﻿1
00:01:25,113 --> 00:01:27,913
‫«جک رایان»
‫[فصل سوم، قسمت چهارم]

2
00:01:28,914 --> 00:01:32,914
 

3
00:01:33,915 --> 00:01:38,915
 

4
00:01:39,475 --> 00:01:43,685
‫[کرملین]
[مسکو، روسیه]

5
00:01:44,686 --> 00:01:49,686
‫مترجم: «حـسـیـن هـیـدن»
‫در تلگرام: Hossein_hidd@

6
00:01:57,753 --> 00:02:01,173
‫ببخشید وزیر پتروف.
.جناب

7
00:02:07,971 --> 00:02:09,972
‫داری سعی می‌کنی من رو
‫از سر راه برداری، الکسی؟

8
00:02:11,351 --> 00:02:13,021
‫یه سری پیام هست

9
00:02:13,102 --> 00:02:16,522
‫که بین جک رایان و کنستانتین
‫که آدم توئه رد و بدل شدن.

10
00:02:16,606 --> 00:02:18,566
‫تو از من خواستی که برم دنبال جک رایان

11
00:02:18,650 --> 00:02:20,980
‫و من رو در کنار این خائن گذاشتی.

12
00:02:21,069 --> 00:02:22,190
‫آره.

13
00:02:22,279 --> 00:02:25,699
‫آدمکشـت یه جاسوس دو جانبه بود.

14
00:02:25,783 --> 00:02:27,373
این چه چیزی از تو می‌سازه؟

15
00:02:28,744 --> 00:02:32,164
‫- الان کجاست؟
‫- داره می‌پوسه.

16
00:02:33,165 --> 00:02:35,216
‫تو منو فریب دادی الکسی؟

17
00:02:35,293 --> 00:02:37,633
‫بزار بهت یادآوری کنم که من وزیر دفاع...

18
00:02:37,712 --> 00:02:40,422
‫می‌دونی تاحالا چندتا وزیر

19
00:02:40,507 --> 00:02:44,097
‫نصفه‌های شب یهو ناپدید شدن؟

20
00:02:44,177 --> 00:02:48,938
‫حالا می‌دونی چندبارش صورت من
‫آخرین چیزی بوده که دیدن؟

21
00:02:51,185 --> 00:02:54,605
‫جک رایان توی وین آفتابی نشد

22
00:02:54,689 --> 00:02:58,359
‫و پادوی تو موفق نشده که من رو حذف کنـه.

23
00:02:59,820 --> 00:03:02,160
‫حذفـت کنـه؟

24
00:03:02,239 --> 00:03:03,989
‫چرا باید همچین کاری بکنم؟

25
00:03:04,074 --> 00:03:06,614
‫چون من می‌دونم داری چیکار می‌کنی.

26
00:03:06,702 --> 00:03:09,572
‫دوباره پروژه سوکول رو احیا کردی.

27
00:03:13,584 --> 00:03:16,164
‫صادقانه میگم...

28
00:03:16,254 --> 00:03:20,084
‫روحـمم خبر نداشت که کنستانین
‫داره برای هر دو طرف کار می‌کنه.

29
00:03:20,174 --> 00:03:23,214
‫پس این مشکل خودتـه وزیر پتروف.

30
00:03:23,302 --> 00:03:26,263
‫یا شاید یکی دیگه اون رو فرستاده دنبال من؟

31
00:03:26,348 --> 00:03:30,688
‫شاید کس دیگه‌ای داره بهش دستور میده.

32
00:03:30,769 --> 00:03:31,979
‫هان نوکر؟

33
00:03:34,064 --> 00:03:35,644
متوجه میشم که توی وین برای کنستانتین

34
00:03:35,733 --> 00:03:37,064
‫چه اتفاقی افناده.

35
00:03:37,152 --> 00:03:39,532
‫این چیزیـه که می‌خوای؟

36
00:03:39,612 --> 00:03:42,782
‫اینکـه مافوقـت بفهمه یه خائن
‫توی دل تیمـت داری؟

37
00:03:42,866 --> 00:03:44,986
‫چطوری با این قضیه برخورد می‌کنن؟

38
00:03:45,076 --> 00:03:48,246
‫می‌دونم اگه من جاشون بودم چطوری برخورد می‌کردم.

39
00:03:49,373 --> 00:03:52,083
‫درسته، حق با شماست.

40
00:03:52,168 --> 00:03:55,798
‫بزار یه نصحت طلایی بهت بکنم الکسی.

41
00:03:55,880 --> 00:04:00,340
‫مردی که در راس قرار داره
‫نمی‌تونه به کسی اعتماد کنـه.

42
00:04:00,426 --> 00:04:04,967
‫بقیه به متحد نیاز دارن.

43
00:04:19,051 --> 00:04:22,811
‫[بوداپست، مجارستان]

44
00:04:28,165 --> 00:04:30,085
‫اصلاً فایده‌ای داری؟

45
00:04:30,167 --> 00:04:32,887
‫احتمالاً نه.

46
00:04:32,961 --> 00:04:34,381
‫فقط حس خوبی میده.

47
00:04:37,007 --> 00:04:38,718
‫تو خوبی؟

48
00:04:38,802 --> 00:04:40,472
‫آره فقط...

49
00:04:40,553 --> 00:04:42,093
‫هنوز دارم تلاش می‌کنم این داستانِ

50
00:04:42,180 --> 00:04:44,050
‫متهم به خیانت شدن واسه خودم حل کنم.

51
00:04:44,140 --> 00:04:45,930
‫همین یکی از دلیل‌هایی هست
‫که بخاطرش وارد کار خصوصی شدم.

52
00:04:46,017 --> 00:04:49,067
‫نه سیاستی در کاره نه تشریفاتی.
‫فقط کارت رو می‌کنی و پولت رو می‌گیری.

53
00:04:49,145 --> 00:04:51,106
‫وقتی هم عوضی بازی‌هاشون شروع شد
‫دیگه باهاشون کار نمی‌کنی.

54
00:04:51,190 --> 00:04:52,770
‫وگرنه تلاش می‌کنن که بکشنت.

55
00:04:52,858 --> 00:04:55,778
‫آره، اینـم هست.

56
00:04:55,861 --> 00:04:57,611
‫به لوکا گوچاروف اعتماد داری؟

57
00:04:57,696 --> 00:04:59,496
‫درمورد قضیه زوبکوف باورش می‌کنم.

58
00:05:00,741 --> 00:05:03,112
‫اگه یه آدمی مثل اون اورانیوم بفروشه
‫جای تعجبی نداره.

59
00:05:03,203 --> 00:05:04,953
‫به نظر میاد با همچین چیزی آشنایی.

60
00:05:05,038 --> 00:05:07,498
‫قضاوت نکن.
‫کار من کاملاً فرق می‌کنه.

61
00:05:07,582 --> 00:05:08,702
‫خیلی خب؟
‫می‌دونی؛ این کار فقط از

62
00:05:08,792 --> 00:05:10,122
‫مشتریایی مثل اون بر میاد.

63
00:05:10,210 --> 00:05:12,550
‫جداً؟

64
00:05:12,629 --> 00:05:14,179
‫جک.

65
00:05:14,256 --> 00:05:16,597
‫زوبکوف هدف آسونی نیست.

66
00:05:16,676 --> 00:05:18,216
‫این طرف روی امنیت وسواس داره.

67
00:05:18,302 --> 00:05:21,262
‫اون توی یه ویلا زندگی می‌کنه
‫که رسماً میشه بهش گفت قلعه نظامی.

68
00:05:21,347 --> 00:05:22,937
‫اون بوداپست رو انتخاب کرده
‫چون یکی از تنها جاهایی هست

69
00:05:23,015 --> 00:05:24,135
‫که تاحالا توش متهم به یک جنایت نشده.

70
00:05:24,225 --> 00:05:25,475
‫تمام جاهایی که توشون متهم شده چی؟

71
00:05:25,560 --> 00:05:26,690
‫اونا نمی‌تونن از اینجا دیپورتـش کنن.

72
00:05:26,769 --> 00:05:29,360
‫وایسا. طرف می‌دونه تو مامور سابق
‫سی‌آی‌ای هستی؟

73
00:05:29,439 --> 00:05:32,109
‫آره، یکی از مزیت های اصلی رقابتـه.

74
00:05:32,192 --> 00:05:34,862
‫توی وبسایت و اینا هم گذاشتیمـش.

75
00:05:34,945 --> 00:05:37,025
‫به نظر می‌رسه اطلاعات زیادی درمودش داری.

76
00:05:37,114 --> 00:05:38,984
‫شرمنده، الان داری ازم می‌خوای

77
00:05:39,074 --> 00:05:40,615
‫که اخلاق حرفه‌ایم رو زیر پا بزارم؟

78
00:05:40,702 --> 00:05:42,582
‫اوه ببخشید، مگه همچین چیزی داری اصلاً؟

79
00:05:44,372 --> 00:05:46,672
‫رمی همینجا میاد به دیدنـمون
‫و هرچی ازش می‌دونیم رو میگه.

