﻿1
00:00:00,898 --> 00:00:02,539
‫آنچه گذشت در
‫" این ما هستیم "...

2
00:00:02,931 --> 00:00:04,061
‫نزدیک بود غرق بشم!

3
00:00:04,086 --> 00:00:05,352
تو همش سرگرم اینی که

4
00:00:05,354 --> 00:00:07,955
- ... کیت پرخوری نکنه و
- کو , آروم باش

5
00:00:07,957 --> 00:00:10,179
و رندال زیاد بهش حس فرزندخوندگی دست نده ...

6
00:00:12,161 --> 00:00:14,226
‫یکی رو می‌خوام که کمکم کنه.

7
00:00:14,314 --> 00:00:15,937
‫فقط به کمک نیاز دارم، خواهش می‌کنم.

8
00:00:17,563 --> 00:00:20,146
‫- عمو کوین، آروم برو!
‫- چه غلطی داری...

9
00:00:20,171 --> 00:00:22,601
‫چی؟ کمربندت رو بند.
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

10
00:00:35,484 --> 00:00:37,335
بنظر میاد یکی
.تو راه آهن من پا گذاشته

11
00:00:37,460 --> 00:00:40,334
‫- 50 دلار میشه.
‫- ای خدا، مامان.

12
00:00:40,359 --> 00:00:43,702
واو , من میتونم تاس رو
. !! از این فاصله بخونم

13
00:00:43,727 --> 00:00:44,960
‫دیدی؟ بهت که گفتم، عزیزم،

14
00:00:45,029 --> 00:00:46,709
داشتن عینک اونقدرام بد نیست

15
00:00:46,734 --> 00:00:49,679
الان اره . ولی موقع مدرسه

16
00:00:49,960 --> 00:00:51,633
‫همه مسخره‌ام می‌کنن.

17
00:00:51,702 --> 00:00:53,268
‫چی؟
‫نه، نمی‌کنن.

18
00:00:53,468 --> 00:00:54,513
‫چرا، می‌کنن.

19
00:00:54,538 --> 00:00:55,789
‫یه واقعیته، مامان.

20
00:00:56,093 --> 00:00:57,703
‫بازم کلوچه داریم؟

21
00:00:58,257 --> 00:01:00,147
‫می‌دونی چیه،
‫ما هر دومون

22
00:01:00,172 --> 00:01:01,938
‫امروز دوتا کلوچه خوردیم،

23
00:01:02,007 --> 00:01:04,414
...پس شاید من بتونم بجاش یه سیب قاچ کنم بخوریم

24
00:01:04,439 --> 00:01:06,851
‫- هی!
‫- بابا، اومدی خونه!

25
00:01:06,876 --> 00:01:08,608
‫- بالاخره!
‫- همینطوره. هی، سلام.

26
00:01:08,633 --> 00:01:09,959
‫- سلام!
‫- سلام، بابا.

27
00:01:09,984 --> 00:01:12,382
‫بالاخره اومدم.
‫یه خبر خوب، پیرسون‌ها.

28
00:01:12,718 --> 00:01:14,417
‫قراره بریم تعطیلات.

29
00:01:14,486 --> 00:01:16,853
‫- جدی؟
‫- آره.

30
00:01:16,922 --> 00:01:19,856
‫کارمند جدید قسمت حسابداری
‫توی پوکونوس یه کلبه داره.

31
00:01:19,925 --> 00:01:21,086
‫اونجا خالیه،

32
00:01:21,110 --> 00:01:22,950
‫واسه همینم گفت می‌تونیم کل هفته رو اونجا باشیم.

33
00:01:23,367 --> 00:01:25,289
‫البته،

34
00:01:25,314 --> 00:01:27,757
‫اگه مامان موافقت کنه.

35
00:01:29,382 --> 00:01:32,553
‫کلبه به‌نظر ایده‌ی خوبیه.

36
00:01:32,578 --> 00:01:34,423
‫- آره، همینطوره!
‫- خیلی خوبه، نه؟

37
00:01:34,447 --> 00:01:36,247
‫- آره.
‫- وایسا، کوین چی؟

38
00:01:36,429 --> 00:01:37,782
‫نزدیک کمپ فوتبالشه،

39
00:01:37,850 --> 00:01:39,350
‫من جمعه میرم سمتش.

40
00:01:39,418 --> 00:01:41,185
‫میارمش اونجا.
‫همه‌چی ردیفه.

41
00:01:41,210 --> 00:01:43,608
‫نمی‌دونم چرا شما هنوز اینجا نشستین،

42
00:01:43,633 --> 00:01:45,312
‫و منتظرین.
‫برین بالا! وسایل‌تون رو جمع کنین!

43
00:01:45,337 --> 00:01:47,103
‫صبح زود حرکت می‌کنیم!

44
00:01:47,414 --> 00:01:48,703
‫وای خدا.
‫من...

45
00:01:48,925 --> 00:01:51,609
‫هیجان‌زده اومدم داخل، نه؟

46
00:01:51,634 --> 00:01:53,243
‫- فرصت اینو بهت ندادم که...
‫- نه.

47
00:01:53,267 --> 00:01:54,492
‫همینطوره.

48
00:01:54,517 --> 00:01:56,523
‫آره، ولی یه کلبه‌ست، عزیزم.

49
00:01:56,548 --> 00:01:58,789
‫نمی‌شد پیشنهادش رو رد کرد.

50
00:02:00,578 --> 00:02:02,726
‫خب.
‫من...

51
00:02:03,468 --> 00:02:05,988
‫لیست وسایل مورد نیازمون رو میارم.

52
00:02:06,031 --> 00:02:08,257
‫اول لیست:

53
00:02:08,469 --> 00:02:09,750
‫لباس شنات.

54
00:02:09,775 --> 00:02:11,992
‫باید اون بیکینی مشکی رو بپوشی.

55
00:02:12,289 --> 00:02:13,661
‫اصلاً.

56
00:02:13,729 --> 00:02:16,764
‫- بیکینی مشکی بازنشست شده.
‫- وایسا. نه.

57
00:02:16,832 --> 00:02:19,625
‫- بازنشست شده، جک.
‫- عزیزم، هنوز واسه بازنشستگیش زوده.

58
00:02:19,650 --> 00:02:22,710
‫خب؟ خسته شده.
‫می‌خواد برگرده سر کار.

59
00:02:24,804 --> 00:02:28,375
‫باورم نمیشه 1 ماهه که با کوین حرف نزدم.

60
00:02:28,444 --> 00:02:31,679
‫تا حالا نشده انقدر با هم حرف
‫نزده باشیم.

61
00:02:31,747 --> 00:02:33,647
‫آره، می‌دونم، عزیزم.
‫قطع ارتباط یکی از

62
00:02:33,716 --> 00:02:35,316
‫راه‌های توانبخشیه.

63
00:02:35,384 --> 00:02:36,817
‫کوین توی مرکز توانبخشیه.

64
00:02:36,886 --> 00:02:38,990
‫من گذاشتم کوین به اونجا بره.

65
00:02:39,015 --> 00:02:41,810
‫اساساً، قاضی ِ محاکمه‌اش

66
00:02:41,835 --> 00:02:43,557
‫گذاشت که به مرکز توانبخشی بره.

67
00:02:43,929 --> 00:02:46,100
‫ولی الان لازم نیست بگیم مقصرش کیه

68
00:02:46,125 --> 00:02:47,609
‫و من اینو باید بدونم.
‫متاسفم.

69
00:02:47,634 --> 00:02:49,601
‫امیدوارم براش خوب بوده باشه.

70
00:02:49,626 --> 00:02:51,585
‫نه فقط ترک کنه...

71
00:02:51,610 --> 00:02:53,953
‫بلکه کل فوایدش.
‫هنوزم باورم نمیشه

72
00:02:53,978 --> 00:02:55,526
‫دلم واسه غر زدناش تنگ شده.

73
00:02:55,550 --> 00:02:56,578
‫هی.

74
00:02:56,679 --> 00:02:58,535
‫ما هم زیاد غر می‌زدیم.

75
00:02:58,838 --> 00:03:00,468
‫آره.

76
00:03:03,109 --> 00:03:04,775
‫خب.

77
00:03:05,640 --> 00:03:06,732
‫صحیح، خب...

78
00:03:06,757 --> 00:03:09,053
‫غذای کنترل‌شده و سبزیجات واسه
‫مسیر.

79
00:03:09,078 --> 00:03:10,859
‫من هواسم هست.

80
00:03:10,884 --> 00:03:14,273
‫چون وقتی زندگی ما رو پائین می‌بره،
‫کیت و توبی، باید بریم بالا.

81
00:03:14,298 --> 00:03:17,063
‫درسته. و باهاش مقابله می‌کنیم.

82
00:03:17,088 --> 00:03:18,828
‫چون این روش کار کتوبی هست.
‫( اشاره به شخصیت کنوبی جنگ ستارگان )

83
00:03:18,853 --> 00:03:20,562
‫کتوبی.
‫خوشم اومد.

84
00:03:20,587 --> 00:03:22,461
‫میشه قبل از اینکه بریم،
‫آشغال‌ها رو ببری؟

85
00:03:22,485 --> 00:03:23,882
‫- باشه.
‫- بوی بدی میده.

86
00:03:23,907 --> 00:03:25,398
‫" کتوبی ".
‫از این اسم استفاده کنیم؟

87
00:03:25,423 --> 00:03:27,289
‫چون " کتوبی " رو قبول دارم.

88
00:03:42,346 --> 00:03:43,781
‫هی، آماده‌ای؟

89
00:03:45,304 --> 00:03:46,445
‫توبی؟

90
00:03:49,234 --> 00:03:50,531
‫آره!

91
00:03:51,073 --> 00:03:53,226
‫آره، بریم دل رو بزنیم به جاده.

92
00:03:55,992 --> 00:03:57,875
‫سلام، عسلم.

93
00:03:58,327 --> 00:03:59,426
‫سلام.

94
00:03:59,617 --> 00:04:00,804
‫حالت چطوره؟

95
00:04:01,039 --> 00:04:02,164
‫خوبم.

96
00:04:02,218 --> 00:04:04,411
‫فقط خواستیم دوباره چک کنیم که
‫هنوزم مشکلی نداری

97
00:04:04,435 --> 00:04:07,280
‫موقعی که به دیدن عمو کوین بریم،
‫با پرستار بچه بمونی.

98
00:04:07,305 --> 00:04:09,271
‫بابا، من عاشق جولی هستم.

99
00:04:09,340 --> 00:04:11,107
‫اون بهتر از تو کیک درست می‌کنه.

100
00:04:14,024 --> 00:04:16,828
‫- رندال.
‫- آره. فقط... چیزی نیست.

101
00:04:16,914 --> 00:04:20,716
‫- ببین، عزیزم...
‫- مامان، نگرانم نباش.

102
00:04:21,007 --> 00:04:24,520
‫توی 1 ماه گذشته 100 بار حالم رو پرسیدی.

