‫﻿۱
00:00:08,097 --> 00:00:14,183
‫mani۰۰۰۲
‫تقدیم میکند

2
00:00:15,200 --> 00:00:20,550
‫:.:.:| www.۹movie.co |:.:.:

3
00:00:21,146 --> 00:00:25,546
‫hell_boy۰۰۰۲@yahoo.com

4
00:01:16,777 --> 00:01:22,927
‫قسمت دوم از فصل چهارم

5
00:01:56,957 --> 00:01:59,636
‫ظاهرا ملکه خیلی خوشحال
‫و خوشبخت به نظر میرسند

6
00:02:00,009 --> 00:02:03,004
‫به نظر میرسه اون هیچ کاری
‫جزء رقصیدن و شادی کردن نمیکنه

7
00:02:03,269 --> 00:02:05,715
‫اون دلیل زیادی برای خوشبخت
‫بودن داره ؛ آقای کالیپیر

8
00:02:05,965 --> 00:02:07,465
‫پادشاه لوسش کردند

9
00:02:07,632 --> 00:02:10,397
‫تقریبا هر روز برای خودش
‫لباس و جواهرات جدید میگیره

10
00:02:10,875 --> 00:02:13,219
‫به نظر میرسه نمیتونند
‫خوب باهاش رفتار کنند

11
00:02:14,333 --> 00:02:16,299
‫به نظر میرسه که
‫پادشاه هم خوشبخت باشند؟

12
00:02:16,894 --> 00:02:18,937
‫اعلیحضرت فرمودند که به
‫نظر میرسه مرد دیگه ای شدن

13
00:02:19,104 --> 00:02:22,649
‫ایشون بین ۶ تا ۷ صبح بیدار میشند
‫و ۷ در بین مردم حضور مییابند

14
00:02:23,229 --> 00:02:25,574
‫بعدش میرن به شکار و
‫بعد هم برای ناهار برمیگردند

15
00:02:25,741 --> 00:02:27,786
‫و بعد از ظهر هم به کارهای
‫شخصیشون میپردازند

16
00:02:27,953 --> 00:02:30,773
‫فکر کنم این سبک زندگی تا
‫حدی بتونه سالم نگهش داره

17
00:02:31,065 --> 00:02:32,500
‫اگه متوجه منظورم شده باشی

18
00:02:33,789 --> 00:02:37,349
‫فکر میکنم پادشاه باید در سلامت کامل
‫باشه تا بتونه ملکه رو ارضاء کنه

19
00:02:38,968 --> 00:02:40,224
‫اون خیلی...

20
00:02:41,142 --> 00:02:42,335
‫جذابه

21
00:02:45,395 --> 00:02:47,828
‫اون فقط یه احمقه
‫آقای کالپیپر

22
00:02:48,848 --> 00:02:51,458
‫احمق زیبای  کوچولو...

23
00:02:56,724 --> 00:02:58,309
‫تو چی بانو راتفورد؟

24
00:02:58,698 --> 00:03:01,122
‫خیلی وقته که از مرگ
‫جورج بولین" میگذره"

25
00:03:01,289 --> 00:03:02,839
‫- دوباره ازدواج نکردید؟
‫نه

26
00:03:03,259 --> 00:03:04,259
‫نه

27
00:03:23,935 --> 00:03:25,573
‫جناب دوک اعلی حضرت

28
00:03:25,740 --> 00:03:26,740
‫چارلس

29
00:03:28,229 --> 00:03:30,529
‫یه چیزی
‫هست که میخوام نشونت بدم

30
00:03:30,895 --> 00:03:33,659
‫به مناسبت ازدواجم
‫دستور دادم مدالی بسازند

31
00:03:35,822 --> 00:03:37,072
‫هنریکوس هشتم

32
00:03:41,594 --> 00:03:43,234
‫گل من بدون خاره

33
00:03:43,972 --> 00:03:44,856
‫بهم بگو

34
00:03:45,173 --> 00:03:46,604
‫آنا کلوس چیکار میکنه؟

35
00:03:47,872 --> 00:03:50,134
‫فکر میکنم اون تو املاک
‫جدیدش مستقر شده

36
00:03:50,301 --> 00:03:52,488
‫و همیشه شکر گذار
‫و خوشحاله

37
00:03:52,655 --> 00:03:54,784
‫از لطف و کرم اعلیحضرت

38
00:03:55,153 --> 00:03:58,973
‫همچنین میدونم که ایشون
‫روابطی با

39
00:03:59,140 --> 00:04:01,072
‫دختر اعلیحضرت دارند

40
00:04:02,258 --> 00:04:04,431
‫و همیشه از ایشون
‫میخوان که باهاشون شام بخورند

41
00:04:06,960 --> 00:04:08,829
‫- رایسلی
‫- بله اعلیحضرت

42
00:04:08,996 --> 00:04:12,370
‫ما باید به آنا کلوس نامه ای بفرستیم
‫و تشکر کنیم از اینکه اینقدر خوب رفتار کردند

43
00:04:12,537 --> 00:04:14,405
‫و بهش بگیم که اگه
‫این رفتار رو ادامه بدهند

44
00:04:14,572 --> 00:04:16,564
‫از دوستای نزدیک ما خواهند شد

45
00:04:16,906 --> 00:04:19,656
‫:نامه با این عبارت شروع بشه
‫به خواهر عزیز ما

46
00:04:20,224 --> 00:04:21,224
‫بله اعلیحضرت

47
00:04:25,558 --> 00:04:28,032
‫خانمت رفتارش باهات
‫بهتر شد؟

48
00:04:28,199 --> 00:04:29,449
‫به نظر میرسه اون..

49
00:04:30,123 --> 00:04:31,819
‫ظاهرا داره خوب رفتار میکنه

50
00:04:39,748 --> 00:04:41,329
‫چطور میتونم کمکت کنم چارلس؟

51
00:04:42,768 --> 00:04:45,824
‫خی هر وقت خواست دوباره
‫دوستم داشته باش

52
00:04:46,472 --> 00:04:48,044
‫برامون از این مدالها درخواست بده

53
00:05:03,942 --> 00:05:04,942
‫بانوی من

54
00:05:05,308 --> 00:05:06,720
‫لرد ساری

55
00:05:07,278 --> 00:05:08,940
‫من رو حرفات حساب کردم

56
00:05:10,069 --> 00:05:11,069
‫چی؟

57
00:05:11,540 --> 00:05:15,134
‫ما قرار بود با هم باشیم
‫وتو...

58
00:05:16,447 --> 00:05:17,647
‫آقای کالپیپر

59
00:05:18,188 --> 00:05:19,339
‫بانوی من

60
00:05:26,687 --> 00:05:28,117
‫که من چی؟

61
00:05:28,616 --> 00:05:30,197
‫که تو منو مجبور میکنی

62
00:05:31,725 --> 00:05:33,804
‫و امیال های منو برآورده میکنی

63
00:05:44,416 --> 00:05:46,827
‫اگه همچین احساسی رو بهت بدم
‫واقعا متاسفم میشم

64
00:05:46,994 --> 00:05:48,438
‫فاصله ها از نیتم دور هستم

65
00:05:49,417 --> 00:05:54,674
‫- باهام سکس کن
‫- نه

66
00:05:56,864 --> 00:05:58,614
‫میدونی من کی هستم؟

67
00:06:00,468 --> 00:06:02,418
‫البته که میدونم کی هستی

68
00:06:03,459 --> 00:06:05,194
‫و میدونی که شوهرم کیه؟

69
00:06:05,900 --> 00:06:07,040
‫آره میدونم

70
00:06:07,786 --> 00:06:09,036
‫شوهرت سیموره

71
00:06:11,298 --> 00:06:13,006
‫خانوادش گرگ هستند

72
00:06:14,573 --> 00:06:16,637
‫ولی خانواده ما شیر هستند

73
00:06:19,507 --> 00:06:20,657
‫منو ببخشید...

