﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,650
{\an1}‫Romeo Alpha

2
00:00:04,950 --> 00:00:09,180
‫اون مکان سراسر پوشیده از برف سفید خالص می‌شد.

3
00:00:12,600 --> 00:00:15,240
‫اون زمان از سال که گل‌ها اونجا شکوفه می‌دادن

4
00:00:15,700 --> 00:00:17,560
‫و پایان اون فصل رو خاطرنشان می‌کردن، دوست داشتم.

5
00:00:19,190 --> 00:00:20,680
‫دلم می‌خواست

6
00:00:22,440 --> 00:00:24,290
‫اون لحظه کوتاه رو در زمان متوقف کنم.

7
00:02:02,480 --> 00:02:05,510
‫چقدر غرفه هست.

8
00:02:08,640 --> 00:02:10,400
‫اوه، تاچیبانا-سان.

9
00:02:10,400 --> 00:02:13,400
‫سلام. همیشه از کار کردن باهات خوشوقتم.

10
00:02:13,400 --> 00:02:15,790
‫این محصول جدیدیه که گفتم.

11
00:02:16,230 --> 00:02:18,110
‫وای، سنجاق سینه!

12
00:02:18,600 --> 00:02:22,600
‫اینا معرکه‌ان! شرط می‌بیندم
‫در یه چشم بهم زود همه‌شون به فروش می‌رن.

13
00:02:24,690 --> 00:02:26,080
‫واگن-سان!

14
00:02:26,080 --> 00:02:29,140
‫اوه، بوچیو-سان. چه تصادفی.

15
00:02:33,490 --> 00:02:38,180
‫اوه، سلام. تو بوچیو-سان هستی؟

16
00:02:38,180 --> 00:02:39,430
‫خوشبختم.

17
00:02:39,550 --> 00:02:41,200
‫این پارتنر منه.

18
00:02:41,200 --> 00:02:44,030
‫عا... خوشبختم.

19
00:02:44,320 --> 00:02:47,850
‫نیشیا هستم.
‫چیاکی درموردت بهم گفت.

20
00:02:47,850 --> 00:02:50,480
‫خیلی خوشحالم تونستم باهات آشنا بشم.

21
00:02:50,480 --> 00:02:52,240
‫امیدوار بودم که بتونم.

22
00:02:53,470 --> 00:02:54,690
‫بله...

23
00:02:55,230 --> 00:02:59,560
‫ممنون که دوست چیاکی شدی.

24
00:03:01,120 --> 00:03:05,000
‫کازوهیکو-سان، دیگه زیادی داری توی بحر قضیه می‌ریا.

25
00:03:05,000 --> 00:03:06,850
‫اوه، جدی؟

26
00:03:07,240 --> 00:03:11,790


27
00:03:07,240 --> 00:03:11,790
‫سنجاق‌سینه گل

28
00:03:08,420 --> 00:03:11,790
‫پس تاچیبانا-سان اینا رو درست کرده؟

29
00:03:12,070 --> 00:03:13,710
‫غافلگیر شدم.

30
00:03:13,710 --> 00:03:16,710
‫راستش، قبلا خیلی کارهاش رو می‌خریدم.

31
00:03:17,470 --> 00:03:21,050
‫ها، نکنه... منظورت برای همسرته؟

32
00:03:21,050 --> 00:03:21,870
‫بله.

33
00:03:22,160 --> 00:03:25,400
‫همسرم اغلب از اینجور سنجاق‌سینه‌ها می‌زد.

34
00:03:25,400 --> 00:03:26,640
‫عاشقشون بود.

35
00:03:27,160 --> 00:03:29,620
‫اساسا بخشی از ظاهرش شده بودن.

36
00:03:31,580 --> 00:03:34,150
‫و... الان کجا هستن؟

37
00:03:34,680 --> 00:03:37,320
‫اواخر پارسال بخاطر یه بیماری مرد.

38
00:03:39,360 --> 00:03:41,290
‫یه بار بهم گفت:

39
00:03:41,740 --> 00:03:45,820
‫«چیزایی مثل این، یه شخص رو پرزرق و برق نمی‌کنن.

40
00:03:45,820 --> 00:03:50,030
‫بیشتر مثل این می‌مونه که اون شخص وقتی این گل‌ها در
‫هر کدوم از سنجاق‌ها شکوفه می‌دن، فصل رو متوقف کرده باشه.

41
00:03:50,030 --> 00:03:51,580
‫خیلی زیبان.»

42
00:03:53,430 --> 00:03:55,170
‫تقدیر عجیبه، نه؟

43
00:03:55,560 --> 00:03:56,520
‫اوهوم...

44
00:03:58,030 --> 00:04:00,950
‫خیلی متاسفم. نمی‌خواستم حالتون رو بگیرم.

45
00:04:07,600 --> 00:04:12,090
‫حس عجیبیه که می‌فهمم داره
‫از چیزایی که درست کردم، استفاده می‌شه.

