﻿1
00:00:11,890 --> 00:00:12,937
‫وایولت عزیزم

2
00:00:12,937 --> 00:00:15,326
‫وقتشه با سرزمین ایلیریا خداحافظی کنیم

3
00:00:17,882 --> 00:00:21,318
‫<i>شب رو دور از جاده‌های اصلی سپری کردن</i>

4
00:00:21,318 --> 00:00:24,377
‫مشخصه که دستور بردن هدف
‫به ادیپ‌کوی رو رها کرده

5
00:00:24,377 --> 00:00:25,760
‫و داره میره استانبول

6
00:00:25,760 --> 00:00:27,464
‫<i>امروز پل گالاتا رو بستن</i>

7
00:00:27,469 --> 00:00:29,269
‫<i>دارن دنبال کسی می‌گردن</i>

8
00:00:31,794 --> 00:00:33,594
‫- کجاست؟
‫- اینجام

9
00:00:34,141 --> 00:00:37,158
‫هدف ادعا می‌کنه شخصی به اسم
‫"عدیله الادریسی" اهل پاریسه

10
00:00:37,158 --> 00:00:38,917
‫<i>دخترشو اینجا رها کرده
‫حدس بزنین چی شد</i>

11
00:00:38,917 --> 00:00:42,731
‫<i>ساعت 8 و ربع امروز صبح
‫یک دختر 10 ساله در راه مدرسه ربوده شد</i>

12
00:00:42,731 --> 00:00:44,239
‫<i>تعدادی از موهاش رو کندن</i>

13
00:00:44,239 --> 00:00:46,583
‫تنها چیزی که ازتون می‌خوام
‫اینه که آزمایششون کنین

14
00:00:46,586 --> 00:00:47,717
‫<i>اومدیم آقای دمیر رو ببینیم</i>

15
00:00:47,717 --> 00:00:49,686
‫این خانم باید بره پاریس

16
00:00:49,686 --> 00:00:51,070
‫دو هزار دلار الان

17
00:00:51,070 --> 00:00:53,793
‫هشت هزار دلار وقتی
‫مدارک و پاسپورت‌ها رو بهمون دادی

18
00:00:54,380 --> 00:00:55,720
‫<i>کتاب شگفتی‌ها</i>

19
00:00:55,720 --> 00:00:56,894
‫<i>نوشته‌ی قرن چهاردهم</i>

20
00:00:56,894 --> 00:01:00,875
‫در مورد جن و شیاطین
‫ و موجودات هزارچهره‌ست

21
00:01:00,875 --> 00:01:02,258
‫<i>جن‌ها هفت پادشاه دارن</i>

22
00:01:02,258 --> 00:01:04,311
‫<i>یکی به ازای هر روز هفته</i>

23
00:01:04,311 --> 00:01:06,029
‫می‌تونن تبدیل به هرچیزی بشن

24
00:01:06,029 --> 00:01:08,753
‫بر اساس شواهد دی‌ان‌ای، آمریکایی‌ها

25
00:01:08,753 --> 00:01:12,523
‫اثبات کردن زنی که همراهشی
‫واقعاً "عدیله الادریسی"ـه

26
00:01:12,523 --> 00:01:16,714
‫زنی که همراهشم
‫همون فرمانده‌ی داعشیه که دنبالشیم

27
00:01:16,714 --> 00:01:19,522
‫<i>زنی که همراهشم، جن رقه‌ست</i>

28
00:01:20,150 --> 00:01:21,950
‫<i>و اثباتش می‌کنم</i>

29
00:01:22,474 --> 00:01:25,474
‫تـرجـمـه: حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

30
00:01:44,580 --> 00:01:48,770
‫« اردوگاه آوارگان »
‫« مرز سوریه و ترکیه »

31
00:02:23,592 --> 00:02:26,065
‫جفت تک‌خال‌ و جفت هشت‌ سیاه
‫دست مرد مرده

32
00:02:26,065 --> 00:02:28,118
‫اصلاً شانس ندارم

33
00:02:28,798 --> 00:02:29,861
‫درو ببند، بابا

34
00:02:29,866 --> 00:02:31,666
‫در رو ببند، داداش
‫چیکار می‌کنی؟

35
00:02:32,906 --> 00:02:35,210
‫یه یارویی اون بیرونه
‫که تابه‌حال ندیدمش

36
00:02:36,780 --> 00:02:38,880
‫خیلی‌خب، باشه
‫من دیگه نیستم

37
00:02:38,885 --> 00:02:40,685
‫آره، بایدم فرار کنی

38
00:02:46,417 --> 00:02:49,972
‫سه، چهار، پنج، شش...

39
00:02:49,977 --> 00:02:53,051
‫هفت، هشت، نه

40
00:03:36,767 --> 00:03:39,968
‫درود، سلام

41
00:03:39,973 --> 00:03:43,474
‫رسمه که تمام مهمان‌های این اردوگاه
‫خودشون رو

42
00:03:43,479 --> 00:03:45,785
‫به "یو‌ان‌اچ‌سی‌آر" معرفی کنن
‫(کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان)

43
00:03:45,785 --> 00:03:48,724
‫پس میشه لطفاً
‫مدارک شناساییت رو ببینم؟

44
00:03:49,893 --> 00:03:51,324
‫هی، رفیق

45
00:03:51,329 --> 00:03:52,994
‫خودتو معرفی کن

46
00:03:52,999 --> 00:03:54,799
‫اسمم؟

47
00:03:56,973 --> 00:03:58,773
‫اسم من...

48
00:04:24,950 --> 00:04:27,650
‫« دوشنبه، سه‌شنبه، چهارشنبه
‫پنج‌شنبه، جمعه، شنبه »

49
00:04:31,535 --> 00:04:33,335
‫« دوشنبه »

50
00:04:34,598 --> 00:04:37,867
‫« بیمارستان متروکه »
‫« موصل، عراق »

51
00:04:43,200 --> 00:04:45,000
‫گوشیش رو پیدا کردم

52
00:04:46,707 --> 00:04:48,507
‫پس...

53
00:04:48,710 --> 00:04:50,510
‫میشه شروع کرد

54
00:04:51,049 --> 00:04:52,849
‫پس میشه شروع کرد

55
00:05:19,673 --> 00:05:21,473
‫بهم زنگ زد

56
00:05:23,413 --> 00:05:25,213
‫وقتشه

57
00:05:38,234 --> 00:05:41,670
‫« فرودگاه صوفیه، بلغارستان »

58
00:06:02,191 --> 00:06:03,354
‫نمی‌تونی بری جایی که چک میشی

59
00:06:03,359 --> 00:06:05,159
‫با این‌حال خیلی اوقات این‌کارو می‌کنم

60
00:06:07,267 --> 00:06:10,406
‫خدایا، می‌دونی موقع زندگی توی اردوگاه‌ها
‫بیشتر از همه دلم برای چی تنگ شده بود؟

61
00:06:11,008 --> 00:06:14,143
‫بوی یه داروخونه‌ی غربی

62
00:06:14,148 --> 00:06:15,948
‫وقتی واردش میشی

63
00:06:16,418 --> 00:06:21,257
‫صابون، عطر... تمیزیش

64
00:06:21,262 --> 00:06:23,963
‫آخه...

