1
00:00:01,024 --> 00:00:08,024
 

2
00:00:08,024 --> 00:00:15,024
‫تـــرجمه از « سمــیرا و حمید احمدی »

3
00:00:42,541 --> 00:00:43,375
دوباره

4
00:00:51,125 --> 00:00:52,500
!لعنتی

5
00:00:52,583 --> 00:00:55,250
کافیه. فردا دوباره شروع می‌کنیم

6
00:00:55,333 --> 00:00:56,458
از پسش برمیام

7
00:01:04,541 --> 00:01:06,083
باید استراحت کنی

8
00:01:08,500 --> 00:01:11,500
فعالیت بیشتر اثر عکس می‌ذاره
و بازدهی رو کم می‌کنه

9
00:01:13,375 --> 00:01:15,958
،سر لازلو، توی سینترا ازم محافظت کرد

10
00:01:16,041 --> 00:01:18,541
و بهم گفت کم‌کاری سرت رو به باد میده

11
00:01:18,625 --> 00:01:21,333
اگه بشه این رو به‌حساب آورد، اونقدر
،صدای غاروغور شکمت بلنده

12
00:01:21,833 --> 00:01:22,916
که مُرده‌ها رو زنده می‌کنه

13
00:01:24,375 --> 00:01:25,833
گرسنگی باعث لذت بیشتر غذا میشه

14
00:01:25,916 --> 00:01:27,583
همینطور باعث حمله‌های افتضاح میشه

15
00:01:32,666 --> 00:01:33,500
سیری

16
00:01:38,833 --> 00:01:40,208
اینجا جات امنه

17
00:01:42,375 --> 00:01:43,750
دوباره شوالیه‌ی سیاه بود؟

18
00:01:44,958 --> 00:01:46,833
نه -
...اگه هنوز سراغت میاد -

19
00:01:46,916 --> 00:01:48,500
ناهار امروز با کیه؟

20
00:02:05,708 --> 00:02:06,625
!کوئن

21
00:02:07,166 --> 00:02:10,625
فرق بین یه ویچر و تپه‌ گه چیه؟

22
00:02:11,791 --> 00:02:12,666
خب، خودت بگو

23
00:02:12,750 --> 00:02:15,625
درنهایت، گه دیگه بو نمیده

24
00:02:15,708 --> 00:02:17,625
این جوک مال عهد بوقه

25
00:02:17,708 --> 00:02:20,416
،خب، پس خودت یدونه تعریف کن
دیوث کمدین

26
00:02:21,291 --> 00:02:22,250
خیلی‌خب

27
00:02:23,166 --> 00:02:25,458
به یه ویچر بی‌مغز چی میگن؟

28
00:02:25,541 --> 00:02:26,500
لامبرت؟

29
00:02:29,416 --> 00:02:31,208
خیلی‌خب، خیلی بامزه‌ست

30
00:02:32,125 --> 00:02:33,416
!اوه، لامبرت

31
00:02:40,333 --> 00:02:42,916
وقتی تموم شد، یکم استراحت کن

32
00:02:45,458 --> 00:02:46,291
سیری

33
00:02:53,208 --> 00:02:55,500
با شاهدخت زیبا به مشکل برخوردی؟

34
00:02:55,583 --> 00:02:57,375
ولش کن -
چرا؟ -

35
00:02:57,958 --> 00:02:59,458
تصمیمش رو گرفته

36
00:03:00,625 --> 00:03:02,000
برادرمون رو به کشتن داد

37
00:03:04,750 --> 00:03:06,250
اون برادرمون نبود

38
00:03:08,458 --> 00:03:09,833
در انتها نبود

39
00:03:14,583 --> 00:03:17,166
کینه و دلخوری کمک‌مون نمی‌کنه چیزی که
اون رو کشت، پیدا کنیم

40
00:03:17,250 --> 00:03:19,083
اوه، من می‌دونم چی اون رو کشته

41
00:03:21,083 --> 00:03:22,375
تنهاش بذار

42
00:03:32,583 --> 00:03:34,125
...صبرکن، گرالت

43
00:03:37,500 --> 00:03:38,625
اسکل؟

44
00:03:38,708 --> 00:03:40,125
سورل منتظر ماست

45
00:03:41,458 --> 00:03:42,833
نه، نه

46
00:03:42,916 --> 00:03:44,041
از من تمومه، رفیق

47
00:03:44,125 --> 00:03:46,208
زمانی کارمون تموم میشه که کرم‌های زیر
،زمین رو بشماریم

48
00:03:46,291 --> 00:03:48,375
نه بعد از یه ساعت تمرین

49
00:03:48,875 --> 00:03:50,250
سه ساعت

50
00:03:51,000 --> 00:03:52,291
مثل وسمیر حرف می‌زنی

51
00:03:53,166 --> 00:03:56,583
تا جایی‌که یادمه، برای استراحت
توی زمستون، نفسی تازه کردن

52
00:03:57,083 --> 00:03:59,833
و یکمی خوشگذرونی به اینجا اومدیم

53
00:04:00,375 --> 00:04:02,458
نه اینکه اونقدر تمرین کنیم که از پا دربیایم

54
00:04:05,583 --> 00:04:08,333
از نظر من که پاهات مشکلی ندارن -
عوضی -

55
00:04:09,250 --> 00:04:12,125
از زمانی‌که وسمیر پوست‌مون رو بخاطر بستن
،اون نخ به پای زنبور عسل کند

56
00:04:12,208 --> 00:04:14,083
تو رو اینقدر فلاکت‌زده ندیده بودم

57
00:04:15,416 --> 00:04:19,375
مشکل نخ نبود. مشکل کوزه‌ای بود
که به سر دیگه‌اش بسته بودیم

58
00:04:19,958 --> 00:04:23,166
،اگه اون زنبور رو به حال خودش نذاری"
"دوباره مزه‌ی نیشم رو می‌چشی

59
00:04:23,250 --> 00:04:25,250
می‌بینی، درست مثل اونی

60
00:04:26,791 --> 00:04:28,208
همگی مثل اونیم

61
00:04:29,500 --> 00:04:31,041
استراحتی در کار نیست

62
00:04:31,625 --> 00:04:33,125
تازمانی‌که هیچ هیولایی

63
00:04:34,125 --> 00:04:36,375
توی دنیا باقی نمونده باشه، هیچکدوم‌مون
آرامش رو احساس نخواهیم کرد

64
00:04:37,708 --> 00:04:40,666
تا زمانی‌که رسالت زندگی‌مون به پایان برسه -
که هیچوقت این اتفاق نمیوفته -

65
00:04:42,083 --> 00:04:44,458
چون دیگه چیکار می‌تونیم بکنیم؟ -
دقیقاً -

66
00:04:45,750 --> 00:04:46,750
یالا

67
00:04:48,041 --> 00:04:51,416
یه ساعت دیگه -
باشه، یه ساعت دیگه -

68
00:04:52,166 --> 00:04:55,041
بعدش می‌تونی باقی مونده‌ی من رو
از درخت مدالیون آویزون کنی

69
00:04:55,125 --> 00:04:56,458
هاه

70
00:04:57,041 --> 00:04:58,166
...درست مثل

71
00:05:20,916 --> 00:05:21,958
ممنون، ولف

72
00:05:23,000 --> 00:05:26,083
هنوز واسه تشکر زوده. نوبت آشپزی لامبرت بود

73
00:05:34,541 --> 00:05:37,291
نباید این اتفاق میوفتاد

74
00:05:38,041 --> 00:05:40,125
نباید اینطوری از دستش می‌دادیم

75
00:05:41,041 --> 00:05:41,875
می‌دونم

76
00:05:42,500 --> 00:05:46,166
حتماً می‌تونم آزمایش‌های دیگه‌ای هم واسه فهمیدن اینکه
چی اون لشی دیگه رو جهش‌یافته کرده، انجام بدم