103
00:04:24,750 --> 00:04:28,242
‫بهت که گفتم، ناراحت این بودم که
‫دژا به خونه‌اش رفت.

104
00:04:28,359 --> 00:04:30,179
‫دیگه فرار نمی‌کنم.

105
00:04:30,210 --> 00:04:32,171
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

106
00:04:33,031 --> 00:04:34,697
‫درک می‌کنم که چرا به خونه‌اش رفت.

107
00:04:34,766 --> 00:04:36,144
‫فقط می‌خوایم مطمئن بشیم...

108
00:04:36,168 --> 00:04:36,787
‫- بث.
‫- مامان.

109
00:04:36,812 --> 00:04:39,117
‫- خیلی‌خب.
‫- از کتابت لذت ببر.

110
00:04:39,625 --> 00:04:40,703
‫دوست‌تون دارم.

111
00:04:41,523 --> 00:04:44,304
‫ظاهراً حالش خوبه.

112
00:04:45,031 --> 00:04:47,243
‫چرا با نااُمیدی این حرف رو

113
00:04:47,311 --> 00:04:49,545
‫- زدی؟
‫- چون اگه حالش یه‌کم

114
00:04:49,614 --> 00:04:52,428
‫بد بود، می‌تونستم پیشش بمونم

115
00:04:52,453 --> 00:04:54,570
‫و مجبور نبودم به دیدن
‫برادر عوضیت برم.

116
00:04:54,688 --> 00:04:56,545
‫و کیک خوشمزه‌ی جولی رو هم می‌خوردم.

117
00:04:56,570 --> 00:04:58,056
‫خب، اولاً، کیک‌های جولی

118
00:04:58,124 --> 00:04:59,791
‫بد مزه هستن.

119
00:05:00,108 --> 00:05:01,374
‫آره، همینطوره.

120
00:05:01,523 --> 00:05:04,085
‫ثانیاً، زیاد به برادر عوضیم

121
00:05:04,578 --> 00:05:05,830
‫سخت نگیر.

122
00:05:06,265 --> 00:05:07,842
‫نمی‌دونست تِس داخل ماشینه.

123
00:05:07,984 --> 00:05:10,546
‫آره. فقط می‌دونست که واسه هرکی که توی جاده بود
‫خطر محسوب می‌شد.

124
00:05:10,594 --> 00:05:11,914
‫چی بگم، عزیزم؟

125
00:05:11,992 --> 00:05:13,515
‫اینکه وظیفه‌شناس نبود؟

126
00:05:13,656 --> 00:05:15,306
‫اینکه تصمیمات غلطی گرفت؟

127
00:05:15,476 --> 00:05:18,373
‫اینکه نزدیک بود بزنم سرش رو از

128
00:05:18,398 --> 00:05:19,606
‫- تنش جدا کنم؟
‫- همینو بگو.

129
00:05:19,631 --> 00:05:21,255
‫می‌دونم چه حسی داری، بث پیرسون.

130
00:05:21,300 --> 00:05:22,312
‫منم حسش می‌کنم.

131
00:05:23,054 --> 00:05:24,578
‫ولی وقتی شرایطم بد بود،

132
00:05:24,603 --> 00:05:26,125
‫کوین هوام رو داشت.

133
00:05:26,572 --> 00:05:28,505
‫الانم باید هواش رو داشته باشیم.

134
00:05:28,648 --> 00:05:30,841
‫باشه.
‫ولی جلوی افسوس‌کشیدنام رو

135
00:05:30,909 --> 00:05:32,742
‫نمی‌گیرم.

136
00:05:32,811 --> 00:05:35,671
‫اصلآً از کی تا حالا تو افسوس‌خوردنات...

137
00:05:36,815 --> 00:05:38,289
‫تا جایی که به من مربوطه،

138
00:05:39,203 --> 00:05:41,518
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫چقدر از دستش عصبانی‌ام،

139
00:05:41,587 --> 00:05:45,242
‫یه نفس عمیق می‌کشم و میگم،

140
00:05:45,843 --> 00:05:47,351
‫" ما هوات رو داریم، کوین. "

141
00:05:47,734 --> 00:05:49,967
‫به این میگن سرکوب مخصوص ِ سفید‌پوستا.

142
00:05:49,992 --> 00:05:51,407
‫منو سفیدپوستا بزرگ کردن...

143
00:05:51,431 --> 00:05:52,431
‫همه می‌دونن.

144
00:06:01,710 --> 00:06:02,953
‫هی، مامان؟

145
00:06:04,562 --> 00:06:05,757
‫حالت چطوره؟

146
00:06:07,085 --> 00:06:09,454
‫خوبم.
‫فقط...

147
00:06:09,479 --> 00:06:12,813
‫خوشحالم که همه‌مون اینجائیم
‫تا از برادرت حمایت کنیم.

148
00:06:12,837 --> 00:06:14,655
‫اینجا چه قشنگه.

149
00:06:14,694 --> 00:06:16,039
‫- سلام.
‫- سلام، بچه‌ها.

150
00:06:16,064 --> 00:06:17,092
‫- هی.
‫- هی، مامان.

151
00:06:17,117 --> 00:06:18,272
‫عزیزم.

152
00:06:18,317 --> 00:06:20,116
‫- حالت چطوره؟
‫- سلام، باگ. خوبم.

153
00:06:20,185 --> 00:06:21,785
‫- حالت چطوره؟
‫- حالا که دیدمت خوبم.

154
00:06:25,531 --> 00:06:26,898
‫بیا بغلم، آبجی.

155
00:06:31,096 --> 00:06:33,176
‫خیلی وقت بود می‌خواستم ماچت کنم.

156
00:06:33,476 --> 00:06:34,592
‫منم همینطور.

157
00:06:34,617 --> 00:06:36,296
‫همه‌مون ماه سختی رو گذروندیم.

158
00:06:37,101 --> 00:06:38,154
‫راستی یادم اومد.

159
00:06:38,179 --> 00:06:41,623
‫هی، بچه‌ها؟ گمونم باید خودمون رو آماده کنیم.

160
00:06:41,648 --> 00:06:43,357
‫کوین احتمالاً قیافه‌اش عوض شده.

161
00:06:43,382 --> 00:06:44,585
‫ممکنه لاغر شده باشه.

162
00:06:44,680 --> 00:06:46,289
‫چشماش ممکنه سیاهی داشته باشه...

163
00:06:46,314 --> 00:06:47,945
‫- سلام!
‫- کوین!

164
00:06:48,031 --> 00:06:49,750
‫مَت.
‫از امروزت لذت ببر، باشه؟

165
00:06:49,945 --> 00:06:52,148
‫- البته، اون تازه از توانبخشی اومده.
‫- سلام.

166
00:06:52,594 --> 00:06:54,632
‫بیا.

167
00:06:54,657 --> 00:06:56,242
‫خوشحالم که حالت خوبه.

168
00:06:56,267 --> 00:06:57,531
‫کیت...

169
00:06:58,631 --> 00:07:00,791
‫- فقط می‌خواستم بهت بگم که...
‫- نه. می‌دونم.

170
00:07:00,899 --> 00:07:02,109
‫می‌دونم.

171
00:07:03,867 --> 00:07:05,390
‫- سلام.
‫- سلام.

172
00:07:13,304 --> 00:07:15,208
‫می‌خواستم بهتون بگم که...

173
00:07:15,277 --> 00:07:17,511
‫خوشحالم که همه‌تون اومدین.

174
00:07:17,579 --> 00:07:18,979
‫- جدی میگم.
‫- البته.

175
00:07:19,048 --> 00:07:21,848
‫و از بخت خوبمه...

176
00:07:22,470 --> 00:07:24,585
‫که همه‌تون به دیدنم اومدین.

177
00:07:25,676 --> 00:07:27,244
‫ما هوات رو داریم، کو.

178
00:07:27,269 --> 00:07:29,421
‫- ممنون.
‫- چطوری، عزیزم؟

179
00:07:29,446 --> 00:07:31,298
‫خوبم.
‫خیل وقته که همچین

180
00:07:31,322 --> 00:07:33,609
‫حسی نداشتم.
‫بارب! هی! بیا اینجا.

181
00:07:33,634 --> 00:07:36,000
‫- سلام.
‫- همگی، این باربارا هست.

182
00:07:36,025 --> 00:07:38,039
‫- روانکاومه.
‫- سلام!

183
00:07:38,064 --> 00:07:40,157
‫آره، کارش حرف نداره.
‫عاشقش میشین.

184
00:07:40,181 --> 00:07:42,609
‫اون تمام جواب‌ها رو داره.
‫راستش تو...

185
00:07:42,634 --> 00:07:45,257
‫تو بهترین باربارایی هستی که توی کل
‫زندگیم می‌شناسم.

186
00:07:45,282 --> 00:07:46,953
‫و من با باربارا والترز هم آشنا شدم.
‫(مجری تلویزیونی)

187
00:07:47,266 --> 00:07:48,414
‫و باربارا استرایسند.
‫(بازیگر)

188
00:07:48,439 --> 00:07:49,835
‫خوشحالم که باهاتون آشنا شدم.

189
00:07:49,860 --> 00:07:51,235
‫- همچنین.
‫- از دیدن‌تون خوشحالم.

190
00:07:51,259 --> 00:07:53,219
‫باربارا امروز جلسه‌مون رو برگزار می‌کنه.

191
00:07:53,400 --> 00:07:56,473
‫راستش، کوین، گفتم شاید بهتر باشه

192
00:07:56,498 --> 00:07:59,332
‫که جلسه‌ی اول‌مون فقط با خانواده‌ی درجه یک باشه.

193
00:07:59,401 --> 00:08:02,350
‫فقط برادر و خواهر و مادرت.
‫نه بقیه.

194
00:08:02,375 --> 00:08:04,937
‫" دیگران. "
‫انگار توی " گمشدگان "یم. (اشاره به سریال لاست)

195
00:08:05,937 --> 00:08:08,253
‫باربارا، متاسفم، خودم بهشون گفتم

196
00:08:08,277 --> 00:08:09,921
‫- بیان اینجا.
‫- نگران نباش. اشکال نداره.

197
00:08:09,945 --> 00:08:11,511
‫- بث.
‫- نه، منظورم...

198
00:08:11,914 --> 00:08:13,880
‫اینه که این واسه سلامتی کوین بهتره.

199
00:08:13,968 --> 00:08:15,750
‫آره، ما نمی‌خوایم مانع بهبود

200
00:08:15,775 --> 00:08:17,072
‫- کوین بشیم. این...
‫- درست میگه.

201
00:08:17,096 --> 00:08:18,703
‫نه، کاری که لازمه رو بکن.

202
00:08:18,728 --> 00:08:20,854
‫برو و زیاد بزرگش نکن.

203
00:08:20,923 --> 00:08:22,656
‫- عالیه. آره.
‫- مطمئنی؟

204
00:08:22,724 --> 00:08:24,035
‫- می‌دونی...
‫- چیزی نیست. چیزی نیست.