65
00:06:23,968 --> 00:06:25,768
‫بهترین دستاورد تمدن بشره

66
00:06:27,340 --> 00:06:29,278
‫چرا باید مدام به مردم کمک کنی

67
00:06:29,278 --> 00:06:31,779
از مرزهای بین‌المللی بگذرن؟

68
00:06:31,784 --> 00:06:33,314
‫نگفتم مدام این‌کارو می‌کنم

69
00:06:33,319 --> 00:06:35,156
‫قبلاً یک‌بار این‌کارو کرده بودم

70
00:06:35,156 --> 00:06:36,454
‫یه زن و نوزادش بودن

71
00:06:36,459 --> 00:06:39,493
‫رفتم استانبول، براشون پاسپورت جور کردم

72
00:06:39,498 --> 00:06:41,298
‫و باهاشون از مرز گذشتم

73
00:06:41,469 --> 00:06:43,269
‫چون یه فرشته‌ای

74
00:06:44,408 --> 00:06:47,476
‫آره، من فرشته‌ی داروخونه‌م

75
00:06:47,481 --> 00:06:50,486
‫کلیسای "بوتس" مقدس
‫(شرکت داروسازی مشهور بریتانیایی)

76
00:06:50,486 --> 00:06:53,054
‫من و تو خیلی وقته با همدیگه‌ایم

77
00:06:53,059 --> 00:06:56,198
‫راستش فقط 77 ساعت با هم تنها بودیم

78
00:06:59,371 --> 00:07:01,037
‫کمکی از دستمون برمیاد؟

79
00:07:01,042 --> 00:07:03,776
‫من عاشق شطرنجم
‫تمام فکر و ذکرمه

80
00:07:10,227 --> 00:07:12,027
‫نه

81
00:07:13,065 --> 00:07:14,503
داره بهت تقلب می‌رسونه

82
00:07:14,503 --> 00:07:16,067
‫شاید شطرنجش خوب نباشه

83
00:07:16,072 --> 00:07:17,670
‫شاید استاد بزرگ شطرنج باشه

84
00:07:17,675 --> 00:07:20,814
‫یه‌جایی بین این دو تام
‫ولی به استاد بزرگی نزدیک‌ترم

85
00:07:22,484 --> 00:07:25,189
‫پادشاهت الان جاییه که باید باشه

86
00:07:25,858 --> 00:07:27,995
‫حالا همه‌چیز طبق برنامه پیش میره

87
00:07:53,924 --> 00:07:56,941
‫« فرودگاه شارل دوگل، پاریس »

88
00:07:56,941 --> 00:07:58,700
‫« ایست بازرسی مهاجرت »

89
00:08:00,628 --> 00:08:02,328
‫نفر بعدی

90
00:08:30,380 --> 00:08:32,080
‫نفر بعدی

91
00:08:34,028 --> 00:08:35,828
‫سلام

92
00:08:40,608 --> 00:08:42,272
‫عدیله، از آپارتمانی که برات جور کردم

93
00:08:42,277 --> 00:08:43,441
‫خارج نشو

94
00:08:43,446 --> 00:08:45,144
‫طبق نقشه پیش برو

95
00:08:45,149 --> 00:08:46,949
‫فردا صحبت می‌کنیم

96
00:08:53,867 --> 00:08:55,667
‫<i>به فرودگاه شارل دوگل خوش آمدید</i>

97
00:09:02,117 --> 00:09:03,917
‫یاسمینا!

98
00:09:05,457 --> 00:09:07,257
‫- یاسمینا!
‫- مامان!

99
00:09:21,940 --> 00:09:23,951
‫چقدر بزرگ شدی

100
00:09:31,284 --> 00:09:32,984
‫عدیله، این کیه همراهت؟

101
00:09:33,863 --> 00:09:37,383
‫می‌خوام با کسی که بهم کمک کرد آشنا بشین

102
00:09:37,383 --> 00:09:39,153
‫اسمش "ایموجن"ـه

103
00:09:39,158 --> 00:09:40,221
‫سلام

104
00:09:40,226 --> 00:09:41,728
‫سلام

105
00:09:41,886 --> 00:09:43,730
‫خیلی چیزا در موردت شنیدم

106
00:10:14,595 --> 00:10:16,395
‫قیافه‌ت افتضاحه

107
00:10:17,701 --> 00:10:19,600
‫چرا هنوز توی پاریسی؟

108
00:10:19,605 --> 00:10:22,339
‫فکر کردم با معجزه‌ی دی‌ان‌ای
‫پرونده رو بستین

109
00:10:22,344 --> 00:10:25,717
‫اوه، تحقیقات در مورد
‫عدیله الادریسی به پایان رسید

110
00:10:26,418 --> 00:10:28,652
‫و بعد...

111
00:10:28,657 --> 00:10:30,221
‫دو تا مددکار کنار چادری

112
00:10:30,226 --> 00:10:32,063
‫که توش حبس بود اعدام شدن

113
00:10:35,805 --> 00:10:38,203
‫حقیقت داره که سیستم اطلاعاتی فرانسه

114
00:10:38,208 --> 00:10:40,881
‫مثل خواربارفروشی
‫ساعت 5 تعطیل و ساعت 9 باز میشه؟

115
00:10:41,549 --> 00:10:43,349
‫چه اتفاقی افتاده؟

116
00:10:43,553 --> 00:10:46,119
‫خیلی‌خب، من...

117
00:10:46,124 --> 00:10:50,228
‫این جلسه‌ی تبادل اطلاعات رو
‫رسمی اعلام می‌کنم...

118
00:10:50,233 --> 00:10:52,299
‫در ساعت، بذار ببینم...

119
00:10:52,304 --> 00:10:55,038
‫ساعت 8 و ربع به وقت فرانسه

120
00:10:55,043 --> 00:10:57,548
‫به عنوان مسئول دفتر سیا در پاریس

121
00:10:57,548 --> 00:10:58,612
‫- نه
‫- دارم یک جلسه‌ی

122
00:10:58,617 --> 00:11:01,785
‫تبادل اطلاعات با...