46
00:04:12,090 --> 00:04:13,690
‫جدی می‌گید؟

47
00:04:14,310 --> 00:04:17,610
‫«فصل رو متوقف کرده باشه» ها؟

48
00:04:18,470 --> 00:04:25,530
‫شاید این نفس و ضمیرمه که منو وادار می‌کنه که وقتی
‫اون گل‌ها زیباتر از همیشه هستن، بچینمشون.

49
00:04:29,880 --> 00:04:30,760
‫بریم.

50
00:04:51,900 --> 00:04:52,880
‫یوری.

51
00:04:53,550 --> 00:04:55,120
‫ببخشید معطلت کردم.

52
00:04:58,040 --> 00:05:00,610
‫چند وقته که نیومدی میدون تیراندازی؟

53
00:05:00,610 --> 00:05:02,940
‫خب... خودم نمی‌خواستم.

54
00:05:02,940 --> 00:05:04,930
‫چرا تصمیم گرفتی الان بیای؟

55
00:05:06,420 --> 00:05:07,970
‫می‌خواستم صحبت کنم.

56
00:05:08,720 --> 00:05:10,410
‫درمورد خونواده‌ات؟

57
00:05:12,070 --> 00:05:15,260
‫تازگیا مرتب یه چیزایی به یادم میاد.

58
00:05:16,060 --> 00:05:20,840
‫می‌خواستم خونواده‌مو فراموش کنم
‫و اینجا زندگی تازه‌ای رو شروع کنم...

59
00:05:21,660 --> 00:05:23,770
‫خب پس حالا چه‌ات شده؟

60
00:05:24,940 --> 00:05:26,490
‫نمی‌دونم.

61
00:05:27,140 --> 00:05:30,060
‫قبلا، مطلقا می‌خواستم که فراموش کنم.

62
00:05:30,650 --> 00:05:35,160
‫شاید بخاطر اینکه در درونت،
‫می‌خوای که با خونواده‌ات رویاروی بشی.

63
00:05:37,090 --> 00:05:40,860
‫حتی اگه اینطور باشه،
‫هیچکدومشون با من رویاروی نمی‌شن.

64
00:05:41,340 --> 00:05:44,080
‫اونا به اسم حفظ سنت

65
00:05:44,080 --> 00:05:46,190
‫عقاید قدیمی‌شونو به من تحمیل کردن.

66
00:05:46,190 --> 00:05:49,120
‫وقتی سعی کردم عقیده خودمو بگم،
‫فقط طردم کردن.

67
00:05:49,120 --> 00:05:52,960
‫دقیقا واسه همین بود که
‫قسم خوردم هرگز برنگردم!

68
00:05:54,800 --> 00:05:58,930
‫من کسی نیستم که بخوای این
‫احساساتو باهاش درمیون بذاری.

69
00:06:00,690 --> 00:06:02,260
‫با پدرت صحبت کن.

70
00:06:03,120 --> 00:06:07,050
‫اگه نمی‌خوای فراموششون کنی،
‫خودت برو پیششون.

71
00:06:09,880 --> 00:06:12,240
‫دلیلی نداره که این کارو بکنم.

72
00:06:14,640 --> 00:06:15,930
‫تازنبو-ساما...

73
00:06:16,360 --> 00:06:20,840
‫وقتی بوچیو و منو با هم آشنا کردین
‫فکری در سرتون بود؟

74
00:06:21,690 --> 00:06:23,450
‫چی باعث شده این فکرو بکنی؟

75
00:06:24,450 --> 00:06:25,570
‫هیچی.

76
00:06:25,930 --> 00:06:27,970
‫ببخشید وقتتونو گرفتم.

77
00:06:28,620 --> 00:06:29,820
‫دیگه می‌رم.

78
00:06:37,140 --> 00:06:38,190
‫دوباره...

79
00:06:38,800 --> 00:06:40,630
‫دوباره داره یادم میاد.

80
00:06:42,310 --> 00:06:46,040
‫یوری، داشتن افتخار چیز فوق‌العاده‌ایه.

81
00:06:46,900 --> 00:06:49,050
‫باید به سنت‌ها

82
00:06:49,050 --> 00:06:52,510
‫و خون باکه‌گیتسونه‌ای که به ارث بردی، افتخار کنی.

83
00:06:55,540 --> 00:06:59,300
‫خانواده تاچیبانای تونو
‫در منطقه توهوکو

84
00:06:59,300 --> 00:07:01,240
‫نسل‌هاست که سنت‌های هنرهای رزمی رو حفظ کردن،

85
00:07:01,240 --> 00:07:03,480
‫با تمرکز روی باکه-اسب‌سواری.

86
00:07:04,100 --> 00:07:07,350
‫اونا خانواده اباءاجدادی و شریف باکه‌گیتسونه‌ان.

87
00:07:09,280 --> 00:07:11,950
‫بزرگ‌ترین دختر تاچیبانا استعداد واقعی داره.

88
00:07:11,950 --> 00:07:14,530
‫مشخصه که خون خانواده ارشد رو داره.

