﻿1
00:00:01,108 --> 00:00:05,748
[ Tombless :مترجم ]

2
00:00:07,077 --> 00:00:09,492
[ مصاحبه با هنري لي لوکاس ]

3
00:00:09,697 --> 00:00:12,491
،خب، وقتي يه قاتل سريالي دستگير ميشه

4
00:00:12,575 --> 00:00:13,784
چه شکليه ؟

5
00:00:14,744 --> 00:00:16,203
شبيه همه کساي ديگس

6
00:00:17,163 --> 00:00:18,164
به «هنري» نگاه کنيد

7
00:00:19,248 --> 00:00:20,124
،دلپذير

8
00:00:20,750 --> 00:00:22,001
،خوش برخورد

9
00:00:22,460 --> 00:00:24,712
ولي با اينحال، يه قاتل سريالي

10
00:00:24,795 --> 00:00:25,838
،بي سيرت

11
00:00:26,172 --> 00:00:27,298
،بى عاطفه

12
00:00:27,757 --> 00:00:28,758
،بيرحم

13
00:00:29,341 --> 00:00:32,011
و عملاً... يـک مـاشين آدمکُـشي

14
00:00:33,179 --> 00:00:34,013
،«هنري»

15
00:00:34,597 --> 00:00:37,308
...اميدواريم با مطالعه اعمال تو

16
00:00:38,017 --> 00:00:40,061
چيزائي ياد بگيريم تا در آينده

17
00:00:40,603 --> 00:00:43,481
...از پديدار شدن «هنري لوکاس» هاي بيشتر

18
00:00:44,315 --> 00:00:46,150
جلوگيري کنيم

19
00:00:46,567 --> 00:00:47,526
متوجه ميشي ؟

20
00:00:47,610 --> 00:00:48,819
ـ بله ميشم
ـ خوبه

21
00:00:50,946 --> 00:00:53,991
هنري»، يه آفتاب پرست بود»

22
00:00:54,992 --> 00:00:57,828
هروقت مقابل يه آدم جديد

23
00:00:57,912 --> 00:01:01,207
قرار ميگرفت، تغيير شخصيت ميداد

24
00:01:02,500 --> 00:01:05,044
نيگاه ميکرد ببينه چي نياز داره
،تا در اون لحظه بهش کمک کنه

25
00:01:05,127 --> 00:01:06,962
بعد تبديل ميشد به همون چيزه مورده نياز

26
00:01:07,671 --> 00:01:09,298
<i>بفرمائيد. بفرمائيد بشينيد</i>

27
00:01:10,508 --> 00:01:13,427
با هر روانشناس و يا روانپزشکي
،که صحبت ميکرد

28
00:01:13,511 --> 00:01:14,720
...تبديل ميشد به

29
00:01:14,804 --> 00:01:17,723
همون سوژه اي
که اونا مدنظرشون بود

30
00:01:18,057 --> 00:01:21,811
<i>،اونا تو کارشون خيلي تبحّر دارن
درست مثل تو که تو کارت متبحّري</i>

31
00:01:22,686 --> 00:01:24,146
<i>تو قراره بشي مدرس ما</i>

32
00:01:25,731 --> 00:01:29,026
،با وجوده داشتن آي-کيو 87
...اون قادر بود تا

33
00:01:29,568 --> 00:01:32,655
...ـ 1000 تا مأموره قانون رو قانع کنه که

34
00:01:32,738 --> 00:01:36,075
اون مسبب به قتل رسوندن 200 تا آدم بوده

35
00:01:37,076 --> 00:01:39,161
در هر پرونده يه ارتباطي وجود داره

36
00:01:39,662 --> 00:01:42,665
نحوه قرار گرفتن جنازه بعد از
،کُـشته شدن

37
00:01:44,208 --> 00:01:48,254
نحوه تغييرات داده شده
،روي جسد بعد از مرگ

38
00:01:48,879 --> 00:01:51,590
يه مورد رو ميتونم مثال بزنم

39
00:01:52,842 --> 00:01:56,053
من از قصد پاي يکي از قربانيهام
جوراب پوشوندم

40
00:01:56,303 --> 00:01:57,680
از عمداً اينکارو کردم

41
00:01:58,514 --> 00:02:02,101
خب پس يعني، اگه ما در 2-3 تا ايالت
...مختلف بگرديم و جنازه هاي

42
00:02:02,852 --> 00:02:04,353
...جوراب پوش پيدا کنيم

43
00:02:04,436 --> 00:02:07,148
<i>.کاره من بودن
،و لخت مادرزادم خواهند بود</i>

44
00:02:07,231 --> 00:02:08,858
<i>فقط جوراب پاشونه</i>

45
00:02:10,568 --> 00:02:13,654
مطمئن نيستم کسي از
...ما هيچوقت بتونه

46
00:02:13,737 --> 00:02:16,991
دليلي براي اتفاق افتادن اين چيزا

47
00:02:17,074 --> 00:02:18,909
و کاراي «هنري» پيدا کنه

48
00:02:19,493 --> 00:02:20,619
،ولي تکون دهنده تر

49
00:02:21,120 --> 00:02:23,205
اينه که همه قاتل هاي اصلي آزاد موندن

50
00:02:25,176 --> 00:02:31,687
[ Tombless :مترجم ]

51
00:02:57,385 --> 00:03:00,960
*** قــاتــله اعــتــراف کــن ***
[ قـسـمـت پـنـجـم ]
(قـسـمت آخـر)

52
00:03:04,540 --> 00:03:08,244
[ وِيکو، تگزاس ]

53
00:03:10,169 --> 00:03:13,130
وقتي در سال 2008 پرونده
سالازار» رو دريافت کرديم»

54
00:03:14,340 --> 00:03:16,550
...اولين کارمون اين بود که بريم

55
00:03:16,634 --> 00:03:18,594
سراغ بايگاني مون

56
00:03:20,429 --> 00:03:22,806
،بازپرسان مدارک رو اونجا بايگاني کرده بودن

57
00:03:22,890 --> 00:03:26,185
لباس زيره «ريتا سالازار» هم که از صحنه جرُم
بجا مونده بود داخلشون بود

58
00:03:28,020 --> 00:03:31,607
داخل يک پايگاه داده ها ،DNA نمونه
ثبت شده بود CODIS بنام
(DNA سيستم مخلوط نمونه هاي)

59
00:03:32,149 --> 00:03:35,277
که به صورت دوره اي با
نمونه هاي زندانيهاي ديگه
[ مايکل جارِت، دادستان ناحيه ]

60
00:03:35,361 --> 00:03:36,904
"در زندانهاي "تگزاس
قياس شده بود
[ مايکل جارِت، دادستان ناحيه ]

61
00:03:38,656 --> 00:03:40,741
سال 2008، يه انطباق پيدا شد

62
00:03:41,200 --> 00:03:42,785
«بني تيهرينا جونيور»

63
00:03:43,077 --> 00:03:46,830
اون بود که نمونش روي لباس زيره DNA
ريتا سالازار» بجا مونده بود»

64
00:03:49,250 --> 00:03:50,251
...اين يارو

65
00:03:50,751 --> 00:03:53,128
علناً به مدت 30 سال از زيره
جرم قتل قسر در رفته بود

66
00:03:54,791 --> 00:03:58,104
[ دالاس، تگزاس ]

67
00:03:59,217 --> 00:04:00,640
[ فوريه 2010 ]

68
00:04:00,928 --> 00:04:03,264
ردّشو تو دالاس زديم

69
00:04:04,682 --> 00:04:08,185
علکي بهش گفتيم که فقط  قراره بياد
تا با افسر مشروطش صحبت کنه

70
00:04:08,269 --> 00:04:12,273
پس ميدونستيم اين تنها فرصتمونه

71
00:04:13,171 --> 00:04:14,789
[ مَتيؤ لايندمَن، رنجر تگزاسي ]

72
00:04:14,817 --> 00:04:15,651
بيا داخل

73
00:04:16,777 --> 00:04:18,612
بني»، ميشه لطفاً بشيني اونور ؟»

74
00:04:18,696 --> 00:04:19,655
اره حتماً

75
00:04:19,947 --> 00:04:21,490
چه قد تنگه اينجا

76
00:04:21,615 --> 00:04:23,575
خيلي کوچيکه، نه؟

77
00:04:25,411 --> 00:04:26,537
تو بازداشت نيستي

78
00:04:26,912 --> 00:04:28,622
هروقت خواستي ميتوني بري

79
00:04:28,706 --> 00:04:30,958
--ـ ولي... چيزي که
ـ نه. در خدمتم

80
00:04:31,041 --> 00:04:34,086
چيزي که ميخوام باهات دربارش حرف بزنم
احتمالاً  برات جالبه

81
00:04:34,169 --> 00:04:37,339
اينو ميدوني... وقتي ميوفتي زندون
از بزاق دهنت نمونه ميگيرن ؟

82
00:04:37,423 --> 00:04:38,424
ـ بله. ميدونم
ـ اين روزا ؟

83
00:04:38,507 --> 00:04:41,093
ـ DNA, آره
...ـ خب اينکارو کردن

84
00:04:41,552 --> 00:04:44,096
و يه انطباق احتمالي مربوط به يه
پرونده پيدا شده

85
00:04:44,179 --> 00:04:46,765
بخاطره همينم امروز ازت خواستيم
که بياي اينجا

86
00:04:46,849 --> 00:04:48,183
تا ببينيم اجازه ميدي يبار ديگه

87
00:04:48,267 --> 00:04:51,312
ـ ازت نمونه بزاق بگيريم تا انطباق رو تأئيد کنيم
ـ البته. مشکلي نيست

88
00:04:51,395 --> 00:04:53,355
<i>فقط دهنتو باز کن تا من اينارو</i>

89
00:04:53,439 --> 00:04:55,441
<i>يه دور بچرخونم توش</i>

90
00:04:55,524 --> 00:04:57,693
اينجا ما يبار ديگه نمونه بزاق دهاني گرفتيم

91
00:04:57,776 --> 00:05:00,237
پيدا شده رو شورت DNA تا با
ريتا سالازار» قياس کنيم»

92
00:05:00,487 --> 00:05:02,156
تا کاملاً مطمئن بشيم

93
00:05:05,784 --> 00:05:07,536
... اينجا هنوز دقيقاً نميدونه که ما

94
00:05:09,121 --> 00:05:12,416
سره چه موضوعي داريم
باهاش صحبت ميکنيم

95
00:05:14,543 --> 00:05:17,171
...در ماه نوامبره

96
00:05:18,005 --> 00:05:19,173
،سال 1978

97
00:05:20,007 --> 00:05:21,925
،دو تا بچه جوون

98
00:05:22,009 --> 00:05:24,386
،يه پسر و يه دختر
«رفته بودن به «آستين

99
00:05:24,970 --> 00:05:26,180
و موقع برگشت

100
00:05:26,638 --> 00:05:28,724
ديگه خونه نرسيدن

101
00:05:31,226 --> 00:05:32,895
ـ پس قضيه اينه ؟
ـ آره

102
00:05:33,937 --> 00:05:35,689
ـ يا خدا
...ـ و اينکه

103
00:05:37,358 --> 00:05:41,528
ما مدارک خيلي خوبي داريم
که تورو ربط ميدن به اين جريان

104
00:05:41,612 --> 00:05:43,489
و... سره همينم مزاحمت شديم

105
00:05:43,572 --> 00:05:46,700
من هرگز در زندگيم
همچين کاري نميکنم

106
00:05:47,951 --> 00:05:49,370
من از اونجور آدما نيستم

107
00:05:49,870 --> 00:05:53,207
ميفهمم که از 1978 تا الان
خيلي زمان گذشته

108
00:05:53,290 --> 00:05:55,584
ولي بنظرم اگه تو دخالتي در
،همچين مورده جدّي اي داشتي

109
00:05:55,667 --> 00:05:56,877
الان يادت ميمونده

110
00:05:56,960 --> 00:06:00,047
آره، البته. عذاب وجدان قطعاً
راحتم نميذاشته بود

111
00:06:00,130 --> 00:06:01,215
ميدوني ؟

112
00:06:01,757 --> 00:06:03,217
به دختره تجاوز شده بود

113
00:06:04,551 --> 00:06:06,887
تو هم وجود داشته DNA و

114
00:06:07,846 --> 00:06:12,017
و يا لاأقل اسپرم تو يجورائي
...سر از روي شورت اون درآورده