77
00:05:46,916 --> 00:05:49,958
،اگه توضیح علمی واسه این مسائل وجود داشته باشه

78
00:05:51,958 --> 00:05:53,333
تا الان پیداش کرده بودی

79
00:05:53,416 --> 00:05:55,625
ما یه آزمایشگاهِ پر از ترکیبات کیمیایی داریم

80
00:05:55,708 --> 00:05:57,916
که می‌تونه روز رو به شب تبدیل کنه

81
00:05:58,000 --> 00:06:00,000
قرار نیست الان تسلیم شم و کم بیارم

82
00:06:00,083 --> 00:06:01,875
منم ازت این رو نمی‌خوام

83
00:06:03,750 --> 00:06:05,708
ولی وقتشه که به اسکل استراحت بدی

84
00:06:11,583 --> 00:06:13,083
حقشه به آرامش برسه

85
00:06:24,250 --> 00:06:26,500
آره

86
00:07:19,458 --> 00:07:22,791
پس بهم بگو، استرد، اون‌موقعی که
،تو محل گودبرداریِ نیلفگاردها بودی

87
00:07:22,875 --> 00:07:26,708
اطلاعاتی از پیروان‌شون دستگیرت شد؟

88
00:07:27,833 --> 00:07:30,583
به‌جز مقداری گل و لای چیزی دستگیرم نشد

89
00:07:31,291 --> 00:07:33,458
کارشون گودبرداری از محل‌های باستانی‌ـه

90
00:07:33,541 --> 00:07:38,750
حتی یه جادوگر باتجربه نتونسته بود
از نقشه‌ی حمله‌ی اونا باخبر شه

91
00:07:40,708 --> 00:07:42,166
ما چطور می‌تونستیم متوجه شیم؟

92
00:07:42,250 --> 00:07:43,333
چون ما بهتون گفته بودیم

93
00:07:43,416 --> 00:07:47,791
ویلگیفورتز در مورد استراتژی نیلفگارد
حدس و گمان خوبی داشت

94
00:07:47,875 --> 00:07:50,583
حدس و گمانی که اقلیم رو نجات داد

95
00:07:50,666 --> 00:07:54,750
به اینجا نیومدم تا سهم خودم در پیروزی‌مون
در سودن رو به رُخ بقیه بکشم

96
00:07:55,625 --> 00:07:58,000
و تماشا کنم که عقاید ساختگی‌تون رو تفتیش می‌کنید

97
00:07:58,083 --> 00:08:00,333
تا حواس‌تون رو از شکست‌هاتون پرت کنید -
همم -

98
00:08:00,416 --> 00:08:04,458
،پادشاهان شمال برای یادبود دارن میان
و از ما جواب می‌خوان

99
00:08:04,541 --> 00:08:06,750
زندانیِ نیلفگاردی هنوز حرفی نزده

100
00:08:07,958 --> 00:08:10,541
یه شواهدی از وجود یه سد جادویی
تو سرش وجود داره

101
00:08:13,041 --> 00:08:16,208
پس باید یه‌جای دیگه رو بگردیم -
آره، اگه می‌تونستم کمک می‌کردم -

102
00:08:16,291 --> 00:08:18,458
ولی واسه مطالعه روی نیلفگارد، اونجا نبودم

103
00:08:18,541 --> 00:08:20,208
برای تحقیق درمورد مونولیث رفتم

104
00:08:20,791 --> 00:08:23,666
‫تاریخ این قاره در اون وجود داره

105
00:08:25,125 --> 00:08:26,875
و گمونم آینده ما رو هم داره

106
00:08:26,958 --> 00:08:30,708
‫آینده‌ای که قراره جهنم بشه، مخصوصاً الآن که
‫الف‌ها به سینترا هجوم آوردن

107
00:08:31,291 --> 00:08:33,041
‫اگه می‌خوایم جای مردم‌مون امن باشه،

108
00:08:33,125 --> 00:08:35,875
‫عاقلانه‌ست که دشمنان
‫بین خودمون رو بشناسیم

109
00:08:35,958 --> 00:08:38,500
‫الف‌ها دشمنان ما نیستن

110
00:08:38,583 --> 00:08:40,916
‫اونا همین الآنش هم با
‫نیلفگارد هم‌پیمان شدن

111
00:08:41,000 --> 00:08:43,833
‫که همین عقیده ما از
‫چند قرن پیش رو تأیید می‌کنه

112
00:08:43,916 --> 00:08:45,291
‫اونم اینکه نمی‌شه بهشون اعتماد کرد

113
00:08:46,666 --> 00:08:49,666
‫اگه الآن تحت‌اختیار نگیریمش

114
00:08:51,208 --> 00:08:52,375
‫رشد می‌کنه

115
00:08:53,291 --> 00:08:56,041
‫فراتر از توانایی‌های ما می‌ره

116
00:08:58,666 --> 00:09:01,958
‫اینطوری بیشتر از 14 جادوگر
‫رو باید دفن کنیم

117
00:09:02,041 --> 00:09:03,291
‫سیزده تا

118
00:09:06,000 --> 00:09:07,250
‫ینا

119
00:09:26,666 --> 00:09:28,000
‫یه ماه صبر کردم،

120
00:09:28,583 --> 00:09:29,666
‫تا کنده کاری‌اش کنم

121
00:09:31,125 --> 00:09:32,250
‫اوهوم؟

122
00:09:37,458 --> 00:09:39,000
‫اون داخل چی شده بود؟

123
00:09:40,125 --> 00:09:41,583
‫اوضاع آشفته‌ست

124
00:09:41,666 --> 00:09:44,375
‫آرتوریوس حس می‌کنه داره
‫رهبری رو از دست می‌ده

125
00:09:44,458 --> 00:09:46,375
‫- و استریگبور هم...
‫- یه کسخله

126
00:09:47,125 --> 00:09:47,958
‫ناامیده

127
00:09:49,500 --> 00:09:50,708
‫که باعث می‌شه خطرناک بشه

128
00:09:52,791 --> 00:09:55,333
‫- باید یه چیزی بهت بگم
‫- بذار اول من بگم

129
00:09:57,000 --> 00:09:58,000
‫اقدامات تو...

130
00:09:58,500 --> 00:10:00,416
‫باعث تغییرات توی تپه سودن شد

131
00:10:01,166 --> 00:10:04,208
‫تو برای من و خیلی‌ها یه قهرمانی

132
00:10:07,208 --> 00:10:10,708
‫ولی باید بذاریم فعلاً ویلگفورتز
‫ردای پیروزی رو بپوشه

133
00:10:13,958 --> 00:10:16,291
‫- ازم می‌خوای مخفی بمونم
‫- لازمه که بمونی

134
00:10:18,375 --> 00:10:21,750
‫چون تو با ویلگفورتز برای ‫جایگاه اونا نقشه کشیدین

135
00:10:21,833 --> 00:10:24,833
می‌دونیم خطرناکه، ولی الآن ‫وقت ضعیف بودن نیست

136
00:10:25,791 --> 00:10:27,208
‫الآن وقت قوی بودن‌ـه

137
00:10:32,708 --> 00:10:34,458
‫درست همون کاری که توی سودن کردی

138
00:10:36,125 --> 00:10:38,083
‫کاری رو کردی که مجبور بودی

139
00:10:38,666 --> 00:10:41,583
‫و من شخصا تا ابد مدیون ‫اون فداکاری می‌مونم

140
00:10:59,666 --> 00:11:01,208
‫مطمئن بشید اوراق رو آماده کردین!