74
00:06:21,256 --> 00:06:22,845
‫که هدف هام کوچیکان

75
00:06:29,854 --> 00:06:32,232
‫جناب لرد؛ اعلحضرت
‫میخوان که شما رو ببینند

76
00:06:45,022 --> 00:06:47,554
‫کاشکی میتونستم مثل
‫همه شماها برقصم!

77
00:06:48,687 --> 00:06:50,166
‫هروقت صدای موسیقی
‫به گوشم میخوره

78
00:06:50,416 --> 00:06:53,499
‫احساس میکنم هیچی تو
‫دنیا برام اهمیت نداره

79
00:06:55,971 --> 00:06:57,048
‫به این دردسرها نگاه کن

80
00:06:58,853 --> 00:07:01,636
‫یه نفری بود که همه این
‫چیزا رو جمع و جور میکرد

81
00:07:02,789 --> 00:07:04,019
‫ولی دیگه اون شخص نیست

82
00:07:04,921 --> 00:07:06,121
‫پسرم چطوره؟

83
00:07:06,655 --> 00:07:09,580
‫شاهزاده ادوارد حالش بسیار خوبه
‫ایشون پسر سالم و قوی هستند

84
00:07:09,747 --> 00:07:11,646
‫- اون به پدرش افتخار میکنه
‫- خدارو شکر

85
00:07:13,130 --> 00:07:15,770
‫مطمئنم به زودی به شما
‫خواهد پیوست

86
00:07:21,906 --> 00:07:23,681
‫من تو رو به مقام جدیدی منصوب میکنم

87
00:07:24,474 --> 00:07:26,994
‫من تو رو به عنوان سپهبد
‫در شمال قرار میدم

88
00:07:27,816 --> 00:07:30,139
‫اخیرا هرج و مرج و آشوب های

89
00:07:30,306 --> 00:07:31,812
‫زیادی بین مرز انگلستان
‫واسکاتلند پیش اومده

90
00:07:32,065 --> 00:07:34,720
‫ازت میخوام با پسر عموم
‫پادشاه اسکاتلند همکاری کنی

91
00:07:34,887 --> 00:07:36,583
‫و میخوام این آشوب ها
‫متوقف شه

92
00:07:36,750 --> 00:07:38,595
‫اگه پادشاه اسکاتلند
‫این آشوب ها رو متوقف نکرد

93
00:07:38,972 --> 00:07:41,001
‫تو اجازه صریح و روشن داری

94
00:07:41,168 --> 00:07:43,574
‫که آدمای طرف مرز او
‫رو مورد آزار و اذیت قرار بدی

95
00:07:43,741 --> 00:07:46,889
‫با تمام پرخاشگری و اجباری
‫که مورد نیاز باشه

96
00:07:47,304 --> 00:07:48,464
‫متوجه شدم

97
00:07:51,694 --> 00:07:55,329
‫ممکنه در حال حاضر با پسر عمو
‫پادشاه جیمز روبرو بشیم

98
00:07:56,120 --> 00:07:59,445
‫ولی تا جائی که ما میدونیم اون به نظر
‫نمیرسه آدم احمقی باشه ولی در حال حاضر

99
00:07:59,612 --> 00:08:03,437
‫من بهت اطمینان کردم که
‫مطمئن شم گستاخی این اسکاتلندیها

100
00:08:07,447 --> 00:08:08,597
‫متوقف بشه

101
00:08:12,326 --> 00:08:13,326
‫کاترین!

102
00:08:14,711 --> 00:08:15,711
‫خدای من
‫بکن منو

103
00:08:16,738 --> 00:08:17,746
‫خدای من
‫بکن منو

104
00:08:19,582 --> 00:08:20,582
‫بکن منو...

105
00:08:26,651 --> 00:08:27,651
‫وای خدا..

106
00:08:44,984 --> 00:08:46,484
‫بیشتر بهم بگو

107
00:08:47,758 --> 00:08:49,558
‫بهش قول دادم که نگم

108
00:08:50,793 --> 00:08:51,943
‫جوان عزیزم

109
00:08:52,705 --> 00:08:53,758
‫تو میتونی بهم بگی

110
00:08:53,925 --> 00:08:56,353
‫من مسئول همه اتفاقهائی که
‫برا ملکه میوفته هستم

111
00:08:56,520 --> 00:08:58,258
‫پس من باید در
‫جریان همه چی باشم

112
00:08:58,822 --> 00:09:00,379
‫اینجوری میتونم
‫ازش محافظت کنم

113
00:09:02,926 --> 00:09:05,263
‫پس.. وقتی شما دو تا
‫تو "لامبس" زندگی میکردید

114
00:09:05,430 --> 00:09:07,416
‫تحت حمایت بانوی دوک

115
00:09:07,583 --> 00:09:09,384
‫چه اتفاقی اقتاد؟

116
00:09:11,799 --> 00:09:13,799
‫دو آقائی بودند

117
00:09:14,546 --> 00:09:16,883
‫یکیش فرانسیس درهام

118
00:09:17,539 --> 00:09:19,480
‫و اون یکی ادوارد والدگراف

119
00:09:20,081 --> 00:09:22,652
‫این دو تا محافظان خانم بودند

120
00:09:24,143 --> 00:09:25,143
‫به هر حال

121
00:09:25,859 --> 00:09:29,105
‫اونا راهی پیدا کردند
‫که مخفیانه به دیدن

122
00:09:29,780 --> 00:09:31,152
‫من و کاترین بیان

123
00:09:31,452 --> 00:09:35,006
‫و اونا هرشب تو رختخواب
‫ما بودند

124
00:09:36,616 --> 00:09:38,297
‫تو با والدگراف بودی

125
00:09:38,864 --> 00:09:40,995
‫و کاترین با فرانسیس درهام؟

126
00:09:41,302 --> 00:09:43,161
‫آره . اینجوری بود

127
00:09:44,145 --> 00:09:46,175
‫و این آقایون با شما
‫چه کار میکردند؟

128
00:09:54,483 --> 00:09:57,736
‫کسی چیزی نمیگفت؟
‫کسی از این جریان نفهمید؟

129
00:09:58,843 --> 00:09:59,843
‫خب...

130
00:10:00,223 --> 00:10:02,860
‫اگه درهام مثل زنش
‫ازش استفاده میکرد

131
00:10:03,516 --> 00:10:06,786
‫ولی اون حاضر بود
‫که هر لحظه به درهام خیانت کنه

132
00:10:09,018 --> 00:10:11,861
‫اونا خیلی مدت با هم بودند

133
00:10:21,428 --> 00:10:23,683
‫تو که هنوز نمیخوای به کسی بگی؟
‫میگی؟

134
00:10:24,749 --> 00:10:26,173
‫تو که هیچی نمیگی؟

135
00:10:27,330 --> 00:10:28,861
‫اون منو مجبور کرد
‫که قسم بخورم

136
00:10:31,677 --> 00:10:34,110
‫نه من به هیچکی نمیگم

137
00:10:37,120 --> 00:10:39,389
‫صبح به خیر
‫امروز روز دوست داشتنیه

138
00:10:39,881 --> 00:10:41,728
‫یالا
‫از یر راهم برو کنار

139
00:10:42,548 --> 00:10:44,178
‫داری به چی نگاه میکنی؟

140
00:10:48,753 --> 00:10:49,753
‫وایسا!

