیم سراغ اصول اولیه

21
00:02:31,583 --> 00:02:32,625
‫کسی نیست؟

22
00:02:33,125 --> 00:02:35,083
‫کسی نیست؟

23
00:02:35,166 --> 00:02:37,916
‫ سلام آبچلیک

24
00:02:38,833 --> 00:02:40,250
‫تجربه‌ی این یکی رو نداشتم

25
00:02:40,333 --> 00:02:42,833
‫محض اطلاعت، من...

26
00:02:44,250 --> 00:02:45,666
‫چندان هم با ایده‌اش مخالف نیستم

27
00:02:46,166 --> 00:02:48,083
‫یه مرد خوشتیپ، با چکمه‌های خوب

28
00:02:48,583 --> 00:02:49,875
‫من مرده‌ام؟

29
00:02:50,625 --> 00:02:52,583
‫آخ، آخ!

30
00:02:53,416 --> 00:02:54,291
‫نمردی

31
00:02:55,208 --> 00:02:56,666
‫آره متوجه شدم

32
00:02:58,166 --> 00:03:00,666
‫پس تو... تو یه چیز دیگه‌ای

33
00:03:02,083 --> 00:03:03,083
‫تو یه تغییرشکل‌دهنده‌ای

34
00:03:06,583 --> 00:03:07,625
‫نه

35
00:03:18,416 --> 00:03:19,583
‫تغییرشکل‌دهنده‌ نیستم

36
00:03:29,375 --> 00:03:30,791
‫چی هستی؟

37
00:03:31,708 --> 00:03:35,458
‫خیلی چیزا هستم
‫با صورت‌های متعدد، در جاهای متعدد

38
00:03:36,583 --> 00:03:39,041
‫- پس چرا شبیه منی؟
‫- چون تو عاشق خودتی

39
00:03:40,291 --> 00:03:41,500
‫صورت‌های دیگه‌ای هم دارم

40
00:03:41,583 --> 00:03:42,458
‫اگر اونا رو ترجیح میدی

41
00:03:49,916 --> 00:03:50,791
‫این بهتره؟

42
00:03:51,500 --> 00:03:52,958
‫اوه... واو

43
00:03:57,541 --> 00:03:58,541
‫آره، آره

44
00:03:59,041 --> 00:04:00,125
‫عالیه

45
00:04:02,375 --> 00:04:04,583
‫چرا منو از دست تمری‌ها نجات دادی؟

46
00:04:04,666 --> 00:04:07,083
‫ازت می‌خوام با آوازت
‫یه داستان رو دوباره زنده کنی

47
00:04:09,583 --> 00:04:11,083
‫من و تو به هم شباهت داریم

48
00:04:11,958 --> 00:04:14,625
‫تو یه آوازخونی، من یه داستان‌گو

49
00:04:15,125 --> 00:04:16,458
‫تاحدودی

50
00:04:16,541 --> 00:04:20,583
‫نه بابا این چه حرفیه، تو... تو یه
‫داستان‌گوی دارای کنترل‌زمان

51
00:04:20,666 --> 00:04:24,791
‫تغییرشکل‌دهنده‌ای هستی که احتمالا
‫یکم دیگه قراره بدون نمک منو بخوری

52
00:04:24,875 --> 00:04:30,000
‫ولی من... من فقط یه انسانم
‫که میشه گفت کلاه بامزه‌ای دارم

53
00:04:30,083 --> 00:04:31,541
‫ما مثل هم نیستیم، ما...

54
00:04:31,625 --> 00:04:34,958
‫من بین دنیاها و زمان‌ها در حرکتم
‫و داستان‌های فراموش‌شده رو جمع می‌کنم

55
00:04:35,583 --> 00:04:37,916
‫وقتی دنیا بهشون نیاز داره
‫اون‌ها رو دوباره زنده می‌کنم

56
00:04:46,500 --> 00:04:48,458
‫مطمئنی آدم درستی رو
‫برای این کار انتخاب کردی؟

57
00:04:48,541 --> 00:04:50,291
‫معلومه که مطمئنم

58
00:04:51,500 --> 00:04:52,791
‫تو آبچلیکی

59
00:04:53,416 --> 00:04:55,083
‫کسی که الف‌ها رو
‫به یه جای امن قاچاق کرد

60
00:04:55,166 --> 00:04:58,000
‫آبچلیک یه اسمه، یه لقب
‫من یه آوازخون بیشتر نیستم

61
00:04:58,083 --> 00:05:02,083
‫آوازخونی که اسکویتال برای نجاتش خطر
‫حمله به اردوگاه ارتش تمریا رو به جون خرید

62
00:05:03,000 --> 00:05:06,000
‫اونا می‌دونن که بهشون اهمیت میدی
‫به تقلاشون برای رسیدن به عدالت

63
00:05:06,500 --> 00:05:07,500
‫آره میدم

64
00:05:09,041 --> 00:05:10,541
‫اسکویتال نیت خوبی داره

65
00:05:11,166 --> 00:05:16,000
‫ولی الف‌ها فقط با درد
‫و خشم نمی‌تونن پیروز بشن

66
00:05:17,666 --> 00:05:18,750
‫امید حیاتیه

67
00:05:21,083 --> 00:05:25,750
‫الف‌ها به داستانی فراموش شده نیاز دارن
‫داستان افراد اندکی که بر تعداد زیادی پیروز شدن

68
00:05:25,833 --> 00:05:27,458
‫داستان هفت مبارز

69
00:05:27,541 --> 00:05:30,125
‫داستان... داستان هفت...

70
00:05:30,833 --> 00:05:31,916
‫بذار حدس بزنم

71
00:05:32,416 --> 00:05:37,000
‫گروهی جنگجو که با هم متحد شدن
‫تا به پیروزی‌ای دور از انتظار برسن

72
00:05:37,083 --> 00:05:40,000
‫مشابه این داستان
‫تاسرحد مرگ گفته شده

73
00:05:40,083 --> 00:05:41,041
‫واقعا؟

74
00:05:41,125 --> 00:05:46,000
‫هفت جنگجوی غریبه که با هم متحد میشن
‫تا علیه امپراطوری‌ای شکست‌ناپذیر مبارزه کنن

75
00:05:46,083 --> 00:05:50,875
‫و توسط تقارن دنیاها
‫انسان‌ها و هیولاها رو به این دنیا بیارن

76
00:05:50,958 --> 00:05:54,041
‫و اولین نسخه از یه ویچر رو درست کنن

77
00:05:55,750 --> 00:05:57,625
‫مشابه این داستان
‫تا سرحد مرگ گفته شده؟

78
00:06:00,583 --> 00:06:01,750
‫نه

79
00:06:01,833 --> 00:06:05,041
‫نه، نه، اعتراف می‌کنم
‫این یکی رو نشنیده بودم

80
00:06:05,125 --> 00:06:06,041
‫واو!

81
00:06:06,125 --> 00:06:08,125
‫این خیلی متفاوته

82
00:06:08,208 --> 00:06:09,958
‫اوه!

83
00:06:10,041 --> 00:06:11,666
‫چقدر کیف میده

84
00:06:11,750 --> 00:06:15,583
‫یعنی میگی اولین نسخه از یه ویچر
‫یه الف خفن بوده؟

85
00:06:16,291 --> 00:06:18,458
‫شنیدنش حسابی گرالت رو کفری می‌کنه

86
00:06:20,166 --> 00:06:21,000
‫خیلی‌خب

87
00:06:22,750 --> 00:06:24,000
‫از کجا شروع کنیم؟

88
00:06:24,500 --> 00:06:26,166
‫همه چیز از 1200 سال پیش شروع شد

89
00:06:27,833 --> 00:06:29,416
‫در دوران طلایی الف‌ها

90
00:06:30,458 --> 00:06:33,375
‫قبل از اومدن انسان‌ها و هیولاها به این دنیا

91
00:06:34,291 --> 00:06:36,125
‫شش تبعیدی تنها

92
00:06:36,708 --> 00:06:38,458
‫که با همدیگه غریبه بودن

93
00:06:39,208 --> 00:06:42,541
‫مقدر شده بود که در
‫ماموریتی خونین هم‌پیمان بشن

94
00:06:44,916 --> 00:06:46,625
‫<i>فیهال از قبیله‌ی سگ‌ها</i>

95
00:06:50,500 --> 00:06:52,291
‫<i>اسکین از قبیله‌ی ارواح</i>

96
00:06:56,666 --> 00:06:58,125
‫<i>برادر مرگ</i>

97
00:06:59,541 --> 00:07:01,708
‫<i>جادوگرها، زاکاری و سندریل</i>

98
00:07:04,166 --> 00:07:06,875
‫<i>ملداف و پتک کینه‌توزش، گوئن</i>

99
00:07:11,375 --> 00:07:13,416
‫<i>که بزودی توسط نفر هفتم رهبری میشن</i>

100
00:07:14,375 --> 00:07:16,833
‫<i>کسی که چکاوک صداش می‌کنن</i>

101
00:07:25,057 --> 00:07:27,857
‫اینیش‌داو
‫دریاهای شمالی

102
00:07:38,333 --> 00:07:41,291
‫صبح بخیر
‫به یه سرباز پیر کمک می‌کنید؟

103
00:07:44,916 --> 00:07:46,291
‫ممنون

104
00:07:46,375 --> 00:07:47,625
‫اینجا موسیقی هم دارین؟

105
00:07:47,708 --> 00:07:51,250
‫سال‌هاست که در این جزیره
‫اثری از موسیقی نبوده

106
00:07:55,666 --> 00:07:57,208
‫موفق باشی

107
00:07:58,458 --> 00:08:00,625
‫توام همینطور

108
00:08:05,000 --> 00:08:07,041
‫<i>♪ گلی رشد خواهد کرد ♪</i>

109
00:08:07,125 --> 00:08:09,833
‫<i>♪ در جایی که خون رعیتی ما ریخته میشود ♪</i>

110
00:08:13,625 --> 00:08:15,833
‫<i>♪ زندگی‌هایی که از ما گرفته‌اند ♪</i>

111
00:08:15,916 --> 00:08:19,375
‫<i>♪ بذری است که در زمین کاشته‌اند ♪</i>

112
00:08:22,208 --> 00:08:26,166
‫<i>♪ ولی ما از خاک سر برون می‌آوریم ♪</i>

113
00:08:26,750 --> 00:08:31,666
‫<i>♪ از خاکی که مالک آن هستند برخواهیم خواست ♪</i>

114
00:08:31,750 --> 00:08:36,041
‫<i>♪ ما رز سیاه هستیم ♪</i>

115
00:08:36,625 --> 00:08:39,083
‫- ♪ اجازه ندهید هیچکس به هدف ما... ♪
‫- اوه!

116
00:08:39,166 --> 00:08:40,083
‫خدای من

117
00:08:40,583 --> 00:08:42,458
‫عجب غنچه‌ی کوچولوی خوشگلی هستی

118
00:08:43,708 --> 00:08:46,166
‫<i>♪ با هر رزی که سر ببرند ♪</i>

119
00:08:46,250 --> 00:08:48,541
‫- ♪ دیگری برخواهد خواست... ♪
‫- بنظرم آماده‌ی شکفتن هستی

120
00:08:48,625 --> 00:08:51,666
‫ایثلین حال خوشی نداره
‫یهویی حالش بد میشه

121
00:08:51,750 --> 00:08:53,875
‫لطفا ولش کنین
‫همتون می‌تونید مجانی مشروب بخورید

122
00:08:53,958 --> 00:08:55,125
‫مامان!