115
00:06:12,601 --> 00:06:14,395
ميدوني که چي ميخوام بهت ميگم ؟

116
00:06:14,478 --> 00:06:16,021
نه. امکان نداره... درست نيست

117
00:06:16,105 --> 00:06:18,857
ما نيومديم اينجا که سر به سرت بزاريم
...اين يه موضوع خيلي جديه

118
00:06:18,941 --> 00:06:19,775
خيلي جدي

119
00:06:19,858 --> 00:06:22,111
هم واسه تو، هم واسه خانواده هاي
اين دوتا قرباني

120
00:06:22,194 --> 00:06:23,028
دقيقاً

121
00:06:23,112 --> 00:06:25,280
...الان 30 ساله که مُرده و هنوز

122
00:06:25,364 --> 00:06:27,783
مادرش نميدونه دقيقاً چه
اتفاقي براش افتاده

123
00:06:28,492 --> 00:06:29,535
اي بابا

124
00:06:30,911 --> 00:06:33,330
قشنگ معلومه که مضطربه و ترسيده

125
00:06:34,373 --> 00:06:36,917
مونده چيکار کنه
دنبال يه راه چاره ميگرده

126
00:06:37,000 --> 00:06:39,128
حالا ما ميخوايم ببينيم که
تو در اينباره چي داري بگي

127
00:06:39,378 --> 00:06:40,921
من هيچي در اينباره نميدونم

128
00:06:42,089 --> 00:06:44,466
پس چطور اسپرمت رفته رو شورتش ؟

129
00:06:45,467 --> 00:06:47,386
اونم نميدونم چطور اتفاق افتاده

130
00:06:48,303 --> 00:06:51,014
آخه چطور ريخته رو شورتش
با اينکه من اونجا نبودم !؟

131
00:06:51,098 --> 00:06:53,684
درسته... چرا ؟
ما هم اينجائيم تا همينو بفهميم

132
00:06:53,767 --> 00:06:55,644
يکم بيشتر روش کار کرديم

133
00:06:56,562 --> 00:06:59,314
... و متوجه شديم که اون داره

134
00:06:59,731 --> 00:07:00,774
... ياده

135
00:07:00,858 --> 00:07:01,775
خدا-پيغمبر ميوفته

136
00:07:02,234 --> 00:07:05,070
و منم از همين استفاده کردم
تا باهاش حرف بزنم

137
00:07:05,737 --> 00:07:07,573
ـ به خدا اعتقاد داري ؟
ـ بله قربان، دارم

138
00:07:07,990 --> 00:07:10,576
ـ من يه آدم خيلي مذهبي اي هستم
ـ منم همينطور

139
00:07:10,826 --> 00:07:12,202
ـ اوکي
ـ اينو جدي ميگم

140
00:07:13,078 --> 00:07:14,371
ميتونم با نگاه کردن تو چشمات بگم که

141
00:07:14,455 --> 00:07:16,790
ـ يه چيزي داره رو دوشت سنگيني ميکنه
ـ اره ميدونم

142
00:07:16,874 --> 00:07:18,459
ـ داره عذابت ميده
ـ همينطوره

143
00:07:19,626 --> 00:07:20,586
پس باهام حرف بزن

144
00:07:23,213 --> 00:07:26,300
تحمل اين بار اونم براي همچين
مدت زيادي خيلي سخته

145
00:07:27,176 --> 00:07:29,094
وقتشه که از سينت بريزيش بيرون

146
00:07:29,511 --> 00:07:30,637
-- من هيچ شکي ندارم که

147
00:07:30,721 --> 00:07:33,140
ميرفتم پيش يه روانپزشک
،اونم همينو ميگفت

148
00:07:37,019 --> 00:07:39,563
«مامان اين دختر هنوز زندس، «بني
...اون

149
00:07:39,646 --> 00:07:41,440
ـ حتماً زياد عذاب کشيده

150
00:07:41,523 --> 00:07:44,485
تا الان هنوز نميدونه چه
اتفاقي واسه دخترش افتاده

151
00:07:47,571 --> 00:07:49,656
ـ همه شب وقت داريم داداش
ـ ميدونم

152
00:07:49,740 --> 00:07:51,909
...ما فقط ميخوايم

153
00:07:51,992 --> 00:07:53,076
توضيحات تورو بشنويم

154
00:07:54,453 --> 00:07:55,454
فقط حرف بزنيم

155
00:07:56,455 --> 00:07:57,706
امشب وقتشه

156
00:08:01,126 --> 00:08:03,962
از اونجا به بعد بود که ديگه
شروع کرد به حرف زدن

157
00:08:04,171 --> 00:08:07,299
،همه چيزو گفت
ديگه مثل قبل کتمان نکرد که اونجا نبوده

158
00:08:07,799 --> 00:08:09,885
هميشه پيش خودم ميدونستم

159
00:08:12,429 --> 00:08:14,014
که يه روز تقاص کارمو پس ميدم

160
00:08:18,101 --> 00:08:19,686
اي واي

161
00:08:21,480 --> 00:08:23,232
لعنتي

162
00:08:26,777 --> 00:08:29,863
باعث دستگيري فردي DNA
در رابطه با يک پرونده سرده 32 ساله

163
00:08:29,947 --> 00:08:31,323
در شهرستان "ويليامسون" شد

164
00:08:31,406 --> 00:08:34,034
<i>امروز، «بني تيهرينا»، 51 ساله</i>

165
00:08:34,117 --> 00:08:35,702
<i>به دخيل بودن خود در مرگ</i>

166
00:08:35,786 --> 00:08:37,454
<i>«کوين کـي» و «ريتا سالازار»</i>

167
00:08:37,538 --> 00:08:38,830
<i> اقرار کرد</i>

168
00:08:38,914 --> 00:08:42,334
<i>او با نمونه يافت شده DNA نمونه
در صحنه جرم منطبق است</i>

169
00:08:42,918 --> 00:08:46,588
من هنوزم از اينکه ينفر
خواهرم، «ريتا» و «کوين» رو کُـشته عصبانيم

170
00:08:47,381 --> 00:08:49,258
و اين احساس هيچوقت از بين نميره

171
00:08:50,801 --> 00:08:52,427
ولي لاأقل ميدونم که کاره کي بوده

172
00:08:52,511 --> 00:08:56,306
«حداقل ميدونم که «بني تيهرينا
خواهرم رو کُـشته

173
00:08:56,390 --> 00:08:58,016
<i>..."دادستان شهرستان "ويليامسون</i>

174
00:08:58,100 --> 00:09:00,227
تو اخبار ديدمش

175
00:09:00,310 --> 00:09:03,605
:يهو گفتم
خداي من! اون خواهره «نينفا» ـس"

176
00:09:03,855 --> 00:09:05,065
"پرونده اونه

177
00:09:05,148 --> 00:09:07,484
اين همه چيزو تغيير داد

178
00:09:07,568 --> 00:09:09,987
همه چيزو براي من تغيير داد

179
00:09:10,821 --> 00:09:15,158
چون من تمام اين سالها فک ميکردم که

180
00:09:15,534 --> 00:09:16,410
کاره «هنري» بوده

181
00:09:18,245 --> 00:09:21,623
،چندين سال پيش
من و «نينفا» يه گروهي تشکيل داده بوديم

182
00:09:21,707 --> 00:09:23,208
VOLT, بنام

183
00:09:23,292 --> 00:09:26,086
"قربانيان مصيبت هنري"

184
00:09:27,796 --> 00:09:30,757
چون ميخواستيم «لوکاس» تو بنده اعدامي ها بمونه

185
00:09:34,595 --> 00:09:38,307
وقتي اولين بار رونوشت هاي
،اعترافات «هنري» رو خوندم

186
00:09:38,849 --> 00:09:42,644
خيلي توصيف هاي دقيقي از چيزايي
که در پرونده مادرم وجود داشت کرده بود

187
00:09:44,396 --> 00:09:46,523
مادرم کلاه گيس ميذاشت

188
00:09:46,773 --> 00:09:48,400
به اين نکته اشاره کرده بود

189
00:09:50,652 --> 00:09:53,822
،يه چيزه ديگه که ميدونست اين بود که
کمربنده ايمني

190
00:09:53,905 --> 00:09:56,491
از تو ماشين مامانم بُريده شده بوده

191
00:09:57,451 --> 00:10:00,537
و براي بستنش به درخت
ازش استفاده شده بود

192
00:10:01,580 --> 00:10:03,373
و بعد گفته بود که بهش تجاوز کرده

193
00:10:05,917 --> 00:10:08,211
،هيچ شکي نداشتم که

194
00:10:08,295 --> 00:10:10,088
اون مامانمو کُـشته

195
00:10:13,133 --> 00:10:15,093
ازش متنفر بودم. متنفر

196
00:10:22,267 --> 00:10:27,773
بعد از اينکه معلوم شد که ينفر ديگه
،ريتا سالازار» رو به قتل رسونده»

197
00:10:28,899 --> 00:10:31,360
،همه اسناد رو دوباره بيرون آوردم

198
00:10:33,779 --> 00:10:36,239
و اينبار با يه ديده متمايز شروع
به خوندشون کردم

199
00:10:38,075 --> 00:10:40,786
يه عالمه چيزاي ضد و نقيض ديدم

200
00:10:42,204 --> 00:10:45,082
هنري» گفته بود که مادرم»

201
00:10:45,165 --> 00:10:48,377
يه دستبند ساعتي دستش بوده

202
00:10:50,295 --> 00:10:52,255
اينو همون اولاش من و پدرم

203
00:10:52,339 --> 00:10:55,967
به يه افسر پليس گفته بوديم

204
00:10:58,345 --> 00:11:02,724
بعدها، داخل جعبه جواهراتش اونو پيدا کرديم

205
00:11:02,808 --> 00:11:05,018
اون روز اينو ننداخته بود دستش

206
00:11:05,394 --> 00:11:07,270
،«پس يعني «هنري لي لوکاس

207
00:11:07,354 --> 00:11:09,272
هيچوقت اين ساعت رو نديده بوده

208
00:11:12,109 --> 00:11:15,654
،بعد يه ويدئو ازش ديدم که داشت

209
00:11:15,946 --> 00:11:19,074
درباره پرونده مادرم باهاش مصاحبه ميشد

210
00:11:19,866 --> 00:11:21,660
<i>اين عکس قربانيه</i>

211
00:11:24,246 --> 00:11:26,748
...کِليتون اسميت» خيلي حواسش بود که»

212
00:11:27,165 --> 00:11:29,793
...يه وقت اطلاعاتي به «لوکاس» نده

213
00:11:30,544 --> 00:11:31,545
تا بتونه ازش استفاده کنه

214
00:11:31,628 --> 00:11:35,382
،امّـا
بالاخره بايد اطلاعاتي بدي

215
00:11:36,258 --> 00:11:37,968
<i>هنري»، من اينجا يه نقشه دارم»</i>

216
00:11:40,345 --> 00:11:42,222
به «هنري» يه نقشه نشون داده بودن

217
00:11:43,473 --> 00:11:45,016
<i>...جسدش و</i>

218
00:11:46,226 --> 00:11:47,227
<i>ماشين</i>

219
00:11:47,310 --> 00:11:50,063
<i>اينجا تو اين ناحيه پيدا شده
... آيا تو</i>

220
00:11:51,022 --> 00:11:53,567
<i>...يادت مياد چيزي اينجا جا گذاشته باشي</i>

221
00:11:53,650 --> 00:11:56,278
<i>تو اين ناحيه، اين اطراف ؟</i>

222
00:11:56,361 --> 00:11:57,738
نقشه بهش نشون ميدادن

223
00:12:03,660 --> 00:12:04,870
،چند ماه بعد

224
00:12:04,953 --> 00:12:08,123
"کارآگاه هائي از "آلاباما
باهاش مصاحبه ميکنن

225
00:12:08,206 --> 00:12:11,960
<i>بنظرت ميتوني دوره اون قسمت
احتمالي که يادت مياد جنازه</i>

