﻿1
00:00:30,708 --> 00:00:38,917
‫♪ آهنگ Innocence از Gabriels ♪

2
00:00:38,941 --> 00:00:42,816
‫[دوک]

3
00:01:01,958 --> 00:01:04,541
‫سوزی گلس هستم
‫بعد از بوق پیغام بذارید

4
00:01:11,125 --> 00:01:12,333
‫بگو ببینم چی شد، جیمی

5
00:01:12,416 --> 00:01:14,208
‫یهویی دعواشون شد

6
00:01:14,708 --> 00:01:18,666
‫بعد یارو ازبکه پرید وسط
‫گرفتـشون زیر بار کتک

7
00:01:18,750 --> 00:01:20,458
‫ولی جک بیخیال نشد

8
00:01:20,541 --> 00:01:23,375
‫مُشت‌بارونش کرده بود
‫و هی جاخالی می‌داد

9
00:01:23,458 --> 00:01:24,458
‫بَم!

10
00:01:25,125 --> 00:01:27,500
‫ولی ازبکیه این کاره بود

11
00:01:27,583 --> 00:01:29,375
‫که یهو دیدم جک پخش زمین شد

12
00:01:31,458 --> 00:01:33,166
‫خیلی ناراحت‌کننده بود

13
00:01:33,666 --> 00:01:36,250
‫سوزی چی، جیمی؟
‫چی می‌گفت؟

14
00:01:36,333 --> 00:01:37,583
‫فحش بارونش کرده بود

15
00:01:37,666 --> 00:01:40,375
‫- کلی حرف زشت زد
‫- هنری کالینز چطور؟

16
00:01:40,458 --> 00:01:42,041
‫آره، فکر کنم به همین یارو فحش می‌داد

17
00:01:42,125 --> 00:01:43,791
‫سوزی رفته مزرعه؟

18
00:01:43,875 --> 00:01:46,416
‫نه، گمونم خونه باشه

19
00:01:47,791 --> 00:01:48,666
‫غمبرک زده

20
00:01:48,750 --> 00:01:49,750
‫کجاست؟

21
00:01:50,208 --> 00:01:52,916
‫- چی؟ خونه‌اش؟
‫- آره جیمی، خونه‌ش کجاست؟

22
00:01:53,000 --> 00:01:56,916
‫این موضوع یه رازه، عالیجناب.
‫من خودم هم نباید بدونم.

23
00:01:57,000 --> 00:01:58,875
‫ولی می‌دونی دیگه، مگه نه جیمی؟

24
00:02:00,083 --> 00:02:01,208
‫بگی نگی

25
00:02:01,291 --> 00:02:11,764
‫♪ آهنگ Innocence از Gabriels ♪

26
00:02:27,250 --> 00:02:29,370
‫- خونه‌م و از کجا بلدی؟
‫- صبح بخیر

27
00:02:30,125 --> 00:02:31,125
‫بیا با هم صحبت کنیم

28
00:02:34,916 --> 00:02:36,041
‫بابت جک متأسفم

29
00:02:37,375 --> 00:02:38,583
‫اصلاً دخلی به من نداشت

30
00:02:39,083 --> 00:02:41,416
‫چرا باید حرف‌هات رو باور کنم؟

31
00:02:41,500 --> 00:02:43,333
‫تو منو زیرفشار گذاشتی. یادته دیگه، سوزان؟

32
00:02:43,916 --> 00:02:46,000
‫راه چاره‌ای واسم نذاشتی.
‫برای همین خودم دست به کار شدم.

33
00:02:46,083 --> 00:02:47,125
‫با کمکِ هنری کالینز

34
00:02:48,208 --> 00:02:50,125
‫خیال نکن از پس کالینز برمیای

35
00:02:50,208 --> 00:02:52,833
‫روحتـم خبر نداره
‫داری قاطی چه ماجرایی می‌شی

36
00:02:53,333 --> 00:02:55,083
‫اتفاقیه که افتاده، سوزی

37
00:02:55,583 --> 00:02:57,416
‫حال برادرت چطوره؟

38
00:02:58,833 --> 00:03:01,666
‫کاسۀ چشمش ضربه ترک خورده
‫و خونریزی مغزی کرده

39
00:03:02,541 --> 00:03:05,291
‫با توجه به این وضعیت،
‫شانس آوردیم بدتر از این‌ها سرش نیومد

40
00:03:05,375 --> 00:03:07,958
‫مقصر تویی
‫که گذاشتی ازت سوءاستفاده کنن

41
00:03:08,041 --> 00:03:10,416
‫ببین، من می‌تونم حلش کنم، خب؟

42
00:03:10,500 --> 00:03:12,875
‫می‌تونم پیداش کنم
و کار کالینز رو یه‌سره کنم

43
00:03:12,958 --> 00:03:14,583
‫تو این کاره نیستی، ادی

44
00:03:15,500 --> 00:03:17,916
‫بخاطر همین هم بود که از همون روز اول
‫دنبال راه فرار بودی؛ یادت میاد؟

45
00:03:18,000 --> 00:03:19,416
‫من می‌تونم کمکت کنم

46
00:03:20,500 --> 00:03:21,500
‫خودت خوب می‌دونی

47
00:03:22,500 --> 00:03:25,333
‫نیازی به کمکت نیست.
‫خودم از پسش برمیام.

48
00:03:30,125 --> 00:03:30,958
‫باشه

49
00:03:40,708 --> 00:03:45,041
‫[آقــایان]

50
00:03:45,065 --> 00:04:09,559
‫‫‫‫‫ترجمه و تنظیم از
‫<font color="#ff۰۰۰b">iredprincess</font>

51
00:04:09,583 --> 00:04:12,125
‫یه عملیات با سه تا هدف داریم.
‫نباید هیچ قدم اشتباهی برداریم.

52
00:04:12,208 --> 00:04:14,833
‫- پیرمرد رضایت داده؟
‫- به نظر خودت؟

53
00:04:17,750 --> 00:04:18,750
‫متأسفم

54
00:04:19,375 --> 00:04:20,375
‫چرا؟

55
00:04:20,458 --> 00:04:22,208
‫بخاطر اتفاقی که برای جک افتاد

56
00:04:23,625 --> 00:04:26,750
‫تو چرا باید متأسف باشی؟
‫تو که کاری نکردی، کردی؟

57
00:04:29,208 --> 00:04:32,541
‫درسته. از کوچیک تا بزرگ
‫بدجور بابت این جریان متأسف‌ان.

58
00:04:33,125 --> 00:04:35,083
‫در هر صورت فرقی به حالش نداره

59
00:04:36,500 --> 00:04:39,333
‫- بیا روی عملیات‌مون تمرکز کنیم
‫- چشم، رئیس

60
00:04:42,541 --> 00:04:43,541
‫چیه؟

61
00:04:44,416 --> 00:04:45,541
‫هی، هی، هی

62
00:04:46,125 --> 00:04:48,625
‫آروم باش، آروم

63
00:04:49,791 --> 00:04:51,666
‫بیا اینجا، بیا

64
00:05:03,250 --> 00:05:04,791
‫آقای گلس...

65
00:05:08,625 --> 00:05:09,625
‫حالت خوبه، بابا؟

66
00:05:10,375 --> 00:05:11,375
‫حالش چطوره؟

67
00:05:12,125 --> 00:05:14,583
‫خوبه.
‫دکتر گفته وضعیتش رو به بهبوده.

68
00:05:15,541 --> 00:05:17,208
‫- می‌دونید که چقدر تیز و بُزه
‫- آره

69
00:05:18,333 --> 00:05:20,333
‫پس چرا دوره افتادی
‫داری ملت رو می‌فرستی سینۀ قبرستون؟

70
00:05:27,875 --> 00:05:30,666
‫فکر کردی نمی‌دونم
‫دور و برم چه خبره؟

71
00:05:30,750 --> 00:05:31,875
‫ببین...

72
00:05:35,041 --> 00:05:36,416
‫دیگه باید تمومش کنی

73
00:05:37,125 --> 00:05:38,000
‫چرا؟

74
00:05:38,083 --> 00:05:40,875
‫چون من خبردار بشم
‫یعنی کالینز هم خبردار شده،

75
00:05:40,958 --> 00:05:44,083
‫و باید بی‌سروصدا
‫دستم به کالینز کوفتی برسه

76
00:05:44,166 --> 00:05:45,708
‫پیش خودت چه فکری کردی؟

77
00:05:46,958 --> 00:05:48,125
‫توی روز روشن!

78
00:05:48,708 --> 00:05:51,250
‫گرفتی داور عوضی رو توی حیاط پشتیش،

79
00:05:51,333 --> 00:05:52,750
‫ وسط تعمیرات دوچرخه‌ش نفله کردی!

80
00:05:53,625 --> 00:05:57,083
‫حالام قانع نشدی،
‫داری می‌ری سراغ بقیه

81
00:05:57,166 --> 00:06:00,208
‫اون یارو ازبکیه ۱۰۸ کیلو بود

82
00:06:00,291 --> 00:06:02,833
‫توی پارک که داشت می‌دوید،
‫توی ماشین نشسته بودی

83
00:06:02,916 --> 00:06:05,000
‫گرفتی از شیشۀ ماشین شلیک کردی!