123
00:09:07,166 --> 00:09:09,625
‫خودم جلوت رو می‌گیرم!
‫بیا جلو ببینم!

124
00:09:17,708 --> 00:09:18,750
‫ببخشید، دوستان

125
00:09:20,708 --> 00:09:22,291
‫تحمل بی‌ادبی رو ندارم

126
00:09:24,791 --> 00:09:26,041
‫به سلامتی چکاوک!

127
00:09:26,125 --> 00:09:27,125
‫چکاوک!

128
00:09:28,833 --> 00:09:32,625
‫<i>♪ ما رز سیاه هستیم ♪</i>

129
00:09:32,708 --> 00:09:36,625
‫<i>♪ اجازه ندهید کسی به هدف ما شک کند ♪</i>

130
00:09:36,708 --> 00:09:41,583
‫<i>♪ برخیزید تا صدای غرش ما را بشنوند ♪</i>

131
00:09:41,666 --> 00:09:46,166
‫<i>♪ دوران رعیت‌ها سررسیده است ♪</i>

132
00:09:46,250 --> 00:09:47,583
‫بازم بخون، دخترجون!

133
00:09:50,791 --> 00:09:52,000
‫بازم بخون!

134
00:09:55,725 --> 00:09:57,725
‫شهر زینتریا
‫پادشاهی زینتریا

135
00:09:57,750 --> 00:09:59,958
‫جنوب اینیش‌داو

136
00:10:00,041 --> 00:10:04,250
‫پادشاه جدید، آلوتیر
‫که مصمم بود در میان مردمانش دیده شود

137
00:10:04,333 --> 00:10:06,250
‫با وجود خطر قاتلان قلمروهای دیگر

138
00:10:06,791 --> 00:10:09,458
‫در خیابان میان رعیت‌ها قدم میزد

139
00:10:11,875 --> 00:10:13,166
‫از پادشاه محافظت کنید!

140
00:10:13,250 --> 00:10:17,833
‫ولی باید اول از محافظین سلطنتی
‫ عبور کنند، قبیله‌ی سگ‌ها

141
00:10:22,125 --> 00:10:23,583
‫<i>و بزرگ‌ترین جنگجوی آن‌ها</i>

142
00:10:25,791 --> 00:10:26,916
‫<i>فیهال سنگ‌دل</i>

143
00:10:28,375 --> 00:10:29,250
‫شاهزاده!

144
00:10:30,041 --> 00:10:30,916
‫گرفتمت

145
00:10:31,875 --> 00:10:33,416
‫برو! برو!

146
00:10:34,833 --> 00:10:36,083
‫برو! برو!

147
00:10:37,375 --> 00:10:38,250
‫برگردین!

148
00:10:39,875 --> 00:10:41,000
‫برید عقب!

149
00:10:42,875 --> 00:10:43,958
‫برو پایین!

150
00:10:48,625 --> 00:10:49,791
‫همونطور که بهت نشون داده بودم

151
00:11:08,458 --> 00:11:10,208
‫- اوضاع مرتبه؟
‫- مرتبه

152
00:11:29,083 --> 00:11:30,166
‫بیا تو

153
00:11:33,125 --> 00:11:35,250
‫- عذرمی‌خوام
‫- اشکالی نداره، فیهال

154
00:11:35,875 --> 00:11:37,458
‫آداب برن به درک

155
00:11:41,500 --> 00:11:43,166
‫قبیله‌ی سگ‌ها قلعه رو مهروموم کرده

156
00:11:44,041 --> 00:11:46,750
‫تا نفهمیم کی پشت این جریانه
‫هیچکس وارد یا خارج نمیشه

157
00:11:47,833 --> 00:11:49,708
‫خب، می‌خوام این پیشتون باشه

158
00:11:51,125 --> 00:11:52,125
‫البته فعلا

159
00:11:53,333 --> 00:11:54,375
‫تو نجاتمون دادی

160
00:11:57,375 --> 00:11:58,416
‫منو نجات دادی

161
00:11:59,666 --> 00:12:00,916
‫شما خودتون رو نجات دادین

162
00:12:03,916 --> 00:12:06,916
‫همیشه وقتی بهت نیاز داشتم
‫کنارم بودی

163
00:12:09,125 --> 00:12:10,125
‫وظیفمه

164
00:12:11,250 --> 00:12:13,416
‫خب، جفتمون می‌دونیم
‫که دلیلش چیزی فراتر از اینه

165
00:12:28,250 --> 00:12:30,166
‫توافق کرده بودیم

166
00:12:30,250 --> 00:12:32,625
‫شاید تو بتونی فراموش کنی
‫ولی من نمی‌تونم

167
00:12:32,708 --> 00:12:34,583
‫من فراموش نکردم

168
00:12:36,500 --> 00:12:38,708
‫- اگر گیر میافتادیم...
‫- ولی گیر نیافتادیم

169
00:12:39,875 --> 00:12:41,541
‫فیهال، امروز نزدیک بود بمیرم

170
00:12:44,041 --> 00:12:45,833
‫حاضر نیستم در حین یک زندگی دروغین بمیرم

171
00:13:00,625 --> 00:13:02,583
‫من بدنیا اومدم تا محافظ شما باشم

172
00:13:05,125 --> 00:13:06,333
‫پس ازم محافظت کن

173
00:13:14,791 --> 00:13:16,500
‫روی قاتل‌ها علامت بخصوصی نبوده

174
00:13:16,583 --> 00:13:18,791
‫فرمانده اردین داره مظنون‌ها رو
‫برای بازجویی دستگیر می‌کنه

175
00:13:18,875 --> 00:13:21,125
‫اردین دست راست و چپش رو
‫از هم تشخیص نمیده

176
00:13:21,208 --> 00:13:22,541
‫گور بابای خودش و ارتش پرزرق‌و‌برقش

177
00:13:22,625 --> 00:13:24,750
‫توی همچین روز مهمی
‫کدوم گوری بودن؟

178
00:13:24,833 --> 00:13:27,041
‫حتی نمی‌تونه یه هرزه‌خونه رو بگردونه

179
00:13:27,833 --> 00:13:28,750
‫فیهال کجاست؟

180
00:13:42,541 --> 00:13:43,541
‫گندش بزنن

181
00:13:49,041 --> 00:13:51,416
‫منو بکشین و تمومش کنین

182
00:13:51,916 --> 00:13:53,958
‫نه. باید زجر بکشی

183
00:13:54,666 --> 00:13:55,958
‫در نهایت بی‌آبرویی

184
00:13:56,041 --> 00:13:59,416
‫شاه جدید داریم
‫قاتل‌ها در هر گوشه‌و‌کناری منتظرن

185
00:13:59,500 --> 00:14:01,375
‫و تو حتی نتونستی
‫آلتت رو کنترل کنی

186
00:14:02,416 --> 00:14:06,166
‫خداروشکر که کرگ اونقدر زنده نموند
‫که ببینه به قبیله‌ات خیانت می‌کنی

187
00:14:06,250 --> 00:14:09,166
‫می‌دونم آرزو می‌کنی که کرگ
‫بجای من از نبرد برمی‌گشت

188
00:14:10,208 --> 00:14:11,375
‫هرگز همچین حرفی نزدم

189
00:14:12,500 --> 00:14:13,500
‫لازم نبود بگی

190
00:14:14,958 --> 00:14:17,000
‫منم از اون روز
‫مدام همین آرزو رو دارم

191
00:14:17,500 --> 00:14:19,708
‫نیاز داشتم جفتتون کنارم باشید

192
00:14:20,375 --> 00:14:24,625
‫اون رو ازمون گرفتن، و تو قرار بود
‫ریاست قبیله رو بدست بگیری

193
00:14:26,000 --> 00:14:27,458
‫ولی به قبیله‌ات خیانت کردی

194
00:14:28,625 --> 00:14:29,625
‫به عهدت

195
00:14:30,500 --> 00:14:31,708
‫به من خیانت کردی

196
00:14:37,083 --> 00:14:38,250
‫اینجا که مرزه

197
00:14:40,958 --> 00:14:41,833
‫آره

198
00:14:47,458 --> 00:14:48,791
‫بیاین تمومش کنیم بره

199
00:14:55,291 --> 00:14:56,916
‫فیهال سنگ‌دل

200
00:14:58,000 --> 00:15:02,041
‫تو عهدت به عنوان
‫یه محافظ سلطنتی رو شکستی

201
00:15:02,125 --> 00:15:03,916
‫و به قبیله‌ی خونی‌ات خیانت کردی

202
00:15:04,000 --> 00:15:07,500
‫از این لحظه از زینتریا تبعید میشی

203
00:15:09,500 --> 00:15:10,708
‫از قبیله‌ی سگ‌ها طرد میشی

204
00:15:12,166 --> 00:15:13,041
‫منم تو رو عاق می‌کنم

205
00:15:28,375 --> 00:15:31,041
‫در گمنامی می‌میری و فراموش میشی

206
00:15:36,500 --> 00:15:37,500
‫خداحافظ، پدر

207
00:15:49,125 --> 00:15:50,041
‫برو!

208
00:16:01,125 --> 00:16:02,625
‫حدس بزنم چی می‌خونی؟

209
00:16:02,708 --> 00:16:04,708
‫داستان‌های سولرث

210
00:16:04,791 --> 00:16:06,250
‫مسخره نکن، برادر

211
00:16:06,333 --> 00:16:09,750
‫مجذوب کتاب‌ها شدی
‫حداقل یه دوست لازم داری که کتاب نباشه

212
00:16:12,625 --> 00:16:16,125
‫نمی‌دونم چطوری اینطوری زندگی می‌کنی
‫همین بویی که میدن به تنهایی کافیه

213
00:16:16,208 --> 00:16:21,458
‫تمام این‌ها آینده‌ی ماست
‫هر اتفاقی افتاده، دوباره خواهد افتاد

214
00:16:21,541 --> 00:16:23,541
‫- عه، حالا واسه ما آینده‌بین شدی
‫- نه

215
00:16:24,250 --> 00:16:26,708
‫فقط چیزی که جلوی
‫ چشمام هست رو انکار نمی‌کنم

216
00:16:28,250 --> 00:16:31,750
‫دست‌نوشته‌ی دورفی
‫به قدمت 1500 سال

217
00:16:31,833 --> 00:16:33,916
‫که از رسیدن سولریث سخن میگه

218
00:16:34,458 --> 00:16:39,083
‫از محاصره‌ی شهرشون توسط سولرث
‫و روندن اون‌ها از این سرزمین

219
00:16:39,166 --> 00:16:41,833
‫و ساختن زینتریا بر روی بقایای اون

220
00:16:41,916 --> 00:16:44,875
‫تاریخ اطرافمون رو فرا گرفته، برادر

221
00:16:45,708 --> 00:16:48,375
‫که بهمون یادآوری می‌کنه
‫زمانی چقدر بی‌نظیر بودیم

222
00:16:48,458 --> 00:16:51,458
‫و اگر تلاش کنیم
‫دوباره چقدر بی‌نظیر میشیم

223
00:16:52,916 --> 00:16:55,958
‫من می‌تونم بهت کمک کنم، می‌دونی

224
00:16:56,041 --> 00:16:57,250
‫به عنوان... یه مشاور...