141
00:10:50,707 --> 00:10:52,826
‫اینجا رو تمیز کنید ای جنده ها

142
00:11:01,224 --> 00:11:02,973
‫به چی داری نگاه میکنی؟ ها؟

143
00:11:13,720 --> 00:11:14,720
‫بکش کنار!

144
00:11:16,945 --> 00:11:20,580
‫اعلیحضرت ؛ کنت ساری از طرف
‫آشوب گران زندانی شده

145
00:11:22,353 --> 00:11:24,479
‫کنت ساری گفته که
‫تازیانه خداست؟

146
00:11:24,646 --> 00:11:25,733
‫بله اعلیحضرت

147
00:11:27,571 --> 00:11:30,059
‫و گفته لندن شهر جنده هاست؟

148
00:11:30,226 --> 00:11:31,876
‫آره درواقع اینجوری گفته

149
00:11:37,750 --> 00:11:39,581
‫و درباره خوردن در ایام
‫روزه داری چی گفته؟

150
00:11:39,748 --> 00:11:42,448
‫اون بهمون گفته که مجوز
‫این کار رو داره ولی...

151
00:11:44,599 --> 00:11:45,599
‫ولی چی؟

152
00:11:47,504 --> 00:11:49,651
‫ولی اسقف گاردینر
‫او رو متهم کرده که

153
00:11:49,818 --> 00:11:53,067
‫که او گوشت رو از بازار سیاه
‫انگلیسی ها میگیره

154
00:11:53,234 --> 00:11:55,811
‫در هانی لن
‫نزدیک کلیسای بزرگ

155
00:11:56,156 --> 00:11:59,084
‫همون کلیسائی که اعلیحضرت
‫رو متهم کردند که

156
00:11:59,251 --> 00:12:02,717
‫تو جریان لوتر

157
00:12:07,537 --> 00:12:09,782
‫اصلا فکر نمیکردم
‫این ساری مرتد و کافر باشه

158
00:12:10,643 --> 00:12:12,838
‫پدرش از نزدیکان
‫و طرفداران پاپ بود

159
00:12:13,144 --> 00:12:15,413
‫ولی برخلاف تصورم
‫اون این جوری نیست

160
00:12:15,741 --> 00:12:19,674
‫ما با اجازه اعلی حضرت
‫تمایل داریم که

161
00:12:20,180 --> 00:12:23,668
‫درباره این مسائل مهم
‫از ساری بازجوئی کنیم

162
00:12:27,394 --> 00:12:28,796
‫شما میخواین که
‫اونو شکنجه بدیم؟

163
00:12:42,888 --> 00:12:43,888
‫نه

164
00:12:44,473 --> 00:12:46,147
‫فعلا... آزادش کنید

165
00:12:50,003 --> 00:12:51,003
‫بله اعلیحضرت

166
00:12:56,273 --> 00:12:58,300
‫ما باید برای مراسم
‫سال جدید برنامه بریزیم

167
00:12:58,774 --> 00:12:59,946
‫بله اعلیحضرت

168
00:13:01,288 --> 00:13:03,739
‫میخوام که بانو لیدی ماری
‫رو به دربار دعوت کنم

169
00:13:05,913 --> 00:13:07,878
‫همچنین میخوام آنا کلوس
‫رو به مناسبت جشن

170
00:13:08,045 --> 00:13:09,661
‫سال جدید به دربار
‫دعوت کنم

171
00:13:26,687 --> 00:13:29,039
‫بانوی من . این هدایای شما
‫که از طرف پادشاه فرستاده شده

172
00:13:34,016 --> 00:13:35,016
‫هدایا!

173
00:13:38,587 --> 00:13:39,737
‫خیلی خوشگله!

174
00:13:41,160 --> 00:13:42,160
‫نیگاه کن!

175
00:13:50,680 --> 00:13:51,830
‫این عالیه!

176
00:13:58,877 --> 00:14:00,426
‫بانوی من نگاه کنید

177
00:14:02,342 --> 00:14:03,609
‫وای خدای من!

178
00:14:06,978 --> 00:14:08,806
‫اعلیحضرت لوست کردن

179
00:14:08,973 --> 00:14:10,066
‫آره میدونم

180
00:14:11,579 --> 00:14:13,165
‫ولی من ارزششو دارم

181
00:14:19,901 --> 00:14:22,510
‫من ملکه انگلستان هستم

182
00:14:23,720 --> 00:14:24,754
‫وای طلا!

183
00:14:25,119 --> 00:14:26,330
‫من عاشق طلا هستم!

184
00:14:33,977 --> 00:14:37,210
‫- کریسمس مبارک خانمها
‫- کریسمس مبارک بانوی من

185
00:14:39,416 --> 00:14:41,625
‫- کجا داریم میریم؟
‫- که هدایای دیگه ای رو ببینیم

186
00:14:41,792 --> 00:14:42,650
‫هدایای دیگه؟

187
00:14:51,711 --> 00:14:52,797
‫چه فکری میکنی؟

188
00:14:53,690 --> 00:14:55,125
‫اینها خوشگلن

189
00:14:56,858 --> 00:14:59,242
‫این هدایا رو آنا کلوس
‫برامون فرستاده

190
00:14:59,545 --> 00:15:00,825
‫اون فردا به اینجا میاد

191
00:15:01,737 --> 00:15:02,975
‫آنا کلوس؟

192
00:15:03,808 --> 00:15:06,159
‫آره. من اونو برای سال جدید
‫دعوت کردم

193
00:15:06,906 --> 00:15:08,340
‫از نظر تو که ایراد نداره؟

194
00:15:09,200 --> 00:15:11,050
‫نه البته که ایراد نداره

195
00:15:11,327 --> 00:15:13,460
‫اعلیحضرت مختار هستند
‫که هر کاری انجام بدند

196
00:15:21,475 --> 00:15:22,306
‫ولی...

197
00:15:23,130 --> 00:15:24,430
‫خب باید خوشم بیاد

198
00:15:24,597 --> 00:15:26,257
‫از این آنا کلوس؟

199
00:15:27,441 --> 00:15:28,427
‫صبر کن و ببین

200
00:15:33,730 --> 00:15:36,545
‫امیدوارم بانو ماری
‫مهربانتر از دفعه قبل باشه

201
00:15:42,233 --> 00:15:44,371
‫لیدی ماری!

