﻿1
00:00:21,504 --> 00:00:27,904
ترجمه و تنظیم از پوریا

2
00:00:28,104 --> 00:00:30,000
هادی به دنیا زاد،خدیجه و نورهان کمک کرد تا فرار کنند

3
00:00:30,000 --> 00:00:30,755
هادی به دنیا زاد،خدیجه و نورهان کمک کرد تا فرار کنند

4
00:00:32,890 --> 00:00:35,514
هادی از پدرش حسن صباح سرپیچی کرد

5
00:00:36,310 --> 00:00:38,808
 از قوی ترین مرد روی زمین 

6
00:00:40,361 --> 00:00:42,689
این شجاعت هادی نیست
که به او اجازه این کار را داد

7
00:00:43,650 --> 00:00:45,283
بلکه عشق او به مادر و خواهرش 

8
00:00:45,546 --> 00:00:46,868
و ترس اونها از پدرش

9
00:00:47,792 --> 00:00:49,135
به خانه عمر خیام خوش اومدید

10
00:00:50,712 --> 00:00:52,838
هادی همه اینها را نزد پدرش اعتراف می کنه

11
00:00:54,063 --> 00:00:56,484
مادرم، خدیجه و نورحان

12
00:00:57,326 --> 00:00:58,326
اینجا نیستن

13
00:00:59,089 --> 00:01:00,000
آتش حسن صباح شعله ور شده 

14
00:01:00,000 --> 00:01:01,078
آتش حسن صباح شعله ور شده 

15
00:01:02,467 --> 00:01:04,836
دنیا زاد و خدیجه
در قلعه الموت نیستند

16
00:01:06,796 --> 00:01:08,642
و تو کسی هستی که
به اونها کمک کردی از دست من فرار کنند؟

17
00:01:08,667 --> 00:01:10,745
نه تنها به خاطر
فرار همسر و دخترش

18
00:01:13,862 --> 00:01:15,585
اما چون پسر و وارثش

19
00:01:16,150 --> 00:01:17,150
به او خیانت کرد

20
00:01:19,007 --> 00:01:20,007
اینجا اتاق توئه

21
00:01:21,066 --> 00:01:22,317
و ممکنه قبر تو نیز باشه

22
00:01:23,388 --> 00:01:25,702
یا دوباره به دنیا می آیی یا مرگ تو رو پاک می کنه

23
00:01:29,197 --> 00:01:30,000
باید وارثی وجود داشت

24
00:01:30,000 --> 00:01:30,775
باید وارثی وجود داشت

25
00:01:32,554 --> 00:01:34,179
قوی تر و شجاع تر از هادی

26
00:05:04,341 --> 00:05:06,646
"قسمت 25"
"دختر چوپان"

27
00:05:30,607 --> 00:05:31,997
اگه بذاری بمیرم بهتره

28
00:05:32,344 --> 00:05:33,344
من نمی خوام تو بمیری

29
00:05:35,086 --> 00:05:37,890
می خوام صبر کنی تا
 ببینی که قدرتت بهت بر میگرده

30
00:05:38,132 --> 00:05:39,203
من تو رو نمی خوام

31
00:05:40,080 --> 00:05:41,389
من نمی خوام وارث شما باشم

32
00:05:41,744 --> 00:05:43,264
اما من می خوام تو وارث من باشی

33
00:06:43,926 --> 00:06:45,613
فکر کردم طبق اصول عمل کنم

34
00:06:45,698 --> 00:06:47,103
و یه سری بهت بزنم

35
00:06:47,769 --> 00:06:50,299
انگار مهمون داری

36
00:06:51,498 --> 00:06:53,066
 فکر می کردم تو  دردسر افتادی

37
00:06:53,867 --> 00:06:55,045
نه من به دردسر نیفتادم

38
00:06:57,513 --> 00:06:58,704
دردسر پیش من اومده

39
00:06:58,951 --> 00:07:00,000
معماهایت طاقت فرسا است، عمر خیام

40
00:07:00,000 --> 00:07:01,432
معماهایت طاقت فرسا است، عمر خیام

41
00:07:03,519 --> 00:07:05,035
میتونی رازنگهدار باشی، دلاک؟

42
00:07:05,676 --> 00:07:07,371
گرچه دلاک متبحری نیستم

43
00:07:07,771 --> 00:07:09,160
اما رازنگهدارم، خیام

44
00:07:11,105 --> 00:07:12,105
حسن صباح

45
00:07:13,796 --> 00:07:15,897
-اون کسیه که پیام داده؟
-همسرش

46
00:07:17,205 --> 00:07:19,466
اون به همراه افرادیگه ای از 
دستش فرار کردن و اینجا اومدن

47
00:07:20,366 --> 00:07:22,018
و من نتونستم اون رو رد کنم

48
00:07:22,611 --> 00:07:24,264
شما سرشار از جوانمردی هستید

49
00:07:24,315 --> 00:07:26,380
اگر وزیر یا سلطان بفهمن؟

50
00:07:26,653 --> 00:07:29,280
من تو رو نمیشناسم ها
شهادتت مبارک

51
00:07:29,331 --> 00:07:30,000
حتی سر قبرت هم نمیام

52
00:07:30,000 --> 00:07:30,725
حتی سر قبرت هم نمیام

53
00:07:31,411 --> 00:07:33,686
اگر حسن صباح اول بفهمه چی؟

54
00:07:33,941 --> 00:07:35,178
دیگه بدتر

55
00:07:35,465 --> 00:07:37,198
او یکی از پیروانش را میفرسته تا تو رو بکشه

56
00:07:37,268 --> 00:07:39,636
بعدش سلطان می فهمه 
و دوباره می کشدت

57
00:07:40,356 --> 00:07:41,190
من برم

58
00:07:41,215 --> 00:07:43,066
جوانمردی میگه باید به دوستت اهمیت بدی!