205
00:08:24,059 --> 00:08:25,626
‫- بهت زنگ می‌زنم.
‫- کارت تموم شد، برگرد.

206
00:08:25,650 --> 00:08:26,741
‫- باشه.
‫- آره.

207
00:08:26,766 --> 00:08:27,836
‫- عالیه.
‫- البته.

208
00:08:27,860 --> 00:08:29,460
‫قبل از اینکه نظرشون عوض بشه، بریم.

209
00:08:29,826 --> 00:08:40,171
<font color="#00ffff"><font color="#ff0000">aLi-HdR</font>  <font color="#00ffff">: متــــرجم</font>
<font color="#00ffff">دوستان اولین کارمه امیدوارم که لذت ببرید :d</font>

210
00:08:38,173 --> 00:08:42,173


211
00:08:45,234 --> 00:08:47,179
‫- سلام!
‫- کوین، اومدی!

212
00:08:49,008 --> 00:08:50,554
‫وقتی توی کمپ بودم، بار کردیم؟

213
00:08:50,579 --> 00:08:52,351
‫نه، بهت گفتم که یه کلبه واسه تعطیلاته.

214
00:08:52,376 --> 00:08:53,773
‫مگه نامه‌هامون رو نخوندی؟

215
00:08:53,945 --> 00:08:55,984
‫- بدون من رفتین تعطیلات.
‫- نه.

216
00:08:56,009 --> 00:08:58,617
‫فقط چند روز، ولی تا هفته‌ی آینده اینجا می‌مونیم.

217
00:08:58,642 --> 00:09:00,593
‫کو، خیلی بزرگ شدی.
‫خدا شاهده، تو

218
00:09:00,618 --> 00:09:02,259
‫دو برابر قبل شدی.

219
00:09:02,284 --> 00:09:04,604
.میخوام همه چیزو راجع به کمپ بهم بگی

220
00:09:04,682 --> 00:09:05,949
‫خیلی باحال بود.

221
00:09:05,973 --> 00:09:07,289
‫- آره؟
‫- دوتا جام گرفتم.

222
00:09:07,314 --> 00:09:08,430
‫- جدی؟
‫- می‌خوای ببینی‌شون؟

223
00:09:08,454 --> 00:09:11,023
‫البته!

224
00:09:11,048 --> 00:09:12,981
‫خب، رندال یه هفته پیش عینک زد،

225
00:09:13,006 --> 00:09:15,093
‫و نباید مسخره‌اش کنی، باشه؟

226
00:09:15,118 --> 00:09:17,258
‫چون اگه عینک نزنه،
‫سردرد می‌گیره...

227
00:09:17,282 --> 00:09:19,483
‫- باشه، چیزی نمیگم.
‫- ممنون.

228
00:09:19,671 --> 00:09:21,218
‫کو، بالاخره اومدی.
‫اینجا

229
00:09:21,243 --> 00:09:22,607
‫- خیلی باحاله.
‫- درسته؟

230
00:09:22,632 --> 00:09:25,226
‫شبا بابا آتیش روشن می‌کنه و ساندویچ درست می‌کنه

231
00:09:25,251 --> 00:09:27,171
‫و بعضی وقتا پاپ‌کورن درست می‌کنیم.

232
00:09:28,020 --> 00:09:29,250
‫دقت کردی که

233
00:09:29,275 --> 00:09:30,921
‫هرچیزی که کیت میگه دوست داره

234
00:09:30,946 --> 00:09:33,117
‫مربوط به غذا میشه؟

235
00:09:33,781 --> 00:09:35,773
‫نه، در مورد چاله‌ی آتیش حرف می‌زد.

236
00:09:35,960 --> 00:09:38,523
‫آره. راجع‌به پاپ‌کورن و ساندویچ هم حرف زد.

237
00:09:38,548 --> 00:09:40,851
‫بی‌خیال.
‫تعطیلاته ها.

238
00:09:40,876 --> 00:09:43,140
‫و خیلی لاغر شده.

239
00:09:43,191 --> 00:09:45,703
‫ولی دیگه بچه نیست، جک.

240
00:09:45,765 --> 00:09:48,726
‫نمی‌خوام خجالتی بشه،

241
00:09:48,868 --> 00:09:50,901
‫ولی عاشق غذاست.

242
00:09:50,926 --> 00:09:53,812
‫و دکتر گفت خیلی سنگین‌تر از دخترای هم‌سن و سالشه.

243
00:09:53,813 --> 00:09:55,978
‫آره، ولی اون دکتر بر اساس مطالعات
‫این حرف رو زد،

244
00:09:56,046 --> 00:09:57,813
‫و نه بچه‌مون،

245
00:09:57,882 --> 00:09:59,929
‫که به مادربزرگم رفته و...

246
00:10:00,070 --> 00:10:01,828
‫استخون درشت بود.

247
00:10:01,867 --> 00:10:05,053
‫چند ساله این کارو داریم می‌کنیم، جک.

248
00:10:05,122 --> 00:10:07,677
‫من میگم یه مشکله، و تو میگی استخون درشته...

249
00:10:07,702 --> 00:10:09,078
‫و مشکلی نیست.

250
00:10:09,304 --> 00:10:10,648
‫من نگرانشم.

251
00:10:10,757 --> 00:10:11,914
‫- خب.
‫- آره؟

252
00:10:11,939 --> 00:10:17,693
‫بهش میگم که یه‌کم بیشتر کار کنه، خب؟

253
00:10:17,718 --> 00:10:20,406
‫شاید یه ورزشی که دوست داشته باشه انجام بده.

254
00:10:20,537 --> 00:10:22,921
‫- جدی؟ ممنون.
‫- آره.

255
00:10:24,321 --> 00:10:25,264
‫هی.

256
00:10:25,289 --> 00:10:26,942
‫- بله؟
‫- دیگه نباید هر روز

257
00:10:27,011 --> 00:10:28,648
‫براش بستنی بخری.

258
00:10:31,194 --> 00:10:32,437
‫- جک.
‫- باشه.

259
00:10:32,953 --> 00:10:34,007
‫قبوله.

260
00:10:34,032 --> 00:10:35,962
‫- بریم.
‫- توپ رو بگیر. دور شو، بابا.

261
00:10:35,986 --> 00:10:37,063
‫برو، برو، برو، کیت.
‫یالا.

262
00:10:37,087 --> 00:10:38,343
‫برو، بابا!

263
00:10:40,881 --> 00:10:42,070
‫یه 6 امتیازی!

264
00:10:42,250 --> 00:10:44,099
‫بگیر، بدو و به برادرت بدش.
‫بدو.

265
00:10:44,144 --> 00:10:45,904
‫بدو.
‫برو، برو.

266
00:10:46,093 --> 00:10:47,593
‫مامان، پرتاب چرخشیم رو نگاه کن.

267
00:10:47,618 --> 00:10:49,531
‫آره، دارم نگاه می‌کنم.
‫عالیه.

268
00:10:49,556 --> 00:10:51,883
‫می‌خوام دور پرتابش کنم تا بابا نگیرتش.
‫نگاه کن!

269
00:10:51,951 --> 00:10:53,203
‫- خب.
‫- کیت، بیا.

270
00:10:53,228 --> 00:10:55,617
‫- همراهم بیا.
‫- چرا رندال بازی نمی‌کنه؟

271
00:10:55,642 --> 00:10:57,594
‫- نگران رندال نباش. چیزیش نیست.
‫- خسته‌ام.

272
00:10:57,618 --> 00:10:59,273
‫چرا خسته‌ای؟
‫تازه شروع کردیم که.

273
00:10:59,298 --> 00:11:01,290
‫اگه نخوام فوتبال بازی کنم،
‫چرا باید بازی کنم؟

274
00:11:01,314 --> 00:11:02,671
‫بابا!
‫بگیر.

275
00:11:06,130 --> 00:11:09,999
‫این هفته کلی شیرینی خوردی، خب؟

276
00:11:10,289 --> 00:11:11,711
‫و گمونم مهمه که

277
00:11:11,735 --> 00:11:14,328
‫ورزش کنی تا سالم بمونی.

278
00:11:17,573 --> 00:11:20,040
‫دیگه شیرینی نمی‌خورم.
‫فقط نمی‌خوام بازی کنم.

279
00:11:20,085 --> 00:11:21,226
‫کیت.

280
00:11:25,124 --> 00:11:27,062
‫ولش کن، بابا.

281
00:11:30,354 --> 00:11:32,046
‫هی، چهار چشمی، بگیر!

282
00:11:32,755 --> 00:11:33,953
‫هی.

283
00:11:35,209 --> 00:11:36,640
‫شوخیت گرفته، کوین؟

284
00:11:36,665 --> 00:11:38,359
‫نزدیک بود برادرت رو بزنی.

285
00:11:38,384 --> 00:11:39,648
‫می‌دونم.
‫خطا رفت.

286
00:11:40,166 --> 00:11:41,609
‫نه. بیا اینجا.

287
00:11:42,093 --> 00:11:44,703
‫می‌دونی که نزدیک بود توپ رو به سرش بزنی؟

288
00:11:44,728 --> 00:11:46,429
‫چت شده؟

289
00:11:46,454 --> 00:11:48,520
‫واقعاً می‌خوای تنهایی بدون کنسول بازی

290
00:11:48,545 --> 00:11:50,045
‫توی اتاقت بشینی،

291
00:11:50,070 --> 00:11:52,104
‫نه کتاب بخونی و نه با کسی حرف بزنی؟

292
00:11:52,129 --> 00:11:54,234
‫چرا اینجوری رفتار می‌کنی؟

293
00:11:54,695 --> 00:11:56,250
‫از همه‌تون ممنونم که اومدین.

294
00:11:57,039 --> 00:11:59,023
‫یکی از مهم‌ترین فرآیندهای درمان کوین

295
00:11:59,048 --> 00:12:02,484
‫اینه که با کسایی که دوست‌شون داره
‫توی یه مکان امن

296
00:12:02,917 --> 00:12:04,703
‫راحت حرف بزنه.

297
00:12:06,810 --> 00:12:07,953
‫کوین.

298
00:12:10,179 --> 00:12:11,593
‫- الان؟
‫- آره.

299
00:12:15,390 --> 00:12:18,164
‫خب، اولاً، می‌خوام از همه‌تون

300
00:12:19,328 --> 00:12:22,703
‫معذرت‌خواهی کنم.

301
00:12:23,109 --> 00:12:25,867
‫من توی وضعیت بدی قرار گرفته بودم،

302
00:12:26,347 --> 00:12:27,578
‫و من...

303
00:12:28,136 --> 00:12:29,703
‫رابطه‌ام رو با سوفی خراب کردم،

304
00:12:30,335 --> 00:12:31,875
‫و بعدش

305
00:12:31,900 --> 00:12:33,812
‫رابطه‌ام رو با شما خراب کردم.

306
00:12:35,604 --> 00:12:37,148
‫کیت، من...