141
00:11:04,083 --> 00:11:06,666
‫از همه جا دارن میان زینتریا

142
00:11:07,625 --> 00:11:08,875
‫یه پناهگاه که توش...

143
00:11:09,500 --> 00:11:11,000
‫الف‌ها جای امنی دارن

144
00:11:12,541 --> 00:11:16,166
‫دیده‌بان‌های ما گفتن شمال کاملاً ‫به الف‌ها پشت کرده

145
00:11:16,958 --> 00:11:18,833
‫- زیاد هم بعید نبود
‫- آره

146
00:11:18,916 --> 00:11:21,458
‫ولی باید بدونی اومدن ما به زینتریا
‫باعث ایجاد تنش شده

147
00:11:22,541 --> 00:11:25,208
‫با نیلفگاردی که از ما محافظت می‌کنه

148
00:11:27,291 --> 00:11:30,333
‫تا حالا آدمی ندیدم که ‫از قلبش مهربونی نشون بده

149
00:11:30,416 --> 00:11:31,916
‫آره، یه بهایی داره

150
00:11:32,000 --> 00:11:35,083
‫ولی اگه باعث امنیت مردم ما می‌شه،
‫حاضرم این بها رو بپردازم

151
00:11:35,166 --> 00:11:38,208
‫- الآن داری این رو می‌گی
‫- چون الآن فقط همین مهمه

152
00:11:38,291 --> 00:11:39,916
‫چیزی که ایثلین از ما می‌خواست

153
00:11:40,833 --> 00:11:42,708
‫برو. گوشت بخور

154
00:11:43,625 --> 00:11:44,625
‫خوشحال باش

155
00:11:46,208 --> 00:11:47,541
‫اینجا جامون امنه

156
00:11:48,458 --> 00:11:49,458
‫امیدوارم

157
00:12:03,083 --> 00:12:04,416
‫خسته شدی؟

158
00:12:07,500 --> 00:12:11,208
‫یادته یه زمان موقع جنگیدن با
‫کیسه‌ها وقتت رو تلف می‌کردی، کوئن؟

159
00:12:11,708 --> 00:12:12,750
‫اصلاً یادم نیست

160
00:12:13,750 --> 00:12:16,875
‫پس چی کار می‌کردین؟

161
00:12:19,708 --> 00:12:20,833
‫فکر کنم نباید بگم

162
00:12:22,083 --> 00:12:24,583
‫یه سری چیزها برای ‫دختر کوچولوها خیلی ترسناکه

163
00:12:25,416 --> 00:12:27,666
‫من کوچیک نیستم، ‫و نمی‌ترسم

164
00:12:27,750 --> 00:12:31,291
‫گفتنش آسونه، ‫ولی مسیر ما خیلی تاریکه

165
00:12:33,166 --> 00:12:34,166
‫و پر از خطره

166
00:12:34,875 --> 00:12:36,208
‫همین رو می‌خوای؟

167
00:12:36,791 --> 00:12:39,875
‫می‌خوام هرکاری رو بکنم ‫که یه ویچر انجام می‌ده

168
00:12:51,750 --> 00:12:52,833
‫پس بیا دنبالم

169
00:13:13,291 --> 00:13:15,291
‫می‌ترسی ناخن‌هات بشکنه، شاهدخت؟

170
00:13:41,333 --> 00:13:43,875
‫یه امتحانی بکن

171
00:13:45,458 --> 00:13:46,375
‫برو دیگه

172
00:13:55,208 --> 00:13:56,708
‫مطمئنی؟

173
00:13:57,458 --> 00:13:59,208
‫فقط داریم خوش می‌گذرونیم

174
00:14:29,166 --> 00:14:30,958
‫هنوزم می‌خوای یه ویچر باشی؟

175
00:14:47,083 --> 00:14:49,000
‫حالا می‌تونی استراحت کنی

176
00:15:31,958 --> 00:15:33,291
اصلاً با عقل جور در نمیاد

177
00:15:34,500 --> 00:15:37,875
!‫مُردن به دست یه لشی جهش‌یافته
‫این رو کجای تاریخچه خودمون داشتیم

178
00:15:42,250 --> 00:15:43,625
‫چطوری حواسمون نبود؟

179
00:15:45,291 --> 00:15:48,333
‫انگار این اقلیم داشت زیر ‫پای خودمون رشد می‌کرد

180
00:15:50,666 --> 00:15:51,916
‫و ما هم متوجه نبودیم

181
00:15:54,541 --> 00:15:57,916
‫شاید یه پیوستگی دیگه رخ بده ‫و شرایط رو عوض کنه

182
00:16:00,708 --> 00:16:02,375
‫می‌دونم فکر می‌کنی عصبانی‌ام،

183
00:16:03,750 --> 00:16:05,708
‫ولی باید بدونم چه اتفاقی افتاده

184
00:16:07,291 --> 00:16:08,750
‫اگه بچه خودت بود...

185
00:16:11,000 --> 00:16:13,333
‫واسه پیدا کردنش دیوونه می‌شدی

186
00:16:15,041 --> 00:16:16,041
‫چیزی که از دست دادی

187
00:16:19,083 --> 00:16:20,875
‫چیزی که می‌تونست متفاوت باشه

188
00:16:23,291 --> 00:16:24,416
‫می‌دونم

189
00:16:24,916 --> 00:16:26,500
‫این باری‌ـه که روی دوش جفتمون هست

190
00:16:32,458 --> 00:16:34,125
‫رسیدن

191
00:17:18,166 --> 00:17:20,583
‫لعنتی. لعنتی

192
00:17:22,208 --> 00:17:24,875
‫جلوی پدر الف‌ها هم اینطوری حرف می‌زنی؟

193
00:17:25,375 --> 00:17:26,750
‫شنیده بودیم برگشتی

194
00:17:28,166 --> 00:17:29,250
‫چه زود خبرها می‌رسه

195
00:17:29,333 --> 00:17:30,583
‫مثل برق و باد

196
00:17:31,500 --> 00:17:33,000
‫درمورد اون هم شنیدیم

197
00:17:35,208 --> 00:17:36,166
‫زنده موندی

198
00:17:36,666 --> 00:17:37,666
‫تو هم همینطور

199
00:17:39,791 --> 00:17:40,916
‫چه عالی

200
00:17:41,000 --> 00:17:43,208
‫دقیقاً، عزیزم. دقیقاً

201
00:17:54,291 --> 00:17:56,041
‫بیا، بریم شنا کنیم

202
00:17:56,666 --> 00:17:57,875
‫خیلی سرده

203
00:17:57,958 --> 00:18:01,625
‫مسلماً منجی سودن بلده چطوری ‫یه حوض رو گرم کنه