84
00:06:06,000 --> 00:06:08,666
‫حالام دنبال اصل کاری،
‫خود کالینز می‌گردی

85
00:06:08,750 --> 00:06:11,458
‫ولی دستت که بهش نرسید،
‫گرفتی آدمش رو تهدید کردی

86
00:06:11,541 --> 00:06:13,458
‫به یه گلوله راضی نشدی،

87
00:06:13,541 --> 00:06:14,416
‫بلکه دوتا هم زدی

88
00:06:14,500 --> 00:06:15,666
‫ولی بازم دستت به طرف نرسید

89
00:06:15,750 --> 00:06:16,916
‫من کارهای مالیش رو می‌کنم

90
00:06:17,000 --> 00:06:18,666
‫نمی‌دونم کجاست!

91
00:06:18,750 --> 00:06:20,958
با عقلت پیش نرفتی

92
00:06:21,041 --> 00:06:23,125
‫بلکه خودت رو درگیر احساساتت کردی

93
00:06:23,208 --> 00:06:26,625
‫- و حالام کالینز فهمیده دنبالشی
‫- خوبه، دوست دارم بدونه

94
00:06:26,708 --> 00:06:28,000
نقشه کشیده برات

95
00:06:28,083 --> 00:06:30,916
‫اگه اینطور نیست، پس چرا باید
‫پاشو از گلیمش درازتر کنه؟!

96
00:06:31,000 --> 00:06:33,083
‫جوگیر شده.
‫من چمیدونم! به تخمم اصلاً!

97
00:06:33,166 --> 00:06:34,791
‫باید جلوش رو بگیریم، بابا!

98
00:06:37,666 --> 00:06:38,666
‫خب، باشه

99
00:06:40,250 --> 00:06:41,250
‫باشه

100
00:06:42,791 --> 00:06:43,916
‫ولی کار تو نیست

101
00:06:45,625 --> 00:06:47,333
‫تو بتمرگ سرجات

102
00:06:49,208 --> 00:06:51,166
‫واسه انجامش، کُلی آدم دورمه

103
00:06:52,625 --> 00:06:53,625
‫حالیت شد؟

104
00:06:54,500 --> 00:06:56,833
‫تو نور زندگی منی،
‫چرا قصدِ جونم رو کردی؟

105
00:06:58,208 --> 00:06:59,208
‫کارِ تو نیست

106
00:07:02,500 --> 00:07:03,500
‫حالا

107
00:07:03,958 --> 00:07:05,166
‫ببین، گوش کن بهم

108
00:07:06,750 --> 00:07:08,375
‫نمی‌خوام تو رو هم از دست بدم

109
00:07:10,166 --> 00:07:13,000
‫- ول کن، بابا. نمُرده که.
‫- می‌دونم

110
00:07:17,166 --> 00:07:18,291
‫می‌خوای چیکار کنی؟

111
00:07:23,125 --> 00:07:24,625
‫بسپرش به پدرت

112
00:07:26,416 --> 00:07:28,375
‫برو خونه، یه چیزی بخور،

113
00:07:29,708 --> 00:07:30,958
‫و استراحت کن

114
00:07:32,333 --> 00:07:33,333
‫آروم بگیر

115
00:07:34,958 --> 00:07:36,791
‫- آره، باشه
‫- هی

116
00:07:39,333 --> 00:07:40,375
‫دوستت دارم

117
00:07:42,333 --> 00:07:43,250
‫من هم دوستت دارم

118
00:07:57,916 --> 00:07:58,916
‫لعنتی

119
00:08:00,250 --> 00:08:03,994
‫[قسمت هفتم]
‫[مخاطره‌آمیز]

120
00:08:08,291 --> 00:08:10,041
‫ممنون که تشریف آوردید، عالیجناب

121
00:08:10,125 --> 00:08:13,875
‫آقای جوهانستون ‌مشتاقن ببینن
‫تا چه اندازه می‌تونید کمک‌مون کنید

122
00:08:14,458 --> 00:08:16,833
‫و در راستای عذرخواهی بابت عدم حضورشون،

123
00:08:16,916 --> 00:08:21,000
‫از روی حسن نیت
‫یه پاکت سیگار براتون گرفته

124
00:08:21,083 --> 00:08:23,666
‫سیگار ۱۸ سانتیمتری با قطر ۲ سانتیمتر

125
00:08:23,750 --> 00:08:25,875
‫سیگار مورد علاقۀ خودِ چرچیل

126
00:08:25,958 --> 00:08:30,666
‫ظاهراً آقای وینستون مذاکراتشون رو
‫همراه با ترفند پیش می‌بردن

127
00:08:30,750 --> 00:08:33,875
‫یه سنجاق توی سیگارش می‌ذاشت

128
00:08:33,958 --> 00:08:38,000
‫که وقتی آتش می‌گرفت،
‫توجه همه بهش جلب می‌شد

129
00:08:38,083 --> 00:08:40,208
‫همه مشتاق بودن ببینن

130
00:08:40,291 --> 00:08:44,416
کِی این خاکستر سیگارش می‌ریخت

131
00:08:44,500 --> 00:08:46,375
‫چه باذکاوت

132
00:08:47,416 --> 00:08:48,875
‫لطفاً ازشون تشکر کنید

133
00:08:49,750 --> 00:08:52,666
‫متأسفانه بعد از دفعۀ آخری
‫که با سرپرست‌تون صحبت کردم،

134
00:08:52,750 --> 00:08:57,208
‫شرایط جوری تغییر کرد
‫که بدون اطلاع خونوادۀ گلس

135
00:08:57,708 --> 00:09:00,166
‫تمایلی به مذاکره نداشته باشم

136
00:09:00,833 --> 00:09:05,416
‫بله، پس خبر حملۀ وحشیانه‌ای
‫که به اون بوکسور جوون شد رو شنیدید

137
00:09:05,500 --> 00:09:07,875
‫- آم، جک بود، درسته؟
‫- همینطوره

138
00:09:09,250 --> 00:09:13,333
‫و ما هم به اندازۀ شما
‫از این آقای کالینز

139
00:09:13,416 --> 00:09:14,875
‫بیزاریم

140
00:09:14,958 --> 00:09:18,208
‫توی کسب و کار ما،
‫جایی برای خشونت و حقه‌بازی وجود نداره

141
00:09:18,791 --> 00:09:22,000
‫نگرانی‌تون برای
‫خونوادۀ گلس قابل تحسینـه، عالیجناب

142
00:09:22,083 --> 00:09:24,083
‫بر این باوریم شرایطی موجوده

143
00:09:24,166 --> 00:09:29,083
‫که می‌تونیم به روشی مسالمت‌آمیز و سودمند،
‫به همۀ این دلخوری‌ها

144
00:09:29,166 --> 00:09:31,500
‫خاتمه بدیم

145
00:09:31,583 --> 00:09:33,375
‫ادامه بدید

146
00:09:34,375 --> 00:09:37,875
‫همونطوری که خودتون در جریان هستید،
‫آقای جوهانستون عمارت‌تون رو تحسین می‌کنه

147
00:09:37,958 --> 00:09:40,833
‫که البته، جای صحبت هم نداره

148
00:09:40,916 --> 00:09:42,500
‫ولی در جریانیـم که

149
00:09:42,583 --> 00:09:46,916
‫عمارت‌های دیگه‌ای
‫در سطح عمارت‌تون وجود داره

150
00:09:47,458 --> 00:09:48,583
‫ظاهراً یازده تایی می‌شن

151
00:09:48,708 --> 00:09:50,791
‫

152
00:09:50,875 --> 00:09:51,958
‫درواقع ۱۳ تان

153
00:09:56,708 --> 00:09:59,125
‫ازتون می‌خوایم اسامی لردهایی که مالک

154
00:09:59,208 --> 00:10:02,583
‫منازل مذکور هستند رو در اختیارمون قرار بدید

155
00:10:03,208 --> 00:10:05,125
‫اسمشون به چه دردتون می‌خوره؟

156
00:10:05,208 --> 00:10:07,041
‫از نظر آقای جوهانستون،
‫کلید موفقیت یه معاملۀ خوب

157
00:10:07,125 --> 00:10:09,166
‫اینه که خواسته‌های شخص مقابل رو برطرف کنید

158
00:10:09,916 --> 00:10:13,083
‫با استفاده از این اسامی،
‫آقای جوهانستون با برملا کردن رمز و رازهایی

159
00:10:13,166 --> 00:10:15,291
‫که پایه‌های امپراطوریش رو مستحکم نگه داشته،

160
00:10:15,375 --> 00:10:18,583
‫اهرمی برای مذاکره با بابی گلس پیدا می‌کنه

161
00:10:20,000 --> 00:10:21,750
‫البته شما هم به خواسته‌تون می‌رسید،

162
00:10:22,458 --> 00:10:25,750
‫چی بالاتر از اینکه بالاخره
‫از شرِّ خونوادۀ گلس خلاص بشید؟