80
00:05:46,749 --> 00:05:48,249
‫می‌تونه آمار مشتری‌ها، معاشرت‌ها

81
00:05:48,334 --> 00:05:50,494
‫- آدرس‌ها و همه‌چی رو در بیاره؟
‫- اون عضو سابق موساده.

82
00:05:50,587 --> 00:05:54,088
‫آمار هیچی و هیچکس نیست که نتونه درش بیاره.

83
00:05:54,174 --> 00:05:56,224
‫عالیـه.

84
00:05:56,302 --> 00:05:58,302
‫اما وقتی بیوفتی پی در آوردن
آمار یکی مثل زوبکوف

85
00:05:58,387 --> 00:05:59,717
‫می‌ترسه.

86
00:05:59,805 --> 00:06:01,675
‫بیا امیدوارم باشیم بترسه.

87
00:06:04,031 --> 00:06:07,355
‫[خانۀ امن]
[موگورود، مجارستان]

88
00:06:07,355 --> 00:06:08,905
‫رامی، پرونده رو نشونـش بده.

89
00:06:08,982 --> 00:06:13,322
‫زوبکوف رابطۀ خیلی صمیمی‌ای
‫با پلیس داره.

90
00:06:13,403 --> 00:06:15,613
‫کاری باهاش ندارن، مگر اینکه کارشون داشته باشه.

91
00:06:15,697 --> 00:06:17,447
‫و معمولاً هر چند وقت این اتفاق میوفته؟

92
00:06:17,533 --> 00:06:20,862
‫هیچوقت. نه مهمونی‌ای در کاره، نه غریبه‌ای،
‫نه مشتری‌ای میره به ویلاش.

93
00:06:20,902 --> 00:06:22,385
‫ملاقاتـش با مشتری‌هاش همیشه در فضای عمومیـه.

94
00:06:22,410 --> 00:06:24,788
‫- معمولاً توی رستوران‌های درجه یک همدیگه رو می‌بینن.
‫- درسته.

95
00:06:24,874 --> 00:06:26,924
‫چون رستوران‌های درجه یک
‫امنیت قوی‌ای دارن.

96
00:06:27,001 --> 00:06:28,516
‫اون از مسافرت کردن متنفره.

97
00:06:28,571 --> 00:06:31,468
‫اگه یکی بخواد ببینـتش،
‫باید بیاد به اینجا، یعنی بوداپست.

98
00:06:31,493 --> 00:06:34,528
‫اما واسه جنگ سالار های عراقی و سوری
‫و اینطور جاها استثنا قائل میشه.

99
00:06:34,553 --> 00:06:36,530
‫برای اینطور موارد میره به دوبی.

100
00:06:36,555 --> 00:06:39,475
‫اما اگه یکی دیگه باشه،
‫باید بیاد به اینجا.

101
00:06:41,850 --> 00:06:44,481
‫توی اطریش چه اتفاقی افتاد؟

102
00:06:44,481 --> 00:06:46,200
‫[سفارت آمریکا]
[رم، ایتالیا]

103
00:06:46,230 --> 00:06:47,650
‫رایان توی قطار نبود.

104
00:06:47,732 --> 00:06:50,522
‫آره، مطلع هستم.
‫بزار واضح بهت بگم.

105
00:06:50,610 --> 00:06:52,480
‫چی می‌دونستی،
‫کی فهمیدی

106
00:06:52,570 --> 00:06:54,530
‫و اصلاً چرا اونجا بودی؟

107
00:06:54,614 --> 00:06:56,495
‫جناب، رایان یک افسر اطلاعاتی سی‌آی‌ای هست.

108
00:06:56,575 --> 00:06:58,915
‫اگه قرار به جرم جاسوسی دستگیر بشه

109
00:06:58,994 --> 00:07:00,244
‫شک دارم که هیچکدوم از ما

110
00:07:00,329 --> 00:07:01,669
‫بخواد این قضیه به دست بخش امنیت ملی انجام بشه.

111
00:07:01,747 --> 00:07:05,417
‫تیراندازی جک رایان توی آتن
‫عملیات سیا نبود.

112
00:07:05,501 --> 00:07:07,212
‫در آینده شاید دلتـون بخواد
‫که اینطور بوده باشه.

113
00:07:07,295 --> 00:07:08,425
‫دیدگاه‌ها می‌تونن تغییر کنن.

114
00:07:08,505 --> 00:07:11,675
‫توی اطریش هیچ ارتباطی با رایان داشتی؟

115
00:07:11,758 --> 00:07:13,308
‫واسه همین باهاتون تماس گرفتم قربان.

116
00:07:13,385 --> 00:07:14,715
‫جک باهام تماس گرفت.

117
00:07:14,803 --> 00:07:16,763
‫تحلیل اون اینـه که

118
00:07:16,846 --> 00:07:19,687
‫یک جناح سرکش که دولت روسیه
‫روشون کنترلی نداره

119
00:07:19,767 --> 00:07:21,687
‫درحال ایجاد یک سری تنش هستند

120
00:07:21,769 --> 00:07:23,399
‫که روسیه و ناتو رو به جنگ وادارن.

121
00:07:23,479 --> 00:07:25,899
پس همه‌چی مثل کارایی هست
که روسیه انجام میده، مگه نه؟

122
00:07:25,982 --> 00:07:28,192
‫شما با تئوری جنگ های کوچک آشنایی دارید؟

123
00:07:28,275 --> 00:07:30,905
‫- دارم.
‫- بر اساس اطلاعاتی که منبع جک داده

124
00:07:30,987 --> 00:07:33,988
‫این تحریکات، مثل ترور دیمیتری پوپوف

125
00:07:34,074 --> 00:07:36,614
‫برای تحرکت تنش‌ها بین روسیه
‫و ناتو طراحی شدن.

126
00:07:36,702 --> 00:07:39,502
‫نقطه اوج استفاده از بمب هسته‌ای
‫سوکول خواهد بود.

127
00:07:39,579 --> 00:07:42,459
‫درحال حاضر اینا بیشتر تئوری به نظر می‌رسن
.تا اطلاعات

128
00:07:42,541 --> 00:07:44,502
‫اطلاعات دقیق اینـه که اورانیوم

129
00:07:44,585 --> 00:07:46,335
‫بمب سوکول الان درحال جابجایی هست

130
00:07:46,421 --> 00:07:47,881
‫و توسط لوان زوبکوف هم تامین شده.

131
00:07:47,964 --> 00:07:50,464
‫خب منبعـش چیـه؟ سیگنال؟
‫استراق سمع؟

132
00:07:51,718 --> 00:07:54,638
‫هوش انسانی.
‫لوکا گوچاروف.

133
00:07:56,305 --> 00:07:58,346
‫یا مسیح.

134
00:07:58,434 --> 00:08:00,814
‫- می‌دونم، پیچده ست.
‫- پیچیده؟

135
00:08:00,894 --> 00:08:03,194
‫نه، به نظر من خیلی هم ساده ست.
‫شما با یک افسر قدیمی سرویس اطلاعات روسیه

136
00:08:03,272 --> 00:08:06,282
‫ارتباط دارید که استاد دادن اطلاعات اشتباه
‫به رایان هست.

137
00:08:06,358 --> 00:08:07,988
‫به نظرت این اتفاقی نیست که همیشه میوفته؟

138
00:08:08,068 --> 00:08:09,319
‫نه، اینطور نیست قربان.

139
00:08:09,404 --> 00:08:11,074
‫تجربه بهم ثابت کرده که رایان
‫یه تحلیلگر خیلی خوبـه.

140
00:08:11,156 --> 00:08:13,116
‫آره، و کسی که به تازگی توسط یه
‫روس که استاد جاسوسیـه

141
00:08:13,199 --> 00:08:15,739
‫- فریب خورده.
‫- اما تصویر کنید که حق با اون باشه.

142
00:08:15,827 --> 00:08:18,537
‫اگه اینطور باشه اون لوکا گوچاروف رو
‫آورده به سمت ما.

143
00:08:18,621 --> 00:08:20,001
‫باشه.

144
00:08:20,081 --> 00:08:23,332
‫من کارم تصور نیست.

145
00:08:25,296 --> 00:08:27,096
‫افسر رایت

146
00:08:27,173 --> 00:08:30,473
‫من احترام زیادی برای خدمت
‫و تجربۀ شما قائلـم

147
00:08:30,551 --> 00:08:33,091
‫اما ما همه اینا رو پست سر گذاشتیم.

148
00:08:33,179 --> 00:08:36,010
‫من می‌خوام که جک رایان
‫فوراً دستگیر بشه.

