﻿1
00:00:00,058 --> 00:00:01,558
‫بعضی از ما

2
00:00:01,560 --> 00:00:02,959
‫باور داریم که اون انسان نیست.

3
00:00:03,028 --> 00:00:06,363
‫- فکر می‌کنیم، ممکنه یه روح باشه.
‫- اون قطعاً یه انسانه.

4
00:00:08,934 --> 00:00:10,767
‫توی نیو پالتز یه قتل عام رخ داده.

5
00:00:10,769 --> 00:00:14,004
‫ممکنه کار مردی به اسم بیچام باشه

6
00:00:14,172 --> 00:00:15,472
‫جان بیچام.

7
00:00:16,008 --> 00:00:17,674
‫فکر می‌کنی یه تصادف بوده؟

8
00:00:17,743 --> 00:00:19,342
‫گلوش رو بیخ تا بیخ بریده بودن.

9
00:00:19,411 --> 00:00:20,910
‫در مورد برادرتون بهمون بگو.

10
00:00:22,014 --> 00:00:25,415
‫وقتی بهش برخوردم که بالای جسد نشسته بود.

11
00:00:26,151 --> 00:00:29,052
‫یه مرد جوان... یه یه پسر بچه.

12
00:00:29,187 --> 00:00:33,023
‫مدام داشت به جسد چاقو میزد.

13
00:00:33,625 --> 00:00:35,058
‫دکتر کرایزلر؟

14
00:00:36,061 --> 00:00:38,194
‫فرار کن! فرار کن!

15
00:00:39,131 --> 00:00:41,598
‫- ها!
‫- آه!

16
00:01:06,938 --> 00:01:10,938
.:> همه چیز با زیرنویس چسبیده در آیروفیلم <:.
.::> iroFilm.com <::.

17
00:01:13,765 --> 00:01:16,966
‫اگه می‌خواهی به یاد آور

18
00:01:17,002 --> 00:01:19,167
‫و اگه می‌خواهی فراموشش کن

19
00:01:21,106 --> 00:01:23,171
‫من سایه‌ها را به نخواهم دید

20
00:01:24,576 --> 00:01:26,716
‫باران را حس نخواهم کرد

21
00:01:27,913 --> 00:01:30,679
‫آواز گنجشک رو نخوام شنید

22
00:01:31,516 --> 00:01:33,098
‫وقتی در درد باشم

23
00:01:34,019 --> 00:01:36,719
‫و رویای صبح‌گاهی

24
00:01:36,755 --> 00:01:38,728
‫دیگر اتفاق نخواهد افتاد

25
00:01:39,556 --> 00:01:42,274
‫با خوشحالی در یادها می‌مونم

26
00:01:42,994 --> 00:01:46,529
‫و با خوشحالی از یادها میرم.

27
00:01:55,107 --> 00:01:57,507
‫واقعاً متأسفم.

28
00:02:10,622 --> 00:02:13,323
‫تسلیت عمیق منو بپذیرید.

29
00:02:13,930 --> 00:02:15,959
‫ممنون.

30
00:02:17,891 --> 00:02:19,216
‫خواهش می‌کنم ...

31
00:02:19,251 --> 00:02:22,397
‫منو بابت این جمله ببخش
‫که یه زمانی خودت به من گفتی.

32
00:02:23,435 --> 00:02:26,815
‫تو توی این مصیبت تنها نیستی

33
00:02:26,850 --> 00:02:29,655
‫و بابت عشقت
‫نباید خجالت زده بشی.

34
00:03:11,583 --> 00:03:13,683
‫لزلو.

35
00:03:18,614 --> 00:03:20,288
‫تمومه.

36
00:03:21,550 --> 00:03:24,117
‫این تحقیقات تأسف بار تمومه.

37
00:03:27,823 --> 00:03:30,357
‫لزلو، چند روز به خودت وقت بده
‫تا ...

38
00:03:30,392 --> 00:03:32,259
‫تا چیکار کنم؟

39
00:03:33,218 --> 00:03:35,095
‫تا خودمم رو به کُشتن بدم؟

40
00:03:37,900 --> 00:03:40,800
‫تو مسئول مرگ اون نیستی.

41
00:03:40,836 --> 00:03:42,903
‫اگه من نیستم
‫پس کیه؟

42
00:04:30,608 --> 00:04:36,938
‫ترجمه از عرفان و پویا
‫erfanam7@

43
00:04:43,696 --> 00:04:45,429
‫خب، ما اونجا بودیم

44
00:04:45,464 --> 00:04:49,166
‫بیرون خونه منتظر برگشتن
‫دکتر بودیم.

45
00:04:49,201 --> 00:04:53,470
‫و اون خانوم سرخپوست
‫ما رو دعوت کرد تو.

46
00:04:53,505 --> 00:04:56,958
‫گفت "یه فنجان چایی میل دارید؟"

47
00:04:56,983 --> 00:04:59,651
‫واسه صرف چای دعوت‌تون کرد تو؟

48
00:04:59,686 --> 00:05:01,886
‫می‌تونم بگم به چیزی غیر از صرف چای ...

49
00:05:01,922 --> 00:05:04,923
‫علاقه داشت.

50
00:05:04,958 --> 00:05:06,658
‫ولی من خودمو از دردسر دور کردم.

51
00:05:09,735 --> 00:05:11,606
‫مری نمی‌تونست حرف بزنه.

52
00:05:13,500 --> 00:05:16,988
‫لازم به حرف زدن نبود، کاراگاه گروهبان.

53
00:05:18,505 --> 00:05:22,771
‫با چشماش بهم گفت.
‫می‌دونی منظورم چیه؟

54
00:05:22,807 --> 00:05:25,777
‫تو دیدی که کانر رو به اتاق خوابش
‫راهنمایی کنه؟

55
00:05:25,812 --> 00:05:27,424
‫با سر و صداها

56
00:05:27,459 --> 00:05:29,481
‫پس کی چاقو کشید؟

57
00:05:30,001 --> 00:05:31,753
‫خب ...

58
00:05:32,400 --> 00:05:35,048
‫گمون کنم تمام مدت ...

59
00:05:35,506 --> 00:05:39,127
‫اونو زیر لباس زنانه‌اش
‫مخفی کرده بود.

