‫﻿۱
00:01:24,594 --> 00:01:26,929
‫وقتی زندگی حال حاضر انسان
‫رو در زمین...

2
00:01:26,963 --> 00:01:29,799
‫با زمان هائی که از دست دادیم مطابقت میدم؛....

3
00:01:29,900 --> 00:01:33,169
‫برای من مثل پرواز سریع گنجشکی میمونه...

4
00:01:33,270 --> 00:01:35,938
‫که در یک روز زمستونی از وسط ضیافتی در تالاری...

5
00:01:35,972 --> 00:01:38,607
‫عبور میکنه....

6
00:01:38,742 --> 00:01:41,110
‫بعد از اینکه چند لحظه ای استراحت کرد...

7
00:01:41,178 --> 00:01:44,447
‫اون از منظر چشم ها غیب میشه؛ و میره
‫به جهان زمستونی که از اونجا اومده بوده.

8
00:01:46,450 --> 00:01:50,920
‫با این حال انسان نیز یه مدت کمی
‫به این دنیا میاد...

9
00:01:50,987 --> 00:01:54,924
‫ولی چی قبل از این زندگی اتفاق افتاده؛
‫و چی بعدش اتفاق میوفته...

10
00:01:54,958 --> 00:01:57,993
‫ما هیچی نمیدونیم....

11
00:02:00,964 --> 00:02:03,132
‫تو این چند روز گذشته...

12
00:02:03,200 --> 00:02:06,035
‫خیلی فکر درباره ضرر میکردم....

13
00:02:06,103 --> 00:02:08,938
‫عالیجناب ؛ چه ضرریه...

14
00:02:09,005 --> 00:02:10,873
‫که انسان نمیتونه اون رو جبران کنه؟

15
00:02:10,941 --> 00:02:13,809
‫- تقواش.
‫- نه.

16
00:02:13,877 --> 00:02:16,445
‫تقواش رو میتونه جبران کنه.

17
00:02:16,546 --> 00:02:20,282
‫- پس شرفش.
‫- نه؛  باز  هم...

18
00:02:20,350 --> 00:02:23,185
‫میتونه اینه رو به مرور زمان ...

19
00:02:23,253 --> 00:02:25,654
‫در زندگیش جبران کنه....

20
00:02:25,722 --> 00:02:29,692
‫پس من نمیتونم جواب بدم؛ اعلیحضرت.

21
00:02:29,793 --> 00:02:33,462
‫زمان ؛ عالیجناب.

22
00:02:33,530 --> 00:02:35,998
‫از همه ضررها...

23
00:02:36,133 --> 00:02:38,634
‫زمان از همه جبران ناپذیرتره

24
00:02:38,735 --> 00:02:41,604
‫به خاطر اینکه نمیشه جبرانش کرد....

25
00:02:48,605 --> 00:02:51,605
‫«مجوز دستگیری ملکه کاترین پر»

26
00:02:58,955 --> 00:03:01,056
‫والتر!

27
00:03:05,128 --> 00:03:09,198
‫این رو خوب مراقبت کن و...

28
00:03:09,266 --> 00:03:12,168
‫بدش به جناب لرد رایسلی....

29
00:03:12,302 --> 00:03:15,838
‫بله ؛ عالیجناب.

30
00:03:20,143 --> 00:03:23,012
‫جناب دریاسالار بزرگ فرانسه.

31
00:03:30,520 --> 00:03:32,488
‫اولیا حضرت.

32
00:03:35,025 --> 00:03:38,994
‫Salutationes Domine,
‫Praefectus Magnus Galliae.

33
00:03:39,029 --> 00:03:41,197
‫Salvete Regis Enrici

34
00:03:41,331 --> 00:03:43,499
‫octavi maiestatis.

35
00:03:48,205 --> 00:03:51,440
‫متشکرم ؛ والامقام.

36
00:03:51,541 --> 00:03:54,677
‫باعث افتخار و سرافرازی منه که اینجا هستم.

37
00:03:54,711 --> 00:03:57,746
‫- جناب لرد دریاسالار.
‫- - . خانم

38
00:03:57,881 --> 00:04:00,282
‫میخوام که...

39
00:04:00,383 --> 00:04:04,620
‫دختران اعلیحضرت؛ ماری و الیزابت
‫رو حضورتون معرفی کنم.

40
00:04:04,721 --> 00:04:07,556
‫هیچوقت فکر نمیکردم که با این گرمی

41
00:04:07,691 --> 00:04:09,792
‫از طرف خانواده پادشاه مورد استقبال قرار بگیرم.

42
00:04:09,893 --> 00:04:12,027
‫خب شما هم مهمان...

43
00:04:12,062 --> 00:04:15,264
‫ویژه و محترمی هستید ؛ دریاسالار....

44
00:04:15,365 --> 00:04:17,733
‫و دیدارتون هم به موقع بود.

45
00:04:17,868 --> 00:04:20,202
‫مطمئنم اعلیحضرت تشریف خواهند آورد.

46
00:04:28,278 --> 00:04:30,913
‫ظاهرا لرد هارتفورد داره  به پادشاه
‫خدمت بزرگی  میکنه.

47
00:04:31,047 --> 00:04:33,649
‫میترسم درست باشه.

48
00:04:33,750 --> 00:04:35,651
‫داره روز به روز...

49
00:04:35,752 --> 00:04:38,254
‫به دلیل ضعف پادشاه و......

50
00:04:38,321 --> 00:04:40,990
‫کنترل پسرش قدرتمندتر میشه....

51
00:04:41,091 --> 00:04:43,993
‫خدا به دادمون برسه اگه پادشاه بمیره.

52
00:04:44,094 --> 00:04:45,995
‫آره.

53
00:04:47,931 --> 00:04:50,065
‫ولی شنیدم خیلیها میگویند...

54
00:04:50,100 --> 00:04:52,468
‫کسائی که میخواهند شما ملکه باشید...

55
00:04:52,569 --> 00:04:56,605
‫کشور رو ترک خواهند کرد که بخواد......

56
00:04:56,673 --> 00:04:59,909
‫تحت رحمت بچه ناخرد و......

57
00:04:59,943 --> 00:05:02,745
‫و دائی خودسرش باشه....

58
00:05:02,779 --> 00:05:05,648
‫و ملکه چی میشه؟

59
00:05:05,749 --> 00:05:09,084
‫شما از این قضیه بیشتر
‫خواهی شنید...

60
00:05:09,219 --> 00:05:11,020
‫خیلی زود....

61
00:05:11,087 --> 00:05:15,257
‫پادشاه!

62
00:05:19,829 --> 00:05:22,164
‫اعلیحضرت.

63
00:05:38,615 --> 00:05:40,449
‫دریاسالار.

64
00:05:40,583 --> 00:05:45,287
‫ما خیلی خوشحالیم که در حال
‫امضای معاهده جدید با فرانسه هستیم.

65
00:05:47,757 --> 00:05:49,992
‫دیگه بیشتر از این کاری با
‫امپراطور ندارم...

66
00:05:50,093 --> 00:05:54,596
‫اون که چندین نوبت به هم خیانت کرد....

67
00:05:54,631 --> 00:05:56,098
‫من به اعلیحضرت اطمینان میدم که
‫برخلاف امپراطور...

68
00:05:56,132 --> 00:05:59,535
‫شما ما رو خوب و درستکار خواهی دید....

69
00:05:59,636 --> 00:06:02,137
‫همین جور که میدونید...

70
00:06:02,172 --> 00:06:06,008
‫در مملکتم؛ تغییراتی انجام دادم
‫که پیش به سوی زندگی دینی و مذهبی بره.

71
00:06:06,109 --> 00:06:10,212
‫کلیسای فاسد رو اصلاح کردم.

72
00:06:10,313 --> 00:06:13,482
‫من این دیواری که سالها با
‫دروغ و خرافات کج شده بود...

73
00:06:13,550 --> 00:06:16,552
‫رو درست کردم....