202
00:16:04,049 --> 00:16:05,199
‫اعلیحضرت

203
00:16:07,210 --> 00:16:08,598
‫دختر زیبای من

204
00:16:11,519 --> 00:16:12,731
‫به ملکه سلام کن

205
00:16:19,023 --> 00:16:19,943
‫بانو

206
00:16:20,473 --> 00:16:23,405
‫لیدی ماری؛ من خیلی خوشحالم که
‫دوباره شما رو تو دربار میبینم

207
00:16:24,969 --> 00:16:28,577
‫متشکرم بابت هدایا
‫اعلیحضرت مثل همیشه بخشنده هستند

208
00:16:29,376 --> 00:16:30,376
‫چارلس

209
00:17:05,651 --> 00:17:06,651
‫بانو آنا

210
00:17:07,195 --> 00:17:08,242
‫عالی جناب

211
00:17:14,995 --> 00:17:17,594
‫یادم میاد اولین بار تو بهم
‫یاد دادی که چطور پاسور بازی کنم

212
00:17:18,170 --> 00:17:19,442
‫و از این بابت خیلی خوشحالم

213
00:17:19,800 --> 00:17:22,713
‫و نتیجه  یاد دادنت
‫بختم باز شد

214
00:17:30,517 --> 00:17:32,345
‫بانو آنا کلوس!

215
00:17:50,822 --> 00:17:51,822
‫بانو آنا

216
00:17:54,178 --> 00:17:55,456
‫به دربار من خوش آمدید

217
00:17:57,114 --> 00:17:58,072
‫اعلیحضرت

218
00:17:58,893 --> 00:17:59,999
‫کریسمس مبارک

219
00:18:00,825 --> 00:18:03,464
‫اجازه مبخوام که همسر جدیدم رو
‫بهت معرفی کنم ؛ ملکه کاترین

220
00:18:06,509 --> 00:18:07,659
‫بانوی من

221
00:18:08,255 --> 00:18:09,584
‫چه افتخار و امتیازی

222
00:18:09,751 --> 00:18:12,651
‫از این بالاتر که به شما
‫معرفی شدم

223
00:18:13,483 --> 00:18:14,883
‫من خیلی خوشحالم

224
00:18:15,752 --> 00:18:18,194
‫خیلی خیلی خوش اومدی
‫به دربار ؛ بانو آنا

225
00:18:19,168 --> 00:18:22,032
‫ما بابت اسب هائی که
‫فرستادی خیلی متشکریم

226
00:18:22,199 --> 00:18:24,818
‫و آرزو میکنیم که سال
‫خوب و خوشی داشته باشید

227
00:18:25,206 --> 00:18:26,798
‫متشکرم بانوی من

228
00:18:27,513 --> 00:18:29,990
‫فکر میکنم باید
‫همه شاد باشیم

229
00:18:30,240 --> 00:18:31,058
‫آره!

230
00:18:45,869 --> 00:18:47,966
‫عالیجناب

231
00:18:50,553 --> 00:18:51,553
‫شما حالتون خوب نیست؟

232
00:18:52,243 --> 00:18:55,292
‫این روزها از بیماری نقرس
‫رنج میبرم

233
00:18:56,099 --> 00:18:57,898
‫- بفرمائید بشینید
‫- متشکرم

234
00:19:05,730 --> 00:19:07,692
‫شما همیشه...

235
00:19:08,209 --> 00:19:09,626
‫باوفاترین...

236
00:19:10,833 --> 00:19:12,783
‫و قابل اعتماد ترین دوستم
‫در این دنیا هستید

237
00:19:16,235 --> 00:19:18,413
‫من نمیتونم اینجا رو تحمل کنم
‫اگه شما اینجا نباشید

238
00:19:26,821 --> 00:19:29,481
‫اون نباید از بانو آنا
‫طلاق میگرفت

239
00:19:29,796 --> 00:19:31,187
‫به نظر من آنا کلوس بهتره

240
00:19:31,354 --> 00:19:33,688
‫فکر میکنم آنا کلوس خیلی
‫با شخصیت و با وقار باشه

241
00:19:33,970 --> 00:19:35,625
‫با این وجود

242
00:19:35,792 --> 00:19:39,206
‫من میترسم که شما رو مجبور
‫کنند که با ملکه جدید توافق کنی

243
00:19:39,476 --> 00:19:42,020
‫نه من این کار رو نمیکنم
‫من ازش متنفرم

244
00:19:44,349 --> 00:19:45,602
‫شاید...

245
00:19:45,769 --> 00:19:48,769
‫بعد از این همه اتفاقات
‫تو دیگه نیازی به نصیحت هام نداری

246
00:20:06,904 --> 00:20:10,584
‫بانوی من ؛ میخواستم بدونم که
‫شما خبری از برادرم "ادوارد "دارید؟

247
00:20:10,751 --> 00:20:13,766
‫اون به اندازه کافی خوبه
‫اونجا سرده ولی حالش خوبه

248
00:20:14,781 --> 00:20:16,354
‫اونجا رطوبت زیاده ولی حالش خوبه

249
00:20:17,564 --> 00:20:20,926
‫ظاهرا اونجا همیشه بازون میاد

250
00:20:21,205 --> 00:20:22,595
‫اون داره اونجا
‫کاری انجام میده؟

251
00:20:22,995 --> 00:20:26,061
‫من معتقدم که اون میخواد
‫این اسکاتلندیهای شرور رو ادب کنه

252
00:20:26,553 --> 00:20:28,434
‫این کاریه که به
‫برادرم میاد

253
00:20:29,066 --> 00:20:31,735
‫خوب بود اگه تو یه ذره
‫به اون رفته بودی ؛ سر توماس

254
00:20:32,257 --> 00:20:33,392
‫منظورتون چیه؟

255
00:20:35,111 --> 00:20:37,561
‫شوهرم همیشه هرچی
‫بخواد به دست میاره

256
00:20:47,506 --> 00:20:48,921
‫خانمها ؛ منو ببخشید

257
00:20:49,603 --> 00:20:52,331
‫امروز صبح زود برای
‫شکار بیدار شدم و خیلی خستمه

258
00:20:52,989 --> 00:20:54,936
‫ما باید دوباره فردا
‫با هم شام بخوریم

259
00:20:55,103 --> 00:20:56,637
‫- بانو آنا
‫- اعلیحضرت

260
00:20:56,887 --> 00:20:58,287
‫همسر زیبای من

261
00:20:59,554 --> 00:21:02,590
‫ازتون میخوام که از
‫رقص و جشن لذت ببرید

262
00:21:18,280 --> 00:21:20,931
‫شب خوبی برا همه تون آرزو میکنم
‫سال نو مبارک

263
00:21:21,098 --> 00:21:23,098
‫سال نو مبارک اعلیحضرت

264
00:21:33,591 --> 00:21:36,510
‫تعجب میکنم... که چرا
‫شراب نمیخورید؟

265
00:21:37,392 --> 00:21:39,680
‫چرا که نه . البته
‫اگه بانوی من بخوان

266
00:21:40,252 --> 00:21:41,046
‫بله

267
00:21:41,668 --> 00:21:42,366
‫شراب!

268
00:21:45,977 --> 00:21:47,575
‫- بانو
‫- متشکرم

269
00:21:49,790 --> 00:21:50,701
‫بانو آنا

270
00:21:56,813 --> 00:21:58,703
‫اعلیحضرت بهم گفتن که

271
00:21:58,951 --> 00:22:02,154
‫دخترش بانو الیزابت
‫بعضی وقتها میاد به دیدنت

272
00:22:06,427 --> 00:22:07,698
‫نظرت دربارش چیه؟

273
00:22:08,326 --> 00:22:10,277
‫اون جذابه

274
00:22:10,669 --> 00:22:12,849
‫خیلی باهوش و خیلی خوشگله

275
00:22:13,240 --> 00:22:14,896
‫و خیلی هم خونگرم
‫و مهربونه

276
00:22:15,507 --> 00:22:17,686
‫من همیشه از دیدنش
‫خوشحال میشم

277
00:22:22,639 --> 00:22:23,438
‫میدونی که

278
00:22:24,113 --> 00:22:25,957
‫که من هیچ علاقه ای
‫به ازدواج مجدد ندارم

279
00:22:26,949 --> 00:22:30,147
‫پس من مطمئنم که هیچ
‫بچه ای نخواهم داشت

280
00:22:30,694 --> 00:22:34,301
‫به نظرم الیزابت کوچولو
‫مثل دختر خودمه

281
00:22:35,894 --> 00:22:36,987
‫مطمئنا...