226
00:12:12,043 --> 00:12:14,713
<i>خانم «سالازار» رو انداختي خط بکشي ؟</i>

227
00:12:14,796 --> 00:12:16,256
<i>گمونم بتونم</i>

228
00:12:18,592 --> 00:12:22,262
اون دوره جائي که ماشين مادرم

229
00:12:22,345 --> 00:12:24,473
،و جنازش پيدا شده بودن
خط کشيد

230
00:12:25,766 --> 00:12:28,810
اگه منم جاي کارآگاه ها
بودم قانع ميشدم

231
00:12:30,395 --> 00:12:32,856
... اون مثل

232
00:12:33,732 --> 00:12:35,609
! جي پي اس بود

233
00:12:35,692 --> 00:12:38,487
يادمه يکي از روانپزشک ها
...درباره حافطه اش

234
00:12:38,570 --> 00:12:40,155
...يه اصطلاحي ميگفت

235
00:12:40,238 --> 00:12:41,948
،افزايش غير عادى حافظه

236
00:12:42,616 --> 00:12:44,618
که برعکس فراموشي حافظه بود

237
00:12:44,701 --> 00:12:46,620
شايد در مورد
...قتل ها اينطور نبود

238
00:12:46,703 --> 00:12:49,581
ولي معمولاً در مورده نقشه ها همينطور بود

239
00:12:51,416 --> 00:12:55,128
ديگه مثل روز برام روشنه که تو پرونده مادرم
...«به «هنري لي لوکاس

240
00:12:55,212 --> 00:12:59,216
اطلاعات خورونده شده بوده

241
00:13:03,261 --> 00:13:04,888
ميخواستم حقيقت رو بدونم

242
00:13:10,552 --> 00:13:16,672
،FBI گِرگ کوپر، پروفايلگره سابق ]
[ "و رئيس ارشده "بنياده پرونده هاي سرد

243
00:13:16,733 --> 00:13:20,111
.من يه رئيس پليس جوون بودم
حدود 27 سالم بود

244
00:13:21,947 --> 00:13:24,658
FBI يه پيغام بهم رسيد که 2 تا مأموره

245
00:13:24,741 --> 00:13:28,829
قراره به مدت 3 روز بيان تا درباره يک
...راهکاره جديد

246
00:13:28,912 --> 00:13:30,580
..."بنام "پروفايل جنائي

247
00:13:31,540 --> 00:13:33,583
کنفرانس آموزشي برگزار کنن

248
00:13:33,667 --> 00:13:36,962
،قشنگ يادمه
انگار همين ديروز بود

249
00:13:37,045 --> 00:13:39,673
بعد از 3 روز آموزش ديدن
...اومدم بيرون

250
00:13:40,131 --> 00:13:41,800
!و پيش خودم گفتم: آهـا

251
00:13:42,259 --> 00:13:45,470
.اين کاريه که من قراره بکنم
.اين ميشه هدف من تو زندگيم

252
00:13:46,221 --> 00:13:48,139
شدم FBI در نهايت، وارد آکادمي

253
00:13:48,223 --> 00:13:51,059
و توسط "يگان علوم رفتاري" برگزيده شدم

254
00:13:51,351 --> 00:13:54,020
FBI و تبديل شدم به يه پروفايلگره جنائي

255
00:14:01,319 --> 00:14:05,282
،وقتي به قرباني هاش نگاه ميکني
...نه تنها از هر قشر و سني درشون هست، بلکه

256
00:14:05,782 --> 00:14:07,701
هر جنسيتي هم ديده ميشه

257
00:14:07,784 --> 00:14:09,995
مرد، زن، بچه

258
00:14:10,495 --> 00:14:13,540
همچين چيزي در بين
قاتلين سريالي وجود نداره

259
00:14:15,250 --> 00:14:18,503
بنياد پرونده هاي سرد" با ادارات انتظامي"
و خانواده قربانيان

260
00:14:18,587 --> 00:14:20,755
در سراسره کشور همکاري داره

261
00:14:21,256 --> 00:14:25,260
ما به صورت داوطلبانه، زمان، منابع و تجربه

262
00:14:25,760 --> 00:14:27,512
صرف حل کردن اين پرونده ها ميکنيم

263
00:14:28,805 --> 00:14:32,809
درميان خيلي از قاتلين سريالي
مشخصات فرديه خاصّي وجود داره

264
00:14:32,893 --> 00:14:33,727
،که همسان هستن

265
00:14:33,810 --> 00:14:36,688
ولي همينطور يک سري مشخصات فردي ويژه
...هم وجود داره

266
00:14:37,188 --> 00:14:39,858
که فقط مختص همون فرده

267
00:14:40,859 --> 00:14:43,486
...مثلاً «تد باندي» بيشتر

268
00:14:43,570 --> 00:14:45,614
دانشجوهاي جوان رو هدف قرار ميداده

269
00:14:45,697 --> 00:14:49,492
که اين از نظره قربانى شناسى
يک همساني قلمداد ميشه

270
00:14:49,910 --> 00:14:53,079
.اين، «گري ريجوي» هستش
"معروف به "قاتل رودخانه سبز

271
00:14:53,455 --> 00:14:56,082
و ميتونيد الگوي مکاني
قربانيهاش رو ببينيد

272
00:14:56,166 --> 00:14:58,251
از بالا تا پايين شاهراه

273
00:14:58,543 --> 00:15:02,255
ولي اين دليل نميشه که بگيم
طرف نميتونه تو "فلوريدا" مرتکب جنايت بشه

274
00:15:02,339 --> 00:15:04,174
"و بعد بره به "کاليفورنيا

275
00:15:04,257 --> 00:15:08,136
ولي ما در اينجا با پراکندگي مواجه هستيم

276
00:15:08,219 --> 00:15:09,596
«حالا در مورده «لوکاس

277
00:15:10,096 --> 00:15:11,514
:همه جور قرباني از قبيل

278
00:15:11,598 --> 00:15:15,143
،مسافر سره راهي، بچه
خونه روئي، کسائيکه ماشينشون خراب شده بوده

279
00:15:15,226 --> 00:15:19,356
از قراره معلوم در سراسر کشور
داشته به کُـشتارش ادامه ميداده

280
00:15:19,439 --> 00:15:21,483
ـ هيچ همساني اي وجود نداره
ـ همينطوره

281
00:15:22,943 --> 00:15:26,988
،تنها الگوئي که اينجا هست
! نبوده يه الگوئه

282
00:15:28,698 --> 00:15:33,995
تا اونجائيکه فهميديم از حدود 30 تا ابزار
،براي کُـشتن استفاده شده

283
00:15:34,412 --> 00:15:35,789
:ماننده

284
00:15:35,872 --> 00:15:37,082
،تايليور

285
00:15:37,540 --> 00:15:38,458
،چنگال

286
00:15:39,542 --> 00:15:41,670
،سيم برق، روسري

287
00:15:41,753 --> 00:15:43,004
،طناب نايلوني

288
00:15:43,588 --> 00:15:44,881
! پـا

289
00:15:45,548 --> 00:15:46,800
از پاش استفاده کرده بوده

290
00:15:46,883 --> 00:15:49,052
،از جوراب زنونه براي خفه کردن

291
00:15:49,135 --> 00:15:52,055
،از ماشين براي زير کردن قرباني ها

292
00:15:52,138 --> 00:15:55,100
،از آجر براي زدنشون

293
00:15:55,684 --> 00:15:57,143
،کروات مردونه

294
00:15:57,227 --> 00:15:58,520
،گوشيه تلفن

295
00:15:58,937 --> 00:16:00,146
،دسته جارو

296
00:16:00,271 --> 00:16:01,523
،اسلحه کمري

297
00:16:01,898 --> 00:16:02,774
،با يه گردنبند

298
00:16:03,191 --> 00:16:06,945
،با يه تيکه چوب
!حتي با يه خودکار بيک

299
00:16:08,405 --> 00:16:12,784
هرگز با يک قاتل سريالي مواجه نشديم که
از همه اين چيزا استفاده کرده باشه

300
00:16:12,867 --> 00:16:14,911
البته نميگم امکانش نيست

301
00:16:15,328 --> 00:16:17,205
،ولي از ديدگاه احتمالات

302
00:16:17,539 --> 00:16:18,999
اين تخيّليه

303
00:16:21,820 --> 00:16:26,596
[ سن هان، نيومکزيکو ]

304
00:16:30,413 --> 00:16:35,066
،دين جکسون ]
[ "معاون رئيس "بنياد پرونده هاي سرد

305
00:16:35,724 --> 00:16:37,600
وقتي ماشينشو پيدا کردن

306
00:16:37,684 --> 00:16:42,188
،چند قلم وسيله قابل توجه داخلش بوده

307
00:16:42,272 --> 00:16:46,192
،چيزائي که هميشه با خودش حمل ميکرده
،مثلاً يکيش سيگارش بود

308
00:16:46,693 --> 00:16:48,570
که اين خيلي مشکوک بود

309
00:16:48,653 --> 00:16:50,321
...خب پس ميشه مظنون بود که

310
00:16:50,405 --> 00:16:53,450
شايد «هنري لي لوکاس» نقشي
تو اين قضيه داشته بوده ؟

311
00:16:53,615 --> 00:16:54,856
[ جين آبلا ]

312
00:16:54,951 --> 00:16:57,787
،مادرم ميره به يه بار

313
00:16:58,371 --> 00:17:02,042
و طرفهاي غروب مياد بيرون

314
00:17:03,043 --> 00:17:05,003
ولي بعدش ديگه نميدونيم کجا رفته

315
00:17:06,296 --> 00:17:09,132
،انگاري که آب شده بوده رفته تو زمين

316
00:17:09,215 --> 00:17:11,009
و ما هم نميدونستيم کجا رو بگرديم

317
00:17:13,636 --> 00:17:15,388
،هفت ماه بعد

318
00:17:15,930 --> 00:17:17,932
بقاياي جسدش
...داخل

319
00:17:18,433 --> 00:17:21,519
يه قبره کم عمق
پيدا شدن

320
00:17:24,272 --> 00:17:26,191
،بعد از مدت کوتاهي

321
00:17:26,483 --> 00:17:29,277
«بهم خبر رسيد که «هنري لي لوکاس

322
00:17:29,861 --> 00:17:30,820
اونو کُـشته بوده

323
00:17:32,697 --> 00:17:34,365
يه گزارش فرده گمشده دريافت کرديم

324
00:17:34,449 --> 00:17:36,159
که اون خانم همون شب داخل
يه بار ديده شده

325
00:17:36,242 --> 00:17:38,161
...که در حال نوشيدن مشروب به همراه مردي

326
00:17:38,244 --> 00:17:41,164
با مشخصات ظاهريه
هنري لي لوکاس» بوده»

327
00:17:41,748 --> 00:17:44,709
درواقع، من و کلانتر باهم
...رفتيم به "تگزاس" تا

328
00:17:44,793 --> 00:17:47,003
...با «هنري لي لوکاس» حرف بزنيم

329
00:17:47,629 --> 00:17:50,048
و خب، آدما تو صف نوبت وايساده بودن
تا باهاش حرف بزنن

330
00:17:50,131 --> 00:17:51,966
کساني از همه ادارات در سراسر کشور

331
00:17:52,050 --> 00:17:53,760
...اومده بودن تا باهاش حرف بزنن

332
00:17:53,843 --> 00:17:56,221
به شما هم براي صحبت
زمان محدود داده بودن ؟

333
00:17:56,304 --> 00:17:58,681
...بله
بهمون 20 دقيقه مهلت حرف زدن داده بودن

334
00:17:58,765 --> 00:17:59,599
ـ 20 دقيقه ؟

335
00:17:59,682 --> 00:18:02,685
،خيلي آدم بيرون تو صف بودن
اونا هم 20 دقيقه به ما وقت دادن

336
00:18:03,436 --> 00:18:06,564
.اون اقرار کرد
:به کلانتر «گارنت» گفت

337
00:18:06,898 --> 00:18:08,233
"آره، اون کاره من بوده"

338
00:18:09,484 --> 00:18:12,278
،و البته روزه خوبي رو داشت سپري ميکرد
عين سوپراستارها بود

339
00:18:12,362 --> 00:18:14,114
ميدوني... مثل ستاره هاي سينما

340
00:18:14,197 --> 00:18:16,032
...موجوده عجيبي بود

341
00:18:17,283 --> 00:18:20,745
،با يه حالت مخوفي گفت که
دوست داشته سرشونو ببُره