60
00:05:39,162 --> 00:05:40,943
‫انتظار داری حرفت رو باور کنیم؟

61
00:05:40,979 --> 00:05:42,945
‫انتظار دارم ...

62
00:05:42,981 --> 00:05:47,149
‫یه پسر احمق و یه پسری که توی استبل کار میکنه
‫حرفم رو باور کنن

63
00:05:47,185 --> 00:05:49,952
‫وای، وای!
‫وای!

64
00:05:49,988 --> 00:05:51,854
‫- ماکوس.
‫- نگاشون کن

65
00:05:51,889 --> 00:05:53,954
‫دو تا احمق که نقش پلیس رو بازی می‌کنن.

66
00:06:04,498 --> 00:06:08,537
‫اینم یه جوک که مربوط به ادبیاته.

67
00:06:08,573 --> 00:06:10,406
‫کی بزرگ‌ترین دختر کُش ...

68
00:06:10,441 --> 00:06:13,542
‫توی نمایشنامه‌های شکسپیرـه؟

69
00:06:13,578 --> 00:06:16,172
‫خب، اون مکبث میشه. چون ...

70
00:06:17,148 --> 00:06:19,882
‫اون قتل‌هاشو رو بصورت احمقانه‌ای انجام داده بود.

71
00:06:24,122 --> 00:06:26,522
‫سلام، فرماندار.

72
00:06:26,557 --> 00:06:28,391
‫انگار دارین به کلیسا میرین.

73
00:06:28,426 --> 00:06:31,060
‫بیا. چرا اینجا نمی‌شینید؟

74
00:06:35,884 --> 00:06:38,067
‫مراسم خاکسپاری بودم.

75
00:06:38,695 --> 00:06:40,488
‫واقعاً؟

76
00:06:41,873 --> 00:06:44,907
‫یکی میگه تو مسئولشی

77
00:06:45,618 --> 00:06:49,289
‫تو و اون نیروی پلیسی که
‫30سال پیش ساختی.

78
00:06:51,516 --> 00:06:54,127
‫می‌دونی، این پلیسا زیر فرمان تو هستن.

79
00:06:54,919 --> 00:06:56,552
‫ولی بازم چندتا قاتل فراری داری

80
00:06:56,587 --> 00:06:59,221
‫و میای اینجا و منو
‫متهم به جرم می‌کنی

81
00:06:59,257 --> 00:07:02,343
‫که ناشی از ضعفت در مدیریته.

82
00:07:03,594 --> 00:07:07,663
‫و اصلاً پلیسی خوبی تو اداره هست
‫که ازش استفاده کنم؟

83
00:07:11,369 --> 00:07:15,740
‫آدم خوب یا بد
‫دستوری که بهش احترام نذارن رو دنبال نمی‌کنن.

84
00:07:18,176 --> 00:07:21,177
‫و شما بهشون یاد دادی
‫به چی احترام بذارم؟

85
00:07:23,881 --> 00:07:27,049
‫بهشون نشون دادم
‫به نشان احترام بذارن

86
00:07:29,187 --> 00:07:31,539
‫و یونیفرم

87
00:07:33,091 --> 00:07:35,024
‫و این تمام چیزیه که براش می‌ایستند.

88
00:07:35,059 --> 00:07:37,860
‫ولی به ضعف احترام نمیذارن.

89
00:07:47,180 --> 00:07:49,538
‫حالا بهتره به مشکلات مطبوعاتیت برسی

90
00:07:49,574 --> 00:07:51,941
‫تا اینکه بیای اینجا و به یه پیرمرد که
‫فقط می‌خواد از دوران بازنشستگیش لذت ببره

91
00:07:51,976 --> 00:07:55,688
‫اتهامات بی‌جا بزنی.

92
00:07:56,856 --> 00:07:59,907
‫ضعف، در زمان قدیم پنهان شده، پیرمرد.

93
00:08:14,565 --> 00:08:17,800
‫متأسفانه کاربردی نداره
‫من با لزلو حرف زدم

94
00:08:17,835 --> 00:08:22,257
‫اون نمی‌خواد یا نمی‌تونه نظرش رو عوض کنه.

95
00:08:22,974 --> 00:08:25,260
‫پس باید بدون اون ادامه بدیم.

96
00:08:28,546 --> 00:08:31,247
‫می‌دونم این چه موقعی داره.

97
00:08:31,891 --> 00:08:34,183
‫می‌دونم این چقدر می‌تونه کمک کنه که نظر ...

98
00:08:34,218 --> 00:08:35,785
‫خواهش می‌کنم به من توهین نکنین.

99
00:08:38,055 --> 00:08:41,693
‫واقعاً باور ندارید
‫که این کار رو دارم بخاطر خودم انجام میدم؟

100
00:08:42,693 --> 00:08:45,094
‫این کارو میکنم چون می‌خوام
‫بازم با آرامش بخوابم.

101
00:08:46,631 --> 00:08:48,531
‫چه اتفاقی میوفته اگه یه پسر دیگه به قتل برسه؟

102
00:08:48,556 --> 00:08:51,057
‫من در مورد اتفاقی که میوفته حرف نمیزنم.

103
00:08:51,082 --> 00:08:53,082
‫من در مورد احتمالات دارم حرف میزنم.

104
00:08:53,107 --> 00:08:55,741
‫و احتمال داره
‫از این ماجرا قسر در بری؟

105
00:08:58,142 --> 00:08:59,586
‫چون من نمی‌تونم.

106
00:09:02,513 --> 00:09:05,281
‫دکتر کرایزلر کنار کشید
‫چون صدمه دید

107
00:09:05,306 --> 00:09:07,806
‫بدتر از هر کسی می‌تونه ببینه.

108
00:09:09,020 --> 00:09:10,753
‫اما ما مأموریتی داریم که باید ادامه بدیم.

109
00:09:10,788 --> 00:09:13,222
‫اما ما دانشش رو نداریم
‫یا اینکه روشش رو بلد باشیم.

110
00:09:13,257 --> 00:09:14,601
‫ما یه اسم داریم.

111
00:09:15,693 --> 00:09:17,437
‫یه مضنون داریم.

112
00:09:18,496 --> 00:09:20,396
‫من باور دارم جیفیس دوری
‫پدر و مادر رو کُشته

113
00:09:20,431 --> 00:09:22,298
‫با مردی به اسم جورج بیچام.