149
00:08:36,099 --> 00:08:38,099
‫اگه این اتفاق نیوفته
‫شما رو برمی‌گردونم

150
00:08:38,185 --> 00:08:40,895
‫و کسی رو می‌فرستم که بتونه
‫این کار رو انجام بده.

151
00:08:43,607 --> 00:08:45,157
‫بله جناب.

152
00:08:51,741 --> 00:08:53,991
‫چطوری باهاش تماس بگیریم؟

153
00:08:54,077 --> 00:08:56,837
‫ما نمی‌گیریم.
‫تماس با زوبکوف یکطرفه ست.

154
00:08:56,913 --> 00:08:58,333
‫اگه به کسی نیاز داشته باشه، خودش تماس می‌گیره.

155
00:08:58,414 --> 00:09:00,625
‫اون دوست داره کنترل دست خودش باشه.

156
00:09:00,709 --> 00:09:03,129
‫پس بیا کاری کنیم که بهت نیاز داشته باشه.

157
00:09:03,212 --> 00:09:04,832
‫بیا دنیاش رو خراب کنیم،

158
00:09:04,922 --> 00:09:06,542
‫تا برای حفظ امنیتش بیاد سمت تو.

159
00:09:06,632 --> 00:09:09,552
‫باید از طریق جورج انجامـش بدم.

160
00:09:10,494 --> 00:09:11,604
‫جورج؟

161
00:09:11,924 --> 00:09:14,705
‫دست راستشـه.
‫تنها کسیـه که بهش اعتماد داره.

162
00:09:16,660 --> 00:09:18,490
‫- گوشیش رو بیار بالا.
‫- باشه.

163
00:09:22,170 --> 00:09:23,380
‫اون چیـه؟

164
00:09:24,527 --> 00:09:27,485
‫زوبکوف و جورج با ایان ون دروال
‫یه ملاقات دارن.

165
00:09:29,103 --> 00:09:30,737
‫توی کار حمل و نقل غیر قانونیـه.

166
00:09:31,742 --> 00:09:33,152
‫این ملاقات چه موقع‌ست؟

167
00:09:33,244 --> 00:09:35,864
‫آه...

168
00:09:35,955 --> 00:09:38,836
‫ساعت 1 بعد از ظهر در رستوران فیلیکس.

169
00:09:41,345 --> 00:09:42,765
‫دیگه نیست.

170
00:09:45,139 --> 00:09:46,349
‫خسته نباشی.

171
00:10:22,213 --> 00:10:23,843
‫آقای زوبکوف.

172
00:10:40,525 --> 00:10:42,615
‫اگه من بودم جواب اون رو نمی‌دادم.

173
00:10:46,406 --> 00:10:48,826
‫همه‌چی مرتبه؟

174
00:10:48,909 --> 00:10:51,830
‫- من شما رو می‌شناسم؟
‫- نه، لازم نیست بشناسی.

175
00:10:51,913 --> 00:10:53,873
‫بزار اینطوری بگیم که تو

176
00:10:53,956 --> 00:10:56,916
‫با لوان روبکوف توی رستوران فیلیکس قرار داشتی، اما...

177
00:10:57,001 --> 00:10:59,541
‫اون ملاقات تغییر کرده.

178
00:10:59,629 --> 00:11:02,209
‫تو کی هستی؟
‫سی‌آی‌ای؟

179
00:11:04,259 --> 00:11:07,519
‫زوبکوف لو رفته.
‫از طرف خودی‌ها.

180
00:11:07,596 --> 00:11:11,266
‫حالا طبق بند 2339 متهم میشه

181
00:11:11,350 --> 00:11:13,850
‫که این بند یعنی جرم کمک مادی به تروریست‌ها.

182
00:11:13,936 --> 00:11:17,277
‫این معنیـش اینـه که هرکسی هم
که باهاش همکاری می‌کرده

183
00:11:17,357 --> 00:11:19,107
‫اموالـش مصادره میشن

184
00:11:19,192 --> 00:11:20,732
‫و کسب و کارش بسته میشه

185
00:11:20,818 --> 00:11:22,118
‫و بعد...

186
00:11:22,195 --> 00:11:24,785
‫و بعد اونا هم به جرم کمک به تروریسم

187
00:11:24,864 --> 00:11:27,244
‫متهم میشن.

188
00:11:27,325 --> 00:11:29,156
‫حالا اگه بخوای می‎تونی باهاش تماس بگیری.

189
00:11:32,122 --> 00:11:35,202
‫فکر می‌کنم باید بپرسم چرا داری
‫همچین لطفی بهم می‎کنی.

190
00:11:35,292 --> 00:11:38,122
‫خب، اوضاع کسب و کار حمل و نقلـت
‫زیاد جالب نیست.

191
00:11:38,212 --> 00:11:40,673
‫یه چیزی مثـه این کارت رو تموم می‌کنه.

192
00:11:40,757 --> 00:11:43,797
‫فکر فکر کردیم بجای اینکه نابود بشی
‫یا بری زندون

193
00:11:43,885 --> 00:11:46,055
‫بهت یه هشدار بدیم.

194
00:11:51,059 --> 00:11:53,860
‫خب رفیق...

195
00:11:53,938 --> 00:11:55,978
‫میشه بهم بگی کی این اتفاق‌ها
‫که گفتی میوفتن؟

196
00:11:58,025 --> 00:12:00,275
‫می‌دونی چیـه؟
‫نمی‌تونم، ایان.

197
00:12:00,361 --> 00:12:02,451
‫اما بهت میگم اگه من جات بودم
‫چیکار می‌کردم.

198
00:12:02,530 --> 00:12:05,701
‫از بوداپست می‌زدم بیرون.

199
00:12:16,153 --> 00:12:20,163
‫[نمی‌تونم ملاقاتـت کنم. شنیدم که خونه‌ات نا امنـه]

200
00:12:22,635 --> 00:12:24,265
‫لعنت.

201
00:12:31,186 --> 00:12:33,356
‫به نظر می‌رسه رفیقـمون
‫پیام رو گرفته.

202
00:12:33,439 --> 00:12:35,359
‫چطور به نظر میرسه؟

203
00:12:36,400 --> 00:12:37,770
‫زیاد خوشحال نیست.

204
00:12:37,860 --> 00:12:40,530
‫باید دوباره برنامه‌ ریزی کنیم.

205
00:12:40,571 --> 00:12:43,072
‫اصلاً خوشحال نیست.

206
00:12:47,309 --> 00:12:50,189
‫[پراگ]
[جمهوری چک]

207
00:14:16,842 --> 00:14:18,892
‫اوه لعنتی.

208
00:14:29,230 --> 00:14:31,650
‫جنرال دستوراتی دادن.

209
00:14:31,732 --> 00:14:34,943
‫سوکول به پایان رسید.
‫باید بسته بشه.

210
00:14:35,028 --> 00:14:37,318
‫ببخشید قربان.

211
00:14:37,406 --> 00:14:39,666
‫- داری می‌گید که...
‫- می‌دونی داره چی میگه.

212
00:14:39,741 --> 00:14:42,281
‫حتماً گروهبان لبدف.

213
00:14:42,369 --> 00:14:44,369
‫بریم!

214
00:14:49,085 --> 00:14:50,295
‫حرکت!

215
00:14:53,840 --> 00:14:56,670
‫- این اشتباهـه.
‫- ما حق گفتن چنین چیزی رو نداریم.

216
00:14:56,759 --> 00:15:01,260
‫این پروژه شانس ما برای نجات اتحاد بود.

217
00:15:01,348 --> 00:15:03,398
‫ما سرباز هستیم.
‫دستور داده شده.

218
00:15:03,476 --> 00:15:05,526
‫کار به این شکلـه.

219
00:15:05,603 --> 00:15:08,443
‫- نه، من گوش نمی‌کنم.
‫- احمق نباش لبدف.

220
00:15:08,522 --> 00:15:09,772
‫تو یک دستور مستقیم گرفتی.

221
00:15:09,857 --> 00:15:12,158
‫من بخشی از این نخواهم بود.

222
00:15:12,235 --> 00:15:15,285
‫نافرمانی از جنرال خیانت در
‫میدان جنگ محسوب میسه گروهبان.

223
00:15:15,363 --> 00:15:18,653
‫اما هیچ دشمنی اینجا نیست.
‫همه روس هستن.

224
00:15:20,577 --> 00:15:23,587
‫خانتکاران واقعی توی مسکو هستند.

225
00:15:23,663 --> 00:15:24,874
‫ترسوها.

226
00:15:42,518 --> 00:15:44,148
‫مشکلی هست؟

227
00:15:44,228 --> 00:15:45,728
‫آنتونوف؟

228
00:15:45,812 --> 00:15:48,142
‫نه قربان.

229
00:16:58,891 --> 00:17:00,061
‫جورج.