225
00:16:57,333 --> 00:17:00,000
‫ژنرال‌ها و جادوگرها زنده‌زنده می‌خورنت

226
00:17:02,083 --> 00:17:05,750
‫ولی در تمام این قضایا
‫یه نقشی برای تو هست

227
00:17:05,833 --> 00:17:09,291
‫حالا که قضیه‌ی اشتباهت
‫با فیهال رو حل کردیم

228
00:17:09,375 --> 00:17:11,166
‫وقتشه که دید به آینده داشته باشیم

229
00:17:11,250 --> 00:17:14,041
‫یه خواستگار مناسب برات پیدا کردم

230
00:17:14,125 --> 00:17:16,125
‫همسر پادشاه پریشیا مرده

231
00:17:16,625 --> 00:17:20,708
‫پیوند ازدواج بین پادشاهی‌هامون
‫می‌تونه اونو راضی به توافق کنه

232
00:17:23,500 --> 00:17:24,875
‫اوه...

233
00:17:25,958 --> 00:17:30,458
‫البته، هرکاری
‫که برای رسیدن به صلح لازم باشه

234
00:17:33,416 --> 00:17:36,416
‫فردایی روشن‌تر، به لطف تو

235
00:17:37,041 --> 00:17:38,125
‫همم؟

236
00:17:38,708 --> 00:17:41,208
‫ملکه مروین پریشیا

237
00:17:56,875 --> 00:17:59,416
‫در اعماق دره‌ی ارواح گمشده

238
00:17:59,500 --> 00:18:02,833
‫جنگجویی تنها به دنبال جوابی
‫ برای تلاطم آسمانی می‌گشت

239
00:18:02,916 --> 00:18:06,875
‫که ناگهان سایه‌ای تاریک
‫در سراسر سرزمین افکنده بود

240
00:18:08,583 --> 00:18:10,791
‫ولی جوابی از اجدادش دریافت نکرد

241
00:18:12,291 --> 00:18:14,583
‫تابحال همچین اتفاقی نیافتاده بود

242
00:18:17,250 --> 00:18:21,625
‫چرا که دیگری یاد گرفته بود
‫مرز بین دنیاها را بشکافد

243
00:18:47,750 --> 00:18:49,041
‫من برگشتم

244
00:18:51,041 --> 00:18:55,541
‫شکست خورده یا پیروز اومدی
‫جادوگر اعظم بالور؟

245
00:18:56,666 --> 00:18:58,791
‫سوقصدم شکست خورد

246
00:18:59,416 --> 00:19:00,750
‫به کمکت احتیاج دارم

247
00:19:06,208 --> 00:19:09,000
‫خب بگو ببینم
‫چطوری یاد گرفتی بجنگی؟

248
00:19:12,041 --> 00:19:13,750
‫توی قبیله‌ی کلاغ‌ها متولد شدم

249
00:19:14,250 --> 00:19:16,125
‫نه بابا! تو یه محافظ بودی؟

250
00:19:16,208 --> 00:19:17,125
‫بله

251
00:19:18,125 --> 00:19:21,750
‫محافظ وفادار شاه مدیر
‫و خانواده‌ی سلطنتی پریشیا

252
00:19:21,833 --> 00:19:24,041
‫پس حتما بانو کتلن استاد چاقو رو می‌شناسی

253
00:19:24,791 --> 00:19:25,666
‫مادرمه

254
00:19:25,750 --> 00:19:27,166
‫چی؟

255
00:19:27,250 --> 00:19:28,958
‫پس اینجا چیکار می‌کنی؟

256
00:19:29,541 --> 00:19:33,083
‫می‌تونی الان توی قلعه
‫پیش شاه‌ها و ملکه‌ها و قهرمان‌ها باشی

257
00:19:33,583 --> 00:19:35,083
‫خودم این مسیر رو انتخاب کردم

258
00:19:37,416 --> 00:19:38,875
‫وقتی جوون‌تر بودم

259
00:19:39,750 --> 00:19:42,416
‫استاد شمشیربازی‌ام
‫یه چنگ دستی روی دیوارش داشت

260
00:19:43,625 --> 00:19:44,916
‫عاشقش شدم

261
00:19:45,916 --> 00:19:49,625
‫مادرم سعی کرد نجاتم بده
‫ولی من در موسیقی غرق شدم

262
00:19:50,375 --> 00:19:53,708
‫برای همین تبدیل به یه آوازخوان دوره‌گرد شدم

263
00:19:55,291 --> 00:19:56,291
‫بیا

264
00:20:13,625 --> 00:20:15,958
‫ایکاش منم استعداد همچین چیزیو داشتم

265
00:20:16,583 --> 00:20:19,875
‫تنها چیزی که دارم یه مریضیه

266
00:20:19,958 --> 00:20:22,625
‫تصاویری بهم الهام میشه
‫حالم بد میشه

267
00:20:23,250 --> 00:20:26,958
‫و مردم این شهر از من می‌ترسن

268
00:20:28,291 --> 00:20:30,916
‫افراد نادون همیشه از کسایی
‫که موهبتی دارن می‌ترسن

269
00:20:34,625 --> 00:20:36,166
‫درو باز کن!

270
00:20:36,250 --> 00:20:38,583
‫- وگرنه با خاک یکسانش می‌کنیم
‫- اوه، گندش بزنن

271
00:20:38,666 --> 00:20:39,541
‫اون تویی یا نه؟

272
00:20:39,625 --> 00:20:42,666
‫چرا عوضیا وقتی دهنشون سرویس میشه
‫میرن پیش نگهبان‌های شهر شکایت می‌کنن؟

273
00:20:47,916 --> 00:20:49,583
‫حالا اونجا آواز بخون!

274
00:21:01,041 --> 00:21:03,333
‫قبیله‌ی سگ‌ها؟ یعنی چی؟

275
00:21:04,250 --> 00:21:05,333
‫هی!

276
00:21:05,916 --> 00:21:09,000
‫عه، یکی از کلاغ‌های استخونی کتلن‌ـه

277
00:21:09,083 --> 00:21:12,208
‫کلاغ استخونی بودن صدشرف داره
‫به یکی از سگ‌های هار اوسفار بودن

278
00:21:13,541 --> 00:21:14,750
‫ها؟

279
00:21:14,833 --> 00:21:17,583
‫آره. احتمالا حق با توئه، کلاغ

280
00:21:18,083 --> 00:21:19,833
‫- اسم من...
‫- فیهال سنگ‌دل‌ـه

281
00:21:19,916 --> 00:21:21,083
‫پسر اوسفار

282
00:21:21,166 --> 00:21:22,541
‫اون آویز رو یادمه

283
00:21:22,625 --> 00:21:25,708
‫از همون زمان که توی نبرد براکلین
‫ چشم دخترعموم رو درآوردی

284
00:21:25,791 --> 00:21:28,416
‫پیشش قسم خوردم که اگر
‫دوباره به هم برخوردیم بکشمت

285
00:21:28,500 --> 00:21:30,791
‫که اینطور. من که اصلا تو رو یادم نمیاد

286
00:21:30,875 --> 00:21:32,791
‫من کسیم که قراره بفرستمت زیر خاک

287
00:21:32,875 --> 00:21:35,500
‫آروم باش

288
00:21:36,375 --> 00:21:39,208
‫روزهای عضویتم توی قبیله‌ی سگ‌ها تموم شده

289
00:21:39,291 --> 00:21:40,375
‫چرت نگو

290
00:21:41,125 --> 00:21:42,458
‫هیچکس قبیله‌ی سگ‌ها رو ترک نمی‌کنه

291
00:21:42,541 --> 00:21:44,041
‫ولی می‌بینی که اینجام

292
00:21:44,125 --> 00:21:48,291
‫و در انتهای دنیا توی یه جزیره‌ی بی‌ارزش
‫دارم به عنوان یه جنگجوی مزدور ارتزاق می‌کنم

293
00:21:48,875 --> 00:21:51,625
‫یه جنگجوی قبیله‌ی کلاغ‌ها
‫توی سرزمین‌های شمالی چه غلطی می‌کنه؟

294
00:21:51,708 --> 00:21:53,916
‫جنگجو نیستم، یه آوازخوانم

295
00:21:54,000 --> 00:21:55,916
‫یه آوازخوان از قبیله‌ی کلاغ‌ها؟

296
00:21:58,708 --> 00:21:59,875
‫اولین باره می‌شنوم

297
00:22:00,666 --> 00:22:01,541
‫صبر کن ببینم

298
00:22:02,291 --> 00:22:05,083
‫احیانا همون چکاوکی نیستی
‫که همه این اطراف در موردش حرف میزنن؟

299
00:22:06,500 --> 00:22:10,083
‫اگر بخاطر شرایط حال حاضرم نبود
‫قصد داشتم بیام خوندنت رو بشنوم

300
00:22:10,166 --> 00:22:12,750
‫چی شده پسر اوسفار قدرتمند
‫ اینقدر خار و خفیف شده؟

301
00:22:15,500 --> 00:22:16,541
‫به راحتی

302
00:22:18,125 --> 00:22:19,583
‫با شاهزاده خوابیده

303
00:22:19,666 --> 00:22:23,250
‫چرت نگو. اگر اینطور بود الان سرت داشت
‫بالای دروازه روی یه نیزه می‌پوسید

304
00:22:23,333 --> 00:22:24,541
‫که خاندان سلطنتی بی‌آبرو بشه؟

305
00:22:25,958 --> 00:22:26,916
‫نه

306
00:22:27,500 --> 00:22:31,000
‫بهتر بود که از قبیله‌ام طرد بشم
‫و در سکوت و بی‌آبرویی تبعید بشم

307
00:22:31,083 --> 00:22:32,291
‫نمی‌تونم بهشون خرده بگیرم

308
00:22:33,000 --> 00:22:35,541
‫اصول اولیه‌ی قبیله محافظته نه خوابیدن

309
00:22:35,625 --> 00:22:37,666
‫باید این یکی رو خالکوبی می‌کردم یادم بمونه

310
00:22:37,750 --> 00:22:39,625
‫جمله‌اش طولانی‌تر از اونه
‫که روی آلت افراد قبیله‌ی سگ جا بشه

311
00:22:40,166 --> 00:22:42,791
‫وقتی سر قطع شده‌ی خونینت
‫توی گل غلتید به این حرفت فکر می‌کنم

312
00:22:44,916 --> 00:22:46,666
‫ظاهرا وقتمون تموم شده

313
00:22:47,875 --> 00:22:49,958
‫هی تو، برو بچسب به دیوار

314
00:22:51,500 --> 00:22:54,500
‫و تو، پول آزادی‌ات داده شده

315
00:22:56,250 --> 00:22:57,958
‫- چی؟
‫- شنیدی چی گفتم

316
00:22:58,958 --> 00:23:00,083
‫خب

317
00:23:01,791 --> 00:23:05,416
‫خیلی ممنون که سعی نکردی
‫موقع خوابیدن منو بکشی

318
00:23:05,500 --> 00:23:06,375
‫هنوزم وقت هست

319
00:23:07,083 --> 00:23:08,625
‫چشم در برابر چشم

320
00:23:08,708 --> 00:23:11,291
‫هی، برگرد عقب! برگرد عقب!

321
00:23:12,000 --> 00:23:13,708
‫برو عقب!

322
00:23:13,791 --> 00:23:15,500
‫گفتم برو بچسب به دیوار!

