﻿1
00:01:20,186 --> 00:01:26,186
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

2
00:01:26,211 --> 00:01:27,920
‫مسافران پرواز 542

3
00:01:28,004 --> 00:01:30,507
‫از ایبیزا، اسپانیا
‫به مقصد شیکاگو، فرودگاه "اوهر"

4
00:01:30,590 --> 00:01:32,717
‫گیت خروجی تغییر کرده است

5
00:01:32,801 --> 00:01:35,512
‫پرواز اکنون از گیت سی3 حرکت خواهد کرد

6
00:01:40,600 --> 00:01:42,769
‫آخرین باری که دیدمت خیلی کوچولوتر نبودی؟

7
00:01:42,769 --> 00:01:45,479
‫پروازت خیلی تاخیر داشت
‫و دو ساعت تمام

8
00:01:45,479 --> 00:01:48,024
‫با این نوشته‌ی مسخره اینجا وایساده بودم
‫پس خفه‌خون بگیر

9
00:01:49,943 --> 00:01:52,143
‫منم دلم برات تنگ شده بود

10
00:01:59,035 --> 00:02:01,162
‫اصلاً نمی‌دونستم برادر داری

11
00:02:01,162 --> 00:02:03,581
‫- اسمش چیه؟
‫- کایتو

12
00:02:07,043 --> 00:02:10,130
‫از من جوون‌تره
‫برعکس من رفته دانشگاه

13
00:02:12,382 --> 00:02:14,582
‫پس باهوش‌تره

14
00:02:15,051 --> 00:02:17,251
‫مادرمون اینطور فکر می‌کنه

15
00:02:19,180 --> 00:02:21,380
‫چجور پسریه؟

16
00:02:22,851 --> 00:02:25,645
‫من الگوش بودم، همه‌جا دنبالم میومد

17
00:02:26,771 --> 00:02:30,442
‫قدیما عصبانی می‌شدم
‫بهش می‌گفتم بره پی کارش

18
00:02:31,776 --> 00:02:34,821
‫هنوزم می‌خواد مثل من باشه...
‫عضو چیهارا-کای بشه

19
00:02:36,031 --> 00:02:39,367
‫به مادرمون قول دادم
‫که بهش اجازه نمیدم

20
00:02:40,702 --> 00:02:42,996
‫ولی "هایاما" اونو به خودش نزدیک‌تر کرده

21
00:02:44,998 --> 00:02:47,198
‫خب ازش دورش کن

22
00:02:47,667 --> 00:02:49,543
‫سعی کردم. گوشش بدهکار نیست

23
00:02:49,543 --> 00:02:51,796
‫پس دوباره سعی کن
‫و جواب نه قبول نکن

24
00:02:52,964 --> 00:02:56,009
‫"هفت بار زمین بخور، هشت بار بلند شو"

25
00:02:56,009 --> 00:02:58,386
‫مثل مامان‌‌بزرگ‌های ژاپنی حرف می‌زنی

26
00:03:00,722 --> 00:03:04,225
‫- تو می‌خوای چیکار کنی؟
‫- از نصیحت خودم پیروی کنم

27
00:03:06,770 --> 00:03:08,970
‫پول گیر بیارم و از نو شروع کنم

28
00:03:09,564 --> 00:03:12,233
‫تا اون‌موقع هوای دخترها رو دارم
‫هوای اریکا و دایچی رو دارم

29
00:03:17,280 --> 00:03:19,480
‫باهاش صحبت می‌کنم

30
00:03:24,537 --> 00:03:26,790
‫باید برم

31
00:03:26,790 --> 00:03:29,000
‫مراسم چند ساعت دیگه‌ست

32
00:03:30,627 --> 00:03:32,827
‫برمی‌گردی؟

33
00:03:34,130 --> 00:03:36,330
‫مطمئنی می‌خوای برگردم؟

34
00:03:37,884 --> 00:03:40,084
‫آره

35
00:03:42,639 --> 00:03:44,839
‫خوبه

36
00:03:53,775 --> 00:03:56,236
‫« هانیبال - چسترفیلد »
‫« سه کیلومتر »

37
00:04:07,122 --> 00:04:09,322
‫با قبلاً فرق کردی

38
00:04:09,708 --> 00:04:11,668
‫- معلومه
‫- لباس‌های بهتر می‌پوشی

39
00:04:11,668 --> 00:04:13,868
‫قدیما مثل اسکلا لباس می‌پوشیدی

40
00:04:17,089 --> 00:04:20,343
‫خب... تمام روز دقیقاً چیکار می‌کنی؟

41
00:04:21,094 --> 00:04:24,097
‫- برام سوال شده بود
‫- دنبال‌ داستان‌ها می‌گردم

42
00:04:24,848 --> 00:04:26,891
‫میفتم توی خیابونا

43
00:04:26,891 --> 00:04:29,091
‫پس خودت زمان‌بندی خودتو تعیین می‌کنی

44
00:04:29,561 --> 00:04:31,271
‫کمابیش آره

45
00:04:31,271 --> 00:04:33,471
‫ولی بازم وقت نمی‌کنی زنگ بزنی خونه

46
00:04:39,404 --> 00:04:41,604
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب
‫تمام گندکاری‌های من به کنار...

47
00:04:42,991 --> 00:04:45,191
‫تو حالت خوبه؟

48
00:04:46,286 --> 00:04:48,486
‫حالم فراز و نشیب داره

49
00:04:50,290 --> 00:04:52,490
‫نشیب زیاد داره

50
00:04:53,126 --> 00:04:56,338
‫بابا مجبور شد عقیده‌ی
‫"به افسردگی اعتقاد ندارم"‌ـش رو بذاره کنار

51
00:04:56,338 --> 00:04:58,590
‫- کی گفته به افسردگی اعتقاد نداره
‫- تو از کجا می‌دونی

52
00:05:00,925 --> 00:05:03,125
‫قبل از اینکه اوضاع ناجور بشه رفتی

53
00:05:04,137 --> 00:05:07,265
‫بگذریم، رفتم سراغ فعالیت‌های مختلف

54
00:05:09,100 --> 00:05:11,394
‫وقتی فعالم مامان بابا کمتر نگران میشن

55
00:05:13,063 --> 00:05:15,273
‫آها راستی، میشه ازت بخوام
‫یه لطفی در حقم بکنی؟

56
00:05:16,358 --> 00:05:18,558
‫- بابت مقاله‌ی مدرسه
‫- آخ آخ

57
00:05:19,152 --> 00:05:22,822
‫بیا با انجمن خبرنگاری صحبت کن
‫و من همچین سوالاتی ازت می‌پرسم...

58
00:05:23,865 --> 00:05:26,826
‫"خب، توی ژاپن دوست‌دختر داری؟"

59
00:05:31,373 --> 00:05:35,377
‫آره، می‌دونستم! زن و بچه‌ داری
‫ولی بهمون نگفتی

60
00:05:43,385 --> 00:05:45,585
‫هنوز خیلی تا این چیزا فاصله دارم...

61
00:05:56,731 --> 00:05:58,931
‫خوش اومدین

62
00:06:51,077 --> 00:06:56,082
‫ایشیدو محتاط بود
‫شرایط رو باثبات نگه می‌داشت

63
00:06:58,460 --> 00:07:00,660
‫ولی اون یکی...

64
00:07:01,796 --> 00:07:05,759
‫موقتیه. تا اینکه "تاناکا"
‫رئیس جدیدی انتخاب کنه

65
00:07:08,762 --> 00:07:11,348
‫امیدوارم سالم و سرحال بمونه

66
00:07:11,681 --> 00:07:14,976
‫به‌خصوص با توجه به اینکه توزاوا برگشته

67
00:07:16,519 --> 00:07:19,981
‫افراد توزاوا دارن بیشتر میشن

68
00:07:21,608 --> 00:07:25,570
‫حس می‌کنم ممکنه همه‌مون
‫مجبور بشیم سر تعظیم فرود بیاریم

69
00:07:26,780 --> 00:07:31,451
‫وگرنه آخر عاقبت‌مون مثل ایشیدا میشه

70
00:07:58,395 --> 00:08:01,064
‫بابت فوت رئیس‌تون متاسفم

71
00:08:01,773 --> 00:08:03,973
‫بایدم باشی

72
00:08:05,485 --> 00:08:07,737
‫بذار حالا که عزاداری
‫یک نصیحتی بهت بکنم

73
00:08:08,780 --> 00:08:12,033
‫غم ممکنه باعث بشه شتاب‌زده عمل کنیم

74
00:08:13,410 --> 00:08:15,954
‫باید جلوی این وسوسه‌ها مقاومت کنی

75
00:08:18,873 --> 00:08:21,073
‫دستتو بکش

76
00:08:21,376 --> 00:08:23,576
‫وگرنه گلوت رو جر میدم

77
00:08:23,795 --> 00:08:25,995
‫به‌زودی می‌بینمت

78
00:08:34,264 --> 00:08:36,890
‫حرومزاده‌ی بی‌شرف!