114
00:09:22,333 --> 00:09:24,967
‫اون اسمش رو گرفته، یا قسمتی از اون رو

115
00:09:25,002 --> 00:09:27,470
‫و به جان بیچام تبدیل شده.

116
00:09:28,489 --> 00:09:30,840
‫تنها کاری که باید بکنیم اینه که
‫پیداش کنیم.

117
00:09:41,919 --> 00:09:45,025
‫- اینجا کجاس؟
‫- قبلاً یه می خونه بود

118
00:09:45,060 --> 00:09:46,856
‫تا اینکه شورای یکشنبه
‫صدور مجوز فرماندار

119
00:09:46,891 --> 00:09:48,290
‫اونو پلمپ کرد.

120
00:09:58,803 --> 00:10:01,237
‫به مرکز تحقیقات جدیدمون خوش اومدین.

121
00:10:15,914 --> 00:10:17,620
‫اونو تا خونه‌اش تعقیب کردم.

122
00:10:19,123 --> 00:10:21,290
‫کانر رو میگم.

123
00:10:21,325 --> 00:10:23,225
‫توی بروکلین زندگی می‌کنه.

124
00:10:23,261 --> 00:10:24,660
‫اونا تنها خانواده‌ی توی اون محله هستن

125
00:10:24,695 --> 00:10:27,129
‫که یه حیاط پشتی بزرگ دارن.

126
00:10:30,091 --> 00:10:31,433
‫منصفانه نیست که اینطور زندگی کنی

127
00:10:31,469 --> 00:10:32,801
‫و مری زیر خاک باشه

128
00:10:35,348 --> 00:10:37,339
‫خیلی حیف شد که نتونست کارش رو تموم کنه.

129
00:10:37,375 --> 00:10:41,377
‫چون اگه شانسش رو داشتم
‫با یه چاقو گلوش رو می‌بُریدم.

130
00:10:41,412 --> 00:10:45,347
‫برای کُشتن یه مرد
‫لازم نیست گلوش رو بِبُری.

131
00:10:45,383 --> 00:10:46,982
‫کاری که باید بکنی اینه که ...

132
00:10:48,069 --> 00:10:49,952
‫پای طرف رو خط بندازی

133
00:10:49,987 --> 00:10:53,355
‫شاهرگش رو بزنی، تا درجا بمیره.

134
00:11:00,431 --> 00:11:03,399
‫هیچ کدوم از قتل‌ها بالاتر از
‫خیابون 14ام نبودن.

135
00:11:03,434 --> 00:11:05,001
‫پس ماهم باید دایره‌های جست‌و‌جومون رو ...

136
00:11:05,026 --> 00:11:06,902
‫به روستای گرین‌ویچ و پایین محله‌ی غربی
‫محدود کنیم.

137
00:11:06,938 --> 00:11:09,632
‫این یعنی نصف مردم شهر.

138
00:11:09,668 --> 00:11:11,540
‫اون بالای پشت بوم‌ها رو خوب بلده.

139
00:11:11,576 --> 00:11:13,876
‫شاید ربطی به حرفه‌ی قبلیش داشته.

140
00:11:13,911 --> 00:11:16,278
‫کشیش‌ها و آدمای خییر
‫از بالای پشت‌بوم برای رفت و آمد استفاده می‌کنن.

141
00:11:17,682 --> 00:11:20,160
‫پس چرا نمیریم در خونه‌ی مردم ...

142
00:11:20,195 --> 00:11:24,219
‫وقت نداریم.
‫باید هر چه سریع‌تر احتمالات رو محدود کنیم.

143
00:11:24,255 --> 00:11:26,221
‫تا روز مقدس برنابای واعظ
‫فقط 8 روز مونده.

144
00:11:26,257 --> 00:11:28,824
‫و ما می‌دونیم که اون دست از کُشتن برنمی‌داره.

145
00:11:28,859 --> 00:11:30,593
‫ما تا یازدهم وقت داریم.

146
00:11:30,628 --> 00:11:33,262
‫پس شاید بهتر باشه
‫پلیس رو هم در جریان بذاریم.

147
00:11:33,297 --> 00:11:34,824
‫ما خودمون پلیس هستیم.

148
00:12:10,101 --> 00:12:13,569
‫چرا جیفیس دوری اسمش رو به جان
‫بیچام تغییر داده

149
00:12:13,604 --> 00:12:16,472
‫اونم وقتی که اسم اون کسی که اون جنایت رو سرش آورده، جان بیچامه؟

150
00:12:16,507 --> 00:12:18,674
‫چرا فقط فامیلیش رو نگرفته؟

151
00:12:19,577 --> 00:12:21,644
‫ممکنه یه دلیل واضحی براش باشه.

152
00:12:22,288 --> 00:12:24,446
‫با برداشتن اسم یا قسمتی از اون

153
00:12:24,482 --> 00:12:26,382
‫اونو از قربانی به زجر دهنده تغییر داده.

154
00:12:26,417 --> 00:12:28,347
‫و با این کار

155
00:12:28,383 --> 00:12:29,874
‫خودش رو به مردی که که بهش خیانت کرده تبدیل کرده

156
00:12:29,909 --> 00:12:32,488
‫و در عوض اونم به پسرایی که بهش اعتماد می‌کنن
‫خیانت می‌کنه.

157
00:12:33,549 --> 00:12:36,692
‫اره، ولی چرا جان رو به جای جورج انتخاب نکرده؟

158
00:12:36,727 --> 00:12:38,927
‫ما می‌دونیم که جان بیچام

159
00:12:38,963 --> 00:12:42,164
‫در تابستان 1890 از از بیمارستان الیزابت
‫مرخص شده

160
00:12:42,199 --> 00:12:45,567
‫و قتل دو قلوهای زواینگ در سال 1893 اتفاق افتاده.

161
00:12:45,603 --> 00:12:47,836
‫اگه همون مرد باشه

162
00:12:47,872 --> 00:12:50,191
‫این سال‌های مابین رو کجا بوده؟

163
00:12:51,042 --> 00:12:53,475
‫اگه اسم‌تون رو داشته باشم
‫و بخوام بدونم کجا زندگی می‌کنین

164
00:12:53,511 --> 00:12:55,511
‫باید کجا برم، کاراگاه گروهبان، آیزکسون؟

165
00:12:55,546 --> 00:12:56,508
‫اداره پلیس.

