1
00:00:06,041 --> 00:00:07,041
‫« آنچه گذشت »

2
00:00:07,041 --> 00:00:09,125
‫بزرگ‌ترین آهنگر الف‌ها غرق کارشه

3
00:00:09,125 --> 00:00:12,250
‫ازم خواسته من به جاش
‫تمام مسائل مدیریتی رو به عهده بگیرم

4
00:00:12,250 --> 00:00:13,958
‫فقط خسته‌م

5
00:00:13,958 --> 00:00:16,500
‫تو ارباب ارگیون هستی، مسئولیت‌هایی داری

6
00:00:16,500 --> 00:00:19,125
‫تا 9 حلقه تکمیل نشده
‫هیچ چیز دیگه‌ای اهمیت نداره

7
00:00:19,125 --> 00:00:22,000
‫بدون میتریل، ممکنه بقیه‌ی حلقه‌های قدرت
‫هرگز تکمیل نشن

8
00:00:22,000 --> 00:00:23,458
‫میزان بیشتری نیاز داریم

9
00:00:23,458 --> 00:00:25,058
‫جوابم منفیه

10
00:00:25,333 --> 00:00:27,250
‫به ناروی بگو قراره حفاری رو گسترش بدیم

11
00:00:27,250 --> 00:00:28,375
‫دیوونه شدی؟

12
00:00:28,375 --> 00:00:29,666
‫حلقه رو دربیار

13
00:00:29,666 --> 00:00:32,916
‫نیازی نیست چیزی رو بهت اثبات کنم، پسر

14
00:00:35,791 --> 00:00:39,125
‫اگر لازم باشه با بدن خودمون
‫راه اون معدن رو سد می‌کنیم

15
00:00:39,125 --> 00:00:40,725
‫دیسا؟

16
00:00:41,500 --> 00:00:43,208
‫ارک‌ها توی موردور نیستن

17
00:00:43,208 --> 00:00:45,583
‫ارتشی از اون‌ها داره به سمت ارگیون میره

18
00:00:46,750 --> 00:00:48,333
‫گالادریل درست می‌گفت

19
00:00:48,333 --> 00:00:49,750
‫باید کمک بفرستین!

20
00:00:49,750 --> 00:00:54,791
‫ارتش‌هامون نمی‌تونن هم آدار
‫و هم سائرون رو شکست بدن. نه به تنهایی

21
00:00:56,958 --> 00:00:58,375
‫آورردمت اینجا

22
00:00:58,375 --> 00:01:00,291
‫چون یه دشمن مشترک داریم

23
00:01:01,250 --> 00:01:04,708
‫الروند داره با ارتشی از الف‌ها
‫ با سرعت از لیندان به اونجا میره

24
00:01:04,708 --> 00:01:07,333
‫به همراه ننیا، حلقه‌ی من

25
00:01:07,333 --> 00:01:10,583
‫سائرون فکر می‌کنه
‫هنوزم دستم بهش نمی‌رسه

26
00:01:10,583 --> 00:01:12,458
‫ولی می‌دونم توی ارگیون مخفی شده

27
00:01:14,500 --> 00:01:15,750
‫کارت چطور پیش میره؟

28
00:01:15,750 --> 00:01:19,333
‫نمی‌تونم بدون میتریل
‫حلقه‌های بیشتری بسازم

29
00:01:19,333 --> 00:01:20,750
‫به خازاد-دوم سر زدم

30
00:01:20,750 --> 00:01:22,375
‫یک نهمش برای هر حلقه

31
00:01:22,375 --> 00:01:23,975
‫باید کافی باشه

32
00:01:25,583 --> 00:01:28,041
‫سائرون خودش ارتشی نداره

33
00:01:28,041 --> 00:01:30,708
‫برای همین به‌جاش
‫ارتش تو رو به اینجا کشونده

34
00:01:30,708 --> 00:01:32,750
‫خودش می‌خواد به ارگیون حمله کنی

35
00:01:32,750 --> 00:01:34,333
‫ارگیون سقوط می‌کنه

36
00:01:34,333 --> 00:01:35,541
‫و سائرون هم همراهش نابود میشه

37
00:01:35,541 --> 00:01:36,541
‫ببندینش

38
00:01:36,541 --> 00:01:37,875
‫نه!

39
00:01:37,875 --> 00:01:39,583
‫سائرون همینو می‌خواد!

40
00:01:54,570 --> 00:02:02,570
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

41
00:02:56,291 --> 00:02:57,891
‫نه حلقه...

42
00:03:00,291 --> 00:03:01,891
‫برای انسان‌های فانی

43
00:03:36,291 --> 00:03:37,891
‫سلام، آقا موشه

44
00:03:50,708 --> 00:03:52,308
‫خوردی زمین؟

45
00:03:55,333 --> 00:03:59,125
‫بلند شو. کف زمین در شأن
‫بزرگ‌ترین آهنگر الف‌ها نیست

46
00:03:59,125 --> 00:04:00,725
‫نه، من...

47
00:04:03,375 --> 00:04:07,708
‫چکش فینور یکی از...

48
00:04:10,041 --> 00:04:11,641
‫یکی از...

49
00:04:12,333 --> 00:04:14,375
‫خودت که می‌دونی
‫گاهی اوقات چقدر فراموشکار میشی

50
00:04:16,583 --> 00:04:18,183
‫نه، نه

51
00:04:20,208 --> 00:04:21,808
‫نه، این فرق می‌کرد

52
00:04:23,458 --> 00:04:26,208
‫دوباره که آشفته نشدی؟

53
00:04:27,541 --> 00:04:29,141
‫نه

54
00:04:30,291 --> 00:04:32,583
‫دقیقاً برعکس

55
00:04:34,500 --> 00:04:37,416
‫این چند هفته‌ی اخیر
‫اونقدر ذهنم شفاف

56
00:04:37,416 --> 00:04:40,791
‫و متمرکز بوده
‫که سال‌هاست تجربه‌ش نکرده بودم

57
00:04:41,708 --> 00:04:43,458
‫و باید بابتش از تو تشکر کنم

58
00:04:44,208 --> 00:04:45,791
‫اختیار داری

59
00:04:45,791 --> 00:04:47,458
‫وقتی دنیا آرومه

60
00:04:49,708 --> 00:04:51,887
‫اونوقت ایده‌ها می‌تونن

61
00:04:51,887 --> 00:04:54,041
‫آزادانه جریان پیدا کنن

62
00:04:56,041 --> 00:04:58,072
‫من فقط دارم بهشون اجازه میدم

63
00:04:58,072 --> 00:05:01,666
‫رازهای نهفته در آهنگشون رو
‫ با بقیه به اشتراک بذارن

64
00:05:06,666 --> 00:05:08,375
‫کارت چطور پیش میره؟

65
00:05:13,291 --> 00:05:15,541
‫حلقه‌های قدرت تقریباً کامل شدن

66
00:05:18,833 --> 00:05:20,433
‫چقدر دیگه مونده؟

67
00:05:21,916 --> 00:05:23,541
‫برای به کامل رسوندن چیزی

68
00:05:23,541 --> 00:05:29,166
‫که قراره تا ابد دووم بیاره
‫چند روز بیشتر که چیزی نیست