79
00:08:38,183 --> 00:08:41,145
‫توی مراسم ختم خودش لطفش رو جبران می‌کنم

80
00:08:42,313 --> 00:08:45,066
‫ساتو، به افراد بگو
‫اسلحه‌هاشون رو آماده کنن

81
00:08:45,316 --> 00:08:48,945
‫با کمال احترام عرض می‌کنم
‫توزاوا تکذیب کرده که پشت قتل رئیس بوده

82
00:08:49,612 --> 00:08:51,948
‫داری طرف اون رو می‌گیری؟

83
00:08:51,948 --> 00:08:55,618
‫اگر بدون مدرک حمله کنیم
‫ممکنه بقیه‌ی گروه‌ها باهامون دشمن بشن

84
00:08:58,288 --> 00:09:00,749
‫توصیه می‌کنم صبر کنیم

85
00:09:00,915 --> 00:09:06,504
‫صبر کردن کار بزدل‌هاست

86
00:09:07,339 --> 00:09:09,539
‫کدوم‌تون فکر می‌کنین ساتو درست میگه؟

87
00:09:12,469 --> 00:09:14,669
‫کایتو، تو چطور؟

88
00:09:16,348 --> 00:09:18,548
‫جواب منو بده!

89
00:09:21,686 --> 00:09:23,886
‫هرچی شما بگین درسته، جناب معاون

90
00:09:26,608 --> 00:09:32,655
‫رئیس جوری بزرگ‌مون کرده
‫که از سایه‌ی خودمون بترسیم؟

91
00:09:33,656 --> 00:09:39,079
‫یا وقتی کسی بهمون حمله می‌کنه
‫انتقام می‌گیریم؟

92
00:09:39,662 --> 00:09:41,862
‫درسته قربان!

93
00:09:45,210 --> 00:09:47,921
‫حس می‌کنی نمی‌تونی
‫از دستوراتم پیروی کنی؟

94
00:09:50,882 --> 00:09:53,082
‫نه، قربان

95
00:09:57,764 --> 00:09:59,964
‫گندش بزنن

96
00:10:00,809 --> 00:10:04,396
‫چند تا سوال دیگه ازت داشتیم
‫چندان وقتت رو نمی‌گیریم

97
00:10:11,236 --> 00:10:13,436
‫کمکی از دستم برمیاد؟

98
00:10:16,783 --> 00:10:20,662
‫اینا خالکوبی‌هایی بودن که دیدی؟

99
00:10:28,545 --> 00:10:30,745
‫آره

100
00:10:32,465 --> 00:10:34,926
‫سوال دیگه‌ای ندارین؟

101
00:10:36,011 --> 00:10:38,555
‫دفعه‌ی قبل ازت خواستیم
‫تیرانداز‌ها رو توصیف کنی

102
00:10:39,806 --> 00:10:44,060
‫به فکرت نرسید بگی
‫خالکوبی‌های مشابه داشتن؟

103
00:10:44,060 --> 00:10:46,354
‫تازه یک تیراندازی رو تجربه کرده بودم

104
00:10:46,563 --> 00:10:50,358
‫همچنین گفتی چندان معماره رو نمی‌شناختی

105
00:10:51,401 --> 00:10:57,032
‫ولی طبق گفته‌ی روزنامه‌ها
‫با هم رابطه‌ی عاشقانه داشتین

106
00:10:57,032 --> 00:11:01,077
‫اگر سوالی ازم دارین
‫بهم بگین بیام اداره‌ی پلیس

107
00:11:01,619 --> 00:11:04,622
‫خانم پورتر، داریم سعی می‌کنیم
‫ اطلاعات‌مون رو کامل کنیم

108
00:11:04,622 --> 00:11:06,041
‫- من تحت بازجوییم؟
‫- نه

109
00:11:06,041 --> 00:11:11,296
‫ولی باید ازت بخوایم
‫بدون اطلاع ما از شهر خارج نشی

110
00:11:13,673 --> 00:11:15,873
‫روزت خوش، خانم پورتر

111
00:11:46,664 --> 00:11:49,042
‫به محض اینکه از در وارد شدم
‫شروع میشه، مگه نه؟

112
00:11:49,042 --> 00:11:51,242
‫- پسر، آروم باش
‫- اوه

113
00:11:52,462 --> 00:11:54,662
‫عزیزم!

114
00:11:55,507 --> 00:11:57,707
‫- سلام مامان
‫- عزیزدلم برگشته خونه

115
00:11:58,009 --> 00:12:01,137
‫اوه، خدایا. ببین چه خوشتیپ شدی

116
00:12:01,137 --> 00:12:03,890
‫نمی‌دونستم قراره بیای یا نه
‫چون هی برنامه‌ت عوض می‌شد

117
00:12:03,890 --> 00:12:05,725
‫- اوه، می‌دونم، شرمنده
‫- این کت‌و‌شلوار رو ببین

118
00:12:05,725 --> 00:12:08,019
‫به تنت زار می‌زنه

119
00:12:08,019 --> 00:12:12,524
‫اونجا چی می‌خوری؟
‫تکه‌های کوچیک ماهی خام؟

120
00:12:12,524 --> 00:12:14,025
‫این که غذا نیست

121
00:12:14,025 --> 00:12:16,225
‫طعمه‌ی ماهیگیریه

122
00:12:16,653 --> 00:12:18,853
‫غذا می‌خورم. غذا می‌خورم
‫جدی میگم

123
00:12:19,698 --> 00:12:22,409
‫خیلی‌خب. بابات توی حیاط پشتیه

124
00:12:23,368 --> 00:12:24,744
‫- نوشیدنی‌ها رسیدن؟
‫- بله قربان

125
00:12:24,744 --> 00:12:28,248
‫ممنون. آره، باید بذاریمشون زیر سایه‌بون

126
00:12:31,835 --> 00:12:35,046
‫لامپ 60 واتی باید کافی باشه

127
00:12:40,010 --> 00:12:42,929
‫مراقب باش، پیرمرد
‫نمی‌خوای که توی همچین روز مهمی بیفتی

128
00:12:42,929 --> 00:12:45,129
‫سلام. سلام

129
00:12:50,186 --> 00:12:52,188
‫به‌نظر سالم و سرحال میای

130
00:12:52,188 --> 00:12:54,388
‫- عه، واقعاً؟ مامان که چیز دیگه‌ای گفت
‫- خب...

131
00:12:58,069 --> 00:13:01,698
‫- کمکی ازم برمیاد؟
‫- اوه، خودمون... انجامش می‌دیم

132
00:13:02,323 --> 00:13:03,950
‫حتماً خسته‌ای
‫پروازت چند ساعت بود؟

133
00:13:03,950 --> 00:13:07,287
‫خیلی زیاد بود، ولی خب
‫از خط روزگردان گذشتم

134
00:13:07,287 --> 00:13:09,487
‫پس یجورایی در زمان به عقب سفر کردم

135
00:13:09,831 --> 00:13:12,031
‫ای‌کاش همچین چیزی ممکن بود

136
00:13:13,418 --> 00:13:15,618
‫- بهتره بری یه دوشی بگیری
‫- آره

137
00:13:16,588 --> 00:13:18,788
‫میرم همین‌کارو بکنم

138
00:13:25,430 --> 00:13:27,630
‫بابات خوشحاله

139
00:13:28,641 --> 00:13:30,841
‫منم همینطور

140
00:13:31,895 --> 00:13:34,689
‫میرم طبقه‌ی بالا
‫دوش بگیرم و لباسمو عوض کنم

141
00:13:35,106 --> 00:13:38,026
‫- جاش؟
‫- مامان، بگو جیک

142
00:13:39,194 --> 00:13:41,488
‫آها. خوشحالم می‌بینم
‫خانواده‌ت رو در اولویت قرار دادی

143
00:13:48,787 --> 00:13:50,987
‫می‌تونست از اینم بدتر باشه

144
00:14:48,179 --> 00:14:50,473
‫قربان

145
00:14:50,473 --> 00:14:52,673
‫هیچ خبری نبود، رئیس

146
00:14:53,143 --> 00:14:55,343
‫ببخشید

147
00:15:01,192 --> 00:15:04,571
‫چیزی که بین من و جیک دیدی
‫چیزی نیست که فکر می‌کنی

148
00:15:06,156 --> 00:15:07,782
‫داشتم باهاش خداحافظی می‌کردم

149
00:15:07,782 --> 00:15:10,076
‫و باید بابت این‌کارت تحسینت کنیم؟

150
00:15:10,076 --> 00:15:12,787
‫درهرحال توزاوا از دستم خسته شده

151
00:15:12,787 --> 00:15:16,332
‫با دختر بعدی آشنا شده
‫دختره جوون‌تره و آماده‌ست جای منو بگیره

152
00:15:16,332 --> 00:15:18,532
‫حرفات تمام شد؟

153
00:15:20,337 --> 00:15:24,924
‫رئیس گفته اینجا رو امضا کنی

154
00:15:28,887 --> 00:15:31,806
‫اگر نکنی، به رئیس میگم امضا نکردی

155
00:15:31,806 --> 00:15:34,851
‫می‌تونم خیلی چیزا رو بهش بگم

156
00:15:49,866 --> 00:15:52,066
‫کی بهت گفت خونه‌م کجاست؟

157
00:15:52,827 --> 00:15:55,663
‫هیچکس. پیدا کردن محل زندگی یک پلیس
‫چندان سخت نیست

158
00:15:57,207 --> 00:15:59,407
‫در طی یورش پلیس به گروه‌تون

159
00:15:59,709 --> 00:16:02,545
‫چرا وقتی فرصتش رو داشتی
‫بهم شلیک نکردی؟

160
00:16:04,547 --> 00:16:06,747
‫می‌تونستی قسر در بری

161
00:16:09,094 --> 00:16:11,294
‫من قاتل نیستم

162
00:16:11,471 --> 00:16:14,891
‫بی‌رحمانه ایشیدا رو کشتی

163
00:16:15,183 --> 00:16:17,268
‫فکر می‌کنی دلم می‌خواست اون‌کارو بکنم؟

164
00:16:17,268 --> 00:16:19,468
‫اون یکی تقصیر شماست

165
00:16:19,729 --> 00:16:23,483
‫وقتی تو و اون زنه گروهم رو
‫دستگیر کردین، جایی برای رفتن نداشتم