74
00:06:16,653 --> 00:06:19,254
‫به بشریت ثابت کردم...

75
00:06:19,356 --> 00:06:21,824
‫که پاپ جایز الخطاست و معصوم نیست

76
00:06:21,925 --> 00:06:24,693
‫و همچنین صدای خدا نیست....

77
00:06:24,794 --> 00:06:28,530
‫و به دون شک همه این ها رو شنیده ای.

78
00:06:28,631 --> 00:06:30,799
‫من مطمئنا اطلاع دارم که اعلیحضرت

79
00:06:30,867 --> 00:06:33,635
‫تغییراتی درمملکت شون انجام دادند....

80
00:06:35,772 --> 00:06:38,974
‫خب؛ مسیو ؛ اگه قراره ما با هم متحد بشیم

81
00:06:39,042 --> 00:06:41,310
‫باید این تغییرات بیشتر بشه....

82
00:06:41,378 --> 00:06:45,314
‫من پیشنهاد میدم که مراسم عشای ربانی...

83
00:06:45,415 --> 00:06:51,120
‫در هر دو کشور منسوخ بشه و به جاش
‫یه مراسم ساده برگزار بشه.

84
00:06:51,221 --> 00:06:55,724
‫حالا نظرت چیه؟

85
00:07:00,797 --> 00:07:04,666
‫اعلیحضرت؛ من قدرت این رو ندارم که
‫شروط معاهده رو تغییر بدم...

86
00:07:04,701 --> 00:07:07,669
‫به خصوص اینکه همین جور که اعلیحضرت میدونند
‫پادشاه ما در خال مرگ هستنند.

87
00:07:07,737 --> 00:07:10,839
‫آهان بیماری سیفلیس ؛ میدونم.

88
00:07:10,874 --> 00:07:13,642
‫من خیلی متاسفم که این رو میشنوم.

89
00:07:13,676 --> 00:07:15,644
‫من خیلی وقته که شاه فرانسه رو میشناسم..

90
00:07:15,678 --> 00:07:19,381
‫و ازت میخوام که محبتم رو بهش برسونی.

91
00:07:19,449 --> 00:07:22,151
‫همچنین میتونی بهش بگی...

92
00:07:22,218 --> 00:07:25,554
‫که بیماری آدم رو یاد مرگ میندازه!

93
00:07:25,688 --> 00:07:29,658
‫که تو این چند وقت گدشته فراموش کرده..!

94
00:07:39,769 --> 00:07:43,338
‫- والتر؟
‫- یه چیزی دارم که میتونی نشون ملکه بدی.

95
00:07:43,373 --> 00:07:46,675
‫قرار بوده دست لرد رایسلی برسه.

96
00:07:46,709 --> 00:07:49,211
‫قایمش کن؛ وقتی ملکه خوندش؛
‫دوباره بیا دست من بده.

97
00:07:54,217 --> 00:07:58,754
‫چی شده؟

98
00:08:10,633 --> 00:08:12,768
‫خدای من.!

99
00:08:16,106 --> 00:08:18,073
‫این چیه؟

100
00:08:18,108 --> 00:08:20,776
‫اون کیه؟

101
00:08:20,877 --> 00:08:24,580
‫ملکه هستند؛ اعلیحضرت.

102
00:08:24,647 --> 00:08:29,051
‫و چرا داره اینجوری گریه و فریاد میکنه؟

103
00:08:33,123 --> 00:08:35,257
‫میرم ببینمش.

104
00:08:45,502 --> 00:08:49,471
‫کیت ؛ چی شده؟

105
00:09:04,921 --> 00:09:08,757
‫من...

106
00:09:08,791 --> 00:09:10,993
‫من میترسم...

107
00:09:11,094 --> 00:09:13,295
‫تو از من رنجیده باشی.

108
00:09:13,363 --> 00:09:16,331
‫برای چی؟

109
00:09:20,803 --> 00:09:25,107
‫چون...

110
00:09:25,175 --> 00:09:27,109
‫من میترسم که شما...

111
00:09:27,177 --> 00:09:29,912
‫کاملا منو ترک کرده باشی....

112
00:09:32,749 --> 00:09:35,117
‫من متوجه نمیشم.

113
00:09:35,185 --> 00:09:38,120
‫به چه دلیلی همچین فکری میکنی؟

114
00:09:38,188 --> 00:09:42,224
‫به چه دلیلی باید ازت رنجیده باشم؟

115
00:09:53,203 --> 00:09:58,040
‫تو از من رنجیده نیستی؟

116
00:09:58,107 --> 00:10:00,809
‫کیت...

117
00:10:00,843 --> 00:10:02,978
‫: یه بار دیگه ازت میپرسم

118
00:10:03,012 --> 00:10:05,981
‫دلیلی هست که من باید ازت رنجیده باشم؟

119
00:10:13,856 --> 00:10:18,994
‫نه؛ هیچی نیست ؛ اعلیحضرت.

120
00:10:22,165 --> 00:10:24,399
‫روز خوش ؛ بانوی من.

121
00:10:32,075 --> 00:10:37,346
‫خواهر! خانم ها!
‫الان کاری که ازتون میخوام؛ انجام بدید.

122
00:10:37,413 --> 00:10:39,748
‫صندوق هاتون رو از همه کتاب ها خالی کنید...

123
00:10:39,849 --> 00:10:43,218
‫چه اونائی که فکر میکنید ممنوع باشند و چه نه؛
‫از این به بعد ما...

124
00:10:43,319 --> 00:10:47,055
‫نباید زیاد باهم دیگه صحبت کنیم؛ چه صحبت های
‫مذهبی و...

125
00:10:47,156 --> 00:10:51,393
‫چه کشوری؛ من سعیم رو میکنم که ذهن

126
00:10:51,494 --> 00:10:54,696
‫پادشاه رو نسبت به خودم خوب کنم
‫حالا برید.

127
00:10:54,731 --> 00:10:57,299
‫عجله کنید!

128
00:10:58,901 --> 00:11:01,837
‫- جناب لرد هارتفورد.
‫- دوشیزه...

129
00:11:01,904 --> 00:11:04,606
‫روز به خیر.

130
00:11:04,707 --> 00:11:06,575
‫ممکنه عالیجناب رو ملاقات کنم؟

131
00:11:06,676 --> 00:11:10,712
‫متاسفانه عالیجناب مریض احوال هستند.

132
00:11:10,747 --> 00:11:13,248
‫ایشون سرمای سختی خوردند و هنوز در بستر هستند.

133
00:11:13,349 --> 00:11:16,718
‫خیلی متاسفم شدم که اینو شنیدم.

134
00:11:16,753 --> 00:11:19,021
‫یه وقتی دیگه میام؛ وقتی
‫که جناب دوک حال شون خوب شده باشه.

135
00:11:19,088 --> 00:11:21,723
‫نه؛ نه؛ جناب لرد.

136
00:11:21,758 --> 00:11:25,427
‫به اندازه کافی خوب هستم که ببینمت.

137
00:11:25,528 --> 00:11:27,963
‫چه کار داری میکنی؟

138
00:11:28,064 --> 00:11:31,800
‫نگران نباش عزیرم؛ من حالم خوبه.

139
00:11:31,901 --> 00:11:35,237
‫جناب لرد.

140
00:11:42,245 --> 00:11:44,680
‫به گمونم گروه تو و گروه...

141
00:11:44,747 --> 00:11:47,916
‫اسقف گاردینر تا حد مرگ با هم درافتادنند....

142
00:11:49,919 --> 00:11:51,920
‫من حقیقت رو از شما پنهان
‫نمیکنم؛ عالیجناب.

143
00:11:52,021 --> 00:11:55,357
‫ضعف و ناتوانی پادشاه...

144
00:11:55,425 --> 00:11:58,093
‫و کم سن وسال بودن خواهرزاده من......

145
00:11:58,127 --> 00:12:01,396
‫مسئله جانشینی فوری رو ایجاد کرده....

