‫﻿۱
00:01:23,819 --> 00:01:27,289


2
00:01:38,900 --> 00:01:40,595
‫سر ویلیام ...

3
00:01:40,570 --> 00:01:42,937
‫سر ویلیام ! چی شده ؟

4
00:01:42,890 --> 00:01:45,552
‫برو و طبیب رو بیار !
‫همین حالا !

5
00:02:14,430 --> 00:02:17,559
‫خدای من , چرا هیشکی بیدارش نکرده

6
00:02:17,500 --> 00:02:19,946
‫در این موارد خواب کشنده هست .

7
00:02:19,900 --> 00:02:22,574
‫عقب بایستید ! عقب بایستید , احمق ها !

8
00:02:22,520 --> 00:02:24,227
‫آربابتون بیماری Sweating sickness  داره
‫نظر مترجم : این بیماری اولین بار در انگلیس دیده شده .

9
00:02:24,200 --> 00:02:25,326
‫اه

10
00:02:25,310 --> 00:02:27,836
‫شما دوتا ... شما بمونید !

11
00:02:27,790 --> 00:02:30,122
‫باید سعی کنیم درمانش کنیم ... بیچاره .

12
00:02:30,930 --> 00:02:32,830
‫برش گردونید !

13
00:02:35,360 --> 00:02:37,863
‫به خاطر خدا , انجامش بدید .

14
00:02:37,820 --> 00:02:40,528
‫ممکنه هنوز هم بتونیم نجاتش بدیم

15
00:02:48,930 --> 00:02:51,228
‫میخوام کمرشو سوراخ کنم ,

16
00:02:51,190 --> 00:02:54,057
‫چون شنیدم ممکنه جواب بده .

17
00:02:54,000 --> 00:02:57,049
‫باعث میشه مقداری از سم خارج بشه .

18
00:02:57,790 --> 00:02:59,952
‫نگهش دارین !

19
00:03:31,770 --> 00:03:33,169
‫دارین چیکار میکنین ؟

20
00:03:33,150 --> 00:03:34,857
‫نمیتونم بیینمش ؟

21
00:03:35,390 --> 00:03:37,802
‫خدای من , زن برو بیرون !

22
00:03:37,750 --> 00:03:41,243
‫اعلیحضرت پادشاه و بانو آن بلین وارد میشوند .

23
00:03:41,930 --> 00:03:43,204
‫وولسی .

24
00:03:43,190 --> 00:03:45,363
‫اعلیحضرت .

25
00:03:46,090 --> 00:03:49,799
‫بانو آن . خیلی خوش آمدید .

26
00:04:01,170 --> 00:04:05,107
‫عالیجناب من باید به خاطر گُل سینه زیبایی
‫که واسم فرستادید ازت تون تشکر کنم .

27
00:04:05,430 --> 00:04:07,842
‫خوشحالم که ازش خوشتون اومده .

28
00:04:07,800 --> 00:04:12,590
‫ساخت ایتالیاست , فکر میکنم ساخته
‫دست استاد کار ماهری هست .

29
00:04:13,260 --> 00:04:17,811
‫و مطمئنم که اعلیحضرت هم از هدیه هایی که
‫پادشاه فرانسه واسشون فرستادن راضی هستند .

30
00:04:17,710 --> 00:04:18,950
‫یک جام طلایی

31
00:04:18,930 --> 00:04:21,183
‫لباسهای ابریشمی طلایی

32
00:04:21,140 --> 00:04:25,623
‫و هدایای پارچه ای , که مطمننم حداقل
‫سی هزار دوکات آرزش دارن .

33
00:04:25,530 --> 00:04:27,965
‫پس ما یه بار دیگه با فرانسوی ها متحد شدیم .

34
00:04:27,920 --> 00:04:31,834
‫در واقع . و هر دوی ما رسما با امپراطور میجنگیم .

35
00:04:31,750 --> 00:04:34,947
‫خوبه . این منو خوشحال میکنه .

36
00:04:34,880 --> 00:04:38,089
‫به همون اندازه که داشتن یک پسر
‫امپراطور رو خوشحال میکنه .

37
00:04:38,020 --> 00:04:41,342
‫پرنسسی که به دختر من بی وفایی کرد !

38
00:04:43,020 --> 00:04:44,909
‫شما هم یه پسر خواهید داشت .

39
00:04:53,660 --> 00:04:55,492
‫میگو چطوره , بانو آن ؟

40
00:04:55,460 --> 00:04:58,293
‫عالیه , عالیجناب . ممنونم .

41
00:04:58,240 --> 00:05:01,449
‫شما در همه چیز بخشنده هستید .

42
00:05:03,150 --> 00:05:05,881
‫شخصی ما چی شد ؟

43
00:05:05,830 --> 00:05:09,380
‫اعلیحضرت , من برنامه ریزی کردم که دو تا از همکارام ...

44
00:05:09,310 --> 00:05:10,937
‫دو وکیل جوان ...

45
00:05:10,910 --> 00:05:13,413
‫استیفن گاردثر , مُنشیم و ادوارد فوکس ...

46
00:05:13,360 --> 00:05:18,116
‫رو بفرستم تا با پاپ ملاقات کنند .

47
00:05:18,020 --> 00:05:20,239
‫ظاهرا در یک وضعیت دشوار .

48
00:05:20,200 --> 00:05:22,339
‫شما از این وکیلان خواسته اید که چیکار کنن ؟

49
00:05:22,300 --> 00:05:27,181
‫بانوی من , اونا به پاپ فشار میارن که همکاری کنه .

50
00:05:27,080 --> 00:05:30,698
‫ایشون باید با توجه به قوانین مدنی و شرعی ...

51
00:05:30,620 --> 00:05:33,999
‫عدم اعتبار ازدواج اعلیحضرت رو تایید کنند .

52
00:05:33,930 --> 00:05:36,501
‫من درباره مسئله زیاد تحقیق کرده ام .

53
00:05:36,450 --> 00:05:41,206
‫گاهی اوقا تا نیمه شب دربارش مطلب میخونم
‫و باعث سردرد های بدی برای خودم میشم ...

54
00:05:43,380 --> 00:05:48,193
‫اما حالا بیشتر از همیشه به حقوق معنوی ...

55
00:05:48,090 --> 00:05:50,798
‫و قانونی خودم در مورد مسئلم مطمئن هستم .

56
00:05:50,740 --> 00:05:52,651
‫دلم روشنه !

57
00:05:52,620 --> 00:05:54,270
‫همون طوری که باید باشه .

58
00:05:54,240 --> 00:05:57,687
‫و اعلیحضرت باید مطمئن باشند که این
‫دوتا مرد ...

59
00:05:57,620 --> 00:05:59,805
‫این دوتا وکیل خستگی ناپذیر ...

60
00:05:59,760 --> 00:06:04,402
‫تا زمانی که رضایت نامه رو نگیرن
‫آرویتو رو ترک نخواهند کرد .

61
00:06:05,380 --> 00:06:09,362
‫خوبه . خیلی خوبه .

62
00:06:12,480 --> 00:06:15,324
‫با پادشاه به صورت خصوصی حرف زدید ؟

63
00:06:15,270 --> 00:06:17,272
‫نه , علیاحضرت .

64
00:06:18,060 --> 00:06:23,635
‫کاردیتا وولسی درخواست های منو به صورت
‫کاملا خودخواهانه رد میکنه

65
00:06:24,480 --> 00:06:27,063
‫من در مورد انگلیسی ها یه چیزی رو فهمیدم .

66
00:06:27,920 --> 00:06:31,345
‫یه سود و منفعت کوچولو اونا رو مغرور میکنه ...