166
00:16:24,234 --> 00:16:26,069
‫پولی نداشتم

167
00:16:26,069 --> 00:16:27,362
‫هیچی نداشتم

168
00:16:27,362 --> 00:16:29,531
‫فکر کردی کسی مثل من
‫می‌تونه شغل دیگه‌ای گیر بیاره؟

169
00:16:29,531 --> 00:16:32,033
‫این چه ربطی به ایشیدا داره؟

170
00:16:32,033 --> 00:16:34,536
‫توزاوا اومد یه پیشنهاد بهم داد

171
00:16:34,536 --> 00:16:36,121
‫"ایشیدا رو بکش"

172
00:16:36,121 --> 00:16:38,832
‫"منم اونقدر بهت پول میدم
‫که تا همیشه این زندگی رو کنار بذاری"

173
00:16:42,544 --> 00:16:44,744
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم

174
00:16:56,057 --> 00:16:58,977
‫اسلحه‌ای که توی کلوپ
‫ازش استفاده کردی رو کجا گذاشتی؟

175
00:17:00,020 --> 00:17:01,963
‫منو ببر توی طرح محافظت از شاهدین

176
00:17:01,963 --> 00:17:03,763
‫تا هرچی می‌خوای بهت بگم

177
00:17:05,108 --> 00:17:07,411
‫زیادی فیلمای آمریکایی تماشا می‌کنی

178
00:17:07,435 --> 00:17:09,738
‫توی ژاپن طرح محافظت از شاهدین نداریم

179
00:17:10,613 --> 00:17:13,613
‫و هیچ "معامله‌ی اتهامی"‌ هم نداریم
‫(اقرار در ازای تخفیف مجازات)

180
00:17:16,202 --> 00:17:19,077
‫کشتن دو نفر برای اعدام شدن کافیه

181
00:17:19,101 --> 00:17:20,623
‫چهار نفر کشته شدن

182
00:17:22,959 --> 00:17:26,171
‫ولی اگر همکاری کنی...

183
00:17:27,714 --> 00:17:32,302
‫ممکنه بشه اتهامت رو به قتل غیرعمد تقلیل داد

184
00:17:32,302 --> 00:17:37,557
‫توی زندان از دست توزاوا در امانی
‫تا 20 سال آینده

185
00:17:37,557 --> 00:17:39,757
‫بیست سال؟

186
00:17:40,018 --> 00:17:43,646
‫بیست سال حبس یا مرگ

187
00:17:44,356 --> 00:17:46,556
‫انتخابش با خودته

188
00:17:50,070 --> 00:17:54,491
‫بیا با این شروع کنیم
‫که اسلحه رو کجا گذاشتی...

189
00:17:59,662 --> 00:18:02,123
‫عه، اومدین. هورا!

190
00:18:03,708 --> 00:18:07,879
‫سلام. بیاین یه نوشیدنی بردارین

191
00:18:07,879 --> 00:18:09,890
‫سومین قربانی حادثه‌ی شکاره

192
00:18:09,914 --> 00:18:11,925
‫که این ماه میاد زیر دست من

193
00:18:12,676 --> 00:18:15,845
‫حوادث فصلیه. این وقت سال
‫مدام باهامون تماس می‌گیرن

194
00:18:15,845 --> 00:18:19,891
‫- این‌دفعه دلیل مرگش چی بوده؟
‫- اصابت تیر اسلحه‌ی شکاری. پشت جمجمه

195
00:18:20,266 --> 00:18:23,895
‫جیک. پسرم، پاول لوتهولد رو یادته؟
‫از همکارهام بود

196
00:18:24,354 --> 00:18:27,399
‫شرمنده. دکتر لوتهولد، خوشحالم می‌بینمتون

197
00:18:27,399 --> 00:18:31,444
‫وقتی جاش بودی من دکتر لوتهولد بودم
‫پاول صدام کن. به خونه خوش اومدی

198
00:18:32,862 --> 00:18:35,198
‫دلشون برات تنگ شده بود

199
00:18:35,198 --> 00:18:37,398
‫تا ببینیم فردا چه حسی نسبت بهم دارن

200
00:18:37,617 --> 00:18:41,121
‫اینم "فیل هدلی"ـه
‫توی کلانتری شهرستان "بون" کار می‌کنه

201
00:18:41,121 --> 00:18:44,207
‫خوشبختم، جیک. توی ژاپن
‫کباب‌پزون مدل کانزاسی ندارن، درست میگم؟

202
00:18:44,833 --> 00:18:47,085
‫آره، ولی بیماری قلبی مزمن هم ندارن

203
00:18:48,586 --> 00:18:50,088
‫شنیدم توکیو خیلی با اینجا فرق می‌کنه

204
00:18:50,088 --> 00:18:53,550
‫مردمش مودب‌تر و یجورایی خجالتی هستن، درسته؟

205
00:18:53,550 --> 00:18:55,468
‫خب، اینو به رئیس گروه خلافکاری ژاپنی بگو

206
00:18:55,468 --> 00:18:58,168
‫که هفته‌ی قبل
‫از پنجره‌ی پنت‌هاوسش پرتش کردن بیرون

207
00:18:58,805 --> 00:19:01,307
‫خب بگو ببینم، زندگی توی خاور دور چطوره؟

208
00:19:01,891 --> 00:19:06,438
‫خب، موزهاشون پلاستیک دورشه
‫و بابت هندونه 100 دلار پول میدی

209
00:19:06,438 --> 00:19:08,732
‫- اوه، داری اغراق می‌کنی
‫- به‌خدا راست میگم

210
00:19:08,732 --> 00:19:10,608
‫و خبری از اسلحه نیست

211
00:19:10,608 --> 00:19:13,737
‫با کارآگاهی کار می‌کنم
‫که یکی رو به‌خاطر داشتن یک گلوله دستگیر کرد

212
00:19:13,737 --> 00:19:14,654
‫شوخی می‌کنی؟

213
00:19:14,654 --> 00:19:16,823
‫- از بابات شنیدم توی بخش جنایی کار می‌کنی
‫- آره، درسته

214
00:19:16,823 --> 00:19:19,200
‫حتماً بعد از غروب آفتاب
‫چیزهای عجیب‌غریبی می‌بینین

215
00:19:19,200 --> 00:19:20,952
‫آره

216
00:19:20,952 --> 00:19:22,370
‫شاید نه چیزی که تو فکرته

217
00:19:22,370 --> 00:19:26,708
‫قتل چندانی نیست، بیشتر... دنیای گذراست

218
00:19:26,732 --> 00:19:28,477
‫دنیای گذرا؟

219
00:19:28,501 --> 00:19:33,173
‫شاعرانه به‌نظر میاد. ولی کلوپ‌هایی رو تصور
‫کنین که مخصوص مردهاییه که دلشون می‌خواد...

220
00:19:33,173 --> 00:19:36,200
‫ ببخشید مامان
‫توی مترو زن‌ها دست‌مالیشون کنن

221
00:19:36,760 --> 00:19:40,347
‫برای همین کلوپ‌ها رو جوری می‌سازن
‫که شبیه واگن مترو باشن، و همینطوری می‌ایستی

222
00:19:42,640 --> 00:19:44,840
‫- دقیقاً
‫- عجب

223
00:20:16,007 --> 00:20:18,207
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- خبر خوب

224
00:20:18,385 --> 00:20:19,928
‫اسلحه رو پیدا کردم

225
00:20:19,928 --> 00:20:22,138
‫خبرای خوب دیگه‌ای هم هست

226
00:20:22,138 --> 00:20:25,183
‫دادستان بخش قتل غیرعمد رو قبول کرد

227
00:20:25,183 --> 00:20:29,229
‫می‌خوان تیرانداز‌مون دو ساعت دیگه بره دادگاه
‫تا ازش شهادت بگیرن

228
00:20:29,229 --> 00:20:31,523
‫بیا خودمون با نیروی کمکی
‫تا دادگاه ببریمش

229
00:20:32,273 --> 00:20:35,110
‫و به هیچکس نگو

230
00:20:35,360 --> 00:20:38,196
‫از طرز فکرت خوشم میاد، کارآگاه

231
00:20:50,542 --> 00:20:52,742
‫سلام. اشکالی نداره کنارت بشینم؟

232
00:20:53,044 --> 00:20:56,256
‫رسماً با هم آشنا نشدیم
‫دین کودیچ هستم

233
00:20:57,382 --> 00:21:00,301
‫صبر کن ببینم، سردبیر "سنت‌لوئیس دیسپچ"؟

234
00:21:01,261 --> 00:21:03,847
‫نه بابا! من با "دیسپچ" بزرگ شدم

235
00:21:04,097 --> 00:21:05,265
‫لطف داری

236
00:21:05,265 --> 00:21:08,059
‫به‌خاطر شما عاشق خبرنگاری شدم

237
00:21:08,810 --> 00:21:11,010
‫وقتی توی "سربرنیتسا" بودین
‫تمام مقاله‌هاتون رو خوندم

238
00:21:11,271 --> 00:21:13,314
‫خب، منم مقاله‌های تو رو خوندم

239
00:21:13,314 --> 00:21:17,819
‫مقاله‌ی تحقیقیت در مورد سرقت موتورسیکلت‌ها
‫واقعاً قوی بود

240
00:21:17,819 --> 00:21:20,030
‫وایسا ببینم، از کجا...؟

241
00:21:20,030 --> 00:21:22,991
‫اوه، "میچو" یک نسخه‌ی انگلیسی
‫توی آمریکا منتشر می‌کنه

242
00:21:22,991 --> 00:21:25,326
‫می‌دونستم بچه‌ی "ادی" هستی
‫برای همین خوندمش

243
00:21:25,326 --> 00:21:29,456
‫- تحت‌تاثیر قرار گرفتم
‫- عجب. ممنون. ممنونم

244
00:21:34,669 --> 00:21:36,921
‫بابات میگه قرار نیست چندان اینجا بمونی

245
00:21:37,297 --> 00:21:41,634
‫نه. خب، رابطه‌ی من و میزوری
‫بر اساس دوری و دوستیه

246
00:21:43,219 --> 00:21:45,722
‫می‌دونی، وقتی توی "سربرنیتسا" بودم
‫دو نوع خبرنگار اونجا بودن...