146
00:12:01,464 --> 00:12:05,033
‫بیشتر از این دیگه نمیشه سهل انگاری کرد.

147
00:12:05,101 --> 00:12:07,969
‫و تو میخوای بدونی که من...

148
00:12:08,071 --> 00:12:10,372
‫به کدوم گروه تعلق دارم؟...

149
00:12:10,440 --> 00:12:15,811
‫عالیجناب ؛ هر چی باشه...

150
00:12:15,912 --> 00:12:19,381
‫شما دارای اعتبار و نفوذ زیادی در
‫پیش پادشاه هستید.

151
00:12:19,482 --> 00:12:21,783
‫و همه این رو میدونند.

152
00:12:21,851 --> 00:12:23,819
‫ولی تعداد کمی از مردم میدونند که
‫همسرت ؛ دوشس...

153
00:12:23,920 --> 00:12:26,588
‫و همسرم  آن ؛  و ملکه با همدیگه

154
00:12:26,656 --> 00:12:30,092
‫بیشتر از اون چیزی که فکرش رو بکنی
‫تو مسائل مذهبی یه هم نزدیک هستند.

155
00:12:30,159 --> 00:12:32,961
‫و این وابستگی محکم...

156
00:12:32,995 --> 00:12:36,531
‫به من این جسارت رو میده...
‫که به شما نزدیک بشم.

157
00:12:36,599 --> 00:12:38,600
‫حتما همسرت بهتون گفته که

158
00:12:38,668 --> 00:12:41,603
‫که من و همسرم دوشس از
‫همدیگه دور هستیم!

159
00:12:41,671 --> 00:12:45,507
‫پس عقاید و وابستگی اون لزوما
‫عقاید و وابستگی من نیست

160
00:12:45,608 --> 00:12:48,744
‫و تو با چسپوندن من به اونها منو بدبخت میکنی.

161
00:12:48,778 --> 00:12:51,279
‫عالیجناب ؛ منو ببخشید...

162
00:12:56,285 --> 00:13:01,123
‫میبخشمت ؛ میبخشمت حتی اگه
‫مسبب فرستادن ساری بدبخت مغرور...

163
00:13:01,190 --> 00:13:04,292
‫به سوی مرگ شده باشی....

164
00:13:04,394 --> 00:13:08,296
‫که اون تقصیر خودش بود.

165
00:13:08,364 --> 00:13:11,633
‫ولی در خصوص مذهب...

166
00:13:11,667 --> 00:13:14,336
‫من هیچوقت انجیل نخوندم؛ و
‫هیچوقت هم نخواهم خواند.

167
00:13:14,437 --> 00:13:16,538
‫مطمئنم که تو پر از نوری...

168
00:13:16,639 --> 00:13:18,573
‫ولی من ترجیح میدم که در تاریکی باقی بمونم....

169
00:13:18,641 --> 00:13:21,743
‫و به نسبت جهان بهتر...

170
00:13:21,811 --> 00:13:24,946
‫من فقط میگم که انگلستان در گذشته
‫خوشبخت بود...

171
00:13:25,014 --> 00:13:29,117
‫و همه چی سر جای خودش بود

172
00:13:29,152 --> 00:13:30,652
‫و میخوام همه چی مثل گذشته

173
00:13:30,720 --> 00:13:33,855
‫روبراه بشه....

174
00:13:37,760 --> 00:13:40,495
‫عالیجناب ؛ اگه من حمایت شما رو نداشته باشم...

175
00:13:40,630 --> 00:13:45,100
‫میتونم بپرسم اگه علیه من بودید چی؟...

176
00:13:45,201 --> 00:13:49,337
‫من مطمئن نیستم که این سوال جوابی داشته باشه.

177
00:13:49,439 --> 00:13:53,141
‫ولی من به این اصطلاح که دهقانان فرانسوی
‫: به کار میبرند ؛ اعتقاد داشتم

178
00:13:53,242 --> 00:13:56,812
‫همیشه شکر گذار خدا باش

179
00:13:56,846 --> 00:13:59,347
‫شراب بنوش

180
00:13:59,449 --> 00:14:02,617
‫و بذار دنیا بچرخه.

181
00:14:09,559 --> 00:14:13,895
‫- بانو هارتفورد.
‫- عالیجناب.

182
00:14:13,996 --> 00:14:15,864
‫بانو هارتفورد.

183
00:14:15,965 --> 00:14:18,300
‫عالیجناب...

184
00:14:18,367 --> 00:14:21,336
‫من احضار شدم ولی دلیلش رو نمیدونم.

185
00:14:21,370 --> 00:14:23,705
‫نمیدونم چه جوری میتونم کمک تون کنم؟

186
00:14:23,840 --> 00:14:28,410
‫با گفتن حقیقت میتونید بهم
‫کمک کنید؛ بانو.

187
00:14:28,511 --> 00:14:31,646
‫معتقدم شما دوست...

188
00:14:31,714 --> 00:14:35,984
‫آنا اسکیو کافر بودید؛ همون..
‫که اخیرا سوزانده شد؟

189
00:14:36,018 --> 00:14:39,721
‫من باهاش آشنا بودم.

190
00:14:39,822 --> 00:14:42,657
‫فکر کنم؛  بیشتر از یه آشنائی بود.

191
00:14:42,692 --> 00:14:46,661
‫وقتی که اون زندونی بود؛ یکی از
‫خدمه هاتون ؛ مردی با کت آبی...

192
00:14:46,762 --> 00:14:50,699
‫بهش پول داده....

193
00:14:50,766 --> 00:14:53,201
‫میخواستم شرایطش رو قابل تحمل تر کنم.

194
00:14:53,269 --> 00:14:56,905
‫من فقط طبق روش مسیح عمل کردم.

195
00:14:57,006 --> 00:15:00,375
‫مطلع شدم که دارند اون رو
‫غیر قانونی شکنجه میدهند..

196
00:15:00,409 --> 00:15:03,645
‫تا حدی دستها و پاهاش رو کشیده بودند...

197
00:15:03,713 --> 00:15:06,848
‫که آرنج و زانوهاش شکسته شده بود....

198
00:15:06,916 --> 00:15:09,317
‫ولی تو پذیرفتی...

199
00:15:09,418 --> 00:15:11,820
‫که خودش اعتراف به مرتدی و کافری کرده؟

200
00:15:11,921 --> 00:15:15,690
‫بنابراین تو هم تو گروه اون هستی.

201
00:15:15,758 --> 00:15:18,994
‫تو مجوز بازداشت من رو داری؟

202
00:15:31,774 --> 00:15:36,711
‫تو هیچوقت این مجوز رو به کار نمیگیری.

203
00:15:36,746 --> 00:15:39,247
‫چرا نه؟

204
00:15:39,348 --> 00:15:41,616
‫چون من از رازهای تو خبر دارم.

205
00:15:41,684 --> 00:15:46,354
‫چه رازهائی بانو هارتفورد؟

206
00:15:46,422 --> 00:15:48,924
‫تو هم به اون اندازه که ادعا میکنی

207
00:15:48,991 --> 00:15:52,527
‫مقدس نیستی؛ هستی عالیجناب؟
‫تو کاملا دست از...

208
00:15:52,595 --> 00:15:56,765
‫لذتهای دنیوی برنداشتی...
‫عالیجناب؟

209
00:15:58,834 --> 00:16:00,735
‫دو نفر در صومعه کورنوال بودنند.
‫*از شهرهای تشریفاتی انگلستان*

210
00:16:00,836 --> 00:16:04,039
‫اونها دستورات و حکم های اعلیحضرت رو
‫چاک میدادند و باز میکردنند. و میسوزانند.

211
00:16:04,106 --> 00:16:08,843
‫نه تنها باز میکردنند و میسوزانند...

212
00:16:08,945 --> 00:16:12,147
‫بلکه موضوع و متن شو فورا به شما...

213
00:16:12,214 --> 00:16:19,487
‫میفرستادنند....
‫پس شما به مرد ثروتمندی تبدیل شدید...