123
00:11:01,790 --> 00:11:04,596
‫با...؟ خیلی‌خب، نمی‌خواد اسمشو بهمون بگه

124
00:11:04,596 --> 00:11:07,495
‫با نماینده‌ی اداره کل
‫ امنیت خارجی شروع می‌کنم

125
00:11:07,500 --> 00:11:09,972
‫که رسماً بهش اطلاع بدم

126
00:11:10,574 --> 00:11:12,673
‫چه تحولات تازه‌ای در رابطه‌ با

127
00:11:12,678 --> 00:11:14,745
‫یک تحقیقات ضدتروریستی

128
00:11:14,750 --> 00:11:17,048
‫امروز صبح صورت گرفته

129
00:11:17,053 --> 00:11:19,592
‫و به عنوان تنها منبع این اطلاعات

130
00:11:19,592 --> 00:11:22,594
‫دفتر سیا در پاریس
‫بدین‌وسیله تقدم خودش رو

131
00:11:22,599 --> 00:11:23,734
‫در تحقیقات آتی

132
00:11:23,734 --> 00:11:26,072
‫در تحقیقات ضدتروریستی که در گذشته

133
00:11:26,072 --> 00:11:29,507
‫به اسم "عملیات جن رقه"
‫شناخته می‌شد اعلام می‌کنه

134
00:11:29,512 --> 00:11:33,252
‫حالا از همکار فرانسویم می‌خوام
‫به درخواستم برای

135
00:11:33,252 --> 00:11:36,454
‫تبادل اطلاعات جدید و مربوطه پاسخ بده

136
00:11:36,459 --> 00:11:38,259
‫- کون لقت
‫- خیلی‌خب

137
00:11:39,298 --> 00:11:41,098
‫حله

138
00:11:41,704 --> 00:11:43,334
‫جناب

139
00:11:45,645 --> 00:11:47,510
‫ببخشید، متوجه نمیشم...
‫انگلیسی صحبت می‌کنی؟

140
00:11:47,515 --> 00:11:49,614
‫دوستتون، پول قهوه‌ش رو نداد

141
00:11:49,619 --> 00:11:51,417
‫شوخی می‌کنی

142
00:11:51,422 --> 00:11:53,689
‫معلومه که پولشو نداده
‫واقعاً معذرت می‌خوام، دوست من

143
00:11:53,694 --> 00:11:55,494
‫- چقدر بود؟
‫- چهار یورو و شصت سنت

144
00:11:55,798 --> 00:11:57,630
‫چهار یورو و شصت سنت، خیلی‌خب

145
00:11:57,635 --> 00:11:58,765
‫می‌دونی چیه؟ بقیه‌شو نگه دار

146
00:11:58,770 --> 00:12:00,836
‫باشه؟ بقیه‌ش مال خودت

147
00:12:00,841 --> 00:12:02,641
‫آمریکا همیشه دست به جیب میشه، جیگر

148
00:13:46,853 --> 00:13:48,350
‫وقتی مردین

149
00:13:48,355 --> 00:13:50,154
‫بخاطر آلودگی هیچکس نمی‌تونه

150
00:13:50,159 --> 00:13:51,959
‫به اجسادتون دست بزنه

151
00:13:53,767 --> 00:13:55,567
‫این‌ها کفن‌هاتون هستن

152
00:13:57,340 --> 00:14:00,140
‫الان بپوشین که وقتی مردین تنتون باشه

153
00:14:00,346 --> 00:14:02,045
‫که وقتی رسیدین بهشت

154
00:14:02,050 --> 00:14:03,850
‫لباس مناسب تنتون باشه

155
00:14:22,691 --> 00:14:23,994
‫یادتون باشه، وقتی هسته‌ی

156
00:14:23,994 --> 00:14:25,526
‫دستگاه‌های رادیولوژی رو درآوردین

157
00:14:25,531 --> 00:14:29,004
‫سه دقیقه وقت دارین
‫که از پوشش محافظ درشون بیارین

158
00:14:29,004 --> 00:14:31,403
‫و بذارین توی آب
‫داخل محفظه‌های سربی

159
00:14:31,408 --> 00:14:33,775
‫در عرض یک دقیقه
‫که در معرض هسته‌ی دستگاه بودین

160
00:14:33,780 --> 00:14:35,411
حالت تهوع شدید پیدا می‌کنین

161
00:14:35,416 --> 00:14:37,216
‫بعد از دو دقیقه
‫ممکنه کور بشین

162
00:14:38,557 --> 00:14:40,357
‫بعد از سه دقیقه...

163
00:14:40,928 --> 00:14:42,559
‫می‌میرین

164
00:14:42,564 --> 00:14:45,838
‫پس باید در عرض 3 دقیقه
‫کارتون رو تموم کنید

165
00:14:45,838 --> 00:14:47,638
‫به هر دو هسته نیاز داریم

166
00:14:52,184 --> 00:14:54,955
‫بارها حرکات رو تمرین کردین
‫و طرح‌ها رو دیدین

167
00:14:57,293 --> 00:14:59,397
‫در سه دقیقه‌ای
‫که تا مرگ فرصت دارین

168
00:14:59,397 --> 00:15:01,898
‫فقط به عاقبت کارتون فکر کنید

169
00:15:02,591 --> 00:15:05,301
‫در بهشت ازتون استقبال میشه

170
00:15:05,306 --> 00:15:07,996
‫و در زمین در یادها می‌مونین

171
00:15:20,023 --> 00:15:21,723
‫ضعف به دلت راه نده

172
00:15:46,977 --> 00:15:48,177
‫بیا کمکم کن

173
00:17:46,599 --> 00:17:48,803
‫حتماً حس خوبی داره
‫که دوباره خودت شدی

174
00:17:49,706 --> 00:17:51,709
‫دو تا چیز لازم دارم، مالک

175
00:17:51,709 --> 00:17:53,207
‫می‌خوام دوش بگیرم...

176
00:17:53,212 --> 00:17:55,646
‫و می‌خوام کسی مزاحمم نشه
‫تا بتونم این قضیه رو دنبال کنم

177
00:17:55,651 --> 00:17:58,050
‫ایموجن، یه نفر عکس دو تا جسد

178
00:17:58,055 --> 00:18:00,454
‫توی برف‌ها رو بهم نشون داد

179
00:18:00,459 --> 00:18:03,700
‫یه آمریکایی که همیشه 12 ساعت از من جلوتره

180
00:18:03,700 --> 00:18:06,668
‫اوایل امروز صبح
‫مدیر اردوگاه پناهجوها

181
00:18:06,673 --> 00:18:10,074
‫به ضرب گلوله کشته شد
‫به‌همراه مسئول ارتباطات

182
00:18:10,079 --> 00:18:12,311
‫و باور داریم اتفاقی نبوده

183
00:18:12,316 --> 00:18:14,249
‫که جسدشون کنار چادری پیدا شده

184
00:18:14,254 --> 00:18:16,688
‫که عدیله الادریسی توش حبس بوده

185
00:18:16,693 --> 00:18:19,258
‫جسد یک داوطلب رده‌پایین داعشی

186
00:18:19,263 --> 00:18:21,329
‫که در "میت" شناخته شده‌ست پیدا شده
‫(سازمان اطلاعات ملی ترکیه)

187
00:18:21,334 --> 00:18:23,100
‫به ضرب یک گلوله به سرش کشته شده

188
00:18:23,105 --> 00:18:26,173
‫در فاصله‌ی 45 کیلومتری اردوگاه
‫در جاده‌های کوهستانی

189
00:18:26,178 --> 00:18:28,315
‫کامل‌ترین شکل حفاظت اطلاعات

190
00:18:29,217 --> 00:18:31,187
‫به روش اف‌اس‌بی روسیه
‫(سرویس امنیت فدرال)