69
00:05:33,083 --> 00:05:35,250
‫لحظه‌ی غم‌انگیزی میشه

70
00:05:37,250 --> 00:05:39,041
‫از بودن کنارت خیلی لذت بردم

71
00:05:41,041 --> 00:05:42,791
‫خب، هرچیزی پایانی داره

72
00:05:46,958 --> 00:05:50,791
‫مایه‌ی تاسفه. مگه نه؟

73
00:06:42,250 --> 00:06:43,850
‫وقتش رسیده

74
00:06:52,375 --> 00:06:53,375
‫سرورم

75
00:06:53,375 --> 00:06:55,208
‫ارباب کلبریمبور چه دستوری داد؟

76
00:06:55,208 --> 00:06:57,625
‫ارباب کلبریمبور حاضر نشد
‫اجازه‌ی ضدحمله بده

77
00:06:58,416 --> 00:07:00,458
‫میگه رودخانه ازمون محافظت می‌کنه

78
00:07:00,458 --> 00:07:02,708
‫هرچی بیشتر دست روی دست می‌ذاریم
‫الف‌های بیشتری می‌میرن

79
00:07:02,708 --> 00:07:04,000
‫باید یه کاری بکنیم

80
00:07:04,000 --> 00:07:05,875
‫برای همینه که قرار نیست ازش اطاعت کنیم

81
00:07:06,916 --> 00:07:08,516
‫بهترین نیروهات رو جمع کن

82
00:07:09,791 --> 00:07:11,625
‫خودم رهبری دفاع‌مون رو به عهده می‌گیرم

83
00:07:12,208 --> 00:07:14,333
‫والار خیرتون بدن، سرورم

84
00:07:14,333 --> 00:07:17,458
‫چی شده؟ چی شده که بهشون نمیگی؟

85
00:07:19,833 --> 00:07:21,708
‫کلبریمبور عقلشو از دست داده

86
00:07:25,000 --> 00:07:26,600
‫ما تنهاییم

87
00:07:28,958 --> 00:07:30,583
‫زود باشید

88
00:07:30,583 --> 00:07:32,183
‫تنها نیستیم

89
00:07:38,375 --> 00:07:41,333
‫ارزش خودت رو اثبات کردی، میردانیا

90
00:07:43,083 --> 00:07:45,708
‫وقتی زمانش رسید
‫حواسم هست که تو...

91
00:07:47,291 --> 00:07:48,891
‫به‌ خوبی پاداش بگیری

92
00:07:49,208 --> 00:07:50,458
‫چی شده؟

93
00:07:50,458 --> 00:07:53,958
‫ادوات محاصره، دیگه صداشون نمیاد

94
00:07:54,750 --> 00:07:56,350
‫پناه بگیرید!

95
00:08:05,500 --> 00:08:06,791
‫هل بدین!

96
00:08:06,791 --> 00:08:09,083
‫گفتم هل بدین آشغالا!

97
00:08:12,416 --> 00:08:14,708
‫هل بدین، بجنبین آشغالا!

98
00:08:15,625 --> 00:08:17,225
‫زود باشین، کثافتا

99
00:08:17,750 --> 00:08:21,375
‫با تمام زورتون هل بدین!

100
00:08:26,750 --> 00:08:28,833
‫دارن به اون سمت برشون می‌گردونن

101
00:08:35,750 --> 00:08:37,916
‫کلبریمبور بیشتر از چیزی که
‫ فکر می‌کردیم اشتباه می‌کرد

102
00:08:39,833 --> 00:08:41,458
‫آماده‌ی حمله‌ی زمینی بشید

103
00:08:42,250 --> 00:08:44,500
‫حمله‌ی زمینی؟ از رودخونه؟

104
00:09:04,791 --> 00:09:06,391
‫دوباره!

105
00:09:14,875 --> 00:09:16,475
‫دارن مسیر رودخونه رو می‌بندن

106
00:09:43,625 --> 00:09:45,750
‫برای حمله زمینی آماده بشید!

107
00:09:46,250 --> 00:09:47,850
‫برید سر موقعیت‌هاتون!

108
00:10:47,750 --> 00:10:49,250
‫ارگیون تحت محاصره‌ست

109
00:10:49,250 --> 00:10:52,625
‫یه الف این درخواست رو
‫به نگهبان‌های دروازه‌ی غربی تحویل داد

110
00:10:55,708 --> 00:10:57,916
‫پس درمانده‌تر از چیزی هستن که فکر می‌کردیم

111
00:11:00,833 --> 00:11:04,708
‫می‌خوام معدن رو پس بگیرین، فوراً

112
00:11:04,708 --> 00:11:09,625
‫ولی، سرورم، پسرتون هنوزم اونجاست
‫شاه‌دخت هم همینطور...

113
00:11:09,625 --> 00:11:12,125
‫هر ساعت که بیشتر درنگ می‌کنیم

114
00:11:13,291 --> 00:11:16,291
‫ثروت غیرقابل تصوری رو از دست میدیم

115
00:11:18,916 --> 00:11:21,541
‫باید حفاری کنیم

116
00:11:26,875 --> 00:11:28,475
‫برو!

117
00:11:33,875 --> 00:11:35,475
‫دارن میان

118
00:11:38,416 --> 00:11:40,416
‫اصلاً درس نمی‌گیرین، مگه نه؟

119
00:11:40,416 --> 00:11:43,458
‫آروم باشین، آقایون
‫فقط کافیه برگردین و برین

120
00:11:45,250 --> 00:11:46,850
‫نه

121
00:11:56,125 --> 00:11:58,166
‫ما هم با شماییم

122
00:11:58,833 --> 00:12:00,433
‫کلنگ‌هاتون رو بذارین زمین

123
00:12:02,000 --> 00:12:04,642
‫اون حلقه قلب پادشاه رو تسخیر کرده

124
00:12:04,642 --> 00:12:07,500
‫اجازه نمیدم این کوهستان رو تسخیر کنه

125
00:12:08,125 --> 00:12:09,725
‫باید حلقه رو از دستش دربیاریم

126
00:12:10,041 --> 00:12:12,291
‫قلمروی ما تنها قلمرویی نیست که در خطره

127
00:12:13,500 --> 00:12:15,666
‫یه الف بیرونه و می‌خواد با شما صحبت کنه

128
00:12:19,083 --> 00:12:20,683
‫بذارین بیاد تو

129
00:12:21,041 --> 00:12:23,833
‫خب، باید بی‌سروصدا انجامش بدیم

130
00:12:23,833 --> 00:12:25,690
‫ورود این الف بخصوص

131
00:12:25,690 --> 00:12:28,000
‫به تمام قلمروهای دورف‌ها ممنوع شده

132
00:12:48,083 --> 00:12:49,683
‫الروند

133
00:12:51,208 --> 00:12:53,458
‫قلبم از دیدنت
‫آواز مسرت سر میده، دوست من

134
00:12:58,041 --> 00:13:02,708
‫امان از دست تو با این موهای مجعد
‫و حرفای قلنبه سلنبه‌ت