214
00:16:19,589 --> 00:16:22,424
‫اون هم فقط از طریق اختلاس  پادشاه.

215
00:16:22,525 --> 00:16:26,561
‫بهتون نصییت میکنم که مجوز رو پاره پاره کنید؛..

216
00:16:26,629 --> 00:16:29,364
‫عالی جناب....

217
00:16:56,959 --> 00:17:00,095
‫اولیا حضرت ؛ ملکه.

218
00:17:06,969 --> 00:17:10,605
‫کیت ؛ بیا اینجا.

219
00:17:15,945 --> 00:17:18,346
‫اولیاحضرت.

220
00:17:28,424 --> 00:17:30,492
‫خوشحالم که اومدی.

221
00:17:30,593 --> 00:17:34,596
‫میتونی بعضی از شک هام رو برطرف کنی.

222
00:17:34,630 --> 00:17:37,332
‫کیت ؛ من در تعجبم...

223
00:17:37,433 --> 00:17:39,067
‫که تو چه جوری  از خوندن انجیل و دیگر

224
00:17:39,101 --> 00:17:41,970
‫کتابهای مذهبی؛ اینقدر یاد میگیری؟...

225
00:17:42,038 --> 00:17:43,672
‫اعلیحضرت...

226
00:17:43,773 --> 00:17:47,409
‫از وقتی خدا شما رو رهبر کلیسای انگلستان قرار داده...

227
00:17:47,510 --> 00:17:51,079
‫از شما من یاد گرفتم.

228
00:17:51,113 --> 00:17:54,282
‫ولی مطمئنا اینجوری نیست!

229
00:17:54,350 --> 00:17:56,951
‫کیت ؛ تو در نقش دکتر ظاهر میشی...

230
00:17:57,086 --> 00:18:00,955
‫که بیای به ما درس بدی؛...
‫که خیلی وقتها دیدیم

231
00:18:00,990 --> 00:18:04,259
‫ولی تو در جایگاهی نیستی که به ما درس یاد بدی!

232
00:18:06,929 --> 00:18:09,497
‫اعلیحضرت فکر میکنم حرفام بد برداشت شده ان...

233
00:18:09,632 --> 00:18:11,633
‫چون من همیشه درس دادن زن.......

234
00:18:11,667 --> 00:18:13,702
‫به ارباب و آقاش رو نامعقول میدونم....

235
00:18:13,803 --> 00:18:15,704
‫و هنوز هم...

236
00:18:15,805 --> 00:18:18,139
‫تو بعضی وقتها ؛ ظاهرا عقیده متفاوتی

237
00:18:18,207 --> 00:18:20,642
‫نسبت به ما از مذهب داری...

238
00:18:20,710 --> 00:18:23,144
‫خب شما میتونید من رو اصلاح کنید!

239
00:18:23,212 --> 00:18:26,514
‫منو ببخشید اعلیحضرت؛ ولی فکر میکردم...

240
00:18:26,649 --> 00:18:30,685
‫صحبت و بحث کردن باعث راحتی و التیام...

241
00:18:30,820 --> 00:18:34,456
‫درد و خستگی بیماری فعلی شما میشه....

242
00:18:34,490 --> 00:18:37,625
‫و این جسارت رو بهم میداد...

243
00:18:37,693 --> 00:18:40,328
‫که از طریق بحث کردن با شما......

244
00:18:40,396 --> 00:18:43,531
‫بهره ببرم ؛ و چیزی یاد بگیرم....

245
00:18:43,632 --> 00:18:48,803
‫من فقط تنها یه زن هستم...

246
00:18:48,838 --> 00:18:53,408
‫با تمام عیوب طبیعیم...

247
00:18:53,509 --> 00:18:56,511
‫که از ضعف جنسیتمه....

248
00:18:56,579 --> 00:19:00,982
‫بنابراین در همه مشکلات و مسائلی که شک برانگیزه...

249
00:19:01,016 --> 00:19:04,486
‫خودم باید ترجیح بدم......

250
00:19:04,553 --> 00:19:06,721
‫که اعلیحضرت به عنوان رئیس و سرور من......

251
00:19:06,822 --> 00:19:11,860
‫باید درباره من قضاوت کنند....

252
00:19:15,698 --> 00:19:17,532
‫اینجوریه؛ عزیزم؟

253
00:19:17,666 --> 00:19:22,036
‫پس تو استدلالت رو بد تمام نکردی.

254
00:19:22,104 --> 00:19:27,208
‫پس ما دوباره دوست عالی خواهیم بود.

255
00:19:32,281 --> 00:19:34,783
‫از اعلیحضرت تشکر میکنم.

256
00:19:42,725 --> 00:19:44,626
‫قول میدم...

257
00:19:44,727 --> 00:19:49,097
‫که دیگه بهت شک نکنم....

258
00:19:54,270 --> 00:19:56,204
‫کیت عزیز.

259
00:19:56,272 --> 00:19:59,908
‫اعلیحضرت.

260
00:20:09,785 --> 00:20:12,921
‫اعلیحضرت؛ باید مجوز دستگیری فردای ؛...

261
00:20:13,055 --> 00:20:14,923
‫ملکه رو فسخ کنم؟...

262
00:20:14,990 --> 00:20:17,926
‫چرا؟

263
00:20:21,931 --> 00:20:24,165
‫موزیک.

264
00:20:24,266 --> 00:20:31,568
‫۹movie.co

265
00:20:32,808 --> 00:20:35,410
‫چی شده ؛ عزیز دلم؟

266
00:20:35,477 --> 00:20:38,179
‫هیچی.

267
00:20:38,280 --> 00:20:41,115
‫داشتم خواب میدیدم.

268
00:20:43,185 --> 00:20:45,587
‫ما دوباره به بولونی برگشته بودیم...

269
00:20:45,654 --> 00:20:48,823
‫ولی من گذاشتم بری....

270
00:20:50,993 --> 00:20:53,428
‫من اینجا هستم.

271
00:20:57,132 --> 00:21:00,201
‫- خورشید طلوع کرده؟
‫- هنوز نه ؛ هنوز نه.

272
00:21:07,009 --> 00:21:09,477
‫من از شب متنفرم.

273
00:21:09,612 --> 00:21:11,846
‫منو یاد شب و خواب ابدی میندازه.

274
00:21:11,947 --> 00:21:14,382
‫چیزی نگو عزیز دلم.

275
00:21:14,483 --> 00:21:18,152
‫خورشید به زودی طلوع میکنه؛
‫و تو هم خوب میشی.

276
00:21:27,263 --> 00:21:30,031
‫- بریجیت...
‫- جانم ؛ عزیزم؟

277
00:21:30,165 --> 00:21:34,202
‫من خیلی خوشبخت هستم.

278
00:21:52,354 --> 00:21:56,489
‫- کیت...؟
‫- این چیه؟

279
00:22:00,296 --> 00:22:02,597
‫صدراعظم؟
‫برا چی به اینجا اومدین؟

280
00:22:02,698 --> 00:22:06,601
‫من اومدم که حکم دستگیری ملکه رو اجرا کنم...

281
00:22:06,702 --> 00:22:09,337
‫و ایشون و خانم هاش رو تا برج همراهی کنم....
‫*برج: محل بازجوئی و شکنجه و اعدام*

282
00:22:09,371 --> 00:22:12,006
‫تو ای بی شرف!

283
00:22:12,074 --> 00:22:14,609
‫تو ولگرد بی شرف!

284
00:22:14,710 --> 00:22:17,779
‫گم شو!
‫از جلو چشام گم شو!

285
00:22:17,880 --> 00:22:19,347
‫- اعلیحضرت ؛ منو ببخشید...
‫- گم شو!

286
00:22:19,381 --> 00:22:22,183
‫و این حروم زاده هات رو با خودت ببر.

287
00:22:31,460 --> 00:22:33,728
‫من....معذرت میخوام...