342
00:18:20,829 --> 00:18:23,873
چون نميخواسته با زني
که سَر داره سکس کنه

343
00:18:23,957 --> 00:18:24,958
به همين خاطر سَرو قطع ميکرده

344
00:18:25,041 --> 00:18:27,168
و با بدن بدون سَر کارشو ميکرده
ـ آها

345
00:18:27,252 --> 00:18:29,879
ميگفت با همه قرباني هاش
همينکارو ميکرده

346
00:18:30,213 --> 00:18:31,047
عجيبه

347
00:18:31,506 --> 00:18:35,426
اصولاً، گرفتن اعتراف
چند ساعت طول ميکشه

348
00:18:35,844 --> 00:18:38,763
اونم از فردي که يه جنايت
هولناک انجام داده باشه

349
00:18:39,097 --> 00:18:43,309
و قراره از عواقبش بسيار زجر بکشه

350
00:18:43,393 --> 00:18:45,812
درباره مظنون هاي ديگه
چيزي بخاطر داري ؟

351
00:18:45,895 --> 00:18:49,399
مظنون هاي ديگه اي که ما ازشون
خبر داشته باشيم وجود نداشت

352
00:18:49,774 --> 00:18:51,943
«يعني به غير از «هنري لي لوکاس
کس ديگه اي نبود ؟

353
00:18:52,026 --> 00:18:54,821
...ما هم به اين موضوع فک کرديم

354
00:18:54,904 --> 00:18:58,408
ولي خب، 80 درصد مطمئن بوديم
که کاره خودشه

355
00:18:59,701 --> 00:19:03,538
گفته بوده که سره راهي سوارش کرده

356
00:19:04,497 --> 00:19:06,875
،ولي اون نيازي به اينکار نداشت
چون خودش ماشين داشت

357
00:19:07,500 --> 00:19:11,171
گفته بود که موهاش رو بافته بوده

358
00:19:12,046 --> 00:19:14,549
مادرم هرگز موهاشو نمي بافت

359
00:19:15,884 --> 00:19:17,218
خيلي از اين اشخاص

360
00:19:17,302 --> 00:19:20,263
مسئوليت جناياتي که مرتکب نشدن
رو به گردن ميگيرن

361
00:19:20,346 --> 00:19:22,015
...چرا ؟ چونکه

362
00:19:22,390 --> 00:19:24,767
اينجوري احساس تأئيد شدن ميکنن

363
00:19:24,851 --> 00:19:27,312
،واسه اولين بار تو عمرشون
بهشون توجه ميشه

364
00:19:27,395 --> 00:19:29,606
...و به عنوان يه جنايتکار شناخته شدن

365
00:19:29,689 --> 00:19:31,524
بهتر از اينه که براي هيچي
ناشناس بموني

366
00:19:33,151 --> 00:19:35,236
،از همون لحظه اي که ناپديد شد

367
00:19:35,320 --> 00:19:39,866
بايد ميرفتن از شاهدين بيشتر
،پرس و جو ميکردن

368
00:19:40,742 --> 00:19:44,078
ميرفتن سراغ دوست پسرش که
،مادرم به تازگي باهاش بهم زده بود

369
00:19:44,537 --> 00:19:47,290
و اونم سعي کرده بود خفه اش کنه

370
00:19:48,625 --> 00:19:51,252
نميدونم، حالا يا براشون مهم نبوده

371
00:19:51,794 --> 00:19:55,089
يا کسي چيزي رو داره پنهان ميکنه

372
00:19:59,552 --> 00:20:02,847
ميتونم از تجربياتم درباره اين
پرونده سرد براتون بگم

373
00:20:02,931 --> 00:20:04,849
و اين اولين باره که اينکارو ميکنم
[ راسل شِـيفر، کلانتر ]

374
00:20:04,933 --> 00:20:07,977
،ميدونم که خبرش همه جا هست
خودم تو تلويزيون ديدم
[ راسل شِـيفر، کلانتر ]

375
00:20:08,061 --> 00:20:10,188
،ولي با اينکه پرونده مال 35 سال پيشه

376
00:20:10,271 --> 00:20:13,191
گمونم با قبول اين مصاحبه
کلانتري شهرستان "کؤاي" نشون داره ميده

377
00:20:13,274 --> 00:20:16,027
که چقدر با جدّيت در قبال شهرونداش
وظيفه شناسه

378
00:20:17,111 --> 00:20:19,948
،در اون زمان، کلانتره وقت
--جوئل گارنت» بود»

379
00:20:20,031 --> 00:20:22,200
تا حالا درباره اين پرونده
باهاش حرف زده بودين ؟

380
00:20:22,283 --> 00:20:25,286
،خيلي خلاصه
سخت ميشد باهاش ملاقات کرد

381
00:20:25,370 --> 00:20:26,246
جداً ؟

382
00:20:26,371 --> 00:20:29,207
،تا اونجائيکه ميدونم، بعد از وقوع سيل
...يک سري پرونده در داخل زيرزمين

383
00:20:29,290 --> 00:20:30,959
از بين رفت

384
00:20:34,837 --> 00:20:38,007
کوچکترين مدرکي وجود نداشت
...از اينکه

385
00:20:38,091 --> 00:20:39,342
«نشون بده که «لوکاس

386
00:20:39,425 --> 00:20:43,221
حتي در "سن هان"، جائي که مادرم

387
00:20:43,304 --> 00:20:45,098
،کشته شده بود
حضور داشته بوده

388
00:20:46,975 --> 00:20:48,601
،ولي خب، «لوکاس» گفت که کاره اون بوده

389
00:20:48,685 --> 00:20:52,647
و مقامات انتظامي هم
راحت حرفشو باور کردن

390
00:20:59,487 --> 00:21:01,864
<i>گروهبان «پرينس» ميگويد که اين
وظيفه واحد عمليات نيست که</i>

391
00:21:01,948 --> 00:21:03,324
<i>،درباره قتل ها تحقيق کنه</i>

392
00:21:03,408 --> 00:21:05,994
<i>وظيفه آنها فقط کمک به
تحقيقات ادارات پليس</i>

393
00:21:06,077 --> 00:21:07,578
<i>ديگر نقاط کشور است</i>

394
00:21:08,162 --> 00:21:10,999
...اون واحده عمليات مثل يه

395
00:21:11,082 --> 00:21:12,875
...واحده عمليات تحقيقات

396
00:21:12,959 --> 00:21:15,253
آدمکُشي نبود که...
شما فک ميکنيد

397
00:21:15,336 --> 00:21:18,006
ما تشکيل نشده بوديم که
پرونده هارو حل کنيم

398
00:21:18,089 --> 00:21:19,465
...تشکيل شده بوديم تا

399
00:21:19,966 --> 00:21:23,177
مکاني براي استقرار بازجوئي ها باشيم

400
00:21:24,470 --> 00:21:25,847
<i>دستاشو بسته بودي ؟</i>

401
00:21:25,930 --> 00:21:27,348
<i>آره، دستاش بسته بود</i>

402
00:21:27,932 --> 00:21:30,351
<i>با سيم برق يا همچين چيزي ؟</i>

403
00:21:30,435 --> 00:21:31,269
<i>... تا حالا استفاده کردي از</i>

404
00:21:31,352 --> 00:21:34,355
اولين چيزي که تو بازجوئي کردن
...ياد ميگيري اينه که

405
00:21:34,897 --> 00:21:37,108
حرف نزني، بزاري اونا حرف بزنن

406
00:21:37,608 --> 00:21:41,070
در تمام نوارهاي اعترافاتي که تماشا کردم
...تک تک کارآگاه ها

407
00:21:41,154 --> 00:21:42,196
هدايتش کردن

408
00:21:42,864 --> 00:21:46,117
.اين اتفاق افتاد پس ؟ درباره اين بهمون بگو"
"...درباره اون بگو

409
00:21:46,200 --> 00:21:50,079
،اينکار اشتباس. اگه دارن اعتراف ميکنن
بايد چيزي نگي بزاري همه چيرو تعريف کنن

410
00:21:50,163 --> 00:21:52,206
<i>از جلو با چاقو زديش</i>

411
00:21:52,290 --> 00:21:54,459
<i>يا پشتش وايساده بودي
وقتي با چاقو زديش ؟</i>

412
00:21:55,376 --> 00:21:57,795
.نه، از پشت هم زدم
فک کنم

413
00:21:58,379 --> 00:22:00,340
...هنري» قادر بود متوجه شه که»

414
00:22:01,716 --> 00:22:06,429
طرفش که داره اون سؤال رو ميپرسه
توقع داره چه جوابي پس بگيره

415
00:22:06,512 --> 00:22:08,514
<i>موقع فرار کردن باهات درگير شد ؟</i>

416
00:22:08,598 --> 00:22:10,224
آره، موقع فرار کردن باهام درگير شد

417
00:22:10,516 --> 00:22:12,018
مأمورهاي انتظامي

418
00:22:12,101 --> 00:22:15,480
بي خبر از اين موضوع، داشتن تمام اطلاعاتي
...که لازم داشت تا اعتراف کنه رو

419
00:22:15,563 --> 00:22:16,939
بهش ميدادن

420
00:22:17,023 --> 00:22:18,441
<i>،جنازه رو تکون ندادي</i>

421
00:22:18,524 --> 00:22:21,819
<i>بعد از چاقو زدن جاشو عوض نکردي  ؟</i>

422
00:22:21,903 --> 00:22:24,864
،آره، فک کنم برش گردوندم به پشت
اگه درست يادم باشه

423
00:22:24,947 --> 00:22:28,076
ميدونست وقتي يه چيزي ميگه و
اونا ابروشون خم ميشه

424
00:22:28,159 --> 00:22:29,410
زود بايد برعکسشو بگه

425
00:22:29,577 --> 00:22:31,537
<i>درباره نوزاد چيزي ميدوني ؟</i>

426
00:22:32,163 --> 00:22:33,081
نوزاد ؟

427
00:22:34,457 --> 00:22:37,668
من چيزي درباره نوزاد نميدونم
"فقط گفتم: "نوزاد ؟

428
00:22:37,752 --> 00:22:40,421
پس شروع کردم از خودم يه
داستان ساختم درباره نوزاد

429
00:22:40,505 --> 00:22:42,548
...يادمه تو خونه يه نوزاد ديدم

430
00:22:42,757 --> 00:22:45,510
ولي گمون نکنم نوزاده آسيبي ديد

431
00:22:46,511 --> 00:22:48,388
حالا ميگيم نشون دادن
عکسهاي مُرده قرباني ها

432
00:22:48,471 --> 00:22:51,182
به قصده شوکه کردن متهم اشکالي نداره

433
00:22:51,265 --> 00:22:54,018
ولي نبايد بهشون عکسهاي
...صحنه جُرم رو نشون بدي، چونکه

434
00:22:54,519 --> 00:22:56,979
ميتونه از رو همون عکسها يه
داستان خيالي برات ببافه

435
00:22:57,688 --> 00:23:00,191
<i>اين پل رو که اينجا ميبيني از
بالاي مرزه ايالتي رد ميشه</i>

436
00:23:00,274 --> 00:23:01,359
...اين مأمورا

437
00:23:01,442 --> 00:23:04,570
خيليهاشون تا حالا به غير از رسيدگي به
...جريمه هاي پارکينگ

438
00:23:04,987 --> 00:23:08,908
يا تشکيل پرونده واسه ضرب و شتم در
بازي فوتبال، کاري نکرده بودن