323
00:23:20,166 --> 00:23:21,791
‫بدرود، چکاوک

324
00:23:22,583 --> 00:23:25,333
‫امیدوارم تیغ جلاد
‫تیز و بی‌درد باشه

325
00:23:26,250 --> 00:23:27,416
‫می‌دونی چیه، حرفمو پس می‌گیرم

326
00:23:28,541 --> 00:23:29,708
‫اصلا برام مهم نیست

327
00:23:42,833 --> 00:23:43,666
‫گزارش بده

328
00:23:43,750 --> 00:23:47,833
‫افراد پریشیا‌ بصورت مداوم حمله می‌کنن
‫خطوط دفاعی ما رو امتحان می‌کنن

329
00:23:47,916 --> 00:23:50,958
‫اگر به دورف‌ها اجازه بدیم
‫به معادن زینتریا دسترسی داشته باشن

330
00:23:51,041 --> 00:23:53,375
‫- می‌تونیم روی اتحادشون برای...
‫- نه، نه

331
00:23:53,458 --> 00:23:56,875
‫نمی‌تونم همزمان درگیر دو جنگ باشم
‫و حواسم باشه مردمم از گرسنگی نمیرن

332
00:23:58,708 --> 00:23:59,958
‫یه نقشه‌ی جدید دارم

333
00:24:01,291 --> 00:24:03,500
‫جنگ هزارساله رو خاتمه بدیم

334
00:24:03,583 --> 00:24:05,916
‫فرستاده‌هایی به پریشیا و دارون ارسال کردم

335
00:24:06,000 --> 00:24:08,583
‫- قراره همینجا قرارداد صلح امضا بشه
‫- مضحکه!

336
00:24:08,666 --> 00:24:10,500
‫- باعث نابودی ما میشه!
‫- سرورم

337
00:24:11,416 --> 00:24:13,875
‫پریشیا و دارون هرگز صلح نمی‌کنن

338
00:24:13,958 --> 00:24:15,166
‫- این جنگ...
‫- تموم میشه

339
00:24:15,250 --> 00:24:17,541
‫اون‌ها هم مثل ما
‫دیگه توان ادامه دادن ندارن

340
00:24:18,041 --> 00:24:20,083
‫قراره خواهرم با شاه مدیر ازدواج کنه

341
00:24:20,166 --> 00:24:23,166
‫معادنمون در اسلیویا به ملکه نیرا پیشکش میشه

342
00:24:23,250 --> 00:24:24,791
‫پیمان صلح رو امضا می‌کنن

343
00:24:24,875 --> 00:24:26,583
‫نظر شما چیه، جادوگر اعظم؟

344
00:24:26,666 --> 00:24:28,916
‫عذرمی‌خوام، فرمانده اردین

345
00:24:29,000 --> 00:24:32,166
‫جادوگر اعظم دیگه
‫یکی از مشاورین پادشاه نیست

346
00:24:32,250 --> 00:24:34,583
‫فقط اینجا حضور دارم
‫تا در مسائل جادویی مشاوره بدم

347
00:24:35,208 --> 00:24:37,666
‫اگر همینطور به جنگ ادامه بدیم

348
00:24:37,750 --> 00:24:40,791
‫قحطی و بوی تعفن شکست
‫تنها چیزیه که از ما به جا می‌مونه

349
00:24:41,916 --> 00:24:43,875
‫- سرورم...
‫- پیمان صلح امضا میشه

350
00:24:45,625 --> 00:24:46,708
‫همگی مرخصید

351
00:24:47,791 --> 00:24:51,000
‫فیهال!

352
00:24:52,250 --> 00:24:53,375
‫شن

353
00:24:54,416 --> 00:24:55,708
‫خوشحالم می‌بینمت

354
00:24:57,000 --> 00:24:58,791
‫- تو به نگهبان‌ها رشوه دادی؟
‫- گوش کن چی میگم

355
00:24:59,958 --> 00:25:03,375
‫اوسفار می‌خواد سریعا برگردی
‫قراره پیمان صلح امضا بشه

356
00:25:03,875 --> 00:25:06,583
‫پادشاه مقدمات امضای
‫پیمان صلح رو فراهم کرده

357
00:25:08,541 --> 00:25:10,125
‫جوابم منفیه، پسرعموی عزیز

358
00:25:12,916 --> 00:25:15,750
‫- کجا داری میری؟
‫- که نزدیک‌ترین هرزه‌خونه رو پیدا کنم

359
00:25:16,250 --> 00:25:17,708
‫به پدرت چی بگم؟

360
00:25:17,791 --> 00:25:20,958
‫بگو اونقدر درگیر مردن و فراموش شدن
‫ و گمنامی‌ام که وقت ندارم

361
00:25:21,041 --> 00:25:22,250
‫برو خونه، شن

362
00:25:24,458 --> 00:25:26,375
‫الف‌های عزیز اینیش‌داو

363
00:25:26,875 --> 00:25:29,500
‫حالتون خوبه؟
‫چون ظاهرتون که خوبه

364
00:25:29,583 --> 00:25:32,666
‫چند ساعت بیشتر
‫توی این جزیره‌ی مزخرف نیستم

365
00:25:33,250 --> 00:25:39,333
‫کی می‌خواد با بهترین مشروب
‫و بی‌نظیرترین سکس ازم پذیرایی کنه؟

366
00:25:40,125 --> 00:25:43,166
‫پشت این درها دریایی از

367
00:25:43,250 --> 00:25:46,583
‫اعمال منحرفانه‌ی لذت‌بخش
‫ و لذت‌های ناگفتنی نهفته‌ست

368
00:25:46,666 --> 00:25:50,958
‫ولی متاسفانه اول باید
‫مشکل سکه‌ رو حل کنیم

369
00:25:51,041 --> 00:25:52,083
‫آها، بله

370
00:25:52,708 --> 00:25:55,541
‫قول من ارزشش مثل سکه‌ست

371
00:25:55,625 --> 00:25:57,500
‫با قولت چیزی جز...

372
00:25:57,783 --> 00:25:59,783
سوراخ باسن گربه گیرت نمیاد

373
00:26:01,458 --> 00:26:03,375
‫- سایلینیا، برو پشمالو رو پیدا کن
‫- وایسا، وایسا، وایسا

374
00:26:04,375 --> 00:26:05,333
‫می‌تونم با نقره هزینشو بدم

375
00:26:07,000 --> 00:26:09,125
‫اینجارو باش!

376
00:26:11,250 --> 00:26:12,250
‫گندش بزنن

377
00:26:15,125 --> 00:26:16,500
‫ایول

378
00:26:33,583 --> 00:26:35,875
‫بالاخره ازت یه نوازنده‌ی خوب می‌سازیم

379
00:26:39,416 --> 00:26:43,083
‫هیچوقت نفهمیدم چرا به جای
‫یه شمشیر درست‌و‌حسابی اینو انتخاب کردی

380
00:26:43,666 --> 00:26:45,500
‫خیلی... شکننده‌ست

381
00:26:48,541 --> 00:26:50,166
‫اصلا عوض نشدی

382
00:26:51,083 --> 00:26:52,000
‫ولی تو شدی

383
00:26:53,791 --> 00:26:55,666
‫مادر منو فرستاده
‫تا برت گردونم خونه

384
00:26:55,750 --> 00:26:58,250
‫اوضاع قاره داره کاملا عوض میشه

385
00:26:58,333 --> 00:27:02,083
‫پادشاهت داره به زینتریا سفر می‌کنه
‫تا پیمان صلح رو امضا کنه، بهت احتیاج داریم

386
00:27:03,916 --> 00:27:05,958
‫من دیگه در راه شمشیر قدم برنمی‌دارم

387
00:27:11,041 --> 00:27:12,041
‫با این حال...

388
00:27:16,500 --> 00:27:18,375
‫واقعا حاضره منو ببخشه؟

389
00:27:18,458 --> 00:27:22,458
‫کتلن بهت احتیاج داره
‫این فرصتیه که خودت رو اثبات کنی، خواهر

390
00:27:24,625 --> 00:27:25,583
‫نمی‌تونم

391
00:27:26,166 --> 00:27:27,958
‫دیگه نمی‌تونم اون کارها رو انجام بدم

392
00:27:28,958 --> 00:27:31,750
‫چطور می‌تونی اینطوری زندگی کنی؟
‫دلت برای اون زندگی تنگ نشده؟

393
00:27:31,833 --> 00:27:32,833
‫دلم برای تو تنگ شده

394
00:27:34,541 --> 00:27:35,375
‫بشدت

395
00:27:35,458 --> 00:27:36,875
‫پس برگرد پیشمون

396
00:27:41,958 --> 00:27:44,250
‫بقیه گفتن که دارم وقتمو تلف می‌کنم

397
00:27:44,833 --> 00:27:47,500
‫بهم کمک کن که اثبات کنم
‫ اشتباه می‌کردن، خواهر

398
00:27:52,250 --> 00:27:55,458
‫این آخرین فرصتته
‫با جزرومد بعدی از اینجا میرم

399
00:28:01,708 --> 00:28:03,125
‫حالت خوبه؟

400
00:28:21,458 --> 00:28:23,791
‫تقارن دنیاها نزدیک است
‫آسمان زمردین

401
00:28:23,875 --> 00:28:26,458
‫دنیاها همدیگر را خواهند خورد

402
00:28:26,541 --> 00:28:28,041
‫از آتش طلوعی جدید پدید خواهد آمد

403
00:28:28,125 --> 00:28:31,375
‫هیولای عظیم متولد شده
‫توسط شمشیر تو کشته خواهد شد

404
00:28:31,458 --> 00:28:33,291
هر دو با هم یکی خواهند شد

405
00:28:33,375 --> 00:28:36,208
‫ارزشمندترین آواز چکاوک

406
00:28:36,291 --> 00:28:39,000
‫کلید تمام اتفاقات خواهد بود

407
00:28:39,083 --> 00:28:44,125
‫و ماموریتی از طرف قبیله‌ات
‫باعث رستگاری تو خواهد شد

408
00:28:46,583 --> 00:28:50,041
‫ایثلین گفت در ماموریتی از طرف
‫قبیله‌ام به رستگاری می‌رسم

409
00:28:50,875 --> 00:28:53,583
‫الهام‌هاش، تابحال به حقیقت پیوستن؟

410
00:28:56,000 --> 00:28:57,125
‫همشون

411
00:28:58,125 --> 00:28:59,333
‫هرکدوم به نوعی

412
00:29:05,250 --> 00:29:07,875
‫بیا. وقتی بیدار شد اینو بهش بده

413
00:29:09,541 --> 00:29:12,833
‫بهش بگو... متاسفم که نتونستم
‫ برای خداحافظی منتظر بمونم

414
00:29:15,625 --> 00:29:19,208
‫- شاید روزی دوباره به همدیگه برخوردیم
‫- قراره به کجا بری؟

415
00:29:22,250 --> 00:29:23,500
‫به دنبال رستگاری

416
00:29:26,041 --> 00:29:26,875
‫نیمح!