288
00:22:33,762 --> 00:22:35,897
‫که صدر اعظم باید......

289
00:22:35,965 --> 00:22:39,767
‫همچین اشتباهی کنه.

290
00:22:39,868 --> 00:22:42,570
‫تو نمیدونی که اون حتی یه ذره...

291
00:22:42,638 --> 00:22:45,406
‫لیاقت دلسوزی تو رو نداره....

292
00:22:45,474 --> 00:22:49,777
‫اون دوست تو نیست ؛ کیت.

293
00:23:01,123 --> 00:23:03,257
‫- جناب لرد هارتفورد!
‫- جناب لرد هارتفورد!

294
00:23:06,395 --> 00:23:09,030
‫عالیجناب؛ من بهش توضیح دادم...

295
00:23:09,098 --> 00:23:11,265
‫ولی اون منو بی شرف خطاب کرد!

296
00:23:11,400 --> 00:23:13,568
‫اما کیه که گوش بده؟

297
00:23:13,602 --> 00:23:17,972
‫پس فرض بر این میگیرم که اون هنوز میخواد
‫به ملکه امنیت کاذب بده؟

298
00:23:18,073 --> 00:23:21,743
‫اگه خشمش مصنوعی بود؛ به
‫من که واقعی نشون میداد!

299
00:23:23,912 --> 00:23:27,315
‫آقایون ؛ در غیاب پادشاه این شورا برگزار میشه

300
00:23:27,416 --> 00:23:29,884
‫تا درباره معاهده با فرانسه تصمیم بگیره

301
00:23:29,952 --> 00:23:33,721
‫و اظهار نظر کنه.
‫هر کی تمایل داره بگه بله

302
00:23:33,756 --> 00:23:35,957
‫- بله.
‫- مجلس شورا همچنین...

303
00:23:36,091 --> 00:23:38,960
‫تشکیل شده تا درباره ترتیبات امنیتی و سلامتی

304
00:23:39,061 --> 00:23:42,397
‫والامقام شاهزاده ادوارد که جانشین تخت هستنند

305
00:23:42,431 --> 00:23:44,298
‫بحث و گفت گو کنه

306
00:23:44,400 --> 00:23:46,768
‫و تمام تدارکات روحی و

307
00:23:46,835 --> 00:23:49,470
‫و رفاهی ایشون داده بشه.

308
00:23:49,571 --> 00:23:53,441
‫سروران...

309
00:23:53,475 --> 00:23:55,877
‫در حال حاضر صحبت از همچین چیزی
‫چه ضرورتی داره...

310
00:23:55,944 --> 00:23:58,246
‫وقتی تدارکاتش قبلا داده شده......

311
00:23:58,280 --> 00:23:59,680
‫و شاهزاده به دستور اعلیحضرت شاهزاده در......

312
00:23:59,782 --> 00:24:02,617
‫- در قصر ویندسور در امنیت نگهداری میشه؟...
‫- بله.

313
00:24:02,751 --> 00:24:04,519
‫جناب لرد هارتفورد...

314
00:24:04,620 --> 00:24:07,688
‫شورا تشکیل شده...

315
00:24:07,756 --> 00:24:09,791
‫تا بررسی بکنه همچین موضوع هائی رو
‫به خصوص از وقتی...

316
00:24:09,858 --> 00:24:12,360
‫که ناتوانی پادشاه دلیل کافی...

317
00:24:12,461 --> 00:24:14,162
‫رو درباره فکر به آینده به ما میده....

318
00:24:14,296 --> 00:24:17,331
‫خب این خیانته...

319
00:24:17,399 --> 00:24:20,101
‫جناب صدراعظم!
‫اینکه انتظار مرگ پادشاه رو داشته باشی!

320
00:24:20,135 --> 00:24:22,103
‫- بله!
‫جناب لرد ؛ تمام نگرانی هامون...

321
00:24:22,137 --> 00:24:25,139
‫- برای شاهزاده است....
‫- نگرانی های تو؟

322
00:24:25,207 --> 00:24:27,975
‫تو یادت رفته که اون از خون منه؟

323
00:24:28,043 --> 00:24:31,345
‫اون همچنین از خون پادشاه هم هست...

324
00:24:31,447 --> 00:24:34,816
‫که این پادشاه به ما این اجازه داده که
‫مسائل دور و اطراف اون رو مورد بررسی قرار بدیم.

325
00:24:34,883 --> 00:24:37,151
‫و در خلال اون ما بعضی ها رو پیدا کردیم؛

326
00:24:37,219 --> 00:24:41,222
‫که مانند معلمش مظنون به کفر بود

327
00:24:41,323 --> 00:24:43,891
‫تو از کفر حرف میزنی!
‫تو!

328
00:24:43,992 --> 00:24:47,895
‫و تو چی هستی جز خودخواهی که
‫فقط میخواهی به منصب پاپ برسی؟

329
00:24:47,996 --> 00:24:51,065
‫سرورم!

330
00:24:51,166 --> 00:24:54,869
‫هنوز هم میگم لرد هارتفورد....

331
00:24:54,970 --> 00:24:57,905
‫که نیت واقعی تو......

332
00:24:58,006 --> 00:25:00,074
‫نسبت به تاج و تخت و شاهزاده......

333
00:25:00,175 --> 00:25:02,710
‫باید در حضور پادشاه صحبت بشه....

334
00:25:13,755 --> 00:25:17,058
‫اعلیحضرت ؛ اسقف گاردنیر میخواهند

335
00:25:17,159 --> 00:25:19,393
‫با اعلیحضرت صحبت کنند....

336
00:25:19,461 --> 00:25:22,396
‫رد شد.

337
00:25:22,498 --> 00:25:25,533
‫عالیجناب ؛ طبیعتش مزاحمته

338
00:25:25,667 --> 00:25:28,269
‫و دیگه نمیخوام اینجا ببینمش.

339
00:25:28,370 --> 00:25:31,572
‫میخوام که ایشون دربار من رو ترک کنند.

340
00:25:31,673 --> 00:25:37,211
‫بله ؛ اعلیحضرت.

341
00:25:43,852 --> 00:25:47,288
‫عالیجناب ؛ اعلیحضرت دستور دادنند
‫که دربار رو ترک کنید.

342
00:26:40,442 --> 00:26:42,843
‫- جناب لرد هارتفورد.
‫- جناب لرد هارتفورد.

343
00:26:42,945 --> 00:26:44,111
‫جناب لرد هارتفورد

344
00:26:44,179 --> 00:26:47,114
‫جناب لرد هارتفورد

345
00:26:47,182 --> 00:26:50,484
‫صدر اعظم؛ جه کاری میتونم برای شما انجام بدم؟

346
00:26:50,586 --> 00:26:54,255
‫ممکنه منو ببخشید برای چیزهائی
‫که از من دیدید...

347
00:26:54,289 --> 00:26:57,191
‫به خاطر ائتلاف گذشته که
‫من الان پشیمون هستم.

348
00:26:57,292 --> 00:27:00,194
‫هیچ تاملی در وفاداری مطلقم به شما...

349
00:27:00,295 --> 00:27:03,598
‫و به خانواده شما ندارم....

350
00:27:03,632 --> 00:27:06,267
‫و مطمئنا میتونم در آینده به شما خدمت کنم

351
00:27:06,335 --> 00:27:09,971
‫همین جور که صادقانه به اعلیحضرت خدمت کردم...

352
00:27:10,072 --> 00:27:15,443
‫من خیلی ازت سپاس گذار هستم
‫جناب صدر اعظم.

353
00:27:34,229 --> 00:27:38,566
‫اعلیحضرت؛ آقای هولباین اینجا هستنند.

354
00:27:47,175 --> 00:27:49,277
‫- آقای هولباین.
‫- اعلیحضرت.

355
00:27:49,344 --> 00:27:51,846
‫یه ماموریتی برات دارم.

356
00:27:51,913 --> 00:27:54,649
‫خیلی از اعلیحضرت سپاسگذارم.