191
00:18:32,090 --> 00:18:33,890
‫خدمت شما

192
00:18:34,828 --> 00:18:36,628
‫- نوش
‫- ممنون

193
00:18:39,070 --> 00:18:41,638
‫مطمئناً خودت می‌دونی

194
00:18:41,643 --> 00:18:43,579
‫که قتل‌های اردوگاه
‫شرایط رو عوض کرده

195
00:18:44,447 --> 00:18:46,247
‫پرونده دوباره باز شده

196
00:18:46,653 --> 00:18:47,983
‫دوباره باز نشده

197
00:18:47,988 --> 00:18:49,788
‫چون هیچوقت برای من بسته نشده بود

198
00:18:50,059 --> 00:18:51,859
‫می‌دونستم خودش بود، نه صبین

199
00:18:52,998 --> 00:18:55,436
‫حق با تو بود، خب؟
‫حق با تو بود

200
00:18:57,173 --> 00:18:58,973
‫دوباره به فرانسوی بگو

201
00:19:00,614 --> 00:19:02,445
‫حق با تو بود

202
00:19:02,450 --> 00:19:04,349
‫حق با تو بود
‫حق با تو بود، حق با تو بود

203
00:19:04,354 --> 00:19:06,788
‫ولی، نمی‌تونی همینطوری
‫از دستورات سرپیچی کنی

204
00:19:06,793 --> 00:19:08,763
‫حالا دیگه توی خاک فرانسه‌ایم

205
00:19:08,763 --> 00:19:11,468
‫اداره کل امنیت خارجی اجازه نمیده
‫یک مامور بریتانیایی تنها

206
00:19:11,468 --> 00:19:14,809
‫بدون نظارت فرانسوی
‫مسئول یک هدف باارزش باشه

207
00:19:14,809 --> 00:19:16,541
‫اصلاً امکان‌پذیر نیست

208
00:19:16,546 --> 00:19:19,847
‫علاوه بر اون، سازمان‌های
‫دی‌آر‌اس‌دی، بی‌آر‌جی‌ای و دی‌سی‌پی‌جی هم

209
00:19:19,852 --> 00:19:21,283
‫باید توی عملیات دخیل باشن

210
00:19:21,288 --> 00:19:23,088
‫و همچنین آمریکایی‌ها

211
00:19:24,494 --> 00:19:26,159
‫فکر می‌کنن توی کله‌ی

212
00:19:26,164 --> 00:19:27,563
‫هر خری که فکر می‌کنی هست

213
00:19:27,568 --> 00:19:31,336
‫نقشه‌ای برای کشتن
‫تعداد زیادی از مردم وجود داره

214
00:19:31,341 --> 00:19:34,142
‫و هنوز مطمئنی همچین کاری ازش برمیاد؟

215
00:19:34,147 --> 00:19:36,317
‫هرکاری از هرکسی برمیاد

216
00:19:38,523 --> 00:19:39,720
‫توی آپارتمان عدیله الادریسی

217
00:19:39,725 --> 00:19:42,130
‫شنود گذاشته شده

218
00:19:42,130 --> 00:19:43,930
‫و تلفنش رو زیر نظر داریم

219
00:19:44,400 --> 00:19:46,371
‫قرار نیست برگرده آپارتمانش

220
00:19:46,673 --> 00:19:47,569
‫چرا؟

221
00:19:47,574 --> 00:19:48,805
‫چون بهش هشدار دادم نره

222
00:19:48,810 --> 00:19:50,610
‫بهش گفتم زیر نظره

223
00:19:51,248 --> 00:19:53,013
‫گندش بزنن

224
00:19:53,018 --> 00:19:54,818
‫خب، می‌دونم کجا داره میره

225
00:19:57,761 --> 00:19:59,561
‫خب کجا داره میره؟

226
00:20:01,301 --> 00:20:03,400
‫ایموجن، رئیس‌جمهور آمریکا

227
00:20:03,405 --> 00:20:05,706
‫هر روز کوفتی در جریان پیشرفت

228
00:20:05,711 --> 00:20:07,208
‫این عملیات قرار می‌گیره

229
00:20:07,213 --> 00:20:09,781
‫پس به رئیس‌جمهور آمریکا بگو

230
00:20:09,786 --> 00:20:12,218
‫که هیچکس دیگه‌ای نمی‌تونه
‫مثل من به نتیجه برسه

231
00:20:12,223 --> 00:20:14,023
‫و به چه نتیجه‌ای می‌تونی برسی؟

232
00:20:26,619 --> 00:20:28,417
‫خانم‌ها و آقایون

233
00:20:28,422 --> 00:20:31,389
‫میشه لطفاً توجه کنید؟

234
00:20:31,394 --> 00:20:36,199
‫دوست‌پسر فوق العاده‌م
‫الان ازم خواستگاری کرد!

235
00:20:38,308 --> 00:20:40,207
‫و منم جواب مثبت دادم!

236
00:20:44,889 --> 00:20:47,389
‫به افتخار عشق حقیقی!

237
00:20:47,394 --> 00:20:49,865
‫به افتخار عشق حقیقی!

238
00:20:57,246 --> 00:20:58,583
‫عدیله الادریسی

239
00:20:58,583 --> 00:21:01,449
‫هزارچهره‌ست، منم هستم

240
00:21:01,454 --> 00:21:03,392
‫می‌تونی به رئیس‌جمهور آمریکا بگی

241
00:21:03,392 --> 00:21:05,192
‫می‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم

242
00:21:58,803 --> 00:22:00,603
‫وایولت منی

243
00:22:35,009 --> 00:22:36,809
‫قیافه‌ش یادت میاد؟

244
00:23:14,254 --> 00:23:15,384
‫امیر هستم

245
00:23:15,389 --> 00:23:18,090
‫مطمئن نیستم واقعاً کیه

246
00:23:18,095 --> 00:23:20,499
‫باید بفهمم
‫در مورد نقشه‌مون چیزی می‌دونه یا نه

247
00:23:48,388 --> 00:23:50,188
‫خب...

248
00:23:50,426 --> 00:23:52,226
‫این زن چجور آدمیه؟

249
00:23:53,299 --> 00:23:55,099
‫یه چیز...

250
00:23:57,307 --> 00:24:00,274
‫پنهانی تو وجودش هست
‫که نمی‌تونم بگم چیه

251
00:24:00,279 --> 00:24:02,079
‫مثل یکی از کساییه که می‌شناسم

252
00:24:09,665 --> 00:24:12,637
‫با اینکه داریم به هم دروغ میگیم

253
00:24:14,106 --> 00:24:16,440
‫حس می‌کنم با اون بیشتر از اکثر آدما

254
00:24:16,445 --> 00:24:18,245
‫صادق بودم

255
00:24:21,288 --> 00:24:23,088
‫من و تو مثل همدیگه‌ایم

256
00:24:24,027 --> 00:24:26,665
‫توی این کار
‫همه‌مون مثل همدیگه‌ایم

257
00:24:30,540 --> 00:24:33,646
‫ولی تو... تو همیشه زیاده‌روی می‌کنی

258
00:24:34,447 --> 00:24:36,247
‫ناپدید میشی

259
00:24:38,488 --> 00:24:40,288
‫حتی از دید خودت

260
00:24:41,562 --> 00:24:43,362
‫حتی از دید من

261
00:24:47,473 --> 00:24:49,273
‫الان که اینجام

262
00:24:52,450 --> 00:24:54,250
‫وقتی توی استانبول بودی

263
00:24:55,456 --> 00:24:57,088
‫نگران بودم که...