89
00:07:15,330 --> 00:07:18,260
‫خون اباءاجدادی و شریف باکه‌گیتسونه.

90
00:07:18,910 --> 00:07:20,970
‫خیلی بهش افتخار می‌کنم.

91
00:07:23,380 --> 00:07:28,480
‫می‌گم، میو-چان، بابات یه انسانه، نه؟

92
00:07:29,800 --> 00:07:30,620
‫آره.

93
00:07:31,680 --> 00:07:32,840
‫چرا؟

94
00:07:33,490 --> 00:07:36,360
‫می‌دونم که تو از یه خونواده شاخه‌ای هستی،

95
00:07:36,360 --> 00:07:39,290
‫ولی چرا اونا خون باکه‌گیتسونه‌شونو حفظ نمی‌کنن؟

96
00:07:39,720 --> 00:07:41,880
‫این فقط تو رو دورگه می‌کنه.

97
00:07:42,120 --> 00:07:42,810
‫عه؟

98
00:07:43,680 --> 00:07:45,600
‫دورگه نیستم.

99
00:07:46,120 --> 00:07:50,480
‫من هم خون مامانم و هم خون بابام رو دارم.

100
00:07:50,990 --> 00:07:52,830
‫هیچ خونی برتر یا پست‌تر نیست.

101
00:07:53,170 --> 00:07:56,680
‫فقط کسایی که در خانواده ارشدن
‫اینطوری درموردش حرف می‌زنن.

102
00:07:58,370 --> 00:07:59,310
‫عه؟

103
00:08:01,360 --> 00:08:03,530
‫وقتی این حرفا رو واسه خونواده‌ام تکرار کردم،

104
00:08:03,530 --> 00:08:06,380
‫همه‌شون جوری نگاهم کردن
‫انگار یه غریبه بودم

105
00:08:06,380 --> 00:08:07,750
‫و منو طرد کردن.

106
00:08:08,960 --> 00:08:12,390
‫از اون موقع به بعد، زندگیم خیلی خفقان‌آورتر شد.

107
00:08:13,820 --> 00:08:16,940
‫زمستون فصلی شد که باید

108
00:08:16,940 --> 00:08:19,760
‫در جایی تنگ و خفه با خونواده‌ام
‫در خونه‌ای که ازش بیزار بودم زندگی می کردم.

109
00:08:21,050 --> 00:08:25,580
‫گل‌های زیبای بهار
‫خداحافظی‌ای با اون روزهای تیره و تار بودن.

110
00:08:26,880 --> 00:08:29,330
‫گل‌ها برام مثل امید بودن.

111
00:08:29,330 --> 00:08:30,680
‫نمی‌خواستم از دستشون بدم...

112
00:08:31,960 --> 00:08:35,470
‫پس همیشه حبسشون می‌کردم
‫تا اونا رو نزدیک خودم نگه دارم.

113
00:08:37,040 --> 00:08:38,290
‫یوری-سان؟

114
00:08:39,410 --> 00:08:40,680
‫یوری-سان؟

115
00:08:41,630 --> 00:08:43,000
‫حالتون خوبه؟

116
00:08:43,390 --> 00:08:46,440
‫دارین گل‌ها رو له می‌کنین...

117
00:08:46,960 --> 00:08:50,030
‫می‌دونی، اگه حوصله نداری
‫نباید به خودت فشار بیاری.

118
00:08:50,030 --> 00:08:51,590
‫چیزی نیست.

119
00:08:53,160 --> 00:08:55,080
‫می‌گم، یوریپه...

120
00:08:55,570 --> 00:08:59,690
‫اخیرا بخاطر خونواده‌ات بهم ریختی، نه؟

121
00:09:00,240 --> 00:09:02,520
‫اگه می‌دونی، پس دخالت نکن.

122
00:09:02,520 --> 00:09:04,330
‫همه‌شو توی دلت نگه ندار.

123
00:09:04,330 --> 00:09:06,870
‫می‌تونی باهام حرف بزنی.
‫بهت گوش می‌دم.

124
00:09:06,870 --> 00:09:08,020
‫خفه شو.

125
00:09:08,390 --> 00:09:12,250
‫حرف زدن درباره‌اش چه فایده‌ای داره؟
‫فقط می‌خوای بهم بگی که عوض بشم.

126
00:09:13,040 --> 00:09:17,160
‫من نمی‌خوام عوض بشم،
‫و قصد هم ندارم اونا رو ببخشم!

127
00:09:17,160 --> 00:09:20,070
‫واقعا اینطور احساس می‌کنین؟

128
00:09:21,440 --> 00:09:22,310
‫ها؟

129
00:09:22,600 --> 00:09:23,830
‫من...

130
00:09:23,980 --> 00:09:28,970
‫من شنیدم شما کلا رابطه‌تونو با خونواده‌تون قطع کردین،

131
00:09:28,970 --> 00:09:32,720
‫و فکر کردم حتما معنیش اینه که
‫بعضی از خونواده‌ها اینطورین.