204
00:18:09,625 --> 00:18:10,500
‫بفرما

205
00:18:15,375 --> 00:18:16,291
‫عوض شدی

206
00:18:18,666 --> 00:18:19,708
‫تو هم همینطور

207
00:18:20,791 --> 00:18:22,708
‫دمای آب عالیه

208
00:18:27,416 --> 00:18:28,583
‫شما هم بیایید دیگه

209
00:18:50,750 --> 00:18:52,958
‫می‌خوام خیلی بیشتر بمونم

210
00:18:53,041 --> 00:18:54,583
‫خدایا، چقدر خوبه

211
00:18:55,083 --> 00:18:56,375
‫انگار دوباره زنده شدی؟

212
00:18:59,333 --> 00:19:01,458
‫بیا دیگه، تریس

213
00:19:02,750 --> 00:19:03,750
‫امروز نه

214
00:19:05,208 --> 00:19:06,041
‫فعلاً نه

215
00:19:11,625 --> 00:19:13,166
‫فالکا رو یادته؟

216
00:19:18,416 --> 00:19:19,958
‫با توجه به چیز هایی که خوندی،

217
00:19:20,041 --> 00:19:24,916
‫می‌دونی که یه دختر کوچولو ‫تشنه قدرت بود

218
00:19:27,416 --> 00:19:30,500
‫که فریاد زد، مرگ بر تمام شاهان

219
00:19:31,166 --> 00:19:34,666
‫وقتی که ورایدنک مادر الف خودش رو رها کرد،

220
00:19:38,916 --> 00:19:40,375
‫در مسیر انتقام،

221
00:19:41,166 --> 00:19:43,291
‫اشراف را سلاخی کرد،

222
00:19:43,375 --> 00:19:44,791
‫کشیش‌ها،

223
00:19:44,875 --> 00:19:47,625
‫حتی شهروندان عادی رو ‫با دست خالی کشت

224
00:19:48,625 --> 00:19:49,875
‫البته کافی هم نبود

225
00:19:50,583 --> 00:19:52,833
‫پیروان احمق رو شکار کرد

226
00:19:52,916 --> 00:19:55,375
‫شورش راه انداخت

227
00:19:55,458 --> 00:19:57,916
‫با همدیگه، مردم شهر رو کشتن

228
00:19:58,000 --> 00:20:00,333
‫و رودخونه از خون آدم‌های بی‌گناه ساختن

229
00:20:00,416 --> 00:20:02,916
‫اون هم در خیابان‌های ‫ردانیا و تامریا

230
00:20:03,500 --> 00:20:06,625
‫هرچیزی برای بازپس‌گیری قدرت!

231
00:20:06,708 --> 00:20:07,708
‫واقعیت نداره

232
00:20:11,500 --> 00:20:14,375
‫فالکا دختری بود که ‫خانواده‌اش طردش کردن

233
00:20:15,083 --> 00:20:18,041
‫دنبال این بود که به درستی
‫تاج و تخت خودش رو پس بگیره

234
00:20:18,125 --> 00:20:19,458
‫تو اونجا نبودی، پسر

235
00:20:19,541 --> 00:20:20,833
‫نه، من یه مورخ‌ام

236
00:20:20,916 --> 00:20:24,625
‫یک چهارم فالکا الف بود، ‫درست مثل ینیفر

237
00:20:24,708 --> 00:20:26,833
‫الآن یعنی چی؟ ‫می‌گی ینیفر با فالکا نسبت داره؟

238
00:20:26,916 --> 00:20:28,125
‫معلومه که نه

239
00:20:29,166 --> 00:20:31,666
‫تو که مورخ هستی باید ‫بهتر خطوط خونی رو حفظ باشی

240
00:20:34,208 --> 00:20:37,125
‫ولی تاریخ همیشه یه راهی برای
‫تکرار شدن پیدا می‌کنه، مگه نه؟

241
00:20:39,083 --> 00:20:40,458
‫و من هم اونجا بودم

242
00:20:41,041 --> 00:20:44,500
‫من وقتی که فالکا ‫میرث رو نابود کرد اونجا بودم

243
00:20:46,041 --> 00:20:47,500
‫و تمام جادوگرهایی که اون داخل بودن

244
00:20:49,666 --> 00:20:51,708
‫خشونت اون، برای همیشه...

245
00:20:53,166 --> 00:20:54,791
‫برای من حک شد

246
00:21:06,250 --> 00:21:10,666
‫من همیشه سعی داشتم
‫از نهادهای خودمون محافظت کنم

247
00:21:10,750 --> 00:21:11,583
‫که از شما...

248
00:21:12,333 --> 00:21:13,166
‫محافظت کنم

249
00:21:13,875 --> 00:21:18,000
‫اگه بذاریم ویلگفورتز و تیسیا
‫مسئولیت شورای ما رو به عهده بگیرن،

250
00:21:18,083 --> 00:21:21,333
‫اگه بذاریم نسل الف‌ها
‫قدرت ما رو تضعیف کنه،

251
00:21:22,291 --> 00:21:25,375
‫- همین موجب نابودی ثند می‌شه.
‫- نه. ینیفر...

252
00:21:26,833 --> 00:21:28,875
‫هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنه

253
00:21:30,166 --> 00:21:31,083
‫مطمئنم

254
00:21:31,166 --> 00:21:34,125
‫پادشاه ورایدنک هم از دختر عزیز
‫فالکا کاملا مطمئن بود،

255
00:21:34,208 --> 00:21:36,125
‫تا اینکه دخترش گردنش رو زد

256
00:21:38,500 --> 00:21:41,250
‫پسر جون، تنها چیزی که
‫در این قلمرو یقینی هست...

257
00:21:43,750 --> 00:21:45,083
‫اینه که هیچ‌کس،

258
00:21:46,333 --> 00:21:48,291
‫اونی نیست که نشون می‌ده

259
00:21:54,083 --> 00:21:55,291
‫توی سودن...

260
00:21:56,291 --> 00:21:58,583
‫بعد اینکه اون سرباز من رو سوزوند،

261
00:21:59,500 --> 00:22:01,916
‫روی زمین دراز کشیده بودم،
‫و جیغ می‌کشیدم،

262
00:22:03,083 --> 00:22:04,166
‫و از کنارم رد شد

263
00:22:05,875 --> 00:22:06,833
‫واقعاً متأسفم.

264
00:22:06,916 --> 00:22:08,500
‫- نه
‫- من تو رو فرستادم سمت دروازه...

265
00:22:08,583 --> 00:22:10,250
‫- اگه می‌دونستم که...
‫- نه

266
00:22:11,000 --> 00:22:12,000
‫منظورم این نیست

267
00:22:13,291 --> 00:22:15,250
‫هممون رفتیم اونجا ‫که نقش خودمون رو ایفا کنیم

268
00:22:15,750 --> 00:22:17,291
‫می‌دونستیم ممکنه زنده نمونیم

269
00:22:21,666 --> 00:22:22,958
‫یادمه تو ذهنم بود که،

270
00:22:24,208 --> 00:22:26,125
‫"اگه یه نفر ما قرار بود زنده بمونه،

271
00:22:27,541 --> 00:22:28,958
‫خوشحالم که ینیفر زنده موند."

272
00:22:30,250 --> 00:22:32,375
‫درمان زخم‌هات رو پیدا می‌کنیم

273
00:22:32,458 --> 00:22:33,875
‫- با تیسیا صحبت می‌کنم
‫- نه

274
00:22:36,250 --> 00:22:37,625
‫چیزی که رفته، دیگه رفته

275
00:22:41,041 --> 00:22:43,041
‫اسم من روی پلاک تیسیا نیست

276
00:22:44,125 --> 00:22:45,208
‫من نمُردم

277
00:22:47,833 --> 00:22:49,500
‫باید یه راه جدیدی ‫برای ادامه دادن پیدا کنم

278
00:23:12,833 --> 00:23:14,333
‫تمام زورت همین بود، دختر؟

279
00:23:14,416 --> 00:23:15,500
‫بیا، سیری

280
00:23:16,125 --> 00:23:17,750
‫بهتره برگردیم

281
00:23:18,541 --> 00:23:20,416
‫دیگه کافیه

282
00:24:15,958 --> 00:24:18,500
‫قشنگ بود، شاهدخت

283
00:24:19,625 --> 00:24:20,791
‫اعتراف کن...