135
00:13:02,708 --> 00:13:04,308
‫- موهای مجعد؟
‫- اوهوم

136
00:13:09,208 --> 00:13:10,958
‫خیلی جرات داری که اومدی اینجا

137
00:13:13,250 --> 00:13:15,875
‫اصلاً می‌دونی از وقتی رفتی
‫چه بلاهایی سرم اومده؟

138
00:13:15,875 --> 00:13:19,041
‫بعید می‌دونم بدتر از اتفاقاتی باشه
‫که سر من اومده

139
00:13:22,750 --> 00:13:25,000
‫قراره پدرمو از تخت سلطنت بکشم پایین

140
00:13:39,041 --> 00:13:40,641
‫تو چی داری بگی؟

141
00:13:46,083 --> 00:13:47,683
‫شکست

142
00:13:50,250 --> 00:13:51,850
‫بدون کمک شما

143
00:13:53,041 --> 00:13:55,333
‫جون هزاران الف در خطره، دورین

144
00:13:56,000 --> 00:13:57,708
‫و همچنین جون کلبریمبور

145
00:14:00,333 --> 00:14:04,166
‫می‌دونم خواسته‌ی کمی نیست، دورین
‫ولی به تبرت نیاز دارم، دوست قدیمی

146
00:14:06,375 --> 00:14:07,975
‫همین الان بهش نیاز دارم

147
00:14:26,833 --> 00:14:28,500
‫تکون بخورین!

148
00:14:43,250 --> 00:14:44,850
‫پرتاب کنید!

149
00:15:32,458 --> 00:15:34,041
‫ترس به دلتون راه ندین!

150
00:15:34,041 --> 00:15:36,125
‫فرمانده، یه ویرانگر دارن

151
00:15:38,666 --> 00:15:39,875
‫آماده‌ی شلیک باشین!

152
00:15:39,875 --> 00:15:41,475
‫باید جلوی اون ابزار رو بگیریم!

153
00:15:59,833 --> 00:16:01,958
‫حلقه‌ها. تکمیل شدن؟

154
00:16:06,125 --> 00:16:07,725
‫صبر کن

155
00:16:08,958 --> 00:16:10,558
‫برای چی صبر کنم؟

156
00:16:27,458 --> 00:16:29,058
‫چه جالب

157
00:16:29,250 --> 00:16:30,850
‫مدام تکرار میشه

158
00:16:32,625 --> 00:16:34,225
‫نمی‌بینی؟ یه چرخه‌ست

159
00:16:35,791 --> 00:16:38,875
‫که در طی روز مدام تکرار میشه

160
00:16:38,875 --> 00:16:40,475
‫و فقط این نیست

161
00:16:41,208 --> 00:16:42,808
‫بیا

162
00:16:43,250 --> 00:16:45,541
‫ببین. اخگرها رو ببین...

163
00:16:45,541 --> 00:16:47,625
‫کلبریمبور، نمی‌دونم چی باعث شده
‫همچین فکری به ذهنت برسه

164
00:16:47,625 --> 00:16:49,458
‫ولی بهت اطمینان میدم
‫وقت این حرفا رو نداریم

165
00:16:49,458 --> 00:16:51,058
‫کاملاً برعکس

166
00:16:52,541 --> 00:16:55,333
‫ظاهراً تا دلمون بخواد وقت داریم

167
00:17:00,875 --> 00:17:05,375
‫شمع‌ها... تمام روز یک سانتی‌متر هم آب نشدن

168
00:17:07,958 --> 00:17:09,558
‫به دنبال آرامش بودی

169
00:17:10,791 --> 00:17:12,625
‫منم بهت آرامش دادم

170
00:17:13,625 --> 00:17:15,225
‫نه

171
00:17:15,916 --> 00:17:19,875
‫این... این هرچی که هست
‫نمیشه اسمشو گذاشت هدیه

172
00:17:23,416 --> 00:17:24,791
‫باهام چیکار کردی؟

173
00:17:24,791 --> 00:17:26,391
‫باهات چیکار کردم؟

174
00:17:27,166 --> 00:17:30,291
‫با کمال میل راهنمایی‌هام رو پذیرفتی
‫عملاً التماسم کردی راهنماییت کنم

175
00:17:30,291 --> 00:17:34,166
‫حالا بخاطر... بخاطر رد شدن یه موش
‫از هم پاشیدی

176
00:17:36,458 --> 00:17:37,458
‫ببین داری چی میگی

177
00:17:37,458 --> 00:17:39,416
‫باهام چیکار کردی؟

178
00:17:41,791 --> 00:17:44,791
‫هیچ فرستاده‌ای از والار
‫همچین کاری نمی‌کنه

179
00:17:47,166 --> 00:17:50,625
‫تو کی هستی؟ راستشو بگو

180
00:17:51,541 --> 00:17:53,791
‫من کسیم که جلوی طوفان رو گرفتم

181
00:17:55,333 --> 00:17:57,750
‫کسی که خورشید رو
‫در آسمان بالای سرت نگه داشتم

182
00:17:57,750 --> 00:18:02,250
‫فقط برای اینکه بهت این فرصت رو بدم
‫که ارزشت رو اثبات کنی!

183
00:18:04,708 --> 00:18:07,500
‫حالا، نه حلقه رو می‌خوام!

184
00:18:07,500 --> 00:18:09,100
‫نه!

185
00:19:33,750 --> 00:19:34,833
‫چی...؟

186
00:19:45,583 --> 00:19:47,333
‫چی...؟ میتریل

187
00:19:50,666 --> 00:19:53,583
‫این... این... این چیه؟

188
00:19:55,333 --> 00:19:57,783
‫از وقتی به ارگیون اومدم

189
00:19:57,783 --> 00:20:00,208
‫خیلی چیزها ازت یاد گرفتم

190
00:20:01,833 --> 00:20:03,978
‫ولی هیچکدوم از آموزه‌هات

191
00:20:03,978 --> 00:20:05,833
‫ماندگارتر از این نیست

192
00:20:07,791 --> 00:20:09,583
‫خلقت واقعی...

193
00:20:13,208 --> 00:20:15,041
‫نیازمند فداکاریه

194
00:20:22,083 --> 00:20:23,683
‫تو اونی

195
00:20:25,541 --> 00:20:27,141
‫مگه نه؟

196
00:20:28,583 --> 00:20:30,833
‫- تو...
‫- اسم‌های زیادی دارم

197
00:21:18,333 --> 00:21:19,933
‫میردانیا!