247
00:21:47,390 --> 00:21:51,770
‫اونایی که بی‌صبرانه منتظر بودن برگردن خونه
‫و اونایی که هرگز نمی‌تونستن برگردن خونه

248
00:21:52,979 --> 00:21:56,615
‫و بعد از یه مدت، می‌تونستم فوراً تشخیص بدم
‫هرکس جزو کدوم دسته‌ست

249
00:21:57,484 --> 00:21:59,684
‫می‌دونی از کجا می‌فهمیدم؟

250
00:22:03,448 --> 00:22:06,910
‫اونایی که موندنی بودن، بامزه بودن

251
00:22:07,869 --> 00:22:10,622
‫بی‌پروا بودن، نترس بودن
‫سرزنده بودن

252
00:22:11,748 --> 00:22:14,125
‫شخصیت‌هایی رو خلق می‌کردن
‫که می‌خواستن باشن

253
00:22:15,001 --> 00:22:17,201
‫و بعد به عنوان اون اشخاص زندگی می‌کردن

254
00:22:19,172 --> 00:22:21,372
‫و مشکل اینجاست که...

255
00:22:21,966 --> 00:22:24,427
‫وقتی حسابش از دستت در میره
‫که قبلاً کی بودی...

256
00:22:25,804 --> 00:22:28,004
‫برگشتن به خونه سخت‌تر میشه

257
00:22:31,101 --> 00:22:34,270
‫- شاید اونجا شادتر بودن
‫- شاید

258
00:22:36,481 --> 00:22:38,681
‫یا شاید فقط گم شده بودن

259
00:22:40,777 --> 00:22:44,656
‫می‌دونی، هرموقع برگشتی که بمونی...
‫من دنبال خبرنگار می‌گردم

260
00:22:47,283 --> 00:22:50,286
‫- خوشحال شدم، جیک
‫- از دیدنت خوشحال شدم، دین

261
00:23:02,716 --> 00:23:04,009
‫سلام، مارویاما هستم

262
00:23:04,009 --> 00:23:07,679
‫سلام، زنگ زدم خبر خیلی مهمی بهتون بدم

263
00:23:09,681 --> 00:23:11,433
‫چه خبری دقیقاً؟

264
00:23:11,433 --> 00:23:13,547
‫شنیدم شینگو موراتا

265
00:23:13,571 --> 00:23:16,604
‫توانایی قابل‌توجهی برای پیدا کردن

266
00:23:16,604 --> 00:23:20,817
‫ بهترین بیرون‌بر "کاری" توی توکیو رو داره

267
00:23:20,817 --> 00:23:22,485
‫به‌نظرم نیازه در موردش تحقیق کنین

268
00:23:22,485 --> 00:23:24,946
‫به یکی میگم در موردش پرس‌و‌جو کنه

269
00:23:26,031 --> 00:23:28,231
‫از دیدن برادرت خیلی خوشحال شدم

270
00:23:33,246 --> 00:23:35,290
‫اونم از دیدنت خیلی خوشحال شد

271
00:23:35,290 --> 00:23:38,209
‫عالیه. خوشحالم

272
00:23:39,961 --> 00:23:42,755
‫بیا به‌زودی بازم دور هم جمع بشیم

273
00:23:42,922 --> 00:23:45,122
‫آره. باید قرار بذاریم

274
00:23:46,468 --> 00:23:48,678
‫نگاه دقیق‌تری به فعالیت‌های

275
00:23:48,678 --> 00:23:51,389
‫خارج از کار رئیست انداختی؟

276
00:23:55,602 --> 00:23:59,439
‫آره، ولی جاهای زیادی برای گشتن هست
‫دارم سعی می‌کنم ببینم تمرکزم رو کجا بذارم

277
00:23:59,606 --> 00:24:02,609
‫کمک خواستن خجالت نداره‌ها

278
00:24:02,817 --> 00:24:08,031
‫از خودت بپرس "به کی می‌تونم اعتماد کنم
‫که اندازه‌ی من عاشق میچو باشه؟"

279
00:24:12,577 --> 00:24:14,777
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

280
00:24:17,374 --> 00:24:19,574
‫میای اینجا؟

281
00:24:22,420 --> 00:24:26,299
‫کوریهیرا، از نظرم آدم
‫رازدار و قابل اعتمادی هستی

282
00:24:27,175 --> 00:24:28,927
‫ممنونم

283
00:24:28,927 --> 00:24:31,127
‫ازت می‌خوام تحقیقی برام انجام بدی
‫توی خود روزنامه

284
00:24:31,846 --> 00:24:36,267
‫به‌نظرم یکی از همکارهامون کارهایی کرده
‫که به ضرر روزنامه‌مونه

285
00:24:47,070 --> 00:24:50,615
‫ازت می‌خوام تمام مقالاتش رو
‫از آرشیو دربیاری

286
00:24:51,282 --> 00:24:53,159
‫ازشون کپی بگیر و به هیچکس نگو

287
00:24:53,159 --> 00:24:55,359
‫می‌دونم می‌تونم بهت اعتماد کنم

288
00:24:55,870 --> 00:24:58,070
‫روت حساب می‌کنم

289
00:24:58,998 --> 00:25:01,198
‫چشم

290
00:25:41,020 --> 00:25:43,020
‫« به سلامتی مردی که
‫در تولد 60 سالگیش همه‌چی داره »

291
00:25:43,044 --> 00:25:45,044
‫« دوستت داریم، ادی »
‫« دوستان و خانواده‌ت»

292
00:25:49,466 --> 00:25:51,092
‫سخنرانی کن!

293
00:25:51,092 --> 00:25:53,292
‫سخنرانی کن!

294
00:26:11,196 --> 00:26:13,396
‫فقط...

295
00:26:13,698 --> 00:26:15,898
‫از پسش برمیای، ادی

296
00:26:17,202 --> 00:26:19,371
‫- توام باید یه چیزی بگی
‫- می‌خوام تشکر کنم...

297
00:26:19,371 --> 00:26:20,872
‫من؟

298
00:26:20,872 --> 00:26:22,162
‫به کمکت احتیاج داره

299
00:26:22,186 --> 00:26:23,750
‫برو، برو، برو، برو، برو

300
00:26:23,750 --> 00:26:25,543
‫تو می‌تونی، ادی!

301
00:26:25,543 --> 00:26:27,743
‫ما کنارتیم، رفیق

302
00:26:36,137 --> 00:26:38,337
‫سلام. من...

303
00:26:39,599 --> 00:26:41,799
‫پسرشم، معلومه

304
00:26:42,185 --> 00:26:44,385
‫می‌خواستم یکم صحبت کنم

305
00:26:46,940 --> 00:26:49,567
‫خب، از همگی ممنونم که تشریف آوردین

306
00:26:50,193 --> 00:26:52,278
‫حضورتون خیلی برای خانواده‌م باارزشه

307
00:26:52,278 --> 00:26:55,240
‫و... برای من هم باارزشه

308
00:26:57,867 --> 00:27:00,578
‫ولی معلومه که اومدین
‫ناسلامتی "ادی ادلستین"ـه

309
00:27:02,038 --> 00:27:04,238
‫استاد بزرگ یوکللی
‫(نوعی گیتار کوچک)

310
00:27:08,670 --> 00:27:11,965
‫من... خیلی چیزا از پدرم یاد گرفتم

311
00:27:13,425 --> 00:27:16,777
‫اینکه دوران بچگیم منو به‌زور می‌برد
‫سر صحنه‌های جرم، اصلاً داغونم نکرد

312
00:27:19,222 --> 00:27:22,308
‫به‌جاش... باعث شد کنجکاو بار بیام

313
00:27:23,685 --> 00:27:26,521
‫پدرم... پدرم بهم یاد داد...

314
00:27:27,147 --> 00:27:31,735
‫که نه تنها سوال پرسیدن مهمه
‫بلکه پرسیدن سوالات درست هم مهمه

315
00:27:33,278 --> 00:27:35,280
‫و اینم بهم یاد داد

316
00:27:35,280 --> 00:27:39,868
‫که اشکالی نداره اگر
‫از صمیم قلب به کارت اهمیت بدی...