357
00:27:54,716 --> 00:27:58,386
‫باید تصویر اعلیحضرت رو بکشم؟

358
00:27:58,487 --> 00:28:01,222
‫تو یک بار تصویر پدرم رو کشیدی.

359
00:28:01,323 --> 00:28:03,824
‫حالا تصویر من رو خواهی کشید.

360
00:28:03,925 --> 00:28:07,528
‫من شدیدا احساس افتخار میکنم.

361
00:28:10,599 --> 00:28:12,833
‫عزیزدلم

362
00:28:12,868 --> 00:28:14,835
‫عزیزدلم

363
00:28:14,870 --> 00:28:17,705
‫فرستاده اعلیحضرت اینجا هستنند.

364
00:28:25,047 --> 00:28:27,715
‫عالیحناب...

365
00:28:27,783 --> 00:28:30,718
‫اعلیحضرت از کسالت شما باخبر شدند

366
00:28:30,752 --> 00:28:33,387
‫و میخواهند که شما رو ببینند.

367
00:28:35,791 --> 00:28:38,192
‫نه! این امکان نداره.

368
00:28:38,226 --> 00:28:40,795
‫از پزشکان بپرسید.

369
00:28:44,966 --> 00:28:47,234
‫چی باید به اعلیحضرت بگم؟

370
00:28:47,302 --> 00:28:51,072
‫بگو ... که میام.

371
00:28:51,173 --> 00:28:53,407
‫ولی تو نمیتونی بری!

372
00:28:53,475 --> 00:28:57,912
‫عشق من ؛ چه جوری میتونم در تخت بخوابم...

373
00:28:57,946 --> 00:29:00,214
‫وقتی پادشاه انگلستان من رو احضار کردنند؟...

374
00:29:00,248 --> 00:29:04,552
‫فقط بهشون بگو بهم کمک کنند.

375
00:29:56,405 --> 00:29:58,672
‫تو اینجا چه کار میکنی؟

376
00:29:58,774 --> 00:30:02,343
‫اومدم که دخترم رو ببینم.

377
00:30:02,444 --> 00:30:05,346
‫چرا باید باعث تعجبت بشه ؛ هنری؟

378
00:30:07,349 --> 00:30:10,351
‫تو معمولا باهاش مهربان نبودی.

379
00:30:10,452 --> 00:30:13,120
‫من همیشه گریه میکردم

380
00:30:13,155 --> 00:30:15,289
‫ار این که میدیدم اون تنهاست ؛

381
00:30:15,357 --> 00:30:19,760
‫و پدرش اون رو رها کرده.

382
00:30:19,828 --> 00:30:24,999
‫به خاطر همین اومدی کاترین؛؟

383
00:30:25,100 --> 00:30:29,870
‫که به خاطر کاری که انجام ندادم ازم گله کنی؟

384
00:30:29,971 --> 00:30:33,774
‫اون باید خیلی وقت پیش از این ازدواج میکرد

385
00:30:33,842 --> 00:30:36,777
‫اون خیلی وقت پیش باید بچه داشت

386
00:30:39,981 --> 00:30:42,950
‫دور شو خیال.

387
00:30:43,018 --> 00:30:46,454
‫دور شو ؛ کاترین.

388
00:30:48,089 --> 00:30:51,125
‫قبلا منو از خودت دور کرده بودی...

389
00:30:51,193 --> 00:30:54,261
‫به رغم اینکه دوست داشتم....

390
00:30:54,362 --> 00:30:59,166
‫ولی در پیشگاه خدا هنوز زنت بودم.

391
00:30:59,234 --> 00:31:02,536
‫و هنوز هستم.

392
00:31:26,294 --> 00:31:28,896
‫عالیجناب؛ دوک سافلک.

393
00:31:45,146 --> 00:31:47,381
‫چارلز.

394
00:31:47,482 --> 00:31:51,218
‫اعلیحضرت.

395
00:31:51,319 --> 00:31:53,721
‫بهم گفتنند که تو مریضی.

396
00:31:53,822 --> 00:31:56,423
‫بنابراین باید میدیدمت.

397
00:31:59,027 --> 00:32:01,061
‫یه تب خفیف دارم.

398
00:32:03,431 --> 00:32:07,234
‫شاید بهتر باشه که اعلیحضرت
‫بهم نزدیکتر نشوند.

399
00:32:07,335 --> 00:32:11,372
‫ما از خیلی وقت پیش...

400
00:32:11,506 --> 00:32:15,609
‫همدیگه رو میشناسیم.

401
00:32:15,710 --> 00:32:19,079
‫بله.

402
00:32:19,180 --> 00:32:21,181
‫و من همه چی رو یادمه.

403
00:32:24,119 --> 00:32:27,922
‫راستش ؛ اتفاقات خیلی وقت پیش رو...

404
00:32:28,056 --> 00:32:30,457
‫خیلی بهتر از......

405
00:32:30,559 --> 00:32:33,561
‫دیروز یادمه.

406
00:32:38,600 --> 00:32:40,467
‫خواهر اعلیحضرت رو خیلی خوب یادمه.

407
00:32:44,973 --> 00:32:47,741
‫و جنگ تاتنهام!

408
00:32:51,479 --> 00:32:53,447
‫و وقتی اعلیحضرت ؛ نشان دوک بهم اعطا کردنند...

409
00:32:58,119 --> 00:33:00,921
‫خدا میدونه چرا!

410
00:33:02,924 --> 00:33:05,392
‫تو ژنرال من در...

411
00:33:05,427 --> 00:33:08,295
‫یورک و فرانسه بودی؛...

412
00:33:08,430 --> 00:33:11,432
‫چون به هیچ کس دیگه ای نمیتونستم اعتماد کنم.

413
00:33:14,669 --> 00:33:16,937
‫و الان ازت خواهش میکنم ؛ چارلز...

414
00:33:16,972 --> 00:33:18,939
‫که به من اعتماد کنی....

415
00:33:24,479 --> 00:33:26,914
‫من قدرتی دارم که میتونه
‫دوباره تو رو خوب کنه

416
00:33:27,015 --> 00:33:29,516
‫تو که میدونی.

417
00:33:33,855 --> 00:33:36,423
‫بهم گفتند که تو نزدیک مرگی...

418
00:33:36,491 --> 00:33:39,793
‫ولی تو نمیمیری....

419
00:33:39,828 --> 00:33:43,030
‫من اجازه نمیدم!

420
00:33:43,131 --> 00:33:45,132
‫زانو بزن.

421
00:34:05,620 --> 00:34:07,488
‫با رحمت خدا...

422
00:34:07,622 --> 00:34:11,225
‫من ؛ هنری هشتم...

423
00:34:11,326 --> 00:34:14,962
‫پادشاه انگلستان؛ ایرلند و فرانسه

424
00:34:15,030 --> 00:34:18,666
‫مدافع مذهب و ایمان

425
00:34:18,733 --> 00:34:21,335
‫و رهبر کلیسای انگلستان

426
00:34:21,403 --> 00:34:24,338
‫دستور میدم که شفا بگیری!

427
00:35:25,867 --> 00:35:28,602
‫- بانو سافلک.
‫- بانوی من.

428
00:35:32,240 --> 00:35:35,542
‫خانم؛ میخوام بگم....

429
00:35:35,610 --> 00:35:38,545
‫به نیابت از تمام خدمتکاران و کارکنان وفادار
‫عالیجناب...

430
00:35:38,580 --> 00:35:41,148
‫با قلبی شکسته و رنجور

431
00:35:41,249 --> 00:35:43,784
‫این مصیبت رو بهتون تسلیت عرض میکنم....

432
00:35:43,885 --> 00:35:47,755
‫ما عالیجناب رو دوست داشتیم به
‫همون اندازه که شما همسرش...

433
00:35:47,822 --> 00:35:50,357
‫و پسرت دوستش داشتین....

434
00:35:50,425 --> 00:35:52,192
‫متشکرم.