198
00:21:23,916 --> 00:21:25,625
‫والار رو شکر که زنده‌ای

199
00:21:25,625 --> 00:21:28,375
‫فریب خوردیم. همه‌مون

200
00:21:28,375 --> 00:21:31,541
‫تمام این‌ها نقشه‌ی اون بوده
‫که مجبورم کنه حلقه‌ها رو بسازم

201
00:21:31,541 --> 00:21:35,625
‫منو توی یجور زندان حبس کرد
‫یجور زندانی ذهنی. ولی تونستم فرار کنم

202
00:21:36,458 --> 00:21:37,791
‫تونستم فرار کنم

203
00:21:37,791 --> 00:21:41,958
‫حتماً محاصره‌ی شهر حواسش رو پرت کرده
‫برای همین یاقوت رو فراموش کرد

204
00:21:41,958 --> 00:21:44,791
‫و موشه. موشی که مدام می‌رفت و میومد...

205
00:21:44,791 --> 00:21:46,391
‫و...

206
00:21:47,208 --> 00:21:49,416
‫باید... باید حرفمو باور کنی

207
00:21:51,375 --> 00:21:53,083
‫باید حرفمو باور کنی!

208
00:22:00,958 --> 00:22:02,958
‫این نازک‌ترین بخش دیواره

209
00:22:05,541 --> 00:22:07,141
‫زود باشین!

210
00:22:11,666 --> 00:22:15,375
‫باید زیربنای دیوار رو تقویت کنیم!
‫ زود باشین!

211
00:22:22,541 --> 00:22:24,141
‫دستگیرش کنین

212
00:22:25,666 --> 00:22:27,266
‫اون سائرونه

213
00:22:28,958 --> 00:22:30,558
‫دستگیرش کنین!

214
00:22:31,583 --> 00:22:34,916
‫تمام این مدت داشته بهتون دروغ می‌گفته

215
00:22:36,791 --> 00:22:39,291
‫نه. داشته ازمون مراقبت می‌کرده

216
00:22:39,291 --> 00:22:42,166
‫درحالیکه شما توی برجتون موندین
‫و دستوراتی بهمون دادین

217
00:22:42,166 --> 00:22:43,250
‫که ممکن بود باعث نابودیمون بشه

218
00:22:43,250 --> 00:22:45,791
‫نه. نه، همه‌ش کار اون بود

219
00:22:46,958 --> 00:22:48,558
‫اون سائرونه!

220
00:22:50,208 --> 00:22:54,500
‫اگر حرفمو باور نمی‌کنین
‫یه زخم بهش بزنین

221
00:22:56,208 --> 00:22:58,416
‫دستش رو ببینین، خونش رو ببینین

222
00:22:59,125 --> 00:23:00,725
‫به سیاهی قیره

223
00:23:14,000 --> 00:23:15,125
‫بیاین، سرورم

224
00:23:15,125 --> 00:23:17,125
‫بیاین برگردیم به برجتون

225
00:23:17,125 --> 00:23:18,708
‫دستتو بکش!

226
00:23:18,708 --> 00:23:21,291
‫نه!

227
00:23:44,000 --> 00:23:45,600
‫تمام این‌ها می‌تونه خاتمه پیدا کنه

228
00:23:47,916 --> 00:23:52,125
‫نه حلقه رو تمام کن
‫تا به شهرت رحم کنم

229
00:23:57,125 --> 00:23:58,725
‫می‌خوای باهاشون چیکار کنی؟

230
00:24:00,916 --> 00:24:04,083
‫صلحی بی‌نقص و پایدار ایجاد می‌کنم

231
00:24:38,041 --> 00:24:39,641
‫بجنبین!

232
00:25:16,125 --> 00:25:17,916
‫مرگ بر دشمنانمان!

233
00:26:29,458 --> 00:26:31,058
‫بایستین!

234
00:26:40,375 --> 00:26:44,083
‫خوش اومدی، فرمانده الروند

235
00:26:55,083 --> 00:26:56,683
‫حلقه‌ای که همراهته

236
00:26:58,958 --> 00:27:00,558
‫بهم نشونش بده

237
00:27:01,250 --> 00:27:03,083
‫اگر میاوردمش اینجا حماقت کرده بودم

238
00:27:05,250 --> 00:27:06,850
‫تو عضو دربار پادشاهی

239
00:27:07,291 --> 00:27:09,750
‫بیشتر به درد
‫طومار دست گرفتن می‌خوری تا شمشیر

240
00:27:09,750 --> 00:27:11,375
‫تابحال مهارتم با هیچکدومشون رو ندیدی

241
00:27:11,375 --> 00:27:13,458
‫باید حمله رو ادامه می‌دادی، الروند

242
00:27:13,458 --> 00:27:17,000
‫اگر دوباره حرف زد، زبونش رو ببرید

243
00:27:21,791 --> 00:27:25,541
‫سائرون همونقدر که دشمن منه
‫دشمن شما هم هست

244
00:27:26,583 --> 00:27:30,083
‫چیزی که برای شکست دادنش لازم دارم
‫رو بهم بده تا همه‌مون از شرش خلاص بشیم

245
00:27:30,083 --> 00:27:33,291
‫مگه خود تو نبودی که با محاصره‌ی ارگیون
‫خواسته‌ی اونو انجام دادی؟

246
00:27:33,291 --> 00:27:35,875
‫ظلمت و تاریکی ارگیون رو فرا گرفته

247
00:27:36,958 --> 00:27:39,410
‫اون شهر دیگه متعلق به حیله‌گره

248
00:27:39,410 --> 00:27:42,083
‫به همراه تمام الف‌های توی اون شهر

249
00:27:42,083 --> 00:27:43,708
‫ارباب کلبریمبور اینطور نیست

250
00:27:43,708 --> 00:27:47,958
‫خود کلبریمبور بود
‫که با آغوش باز از سائرون استقبال کرد

251
00:27:49,208 --> 00:27:50,808
‫نمی‌تونی نجاتش بدی

252
00:27:52,250 --> 00:27:54,041
‫ولی می‌تونی گالادریل رو نجات بدی

253
00:27:57,791 --> 00:27:59,391
‫پیشنهادم کاملاً صادقانه‌ست

254
00:28:00,916 --> 00:28:02,516
‫توصیه می‌کنم قبولش کنی

255
00:28:03,541 --> 00:28:05,625
‫و سائرون رو به من بسپاری

256
00:28:12,541 --> 00:28:16,041
‫زیبایی جده‌ت، ملیان والار رو به ارث بردی

257
00:28:17,541 --> 00:28:21,166
‫حتی اگر ذره‌ای از درایتش
‫در رگ‌هات جاری باشه

258
00:28:22,333 --> 00:28:25,125
‫حتماً می‌دونی که نمی‌تونی
‫منو در نبرد شکست بدی

259
00:28:26,666 --> 00:28:28,500
نه تو حریف تاکتیک‌هام میشی

260
00:28:29,041 --> 00:28:34,250
نه نیروهات حریف نیروهام
و به خاک میفتی

261
00:28:35,625 --> 00:28:38,791
‫ولی قبل از اون
‫شن‌های بستر گلاندوئین

262
00:28:39,625 --> 00:28:41,225
‫با خون مردمت سیاه میشه

263
00:28:42,666 --> 00:28:44,750
‫بچه‌هام بی‌رحمی‌هایی رو تحمل کردن

264
00:28:44,750 --> 00:28:48,208
‫که حتی شجاع‌ترین‌تون هم
‫تحمل شنیدنش رو ندارن

265
00:28:49,375 --> 00:28:53,666
‫حاضری به این راحتی
‫جونشون رو فدا کنی، آدار؟

266
00:28:57,000 --> 00:28:58,600
‫خودشون حاضرن؟

267
00:29:05,000 --> 00:29:09,958
‫حلقه در ازای جون گالادریل
‫پاسخت چیه؟

268
00:29:23,958 --> 00:29:25,791
‫در میدان نبرد ازم بپرس

269
00:29:26,791 --> 00:29:29,208
‫وقتی گردن خودت زیر تیغ بود

270
00:29:34,375 --> 00:29:35,975
‫خیلی‌خب

271
00:29:39,750 --> 00:29:41,350
‫در میدان نبرد می‌بینمت...