166
00:12:56,533 --> 00:12:58,586
‫بذار بگیم که به اداره‌ی پلیس دسترسی نداریم.

167
00:13:03,154 --> 00:13:06,689
‫- ساعت بازدید تموم شده.
‫- ما از طرف اداره‌ی پلیس اومدیم.

168
00:13:06,724 --> 00:13:08,290
‫مایلیم با آقای ...

169
00:13:08,325 --> 00:13:09,625
‫چارلز ماری صحبت کنیم.

170
00:13:09,660 --> 00:13:12,094
‫و در مورد چی اومدین تحقیق کنید؟

171
00:13:12,129 --> 00:13:13,829
‫مایلیم اسم فردی که دنبالشیم رو ...

172
00:13:13,864 --> 00:13:16,231
‫در آمار سرشماری پیدا کنیم.

173
00:13:18,369 --> 00:13:20,135
‫وایسا!

174
00:13:20,171 --> 00:13:21,937
‫پایین محله‌ی غربی.

175
00:13:41,853 --> 00:13:43,612
‫جان بیچام.

176
00:13:44,068 --> 00:13:45,867
‫خیابون 146 آلن.

177
00:13:48,226 --> 00:13:49,732
‫سن: دو سال.

178
00:13:49,767 --> 00:13:52,267
‫الآن 8 سالش میشه.

179
00:14:13,224 --> 00:14:17,159
‫نه... هشت...

180
00:14:17,194 --> 00:14:18,794
‫7...

181
00:14:18,829 --> 00:14:19,862
‫شش...

182
00:14:19,897 --> 00:14:22,164
‫پنج...

183
00:14:22,199 --> 00:14:23,743
‫چهار...

184
00:14:24,194 --> 00:14:25,694
‫سه...

185
00:14:25,719 --> 00:14:27,288
‫دو...

186
00:14:28,005 --> 00:14:29,872
‫یک!

187
00:15:00,938 --> 00:15:03,906
‫شاید اون اسمش رو عوض کرده باشه

188
00:15:03,941 --> 00:15:08,351
‫یا بعد از سرشماری به
‫نیویورک نقل مکان کرده باشه

189
00:15:14,018 --> 00:15:16,885
‫

190
00:15:18,389 --> 00:15:21,089
‫بوی خون یه آدم انگلیسی رو حس می‌کنم.

191
00:15:21,125 --> 00:15:24,660
‫

192
00:15:24,695 --> 00:15:27,362
‫بوی خون یه آدم انگلیسی رو حس می‌کنم.

193
00:15:43,480 --> 00:15:44,949
‫چی شده؟

194
00:15:45,950 --> 00:15:47,416
‫اینو ببین.

195
00:15:47,451 --> 00:15:50,686
‫

196
00:15:50,721 --> 00:15:53,522
‫بوی خون یه آدم انگلیسی رو حس می‌کنم.

197
00:15:55,526 --> 00:15:57,926
‫

198
00:15:57,962 --> 00:16:00,629
‫بوی خون یه آدم انگلیسی رو حس می‌کنم.

199
00:16:07,826 --> 00:16:09,810
‫پایین صفحه رو ببین.

200
00:16:14,411 --> 00:16:18,380
‫خودشه.
‫واقعیه.

201
00:16:29,727 --> 00:16:32,394
‫هی! شما بچه‌ها نمی‌تونین اینجا باشین!

202
00:16:42,204 --> 00:16:44,467
‫نمیفهمم چرا فرماندار می‌خواد بدونه

203
00:16:44,492 --> 00:16:46,559
‫نحوه‌ی استخدام کردن کارمندان‌مون
‫به چه شکلی هست.

204
00:16:46,594 --> 00:16:50,062
‫خوشحال میشیم اینو به آقای ماری توضیح بدیم

205
00:16:50,573 --> 00:16:52,539
‫من خودم آقای ماری هستم.

206
00:16:53,976 --> 00:16:56,644
‫ممکنه برادر آقای بییچام

207
00:16:56,679 --> 00:16:58,145
‫درگیر مسائل احتکار رسوایی باشن.

208
00:16:59,231 --> 00:17:01,715
‫فرماندار فکر کرد که ممکنه جان بتونه کمک کنه

209
00:17:01,751 --> 00:17:03,544
‫مکان اونو پیدا کنیم.

210
00:17:03,579 --> 00:17:06,687
‫من بیچام رو به عنوان شمارنده استخدام کردم

211
00:17:06,722 --> 00:17:07,988
‫کسی که تعداد مردم رو سر شماری می‌کنه

212
00:17:08,024 --> 00:17:09,523
‫و در موردش با مردم حرف میزنه

213
00:17:09,558 --> 00:17:10,991
‫البته تو دهه‌ی90.

214
00:17:11,660 --> 00:17:13,812
‫من 900 مرد رو استخدام کردم.

215
00:17:13,847 --> 00:17:15,638
‫900مرد رو استخدام کردین
‫و هنوز اونو به یاد دارین؟

216
00:17:15,673 --> 00:17:17,600
‫من تمام مردانی که برام کار می‌کنن
‫رو میشناسم.

217
00:17:17,635 --> 00:17:20,567
‫ولی سخت میشه اونو فراموش کرد.

218
00:17:20,603 --> 00:17:24,672
‫اون ظاهر ناخوشآیندی داشت.

219
00:17:24,707 --> 00:17:26,795
‫نگران بودم مردم قبول نکنن

220
00:17:26,830 --> 00:17:28,261
‫اجازه بدن اون وارد خونه‌شون بشه.

221
00:17:28,297 --> 00:17:30,110
‫منظورتون اینه که اون زشت بود؟

222
00:17:30,146 --> 00:17:32,508
‫یه جور افتادگی صورت.

223
00:17:32,533 --> 00:17:34,332
‫من دکتر نیستم.

224
00:17:34,368 --> 00:17:36,863
‫- ولی در هر صورت استخدامش کردین؟
‫- اون مرد مهربونی بود.

225
00:17:36,898 --> 00:17:40,605
‫مودب، مذهبی، محتاط.

226
00:17:40,641 --> 00:17:43,809
‫شخصاً به ادعای آدما
‫اعتماد نمی‌کنم.