307
00:12:42,539 --> 00:12:43,789
‫متاسفم.

308
00:12:44,898 --> 00:12:46,929
‫متاسفم که مجبور شدی بدون من

309
00:12:46,954 --> 00:12:48,938
‫توی وضعیت بدی قرار بگیری.

310
00:12:48,962 --> 00:12:51,363
‫نباید همچین اتفاقی می‌افتاد.

311
00:12:54,371 --> 00:12:56,992
‫اینجا بهمون میگن که

312
00:12:57,804 --> 00:12:59,391
‫باید خودمون رو ببخشیم

313
00:12:59,415 --> 00:13:00,976
‫بابت کارای بدی که کردیم،
‫ولی...

314
00:13:04,140 --> 00:13:06,398
‫این یه مورد واسه من طول می‌کشه.

315
00:13:08,914 --> 00:13:10,007
‫اشکال نداره.

316
00:13:10,390 --> 00:13:12,843
‫منم متاسفم.

317
00:13:13,396 --> 00:13:15,117
‫به‌خاطر اینکه توجه نکردم.

318
00:13:16,722 --> 00:13:18,937
‫منظورم توئی.

319
00:13:24,235 --> 00:13:25,445
‫رندال.

320
00:13:27,740 --> 00:13:29,023
‫متاسفم...

321
00:13:30,875 --> 00:13:33,010
‫که تو و بث رو ترسوندم.

322
00:13:33,079 --> 00:13:34,912
‫نمی‌دونستم تس داخل ماشینه،

323
00:13:34,981 --> 00:13:36,468
‫ولی واقعآً متاسفم.

324
00:13:38,844 --> 00:13:40,328
‫ما هوات رو داریم، کو.

325
00:13:46,192 --> 00:13:47,453
‫و مامان،
‫من...

326
00:13:47,862 --> 00:13:50,289
‫متاسفم که مجبور شدی این همه سختی بکشی.

327
00:13:52,182 --> 00:13:54,000
‫فقط می‌خوام خوشبخت باشی، کوین.

328
00:14:03,649 --> 00:14:05,453
‫خب؟

329
00:14:06,398 --> 00:14:07,625
‫خیلی مفید بود.

330
00:14:08,289 --> 00:14:10,015
‫روان پاکساز بود، نه؟

331
00:14:11,164 --> 00:14:12,335
‫واقعاً اینطور بود؟

332
00:14:14,323 --> 00:14:17,921
‫چون از نظر من زیادی مودبانه بود.

333
00:14:19,117 --> 00:14:20,757
‫می‌خوای در مورد اینکه

334
00:14:20,782 --> 00:14:22,437
‫اعتیادت از کجا نشات گرفته

335
00:14:22,574 --> 00:14:27,007
‫با خانواده‌ات حرف بزنی؟

336
00:14:37,810 --> 00:14:40,984
‫کو... چیزی نیست.

337
00:14:41,161 --> 00:14:42,820
‫حرف‌زدن در این مورد خوبه.

338
00:14:45,687 --> 00:14:47,304
‫من به کو گفتم

339
00:14:47,627 --> 00:14:50,890
‫که باید یه راهی پیدا کنه

340
00:14:50,915 --> 00:14:53,656
‫تا در مورد غمش حرف بزنه.

341
00:14:54,477 --> 00:14:58,078
‫در مورد مرگ پدرمون...

342
00:15:04,674 --> 00:15:06,601
‫این نگاه معنادار بود؟

343
00:15:06,685 --> 00:15:08,601
‫آره، نگاه معنادار کردن.

344
00:15:10,804 --> 00:15:12,960
‫باید در مورد چیزایی حرف بزنیم

345
00:15:12,985 --> 00:15:14,398
‫که به خانواده‌تون مربوطه...

346
00:15:15,416 --> 00:15:17,682
‫و حتی به پدرتون...

347
00:15:18,141 --> 00:15:20,054
‫اینکه وقتی زنده بود...

348
00:15:20,079 --> 00:15:22,156
‫باز هم مشکلاتی داشتین.

349
00:15:23,867 --> 00:15:26,482
‫میشه با هم در این مورد حرف بزنیم؟

350
00:15:26,784 --> 00:15:28,812
‫وای خدا، لازمه؟

351
00:15:34,180 --> 00:15:36,181
‫- به‌سلامتی بقیه.
‫- نه.

352
00:15:36,585 --> 00:15:40,030
‫به‌سلامتی سه‌تا بزرگ جدید.

353
00:15:40,555 --> 00:15:43,123
‫- به‌سلامتی سه‌تا بزرگ جدید.
‫- سه‌تا بزرگ جدید.

354
00:15:43,125 --> 00:15:44,945
‫خوشم اومد.

355
00:15:46,971 --> 00:15:49,640
‫باید بگم،

356
00:15:50,234 --> 00:15:53,342
‫تصورش رو نمی‌کردم که امروز رو توی
‫مرکز توانبخشی اینجوری بگذرونم.

357
00:15:53,367 --> 00:15:57,102
‫دیدین امروز چجوری کوین دستش رو مثل بازیگرا

358
00:15:57,171 --> 00:15:58,704
‫تکون داد؟ اینجوری...

359
00:15:58,772 --> 00:16:00,453
‫وقتی دوتا دستت رو روی هم میذاری.

360
00:16:00,478 --> 00:16:03,041
‫و بعد تشکر کنی و یه‌کم خم بشی؟

361
00:16:03,110 --> 00:16:05,171
‫مثل آقای میاگی ِ پیر.
‫( بازیگر فیلم پسر کاراته‌باز )

362
00:16:05,196 --> 00:16:08,562
‫اون بچه‌ی 9 ساله‌ام رو توی حالت مستی
‫با ماشین اینور و اونور برد.

363
00:16:08,587 --> 00:16:11,140
‫و جلوی دخترم، عموش رو دستبند زدن.

364
00:16:11,165 --> 00:16:14,179
‫ولی می‌دونین چیه؟
‫اون مثل آل پاچینو خم شد و تشکر کرد

365
00:16:14,192 --> 00:16:15,792
‫پس من باید ببخشمش.

366
00:16:15,861 --> 00:16:17,405
‫گمون نکنم کسی همچین انتظاری داشته باشه.

367
00:16:17,429 --> 00:16:20,063
‫رندال داره. هروقت بخوام باهاش در مورد
‫رفتار کوین

368
00:16:20,132 --> 00:16:22,101
‫حرف بزنم،
‫من...

369
00:16:22,288 --> 00:16:25,623
‫انگار وارد حریم شخصی پیرسون‌ها میشم.

370
00:16:25,771 --> 00:16:27,578
‫حریم شخصی پیرسون.

371
00:16:27,603 --> 00:16:30,240
‫من چند بار وارد حریم‌شون شدم

372
00:16:30,309 --> 00:16:32,945
‫و اصلاً آخر و عاقبت خوشی نداره.

373
00:16:33,359 --> 00:16:35,078
‫ولی اگه شرایط جوری باشه که

374
00:16:35,147 --> 00:16:38,284
‫مجبور میشین وارد حریم‌شون بشین،
‫چیکار می‌کنین؟

375
00:16:38,309 --> 00:16:40,429
‫مثلآً الان، یه چیزی هست که باید به کیت بگم،

376
00:16:40,453 --> 00:16:42,111
‫چیزی که ازم قایم کرده بود.

377
00:16:42,136 --> 00:16:43,585
‫در مورد جک که نیست، درسته؟

378
00:16:43,610 --> 00:16:44,727
‫- نه.
‫- چون اینجوری دقیقاً

379
00:16:44,751 --> 00:16:45,678
‫وارد حریم‌شون میشی.

380
00:16:45,703 --> 00:16:47,563
‫اینو خیلی وقت پیش فهمیدم.

381
00:16:47,587 --> 00:16:50,414
‫وقتی با هم آشنا شدیم،
‫عکس پدرش رو دیدم،

382
00:16:50,439 --> 00:16:54,953
‫و گفتم با این سبیل شبیه بازیگرای دهه‌ی 70 شده.

383
00:16:54,978 --> 00:16:57,445
‫آره، گفتم الانه که منو بزنه.

384
00:16:58,093 --> 00:17:00,234
‫نمیشه از جک انتقاد کرد.

385
00:17:00,259 --> 00:17:02,382
‫اون آدم خوبیه که هیچوقت مثلش نمیشیم.

386
00:17:02,407 --> 00:17:04,890
‫هیچ‌کدوم‌مون زنده نمی‌مونیم که خوبیش رو ببینیم.

387
00:17:04,986 --> 00:17:06,132
‫یواش.

388
00:17:07,006 --> 00:17:08,906
‫الان داری وارد حریممم میشی.

389
00:17:11,152 --> 00:17:13,703
‫- به‌سلامتی جک.
‫- به‌سلامتی جک.

390
00:17:15,625 --> 00:17:17,562
‫اون واقعاً شبیه بازیگرای دهه‌ی 70 بود.

391
00:17:24,828 --> 00:17:26,210
‫هی، کیتی.

392
00:17:28,647 --> 00:17:29,968
‫میشه بشینم پیشت؟

393
00:17:35,199 --> 00:17:38,359
‫همینجوری بشینیم فقط؟

394
00:17:40,196 --> 00:17:41,382
‫خب.

395
00:17:42,110 --> 00:17:43,773
‫باحاله.

396
00:17:46,059 --> 00:17:48,085
‫درک، پسر همسایه،
‫بهم گفت چاقی.

397
00:17:52,164 --> 00:17:54,578
‫- به‌نظرم درک...
‫- به‌نظرت من چاقم؟

398
00:17:57,836 --> 00:17:59,304
‫کیتی، به‌نظرم...

399
00:18:03,085 --> 00:18:08,155
‫به‌نظرم تو قشنگ‌ترین

400
00:18:08,180 --> 00:18:09,664
‫آدم روی زمینی.

401
00:18:19,477 --> 00:18:21,539
‫مامان، عینکم نیستش.

402
00:18:21,564 --> 00:18:23,593
‫آخرین بار کجا دیدی‌شون؟

403
00:18:23,746 --> 00:18:25,781
‫وقتی خواستم صورتم رو بشورم، درآوردم‌شون.

404
00:18:26,046 --> 00:18:29,451
‫همیشه روی میز کنار آباژور میذارم‌شون.

405
00:18:29,520 --> 00:18:31,520
‫یه بار دیگه برو دستشوئی رو چک کن

406
00:18:31,589 --> 00:18:33,079
‫بعد میام کمکت کنم با هم بگردیم.

407
00:18:33,103 --> 00:18:34,218
‫باشه.

408
00:18:39,015 --> 00:18:41,578
‫کوین، میشه لطفاً بیای اینجا؟

409
00:18:44,268 --> 00:18:45,320
‫چیه؟

410
00:18:45,345 --> 00:18:47,867
‫عینک برادرت رو تو بردی؟

411
00:18:48,439 --> 00:18:50,109
‫نه.
‫میشه برم؟

412
00:18:50,134 --> 00:18:52,726
‫کوین، خنده‌دار نیست ها.