67
00:06:31,270 --> 00:06:35,093
‫و یه مصیبت و ضرر خیلی کوچیک
‫اونا رو دئسرد میکنه .

68
00:06:38,361 --> 00:06:41,479
‫یه نامه رمز شده از خواهرزادتون امپراطور
‫دریافت کرده ام .

69
00:06:42,811 --> 00:06:46,452
‫در مورد حمایت همه جانبه از شما
‫در این مسئله بغرنج نوشتن .

70
00:06:47,571 --> 00:06:51,633
‫****

71
00:06:51,551 --> 00:06:52,621
‫ادامه بده .

72
00:06:53,531 --> 00:06:57,069
‫ایشون یه نامه به پاپ کلمنت نوشتن

73
00:06:57,651 --> 00:07:00,165
‫و به پاپ در مورد اهداف شهوانی
‫پادشاه هشدار داده اند .

74
00:07:00,681 --> 00:07:03,389
‫امپراطور از ایشون خواستن که وولسی رو از نمایندگی
‫بردارن ...

75
00:07:03,331 --> 00:07:06,278
‫و اعتبار ازدواج شرعی و قانونی پادشاه رو اعلان کنند

76
00:07:08,571 --> 00:07:10,835
‫ایشون از شما میخوان که قوی باشید .

77
00:07:12,201 --> 00:07:14,192
‫سعی میکتم .

78
00:07:15,141 --> 00:07:17,621
‫اما الان خیلی چیزا از من پنهونه .

79
00:07:18,871 --> 00:07:22,409
‫بهش بگید من بهش بیشتر از هر کس دیگه ای اعتماد دارم .

80
00:07:23,981 --> 00:07:26,086
‫بعد از خدا .

81
00:07:33,561 --> 00:07:35,040
‫بانو هستینگز .

82
00:07:35,021 --> 00:07:37,228
‫دکتر لیناکر ؟

83
00:07:37,181 --> 00:07:42,153
‫به محض اینکه پادشاه خبر رو شنید منو فرستاد اینجا

84
00:07:42,051 --> 00:07:45,419
‫بانو هستینگز میدونم که شما همسر غُرفی ایشون بودین .

85
00:07:45,351 --> 00:07:48,764
‫ایشون برای همه یه مرد دوست داشتنی بودن .

86
00:07:48,691 --> 00:07:52,138
‫اعلیحضرت دلشون برای همراهی ایشون خیلی تنگ میشه .

87
00:07:53,951 --> 00:07:54,918
‫بزارین ببینمش .

88
00:07:54,901 --> 00:07:59,316
‫ریسک بالایی داره . درباره چیزی که خیلی کم ازش میدونیم .

89
00:07:59,221 --> 00:08:01,519
‫خواهش میکنم .

90
00:08:24,331 --> 00:08:28,564
‫عزیزم ..

91
00:08:31,921 --> 00:08:37,166
‫منو ببخشید . شما باید همه رختخواب ها
‫و لباسهاش رو بسوزونید .

92
00:08:37,051 --> 00:08:39,986
‫قبل از هرچیز ایشون باید دفن بشه .

93
00:08:50,701 --> 00:08:54,763
‫آقایون , این نامه یه نامه شخصی از طرف
‫پادشاه به پاپ هست که در اون ...

94
00:08:54,681 --> 00:08:59,357
‫از ایشون بابت رسیدگی مشفقانه به مسئله شون تشکر کردن .

95
00:08:59,261 --> 00:09:02,697
‫پاپ چطور میخوان پاسخ بدن ؟

96
00:09:02,631 --> 00:09:06,192
‫رو راست بهتون بگم آقای گاردینر , من
‫خیلی مطمئن نیستم

97
00:09:06,121 --> 00:09:10,433
‫پاپ زندانی و اسیر افراد امپراطور بود ...

98
00:09:10,341 --> 00:09:14,585
‫و هرچند امپراطور اجازه داد پاپ تلویحا و در نظر
‫مردم به آرویتو فرار گنه ...

99
00:09:14,491 --> 00:09:17,517
‫اونجا شرایطش یکم بهتر شده ...

100
00:09:17,451 --> 00:09:21,991
‫ولی محبوس بودن در یک قلعه مخروبه شرایط
‫زندگی رو برای ایشون سخت میکنه .

101
00:09:22,271 --> 00:09:26,879
‫در این صورت چرا پاپ باید به جای طرفداری از
‫پادشاه انگستان ...

102
00:09:26,781 --> 00:09:30,490
‫که هیچ مشکلی برای ایشون ایجاد نکرده...

103
00:09:30,411 --> 00:09:32,914
‫طرفداری امپراطور رو بکنه که جز بدبختی
‫چیزی واسش نداشته ؟ َ

104
00:09:32,861 --> 00:09:35,228
‫عالیجناب مشکل اینجاست که ...

105
00:09:35,181 --> 00:09:40,142
‫شمشیر پادشاه انگلستان دورتر از شمشیر
‫امپراطور به پاپ هست .

106
00:09:40,041 --> 00:09:44,183
‫دیپلماسی در چنین مسائلی کاملا مشخصه .

107
00:09:44,091 --> 00:09:47,243
‫مثل یه وکیل واقعی حرف میزنی !

108
00:09:47,731 --> 00:09:51,508
‫اما اگر هیچکدوم از تلاشاتون تیجه نداد
‫از تهدید استفاده کنید .

109
00:09:52,131 --> 00:09:56,887
‫به پاپ بگید که اگه پادشاه نتونه از دادگاه پاپی
‫رضایت نامه دریافت کنه ...

110
00:09:56,781 --> 00:10:01,651
‫به یک وسیله دیگر متوسل میشه تا
‫رضایت نامه شو بگیره ...

111
00:10:01,541 --> 00:10:04,306
‫و از شر همسر کنونیش خلاص بشه .

112
00:10:04,251 --> 00:10:06,458
‫متوجه شدید ؟

113
00:10:06,411 --> 00:10:09,836
‫بله , عالیجناب .متوجه ایم .

114
00:10:10,681 --> 00:10:13,195
‫خدا به همراهتون .

115
00:10:37,811 --> 00:10:43,068
‫بعد از ظهر روزی که ویلیام درگذشت , خدمتکارانش
‫شروع به دزدیدن وسایلش کردن .

116
00:10:45,171 --> 00:10:49,153
‫تو وصیت نامه اش این رو تقدیم پادشاه کرده .

117
00:10:49,971 --> 00:10:53,123
‫من هر طوری بود ایئو نگه داشتم .

118
00:10:59,561 --> 00:11:03,111
‫ویلیام تو حیاط کلیسا دفن شده .

119
00:11:03,041 --> 00:11:05,988
‫که اونا مثل خدمتکاران بیچاره ای
‫۰ ونا هم به این بیماری مبتلا شدن ...

120
00:11:05,931 --> 00:11:09,629
‫و طی ۲۴ ساعت گذشته فوت کردن .

121
00:12:03,762 --> 00:12:07,380
‫نمیدونم چی باید بهت بگم .

122
00:12:10,252 --> 00:12:14,769
‫WM COMPTON

123
00:12:44,002 --> 00:12:45,663
‫لرد ثرفلک .

124
00:12:45,632 --> 00:12:47,441
‫عالیجناب . عالیچناب .

125
00:12:47,412 --> 00:12:50,621
‫چی میخواید ؟
‫اگه ممکنه میخوام باهاتون صحبت کنم .

126
00:12:51,462 --> 00:12:55,262
‫به صورت خصوصی .
‫بسیار خب .

127
00:13:00,092 --> 00:13:08,092
‫به شما دستور داده شده که فورا به املاکتون
‫در انگلیای شرقی برگردید .