264
00:24:57,093 --> 00:24:59,163
‫خاطرات زیادی رو برات زنده کنه

265
00:25:07,781 --> 00:25:09,351
‫تماس‌هام شنود میشه

266
00:25:09,351 --> 00:25:10,486
‫معلومه که شنود میشن

267
00:25:10,486 --> 00:25:12,286
‫جواب نده

268
00:25:12,691 --> 00:25:14,026
‫- لطفاً جواب...
‫- الو؟

269
00:25:14,026 --> 00:25:16,359
‫سلام، منم. چطوری؟

270
00:25:16,364 --> 00:25:18,602
‫دارم شامپاین و ویسکی اسکاچ می‌خورم

271
00:25:19,403 --> 00:25:20,668
‫تو چی؟

272
00:25:20,673 --> 00:25:22,672
‫گمونم برگشتن به خونه برات باورنکردنیه

273
00:25:22,677 --> 00:25:24,174
‫بی‌نظیره
‫« اتاق نظارت اداره کل امنیت خارجی »

274
00:25:24,179 --> 00:25:27,219
‫الان یه حموم طولانی با یاسمینا رفتم
‫« اتاق نظارت اداره کل امنیت خارجی »

275
00:25:27,219 --> 00:25:28,752
‫الان خوابه
‫« چلتنهام، انگلیس »

276
00:25:28,757 --> 00:25:30,894
‫پس، بیا همدیگه رو ببینیم
‫« چلتنهام، انگلیس »

277
00:25:30,894 --> 00:25:32,196
‫یه جای عالی می‌شناسم
‫« مقر ارتباطات دولت »

278
00:25:32,196 --> 00:25:33,661
‫یه رستوران به اسم "گای ساووی"ـه
‫« مقر ارتباطات دولت »

279
00:25:33,666 --> 00:25:35,466
‫دم بارانداز "کونتی"ـه
‫« لانگلی، ویرجینیا »

280
00:25:35,570 --> 00:25:36,700
‫باشه
‫« اتاق شنود سیا »

281
00:25:36,705 --> 00:25:38,709
‫خیلی‌خب، ساعت 7 و نیم خوبه؟
‫« اتاق شنود سیا »

282
00:25:38,709 --> 00:25:39,740
‫- آره
‫- عالیه

283
00:25:39,745 --> 00:25:41,545
‫پس می‌بینمت

284
00:25:43,352 --> 00:25:45,317
‫اگر می‌دونی تحت نظری

285
00:25:45,322 --> 00:25:46,754
‫چرا قرار گذاشتی؟

286
00:25:46,759 --> 00:25:49,125
‫که به سازمانت کمک کنم
‫کنترل عملیات رو از دست نده

287
00:25:49,130 --> 00:25:51,531
‫- چقدر لطف داری
‫- قابلتو نداشت

288
00:25:51,536 --> 00:25:53,200
‫قرار اصلی رو توی هواپیما گذاشتیم

289
00:25:53,205 --> 00:25:54,770
‫چون می‌دونستم گوشیم شنود میشه

290
00:25:54,775 --> 00:25:57,141
‫حالا که این‌کارو
‫توی یک خط تحت شنود انجام دادم

291
00:25:57,146 --> 00:25:59,913
‫می‌تونین 7 و نیم امشب
‫افرادتون رو بفرستین اونجا

292
00:25:59,918 --> 00:26:02,055
‫ببینین دیگه کیا
‫دارن به تماس‌هام گوش میدن

293
00:26:03,593 --> 00:26:06,426
‫تنها دلیل این‌کارهام، تقویت

294
00:26:06,431 --> 00:26:08,229
‫روابط انگلستان و فرانسه‌ست

295
00:26:08,234 --> 00:26:11,804
‫پس، برای تقویت روابط
‫انگلستان و فرانسه

296
00:26:11,809 --> 00:26:14,046
‫حالا بهم بگو واقعاً کجا قرار دارین

297
00:26:15,917 --> 00:26:17,754
‫فردا صبح همه‌چیز رو بهت میگم

298
00:26:18,589 --> 00:26:20,688
‫باشه. مشکلی نیست

299
00:26:20,693 --> 00:26:21,791
‫میدم تعقیبت کنن

300
00:26:21,796 --> 00:26:24,228
‫اوه! موفق باشی

301
00:26:47,682 --> 00:26:48,682
‫سلام

302
00:26:48,707 --> 00:26:51,054
‫رفت. و نمی‌دونم داره کجا میره

303
00:26:51,641 --> 00:26:53,819
‫<i>نقطه‌ای که داری بهش نگاه می‌کنی
‫گوشی همراهشه</i>

304
00:26:53,819 --> 00:26:58,497
‫<i>قراره بره دیدن هدف
‫و اینطوری مکانشون رو ردیابی می‌کنیم</i>

305
00:26:59,225 --> 00:27:00,925
‫<i>یه ردیاب توی لباسش کار گذاشتم</i>

306
00:27:01,488 --> 00:27:03,188
‫<i>پس درهرصورت می‌تونیم ردیابیشون کنیم</i>

307
00:27:04,379 --> 00:27:06,223
‫<i>روش‌هاش نامتعارفه</i>

308
00:27:06,223 --> 00:27:09,323
‫<i>ولی باور دارم
‫داره به هدف نزدیک‌تر میشه</i>

309
00:27:09,826 --> 00:27:12,026
‫<i>خیلی خوبه، ممنونم مالک</i>

310
00:27:14,855 --> 00:27:19,380
‫« قبررستان پر لاشز »
‫« خیابان رو دو رپو »

311
00:27:43,358 --> 00:27:45,158
‫پِخ!