163
00:10:25,833 --> 00:10:27,625
‫و همۀ این اتفاقات در ازای فهرستی از اسامی

164
00:10:28,541 --> 00:10:29,541
‫اتفاق میفته

165
00:10:34,000 --> 00:10:35,000
‫هوم

166
00:10:53,375 --> 00:10:55,125
‫از کِی تا حالا دروازه‌ها رو قفل می‌کنیم؟

167
00:10:56,375 --> 00:10:57,916
‫احتیاط شرط عقلـه

168
00:10:58,000 --> 00:11:00,500
‫تعطیلات دانشگاهی از الان شروع شده؟

169
00:11:01,333 --> 00:11:02,916
‫نه راستش

170
00:11:03,875 --> 00:11:07,083
‫مجبور شدم
‫چند وقتی مرخصی اجباری بگیرم

171
00:11:10,500 --> 00:11:11,416
‫باردارید؟

172
00:11:11,500 --> 00:11:13,166
‫خب آره، امیدوارم

173
00:11:13,708 --> 00:11:15,791
‫یا باردارم یا که اضافه وزن گرفتم

174
00:11:18,000 --> 00:11:20,500
‫به نظرت مادرم بشنوه داره مادربزرگ می‌شه،
‫چه احساسی پیدا می‌کنه؟

175
00:11:21,291 --> 00:11:23,166
‫قطعاً احساساتی می‌شه

176
00:11:23,833 --> 00:11:28,000
‫راستش احتمال می‌دم گریه کنه

177
00:11:28,083 --> 00:11:29,291
‫ممنون جف

178
00:11:29,875 --> 00:11:30,875
واسم آرزوی موفقیت کن

179
00:11:58,791 --> 00:12:00,041
‫هوم

180
00:12:00,750 --> 00:12:01,875
‫یه تغییری کردی‌ها

181
00:12:01,958 --> 00:12:03,583
‫آم، موهات رو کوتاه کردی؟

182
00:12:03,666 --> 00:12:05,375
‫نه، نه، حتماً چشم‌هات یه چیزی‌شون شده

183
00:12:05,458 --> 00:12:07,375
‫وای، عزیزدلم!

184
00:12:08,750 --> 00:12:12,708
‫خدای من، خیلی وقته که منتظر زنگتـیم

185
00:12:12,791 --> 00:12:15,291
‫به داداش‌هات حرفی نزدم.
‫گفتم خودت میای بهشون می‌گی.

186
00:12:15,375 --> 00:12:16,666
‫وای، چه گنده‌ست!

187
00:12:18,625 --> 00:12:21,583
‫چاکلز! این دیگه چه کوفتیـه؟

188
00:12:21,666 --> 00:12:23,958
‫یعنی چطوری اینجوری شد؟

189
00:12:24,041 --> 00:12:25,916
‫چطوری؟
‫خب، آم، ببین...

190
00:12:26,000 --> 00:12:29,166
‫وقتی... یه آقایی
‫توی باغچۀ یه خانمی بذرپاشی می‌کنه...

191
00:12:29,250 --> 00:12:32,166
‫توروخدا دیگه از کلمۀ «بذرپاشی» استفاده نکن.
‫باباش کیه؟

192
00:12:32,250 --> 00:12:34,291
‫فردریک، این مسئله به چارلی مربوطـه

193
00:12:34,375 --> 00:12:37,541
‫حق نداری درمورد پدر بچه بپرسی.
‫قرار نیست جوابی بگیری.

194
00:12:37,625 --> 00:12:39,000
‫ببین، مگه فرقی هم داره؟

195
00:12:39,083 --> 00:12:40,875
‫باعث می‌شه
‫عشقت به خواهرزاده‌ت کم و زیاد بشه؟

196
00:12:40,958 --> 00:12:42,291
‫خب آره، احتمالـش هست

197
00:12:42,375 --> 00:12:44,833
‫خب بیا، بیا بغلت کنم

198
00:12:44,916 --> 00:12:46,642
‫- تبریک می‌گم
‫- می‌خوای بهش دست بزنی؟

199
00:12:46,666 --> 00:12:48,708
‫نه، مرسی. نیازی نیست.

200
00:12:48,791 --> 00:12:49,791
‫خاله‌جون وم‌تم؟

201
00:12:49,833 --> 00:12:50,875
‫نه، مرسی

202
00:12:50,958 --> 00:12:53,541
‫یاد گربه‌های توی کیسه میفتم

203
00:12:53,625 --> 00:12:54,745
‫بعدازظهرتون بخیر

204
00:12:54,791 --> 00:12:55,791
‫عه

205
00:13:00,791 --> 00:13:01,875
‫باورم نمی‌شه

206
00:13:04,666 --> 00:13:08,333
‫- چیزی نمی‌پرسم، معلومه خیلی سرت شلوغ بوده
‫- آره، فقط یکمی

207
00:13:09,250 --> 00:13:10,958
‫شرمنده، می‌خواستم بهت زنگ بزنم‌ها،

208
00:13:11,041 --> 00:13:14,041
‫ولی دیگه درگیر مقاله و درس و دانشگاهم شدم...

209
00:13:15,083 --> 00:13:16,666
‫- تبریک می‌گم
‫- ممنون

210
00:13:17,291 --> 00:13:18,666
‫شنیدم مشغول به کار شدی

211
00:13:19,208 --> 00:13:20,916
‫آره، آره، می‌شه همچین چیزی گفت

212
00:13:21,708 --> 00:13:23,916
‫کارهای خسته‌کنندۀ مربوط به املاک

213
00:13:24,000 --> 00:13:26,125
‫باید با مامان درموردش صحبت کنم

214
00:13:26,208 --> 00:13:27,625
‫موندگاری دیگه؟

215
00:13:28,125 --> 00:13:30,000
‫تا این بچه بیاد، آره

216
00:13:30,083 --> 00:13:32,583
‫شایدم چند ماهی بعد از تولدش بمونم

217
00:13:32,666 --> 00:13:33,666
‫یا یه همچین چیزی

218
00:13:35,666 --> 00:13:37,083
‫مشکلی نداره؟

219
00:13:37,166 --> 00:13:39,791
‫- معلومه
‫- معلومه که آره

220
00:13:39,875 --> 00:13:43,291
‫ببین، بذار به این کارم برسم،
‫بعدش می‌شینیم با همدیگه صحبت می‌کنیم

221
00:13:43,375 --> 00:13:46,375
‫ظاهراً باید برم.
‫در هر صورت خودم می‌خواستم برم حموم.

222
00:13:46,875 --> 00:13:48,833
‫- باز می‌بینمت
‫- خدافظ عزیزدلم

223
00:13:50,958 --> 00:13:54,375
‫فوق‌العاده نشده؟
‫خیلی براش خوشحالـم.

224
00:13:55,458 --> 00:13:57,750
‫ولی زمان مناسبی هم نیست‌ها،
‫درست می‌گم؟

225
00:13:58,250 --> 00:14:01,291
‫ببینید، به زودی اختلالاتی توی

226
00:14:01,375 --> 00:14:03,583
‫امپراطوری گلس ایجاد می‌شه

227
00:14:03,666 --> 00:14:05,333
‫بخاطر همین موضوع
‫به کمکتون نیاز دارم مامان

228
00:14:06,416 --> 00:14:10,291
‫آدرس خونه‌هایی که مثل شرایط ما هستن
‫رو لازم دارم

229
00:14:10,375 --> 00:14:13,125
‫من که در جریان نیستم عزیزم.
‫حیطۀ کاریِ پدرت بود.

230
00:14:13,208 --> 00:14:16,416
‫- نمی‌شه از سوزی پرسید؟
‫- نه، در حال حاضر کار درستی نیست

231
00:14:16,500 --> 00:14:17,916
‫پس باهاش صحبت کردی؟

232
00:14:18,000 --> 00:14:20,583
‫احیاناً... درمورد من چیزی نگفت؟

233
00:14:22,041 --> 00:14:23,750
‫نه فردی، حرفت نشد

234
00:14:24,500 --> 00:14:27,583
‫ولی عزیزم، یه شب
‫شام... دور هم جمع شده بودیم

235
00:14:27,666 --> 00:14:29,208
‫دو سال پیش بود

236
00:14:29,291 --> 00:14:30,958
‫نزدیک کریسمس بود

237
00:14:31,041 --> 00:14:33,916
‫۱۱‏ تا لرد با پدرت بودن،

238
00:14:34,000 --> 00:14:37,666
‫با یه پسری که بهش میومد
‫از طبقۀ اجتماعی پایینتـری باشه

239
00:14:38,250 --> 00:14:39,250
‫مهمونیـش کجا بود؟

240
00:14:39,291 --> 00:14:40,541
‫توی فرین‌بورن بود

241
00:14:40,625 --> 00:14:42,833
‫فرین‌بورن؟ مال تیبسی‌ـه

242
00:14:42,916 --> 00:14:43,791
‫می‌شناسیش؟

243
00:14:43,875 --> 00:14:46,875
‫تو که مدرسه بودی، بابا اصرار می‌کرد
‫باهاشون بریم اسکیت

244
00:14:47,833 --> 00:14:49,708
‫مردک روانی، یکمی خل می‌زد

245
00:14:49,791 --> 00:14:51,541
‫شنیدم حال و روز خوبی نداره

246
00:14:51,625 --> 00:14:53,708
‫و کوکائین مصرف می‌کنه

247
00:14:53,791 --> 00:14:56,416
‫خب، اگه کسی از این موضوع خبر داشته باشه،
‫خودِ خودشه

248
00:14:56,500 --> 00:14:59,750
‫درسته.
‫بهش زنگ بزن، فردی.