128
00:13:08,502 --> 00:13:13,133
‫چی ؟ و توسط کی ؟

129
00:13:13,032 --> 00:13:15,330
‫توسط اعلیحضرت .

130
00:13:15,282 --> 00:13:17,705
‫به دست خودشون نوشتن .

131
00:13:19,322 --> 00:13:21,165
‫واسه چی ؟

132
00:13:21,132 --> 00:13:25,228
‫اعلیحضرت مایلن که شما بر تولید حبوبات ..

133
00:13:25,142 --> 00:13:26,815
‫و بازرگانی دریای شمال نظارت داشته باشید .

134
00:13:26,782 --> 00:13:28,602
‫بازرگانی ؟

135
00:13:30,362 --> 00:13:32,990
‫بازرگانی ...

136
00:13:33,752 --> 00:13:35,846
‫چه نقشه ای واسه من کشیدی ؟

137
00:13:35,802 --> 00:13:39,033
‫فرزند قاتل ؟!

138
00:13:39,962 --> 00:13:44,570
‫همین طوری که میبینید , اینا
‫دستورات من نیستند .

139
00:14:02,112 --> 00:14:04,604
‫ویلیام بیچاره !

140
00:14:04,552 --> 00:14:08,364
‫باقیمانده یک زندگی کامل فقط همیناست ؟

141
00:14:16,872 --> 00:14:20,502
‫باید ترتیبی بدیم که این جواهرات
‫برگرده پیش همسر بیچارش .

142
00:14:22,162 --> 00:14:25,109
‫ویلیام تو خونه اش توی وارکشایر درگذشت که
‫از اینجا خیلی دوره ...

143
00:14:25,052 --> 00:14:27,544
‫و به لطف خدا , بیماری گسترش پیدا نکرده ...

144
00:14:27,492 --> 00:14:30,280
‫اما شما باید خودتون رو برای مقابله
‫باهاش در هر صورتی آماده کنید .

145
00:14:30,552 --> 00:14:35,058
‫اینا مرهم هایی برای درمان زخم هستن .

146
00:14:35,402 --> 00:14:38,713
‫این مرهمیه که التهاب رو فرو میشونه و
‫خارش رو متوقف میکنه .

147
00:14:38,642 --> 00:14:40,895
‫این به گوارش کمک میکنه .

148
00:14:40,852 --> 00:14:43,105
‫این مسکن ها پوست رو خشک میکنن

149
00:14:43,062 --> 00:14:46,589
‫و این روغن آلتتون رو در صورت سوزش
‫مداوا و آروم میکنه .

150
00:14:46,522 --> 00:14:47,762
‫متشکرم .

151
00:14:49,042 --> 00:14:51,295
‫به این قرصا میگن قرصهای رازی
‫نظر مترجم : زاری منظور محمد بن زکریای رازی

152
00:14:51,252 --> 00:14:53,755
‫بعد از اینکه یک فرد ایرانی اونا رو ساخت
‫این نام رو بهش دادن.

153
00:14:53,702 --> 00:14:56,842
‫گفته میشه که اینا برای درمان بیماری
‫sweating sickness خوبن

154
00:14:57,372 --> 00:15:00,876
‫اما این دم کرده حتی بهتر از اوناست .

155
00:15:03,532 --> 00:15:04,749
‫چی هست ؟

156
00:15:04,732 --> 00:15:06,450
‫ترکیبی از گُل همیشه بهار ...

157
00:15:06,422 --> 00:15:09,073
‫مانوس کریستی یه گیاه خیلی موثر ...

158
00:15:09,022 --> 00:15:11,844
‫ترشک ، علف چمنزار

159
00:15:11,792 --> 00:15:15,342
‫سرکه تخم کتان , خورده های عاج فیل ..

160
00:15:15,272 --> 00:15:17,718
‫که همشون با شکر مخلوط شدن . یه خورده بخور .

161
00:15:17,672 --> 00:15:19,492
‫مطمئنید ؟

162
00:15:19,462 --> 00:15:21,942
‫یه نفر بهم گفت که خوردن دم کرده
‫بدترین چیزه .

163
00:15:21,892 --> 00:15:24,668
‫به من اعتماد کنید .

164
00:15:24,612 --> 00:15:28,003
‫مزش یه خورده حالتو بد میکنه .

165
00:15:30,532 --> 00:15:34,002
‫اما این از بیماریی که ازش جلوگیری میکنه بهتره !

166
00:15:35,022 --> 00:15:39,448
‫اه , خانم هستینگز

167
00:15:39,802 --> 00:15:43,397
‫کنار سر ویلیام دفنش کنید .

168
00:16:06,972 --> 00:16:09,794
‫خیلی زیباست .

169
00:16:13,432 --> 00:16:16,675
‫این ققط یه آهتگه برای یک دوست

170
00:16:19,772 --> 00:16:22,457
‫منو ببخشید , نمیتونم کار کنم مگه اینکه ...

171
00:16:22,403 --> 00:16:26,704
‫البته . شب بخیر , توماس تالیس .

172
00:16:34,893 --> 00:16:37,248
‫صبر کنید !

173
00:16:39,663 --> 00:16:42,610
‫اسمت چیه ؟

174
00:16:42,553 --> 00:16:43,679
‫جوآن .

175
00:16:43,663 --> 00:16:46,303
‫یه لحظه صبر کن .

176
00:16:51,903 --> 00:16:54,099
‫چرا من ؟

177
00:16:54,053 --> 00:16:56,875
‫فکر میکنی همه در مورد شماها یکسان فکر میکنن ؟

178
00:16:57,113 --> 00:16:59,480
‫بله . خب , اینطور به نظر میرسه .

179
00:16:59,433 --> 00:17:04,564
‫من اینطور کر نمیکنم . من بین
‫دوتا تفاوتهایی قانلم .

180
00:17:06,063 --> 00:17:10,864
‫وقتی بهت نگاه کردم , یه نوری رو
‫اطراف سرت دیدم .

181
00:17:10,763 --> 00:17:13,084
‫نور ؟

182
00:17:13,543 --> 00:17:15,489
‫منظورت اینه ... مثل یه هاله ؟

183
00:17:15,453 --> 00:17:19,333
‫آره ! دایره ای از نور .

184
00:17:19,253 --> 00:17:22,735
‫تو عجیب غریبی .

185
00:17:24,253 --> 00:17:27,530
‫میشه تو رو ببوسم , جوآن ؟

186
00:17:56,383 --> 00:17:57,396
‫صبح بخیر , ناظر .

187
00:17:57,383 --> 00:18:02,810
‫اعلیحضرت , میخوام خدمتتون عالیجناب جووان دی بلی ...

188
00:18:02,693 --> 00:18:06,027
‫اسقف باین , و سفیر جدید فرانسه رو معرفی کنم .

189
00:18:05,963 --> 00:18:07,249
‫خوش آمدید مُسیو .

190
00:18:07,233 --> 00:18:08,564
‫ممنونم اعلیحضرت .

191
00:18:08,543 --> 00:18:11,763
‫اعلیحضرت , خوشحال میشم که استوارنامه امو
‫تقدیم کنم .

192
00:18:11,693 --> 00:18:15,436
‫و من هم از اینکه یک بار دیگه با سّرورتون
‫دوست و متحد شدیم خوشحالم .

193
00:18:16,083 --> 00:18:18,120
‫از ایشون به خاطر هدایای نفیسشون سپاسگزارم .

194
00:18:18,083 --> 00:18:19,642
‫باعث خوشحالی هست عالیجناب .