312
00:27:48,503 --> 00:27:50,303
‫درود

313
00:27:50,472 --> 00:27:52,272
‫درود

314
00:27:53,412 --> 00:27:55,212
‫چرا اینجا رو انتخاب کردی؟

315
00:27:55,717 --> 00:27:58,350
‫طرفدار دو‌آتیشه‌ی "موریسون" هستی؟

316
00:27:58,355 --> 00:28:00,454
‫نه، توی تمام نقشه‌ها هست

317
00:28:00,459 --> 00:28:02,259
‫پیدا کردنش راحته

318
00:28:02,998 --> 00:28:05,435
‫دارم می‌برمت سمت قبری
‫که بی‌نام و نشون‌تره

319
00:28:06,371 --> 00:28:08,171
‫بیا بریم

320
00:28:32,757 --> 00:28:34,557
‫قبر پدربزرگمه

321
00:28:37,199 --> 00:28:39,771
‫قدیما همیشه میومدم اینجا
‫که باهاش صحبت کنم

322
00:28:42,342 --> 00:28:44,414
‫همون پدربزرگی که توی انقلاب بود

323
00:28:44,414 --> 00:28:46,214
‫قهرمان انقلاب بود

324
00:28:49,958 --> 00:28:51,828
‫این نوشته‌ی عربی چی نوشته؟

325
00:28:54,066 --> 00:28:56,470
‫خودت می‌دونی به عربی چی نوشته، ایموجن

326
00:28:59,577 --> 00:29:01,377
‫البته اگر ایموجن اسم واقعیت باشه

327
00:29:13,112 --> 00:29:16,412
‫« یک‌روز، عوام پیروز خواهند شد »

328
00:29:25,462 --> 00:29:27,262
‫هنوزم اینجاست

329
00:29:32,309 --> 00:29:35,549
‫هفت‌تیری که باهاش
‫با استعمارگرهای فرانسوی ‌جنگید

330
00:29:38,889 --> 00:29:40,487
‫به‌ جای اینکه همراهش دفنش کنم

331
00:29:40,492 --> 00:29:43,899
گذاشتمش جایی که دستم بهش برسه

332
00:29:49,611 --> 00:29:53,246
‫وقتی جوون و داغون بودم

333
00:29:53,251 --> 00:29:55,455
‫با خودم می‌گفتم
‫شاید یه‌روز این‌کارو بکنم...

334
00:29:57,794 --> 00:29:59,594
‫یا وقتی مردم
‫بدجوری عصبانیم می‌کردن

335
00:30:00,667 --> 00:30:02,467
‫وقتی بهم دروغ می‌گفتن

336
00:30:02,737 --> 00:30:05,037
‫فکر می‌کردم شاید این‌کارو بکنم

337
00:30:06,444 --> 00:30:08,783
‫حالا، ممنون میشم
‫بهم توضیح بدی

338
00:30:08,783 --> 00:30:10,986
‫چرا داری بهم کمک می‌کنی

339
00:30:10,986 --> 00:30:14,254
‫می‌خوام در حضور پدربزرگم توضیح بدی

340
00:30:14,259 --> 00:30:17,131
‫همیشه می‌تونست دروغ و راست بودن
‫حرف دیگران رو تشخیص بده

341
00:30:19,170 --> 00:30:21,135
‫اگر پدربزرگت تصمیم گرفت دروغ میگم چی؟

342
00:30:21,140 --> 00:30:24,681
‫اونوقت یکی از گلوله‌هایی
‫که 70 سال پیش گذاشته توی اسلحه

343
00:30:24,681 --> 00:30:26,484
‫به هدف اصلیش می‌رسه

344
00:30:33,832 --> 00:30:35,632
‫میشه بشینم؟

345
00:31:00,052 --> 00:31:01,852
‫خودنابودی...

346
00:31:03,058 --> 00:31:04,858
‫همیشه برام جالب بوده

347
00:31:06,565 --> 00:31:08,831
‫وقتی بچه‌تر بودم
‫پدرم به قتل رسید

348
00:31:08,836 --> 00:31:11,340
‫و من از نزدیک با مرگ آشنا شدم

349
00:31:14,515 --> 00:31:16,315
‫یه دیپلمات بریتانیایی بود

350
00:31:17,553 --> 00:31:19,353
‫من همه‌جای دنیا بزرگ شدم

351
00:31:20,225 --> 00:31:23,899
‫وقتی 16 سالم بود
‫توی استانبول بودیم

352
00:31:23,899 --> 00:31:27,940
‫و پدرم توی یک خودروی دیپلماتیک تکه‌تکه شد

353
00:31:30,112 --> 00:31:32,845
‫گفتن از جسدش...

354
00:31:32,850 --> 00:31:35,556
‫هیچی نمونده

355
00:31:36,992 --> 00:31:38,792
‫تمام بدنش... پودر شد

356
00:31:44,240 --> 00:31:47,140
‫می‌دونی، از نظر من دیپلمات بودن

357
00:31:47,145 --> 00:31:49,016
‫پوشش پدرم بود

358
00:31:51,888 --> 00:31:53,888
‫پس، کی اونو به قتل رسوند؟

359
00:31:53,893 --> 00:31:55,693
‫تی‌دی‌کی‌پی

360
00:31:56,932 --> 00:31:59,733
‫حزب کمونیست انقلابی ترکیه

361
00:31:59,738 --> 00:32:04,714
‫که، شایعه شده
‫توسط سازمان سیا کنترل می‌شده

362
00:32:06,417 --> 00:32:11,355
‫چیزی که تو ذهنم موند
‫بدجوری توی ذهنم موند

363
00:32:11,360 --> 00:32:15,603
‫این بود که هیچی از جسدش نموند
‫که کسی بخواد دفنش کنه

364
00:32:15,603 --> 00:32:19,310
‫برای همین، درک نمی‌کردم
‫چی توی تابوت گذاشتن

365
00:32:26,925 --> 00:32:28,056
‫یک روز آدمه هست

366
00:32:28,061 --> 00:32:29,861
‫و روز بعدش، دیگه نیست

367
00:32:31,100 --> 00:32:32,900
‫خیلی عجیبه...

368
00:32:43,526 --> 00:32:45,328
‫این جواب سوالم نبود

369
00:32:49,303 --> 00:32:51,103
‫خب...

370
00:32:51,775 --> 00:32:54,547
‫وقتی بزرگ شدم، پا جای پای پدرم گذاشتم

371
00:32:55,448 --> 00:32:58,622
‫توی سفارت‌خونه‌های سراسر دنیا کار کردم

372
00:33:00,927 --> 00:33:02,358
‫و بعد استخدام شدم

373
00:33:02,363 --> 00:33:04,567
‫به عنوان مامور سازمان اطلاعاتی بریتانیا

374
00:33:05,970 --> 00:33:07,770
‫ام‌آی6

375
00:33:11,949 --> 00:33:13,749
‫مامور بریتانیایی هستی؟

376
00:33:13,953 --> 00:33:14,983
‫آره

377
00:33:14,988 --> 00:33:17,259
‫منو فرستادن اردوگاه
‫که باهات آشنا بشم

378
00:33:18,529 --> 00:33:20,294
‫فرانسوی‌ها و آمریکایی‌ها فکر می‌کردن

379
00:33:20,299 --> 00:33:22,202
‫آدم خیلی مهمی هستی

380
00:33:23,839 --> 00:33:26,139
‫بعد، ظاهراً یه آزمایش دی‌ان‌ای

381
00:33:26,144 --> 00:33:29,617
‫اثبات کرد که اصلاً مهم نیستی

382
00:33:31,154 --> 00:33:33,954
‫پس، همه‌چی تموم شد

383
00:33:35,128 --> 00:33:36,993
‫چیزی جز یه مامور
‫ میان‌رده‌ی بریتانیایی نیستم

384
00:33:36,998 --> 00:33:38,200
‫که ماموریتش رو لغو کردن

385
00:33:38,200 --> 00:33:41,675
‫و تو زنی هستی که مدت‌ها پیش
‫اشتباه وحشتناکی کردی