132
00:09:33,200 --> 00:09:35,790
‫ولی دلیلش هرچی که هست،

133
00:09:35,790 --> 00:09:40,600
‫اگه هنوزم ذره‌ای به خونواده‌تون اهمیت می‌دین،
‫باید باهاشون صحبت کنین!

134
00:09:40,600 --> 00:09:43,770
‫چیزایی هست که اگه صحبت نکنین
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمین!

135
00:09:46,170 --> 00:09:50,690
‫می‌دونی... دیدن تو خیلی آزارم می‌ده.

136
00:09:51,170 --> 00:09:54,350
‫وقتی می‌بینم چقدر با خونواده‌ات
‫شاد و خوشبخت به‌نظر میای،

137
00:09:54,350 --> 00:09:57,920
‫حس ناجور و رقت‌انگیزی بهم دست می‌ده...

138
00:09:57,920 --> 00:10:01,070
‫و هروقت این اتفاق می‌افته،
‫بدترین خاطراتم رو به یادم میاره!

139
00:10:01,480 --> 00:10:03,470
‫تقصیر توـه!

140
00:10:03,470 --> 00:10:06,270
‫دلیل اینطوری زجر کشیدنم، تویی!

141
00:10:06,270 --> 00:10:06,870
‫یوری!

142
00:10:15,170 --> 00:10:16,310
‫می‌فهمم.

143
00:10:16,800 --> 00:10:18,980
‫یه مدت خودتو آروم کن.

144
00:10:19,230 --> 00:10:21,520
‫منتظرت می‌مونم تا باهام حرف بزنی.

145
00:10:24,920 --> 00:10:28,120
‫هلو! اینجا ایستگاه فضایی بین‌المللیه.

146
00:10:28,120 --> 00:10:30,840
‫من اینجا فرمانده شدم،

147
00:10:30,840 --> 00:10:33,200
‫ولی این رفیق‌های قابل‌اعتماد هم دارم.

148
00:10:33,200 --> 00:10:35,360
‫میکامی، چقدر جدی هستی.

149
00:10:36,240 --> 00:10:39,200
‫می‌تونید ببینید که جو چقدر دوستانه‌ست.

150
00:10:37,460 --> 00:10:39,200
‫محشره!

151
00:10:39,440 --> 00:10:43,630
‫مأمورت این دفعه آن‌ها این هست که
‫یک کاوشگر را به درون کرم‌چاله بفرستند

152
00:10:40,520 --> 00:10:41,820
‫بوچیو؟

153
00:10:43,630 --> 00:10:46,070
‫که هفت سال پیش کشف شد،
‫معروف به نقطه اکس...

154
00:10:47,420 --> 00:10:49,250
‫چیزی شده؟

155
00:10:49,250 --> 00:10:51,450
‫با یوری-سان دعواش شد.

156
00:10:55,670 --> 00:10:57,010
‫بوچیو!

157
00:10:58,470 --> 00:11:00,430
‫می‌خوای باهام یه خوراکی بخوری؟

158
00:11:00,760 --> 00:11:02,890
‫ببین! کدومو می‌خوای؟

159
00:11:03,250 --> 00:11:05,760
‫من پای کیوپید می‌خوام.

160
00:11:07,600 --> 00:11:09,910
‫منم دلم اونو می‌خواد.

161
00:11:09,910 --> 00:11:12,080
‫اوه، پس سنگ-کاغذ-قیچی می‌کنیم!

162
00:11:12,080 --> 00:11:13,920
‫سنگ-کاغذ-قیچی!

163
00:11:13,920 --> 00:11:15,680
‫اه، باختم!

164
00:11:15,680 --> 00:11:16,780
‫ممنون بابت خوراکی.

165
00:11:16,780 --> 00:11:21,200
‫تلاش‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات درمورد شکاف‌های متوالی
‫اخیر که در فضا ظاهر می‌شوند،

166
00:11:21,200 --> 00:11:25,600
‫به‌صورت تلاشی مشترک توسط تمام
‫شاخه‌های آزمایشگاه زمان-فضا ادامه خواهد داشت.

167
00:11:23,670 --> 00:11:26,830
‫اخیرا توی اخبار فقط درمورد این دارن حرف می‌زنن.

168
00:11:26,830 --> 00:11:31,220
‫حالا که فکرشو می‌کنم، شنیدم در
‫شهر اینجا هم تحقیقات انجام می‌شه.

169
00:11:31,220 --> 00:11:32,220
‫تحقیقات؟

170
00:11:32,220 --> 00:11:35,040
‫توسط آزمایشگاه زمان-فضا.

171
00:11:35,040 --> 00:11:36,940
‫عــــه؟ جدی؟!

172
00:11:36,940 --> 00:11:38,000
‫می‌خوام ببینمشون!