227
00:17:43,844 --> 00:17:45,110
‫چه ادعایی؟

228
00:17:45,528 --> 00:17:46,945
‫مجبور شدم...

229
00:17:46,980 --> 00:17:49,281
‫بعد از شکایت یه خانواده‌ی یهودی، اخراجش کنم

230
00:17:49,316 --> 00:17:52,350
‫ادعا کردن که اون آدم در موقعیت‌های مختلف،

231
00:17:52,386 --> 00:17:56,054
‫که از قبلم هماهنگ نشده بوده،
‫دختر این خانواده رو ملاقات می‌کرده

232
00:17:56,090 --> 00:17:57,456
‫دخترشون چند سالش بوده؟

233
00:17:57,491 --> 00:18:00,392
‫اون موقع 12 سالش بوده،
‫ولی مطمئنم از این خوشحالید که...

234
00:18:00,427 --> 00:18:03,995
‫دخترهایی با این سن تصورات واضحی دارن...

235
00:18:05,185 --> 00:18:07,352
‫و در افراد یهودی حتی بیشترم هست

236
00:18:10,337 --> 00:18:12,838
‫احیاناً سوابق کاریش رو نگه نداشتین؟

237
00:18:13,347 --> 00:18:15,040
‫

238
00:18:15,075 --> 00:18:19,478
‫ما اداره‌ی آمار هستیم،
‫همه‌ چیز رو نگه میداریم

239
00:18:43,509 --> 00:18:45,270
‫شبیه به همن

240
00:18:45,305 --> 00:18:48,824
‫و این که اینجاست، تقریباً بالای صفحه؟

241
00:18:48,859 --> 00:18:51,610
‫آدرسش‌ هست دیگه

242
00:20:26,473 --> 00:20:28,840
‫وایسا

243
00:20:28,876 --> 00:20:30,609
‫این آدرسی‌ــه که بهمون داد

244
00:20:30,644 --> 00:20:32,277
‫خیابون بانک، پلاک 23

245
00:20:40,254 --> 00:20:44,122
‫اگه چندتا مامور همراهمون بودن،
‫خیلی بیشتر احساس امنیت می‌کردم

246
00:20:44,157 --> 00:20:46,839
‫نه بعد از اینکه از پُشت بهت خنجر زدن

247
00:22:16,550 --> 00:22:18,316
‫سلام؟

248
00:22:20,020 --> 00:22:22,620
‫ببخشید عزیزم، ترسوندم‌تون

249
00:22:22,656 --> 00:22:25,757
‫ما رو ببخشید، در باز بود

250
00:22:25,792 --> 00:22:29,828
‫خاک بر سرم!
‫اومدین اتاق رو ببینین؟

251
00:22:30,395 --> 00:22:35,359
‫بله، دوستامون دنبال اتاق کرایه‌ای هستن،
‫رفتن طبقه‌ی بالا

252
00:22:36,636 --> 00:22:40,804
‫متاسفانه الان فقط یه اتاق خالی دارم

253
00:22:40,840 --> 00:22:44,693
‫- مستاجر دیگه‌ای هم دارین؟
‫- فعلاً فقط گربه‌ها

254
00:22:44,729 --> 00:22:47,312
‫یکی از آشناهام، جان بیچام،

255
00:22:47,347 --> 00:22:48,880
‫آدرس شما رو داد خانوم

256
00:22:48,915 --> 00:22:53,532
‫اِه آقای بیچام عزیز،
‫از گربه‌ها خوشش نمیاد

257
00:22:53,568 --> 00:22:56,183
‫بازم خیلی ازتون تعریف می‌کرد

258
00:22:56,218 --> 00:22:57,830
‫بنظرم یه مدتی پیش‌تون بوده؟

259
00:22:57,865 --> 00:23:00,058
‫تقریباً شش سال

260
00:23:00,093 --> 00:23:03,528
‫عید کریسمس قبلی رفت،
‫بعد از اینکه کارش رو از دست داد، مرد بیچاره

261
00:23:03,563 --> 00:23:08,066
‫یادمه همون روزی بود که جیب فرار کرد

262
00:23:08,101 --> 00:23:10,402
‫- جیب؟
‫- گربه‌ی پلنگیم

263
00:23:11,061 --> 00:23:13,671
‫هیچوقت بهم نگفت که کارش رو از دست داده

264
00:23:13,707 --> 00:23:15,073
‫کارش توی اداره‌ی آمار بود؟

265
00:23:15,108 --> 00:23:18,176
‫نه، کارگر خیریه بود

266
00:23:18,211 --> 00:23:20,612
‫آخه کدوم کارفرمایی...

267
00:23:20,647 --> 00:23:23,348
‫یه کارگر خیریه رو توی کریسمس اخراج می‌کنه؟

268
00:23:23,383 --> 00:23:25,167
‫و اتاق اونه که برای اجاره گذاشتین؟

269
00:23:25,202 --> 00:23:27,953
‫از وقتی رفته دیگه مستاجری نداشتم

270
00:23:28,422 --> 00:23:30,831
‫یه اتاق دنج و نُقلی‌ــه

271
00:23:31,391 --> 00:23:34,563
‫خودتون یه نگاهی بندازین،
‫در امتداد راهروــه

272
00:23:37,664 --> 00:23:38,830
‫

273
00:23:38,865 --> 00:23:40,215
‫بوی لاش میاد

274
00:24:32,213 --> 00:24:34,187
‫شب بخیر خانوم هاوارد

275
00:24:34,222 --> 00:24:36,416
‫- چی می‌خوای؟
‫- چیز زیادی نمی‌خوام

276
00:24:36,451 --> 00:24:38,835
‫حالا که دیگه کار پُرمنفعتی ندارم،

277
00:24:38,870 --> 00:24:43,056
‫هر کاری دلم بخواد می‌کنم

278
00:24:43,670 --> 00:24:45,370
‫میشه تا خونه همراهی‌تون کنم؟

279
00:24:45,405 --> 00:24:48,406
‫نه نمیشه، اگه از اینجا نرید،

280
00:24:48,441 --> 00:24:50,575
‫یکی از همکارای سابق‌تون رو خبر می‌کنم

281
00:24:50,610 --> 00:24:53,912
‫خب، توی این وقت شب...