272
00:29:44,375 --> 00:29:46,458
‫همراه سرش که بر سر نیزه زدم

273
00:29:50,416 --> 00:29:53,625
‫اگر قراره اینطور باشه
‫می‌خوام باهاش خداحافظی کنم

274
00:29:57,875 --> 00:29:59,475
‫مسلح نیست

275
00:30:17,625 --> 00:30:19,225
‫منو ببخش

276
00:30:23,791 --> 00:30:25,391
‫پیروز شو

277
00:30:59,375 --> 00:31:00,975
‫ووروهیل

278
00:31:06,583 --> 00:31:10,250
‫نیروهای دشمن ده برابر ماست
‫پس چرا اینقدر از پیروزی اطمینان دارین؟

279
00:31:11,208 --> 00:31:13,833
‫چون چیزی می‌دونم
‫که پدرسالار ارک‌ها نمی‌دونه

280
00:31:13,833 --> 00:31:14,958
‫چی؟

281
00:31:14,958 --> 00:31:18,458
‫در همین لحظه شاهزاده دورین داره
‫لشکری از دورف‌ها برای کمک به ما جمع می‌کنه

282
00:31:19,208 --> 00:31:21,250
‫و سپیده‌دم که از راه رسید...

283
00:31:22,083 --> 00:31:25,750
‫اونا رو هدایت می‌کنی
‫که از جناح به ارتش آدار حمله کنن

284
00:31:27,166 --> 00:31:28,766
‫عالیه

285
00:31:32,916 --> 00:31:34,516
‫فوراً به سمتشون حرکت کن

286
00:31:36,208 --> 00:31:38,333
‫تا اون‌موقع، مطمئن میشم
‫که دیوارهای ارگیون

287
00:31:38,333 --> 00:31:39,933
‫یک شب دیگه دووم میارن

288
00:31:56,125 --> 00:31:58,916
‫جنگجوهای خازاد-دوم

289
00:32:04,708 --> 00:32:06,375
‫در این لحظه

290
00:32:07,583 --> 00:32:11,750
‫بزرگ‌ترین داستان عصرمون
‫در حال نوشته شدنه

291
00:32:15,208 --> 00:32:20,583
‫و تصمیمش با ماست که پایانش...

292
00:32:20,583 --> 00:32:22,291
‫غم‌انگیز باشه...

293
00:32:25,125 --> 00:32:26,725
‫یا پیروزمندانه

294
00:32:31,166 --> 00:32:33,625
‫سائرون سنگ‌دل

295
00:32:35,916 --> 00:32:41,916
‫که هفت راز آهنگری رو
‫از اجدادمون دزدید، برگشته

296
00:32:43,000 --> 00:32:48,916
‫و داره حلقه‌هایی می‌سازه
‫که ما و تمام سرزمین میانه رو به بردگی بکشه

297
00:32:49,875 --> 00:32:52,333
‫الف‌ها نمی‌تونن شکستش بدن

298
00:32:54,541 --> 00:32:56,141
‫نه بدون ما

299
00:33:04,000 --> 00:33:06,000
‫و سائرون اینو خوب می‌دونه

300
00:33:07,625 --> 00:33:12,916
‫فکر می‌کنه، با شعله‌ور کردن آتش طمع‌مون

301
00:33:14,750 --> 00:33:17,916
‫می‌تونه قلب‌هامون رو خاکستر کنه

302
00:33:19,166 --> 00:33:23,166
‫و ما رو بدون هیچ مقاومتی
‫از صحنه‌ی نبرد کنار بزنه

303
00:33:28,916 --> 00:33:32,375
‫ولی ما قوی‌تر از چیزی هستیم که فکر می‌کنه

304
00:33:32,375 --> 00:33:33,916
‫آره!

305
00:33:33,916 --> 00:33:38,375
‫چون چیزی هست
‫که ارزشش برای تمام دورف‌ها

306
00:33:38,375 --> 00:33:41,250
‫خیلی بیشتر از ثروته

307
00:33:41,250 --> 00:33:45,083
‫حتی خیلی بیشتر از
‫این کوهستان عزیزمون

308
00:33:46,750 --> 00:33:51,708
‫کنارم بجنگید، تا تمام دنیا شاهد باشه

309
00:33:52,250 --> 00:33:54,416
‫که وفاداری دورف‌ها

310
00:33:54,416 --> 00:33:59,958
‫حتی از سحر و جادو هم قوی‌تره!

311
00:33:59,958 --> 00:34:01,041
‫آره!

312
00:34:01,041 --> 00:34:03,541
‫از هر ارتشی قوی‌تره!

313
00:34:03,541 --> 00:34:04,875
‫آره!

314
00:34:04,875 --> 00:34:09,000
‫از استخوان‌های زمین عمیق‌تره!

315
00:34:09,000 --> 00:34:10,600
‫آره!

316
00:34:11,416 --> 00:34:14,375
‫همراه دوستانمون می‌جنگید؟

317
00:34:14,375 --> 00:34:15,625
‫آره!

318
00:34:15,625 --> 00:34:19,583
‫برای خازاد-دوم می‌جنگید؟

319
00:34:19,583 --> 00:34:22,958
‫باروک خازاد! باروک خازاد!
‫(تبر دورف‌ها)

320
00:34:22,958 --> 00:34:25,829
‫باروک خازاد! باروک خازاد!

321
00:34:25,829 --> 00:34:28,699
‫باروک خازاد! باروک خازاد!

322
00:34:28,699 --> 00:34:31,570
‫باروک خازاد! باروک خازاد!

323
00:34:31,570 --> 00:34:34,416
‫باروک خازاد! باروک خازاد!

324
00:34:36,541 --> 00:34:38,166
‫خازاد...

325
00:34:38,166 --> 00:34:40,291
‫دوم!

326
00:34:40,291 --> 00:34:43,416
‫به سمت ارگیون حرکت می‌کنیم!

327
00:34:52,583 --> 00:34:54,183
‫از شهر محافظت کنید!