59
00:07:43,204 --> 00:07:45,976
گوش کن چیزهایی
فراتر از نجابت و جوانمردی است

60
00:07:47,144 --> 00:07:48,144
توصیه شما چیه؟

61
00:07:49,314 --> 00:07:51,253
تنها فرار کن

62
00:07:53,053 --> 00:07:54,053
برو خونه سحبان

63
00:07:54,788 --> 00:07:55,961
به خونه برو و رازنگهدار باش

64
00:07:57,883 --> 00:07:59,606
خدا کمکت کنه

65
00:08:01,982 --> 00:08:02,998
بذار اینو بخورم

66
00:08:30,602 --> 00:08:31,602
سرور من، سلطان

67
00:08:37,249 --> 00:08:38,249
تو یحیی؟

68
00:08:38,712 --> 00:08:39,712
بله، سرور من، سلطان

69
00:08:40,140 --> 00:08:41,795
چرا نقشه صباح رو اجرا نکردی؟

70
00:08:42,612 --> 00:08:43,852
و مولایمان خلیفه را نکشتی؟

71
00:08:45,483 --> 00:08:46,926
من زندگی  با شرافت را انتخاب کردم

72
00:08:47,419 --> 00:08:49,125
و عشقت که در دست حسن صباحه چی میشه؟

73
00:08:51,208 --> 00:08:52,789
فکر می کردم عشق بدون شرافت وجود نداره

74
00:08:52,928 --> 00:08:54,556
شرف یحیی پسر مؤذن چیه؟

75
00:08:54,581 --> 00:08:55,845
رهبری یک ارتش

76
00:08:56,442 --> 00:08:58,514
برای نابودی قلعه الموت
و کشتن شیاطین اون 

77
00:08:59,016 --> 00:08:59,756
میتونی؟

78
00:08:59,781 --> 00:09:00,000
راه های ورود و خروجش رو میدونم

79
00:09:00,000 --> 00:09:01,921
راه های ورود و خروجش رو میدونم

80
00:09:02,094 --> 00:09:03,359
و من قوی ترین سلاح را دارم

81
00:09:03,706 --> 00:09:04,706
انتقام

82
00:09:06,985 --> 00:09:08,562
می دونم که سرنوشت نورهان مرگه

83
00:09:09,778 --> 00:09:11,538
اما هیچ چیز شریف تر از انتقام نیست

84
00:09:12,057 --> 00:09:14,642
و همانطور که خدا به من توفیق داد تا
کسی را که پدر و مادرم را کشت

85
00:09:14,745 --> 00:09:16,517
 من رو قادر خواهد ساخت که
قاتل نورهان رو بکشم

86
00:09:16,776 --> 00:09:18,715
و انتقام بسیاری
دیگر که اونها را به سمت مرگ فرستادن

87
00:09:18,740 --> 00:09:20,552
برد و باخت برام مهم نیست

88
00:09:21,581 --> 00:09:22,872
مهم اینه که  اون رو بکشم

89
00:09:23,219 --> 00:09:24,958
حتی اگر بعد از اون هزار بار بمیرم

90
00:09:24,995 --> 00:09:27,580
و کسی که از مرگ نمی ترسه،
بارها بر اون پیروز می شه

91
00:09:28,522 --> 00:09:29,522
مرگ از اون می ترسه

92
00:09:29,860 --> 00:09:30,000
چطور مطمئن بشیم که
کل داستان شما حقیقت داره؟

93
00:09:30,000 --> 00:09:31,759
چطور مطمئن بشیم که
کل داستان شما حقیقت داره؟

94
00:09:32,668 --> 00:09:33,751
شاید دروغگو باشی

95
00:09:34,187 --> 00:09:36,376
یا جاسوس صباح؟

96
00:09:41,328 --> 00:09:43,607
از کوچه های اصفهان
و مسجدش درباره پدرم بپرس

97
00:09:44,143 --> 00:09:46,168
سعید بن عوفی  کیست و چه کسی اون رو کشت

98
00:09:47,015 --> 00:09:50,071
در آخرین جنگ قلعه ابن حافظ
 از  سربازانی که برگشتند بپرس 

99
00:09:50,096 --> 00:09:53,334
 شوالیه ای که با باطنی ها وارد قلعه شد
برای چه کسی می جنگید؟

100
00:10:13,265 --> 00:10:14,265
به نظر صادق میای یحیی

101
00:10:15,242 --> 00:10:16,242
نیت شما خوبه

102
00:10:19,135 --> 00:10:20,829
اما دولت های بزرگ با نیات اداره نمی شوند

103
00:10:23,091 --> 00:10:25,037
ما تعداد زیادی از کسانی رو که
از صباح برگشته بودند گرفتیم

104
00:10:25,339 --> 00:10:27,115
 در ابتدا ادعای حسن نیت داشتن

105
00:10:29,722 --> 00:10:30,000
ببرش زندان

106
00:10:30,000 --> 00:10:30,722
ببرش زندان

107
00:11:07,096 --> 00:11:09,214
زمان زیادی را در  قلعه گذرانده ایم، برزک

108
00:11:09,891 --> 00:11:11,686
کاری که مولای ما در داخل قلعه انجام داده 

109
00:11:11,992 --> 00:11:13,594
نه سلطان و نه خلیفه نمی تونستند

110
00:11:14,710 --> 00:11:15,770
اما در پایان، من اینجا هستم

111
00:11:17,213 --> 00:11:18,213
زندانی قلعه

112
00:11:18,692 --> 00:11:20,783
مولای ما میتونه هر جا که بخواد باشه

113
00:11:22,011 --> 00:11:23,159
حسن صباح

114
00:11:23,602 --> 00:11:25,115
در بند زمان و مکان نیست

115
00:11:26,023 --> 00:11:28,133
روح مشتاق بیرون شدن است برزک

116
00:11:30,776 --> 00:11:31,792
 می خوام نفس بکشم

117
00:11:33,692 --> 00:11:36,837
می خوام مسافت های طولانی را پیاده برم تا
خسته بشم و روی شن های بیابان استراحت کنم

118
00:11:38,568 --> 00:11:40,998
می خوام بوی
دنیای بیرون قلعه الموت را استشمام کنم

119
00:11:42,280 --> 00:11:43,315
از تنهایی متنفر شدم

120
00:11:45,750 --> 00:11:46,772
آزادی

121
00:11:48,147 --> 00:11:49,390
آزادی، برزک

122
00:11:50,110 --> 00:11:51,451
مولای ما همیشه آزاد بوده 

123
00:11:54,019 --> 00:11:55,028
من اینطور فکر نمی کنم

124
00:11:56,553 --> 00:11:58,891
یا در زندان سلجوقی بودم که همدیگر رو دیدیم

125
00:11:59,515 --> 00:12:00,000
یا در زندان بدر الدین جمالی
یا در زندان اندیشه

126
00:12:00,000 --> 00:12:02,326
یا در زندان بدر الدین جمالی
یا در زندان اندیشه

127
00:12:02,914 --> 00:12:03,914
زندان اندیشه؟

128
00:12:04,294 --> 00:12:06,107
هر ذهن بزرگی
اسیر اندیشه خودشه

129
00:12:06,473 --> 00:12:07,645
همینکه فکر به نتیجه میرسه

130
00:12:08,809 --> 00:12:11,131
از زندان اون فکر خارج میشه

131
00:12:11,804 --> 00:12:13,272
و وارد زندان یک فکر جدید می شه

132
00:12:15,019 --> 00:12:16,019
امر، امر مولایم است

133
00:12:31,645 --> 00:12:33,185
خب حالا بریم پشت

134
00:12:34,657 --> 00:12:35,933
نه نه نه نه نه!