249
00:14:59,833 --> 00:15:00,833
‫ها؟

250
00:15:21,541 --> 00:15:23,250
‫- تیبسی جواب نمی‌ده
‫- خیلی‌خب

251
00:15:23,750 --> 00:15:24,958
‫باید بریم سراغـش

252
00:15:25,041 --> 00:15:27,121
‫چون می‌شناختیش،
‫باید همراهـم بیای

253
00:15:45,500 --> 00:15:48,416
‫به نظرت این جریانات به گوش سوزی برسه،
‫واکنشش چیه؟

254
00:15:49,291 --> 00:15:51,916
‫سوزی داره از خونوادۀ خودش محافظت می‌کنه؛
‫من هم از خونوادۀ خودم

255
00:15:52,000 --> 00:15:53,208
‫الان، واکنشش،

256
00:15:54,500 --> 00:15:55,833
‫اصلاً برام اهمیتی نداره

257
00:15:59,833 --> 00:16:00,833
‫که اینطور

258
00:16:01,666 --> 00:16:02,666
‫خانواده

259
00:16:04,750 --> 00:16:05,750
‫- فردی؟
‫- بله

260
00:16:09,708 --> 00:16:12,041
‫- هی وایسا، ادی
‫- بجنب

261
00:16:13,875 --> 00:16:15,333
‫عجب افتضاحیـه اینجا

262
00:16:15,916 --> 00:16:17,083
‫چه کوفتیـه؟

263
00:16:17,166 --> 00:16:18,166
‫آره

264
00:16:18,625 --> 00:16:19,666
‫شاید از اینجا رفته

265
00:16:20,666 --> 00:16:22,291
‫- خب شانسـمون رو امتحان کردیم
‫- بیا، بجنب

266
00:16:26,333 --> 00:16:27,166
‫وای!

267
00:16:27,250 --> 00:16:28,250
‫تیبسی؟

268
00:16:28,958 --> 00:16:30,083
‫- آهای؟
‫- آهای؟

269
00:16:32,875 --> 00:16:34,500
‫صبر کن ببینم

270
00:16:35,250 --> 00:16:37,708
‫- بوی گلـه، پسر. بوش تازه‌ست.
‫- آره

271
00:16:38,875 --> 00:16:47,083
‫♪ آهنگ Woohaa از Kojey Radical ♪

272
00:17:09,458 --> 00:17:11,291
‫دارم میام

273
00:17:11,375 --> 00:17:12,375
‫تیبسی!

274
00:17:13,333 --> 00:17:14,541
‫فردی؟

275
00:17:14,625 --> 00:17:18,833
‫فردی هورنیمن. چقدر خوشحالـم
‫از دیدنت پسرجون!

276
00:17:18,916 --> 00:17:19,916
‫سلام

277
00:17:20,250 --> 00:17:22,250
‫- ایشون کیه؟
‫- ادوارد هورنیمن

278
00:17:22,333 --> 00:17:25,125
‫ایشون برادرم هستن.
‫دوک جدیده.

279
00:17:26,166 --> 00:17:27,208
‫عه، عالیجناب

280
00:17:27,791 --> 00:17:32,083
‫بابت پوششم عذرخواهی می‌کنم.
‫انتظار نداشتم شما به دیدنم بیاید.

281
00:17:32,875 --> 00:17:34,041
‫مشکلی نداره

282
00:17:34,125 --> 00:17:35,791
‫- تبریک می‌گم
‫- خواهش می‌کنم

283
00:17:36,333 --> 00:17:38,133
‫شما هم توی این کارها دخیلید؟

284
00:17:38,166 --> 00:17:41,208
‫گوش بدید.
‫تا وقت دارید کنار بکشید.

285
00:17:41,291 --> 00:17:44,083
‫- بیاید صحبت کنیم
‫- بریم یه جایی که سروصدای کمتری باشه

286
00:17:44,166 --> 00:17:47,375
‫

287
00:17:47,458 --> 00:17:48,791
‫آذوقۀ مخفی من

288
00:17:48,875 --> 00:17:51,333
‫باید از شر اونا مخفی‌ش کنم،
‫منظورم رو که متوجه هستید؟

289
00:17:51,416 --> 00:17:53,250
‫تیبسی، دوست عزیزم،

290
00:17:53,333 --> 00:17:58,000
‫اون پسرک‌های جوون و خوشتیپی
‫که توی راهرو هستن، کی‌ان؟

291
00:17:58,083 --> 00:18:00,963
‫خب راستش بین من و خونوادۀ گلس
‫یه سوءتفاهمی پیش اومد

292
00:18:01,041 --> 00:18:03,083
‫- قراردادمون رو تمدید نکردن
‫- آها

293
00:18:03,166 --> 00:18:06,583
‫- سر همین هم این بچه‌ها اومدن اینجا
‫- آها، با بابی گلس صحبت کردید؟

294
00:18:06,666 --> 00:18:10,416
‫نه، نیازی نیست. وقتی خربزه خوردم
‫باید پای لرزش هم بشینم دیگه

295
00:18:11,875 --> 00:18:13,500
‫- ممنونم
‫- تیبسی

296
00:18:13,583 --> 00:18:16,208
‫می‌دونی که نیازی نیست
‫توی همچین وضعیتی زندگی کنی، درسته؟

297
00:18:16,708 --> 00:18:17,708
‫کدوم وضعیت؟

298
00:18:18,125 --> 00:18:20,458
‫باید در و داف‌هایی که میارن رو ببینین

299
00:18:22,625 --> 00:18:27,208
‫خیلی‌خب. شاید بتونیم در رابطه با این شرایط
‫یه کمکـی بهت بکنیم

300
00:18:27,291 --> 00:18:31,000
‫اما دلیل اصلی‌مون برای اومدن به اینجا اینه که؛
‫مادرمون گفته نه سال پیش

301
00:18:31,083 --> 00:18:33,250
‫یه جلسۀ کاری‌ای ترتیب داده بودید

302
00:18:33,333 --> 00:18:37,166
‫دوازده تا لرد و شما
‫و پدرم توی جلسه حضور داشتید

303
00:18:37,250 --> 00:18:39,375
‫می‌خواستیم بدونیم اسامی بقیه
‫لردها رو یادتون هست یا نه

304
00:18:39,875 --> 00:18:43,500
‫خب اگه جایی نوشته باشمـشون،
‫ توی دفترچه خاطراتـمه

305
00:18:43,583 --> 00:18:44,583
‫ایناهاش

306
00:18:45,291 --> 00:18:46,625
‫خاطراتـم رو می‌نویسم

307
00:18:47,333 --> 00:18:50,666
‫فردی بگرد دنبال دست‌نوشته‌های
‫دسامبر ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸

308
00:18:52,666 --> 00:18:54,906
‫خیلی به پدرتون شباهت دارید

309
00:18:55,375 --> 00:18:56,541
‫کی؟ من؟

310
00:18:57,166 --> 00:18:58,291
‫نه بابا

311
00:18:59,416 --> 00:19:02,083
‫خودم اولین بار به گلس معرفیـش کردم

312
00:19:03,000 --> 00:19:05,666
‫اوایل برای همکاری با ما تمایلی نشون نمی‌داد

313
00:19:05,750 --> 00:19:07,791
‫پدرتون معامله رو برامون جوش داد

314
00:19:08,541 --> 00:19:10,875
‫مبلغ مذاکره نصفِ مبلغی بود
‫که پدرتون بست

315
00:19:10,958 --> 00:19:13,666
‫بقیه خیلی ترسو بودن

316
00:19:13,750 --> 00:19:15,750
‫که بخوان از یه مجرم چیزی بخوان

317
00:19:17,583 --> 00:19:20,291
‫بعدش آرچی گفت که: «نان سینی پرکیولو»

318
00:19:21,375 --> 00:19:22,375
‫یعنی چی؟

319
00:19:22,958 --> 00:19:24,375
‫شعار خونوادگی‌تون

320
00:19:24,458 --> 00:19:26,250
‫درسته، مخاطره‌آمیزه

321
00:19:26,333 --> 00:19:28,291
‫فکر کنم کم‌کم دیگه خوشش اومده بود

322
00:19:29,041 --> 00:19:30,166
‫ادی

323
00:19:30,750 --> 00:19:32,125
‫- اینجاست
‫- عالیه

324
00:19:34,750 --> 00:19:35,750
‫خودشه

325
00:19:37,416 --> 00:19:39,458
‫- اجازه هست؟
‫- ببرش

326
00:19:40,166 --> 00:19:43,041
‫جاهای هیجان‌انگیزش
‫برای دهۀ ۷۰ و ۸۰ـه

327
00:19:43,708 --> 00:19:44,833
‫هی، سفیدک!

328
00:19:46,250 --> 00:19:48,833
‫دوباره که چیزمیزهای درست و حسابی
‫رو واسه خودت نگه نداشتی؟

329
00:19:50,125 --> 00:19:52,750
‫- یادم نمیاد گفته باشم اجازه داری مهمون بیاری
‫- خیلی‌خب، آم، تیبسی

330
00:19:53,583 --> 00:19:55,458
‫ممنون بابت پذیرایی، واقعاً...