230
00:17:01,102 --> 00:17:02,892
‫جورج.

231
00:17:02,937 --> 00:17:04,488
‫جورج.

232
00:17:06,400 --> 00:17:08,940
‫- حتماً دستم انداختی.
‫- چرا باهامون نمیایی؟

233
00:17:10,279 --> 00:17:12,029
‫من وکیلـم رو می‌خوام.

234
00:17:12,114 --> 00:17:13,654
‫من شبیه به پلیس‌ها هستم؟

235
00:17:15,952 --> 00:17:17,662
‫شوخیـت گرفتـه؟

236
00:17:18,663 --> 00:17:20,243
‫خدا.

237
00:17:20,332 --> 00:17:22,792
‫کیفـش رو بگیر.

238
00:17:22,876 --> 00:17:24,166
‫خدا...

239
00:18:11,136 --> 00:18:12,556
‫اینجاست.

240
00:18:13,555 --> 00:18:15,385
‫خوبـه.

241
00:18:19,993 --> 00:18:22,733
‫[قلعه پراگ]
‫[پراگ، جمهوری چک]

242
00:18:25,318 --> 00:18:26,738
‫رادک هنوز احساس گناه می‌کنه؟

243
00:18:26,820 --> 00:18:30,241
‫- داری همین رو میگی؟
‫- آره.

244
00:18:30,324 --> 00:18:33,084
‫پس الان به مردی مشکوک هستم
‫که زندگیـم رو به دستاش سپردم.

245
00:18:33,160 --> 00:18:34,910
‫نه، فکر نمی‌کنم اونقد آدم بی پروایی باشه

246
00:18:34,995 --> 00:18:36,755
‫که حرکتی روی شما بزنـه.

247
00:18:36,831 --> 00:18:39,211
‫سران کشورها مثل وزرای دفاع مصون نیستن.

248
00:18:39,291 --> 00:18:44,632
‫شما وقتی رادک به دانشگاه پدافند
‫می‌رفت می‌شناختیدش؟

249
00:18:44,715 --> 00:18:46,265
‫بعد از اون باهاش آشنا شدم.

250
00:18:46,341 --> 00:18:48,301
‫اما شما یه تاریخچه با همدیگه دارید، مگه نه؟

251
00:18:48,385 --> 00:18:50,015
‫زیاد نه.

252
00:18:53,849 --> 00:18:55,520
‫سه یا چهار سال.

253
00:18:55,601 --> 00:18:57,521
‫وقتی مبارزه خودم برای ریاست جمهوری رو اعلام کردم

254
00:18:57,603 --> 00:18:59,193
‫یه نگهبان امنیتی تعیین کردم.

255
00:18:59,272 --> 00:19:00,772
‫کی این افراد رو انتخاب می‌کنه؟

256
00:19:00,857 --> 00:19:03,657
‫سرویس امنیت هزینه‌اش رو میده،
‫اما من تیم رو انتخاب کردم.

257
00:19:06,070 --> 00:19:09,031
‫و رادک یه قهرمان جنگ بود.
‫جنگ افغانستان.

258
00:19:09,116 --> 00:19:11,536
‫اونجا از یه حملۀ وحشتناک جون سالم به در برد.
‫جون افرادش رو نجات داد.

259
00:19:11,618 --> 00:19:14,378
‫اون صلیب دفاع ایالتی رو گرفته.

260
00:19:14,455 --> 00:19:17,585
‫اون همیشه به طور کامل قابل اطمینان هست.

261
00:19:20,712 --> 00:19:23,422
‫فکر می‌کنم «بود» توصیف درست تری باشه.

262
00:19:23,506 --> 00:19:25,466
‫النا، الان

263
00:19:25,550 --> 00:19:27,130
‫هیچ دلیلی وجود نداره که
‫اون رو یه تهدید در نظر بگیری

264
00:19:27,218 --> 00:19:30,688
‫اما اگه زیادی روش فشار بیاریم،
‫فرار می‌کنـه

265
00:19:30,764 --> 00:19:32,935
‫و به طور کامل شانس این که
‫بتونیم بفهمیم با کی کار می‌کنه رو

266
00:19:33,017 --> 00:19:34,607
‫از دست می‌دیم.

267
00:19:42,818 --> 00:19:45,909
‫می‌خوام که کارکنان سفارت آمریکا
‫امروز فاصله‌شون رو حفظ کنن.

268
00:19:45,989 --> 00:19:48,239
‫می‌خوام این کامل روشن بشه
‫که این سیستم‌های موشکی

269
00:19:48,325 --> 00:19:51,915
‫به درخواست من توی خاک چک هستند
‫نه به دلیل هیچ گونه فشاری از سمت ناتو.

270
00:19:52,954 --> 00:19:55,664
‫این شامل توام میشه.

271
00:19:55,749 --> 00:19:57,210
‫ترجیح میدم درحالی که سی‌آی‌ای
‫بیخ گوشمـه دیده بشم.

272
00:19:57,293 --> 00:19:58,623
‫شما دارید فرض رو بر این می‌گیرید

273
00:19:58,711 --> 00:20:00,591
‫که همه می‌دونن من با کی کار می‌کنم.

274
00:20:01,631 --> 00:20:02,681
‫منتظر شما هستند.

275
00:20:08,846 --> 00:20:10,597
‫خیلی خب، ممنون بابت وقتی که گذاشتید.

276
00:20:10,682 --> 00:20:12,392
‫مطمئن میشم که سفیر

277
00:20:12,476 --> 00:20:13,596
‫- فاصله‌اش رو حفظ کنـه.
‫- ممنون.

278
00:20:13,685 --> 00:20:14,895
‫خانم رئیس جمهور.

279
00:20:22,847 --> 00:20:26,017
‫[کرملین]
‫[مسکو، روسیه]

280
00:20:26,533 --> 00:20:29,993
‫تایید شده که این‌ها
‫پرتابگرهای موشک پاتریوت هستند.

281
00:20:30,078 --> 00:20:32,118
‫این یه هشداره.

282
00:20:32,205 --> 00:20:33,745
‫این یه تخطیـه.

283
00:20:33,832 --> 00:20:35,713
‫این پرتابگرها در فاصله بسیار نزدیکی

284
00:20:35,793 --> 00:20:38,093
‫از نیروهای ما در مرز اسلواکی قرار دارن.

285
00:20:38,170 --> 00:20:40,340
‫به نظر نمیاد کار رئیس جمهور کواک باشه.

286
00:20:40,422 --> 00:20:42,472
‫ایشون در گذشته در برابر تسلیحات ناتو
‫مقاومت کردن.

287
00:20:42,550 --> 00:20:47,011
‫این قبل از این بود که وزیر سابق
‫در حضور ایشون به قتل برسه.

288
00:20:47,097 --> 00:20:48,967
‫سرویس اطلاعات نظرش چیـه؟

289
00:20:49,057 --> 00:20:51,927
‫از زمان ترور وزیر پوپوف

290
00:20:52,018 --> 00:20:54,768
‫تمایلش به طرفداری از روسیه

291
00:20:54,855 --> 00:20:55,985
‫در جمهوری چک افزایش یافته.

292
00:20:56,064 --> 00:20:58,694
‫و نظر شما درمورد رئیس جمهور کواک چی هست؟

293
00:20:58,775 --> 00:21:02,446
‫رئیس جمهور به شدت تحت تاثیر غرب

294
00:21:02,530 --> 00:21:04,070
‫به خصوص آمریکا بوده اند.

295
00:21:04,156 --> 00:21:07,746
‫جیمز گریر که رئیس سی‌آی‌ای
‫در روسیه هستند

296
00:21:07,827 --> 00:21:10,337
‫در پراگ بودن و به صورت مرتب
‫با ایشون ملاقات کردند.

297
00:21:10,413 --> 00:21:15,504
‫تا جایی که من متوجه شدم، ایشون یک مرد
‫جذاب و متقاعد کننده هستند.

298
00:21:15,586 --> 00:21:18,716
‫به نظر من از کواک و جمهوری چک

299
00:21:18,797 --> 00:21:22,637
‫به عنوان نماینده در یک جنگ بزرگتر استفاده میشه.

300
00:21:24,637 --> 00:21:27,477
‫جناب، ما می‌تونیم به راحتی
‫یک مخزن موشک‌ اس-400

301
00:21:27,557 --> 00:21:28,897
‫از طریق سایت‌های کریمه تهیه کنیم

302
00:21:28,975 --> 00:21:30,815
‫و بفرستیمـشون به مرز اسلواکی.

303
00:21:30,894 --> 00:21:33,564
‫اس-400 به مهمات ناتو برتری داره.

304
00:21:33,646 --> 00:21:34,986
‫برد خیلی بیشتری داره.

305
00:21:35,064 --> 00:21:38,355
‫این کار این نمایش ضعیف قدرت رو از بی اعتبار می‌کنه.