317
00:27:42,829 --> 00:27:45,957
‫به‌خصوص اگر موضوع کارت مردم باشن
‫چه مرده چه زنده

318
00:27:46,916 --> 00:27:49,252
‫چون می‌دونین، هرچی بیشتر آدما

319
00:27:50,045 --> 00:27:52,714
‫به بقیه‌ی آدما اهمیت بدن، بهتره

320
00:27:54,341 --> 00:27:56,541
‫و...

321
00:27:56,926 --> 00:27:58,529
‫ادی ادلستین...

322
00:27:58,553 --> 00:28:00,847
‫قلب خیلی بزرگی داره

323
00:28:02,390 --> 00:28:04,590
‫که توش برای همه جا هست

324
00:28:11,524 --> 00:28:13,724
‫باعث افتخارمه که پسرتم

325
00:28:15,362 --> 00:28:17,562
‫پس، از طرف همه‌مون...

326
00:28:18,448 --> 00:28:20,648
‫تولدت مبارک، بابا

327
00:28:20,992 --> 00:28:23,192
‫تولدت مبارک، ادی

328
00:28:23,411 --> 00:28:25,611
‫تولدت مبارک، ادی

329
00:28:25,635 --> 00:28:27,635
‫دوستت داریم

330
00:28:27,659 --> 00:28:30,157
‫دوستت داریم، ادی

331
00:28:52,774 --> 00:28:56,069
‫به‌نظرت چقدر طول می‌کشه
‫که پولمو از بیمه بگیرم؟

332
00:28:57,278 --> 00:28:59,478
‫حداقل 3 ماه

333
00:29:00,031 --> 00:29:03,326
‫خیلی سریع‌تر لازمش دارم

334
00:29:04,411 --> 00:29:08,623
‫من وظیفه‌م ارزیابی خسارات
‫و ثبت مطالبه‌ی خسارته

335
00:29:08,957 --> 00:29:12,168
‫پس باید با یکی دیگه صحبت کنم

336
00:29:13,169 --> 00:29:18,842
‫باید توی چندین بخش بررسی بشه
‫این چیزها زمان می‌بره

337
00:29:18,842 --> 00:29:21,042
‫باهات تماس می‌گیریم

338
00:29:56,546 --> 00:29:58,923
‫سلام. خواهرت رفت بخوابه؟

339
00:30:00,675 --> 00:30:02,875
‫کاملاً بیهوش شد

340
00:30:04,429 --> 00:30:06,629
‫ظاهراً حالش بهتر شده

341
00:30:08,350 --> 00:30:10,550
‫یکم پیشرفت می‌کنه، یکم پسرفت

342
00:30:12,687 --> 00:30:14,887
‫چقدر پسرفت؟

343
00:30:16,775 --> 00:30:18,975
‫نیاز شد بستری بشه

344
00:30:19,277 --> 00:30:22,364
‫فقط برای چند هفته
‫دوباره حالش بهتر شد

345
00:30:24,324 --> 00:30:26,743
‫بستری شده بود و هیچکس به من نگفت؟

346
00:30:28,078 --> 00:30:30,278
‫اگر می‌فهمیدی برمی‌گشتی؟

347
00:30:37,253 --> 00:30:39,881
‫جس در مورد کنفرانس مدرسه‌ش بهت گفته؟

348
00:30:41,257 --> 00:30:44,577
‫آره، یک جلسه‌ی سوال و جواب
‫جلوی اعضای روزنامه‌ی مدرسه‌ست، آره؟

349
00:30:45,053 --> 00:30:46,721
‫براش خیلی مهمه، جیک

350
00:30:46,721 --> 00:30:49,599
‫اولین چیزیه که این مدت
‫بابتش هیجان‌زده شده

351
00:30:49,933 --> 00:30:52,133
‫- حتماً میرم، بابا
‫- خوبه

352
00:30:52,644 --> 00:30:55,689
‫- تولدت مبارک
‫- ممنون

353
00:31:03,613 --> 00:31:05,865
‫مدت‌هاست به اندازه‌ی امشب آروم نبودم

354
00:31:08,284 --> 00:31:10,484
‫مشکل کاری داری
‫یا مشکل عشق‌ و عاشقی؟

355
00:31:14,666 --> 00:31:16,866
‫اگر جفتش با هم باشه چی؟

356
00:31:17,460 --> 00:31:19,671
‫- دختره کیه؟
‫- دختره...

357
00:31:23,258 --> 00:31:26,761
‫توی یک‌جور شرایط پیچیده‌ست
‫ و می‌خواد ازش دربیاد

358
00:31:27,220 --> 00:31:29,420
‫خشونت خانگیه؟

359
00:31:31,641 --> 00:31:34,602
‫طرف، آدم خیلی خشنیه

360
00:31:35,478 --> 00:31:40,567
‫مطمئن نیستم رفتارش با دختره هم
‫خشنه یا نه، ولی... ممکنه باشه

361
00:31:40,900 --> 00:31:43,100
‫و تو داری بهش کمک می‌کنی؟

362
00:31:44,320 --> 00:31:46,197
‫دارم سعیمو می‌کنم

363
00:31:46,197 --> 00:31:48,408
‫ولی بهش حس پیدا کردی

364
00:31:48,408 --> 00:31:50,608
‫بهش حس پیدا کردم

365
00:31:51,745 --> 00:31:53,945
‫پسر خوبی هستی، جیک

366
00:31:55,123 --> 00:31:57,323
‫واقعاً میگم

367
00:31:57,625 --> 00:31:59,785
‫در دنیای پر از شک و تردید مداوم

368
00:31:59,809 --> 00:32:01,629
‫این چیزیه که بهم آرامش میده

369
00:32:02,547 --> 00:32:04,747
‫می‌دونم پسر خوبی بزرگ کردم

370
00:32:10,055 --> 00:32:12,255
‫امیدوارم یه روزی برگردی اینجا

371
00:32:13,016 --> 00:32:15,216
‫ازدواج کنی، بچه‌دار بشی

372
00:32:16,102 --> 00:32:19,230
‫می‌دونم به‌ اندازه‌ی کارهایی که
‫داری اونجا می‌کنی جذاب به‌نظر نمیاد

373
00:32:19,230 --> 00:32:21,566
‫ولی به‌نظرم می‌تونی خوشبخت بشی

374
00:32:22,734 --> 00:32:24,934
‫اونجا خوشبختم

375
00:32:28,239 --> 00:32:30,502
‫قضیه همین‌جاست، پسرم

376
00:32:30,526 --> 00:32:31,993
‫اینکه اونجایی

377
00:32:33,286 --> 00:32:36,122
‫و ما نمی‌دونیم
‫چون بخشی از زندگیت نیستیم

378
00:32:39,376 --> 00:32:41,576
‫می‌خوام از این به بعد باشین

379
00:32:57,310 --> 00:32:59,562
‫یکی از این چاقوها رفته بود توی شکمم

380
00:33:00,855 --> 00:33:03,055
‫پونزده سانت تمام

381
00:33:03,942 --> 00:33:06,142
‫می‌دونم

382
00:33:06,986 --> 00:33:11,032
‫می‌دونم می‌خوای
‫توی چیز بااهمیتی نقش داشته باشی

383
00:33:11,032 --> 00:33:15,120
‫تو هایاما رو درک نمی‌کنی

384
00:33:19,499 --> 00:33:23,628
‫طرف شرف نداره

385
00:33:31,177 --> 00:33:33,377
‫بیا

386
00:33:41,646 --> 00:33:44,524
‫رئیس ما رو برای کاری فرستاد ناگانو

387
00:33:46,526 --> 00:33:49,404
‫هایاما مست کرد و رابطمون رو کشت

388
00:33:50,613 --> 00:33:53,283
‫یکی از برادرهای سابق‌مون به اسم "اوتا" بود

389
00:33:54,451 --> 00:33:56,651
‫بعد از اون، به تو هم دروغ گفت

390
00:33:57,454 --> 00:33:59,654
‫من هرگز هدف بعدی توزاوا نبودم

391
00:33:59,914 --> 00:34:03,251
‫هایاما اینو گفت که راضی بشی بهش حمله کنی

392
00:34:04,210 --> 00:34:07,213
‫برای جونت هیچ ارزشی قائل نیست

393
00:34:09,037 --> 00:34:10,137
‫کایتو

394
00:34:12,719 --> 00:34:14,919
‫اگر راهی پیدا کردم که از گروه درت بیارم

395
00:34:15,847 --> 00:34:18,308
‫بگو که میری

396
00:34:22,520 --> 00:34:24,720
‫می‌تونی بری

397
00:34:43,123 --> 00:34:45,752
‫وقتی رسیدیم دادگاه
‫برو دم در پشتی

398
00:34:46,878 --> 00:34:49,078
‫منتظرمون هستن؟

399
00:34:49,255 --> 00:34:51,455
‫فقط افراد خودمون. نه کس دیگه‌ای

400
00:34:54,302 --> 00:34:56,502
‫یه سیگار بهم میدی؟

401
00:34:57,180 --> 00:34:59,380
‫خودت سیگار نیاوردی؟

402
00:35:00,558 --> 00:35:02,758
‫پس بی‌نصیب می‌مونی

403
00:35:39,097 --> 00:35:40,890
‫درخواست کمک داریم

404
00:35:40,890 --> 00:35:43,090
‫درخواست کمک داریم!