195
00:18:20,593 --> 00:18:24,416
‫خب , عالیجناب , جنگ با امپراطور چطور پیش میره ؟

196
00:18:24,333 --> 00:18:26,745
‫اعلیحضرت دلیلی نداره نگران باشید .

197
00:18:26,693 --> 00:18:33,292
‫ارتشی از فرانسه به اضافه ناوگان متحمدان ژنویمون
‫سربازان ناامید امپراطور رو در ناپلی محاصره کرده اند .

198
00:18:33,143 --> 00:18:37,660
‫دیر یا زود چارلز باید تسلیم بشه و ایتالیا رو ترک کنه .

199
00:18:39,273 --> 00:18:42,538
‫این واقعا اخبار خوبیه .

200
00:18:44,713 --> 00:18:48,434
‫آه ! عالیجناب , اجازه بدید معرفی کنم به شما ...

201
00:18:48,353 --> 00:18:51,061
‫ایشون مادمازل آن نیستن ؟

202
00:18:51,003 --> 00:18:53,665
‫مسحور شدم .

203
00:18:54,723 --> 00:18:57,408
‫عالیجناب کاردینال وولسی , درباره شما همه چیز
‫رو به من گفته بودن ...

204
00:18:57,353 --> 00:19:01,813
‫اما ایشون نگفتن که شما چقدر زیبا هستید .
‫برای یک فرانسوی این یک جنایت محسوب میشه .

205
00:19:01,723 --> 00:19:05,762
‫اما مردان فرانسوی هر زنی رو زیبا میبینن ...

206
00:19:05,673 --> 00:19:07,448
‫این جنایت محسوب نمیشه ؟

207
00:19:07,413 --> 00:19:09,154
‫ها! ها !

208
00:19:09,123 --> 00:19:10,329
‫یه هدیه ای واستون دارم .

209
00:19:10,313 --> 00:19:11,485
‫برای من ؟

210
00:19:12,323 --> 00:19:13,654
‫برای شما , سر .

211
00:19:15,443 --> 00:19:16,911
‫این سگ خیلی سریعه ...

212
00:19:17,693 --> 00:19:20,173
‫و خیلی نیرومند .

213
00:19:21,763 --> 00:19:23,071
‫اسمش چیه ؟

214
00:19:23,053 --> 00:19:25,055
‫وولسی .

215
00:19:27,683 --> 00:19:29,742
‫باید خوشحال باشی عزیزم .

216
00:19:29,703 --> 00:19:31,933
‫عالیجناب به من گفتن که امپراطور به زودی ...

217
00:19:31,893 --> 00:19:34,828
‫شکست میخوره و از ایتالیا بیرون رانده میشه .

218
00:19:34,773 --> 00:19:38,129
‫او دیگه نیمتونه جلوی بخت و اقبال ما بایسته .

219
00:19:38,493 --> 00:19:41,508
‫برو پیش همسرت !

220
00:19:44,083 --> 00:19:47,735
‫به نام پادشاه , کی اونجاست ؟

221
00:19:47,663 --> 00:19:50,576
‫کسی چیزی گفت ؟

222
00:20:02,343 --> 00:20:04,095
‫اون بوی گند مال چیه ؟

223
00:20:05,813 --> 00:20:07,838
‫بوی سرکه هست .

224
00:20:07,803 --> 00:20:10,477
‫سرکه , عالیجناب .

225
00:20:12,303 --> 00:20:12,872
‫چه اتفاقی افتاده ؟

226
00:20:12,863 --> 00:20:15,844
‫اعلیحضرت , بیماری توی شهر شیوع پیدا کرده .

227
00:20:15,783 --> 00:20:17,877
‫فقط توی امروز ۳۰۰ نفر مُردن .

228
00:20:17,833 --> 00:20:21,246
‫سریع دکتر لیناکر رو خبر کنید
‫همسرم چی , ملکه ؟

229
00:20:21,173 --> 00:20:22,868
‫ملکه چطوره ؟

230
00:20:22,843 --> 00:20:25,449
‫آن ! نترس . به زودی میبینمت .

231
00:20:25,393 --> 00:20:27,964
‫جرج , خواهرتو ببر به خوابگاهش !

232
00:20:28,913 --> 00:20:30,301
‫برو , حرکت کن !

233
00:21:08,543 --> 00:21:10,295
‫اعلیحضرت , بر اساس تجربیات من ...

234
00:21:10,263 --> 00:21:15,645
‫در بسیاری از موارد قبل از اینکه نشانه های
‫فیزیکی بیماری ظاهر بشن ..

235
00:21:15,533 --> 00:21:19,879
‫مبتلا شده ها دستخوش یک تحیر روحی عمیق میشن ...

236
00:21:19,794 --> 00:21:23,082
‫حسی از ترس ...

237
00:21:23,014 --> 00:21:26,370
‫و شومی درد و مرگ .

238
00:21:26,304 --> 00:21:31,094
‫هر شایعه ای میتونه باعث تهییج اونا بشه .

239
00:21:30,994 --> 00:21:37,730
‫در واقع یک شایعه به تنهایی میتونه
‫عامل بیماری عرق برای هزاران بیمار بشه .

240
00:21:37,584 --> 00:21:45,537
‫پس صدها نفر این بیماری رو به خاطر ترس مبتلا میشن
‫یعنی دیگه به خود عامل بیماری نیازی نیست .

241
00:21:45,364 --> 00:21:48,971
‫مخصوصا اگر یک رژیم غذایی سالم
‫رو رعایت کرده باشن

242
00:21:52,464 --> 00:21:55,468
‫رژیم غذا بی سالم ؟

243
00:21:55,864 --> 00:22:00,267
‫این بهترین روش درمانتون هست دکتر لیناکر ؟
‫بدون هیچ گونه دارو و دم کرده ای ؟

244
00:22:00,174 --> 00:22:05,874
‫آمیدوارم اعلیحضرت به من اعتماد کنند وقتی که من میگم
‫درمان های بیشماری برای این بیماری هست ...

245
00:22:05,754 --> 00:22:09,395
‫که اکثرا به نظر من از نظر طبی بی فایده هستن .

246
00:22:09,754 --> 00:22:11,665
‫حتی دفع کردنش ؟

247
00:22:11,634 --> 00:22:14,365
‫خب , من یه نظریه جالب شنیدم ...

248
00:22:14,314 --> 00:22:17,716
‫یکی از آشنایان جوان من قسم میخوره ...

249
00:22:17,644 --> 00:22:21,433
‫که میتونه مستقیما با بیماری مبارزه کنه ...

250
00:22:21,354 --> 00:22:26,565
‫البته خودش باید این کار رو بکنه .

251
00:22:29,554 --> 00:22:32,148
‫متشکرم دکتر .

252
00:23:46,024 --> 00:23:48,812
‫خانواده و همسر عزیزم ...

253
00:23:49,504 --> 00:23:54,374
‫این بلایی که به سرمون اومده , تنبیهی
‫از طرف خداونده .

254
00:23:54,274 --> 00:23:59,155
‫ما هممون گناهکاریم و خداوند
‫از ما ناراضیه .

255
00:23:59,054 --> 00:24:03,969
‫به هر حال زندگی و مرگ ما دست اونه .

256
00:24:04,554 --> 00:24:10,448
‫تنها کاری که میتونیم بکنیم , دعا کردن , توسل به
‫مهربونی و بخشش بی نهایتش ..

257
00:24:10,314 --> 00:24:13,727
‫و اعتراف به ذات گناهکارمون ...

258
00:24:13,654 --> 00:24:16,646
‫و همچنین درخواست نیازمون به مرحمتش هست .