306
00:21:38,444 --> 00:21:42,194
‫و ما را در تیررس پایگاه‌های هوایی چک قرار میده.

307
00:21:43,824 --> 00:21:46,704
‫این یک امتیاز استراتژیک هست، بله.

308
00:21:49,122 --> 00:21:51,412
‫انجامـش بدید.
‫درموردش سر و صدا کنید.

309
00:21:51,499 --> 00:21:53,499
‫مطمئن بشید تمام چشم‌هایی که آمریکا

310
00:21:53,585 --> 00:21:55,085
‫در آسمان داره اتفاقی که داره میوفته رو ببینن.

311
00:21:55,170 --> 00:21:58,130
‫بله قربان.

312
00:21:58,214 --> 00:22:00,134
‫آقای رئیس جمهور؟

313
00:22:00,216 --> 00:22:02,467
‫از اینکه رئیس ستاد اینجا نیستند
‫تعجب کردم.

314
00:22:02,553 --> 00:22:04,383
‫انتظار داشتم بیان.

315
00:22:04,472 --> 00:22:05,932
‫منم همینطور.

316
00:22:06,015 --> 00:22:08,645
‫ظاهراً حال میخائیل خوب نیست.

317
00:22:33,002 --> 00:22:35,762
‫- خب؟
‫- هیچی.

318
00:22:36,839 --> 00:22:38,219
‫خب دوباره چک کن!

319
00:22:42,972 --> 00:22:45,222
‫- وایسا. لباست رو بده بالا.
‫- قربان؟

320
00:22:45,307 --> 00:22:47,097
‫زودباش.
‫بده بالا.

321
00:22:47,184 --> 00:22:48,394
‫بچرخ.

322
00:22:50,396 --> 00:22:52,017
‫می‌خوام که از شر موبایل‌هاتون خلاص بشید.

323
00:22:52,107 --> 00:22:54,517
‫همه هر هفته موبایل‌ها و شماره‌هاشون رو تغییر بدن.

324
00:22:54,609 --> 00:22:57,029
‫هر روز صبح این خونه رو جارو بکشید.

325
00:22:57,112 --> 00:22:59,572
‫کسایی که نمی‌شناسیم حق ورود
‫یا خروج ندارن، تفهیم شد؟

326
00:22:59,656 --> 00:23:01,116
‫- بله قربان.
‫- من جورج رو می‌خوام

327
00:23:01,199 --> 00:23:03,199
‫و ماریا توی خونه...

328
00:23:10,793 --> 00:23:13,713
‫این کیف مال کیـه؟
‫این کیف مال کیـه؟

329
00:23:13,796 --> 00:23:16,967
‫مال جورجـه.

330
00:23:17,050 --> 00:23:19,380
‫الو؟

331
00:23:19,469 --> 00:23:21,379
‫الو؟ کیـه؟

332
00:23:21,471 --> 00:23:22,681
‫کیـه؟

333
00:23:28,020 --> 00:23:31,141
‫الو؟
‫کیـه؟

334
00:23:31,232 --> 00:23:32,442
‫کیـه؟

335
00:23:48,917 --> 00:23:50,047
‫چطور پیش میره؟

336
00:23:50,127 --> 00:23:53,258
‫من که میگم آماده ست.

337
00:23:53,339 --> 00:23:55,389
‫جورج رو پیدا کنید!

338
00:23:58,511 --> 00:23:59,721
‫هی جورج؟

339
00:24:01,264 --> 00:24:04,474
‫فکر می‌کنم وقتـش رسیده که
‫درمورد آینده‌ات صحبت کنیم.

340
00:24:24,790 --> 00:24:27,130
‫تو خیلی وقتـه که با مایی میخائیل.

341
00:24:27,209 --> 00:24:30,049
‫با دروغ گفتن بهت بی احترامی نمی‌کنم.

342
00:24:42,642 --> 00:24:45,233
‫من ایده‌ای ندارم اینجا داره
‫چه اتفاقی میوفته.

343
00:24:45,312 --> 00:24:49,862
‫فکر می‌کردم توام با ادب باهام رفتار می‌کنی.

344
00:24:49,942 --> 00:24:53,442
‫الکسی پتروف الان تحت بازداشت
‫سرویس اطلاعات روسیه‌ست.

345
00:24:53,529 --> 00:24:55,990
‫داره اسم‌ها رو میگه،
‫اسم تو هم بینشونـه.

346
00:24:58,618 --> 00:25:01,158
‫این اعتراف نامۀ توئه.

347
00:25:01,246 --> 00:25:04,086
‫امضاش می‌کنی، اسم بقیه‌ کسایی
‫که درگیر هستن رو هم بهم میگی

348
00:25:04,165 --> 00:25:06,425
‫و بعدش میری به کارلیا.

349
00:25:06,501 --> 00:25:08,212
‫شاید سه سال.

350
00:25:08,295 --> 00:25:11,675
‫خوشآیند نخواهد بود،
‫اما حداقل زنده می‌مونی.

351
00:25:19,223 --> 00:25:21,434
‫من هیچی نمی‌دونم.

352
00:25:21,518 --> 00:25:23,228
‫کسی رو هم نمی‌شناسم.

353
00:25:23,311 --> 00:25:25,061
‫فقط وزیر پتروف.

354
00:25:25,147 --> 00:25:26,737
‫فقط قرار بود هرچی که رئیس جمهور سوریکوف

355
00:25:26,815 --> 00:25:29,405
‫انجام میده یا هر حرفی که میزنه رو
‫بهش اطلاع بدم.

356
00:25:29,484 --> 00:25:32,154
‫- و کسایی که باهاشون دیدار می کنه.
‫- پس اعتراف می‌کنی

357
00:25:32,237 --> 00:25:33,788
‫که جاسوسی رئیس جمهورت رو کردی.

358
00:25:35,366 --> 00:25:38,036
‫بله. بله.

359
00:25:38,119 --> 00:25:41,039
‫جمهوری چک چی؟
‫اونجا چه خبره؟

360
00:25:41,122 --> 00:25:46,213
‫کی دستور قتل وزیر پوپوف رو داد؟

361
00:25:47,296 --> 00:25:50,716
‫نمی‌دونم.
‫قسم می‌خورم.

362
00:25:50,799 --> 00:25:53,889
‫الکسی داره اسم بقیه رو میگه.

363
00:25:53,969 --> 00:25:57,059
‫خیلی خوب میشه اگه بتونی
.اون اسم‌ها رو تائید کنی

364
00:25:57,139 --> 00:26:00,400
‫الکسی پتروف تنها کسی بود که باهاش ارتباط داشتم.

365
00:26:00,476 --> 00:26:03,106
‫کس دیگه‌ای نبود.

366
00:26:03,188 --> 00:26:06,528
‫شنیدم که درمورد سرهان لیچکین حرف می‌زد.

367
00:26:06,608 --> 00:26:08,278
‫با کی؟

368
00:26:08,359 --> 00:26:10,240
‫نمی‌دونم.

369
00:26:10,321 --> 00:26:12,071
‫تلفنی بود.

370
00:26:12,156 --> 00:26:13,946
‫نمی‌دونم کی بود.

371
00:26:14,033 --> 00:26:16,193
‫باید حرفـم رو باور کنی.

372
00:26:16,285 --> 00:26:19,955
‫الکسی همیشه حواسـش جمع بود،
‫فقط یه تیکه‌هایی شنیدم.

373
00:26:20,039 --> 00:26:21,379
‫تیکه‌ها؟

374
00:26:21,457 --> 00:26:23,288
‫این تیکه‌ها می‌تون جونـت رو نجات بدن.

375
00:26:25,170 --> 00:26:27,170
‫داشتن صحبتی می‌کردن...

376
00:26:29,174 --> 00:26:31,294
‫درمورد چیزی که اسمـش
‫کمان پولادی بود.

377
00:26:31,384 --> 00:26:34,304
‫نمی‌دونم چی هست.

378
00:26:34,387 --> 00:26:36,058
‫قسم می‌خورم.

379
00:26:39,936 --> 00:26:42,646
‫همین کافیـه.

380
00:26:42,730 --> 00:26:46,070
‫باید درک کنی.
‫اطراف رو ببین.

381
00:26:46,150 --> 00:26:50,201
‫اینجا سرزمین فاحشه‌ها،
‫جنایتکار‌ها و بوروکرات‌ها هاست.

382
00:26:50,280 --> 00:26:52,450
‫من فقط کشوری رو می‌خواستم
‫که بتونم بهش افتخار کنم.

383
00:26:55,035 --> 00:26:56,795
‫می‌تونستی خودت آدمی باشی که

384
00:26:56,870 --> 00:26:59,371
‫کشورت بتونه بهت افتخار کنـه.

385
00:26:59,457 --> 00:27:02,167
‫- نه، درک نمی‌کنم.
‫- نه!