328
00:35:09,458 --> 00:35:11,041
‫برید به سمت دیوار!

329
00:35:11,041 --> 00:35:12,641
‫برید به سمت دیوار!

330
00:35:48,166 --> 00:35:50,375
‫دل و روده‌تو می‌ریزم بیرون، الف

331
00:35:56,333 --> 00:35:57,933
‫بمیر

332
00:36:01,500 --> 00:36:05,125
‫نه! نه! نه! نه! نه!

333
00:36:42,291 --> 00:36:43,891
‫کافیه!

334
00:36:56,041 --> 00:36:58,791
‫دوباره! دوباره ویرانگر رو آماده کنید!

335
00:37:00,291 --> 00:37:01,891
‫بجنبین!

336
00:37:05,041 --> 00:37:06,641
‫پدرسالار

337
00:37:07,291 --> 00:37:09,708
‫دیوار قوی‌تر از چیزیه که فکر می‌کردیم

338
00:37:09,708 --> 00:37:11,791
‫شاید نتونیم قبل از صبح
‫بهش نفوذ کنیم

339
00:37:12,541 --> 00:37:15,458
‫اون الفه داره بهتر از چیزی
‫که فکر می‌کردین می‌جنگه

340
00:37:15,458 --> 00:37:19,208
‫نیروهاش همین الانشم
‫پنج تا از منجنیق‌هامون رو نابود کردن

341
00:37:19,208 --> 00:37:21,000
‫اوروک‌های زیادی دارن می‌میرن

342
00:37:21,958 --> 00:37:23,833
‫دستوراتتون چیه، پدرسالار؟

343
00:37:23,833 --> 00:37:26,166
‫- شیپور عقب‌نشینی بزنیم؟
‫- نه

344
00:37:28,541 --> 00:37:30,141
‫سائرون نباید فرار کنه

345
00:37:31,750 --> 00:37:35,750
‫اون دیوار رو خراب کنید. به هر قیمتی که شده

346
00:37:35,750 --> 00:37:37,350
‫آدار!

347
00:37:41,166 --> 00:37:45,541
‫تو بهمون گفتی... ما رو دوست داری

348
00:37:46,625 --> 00:37:48,666
‫با تمام چیزی که از قلبم باقی مونده

349
00:37:51,000 --> 00:37:55,166
‫بیشتر از اون دوستتون دارم
‫که اجازه بدم تبدیل به برده‌های سائرون بشید

350
00:38:10,708 --> 00:38:12,308
‫زود باشید بیاین!

351
00:38:17,375 --> 00:38:20,500
‫هنوزم توی اردوگاهه
‫پیداش کنین!

352
00:38:54,916 --> 00:38:56,116
‫مرده

353
00:38:56,116 --> 00:38:57,291
‫مرده

354
00:38:58,375 --> 00:39:01,791
‫هی، تو! بیا کمک کن

355
00:39:06,916 --> 00:39:08,516
‫مرده

356
00:39:59,083 --> 00:40:01,375
‫در شعله‌ها به تاریکی بازمی‌گردند

357
00:40:04,333 --> 00:40:06,541
‫در شعله‌ها به تاریکی بازمی‌گردند

358
00:40:33,750 --> 00:40:36,916
‫موهای خوشگلشو ببین

359
00:41:02,416 --> 00:41:04,875
‫هر نیرویی که تو رو به اینجا آورده، سرباز...

360
00:41:05,750 --> 00:41:07,350
‫ازش قدردانم

361
00:41:07,625 --> 00:41:10,344
‫بیا، یه راه مخفی برای ورود به شهر بلدم

362
00:41:10,344 --> 00:41:12,041
‫باید سائرون رو پیدا کنیم

363
00:41:12,041 --> 00:41:13,641
‫من اومدم سراغ اون

364
00:41:18,500 --> 00:41:20,929
‫اگر سعی کنی الان بهش حمله کنی

365
00:41:20,929 --> 00:41:22,750
‫به قیمت جونت تمام میشه

366
00:41:25,125 --> 00:41:26,725
‫جونمم مال خودش

367
00:41:28,958 --> 00:41:31,250
‫جز این هرچی داشتم ازم گرفته

368
00:41:34,166 --> 00:41:35,766
‫اروندیر

369
00:41:38,041 --> 00:41:41,250
‫امشب الف‌های قهرمان زیادی نداریم

370
00:41:43,166 --> 00:41:46,875
‫حیف میشه اگر یکی دیگه رو هم از دست بدیم

371
00:41:48,875 --> 00:41:51,666
‫و نبرد واقعی با آدار بعداً فرا می‌رسه

372
00:42:07,583 --> 00:42:09,916
‫ارتش دم دروازه‌ی غربی جمع شده
‫ شاهزاده دورین

373
00:42:09,916 --> 00:42:11,208
‫خوبه

374
00:42:11,208 --> 00:42:13,250
‫دورین!

375
00:42:15,541 --> 00:42:17,141
‫شاهزاده دورین!

376
00:42:18,875 --> 00:42:20,475
‫صبر کن!

377
00:42:24,750 --> 00:42:28,625
‫پدرت، با تبرش به افرادم حمله کرد

378
00:42:30,833 --> 00:42:33,791
‫مثل ساقه‌های گندم
‫همه‌شون رو قلع و قمع کرد

379
00:42:35,708 --> 00:42:37,541
‫ولی می‌خواد حفاری کنه

380
00:42:38,250 --> 00:42:40,250
‫می‌خواد اون هیولا رو آزاد کنه!

381
00:42:40,250 --> 00:42:42,625
‫- دیسا، اون...؟
‫- نمی‌دونم

382
00:42:42,625 --> 00:42:44,833
‫ولی دیسا منو فرستاد پیداتون کنم

383
00:42:44,833 --> 00:42:47,625
‫گفت باید ارتش رو برگردونی

384
00:42:48,125 --> 00:42:49,725
‫پس الروند چی؟

385
00:42:50,708 --> 00:42:53,000
‫اگر الان با اون ارتش به ارگیون بری

386
00:42:53,791 --> 00:42:56,291
‫ممکنه وقتی برگشتی
‫اثری از خازاد-دوم باقی نمونده باشه

387
00:43:12,416 --> 00:43:16,500
‫نترس. این هم می‌گذره

388
00:43:19,291 --> 00:43:23,250
‫بهت قول میدم
‫وقتی سرزمین میانه التیام پیدا کرد

389
00:43:23,250 --> 00:43:25,875
‫و مردمش دیدن من و تو
‫اینجا چیکار کردیم...

390
00:43:29,250 --> 00:43:31,291
‫تمام درد و رنج‌هامون ارزشش رو خواهند داشت

391
00:43:32,833 --> 00:43:34,500
‫"درد و رنج‌هامون"؟

392
00:43:34,500 --> 00:43:38,375
‫شک نکن که برام دردناکه
‫که مجبورم اینطور باهات رفتار کنم...