282
00:22:37,237 --> 00:22:39,767
‫داشتن همچین دختری مثل اون

283
00:22:39,934 --> 00:22:43,345
‫برام سعادت بیشتری از
‫ملکه بودنه

284
00:22:59,657 --> 00:23:00,624
‫خدای من!

285
00:23:23,891 --> 00:23:24,875
‫بهتر شد

286
00:23:40,877 --> 00:23:42,837
‫اعلیحضرت میتونم از
‫شما یه سوالی بپرسم؟

287
00:23:44,011 --> 00:23:45,011
‫بپرس

288
00:23:46,890 --> 00:23:49,785
‫چرا اعلیحضرت بانو آنا کلوس رو
‫به جشن کریسمس دعوت کردند؟

289
00:23:57,711 --> 00:23:59,213
‫بعد همه این اتفاقات
‫ازش خوشم میاد

290
00:23:59,954 --> 00:24:01,712
‫اون سر قولش موند

291
00:24:25,484 --> 00:24:27,016
‫بانوی من بفرمائید

292
00:25:42,538 --> 00:25:43,356
‫پس...

293
00:25:44,041 --> 00:25:46,850
‫این "جوان بالمر" چی بهت گفت؟

294
00:25:50,835 --> 00:25:53,416
‫اون گفت از...

295
00:25:54,931 --> 00:25:58,184
‫شب هائی که "درهام" به
‫رختخواب کاترین میومد

296
00:25:59,571 --> 00:26:02,504
‫و با خودش شراب می آورد

297
00:26:03,818 --> 00:26:05,568
‫توت فرنگی و سیب میاورد

298
00:26:06,228 --> 00:26:07,228
‫و...

299
00:26:08,096 --> 00:26:10,899
‫و چیزهای دیگه ای
‫که اونو سرحال بیاره

300
00:26:13,063 --> 00:26:14,203
‫و بعدش؟

301
00:26:17,539 --> 00:26:18,539
‫بعدش...

302
00:26:32,209 --> 00:26:33,106
‫بعدش چی؟

303
00:26:38,162 --> 00:26:39,666
‫اونا همدیگه رو میبوسیدند

304
00:26:39,833 --> 00:26:40,833
‫و...

305
00:26:42,611 --> 00:26:44,818
‫و اون لوله شو تو اونجای
‫اون قرار میداد

306
00:26:47,403 --> 00:26:48,755
‫و اون دو تا مثل...

307
00:26:49,270 --> 00:26:51,959
‫دو گنجشک شکم هاشون رو
‫به هم میچسپوندند

308
00:27:07,232 --> 00:27:08,466
‫بیا اینجا

309
00:27:12,342 --> 00:27:16,292
‫و اون ۲ تا مثل دو گنجشک
‫شکم هاشون رو به هم می چسپوندند

310
00:27:34,670 --> 00:27:36,020
‫تو اینجا چکار میکنی؟

311
00:27:37,287 --> 00:27:38,737
‫میخوام چیزی که دوست دارم
‫رو به دست بیارم

312
00:27:40,042 --> 00:27:41,512
‫همین جور که برادرم میکرد

313
00:27:42,699 --> 00:27:44,222
‫مثل کاری که اون
‫همیشه انجام میداد

314
00:27:49,299 --> 00:27:51,057
‫و اگه من نخوام چی؟

315
00:27:52,599 --> 00:27:54,449
‫اگه به خدمه هام بگم چی؟

316
00:27:55,786 --> 00:27:56,668
‫این کار رو نمیکنی

317
00:27:57,384 --> 00:27:58,540
‫و میدونی چرا؟

318
00:27:59,309 --> 00:28:01,863
‫چون تو از برادرم متنفری

319
00:28:03,469 --> 00:28:04,569
‫تو ازش متنفری

320
00:28:05,467 --> 00:28:07,149
‫تقریبا به اندازه ای که
‫من ازش متنفرم

321
00:28:08,443 --> 00:28:09,834
‫ولی تو نمیتونی به
‫کسی بگی

322
00:28:10,749 --> 00:28:11,749
‫به جزء من

323
00:28:57,052 --> 00:28:58,052
‫خب...

324
00:28:59,820 --> 00:29:00,920
‫آقای سیمور

325
00:29:04,330 --> 00:29:05,680
‫بیا تو تختم

326
00:29:13,479 --> 00:29:15,529
‫لذت ببر همین جور که
‫برادرت لذت میبرد

327
00:29:16,796 --> 00:29:19,139
‫جالب میشه که
‫دارین با هم رقابت میکنید

328
00:29:34,140 --> 00:29:37,047
‫بانوی من! بانوی من!
‫ملکه تشریف آوردن!

329
00:29:56,134 --> 00:29:56,953
‫بانو

330
00:29:57,120 --> 00:30:00,972
‫بانو ماری من شخصا اینجا
‫اومدم تا ازت بپرسم

331
00:30:01,299 --> 00:30:04,392
‫چرا تو به من به عنوان ملکه
‫انگلیس احترام نمیذاری؟

332
00:30:04,863 --> 00:30:07,353
‫من مستحق احترام هستم
‫حتی از طرف تو

333
00:30:08,716 --> 00:30:10,552
‫متوجه شدم که تو...

334
00:30:10,719 --> 00:30:13,177
‫احترام بسیار زیادی
‫برای آنا کلوس میذاری

335
00:30:13,344 --> 00:30:15,945
‫علی رغم اینکه اون شخص عادی
‫محسوب میشه و به حساب نمیاد

336
00:30:17,009 --> 00:30:19,218
‫منو ببخشید
‫ولی بانو آنا کلوس شایسته

337
00:30:19,385 --> 00:30:20,992
‫هیچ احترامی نیست؟

338
00:30:21,670 --> 00:30:23,886
‫ایشون دارای شخصیت و وقار

339
00:30:24,053 --> 00:30:25,403
‫و همچنین تواضع و فروتنی میباشند

340
00:30:26,177 --> 00:30:29,519
‫و هیچ چیز براش مهم نیست
‫جزء اینکه میخواد اعلیحضرت راضی بشه

341
00:30:29,988 --> 00:30:31,973
‫منظورت اینه که من
‫اعلیحضرت رو راضی نمیکنم؟

342
00:30:32,140 --> 00:30:34,797
‫به نظرم تو هیچ کاری نمیکنی
‫که اونو راضی و خشنود کنی

343
00:30:35,047 --> 00:30:38,758
‫تمام کاری که میکنی اینه که
‫لباس جدید بپوشی و برقصی

344
00:30:39,333 --> 00:30:41,586
‫بعضی مردم تعجب میکنند که

345
00:30:41,753 --> 00:30:44,953
‫همچین زن سبکی شریک
‫پادشاه باشه

346
00:30:45,694 --> 00:30:49,344
‫اگه من زن سبکی هستم پس
‫چرا اعلیحضرت با من ازدواج کردند؟