331
00:19:56,666 --> 00:19:57,666
‫خب خوب بود دیگه

332
00:19:57,750 --> 00:19:58,583
‫عالیه، بله

333
00:19:58,666 --> 00:20:00,250
‫خیلی‌خب

334
00:20:02,625 --> 00:20:03,750
‫اون چیه؟

335
00:20:06,666 --> 00:20:07,666
‫خب، دفترچۀ خاطراتـه

336
00:20:08,208 --> 00:20:09,583
‫خودم دارم می‌بینم

337
00:20:10,541 --> 00:20:12,541
‫ولی فکر کنم دفترچۀ خاطرات من باشه

338
00:20:13,500 --> 00:20:16,083
‫هرچیزی که توی این خونه هست،
‫از اموال من محسوب می‌شه

339
00:20:16,166 --> 00:20:18,000
‫من مراقب وسایل این پیری‌ام

340
00:20:18,083 --> 00:20:19,125
‫عه، که اینطور

341
00:20:19,208 --> 00:20:23,041
‫شاید بخاطر همینه که
‫روپوش پیرمرد ۷۵ ساله رو پوشیدید

342
00:20:23,125 --> 00:20:27,833
‫- به نظرم قشنگـه
‫- دیگه... دیگه اندازه‌م نیست

343
00:20:27,916 --> 00:20:30,416
‫فکر نکنم با لباس ورزشیتون بیاد

344
00:20:30,500 --> 00:20:33,666
‫- تو چرا داری زر می‌زنی؟
‫- راست می‌گی. تخصص من نیست اصلاً.

345
00:20:33,750 --> 00:20:35,291
‫بیا رفع زحمت کنیم، ادوارد

346
00:20:35,375 --> 00:20:37,875
‫نه، صبر کنید،
‫چون اگه بخواید دفترچه رو با خودتون ببرید،

347
00:20:38,583 --> 00:20:39,583
‫باید هزینه‌ش رو بپردازید

348
00:20:41,000 --> 00:20:43,333
‫معمولاً اگه کسی بخواد
‫چیزی از اینجا ببره،

349
00:20:43,416 --> 00:20:44,916
‫باید پولـش رو بده

350
00:20:45,750 --> 00:20:47,291
‫عه، که اینطور؟

351
00:20:47,916 --> 00:20:49,208
‫آها

352
00:20:50,250 --> 00:20:51,541
‫ساعت‌تون به درد بخوره

353
00:20:52,916 --> 00:20:53,750
‫عه، ساعتـم؟

354
00:20:59,208 --> 00:21:00,541
‫من ساعتـم رو بهت نمی‌دم

355
00:21:00,625 --> 00:21:03,208
‫ادی، ساعتت رو بده بهش دیگه
‫تا بتونیم گورمون رو...

356
00:21:03,291 --> 00:21:04,583
‫می‌دونی چیه؟ حالا که دارم حرف می‌زنم

357
00:21:04,666 --> 00:21:07,291
‫و تو هم هی می‌پری وسط حرفـم،
‫شلوار تو رو هم می‌خوام

358
00:21:08,083 --> 00:21:11,958
‫آخه حق با توئه، لباس‌هام به همدیگه نمیان
‫و سعی دارم یه سر و سامونی به خودم بدم

359
00:21:12,041 --> 00:21:13,958
‫خب منظورم این نبود...

360
00:21:14,041 --> 00:21:16,041
‫- شلوارت رو بده من
‫- باشه، خیلی‌خب

361
00:21:16,125 --> 00:21:18,208
‫- دردسر درست نکنید
‫- دقیقاً

362
00:21:18,291 --> 00:21:19,971
‫شلوارت و ساعتش رو می‌خوام

363
00:21:20,000 --> 00:21:22,017
‫- شلوارت رو دربیار
‫- ادی؟ من...

364
00:21:22,041 --> 00:21:24,142
‫- شلوار کوفتیت رو دربیار
‫- خیلی‌خب

365
00:21:24,166 --> 00:21:25,708
‫خیلی‌خب، باشه، باشه

366
00:21:26,541 --> 00:21:28,166
‫همگی تمومش کنید، خب؟

367
00:21:28,250 --> 00:21:29,958
‫آروم باشید لطفاً

368
00:21:30,875 --> 00:21:33,416
‫راست می‌گی، خب؟ معاملۀ عادلانه‌ایه

369
00:21:33,916 --> 00:21:35,291
‫ساعتم رو با دفترچه

370
00:21:36,416 --> 00:21:37,416
تاخت می‌زنم

371
00:21:39,291 --> 00:21:41,458
‫ولی بیخیال شلوار داداشم شو

372
00:21:45,375 --> 00:21:47,392
‫- نباید این کار رو می‌کردی، فردی
‫- خب...

373
00:21:47,416 --> 00:21:49,250
‫اخیراً کم شرمندگی بالا نیاوردم

374
00:21:49,333 --> 00:21:51,000
‫دیگه چه فرقی به حالـم داشت؟

375
00:21:52,500 --> 00:21:53,750
‫چه پاهای قشنگی داری، عزیزم

376
00:21:53,833 --> 00:21:55,267
‫- موهات رو می‌زنی؟
‫- بله

377
00:21:55,291 --> 00:21:56,931
‫راستش رو بخوای،
‫خیلی خجالت‌آوره

378
00:21:56,958 --> 00:21:58,208
‫- عه، خجالت کشیدی؟
‫- آره

379
00:21:58,291 --> 00:22:00,791
‫شرمنده. درواقع سعی داشتم
‫ازت مراقبت کنم

380
00:22:00,875 --> 00:22:02,791
‫- مراقبت از من؟
‫- آره، مراقبت از تو!

381
00:22:02,875 --> 00:22:04,916
‫- نکنه یادت رفته که من برادر بزرگترتم!
‫- درسته

382
00:22:05,000 --> 00:22:07,520
‫تقصیرِ... اصلاً نباید خودم رو
‫به زحمت می‌انداختم. ریدم توش.

383
00:22:11,583 --> 00:22:13,083
‫چی شد که دوباره به اینجا رسیدیم، فردی؟

384
00:22:16,750 --> 00:22:17,750
‫خب، راستش رو بخوای...

385
00:22:19,541 --> 00:22:22,375
‫چند وقتی می‌شه که افکارم خیلی ترسناک شده

386
00:22:22,458 --> 00:22:23,833
‫بدجور ترسناک‌ها

387
00:22:26,375 --> 00:22:27,500
‫دلم می‌خواست بمیری

388
00:22:28,250 --> 00:22:33,083
‫همینو توی کلاب به سوزی گفتم.
‫که اگه بتونم یه جوری... از سر راهـم بردارمت،

389
00:22:33,166 --> 00:22:35,541
‫می‌تونم جایگاهت و همه‌چیز
‫رو مال خودم کنم

390
00:22:35,625 --> 00:22:39,875
‫می‌تونم واقعاً ترسناکـه و ریدمان،
‫ولی اصلاً نمی‌دونم چجوری به اینجا رسیدم

391
00:22:39,958 --> 00:22:42,625
‫از وقتی که بابا مُرد،
‫ذهنـم همیشه این چیزها رو تجزیه و تحلیل می‌کنه

392
00:22:42,708 --> 00:22:44,125
‫واقعاً متأسفم، خب؟

393
00:22:44,208 --> 00:22:47,416
‫هیچوقت... خودم رو نمی‌بخشم

394
00:22:47,500 --> 00:22:49,791
‫چون من... دوستت دارم پسر

395
00:22:55,500 --> 00:22:56,833
‫با هر قدمی که توی زندگیت برداشتی،

396
00:22:57,916 --> 00:22:59,791
‫من پا به پات اومدم، فردی

397
00:22:59,875 --> 00:23:00,708
‫می‌دونم

398
00:23:00,791 --> 00:23:03,541
‫هرباری که گندکاری بالا آوردی،
‫همه‌چیز رو سروسامون دادم!

399
00:23:04,125 --> 00:23:05,875
‫به نظرت ازت انتظار دارم
‫برام جبران بکنی؟

400
00:23:07,166 --> 00:23:08,166
‫نخیر

401
00:23:08,833 --> 00:23:11,041
‫- مایۀ سرافکندگی منی، فردی
‫- شرمنده‌م

402
00:23:11,958 --> 00:23:13,125
‫اینجا رو نگاه کن

403
00:23:13,625 --> 00:23:16,458
‫اگه شل بگیریم، به این روز میفتیم.
‫باید جلوش رو بگیریم.

404
00:23:17,666 --> 00:23:18,958
‫ببخشید، ببخشید!

405
00:23:24,750 --> 00:23:25,916
‫وای، جف

406
00:23:26,000 --> 00:23:28,333
‫ریشۀ گل قاصدکـه، والاحضرت

407
00:23:28,416 --> 00:23:30,958
‫چای‌ش برای خانم‌های باردار بسیار مفیده

408
00:23:31,041 --> 00:23:32,291
‫ممنونـم

409
00:23:32,875 --> 00:23:33,875
‫یادمه

410
00:23:35,125 --> 00:23:36,166
‫آم، داشتم به این فکر می‌کردم که

411
00:23:36,250 --> 00:23:38,875
‫واقعاً الان عمارت هالستد

412
00:23:38,958 --> 00:23:40,625
‫برای شارلوت جای خوبی نیست

413
00:23:42,208 --> 00:23:43,625
‫ولی اینجا خونه‌شه

414
00:23:43,708 --> 00:23:45,750
‫دلش می‌خواد اینجا باشه

415
00:23:45,833 --> 00:23:48,458
‫بخاطر اینه که داره بچه‌دار می‌شه.
‫طبیعیـه.