393
00:43:38,375 --> 00:43:40,541
‫همونطور که با افراد
‫بی‌شمار دیگه‌ای رفتار کردی؟

394
00:43:45,125 --> 00:43:46,725
‫همونطور که مورگاث باهام رفتار کرد

395
00:43:49,458 --> 00:43:52,458
‫می‌دونی شکنجه شدن به دست یه خدا
‫چه حسی داره؟

396
00:43:54,833 --> 00:43:56,433
‫نمی‌تونم تصور کنم

397
00:43:57,916 --> 00:44:01,083
‫من پایان راه رو می‌بینم، کلبریمبور

398
00:44:02,666 --> 00:44:04,266
‫به وضوح

399
00:44:05,041 --> 00:44:07,208
‫از لحظه‌ای که چشم گشودم می‌دیدمش

400
00:44:08,666 --> 00:44:12,666
‫ولی پایان راه اون، با پایان من متفاوت بود

401
00:44:15,250 --> 00:44:18,427
‫چون چیزی که اون می‌خواست نابود کنه

402
00:44:18,427 --> 00:44:21,208
‫من می‌خواستم... به کمال برسونم

403
00:44:24,458 --> 00:44:28,833
‫گاهی اوقات، درد و رنج
‫تقریباً برام تبدیل به پاداش می‌شد

404
00:44:29,625 --> 00:44:31,225
‫تبدیل به بازی می‌شد

405
00:44:32,583 --> 00:44:36,416
‫یه رقابت، که ببینم
‫اراده‌ی کی قوی‌تره

406
00:44:38,541 --> 00:44:40,884
‫و بعد از تمام اون‌ها، بازم تصمیم گرفتی

407
00:44:40,884 --> 00:44:42,958
‫همون درد و رنج رو به من تحمیل کنی؟

408
00:44:42,958 --> 00:44:44,558
‫نه

409
00:44:51,250 --> 00:44:52,850
‫خودت انتخابش کردی

410
00:44:55,083 --> 00:44:56,683
‫نه من

411
00:44:58,500 --> 00:45:00,100
‫چی؟

412
00:45:03,041 --> 00:45:07,583
‫همه‌چیز... به حلقه‌ها بستگی داره

413
00:45:08,958 --> 00:45:11,875
‫و از اونجایی که مجبورم کردی

414
00:45:11,875 --> 00:45:15,708
‫عذابت بدم تا بسازیشون

415
00:45:17,916 --> 00:45:20,208
‫من قربانی لجاجت تو شدم

416
00:45:22,500 --> 00:45:27,000
‫و تو، باعث و بانی حقیقی عذاب کشیدنت هستی

417
00:45:35,083 --> 00:45:37,083
‫برای همینه که بهت میگن حیله‌گر بزرگ

418
00:45:42,166 --> 00:45:44,083
‫حتی می‌تونی خودت رو هم فریب بدی

419
00:45:48,541 --> 00:45:50,141
‫کاملشون کن

420
00:46:40,375 --> 00:46:41,975
‫پرتاب کن!

421
00:47:04,791 --> 00:47:06,391
‫عجله کنین!

422
00:47:32,708 --> 00:47:34,308
‫پرتاب کن!

423
00:48:53,166 --> 00:48:57,000
‫اراده‌ی کی قوی‌تره؟

424
00:49:51,208 --> 00:49:53,083
‫ببینین با خودش چیکار کرده

425
00:49:53,083 --> 00:49:54,750
‫پیرمرد خرفت واقعاً روانی شده

426
00:49:55,916 --> 00:49:59,833
‫باید توی برج باقی بمونی
‫تا به خودت آسیبی نزنی

427
00:50:00,541 --> 00:50:04,250
‫به دستور آناتار، ارباب ارگیون

428
00:50:12,833 --> 00:50:14,433
‫ولش کنید

429
00:50:15,166 --> 00:50:16,766
‫بانوی من؟

430
00:50:17,500 --> 00:50:22,750
‫اون ارباب کلبریمبور
‫بزرگ‌ترین آهنگر الف‌هاست

431
00:50:24,250 --> 00:50:26,250
‫- ولش کنید
‫- ولی ارباب ارگیون دستور داده...

432
00:50:26,250 --> 00:50:28,625
‫ایشون ارباب ارگیونه

433
00:50:39,000 --> 00:50:42,250
‫کلبریمبور، منم

434
00:50:49,333 --> 00:50:50,933
‫کلبریمبور

435
00:50:51,416 --> 00:50:53,016
‫وقتی دیدمت

436
00:50:54,166 --> 00:50:57,125
‫اون لحظه‌ی اول، شک نداشتم
‫توام یه توهم دیگه‌ای

437
00:50:58,750 --> 00:51:02,750
‫یه بی‌رحمی دیگه
‫برای زجر دادنم با امید واهی

438
00:51:02,750 --> 00:51:04,350
‫سائرون؟

439
00:51:06,208 --> 00:51:07,541
‫حلقه‌های بیشتر؟

440
00:51:07,541 --> 00:51:09,141
‫نه حلقه

441
00:51:11,000 --> 00:51:15,416
‫نه حلقه برای به بردگی کشیدن دنیای انسان‌ها

442
00:51:16,000 --> 00:51:19,750
‫همونطور که اون... منو به بردگی کشید

443
00:51:21,416 --> 00:51:23,875
‫تقصیر من بود

444
00:51:23,875 --> 00:51:25,475
‫نه!

445
00:51:25,875 --> 00:51:29,750
‫از همون اول، بخشی از وجودم... می‌دونست

446
00:51:30,375 --> 00:51:34,041
‫بخشی از وجودم ذاتش رو دید، ولی...
‫چیزی که بهم ارائه داد رو می‌خواستم

447
00:51:35,125 --> 00:51:40,291
‫برای همین چشمم رو روی ذاتش بستم

448
00:51:42,625 --> 00:51:44,225
‫منم همینطور

449
00:51:48,375 --> 00:51:50,375
‫- خودشه
‫- زود باش

450
00:51:50,375 --> 00:51:54,583
‫تونل دورفی قدیمی
‫از اونجا مخفیانه وارد شهر شدم

451
00:51:54,583 --> 00:51:57,000
‫می‌تونی با استفاده از اون
‫همراه حلقه‌ها از شهر دور بشی

452
00:51:57,000 --> 00:51:58,083
‫نه، نه

453
00:51:58,083 --> 00:51:59,458
‫برو! زود باش!

454
00:51:59,458 --> 00:52:01,625
‫نمی‌تونم. باید تو ببریشون

455
00:52:01,625 --> 00:52:04,541
‫می‌فهمه چه اتفاقی افتاده
‫میاد دنبال حلقه‌ها

456
00:52:04,541 --> 00:52:09,583
‫کاری می‌کنم تا یه مدت
‫نتونه بیاد دنبال حلقه‌ها

457
00:52:10,750 --> 00:52:15,666
‫حلقه‌ها رو ببر. هرچقدر از ساکنین شهر رو
‫که می‌تونی نجات بده. زود باش!