417
00:29:28,750 --> 00:29:30,166
‫نمی‌تونم اجازه بدم تنهایی سفر کنی

418
00:29:31,791 --> 00:29:33,791
‫ممکنه یه الف چرب‌زبون
‫پاکدامنی‌ات رو ازت بدزده

419
00:29:34,666 --> 00:29:39,041
‫خواهر نوازنده داشتن کافی نبود
‫حالا باید یه کمدین مزخرف رو هم تحمل کنم

420
00:29:39,625 --> 00:29:41,916
‫کاری نکن نظرم عوض شه‌ها، دختره‌ی پررو

421
00:29:42,000 --> 00:29:43,958
‫انگار کسی می‌تونه نظر تو رو عوض کنه

422
00:29:44,500 --> 00:29:45,500
‫فقط خوشحالم که تو...

423
00:29:49,791 --> 00:29:50,708
‫نه!

424
00:30:02,583 --> 00:30:05,083
‫بیاین بیرون، حرومزاده‌های عوضی!

425
00:30:45,916 --> 00:30:47,416
‫اون آویز کوفتی مال منه!

426
00:30:51,708 --> 00:30:52,666
‫چه مهارتی!

427
00:31:04,666 --> 00:31:05,791
‫از دویدن متنفرم

428
00:31:19,708 --> 00:31:21,208
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

429
00:31:21,291 --> 00:31:23,166
‫دنبال یه قایق می‌گردم
‫از این جهنم‌دره برم

430
00:31:24,500 --> 00:31:25,916
‫راستی نیازی به تشکر نیست!

431
00:31:30,916 --> 00:31:32,291
‫این جنگجو کیه؟

432
00:31:35,125 --> 00:31:36,125
‫خواهرم

433
00:31:48,791 --> 00:31:49,708
‫یعنی چی؟

434
00:31:52,083 --> 00:31:52,916
‫این علامت

435
00:31:56,000 --> 00:31:57,666
‫ارتش زینتریا، ستون پنجم

436
00:32:04,375 --> 00:32:05,541
‫اینو می‌شناسم

437
00:32:05,625 --> 00:32:08,208
‫یه فرمانده‌ی سواره‌نظام
‫توی ارتش پریشیاست

438
00:32:08,291 --> 00:32:09,916
‫یه خنجر پیاده‌نظام دارونی

439
00:32:12,583 --> 00:32:14,208
‫با عقل جوردرنمیاد

440
00:32:14,291 --> 00:32:16,708
‫چرا باید سربازهای سه قلمروی درحال جنگ

441
00:32:16,791 --> 00:32:18,291
‫با هم همکاری کنن که ما رو بکشن؟

442
00:32:20,083 --> 00:32:21,041
‫پیمان صلح

443
00:32:22,125 --> 00:32:25,666
‫- نیمح اومد در مورد پیمان صلح بهم بگه
‫- می‌دونم. دنبال من هم فرستاده بودن

444
00:32:27,166 --> 00:32:29,291
‫- گندش بزنن!
‫- یکی دلش نمی‌خواسته جنگجوهای قبایل بیان

445
00:32:29,375 --> 00:32:32,041
‫کار ارتش‌هاست، بالاخره دارن
‫بر علیه خاندان‌های سلطنتی وارد عمل میشن

446
00:32:32,125 --> 00:32:35,500
‫- باید برم زینتریا، به قبیله‌ام هشدار بدم
‫- منم همینطور

447
00:32:35,583 --> 00:32:36,958
‫گور بابای قبیله‌ی تو

448
00:32:37,041 --> 00:32:40,291
‫ببین، حتما توی راه تعداد بیشتری
‫از این عوضی‌های شمشیربه‌دست هستن

449
00:32:40,375 --> 00:32:42,083
‫اگر با هم بمونیم شانس بهتری داریم

450
00:32:43,166 --> 00:32:45,083
‫با اینکه بدجور روی اعصابمی

451
00:32:49,791 --> 00:32:50,708
‫باشه

452
00:32:50,791 --> 00:32:51,916
‫خیلی‌خب

453
00:32:53,125 --> 00:32:56,416
‫ولی اگر دورم بزنی
‫آلتت رو میدم سگ‌ها بخورن

454
00:32:59,041 --> 00:33:00,958
‫اصلا بهت اعتماد ندارم، سنگ‌دل

455
00:33:01,625 --> 00:33:02,458
‫منم ندارم

456
00:33:05,416 --> 00:33:06,250
‫چکاوک

457
00:33:06,333 --> 00:33:07,708
‫اونا خواهرم رو کشتن

458
00:33:07,791 --> 00:33:09,250
‫چکاوک مرده

459
00:33:11,791 --> 00:33:12,958
‫اسم من ایلاست

460
00:33:16,208 --> 00:33:19,666
‫ دوباره همدیگر رو در تالارهای
‫"کر انون" خواهیم دید، خواهر

461
00:33:27,666 --> 00:33:30,625
‫و اینگونه بود که چکاوک دیگر
‫ به تنهایی پرواز نمی‌کرد

462
00:33:31,291 --> 00:33:33,458
‫چکاوک تنها همراهی پیدا کرد

463
00:33:58,875 --> 00:34:00,500
‫لطفا

464
00:34:00,583 --> 00:34:01,583
‫شاهزاده؟

465
00:34:02,166 --> 00:34:05,791
‫کت، درستش کردم!
‫چشمان سولرث دوباره می‌درخشن!

466
00:34:05,875 --> 00:34:07,166
‫باید لباس تنتون کنیم

467
00:34:07,250 --> 00:34:11,375
‫نمی‌بینی؟ وقتی هیچ امیدی نبود
‫کشتی‌اش رو به سمت این قاره هدایت کردن

468
00:34:11,458 --> 00:34:13,541
‫و حالا دوباره نورشون در آسمان دیده میشه

469
00:34:13,625 --> 00:34:15,291
‫یه علامته، کت

470
00:34:15,375 --> 00:34:17,625
‫شاید برای من هم امیدی باشه

471
00:34:18,500 --> 00:34:21,166
‫اگر به موقع برای دیدن شوهر آیندتون
‫ظاهرتون رو به حالت قابل‌قبولی درنیارم

472
00:34:21,250 --> 00:34:23,083
‫برادرتون پوستم رو می‌کنه

473
00:34:24,708 --> 00:34:25,708
‫بله، البته

474
00:34:32,916 --> 00:34:36,375
‫<i>با ردوبدل کردن گروگان‌های اشراف‌زاده
‫بین پادشاهی‌های درحال جنگ</i>

475
00:34:36,458 --> 00:34:38,875
‫حاکمان دو سرزمین دیگر
‫برای امضای صلحی سفر کردند

476
00:34:38,958 --> 00:34:41,625
‫که بالاخره جنگ هزارساله رو به پایان میرسونه

477
00:34:42,791 --> 00:34:46,083
‫پادشاه مدیر حاکم پریشیا
‫و جنگجوهای قبیله‌ی کلاغش

478
00:34:46,666 --> 00:34:50,750
‫ملکه نیرا حاکم دارون
‫و جنگجوهای قبیله‌ی مارش

479
00:34:51,666 --> 00:34:56,416
‫و آلوتیر، طراح شجاع
‫طلوعی جدید برای نژاد الف‌ها

480
00:35:03,125 --> 00:35:04,875
‫دوستت دارم، برادر

481
00:35:21,250 --> 00:35:23,541
‫جنگجوهای زینتریا

482
00:35:25,166 --> 00:35:28,166
‫با تشکر از شجاعت مهمانان سلطنتی‌ ما

483
00:35:29,166 --> 00:35:34,708
‫امروز سرانجام شب تاریک
‫جنگ و گرسنگی ما به پایان می‌رسد

484
00:35:35,708 --> 00:35:40,375
‫در سراسر قاره دورانی جدید
‫برای تمام نژاد الف طلوع خواهد کرد

485
00:35:40,958 --> 00:35:45,000
‫صلح و رفاه جایگزین قحطی خواهد شد

486
00:35:46,041 --> 00:35:48,916
‫و این قاره دوباره یک‌پارچه خواهد شد

487
00:35:49,000 --> 00:35:52,041
‫قاره‌ای سراسر از احتمالات

488
00:35:53,291 --> 00:35:55,291
‫ما مردمان زینتریا هستیم

489
00:35:55,375 --> 00:35:57,041
‫ما مردمان پریشیا هستیم

490
00:35:57,125 --> 00:35:58,625
‫ما مردم دارون هستیم

491
00:35:59,666 --> 00:36:01,458
‫- ما همگی...
‫- علیاحضرت؟

492
00:36:01,541 --> 00:36:03,083
‫- دکتر رو خبر کن
‫- نه

493
00:36:03,166 --> 00:36:05,666
‫- بخاطر... اضطرابه
‫- یکپارچه، قدرتمند و...

494
00:36:05,750 --> 00:36:07,666
‫شاید بهتر باشه به اتاقم برم

495
00:36:07,750 --> 00:36:11,541
‫همانند روزی که به این سرزمین اومدیم
‫و اون رو با تمدن آشنا کردیم

496
00:36:12,666 --> 00:36:13,791
‫شما رو فرا می‌خوانم

497
00:36:15,500 --> 00:36:18,666
‫ملکه‌ نیرا، حاکم بزرگوار دارون

498
00:36:20,166 --> 00:36:23,666
‫و پادشاه مدیر، حاکم نجیب پریشیا

499
00:36:27,500 --> 00:36:33,083
‫که در این دوران جدید
‫به عنوان متحد کنار من بایستید

500
00:36:52,416 --> 00:36:53,583
‫این چیه؟

501
00:36:58,708 --> 00:37:00,583
‫آتش!

502
00:37:06,875 --> 00:37:08,291
‫درو باز کنید!

503
00:37:14,541 --> 00:37:16,250
‫از همون راهی که اومدیم برید!

504
00:37:34,166 --> 00:37:38,041
‫در اون لحظه، دنیای الف‌ها
‫تا همیشه تغییر کرد

505
00:37:38,125 --> 00:37:42,708
‫خاندان‌های سلطنتی، پادشاهی‌ها
‫و قبایل هزار ساله از بین رفتند

506
00:37:42,791 --> 00:37:43,875
‫تمام شد

507
00:37:46,500 --> 00:37:47,458
‫بله

508
00:37:48,291 --> 00:37:49,958
‫هیولام کارش رو خوب انجام داد

509
00:37:50,041 --> 00:37:52,083
‫پیمان صلح به بالور این اجازه رو داد

510
00:37:52,166 --> 00:37:55,750
‫که جادوگرها و ژنرال‌های تشنه‌ی جنگ رو
‫ بر علیه حاکمینشون تحریک کند

511
00:37:55,833 --> 00:37:58,250
‫و این تازه شروع ماجرا بود

512
00:37:58,333 --> 00:37:59,375
‫ملکه

513
00:38:00,625 --> 00:38:02,416
‫هر سه قلمرو متعلق به شماست

514
00:38:05,083 --> 00:38:07,666
‫درود بر امپراطوری طلایی جدید

515
00:38:08,250 --> 00:38:09,083
‫بلند شید

516
00:38:09,708 --> 00:38:11,291
‫کارهای زیادی برای انجام دادن داریم

517
00:38:15,041 --> 00:38:17,000
‫این طوفان طبیعی نیست

518
00:38:17,083 --> 00:38:19,166
‫داریم میریم توی گیلث پهلو بگیریم

519
00:38:19,250 --> 00:38:21,708
‫اون که اصلا نزدیک سینتریا نیست

520
00:38:21,791 --> 00:38:24,708
‫اگر غرق بشیم
‫به درد قبایلمون نمی‌خوریم

521
00:38:41,541 --> 00:38:43,625
‫مرون دیگر آزاد بود

522
00:38:43,708 --> 00:38:45,666
‫آزاد برای نوشتن سرنوشت خودش

523
00:38:46,166 --> 00:38:48,708
‫همانطور که قهرمانش سولرث اینکارو کرده بود

524
00:38:48,791 --> 00:38:51,125
‫که دوران طلایی جدیدی را شروع کند

525
00:38:53,333 --> 00:38:55,666
‫این تقدیر اون بود

526
00:38:56,375 --> 00:38:58,375
‫ملکه!