405
00:35:55,530 --> 00:35:57,730
‫- سلام
‫- سلام

406
00:35:58,283 --> 00:36:00,869
‫لونا. از زمان آنیکس تا الان ندیدمت

407
00:36:00,869 --> 00:36:04,622
‫- خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم
‫- آره، به‌نظر سرحال میای

408
00:36:05,915 --> 00:36:07,667
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

409
00:36:07,667 --> 00:36:11,254
‫اوضاع کلوپ فاجعه‌ست
‫پلیس‌ها مدام میان سراغم

410
00:36:11,254 --> 00:36:13,590
‫فکر می‌کنن درگیر مثلث عشقی بودم
‫که منجر به قتل شده

411
00:36:13,923 --> 00:36:16,092
‫شرکت بیمه داره لفتش میده

412
00:36:16,092 --> 00:36:18,292
‫هیچ پولی ندارم
‫کابوس به تمام معناست، لو

413
00:36:18,470 --> 00:36:22,682
‫- متاسفم، سم. خیلی سختی کشیدی
‫- نمی‌خواستم غر بزنم

414
00:36:22,682 --> 00:36:24,559
‫اشکال نداره، اوضاعت خرابه
‫حق داری غر بزنی

415
00:36:24,559 --> 00:36:29,731
‫راستشو بخوای، بابت همدردی بهت زنگ نزدم
‫البته ممنون که همدردی می‌کنی

416
00:36:31,274 --> 00:36:33,474
‫امیدوار بودم بتونی بهم کمک کنی

417
00:36:34,027 --> 00:36:37,197
‫اگر بتونی توی آنیکس
‫جایی برای دخترهام جور کنی، موقتاً...

418
00:36:37,197 --> 00:36:39,616
‫نه، شرمنده. نمی‌تونم

419
00:36:39,616 --> 00:36:43,328
‫میزبان‌های فوق العاده‌ای هستن
‫هرجا باشن سنگ تموم می‌ذارن

420
00:36:44,329 --> 00:36:46,915
‫فقط با دوک صحبت کن
‫برای خودم نمیگم، برای اونا میگم

421
00:36:46,915 --> 00:36:48,792
‫- متاسفم، خب؟
‫- چرا نمیشه؟

422
00:36:48,792 --> 00:36:53,171
‫چون چند نفر توی کلوپت کشته شدن

423
00:36:53,588 --> 00:36:57,217
‫داستانت همه‌جا پیچیده
‫و هرکس که الان با تو در ارتباط باشه

424
00:36:57,217 --> 00:36:59,344
‫پای اونا هم به داستان باز میشه

425
00:36:59,344 --> 00:37:02,639
‫بهت گفتم شراکت با یاکوزا
‫آخر عاقبت خوشی نداره

426
00:37:02,639 --> 00:37:05,392
‫- و ای‌کاش توی آنیکس می‌موندی
‫- من خوشحالم رفتم

427
00:37:06,184 --> 00:37:10,772
‫خودم یه چیزی ساختم. توی این‌کار مهارت دارم
‫نمی‌خوام ازش دست بکشم

428
00:37:12,482 --> 00:37:14,442
‫اگر میشه بذارین یه عکس بگیرم...

429
00:37:14,442 --> 00:37:16,569
‫- ایشونم یکی از میزبان‌های کلوپ شماست؟
‫- از کشور خارج میشین؟

430
00:37:16,569 --> 00:37:18,780
‫عکس نگیرین! برید پی کارشون!

431
00:37:19,364 --> 00:37:22,409
‫کاری به اون نداشته باشین!
‫اون ارتباطی با این قضایا نداره!

432
00:37:22,826 --> 00:37:24,411
‫گفتم عکس نگیرین!

433
00:37:24,411 --> 00:37:26,611
‫گفتم بس کنین!

434
00:37:27,247 --> 00:37:29,447
‫گفتم عکس نگیرین!

435
00:37:30,333 --> 00:37:32,533
‫سامانتا-سان!

436
00:37:37,382 --> 00:37:41,594
‫جفت تیراندازها مردن
‫شاهد دیگه‌ای وجود نداره

437
00:37:42,345 --> 00:37:44,389
‫حتماً توزاوا دستور قتلش رو داده

438
00:37:44,389 --> 00:37:47,017
‫حتماً یکی از بچه‌های اداره ما رو فروخته

439
00:37:49,519 --> 00:37:52,480
‫هنوز اسلحه‌ش رو تحویل ندادی؟

440
00:37:55,942 --> 00:37:57,736
‫خوبه. تحویل نده

441
00:37:57,736 --> 00:38:00,238
‫با این اوضاع، ممکنه ناپدید بشه

442
00:38:03,074 --> 00:38:05,118
‫با شنود تلفن‌های توزاوا به کجا رسیدیم؟

443
00:38:05,118 --> 00:38:07,037
‫تنها سرنخیه که برامون مونده

444
00:38:07,037 --> 00:38:10,081
‫تماس‌های چند روز مونده
‫که باید بررسی‌شون کنیم

445
00:38:10,790 --> 00:38:12,990
‫ولی فعلاً چیز غیرعادی توشون نبوده

446
00:38:14,836 --> 00:38:18,757
‫بیا هرچی داریم رو بررسی کنیم
‫تا اینکه یه چیزی پیدا کنیم

447
00:38:26,973 --> 00:38:30,060
‫عزیزم، صدای سرازیر شدن آب دهنت رو می‌شنوم

448
00:38:30,935 --> 00:38:33,135
‫مدت‌ها خواب این غذا رو می‌دیدم

449
00:38:33,605 --> 00:38:37,734
‫هندونه‌های 100 دلاری
‫و کلوپ‌های دستمالی کردن توی مترو دارین

450
00:38:37,734 --> 00:38:38,651
‫مامان

451
00:38:38,651 --> 00:38:41,529
‫ولی نمی‌تونی برای صبحونه
‫یک بشقاب تخم‌مرغ و بیکن گیر بیاری؟

452
00:38:41,529 --> 00:38:43,729
‫نه جوری که مامانم درستشون می‌کنه

453
00:38:52,207 --> 00:38:54,407
‫دیشب دیدم داشتی با دین صحبت می‌کردی

454
00:38:54,959 --> 00:38:57,170
‫- آره، دین کودیچ هم بود
‫- آره

455
00:38:57,962 --> 00:39:00,162
‫بهت پیشنهاد کار داد؟

456
00:39:00,632 --> 00:39:03,551
‫نه. خب، یجورایی آره...

457
00:39:05,053 --> 00:39:09,099
‫برای آینده
‫ولی شغلش اینجاست، طبیعتاً

458
00:39:11,518 --> 00:39:15,421
‫- بذار حدس بزنم. می‌خوای قبولش کنم
‫- ولی عمراً قبول نمی‌کنی

459
00:39:17,440 --> 00:39:19,401
‫منظورت از این حرف چیه؟

460
00:39:19,401 --> 00:39:21,601
‫خیلی تلاش کردی که از اینجا دور بشی

461
00:39:22,487 --> 00:39:24,614
‫- مامان
‫- آره خب

462
00:39:24,614 --> 00:39:28,952
‫می‌دونم به‌خاطر... به‌خاطر ما نیست
‫یا کمابیش می‌دونم

463
00:39:29,619 --> 00:39:31,819
‫کاری که لازم داشتی انجام دادی

464
00:39:32,914 --> 00:39:35,959
‫تخم‌مرغ آماده‌ست
‫بشقابت رو بیار، جیک

465
00:39:39,004 --> 00:39:40,296
‫بهم گفتی جیک؟

466
00:39:40,296 --> 00:39:44,259
‫آره، اونقدر اینجا نبودی که
‫گمونم... بزرگ شدی و تبدیل به جیک شدی

467
00:40:37,896 --> 00:40:39,189
‫ترسوندیم

468
00:40:39,189 --> 00:40:41,483
‫مال خط تلفن سوئیت هتل توزاواست

469
00:40:52,345 --> 00:40:53,345
‫سلام

470
00:40:53,370 --> 00:40:56,831
‫سلام. مارج هستم
‫از مرکز پزشکی جنوب مینه‌سوتا

471
00:40:56,831 --> 00:41:00,669
‫بابت بدهی پرداخت نشده‌ی
‫جراحی آقای تاناکا تماس گرفتم

472
00:41:03,755 --> 00:41:06,591
‫- الو؟
‫- اشتباه گرفتین

473
00:41:10,011 --> 00:41:12,180
‫مارج از کجا؟

474
00:41:12,180 --> 00:41:14,391
‫مرکز پزشکی جنوب مینه‌سوتا

475
00:41:14,391 --> 00:41:18,687
‫فکر می‌کردم توزاوا نتونسته
‫اسمشو از لیست پرواز ممنوع دربیاره

476
00:41:18,687 --> 00:41:20,772
‫نتونسته بره آمریکا

477
00:41:20,772 --> 00:41:22,482
‫بر اساس گفته‌های شیگه‌ماتسو

478
00:41:22,482 --> 00:41:24,682
‫ظاهراً تونسته وارد آمریکا بشه

479
00:41:26,069 --> 00:41:28,269
‫بر اساس حرف‌های مارج آره

480
00:41:39,930 --> 00:41:40,930
‫ساتو!

481
00:41:42,293 --> 00:41:44,493
‫من شرف ندارم؟

482
00:41:57,475 --> 00:41:59,227
‫بهت که گفتم

483
00:41:59,227 --> 00:42:01,427
‫همه‌جا چشم و گوش دارم

484
00:42:09,654 --> 00:42:11,781
‫راهتو بکش و برو

485
00:42:11,781 --> 00:42:13,491
‫برای همیشه

486
00:42:13,491 --> 00:42:15,691
‫وگرنه...