458
00:52:15,666 --> 00:52:17,266
‫نه

459
00:52:18,083 --> 00:52:20,333
‫اجازه نمیدم تنهایی باهاش روبرو بشی

460
00:52:20,333 --> 00:52:23,166
‫من... من این شهر رو ساختم

461
00:52:25,083 --> 00:52:26,833
‫جام همینجاست

462
00:52:28,041 --> 00:52:29,875
‫و قرار نیست تنها باشه

463
00:52:39,166 --> 00:52:42,250
‫متاسفم. من آوردمش اینجا

464
00:52:44,500 --> 00:52:46,708
‫متاسفم که قوی‌تر نبودم

465
00:52:47,208 --> 00:52:49,208
‫هیچکدوممون بقدر کافی قوی نبودیم

466
00:52:50,541 --> 00:52:53,291
‫شاید در تمام سرزمین میانه
‫هیچکس بقدر کافی قوی نباشه

467
00:52:55,000 --> 00:52:59,500
‫ولی شاید، فقط کافیه الف‌ها از یاد نبرن

468
00:53:00,916 --> 00:53:04,750
‫که چیزی که تاریکی رو شکست میده قدرت نیست

469
00:53:06,541 --> 00:53:08,141
‫نوره

470
00:53:08,750 --> 00:53:10,500
‫ممکنه ارتش‌ها قیام کنن

471
00:53:13,000 --> 00:53:14,958
‫ممکنه قلب‌ها کم بیارن

472
00:53:14,958 --> 00:53:18,201
‫با این‌حال، نور باقی می‌مونه

473
00:53:18,201 --> 00:53:20,958
‫و حتی از قدرت هم قوی‌تره

474
00:53:25,208 --> 00:53:30,708
‫چرا که در حضورش
‫تمام تاریکی‌ها گریزان میشن

475
00:53:36,625 --> 00:53:38,041
‫بدرود

476
00:54:19,791 --> 00:54:22,125
‫دوباره! دیگه چیزی نمونده!

477
00:54:32,625 --> 00:54:35,208
‫بزودی به دیوار نفوذ می‌کنن
‫ فرمانده، مگه نه؟

478
00:54:35,208 --> 00:54:38,625
‫نه، ریان!
‫دشمن‌مون به اون دیوار نفوذ نمی‌کنه!

479
00:54:38,625 --> 00:54:41,375
‫شاید با یک تیر
‫بتونی ورق رو برگردونی

480
00:54:42,583 --> 00:54:45,500
‫- چند تا تیر آتشین برات مونده؟
‫- برای انجام وظیفه‌م کافیه

481
00:54:45,500 --> 00:54:47,083
‫فقط کافیه هدف در تیررسم باشه

482
00:54:47,083 --> 00:54:48,683
‫دنبالم بیا

483
00:54:50,166 --> 00:54:51,766
‫بیا!

484
00:55:03,041 --> 00:55:04,641
‫شلیک کن!

485
00:55:10,208 --> 00:55:11,208
‫نه

486
00:55:52,916 --> 00:55:54,333
‫حمله کنید!

487
00:56:14,250 --> 00:56:15,850
‫نابودش کنید!

488
00:56:26,916 --> 00:56:28,516
‫بفرستینش

489
00:56:29,291 --> 00:56:33,833
‫پدرسالار، افراد خودمون رو هم می‌کشه

490
00:56:34,625 --> 00:56:36,225
‫بفرستینش

491
00:56:55,750 --> 00:56:58,083
‫ارک‌ها، دارن فرار می‌کنن!

492
00:57:01,500 --> 00:57:04,416
‫نه، دارن راه رو باز می‌کنن

493
00:57:35,375 --> 00:57:37,208
‫اینجا پیداشون نمی‌کنی

494
00:57:38,416 --> 00:57:40,833
‫تا الان دیگه خیلی از دسترست دور شدن

495
00:57:46,166 --> 00:57:50,625
‫پس میاریشون پیش من
‫و بهم تحویلشون میدی

496
00:57:50,625 --> 00:57:53,208
‫دیگه دستت به هیچ حلقه‌ای نمی‌رسه

497
00:58:09,583 --> 00:58:11,833
‫به دستور ارباب حقیقی ارگیون

498
00:58:11,833 --> 00:58:13,583
‫تو، سائرون، به...

499
00:58:20,333 --> 00:58:23,500
‫فقط کردی فقط خودت بودی
‫که تسلیم قدرت من شدی؟

500
00:59:02,458 --> 00:59:04,458
‫نه حلقه رو بهم میدی

501
00:59:18,541 --> 00:59:21,083
‫نباید به دیوار برسه!

502
01:00:02,666 --> 01:00:03,666
‫مراقب باش!

503
01:00:18,250 --> 01:00:19,875
‫فرمانده، مراقب باش!

504
01:00:28,000 --> 01:00:30,291
‫زود باشین بکشینش!

505
01:01:26,916 --> 01:01:29,208
‫برگرد به تپه‌ت و همونجا دفن شو

506
01:01:42,791 --> 01:01:44,391
‫فرمانده!

507
01:02:15,208 --> 01:02:16,375
‫فرمانده

508
01:02:16,375 --> 01:02:17,975
‫پادشاه اعظم

509
01:02:18,625 --> 01:02:19,916
‫نباید اینجا باشین

510
01:02:19,916 --> 01:02:22,583
‫یه پادشاه باید همونجایی باشه
‫که بیشتر از همه بهش نیازه

511
01:02:37,583 --> 01:02:42,000
‫فرزندان من! همراهم حمله کنید!

512
01:03:28,916 --> 01:03:31,375
‫دورف‌ها! دورف‌ها دارن میان!

513
01:03:31,375 --> 01:03:32,975
‫شمال رو ببینید!

514
01:03:49,666 --> 01:03:51,266
‫ووروهیل

515
01:03:57,208 --> 01:03:58,808
‫دورین ارتششون رو برگردوند

516
01:04:00,250 --> 01:04:02,125
‫دروازه‌ی خازاد-دوم بسته شده

517
01:04:02,125 --> 01:04:06,458
‫نه، حتماً... اشتباهی شده

518
01:04:09,958 --> 01:04:11,558
‫دورین میاد!

519
01:04:28,166 --> 01:04:30,083
‫به صف بشید!

520
01:04:32,958 --> 01:04:34,558
‫دورین میاد

521
01:04:40,250 --> 01:04:42,166
‫همه‌شونو بکشین!

522
01:04:45,500 --> 01:04:47,541
‫حمله!

523
01:04:55,666 --> 01:04:57,266
‫دورین میاد

524
01:05:03,083 --> 01:05:04,683
‫دورین میاد

525
01:07:08,375 --> 01:07:10,458
‫رومیل رو فراموش کردی؟

526
01:07:17,250 --> 01:07:19,500
‫"هرگز از سر خشم به جنگ نرو"

527
01:07:35,740 --> 01:07:43,764
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

528
01:07:48,788 --> 01:07:53,812
‫[ کانال تلگرام حسین اسماعیلی ]
‫[ @BDSubs ]