173
00:11:38,360 --> 00:11:41,360
‫مگه همین تازگیا یه رایجو
‫در مدرسه ظاهر نشد؟

174
00:11:41,360 --> 00:11:44,090
‫آره، از اون شکاف توی آسمون!
‫واسه همین دارن میان؟

175
00:11:44,090 --> 00:11:48,070
‫اوه پسر! ممکنه ازم بخوان که
‫در تحقیقاتشون همکاری کنم!

176
00:11:48,070 --> 00:11:52,560
‫آزمایشگاه زمان-فضا درمورد چی تحقیق می‌کنه؟

177
00:11:52,560 --> 00:11:55,200
‫درمورد همه‌جور چیزا.

178
00:11:55,630 --> 00:11:57,280
‫کرم‌چاله‌ها در فضا،

179
00:11:57,280 --> 00:12:00,880
‫چاله‌ها و اعوجاج‌هایی که تداخل در زمان-فضا به‌وجود میان...

180
00:12:00,880 --> 00:12:02,240
‫واای...

181
00:12:02,240 --> 00:12:04,610
‫شنیدم درمورد بُعدهای جایگزین هم تحقیق می‌کنن!

182
00:12:04,610 --> 00:12:06,290
‫بُعدهای جایگزین؟

183
00:12:06,290 --> 00:12:08,600
‫مثل، جهان‌های موازی!

184
00:12:08,600 --> 00:12:11,470
‫دنیاهای کاملا متفاوتی
‫که دقیقا عین مال ما هستن!

185
00:12:11,470 --> 00:12:14,120
‫واسه این تحقیقات صبر ندارم!

186
00:12:14,470 --> 00:12:19,150
‫جهان‌های موازی‌ای که دقیقا... عین این دنیا هستن؟

187
00:12:21,400 --> 00:12:24,220
‫کار تعویض اون انجام شد. دوتا دیگه مونده.

188
00:12:24,560 --> 00:12:27,400
‫ریل‌بندها از چیزی که فکر می‌کردم وضعشون داغون‌تر بود.

189
00:12:27,400 --> 00:12:29,320
‫دقیقا.

190
00:12:29,320 --> 00:12:32,720
‫اون ایستگاه بی‌سرنشین هم داره عمر خودشو نشون می‌ده.

191
00:12:41,940 --> 00:12:43,070
‫برید کنار!

192
00:12:46,010 --> 00:12:47,580
‫خطرناک بودا!

193
00:12:47,580 --> 00:12:50,230
‫قطارها که باید ساعت‌ها پیش از حرکت ایستاده باشن.

194
00:12:50,230 --> 00:12:51,080
‫اون...

195
00:12:51,360 --> 00:12:52,970
‫آخرین قطار روز نیست؟

196
00:12:57,730 --> 00:12:59,570
‫هیچکی داخلش نیست.

197
00:13:02,780 --> 00:13:03,860
‫یکی اونجاست.

198
00:13:05,170 --> 00:13:06,540
‫معذرت می‌خوام.

199
00:13:06,950 --> 00:13:08,450
‫شما یه مسافرید؟

200
00:13:08,450 --> 00:13:11,240
‫چـ-چیزه... نمی‌دونم اینجا چه خبره...

201
00:13:11,240 --> 00:13:14,790
‫چون این آخرین قطار بود سوارش شدم،
‫ولی متوقف نمی‌شد،

202
00:13:14,790 --> 00:13:17,100
‫و یهو دیگه کسی در و برم نبود...

203
00:13:17,100 --> 00:13:19,450
‫اینجا کجاست دقیقا؟

204
00:13:19,450 --> 00:13:20,520
‫چی شده؟

205
00:13:21,330 --> 00:13:23,360
‫اوه، تاکایاما-سان.

206
00:13:23,870 --> 00:13:27,110
‫این خانم با قطار اومده اینجا،

207
00:13:27,260 --> 00:13:29,990
‫ولی انگار نمی‌دونه که چه خبره.

208
00:13:32,480 --> 00:13:34,160
‫هی، صبر کن!

209
00:13:34,640 --> 00:13:36,350
‫وایسا!

210
00:13:39,200 --> 00:13:40,750
‫نزدیک نشو!

211
00:13:41,170 --> 00:13:43,530
‫هی! خطرناکه!

212
00:13:47,960 --> 00:13:48,800
‫ا...

213
00:13:49,440 --> 00:13:51,210
‫اینجا چه خبره؟

214
00:13:57,380 --> 00:13:58,690
‫بامداد امروز،

215
00:13:58,690 --> 00:14:01,470
‫یک مکانیک که روی خط آهن دنریو هاناکو کار می‌کرد

216
00:14:01,470 --> 00:14:05,600
‫برخورد نزدیکی به یک قطار بی‌سرنشین داشت.

217
00:14:05,600 --> 00:14:09,550
‫هیچ‌چیزش با آخرین قطار در خط
‫دن-هاما مطابقت نداشت.

218
00:14:09,550 --> 00:14:12,830
‫اصلا نمی‌دونم اون خانم هم کجا رفت...