386
00:27:30,824 --> 00:27:32,454
‫عذر می‌خوام که مزاحم شدم

387
00:27:32,534 --> 00:27:35,534
‫اما از صحبت‌های اون شبـمون
‫لذت بردم

388
00:27:35,620 --> 00:27:37,741
‫و فکر کردم شاید بتونیم
‫ادامه‌اش بدیم.

389
00:27:37,832 --> 00:27:40,622
‫با یکم مشروب.

390
00:27:40,710 --> 00:27:43,250
‫صحبت بسیار مختصری بود.

391
00:27:43,337 --> 00:27:47,257
‫واسه همینـه که می‌خوام کاملتر صحبت کنیم.

392
00:27:47,341 --> 00:27:49,462
‫بدون حضور رئیس جمهور النا.

393
00:27:50,470 --> 00:27:53,890
‫خواهش می‌کنم، بیا داخل.

394
00:28:01,441 --> 00:28:02,651
‫خواهش می‌کنم.

395
00:28:03,651 --> 00:28:06,241
‫- یکم ودکا می‌خوای؟
‫- نه، ممنون.

396
00:28:06,321 --> 00:28:09,121
‫- زیادی برات تنده؟
‫- من اهل لوئیزیانا هستم.

397
00:28:09,198 --> 00:28:11,998
‫- برای من چیزی به اسم خیلی تند وجود نداره.
‫- لوئیزیانا.

398
00:28:12,076 --> 00:28:13,997
‫مستعمره فرانسه‌ست، آره؟

399
00:28:14,079 --> 00:28:15,419
‫خیلی وقت پیش بود.

400
00:28:15,497 --> 00:28:18,747
‫وقتی یه مستعمره میشی،
‫همیشه مستعمره باقی می‌مونی.

401
00:28:21,503 --> 00:28:26,003
‫بابت هدیه ممنونـم، اما بیا ودکا بزنیم.

402
00:28:28,970 --> 00:28:32,180
‫فکر نمی‌کنم لهجه‌تون چکی باشه.

403
00:28:32,265 --> 00:28:35,135
‫بله، من روس هستم.

404
00:28:36,227 --> 00:28:37,357
‫لهجه شما خیلی خوبـه.

405
00:28:41,233 --> 00:28:43,653
‫یه زمانی رو توی مسکو گذروندم.

406
00:28:43,736 --> 00:28:45,946
‫مطمئن هستم همینطور بوده.

407
00:28:46,030 --> 00:28:47,950
‫اهمم.

408
00:28:48,032 --> 00:28:51,873
‫با علیا در سال 1970 آشنا هستید؟

409
00:28:51,953 --> 00:28:54,293
‫- بله.
‫- مادر من یهودی بود.

410
00:28:54,373 --> 00:28:59,843
‫به جای مهاجرت کردن به اسرائیل،
‫اون به چکوسلواکی اومد.

411
00:28:59,920 --> 00:29:01,670
‫فکر نمی‌کنم زیاد مذهبی بوده باشه.

412
00:29:01,755 --> 00:29:04,386
‫فکر می‌کنم فقط می‌خواست از روسیه بره بیرون.

413
00:29:06,427 --> 00:29:08,007
‫اون موقع‌ها زمان سختی بود.

414
00:29:08,096 --> 00:29:11,316
‫مطمئن هستم همینطور بوده.

415
00:29:11,391 --> 00:29:14,141
‫اما به نظر می‌رسه که شما اوضاعـت خوبـه.

416
00:29:15,645 --> 00:29:20,316
‫و حالا هردوی ما تبعید شدگان
‫به جمهوری چک هستیم، درسته؟

417
00:29:21,360 --> 00:29:23,480
‫دنیای جالبیـه.

418
00:29:24,947 --> 00:29:27,867
‫تبعید شدن...

419
00:29:27,950 --> 00:29:31,621
‫به این معنی نیست که از وطنـت دوری.

420
00:29:31,704 --> 00:29:35,454
‫به این معنیـه که وطنـی نداری
‫که بهش برگردی.

421
00:29:37,460 --> 00:29:43,341
‫خب، دقیقاً سی‌آی‌ای می‌خواد درمورد چی
‫باهام صحبت کنـه؟

422
00:29:46,178 --> 00:29:47,638
‫سلام، جورج هستم.

423
00:29:47,721 --> 00:29:50,091
‫الان نمی‌تونم جوابـتون رو بدم.

424
00:29:50,182 --> 00:29:51,722
‫لطفاً بعد از صدای بیب
‫برام پیغام بذارید

425
00:29:51,809 --> 00:29:53,610
‫و به محض اینـکه بتونم
‫باهاتون تماس می‌گیرم.

426
00:29:56,273 --> 00:29:57,733
‫جورج کجاست؟

427
00:29:57,816 --> 00:30:00,196
‫کریستوف و نوح هنوز دارن می‌گردن.

428
00:30:00,277 --> 00:30:01,527
‫فقط چندتا جا هست که ممکنـه باشه.

429
00:30:01,611 --> 00:30:03,231
‫پیداش.

430
00:30:23,427 --> 00:30:25,677
‫- خبری شد؟
‫- اثری ازش نیست.

431
00:30:25,762 --> 00:30:27,602
‫از کمرگ رد نشده،

432
00:30:27,681 --> 00:30:29,231
‫- یه پرواز خصوصی رزرو کرده.
‫- آره.

433
00:30:29,308 --> 00:30:31,439
‫که معنیش اینـه که الان نشسته
‫توی سفارت

434
00:30:31,519 --> 00:30:34,519
‫و داره برای اینترپول داستان تعریف می‌کنـه.

435
00:30:37,358 --> 00:30:38,568
‫لعنت!

436
00:31:21,490 --> 00:31:22,700
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

437
00:31:29,373 --> 00:31:31,373
‫الان قطعاً تحریک شده.

438
00:31:37,131 --> 00:31:39,381
‫یه بمب توی کیفـه!
‫فرار!

439
00:31:55,609 --> 00:31:58,620
‫بیرون! بیرون!
‫بیرون!

440
00:32:15,339 --> 00:32:17,565
‫- الو. الو؟
‫- مایک هستم.

441
00:32:17,627 --> 00:32:20,403
‫زوبکوف هستم.
‫همین حالا نیاز دارم که خارج بشم.

442
00:32:20,428 --> 00:32:23,378
‫- حالا. فوراً.
‫- خیلی خب. کجایید؟

443
00:32:23,433 --> 00:32:25,268
‫توی بوداپست.

444
00:32:25,293 --> 00:32:27,510
‫ما یه خونۀ امن اونجا داریم.
‫می‌تونم تا چند ساعت دیگه اونجا ببینمت.

445
00:32:27,535 --> 00:32:29,908
‫- باشه. باشه.
‫- یه شماره حساب برات می‌فرستم.

446
00:32:29,933 --> 00:32:33,316
‫100 هزار دلار آمریکا رو بهش واریز کن
‫سیم‌کارتـت رو در بیار و گوشیـت رو از بین ببر.

447
00:32:33,790 --> 00:32:34,924
‫با هیچکس صحبت نکن.

448
00:32:34,949 --> 00:32:36,534
‫اگه اونجا نبودم، فقط منتظرم بمون، باشه؟

449
00:32:36,559 --> 00:32:38,479
‫متوجه شدم.
‫باشه.

450
00:32:44,746 --> 00:32:47,537
‫متوجه مشکل من میشی، درسته؟

451
00:32:47,625 --> 00:32:49,455
‫می‌دونم یه جای کار رادک می‌لنگه.

452
00:32:49,543 --> 00:32:52,213
‫و اون دقیقاً کنار دخترتـه.

453
00:32:52,296 --> 00:32:54,836
‫اون ممکنـه توی خطر باشه.

454
00:32:54,923 --> 00:32:59,644
‫آره، مطمئن هستم که تنها کار نمی‌کنـه.

455
00:33:01,348 --> 00:33:02,848
‫واسه همین داشتم فکر می‌کردم...

456
00:33:07,479 --> 00:33:10,809
‫نظراتـش توی داشنگاه پدآفند
‫به چه شکلی بودن؟

457
00:33:12,234 --> 00:33:15,324
‫- شما اونجا درس خوندید، درسته؟
‫- همینطوره.

458
00:33:17,865 --> 00:33:19,785
‫رادک...

459
00:33:19,867 --> 00:33:23,867
‫همیشه خیلی ضد روس بود.

460
00:33:23,954 --> 00:33:26,835
‫فکر می‌کنم خانواده‌اش رو توی
‫بهار پراگ از دست داد.

461
00:33:26,917 --> 00:33:28,837
‫اما روسی یاد گرفت؟

462
00:33:28,919 --> 00:33:33,499
‫یجورایی از فرانسوی و انگلیسی آسون‌تره.