282
00:24:53,947 --> 00:24:56,547
‫عمُراً کسی پیدا کنی

283
00:25:03,156 --> 00:25:05,790
‫هنوز سعی داری که کارآگاه بشی،
‫مگه نه خانم هاوارد؟

284
00:25:07,327 --> 00:25:10,228
‫از سر راهم برو کنار

285
00:25:10,263 --> 00:25:11,863
‫خب نمی‌خوای تا خونه مراقبت باشم،

286
00:25:11,898 --> 00:25:13,665
‫بهتره مراقب باشی، همین

287
00:25:13,700 --> 00:25:16,701
‫فقط کافیه یکی بیاد پشت سرت،

288
00:25:16,736 --> 00:25:19,270
‫دهنت رو بگیره، بشونتت روی زانو،

289
00:25:19,306 --> 00:25:22,640
‫و هرگز نمی‌فهمی که کی بهت تجاوز کرده

290
00:25:51,604 --> 00:25:54,672
‫

291
00:26:04,269 --> 00:26:05,535
‫نه

292
00:26:06,411 --> 00:26:08,353
‫نگران نباشید دخترا، اون با منه

293
00:26:12,641 --> 00:26:15,593
‫حواستون به مکسی باشه،
‫زیاد کارمون طول نمی‌کشه

294
00:26:18,598 --> 00:26:20,330
‫توی خیابون...

295
00:26:20,355 --> 00:26:21,868
‫چیکار می‌کنی؟

296
00:26:21,904 --> 00:26:23,768
‫پلیسا انداختن‌مون بیرون

297
00:26:23,803 --> 00:26:25,672
‫دیگه کجا داریم که بریم؟

298
00:26:26,339 --> 00:26:29,007
‫توی انجمن نجات یه اتاق پیدا کن

299
00:26:29,042 --> 00:26:32,304
‫و اگه قبولت نکردن، برو خوابگاه

300
00:26:33,246 --> 00:26:34,846
‫بیا

301
00:26:38,218 --> 00:26:39,650
‫به قدر کافی پول هست

302
00:26:39,686 --> 00:26:42,020
‫اگه بازم خواستی، فقط بگو

303
00:26:42,055 --> 00:26:44,690
‫نمی‌خوام توی خیابون کار یا زندگی کنی

304
00:26:44,725 --> 00:26:46,124
‫فهمیدی؟

305
00:26:51,281 --> 00:26:54,242
‫مطمئنی حرفات درباره‌ی اون آدمی که
‫دنبالشی، حقیقت داره؟

306
00:26:54,901 --> 00:26:56,370
‫آره

307
00:26:57,604 --> 00:27:00,044
‫فقط... یکی از دوستام یکی رو دیده،

308
00:27:00,079 --> 00:27:03,875
‫که قول داده ببرتش تا با هم زندگی کنن

309
00:27:03,910 --> 00:27:05,843
‫صورتش چی؟

310
00:27:05,879 --> 00:27:08,713
‫نگفت که صورتش مشکلی داشته

311
00:27:08,748 --> 00:27:10,715
‫ازش پرسیدم

312
00:27:26,983 --> 00:27:29,500
‫اگه من قاتل بودم چی؟

313
00:27:29,536 --> 00:27:32,106
‫جسارت نباشه آقای مور،

314
00:27:32,141 --> 00:27:34,005
‫ولی نهنگ‌ها هم پرواز می‌کنن!

315
00:27:37,994 --> 00:27:41,390
‫خب، اینو گفتم چون مردی که دنبالشیم،

316
00:27:41,425 --> 00:27:43,681
‫ممکنه مشتری نباشه

317
00:27:44,100 --> 00:27:45,800
‫ممکنه شغلی داشته باشه
‫که بهش اجازه میده،

318
00:27:45,836 --> 00:27:48,463
‫به شما پسرا نزدیک بشه
‫و اعتمادتون رو جلب کنه

319
00:27:49,306 --> 00:27:51,272
‫مثلاً یه کارگر خیریه

320
00:27:51,308 --> 00:27:53,208
‫آره، تا وقتی بتونم ازشون دوری کنم،

321
00:27:53,243 --> 00:27:54,809
‫به اون حرومزاده‌ها اعتماد نمی‌کنم

322
00:27:54,878 --> 00:27:57,597
‫فقط تظاهر به دلواپسی می‌کنن
‫تا بتونن ما رو دستمالی کنن

323
00:27:58,815 --> 00:28:02,417
‫پس یه واعظ یا یه پرستار؟

324
00:28:02,452 --> 00:28:04,953
‫فاتیما تا حالا بهت گفته،

325
00:28:04,988 --> 00:28:07,088
‫اون آدم پرهیزکار کارش چی بود؟

326
00:28:09,639 --> 00:28:12,607
‫دلیلی به ذهنت می‌رسه که
‫چرا بهش اعتماد کرده؟

327
00:28:12,762 --> 00:28:15,282
‫تنها چیزی که گفت این بود که
‫طرف اصلاً مثل پدرش نبوده،

328
00:28:15,799 --> 00:28:18,952
‫اینکه توی دنیا،
‫از پدرش بیشتر از همه‌چی متنفره

329
00:28:50,934 --> 00:28:54,602
‫چطور با این سروصدا کارمو بکنم؟

330
00:28:54,638 --> 00:28:56,871
‫بخاطر اون همه ویسکی‌ایه که می‌خوری

331
00:28:56,907 --> 00:28:58,540
‫ننداز تقصیر نیویِ من

332
00:28:58,575 --> 00:29:02,443
‫لعنت به تو زن و اون نیوی‌ـت!

333
00:29:30,206 --> 00:29:31,775
‫سایروس؟

334
00:29:34,978 --> 00:29:36,279
‫سایروس؟

335
00:29:38,156 --> 00:29:39,280
‫صدا زدین قربان؟

336
00:29:39,316 --> 00:29:42,483
‫صدای سایروس زدم، کجاست؟

337
00:30:45,181 --> 00:30:47,048
‫یا خدا!