135
00:12:36,423 --> 00:12:38,200
درد شدیدی اونجا دارم، استاد سحبان 

136
00:12:38,249 --> 00:12:40,060
درد به خاطر نگهبانی است

137
00:12:40,406 --> 00:12:42,541
و صحبان کمر درد رو تسکین می ده

138
00:12:42,678 --> 00:12:44,505
خوبه سحبان، فقط آرومتر

139
00:12:44,620 --> 00:12:47,880
من می دونم چطور کارم رو انجام بوم!
 تو هم به آرومی کار می کردی سر نگهبانی خوابت می برد

140
00:12:48,163 --> 00:12:49,163
اگه بخوابم مشکلی نیست

141
00:12:49,953 --> 00:12:52,571
-حداقل یه مدت استراحت کنم
-هرچقدر میخوای بخواب

142
00:12:53,126 --> 00:12:55,716
-محل نگهبانی ات کجاست؟
-در ورودی قصر سلطان

143
00:12:55,915 --> 00:12:58,931
پس باید مهمونت کنم، درست بنشین

144
00:13:00,773 --> 00:13:02,376
تمام آنچه نیاز دارید یک داستانه

145
00:13:02,598 --> 00:13:04,342
از داستان های شگفت انگیز سحبان

146
00:13:04,526 --> 00:13:06,195
و برای ورود به دنیای رویاها

147
00:13:06,671 --> 00:13:09,157
-بگو استاد سحبان
-روزی روزگاری

148
00:13:09,537 --> 00:13:11,377
در زمان های گذشته

149
00:13:11,707 --> 00:13:14,750
یک نفر ترسناک به نام حسن صباح بود

150
00:13:15,330 --> 00:13:16,898
باطنی ساکن در قلعه؟

151
00:13:17,543 --> 00:13:19,411
-میدونم
-البته میدونم که میدونی

152
00:13:20,087 --> 00:13:21,143
حسن صباح

153
00:13:21,551 --> 00:13:23,363
بزرگان سلطنت را کشت

154
00:13:23,877 --> 00:13:26,853
وزیر ملک شاه،
نظام الملک و دیگران

155
00:13:26,983 --> 00:13:30,000
نظام الملک و عمر خیام
نزدیکترین دوستان او بودند

156
00:13:30,000 --> 00:13:30,772
نظام الملک و عمر خیام
نزدیکترین دوستان او بودند

157
00:13:31,167 --> 00:13:32,256
عمر خیام؟

158
00:13:32,882 --> 00:13:36,332
آن شاعر و فیلسوف 
یک بار اون رو در قصر سلطان دیدم 

159
00:13:36,876 --> 00:13:37,920
حسن صباح

160
00:13:38,470 --> 00:13:40,637
او همسر بسیار زیبایی داشت

161
00:13:40,725 --> 00:13:42,876
-البته
-از الموت فرار کرد و اون رو رها کرد

162
00:13:43,073 --> 00:13:44,073
واقعا؟

163
00:13:44,303 --> 00:13:46,776
به چه کسی پناه برد؟

164
00:13:46,800 --> 00:13:47,580
چه کسی؟

165
00:13:47,605 --> 00:13:49,347
عمر خیام، دوست من

166
00:13:50,069 --> 00:13:51,235
خب حالا مقداری آب گرم

167
00:13:51,713 --> 00:13:52,845
باعث می شه احساس بهتری داشته باشی

168
00:14:09,036 --> 00:14:10,036
سرورم من سلطان

169
00:14:11,055 --> 00:14:13,504
قضيه این جوانک
يحيي بن سعيد آسونه، سرور من

170
00:14:14,086 --> 00:14:15,645
معلوم شد که او واقعا راست میگه

171
00:14:15,796 --> 00:14:18,848
و اینکه او به راستی همراه سربازان ما در قلعه ابن حافظ جنگیده 

172
00:14:19,046 --> 00:14:20,046
عالی!

173
00:14:20,879 --> 00:14:22,676
ما برای ابن صباح دشمن جدیدی پیدا کرده ایم

174
00:14:23,778 --> 00:14:25,599
که راه های ورود و خروج قلعه را بخوبی می دونه

175
00:14:27,461 --> 00:14:30,000
اما من یک خبر مهم تر دارم

176
00:14:30,000 --> 00:14:30,274
اما من یک خبر مهم تر دارم

177
00:14:30,399 --> 00:14:32,061
خداوند سلطان ما را جلال دهد

178
00:14:32,829 --> 00:14:35,936
دشمنان بزرگتر و نزدیکتر
به ابن صباح

179
00:14:36,401 --> 00:14:37,832
همینجا در اصفهان هستند

180
00:14:39,463 --> 00:14:42,555
-کی؟
-همسر و دختر حسن صباح

181
00:14:43,639 --> 00:14:45,054
اونها در خانه عمر خیام هستند

182
00:14:51,558 --> 00:14:53,500
آیا کسی در قلعه
از رفتن من خبر داشت؟

183
00:14:53,908 --> 00:14:55,793
نه، سرورم، این یک رازه

184
00:14:56,941 --> 00:14:58,774
همه چیز در مورد شما برای اونها پنهانه 

185
00:14:59,454 --> 00:15:00,000
عالی

186
00:15:00,000 --> 00:15:00,454
عالی

187
00:15:01,344 --> 00:15:04,601
مرا تنها بگذار و به قلعه برگرد
من نمی خوام کسی تغییری حس کنه