527
00:39:05,125 --> 00:39:06,791
‫نقشش رو خوب بازی کرد

528
00:39:08,875 --> 00:39:11,208
‫یه مهره‌ی پرزرق‌و‌برق برای گول زدن مردم

529
00:39:11,875 --> 00:39:15,375
‫با اینکه دنیاشون زیرورو شده
‫خیلی با اشتیاق دنبال راهمون میان

530
00:39:16,416 --> 00:39:19,708
‫مردم وقتی با هرج‌و‌مرج روبرو باشن
‫همیشه نظم و امنیت رو انتخاب می‌کنن

531
00:39:19,791 --> 00:39:21,250
‫بدون توجه به هزینه‌اش

532
00:39:21,333 --> 00:39:23,291
‫و یا آشکارا نمایشی بودنش

533
00:39:24,583 --> 00:39:26,208
‫تا کی بهش احتیاج داریم؟

534
00:39:26,291 --> 00:39:27,458
‫خواهیم دید

535
00:39:28,333 --> 00:39:30,041
‫منو ببرید پیش مردمم

536
00:40:01,600 --> 00:40:05,600
‫گیلث
‫قلمروی سابق پریشیا

537
00:40:13,625 --> 00:40:16,333
‫آسمان‌ها و دریاها تنها چیزهایی نبودن

538
00:40:16,416 --> 00:40:18,208
‫که بدون هشدار تغییر کردن

539
00:40:19,000 --> 00:40:20,916
‫اون پرچم‌های کوفتی دیگه چین؟

540
00:40:21,000 --> 00:40:24,750
‫- تابحال این نشان رو ندیده بودم
‫- قطعا مال پریشیا که نیست

541
00:40:27,000 --> 00:40:30,166
‫بیا بریم می‌خانه، چند تا از ساکنین
‫محلی رو مست کنیم و ببینیم قضیه چیه

542
00:40:30,250 --> 00:40:31,875
‫دقیقا با کدوم سکه؟

543
00:40:32,833 --> 00:40:34,416
‫زیادی به جیب قبیله وابسته بودی

544
00:40:34,916 --> 00:40:37,041
‫باید راه‌های جدیدی پیدا کنی، پسرجون

545
00:40:37,541 --> 00:40:38,625
‫- آخ!
‫- ببخشید

546
00:40:45,958 --> 00:40:47,041
‫خب دیگه بیا بریم

547
00:40:53,333 --> 00:40:54,833
‫همم

548
00:40:59,416 --> 00:41:00,875
‫حداقل جنگ رو تموم کرده

549
00:41:01,833 --> 00:41:04,583
‫هرکسی اونقدر جرات نداره
‫که فامیل خودشو بکشه

550
00:41:04,666 --> 00:41:06,333
‫چه برسه به برادر خودش

551
00:41:06,416 --> 00:41:09,375
‫- الان اسم خودشو گذاشته ملکه مروین
‫- ملکه؟

552
00:41:09,458 --> 00:41:11,500
‫همشون رو همزمان از بین برد

553
00:41:11,583 --> 00:41:14,500
‫حرومزاده‌های سلطنتی بدردنخور
‫با اون قبایل مسخرشون

554
00:41:15,250 --> 00:41:16,625
‫- همشون رو کشته
‫- نه

555
00:41:16,708 --> 00:41:18,333
‫امکان نداره

556
00:41:18,416 --> 00:41:20,625
‫چطور ممکنه شاهزاده‌ای
‫که هیچکس اسمشو نشنیده

557
00:41:20,708 --> 00:41:24,250
‫به همین راحتی کل قاره رو تصاحب کنه؟

558
00:41:24,333 --> 00:41:28,166
‫شنیدم یه هیولای سه‌سر پیدا کرده
‫که به اندازه‌ی یک کشتیه

559
00:41:28,666 --> 00:41:30,125
‫که مثل یه نوزاد از سینه‌اش شیر می‌خوره!

560
00:41:30,208 --> 00:41:31,500
‫هیولا!

561
00:41:33,083 --> 00:41:34,166
‫یه هیولا؟

562
00:41:34,250 --> 00:41:35,791
‫اینقدر مواد نزن پسر

563
00:41:39,458 --> 00:41:40,458
‫چه با هیولا چه بدون هیولا

564
00:41:41,500 --> 00:41:44,708
‫هیچ هرزه‌ی زینتریایی حق نداره
‫به من بگه دیگه پریشیایی نیستم

565
00:41:47,583 --> 00:41:49,250
‫آره، شماها از اونم بدترین

566
00:41:50,125 --> 00:41:53,500
‫که تا همین چند روز پیش
‫ با زره پریشیایی می‌گشتین

567
00:41:54,000 --> 00:41:57,750
‫خائن‌های پست‌فطرت
‫رفتین زره اون هرزه رو پوشیدین

568
00:41:58,750 --> 00:42:01,208
‫هرزه‌ی لعنتی همتون رو نوکر خودش کرده

569
00:42:07,791 --> 00:42:09,458
‫کسی اینا رو ندیده؟

570
00:42:10,041 --> 00:42:13,250
‫ایلا از قبیله‌ی کلاغ
‫فیهال از قبیله‌ی سگ

571
00:42:24,541 --> 00:42:26,583
‫باید هوشمندانه عمل کنیم

572
00:42:27,083 --> 00:42:29,625
‫اگر نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری
‫فقط چون یکی به معشوقت توهین کرده

573
00:42:29,708 --> 00:42:30,750
‫پس بهتره همین الان از هم جدا شیم

574
00:42:30,833 --> 00:42:34,541
‫- این قضیه هیچ ربطی به اون نداره
‫- همه چی این قضیه به اون مربوطه!

575
00:42:36,375 --> 00:42:40,041
‫اون قبایل ما رو کشته

576
00:42:43,208 --> 00:42:44,458
‫یک! دو!

577
00:42:46,625 --> 00:42:47,958
‫یک! دو!

578
00:42:49,791 --> 00:42:51,041
‫- یک...
‫- هی تو!

579
00:42:52,333 --> 00:42:54,250
‫این بزرگ‌ترینیه که تابحال پیدا کردیم

580
00:42:54,333 --> 00:42:56,958
‫برای تثبیت کردن دروازه
‫نیاز به انرژی بیشتری دارم

581
00:42:57,041 --> 00:43:00,875
‫- چند تا مونولیث درآوردین؟
‫- سه تا در شمال، دو تا در جنوب

582
00:43:01,375 --> 00:43:04,166
‫و پنج تایی که درآوردیم
‫دارن با علائم سندریل نشان‌گذاری میشن

583
00:43:04,250 --> 00:43:07,541
‫برای تثبیت دروازه برای عبور یک ارتش
‫ کافی نیست، دلیل تاخیرتون چیه؟

584
00:43:08,125 --> 00:43:10,666
‫زود باشید! بکشید!

585
00:43:10,750 --> 00:43:11,625
‫امپراطوری جوانه

586
00:43:13,541 --> 00:43:15,458
‫نیروهامون برای پوشش
‫تمام مناطق کافی نیست

587
00:43:15,541 --> 00:43:17,750
‫تمام ارتش دارون و پریشیا رو جذب کردی

588
00:43:17,833 --> 00:43:19,625
‫چطوری نیروهات کافی نیست؟

589
00:43:21,125 --> 00:43:23,333
‫فراری‌های ارتش بیشتر از چیزی بودن
‫ که انتظارشو داشتیم

590
00:43:25,041 --> 00:43:27,125
‫و از اونجایی که خیلی از
‫جادوگرها رو پاکسازی کردی...

591
00:43:27,208 --> 00:43:28,666
‫جادوگرهایی که همکاری نمی‌کردن

592
00:43:28,750 --> 00:43:31,875
‫خرابی محصولات دارن بدتر میشن
‫شورش‌های غذایی دارن پخش میشن

593
00:43:31,958 --> 00:43:32,958
‫پس سرکوبشون کن

594
00:43:33,791 --> 00:43:36,041
‫کسایی که بهونه میارن
‫اسمشون در تاریخ ثبت نمیشه

595
00:43:36,125 --> 00:43:37,625
‫گفتم بکشید!

596
00:43:37,708 --> 00:43:38,916
‫بکشید!

597
00:43:42,291 --> 00:43:44,125
‫فیهال سنگ‌دل چی شد؟

598
00:43:44,208 --> 00:43:46,333
‫در اینیش‌داو از دست قاتل‌هامون فرار کرده

599
00:43:46,416 --> 00:43:49,083
‫به همراه جنگجوی قبیله‌ی کلاغ

600
00:43:49,166 --> 00:43:52,250
‫ولی نیروهای ویژه‌مون
‫ دارن سراسر قاره رو می‌گردن

601
00:43:52,333 --> 00:43:54,875
‫پس قراره یه داستان قهرمانانه اتفاق بیافته

602
00:43:56,250 --> 00:43:58,000
‫دخلشون رو بیار. همین الان

603
00:44:09,750 --> 00:44:12,583
‫اسب‌ها جاشون امنه
‫اولین نگهبانی با من

604
00:44:14,416 --> 00:44:16,166
‫شاید بعضی‌هاشون زنده موندن

605
00:44:19,083 --> 00:44:21,041
‫قبیله‌ی من تا حد مرگ می‌جنگه

606
00:44:22,708 --> 00:44:23,875
‫قبیله‌ی توام همینطور

607
00:44:24,708 --> 00:44:25,625
‫یه هیولا

608
00:44:27,000 --> 00:44:29,791
‫چطور ممکنه وجود داشته باشه؟
‫از کجا اومده؟

609
00:44:30,833 --> 00:44:32,541
‫یه جادوگر توی زینتریا بود

610
00:44:33,375 --> 00:44:34,208
‫سندریل

611
00:44:34,291 --> 00:44:36,875
‫یه مونولیث باستانی
‫دورفی رو از زیر خاک درآورد

612
00:44:38,583 --> 00:44:41,666
‫ازش استفاده کرد
‫تا دروازه‌ای به دنیای دیگه باز کنه

613
00:44:41,750 --> 00:44:44,208
‫- هیولا از اونجا اومده؟
‫- خب، شاید

614
00:44:45,708 --> 00:44:48,625
‫- می‌دونم بنظر باورنکردنی میاد
‫- داستان‌هایی قدیمی از دنیاهای دیگه وجود دارن

615
00:44:48,708 --> 00:44:50,291
‫و از اون زمان هیچی مثل سابق نشده

616
00:44:50,375 --> 00:44:52,791
‫- حتی آسمان‌ها عوض شدن
‫- و دریاها هم همینطور

617
00:44:53,500 --> 00:44:54,541
‫هیچ چیز مثل سابق نیست

618
00:44:54,625 --> 00:44:57,708
‫ولی حتی با اون هیولا
‫مروین قدرت کافی برای انجام اینکار رو نداشته

619
00:44:59,000 --> 00:45:02,000
‫حتما یکی دیگه پشت ماجراست
‫ژنرال‌ها، یا جادوگرها...