413
00:18:53,031 --> 00:18:54,037
‫شوخی نیست که.

414
00:18:54,062 --> 00:18:55,982
‫می‌دونی که برادرت فقط با عینک می‌تونه خوب بیبنه.

415
00:18:56,023 --> 00:18:57,461
‫تا 3 می‌شمارم تا بهم بگی

416
00:18:57,485 --> 00:18:58,714
‫عینکش کجاست.

417
00:18:58,976 --> 00:19:00,125
‫- یک...
‫- ازت بدم میاد.

418
00:19:00,150 --> 00:19:03,656
‫کوین، ازم بدت نمیاد،
‫فقط زیادی خسته‌ای.

419
00:19:03,681 --> 00:19:05,312
‫این کلبه افتضاحه.

420
00:19:05,445 --> 00:19:07,171
‫- کوین.
‫- این خانواده افتضاحه.

421
00:19:07,196 --> 00:19:08,828
‫- کافیه.
‫- تو افتضاحی.

422
00:19:21,320 --> 00:19:22,520
‫حرف بزن، کوین.

423
00:19:30,632 --> 00:19:32,029
‫گمونم، کل بچگیم،

424
00:19:32,054 --> 00:19:34,953
‫حس می‌کردم از دید مامان و بابا

425
00:19:35,594 --> 00:19:36,671
‫کمتر از شما منو دوست داشتن.

426
00:19:36,696 --> 00:19:38,054
‫انگار من...

427
00:19:38,476 --> 00:19:40,234
‫عضو اضافی خانواده بودم.

428
00:19:40,259 --> 00:19:41,851
‫کوین، این چه حرفیه؟

429
00:19:41,876 --> 00:19:43,828
‫کیت، خواهش می‌کنم.
‫بذار کوین حرف بزنه.

430
00:19:46,109 --> 00:19:47,871
‫کیت، تو بابا رو داشتی.

431
00:19:48,351 --> 00:19:50,304
‫خب؟ تو بابا رو داشتی،
‫رندال هم

432
00:19:50,329 --> 00:19:52,390
‫تو مامان رو داشتی.
‫شما دوتا مثل هم بودین.

433
00:19:52,415 --> 00:19:53,620
‫درست نیست.

434
00:19:53,645 --> 00:19:55,343
‫من همه‌تون رو به یه اندازه دوست داشتم.

435
00:19:55,461 --> 00:19:58,828
‫ربکا، کوین داره احساس الانش رو بهت میگه،

436
00:19:58,853 --> 00:20:01,054
‫و همه‌تون فرصت اینو خواهید داشت
‫که بهش بگین

437
00:20:01,079 --> 00:20:02,531
‫چه حسی دارین.

438
00:20:06,031 --> 00:20:08,796
‫بگذریم،
‫گمونم اون احساسی که موقع بچگی داشتم

439
00:20:09,460 --> 00:20:11,601
‫یه صدایی رو توی سرم ایجاد کرده

440
00:20:11,626 --> 00:20:15,148
‫که مدام میگه:
‫تو کافی نیستی.

441
00:20:15,882 --> 00:20:19,617
‫و سعی کردم اون صدا رو با فوتبال، بازیگری

442
00:20:19,686 --> 00:20:24,488
‫یا شهرت،
‫نادیده بگیرم.

443
00:20:25,914 --> 00:20:27,304
‫و...

444
00:20:29,242 --> 00:20:30,506
‫فکر می‌کنم دیر یا زود ممکن بود

445
00:20:30,530 --> 00:20:32,546
‫وضعیتم بدتر بشه.

446
00:20:33,496 --> 00:20:35,453
‫چرا دیر یا زود؟

447
00:20:42,914 --> 00:20:44,968
‫چون اعضاء خانواده‌مون همه معتادن.

448
00:20:45,937 --> 00:20:47,117
‫خب.

449
00:20:47,445 --> 00:20:48,924
‫ما معتاد نیستیم، کو...

450
00:20:48,948 --> 00:20:50,948
‫پدرمون معتاد بود، کیت.

451
00:20:51,203 --> 00:20:52,874
‫پدرش هم معتاد بود.

452
00:20:52,899 --> 00:20:54,198
‫من معتادم.

453
00:20:59,750 --> 00:21:03,794
‫و می‌دونم که چقدر می‌خوای

454
00:21:04,148 --> 00:21:05,935
‫وزنت رو کم کنی.

455
00:21:05,960 --> 00:21:08,583
‫باور کن، خودم دیدم.
‫و می‌دونم چقدر سخت تلاش می‌کنی.

456
00:21:08,608 --> 00:21:12,243
‫ولی حس می‌کنم، کیت،
‫شاید تو هم معتادی.

457
00:21:12,312 --> 00:21:14,734
‫و حس می‌کنم به پدرم رفتی.

458
00:21:18,609 --> 00:21:19,784
‫چرا داری اینکارو می‌کنی؟

459
00:21:19,853 --> 00:21:21,893
‫- ببخشید، من نمی‌خوام...
‫- نه، با تو نبودم.

460
00:21:23,421 --> 00:21:25,924
‫هرچقدر مریض‌تر بشه، بیشتر پول می‌گیری؟

461
00:21:25,992 --> 00:21:27,675
‫یا می‌خوای بیشتر اینجا بمونه؟

462
00:21:27,700 --> 00:21:29,032
‫- صبر کن. نه. بس کن.
‫- چجوریه؟

463
00:21:29,056 --> 00:21:31,016
‫کیت، صبر کن.
‫می‌خواستی راجع‌به بابا حرف بزنم،

464
00:21:31,040 --> 00:21:33,000
‫- درسته؟ منم دارم همین کارو می‌کنم.
‫- آره...

465
00:21:33,400 --> 00:21:35,423
‫دارم در مورد بابا حرف می‌زنم،
‫ولی نمی‌تونم وانمود کنم

466
00:21:35,447 --> 00:21:37,781
‫مرگش تنها دلیل وضعیت بد منه.

467
00:21:42,117 --> 00:21:43,982
‫ما در مورد اعتیادش به مشروبات الکلی حرف نمی‌زنیم.

468
00:21:44,007 --> 00:21:46,692
‫چون ترکش کرد، کو.
‫خیلی کم می‌خورد...

469
00:21:46,717 --> 00:21:48,251
‫این حرفت واقعاً مسخره‌ست.

470
00:21:48,275 --> 00:21:51,898
‫مسخره؟ تو با حکم دادگاه
‫اینجایی، اونوقت من مسخره‌ام؟

471
00:21:53,218 --> 00:21:56,179
‫ربکا، نظری در مورد اعتیاد

472
00:21:56,438 --> 00:21:58,429
‫شوهرت داری؟

473
00:21:58,578 --> 00:22:00,242
‫اصلاً تا حالا به بچه‌هاتون در مورد

474
00:22:00,267 --> 00:22:02,632
‫اعتیاد پدرشون حرف زدی؟

475
00:22:02,657 --> 00:22:06,382
‫بهشون اخطار دادی که ممکنه به پدرشون برن؟

476
00:22:15,320 --> 00:22:19,158
‫بچه‌هام وقتی 17 سال‌شون بود، پدرشون
‫رو از دست دادن.

477
00:22:19,320 --> 00:22:22,228
‫موقع فارغ‌التحصیلی پدرشون نبود.

478
00:22:22,297 --> 00:22:25,531
‫وقتی بچه‌های رندال به دنیا اومدن،
‫پدرش نبود.

479
00:22:25,600 --> 00:22:28,635
‫کیت موقع عروسیش پدرش نیست.

480
00:22:28,703 --> 00:22:32,138
‫اونا 17 سال خاطره دارن،

481
00:22:32,281 --> 00:22:33,531
‫همین.

482
00:22:34,218 --> 00:22:36,709
‫تا آخر عمرشون دیگه خاطره‌ای از پدرشون
‫نخواهند داشت.

483
00:22:36,778 --> 00:22:39,579
‫پس... نه.

484
00:22:39,937 --> 00:22:42,125
‫نه، ننشستم باهاشون تا

485
00:22:42,210 --> 00:22:44,884
‫با اون قسمتی از زندگی پدرشون
‫که زیاد خوب نیست

486
00:22:44,953 --> 00:22:48,820
‫خاطراتش رو زنده کنم.

487
00:22:48,845 --> 00:22:52,201
‫و این حرفت که شوهرم رو معتاد خطاب می‌کنی،
‫اذیتم می‌کنه،

488
00:22:52,226 --> 00:22:54,250
‫چون ارزشش بیشتر از اینا بود.

489
00:22:54,889 --> 00:22:56,007
‫ممنونم.

490
00:23:02,601 --> 00:23:05,646
‫جالبه که مثال‌هایی

491
00:23:05,671 --> 00:23:08,207
‫از کیت و رندال میاری

492
00:23:08,963 --> 00:23:10,171
‫ولی کوین، نه.

493
00:23:11,617 --> 00:23:12,589
‫چی؟

494
00:23:12,614 --> 00:23:14,748
‫اینکه کیت موقع عروسیش پدرش نیست

495
00:23:14,773 --> 00:23:16,640
‫و رندال موقعی که

496
00:23:16,709 --> 00:23:18,442
‫بچه‌هاش به دنیا اومدن،
‫هم پدرش نبود.

497
00:23:18,510 --> 00:23:21,278
‫آره، چون فقط همین دوتا مثال

498
00:23:21,347 --> 00:23:22,579
‫به ذهنم رسید.

499
00:23:22,648 --> 00:23:24,214
‫ولی به‌نظرت جالب نیست

500
00:23:24,283 --> 00:23:27,468
‫مثال‌های به‌خصوصی از بقیه‌ی بچه‌هات

501
00:23:27,773 --> 00:23:29,718
‫- به جز کوین زدی؟
‫- از نظر من، نه.

502
00:23:30,914 --> 00:23:32,983
‫به‌نظرم جالب نیست،
‫راستش رو بخوای،

503
00:23:33,008 --> 00:23:34,952
‫عادیه.
‫بحث‌مون همینه.

504
00:23:34,976 --> 00:23:36,343
‫- مامان، تو هرگز...
‫- بسه. رفیق، بسه.

505
00:23:36,367 --> 00:23:37,478
‫لازم نیست بهش تیکه بندازی.

506
00:23:37,502 --> 00:23:38,500
‫بازم شروع شد.

507
00:23:38,525 --> 00:23:39,912
‫آره، بازم شروع شد.

508
00:23:40,140 --> 00:23:41,203
‫ببین، من...

509
00:23:41,648 --> 00:23:44,148
‫سعی کردم باهات همدردی کنم، کوین.
‫جدی میگم.