347
00:30:51,222 --> 00:30:52,507
‫تو فکر میکنی که

348
00:30:53,204 --> 00:30:54,904
‫میتونی برای پادشاه
‫پسر به دنیا بیاری

349
00:30:55,899 --> 00:30:58,238
‫متاسفانه

350
00:30:58,768 --> 00:31:00,949
‫میبینم که هنوز
‫باردار نیستی

351
00:31:02,702 --> 00:31:04,786
‫در این صورت اون
‫زود ازت خسته میشه

352
00:31:05,462 --> 00:31:06,371
‫خواهی دید

353
00:31:10,205 --> 00:31:11,655
‫و تو چی؟

354
00:31:15,973 --> 00:31:17,574
‫من چی؟

355
00:31:18,398 --> 00:31:19,968
‫فکر میکنم تو حسودی

356
00:31:20,364 --> 00:31:22,554
‫حسودی چون که تو ازمن
‫بزرگتری ولی

357
00:31:22,804 --> 00:31:24,754
‫هنوز ازدواج نکردی

358
00:31:26,970 --> 00:31:30,420
‫شاید هیچوقت ازدواج نکنی
‫و تبدیل به  عجوزه پیر بشی

359
00:31:35,067 --> 00:31:37,634
‫چه طور جرات میکنی
‫که اینجوری باهام صحبت کنی؟

360
00:31:38,925 --> 00:31:40,850
‫جرات میکنم چون میتونم

361
00:31:44,116 --> 00:31:46,266
‫و یه کار دیگه هم
‫میتونم انجام بدم

362
00:31:47,285 --> 00:31:51,135
‫و به عنوان تنبیه برای اینکه
‫به ملکه و زن پادشاه احترام نذاشتی

363
00:31:51,687 --> 00:31:54,167
‫من ۲ تا از مستخدم های تو رو
‫حذف میکنم

364
00:31:54,334 --> 00:31:55,918
‫روزت خوش بانو ماری

365
00:32:17,367 --> 00:32:18,617
‫به این میگن عشق

366
00:32:20,308 --> 00:32:21,321
‫به سلامتی
‫کاترین

367
00:32:21,775 --> 00:32:22,989
‫ملکه انگلستان

368
00:32:23,331 --> 00:32:26,068
‫و ایشالا به زودی
‫صاحب بچه بشی

369
00:32:27,139 --> 00:32:28,139
‫متشکرم

370
00:32:28,928 --> 00:32:30,028
‫از هر دوی شما

371
00:32:31,285 --> 00:32:32,999
‫تو خیلی مهربونی بانو آنا

372
00:32:34,138 --> 00:32:35,986
‫و تو هم خیلی بخشنده ای سرورم

373
00:32:40,050 --> 00:32:42,002
‫هیچوقت تو زندگیم اینقدر

374
00:32:42,169 --> 00:32:44,708
‫خوشحال و خوشبخت نبودم

375
00:32:47,864 --> 00:32:49,038
‫هدیه ای برات دارم

376
00:32:58,152 --> 00:32:59,442
‫خدای من!

377
00:33:02,074 --> 00:33:03,946
‫میتونم ببینم بانوی من؟

378
00:33:08,618 --> 00:33:11,422
‫اینا چین؟
‫هدیه دیگه؟

379
00:33:11,925 --> 00:33:13,078
‫خوشت میاد؟

380
00:33:13,431 --> 00:33:15,497
‫من عاشق اینام

381
00:33:15,664 --> 00:33:16,876
‫خیلی خوشگلن

382
00:33:23,525 --> 00:33:24,327
‫ولی...

383
00:33:24,770 --> 00:33:25,575
‫ولی؟

384
00:33:26,588 --> 00:33:29,913
‫با اجازه اعلیحضرت میخوام
‫هدایام رو با بانو

385
00:33:30,080 --> 00:33:32,684
‫- آنا کلوس تقسیم کنم
‫- با من؟

386
00:33:33,829 --> 00:33:34,673
‫وای نه!

387
00:33:36,271 --> 00:33:37,063
‫میتونم؟

388
00:33:37,981 --> 00:33:39,094
‫البته

389
00:33:41,221 --> 00:33:42,360
‫متشکرم!

390
00:33:43,358 --> 00:33:44,417
‫چه بامزس!

391
00:33:44,827 --> 00:33:45,940
‫اینا مال تو هستند

392
00:33:46,997 --> 00:33:49,818
‫- متشکرم کاترین!
‫- سال نو مبارک بانو آنا

393
00:33:57,541 --> 00:33:58,791
‫بامزه نیستند؟

394
00:34:10,291 --> 00:34:12,511
‫بانو ماری!
‫داری چه کار میکنی؟

395
00:34:13,159 --> 00:34:14,651
‫دارم به "هودسون" برمیگردم

396
00:34:14,818 --> 00:34:16,644
‫اجازشو از اعلیحضرت گرفتید؟

397
00:34:18,093 --> 00:34:19,593
‫چرا داری میری؟

398
00:34:20,089 --> 00:34:21,315
‫نشنیدی چی شده؟

399
00:34:21,482 --> 00:34:23,582
‫اون ۲ تا از مستخدم هامو کم کرده

400
00:34:24,912 --> 00:34:25,796
‫ملکه؟

401
00:34:26,904 --> 00:34:29,308
‫ظاهرا من به اندازه کافی به
‫ایشون احترام نزاشتم

402
00:34:29,615 --> 00:34:32,712
‫بانو خواهش میکنم
‫من مطمئنم یه چیزای هرچند کوچیک

403
00:34:32,994 --> 00:34:35,041
‫هست که باعث شه با ملکه آشتی کنید

404
00:34:35,208 --> 00:34:36,957
‫بعدش شاید مستخدم ها برگردن...

405
00:34:37,124 --> 00:34:38,750
‫نه!
‫چرا باید این کار رو بکنم؟

406
00:34:39,642 --> 00:34:41,502
‫نمیخوام که باهاش آشتی کنم

407
00:35:01,337 --> 00:35:02,732
‫اون چی بهت گفته؟

408
00:35:04,577 --> 00:35:05,571
‫اون گفت که...

409
00:35:07,135 --> 00:35:08,835
‫من بهش حسودی میکنم

410
00:35:10,921 --> 00:35:12,121
‫چون اون...

411
00:35:13,527 --> 00:35:14,547
‫ازدواج کرده

412
00:35:16,785 --> 00:35:17,885
‫و من ازدواج نکردم

413
00:35:26,205 --> 00:35:27,384
‫و شاید هیچوقت ازدواج نکنم

414
00:35:30,143 --> 00:35:31,936
‫اون حق نداشته که
‫اینها رو بهت بگه

415
00:35:32,103 --> 00:35:33,103
‫نه ولی..

416
00:35:35,028 --> 00:35:36,178
‫همه اینها درسته!

417
00:35:38,515 --> 00:35:39,501
‫همه اینها درسته!