620
00:45:02,083 --> 00:45:03,833
‫- داری براش بهونه می‌تراشی
‫- نه

621
00:45:04,375 --> 00:45:08,125
‫اگر، و واقعا اگر، ملکه باشه
‫پس تو این قضیه دست داشته

622
00:45:09,291 --> 00:45:10,916
‫باید با جونش
‫تقاص کاری که کرده رو پس بده

623
00:45:11,000 --> 00:45:12,875
‫باید با قبیله‌ام می‌مردم

624
00:45:14,916 --> 00:45:15,833
‫منم همینطور

625
00:45:18,750 --> 00:45:20,041
‫ما آخرین بازمانده‌ها هستیم

626
00:45:21,833 --> 00:45:24,291
‫قبایلمون رو از صحنه‌ی تاریخ پاک می‌کنن

627
00:45:24,375 --> 00:45:25,750
‫تا وقتیکه ما نفس می‌کشیم امکان نداره

628
00:45:26,250 --> 00:45:28,041
‫پس قبل از اینکه ما رو نابود کنن
‫ما نابودشون می‌کنیم

629
00:45:28,125 --> 00:45:29,291
‫قبیله‌ی کلاغ

630
00:45:29,791 --> 00:45:30,958
‫قبیله‌ی سگ

631
00:45:31,541 --> 00:45:32,916
‫چطور می‌تونیم به هم اعتماد کنیم؟

632
00:45:35,541 --> 00:45:36,583
‫با قسم به شمشیر

633
00:45:43,791 --> 00:45:44,833
‫با قسم به شمشیر

634
00:45:57,208 --> 00:46:01,458
‫مروین رو پیدا می‌کنیم، هیولاش
‫و تمام همدستانش رو می‌کشیم

635
00:46:06,375 --> 00:46:07,708
‫همشون رو به زیر خاک می‌فرستیم

636
00:46:09,375 --> 00:46:10,666
‫قسم به خون ما

637
00:46:11,750 --> 00:46:12,625
‫تا آخر راه

638
00:46:13,291 --> 00:46:14,208
‫تا آخر راه

639
00:46:15,458 --> 00:46:17,666
‫برادرت، چطور تونستی؟

640
00:46:17,750 --> 00:46:20,666
‫چاره‌ای نداشتم، کت
‫مسیر زندگیم رو برام تعیین کرده بود

641
00:46:20,750 --> 00:46:22,416
‫تقدیر من فراتر از اون‌ها بود

642
00:46:22,500 --> 00:46:24,625
‫داستان‌های قدیمی دوباره تکرار میشن

643
00:46:24,708 --> 00:46:27,000
‫فقط نیاز دارن
‫آدم درستی اون‌ها رو بازگو کنه

644
00:46:27,583 --> 00:46:30,250
‫وقتی سولرث مرد
‫با همدیگه درگیر شدیم

645
00:46:30,333 --> 00:46:35,208
‫یک دوران طلایی فوق‌العاده
‫توسط چرخه‌ای بی‌پایان از جنگ نابود شد

646
00:46:35,291 --> 00:46:38,041
‫چرخه‌ای که صلح برادرم
‫در بهترین حالت موقتا متوقفش می‌کرد

647
00:46:40,500 --> 00:46:45,375
‫بالور و اردین می‌خوان
‫با استفاده از دروازه‌های سندریل

648
00:46:46,750 --> 00:46:47,875
‫سرزمین‌های دیگه رو فتح کنن

649
00:46:48,375 --> 00:46:51,500
‫ولی فتوحات فقط بخاطر
‫سرزمین‌های جدید هیچ معنایی نداره

650
00:46:53,291 --> 00:46:55,666
‫من می‌خوام این سرزمین‌های جدید رو متمدن کنم

651
00:46:57,666 --> 00:47:01,833
‫هنرمون، دانش‌مون
‫و فرهنگ‌مون رو براشون ببرم

652
00:47:02,583 --> 00:47:05,583
‫و یک دوران طلایی جدید
‫ برای تمام نژاد الف ایجاد کنم

653
00:47:05,666 --> 00:47:06,583
‫تو فکر...

654
00:47:07,416 --> 00:47:09,083
‫تو فکر می‌کنی سولرث هستی

655
00:47:10,041 --> 00:47:11,083
‫نه

656
00:47:13,250 --> 00:47:14,083
‫هنوز نه

657
00:47:15,958 --> 00:47:18,500
‫نه وقتی هنوز مهره‌ی بالور هستم

658
00:47:20,750 --> 00:47:23,125
‫باید یه ملکه‌ی واقعی بشم
‫نه فقط به اسم ملکه باشم

659
00:47:23,750 --> 00:47:28,333
‫وگرنه تمام این‌ها
‫قطره‌قطره‌ی خون‌هایی که ریخته شده

660
00:47:28,416 --> 00:47:29,750
‫بیهوده بوده

661
00:47:31,416 --> 00:47:33,083
‫فقط باید یه راهی پیدا کنم

662
00:47:42,708 --> 00:47:43,916
‫من چیکار کردم؟

663
00:47:45,291 --> 00:47:47,458
‫راه آینده رو باز کردی، سندریل

664
00:47:50,541 --> 00:47:53,416
‫بدون دانش تو
‫هیچکدوم از این‌ها ممکن نبود

665
00:47:54,291 --> 00:47:57,625
‫حالا که مونولیث اصلی کاشته شده
‫کی می‌دونه چه دنیاهایی منتظر ماست؟

666
00:47:58,708 --> 00:48:00,541
‫محاسبات نهایی‌ات رو برای ارتباط

667
00:48:00,625 --> 00:48:03,333
‫تمام مونولیث‌های سراسر امپراطوری آماده کن

668
00:48:07,208 --> 00:48:08,583
‫باید افتخار کنی

669
00:48:09,750 --> 00:48:12,916
‫این دوران پر از احتمالات
‫همه‌اش مدیون توئه

670
00:48:24,875 --> 00:48:27,416
‫باورم نمیشه ارتش‌ها رو یکی کردن

671
00:48:27,500 --> 00:48:29,791
‫هرچی به زینتریا نزدیک‌تر بشیم
‫شانسمون کمتر میشه

672
00:48:29,875 --> 00:48:32,708
‫پس با بهترین شمشیرزن دنیا
‫شانسمون رو بیشتر می‌کنیم

673
00:48:33,291 --> 00:48:35,583
‫- کی؟
‫- استاد شمشیرزنی سابقم

674
00:48:35,666 --> 00:48:37,291
‫البته اگر به محض دیدنم منو نکشه

675
00:48:37,375 --> 00:48:39,666
‫اون بود که منو
‫با موسیقی آشنا کرد

676
00:48:39,750 --> 00:48:42,791
‫وقتی قبیله‌ام رو ترک کردم
‫که آوازخوان بشم، اونم تبعید شد

677
00:48:42,875 --> 00:48:44,625
‫مجبور شد جنگجوی مزدور بشه

678
00:48:46,333 --> 00:48:48,291
‫حاضری جونت رو به خطر بندازی؟

679
00:48:48,375 --> 00:48:50,916
‫اگر بخوایم انتقام بگیریم
‫به اون احتیاج داریم

680
00:48:52,958 --> 00:48:54,333
‫خب پس، اسم هم داره؟

681
00:48:55,958 --> 00:48:57,708
‫این استاد شمشیرزنی‌ات

682
00:48:59,583 --> 00:49:00,500
‫اسکین

683
00:49:02,041 --> 00:49:03,666
‫آخرین بازمانده‌ی قبیله‌ی روح

684
00:49:04,166 --> 00:49:05,583
‫قبیله‌ی روح یه افسانه‌ست

685
00:49:06,541 --> 00:49:07,541
‫افسانه نیست

686
00:49:08,041 --> 00:49:10,666
‫بهترین اساتید شمشیرزنی
‫که تابحال در قاره وجود داشتن

687
00:49:11,541 --> 00:49:13,166
‫تا اینکه شماها نابودشون کردین

688
00:49:13,250 --> 00:49:15,041
‫پس مال قبل از به دنیا اومدن من بوده

689
00:49:15,125 --> 00:49:17,125
‫وقتی حاضر نشدن براش بجنگن

690
00:49:17,208 --> 00:49:19,458
‫درک، شاه شما
‫ آب آشامیدنیشون رو مسموم کرد

691
00:49:19,958 --> 00:49:21,666
‫اسکین تنها بازمانده بود

692
00:49:22,375 --> 00:49:24,750
‫قبیله‌ی ما پیداش کرد
‫به عنوان استاد شمشیرزنی قبولش کرد

693
00:49:24,833 --> 00:49:25,750
‫ایلا

694
00:49:29,041 --> 00:49:31,250
‫لطفا، باهاتون دشمنی نداریم

695
00:49:31,333 --> 00:49:33,750
‫چرا اینقدر از جاده‌های اصلی دور شدین؟

696
00:49:33,833 --> 00:49:35,166
‫از بان‌ماهان فرار کردیم

697
00:49:35,250 --> 00:49:38,208
‫جادوگرها و ریش‌سفیدهامون
‫امپراطوری جدید رو قبول نکردن

698
00:49:38,291 --> 00:49:40,083
‫سربازان ملکه با خاک یکسانش کردن

699
00:49:40,166 --> 00:49:42,875
‫جوون‌هامون رو دزدیدن
‫تا برج‌های تاریکشون رو از خاک دربیارن

700
00:49:42,958 --> 00:49:44,083
‫که مونولیث دربیارن

701
00:49:44,750 --> 00:49:46,875
‫چرا دارن خارج از زینتریا اونا رو درمیارن؟

702
00:49:55,083 --> 00:49:57,000
‫تو چکاوک هستی؟

703
00:49:59,791 --> 00:50:01,291
‫این دیگه اسم من نیست

704
00:50:01,375 --> 00:50:04,083
‫پارسال توی اد گنول دیدمت

705
00:50:05,125 --> 00:50:06,541
‫فوق‌العاده بودی

706
00:50:07,333 --> 00:50:08,583
‫اون آهنگ‌ها

707
00:50:08,666 --> 00:50:10,041
‫پر از امید بود

708
00:50:10,708 --> 00:50:11,875
‫باعث شد احساس خاص بودن بکنیم

709
00:50:12,416 --> 00:50:14,000
‫انگار که دنیا مال ماست

710
00:50:14,958 --> 00:50:17,083
‫نمیشه لطفا "رز سیاه" رو بخونی؟

711
00:50:17,666 --> 00:50:19,125
‫یکم امید خیلی بهمون کمک می‌کنه

712
00:50:20,708 --> 00:50:24,416
‫<i>♪ ما رز سیاه هستیم ♪</i>

713
00:50:24,500 --> 00:50:25,791
‫کافیه

714
00:50:26,916 --> 00:50:27,916
‫موفق باشید

715
00:50:30,291 --> 00:50:34,208
‫<i>♪ ما رز سیاه هستیم ♪</i>

716
00:50:34,833 --> 00:50:38,000
‫<i>♪ برخیزید تا صدای غرش ما را بشنوند ♪</i>

717
00:50:38,083 --> 00:50:41,416
‫اون آهنگ رو در جنوب زینتریا شنیده بود

718
00:50:41,500 --> 00:50:43,041
‫که در خانه‌ها زمزمه میشد

719
00:50:43,125 --> 00:50:47,041
‫در خیابان‌ها و می‌خانه‌ها
‫و همیشه در میان رعیت‌ها خوانده میشد

720
00:50:47,541 --> 00:50:50,083
‫و حال اینجا در شمال

721
00:50:50,166 --> 00:50:52,833
‫چطور ممکن است آهنگی
‫این چنین قدرتی داشته باشد؟

722
00:50:53,541 --> 00:50:56,625
‫فاصله‌ی چندانی باهاش نداریم
‫اگر می‌تونی آروم قدم بردار

723
00:50:56,708 --> 00:50:58,083
‫این اسکین

724
00:50:59,291 --> 00:51:00,708
‫پس خیلی شکاکه؟

725
00:51:01,916 --> 00:51:03,750
‫تمام قبیله‌اش مسموم شده

726
00:51:04,791 --> 00:51:05,875
‫تله‌ی چاله‌

727
00:51:10,250 --> 00:51:12,166
‫اولین باری نیست که میام بیرون، چکاوک

728
00:51:12,250 --> 00:51:13,416
‫خودم دیدمش

729
00:51:14,208 --> 00:51:15,750
‫و اونی که سی قدم عقب‌تر بود

730
00:51:16,916 --> 00:51:19,000
‫باید بیشتر از اینا تلاش کنه
‫تا منو گیر بندازه...