487
00:42:15,910 --> 00:42:19,873
‫همین‌جا گلوی برادرت رو
‫ گوش ‌تا گوش می‌برم

488
00:42:28,882 --> 00:42:31,760
‫رئیس ایشیدا بهم هشدار داده بود

489
00:42:32,135 --> 00:42:36,514
‫که دروغگو و بزدلی

490
00:42:42,187 --> 00:42:44,387
‫از این به بعد تبعیدی

491
00:42:48,026 --> 00:42:53,073
‫دیگه این‌طرفا آفتابی نشو...

492
00:42:53,948 --> 00:42:56,148
‫وگرنه می‌کشمت

493
00:42:57,202 --> 00:42:59,402
‫حالا گمشو برو پی کارت

494
00:43:53,299 --> 00:43:55,587
‫و بعد می‌خوام ازت در مورد...

495
00:43:55,611 --> 00:43:59,238
‫دستگاه‌های فروش خودکار شرت سوال بپرسم

496
00:44:00,849 --> 00:44:03,768
‫خب، از نظر یک سوال خبری
‫بن‌بست حساب میشه، می‌دونی که

497
00:44:04,269 --> 00:44:06,229
‫جوابش اینه که، آره، وجود دارن

498
00:44:06,229 --> 00:44:08,148
‫- حالم بهم خورد. خیلی‌خب...
‫- در مورد اونا سوال نپرس

499
00:44:08,148 --> 00:44:10,348
‫الان داری روی چی کار می‌کنی؟

500
00:44:10,817 --> 00:44:14,446
عمیقاً وارد فعالیت‌های غیرقانونی
 گروه‌های موتورسوار شدم

501
00:44:15,363 --> 00:44:17,563
‫پس می‌تونی در مورد این ازم بپرسی

502
00:44:21,036 --> 00:44:23,236
‫و...

503
00:44:23,663 --> 00:44:26,463
‫در مورد نزدیک شدن بیش از حد
‫ به یک منبع خبری

504
00:44:27,959 --> 00:44:31,629
‫- جاشوا جیک ادلستین، پسر قانون‌شکن
‫- چه انتظاری داشتی؟

505
00:44:34,090 --> 00:44:38,386
‫- بیشتر از همه عاشق چه چیز شغلت هستی؟
‫- خیلی‌خب

506
00:44:41,222 --> 00:44:44,684
‫گمونم... غیرقابل پیش‌بینی بودنش
‫هرگز نمی‌دونی قراره چه اتفاقی بیفته

507
00:44:46,227 --> 00:44:49,280
‫وقتی اینجا زندگی می‌کردم
‫همه‌چی به‌نظر از پیش طراحی شده میومد

508
00:44:49,481 --> 00:44:53,743
‫یکسان بودن همه‌چیز... یجورایی اذیتم می‌کرد

509
00:44:59,991 --> 00:45:02,535
‫- تو چی؟
‫- منظورت چیه؟

510
00:45:02,744 --> 00:45:04,617
‫خب... اینجا خوشحالی؟

511
00:45:04,641 --> 00:45:07,457
‫می‌خوای بعد از دبیرستان بمونی؟

512
00:45:09,584 --> 00:45:13,046
‫فقط دارم سعی می‌کنم
‫دبیرستان رو تموم کنم

513
00:45:14,381 --> 00:45:16,581
‫نمی‌تونم به بعدش فکر کنم

514
00:45:21,304 --> 00:45:23,504
‫خودم جواب میدم

515
00:45:28,061 --> 00:45:30,261
‫- منزل ادلستین بفرمایید
‫- جیک

516
00:45:31,564 --> 00:45:33,733
‫- کاتاگیری-سان؟
‫- می‌تونی صحبت کنی؟

517
00:45:33,733 --> 00:45:35,933
‫آره

518
00:45:36,111 --> 00:45:39,614
‫مدرکی پیدا کردیم که توزاوا
‫برای عمل کبد رفته مینیاپولیس

519
00:45:41,324 --> 00:45:46,246
‫چطور ممکنه؟
‫لیست متقاضی‌های پیوند کیلومتریه

520
00:45:46,871 --> 00:45:48,081
‫مردم سال‌ها منتظر می‌مونن

521
00:45:48,081 --> 00:45:50,333
‫و حتی بازم تضمینی نیست
‫که عضو مناسبی پیدا کنن

522
00:45:50,333 --> 00:45:52,252
‫حتماً به کسی رشوه داده

523
00:45:52,252 --> 00:45:55,088
‫یا تهدیدش کرده
‫درهرحال می‌تونیم ازش استفاده کنیم

524
00:45:55,088 --> 00:45:56,256
‫آره

525
00:45:56,256 --> 00:45:58,842
‫باشه. هرچیزی پیدا کردین بهم خبر بده

526
00:45:58,842 --> 00:46:03,138
‫جیک، مینیاپولیس با پرواز
‫نود دقیقه با سنت‌لوئیس فاصله داره

527
00:46:06,725 --> 00:46:09,853
‫تازه دیشب رسیدم اینجا

528
00:46:09,853 --> 00:46:13,481
‫خدا می‌دونه اگر توزاوا فکر کرد
‫همچین اطلاعاتی داریم چیکار می‌کنه

529
00:46:16,276 --> 00:46:18,476
‫تو اونجایی

530
00:46:18,737 --> 00:46:20,947
‫جز تو راه دیگه‌ای ندارم

531
00:46:20,947 --> 00:46:24,659
‫جیک، نمی‌تونم به کس دیگه‌ای اعتماد کنم

532
00:46:29,247 --> 00:46:30,915
‫برای مصاحبه برمی‌گردی، مگه نه؟

533
00:46:30,915 --> 00:46:33,043
‫معلومه. نهایتاً یک روز توی مینیاپولیس باشم

534
00:46:33,043 --> 00:46:38,173
‫عزیزم، عزیزم، نمی‌فهمم...
‫نمی‌فهمم چرا نتونستن کس دیگه‌ای رو پیدا کنن

535
00:46:38,173 --> 00:46:39,174
‫چون من اینجام، مامان

536
00:46:39,174 --> 00:46:41,374
‫اونا اونجان، خیلی فاصله دارن

537
00:46:42,969 --> 00:46:45,680
‫- چه کمکی از من برمیاد؟
‫- کمک؟ از چه نظر؟

538
00:46:45,889 --> 00:46:48,058
‫چند نفری رو
‫توی بیمارستان "سنت‌مری" می‌شناسم

539
00:46:48,058 --> 00:46:51,895
‫رئیس بخش عصب‌شناسی‌شون از دوستان قدیمیمه
‫و حتماً می‌شناسه...

540
00:46:52,312 --> 00:46:55,440
‫- گفتی با کی کار داری؟ رئیس بخش کبدشناسی؟
‫- آره، بخش کبدشناسی

541
00:46:55,732 --> 00:46:59,027
‫- خب، می‌تونم بهش زنگ بزنم
‫- واقعاً ممنون میشم، بابا

542
00:46:59,778 --> 00:47:02,530
‫دیدی؟ بابات اونقدرها هم
‫بی‌مصرف نیست، مگه نه؟

543
00:47:04,574 --> 00:47:06,785
‫اگر جوون‌تر بودم، باهات میومدم

544
00:47:06,785 --> 00:47:09,585
‫خب، امیدوارم توی این مورد
‫نیازی به پزشک قانونی نداشته باشم، بابا

545
00:47:09,954 --> 00:47:11,331
‫- به‌زودی می‌بینمتون
‫- خداحافظ

546
00:47:11,331 --> 00:47:14,584
‫- فردا می‌بینمت
‫- مراقب خودت باش

547
00:47:34,187 --> 00:47:39,317
‫زنان این کشور لطف و سخاوت بی‌اندازه‌ای
‫نسبت به من نشون دادن

548
00:47:40,777 --> 00:47:45,615
‫آکیرا-سان، شما قبلاً
‫بهترین میزبان توکیو بودی

549
00:47:45,615 --> 00:47:48,201
‫و حالا شخصیت معروف تلوزیونی هستی؟

550
00:47:48,201 --> 00:47:49,119
‫آره درسته

551
00:47:49,119 --> 00:47:51,621
‫امروز خیلی خوشتیپ شدی

552
00:47:52,414 --> 00:47:55,375
‫قیمت لباس‌ها و زیورآلاتت چقدره؟

553
00:47:55,375 --> 00:48:00,755
‫نمی‌تونم قیمتشون رو بگم
‫ولی برای خرید یک ماشین لوکس کافیه

554
00:48:01,339 --> 00:48:05,135
‫ولی شوخی به‌کنار، شکایتی ندارم

555
00:48:05,510 --> 00:48:08,209
‫جت‌های شخصی، کالاهای لوکس

556
00:48:08,233 --> 00:48:10,932
‫صبحانه‌های همراه با شامپاین

557
00:48:10,932 --> 00:48:15,311
‫زندگی خوبیه، و من خوش‌شانسم

558
00:48:15,311 --> 00:48:18,773
‫خوش‌شانس... و پولدار

559
00:48:27,198 --> 00:48:30,035
‫« مرکز پزشکی جنوب مینه‌سوتا »

560
00:48:32,328 --> 00:48:34,873
‫خب، پس بابات بیل رو می‌شناسه، ها؟

561
00:48:35,832 --> 00:48:37,625
‫آره، عالیه
‫عجب دنیای کوچیکیه

562
00:48:37,625 --> 00:48:40,587
‫آره. ممنون که به این سرعت
‫ وقت گذاشتین باهام صحبت کنین