435
00:35:52,293 --> 00:35:54,895
‫همدردی و وفاداری شما‌؛ من و
‫وپسرم رو شدیدا تحت تاثیر قرار داد.

436
00:36:00,935 --> 00:36:02,970
‫خانم.

437
00:36:15,850 --> 00:36:17,918
‫Requiescant
‫in pace Domini.

438
00:36:17,986 --> 00:36:20,521
‫Et Lux perpetua
‫luceat eis.

439
00:36:20,622 --> 00:36:24,625
‫Requiescant in pace.

440
00:36:33,768 --> 00:36:36,870
‫اون باید در کلیسای ست جورج دفن بشه.

441
00:36:36,971 --> 00:36:40,307
‫به هزینه من.

442
00:36:40,408 --> 00:36:43,510
‫چشم اعلیحضرت.

443
00:36:43,611 --> 00:36:46,713
‫: لرد هارتفورد ؛ این رو بهت میگم که

444
00:36:46,781 --> 00:36:51,151
‫تا وقتی چالز براندون بهم خدمت کرد...

445
00:36:51,252 --> 00:36:54,521
‫هیچوقت به دوستش خیانت نکرد

446
00:36:54,622 --> 00:36:56,757
‫و هیچوقت هم...

447
00:36:56,825 --> 00:36:59,226
‫با دشمن نامنصفانه رفتار نکرد.

448
00:37:02,163 --> 00:37:06,266
‫که کدوم یک از درباریها اینجوری هستنند!

449
00:37:10,338 --> 00:37:13,240
‫هیچوقت فکر نمیکردم که بمیره.

450
00:37:17,779 --> 00:37:19,947
‫لرد هارتفورد ؛ ما باید درباره

451
00:37:19,981 --> 00:37:22,683
‫ترتیبات عدم بلوغ شاهزاده بعد از مرگم

452
00:37:22,750 --> 00:37:25,452
‫صحبت کنیم.

453
00:37:38,733 --> 00:37:42,068
‫اعلیحضرت ؛ آقای هولباین اینجا هستند.

454
00:37:43,137 --> 00:37:45,639
‫آقای هولباین.

455
00:37:45,707 --> 00:37:51,476
‫اعلیحضرت ؛ با اجازه شما اومدم که پیشرفت
‫کارم رو نشون شما بدم.

456
00:38:04,826 --> 00:38:09,429
‫وقتی تو تصویر پدرم رو کشیدی

457
00:38:09,497 --> 00:38:12,232
‫تصویرش رو کشیدی مانند...

458
00:38:12,333 --> 00:38:16,470
‫وقتی  که پیر و رنجور و بیمار بود.

459
00:38:16,504 --> 00:38:19,806
‫اون اصلا شبیه پادشاه انگلستان نبود

460
00:38:19,874 --> 00:38:23,400
‫بیشتر شبیه آدم فقیر بدبخت بود!

461
00:38:24,646 --> 00:38:28,900
‫ضعیف ؛ بدقیافه و در حال مرگ.

462
00:38:31,200 --> 00:38:32,700
‫و برای منم به همین صورت میکشی!

463
00:38:33,400 --> 00:38:34,000
‫اعلیحضرت ؛ من...

464
00:38:34,100 --> 00:38:37,690
‫آقای هولباین!
‫این تصویر دروغه!

465
00:38:43,998 --> 00:38:46,266
‫دوباره انجامش بده!

466
00:38:46,367 --> 00:38:48,702
‫و برو بیرون.

467
00:39:30,545 --> 00:39:32,980
‫چرا به اینجا اومدی؟

468
00:39:33,081 --> 00:39:34,781
‫که دخترم رو ببینم.

469
00:39:34,882 --> 00:39:37,718
‫اون تنها چیز پاک در زندگیمه.

470
00:39:37,752 --> 00:39:40,087
‫و در زندگیم ازش غافل بودم...

471
00:39:40,188 --> 00:39:43,557
‫چون تنها یه دختر بود. و من خیلی دوست داشتم
‫برات یه پسر بیارم.

472
00:39:43,691 --> 00:39:46,727
‫ولی الان خیلی بهش افتخار میکنم.

473
00:39:46,828 --> 00:39:50,030
‫خیلی افتخار میکنم!
‫اون خیلی باهوشه.

474
00:39:50,164 --> 00:39:53,700
‫وفکر میکنم یه جورائی شبیه منه...

475
00:39:53,735 --> 00:39:56,269
‫ولی مثل من زیاده رو نیست.

476
00:39:56,371 --> 00:39:59,940
‫تو هم باید بهش افتخار کنی ؛ هنری.

477
00:40:03,044 --> 00:40:07,581
‫میکنم.
‫من خیلی بهش افتخار میکنم.

478
00:40:07,715 --> 00:40:11,518
‫و میدونم که اون چقدر باهوشه.

479
00:40:16,224 --> 00:40:19,126
‫و ای کاش میتونستم بیشتر دوستش داشته باشم.

480
00:40:23,564 --> 00:40:25,399
‫ولی یه جورائی...

481
00:40:25,533 --> 00:40:28,969
‫اون منو یاد تو میندازه...

482
00:40:29,037 --> 00:40:32,472
‫واین که چه کاری با من انجام دادی.

483
00:40:32,573 --> 00:40:34,708
‫من هیچ کاری نکردم.

484
00:40:34,776 --> 00:40:36,410
‫من بیگناه بودم.

485
00:40:36,544 --> 00:40:39,546
‫همه اتهامات علیه من ؛ بی اساس بود.

486
00:40:42,050 --> 00:40:44,117
‫فکر میکردم خودت میدونستی.

487
00:40:46,387 --> 00:40:48,422
‫کاترین هاوارد بیچاره.

488
00:40:48,556 --> 00:40:51,491
‫اون کنار من ؛ در زمین سرد خوابیده.

489
00:40:51,592 --> 00:40:54,327
‫بچه بدبخت.

490
00:40:54,429 --> 00:40:56,763
‫تقصر اون هم نبود.

491
00:40:56,831 --> 00:41:01,134
‫ولی ما مثل پروانه بودیم
‫دور شعم گشتیم...

492
00:41:01,269 --> 00:41:04,137
‫و سوختیم....

493
00:41:13,781 --> 00:41:15,949
‫آن ؛ خوهش میکنم بسه!

494
00:41:33,267 --> 00:41:35,702
‫اعلیحضرت ؛ پادشاه.

495
00:41:43,144 --> 00:41:46,046
‫اعلیحضرت.

496
00:41:50,151 --> 00:41:51,318
‫بانو ماری...

497
00:41:51,385 --> 00:41:54,888
‫بانو الیزابت...

498
00:41:56,724 --> 00:42:00,127
‫کیت...

499
00:42:00,194 --> 00:42:02,295
‫بیاین اینجا!

500
00:42:05,633 --> 00:42:07,901
‫من تصمیم گرفتم...

501
00:42:08,002 --> 00:42:10,170
‫که تو رو به گرینویچ بفرستم....

502
00:42:10,604 --> 00:42:12,706
‫عید کریسمس امسال...

503
00:42:12,840 --> 00:42:16,342
‫و یا سال بعد رو با شما نخواهم بود....

504
00:42:18,846 --> 00:42:20,847
‫چرا اعلیحضرت؟

505
00:42:20,915 --> 00:42:21,848
‫کیت...

506
00:42:21,916 --> 00:42:24,417
‫رو دستور من حرف نباشه.

507
00:42:24,519 --> 00:42:26,720
‫همین که هست.

508
00:42:26,821 --> 00:42:30,891
‫بله ؛ اعلیحضرت.

509
00:42:36,764 --> 00:42:38,698
‫ماری.

510
00:42:38,766 --> 00:42:41,201
‫تو باید محبت و مهر مادری...