463
00:33:33,590 --> 00:33:35,800
‫می‌خواست امتحان زبان ناتوش رو پاس کنـه.

464
00:33:45,603 --> 00:33:47,813
‫ازش لذت بردم.

465
00:33:49,107 --> 00:33:51,618
‫منم همینطور.

466
00:33:56,615 --> 00:33:58,955
‫به سلامتی هر ساعت زنده موندن

467
00:33:59,034 --> 00:34:02,165
‫چون که حافظ مرگ ماست.

468
00:34:09,379 --> 00:34:11,969
‫فکر خوبی نیست که تلفنی صحبت کنیم.

469
00:34:12,048 --> 00:34:14,889
‫باور کن برای تو این ایدۀ خیلی بدتریـه که
‫تلفن های من رو نادیده بگیری.

470
00:34:14,969 --> 00:34:17,139
‫به خصوص امروز.

471
00:34:17,221 --> 00:34:20,271
‫- هنوز اونجاست؟
‫- نمی‌دونم.

472
00:34:20,349 --> 00:34:22,599
‫- چی؟
‫- چیزی نشنیدم.

473
00:34:22,685 --> 00:34:25,691
‫نه خبری از روبکوف هست نه سایت.
‫یا میخائیل.

474
00:34:25,716 --> 00:34:27,857
‫- ممکنـه یکی گرفته باشتـش.
‫- صبر کن.

475
00:34:28,349 --> 00:34:29,820
‫زوبکوف قابل اطمینانـه.

476
00:34:29,901 --> 00:34:31,701
‫اهمیتی به میخائیل نمیدم.

477
00:34:31,778 --> 00:34:33,118
‫اون هیچی نمی‌دونه.

478
00:34:33,196 --> 00:34:36,026
‫خودت رو نباز الکسی.

479
00:34:36,116 --> 00:34:37,746
‫الان زمان وحشت کردن نیست.

480
00:34:37,826 --> 00:34:39,327
‫خب برای تو گفتنـش آسونـه.

481
00:34:39,412 --> 00:34:41,042
‫تو حتی نزدیک به خطر هم نیستی.

482
00:34:41,122 --> 00:34:44,462
‫من از وقتی که تو به دنیا بیایی
‫توی خطر زندگی کردم.

483
00:34:44,542 --> 00:34:46,672
‫فکر نکنم تو بیشتر از من توی خطری.

484
00:34:46,753 --> 00:34:49,593
‫یا اینکـه به راحتی می‌تونی ازش خارج بشی.

485
00:34:49,672 --> 00:34:52,633
‫این تحویل، نقطه اوجـه.

486
00:34:52,718 --> 00:34:56,348
‫الکسی، بدون اورانیوم
‫ما هیچ هستیم.

487
00:34:56,430 --> 00:34:58,770
‫می‌دونم.
‫نوچینف اونجاست.

488
00:34:58,849 --> 00:35:00,769
‫به محض اینکـه برسه باهام تماس می‌گیره.

489
00:35:00,851 --> 00:35:02,771
‫واقعاً توی همچین قضیه‌ای
‫به نوچینف اعتماد داری؟

490
00:35:04,606 --> 00:35:07,686
‫- تنها کسی بود که می‌تونستم بفرستم.
‫- بهش اعتماد داری؟

491
00:35:07,776 --> 00:35:09,713
‫درحال حاضر به هیچکس اعتماد ندارم.

492
00:35:09,738 --> 00:35:13,408
‫خوبه.
‫تازه داری یاد می‌گیری.

493
00:35:14,032 --> 00:35:16,953
‫کاری که لازمه رو انجام بده.
‫از من دور نگهـش دار.

494
00:35:17,378 --> 00:35:19,385
‫و وقتی که رسید بهم بگو.

495
00:35:19,530 --> 00:35:21,160
‫حتماً.

496
00:35:26,416 --> 00:35:30,045
‫[خانۀ امن]
‫[موگورود، مجارستان]

497
00:35:35,347 --> 00:35:38,317
‫- فکر می‌کنی کی دنبالتـه؟
‫- نمی‌دونم.

498
00:35:38,391 --> 00:35:40,391
‫اولش فکر کردم که اینترپلـه.

499
00:35:40,477 --> 00:35:43,738
‫یا پلیس ملی، سی‌آی‌ای،
‫کسایی که همیشه بودن.

500
00:35:43,815 --> 00:35:46,655
‫شاید یه مشتری باشه.
‫یکی که عصبانیـه.

501
00:35:46,734 --> 00:35:48,864
‫داریم یه هویت کاملاً جدید برات ترتیب می‌دیم.

502
00:35:48,945 --> 00:35:51,405
‫فردا همین موقع با یه جت
‫می‌فرستیمـت به گینه بیسائو.

503
00:35:51,489 --> 00:35:53,400
‫اوه لعنت.

504
00:35:53,492 --> 00:35:56,492
‫اگه همونی باشه که فکر می‌کنم
‫باید برای همیشه پنهان بشم.

505
00:35:58,622 --> 00:36:00,042
‫ممنون مایک.

506
00:36:08,341 --> 00:36:11,341
‫- خودت رو مُرده بدون.
‫- فکر نمی‌کنم.

507
00:36:11,427 --> 00:36:12,807
‫بفرما بشین.

508
00:36:12,887 --> 00:36:15,227
‫عجب احمقی هستی مایک.

509
00:36:15,306 --> 00:36:17,596
‫جورج اصلاً هیچی نمی‌دونست.

510
00:36:17,684 --> 00:36:19,855
‫اما الکسی پتروف می‌دونـه.

511
00:36:22,147 --> 00:36:23,987
‫می‌دونی من کیـم؟

512
00:36:25,067 --> 00:36:26,317
‫ایده‌ای ندارم.

513
00:36:26,402 --> 00:36:29,942
‫شرط می‌بندم می‌تونی حدس بزنی
‫برای کی کار می‌کنم.

514
00:36:30,030 --> 00:36:32,331
‫ما تازگی الکسی رو گرفتیم.

515
00:36:32,409 --> 00:36:35,409
‫داشت به جرم خیانت و تروریسم
‫متهم میشد.

516
00:36:35,495 --> 00:36:37,285
‫پس بجای اینکـه عاقبتـش به جلوی
‫گلوگه قرار گرفتن یا یه اروگاه کار اجبرای بکشه

517
00:36:37,372 --> 00:36:38,882
‫تصمیم گرفت که با ما همکاری کنـه.

518
00:36:38,957 --> 00:36:41,707
‫واسه همین یه لیست کامل
‫از اسم تک تک کسانی که

519
00:36:41,793 --> 00:36:45,254
‫باهاشون کار می‌کنـه بهمون داد،
‫که با اسم تو شروع میشه.

520
00:36:46,632 --> 00:36:48,392
‫فروختن اورانیوم؟

521
00:36:48,467 --> 00:36:51,557
‫بابت همچین چیزی تو هر کشوری
‫هم که باشی دهنت سرویسـه.

522
00:36:56,518 --> 00:36:59,808
‫من اصلاً الکسی پتروف رو نمی‌شناسم،
‫فقط در حد روزنامه و اینا می‌شناسمـش.

523
00:36:59,897 --> 00:37:01,567
‫اورانیوم؟

524
00:37:01,648 --> 00:37:03,858
‫هیچ مدرکی ندارید.

525
00:37:03,942 --> 00:37:06,152
‫فکر نمی‌کنم متوجه شده باشی
‫که دقیقاً توی چه شرایطی هستی.

526
00:37:06,236 --> 00:37:07,646
‫من به مدرک نیازی ندارم.

527
00:37:07,738 --> 00:37:09,619
‫فکر می‌کنی اون دوستـت که رئیس پلیسـه

528
00:37:09,699 --> 00:37:10,949
‫از این حقیقت

529
00:37:11,034 --> 00:37:12,744
‫که تو آشکارا از تروریسم حمایت ‌کردی
‫خوشـش بیاد؟

530
00:37:14,495 --> 00:37:15,875
‫داری درمورد چی حرف می‌زنی؟

531
00:37:16,956 --> 00:37:18,416
‫بهش نگفتی؟

532
00:37:18,499 --> 00:37:21,840
‫اون حسابی که پول رو بهش انتقال دادی

533
00:37:21,921 --> 00:37:23,961
‫یه حساب اجر نیست.

534
00:37:24,048 --> 00:37:25,838
‫یه حسابـه که برای حمایت
‫از داعش بوجود اومده.

535
00:37:25,925 --> 00:37:27,675
‫و توی لیست بررسی تمام کشور‌هاست

536
00:37:27,760 --> 00:37:29,970
‫از جمله مجارستان.

537
00:37:32,306 --> 00:37:36,687
‫حرومی.
‫حرومی!