338
00:30:47,083 --> 00:30:49,017
‫ترسوندیم

339
00:30:49,052 --> 00:30:51,219
‫- اینجا اومدی چیکار؟
‫- برای همون کاری که خودت اومدی

340
00:30:51,254 --> 00:30:55,233
‫برو پس، ببینم جاشو پیدا می‌کنی یا نه

341
00:30:57,627 --> 00:30:59,404
‫عوضی چاقالو

342
00:32:00,850 --> 00:32:03,484
‫Broyt در انگلیسی یعنی "نان"
‫[آلمانی]

343
00:32:04,670 --> 00:32:06,588
‫لینا، بعد از من تکرار کن،

344
00:32:06,613 --> 00:32:09,213
‫"نان بیات شده"

345
00:32:09,249 --> 00:32:11,649
‫نون بیات شده

346
00:32:14,854 --> 00:32:17,088
‫نان، نان

347
00:32:18,391 --> 00:32:21,759
‫آره، اونو یادم میاد

348
00:32:21,795 --> 00:32:24,929
‫والدین‌تون یه شکایت تنظیم کردن،
‫میشه بپرسم چی بهشون گفتین؟

349
00:32:24,964 --> 00:32:27,231
‫فقط اینکه اون دوستم بوده

350
00:32:27,267 --> 00:32:29,611
‫دقیقاً منظورتون از "دوست" چیه؟

351
00:32:29,646 --> 00:32:31,636
‫منظورم دوسته

352
00:32:31,671 --> 00:32:34,906
‫من انگلیسی درس میدم،
‫می‌دونم معنی اون کلمه چیه

353
00:32:36,042 --> 00:32:38,709
‫ببخشید که می‌پرسم،
‫ولی اون بهتون دست زد؟

354
00:32:38,745 --> 00:32:40,978
‫حتی یک بارم نه،
‫اینو برای پدر مادرم روشن کردم،

355
00:32:41,014 --> 00:32:43,614
‫ولی بهرحال اونا ازش شکایت کردن

356
00:32:43,650 --> 00:32:46,851
‫وقتی با هم بودین،
‫درباره‌ی چی حرف می‌زدین؟

357
00:32:48,722 --> 00:32:51,456
‫اینکه چقدر از پدر مادرم متنفر بودم

358
00:32:52,350 --> 00:32:54,314
‫پس بعد از این همه سال،
‫چرا فکر می‌کنید...

359
00:32:54,349 --> 00:32:57,295
‫یه مرد بالغ بخواد
‫با یه دختر 12 ساله دوست بشه؟

360
00:32:58,356 --> 00:33:01,165
‫بنظرم به یکی نیاز داشت که باهاش حرف بزنه

361
00:33:02,235 --> 00:33:05,369
‫فکر کنم دوستای زیادی نداشت

362
00:33:22,355 --> 00:33:26,224
‫سلام، من کارآگاه گروهبان
‫لوشس آیسکسون هستم

363
00:33:34,934 --> 00:33:36,115
‫جورج بیچام

364
00:33:36,140 --> 00:33:37,768
‫- چهره‌ش رو می‌شناسین؟
‫- نه

365
00:33:54,254 --> 00:33:57,121
‫هی پسرا، پسرا

366
00:33:58,025 --> 00:33:59,370
‫این مرد رو دیدین؟

367
00:33:59,405 --> 00:34:01,216
‫- نه
‫- نه ندیدم

368
00:34:20,513 --> 00:34:22,513
‫خیلی سروصدا می‌دادم بابایی؟

369
00:34:26,810 --> 00:34:28,810
‫راست می‌گفتی

370
00:34:30,798 --> 00:34:32,798
‫یکمی شیطونم

371
00:34:40,609 --> 00:34:42,609
‫نوش

372
00:35:18,571 --> 00:35:20,037
‫جشن برنابای مقدس

373
00:35:20,073 --> 00:35:22,750
‫بنظرت براش معنایی داره؟

374
00:35:23,443 --> 00:35:25,243
‫همه‌چی براش معنی داره

375
00:35:27,005 --> 00:35:28,561
‫هر کاری که می‌کنه،

376
00:35:29,399 --> 00:35:30,848
‫بهش اجازه میده که
‫با این پسرها دوست باشه

377
00:35:30,883 --> 00:35:32,791
‫معلمی که بازجوییش کردیم، الی لشکا،

378
00:35:32,826 --> 00:35:34,833
‫چند بار کلمه‌ی "دوست" رو به کار بُرد

379
00:35:35,405 --> 00:35:38,115
‫باید به صحبت کردن با موسسه‌های خیریه،

380
00:35:38,150 --> 00:35:39,624
‫و داوطلب‌های کلیسا ادامه بدیم

381
00:35:42,186 --> 00:35:43,486
‫همچین پسرایی نباید حسی جز حقارت،

382
00:35:43,521 --> 00:35:45,521
‫نسبت به کارگرای خیریه داشته باشن

383
00:35:45,557 --> 00:35:47,757
‫به عنوان کارمند اداره‌ی آمار،
‫بیچام احتمال زیاد...

384
00:35:47,792 --> 00:35:49,492
‫با والدین‌شون کنار اومده

385
00:35:51,946 --> 00:35:54,864
‫توی دنیا از پدرش
‫بیشتر از هر چیزی متنفر بود

386
00:35:56,576 --> 00:35:59,435
‫جوزف در مورد علی ایبن‌قاضی اینو گفت

387
00:35:59,829 --> 00:36:02,832
‫توی دنیا از پدرش
‫بیشتر از هر چیزی متنفر بود،

388
00:36:04,375 --> 00:36:06,676
‫الی لشکا هم همچین چیزی گفت، نه؟

389
00:36:06,711 --> 00:36:08,945
‫"اینکه چقدر از پدر مادرم متنفرم"

390
00:36:08,980 --> 00:36:12,348
‫و جورجیو سانتورلی هم کتک خورده بود

391
00:36:14,519 --> 00:36:16,012
‫بهش فکر کنید

392
00:36:17,305 --> 00:36:19,589
‫انگار می‌تونه ذهن‌شون رو بخونه

393
00:36:19,624 --> 00:36:20,912
‫همه‌چی رو دربارشون می‌دونه،

394
00:36:20,948 --> 00:36:25,127
‫کودکی تاسف‌بارشون، کتک خوردن، فقر

395
00:36:25,163 --> 00:36:28,274
‫هر چیزی که می‌گفته باب میل‌شن بوده

396
00:36:29,484 --> 00:36:32,487
‫اونا رو درک می‌کنه،
‫برای همین بهش اعتماد دارن