510
00:23:44,319 --> 00:23:46,406
‫تا جایی که تونستم

511
00:23:47,015 --> 00:23:49,155
‫جلوی دهنم رو گرفتم،
‫وقتی تو رو به‌خاطر

512
00:23:49,224 --> 00:23:51,235
‫به‌خطر انداختن جون دخترم
‫به این مکان مجلل فرستادن،

513
00:23:51,259 --> 00:23:53,004
‫که اگه کس دیگه‌ای بود
‫می‌رفت زندان.

514
00:23:53,028 --> 00:23:56,289
‫جلوی دهنم رو گرفتم
‫موقعی که در مورد بچگیت غر می‌زدی،

515
00:23:56,570 --> 00:23:58,451
‫که توی بچگی هم هوات رو داشتم،

516
00:23:58,476 --> 00:24:00,156
‫که نگاه‌کردنش خسته‌کننده بود.

517
00:24:00,476 --> 00:24:02,969
‫پرتاب‌های که با پدر می‌کردی،

518
00:24:03,038 --> 00:24:05,438
‫وقتی تب می‌کردی مامان شکمت رو ماساژ می‌داد.

519
00:24:05,507 --> 00:24:08,031
‫شاید باربارا اونجا نبود،

520
00:24:08,164 --> 00:24:10,662
‫ولی من بودم، پس سعی نکن

521
00:24:10,687 --> 00:24:13,373
‫این نقش‌ها رو جلوی من بازی کنی، داداش.

522
00:24:13,398 --> 00:24:15,848
‫خب؟ حرفی نزدم،

523
00:24:16,328 --> 00:24:18,863
‫ولی وقتی بگی مادرمون
‫درست ازت مراقبت نکرد

524
00:24:18,888 --> 00:24:21,141
‫- جلوی دهنم رو نمی‌گیرم...
‫- در مورد مادرمون حرف نمی‌زنم،

525
00:24:21,165 --> 00:24:23,067
‫رندال. چرا همیشه قضایا رو پیچیده می‌کنی؟

526
00:24:23,091 --> 00:24:24,686
‫- من در مورد مادرمون...
‫- اون چیزی رو پیچیده نکرده، کوین.

527
00:24:24,710 --> 00:24:26,978
‫- اون دارم ازم دفاع می‌کنه.
‫- متاسفم، مامان.

528
00:24:27,011 --> 00:24:28,672
‫راست میگی. متاسفم.
‫چطوره طرفش رو بگیری

529
00:24:28,696 --> 00:24:30,493
‫- چون این...
‫- من طرف کسی رو نگرفتم.

530
00:24:30,517 --> 00:24:31,641
‫- ببین، دقیقاً منظورم همینه.
‫- می‌خوای راجع‌به

531
00:24:31,665 --> 00:24:33,797
‫بچگی عذاب‌آورت حرف بزنی،
‫می‌خوای بچگی‌مون رو با هم مقایسه کنی؟

532
00:24:33,821 --> 00:24:35,415
‫- نه، رندال، گوش بده...
‫- آره، بیا حرف بزنیم.

533
00:24:35,439 --> 00:24:37,485
‫نه، من هرگز بچگیم رو با بچگی تو مقایسه نمی‌کنم،

534
00:24:37,509 --> 00:24:39,547
‫رندال، چون من فرزندخونده نیستم

535
00:24:39,572 --> 00:24:41,984
‫یا مضطرب نبودم
‫یا نابفه نبودم

536
00:24:42,009 --> 00:24:43,788
‫- یا هیچ‌کدوم از اینا...
‫- نه، مطمئناً نابغه نیستی، کوین.

537
00:24:43,812 --> 00:24:45,398
‫می‌دونی دیگه چی نیستی؟

538
00:24:45,844 --> 00:24:47,500
‫تو معتاد نیستی.

539
00:24:48,109 --> 00:24:49,218
‫خب؟

540
00:24:49,243 --> 00:24:51,492
‫تو فقط به توجه معتادی.

541
00:24:52,000 --> 00:24:54,762
‫آخه چه اتفاقی افتاد، کو؟
‫فیلمت تموم شد؟

542
00:24:54,831 --> 00:24:57,732
‫دیگه با سیلوستر استالونه و ران هاوارد کار نمی‌کنی؟

543
00:24:57,757 --> 00:24:59,382
‫کسی نگات نمی‌کرد؟

544
00:24:59,539 --> 00:25:00,992
‫کاری کردی همه‌مون بیایم اینجا،

545
00:25:01,070 --> 00:25:02,474
‫همه‌ی توجه‌ها به تو معطوف بشه.

546
00:25:02,499 --> 00:25:04,765
‫و می‌رسیم به مشکل اعتیادت.

547
00:25:07,210 --> 00:25:08,796
‫- خب.
‫- خب، کو.

548
00:25:13,796 --> 00:25:14,826
‫خیلی‌خب، رفقا.

549
00:25:14,851 --> 00:25:16,554
‫می‌دونی چیه،
‫من...

550
00:25:17,062 --> 00:25:18,862
‫می‌خوام نظرت رو راجع‌به این بدونم، رندال.

551
00:25:19,023 --> 00:25:22,679
‫چرا فکر می‌کنی دخترت توی ماشینم قایم شده بود؟

552
00:25:23,336 --> 00:25:26,070
‫چرا فکر می‌کنی دخترت توی ماشینم قایم شده بود؟

553
00:25:26,071 --> 00:25:27,157
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

554
00:25:27,181 --> 00:25:29,094
‫- چطور؟
‫- اون از نمایش رندال متنفره.

555
00:25:29,118 --> 00:25:30,540
‫- در مورد دخترم حرف نزن.
‫- نه. به نمایش رندال

556
00:25:30,564 --> 00:25:32,064
‫خوش اومدین، خانم‌ها و آقایون.

557
00:25:32,089 --> 00:25:33,782
‫- کوین.
‫- توسط سفیدپوستا به فرزندخوندگی قبول شده.

558
00:25:33,806 --> 00:25:35,953
‫دوتا بابا داشته.
‫از این جالب‌تر میشه؟

559
00:25:35,978 --> 00:25:37,377
‫واسه رندال جالب‌تر نمیشه.

560
00:25:37,796 --> 00:25:39,717
‫پدر رو به موتت رو به خونه‌ات میاری

561
00:25:39,786 --> 00:25:41,390
‫بدون اینکه به زنت فکر کنی

562
00:25:41,415 --> 00:25:43,454
‫یا اینکه بچه‌هات ممکنه چه فکری کنن،
‫و بعد از مرگش یه

563
00:25:43,478 --> 00:25:45,953
‫دختر غریبه رو میاری، درسته؟

564
00:25:46,000 --> 00:25:47,398
‫و تنها کسی که اونجا هیچ‌کس

565
00:25:47,423 --> 00:25:48,579
‫بهش توجه‌ای نداره

566
00:25:48,603 --> 00:25:50,493
‫- دخترت، تس هست.
‫- من دیگه نیستم.

567
00:25:50,517 --> 00:25:53,097
‫- نه، رندال...
‫- و رندال میره بیرون،

568
00:25:53,166 --> 00:25:54,832
‫و مامان هم دنبال بچه‌ی محبوبش میره.

569
00:25:54,901 --> 00:25:56,562
‫این یه فیلم قابل پیشبینیه.
‫خیلی قابل پیشبینی هستین.

570
00:25:56,586 --> 00:25:58,343
‫جرات داری یه بار دیگه صدات رو روش بلند کن.

571
00:25:58,368 --> 00:25:59,438
‫- هی. هی.
‫- همه‌ی بچه‌هات رو

572
00:25:59,462 --> 00:26:00,445
‫یه اندازه دوست داری، درسته؟

573
00:26:00,470 --> 00:26:02,381
‫آره، همینطوره.

574
00:26:02,406 --> 00:26:03,774
‫آره، مطمئنم.
‫ولی حس خوبی نداره وقتی

575
00:26:03,798 --> 00:26:04,985
‫توی این مکان هستی،
‫چون

576
00:26:05,009 --> 00:26:06,563
‫اینجا همچین کارایی رو باید انجام داد،

577
00:26:06,587 --> 00:26:10,058
‫که حقیقت رو به همه بگی،
‫اینکه رندال رو بیشتر از همه دوست داری.

578
00:26:10,083 --> 00:26:11,694
‫- اون بچه‌ی محبوبته، درسته؟
‫- درست نیست، کوین.

579
00:26:11,718 --> 00:26:13,227
‫- درست نیست؟
‫- حرف احمقانه‌ایه.

580
00:26:13,251 --> 00:26:14,391
‫- این حرف رو نمی‌زنم، کوین.
‫- احمقانه‌ست؟

581
00:26:14,415 --> 00:26:16,602
‫آره، احمقانه‌ست،
‫پس یه چیزی بگو که من و تو داریم.

582
00:26:16,626 --> 00:26:19,804
‫یه چیزی که مختص من و توئه.

583
00:26:19,829 --> 00:26:22,328
‫نه همه‌مون. نه من و رندال.
‫نه من و کیت.

584
00:26:22,353 --> 00:26:23,593
‫کوین، میشه بس کنی؟

585
00:26:23,618 --> 00:26:26,687
‫من گیج شدم
‫و این کاری که داری می‌کنی

586
00:26:26,712 --> 00:26:28,611
‫- اصلاً خوب نیست.
‫- اعتراف کن که رندال رو بیشتر دوست داری.

587
00:26:28,635 --> 00:26:30,023
‫می‌تونیم دیگه وانمود نکنیم که
‫خانواده‌ی بی عیبی هستیم.

588
00:26:30,047 --> 00:26:31,453
‫نه، چون اون اسون تر بود!

589
00:26:32,506 --> 00:26:33,742
‫وقتی بهش دست می‌زدم

590
00:26:33,767 --> 00:26:35,321
‫منو پس نمی‌زد و نگران نمی‌شد.

591
00:26:35,345 --> 00:26:37,703
‫و نوجوون عبوسی نبود

592
00:26:37,728 --> 00:26:40,320
‫که مدام بدون هیچ دلیلی سرم عصبی بود
‫و اون...

593
00:26:41,703 --> 00:26:46,194
‫بعد از مرگ پدرش منو ترک نکرد.

594
00:27:07,047 --> 00:27:08,982
‫- هی، توبی.
‫- بله، بث؟

595
00:27:09,986 --> 00:27:13,371
‫ما داریم توی روز، در مرکز توانبخشی کوین
‫توی روز خانواده مشروب می‌خوریم.

596
00:27:13,396 --> 00:27:15,496
‫آره، مثل یکی از اشعار النیس موریست می‌مونه.

597
00:27:17,883 --> 00:27:19,226
‫چون خنده‌داره.

598
00:27:19,552 --> 00:27:21,390
‫خب. یه فکر بکر.

599
00:27:21,447 --> 00:27:24,782
‫اینه: سیب‌زمینی سرخ‌کرده با پنیر.

600
00:27:24,807 --> 00:27:27,624
‫اتفاقاً هوس سیب‌زمینی سرخ‌کرده با پنیر کردم.