188
00:15:04,940 --> 00:15:06,218
چگونه می تونم شما رو ترک کنم، مولای من؟

189
00:15:07,029 --> 00:15:08,029
برای شما خطرناکه

190
00:15:08,959 --> 00:15:10,827
این سفر باید تنها باشم
حرفم رو گوش کن، برزک

191
00:15:11,010 --> 00:15:13,804
-وظیفه شما فقط پیروی از دستورات است
-من ترکت نمی کنم، مگر اینکه بمیرم

192
00:15:14,186 --> 00:15:15,280
اطاعت، برزک

193
00:15:17,526 --> 00:15:18,526
کی برمیگردی؟

194
00:15:19,536 --> 00:15:20,536
در زمان مقرر

195
00:15:23,085 --> 00:15:24,088
اطاعت سرورم

196
00:15:37,513 --> 00:15:39,914
-پس اطلاعاتی که ما دریافت کردیم درست بود؟
-بله سرور من

197
00:15:40,491 --> 00:15:42,598
همسر حسن صباح
به من پناه برد

198
00:15:43,013 --> 00:15:45,198
او همراه دخترش
و دختر دیگری به نام نورهانه

199
00:15:46,125 --> 00:15:48,704
همه از حسن فرار می کنن
و من نتونستم اونها را دور کنم

200
00:15:49,727 --> 00:15:50,944
چرا به ما اطلاع ندادی؟

201
00:15:52,296 --> 00:15:53,978
جوانمردی و کمک به بانوان 

202
00:15:55,040 --> 00:15:56,040
باید گزارش بشه؟

203
00:15:56,210 --> 00:15:58,854
وقتی موضوع به
بزرگترین دشمن سلطنت مربوط می  شه

204
00:15:59,833 --> 00:16:00,000
مجوز لازمه

205
00:16:00,000 --> 00:16:00,833
مجوز لازمه

206
00:16:01,278 --> 00:16:02,278
شاعر ما عمر

207
00:16:02,989 --> 00:16:05,214
حوانمردانه یک کاری رو انجام داد

208
00:16:08,319 --> 00:16:09,934
کار بزرگت را می ستایم عمر

209
00:16:11,131 --> 00:16:13,658
اما ما باید از
مهمانانت بازجویی کنیم، عمر

210
00:16:15,116 --> 00:16:17,018
منظورت اینه که میخوای
مهمونامو تحویل بدم؟

211
00:16:17,399 --> 00:16:19,193
آیا بازجویی از بانوان درسته؟

212
00:16:20,839 --> 00:16:22,604
وضعیت از مهمان نوازی فراتر رفته 

213
00:16:23,494 --> 00:16:25,527
این موضوع به مصلحت بالاتری مربوط میشه

214
00:16:26,171 --> 00:16:27,881
در مورد بازجویی از زنان

215
00:16:28,209 --> 00:16:30,000
اگر موضوع به مصلحت دولت باشه

216
00:16:30,000 --> 00:16:30,592
اگر موضوع به مصلحت دولت باشه

217
00:16:31,301 --> 00:16:33,991
ما حق داریم از هر کسی بازجویی کنیم

218
00:16:34,475 --> 00:16:37,891
از اعتراض شما تعجب می کنم

219
00:16:38,690 --> 00:16:40,859
این میتونه یه دستور باشه

220
00:16:41,398 --> 00:16:44,564
فکر می کردم فقط سلطان بزرگ ما
اینجا دستور میدند

221
00:16:46,663 --> 00:16:47,889
تو آنچه را که لازم بود انجام دادی، عمر

222
00:16:48,861 --> 00:16:50,577
تو از کسانی که بهت پناه آوردند استقبال کردی

223
00:16:51,840 --> 00:16:52,995
اما من حاکم اینجا هستم

224
00:16:54,233 --> 00:16:55,977
من باید از اونها استقبال می کردم

225
00:16:57,975 --> 00:17:00,000
همسر و دختر صباح
تحت حفاظت به اینجا خواهند اومد

226
00:17:00,000 --> 00:17:01,147
همسر و دختر صباح
تحت حفاظت به اینجا خواهند اومد

227
00:17:02,968 --> 00:17:04,616
این دیگه دستوره و اعتراض پذیرفته نیست

228
00:17:26,411 --> 00:17:27,801
آیا شما همسر حسن صباح هستید؟

229
00:17:28,830 --> 00:17:29,830
بله بانوی من

230
00:17:30,615 --> 00:17:33,949
چه چیزی باعث می شه زنی که با
چنین مرد قوی و خطرناکی ازدواج کرده باشه فرار کنه؟

231
00:17:35,644 --> 00:17:36,644
نفرت

232
00:17:37,468 --> 00:17:38,901
چه چیزی عشق رو به نفرت تبدیل می کنه؟

233
00:17:41,678 --> 00:17:43,758
-او پسرم را کشت
-پسرت؟

234
00:17:45,103 --> 00:17:46,103
پسر خودش؟

235
00:17:47,722 --> 00:17:48,722
آره

236
00:17:49,472 --> 00:17:50,895
چه چیزی باعث می شه پدری پسرش رو بکشه؟

237
00:17:53,206 --> 00:17:54,487
جنون و خودپرستی

238
00:17:56,712 --> 00:17:58,504
عشق به کلید دار بهشت ​​بودن

239
00:17:58,529 --> 00:18:00,000
کسی که جرأت می کنه پسرش رو در صورت خطا بکشه

240
00:18:00,000 --> 00:18:00,006
کسی که جرأت می کنه پسرش رو در صورت خطا بکشه

241
00:18:02,127 --> 00:18:04,031
تا اطرافیان
اون رو باور کنند

242
00:18:04,716 --> 00:18:05,716
یعنی بهش اعتماد کنن؟

243
00:18:06,183 --> 00:18:07,183
به او ایمان داشته باشن

244
00:18:08,190 --> 00:18:10,470
حسن صباح فقط یک رهبر یا حاکم نیست

245
00:18:12,009 --> 00:18:13,009
او یک خداست

246
00:18:14,299 --> 00:18:15,997
او واقعا این رو  در مورد خودش باور داره

247
00:18:16,695 --> 00:18:17,695
 داستان عجیبیه

248
00:18:19,921 --> 00:18:20,921
این دخترته؟

249
00:18:22,213 --> 00:18:23,213
آره

250
00:18:24,434 --> 00:18:25,864
و این نورهان مظلوم است

251
00:18:28,766 --> 00:18:30,000
حکایت شما عجب حکایتی است دنیا زاد

252
00:18:30,000 --> 00:18:30,380
حکایت شما عجب حکایتی است دنیا زاد

253
00:18:32,506 --> 00:18:34,106
شما مهمان من  و سلطان هستید

254
00:18:34,833 --> 00:18:35,833
شما اینجا در امان هستید

255
00:18:37,786 --> 00:18:38,934
داستان تو چیه نورهان؟

256
00:18:50,432 --> 00:18:53,805
هر کس، هر که باشه، ادعا کند
که مولای ما حسن صباح است