386
00:33:43,378 --> 00:33:46,216
‫از طرف دیگه
‫شاید کاملاً بی‌گناه نباشی

387
00:33:51,528 --> 00:33:53,397
‫پس، چرا هنوز داری بهم کمک می‌کنی؟

388
00:33:54,701 --> 00:33:56,504
‫فکر و ذکرم نابودیه

389
00:33:57,106 --> 00:33:59,606
‫و کسایی که به دنبال نابودی هستن

390
00:34:03,017 --> 00:34:06,390
‫می‌خوام دوباره بتونی
‫دخترت رو بغل کنی

391
00:34:07,593 --> 00:34:09,664
‫بدون اینکه تحت نظارت دائمی باشی

392
00:34:12,202 --> 00:34:14,002
‫و ازت خوشم میاد

393
00:34:16,946 --> 00:34:18,746
‫هیچوقت چندان از کسی خوشم نمیاد

394
00:34:28,067 --> 00:34:28,997
‫روی قبر نوشته

395
00:34:29,002 --> 00:34:31,307
‫یک‌روز، عوام پیروز خواهند شد

396
00:34:33,913 --> 00:34:35,713
‫نظر پدربزرگت چیه؟

397
00:34:36,885 --> 00:34:38,685
‫دارم حقیقت رو میگم

398
00:34:40,091 --> 00:34:41,891
‫یا دارم دروغ میگم؟

399
00:34:45,135 --> 00:34:46,935
‫پدربزرگم میگه...

400
00:34:49,409 --> 00:34:51,209
‫"زنه داره حقیقت رو میگه"

401
00:35:12,502 --> 00:35:17,866
‫« استانبول، ترکیه »

402
00:35:46,360 --> 00:35:49,880
‫« پرووادیا، ناوگان دریایی بلغارستان »

403
00:36:35,188 --> 00:36:36,553
‫انجام شد؟

404
00:36:36,558 --> 00:36:38,962
‫میکائیل و فرخ جونشون رو برای

405
00:36:38,962 --> 00:36:42,430
‫درآوردن هسته‌ها
‫و گذاشتن توی محفظه‌ها فدا کردن

406
00:36:42,435 --> 00:36:44,874
‫تا 24 ساعت دیگه می‌رسیم پیش شما. انشاالله

407
00:36:57,154 --> 00:36:59,375
‫« شرکت سوخت شام »

408
00:37:34,373 --> 00:37:36,744
‫سلام. یه ویسکی می‌خوام، دوبل

409
00:37:44,193 --> 00:37:45,290
‫خیلی جالبه

410
00:37:45,295 --> 00:37:47,095
‫که فکر می‌کردن ممکنه تو جن رقه باشی

411
00:37:50,305 --> 00:37:52,105
‫خب، این جن که میگی کیه؟

412
00:37:53,210 --> 00:37:55,010
‫نابغه‌ست

413
00:37:55,716 --> 00:37:58,221
‫از تمام فرمانده‌های مرد باهوش‌تره

414
00:37:58,221 --> 00:38:00,021
‫شاید کل نقشه رو خودش ریخته باشه

415
00:38:00,291 --> 00:38:02,091
‫خیلی تحسین‌برانگیزه

416
00:38:05,101 --> 00:38:07,573
‫ولی به محض اینکه دیدمت
‫حقیقت رو در مورد می‌دونستم

417
00:38:10,345 --> 00:38:13,012
‫حقیقت من چیه؟

418
00:38:13,017 --> 00:38:14,987
‫تو فقط یه مادری
‫که عاشق دخترشه

419
00:38:17,660 --> 00:38:19,024
‫هرگز نمی‌تونی از اون زن‌هایی باشی

420
00:38:19,029 --> 00:38:21,066
‫که نقشه‌ی کشتن هزاران آدم رو می‌ریزن

421
00:38:25,075 --> 00:38:28,309
‫عدیله، آمریکایی‌ها

422
00:38:28,314 --> 00:38:30,114
‫هرگز اجازه نمیدن راحت راهتو بکشی و بری

423
00:38:32,657 --> 00:38:35,022
‫حتی اگر فکر نکنن جن باشی

424
00:38:35,027 --> 00:38:38,101
‫اگر بدونن عضو داعشی، دستگیرت می‌کنن

425
00:38:38,101 --> 00:38:39,901
‫و ازت بازجویی می‌کنن

426
00:38:40,071 --> 00:38:41,871
‫و احتمالاً شکنجه‌ت می‌کنن

427
00:38:46,618 --> 00:38:48,922
‫پس به من و دخترم کمک می‌کنی
‫بریم یه جای امن؟

428
00:38:57,372 --> 00:38:59,877
‫باید یه نخ بکشم. الان برمی‌گردم

429
00:39:15,425 --> 00:39:17,125
‫می‌تونم یه نوشیدنی برات بخرم؟

430
00:39:18,735 --> 00:39:20,435
‫نه، ممنون

431
00:39:20,830 --> 00:39:22,842
‫خب پس، اجازه بده
‫پول نوشیدنی‌هات رو حساب کنم

432
00:39:40,274 --> 00:39:44,129
‫« فردا ساعت 8 شب بیا له‌ریک دیدنم
‫زنه رو هم بیار، باید تمومش کنیم -"ای" »

433
00:40:06,076 --> 00:40:08,414
‫تابحال شده فکر کنی
‫اگر مشروب نمی‌خوردیم

434
00:40:09,316 --> 00:40:11,116
‫چطوری می‌تونستیم این‌کارو انجام بدیم؟

435
00:40:11,487 --> 00:40:13,457
‫نه. مسخره‌بازی درنیار

436
00:40:14,627 --> 00:40:16,692
‫داره هر دو طرف رو بازی میده

437
00:40:16,697 --> 00:40:18,702
‫هنوزم داره برای اونا کار می‌کنه
‫و از همه‌چی خبر داره

438
00:40:18,702 --> 00:40:21,002
‫ولی همزمان داره سعی می‌کنه
‫با دخترش فرار کنه

439
00:40:21,007 --> 00:40:23,205
‫باید کاری کنم باور کنه
‫دارم توی این مورد کمکش می‌کنم

440
00:40:23,210 --> 00:40:24,341
‫تا نزدیک من بمونه

441
00:40:24,346 --> 00:40:26,350
‫و مطمئنم چیزی که
‫ می‌خوایم بدونیم رو بهمون میگه

442
00:40:26,350 --> 00:40:29,155
‫آها، آره، یادم رفته بود
‫این چیزا رو حس می‌کنی، آره؟

443
00:40:32,129 --> 00:40:34,996
‫قراری که من و تو داریم
‫اینه که من هر غلطی لازم باشه می‌کنم

444
00:40:35,001 --> 00:40:37,005
‫و تو هرچی متوجه میشم رو
‫به لانگلی گزارش میدی

445
00:40:37,406 --> 00:40:39,138
‫گزارش میدم...