601
00:27:27,693 --> 00:27:28,693
‫توبرمن؟

602
00:27:28,761 --> 00:27:30,015
‫بس کن.

603
00:27:30,040 --> 00:27:31,790
‫نگو پایه‌ی سیب‌زمینی نیستی.

604
00:27:31,814 --> 00:27:33,734
‫ببین.

605
00:27:37,812 --> 00:27:40,796
‫کلی هله هوله توی سطل زباله‌مون پیدا کردم.

606
00:27:41,015 --> 00:27:43,945
‫کیت رژیمش رو شکسته و بهم نگفته.

607
00:27:47,093 --> 00:27:51,023
‫کی می‌دونه، شاید توی روانکاوی به کوین بگه.

608
00:27:51,048 --> 00:27:54,218
‫یا شایدم به رندال یا مامانش بگه،

609
00:27:54,286 --> 00:27:56,851
‫یکی از اعضاء خانواده‌اش.

610
00:28:00,375 --> 00:28:02,984
‫وقتی بچه بودم،
‫عاشق جنگ ستارگان بودم.

611
00:28:03,009 --> 00:28:05,229
‫چون یه داستان بزرگی داشت،

612
00:28:05,254 --> 00:28:06,507
‫که چند نفر با هم به

613
00:28:06,531 --> 00:28:08,281
‫جنگ‌های عظیمی میرن.

614
00:28:09,398 --> 00:28:10,577
‫ولی وقتی تجزیه‌اش می‌کنی،

615
00:28:10,602 --> 00:28:13,593
‫در مورد چند نفره که

616
00:28:14,125 --> 00:28:15,272
‫می‌دونن اوضاع از چه قراره.

617
00:28:16,453 --> 00:28:18,085
‫لوک و ویدر.

618
00:28:18,110 --> 00:28:19,757
‫لیا و اُبی‌وان.

619
00:28:21,281 --> 00:28:23,296
‫اونا اعضاء داخلی بودن.

620
00:28:24,781 --> 00:28:27,648
‫و روی پل‌ها با اسلحه‌ی لایت‌سیبر مبارزه می‌کنن،

621
00:28:27,673 --> 00:28:29,867
‫و در مورد چیزای قلمبه سلمبه حرف می‌زنن

622
00:28:31,500 --> 00:28:35,843
‫و بقیه هم مثل شخصیت چوباکا
‫نقشی تو پیشبرد داستان ندارن.

623
00:28:36,757 --> 00:28:39,421
‫یعنی توی این داستان، ما سه نفر چوباکا هستیم؟

624
00:28:40,427 --> 00:28:42,203
‫اگه به ما بخوره، بث.

625
00:28:49,153 --> 00:28:51,226
‫من با همسر بهترین دوستم ازدواج کردم.

626
00:28:59,726 --> 00:29:03,187
‫کسی در موردش حرف نمی‌زنه،
‫ولی همیشه بهش فکر می‌کنن.

627
00:29:04,632 --> 00:29:07,789
‫من از وقتی وارد این خانواده شدم،
‫توی حاشیه‌اش بودم.

628
00:29:09,167 --> 00:29:10,656
‫من حتی چوباکا هم نیستم.

629
00:29:11,523 --> 00:29:14,085
‫من یکی از سیاهی لشکرها هستم
‫که حتی اسم نداره.

630
00:29:14,129 --> 00:29:15,343
‫این درست نیست، میگل.

631
00:29:15,376 --> 00:29:16,539
‫چرا.

632
00:29:18,431 --> 00:29:19,664
‫و مشکلی هم باهاش ندارم.

633
00:29:22,304 --> 00:29:26,109
‫ببین توبی، اون 4تا با هم تونستن

634
00:29:26,445 --> 00:29:29,562
‫از یه سری مشکلات نجات پیدا کنن.
‫اونا تونستن با مرگ یکی از بهترین

635
00:29:30,320 --> 00:29:32,757
‫انسان‌ها کنار بیان.

636
00:29:33,773 --> 00:29:36,601
‫و واسه همینه که باید جزو اعضاء داخلی باشن، توبی.

637
00:29:38,139 --> 00:29:40,835
‫واسه همینه که اسلحه دست اوناست.

638
00:29:47,634 --> 00:29:49,200
‫میگل چقدر مسته؟

639
00:29:56,125 --> 00:29:57,140
‫سلام.

640
00:29:57,398 --> 00:29:58,443
‫یه خبر.

641
00:29:59,242 --> 00:30:00,382
‫ما نتونستیم

642
00:30:00,407 --> 00:30:02,617
‫قبل از بارون برگردیم.

643
00:30:02,718 --> 00:30:03,750
‫معلومه.

644
00:30:04,186 --> 00:30:05,718
‫برو لباسات رو عوض کن.

645
00:30:05,787 --> 00:30:06,960
‫حوله می‌خوای؟

646
00:30:06,985 --> 00:30:08,250
‫- آره.
‫- بگیر.

647
00:30:08,275 --> 00:30:10,296
‫ممنون.

648
00:30:13,500 --> 00:30:16,109
‫قیافه‌ات تو همه.

649
00:30:16,546 --> 00:30:19,032
‫با کوین جر و بحث کردم.

650
00:30:19,147 --> 00:30:20,804
‫- متاسفم.
‫- اشکال نداره.

651
00:30:25,359 --> 00:30:27,648
‫کیت رو به بستنی‌فروشی بردم.

652
00:30:28,617 --> 00:30:30,156
‫- چی؟
‫- می‌دونم.

653
00:30:30,390 --> 00:30:32,646
‫- جک، تازه در موردش حرف زدیم.
‫- می‌دونم.

654
00:30:32,671 --> 00:30:33,751
‫آخه نتونستم،

655
00:30:33,815 --> 00:30:35,585
‫نگاهش رو تحمل کنم.

656
00:30:35,609 --> 00:30:37,289
‫انگار بهش خیانت کرده بودم.

657
00:30:37,460 --> 00:30:39,343
‫حاضر بودم کل بستنی دنیا رو براش بخرم

658
00:30:39,367 --> 00:30:40,991
‫تا اونجوری نگاهم نکنه.

659
00:30:41,015 --> 00:30:42,937
‫همیشه اونجوری منو نگاه می‌کنه.

660
00:30:44,156 --> 00:30:46,389
‫آدم‌بده‌ی خانواده همینه دیگه.

661
00:30:46,414 --> 00:30:49,203
‫- نه، تو آدم‌بده نیستی.
‫- من آدم‌بده هستم. من...

662
00:30:49,445 --> 00:30:51,951
‫من با کیت دعوا می‌کنم

663
00:30:51,976 --> 00:30:54,546
‫در مورد اینکه توی غذاش لواشک بذاره یا نه.

664
00:30:54,571 --> 00:30:56,859
‫منم که کوین ازش متنفره.

665
00:30:58,007 --> 00:30:59,234
‫تو آدم خوبه هستی.

666
00:30:59,859 --> 00:31:04,803
‫همینطوره.
‫توئی که میگی به تعطیلات خانوادگی بریم.

667
00:31:04,828 --> 00:31:09,576
‫و توئی که اونا رو به سفر می‌بری

668
00:31:09,601 --> 00:31:11,841
‫و براشون اسباب‌بازی می‌خری.

669
00:31:12,171 --> 00:31:13,739
‫از اونا باخبری؟

670
00:31:13,808 --> 00:31:17,000
‫- آدم‌بده همه‌چی رو می‌دونه.
‫- صحیح.

671
00:31:20,179 --> 00:31:24,398
‫کاری می‌کنم کیت بیشتر مراعات غذا رو کنه، خب؟

672
00:31:24,445 --> 00:31:26,652
‫جدی میگم.
‫منم می‌تونم آدم‌بده باشم.

673
00:31:26,677 --> 00:31:28,171
‫- نه، نمی‌تونی.
‫- چرا، می‌تونم.

674
00:31:28,196 --> 00:31:30,312
‫نه، نمی‌تونی، ولی اشکال نداره.

675
00:31:32,051 --> 00:31:34,320
‫درضمن، وجود من باعث میشه که یه روزی
‫بچه‌هامون توی روانکاوی

676
00:31:34,345 --> 00:31:35,445
‫در موردش حرف بزنن.

677
00:31:38,802 --> 00:31:41,492
‫به‌عنوان یه آدم‌بده،

678
00:31:41,517 --> 00:31:44,639
‫ظاهر قشنگی داری.

679
00:31:44,664 --> 00:31:47,375
‫چه حرف قشنگی.

680
00:31:48,657 --> 00:31:50,500
‫همینطوره.

681
00:32:17,183 --> 00:32:18,683
‫خیلی طاقت‌فرسا بود.

682
00:32:20,616 --> 00:32:21,820
‫آره.

683
00:32:24,968 --> 00:32:27,765
‫خوب شد توبی اینجا نبود.

684
00:32:29,312 --> 00:32:30,625
‫احتمالاً گریه می‌کرد.

685
00:32:30,649 --> 00:32:33,429
‫احتمالاً کل جلسه رو گریه می‌کرد.

686
00:32:37,304 --> 00:32:39,417
‫از گریه‌کردنش خوشم میاد.

687
00:32:40,132 --> 00:32:41,686
‫منم.

688
00:32:42,722 --> 00:32:44,171
‫ولی زیادی میشه.

689
00:32:44,614 --> 00:32:47,281
‫خیلی زیادی.

690
00:32:50,328 --> 00:32:51,726
‫اشتباه نمی‌کنی.

691
00:32:53,523 --> 00:32:54,773
‫به‌نظرم...

692
00:32:55,820 --> 00:32:58,289
‫گمونم مرگ پدر، موقعی که مرد،

693
00:32:59,703 --> 00:33:02,865
‫جزوی از این ماجراست.

694
00:33:02,890 --> 00:33:04,108
‫جزوی از همه‌مون.

695
00:33:07,972 --> 00:33:09,172
‫اجازه هست؟

696
00:33:22,859 --> 00:33:24,539
‫می‌دونی چی خوب بود؟

697
00:33:25,093 --> 00:33:28,462
‫اگه یکی کل بچگی‌مون رو فیلم‌برداری می‌کرد،

698
00:33:28,487 --> 00:33:29,914
‫مثل فیلم بچگی.

699
00:33:30,320 --> 00:33:33,210
‫- از اون فیلم بدم میاد.
‫- من ندیدمش.

700
00:33:33,244 --> 00:33:34,343
‫من عاشقشم.

701
00:33:35,476 --> 00:33:37,523
‫کلاً میگم که اگه یکی بود

702
00:33:37,548 --> 00:33:40,082
‫از بچگی‌مون فیلم‌برداری می‌کرد،

703
00:33:40,610 --> 00:33:42,546
‫اونوقت لازم نبود در مورد چیزی بحث کنیم.