439
00:23:09,367 --> 00:23:10,326
،بعد يه دفعه

440
00:23:11,119 --> 00:23:12,954
،اين شانسو داري که بري مسافرت

441
00:23:13,037 --> 00:23:15,832
،با رنجرها ديدار کني
...و با «هنري» حرف بزني

442
00:23:16,332 --> 00:23:17,500
اونم پروندت رو برات حل کنه

443
00:23:17,583 --> 00:23:19,836
ديگه مشتي تر از اين نميشه

444
00:23:20,211 --> 00:23:23,631
سره زنه رو قطع کردم تا
جنازش شناسائي نشه

445
00:23:23,881 --> 00:23:27,051
بعدش تا "آريزونا" رانندگي کردم

446
00:23:27,135 --> 00:23:29,429
و اصلاً يادم رفته بود که
سرش هنوز تو ماشينه

447
00:23:30,555 --> 00:23:32,223
اونا فريبِ يه فريبکارو خورده بودن

448
00:23:32,306 --> 00:23:34,142
خودشون ميخواستن باور کنن

449
00:23:34,225 --> 00:23:35,601
خودشون ميخواستن باورش کنن

450
00:23:36,477 --> 00:23:38,938
<i>اين حافظه «هنري» هنوزم
...متعجبم ميکنه</i>

451
00:23:39,021 --> 00:23:42,191
<i>...امروز براي چندبار متحيرم کرد</i>

452
00:23:42,275 --> 00:23:43,443
<i>باورم نميشه</i>

453
00:23:43,985 --> 00:23:46,696
<i>کارش خيلي درسته
بدجوري باهاش حال کردم</i>

454
00:23:48,531 --> 00:23:51,492
تحقيقات پليسي از فاجعه هم اونورتور بود

455
00:23:52,076 --> 00:23:55,455
،سؤال هاي درست رو نپرسيدن
سرنخ هاي ديگه رو دنبال نکردن

456
00:23:56,664 --> 00:24:00,293
پيش خودشون ميگفتن
خيلي دوس داريم اين پرونده قديمي حل بشه

457
00:24:01,169 --> 00:24:02,879
ولي ميدونيم هيچ وقت حل نميشه

458
00:24:03,045 --> 00:24:05,882
،خب اين يارو که خودش راضيه
...بزار بندازيم گردن همين

459
00:24:05,965 --> 00:24:06,966
و از دفترمون خطش بزنيم

460
00:24:08,259 --> 00:24:09,635
<i>راستشو بهمون گفتي ديگه ؟</i>

461
00:24:09,719 --> 00:24:10,845
ـ بله
ـ اوکي

462
00:24:12,722 --> 00:24:14,891
<i>ناهار بزنيم ؟</i>

463
00:24:16,267 --> 00:24:17,101
<i>اوکي</i>

464
00:24:20,354 --> 00:24:23,691
واحد عمليات تا حرفي
ميشد، سريع مينداخت گردن بقيه

465
00:24:23,774 --> 00:24:25,276
"! ما نبستيم پرونده رو که"

466
00:24:25,359 --> 00:24:28,779
،"کاره اون بوده. يارو از "مينسوتا
"يا اون يارو از "ويرجينيا

467
00:24:29,113 --> 00:24:31,616
"اون مأموره پرونده رو بست، نه ما"

468
00:24:32,074 --> 00:24:33,743
ولي اونا تسريع دهنده فرايند بودن

469
00:24:36,162 --> 00:24:37,997
معروف داشتن ميشدن

470
00:24:38,414 --> 00:24:40,666
کُلي بهشون اعطاي‌ مقام ميشد

471
00:24:43,377 --> 00:24:44,545
اونا قهرمان بودن

472
00:24:45,046 --> 00:24:46,756
،قهرمان خانواده ها

473
00:24:46,839 --> 00:24:48,966
قهرمان پليس هاي محلي

474
00:24:49,091 --> 00:24:52,053
:زنگ ميزدن اينور اونور ميگفتن
"حدس بزن چي؟ قاتل پروندت رو پيدا کرديم"

475
00:24:52,501 --> 00:24:56,845
[ واحد عمليات; مصيبتهاي کهنه را به سرانجام ميرساند ]

476
00:25:00,311 --> 00:25:02,396
<i>...در تاريخ 12 مِـي، 1983 بود که</i>

477
00:25:02,480 --> 00:25:05,733
<i>،اسکاتي اسکات»، 23 ساله»
در مقابل هيئت منصفه "ليتل راک" قرار گرفت</i>

478
00:25:05,816 --> 00:25:10,321
<i>تا به جُرم شليک و به قتل رساندن فروشنده سوپرمارکت
يعني «بتي تورنتون» محاکمه شود</i>

479
00:25:10,404 --> 00:25:13,199
<i>تورنتون» بر اثر اصابت 3 گلوله در»
...کنار پيشخوان بر روي</i>

480
00:25:13,282 --> 00:25:16,118
<i>زمين افتاده بود و صندوق پول
هم خالي شده بود </i>

481
00:25:16,452 --> 00:25:18,538
من معاون بازپرسي بودم
[ کريس پيآتزا ]

482
00:25:19,038 --> 00:25:21,666
...و قرار بود تا «اسکاتي اسکات» رو به جُرم
[ کريس پيآتزا ]

483
00:25:21,749 --> 00:25:23,501
قتلِ «بتي تورنتون» محاکمه کنم
[ کريس پيآتزا ]

484
00:25:24,627 --> 00:25:27,380
...پدره «اسکاتي اسکات» قبلاً در

485
00:25:27,463 --> 00:25:29,048
اداره پليس "آرکانزاس" يه پليسه

486
00:25:29,131 --> 00:25:31,008
شناخته شده و محبوب بود

487
00:25:31,092 --> 00:25:33,511
:گفتم
"پسرم، تا حالا به داخل اون فروشگاه رفتي ؟"

488
00:25:34,929 --> 00:25:38,307
:تو چشمام نگاه کرد و گفت
بابا، من تاحالا تو عمرم بهت دروغ نگفتم"

489
00:25:38,391 --> 00:25:39,475
و الانم نميگم

490
00:25:39,559 --> 00:25:41,686
"بخدا تو عمرم پامو اونجا نذاشتم

491
00:25:41,936 --> 00:25:44,188
خيلي سخته وقتي بخواي پسره
،يه پليس ايالتي رو محاکمه کني

492
00:25:44,272 --> 00:25:48,192
ولي ما مدارک موثقي داشتيم که اونو مستقيماً
در صحنه قتل «بتي» قرار ميداد

493
00:25:48,985 --> 00:25:51,153
<i>،هيئت منصفه
...متهم، «اسکاتي اسکات» را</i>

494
00:25:51,237 --> 00:25:53,406
<i>به جُرم قتل عمد گناهکار ميداند</i>

495
00:25:55,950 --> 00:25:59,704
<i>و به حکم اين مجازات ايشان به مدت 25 سال
به زندان محکوم ميشود</i>

496
00:26:00,538 --> 00:26:02,915
وقتي هيئت منصفه همه مدارک رو ديدن

497
00:26:02,999 --> 00:26:05,835
--و با قاطعيت ميدونستن که اون گناهکاره

498
00:26:05,918 --> 00:26:07,211
اين يه عدالت واقعي بود

499
00:26:11,507 --> 00:26:13,467
،"وقتي «هنري لوکاس» اومد به "ليتل راک

500
00:26:14,010 --> 00:26:18,014
پرونده «اسکاتي اسکات» در مرحله اعتراض
رفته بود به دادگاه عالي

501
00:26:18,848 --> 00:26:22,268
بعد «هنري لوکاس» گفت که اون
بتي تورنتون» رو کُـشته»

502
00:26:22,351 --> 00:26:23,477
<i>...قسم ميخوري که غير از حقيقت</i>

503
00:26:23,561 --> 00:26:26,606
ولي هيچ مدرکي به غير از
حرفاي خودش وجود نداشت

504
00:26:26,689 --> 00:26:29,942
<i>لوکاس» شهادت داد که در سال 1981»
...او فروشنده سوپرمارکت در "ليتل راک" را</i>

505
00:26:30,026 --> 00:26:31,319
<i>،کشته است </i>

506
00:26:31,402 --> 00:26:33,904
<i>«جُرمي که «اسکاتي اسکات
بخاطرش محکوم شده بود </i>

507
00:26:33,988 --> 00:26:37,408
فروشگاهي که ازش دزدي
کرده بودم رو گفتم چجور بوده

508
00:26:37,491 --> 00:26:40,244
بعد مشخصات قرباني رو شرح دادم

509
00:26:40,703 --> 00:26:42,246
که چه شکلي بودش

510
00:26:42,330 --> 00:26:44,373
و به کجاش شليک شده بود

511
00:26:45,124 --> 00:26:47,585
يک کلمه از حرفاش حقيقت نداشت

512
00:26:48,753 --> 00:26:52,840
ما با مدرک و سند و همينطور
...شاهدين عيني ميتونم ثابت کنيم که

513
00:26:52,923 --> 00:26:55,217
...«هنري لي لوکاس» در روزي که «بتي تورنتون»

514
00:26:55,301 --> 00:26:58,638
،در "ليتل راک، آرکانزاس" کشته شده
در "جکسون وويل، فلوريدا" حضور داشته

515
00:26:59,889 --> 00:27:02,308
<i>مدرکي که بيشترين لطمه را به
..اعتباره حرفاي «لوکاس» ميزند</i>

516
00:27:02,391 --> 00:27:06,812
<i>يک برگه اداره بيمه ميباشد که «لوکاس» در
،تاريخ 6 نوامبر 1981 آن را امضاء کرده است</i>

517
00:27:06,896 --> 00:27:08,105
<i>همان روزه قتل</i>

518
00:27:08,189 --> 00:27:10,524
<i>اين امضاي شماست ؟</i>

519
00:27:10,608 --> 00:27:12,443
اون امضاي منه، بله

520
00:27:13,861 --> 00:27:16,447
اون بازم چند صد کيلومتر اونورتر بود

521
00:27:16,530 --> 00:27:18,783
قشنگ معلوم بود که يه حيله اس

522
00:27:19,617 --> 00:27:22,453
وقتي بالاخره بهم اقرار کرد

523
00:27:22,745 --> 00:27:26,248
شروع کرد حقيقت رو درباره قتل
بتي تونتون» بهم گفتن»

524
00:27:27,083 --> 00:27:29,043
<i>از کجا درباره اين پرونده باخبر شدي ؟</i>

525
00:27:29,293 --> 00:27:32,588
...يه روز تو دفتره کلانتر بودم که

526
00:27:32,672 --> 00:27:34,715
تلفن رو داد بهم تا با يه

527
00:27:34,799 --> 00:27:36,842
ستوان ايالتي صحبت کنم

528
00:27:36,926 --> 00:27:39,345
:اونم گفت
...راستش پسره"

529
00:27:39,887 --> 00:27:43,391
يکي از همکارامون تو زندانه

530
00:27:44,141 --> 00:27:46,852
اونم به جُرمي که به گمون ما انجام نداده

531
00:27:46,936 --> 00:27:49,438
،ميخواستم ببينم
"ميتوني يه کمکي بهمون بکني ؟

532
00:27:52,274 --> 00:27:55,319
محکوميت «اسکاتي اسکات» فقط بدليل اينکه

533
00:27:55,820 --> 00:27:58,614
،آقا «هنري» جُرمش رو به گردن گرفت
بخشيده شد

534
00:27:59,824 --> 00:28:03,661
هنري لوکاس» محصول يه سري»
...فريبکاري بود که

535
00:28:04,078 --> 00:28:08,666
واقعاً لطمه شديدي به نيروهاي انتظامي
و اجتماع ما، در «ليتل راک» وارد کرد

536
00:28:10,793 --> 00:28:13,796
<i>«اعتراف «لوکاس»، «اسکاتي اسکات
را آزاد کرد</i>

537
00:28:16,090 --> 00:28:19,885
دوباره و دوباره به همون
صورت تکرار شد

538
00:28:20,302 --> 00:28:22,263
...چون يه نفره ديگه

539
00:28:23,139 --> 00:28:24,432
از زيره قتل قسر در رفت

540
00:28:34,400 --> 00:28:37,403
من اونموقع واقعاً آدم مريضي بودم
...من

541
00:28:38,654 --> 00:28:42,742
اصن اميدي نداشتم که بخوام
بيگناهيم رو ثابت کنم

542
00:28:42,825 --> 00:28:45,327
،سره همينم به خودم گفتم

543
00:28:45,411 --> 00:28:48,372
،اگه مأمورا اعترافات قلابي بخوان

544
00:28:48,456 --> 00:28:50,416
منم تحويلشون ميدم

545
00:28:52,585 --> 00:28:56,380
،از اين مرتيکه مُرده متنفرم
...ولي خب از اونائي