219
00:14:12,830 --> 00:14:17,160
‫آزمایشگاه به این نتیجه رسیده که این پدیده
‫نتیجه یک اعوجاج در فضاست

220
00:14:16,010 --> 00:14:19,400
‫ایستگاه کیساراگی؟ به اینجا نزدیکه.

221
00:14:17,160 --> 00:14:19,400
‫و درحال حاضر درحال تحقیق می‌باشد.

222
00:14:19,400 --> 00:14:23,080
‫این لابد معنیش اینه که یه
‫قطار از یه جهان موازی اومده اینجا، نه؟

223
00:14:23,080 --> 00:14:27,760
‫اون شکاف‌های اخیر در فضا چیزی هستن
‫که هر چند قرن یه بار اتفاق می‌افتن.

224
00:14:28,260 --> 00:14:32,070
‫ولی تاحالا اطراف فوچیگاموری ندیده بودمشون...

225
00:14:32,530 --> 00:14:36,220
‫امیدوارم آخرش به یه بُعد خیالی مربوط نشه.

226
00:14:38,870 --> 00:14:42,440
‫این بار کاملا یه بُعد متفاوته.

227
00:14:42,440 --> 00:14:46,790
‫فکر نکنم اون دوتا ربطی به داشته باشن،
‫ولی باید مراقب باشیم.

228
00:14:46,790 --> 00:14:47,610
‫اوهوم.

229
00:14:48,160 --> 00:14:49,480
‫درسته.

230
00:14:50,490 --> 00:14:54,200
{\an1}‫تایرا

231
00:14:50,490 --> 00:14:54,200
{\an1}‫چطوری؟

232
00:14:50,490 --> 00:14:54,200
{\an1}‫می‌شه فردا بیام اونجا؟

233
00:14:50,490 --> 00:14:54,200
‫امروز

234
00:14:50,490 --> 00:14:54,200
{\an1}‫عصر امروز میام به دیدنت

235
00:15:12,750 --> 00:15:13,940
‫کیه؟

236
00:15:18,680 --> 00:15:20,610
‫یهویی سرم داره گیج میاد...

237
00:15:34,500 --> 00:15:36,710
‫من اول می‌رم تو تا ببینم در چه حاله.

238
00:15:36,710 --> 00:15:37,800
‫چشم.

239
00:15:39,300 --> 00:15:41,580
‫یوریپه، من اومدم.

240
00:15:45,840 --> 00:15:46,890
‫یوریپه؟

241
00:15:48,820 --> 00:15:49,790
‫ها؟

242
00:15:50,680 --> 00:15:52,020
‫یوریپه؟

243
00:15:58,340 --> 00:16:00,750
‫ها! تایرا-کون!

244
00:16:00,750 --> 00:16:04,690
‫الان یهویی سرم گیچ رفت
‫و یه‌جورایی حالم بد شد...

245
00:16:04,690 --> 00:16:07,880
‫و بعدش یه چیز تیره رو ته راهرو دیدم!

246
00:16:07,880 --> 00:16:09,780
‫خیلی می‌ترسم!

247
00:16:12,160 --> 00:16:13,950
‫چی شده؟

248
00:16:13,950 --> 00:16:16,160
‫رفتار یوریپه عجیب شده.

249
00:16:16,160 --> 00:16:18,600
‫عه؟! چـ-چطور؟

250
00:16:19,290 --> 00:16:21,120
‫هی، هی!

251
00:16:21,120 --> 00:16:24,080
‫داشتم هنوز حرف می‌زدما!
‫چرا درو بستی؟

252
00:16:24,820 --> 00:16:26,540
‫یوری-سان؟

253
00:16:30,460 --> 00:16:32,540
‫عا! کلام‌بطنی، آره؟

254
00:16:32,790 --> 00:16:33,630
‫عه؟

255
00:16:34,880 --> 00:16:38,430
‫نه نه، امکان نداره که یه گربه بتونه
‫روی دو پاش راه بره و حرف بزنه.

256
00:16:38,430 --> 00:16:40,520
‫حتما دارم خواب می‌بینم.

257
00:16:40,520 --> 00:16:43,790
‫خیلی بامزه‌ست که توی رویام هم اینو متوجه شدم!

258
00:16:43,790 --> 00:16:46,580
‫بگذریم، ما داریم کجا می‌ریم؟

259
00:16:46,580 --> 00:16:47,750
‫نمی‌گم.

260
00:16:48,630 --> 00:16:51,320
‫معذرت می‌خوام. بفرمایید کارتم.

261
00:16:51,560 --> 00:16:54,030
‫ببخشید اینو ازتون می‌خوام.

262
00:16:54,030 --> 00:16:56,860
‫بازم بابت همکاریتون متشکرم.

263
00:16:58,600 --> 00:16:59,760
‫مهمون داریم؟

264
00:16:59,760 --> 00:17:01,310
‫من بازش می‌کنم.

265
00:17:02,320 --> 00:17:06,560
‫عا، پیرمرد! شرمنده یهویی اومدم، ولی...