259
00:24:20,544 --> 00:24:23,468
‫*****

260
00:24:23,414 --> 00:24:26,543
‫*****

261
00:24:26,484 --> 00:24:29,203
‫*******

262
00:24:29,154 --> 00:24:32,931
‫*******

263
00:24:32,854 --> 00:24:35,767
‫**********

264
00:25:02,574 --> 00:25:04,497
‫خب نظرت چیه ؟

265
00:25:04,464 --> 00:25:07,286
‫این بهترین راه برای در آوردن عرق تیست ؟

266
00:25:07,234 --> 00:25:10,249
‫بله , سرورم .

267
00:25:13,754 --> 00:25:16,769
‫همسرت رو صدا کن تا بیاد لیسش بزنه !

268
00:25:42,524 --> 00:25:44,709
‫بچه , چی شده ؟

269
00:25:45,434 --> 00:25:47,653
‫چیزی نیست خانم , من ...

270
00:25:47,614 --> 00:25:51,050
‫فقط یه کم سرگیجه دارم .

271
00:25:51,254 --> 00:25:52,938
‫بیا اینجا .

272
00:25:52,904 --> 00:25:58,047
‫نه ,من ... هنوز سرم گیچ میره , من ...

273
00:25:57,934 --> 00:26:00,346
‫خودشه !

274
00:26:00,294 --> 00:26:02,706
‫من بیماری عرق گرفتم !

275
00:26:02,664 --> 00:26:04,405
‫ها ! نه آروم باش بچه .

276
00:26:04,374 --> 00:26:06,308
‫این فقط یه سردرده . چیز دیگه ای نیست .

277
00:26:06,274 --> 00:26:10,905
‫نه نیست ! من ...
‫توی ...

278
00:26:10,804 --> 00:26:12,624
‫شکمم احساس درد میکنم .

279
00:26:12,595 --> 00:26:15,701
‫آره ! این یه نشانه بیماری نیست ؟

280
00:26:15,635 --> 00:26:19,003
‫چطور میتونید اونو رد کنید ؟ من دارم میمیرم !

281
00:26:18,935 --> 00:26:22,200
‫نه , تو نمیمیری . به من گوش کن .

282
00:26:22,135 --> 00:26:25,253
‫تو نمیمیری . باشه ؟

283
00:26:26,335 --> 00:26:30,488
‫هیشش ...

284
00:26:47,155 --> 00:26:51,001
‫" امروز خدمتکار بیچاره من بیماری
‫عرق گرفت و مرد .

285
00:26:51,525 --> 00:26:54,734
‫اعلیحضرت , من چیکار باید بکنم ؟ *"

286
00:26:56,305 --> 00:26:58,285
‫میخوام بپینمش .

287
00:26:58,245 --> 00:27:01,909
‫من توصیه میکنم هیچگونه برخوردی
‫با افراد در مبتلا به بیماری ...

288
00:27:01,835 --> 00:27:07,035
‫یا کسانی که با افراد مبتلا در رابطه بوده اند نداشته باشید .
‫شما پادشاه انگلستان هستید .

289
00:27:06,925 --> 00:27:09,838
‫آره ... اما اگه اون ...

290
00:27:14,445 --> 00:27:17,540
‫اگه اون بمیره چی ؟

291
00:27:31,315 --> 00:27:33,522
‫بسیار خب .

292
00:27:33,905 --> 00:27:36,363
‫بهش بگو باید قصر رو ترک کنه .

293
00:27:36,315 --> 00:27:40,957
‫باید همراه پدرش برگرده به هیور و
‫به هر وسیله ای اونجا از خودش محافظت کنه

294
00:27:40,855 --> 00:27:44,291
‫من واسش دم کرده میفرستم تا خودشو تقویت کنه ...

295
00:27:44,215 --> 00:27:47,116
‫و براش نامه خواهم نوشت

296
00:27:48,575 --> 00:27:51,397
‫و علیاحضرت چی ؟

297
00:27:51,345 --> 00:27:54,360
‫ملکه میره پیش دخترمون در لدلو

298
00:27:54,295 --> 00:27:57,822
‫دعا میکنم اونها در ولز در امان بمونند .

299
00:27:57,745 --> 00:28:01,147
‫و شما , اعلیحضرت ؟

300
00:28:01,815 --> 00:28:04,637
‫من همین جا از خودم محافظت میکنم .

301
00:28:04,575 --> 00:28:08,296
‫و هر طوری شده نمیزارم بیماری
‫عرق به اینجا نفوذ کنه .

302
00:28:09,715 --> 00:28:12,298
‫ممکنه یه توصیه ای بهتون بکنم اعلیحضرت :

303
00:28:12,245 --> 00:28:14,430
‫تا اونجایی که میتونین افراد خیلی کمی
‫رو در اطراف: خودتون نگهدارید .

304
00:28:14,385 --> 00:28:18,947
‫چون در این صورت میتونید ریسک آلوده شدن
‫رو کمتر کنید .

305
00:28:18,855 --> 00:28:21,802
‫خداوند به هردومون کمک کنه .

306
00:28:21,745 --> 00:28:24,555
‫آمیدوارم .

307
00:28:37,205 --> 00:28:39,765
‫اومدم باهات خداحافظی کنم .

308
00:28:43,305 --> 00:28:45,057
‫خوشحالی که داری منو بیرون میکنی ؟

309
00:28:45,025 --> 00:28:46,914
‫تو نمیخوای دخترمون رو ببینی ؟

310
00:28:46,885 --> 00:28:48,887
‫داری منو دک میکنی چون میخوای با اون
‫باشی؟

311
00:28:48,855 --> 00:28:51,449
‫نه , اون ...

312
00:28:51,395 --> 00:28:53,318
‫منظورت دوشیزه آن بلین هست ؟

313
00:28:53,285 --> 00:28:57,540
‫بله , دوشیزه آن بلین .
‫تو هیچ وقت اونو انکار نکردی .

314
00:28:58,835 --> 00:29:01,759
‫نه اون داره برمیگرده به هیور .

315
00:29:01,705 --> 00:29:05,027
‫یکی از خدمتکارانش از بیماری عرق درگذشت .

316
00:29:04,955 --> 00:29:08,516
‫و ترسبت از بیماری عرق بر شیفتگیت نسبت به
‫معشوقه ات غلبه پیدا کرده ؟

317
00:29:08,445 --> 00:29:11,870
‫کاترین , اون معشوقه من نیست .

318
00:29:11,795 --> 00:29:14,503
‫من با اون نمیخوایم .

319
00:29:14,455 --> 00:29:18,164
‫نه تا زمانی که من و تو هنوز زن و شوهریم .

320
00:29:20,045 --> 00:29:22,707
‫اما بهش گفتی که عاشقشی ؟

321
00:29:22,655 --> 00:29:26,432
‫بهش قولی هم دادی ؟
‫اون چی بهت قولی داده ؟

322
00:29:27,055 --> 00:29:31,572
‫میشه دیگه بهم نگی که من هنوز همسرتم .

323
00:29:32,465 --> 00:29:35,810
‫کاترین , از صمیم قلبم آرزو میکنم ...

324
00:29:35,745 --> 00:29:39,375
‫که تو میتونستی قبول کنی که ازدواج ما
‫بر اساس یه دروغ بنا شده .

325
00:29:40,355 --> 00:29:42,562
‫در ضمن ...

326
00:29:42,515 --> 00:29:46,702
‫من هنوز هم اینقدر دوستت دارم
‫که میخوام جونتو نجات بدم

327
00:29:46,615 --> 00:29:50,051
‫حالا , طبق دستور من عمل کن .