546
00:28:58,215 --> 00:28:59,383
،که خلقش کردن

547
00:29:00,092 --> 00:29:00,968
بيشتر متنفرم

548
00:29:01,051 --> 00:29:05,598
...اينا مثلاً کساني هستن که توقع داري

549
00:29:06,474 --> 00:29:09,560
...قاتلين رو به پاي ميزه محاکمه ببرن

550
00:29:10,478 --> 00:29:12,021
ولي اينطور نشد

551
00:29:18,723 --> 00:29:23,738
[ اِل پاسو، تگزاس ]
[ راد پانتون، وکيل هنري ]

552
00:29:24,074 --> 00:29:25,785
،در سال 1985

553
00:29:26,535 --> 00:29:29,288
«واحد عمليات داشت از «لوکاس
اعترافات ميگرفت

554
00:29:29,371 --> 00:29:32,458
بعد از اونور، مدارکي داشتن که نشون ميداد
اون نميتونسته مرتکب اين جنايات شده باشه

555
00:29:34,084 --> 00:29:37,379
سره همين تصميم گرفتن تا يه
پرونده بزرگ انتخاب کنن

556
00:29:37,463 --> 00:29:41,383
تا از طريق اون ثابت کنن که «لوکاس» واقعا همون
قاتل جمعي اي بوده که اينا ميگفتن هست

557
00:29:42,927 --> 00:29:45,888
ماريا آپاداکا» کُـشته شده بود»

558
00:29:45,971 --> 00:29:48,641
اون يه خانم سالمند بود

559
00:29:48,724 --> 00:29:50,559
،که خونش سرقت شده بود

560
00:29:50,643 --> 00:29:52,228
و بصورت وحشيانه اي به قتل رسيده بود

561
00:29:52,978 --> 00:29:55,189
<i>،چندتا چوب لباسي از تو کمد برداشتم</i>

562
00:29:55,272 --> 00:29:57,608
:يهو پيش خودم گفتم
"به درک اصن، بزار تا اينجام باهاش سکس کنم"

563
00:29:57,691 --> 00:29:59,652
بعد رفتم و باهاش سکس کردم

564
00:30:00,069 --> 00:30:02,655
،«براي دفاع کردن از «هنري
...فهميدم که بايد

565
00:30:03,113 --> 00:30:05,533
،«ثابت کنم که اون در پرونده «اِل پاسو

566
00:30:05,616 --> 00:30:08,077
مثل بقيه پرونده ها
دروغ گفته

567
00:30:09,453 --> 00:30:12,081
بايد اعترافات «لوکاس» رو موشکافي ميکردم

568
00:30:12,581 --> 00:30:14,458
...پرونده به

569
00:30:14,542 --> 00:30:15,543
پرونده

570
00:30:16,794 --> 00:30:19,630
يه عالمه شاهد آوردم تا ثابت کنم

571
00:30:20,172 --> 00:30:23,175
هنري» نميتونسته مسبب جناياتي باشه»

572
00:30:23,259 --> 00:30:24,343
که بهشون اعتراف کرده بوده

573
00:30:26,637 --> 00:30:29,223
در ابتدا قاضي هم مثل همه کساي ديگه

574
00:30:29,306 --> 00:30:31,934
فکر ميکرد که «لوکاس» آدم بديه، يه قاتل

575
00:30:32,601 --> 00:30:34,520
ولي بعدش چاقو بهش
! ميزدي خونش در نميومد

576
00:30:34,603 --> 00:30:37,064
چون فهميده بود که براي چندين
ماه فقط داشته دروغ مي شنيده

577
00:30:37,648 --> 00:30:40,401
<i>ما 76 پرونده رو بررسي کرديم</i>

578
00:30:40,860 --> 00:30:44,238
<i>و در تک تک اون 76 پرونده
به وضوح روشن بود که</i>

579
00:30:44,321 --> 00:30:46,115
<i>نميتونسته کاره اون باشه</i>

580
00:30:48,284 --> 00:30:49,743
،در انتهاي محاکمه

581
00:30:50,160 --> 00:30:53,163
من ثابت کردم که «لوکاس» در قتل
خانم «آپاداکا» نقشي نداشته

582
00:30:53,873 --> 00:30:55,875
،قاضي هم اعتراف رو مردود اعلام کرد

583
00:30:55,958 --> 00:30:58,002
.و دادستاني هم پرونده رو مختومه

584
00:30:59,378 --> 00:31:02,631
<i>گمون نميکنم که اين جريانات از
ابتدا با نيّت بدي شروع شده بوده</i>

585
00:31:02,715 --> 00:31:05,301
<i>فکر ميکنم که رنجرها صادقانه احساس ميکردن</i>

586
00:31:05,384 --> 00:31:07,553
<i>که دارن کاره درست رو انجام ميدن</i>

587
00:31:07,678 --> 00:31:09,179
<i>،اتفاقي که افتاد اين بود که</i>

588
00:31:09,763 --> 00:31:12,016
<i>هنري» ميدونست»
،تا زمانيکه اعتراف کنه</i>

589
00:31:12,099 --> 00:31:13,893
<i>زنده خواهد موند</i>

590
00:31:13,976 --> 00:31:16,145
<i>پس اونم به همه چي اعتراف ميکرد</i>

591
00:31:16,437 --> 00:31:20,482
<i>و اين امر براي رنجرها تبديل
به وسوسه شده بود</i>

592
00:31:20,566 --> 00:31:24,320
<i>و زمانيکه به هر يک از اين
،پرونده ها دقت ميکني</i>

593
00:31:24,403 --> 00:31:26,906
<i>يه الگوئي مشاهده ميشه</i>

594
00:31:26,989 --> 00:31:29,742
<i>که انگار يک اُرگان دولتي</i>

595
00:31:30,326 --> 00:31:32,161
<i>داشته از کسي که شايد</i>

596
00:31:32,244 --> 00:31:34,663
<i>تو عمرش ينفرم نکشته بوده
يه قاتل سريالي ميساخته</i>

597
00:31:36,790 --> 00:31:39,209
<i>و اونا هم اينجوري اينو تبديل کردن
...به بزرگترين فريب</i>

598
00:31:39,460 --> 00:31:43,297
<i>در تاريخ اين کشور و اين ايالت</i>

599
00:31:48,469 --> 00:31:51,555
<i>«دادستان کل، «جيم مَأتکس
گزارش تحقيقات يک ساله خود را ارائه کرد</i>

600
00:31:51,639 --> 00:31:56,018
<i>و در آن افسران پليس را به بي مبالاتي
در پرونده «لوکاس» مسئول دانسته</i>

601
00:31:56,101 --> 00:31:58,270
لوکاس» توانسته بود که»

602
00:31:59,188 --> 00:32:01,941
سيستم قضائي رو فريب بده

603
00:32:03,233 --> 00:32:05,069
گزارش «مَأتکس» منتشر شد

604
00:32:05,402 --> 00:32:11,033
که شامل جرئيات دقيق درباره
محل حضور «لوکاس» در زمان

605
00:32:11,116 --> 00:32:15,120
تمام قتلهايي بود که بهشون
اعتراف کرده بود

606
00:32:15,204 --> 00:32:16,872
ما صريحاً ميتونيم ثابت کنيم که

607
00:32:17,498 --> 00:32:20,501
به اون در اعترافاتش کمک شده

608
00:32:20,584 --> 00:32:23,253
بعضي از مقامات انتظامي

609
00:32:23,337 --> 00:32:26,215
پرونده هايي رو بستن که به
وضوح نبايد بسته ميشدن

610
00:32:27,591 --> 00:32:30,719
حتي با وجود حکمي که قاضي
در "اِل پاسو" صادر کرده بود

611
00:32:30,803 --> 00:32:32,137
،«و گزارش «مَأتکس

612
00:32:32,596 --> 00:32:34,932
بازم هيچکس توجه خاصّي نشون نداد

613
00:32:36,183 --> 00:32:38,644
و رنجرهاي تگزاسي هم

614
00:32:39,061 --> 00:32:41,772
به دفاع از اعمالشون ادامه دادن

615
00:32:43,524 --> 00:32:45,192
وقتي کميته امنيت عمومي

616
00:32:45,275 --> 00:32:48,529
و رنجرهاي تگزاس درباره واحد عمليات

617
00:32:48,612 --> 00:32:52,032
تحقيقات خودشون رو انجام دادن و هيچگونه

618
00:32:52,116 --> 00:32:56,662
،اشکالي در کاره رنجرها پيدا نکردن
منم خبرشو به رسانه ها دادم

619
00:32:57,079 --> 00:32:59,832
قطعاً هيچ کاره خلاف قانوني انجام نشده بود

620
00:33:00,165 --> 00:33:03,210
قطعاً هيچ مورده ناشايستي
...پيدا نشد که توسط

621
00:33:03,794 --> 00:33:05,754
،واحد عمليات

622
00:33:05,838 --> 00:33:08,048
«يا رنجرها، و يا «باب پرينس
صورت گرفته باشه

623
00:33:08,465 --> 00:33:10,759
اونا باورشون شده بود که
هنري» يه قاتل سرياليه»

624
00:33:10,843 --> 00:33:12,845
،آبروشونم اين وسط در خطر بود

625
00:33:12,928 --> 00:33:15,389
...و اونا مصمم بودن تا کاري رو بکنن

626
00:33:16,015 --> 00:33:18,267
که باعث افتخارشون بشه

627
00:33:18,350 --> 00:33:21,562
باب پرينس» هنوزم خيال ميکنه»
که به اين هدف رسيده

628
00:33:24,314 --> 00:33:28,318
فک نکنم اون واحده عمليات ديگه
کاره بيشتري ميتونست انجام بده

629
00:33:28,610 --> 00:33:30,404
،اگه امروزم قرار بود اينکارو بکنيم

630
00:33:30,863 --> 00:33:32,865
حدس ميزنم... دوباره به همون
روش انجامش ميداديم

631
00:33:45,669 --> 00:33:48,005
«از بين چند صد تا اعتراف «هنري

632
00:33:48,797 --> 00:33:50,674
ميدونم که فقط 3 تا پرونده وجود داره که

633
00:33:50,758 --> 00:33:53,302
«عملاً ميتوني «هنري
رو بهشون ربط بدي

634
00:33:58,265 --> 00:34:01,769
در پرونده قتل مادرش که زنداني شده بود

635
00:34:03,812 --> 00:34:06,523
در پرونده «کِيت ريچ» و «بـِکي پاؤول» هم که

636
00:34:06,732 --> 00:34:09,818
پليسارو برده بود به محل
دفن جنازه ها

637
00:34:10,569 --> 00:34:12,905
و درواقع مدارک فيزيکي هم وجود داشت

638
00:34:14,156 --> 00:34:16,700
... من خودمو طوري آموزش دادم

639
00:34:16,784 --> 00:34:18,577
و طوري آموزش ديدم

640
00:34:19,286 --> 00:34:21,246
که هيچوقت از خودم مدرک بجا نزارم

641
00:34:22,164 --> 00:34:23,874
<i>اثرانگشت هم جا نزاشتي ؟</i>

642
00:34:23,957 --> 00:34:26,460
،نه اثرانگشت
،نه ردّه پا

643
00:34:26,543 --> 00:34:27,836
هيچ ردّي

644
00:34:27,920 --> 00:34:30,297
نخيرم. «هنري لي لوکاس» مغز متفکر نبود

645
00:34:30,380 --> 00:34:32,257
امکان نداشت بدون گذاشتن رّدي ميتونسته

646
00:34:32,341 --> 00:34:33,842
اون جنايات رو انجام بده

647
00:34:33,926 --> 00:34:36,428
.اکثره آدماي ديگه از خودشون مدرک بجا ميزارن
من نميزارم

648
00:34:37,304 --> 00:34:39,890
نه اثرانگشتي هست، نه يه تار مو

649
00:34:40,182 --> 00:34:41,433
نه يه شاهده عيني

650
00:34:41,517 --> 00:34:44,394
،هيچي نيست
هيچي، هيچي

651
00:34:44,770 --> 00:34:48,232
«غير از اعترافات خوده «هنري
که ربطش ميده به اونا

652
00:34:55,906 --> 00:34:58,158
اونموقع وقتي اين قضيه
هنري لوکاس» در جريان بود»