266
00:17:08,000 --> 00:17:08,950
‫یوری؟

267
00:17:11,570 --> 00:17:14,320
‫تو... یوری هستی؟

268
00:17:14,650 --> 00:17:16,800
‫تـ-تنگو؟!

269
00:17:16,800 --> 00:17:19,390
‫وایسا، وحشتناکه!
‫حتی توی رویا هم وحشتناکه!

270
00:17:19,760 --> 00:17:21,120
‫چیزی شده؟

271
00:17:21,120 --> 00:17:23,910
‫این ممکنه یه مشکل بزرگ باشه.

272
00:17:28,320 --> 00:17:29,770
‫یوریپه!

273
00:17:29,770 --> 00:17:31,680
‫خـ-خوبی؟

274
00:17:32,730 --> 00:17:33,740
‫آخ...

275
00:17:37,800 --> 00:17:39,150
‫تایرا-کون...

276
00:17:39,650 --> 00:17:42,800
‫این... یه خوابه، نه؟

277
00:17:42,800 --> 00:17:45,710
‫نه... خواب نیست.

278
00:17:49,500 --> 00:17:51,710
‫عا... یوری-چان؟

279
00:17:51,820 --> 00:17:54,010
‫تایرا-کون! یه کاری بکن!

280
00:17:54,010 --> 00:17:54,670
‫ها؟!

281
00:17:54,670 --> 00:17:57,060
‫دیگه نمی‌دونم اینجا چه خبره!

282
00:17:57,880 --> 00:17:59,130
‫گمونم چاره‌ای نیست.

283
00:17:59,680 --> 00:18:01,810
‫تایرا-کون، ثابت نگهش دار.

284
00:18:01,810 --> 00:18:02,640
‫عه؟

285
00:18:03,170 --> 00:18:04,600
‫متأسفم.

286
00:18:09,850 --> 00:18:11,220
‫چیکار کردی؟

287
00:18:11,220 --> 00:18:13,420
‫با قدرتم خوابوندمش.

288
00:18:13,980 --> 00:18:17,040
‫اون یوری-چانه... ولی یوری-چان نیست.

289
00:18:17,440 --> 00:18:19,180
‫اون یه انسانه.

290
00:18:27,730 --> 00:18:29,320
‫چیزی اونجا نیست؟

291
00:18:29,320 --> 00:18:30,380
‫یوری؟

292
00:18:30,570 --> 00:18:32,020
‫برگشتی؟

293
00:18:32,240 --> 00:18:33,590
‫د، وای!

294
00:18:33,590 --> 00:18:37,040
‫یه سگ؟! روباه؟! کی اومدی داخل؟!

295
00:18:37,040 --> 00:18:39,550
‫این تویی که خودتو راه دادی داخل.

296
00:18:39,550 --> 00:18:42,060
‫این مسخره‌بازیا چیه؟

297
00:18:53,850 --> 00:18:57,890
‫این چه قیافه‌ای بود؟ ترسناک بود...

298
00:18:58,870 --> 00:19:00,640
‫اون چی بود دیدم؟

299
00:19:03,920 --> 00:19:07,360
‫از گفتنش متنفرم،
‫ولی باید برم پیش جیرو.

300
00:19:13,020 --> 00:19:14,230
‫عجیبه.

301
00:19:18,510 --> 00:19:20,960
‫خونه جیرو که باید اینجا باشه.

302
00:19:23,080 --> 00:19:25,010
‫ها، یوری-نه‌چان.

303
00:19:25,010 --> 00:19:27,540
‫مدل موی جدید، ها؟ دم اسبی‌ـه!

304
00:19:28,780 --> 00:19:32,230
‫نه... موتسومی، می‌دونی جیرو کجاست؟

305
00:19:32,230 --> 00:19:35,190
‫جیرو؟ جیرو کیه؟

306
00:19:36,320 --> 00:19:37,780
‫هی، بابا!

307
00:19:38,160 --> 00:19:39,880
‫کسی به نام جیرو می‌شناسی؟

308
00:19:39,880 --> 00:19:42,560
‫هوممم؟ فکر نکنم...

309
00:19:42,560 --> 00:19:44,200
‫اوه، یوری-چان.

310
00:19:44,560 --> 00:19:47,420
‫سلام. کل راه رو تا اینجا پیاده اومدی؟

311
00:19:47,420 --> 00:19:48,660
‫واسه پیاده‌روی؟

312
00:19:50,430 --> 00:19:51,610
‫این...

313
00:19:52,190 --> 00:19:54,470
‫دنیایی که من می‌شناسم نیست.

314
00:19:57,780 --> 00:20:01,840
‫پدیده دوپل‌گانگر و همزاد،
‫که به تعویض بدن هم معروفه.

315
00:20:01,840 --> 00:20:06,550
‫احتمال زیادی وجود داره که اون از
‫یه جهان موازی اومده به اینجا.