416
00:23:48,541 --> 00:23:51,166
‫اگه حقیقت رو می‌دونست،
‫حتماً نظرش عوض می‌شد

417
00:23:51,750 --> 00:23:52,750
‫حقیقت؟

418
00:23:53,416 --> 00:23:58,125
‫جف، خودت اصرار داشتی که
‫مثل یه راز بین خودمون بمونه

419
00:23:58,208 --> 00:24:01,833
‫خودت خواستی با تصور اینکه
‫آرچیبالد پدرشـه، بزرگ بشه

420
00:24:02,500 --> 00:24:06,083
‫ولی من منظورم اتفاقاتـیه
‫که پشتِ مزرعه رخ می‌ده

421
00:24:06,791 --> 00:24:09,166
‫و همۀ خشونت‌هایی که
‫بخاطرش رخ داده

422
00:24:10,666 --> 00:24:12,791
‫- خوشگلـم!
‫- سلام

423
00:24:12,875 --> 00:24:16,250
‫باورم نمی‌شه
‫اینا رو نگه دشتید

424
00:24:19,291 --> 00:24:22,125
‫بله، می‌بینی که فردی برای
‫کل باربی‌هام، پشم کشیده

425
00:24:23,083 --> 00:24:24,125
‫خوبی جف؟

426
00:24:24,208 --> 00:24:25,291
‫خانم شارلوت

427
00:24:26,541 --> 00:24:27,541
‫چیه؟

428
00:25:16,166 --> 00:25:18,458
‫[شماره ناشناس]

429
00:25:22,833 --> 00:25:23,916
‫سلام، سوزی

430
00:25:24,625 --> 00:25:25,791
‫گمشو، حرومی

431
00:25:26,541 --> 00:25:27,625
‫برگرت چطوره؟

432
00:25:28,916 --> 00:25:33,250
‫خودم واست مخصوص درست کردم.
‫همونطوری که دوست داری، با هالوپینوی اضافه.

433
00:25:33,333 --> 00:25:34,875
‫ترسیدی خودت واسم بیاریش؟

434
00:25:34,958 --> 00:25:36,708
‫باید از فرصتت استفاده می‌کردی

435
00:25:36,791 --> 00:25:38,208
‫دل و جرئت‌ش رو نداری، مگه نه؟

436
00:25:38,291 --> 00:25:41,083
‫یه بار دیگه دستت به آدم‌هام بخوره،
میام بالاسرت

437
00:25:41,166 --> 00:25:44,291
‫چراغ سبز ببینم،
‫میام سراغت

438
00:25:45,166 --> 00:25:46,083
‫خوب بخوابی

439
00:25:51,916 --> 00:25:53,083
‫واسه تو هم زیادی پخته؟

440
00:25:53,750 --> 00:25:54,750
‫واسه من کوچک شده

441
00:25:57,125 --> 00:25:58,125
‫بیا واسه منو بخور

442
00:25:59,958 --> 00:26:00,958
‫ایول!

443
00:26:15,666 --> 00:26:16,916
‫بعدازظهر بخیر

444
00:26:17,000 --> 00:26:20,208
‫ادعا نمی‌کنم زندگی اجتماعی
‫خیلی هیجان‌انگیزی دارم،

445
00:26:20,291 --> 00:26:23,125
‫اکثراً تلویزیون تماشا می‌کنم
‫و به ماهی‌م غذا می‌دم،

446
00:26:23,208 --> 00:26:25,458
‫گاهی‌وقت‌هام با بعضی‌ها خوش می‌گذرونم،

447
00:26:25,541 --> 00:26:28,666
‫ولی دوست دارم
‫بین کار و زندگی شخصیـم تعادل ایجاد کنم،

448
00:26:29,166 --> 00:26:32,083
‫بنابراین، بخاطر همین هم
‫آدرس خونه‌م باید مخفی بمونه

449
00:26:33,791 --> 00:26:35,416
‫چطوری تونستی پیدام کنی؟

450
00:26:35,500 --> 00:26:36,625
‫چه اهمیتی داره؟

451
00:26:36,708 --> 00:26:40,625
‫مهمه چون الان هنری کالینز هم فهمیده
‫کجا زندگی می‌کنم

452
00:26:41,500 --> 00:26:44,208
‫پس دیگه نمی‌تونم برگردم آپارتمانـم، درسته؟

453
00:26:45,750 --> 00:26:46,875
‫بله، که اینطور

454
00:26:46,958 --> 00:26:49,791
‫مخصوصاً الان که این حرومزاده
‫کمین کرده برام

455
00:26:50,833 --> 00:26:54,041
‫پس اگه خبرچین دارم،
‫باید کارش رو تموم کنم

456
00:26:55,541 --> 00:26:56,666
‫عالیجناب،

457
00:26:57,583 --> 00:26:58,958
‫بهت گفتم که یه رازه

458
00:27:03,250 --> 00:27:05,875
‫اصلاً آدرس خونۀ من رو از کجا می‌دونستی؟

459
00:27:07,041 --> 00:27:08,125
‫از روی برچسب باربری

460
00:27:08,625 --> 00:27:11,833
‫یادته اون کفش‌ خفن‌ها رو خریده بودی؟

461
00:27:11,916 --> 00:27:13,333
‫همونی که کفِ‌ش قرمز بود

462
00:27:13,416 --> 00:27:14,666
‫و اینجا بازش کردی

463
00:27:15,708 --> 00:27:17,958
‫گفتی مال من باشه
‫که ادویه‌هام رو بریزم توش

464
00:27:18,041 --> 00:27:19,375
‫نه، یادم نمیاد جیمی

465
00:27:19,458 --> 00:27:20,458
‫من یادمه

466
00:27:21,166 --> 00:27:22,750
‫هیچوقت آدرسی رو یادم نمیره

467
00:27:23,708 --> 00:27:26,333
‫تجربۀ دوران پستچی بودنمـه

468
00:27:28,958 --> 00:27:30,625
‫دیگه کی خبر داره، جیمی؟

469
00:27:30,708 --> 00:27:33,083
‫هیچکس عالیجناب.
‫یه راز بود.

470
00:27:33,166 --> 00:27:34,166
‫بله جیمی،

471
00:27:34,250 --> 00:27:35,583
‫ولی به ادی که گفتی.

472
00:27:36,208 --> 00:27:37,583
‫دیگه به کی گفتی؟

473
00:27:37,666 --> 00:27:38,666
‫فکر کن!

474
00:27:39,708 --> 00:27:42,333
‫- کسی درموردم ازت چیزی پرسیده؟
‫- آره

475
00:27:43,000 --> 00:27:46,250
‫اون دختره رو یادتونه که خیال می‌کردید
‫ونِ شما رو دزدیده،

476
00:27:46,333 --> 00:27:47,416
‫ولی... درواقع ندزدیده بود؟

477
00:27:47,958 --> 00:27:49,708
‫اسمش گابریلـه

478
00:27:50,875 --> 00:27:54,041
‫- گفتم زنگ می‌زنه‌ها
‫- بعد آدرسـم رو دادی بهش؟

479
00:27:55,333 --> 00:27:56,458
‫آم...

480
00:27:56,541 --> 00:27:57,583
‫شاید

481
00:27:57,666 --> 00:27:59,500
‫زیاد باهم حرف می‌زنیم

482
00:28:00,208 --> 00:28:01,291
‫درمورد همه‌چیز

483
00:28:02,583 --> 00:28:04,458
‫آرزو و رویاهامون...

484
00:28:04,541 --> 00:28:06,541
‫می‌خواست برات گل بفرسته

485
00:28:07,041 --> 00:28:08,583
‫- بخاطر جک
‫- درسته

486
00:28:09,375 --> 00:28:12,333
‫جیمی، زنگ بزن دوستت گابریل،

487
00:28:12,416 --> 00:28:14,083
‫یه قراری باهاش بذار

488
00:28:14,958 --> 00:28:15,958
‫چشم، رئیس

489
00:28:17,125 --> 00:28:18,125
‫کجا؟

490
00:28:19,375 --> 00:28:21,375
‫خب معمولاً کجا همدیگه رو می‌بینید، جیمی؟

491
00:28:36,208 --> 00:28:37,208
‫سلام، جیمی

492
00:28:39,375 --> 00:28:40,458
‫پیامت به دستم رسید

493
00:28:42,333 --> 00:28:43,583
‫همه‌چیز مرتبـه؟

494
00:28:45,375 --> 00:28:46,625
‫سلام، گابریلا

495
00:28:49,666 --> 00:28:52,583
‫نگران نباش.
‫ایشون سوزی، رئیسـمه.

496
00:28:53,708 --> 00:28:54,541
‫و عالیجناب.

497
00:28:54,625 --> 00:28:57,541
‫خب، عالیجنابِ منـه،
‫ولی می‌تونه عالیجناب تو هم بشه.