257
00:18:54,181 --> 00:18:55,770
و به شما دستور  دهد که دروازه قلعه را باز کنید

258
00:18:56,326 --> 00:18:57,473
فورا  باید کشته بشه

259
00:18:57,952 --> 00:18:59,106
اینها دستورات مولای ماست

260
00:19:33,807 --> 00:19:34,807
همین جا بایست!

261
00:19:37,616 --> 00:19:38,817
باطنی همانجایی که هستی بمان

262
00:19:40,853 --> 00:19:41,853
سلاحت را بنداز

263
00:19:42,688 --> 00:19:43,688
من سلاحی ندارم

264
00:19:47,485 --> 00:19:48,485
بکشیدش

265
00:20:04,028 --> 00:20:05,250
یحیی به بغداد نرفته

266
00:20:06,159 --> 00:20:08,818
وارد اصفهان شده و
خودش رو به سلطان برکیارق تسلیم کرده

267
00:20:10,788 --> 00:20:14,057
بانو دنیا زاد و همراهانش
هم در قصر سلطان هستند

268
00:20:17,023 --> 00:20:19,364
من نمی خوام
با بقیه مؤمنان مخلوط بشید

269
00:20:19,826 --> 00:20:21,332
 اکنون جایگاه بالاتری دارید

270
00:20:21,677 --> 00:20:22,895
شما نگهبان یک رازید

271
00:20:23,682 --> 00:20:24,682
پس سرنوشت ما چیه؟

272
00:20:28,860 --> 00:20:29,860
یک ترقی بزرگ

273
00:20:30,631 --> 00:20:32,841
به دستور مولایمان،
کلیددار بهشت

274
00:20:33,587 --> 00:20:34,903
چیزی بزرگتر از شهادت

275
00:20:35,935 --> 00:20:36,935
همانطور که به شما قول داده بودم

276
00:20:37,477 --> 00:20:39,137
شما دوباره رویای بهشت ​​را تجربه خواهید کرد

277
00:20:40,750 --> 00:20:41,750
اکنون، می توانید بروید

278
00:21:03,343 --> 00:21:06,631
آیا ترجیح می دی بمیرید و
در صحرا طعمه پرندگان بشی؟

279
00:21:07,366 --> 00:21:09,163
یا مرا به محل مولایت راهنمایی می کنی ؟

280
00:21:09,373 --> 00:21:10,960
منظورت کیه؟ من مولایی ندارم

281
00:21:11,305 --> 00:21:13,046
شیطان کافر که در قلعه زندگی می کنه

282
00:21:13,550 --> 00:21:15,655
کسی که ادعا می کنه کلیددار بهشته

283
00:21:16,139 --> 00:21:17,139
حسن صباح

284
00:21:17,812 --> 00:21:18,812
چه کسی جای اون رو می دونه؟

285
00:21:20,331 --> 00:21:22,874
ای خبیث! لباست نشون میده 
 که  یکی از پیروان او هستی

286
00:21:23,180 --> 00:21:24,428
بله، اما او پیروان زیادی داره

287
00:21:25,544 --> 00:21:28,187
-اعتراف می کنی؟
-چرا وقتی لباس ها مرا لو می دهند دروغ بگویم؟

288
00:21:29,559 --> 00:21:30,000
آیا ورودی های قلعه را می شناسی ؟

289
00:21:30,000 --> 00:21:31,147
آیا ورودی های قلعه را می شناسی ؟

290
00:21:31,369 --> 00:21:32,369
همشون رو

291
00:21:34,590 --> 00:21:36,664
ورودی رو که به دیوت منتهی می شه
 رو به من نشون بده

292
00:21:37,339 --> 00:21:38,819
و خودت را از کشته شدن نجات بده

293
00:21:39,418 --> 00:21:40,418
دروغ گو

294
00:21:41,887 --> 00:21:42,887
صبر کن!

295
00:21:45,554 --> 00:21:48,461
-چرا به من گفتی دروغگو؟
-چون بعد از اینکه راه قلعه رو نشونت دادم منو میکشی

296
00:21:49,449 --> 00:21:51,225
اگر من جای شما بودم
همین کار را می کردم

297
00:21:51,716 --> 00:21:52,725
تو خبیث هستی

298
00:21:53,574 --> 00:21:55,635
چرا نمی گویید
تربیت یافته توسط یک عالم بزرگ؟

299
00:21:56,964 --> 00:21:59,405
این عالم بزرگ باطنی کیست؟

300
00:22:00,407 --> 00:22:01,436
حسن صباح

301
00:22:04,362 --> 00:22:05,362
اما من به قولم پایبندم

302
00:22:06,091 --> 00:22:07,382
و سخنان ما همان معنی ظاهری را دارد

303
00:22:07,616 --> 00:22:09,105
مثل تو نیست، که معنای دوگانه داره

304
00:22:09,803 --> 00:22:12,047
ورودی قلعه را به من نشان بده

305
00:22:12,540 --> 00:22:13,708
جایی که حفاظت ضعیفه

306
00:22:14,624 --> 00:22:15,624
و من به تو اجازه میدم زنده بمونی

307
00:22:16,974 --> 00:22:18,858
همه اینها فقط برای رسیدن
به حسن صباحه؟

308
00:22:19,219 --> 00:22:20,421
جوری میگی که انگار چیزی نیست

309
00:22:20,848 --> 00:22:22,888
کشتن او به معنای پایان دعوت بد است

310
00:22:23,621 --> 00:22:24,850
پایان خود شیطان

311
00:22:25,264 --> 00:22:28,135
چه میشه اگر شخصی تو رو به
خود حسن صباح و محل او برسونه؟

312
00:22:28,749 --> 00:22:30,000
بدون اینکه محبور بشی به قلعه بری؟

313
00:22:30,000 --> 00:22:30,343
بدون اینکه محبور بشی به قلعه بری؟

314
00:22:34,283 --> 00:22:35,283
باشه

315
00:22:35,895 --> 00:22:38,257
-من را به سمت او هدایت کن
-من حسن صباح هستم

316
00:22:44,858 --> 00:22:45,881
من هم خلیفه عباسی هستم!