316
00:20:06,550 --> 00:20:09,180
‫قبل اینکه تحقیقات برنامه‌ریزی شده‌مونو شروع کنیم،

317
00:20:09,180 --> 00:20:11,500
‫اشکالی نداره اینو در اولویت بذاریم؟

318
00:20:11,500 --> 00:20:13,160
‫لطفا بذارید.

319
00:20:13,730 --> 00:20:17,040
‫می‌گم، یوری واقعی کجاست؟

320
00:20:17,040 --> 00:20:20,110
‫حدس می‌زنم که جای این دختر
‫در جهان موازی رو گرفته.

321
00:20:20,110 --> 00:20:22,240
‫جهان موازی...

322
00:20:22,600 --> 00:20:25,590
‫اولین بار تاچیبانا-سانو کجا دیدین؟

323
00:20:25,590 --> 00:20:27,950
‫در درب جلویی خونه‌اش.

324
00:20:27,950 --> 00:20:31,490
‫درها، دروازه‌ها، و دیوارها که
‫درون رو از بیرون مجزا می‌کنن

325
00:20:31,490 --> 00:20:35,820
‫به‌عنوان مرزها بین نقاط در فضا عمل می‌کنن.

326
00:20:36,390 --> 00:20:41,800
‫فرض می‌کنم که، چون در هر دنیا فقط
‫یه روح در یه زمان می‌تونه وجود داشته باشه

327
00:20:41,800 --> 00:20:44,400
‫لحظه‌ای که دو روح با هم رویاروی شدن،

328
00:20:44,400 --> 00:20:49,080
‫از حد و اختیار زمان-فضا فراتر رفتن
‫و مجبور شدن که جاشون رو عوض کنن.

329
00:20:49,840 --> 00:20:52,800
‫علتش به احتمال زیاد، طبیعت بی‌ثبات فضای اینجاست،

330
00:20:52,800 --> 00:20:56,270
‫ولی ممکن هم هست که همه اینا
‫با یه خلاء در قلبش شروع شده باشن.

331
00:20:56,720 --> 00:20:58,730
‫تقصیر کسی نیست.

332
00:20:59,200 --> 00:21:02,800
‫این اتفاق بخاطر این افتاد که
‫چندین پیش‌آمد همزمان رخ دادن.

333
00:21:03,760 --> 00:21:05,370
‫یوری-سان...

334
00:21:06,050 --> 00:21:09,670
‫یوری-سان هیچ‌وقت برنمی‌گرده؟

335
00:21:10,780 --> 00:21:17,330
‫من، هنوز... فرصتی نداشتم که
‫سنگ‌هامو با اون وا بکنم...

336
00:21:20,440 --> 00:21:21,990
‫چیزی نیست.

337
00:21:23,250 --> 00:21:24,320
‫آساهینا-سان.

338
00:21:24,650 --> 00:21:27,550
‫جهان موازی رو موقعیت‌یابی کردیم.

339
00:21:27,760 --> 00:21:31,760
‫W-code 758563-15 هست.

340
00:21:31,810 --> 00:21:34,120
‫مورینو-سان، دستگاه فعال‌سازی.

341
00:21:34,120 --> 00:21:35,020
‫چشم.

342
00:21:37,580 --> 00:21:41,140
‫کاری که قراره اینجا بکنیم فوق محرمانه‌ست.

343
00:21:41,140 --> 00:21:44,070
‫لطفا اینو فقط بین کسایی که
‫اینجا حضور دارن، یه راز نگه دارین.

344
00:21:51,860 --> 00:21:54,120
‫دارم سعی می‌کنم از واقعیت فرار کنم؟

345
00:21:55,120 --> 00:21:57,520
‫سرم به‌طرز عجیبی احساس هوشیاری می‌کنه.

346
00:22:00,000 --> 00:22:02,140
‫قراره تاابد اینجا گیر بیافتم؟

347
00:22:07,280 --> 00:22:09,920
‫بخاطر اینکه ناراحتیمو سر اون خالی کردم، معذرت‌خواهی نکردم.

348
00:22:10,580 --> 00:22:12,590
‫همه‌اش بخاطر اینکه خیلی لجبازم.

349
00:22:15,750 --> 00:22:19,100
‫اوه... باز این احساس...

350
00:22:55,440 --> 00:22:58,180
‫یوری! یوری!

351
00:22:59,750 --> 00:23:00,980
‫یوری!

352
00:23:01,190 --> 00:23:02,590
‫تو یوری هستی، آره؟

353
00:23:06,000 --> 00:23:07,570
‫خدا رو شکر...

354
00:23:09,370 --> 00:23:11,200
‫یوری-سان...

355
00:23:24,630 --> 00:23:27,150
‫آها، گرفتم.

356
00:23:28,250 --> 00:23:29,960
‫مثل اینکه من

357
00:23:30,840 --> 00:23:34,280
‫بلاخره حاضرم که با خودم رو راست باشم.

358
00:23:34,280 --> 00:23:36,280
‫