284
00:24:20,875 --> 00:24:22,291
‫جای تو توی قلعه‌ست،

285
00:24:23,333 --> 00:24:24,333
‫نه پشت سنگر ما

286
00:24:38,875 --> 00:24:42,000
‫شد چهار هزار الف که اومدن،
‫و بقیه هم توی راه هستن

287
00:24:42,083 --> 00:24:45,208
‫چطوری می‌خوای واسشون مواد غذایی
‫تأمین کنی، تعلیم دادنشون که بماند

288
00:24:45,291 --> 00:24:47,541
‫از کجا مطمئنی سد راه هدف ما نمی‌شن؟

289
00:24:47,625 --> 00:24:50,416
‫شعله‌ی سفید، همیشه یه راهی پیدا می‌کنه.

290
00:24:51,958 --> 00:24:55,250
‫همونطوری که در غیاب خودش
‫تو رو مسئول همه چیز کرد؟

291
00:24:57,041 --> 00:24:57,916
‫فرانچسکا

292
00:24:59,416 --> 00:25:01,958
‫- ممنون که بهم ملحق شدی
‫- البته

293
00:25:16,708 --> 00:25:18,166
‫با افرادت به مشکل خوردی؟

294
00:25:20,916 --> 00:25:22,625
‫اینجا جات راحته؟

295
00:25:24,000 --> 00:25:26,416
‫افراد من عادت دارن روی ‫زمین جنگل بخوابن

296
00:25:27,416 --> 00:25:31,875
‫اینکه بدون نیش مار یا زنبور بیدار بشن،
‫خودش واسه ما نعمتیه

297
00:25:34,333 --> 00:25:35,625
چه هزينه‌اي برام داره؟

298
00:25:38,166 --> 00:25:40,041
.ما هر دو زناي زيرکي هستيم

299
00:25:41,458 --> 00:25:44,125
فردي با نقاب ايتلين بهم گفت

300
00:25:44,625 --> 00:25:47,375
.بيام اينجا دول بلاثانا رو پيدا کنم

301
00:25:49,208 --> 00:25:51,125
کسي که با تو حرف زد چه نقابي داشت؟

302
00:25:51,208 --> 00:25:55,833
اِمير، تا تو رو بيارم اينجا عليه کساني بجنگي
.که به هر دومون صدمه زدند

303
00:25:55,916 --> 00:25:58,208
.در سادن تلفات زيادي متحمل شدين

304
00:25:58,708 --> 00:25:59,708
.يه ارتش جديد لازم دارين

305
00:26:02,166 --> 00:26:04,291
.ما رو به چشم استعمارگر مي بينند

306
00:26:05,083 --> 00:26:07,583
وقتي مردم زره سياه ما رو مي بينند
...تصور مي کنند

307
00:26:07,666 --> 00:26:09,916
.که اومديم دنيا رو نابود کنيم ...

308
00:26:10,000 --> 00:26:11,166
.ولي اينطور نيست

309
00:26:11,875 --> 00:26:14,041
،ما مي خوايم مردم رو سير کنيم

310
00:26:14,958 --> 00:26:16,208
...،بهشون خونه بديم

311
00:26:17,583 --> 00:26:18,708
.آزادشون کنيم

312
00:26:22,791 --> 00:26:24,000
.تو مي توني بهمون کمک کني

313
00:26:25,916 --> 00:26:26,916
چطور؟

314
00:26:27,541 --> 00:26:29,958
الف ها قاره رو بهتر از هر مرد

315
00:26:30,458 --> 00:26:32,916
شمالي يا نيلفگاردي مي شناسند

316
00:26:34,250 --> 00:26:35,916
.مي خوام شريک بشيم

317
00:26:37,166 --> 00:26:41,750
،مادر جاودان شايد ما رو کنار هم آورده باشه
.ولي مي توني بهم اعتماد کني

318
00:26:44,041 --> 00:26:45,833
.من به دنبال يه خونه براي مردمم مي گردم

319
00:26:47,000 --> 00:26:48,375
،ولي، مهم تر از اون

320
00:26:49,125 --> 00:26:51,791
دنبال جايي هستم که آيندمون
.ازش شروع بشه

321
00:27:00,625 --> 00:27:01,916
مي توني اين قول رو بهم بدي؟

322
00:27:07,458 --> 00:27:08,875
...چاره اي نداره

323
00:27:10,125 --> 00:27:11,250
...انجامش مي دم

324
00:27:12,375 --> 00:27:13,708
...دفعه بعد، بايد

325
00:27:22,625 --> 00:27:23,541
.ينيفر

326
00:27:24,541 --> 00:27:26,541
اين پايين چي کار مي کني؟

327
00:27:26,625 --> 00:27:28,166
.مي خواستم تو دست و پا نباشم

328
00:27:28,708 --> 00:27:29,875
.طبق درخواست تيسيا

329
00:27:30,458 --> 00:27:31,958
.ايکاش اوضاع طور ديگه اي بود

330
00:27:33,208 --> 00:27:34,083
...ولي

331
00:27:35,208 --> 00:27:36,041
...سياست

332
00:27:36,125 --> 00:27:38,333
.يه نوع شخصيت خاص مي طلبه

333
00:27:39,041 --> 00:27:41,083
.محاسبه گر. مي فهمم

334
00:27:42,833 --> 00:27:43,666
.آره

335
00:27:44,625 --> 00:27:45,791
.البته که مي فهمي

336
00:28:29,250 --> 00:28:30,541
!اوه

337
00:28:31,083 --> 00:28:32,500
.تسليت مي گم

338
00:28:34,125 --> 00:28:36,208
.اين پاياني نيست که مي خواستم. نه

339
00:28:36,750 --> 00:28:39,541
،متاسفم که خبرش رو بهت مي دم
.ولي اينجا آخر کارت نيست

340
00:28:41,333 --> 00:28:43,541
،خب، ينيفر ونگربرگ

341
00:28:44,208 --> 00:28:47,083
.به نظر مي رسه جادوگران بخشنده هستند

342
00:28:47,166 --> 00:28:49,083
.نه، واقع بين هستيم

343
00:28:49,833 --> 00:28:51,458
.کشتن بايد سودمند باشه

344
00:28:54,791 --> 00:28:56,041
و مرگ من سودي نداره؟

345
00:28:56,916 --> 00:28:58,000
.به هيچ وجه

346
00:28:59,750 --> 00:29:01,708
فرينجيلا درموردت باهام حرف زده

347
00:29:03,583 --> 00:29:06,000
از دوران هم کلاسيتون گفت

348
00:29:14,083 --> 00:29:15,416
.بهت حسادت مي کرد

349
00:29:18,500 --> 00:29:19,375
،بعد

350
00:29:31,375 --> 00:29:33,083
اوه، کجا با اين عجله، عزيزم؟

351
00:29:33,166 --> 00:29:35,916
چرا اينقدر مرد اينجا داره مي پلکه؟

352
00:29:36,000 --> 00:29:37,583
.اوه، ترسوندمت

353
00:29:37,666 --> 00:29:39,333
.خيلي متاسفم

354
00:29:48,833 --> 00:29:50,416
.هميشه فکرش رو مي کردم منحرف باشي

355
00:29:50,500 --> 00:29:53,875
اوه، هيچ وقت خودم رو با امثال
تو کثيف نمي کنم

356
00:29:54,583 --> 00:29:55,416
*.دو رگه
.مترجم: ترجمه دقيق تر چهار رگه يا فرد داراي يک چهارم خون اصيل هست ولي در فارسي متداول نيست

357
00:29:55,500 --> 00:29:57,166
.ترجيح مي دم سلحشور سادن صدام بزني

358
00:29:57,250 --> 00:30:00,625
سلحشور ها يه دفعه بعد از جنگ
يه ماه غيبشون نمي زنه

359
00:30:00,708 --> 00:30:04,958
مشخصه که مفاهيم پيچيده اي مثل
!زنداني جنگي رو درک نمي کني

360
00:30:05,041 --> 00:30:06,000
...پس

361
00:30:07,583 --> 00:30:10,041
همراه نيلفگارد بودي

362
00:30:10,125 --> 00:30:11,541
...نيلفگارد، نيلفگارد

363
00:30:11,625 --> 00:30:12,958
.کمرو نباش

364
00:30:13,958 --> 00:30:15,916
.در مورد خيلي چيزاي ديگه هم بايد حرف بزنيم

365
00:30:17,458 --> 00:30:18,666
...بهم بگو چه حسي داشت

366
00:30:18,750 --> 00:30:19,791
...بهم بگو چطور

367
00:30:20,291 --> 00:30:21,500
.آتش رو کنترل کنم ....