317
00:22:47,346 --> 00:22:48,460
این هم سلطان سلجوقی است

318
00:22:49,357 --> 00:22:50,686
این این همسر سلطان سلجوقی است

319
00:22:53,240 --> 00:22:55,150
من اول به شما احترام گذاشتم
و به شما قول دادم

320
00:22:55,590 --> 00:22:56,590
اما متاسفانه

321
00:22:57,256 --> 00:22:58,339
هیچ یک از شما قابل اعتماد نیستید

322
00:22:59,146 --> 00:23:00,000
همه باطنی ها این گونه اند

323
00:23:00,000 --> 00:23:00,311
همه باطنی ها این گونه اند

324
00:23:00,960 --> 00:23:01,960
من ادعا کردم که او هستم

325
00:23:02,705 --> 00:23:03,843
  حتی مدرک هم دارم

326
00:23:04,216 --> 00:23:05,216
حسن صباح

327
00:23:06,324 --> 00:23:07,324
قلعه خود رو ترک کنه

328
00:23:07,736 --> 00:23:09,038
و به همین راحتی خودش رو تسلیم کنه؟

329
00:23:09,304 --> 00:23:10,976
چون من چیزی رو می دونم که شما نمی دونید

330
00:23:12,247 --> 00:23:14,158
 من چیزی رو می ببینم که شما نمی تونید ببینید

331
00:23:14,954 --> 00:23:15,954
عالی حسن صباح

332
00:23:17,330 --> 00:23:18,897
من تا آخر با تو همراه خواهم بود

333
00:23:20,071 --> 00:23:21,212
 مدرکت چیه

334
00:23:21,757 --> 00:23:23,359
ای کلیددار بهشت!

335
00:23:24,060 --> 00:23:25,950
به حلقه انگشت من و حکاکی آن نگاه کنید

336
00:23:33,918 --> 00:23:35,907
اگر او باشی،
شکار یک عمر نصیبم شده

337
00:23:36,322 --> 00:23:37,322
چطور میدونی؟

338
00:23:38,078 --> 00:23:40,484
 خدا می تونست من رو نزد تو بفرسته
تا به جای اینکه مرا بکشی

339
00:23:40,788 --> 00:23:41,788
من شما رو هدایت کنم؟

340
00:23:42,216 --> 00:23:43,425
شیطانی که مؤمنان رو هدایت می کنه؟

341
00:23:44,304 --> 00:23:45,651
یا امامی که خطاکاران رو هدایت می کنه

342
00:23:46,666 --> 00:23:48,764
فرصت رو غنیمت بشمارید، 
روشهای پروردگار رمزآلوده

343
00:23:55,023 --> 00:23:56,023
چگونه ما رو هدایت خواهید کرد؟

344
00:23:57,558 --> 00:24:00,000
بگذار کلامت را بشنوم تا بتونم
با دلیل روشن تو رو بکشم

345
00:24:00,000 --> 00:24:00,001
بگذار کلامت را بشنوم تا بتونم
با دلیل روشن تو رو بکشم

346
00:24:01,972 --> 00:24:02,972
شیخ شما مریض است

347
00:24:03,870 --> 00:24:06,334
بیماری او
مدتی اون رو از نماز با شما باز داشته 

348
00:24:07,386 --> 00:24:09,883
اگر حرف من درست باشه
سریع من رو پیش او ببرید تا درمانش کنم

349
00:24:09,908 --> 00:24:11,561
و اگر حرف من دروغ باشه مرا بکش

350
00:24:24,325 --> 00:24:25,325
زود شفا یاب

351
00:24:34,346 --> 00:24:35,346
تلخه

352
00:24:36,562 --> 00:24:37,562
خیلی تلخه

353
00:24:38,830 --> 00:24:39,830
رمزش در همین تلخیه

354
00:24:40,678 --> 00:24:42,795
ظاهر تلخی
و باطن بهبودی است

355
00:24:44,062 --> 00:24:45,062
شکر خدا

356
00:24:47,782 --> 00:24:49,217
از کجا از بیماری من مطلع شدید؟

357
00:24:50,665 --> 00:24:52,224
این موضوع بین من و خداست

358
00:24:53,546 --> 00:24:54,546
لطف خدا فراوان است

359
00:24:55,246 --> 00:24:56,339
الان سه ساله

360
00:24:57,014 --> 00:24:59,776
من به جوانان
در مورد آموزه های نادرست شما هشدار داده ام

361
00:25:00,257 --> 00:25:01,655
دنیا جای فتنه است

362
00:25:02,152 --> 00:25:04,003
شما در مورد من شنیده اید
اما هرگز به من گوش نکرده اید

363
00:25:04,028 --> 00:25:05,028
بله

364
00:25:05,533 --> 00:25:07,038
تنها چیزی که من می خوام اینه که شما خوب بشید

365
00:25:07,394 --> 00:25:09,729
حتی اگر به جوان ها دستور بدی
من رو بکشند، من راضی خواهم بود

366
00:25:09,754 --> 00:25:12,280
خدای ناکرده من هرگز مردی را که به خدا ایمان داره نمی کشم

367
00:25:13,591 --> 00:25:14,741
اما  یک سوال دارم

368
00:25:16,276 --> 00:25:17,827
چرا شیخ حسن صباح

369
00:25:18,409 --> 00:25:19,409
شیخ کوهستان

370
00:25:20,507 --> 00:25:21,545
قلعه خود را ترک می کنه

371
00:25:22,363 --> 00:25:23,667
قلعه الموت

372
00:25:24,668 --> 00:25:25,668
و میاد پایین؟

373
00:25:25,782 --> 00:25:28,084
در حالی که در خلوت نماز می خواندم
 صدای مقدسی من رو صدا زد 