731
00:51:20,291 --> 00:51:23,416
‫ای بابا

732
00:51:29,541 --> 00:51:30,958
‫قبایل از بین رفتن

733
00:51:32,208 --> 00:51:33,916
‫تو چجور هنوز زنده‌ای؟

734
00:51:39,291 --> 00:51:42,333
‫بازتاب قتل‌عام رو در وجودت حس می‌کنم

735
00:51:43,458 --> 00:51:46,250
‫هیولایی که بهت هدیه دادم
‫چیزی که می‌خواستی رو بهت داد

736
00:51:46,833 --> 00:51:47,750
‫بله

737
00:51:48,791 --> 00:51:51,583
‫کنترل تمام قاره رو بدست گرفتم

738
00:51:52,166 --> 00:51:53,375
‫و با این حال؟

739
00:51:53,916 --> 00:51:54,916
‫کافی نیست

740
00:51:55,583 --> 00:51:58,208
‫این مردم هرگز منو
‫به عنوان امپراطور قبول نمی‌کنن

741
00:52:00,625 --> 00:52:01,958
‫من رعیت‌زاده هستم

742
00:52:02,041 --> 00:52:04,208
‫چه جالب

743
00:52:05,125 --> 00:52:07,666
‫قدرتی لازم دارم که فقط
‫خودم بتونم ازش استفاده کنم

744
00:52:08,625 --> 00:52:12,000
‫کسی که منو بالاتر از هر
‫ اشراف‌زاده، شاهزاده یا لشکری قرار بده

745
00:52:12,083 --> 00:52:14,416
‫می‌خوای خدایی در میان الف‌ها باشی

746
00:52:15,000 --> 00:52:16,000
‫آره

747
00:52:18,166 --> 00:52:21,375
‫به... جادوی هرج‌و‌مرج تو احتیاج دارم

748
00:52:22,708 --> 00:52:25,458
‫حاضری هرچیزی رو بابتش قربانی کنی؟

749
00:52:25,541 --> 00:52:27,000
‫بهاش هرچی می‌خواد باشه؟

750
00:52:27,083 --> 00:52:28,041
‫آره

751
00:52:28,583 --> 00:52:30,208
‫هرچیزی که ازم بخوای

752
00:52:30,875 --> 00:52:32,041
‫بهت میدم

753
00:52:38,583 --> 00:52:41,000
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫دوباره وجود نحست رو اینجا ببینم

754
00:52:43,291 --> 00:52:45,083
‫نمی‌خواستم باعث بی‌آبرویی‌ات بشم

755
00:52:45,833 --> 00:52:47,000
‫ولی همینکارو کردی

756
00:52:49,500 --> 00:52:51,375
‫ملکه‌ی جدید قصد جونت رو کرده

757
00:52:51,458 --> 00:52:52,625
‫چرا اومدی اینجا؟

758
00:52:54,625 --> 00:52:56,000
‫که ازتون کمک بخوام

759
00:52:58,416 --> 00:52:59,458
‫با ما بیا

760
00:53:00,458 --> 00:53:02,166
‫داریم میریم زینتریا که اون رو بکشیم

761
00:53:04,875 --> 00:53:08,166
‫اگر بخاطر من نمی‌کنی
‫بخاطر اجدادت اینکارو بکن

762
00:53:10,791 --> 00:53:12,875
‫زینتریا شمشیر مقدس قبیله‌ات رو دزدیده

763
00:53:14,416 --> 00:53:16,625
‫این فرصت توئه که روح‌ربا رو پس بگیری

764
00:53:18,791 --> 00:53:20,458
‫کی می‌دونه الان کجا می‌تونه باشه

765
00:53:21,500 --> 00:53:24,041
‫کنار باقی غنایم توی قصره

766
00:53:26,958 --> 00:53:30,208
‫با سه سنگ سبز مثل این
‫و کنده‌کاری‌هایی روی دسته‌اش

767
00:53:30,916 --> 00:53:32,041
‫یه چیزی درمورد...

768
00:53:33,500 --> 00:53:34,750
‫شن‌های سیاه

769
00:53:35,333 --> 00:53:36,791
‫متولد شده از شن‌های سیاه

770
00:53:37,958 --> 00:53:39,833
‫شمشیر و روح

771
00:53:40,541 --> 00:53:41,875
‫تمام آغازها

772
00:53:43,041 --> 00:53:44,125
‫تمام پایان‌ها

773
00:53:47,916 --> 00:53:50,166
‫نمی‌تونی از دروازه‌های شهر عبور کنی

774
00:53:50,250 --> 00:53:53,625
‫البته اگر با سفر با این دشمن
‫بتونی به دروازه‌ها برسی

775
00:54:21,791 --> 00:54:22,916
‫گیاه هماور

776
00:54:23,875 --> 00:54:24,750
‫سوختگی رو آروم‌ می‌کنه

777
00:54:31,166 --> 00:54:32,208
‫ایلا

778
00:54:32,750 --> 00:54:34,541
‫نمی‌تونی بهش اعتماد کنی

779
00:54:34,625 --> 00:54:36,458
‫ازت کینه به دل داره

780
00:54:36,541 --> 00:54:40,041
‫بخاطر مزدوریش آشناهایی در سراسر سرزمین
‫داره. آشناهایی که شاید نیاز داشته باشیم

781
00:54:40,125 --> 00:54:42,541
‫آشناهایی که در اولین فرصت
‫استفاده می‌کنه تا تو رو بفروشه

782
00:54:43,208 --> 00:54:44,791
‫کس دیگه‌ای باقی نمونده

783
00:54:50,875 --> 00:54:52,208
‫فقط اسکین رو دارم

784
00:55:02,583 --> 00:55:04,625
‫این آسمان‌ متلاطم
‫نشان از آینده‌ی تاریک داره

785
00:55:04,708 --> 00:55:06,583
‫اگر با هم انجامش بدیم
‫شاید موفق بشیم

786
00:55:06,666 --> 00:55:08,000
‫امیدی به موفقیت ماموریتت نیست

787
00:55:08,833 --> 00:55:12,250
‫- بهت احتیاج دارم. ما بهت احتیاج داریم
‫- تو مسیر خودت رو داری

788
00:55:12,333 --> 00:55:14,666
‫می‌تونم کاری کنم از دروازه
‫عبور کنیم و به قصر برسیم

789
00:55:15,375 --> 00:55:17,916
‫یه راه مخفی زیر شهر هست
‫که نگهبان نداره

790
00:55:20,166 --> 00:55:21,416
‫شمشیرت به کارمون میاد

791
00:55:21,916 --> 00:55:23,500
‫شک ندارم که همینطوره

792
00:55:24,250 --> 00:55:25,125
‫ولی...

793
00:55:26,125 --> 00:55:27,833
‫من باهاتون نمیام

794
00:55:29,666 --> 00:55:32,791
‫تنها نتیجه‌ی خوبی
‫که از تمام این قضایا حاصل شده

795
00:55:32,875 --> 00:55:35,291
‫اینه که قبیله‌ی سگ
‫ برای همیشه نابود شده

796
00:55:36,166 --> 00:55:40,166
‫و امیدوارم پدرت
‫تا ابد در قبری تنها زجر بکشه

797
00:55:40,250 --> 00:55:42,833
‫پدرم باید کار ناتمام
‫شاه درک رو تموم می‌کرد

798
00:55:44,166 --> 00:55:46,083
‫تو رو همراه باقی قبیله‌ات می‌کشت

799
00:55:46,166 --> 00:55:48,666
‫خوشحال میشدم ببینم تلاش خودشو بکنه

800
00:55:48,750 --> 00:55:51,666
‫اونم تویی میگی
‫که یه شاهزاده‌ی کوچولو خامش کرده

801
00:55:51,750 --> 00:55:55,083
‫و لیاقت نداشتی
‫تبر رئیس قبیله رو به دست بگیری

802
00:56:00,083 --> 00:56:02,791
‫- چیکار داری می‌کنی؟
‫- کسی که تبر دستشه اونه

803
00:56:03,875 --> 00:56:06,125
‫ولی بنظر نمیاد
‫بلد باشه ازش استفاده کنه

804
00:56:09,208 --> 00:56:10,375
‫اسکین، بس کن!

805
00:56:13,791 --> 00:56:15,458
‫مبارزه یادت رفته

806
00:56:15,541 --> 00:56:16,458
‫واقعا؟

807
00:56:48,583 --> 00:56:52,416
‫غرایزت خوبه
‫ولی اجازه میدی احساساتت کنترلت کنه

808
00:56:52,500 --> 00:56:56,291
‫و تو، فراموش کردی که چطور
‫مثل عضوی از یک قبیله رفتار کنی

809
00:56:57,666 --> 00:57:00,000
‫وقتی با هم کار می‌کنین بدک نیستین

810
00:57:01,833 --> 00:57:03,250
‫برای شروع خوبه

811
00:57:04,125 --> 00:57:05,625
‫پس قراره باهامون بیای؟

812
00:57:08,250 --> 00:57:09,750
‫این خواسته‌ی اجدادمه

813
00:57:15,500 --> 00:57:17,208
‫سه نفر علیه یک امپراطوری

814
00:57:17,291 --> 00:57:19,208
‫کافی نیست
‫باید تعداد بیشتری پیدا کنیم

815
00:57:19,291 --> 00:57:21,583
‫پس کسای دیگه‌ای هم پیدا می‌کنیم
‫که می‌خوان اون هرزه رو بکشن

816
00:57:21,666 --> 00:57:23,500
‫راه برگشتی نداریم

817
00:57:23,583 --> 00:57:26,125
‫و اینطور بود که دو نفر تبدیل به سه نفر شدند

818
00:57:26,208 --> 00:57:30,750
‫اولین قطرات در جریانی
‫که دنیا را برای همیشه تغییر خواهد داد

819
00:57:33,774 --> 00:57:38,774
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

820
00:57:38,798 --> 00:57:44,415
دیبا مووی
DibaMovie.co

821
00:57:44,416 --> 00:57:49,415