328
00:29:49,985 --> 00:29:52,488
‫برو به ولز

329
00:29:53,815 --> 00:29:55,829
‫عشق من , وقتی اینطوری صحبت میکنی

330
00:29:56,925 --> 00:30:00,873
‫مثل اینه که فکر میکنی من باعث این بلا شدم .
‫مظل اینه که عشق خودش یه بلا بوده .

331
00:30:02,025 --> 00:30:03,948
‫واست نامه مینوسیم .

332
00:30:03,915 --> 00:30:08,955
‫به مٌری بگو , پدرش , پادشاه , مراتب
‫عشق و هواخواهیشو رو میرسونه .

333
00:30:28,275 --> 00:30:31,154
‫حالت چطوره ؟

334
00:30:31,095 --> 00:30:32,745
‫خویم ، بابا

335
00:30:32,715 --> 00:30:35,298
‫مطمئنی ؟

336
00:30:36,525 --> 00:30:39,438
‫چی میخوای یگی ؟

337
00:30:40,255 --> 00:30:43,077
‫به خاطر خدمتکارم منم حتما
‫مبتلا شدم ؟

338
00:30:43,015 --> 00:30:45,325
‫نه , البته که نه .

339
00:30:54,815 --> 00:30:57,125
‫چی شده ؟

340
00:30:59,485 --> 00:31:01,840
‫نمیتونم نفس بکشم

341
00:31:01,795 --> 00:31:05,322
‫چی ؟ مشکل کجاست ؟

342
00:31:05,245 --> 00:31:08,840
‫نمیتوئم نفسم بکشم ! کالسکه رو نگهدار .
‫نمیتونم نفسم بکشم ! کالسکه رو نگهدار .

343
00:31:08,766 --> 00:31:10,518
‫وایسا ! هو ! کالسکه رو نگهدار !

344
00:31:13,836 --> 00:31:16,248
‫آن ؟

345
00:31:16,966 --> 00:31:20,675
‫حرکت کن .

346
00:31:22,406 --> 00:31:24,750
‫آن ؟

347
00:31:41,326 --> 00:31:44,546
‫اه جوآن ... خواهر عزیزم .

348
00:33:26,276 --> 00:33:32,989
‫پدر , میدونیم که بیماری فرستاده ای از
‫طرف خداونده ..

349
00:33:32,836 --> 00:33:35,635
‫و مجازاتی برای گناهان .

350
00:33:37,356 --> 00:33:40,291
‫اما چرا پدر ؟ ...

351
00:33:40,236 --> 00:33:44,321
‫چرا سرزمین من مغضوب واقع شده ؟

352
00:33:45,716 --> 00:33:49,994
‫ما چیکار کردیم که خداوند رو اینقدر ناراحت کرده ...

353
00:33:49,906 --> 00:33:53,388
‫که این بیماری رو به سراغ ما فرستاده ؟

354
00:33:57,386 --> 00:33:59,957
‫تقصیر منه ؟

355
00:34:04,976 --> 00:34:11,450
‫پدر , من برای گناهان ناشناخته ام طلب بخشش میکنم .

356
00:34:11,756 --> 00:34:14,225
‫و برای دعای شما بهتون التماس میکنم ..

357
00:34:14,176 --> 00:34:20,001
‫نه بعنوان پادشاه , بلکه به عنوان یه مرد .

358
00:34:24,296 --> 00:34:27,470
‫پدر خواهش میکنم .

359
00:34:29,726 --> 00:34:31,854
‫پدر ؟

360
00:34:33,686 --> 00:34:35,597
‫پدر ؟

361
00:34:43,326 --> 00:34:46,273
‫پدر ؟

362
00:34:55,576 --> 00:34:59,661
‫آرویتو . ایتالیا .

363
00:35:08,336 --> 00:35:09,770
‫روز بخیر .

364
00:35:09,746 --> 00:35:11,953
‫شما فرستاده های انگلیسی هستید ؟

365
00:35:11,906 --> 00:35:13,749
‫خوش آمدید . همراه من بیاید !

366
00:35:24,366 --> 00:35:30,578
‫فرستاده های انگلیس , آقای گاردینر و
‫آقای فوکس

367
00:35:32,026 --> 00:35:34,768
‫فرزندان من ...

368
00:35:36,946 --> 00:35:40,018
‫پدر مقدس .

369
00:35:42,136 --> 00:35:44,878
‫مجبور شدم چطور زندگی کنم ؟

370
00:35:44,826 --> 00:35:47,727
‫میتونید بدبختی پدرتون رو تصور کنید؟

371
00:35:47,666 --> 00:35:52,217


372
00:35:55,946 --> 00:35:58,916
‫عالیجناب میدونن که ما برای چی اینجا هستیم .

373
00:35:58,856 --> 00:36:01,644
‫ما یه نامه از طرف اعلیحضرت شاه هنری آورده ایم .

374
00:36:01,587 --> 00:36:06,024
‫وظیفه شناسترین و کاتولیکترین پادشاه انگلیس
‫ایرلند و فرانسه .

375
00:36:05,927 --> 00:36:10,592
‫اعلیحضرت به خاطر توجه و حمایتتون از
‫درخواست فسخ نامه شون از شما تشکر میکنند .

376
00:36:10,487 --> 00:36:15,800
‫ایشون میدونن که شما , پدر مقدس , با خواسته های ما
‫مخالفت نخواهید کرد .

377
00:36:25,587 --> 00:36:28,943
‫از صمیم قلبم آرزو میکنم ...

378
00:36:28,877 --> 00:36:32,324
‫که بتونم سرورتون رو راضی و خشنود کنم

379
00:36:32,257 --> 00:36:36,125
‫اما چون خداوند شاهد و ناظر کارهای من هست ...

380
00:36:36,047 --> 00:36:38,937
‫و به عنوان یک مرد صدیق ...

381
00:36:38,877 --> 00:36:43,895
‫باید بهتون بگم که من متوجه شده ام که این دادخواست
‫فقط به خاطر علاقه عبث و ...

382
00:36:43,787 --> 00:36:48,304
‫و عشق زیادی پادشاه به این خانم , آن بلین هست .

383
00:36:48,547 --> 00:36:51,778
‫به من گفته شده که پادشاه انگلستان
‫فقط به خاطر دلایل خصوصی

384
00:36:51,717 --> 00:36:55,767
‫خواستار طلاق هست .

385
00:36:55,677 --> 00:36:58,999
‫و زنی که ایشون دوست داره خیلی
‫مادون تر از ایشونه .

386
00:36:58,937 --> 00:37:03,625
‫نه تنها در مقام , بلکه ... همچنین در پاکدامنی و عفت .

387
00:37:03,527 --> 00:37:08,237
‫پدر ... کی این چیزا رو بهتون گفته ؟

388
00:37:08,137 --> 00:37:13,667
‫اونا میگن که آن حامله هست ...

389
00:37:14,037 --> 00:37:18,395
‫و پادشاه مصرانه آرزو میکنه که بچه اش
‫وارث تاج و تختش بشه .

390
00:37:18,307 --> 00:37:20,810
‫بانو آن نمونه ای از عفت و پاکدامنی هستن .

391
00:37:20,767 --> 00:37:23,327
‫و شایسته به دنیا آوردن بچه هنگامی
‫که زمانش برسه هستن .

392
00:37:23,277 --> 00:37:28,738
‫پدر مقدس , ایشون هرکسی رو که ایشون
‫و یا پاکی زندگیش ...

393
00:37:28,617 --> 00:37:31,905
‫یا باکرگی پایدارش , وقارش , فروتنی و تواضعش رو
‫میبینه رو تحت تاثیر قرار میده .

394
00:37:31,837 --> 00:37:34,374
‫در واقع , از بین تمام زنان انگلستان ...