498
00:28:57,625 --> 00:28:59,166
‫دیگه وقتـشه که ساکت باشی، جیمی

499
00:29:05,125 --> 00:29:06,666
‫هنری کالینز کجاست؟

500
00:29:07,166 --> 00:29:08,958
‫من... من نمی‌شناسمـش

501
00:29:10,166 --> 00:29:12,500
‫شاید اگه جیمی بمیره،
‫حافظه‌ت برگرده سرجاش

502
00:29:13,000 --> 00:29:15,208
‫تا جایی‌که من می‌شناسمش،
‫قادر به همچین کاری هست

503
00:29:15,291 --> 00:29:17,041
‫خب سعی‌ام رو کردم دیگه.
‫جیمی رو بکشید.

504
00:29:17,125 --> 00:29:19,750
‫جوهانستون. من... من اصلاً
‫کالینز نمی‌شناسم.

505
00:29:19,833 --> 00:29:22,000
‫یه آقایی به اسم جوهانستون استنلی استخدامم کرد

506
00:29:22,875 --> 00:29:25,000
‫- با حرف «ت»
‫- همه‌چیز و واسم تعریف کن

507
00:29:27,708 --> 00:29:29,916
‫کار کسی بود که تا حالا ندیده بودمش

508
00:29:30,000 --> 00:29:31,708
‫۲۰‏ هزار تا برای دزدیدنِ یه ون گذاشته بودن

509
00:29:33,250 --> 00:29:35,916
‫تا قبل از اینکه بدزدمش،
‫روحمم خبر نداشت پُر از گلـه

510
00:29:38,041 --> 00:29:40,375
‫قبول کرد فردا شب شام ببیندش

511
00:29:44,458 --> 00:29:45,625
‫خیلی خبر خوبیه

512
00:29:46,500 --> 00:29:50,416
‫آقای جوهانستون... از شنیدنـش خوشحال می‌شه

513
00:29:57,416 --> 00:30:00,958
‫اصلاً دنبال محصولتـون نبودن.
‫هدف‎شون فقط خراب کردن کسب‌وکارتون بود.

514
00:30:02,791 --> 00:30:05,583
‫تهدیدم کردن که اگه به جیمی نزدیک نشم، می‌کشنـم

515
00:30:06,583 --> 00:30:08,375
‫وقتی که فهمیدن بهم اعتماد کرده،

516
00:30:09,583 --> 00:30:10,708
‫مجبورم کردن نهایتِ

517
00:30:10,791 --> 00:30:11,875
‫استفاده رو ازش ببرم

518
00:30:13,833 --> 00:30:17,083
‫استنلی جوهانسون بود که نذاشت
‫محصولاتتـون به اروپا برسه

519
00:30:20,916 --> 00:30:25,333
‫صددرصد مطمئن شدم
‫که همۀ باربری‌ها لغو بشه

520
00:30:32,250 --> 00:30:35,000
‫مخفیانه با زیرکیِ تموم قدم برمی‌داره
‫تا همه‌چیز رو تحت سلطۀ خودش دربیاره

521
00:30:35,583 --> 00:30:38,208
‫مبلغ گزافی دریافت می‌کنید، آقای دگروت

522
00:30:39,375 --> 00:30:41,166
‫موکلـم رو ناامید نکنید

523
00:30:41,750 --> 00:30:44,416
‫ولی با اینکه خودش رو به هر دری زد،
‫شما یه راه جدید پیدا کردید

524
00:30:48,083 --> 00:30:50,043
‫فقط من نبودم
‫که براش کار می‌کردم

525
00:30:50,750 --> 00:30:52,333
‫یه نفوذی دیگه،
‫به اسم «کیث» داشت

526
00:30:54,000 --> 00:30:55,625
‫ولی دستـش براتون رو شد

527
00:30:57,500 --> 00:30:59,333
‫بخاطر همین یه تدبیر دیگه‌ای به کار گرفت

528
00:31:00,291 --> 00:31:01,708
‫آقای کالینز،

529
00:31:01,791 --> 00:31:04,625
‫معتقدم طبق صحبتی که با همدیگه داشتیم،
‫وقتـش رسیده

530
00:31:04,708 --> 00:31:05,958
‫که تحت‌فشار بذاریمـشون

531
00:31:06,041 --> 00:31:08,666
‫گمونم احتمالاً از اون یارو کالینز استفاده کرده

532
00:31:11,833 --> 00:31:13,166
‫ولی کالینز زیاده‌روی کرد

533
00:31:13,250 --> 00:31:15,625
‫اصلاً برنامه این نبود
‫که برادرتون بره کما

534
00:31:16,250 --> 00:31:18,791
‫جوهانستون فقط
‫چشمش دنبال کسب‌وکارتون بود

535
00:31:18,875 --> 00:31:19,875
‫و هنوزم همینطوریـه

536
00:31:21,208 --> 00:31:24,625
‫حالا که خون‌ ریخته شده،
‫تا به خواسته‌ش نرسه دست‌بردار نیست

537
00:31:25,208 --> 00:31:26,625
‫از هیچ کاری دریغ نمی‌کنه

538
00:31:32,958 --> 00:31:35,916
‫خب، همه‌چیز با عقل جور درمیاد.
‫چند ماهی هست که داره اطلاعات جمع می‌کنه.

539
00:31:36,000 --> 00:31:37,333
‫صرفاً منتظر بهترین فرصتـه

540
00:31:37,416 --> 00:31:40,583
‫سعی داره مثل فروش مواد توی مک‌دونالد،
‫از زنجیرۀ تامینـمون برای

541
00:31:40,666 --> 00:31:42,250
‫فروش محصول خودش استفاده کنه

542
00:31:42,333 --> 00:31:45,500
‫اگه همۀ املاک رو تحت کنترل خودش دربیاره،
‫نفوذش رو دوبرابر می‌کنه

543
00:31:45,583 --> 00:31:47,833
‫و تبدیل به بزرگترین تاجر قاره می‌شه

544
00:31:49,083 --> 00:31:50,958
‫به موقع‌ش به این مسئله رسیدگی می‌کنیم

545
00:31:51,041 --> 00:31:54,625
‫- اول باید به حساب کالینز برسم
‫- صبر کن، بابات چی؟

546
00:31:55,875 --> 00:31:56,875
‫اینجا نیست

547
00:31:57,916 --> 00:32:00,166
‫باید قبل از اینکه کالینز دستـش بهم برسه،
‫برم سراغـش

548
00:32:01,541 --> 00:32:02,583
‫با منی دیگه، آره؟

549
00:32:05,708 --> 00:32:06,708
‫معلومه که آره

550
00:32:08,541 --> 00:32:09,833
‫خیلی شرمنده‌م، جیمی

551
00:32:09,916 --> 00:32:11,875
‫- نمی‌دونم. چرا...
‫- هی

552
00:32:13,375 --> 00:32:16,875
‫خیلی‌خب شاهزاده خانم.
‫صرفاً چون یه گلوله نخوابوندم توی مغزت

553
00:32:16,958 --> 00:32:17,958
‫دلیل نمی‌شه که این کار رو نمی‌کنم.

554
00:32:18,875 --> 00:32:20,000
‫دیگه آدم منی،

555
00:32:20,833 --> 00:32:23,208
‫و هرچی بگم می‌گی چشم

556
00:32:24,083 --> 00:32:25,083
‫حالیت شد؟

557
00:32:30,791 --> 00:32:33,500
‫[خبر جدید دارم]

558
00:32:39,583 --> 00:32:42,125
‫ظاهراً فقط من نیستم
‫که سرش زیادی شلوغـه، ادوینا

559
00:32:42,208 --> 00:32:44,416
‫در زدن بلد نیستی، چاکلز؟

560
00:32:45,166 --> 00:32:47,791
‫مامان بهم گفت توی مزرعه
‫چه خبره

561
00:32:50,541 --> 00:32:51,541
‫عه

562
00:32:52,000 --> 00:32:54,250
‫- که اینطور
‫- می‌دونستم یه جای کار می‌لنگه

563
00:32:54,750 --> 00:32:57,750
‫غیرممکنـه که بابا تونسته باشه
‫همچین پولی رو با سرمایه‌گذاری دربیاره