368
00:30:21,583 --> 00:30:22,500
!گور بابات

369
00:30:25,000 --> 00:30:27,125
،يا بهم بگو چرا برگشتي آرتوزا

370
00:30:27,208 --> 00:30:30,291
جايي که اونقدر روشن گفته بودي چي کارش مي کني؟

371
00:30:30,375 --> 00:30:31,708
خاکسترش مي کنم"؟"

372
00:30:32,791 --> 00:30:33,625
نه؟

373
00:30:34,333 --> 00:30:38,625
خب... اگه نمي خواي در مورد
،نيات واقعيت حرف بزني

374
00:30:38,708 --> 00:30:42,416
مجبور ميشم از روش مورد علاقه
.تيسياي عزيزت استفاده کنم

375
00:30:59,083 --> 00:31:00,833
.حالا شد

376
00:31:03,208 --> 00:31:04,583
!بسه

377
00:31:17,458 --> 00:31:19,166
.جواب اين کارت رو مي دي

378
00:31:23,666 --> 00:31:26,625
فکر مي کردم قرار بود دختره
به اسباتون رسيدگي کنه

379
00:31:26,708 --> 00:31:28,500
.داشت همون کار رو مي کرد

380
00:31:30,458 --> 00:31:32,166
.پس تمرين خوب داره پيش مي ره

381
00:31:34,041 --> 00:31:36,583
.با اين که عجوله، ولي سريع ياد مي گيره

382
00:31:37,166 --> 00:31:38,416
.چه آشنا

383
00:31:41,250 --> 00:31:42,125
..وزمير

384
00:31:48,041 --> 00:31:49,416
.بابت اسکل متاسفم

385
00:31:51,458 --> 00:31:52,458
.مي دونم پسر

386
00:31:54,708 --> 00:31:56,625
...و اگه يه موقعي مزاحم بودم

387
00:31:57,208 --> 00:31:58,083
بودي؟

388
00:31:58,583 --> 00:32:00,500
!گرالت

389
00:32:02,250 --> 00:32:03,666
.بايد اين رو ببيني

390
00:32:07,291 --> 00:32:10,750
،يه بار بهت گفتم
!تکرارش هم نمي کنم

391
00:32:10,833 --> 00:32:12,458
!سعي نکن ما رو تحت تاثير قرار بدي

392
00:32:12,541 --> 00:32:14,541
پاهات رو محکم بگير

393
00:32:15,125 --> 00:32:16,875
!و نفس بکش لعنتي

394
00:32:16,958 --> 00:32:19,083
مثل يه ماموت رو به موت داري نفس
.مي زني

395
00:32:37,875 --> 00:32:39,416
.آروش باش دختر
!برو

396
00:32:39,500 --> 00:32:40,500
!آره

397
00:34:24,750 --> 00:34:26,041
.نزديک بود

398
00:34:27,625 --> 00:34:30,250
عليه يکي از خود ماها

399
00:34:30,333 --> 00:34:33,166
.مرتکب خيانت شدي

400
00:34:35,583 --> 00:34:37,458
،حيوان دست آموز تيسيا

401
00:34:38,666 --> 00:34:40,125
.ينيفر از ونگربرگ

402
00:34:40,208 --> 00:34:42,916
،از جادو آتش زنده موند

403
00:34:43,458 --> 00:34:46,375
،از زندان نيلفگارد زنده موند

404
00:34:46,458 --> 00:34:48,750
،از دست الف ها زنده موند

405
00:34:48,833 --> 00:34:53,250
و حالا سالم و سر سحال
برگشته به اين تالار مقدس؟

406
00:34:53,333 --> 00:34:56,000
و توقع داريم بي چون و چرا
باور کنيم

407
00:34:56,083 --> 00:34:58,916
که با نيت خير اينجاست؟

408
00:35:00,791 --> 00:35:02,958
.نمي خوام بگم که دشمنه

409
00:35:05,041 --> 00:35:06,041
.نمي دونم

410
00:35:08,708 --> 00:35:09,625
شماها مي دونين؟

411
00:35:11,000 --> 00:35:13,208
،صرفا دارم مي گم که، ويلگفورتز

412
00:35:14,750 --> 00:35:17,958
اگر ادعا مي کني که همچنان مثل

413
00:35:18,041 --> 00:35:21,708
دوران پيش از سادن مدافع انجمن
،برادري هستي

414
00:35:21,791 --> 00:35:27,041
 پس بايد حاضر باشي از
!انجمن مقابل خاطرات درون اين ديوار ها هم دفاع کني

415
00:35:32,916 --> 00:35:34,625
.چاره ديگه اي نداريم

416
00:35:35,833 --> 00:35:37,708
براي اثبات بي گناهيت

417
00:35:37,791 --> 00:35:40,625
.بايد زنداني نيلفگاري رو بکشي
ويلگفورتز داره حرف مي زنه يا تو؟

418
00:35:41,291 --> 00:35:42,250
،سلحشور

419
00:35:42,916 --> 00:35:43,791
.دشمن رو مي کشه

420
00:35:44,375 --> 00:35:45,416
که چي ثابت بشه؟

421
00:35:45,500 --> 00:35:47,125
!تا ثابت بشه تو جاسوس نيستي

422
00:35:47,208 --> 00:35:48,916
!يا اين ثابت کنم يه قاتلم

423
00:35:50,541 --> 00:35:53,500
اينطوري يه بهونه ديگه هم دست استرگوبور دادم
!تا بهم تهمت بزنه

424
00:35:53,583 --> 00:35:55,291
.پس حقيقت رو بهشون بگو

425
00:35:57,291 --> 00:35:58,125
چه حقيقتي؟

426
00:36:01,250 --> 00:36:03,916
.اين که تو تهديدي نيستي
.چون جادوت رو از دست دادي

427
00:36:11,375 --> 00:36:13,791
.تو رو تا مغز استخونت مي شناسم

428
00:36:14,833 --> 00:36:17,583
.زجر تو زجر منه

429
00:36:19,916 --> 00:36:22,750
.تريس زخمي شده
.سابرينا کوفته شده، هممون درد مي کشيم

430
00:36:23,250 --> 00:36:24,083
.درسته

431
00:36:25,500 --> 00:36:27,625
.همينطوره

432
00:36:40,000 --> 00:36:41,000
،به مدت يک ماه

433
00:36:42,166 --> 00:36:43,708
،قاره رو زيرپا گذاشتم

434
00:36:44,541 --> 00:36:47,166
 هر گياه و معجون و طلسمي
رو امتحان کردم

435
00:36:47,708 --> 00:36:49,208
.تا چيزي که داشتم رو پس بگيرم

436
00:36:49,291 --> 00:36:51,666
!چيزي که لياقتش رو دارم

437
00:36:55,041 --> 00:36:56,583
!بهم بگو چطور خودم رو نجات بدم

438
00:36:58,708 --> 00:37:00,666
.نمي دونم
!باورم نميشه

439
00:37:03,666 --> 00:37:06,500
.دلم مي خواد ذهن کهير رو بشکافم

440
00:37:07,666 --> 00:37:12,250
 .هلش بدم. به سمت جنون هلش بدم
.تا بفهمم چه بلايي سرت اومده