395
00:37:34,327 --> 00:37:38,457
‫ایشون مطمئنا بهترین گزینه برای
‫ملکه شدن هستن .

396
00:37:39,467 --> 00:37:41,538
‫اما ملکه کاترین چی میشه ؟

397
00:37:41,497 --> 00:37:44,046
‫اعلیحضرت امیدوار هستن که ...

398
00:37:43,997 --> 00:37:47,934
‫وقتی شما از استدلال های قانونیی که ما با خودمون
‫آورده ایم مطلع بشید ...

399
00:37:47,847 --> 00:37:52,114
‫به ملکه نامه ای خواهید نوشت
‫که ایشون رو وادار به قبول وضعیت کنه .

400
00:37:52,957 --> 00:37:55,016
‫البته .

401
00:37:54,977 --> 00:38:00,347
‫اما اول باید این استدلالات رو بخونم ... درسته ؟

402
00:38:00,827 --> 00:38:03,569
‫قبل از اینکه قضاوت کنم .

403
00:38:05,387 --> 00:38:08,459
‫اعلیحضرت همچنین برای ما این موضوع
‫رو روشن کردن که اگه ...

404
00:38:08,397 --> 00:38:11,901
‫شما بهشون رضایت نامه درخواستیشون رو ندید ...

405
00:38:11,827 --> 00:38:14,751
‫ایشون باید دنبال جای دیگه ای
‫برای قضاوت کردن در مورد مسئلشون باشن .

406
00:38:14,697 --> 00:38:18,839
‫ایشون ممکنه که مجبور بشن قانون کلیسا
‫رو زیر پا بزارن ...

407
00:38:18,747 --> 00:38:22,593
‫و صلاحیت شما رو رد کنن .

408
00:38:25,427 --> 00:38:28,067
‫فرزندان من .

409
00:38:32,587 --> 00:38:38,902
‫عزیزم ********

410
00:38:53,267 --> 00:38:55,247
‫پسرک ...

411
00:39:03,717 --> 00:39:05,811
‫هیا !

412
00:39:15,757 --> 00:39:18,363
‫مراقب باشید !

413
00:39:28,417 --> 00:39:30,840
‫هیا !

414
00:39:38,147 --> 00:39:40,423
‫وو !

415
00:39:42,977 --> 00:39:45,605
‫هیا !

416
00:39:59,297 --> 00:40:01,356
‫فرزندان من .

417
00:40:04,577 --> 00:40:07,865
‫پدر مقدس .

418
00:40:09,217 --> 00:40:12,369
‫میترسم که شما از پاسخ من ناامید میشید .

419
00:40:12,647 --> 00:40:18,416
‫من نمیتونم اینجا و آمروز در مورد
‫مسئله پادشاه قضاوت کنم .

420
00:40:18,287 --> 00:40:22,952
‫صبر کنید ! حرفام تموم نشده .

421
00:40:22,857 --> 00:40:26,907
‫اما من مصمم هستم که هرچه زودتر

422
00:40:26,817 --> 00:40:28,478
‫اما نه اینجا .

423
00:40:28,447 --> 00:40:30,950
‫خودتون میبینید وضعیت من اینجا چطوریه !

424
00:40:30,907 --> 00:40:38,098
‫بنابراین , من کاردینال کامپجو رو به عنوان
‫وکیل تام الاختیار خودم معرفی میکنم .

425
00:40:38,307 --> 00:40:42,278
‫زمانی که بیماری در کشورتون فروکش کرد , ایشون
‫به انگلستان سفر میکنه و ...

426
00:40:42,197 --> 00:40:46,202
‫و همراه با کاردینال وولسی دادگاهی رو
‫تشکیل خواهند داد تا ...

427
00:40:46,117 --> 00:40:49,826
‫به نظرات جمعی در مورد
‫مسئله مورد نظر گوش بدن و تصمیم گیری کنن .

428
00:40:49,747 --> 00:40:53,593
‫اگر پادشاهتون از راستی و درستی خودش
‫مطمئن هست , همینطوری که شما میگید ...

429
00:40:53,507 --> 00:40:56,499
‫پس شک نداشته باشید که در مذاکرات
‫پیروز خواهد شد ...

430
00:40:56,438 --> 00:41:00,841
‫که میتونه منجر به تسریع در رسیدن
‫به خواسته هاش باشه .

431
00:41:24,108 --> 00:41:26,520
‫بیا تو !

432
00:41:29,038 --> 00:41:31,473
‫بزارشون اونجا !

433
00:41:37,628 --> 00:41:41,144
‫اعلیحضرت باید بدونن که عالیجناب دوک ثرفلک ...

434
00:41:41,068 --> 00:41:43,105
‫که به بیماری عرق مبتلا شده اند ...

435
00:41:43,068 --> 00:41:47,949
‫خواستن که بهشون اجازه داده بشه که به
‫لندن برگردن , ظاهرا برای رفتن به دکتر .

436
00:41:47,848 --> 00:41:52,183
‫از طرف شما من این تقاضا رو رد کردم .

437
00:41:52,088 --> 00:41:56,753
‫سه تا از دارو سازهای شما هم بیمار شده اند ...

438
00:41:56,648 --> 00:42:00,778
‫همین طور ۳ تا از خدمتکاران خوابگاه شما هم
‫مُرده اند ...

439
00:42:00,688 --> 00:42:05,205
‫ردمن , خانه سازتون هم مرده .

440
00:42:15,358 --> 00:42:18,680
‫هیچ نشانه ای از فروکش کردن بیماری
‫دیده نمیشه ...

441
00:42:18,608 --> 00:42:22,750
‫فقط ۴۰۰۰۰ مورد الان در
‫لندن دیده شده .

442
00:42:23,568 --> 00:42:28,984
‫دوشیزه آن بلین هم مبتلا شده اند که
‫البته هنوز زنده هستن ...

443
00:42:28,868 --> 00:42:30,438
‫دکتر لیناکر !

444
00:42:30,408 --> 00:42:33,252
‫بله , اعلیحضرت ؟

445
00:42:33,518 --> 00:42:36,954
‫بانو آن بیماره . بانو آن بلین .

446
00:42:36,888 --> 00:42:42,759
‫سریعا برو به قلعه هیور و به خاطر خدا
‫جونشو نجات بده .

447
00:43:25,748 --> 00:43:28,729
‫به نظر من هیچ امیدی نیست

448
00:43:28,668 --> 00:43:32,400
‫نشانه های حیاتی دارن ضعیف و ضعیفتر میشن .

449
00:43:32,318 --> 00:43:36,403
‫کشیش باید بیاد سراغشون , در
‫لحظه مرگ .

450
00:43:36,318 --> 00:43:39,060
‫خیلی متاسفم .

451
00:44:02,818 --> 00:44:04,912
‫نمیترسی، بابا ؟

452
00:44:04,868 --> 00:44:08,873
‫از چی ؟ از مرگ ؟

453
00:44:08,788 --> 00:44:15,103
‫نه . من خودمو به دست خدا سپرده ام .

454
00:44:14,968 --> 00:44:20,008
‫و میدونم که مطمئنا بعد از مرگم
‫به یه جایی بهتر از اینجا میرم .

455
00:44:19,898 --> 00:44:23,539
‫چیزی که اطراف خودت مشاهده میکنی , عزیزم , اینا
‫ترس از مرگ نیست ..

456
00:44:23,458 --> 00:44:27,372
‫اما ترس از چی , ترس از خطاکاری باید دنبالش باشه .

457
00:44:29,568 --> 00:44:34,449
‫شبحی هست که اروپا رو مورد تاخت
‫و تاز قرار داده و من بیشتر از بیماری از اون میترسم .