511
00:42:41,235 --> 00:42:43,603
‫داشته باشی نسبت به برادرت که

512
00:42:43,704 --> 00:42:45,906
‫اون رو از این دنیا ترک میکنم

513
00:42:46,040 --> 00:42:49,075
‫در حالی که یه پسر ناامید کوچیکه....

514
00:42:51,379 --> 00:42:53,547
‫پدر ؛ ازتون خواهش میکنم...

515
00:42:53,581 --> 00:42:55,382
‫منو به این زودی یتیم نکنید...!

516
00:42:55,416 --> 00:42:59,186
‫ماری

517
00:42:59,220 --> 00:43:01,688
‫ماری.

518
00:43:07,562 --> 00:43:11,031
‫الیزابت...

519
00:43:17,236 --> 00:43:18,872
‫تو خیلی جوون هستی...

520
00:43:18,906 --> 00:43:20,874
‫ولی تو هم...

521
00:43:20,908 --> 00:43:23,043
‫میتونی مراقب برادرت باشی....

522
00:43:23,077 --> 00:43:26,780
‫بله اعلیحضرت ؛ قول میدم.

523
00:43:26,847 --> 00:43:29,749
‫خدا برکتت بده فرزند.

524
00:43:29,817 --> 00:43:32,953
‫برکتت بده.

525
00:43:40,394 --> 00:43:42,762
‫کیت.

526
00:43:47,602 --> 00:43:52,105
‫وقت اون رسیده که از همدیگه خداحافظی کنیم.

527
00:43:52,173 --> 00:43:54,941
‫این خواست خداست.

528
00:43:56,844 --> 00:43:59,012
‫وقتی که من بمیرم...

529
00:43:59,113 --> 00:44:00,981
‫به این آقایون دستور دادم.....

530
00:44:01,082 --> 00:44:02,282
‫که باهات مثل وقتی زنده بودم ؛ رفتار کنند.

531
00:44:05,419 --> 00:44:08,288
‫و اگه خواستی ازدواج مجدد  کنی...

532
00:44:08,422 --> 00:44:11,925
‫دستور دادم که سالانه ۷ هزار پوند دریافت کنی

533
00:44:11,993 --> 00:44:15,895
‫تا وقتی زنده باشی بهت خدمت خواهند کرد

534
00:44:15,963 --> 00:44:20,400
‫همچنین بهت جواهرات و زیورآلات اعطا خواهند کرد.

535
00:44:49,597 --> 00:44:51,598
‫حالا برید.

536
00:45:28,636 --> 00:45:30,670
‫پسرم چطوره؟

537
00:45:36,844 --> 00:45:39,045
‫جین!

538
00:45:42,249 --> 00:45:44,484
‫اون خوبه.

539
00:45:44,518 --> 00:45:48,588
‫کاملا دارم ازش مراقبت میکنم...

540
00:45:48,689 --> 00:45:51,391
‫جین عزیز....

541
00:45:53,994 --> 00:45:57,764
‫و به زودی اون پادشاه خواهد شد.

542
00:46:00,601 --> 00:46:03,036
‫پسر بیچاره من

543
00:46:03,070 --> 00:46:06,172
‫فرزند بیچاره من.

544
00:46:06,240 --> 00:46:08,174
‫نه!

545
00:46:08,209 --> 00:46:11,578
‫اون محبوب ترین بوده.

546
00:46:11,712 --> 00:46:15,949
‫اون تنها پسر منه.

547
00:46:18,018 --> 00:46:21,888
‫- اون جوان مرگ خواهد شد.
‫- نه ! نه!

548
00:46:21,956 --> 00:46:23,890
‫فرزند بیچاره...

549
00:46:23,958 --> 00:46:26,960
‫تو خیلی از اون انتظار داری!

550
00:46:27,061 --> 00:46:29,896
‫اون تنها یه پسره!

551
00:46:29,930 --> 00:46:33,700
‫پادشاهان هم از خاک خلقت شده اند!

552
00:46:33,734 --> 00:46:35,535
‫خدا اجازه نداده که اون رو...

553
00:46:35,569 --> 00:46:37,704
‫قفل و زنجیر بکنی در قصرش؛ همین کاری
‫که پدرت باهات انجام داده بود.

554
00:46:37,738 --> 00:46:40,039
‫نه!

555
00:46:40,074 --> 00:46:41,908
‫متوجه هستی؟

556
00:46:41,942 --> 00:46:44,244
‫تو اون رو کشتی!

557
00:46:44,311 --> 00:46:47,414
‫نه!

558
00:47:07,501 --> 00:47:10,670
‫آقایون این وصیت نامه منه.

559
00:47:10,771 --> 00:47:13,640
‫وقتی که من مردم...

560
00:47:13,707 --> 00:47:16,376
‫جناب لرد هارتفورد در خلال سلطنت شاهزاده ادوارد...

561
00:47:16,444 --> 00:47:18,645
‫به عنوان لرد حمایت کننده خواهد بود....

562
00:47:18,746 --> 00:47:23,016
‫که لرد هارتفورد هم از طرف
‫صدراعظم رایسلی و اسقف اعظم کرانمر...

563
00:47:23,117 --> 00:47:25,018
‫حمایت خواهد شد.....

564
00:47:25,119 --> 00:47:29,189
‫تمایل دارم...

565
00:47:29,256 --> 00:47:32,525
‫کنار جسد همسر عزیز......

566
00:47:32,626 --> 00:47:35,995
‫و واقعیم ؛ ملکه جین سایمور  در ویندسور .......

567
00:47:36,096 --> 00:47:39,499
‫دفن بشم....

568
00:47:39,600 --> 00:47:41,901
‫شما باید آرامگاه آبروداری برای ما برپا بدارید...

569
00:47:41,969 --> 00:47:44,070
‫که همراه با تمثال های......

570
00:47:44,138 --> 00:47:47,841
‫مطابق روز باشه....

571
00:49:34,248 --> 00:49:36,215
‫اعلیحضرت.

572
00:49:47,795 --> 00:49:50,930
‫اعلیحضرت.

573
00:49:50,998 --> 00:49:53,166
‫آقای هولباین در کلیسا منتظر شما هستنند.

574
00:51:15,167 --> 00:52:25,167
‫mani۰۰۰۲
‫ID : hell_boy۰۰۰۲

575
00:52:50,310 --> 00:52:54,547
‫آقای هولباین ؛ خوب شده.

576
00:53:11,565 --> 00:53:15,276
‫هنری هشتم در ۲۸ ژانویه سال ۱۵۴۷ در گذشت.

577
00:53:15,277 --> 00:53:21,202
‫اون تاج و تخت رو به پسر قانونیش
‫ادوارد ششم واگذار کرد.

578
00:53:21,203 --> 00:53:25,793
‫که ادوارد هم ۶ سال بعد به سبب بیماری درگذشت.

579
00:53:25,794 --> 00:53:30,905
‫کوشش بسیاری برای جلوگیری از ملکه شدن
‫دختر بزرگ پادشاه؛ ماری...

580
00:53:30,906 --> 00:53:36,286
‫به سبب ایمان و اعتقاد کاتولیکش شد.

581
00:53:36,287 --> 00:53:46,501
‫ولی اون در سال ۱۵۵۳ تاج گذاری کرد؛ سلطنت اون
‫کوتاه و آشفته بود؛  تعداد زیادی رو به سبب عقیده و مذهب
‫پروتستانی شان سوزانید ؛ و شناخته شد به ماری خونین

582
00:53:46,502 --> 00:53:52,880
‫خواهر ناتنیش الیزابت در سال ۱۵۵۸ جانشینش شد؛
‫که معروف و شناخته شد به اسم ملکه باکره؛
‫الیزابت ۴۴ سال بر انگلستان حکومت کرد.

583
00:53:52,881 --> 00:53:59,114
‫سلطنت اون به عصر طلائی شناخته شد.

584
00:54:00,994 --> 00:54:11,610
‫هنری هشتم و الیزابت یکم ؛ خاندان تیودور رو
‫معروفترین پادشاهان انگلستان کردنند.