441
00:37:13,291 --> 00:37:16,291
.حاضر بودم هر کاري بکنم

442
00:37:18,416 --> 00:37:19,500
،ولي چيزي که از دست رفته

443
00:37:20,500 --> 00:37:21,500
.از دست رفته

444
00:37:26,958 --> 00:37:28,833
.بدون اون، من هيچم

445
00:37:28,916 --> 00:37:29,833
!اوه

446
00:37:32,416 --> 00:37:34,083
،توي تاريکي لنگ مي زنم

447
00:37:35,500 --> 00:37:38,250
،از لحظه اي که هم رو ديديم
.داشتي سعي مي کردي يک خلع رو پر کني

448
00:37:38,875 --> 00:37:42,000
،قدرت نمي تونست خلع رو پر کنه
.حتي وقتي که توي نوک انگشت هات داشتيش

449
00:37:42,500 --> 00:37:46,125
چي باعث شده فکر کني حالا جواب قدرته؟
!چون تنها چيزيه که برام مونده

450
00:37:51,416 --> 00:37:52,583
.تقريبا موفق شده بودم

451
00:37:58,375 --> 00:37:59,375
.از پسش بر ميام

452
00:38:01,875 --> 00:38:03,333
.از پس هر چيزي بر مياي

453
00:38:10,791 --> 00:38:12,416
به اين معني نيست که محبوري
.انجامش بدي

454
00:38:22,750 --> 00:38:24,750
،وقتي جمجمه يه ويچر ترک بر مي داره

455
00:38:24,833 --> 00:38:26,958
فقط بايد بندازيمش تو يه تخت

456
00:38:27,041 --> 00:38:30,000
.و با خربق سفيد، فرفيون و خفچه پرش کنيم

457
00:38:31,708 --> 00:38:33,958
.احتمالا زنده مي مونه

458
00:38:36,041 --> 00:38:38,458
.تو چنين راهي نداري

459
00:38:41,750 --> 00:38:44,291
ولي تو گفتي ما ترس رو شکار مي کنيم

460
00:38:45,458 --> 00:38:47,958
.که بايد باهاش رو به رو شد
نبايد راحت تسليمش شد

461
00:38:52,041 --> 00:38:52,875
.درسته

462
00:38:54,166 --> 00:38:55,916
.ولي اول بايد تمرين کني

463
00:38:57,208 --> 00:38:58,666
.خب، پس بذار تمرين کنم

464
00:38:59,833 --> 00:39:00,916
.الانم گذاشتم

465
00:39:01,000 --> 00:39:03,000
.نه، اينقدر کافي نيست

466
00:39:04,125 --> 00:39:06,166
.مي خوام يه مبارز بزرگ باشم

467
00:39:07,125 --> 00:39:09,291
اونم نه فقط جلوي يه مشت کاه

468
00:39:16,458 --> 00:39:19,500
افراد زيادي رو مي شناسم
.که مي خواستند جنگجو هاي بزرگ بشن

469
00:39:21,833 --> 00:39:23,583
مي دوني الان کجان؟

470
00:39:26,166 --> 00:39:27,000
کجا؟

471
00:39:28,416 --> 00:39:29,666
.قبرستون

472
00:39:32,041 --> 00:39:33,250
!هف

473
00:40:45,625 --> 00:40:48,041
کجا داري مي ري؟
داري فرار مي کني؟

474
00:40:48,541 --> 00:40:51,125
به تو چه ربطي داره؟
.ربطش اينه که برام مهمي

475
00:40:52,541 --> 00:40:54,416
اگه قصد پنهاني داري
.مي توني بهم بگي

476
00:40:54,500 --> 00:40:56,916
بگم تا به استرگوبور لو بديم؟ دوباره؟

477
00:40:57,000 --> 00:40:59,375
.اوه دست بردار ينا
.به اين اسم صدام نکن

478
00:41:01,250 --> 00:41:02,666
.به شورا دروغ گفتم

479
00:41:04,125 --> 00:41:06,375
بين پيروان نيلفگارد دوراني
رو گذروندم

480
00:41:07,333 --> 00:41:08,416
باهاشون حرف زدم

481
00:41:09,458 --> 00:41:12,750
شنيدم چطور تحت حکومت امپراطور
احساس امنيت و خوشي دارن

482
00:41:12,833 --> 00:41:14,416
به هيچ کسي نگفتم

483
00:41:15,708 --> 00:41:17,041
.ولي به تو اعتماد دارم

484
00:41:18,041 --> 00:41:20,541
!من جاسوس نيستم
،فردا مي رم سينترا

485
00:41:21,375 --> 00:41:24,083
تا به الف هايي که دارن مهاجرت مي کنند
..کمک کنم. کمک کنم به آدمايي مثل

486
00:41:24,583 --> 00:41:26,541
.مثل من؟ چه قهرمانانه

487
00:41:27,375 --> 00:41:30,416
 اگه ازت پرسيده بودن وفاداريت
.رو با بريدن سر يه نفر ديگه ثابت کني مي فهميدي

488
00:41:32,583 --> 00:41:35,458
استرگوبور تو برجاي بيرون جاسوس گذشته

489
00:41:35,541 --> 00:41:38,208
،اگه شب بري بيرون
.مي گيرنت

490
00:41:41,833 --> 00:41:44,250
ولي تو اهل بي سر و صدا
رفتن نبودي مگه نه؟

491
00:41:52,375 --> 00:41:54,875
...همه چيزايي که از دست دادي

492
00:41:58,416 --> 00:42:00,916
...چيزايي که لايقشون بودي

493
00:42:04,541 --> 00:42:05,833
.به نزد من بيا

494
00:42:06,416 --> 00:42:07,958
.به نزد من بيا

495
00:42:15,250 --> 00:42:17,041
.به نزد من بيا

496
00:42:18,125 --> 00:42:19,708
!دوباره

497
00:42:22,291 --> 00:42:24,666
.بازم به پايين نگاه مي کني

498
00:42:24,750 --> 00:42:26,708
براي همين تعادلت رو از دست مي دي

499
00:42:26,791 --> 00:42:29,291
دشمنات روي زمين نيستند

500
00:42:31,291 --> 00:42:32,750
!دوباره

501
00:42:35,291 --> 00:42:36,125
.خوبه

502
00:42:36,708 --> 00:42:37,791
.چشما بالا

503
00:42:37,875 --> 00:42:39,250
!دوباره

504
00:42:42,875 --> 00:42:45,041
.ديروز گفتي نمي تونم بيشتر تمرين کنم

505
00:42:45,750 --> 00:42:46,583
.امروز نه

506
00:42:46,666 --> 00:42:49,916
 وقتي يه نفر داره تعقيبت مي کنه و
اون حس عجيبي که بهت دست مي ده