374
00:25:28,311 --> 00:25:29,507
صدا آرام و واضح بود

375
00:25:30,764 --> 00:25:33,419
به من فرمود: ای پسر صباح فرود آی
 و شیخ طیب رو شفا بده

376
00:25:33,642 --> 00:25:35,771
بنام خداونده بخشنده و مهربان

377
00:25:35,796 --> 00:25:38,231
هرچه که خدا بخواهد و
هیچ نیرویی جز خداوند نیست

378
00:25:38,683 --> 00:25:39,683
شکر خدا

379
00:25:40,062 --> 00:25:41,849
یعنی من

380
00:25:42,750 --> 00:25:43,872
قادر خواهم بود
بایستم

381
00:25:44,665 --> 00:25:45,665
وضو بگیرم

382
00:25:46,219 --> 00:25:47,219
و  نماز بخوانم؟

383
00:25:47,528 --> 00:25:48,842
به امر پروردگار، شما قادر خواهید بود

384
00:25:49,403 --> 00:25:50,403
شکر خدا

385
00:25:51,357 --> 00:25:52,357
شکر خدا

386
00:25:54,372 --> 00:25:57,290
شیخ را تا جایی که می خواهد همراهی کن

387
00:25:58,101 --> 00:25:59,101
و همه شما

388
00:25:59,649 --> 00:26:00,000
باید در خدمت او باشید

389
00:26:00,000 --> 00:26:00,649
باید در خدمت او باشید

390
00:26:01,844 --> 00:26:03,729
ممنون، نمی خوام
کسی منو همراهی کنه

391
00:26:05,042 --> 00:26:07,578
هدف من شفای تو بود
و به تنهایی به سفرم ادامه خواهم داد

392
00:26:07,975 --> 00:26:09,060
لذت بخش بود

393
00:26:10,053 --> 00:26:11,053
درود بر شما باد

394
00:26:12,443 --> 00:26:13,443
درود بر شما باد

395
00:26:23,237 --> 00:26:24,237
شکر خدا

396
00:26:25,179 --> 00:26:26,179
شکر خدا

397
00:26:29,999 --> 00:26:30,000
به کجا می روید؟

398
00:26:30,000 --> 00:26:30,999
به کجا می روید؟

399
00:26:31,363 --> 00:26:32,363
تو خوش شانس هستی

400
00:26:33,142 --> 00:26:34,142
سلطان تو رو خواست

401
00:26:35,531 --> 00:26:37,125
به نظر می رسه زندگی طولانی در پیش رو دارید

402
00:27:12,733 --> 00:27:13,733
تو صادق بودی یحیی

403
00:27:15,406 --> 00:27:16,406
شکر خدا

404
00:27:17,583 --> 00:27:19,165
پاداش بازگشتت به سوی ما چیست؟

405
00:27:19,190 --> 00:27:21,156
اجازه بده که
لشکری رو به سمت قلعه الموت هدایت کنم

406
00:27:23,273 --> 00:27:24,781
 زمان زیادی می بره

407
00:27:26,024 --> 00:27:27,492
چه چیزی شما رو در حال حاضر خوشحال می کنه؟

408
00:27:32,170 --> 00:27:34,054
به زیارت مولایم
ابوحامد غزالی بروم

409
00:27:34,486 --> 00:27:35,486
آیا او استاد شما بود؟

410
00:27:35,624 --> 00:27:36,922
او استاد و مولای من بود

411
00:27:37,903 --> 00:27:38,903
خوب

412
00:27:39,971 --> 00:27:42,492
اما من یه پاداش ویژه هم برات دارم
مطمئن هستم که شما رو خوشحال می کنه

413
00:29:35,392 --> 00:29:36,392
دخترم

414
00:29:37,813 --> 00:29:39,069
مادر دلم برات تنگ شده بود!

415
00:29:39,670 --> 00:29:40,692
چقدر زیاد

416
00:29:42,116 --> 00:29:43,901
عزیزم!

417
00:29:44,394 --> 00:29:45,428
مرا ببخش!

418
00:29:47,431 --> 00:29:48,513
خوبید شمماهاا؟

419
00:29:49,612 --> 00:29:50,612
حالت خوبه؟

420
00:29:51,214 --> 00:29:52,230
دخترم!

421
00:29:52,537 --> 00:29:53,565
من خوبم

422
00:29:54,418 --> 00:29:55,440
خدا را شکر!

423
00:29:58,510 --> 00:29:59,867
حمد و سپاس برای تو ای خدا

424
00:30:12,604 --> 00:30:14,393
چه خوب که از این دردسر خلاص شدی

425
00:30:14,821 --> 00:30:15,821
پس خدا را شکر

426
00:30:16,739 --> 00:30:18,125
آره، ولی سلطان از کجا فهمید؟

427
00:30:18,519 --> 00:30:19,519
وزیر حتما

428
00:30:20,185 --> 00:30:21,438
یعنی من تحت نظر هستم

429
00:30:21,584 --> 00:30:23,146
در واقع در این شکی نیست

430
00:30:24,174 --> 00:30:26,054
اگر تحت نظر بودم،
از روز اول می‌دانستند

431
00:30:26,079 --> 00:30:27,079
عمر

432
00:30:27,441 --> 00:30:28,441
اینها درجات بالایی هستند

433
00:30:28,840 --> 00:30:30,000
یعنی یه نگهبان.... فرض کنیم
اونی که اینو میدونست یه نگهبان بود

434
00:30:30,000 --> 00:30:32,374
یعنی یه نگهبان.... فرض کنیم
اونی که اینو میدونست یه نگهبان بود

435
00:30:32,591 --> 00:30:34,482
او نمیتونسته بره و سلطان را مطلع کنه

436
00:30:34,562 --> 00:30:36,061
اون اول باید به رهبر نگهبانها اطلاع می داد

437
00:30:36,250 --> 00:30:38,074
و رهبر نگهبانها به همه 

438
00:30:38,336 --> 00:30:41,554
تا خبر به دست وزیر برسه خیلی طول میکشه 

439
00:30:43,418 --> 00:30:45,038
یا شاید هم کسی از من خبر برده، دلاک

440
00:30:46,729 --> 00:30:47,729
از شما خبر برده؟

441
00:30:48,159 --> 00:30:49,976
من تنها کسی هستم که
راز رو می دانم، عمر

442
00:30:50,190 --> 00:30:51,585
شما هم که هرگز راز رو افشا نمیکنی!