563
00:48:40,587 --> 00:48:42,630
‫خب، چند دقیقه بیشتر وقت ندارم

564
00:48:42,630 --> 00:48:45,383
‫- ولی گفتی داری یک مقاله می‌نویسی؟
‫- آره، چند دقیقه بیشتر لازم ندارم

565
00:48:45,383 --> 00:48:47,469
‫برای روزنامه‌ی "میچو" توی "توکیو"ـه

566
00:48:47,469 --> 00:48:50,180
‫داریم داستانی در این مورد می‌نویسیم
‫که چطور نوآوری‌های پزشکی آمریکا

567
00:48:50,180 --> 00:48:51,681
‫به ژاپن می‌رسن

568
00:48:51,681 --> 00:48:53,308
‫خب، هر کمکی از دستم بربیاد
‫با کمال میل انجام میدم

569
00:48:53,308 --> 00:48:56,561
‫خب، برای شروع، در مورد لیست
‫متقاضیان پیوند چی می‌تونی بهم بگی؟

570
00:48:57,145 --> 00:49:00,273
‫خب، لیستش طولانیه
‫الان حدوداً 400 نفر توش هستن

571
00:49:01,733 --> 00:49:05,236
‫و فقط آمریکایی‌ها هستن
‫یا شهروندهای کشورهای دیگه هم هستن؟

572
00:49:05,236 --> 00:49:07,697
‫اینجا خارجی‌ها رو درمان نمی‌کنیم
‫این لیست مختص آمریکایی‌هاست

573
00:49:08,198 --> 00:49:10,825
‫و متوسط زمان انتظار
‫برای یک کبد چقدره؟

574
00:49:12,827 --> 00:49:15,027
‫خب، اینجا، می‌تونه تا 5 سال باشه

575
00:49:22,128 --> 00:49:25,173
‫خب، امیدوارم کمکت کرده باشم
‫شرمنده عجله می‌کنم، ولی باید برگردم

576
00:49:25,173 --> 00:49:27,373
‫- نه، خیلی ممنون که وقت گذاشتی
‫- خواهش می‌کنم

577
00:49:27,550 --> 00:49:30,261
‫- چه ساعت قشنگی داری
‫- اوه. آره، ممنون

578
00:49:30,553 --> 00:49:34,683
‫دکتر واکر، چه درصدی از مریض‌های توی لیست
‫در انتظار کبدی

579
00:49:34,891 --> 00:49:36,601
‫که هرگز نمیاد می‌میرن؟

580
00:49:36,601 --> 00:49:38,895
‫خب، حدوداً 10 درصدی میشه

581
00:49:40,689 --> 00:49:42,889
‫و این ساعت واشرون کنستانتین
‫رو از کجا آوردی؟

582
00:49:44,609 --> 00:49:45,694
‫جانم؟

583
00:49:45,694 --> 00:49:48,196
‫ساعتت. مارک واشرون کنستانتینه، درسته؟

584
00:49:48,863 --> 00:49:51,157
‫- تعداد زیادی ازشون تولید نمی‌کنن
‫- متوجه منظورت نمیشم

585
00:49:51,157 --> 00:49:52,158
‫قضیه اینجاست

586
00:49:52,158 --> 00:49:53,694
‫خوشحال میشم مقاله‌ای بنویسم

587
00:49:53,718 --> 00:49:56,287
‫که چقدر تو و بیمارستان
‫سنت‌مری بی‌نظیر هستین

588
00:49:56,579 --> 00:49:58,707
‫ترجیح میدم در مورد این ساعت

589
00:49:58,707 --> 00:50:00,917
‫و اینکه هدیه‌ی
‫ یک خلافکار رده‌بالای ژاپنی بوده

590
00:50:00,917 --> 00:50:03,117
‫که اومده اینجا، توی لیست انتظار جلو زده
‫و تو عملش کردی، مقاله ننویسم

591
00:50:03,336 --> 00:50:05,922
‫- ببین، من چاره‌ای نداشتم
‫- ولی اگر بهم کمک نکنی، می‌‌نویسم

592
00:50:06,715 --> 00:50:09,415
‫و بعد می‌تونی حرفه‌ت رو ببوسی بذاری کنار

593
00:50:18,977 --> 00:50:21,177
‫« ادوارد واکر، رئیس بخش پیوند »

594
00:50:25,358 --> 00:50:26,526
‫کاتاگیری-سان

595
00:50:26,526 --> 00:50:28,319
‫- جیک
‫- آماده‌ای بهت بگم؟

596
00:50:28,319 --> 00:50:31,656
‫نه تنها توزاوا توی بیمارستان سنت‌مری
‫پیوند کبد انجام داده

597
00:50:31,865 --> 00:50:33,908
‫به محض اینکه کبدی پیدا شده

598
00:50:33,908 --> 00:50:36,327
‫فرداش برای عمل آماده بوده

599
00:50:37,203 --> 00:50:39,403
‫- کی اینو بهت گفته؟
‫- دکتر جراحش...

600
00:50:40,165 --> 00:50:44,044
‫دکتر واکر. میگه مریضش
‫سرتاپا پر از خالکوبی بوده

601
00:50:44,419 --> 00:50:46,046
‫به‌زحمت انگلیسی بلد بوده

602
00:50:46,046 --> 00:50:49,215
‫بیرون اتاق جراحی و بیرون بخش ریکاوری
‫نگهبان گذاشته بوده

603
00:50:49,382 --> 00:50:53,778
‫و مریض به اسم، اینجا رو داشته باش
‫"اسپنسر تاناکا" ثبت شده بوده

604
00:50:53,845 --> 00:50:55,847
‫اس.ت

605
00:50:55,847 --> 00:50:58,933
‫و بعد از عمل، چند تا ژاپنی کت‌و‌شلوار پوش

606
00:50:58,933 --> 00:51:01,353
‫به واکر یک ساعت 250 هزار دلاری دادن

607
00:51:01,353 --> 00:51:03,730
‫و بهش گفتن ممنون میشن
‫اگر صداش رو درنیاره

608
00:51:03,730 --> 00:51:05,648
‫پس قضیه از این جریان بوده

609
00:51:05,648 --> 00:51:07,192
‫سوال اصلی اینجاست

610
00:51:07,192 --> 00:51:09,611
‫توزاوا چطوری تونسته
‫لیست پرواز ممنوع رو دور بزنه؟

611
00:51:10,612 --> 00:51:13,198
‫به کی رشوه داده
‫که بتونه همچین کاری بکنه؟

612
00:51:15,075 --> 00:51:17,786
‫- یک داستان توی این قضیه هست
‫- و سوالات بی‌شمار

613
00:51:18,495 --> 00:51:21,831
‫- کی برمی‌گردی ژاپن؟
‫- چهار روز دیگه اینجا هستم

614
00:51:22,082 --> 00:51:24,668
‫جیک، ما 4 روز وقت نداریم

615
00:51:24,668 --> 00:51:26,503
‫من 4 روز وقت ندارم!

616
00:51:26,503 --> 00:51:29,631
‫نمی‌تونم ول کنم و برم
‫خانواده‌م منو می‌کشن

617
00:51:29,631 --> 00:51:32,676
‫جیک، توزاوا داره قدرتش رو تثبیت می‌کنه

618
00:51:32,676 --> 00:51:35,303
‫الان مدرک مهمی
‫بر علیهش پیدا کردی!

619
00:51:38,765 --> 00:51:40,965
‫متاسفم که اینو ازت می‌خوام...

620
00:51:41,393 --> 00:51:43,537
‫ولی اگر این قضیه رو تمام نکنیم

621
00:51:43,561 --> 00:51:46,064
‫ممکنه افراد خیلی بیشتری اینجا بمیرن

622
00:51:46,690 --> 00:51:49,109
‫ازت می‌خوام بیای توکیو. همین الان

623
00:52:01,913 --> 00:52:04,113
‫منزل ادلستین بفرمایید

624
00:52:05,291 --> 00:52:08,128
‫سلام. اوضاع چطور پیش میره؟
‫چیزی که می‌خواستی پیدا کردی؟

625
00:52:09,295 --> 00:52:10,630
‫خوشحالم

626
00:52:10,630 --> 00:52:13,133
‫بی‌صبرانه منتظرم کل جریان رو بشنوم
‫داری برمی‌گردی؟

627
00:52:17,178 --> 00:52:19,378
‫کجا؟ توی دالاس چیکار می‌کنی؟

628
00:52:22,976 --> 00:52:27,355
‫جیک، پس... به جس قول دادی

629
00:52:27,355 --> 00:52:30,108
‫اگر تو نباشی اون چیکار...؟
‫منتظرت بوده که...

630
00:52:34,237 --> 00:52:37,866
‫آدم اینطوری کار انجام نمیده
‫به مامانت چی بگم؟

631
00:52:40,952 --> 00:52:45,123
‫می‌فهمم که بهت نیاز دارن
‫ولی همیشه مسائل مهم‌تر

632
00:52:45,123 --> 00:52:47,830
‫و ضروری‌تر از خانواده‌ت پیدا میشه

633
00:52:47,854 --> 00:52:50,561
‫به‌شرطی که خودت این اجازه رو بدی

634
00:52:55,050 --> 00:52:57,250
‫مراقب خودت باش

635
00:53:25,330 --> 00:53:27,530
‫بهش شلیک کن!

636
00:53:34,255 --> 00:53:36,455
‫لعنتی! بیا بریم!

637
00:54:21,790 --> 00:54:26,790
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