653
00:34:58,242 --> 00:35:00,285
تازه داشت روکار ميومد DNA

654
00:35:02,329 --> 00:35:05,624
ولي الان-- ديگه بهونه اي نيست

655
00:35:05,707 --> 00:35:07,251
برگرديد و دوباره همه چيرو چک کنيد

656
00:35:08,418 --> 00:35:12,464
براي نيروهاي انتظامي DNA
مثل مسلسل ميمونه

657
00:35:12,548 --> 00:35:15,926
چون، نه ميتوني تغييرش بدي
،نه دستکاريش کني

658
00:35:16,009 --> 00:35:17,052
و نه ازش پنهان شي

659
00:35:17,136 --> 00:35:21,223
کمک کرد تا يکي از DNA تکنولوژي جديد
قديمي ترين پرونده هاي "کالورادو" حل شود

660
00:35:21,306 --> 00:35:22,349
<i>،قاتل سريالي</i>

661
00:35:22,432 --> 00:35:24,852
<i>هنري لي لوکاس» دراصل به»
اون قتل اعتراف کرده بود</i>

662
00:35:24,935 --> 00:35:28,814
<i>،«هم اکنون انگشت اتهام را در قتل «هالي DNA
... به سمت «ريکي لي هارنيش» 52 ساله</i>

663
00:35:28,897 --> 00:35:29,940
<i> اشاره ميکند</i>

664
00:35:30,023 --> 00:35:32,651
اين يارو واسه 32 سال داشته تو
خيابون راس-راس راه ميرفته

665
00:35:32,734 --> 00:35:35,696
تا همين ديروز گير نيوفتاده بود

666
00:35:35,779 --> 00:35:39,074
! و خرجش فقط يه قطره تُف بود

667
00:35:39,158 --> 00:35:41,827
الان ديگه پرونده ها داشتن حل ميشدن

668
00:35:41,910 --> 00:35:46,039
قاتل هاي واقعي پيدا ميشدن و
هيچکدومشون «هنري لوکاس» نبودن

669
00:35:48,163 --> 00:35:51,524
[ لوباک، تگزاس ]

670
00:35:52,379 --> 00:35:54,298
<i>جويز و باب لمونز» اين سؤال را دارند»
که چه کسي دخترشان</i>

671
00:35:54,381 --> 00:35:56,675
<i>دبرا سؤ ويليامسون» را کُـشته است ؟»</i>

672
00:35:56,758 --> 00:35:57,926
نميدونم کاره کي بوده

673
00:35:58,010 --> 00:36:01,263
،هيچوقت نميدونستم کاره کي بوده
و هيچ تصوري هم از اين که کي بوده نداشتم

674
00:36:05,517 --> 00:36:07,519
،خيلي سال بود که

675
00:36:08,854 --> 00:36:12,983
اداره پليس "لوباک"، هيچ فعاليتي رو
پرونده خواهرم انجام نداده بود

676
00:36:14,943 --> 00:36:17,362
:منم در 17 مارش به خودم گفتم

677
00:36:17,446 --> 00:36:19,448
"دوباره اين مسير رو آغاز ميکنم"

678
00:36:23,952 --> 00:36:26,997
کارآگاهاي پليس "لوباک" بهم گفتن
که کاري از دستشون برنمياد

679
00:36:27,748 --> 00:36:30,167
گفتن که نيروي انساني
،براي اين کارو ندارن

680
00:36:30,250 --> 00:36:33,879
حرفشونو باور کردم
پس بهشون گفتم براشون کمک پيدا ميکنم

681
00:36:33,962 --> 00:36:37,216
<i>...خب در تاريخ 24 آگوست، 1975</i>

682
00:36:37,299 --> 00:36:40,093
"همون موقع بود که "بنياد پرونده هاي سرد
رو پيدا کردم

683
00:36:40,177 --> 00:36:42,054
اونا پرونده «دبـي» رو قبول کردن

684
00:36:42,137 --> 00:36:45,599
قرباني مورده اصابت 15 تا 17 ضربه چاقو
قرار گرفته

685
00:36:45,682 --> 00:36:49,686
حمله اوليه در کنار دره
اتوموبيل صورت گرفته

686
00:36:50,312 --> 00:36:54,566
بعد حدود 6 متر روز زمين کشيده شده
،به سمت دره عقبي خونه

687
00:36:54,858 --> 00:36:57,653
،و بنظر ميرسه که جنازه ژست داده شده

688
00:36:57,736 --> 00:37:01,198
ولي بنظر نمياد که تجاوز جنسي
صورت گرفته باشه

689
00:37:01,823 --> 00:37:03,283
نحوه اي که رهاش کرده

690
00:37:03,492 --> 00:37:06,161
،يجور پيغامه
ميتونيم اينطور برداشت کنيم که

691
00:37:06,245 --> 00:37:09,206
احتمالا قرباني و متجاوزگر
با هم آشنا بودن

692
00:37:09,957 --> 00:37:12,960
اين احتمال هست که
قرباني اونو ميشناخته

693
00:37:13,043 --> 00:37:14,628
.و اون هم قرباني رو

694
00:37:14,878 --> 00:37:16,964
،«ما الان تمرکزمون روي شوهره «دِبـي

695
00:37:17,047 --> 00:37:19,424
،ساغدوش آقاي «داگز»، يعني برادره شوهر

696
00:37:19,508 --> 00:37:22,302
،«پسر عموي "دِبـي" و همينطور برادر «دِبـي
.قرار داره

697
00:37:27,057 --> 00:37:29,518
...بنياد پرونده هاي سرد" بر اين باور بود که"

698
00:37:29,601 --> 00:37:32,854
احتمالاً يکي از اعضاي
فاميل خواهرمو کُـشته

699
00:37:34,648 --> 00:37:37,943
اميدوارم اين جواب سؤالي
که دنبالشيم نباشه

700
00:37:38,860 --> 00:37:41,947
ولي اينقدر عذاب کشيديم
،و چيزاي بد شنيديم که

701
00:37:42,823 --> 00:37:45,492
...گمون نکنم اين بتونه

702
00:37:46,785 --> 00:37:48,537
بيشتر باعث عذابمون بشه

703
00:37:51,665 --> 00:37:54,459
ما يه گزارش 23 صفحه اي تحويل
...اداره پليس "لوباک" داديم

704
00:37:54,543 --> 00:37:57,379
که درش نام افراده قابل توجه اي

705
00:37:57,462 --> 00:38:00,465
ذکر شده بود که ممکن بود نقشي

706
00:38:00,549 --> 00:38:02,884
در پرونده «دِبـي» داشته باشن

707
00:38:03,302 --> 00:38:07,055
و اونا هم گفتن که بعداً باهامون تماس ميگيرن
تا از رونده تحقيقات مارو مطّلع کنن

708
00:38:07,139 --> 00:38:09,516
از اونموقع تا الان ديگه
چيزي ازشون نشنيديم

709
00:38:18,567 --> 00:38:19,860
...الان رسيديم به همون

710
00:38:19,943 --> 00:38:22,362
خونه مورد نظر که اونور خيابون ميبينيد

711
00:38:25,324 --> 00:38:27,034
اداره پليس "لوباک" تأئيد کرد که

712
00:38:27,117 --> 00:38:30,329
نه تنها درحال حاظر
،روي پرونده کار نميکنن

713
00:38:30,871 --> 00:38:33,707
بلکه هيچوقت برنامه اي هم
براي اينکار نخواهن داشت

714
00:38:35,168 --> 00:38:38,669
[ محل به قتل رسيدن دِبـي ]

715
00:38:38,920 --> 00:38:40,714
تا حالا اينقدر نزديک نيومده بودم

716
00:38:47,929 --> 00:38:50,098
صحنه قتل «دِبـي» خيلي تغيير کرده بود

717
00:38:52,267 --> 00:38:55,479
پليس "لوباک" زيره ناخن هاش
،پوست پيدا کرده بود

718
00:38:55,562 --> 00:38:57,731
،هم نمونه پوست داشتن، هم نمونه خون

719
00:38:57,814 --> 00:38:58,857
،نمونه مو

720
00:39:00,567 --> 00:39:04,237
،اثر کامل کف دست
اثرانگشت شَست

721
00:39:04,654 --> 00:39:05,947
حتي ردّه پا

722
00:39:07,783 --> 00:39:10,452
پليس "لوباک" يه عالمه از
مدارک رو گم کرده بود

723
00:39:10,911 --> 00:39:12,579
و جوابگو هم نبودن

724
00:39:23,048 --> 00:39:24,758
.. نميتونم باور

725
00:39:39,981 --> 00:39:41,608
تمام خواسته ما

726
00:39:42,609 --> 00:39:43,693
،در اين همه مدت

727
00:39:44,236 --> 00:39:46,113
،فقط اين بود که يبار

728
00:39:46,863 --> 00:39:48,031
،ديگه بررسي کنن

729
00:39:48,532 --> 00:39:51,159
وظيفه اشونو انجام بدن
هميشه فقط همينو ميخواستيم

730
00:39:51,993 --> 00:39:54,538
پدرم تو خواب سکته کرد و فوت شد

731
00:39:55,455 --> 00:39:57,999
اون هرکاري که يه انسان ازش
برمياد رو انجام ميداد

732
00:39:58,083 --> 00:40:00,502
تا قاتلش رو پيدا کنه

733
00:40:05,403 --> 00:40:10,134
[ سن هان، نيومکزيکو ]

734
00:40:12,597 --> 00:40:16,059
"بعد از اينکه "بنياد پرونده هاي سرد
حاضر به کمک کردن شد

735
00:40:17,185 --> 00:40:21,064
بالاخره در مسيره انجام يه
تحقيقات خوب قرار گرفتيم

736
00:40:22,566 --> 00:40:24,443
...«کلانتر «شِـيفر

737
00:40:24,526 --> 00:40:27,487
بنظر خيلي مشتاق ميرسيد...

738
00:40:28,196 --> 00:40:30,323
،خيلي آدم خوش مَشربي بود

739
00:40:32,242 --> 00:40:35,620
و اين خيلي بهمون اميد داد تا فک کنيم

740
00:40:35,704 --> 00:40:36,955
...بألاخره ميتونيم بفهميم

741
00:40:37,831 --> 00:40:40,375
چه بلائي سره مادرم اومده

742
00:40:41,626 --> 00:40:44,796
از اونموقع تا الان، فقط يه مقاله چاپ شد

743
00:40:44,880 --> 00:40:47,132
«و کلانتر «شِـيفر

744
00:40:47,716 --> 00:40:51,136
درش گفته بود، که نظره شخصيش اينه که

745
00:40:51,428 --> 00:40:54,306
لوکاس» در واقع احتمالش بوده»
که متجاوزگره اصلي باشه

746
00:41:04,483 --> 00:41:07,944
مقامات محلي به اطلاعات
اساسي دسترسي داشتن

747
00:41:08,028 --> 00:41:09,654
اگه ميخواستن کاري بکنن

748
00:41:11,364 --> 00:41:14,159
ولي انگار بنظر ميرسه که
اصلاً براشون اهميت نداشته

749
00:41:15,619 --> 00:41:17,954
اونا ترجيح ميدادن تا يه قتل از
تو پرونده هاشون کم شه

750
00:41:18,622 --> 00:41:22,042
تا اينکه حقيقت رو درباره اينکه چه بلائي
سره مادرم اومده رو بهم بگن

751
00:41:24,961 --> 00:41:28,048
هميشه يه مقاومتي در مقابل
بازگشائي پرونده ها وجود داره

752
00:41:28,131 --> 00:41:33,094
چون نيروهاي انتظامي دوست
ندارن بد جلوه کنن

753
00:41:34,930 --> 00:41:38,183
من ميتونم اين بي ميلي مقامات رو
...براي بازگشائي

754
00:41:38,266 --> 00:41:39,643
،پرونده ها درک کنم

755
00:41:39,726 --> 00:41:43,647
دليلش اينه که نميخوان اسم
،همکاران سابقشون خراب شه

756
00:41:44,814 --> 00:41:47,859
،اما سؤال اينه که
آيا واقعاً مجرم واقعي رو دستگير کرديد ؟

757
00:41:48,693 --> 00:41:53,114
هرچه قدر هم در اکثر موارد، نيروهاي انتظامي
...نيّتشون خير باشه