397
00:36:35,490 --> 00:36:37,173
‫دیگه درباره‌ی پدر علی چی می‌دونیم،

398
00:36:37,208 --> 00:36:39,642
‫غیر از اینکه پسرش ازش متنفر بوده؟

399
00:36:46,653 --> 00:36:49,919
‫جوزف بهم گفت پدر فاطیما قمارباز بوده

400
00:36:49,954 --> 00:36:52,590
‫برادر جورجیو هم همینو گفت

401
00:36:53,491 --> 00:36:56,158
‫آقای سانتورلی پول بدهکار بوده

402
00:37:07,538 --> 00:37:10,106
‫آقای ایبن‌قاضی بهتون بدهکار بود؟

403
00:37:10,141 --> 00:37:12,132
‫به آدمایی که براشون کار می‌کنم بدهکار بود

404
00:37:12,167 --> 00:37:14,744
‫من توی محله برای همه وصول انجام میدم

405
00:37:15,405 --> 00:37:17,813
‫- یا آدمام اینکار می‌کنن
‫- آدمات؟

406
00:37:17,849 --> 00:37:21,384
‫برای اینکه خودم برم در خونه‌ی مردم
‫یکی زیادی پیرم

407
00:37:21,419 --> 00:37:23,953
‫ایبن... هر اسمی که داره،

408
00:37:23,988 --> 00:37:25,788
‫یه حرومزاده‌ی بداخلاق بود

409
00:37:25,823 --> 00:37:27,890
‫اولین آدمی که فرستادم
‫با دماغ شکسته برگشت،

410
00:37:27,925 --> 00:37:29,625
‫پس مجبور شدم یه آدم گنده‌تر بفرستم

411
00:37:29,661 --> 00:37:31,527
‫- اسمش رو می‌دونید؟
‫- آدمایی که برام کار می‌کنن،

412
00:37:31,562 --> 00:37:33,629
‫نمی‌خوان اسمشون گفته بشه،
‫پس منم نمی‌پرسم

413
00:37:33,665 --> 00:37:36,251
‫- شاید بهتر باشه شروع به اینکار کنید
‫- می‌دونید، بنظر نمیاد شما پلیس باشید

414
00:37:36,287 --> 00:37:38,668
‫آره، بهم گفتن

415
00:37:38,703 --> 00:37:41,871
‫جان نمی‌دونم چی

416
00:37:41,906 --> 00:37:43,873
‫اینجاش یه مشکلی داشت

417
00:37:44,475 --> 00:37:46,509
‫می‌دونید کجا زندگی می‌کنه؟

418
00:37:46,544 --> 00:37:48,411
‫اینو نمی‌دونم،

419
00:37:48,446 --> 00:37:51,147
‫ولی جای احتمالیش رو می‌تونم بهتون بگم

420
00:37:51,182 --> 00:37:53,282
‫لوشس، تو و خانم هاوارد اینجا بمونید،

421
00:37:53,317 --> 00:37:55,484
‫حواستون باشه

422
00:38:29,532 --> 00:38:30,713
‫مشروب نمی‌خواید؟

423
00:38:30,938 --> 00:38:33,422
‫اطلاعات می‌خوایم درباره‌ی یه مشتری

424
00:38:33,458 --> 00:38:34,890
‫برین بیرون

425
00:38:42,700 --> 00:38:44,934
‫جان بیچام

426
00:38:48,072 --> 00:38:50,473
‫قد بلنده، گرفتگی صورت داره

427
00:38:55,296 --> 00:38:57,079
‫آخر خیابون

428
00:38:57,115 --> 00:38:59,682
‫خونه‌ی سه طبقه، طبقه‌ی دوم

429
00:38:59,717 --> 00:39:02,017
‫حواستون باشه من هیچی نگفتم

430
00:39:05,797 --> 00:39:07,523
‫سمت این آدم نباید بری

431
00:39:58,977 --> 00:40:01,279
‫بپرین توی آب و سریع بیاین بیرون

432
00:40:01,780 --> 00:40:03,613
‫داریم می‌بندیم

433
00:40:07,052 --> 00:40:10,320
‫میای داخل؟

434
00:40:10,355 --> 00:40:14,424
‫تو برو، می‌خوام لباس بپوشم

435
00:41:21,160 --> 00:41:24,127
‫وقت خونه رفتنه پسرا! از این طرف!

436
00:41:27,032 --> 00:41:29,699
‫حواسش هست؟

437
00:41:29,735 --> 00:41:32,068
‫نه چرا؟

438
00:41:32,104 --> 00:41:35,438
‫میرم یکی رو ببینم، بعداً می‌بینمت

439
00:41:47,886 --> 00:41:49,679
‫جورجیو

440
00:41:53,371 --> 00:41:54,976
‫علی

441
00:41:57,353 --> 00:41:59,313
‫ارنست لومن

442
00:42:01,607 --> 00:42:03,266
‫امروز

443
00:42:03,693 --> 00:42:06,169
‫ممکنه خیلی دیر کرده باشیم

444
00:42:11,643 --> 00:42:14,511
‫آبجو و سیگار با من پسرا

445
00:42:21,096 --> 00:42:23,653
‫مکسیِ تخم حروم!

446
00:42:33,565 --> 00:42:37,100
‫توی نامه درباره‌ی جورجیو چی گفته بود؟

447
00:42:37,810 --> 00:42:40,170
‫"برای یک هفته غذام رو تامین کرد"

448
00:43:46,937 --> 00:43:48,672
‫تویی؟

449
00:44:02,254 --> 00:44:04,230
‫عکس‌های پدرش

450
00:44:50,802 --> 00:44:53,574
‫جان

451
00:44:58,409 --> 00:45:00,243
‫این چیه؟

452
00:45:00,278 --> 00:45:02,538
‫یه قلب‌ــه

453
00:45:26,037 --> 00:45:28,371
‫چندتا هستن؟

454
00:47:13,938 --> 00:47:15,938
‫ترجمه از عرفان و پویا
‫erfanam7@

455
00:47:15,968 --> 00:47:19,938
.:> همه چیز با زیرنویس چسبیده در آیروفیلم <:.
.::> iroFilm.com <::.