418
00:36:04,198 --> 00:36:05,204
‫بانوی عزیز من

419
00:36:07,913 --> 00:36:09,568
‫بانوی غریب من

420
00:36:22,708 --> 00:36:23,908
‫بانو رادفورد

421
00:36:32,471 --> 00:36:34,407
‫امروز پادشاه حالشون چه طور بود
‫آقای کالپیپر؟

422
00:36:35,242 --> 00:36:38,106
‫اون حالشون خیلی خوب بود
‫بانوی من . ایشون عشق شون رو ابراز کردند

423
00:36:38,273 --> 00:36:40,772
‫و آرزو کردند که شما هم
‫در صحت و سلامت باشید

424
00:36:41,830 --> 00:36:44,442
‫امروز میخواستم برم گردش
‫ولی هوا خیلی بد بود

425
00:36:44,609 --> 00:36:45,920
‫خیلی متاسفم که
‫اینو میشنوم

426
00:36:52,816 --> 00:36:54,861
‫اعلیحضرت خواستن
‫بدونید که

427
00:36:55,028 --> 00:36:58,358
‫حمله نظامی علیه اسکاتلندیها
‫با موفقیت بزرگ انجام گرفته

428
00:36:58,665 --> 00:37:00,869
‫و ایشون خیلی از
‫لرد هرتفورد" راضی هستند"

429
00:37:01,036 --> 00:37:03,436
‫و از همه کسایی که
‫تو این میدان بودند

430
00:37:05,246 --> 00:37:06,207
‫کدوم میدان؟

431
00:37:06,811 --> 00:37:08,237
‫بهش میگن میدان جنگ

432
00:37:10,627 --> 00:37:11,647
‫من خوشحالم

433
00:37:12,228 --> 00:37:13,043
‫خوشحالید؟

434
00:37:13,652 --> 00:37:15,043
‫برای این که اونا
‫کارشون رو خوب انجام دادند

435
00:37:15,816 --> 00:37:17,283
‫تو میدان جنگ

436
00:37:22,722 --> 00:37:24,206
‫چیزه دیگه ای هست

437
00:37:25,095 --> 00:37:26,295
‫آقای کالپیپر؟

438
00:37:31,159 --> 00:37:33,424
‫بله . بله این کتاب

439
00:37:36,108 --> 00:37:37,907
‫نوشته "ریچارد جوناس" هستش

440
00:37:38,074 --> 00:37:39,718
‫که همراه با بانو آنا کلوس اومد

441
00:37:39,885 --> 00:37:41,828
‫و میخواستن این کتاب رو
‫تقدیم معشوقه شون کنند

442
00:37:41,995 --> 00:37:45,916
‫ولی در حال حاضر با اجازه
‫شما میخوان تقدیم به شما بکنند

443
00:37:46,083 --> 00:37:47,733
‫چیه؟
‫بدش به من

444
00:37:50,729 --> 00:37:52,512
‫تولد"...

445
00:37:52,794 --> 00:37:54,927
‫بشر؟

446
00:37:56,113 --> 00:37:59,175
‫معتقدم اولین کتاب مامائی
‫به زبان انگلیسی باشه

447
00:37:59,342 --> 00:38:00,342
‫مامائی؟

448
00:38:14,298 --> 00:38:17,846
‫آقای جوناس خواستن که این
‫کتاب رو تقدیم به دلپذیرترین

449
00:38:18,624 --> 00:38:22,147
‫و مهربانترین و پاکدامن ترین
‫بانو ملکه کاترین کنند

450
00:38:59,635 --> 00:39:01,458
‫من شگفت زده میشم از
‫این همه احساس

451
00:39:01,625 --> 00:39:03,667
‫از کدوم احساس
‫داری صحبت میکنی؟

452
00:39:04,677 --> 00:39:06,469
‫من باید پیشش میرفتم همراه با

453
00:39:06,636 --> 00:39:09,395
‫شراب و توت فرنگی و سیب اگر
‫چه فصلش نیست

454
00:39:10,406 --> 00:39:11,915
‫درباره کی داری صحبت میکنی؟

455
00:39:14,297 --> 00:39:16,112
‫فکر میکنی درباره کی دارم
‫صحبت میکنم؟

456
00:39:18,463 --> 00:39:21,072
‫دو گنجشک شکم هاشون رو
‫به هم میچسپوندند

457
00:39:37,252 --> 00:39:39,425
‫- واقعا میخوای این کار رو انجام بدی؟
‫- چی؟

458
00:39:45,263 --> 00:39:46,263
‫اگه میخوای..

459
00:39:49,425 --> 00:39:50,931
‫میتونم ترتیبشو بدم

460
00:40:23,768 --> 00:40:25,899
‫- شکر خدا که اومدین عالی جناب
‫- چی شده؟

461
00:40:26,066 --> 00:40:26,872
‫بیا!

462
00:40:29,840 --> 00:40:31,040
‫تا چه اندازه بده؟

463
00:40:31,381 --> 00:40:33,425
‫عالیجناب
‫زخم پای اعلیحضرت

464
00:40:33,592 --> 00:40:35,273
‫دوباره عود کرده

465
00:40:35,701 --> 00:40:39,359
‫ما هیچ کاری نمیتونیم کنیم جزء
‫اینکه مایع و چرک جمع شده رو بیرون بکشیم

466
00:40:39,526 --> 00:40:42,276
‫از اون طرف
‫ما نگران جون اعلیحضرت هم هستیم

467
00:40:51,330 --> 00:40:52,665
‫منو ببخشید اعلیحضرت

468
00:41:15,854 --> 00:41:18,330
‫این دفعه از دفعه قبل
‫هم بدتره

469
00:41:18,497 --> 00:41:20,472
‫چه اتفاقی میوفته اگه
‫پادشاه بمیره؟

470
00:41:21,287 --> 00:41:24,237
‫باید دعا کنید که همچین
‫اتفاقی نیوفته

471
00:41:24,657 --> 00:41:26,363
‫ولی به نظر میاد
‫که اون بمیره

472
00:41:26,878 --> 00:41:28,653
‫این چیزیه که من
‫ازش میترسم

473
00:42:06,568 --> 00:42:08,938
‫مطمئن باشید که
‫من از این شرائط راضی نیستم

474
00:42:11,158 --> 00:42:12,758
‫من بهتون تکیه کردم

475
00:42:13,984 --> 00:42:15,684
‫که بهم مشورت بدید و حمایت کنید

476
00:42:17,471 --> 00:42:19,521
‫ولی الان یه گول خورده
‫به تمام معنا هستم

477
00:42:21,039 --> 00:42:22,239
‫من بهتون اعتماد کردم

478
00:42:22,629 --> 00:42:24,152
‫و به همه شما لطف کردم

479
00:42:27,252 --> 00:42:28,402
‫فکر پلیدی به

480
00:42:29,245 --> 00:42:30,755
‫ذهنم اومد که...

481
00:42:32,963 --> 00:42:34,763
‫که همه شما دروغگوها

482
00:42:35,805 --> 00:42:37,005
‫و چاپلوسها

483
00:42:38,344 --> 00:42:40,397
‫فقط به فکر منافع خودتون هستید

484
00:42:41,324 --> 00:42:42,794
‫از توطئه تون خبر دارم

485
00:42:44,500 --> 00:42:46,650
‫و اگه خدا سلامتیم
‫رو بهم برگردونه

486
00:42:48,008 --> 00:42:49,968
‫خواهید دید که همه نقشه هاتون

487
00:42:50,629 --> 00:42:54,078
‫نقش بر آب میشه

488
00:42:55,950 --> 00:42:58,499
‫از مرگ کرومل متاسفم

489
00:42:59,490 --> 00:43:00,298
‫آره!