758
00:41:53,448 --> 00:41:55,116
،بازم احتمال اشتباه وجود داره

759
00:41:55,200 --> 00:41:58,453
و ماهم بايد بفهميم که دليل رُخ دادن
اون اشتباهات چي بوده

760
00:41:58,537 --> 00:42:01,998
و سعي کنيم که نحوه مقابله
با اونارو تغيير بديم

761
00:42:02,082 --> 00:42:03,416
تا ديگه تکرار نشن

762
00:42:04,167 --> 00:42:08,171
خب اين قطعاً بايد باعث عبرت
نيروي هاي انتظامي باشه

763
00:42:09,047 --> 00:42:13,843
اگه شما به وظيفه اتون طبق
،مقررات عمل کرده باشيد

764
00:42:15,887 --> 00:42:19,057
پس لزومي نبايد داشته باشه
که نگران چيزي باشيد

765
00:42:23,088 --> 00:42:26,753
[ بيکرزفيلد، کاليفورنيا ]

766
00:42:31,152 --> 00:42:32,988
بازگشائي يه پرونده مختومه
...به

767
00:42:33,071 --> 00:42:35,156
يکي دو دليل کاره آسوني نيست

768
00:42:35,532 --> 00:42:37,826
اول، باعث ميشه چيزائي که
قبلاً بهشون دقت نکرديم

769
00:42:37,909 --> 00:42:40,328
خودشون رو نمايان کنن

770
00:42:40,787 --> 00:42:42,872
و دوم، اين ميتونه مايه خجالتمون بشه

771
00:42:43,498 --> 00:42:46,459
ولي اگه اينکار نياز باشه
[ گروهبان تد کينگ، از اداره پليس بيکرزفيلد ]

772
00:42:46,543 --> 00:42:48,253
که دوباره به عقب برگرديم
[ گروهبان تد کينگ، از اداره پليس ببيکرزفيلد ]

773
00:42:48,336 --> 00:42:50,672
و دقيقتر عمل کنيم
و تصميم هاي متفاوت تر بگيريم

774
00:42:50,922 --> 00:42:52,424
بايد انجامش بديم

775
00:42:53,633 --> 00:42:56,136
...پرونده «ليندا سؤ-ادکينز» تا زمانيکه

776
00:42:56,219 --> 00:42:58,763
،هنري» اعتراف کرد و گفت که»

777
00:42:59,472 --> 00:43:02,601
،در هنگام وقوع قتل تو "کاليفورنيا" بوده
حل نشده باقي مونده بود

778
00:43:04,936 --> 00:43:06,688
پرونده بدون دستگيري بسته شد

779
00:43:06,771 --> 00:43:08,690
چون اون در "تگزاس" تحت بازداشت بود

780
00:43:15,238 --> 00:43:18,825
درابتدا اينطور بنظر ميرسيد که
هنري لي لوکاس» مسبب اين قتل بوده»

781
00:43:19,534 --> 00:43:22,746
،تا اينکه در اواخر سال 2016

782
00:43:23,038 --> 00:43:25,206
از گروه فيلمبرداري با من تماس گرفتن

783
00:43:25,290 --> 00:43:26,875
«و با توضيحات اينکه «هنري

784
00:43:27,083 --> 00:43:29,753
چه مقدار اعتراف ساختگي کرده
توجه منو جلب کردن

785
00:43:31,171 --> 00:43:33,715
،پرونده رو بازبيني کردم
و به اعترافات نگاه کردم

786
00:43:33,798 --> 00:43:36,426
و متوجه شدم که هيچ مدرک فيزيکي اي
...وجود نداره تا اونو به

787
00:43:36,509 --> 00:43:38,136
،جنايات ربط بده
...و بألعکس

788
00:43:38,595 --> 00:43:40,513
مقاديره بيشماري مدرک وجود داره
که نشون ميده

789
00:43:40,597 --> 00:43:42,932
اون در تاريخ مذکور
در "بيکرزفيلد" حضور نداشته

790
00:43:45,101 --> 00:43:48,188
پشت مُتل ها، کلوب هاي
شبانه قرار داشت

791
00:43:48,688 --> 00:43:51,358
و جنازه اون کناره مسيره
روخونه پيدا شده بود

792
00:43:55,570 --> 00:43:57,364
...خلاصه پرونده اين بوده که

793
00:43:57,447 --> 00:43:59,991
ليندا» ازکلوب مياد بيرون»

794
00:44:00,700 --> 00:44:04,162
،و بعدش يا با گول خوردن
يا به زور، و يا با دزديده شدن

795
00:44:04,454 --> 00:44:06,748
..سر از اينجائي که داريم

796
00:44:06,831 --> 00:44:08,750
مي بينيم در مياره

797
00:44:08,833 --> 00:44:10,877
درنهايت گذاشتيم جامعه تصميم بگيره

798
00:44:11,461 --> 00:44:13,630
:يه تفکره سنتي هست که ميگه

799
00:44:13,713 --> 00:44:16,132
ما اشتباه نميکنيم و درباره"
"اشتباهاتمون حرف نميزنيم

800
00:44:16,216 --> 00:44:18,093
برخلافش يه تفکره شفاف سازي هم وجود داره

801
00:44:18,176 --> 00:44:21,221
،که اشتباهاتمون رو اعلام ميکنيم
و نشون ميديم که ماهم انسان هستيم

802
00:44:21,304 --> 00:44:22,389
...و نشون ميديم که

803
00:44:23,098 --> 00:44:25,058
هرچه قدرم نيّتمون خير باشه
...باز ممکنه چيزائي

804
00:44:25,141 --> 00:44:26,184
برخلاف اون اتفاق بيوفته

805
00:44:28,770 --> 00:44:30,730
<i>ـ سلام «دِبـي»، چطوري ؟
ـ خوبم</i>

806
00:44:30,814 --> 00:44:33,608
بعضي وقتا خيلي سخته
...که بخواي دوباره

807
00:44:33,692 --> 00:44:35,985
با خانواده قرباني ها حرف بزني

808
00:44:36,069 --> 00:44:38,363
...«در اين مورد، خانواده «ليندا

809
00:44:38,446 --> 00:44:41,241
خيلي خوشحال شدن و از تصميم
...ما براي يافتن حقيقت

810
00:44:41,783 --> 00:44:42,659
پشتيباني کردن

811
00:44:43,159 --> 00:44:45,370
،هرچي بيشتر بررسي ميکنيم
...ميبينيم که

812
00:44:45,453 --> 00:44:47,997
احتمال دخيل بودن اون
کمتر و کمتر ميشه

813
00:44:48,081 --> 00:44:50,792
طي اين سالها خيلي ميشنيديم که

814
00:44:50,875 --> 00:44:53,002
،بعضي از اعترافاتش دروغ بودن

815
00:44:53,586 --> 00:44:57,674
،ولي به خودمون ميگفتيم که
اين در مورده پرونده ما صحت نميتونه داشته باشه

816
00:44:57,757 --> 00:44:58,591
درسته

817
00:44:58,675 --> 00:45:03,304
بيشترين اميدم اينه که
بألاخره بفهميم کاره کي بوده

818
00:45:03,388 --> 00:45:07,475
متأسفانه، اين امکان وجود داره
...که اگه پرونده رو

819
00:45:07,559 --> 00:45:09,978
دوباره باز کنيم ديگه بسته نشه

820
00:45:10,061 --> 00:45:11,771
ولي خب،کاره درست اينه که

821
00:45:11,855 --> 00:45:14,816
...بازش کنيم و

822
00:45:14,899 --> 00:45:15,859
بررسي مجدد انجام بديم

823
00:45:15,942 --> 00:45:17,694
ليندا» بهترين دوستم بود»

824
00:45:21,030 --> 00:45:22,157
ببخشيد

825
00:45:22,866 --> 00:45:23,908
...من

826
00:45:24,826 --> 00:45:27,162
به اين فکر ميکنم که
...اگه هنوز زنده بود زندگيمون

827
00:45:28,079 --> 00:45:29,289
چطوري ميشد

828
00:45:35,795 --> 00:45:38,548
الان دوباره برگشتيم سره خونه اول

829
00:45:40,759 --> 00:45:44,846
<i>اشکال نداره اگه چندتا
اعلاميه بچسبونيم اينجا ؟</i>

830
00:45:44,929 --> 00:45:49,225
وحشتناکترين فکري که تو سرم ميگذره

831
00:45:49,309 --> 00:45:50,185
...اينه که

832
00:45:51,060 --> 00:45:53,605
آدمي که اونو کُـشته

833
00:45:53,688 --> 00:45:55,023
قسر در رفته باشه

834
00:45:57,025 --> 00:46:01,905
و بخاطر اشتباهات تحقيقاتي
در اين پرونده

835
00:46:03,198 --> 00:46:05,241
کساي ديگه آسيب ديده باشن

836
00:46:07,368 --> 00:46:10,121
و خانواده هاي ديگه همون عذابي که
من متحمل شدم رو تجربه کنن

837
00:46:11,122 --> 00:46:13,208
نبايد بزاريم دوباره اين اتفاق بيوفته

838
00:46:18,838 --> 00:46:23,593
خانواده اي که يکي از
عزيزاش به قتل ميرسن

839
00:46:24,719 --> 00:46:26,638
هيچوقت نميتونه فراموش کنه

840
00:46:28,348 --> 00:46:30,266
،اگه قراره به فرجامي برسن

841
00:46:30,350 --> 00:46:33,937
برام مهم نيست حالا ميخواد 5 سال
طول بکشه يا 30 سال

842
00:46:34,729 --> 00:46:36,898
اين فرجام داغشون رو
کمي سردتر ميکنه

843
00:46:37,732 --> 00:46:38,775
ميکنه

844
00:46:39,275 --> 00:46:40,360
واقعاً ميکنه

845
00:46:43,738 --> 00:46:44,697
«دوست دارم «دِبـي

846
00:46:53,957 --> 00:46:57,752
اين، درواقع داستانِ طبيعت انسانه

847
00:46:59,003 --> 00:47:04,259
درباره اينکه ما چيزائي که خودمون
ميخواستيم ببينيم رو، در «هنري» ديديم

848
00:47:06,511 --> 00:47:09,764
و شايد درست باشه که اينطوري
حقيقت از ديدمون پنهان موند

849
00:47:12,600 --> 00:47:14,686
،اين وظيفه همه ماست که

850
00:47:14,769 --> 00:47:17,605
،شناسائي کنيم

851
00:47:18,106 --> 00:47:19,107
،و کنترل کنيم

852
00:47:19,732 --> 00:47:22,193
...امثال کساني مانند «هنري لوکاس» را

853
00:47:22,694 --> 00:47:25,655
قبل از اينکه در اجتماع دست به خشونت بزنند

854
00:47:26,447 --> 00:47:27,532
خيلي ازتون متشکرم

855
00:47:30,145 --> 00:47:35,529
رنجرهاي تگزاسي حدود 200 قتل را ]
[ به هنري» نسبت دادند»

856
00:47:35,786 --> 00:47:41,143
هنري» را حتي» ،DNA آزمايشات ]
[ در يک مورد هم به آنها مرتبط نکرد

857
00:47:41,433 --> 00:47:47,899
،هويت قاتلين واقعي در 20 پرونده ]
[ با قطعيت مورده تأئيد قرار گرفته است

858
00:47:47,964 --> 00:47:53,888
و با اينحال، هنوز اکثريت پرونده هاي ]
[ لوکاس»، بررسي مجدد نشده اند»

859
00:47:54,060 --> 00:47:59,881
اين مستند تقديم شده است به همه قربانيان قـتـل ]
[ و خانوادگاني که هنوز در جستجوي عدالت ميباشند

860
00:48:00,239 --> 00:48:07,964
و همينطور به "جوراب نارنجي"، که سرانجام در ]
[ سال 2019 با نام «دبرا جکسون»، شناسائي شد
[ولي قاتلش همچنان ناشناس باقي مانده است]

861
00:48:08,537 --> 00:48:12,013
[ .«تقديم به «جويس لمونز ]
[ .روحش شاد ]

862
00:48:12,063 --> 00:48:21,378
[ Tombless :مترجم ]
پـايـان قـسـمت پـنـجـم
(قـسـمت آخـر)