458
00:44:35,638 --> 00:44:39,051
‫یک مرض که همه جا رو فرا گرفته ...

459
00:44:38,978 --> 00:44:40,764
‫هزاران نفر رو مبتلا کرده ...

460
00:44:40,728 --> 00:44:42,913
‫درباره چی حرف میزنی , بابا ؟

461
00:44:42,868 --> 00:44:45,599
‫مرض لوترانیسم .

462
00:44:45,548 --> 00:44:48,062
‫این مرض در بین فقیرانی که ...

463
00:44:48,018 --> 00:44:53,980
‫کلیسا رو ثروتمند میبینند گسترش پیدا میکنه
‫و اونا رو منحرف و رو به فساد خواهد کرد .

464
00:44:53,848 --> 00:44:58,524
‫این شبح هم اکنون باعث شعله ور شدن جنگی بین روستانیان
‫در آلمان شده و ۱۰۰۰۰۰ نفر رو به کام مرگ کشونده .

465
00:44:59,088 --> 00:45:04,208
‫سرایت و واگیریش اکنون به برگاندی , سالزبورگ
‫مونتپلیر و نانت هم رسیده .

466
00:45:04,098 --> 00:45:07,728
‫هر روز خبرهای بیشتری در مورد
‫سرایت این ارتداد و کجروی به گوش میرسه .

467
00:45:07,648 --> 00:45:09,594
‫مطمئنا به اینجا که نمیرسه ؟

468
00:45:09,558 --> 00:45:14,200
‫ها ! به اینجا هم رسیده .

469
00:45:16,048 --> 00:45:18,756
‫درباره جلسات مخفی در همین جا لندن شنیده ایم ...

470
00:45:19,348 --> 00:45:23,490
‫تا جایی که به کلیسا حمله شده و
‫کتابهای غیر مجاز , محروم از حقوق مدنی , نیز توزیع شده .

471
00:45:23,408 --> 00:45:26,014
‫بزار ازت یه چیزی بپرسم فرزندم .

472
00:45:27,168 --> 00:45:28,340
‫بزار بپرسم ... ؟

473
00:45:28,318 --> 00:45:33,199
‫تو با خونه ای که بیماری بهش سرایت
‫کرده چیکار میکنی ؟

474
00:45:34,438 --> 00:45:36,349
‫با آتش تطهیرش میکنی .

475
00:45:36,318 --> 00:45:38,764
‫دقیقا .

476
00:45:38,718 --> 00:45:44,009
‫به همین طریق , باید بیماریی که به خانه
‫ایمان ما سرایت کرده هم با آتش تطهیر بشه .

477
00:45:43,898 --> 00:45:47,710
‫خب همین طوری که خودت میدونی
‫من از خشونت متنفرم ...

478
00:45:48,798 --> 00:45:50,687
‫اما معتقدم که لوتر ...

479
00:45:50,649 --> 00:45:52,743
‫و پیروانش ...

480
00:45:52,709 --> 00:45:58,807
‫باید همین الان دستگیر و سوزانده بشوند .

481
00:47:22,409 --> 00:47:27,779
‫اعلیحضرت , جمعیت کثیری در اطرافمون دارن میمیرن .

482
00:47:27,669 --> 00:47:32,607
‫تقریبا تمام کسانی که در آکسفورد , کمبریج و لندن هستند
‫بیمار شده اند ۰

483
00:47:33,169 --> 00:47:36,048
‫از زمانی که کاردینال هم بیماره شده ...

484
00:47:35,989 --> 00:47:38,617
‫و شما هم از دربار رفته اید

485
00:47:38,569 --> 00:47:42,062
‫الان هیچ دولتی از طرف پادشاهی
‫وجود نداره ...

486
00:47:43,659 --> 00:47:49,177
‫شورش هایی در شهر اتفاق افتاده , اما
‫شما نباید نگران باشید .

487
00:48:46,929 --> 00:48:48,954
‫سر !

488
00:48:52,619 --> 00:48:53,597
‫بیا ببین !

489
00:48:53,589 --> 00:48:54,602
‫ارباب رو صدا کن .

490
00:48:54,589 --> 00:48:57,809
‫- سرورم ! سرورم !
‫- بابا ! بابا سریع بیا !

491
00:49:03,159 --> 00:49:05,821
‫جرج .

492
00:49:06,559 --> 00:49:09,051
‫اه !

493
00:49:12,789 --> 00:49:15,235
‫میدونی چیکار کردی دخترم ؟

494
00:49:15,189 --> 00:49:17,021
‫تو از مرگ برگشتی .

495
00:49:18,599 --> 00:49:21,466
‫حالا دوباره میتونی پادشاه رو ببینی .

496
00:49:22,629 --> 00:49:25,337
‫اوضاع میشه مثل قبل !

497
00:49:25,289 --> 00:49:28,224
‫خدا را هزار مرتبه شکر , عزیزم ...

498
00:49:28,169 --> 00:49:31,082
‫که تو نجات پیدا کرده ای و بیماری فروکش کرده .

499
00:49:31,029 --> 00:49:35,227
‫نماینده پاپ که بسیار منتظرش بودیم یکشنبه
‫یا دوشنبه گذشته رسیده به پاریس .

500
00:49:35,139 --> 00:49:38,416
‫ترتیبی داده ام که دوشنبه بعد شاهد
‫ورودش به کالایس باشیم ...

501
00:49:38,349 --> 00:49:41,808
‫و مطمئنم بعد از مدتی بالاخره اون لذتی
‫رو که مدت ها منتظرش بودم خواهم دید .

502
00:49:41,739 --> 00:49:44,140
‫برای رضای خدا , و خودمون .

503
00:49:44,089 --> 00:49:47,229
‫دیگه مزاحمت نمیشم , وقت ندارم ...

504
00:49:47,169 --> 00:49:50,457
‫اما آرزو میکردم تو در آغوش من باشی
‫و من در آغوش تو .

505
00:49:50,389 --> 00:49:53,438
‫چون فکر میکنم از آخرین باری که تو را بوسیده ام
‫زمان زیادی میگذرد .

506
00:49:58,919 --> 00:50:02,560
‫نامه ای از طرف بانو آن بلین برای شما رسیده .

507
00:50:07,079 --> 00:50:08,478
‫" سرورم...

508
00:50:08,459 --> 00:50:12,384
‫خوشحال شدم که شنیدم شما از
‫چنگ بیماری فرار کرده اید .

509
00:50:12,299 --> 00:50:17,351
‫تمام عمرم رو در کنار شما بوده ام ...

510
00:50:17,239 --> 00:50:19,287
‫تا عاشقانه به شما خدمت کنم .

511
00:50:19,249 --> 00:50:23,345
‫استدعا میکنم هرگز در مورد تغییر نظر من درباره شما ...

512
00:50:23,259 --> 00:50:26,650
‫تا زمانی که جان در بدن دارم شک نکنید .

513
00:50:26,579 --> 00:50:30,254
‫خدمتگزار مطیع شما , آن بلین . *

514
00:50:31,029 --> 00:50:35,421
‫خب , لااقل خوش طیعی دارد<

515
00:50:38,629 --> 00:50:43,908
‫ترتیب سفر من به والسینگام رو بده

516
00:50:43,800 --> 00:50:47,329
‫باید از بانو تشکر کنم .

517
00:52:32,876 --> 00:52:39,820


518
00:52:39,670 --> 00:52:47,674


519
00:52:49,575 --> 00:52:57,579


520
00:53:19,500 --> 00:53:20,741
‫سپاسگزارم .

521
00:53:20,721 --> 00:53:24,352
‫خدایا سپاسگزارم .