507
00:42:51,666 --> 00:42:53,000
مي توني برام توصيفش کني؟

508
00:42:56,916 --> 00:42:57,916
.نمي دونم

509
00:42:58,000 --> 00:42:59,625
،وقتي بهش فکر مي کني

510
00:42:59,708 --> 00:43:02,083
اولين کلمه اي به ذهنت مي رسه چيه؟

511
00:43:06,750 --> 00:43:07,666
.کشش

512
00:43:09,833 --> 00:43:11,583
.انگار... دارم کشيده ميشم

513
00:43:11,666 --> 00:43:12,958
به سمت چي؟

514
00:43:14,416 --> 00:43:15,375
.نمي دونم

515
00:43:27,958 --> 00:43:29,791
،اگه اون حس رو دنبال کني

516
00:43:31,666 --> 00:43:33,083
کجا مي بردت؟

517
00:43:42,958 --> 00:43:43,958
.جنگل

518
00:43:53,166 --> 00:43:54,958
فکر مي کني اينجا چي پيدا مي کنيم؟

519
00:43:58,583 --> 00:43:59,833
چرا دنبال منه؟

520
00:44:01,000 --> 00:44:01,916
چرا من؟

521
00:44:02,708 --> 00:44:04,750
.من توي جشن عروسي والدينت بودم

522
00:44:05,750 --> 00:44:07,375
...ديدم که مادرت از خودش

523
00:44:08,500 --> 00:44:10,666
قدرت جادويي کنترل نشده اي رو نشون بده

524
00:44:12,916 --> 00:44:15,041
.تالار تاج و تخت رو کامل نابود کرد

525
00:44:16,916 --> 00:44:18,458
،از اونجايي که تو از خون اوني

526
00:44:20,291 --> 00:44:22,250
فکر مي کنم قدرتش
.رو به ارث بردي

527
00:44:23,458 --> 00:44:24,833
.يه چيزي تو همين مايه ها

528
00:44:35,208 --> 00:44:36,666
چرا بهم نگفتي؟

529
00:44:38,416 --> 00:44:40,833
نمي خواستم اگه نظريه ام اشتباه بود
.بترسونمت

530
00:44:43,166 --> 00:44:45,500
گفتي هيچ وقت نمي ذاري
.اتفاقي برام بيفته

531
00:44:46,875 --> 00:44:47,958
.و بهت اعتماد دارم

532
00:44:48,625 --> 00:44:51,083
.خوبه. ديگه وقتش بود

533
00:44:56,791 --> 00:44:58,458
فکر کنم نزديکيم

534
00:45:14,208 --> 00:45:15,416
.يه دستش نيست

535
00:45:16,666 --> 00:45:18,250
.لشي* اسکل هست
.مترجم: موجودي از اساطير اسلاويک

536
00:45:54,833 --> 00:45:55,666
!فرار کن

537
00:48:17,375 --> 00:48:19,250
.هر چيزي به جز کمال يعني مرگ

538
00:48:24,333 --> 00:48:26,166
سر لزلو اگه بود بهت افتخار مي کرد

539
00:49:06,958 --> 00:49:10,375
 مي توني حداقل بهم بگي
الان مرگم چه فايده اي داره؟

540
00:49:11,291 --> 00:49:12,375
.بخشايش

541
00:49:14,125 --> 00:49:14,958
براي من؟

542
00:49:16,833 --> 00:49:17,708
.براي من

543
00:49:23,583 --> 00:49:27,666
اگه شعله سفيد بخواد من رو قرباني
.بکنه، براي تاريکي آماده ام

544
00:49:30,541 --> 00:49:33,500
در نابيناييه که قدرت حقيقي
.رو پيدا مي کنيم

545
00:50:03,875 --> 00:50:05,666
از پادشاهي هاي شمال بابت

546
00:50:05,750 --> 00:50:09,000
هديه سخاوتمندانشون و احترام
.به افراد کشته شدمون تشکر مي کنيم

547
00:50:11,958 --> 00:50:14,083
!باشد که تا ابد اينجا سرپا باشد

548
00:50:23,791 --> 00:50:24,750
تريس کجاست؟

549
00:50:25,666 --> 00:50:27,291
.امروز صبح احضار شده بود

550
00:50:29,250 --> 00:50:32,375
در سادن، در کنار هم ايستاديم

551
00:50:34,166 --> 00:50:36,875
،تا نه فقط براي آينده جادو بجنگيم

552
00:50:36,958 --> 00:50:39,083
.بلکه براي آينده قاره

553
00:50:40,083 --> 00:50:41,000
،متاسفانه

554
00:50:41,625 --> 00:50:43,791
پيروزيمون هزينه سنگيني داشت

555
00:50:46,958 --> 00:50:48,583
وانيل از بروژ

556
00:50:50,958 --> 00:50:52,333
اتلان کرک

557
00:50:54,125 --> 00:50:55,958
کودبور مورويل

558
00:50:56,541 --> 00:50:58,291
اونجا رو نگاه کن، وزيمير

559
00:50:58,375 --> 00:51:00,875
.ساحري که نبرد سادن رو نجات داد

560
00:51:01,791 --> 00:51:03,416
ينفر ونگبرگ

561
00:51:04,000 --> 00:51:08,000
به نظرت امشب برامون نمايش
آتشيني ترتيب مي ده فولتست؟

562
00:51:08,083 --> 00:51:11,875
 شنيدم جادوگران با طلسم
در چنين رويدادهايي جلوي انجام جادو رو مي گيرن

563
00:51:11,958 --> 00:51:12,958
...آره خب

564
00:51:13,708 --> 00:51:16,916
مشاورم، ديکسترا، مي گه ارزشش
رو داره که حواسم بهش باشه

565
00:51:17,000 --> 00:51:18,291
.کاليا د تورتويل

566
00:51:18,375 --> 00:51:20,708
.همشون اينطور شدند

567
00:51:22,416 --> 00:51:24,625
...معتمد ترين مشاورهامون

568
00:51:24,708 --> 00:51:26,375
.وگنز از وايت هيلز

569
00:51:26,458 --> 00:51:28,708
.دارن هر روز کمتر از ديروز لايق اعتماد ميشن ...

570
00:51:28,791 --> 00:51:31,666
.برج ستزکو، گرازد

571
00:51:33,375 --> 00:51:34,541
.ليتا نيد

572
00:51:37,208 --> 00:51:38,583
.يوئل گرثن

573
00:51:46,375 --> 00:51:47,250
،امروز

574
00:51:48,916 --> 00:51:50,208
بايد دوباره عليه

575
00:51:51,083 --> 00:51:52,541
.دشمني واحد متحد بشويم

576
00:52:09,000 --> 00:52:10,875
اين مرد نيلفگاردي

577
00:52:11,375 --> 00:52:12,875
کشته خواهد شد

578
00:52:16,958 --> 00:52:17,958
سرش به

579
00:52:18,708 --> 00:52:20,166
سينترا فرستاده ميشه

580
00:52:20,875 --> 00:52:23,541
.تا پيام ما رو برسونه

581
00:52:24,291 --> 00:52:25,250
،شمال

582
00:52:26,708 --> 00:52:29,625
،شاهان و جادوگران به مانند هم

583
00:52:31,125 --> 00:52:35,416
.قدرت يعني اين

584
00:52:39,125 --> 00:52:40,250
!احسنت

585
00:53:07,291 --> 00:53:09,708
.خودت رو آزاد کن

586
00:53:10,333 --> 00:53:12,916
.قدرت رو پس بگير

587
00:53:13,500 --> 00:53:17,333
...فقط کلمات رو بگو

588
00:54:45,500 --> 00:54:46,875
.بجنب

589
00:54:49,000 --> 00:54:50,041
چرا نجاتم دادي؟

590
00:54:50,125 --> 00:54:51,541
.هوا برت نداره

591
00:54:52,041 --> 00:54:53,083
.دارم خودم رو نجات مي دم

592
00:55:03,402 --> 00:55:10,402
‫تـــرجمه از « سمــیرا و حمید احمدی »

593
00:55:10,402 --> 00:55:17,402
‫ارائه شده توسط وبسایت دیجی موویز
‫.:: DigiMoviez.Com ::.

594
00:55:17,402 --> 00:55:24,402
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
‫@DigiMoviez