443
00:30:52,323 --> 00:30:53,577
نمیذاری با آرامش غذا بخورم!

444
00:30:54,034 --> 00:30:55,034
 گوش کن مرد

445
00:30:55,486 --> 00:30:58,068
من ممکنه دلاک حموم باشم اما
اصول و اخلاق دارم

446
00:30:58,722 --> 00:30:59,722
درسته

447
00:31:00,229 --> 00:31:01,991
هرگز نخواهی گفت،
 حتی اگه شکنجه ات کنند

448
00:31:02,167 --> 00:31:04,621
حتی اگه چشمام را از حدقه بیارن بیرون
هرگز حرفی نمی زنم

449
00:31:04,918 --> 00:31:05,918
گوش کن عمر

450
00:31:06,308 --> 00:31:08,026
راز شرافت مرده

451
00:31:09,477 --> 00:31:10,477
راست میگی سحبان

452
00:31:10,806 --> 00:31:11,890
بذار غذامو تموم کنم

453
00:31:12,400 --> 00:31:15,390
چرا ظرف میوه اینقدر دوره؟
چرا این چیزها رو نزدیک نمی ذارید؟!

454
00:31:15,727 --> 00:31:17,227
اینو بگیر، بگیر

455
00:31:25,976 --> 00:31:26,976
همانطور که خدا بخواهد

456
00:31:28,255 --> 00:31:29,554
بچه های چوپان قوی هستند

457
00:31:30,114 --> 00:31:31,114
اونها شوالیه به دنیا اومده اند

458
00:31:31,555 --> 00:31:35,019
بیابان در اینجا
چیزی است که اونها را قوی تر می کنه

459
00:31:36,123 --> 00:31:37,839
تربیت خشن قهرمان می سازه

460
00:31:38,681 --> 00:31:40,186
جوهر واقعی در مادرهاست

461
00:31:40,537 --> 00:31:43,936
مادرها در این قوی و محکم هستند

462
00:31:44,371 --> 00:31:46,054
از یک مادر قوی پسر سرسخت متولد میشه

463
00:31:46,521 --> 00:31:47,737
و دختر سرسخت

464
00:31:48,427 --> 00:31:51,482
-میتونم کمکتون کنم؟
-نه من از تو قوی تر و جوان ترم

465
00:31:51,921 --> 00:31:54,452
من دوست ندارم کسی
جز من بار من را به دوش بکشد

466
00:31:55,256 --> 00:31:57,006
-می تونی از پسش بر بیای؟
-بله، البته، می تونم

467
00:31:59,305 --> 00:32:00,000
تو غریب به نظر میرسی 
مال این دور و ورها نیستی

468
00:32:00,000 --> 00:32:00,647
تو غریب به نظر میرسی 
مال این دور و ورها نیستی

469
00:32:01,748 --> 00:32:02,748
من واقعا غریب هستم

470
00:32:03,577 --> 00:32:04,648
غریب مهمانه

471
00:32:05,353 --> 00:32:06,353
بیا خانه من استراحت کن

472
00:32:06,972 --> 00:32:08,259
می ترسم مزاحمت باشم

473
00:32:08,562 --> 00:32:09,572
خیر

474
00:32:09,879 --> 00:32:11,493
یک لقمه نان برای خیلی ها کافیه

475
00:32:11,951 --> 00:32:14,125
و یک جرعه آب میتونه
تشنگی زیادی رو برطرف کند

476
00:32:14,604 --> 00:32:15,604
بیا استراحت کن

477
00:32:16,262 --> 00:32:17,531
اسب را ببند، جابر

478
00:32:17,962 --> 00:32:18,962
لطفا بفرما داخل

479
00:32:26,490 --> 00:32:27,490
گوش بده

480
00:32:27,960 --> 00:32:29,551
میخوام زیاد بخوری

481
00:32:29,959 --> 00:32:30,000
هرچقدر میخوای بخور

482
00:32:30,000 --> 00:32:31,390
هرچقدر میخوای بخور

483
00:32:32,652 --> 00:32:34,563
من مهمان خجالتی را دوست ندارم

484
00:32:36,005 --> 00:32:38,583
-بسيار خوب به نام خدا
-به نام خداوند بخشنده

485
00:32:40,076 --> 00:32:41,450
بدرالبدور شیر رو بیار

486
00:32:43,701 --> 00:32:45,255
با اون مهربان تر باش

487
00:32:45,938 --> 00:32:48,697
نه، من باهاش مهربون هستم
 این نام واقعی اوست

488
00:32:50,135 --> 00:32:51,135
مادرش مرده

489
00:32:52,492 --> 00:32:55,279
و برادرش ازدواج کرده
و برای امرار معاش رفته

490
00:33:05,526 --> 00:33:06,526
چرا نمیخوری؟

491
00:33:09,077 --> 00:33:10,476
او لذت زندگی من است

492
00:33:11,187 --> 00:33:12,279
نام او بدر البودور است

493
00:33:14,987 --> 00:33:16,513
اجازه میدی با دخترت ازدواج کنم؟

494
00:33:21,601 --> 00:33:22,601
اجازه بدم با او ازدواج کنید؟

495
00:33:24,125 --> 00:33:25,546
من هنوز شما رو نمیشناسم

496
00:33:26,815 --> 00:33:27,815
حسن هستم

497
00:33:28,453 --> 00:33:29,453
وطنم دوره

498
00:33:30,292 --> 00:33:33,127
زوجه فوت کرده و من
حاضرم هر مهریه ای که بخواهید بپردازم

499
00:33:33,891 --> 00:33:35,799
اگر موافق باشه اون رو به عقد تو در می آورم

500
00:33:36,886 --> 00:33:39,867
رضایت او برای من مهمتر
از مهریه و هر چیز دیگری است

501
00:33:40,820 --> 00:33:41,820
حق تو و او

502
00:33:43,919 --> 00:33:45,084
اما او تنها چیزی است که من دارم

503
00:33:46,353 --> 00:33:47,518
اون رو از اینجا می بری؟

504
00:33:48,204 --> 00:33:50,166
ما اینجا ازدواج می کنیم و
بعد می بینیم که اوضاع چطور پیش می رود

505
00:33:54,098 --> 00:33:55,098
من از او می پرسم