446
00:40:39,143 --> 00:40:40,874
‫که شرایطت با هدف خوبه

447
00:40:40,879 --> 00:40:44,386
‫و داری مستقیماً
‫به دفتر سیا در پاریس گزارش میدی

448
00:40:44,386 --> 00:40:46,553
‫و چیز چندانی
‫ به سازمان اطلاعاتی فرانسه نمیگی

449
00:40:46,558 --> 00:40:49,292
‫تا اینکه اطلاعاتی بدست بیاری
‫که حس کنیم میشه بهشون گفت

450
00:40:50,498 --> 00:40:52,665
‫وظیفه‌ت رو می‌دونی

451
00:40:52,670 --> 00:40:55,002
‫بهت اجازه میدم
‫مرحله‌ی دوم رو شروع کنی

452
00:40:55,007 --> 00:40:57,746
‫رسماً مرحله‌ی "کون لقت" رو شروع می‌کنم!

453
00:40:57,746 --> 00:40:59,211
‫تنها دلیلی که دارم باهات همکاری می‌کنم

454
00:40:59,216 --> 00:41:01,755
‫اینه که برای این‌کار
‫نیاز دارم همه‌چیز رو بدونم

455
00:41:01,755 --> 00:41:03,821
‫و حساب کردم که آمریکایی‌ها
‫بیشتر از همه می‌دونن

456
00:41:03,826 --> 00:41:05,428
‫چون بیشتر از همه پول دارن

457
00:41:05,428 --> 00:41:07,228
‫و تجهیزاتشون بهتره

458
00:41:07,934 --> 00:41:09,734
‫گل گفتی

459
00:41:11,206 --> 00:41:13,841
‫به این فکر کردی
‫که قتل‌های توی اردوگاه

460
00:41:13,846 --> 00:41:16,250
‫به سبک اف‌اس‌بی روسیه انجام شده؟

461
00:41:16,250 --> 00:41:18,584
‫معلومه، اتفاقی بوده

462
00:41:18,589 --> 00:41:21,193
‫همم، شخصاً هیچوقت
‫چیزی رو به حساب اتفاق نمی‌ذارم

463
00:41:25,334 --> 00:41:27,134
‫درضمن...

464
00:41:28,675 --> 00:41:30,475
‫ازت می‌خوام یه کاری برام بکنی

465
00:41:33,852 --> 00:41:35,589
‫می‌خوام تایید کنین
‫که تی‌دی‌کی‌پی

466
00:41:35,589 --> 00:41:37,420
‫پوششی برای سازمان سیا بوده

467
00:41:37,425 --> 00:41:39,592
‫و اینکه اونا
‫مارکوس سی‌برایت رو به‌قتل رسوندن

468
00:41:39,597 --> 00:41:41,397
‫و می‌خوام دلیلشو بدونم

469
00:41:45,074 --> 00:41:48,782
‫خواسته‌ی خیلی بزرگیه که بخوای باهاش
‫مشکلات پدریت رو حل‌و‌فصل کنی

470
00:41:51,555 --> 00:41:53,721
‫خوب تحقیق کردی

471
00:41:53,726 --> 00:41:55,557
‫این اطلاعات فوق‌محرمانه‌ست

472
00:41:55,562 --> 00:41:57,226
‫چرا باید برات همچین کاری بکنم؟

473
00:41:57,231 --> 00:41:59,031
‫چون منم تحقیق کردم

474
00:42:00,572 --> 00:42:02,643
‫مراکش، 2013

475
00:42:08,556 --> 00:42:10,356
‫تا کی اطلاعات رو می‌خوای؟

476
00:42:10,526 --> 00:42:12,959
‫ساعت 5 عصر
‫مشروب‌فروشی هتلت

477
00:42:12,964 --> 00:42:14,800
‫مارتینی‌های پاریس حرف نداره

478
00:42:15,301 --> 00:42:16,838
‫از روی تجربه میگم

479
00:42:16,838 --> 00:42:18,536
‫منو باش فکر می‌کردم

480
00:42:18,541 --> 00:42:20,341
‫منو بخاطر شخصیت جذابم دوست داری

481
00:42:27,894 --> 00:42:29,830
‫یه مردی اومد کنارم نشست

482
00:42:30,532 --> 00:42:32,332
‫حسابمون رو پرداخت کردم

483
00:42:33,605 --> 00:42:36,677
‫می‌تونم بهت کمک کنم
‫ولی یکم زمان لازم دارم

484
00:42:36,677 --> 00:42:38,477
‫و ازت می‌خوام نزدیکم بمونی

485
00:42:39,149 --> 00:42:41,015
‫می‌تونم در مقابل آمریکایی‌ها
‫ازت محافظت کنم

486
00:42:41,020 --> 00:42:43,485
‫ولی قرارمون اینه که
‫یاسمینا باید برگرده پیش "نور"

487
00:42:43,490 --> 00:42:44,689
‫تا اینکه بفهمیم برنامه‌مون چیه

488
00:42:44,694 --> 00:42:46,458
‫پیش ما جاش امن نیست

489
00:42:46,463 --> 00:42:48,129
‫ازت می‌خوام حرفمو باور کنی

490
00:42:48,134 --> 00:42:49,934
‫همه‌چیز به امنیت یاسمینا وابسته‌ست

491
00:42:54,614 --> 00:42:56,414
‫خب، اسم واقعیت چیه؟

492
00:43:00,324 --> 00:43:02,124
‫بهترین دروغ‌ها اکثر اوقات حقیقت دارن

493
00:43:03,763 --> 00:43:05,463
‫خبرهایی دارم

494
00:43:06,361 --> 00:43:08,061
‫خبرهای خوب

495
00:43:10,091 --> 00:43:12,548
‫بر اساس تصمیم آخرین جلسه‌ی

496
00:43:12,572 --> 00:43:14,365
‫مجمع عمومی ناتو...

497
00:43:15,370 --> 00:43:17,340
‫ما، نیروی دریایی بلغارستان

498
00:43:17,340 --> 00:43:20,454
‫افتخار پیدا کردیم در روزهای آینده
‫برای نشون دادن حسن‌نیت‌مون

499
00:43:20,818 --> 00:43:26,601
‫یه ایالات متحده‌ی آمریکا سر بزنیم

500
00:43:27,187 --> 00:43:30,456
‫این کشتی، کشتی شما، پرووادیا

501
00:43:30,958 --> 00:43:34,227
‫برای این سفر دوستانه انتخاب شده

502
00:43:34,730 --> 00:43:38,795
‫هفته‌ی آینده به‌ سمت
‫ساحل شرقی آمریکا حرکت می‌کنیم

503
00:43:38,795 --> 00:43:41,644
‫پس آماده‌سازی‌ها از همین الان آغاز میشه

504
00:43:50,108 --> 00:43:54,131
‫امیدوارم وقتی به آمریکا رسیدیم...

505
00:43:54,131 --> 00:43:57,190
‫تاثیر خیلی بزرگی روی شهرشون بذاریم

506
00:44:08,797 --> 00:44:10,385
‫صحبت دیگه‌ای ندارم

507
00:44:10,390 --> 00:44:12,090
‫آزاد باشید

508
00:44:16,114 --> 00:44:19,114
‫تـرجـمـه: حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