564
00:32:59,083 --> 00:33:00,166
‫لطفاً بشین

565
00:33:03,625 --> 00:33:05,458
‫شرمنده زودتر بهت نگفتم

566
00:33:06,208 --> 00:33:08,500
‫خب، من هیچ حرفی توی این قضایا ندارم، درسته؟

567
00:33:11,416 --> 00:33:13,333
‫شرمنده پات رو به این قضایا کشوندم

568
00:33:13,416 --> 00:33:16,125
‫مامانی می‌گفت قراره جمعش کنی

569
00:33:16,208 --> 00:33:20,666
‫مشکل اینجاست دارم تصمیم می‌گیرم

570
00:33:20,750 --> 00:33:24,333
‫ببینم خروجمون از کدوم طرف

571
00:33:26,375 --> 00:33:27,708
‫کمترین جنجال رو به پا می‌کنه

572
00:33:29,041 --> 00:33:30,458
‫گرینه‌های روی میزمون چیه؟

573
00:33:30,541 --> 00:33:31,708
‫بین بد و بدتر

574
00:33:32,375 --> 00:33:34,041
‫هوم

575
00:33:35,083 --> 00:33:39,666
‫می‌دونی، وقتی که فهمیدم باردارم،

576
00:33:41,333 --> 00:33:42,666
‫دلم می‌خواست بهت زنگ بزنم

577
00:33:44,166 --> 00:33:45,486
‫چون نمی‌دونستم می‌خوام چیکار کنم

578
00:33:47,375 --> 00:33:50,458
‫ولی... جلوی خودم رو گفتم چون

579
00:33:52,416 --> 00:33:54,500
‫می‌دونستم که تصمیم اول و آخرش با خودمه

580
00:33:56,458 --> 00:33:58,083
‫بخاطر همین به کسی چیزی نگفتم

581
00:33:59,416 --> 00:34:01,541
‫تا زندگیـم تحت کنترل خودم باشه

582
00:34:03,000 --> 00:34:04,000
‫مثل تو

583
00:34:07,000 --> 00:34:07,833
‫هوم

584
00:34:07,916 --> 00:34:08,916
‫ببین،

585
00:34:10,208 --> 00:34:11,541
‫تصمیم درستی می‌گیری

586
00:34:12,666 --> 00:34:13,666
‫همیشه همینطور بوده

587
00:34:24,125 --> 00:34:25,041
‫عالیـه

588
00:34:25,125 --> 00:34:27,291
‫آقای جوهانستون بسیار خوشحال می‌شن

589
00:34:27,875 --> 00:34:30,166
‫و این تضمینیه برای امنیت خونه‌م

590
00:34:30,250 --> 00:34:32,916
‫و اینکه دیگه هرگز من و خونواده‌م
‫با شما روبه‌رو نخواهیم شد؟

591
00:34:33,000 --> 00:34:34,333
‫قرارمون همین بوده

592
00:34:35,166 --> 00:34:36,250
‫بعنوان یک جنتلمن

593
00:34:36,333 --> 00:34:37,458
‫بعنوان یک جنتلمن

594
00:34:42,000 --> 00:34:43,166
‫ممنون، عالیجناب

595
00:34:44,625 --> 00:34:45,625
‫ممنون از شما

596
00:34:54,208 --> 00:34:56,041
‫به خواسته‌مون رسیدیم

597
00:34:56,958 --> 00:34:59,666
‫می‌تونید هرطور که مایلید... ادامه بدید

598
00:34:59,750 --> 00:35:01,625
‫بالاخره وقتـش رسید

599
00:35:01,708 --> 00:35:02,708
‫موقعیت‌ش رو داری؟

600
00:35:09,666 --> 00:35:12,166
‫تا حالا فکر کردی کما رفتن،
‫همچین هم چیز بدی نیست؟

601
00:35:13,791 --> 00:35:16,875
‫مثل یه خواب طولانیـه

602
00:35:18,833 --> 00:35:20,750
‫می‌تونید خاطراتت رو مرور کنی

603
00:35:20,833 --> 00:35:22,291
‫چون بالاخره وقت کافی برای این کار داری

604
00:35:26,583 --> 00:35:27,625
‫با احساس سرزندگی

605
00:35:28,166 --> 00:35:30,666
‫از... خواب بیدار می‌شی

606
00:35:36,083 --> 00:35:39,250
‫یه جا خونده بودم یه خانمه که از کما به‌هوش اومده بود
‫به زبون چینی صحبت می‌کرد

607
00:35:42,875 --> 00:35:45,000
‫خب، ممنون بابت اطلاعات گرانبهات، بلنکت

608
00:35:47,083 --> 00:35:48,791
‫حالا بیا بریم پوزه‌شون رو به خاک بمالیم

609
00:35:48,875 --> 00:35:52,125
‫[زندان لی‌هیل]

610
00:35:55,250 --> 00:35:56,375
‫بیا، بیا، بیا

611
00:36:01,250 --> 00:36:02,791
‫عجب دل و جرئتی داشتی

612
00:36:03,666 --> 00:36:04,666
‫که تا اینجا اومدی

613
00:36:05,833 --> 00:36:08,250
‫پولـم رو دادی به همونایی که
‫پسرم رو تا سر حد مرگ کتک زدن؟

614
00:36:10,000 --> 00:36:11,125
‫بابت جک متأسفم

615
00:36:11,666 --> 00:36:13,916
‫من هیچ دخلی به این جریانات نداشتم

616
00:36:14,791 --> 00:36:17,166
‫ولی دنبال راه خروج بودم،
‫بخاطر همین سراغ هنری کالینز رفتم

617
00:36:18,041 --> 00:36:20,333
‫و بخاطر همین هم هست
‫که پیش آقای استنلی جوهانستون رفتم

618
00:36:23,458 --> 00:36:25,250
‫برای چه کاری؟

619
00:36:26,458 --> 00:36:28,125
‫کمکـش کنم با دادن اسامی لردهایی

620
00:36:28,958 --> 00:36:31,500
‫ که با شما کار می‌کنن، کسب و کارتون

621
00:36:31,583 --> 00:36:32,750
‫رو تصاحب کنه

622
00:36:32,833 --> 00:36:35,583
‫این فهرست دست هرکسی که بیفته،
‫شاه‌کلید این قلمرو تو مُشتـشه

623
00:36:35,666 --> 00:36:36,875
‫یعنی اومدی اینجا

624
00:36:37,750 --> 00:36:40,416
‫بهم بگی که دو بار بهم نارو زدی؟

625
00:36:41,833 --> 00:36:42,833
‫دقیقاً نه

626
00:37:01,250 --> 00:37:03,541
‫دکتر بیلی به بخش پرستاران

627
00:37:04,250 --> 00:37:06,791
‫دکتر بیلی،
‫لطفاً به بخش پرستاران مراجعه فرمایید

628
00:37:06,875 --> 00:37:09,083
‫دکتر بیلی به بخش پرستاران

629
00:37:09,583 --> 00:37:12,250
‫[جک گلس]
‫[اتاق شمارۀ دوم]

630
00:37:25,000 --> 00:37:26,000
‫بریم

631
00:37:26,416 --> 00:37:27,291
‫رئیس

632
00:37:49,500 --> 00:37:51,125
‫کیرم دهنت، سوزی گلس

633
00:38:02,666 --> 00:38:04,000
‫اوه، خانم گل اینجاست

634
00:38:04,583 --> 00:38:06,958
‫اگه می‌خوای بکشیم،
‫مثل آدم بزن منو بکش

635
00:38:07,041 --> 00:38:08,083
‫وای، نه

636
00:38:08,166 --> 00:38:09,750
‫بعد از اینکه مجبورم کردی
‫زجر کشیدن برادرم رو ببینم،

637
00:38:09,833 --> 00:38:12,333
‫گمونم حقمـه یکمی وقت بذارم

638
00:38:13,166 --> 00:38:14,208
‫درس عبرت بقیه بشی

639
00:38:14,291 --> 00:38:17,375
‫مطمئن بشم که دیگه هیچکسی
‫جرئت نمی‌کنه دنبال کسب‌وکارم بیفته

640
00:38:17,458 --> 00:38:20,916
‫علی‌الخصوص استنلی جوهانستون

641
00:38:21,000 --> 00:38:22,583
‫فرقی نداره والا

642
00:38:24,000 --> 00:38:25,291
‫جوهانستون به خواسته‌ش می‌رسه

643
00:38:25,375 --> 00:38:26,375
‫عمراً اگه بذارم

644
00:38:26,916 --> 00:38:27,958
‫عه، نه بابا؟

645
00:38:28,583 --> 00:38:29,583
‫فکر نکنم دست تو باشه

646
00:38:30,125 --> 00:38:31,416
‫هرکسی رو می‌تونه به فساد بکشونه

647
00:38:31,500 --> 00:38:33,625
‫رفیق مرفه‌ات تو تله افتاده

648
00:38:34,208 --> 00:38:36,791
‫آره، درست شنیدی؛ دوک رو می‌گم

649
00:38:36,875 --> 00:38:38,333
‫نمی‌دونستی، نه؟

650
00:38:39,666 --> 00:38:41,875
‫بدجور به بازیت گرفت، سوزی

651
00:38:41,899 --> 00:39:13,226
‫‫‫‫‫ترجمه و تنظیم از
‫<font color="#ff۰۰۰b">iredprincess</font>

652
00:39:13,250 --> 00:39:14,250
‫شرمنده، جان

653
00:39:14,666 --> 00:39:17,333
‫آم، سوزی گلس پشت خطـه.
‫می‌گه موضوع مهمیـه.

654
00:39:22,208 --> 00:39:23,208
‫گوش می‌کنم

655
00:39:23,625 --> 00:39:25,585
‫شرمنده مزاحم اوقات شریف‌تون شدم، آقای دیکستون

656
00:39:25,666 --> 00:39:27,916
‫گفتم شاید دلت بخواد
‫بدونی قاتل برادرت کیه

657
00:39:29,583 --> 00:39:32,666
‫فردی هورنیمن وقتی‌که لباس مرغی تنـش کرده بود،
‫مغزش رو پاشوند روی دیوار

658
00:39:34,333 --> 00:39:35,708
‫- فردی!
‫- گمشو!

659
00:39:37,458 --> 00:39:40,625
‫و خودش و برادرش برای لاپوشونی کردنـش،
‫مثل سگ دروغ‌ کردن

660
00:40:17,500 --> 00:40:29,059
‫♪ آهنگ The Lost Soul از The Handsome Family ♪