704
00:33:43,218 --> 00:33:45,780
‫هروقت چیزی رو به اشکال مختلف
‫یادمون می‌اومد، می‌گفتیم،

705
00:33:45,848 --> 00:33:47,548
‫" بریم فیلمش رو تماشا کنیم، "

706
00:33:47,617 --> 00:33:50,218
‫مثل وارنر وُلف و بعد می‌دیدیم که قضیه چی بود.

707
00:33:50,812 --> 00:33:52,019
‫وارنر ولف دیگه کیه؟

708
00:33:52,088 --> 00:33:55,171
‫گوینده‌ی برنامه‌ی ورزشیه،
‫وقتی بچه بودیم،

709
00:33:55,281 --> 00:33:58,789
‫همیشه می‌گفت:
‫بریم فیلمش رو تماشا کنیم.

710
00:33:58,995 --> 00:34:00,671
‫بعد قسمت‌های مهم بازی رو نشون می‌دادن.

711
00:34:01,164 --> 00:34:03,757
‫- وارنر ولف.
‫- آره.

712
00:34:10,453 --> 00:34:13,210
‫موقعی که داشتن اندازه‌ی عینکم رو می‌گرفتن رو یادمه.

713
00:34:13,523 --> 00:34:16,229
‫تا اون موقع همه چی رو

714
00:34:16,254 --> 00:34:17,854
‫تار می‌دیدم،

715
00:34:18,000 --> 00:34:21,937
‫تا اینکه صورتم رو توی دستگاهی به اسم

716
00:34:22,171 --> 00:34:23,201
‫" دستگاه بهتر " گذاشتن.

717
00:34:25,414 --> 00:34:27,031
‫الان بهتره؟

718
00:34:27,633 --> 00:34:28,766
‫یا الان؟

719
00:34:29,976 --> 00:34:31,156
‫اولی.

720
00:34:31,539 --> 00:34:33,875
‫این بهتره؟
‫یا این؟

721
00:34:34,764 --> 00:34:38,500
‫کلی لنز متفاوت...

722
00:34:39,257 --> 00:34:41,467
‫هر کدوم دید رو تارتر یا دقیق‌تر می‌کردن.

723
00:34:42,460 --> 00:34:45,060
‫دیدم نسبت به دنیا در عرض یک دقیقه

724
00:34:45,085 --> 00:34:46,414
‫12 بار تغییر کرد.

725
00:34:53,914 --> 00:34:57,234
‫گمونم هر کسی بچگیش رو با لنز به‌خصوصی می‌بینه.

726
00:34:58,742 --> 00:35:00,154
‫چشم‌انداز مختلف.

727
00:35:01,594 --> 00:35:02,851
‫و امروز نیومدم اینجا

728
00:35:02,876 --> 00:35:04,609
‫که در مورد چشم‌اندازت حرف بزنم، کو.

729
00:35:05,617 --> 00:35:08,000
‫امروز اومدم اینجا
‫چون پارسال،

730
00:35:08,025 --> 00:35:09,507
‫وقتی توی بدترین شرایط بودم...

731
00:35:12,750 --> 00:35:15,859
‫داداش، روی زمین گریه می‌کردم و می‌لرزیدم...

732
00:35:16,060 --> 00:35:17,392
‫کو، نگام کن.

733
00:35:17,539 --> 00:35:18,687
‫خواهش می‌کنم.

734
00:35:21,390 --> 00:35:22,859
‫تو هوام رو داشتی.

735
00:35:24,734 --> 00:35:27,109
‫و امروز می‌خواستم هوات رو داشته باشم
‫ولی نشد.

736
00:35:28,387 --> 00:35:30,827
‫امروز کار بدی کردم و بابتش متاسفم.

737
00:35:33,591 --> 00:35:35,203
‫بابت تس متاسفم.

738
00:35:37,264 --> 00:35:38,430
‫می‌دونم.

739
00:35:50,445 --> 00:35:51,920
‫من عاشق برادرای دیوونه‌ام هستم.

740
00:35:54,906 --> 00:35:56,139
‫جدی میگم.

741
00:35:56,742 --> 00:35:57,984
‫محض شفاف‌سازی:

742
00:35:58,009 --> 00:36:00,539
‫رسماً من بچه‌ی محبوب مادر هستم، درسته؟

743
00:36:01,012 --> 00:36:03,164
‫شوخیش گرفته؟

744
00:36:03,796 --> 00:36:05,048
‫باورنکردنیه.

745
00:36:05,601 --> 00:36:07,650
‫آره، هستی.
‫گمونم روشنش کرد.

746
00:36:07,719 --> 00:36:09,039
‫جدی؟

747
00:36:09,289 --> 00:36:10,740
‫احساس می‌کنم...

748
00:36:10,764 --> 00:36:12,063
‫کار کِو بود!

749
00:36:17,555 --> 00:36:21,002
‫تاکسی اوبر تا 4 دقیقه دیگه می‌رسه.

750
00:36:21,976 --> 00:36:23,209
‫هنوزم باورم نمیشه

751
00:36:23,234 --> 00:36:24,507
‫که ماشین رو بغل بار یادت رفت.

752
00:36:24,531 --> 00:36:25,625
‫آره، خب...

753
00:36:26,898 --> 00:36:29,015
‫میشه موقع خوردن آبجو
‫یه سوال...

754
00:36:29,344 --> 00:36:30,945
‫ازت بپرسم؟

755
00:36:31,367 --> 00:36:33,132
‫راستش، میشه اول من یه چیزی بگم؟

756
00:36:35,689 --> 00:36:36,755
‫باشه.

757
00:36:39,234 --> 00:36:40,843
‫از وقتی که بچه رو سقط کردم،

758
00:36:42,328 --> 00:36:44,140
‫من...

759
00:36:45,616 --> 00:36:46,882
‫هله هوله قایم می‌کردم.

760
00:36:47,312 --> 00:36:48,429
‫زیاد.

761
00:36:48,945 --> 00:36:50,656
‫چون حس خوبی بهم میده.

762
00:36:51,695 --> 00:36:54,429
‫ولی چون از تو قایم‌شون کردم
‫احساس ناراحتی دارم.

763
00:36:55,429 --> 00:36:57,031
‫گفتم که بدونی.

764
00:36:59,007 --> 00:37:02,117
‫من خیلی چیزا قاطی غذام می‌کنم.

765
00:37:02,570 --> 00:37:05,000
‫و فکر می‌کردم مشکلاتم تابلو باشن.

766
00:37:05,809 --> 00:37:07,125
‫ولی نمی‌دونم.

767
00:37:08,464 --> 00:37:09,601
‫نمی‌دونم.

768
00:37:21,039 --> 00:37:22,195
‫هی، رفیق.

769
00:37:22,828 --> 00:37:24,000
‫برات غذا آوردم.

770
00:37:25,257 --> 00:37:27,445
‫با پنیر ترد پوشوندمش،

771
00:37:27,564 --> 00:37:28,796
‫همونی که تو دوست داری.

772
00:37:35,586 --> 00:37:36,843
‫هی، کو.

773
00:37:38,718 --> 00:37:40,179
‫واقعآً متاسفم.

774
00:37:40,429 --> 00:37:42,270
‫می‌خوام بدونی که اگه بهم بگی

775
00:37:42,295 --> 00:37:43,762
‫عینک رندال رو نبردی،

776
00:37:44,432 --> 00:37:45,687
‫باور می‌کنم.

777
00:37:47,547 --> 00:37:48,648
‫باشه.

778
00:37:52,617 --> 00:37:53,929
‫خیلی‌خب...

779
00:37:55,828 --> 00:37:57,728
‫اگه چیزی خواستی، داخلیم.

780
00:38:22,046 --> 00:38:23,250
‫کیت؟

781
00:38:25,166 --> 00:38:26,382
‫رندال؟

782
00:38:45,641 --> 00:38:46,718
‫هی، مامان...

783
00:39:23,953 --> 00:39:25,132
‫مامان؟

784
00:39:26,171 --> 00:39:27,342
‫متاسفم.

785
00:39:27,367 --> 00:39:29,115
‫از یکی پرسیدم که اتاقت کجاست،

786
00:39:29,140 --> 00:39:30,859
‫و اومدم که منتظرت بمونم.

787
00:39:31,921 --> 00:39:36,210
‫چون نمی‌تونستم بدون حرف‌زدن باهات برم.

788
00:39:38,882 --> 00:39:40,257
‫حس می‌کنم به اندازه‌ی کافی

789
00:39:40,281 --> 00:39:41,850
‫واسه یه روز حرف زدیم، درسته؟

790
00:39:42,851 --> 00:39:44,250
‫من...

791
00:39:46,379 --> 00:39:49,570
‫به روز اول مهدکودکت فکر می‌کردم.

792
00:39:51,171 --> 00:39:55,326
‫و یادمه وقتی شما سه‌تا رو به کلاس بردم،

793
00:39:55,351 --> 00:40:00,523
‫رندال به پام چسبیده بود و خواهرت گریه می‌کرد.

794
00:40:00,548 --> 00:40:02,195
‫ولی تو...

795
00:40:06,203 --> 00:40:07,985
‫صاف رفتی داخل کلاس.

796
00:40:08,539 --> 00:40:09,671
‫و تو...

797
00:40:11,257 --> 00:40:12,664
‫حتی پشت سرتم نگاه نکردی.

798
00:40:13,461 --> 00:40:14,757
‫و...

799
00:40:14,782 --> 00:40:16,187
‫من و پدرت گفتیم...

800
00:40:16,212 --> 00:40:18,429
‫" عجب، پسر شجاع‌مون رو نگاه. "

801
00:40:19,718 --> 00:40:21,601
‫و یادمه به اون دوتا گفتم،

802
00:40:21,626 --> 00:40:23,750
‫" حالا باید مثل کوین بشین. "

803
00:40:24,922 --> 00:40:25,960
‫آره.

804
00:40:32,534 --> 00:40:34,523
‫هرگز نگرانت نبودم.

805
00:40:36,555 --> 00:40:38,718
‫چون گمون می‌کردم لازم نبود باشم.

806
00:40:41,380 --> 00:40:45,000
‫ولی الان فهمیدم که اشتباه می‌کردم.

807
00:40:58,385 --> 00:41:00,257
‫من دوران بچگی بدی نداشتم.

808
00:41:15,866 --> 00:41:17,882
‫مثل چیزی که فکر می‌کردم خوب نبود.

809
00:41:23,320 --> 00:41:26,289
‫ولی می‌دونم که من و تو یه لحظات شادی داشتیم، کوین.

810
00:41:26,314 --> 00:41:27,523
‫می‌دونم.

811
00:41:28,811 --> 00:41:30,765
‫در اعماق وجودم احساسش می‌کنم.

812
00:41:46,407 --> 00:41:47,703
‫آره، شاید همینطوره.

813
00:41:49,618 --> 00:41:50,726
‫امیدوارم.

814
00:41:50,727 --> 00:42:00,727
امیدوارم که لذت برده باشید ^_^
       tlg :@aliw_hdr

815
00:41:57,727 --> 00:42:04,727
D eNd