490
00:43:01,294 --> 00:43:02,394
‫متاسفم

491
00:43:03,879 --> 00:43:04,985
‫الان متاسف و پشیمونم که

492
00:43:05,152 --> 00:43:07,512
‫که اعضای مجلس شورای من

493
00:43:08,304 --> 00:43:09,660
‫با اتهامات الکی

494
00:43:10,191 --> 00:43:11,966
‫منو مجبور کردنند که حکم اعدام

495
00:43:13,889 --> 00:43:15,839
‫باوفاترین و بهترین

496
00:43:17,359 --> 00:43:19,259
‫خدمتکاری که تا داشتم
‫رو صادر کنم

497
00:43:50,241 --> 00:43:52,511
‫بانوی من
‫آقای کاپیپر اینجا هستند

498
00:43:52,761 --> 00:43:54,737
‫خدا رو شکر!
‫میتونم اعلیحضرت رو ببینم؟

499
00:43:55,184 --> 00:43:58,654
‫منو ببخشید بانوی من
‫اعلیحضرت هنوز روبراه نیستند

500
00:43:59,122 --> 00:44:00,477
‫ایشون عشق شون
‫رو ابراز کردند

501
00:44:00,727 --> 00:44:02,021
‫و این رو فرستادند

502
00:44:03,451 --> 00:44:05,104
‫من از اعلیحضرت
‫تشکر میکنم ولی...

503
00:44:05,908 --> 00:44:09,408
‫ده روزه که از آخرین باری
‫که ایشون رو دیدم گذشته

504
00:44:09,614 --> 00:44:13,286
‫چرا ایشون نمیخوان منو ببینند؟چرا؟
‫آیا من ایشون رو رنجوندم؟

505
00:44:13,574 --> 00:44:15,075
‫کاری کردم؟

506
00:44:16,026 --> 00:44:20,019
‫اون چه جوری میتونه ازم خوشش بیاد
‫در حالی که دوست نداره منو ببینه

507
00:44:22,332 --> 00:44:23,792
‫شاید معشوقه گرفته

508
00:44:26,962 --> 00:44:30,674
‫معشوقه گرفته؟
‫باری همینه که نمیخواد منو ببینه؟

509
00:44:32,501 --> 00:44:34,553
‫نمیتونم بهتون جواب بدم
‫معذرت میخوام

510
00:44:36,839 --> 00:44:38,640
‫الان با معشوقه شه؟

511
00:44:44,244 --> 00:44:47,169
‫باشه . وقتی نمیخوای بهم چیزی
‫بگی میتونی بری

512
00:44:47,431 --> 00:44:50,531
‫در حالی که داری میبینی که
‫چقدر من غمگین و بدبختم

513
00:44:53,151 --> 00:44:55,350
‫میدونید که من هر کاری
‫تو این دنیا انجام میدم

514
00:44:56,638 --> 00:44:57,565
‫هر کاری...

515
00:44:58,198 --> 00:45:00,493
‫که شما رو خوشحال کنم

516
00:45:01,947 --> 00:45:04,381
‫بیشتر از هر زنی شما
‫مستحق خوشبخت بودن هستید

517
00:45:51,263 --> 00:45:53,424
‫آقای کالپیپر
‫خیلی خوش تیپه

518
00:45:58,177 --> 00:45:59,652
‫و تو رو دوست داره

519
00:46:04,096 --> 00:46:05,060
‫منو دوست داره؟

520
00:46:06,576 --> 00:46:07,416
‫آْره

521
00:46:08,250 --> 00:46:09,898
‫اون به همه چیز اعتراف کرده

522
00:46:10,475 --> 00:46:11,693
‫وحشتناک تو رو دوست داره

523
00:46:11,998 --> 00:46:13,735
‫اون به خودم گفت
‫اون گفت...

524
00:46:14,333 --> 00:46:16,182
‫حتی برای ملکه میمیره

525
00:46:17,154 --> 00:46:19,366
‫و هر شب خواب شما

526
00:46:19,873 --> 00:46:21,073
‫رو میبینه

527
00:46:49,322 --> 00:46:50,973
‫ساری درباره ما شعر نوشته

528
00:46:51,140 --> 00:46:53,507
‫درباره ما ؟

529
00:46:56,236 --> 00:46:57,494
‫اون چی گفته ؟

530
00:46:58,162 --> 00:46:59,923
‫گفته که تو زن گرگ هستی

531
00:47:00,213 --> 00:47:01,815
‫و طبیعتا اون شیره

532
00:47:02,417 --> 00:47:03,931
‫و گفته که تو
‫سعی کردی که اونو اغفال کنی

533
00:47:04,098 --> 00:47:07,589
‫و گفته که خیلی نجیبه که بخواد
‫با این چیزای پاپیش افتاده اغفال بشه

534
00:47:08,143 --> 00:47:10,334
‫اون همچنین بهت اخطار داره

535
00:47:10,584 --> 00:47:13,542
‫که اگه یه بار دیگه بهش نزدیک بشی
‫یه بلائی سرت در میاره

536
00:47:16,988 --> 00:47:20,344
‫که مرغای آسمون به
‫حالت گریه کنند

537
00:48:25,478 --> 00:48:27,696
‫میدونید که هر کاری
‫تو این دنیا انجام میدم

538
00:48:30,482 --> 00:48:31,369
‫هر کاری...

539
00:48:32,309 --> 00:48:34,442
‫که شما خوشحال و راحت باشید

540
00:48:38,287 --> 00:48:40,632
‫یشتر از هر زنی شما
‫مستحق خوشبخت بودن هستید

541
00:49:13,893 --> 00:49:15,421
‫اون میخواد که تو رو ببینه

542
00:49:16,345 --> 00:49:17,286
‫به صورت محرمانه

543
00:49:18,155 --> 00:49:18,960
‫کی؟

544
00:49:22,079 --> 00:49:23,079
‫کالپیپر

545
00:49:26,138 --> 00:49:27,053
‫اون نمیتونه

546
00:49:27,783 --> 00:49:28,936
‫این امکان نداره

547
00:49:30,124 --> 00:49:31,474
‫البته که میتونه

548
00:49:32,917 --> 00:49:34,374
‫درست مثل اون شخصی که...

549
00:49:34,665 --> 00:49:36,043
‫هر شب میومد تو تختت

550
00:49:39,521 --> 00:49:41,021
‫تو میدونی از این جریان؟

551
00:49:41,958 --> 00:49:42,944
‫البته

552
00:49:43,972 --> 00:49:45,472
‫جوان بالمر بهم گفته

553
00:49:47,341 --> 00:49:49,063
‫و این میتونه مثل اون باشه

554
00:49:50,071 --> 00:49:51,071
‫سری و مخفی باشه

555
00:49:52,381 --> 00:49:54,081
‫وکسه دیگه قرار نیست باخبر باشه...

556
00:49:56,015 --> 00:49:57,040
‫از جمله پادشاه

557
00:49:59,881 --> 00:50:00,981
‫هیچ کس

558
00:50:18,337 --> 00:50:19,371
‫تو مطمئنی کسی خبردار نمیشه؟

559
00:50:40,180 --> 00:50:40,988
‫بیا!

560
00:50:42,193 --> 00:50:43,011
‫بیا!

561
00:51:24,012 --> 00:51:30,012
‫:.:.:| www.۹movie.co |:.:.:

562
00:51:30,013 --> 00:51:45,013
‫mani۰۰۰۲