538
00:37:36,770 --> 00:37:38,350
‫لوان؟

539
00:37:39,439 --> 00:37:41,519
‫فقط یه برگ برنده داری.

540
00:37:41,608 --> 00:37:44,228
‫محل تحویل رو بهمون بگو.

541
00:37:44,319 --> 00:37:46,690
‫گور بابات.

542
00:37:46,781 --> 00:37:48,741
‫بهم گوش کن.

543
00:37:48,824 --> 00:37:53,334
‫هرچیزی که تا به امروز می‌شناختیش
‫دیگه تموم شده.

544
00:37:53,412 --> 00:37:56,242
‫اما یه راه فرار داری.

545
00:38:09,304 --> 00:38:10,725
‫ماتوسکا.

546
00:38:14,018 --> 00:38:15,818
‫ماتوسکا؟

547
00:38:15,895 --> 00:38:19,185
‫آره، ماتوسکا.
‫روسیـه!

548
00:38:36,042 --> 00:38:38,092
‫بهم بگو که اعتمادم بیجا نبوده، جک.

549
00:38:38,169 --> 00:38:40,219
‫اورانیوم توی راه روسیه‌ست.

550
00:38:40,296 --> 00:38:41,756
‫مکانی به اسم ماتوسکا.

551
00:38:42,799 --> 00:38:43,929
‫یا خدا.

552
00:38:44,009 --> 00:38:45,889
‫- مطمئنـه...
‫- آره.

553
00:38:45,969 --> 00:38:48,220
‫لوان زوبکوف تحویل رو تایید کرده.

554
00:38:48,305 --> 00:38:50,885
‫درواقع اون و هم دستـش به
‫جاسوسی اعتراف کردن.

555
00:38:50,886 --> 00:38:52,168
‫چطوری؟

556
00:38:52,193 --> 00:38:54,334
‫بیا بگیم لوان ترسیده بوده.

557
00:38:54,420 --> 00:38:56,810
‫بیا خودت ببین.
‫اینجا توی بوداپست پیش من هستن.

558
00:38:56,860 --> 00:38:58,070
‫اما گوش کن رایت...

559
00:38:59,066 --> 00:39:01,277
‫هر اتفاقی که بعد از این افتاد
‫نیاز دارم که بخشی ازش باشم.

560
00:39:01,361 --> 00:39:03,741
‫تو دیگه این مزیت رو نداری
‫که درخواست لطف بکنی.

561
00:39:03,822 --> 00:39:05,967
‫بزار رک بهت بگم، ارزش این رو نداری
‫که بخشی از حرفۀ من

562
00:39:05,992 --> 00:39:06,990
‫یا ذهن من باشی.

563
00:39:07,075 --> 00:39:09,485
‫بدون ما تو هیچی نداشتی
‫که پیگیرش بشی.

564
00:39:09,578 --> 00:39:12,999
‫فقط دارم ازت می‌خوام که
‫کار درست رو بکنی.

565
00:39:14,834 --> 00:39:16,174
‫خیلی خب جک

566
00:39:16,252 --> 00:39:18,632
‫اما من می‌خوام همین درخواست
‫رو ازت بکنم.

567
00:39:54,919 --> 00:39:57,459
‫توجه!

568
00:40:27,121 --> 00:40:28,751
‫اونا زشت هستن، مگه نه؟

569
00:40:29,998 --> 00:40:31,338
‫و ضروری.

570
00:40:31,416 --> 00:40:33,916
‫داری کار درست رو می‌کنی.

571
00:40:34,002 --> 00:40:38,462
‫تو الان تصمیمات سختی می‌گیری که
‫شاید زنده نباشیم که نتیجه‌اش رو ببینیم.

572
00:40:40,385 --> 00:40:43,005
‫همین چیزیـه که سختـشون می‌کنـه.

573
00:40:48,226 --> 00:40:49,856
‫خانم رئیس جمهور.

574
00:40:49,936 --> 00:40:51,477
‫ممنون بابت سرویس...

575
00:40:51,564 --> 00:40:53,474
‫کاپیتان سایفرت، هان؟

576
00:40:53,566 --> 00:40:56,776
‫- اسمـش مثل اون شاعره ست.
‫- بله، همینطوره خانم رئیس جمهور.

577
00:40:56,861 --> 00:40:58,951
‫زیبایی اهل چک بودن همینـه.

578
00:40:59,029 --> 00:41:01,829
‫سربازها می‌تونن شاعر باشن،
‫شاعر‌ها می‌تونن رئیس جمهور باشن.

579
00:41:01,907 --> 00:41:04,538
‫- هیچ محدودیتی وجود نداره.
‫- خیر خانم.

580
00:41:18,843 --> 00:41:20,973
‫میشه حواسـمون به رئیس جمهور کواک باشه؟

581
00:41:21,053 --> 00:41:24,063
‫24 - 7، اما بی سر و صدا.

582
00:41:24,140 --> 00:41:25,890
‫چیزی هست که لازم باشه بدونم؟

583
00:41:25,975 --> 00:41:28,195
‫هنوز نه.

584
00:41:35,861 --> 00:41:37,491
‫از همه بابت اومدنـتون ممنون هستم.

585
00:41:58,594 --> 00:42:01,974
‫کاپیتان سایفرت، بسیار متشکرم.

586
00:42:02,056 --> 00:42:03,856
‫ممنون.

587
00:42:03,933 --> 00:42:05,313
‫ممنون.

588
00:42:05,392 --> 00:42:07,063
‫با آرزوی بهترین‌ها.

589
00:42:08,688 --> 00:42:10,448
‫- سلام عزیزم.
‫- اینجا بودن.

590
00:42:10,523 --> 00:42:12,273
‫چی؟ کیا؟

591
00:42:12,359 --> 00:42:16,279
‫سی‌آی‌ای یا ناتو، نمی‌دونم،
‫اما حرفه‌ای بودن.

592
00:42:17,364 --> 00:42:19,075
‫همه‌جا رو گشتن.

593
00:42:21,494 --> 00:42:23,164
‫- درست میشه.
‫- نه، نمیشه.

594
00:42:23,246 --> 00:42:25,206
‫تو اون پیترِ پیرحرومی رو می‌شناسی.

595
00:42:25,289 --> 00:42:27,999
‫همیشه رد پاش رو پاک می‌کنـه.

596
00:42:30,002 --> 00:42:32,873
‫اگه مشکوک بشه که تو رو شناسایی کردن
‫بعدش چی میشه؟

597
00:42:32,965 --> 00:42:34,385
‫عصر خوبی داشته باشید.

598
00:42:35,467 --> 00:42:37,137
‫همین حالا ماریکا رو بردار
‫و از شهر خارج شو.

599
00:42:37,219 --> 00:42:39,561
‫وقت تلف نکن.
‫می‌دونی کجا بری.

600
00:42:39,586 --> 00:42:41,804
‫- تو چی؟
‫- به محض اینکه بتونم میام پیش‌تون.

601
00:42:41,890 --> 00:42:43,521
‫خیلی خب.
‫مراقب باش.

602
00:42:43,601 --> 00:42:46,111
‫- توام همینطور. دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

603
00:42:46,187 --> 00:42:47,977
‫ممنون.
‫عصر خوبی داشته باشید.

604
00:42:48,064 --> 00:42:49,604
‫خانم رئیس جمهور.

605
00:42:49,649 --> 00:42:51,432
‫بله.
‫متشکرم.

606
00:42:51,502 --> 00:42:53,143
‫خانم رئیس جمهور،
‫باید همین حالا بریم.

607
00:42:53,290 --> 00:42:55,437
‫ممنون از همگی.
‫چرا؟ چی شده؟

608
00:42:55,462 --> 00:42:57,372
‫یه مشکل امنیتی جزئی پیش اومده،
‫چیزی نیست که نگرانـش باشید

609
00:42:57,397 --> 00:42:58,987
‫اما باید بریم.

610
00:42:59,076 --> 00:43:00,946
‫- آماده‌اید؟
‫- من‌ می‌برم‌شون.

611
00:43:01,036 --> 00:43:03,826
‫افزایش امنیت.
‫پروتکل ای.

612
00:43:06,792 --> 00:43:08,362
‫چرا اریک رو مرخص کردی؟

613
00:43:08,387 --> 00:43:12,347
‫ممکنـه اریک نفوذی باشه.
‫فقط داریم سعی می‌کنیم امنیت رو برقرار کنیم.

614
00:43:12,757 --> 00:43:14,087
‫خواهش می‌کنم نگران نباشید.

615
00:43:14,175 --> 00:43:15,755
‫همه‌چی خیلی زود درست میشه.

616
00:43:16,756 --> 00:43:21,756
‫مترجم: «حـسـیـن هـیـدن»
‫در تلگرام: Hossein_hidd@

617
00:43:22,757 --> 00:43:27,757
 

618
00:43:28,758 --> 00:43:33,758
 