﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,650
{\an1}‫Romeo Alpha

2
00:01:36,000 --> 00:01:36,960
‫بوچیو...

3
00:01:38,200 --> 00:01:39,370
‫متأسفم.

4
00:01:39,370 --> 00:01:40,200
‫عه؟

5
00:01:41,080 --> 00:01:44,180
‫ناامیدیم رو سر تو خالی کردم
‫و چیزای بدی گفتم.

6
00:01:44,180 --> 00:01:47,830
‫نـ-نه، اشکال نداره!
‫نیازی نیست عذرخواهی کنید...

7
00:01:47,830 --> 00:01:49,800
‫نه، باید بکنم.

8
00:01:50,360 --> 00:01:52,690
‫حرف‌هام بهت لطمه زدن، نه؟

9
00:01:55,330 --> 00:01:56,610
‫منم چیزهایی گفتم...

10
00:01:57,020 --> 00:02:00,400
‫که شما احساس بدی پیدا کردین.

11
00:02:01,440 --> 00:02:06,140
‫می‌دونم که قبلا بهم گفتین که
‫همه مثل من نیستن...

12
00:02:06,540 --> 00:02:09,640
‫بابت گفتن اون چیزهای خودخوانه، معذرت می‌خوام.

13
00:02:10,360 --> 00:02:14,640
‫نه، مشکلی نیست. همه‌چی حل شد.

14
00:02:16,450 --> 00:02:19,060
‫می‌شه دوباره... دوست باشیم؟

15
00:02:19,670 --> 00:02:20,400
‫آره.

16
00:02:23,330 --> 00:02:24,440
‫البته که می‌تونیم.

17
00:02:32,030 --> 00:02:33,690
‫منم معذرت می‌خوام.

18
00:02:34,280 --> 00:02:36,400
‫یکم زیادی فضولی کردم، نه؟

19
00:02:36,400 --> 00:02:39,220
‫به فضول بودن تو عادت دارم، پس چیزی نیست.

20
00:02:40,930 --> 00:02:43,240
‫منظورت چیه؟ چه بدجنسی!

21
00:02:48,680 --> 00:02:49,880
‫راستی،

22
00:02:49,880 --> 00:02:52,940
‫شنیدم آزمایشگاه زمان-فضا بعدش
‫یه بازجویی ازت کرد؟

23
00:02:52,940 --> 00:02:53,860
‫آره.

24
00:02:53,860 --> 00:02:57,430
‫از سوالای خیلی خاصی پرسیدن.
‫سخت بود.

25
00:02:57,430 --> 00:03:01,070
‫منم، تاکومی-کون خیلی سوال‌پیچم کرد.

26
00:03:01,300 --> 00:03:03,410
‫آزمایشگاه زمان-فضا!

27
00:03:03,550 --> 00:03:06,620
‫بیشتر بگو! بیشتر درموردش بهم بگو!

28
00:03:08,530 --> 00:03:11,780
‫ولی می‌دونی، بازم خیلی عجیبه.

29
00:03:12,560 --> 00:03:15,720
‫آخه تو یهویی... به حالت عادی برگشتی.

30
00:03:16,080 --> 00:03:20,280
‫و اون یکی یوری-سان
‫همزمان ناپدید شد.

31
00:03:20,280 --> 00:03:23,400
‫اونا گفتن برگردوندنش به دنیای اصلیش...

32
00:03:23,400 --> 00:03:27,020
‫آره، اصلا ازش سر در نمیارم،
‫ولی باحاله، نه؟

33
00:03:37,250 --> 00:03:39,170
‫چرا به من زل زدی؟

34
00:03:39,170 --> 00:03:44,000
‫نه، فقط داشتم فکر می‌کردم...
‫خوشحالم که تو «تایرا» هستی.

35
00:03:45,370 --> 00:03:47,880
‫اونجا چی دیدی؟

36
00:03:49,630 --> 00:03:53,120
‫یه روز بهت می‌گم.
‫شاید وقتی مست بودم.

37
00:03:53,720 --> 00:03:56,700
‫هوم. بی‌صبرانه منتظرم.

38
00:03:58,580 --> 00:04:00,480
‫خوشحالم تونستی باهاش صحبت کنی.

39
00:04:00,480 --> 00:04:03,680
‫بله، واقعا خوشحالم.

40
00:04:03,680 --> 00:04:06,990
‫قیافه‌اش هم یکم آروم‌تر به‌نظر می‌اومد.

41
00:04:07,240 --> 00:04:08,220
‫ببخشید...

42
00:04:09,050 --> 00:04:10,220
‫بله؟

43
00:04:10,220 --> 00:04:14,740
‫تاچیبانا یوری-سان... اینجا زندگی می‌کنه؟

44
00:04:17,310 --> 00:04:18,580
‫یوریپه؟

45
00:04:20,140 --> 00:04:22,070
‫چیه؟ چیزی فراموش کردی؟

46
00:04:22,430 --> 00:04:25,230
‫نه، یه نفر اومده به دیدنت.

47
00:04:27,510 --> 00:04:29,540
‫نه-نه‌چان!

48
00:04:30,430 --> 00:04:31,950
‫بلاخره پیدات کردم!

49
00:04:33,610 --> 00:04:35,040
‫تسوباکی تویی؟

50
00:04:36,800 --> 00:04:37,620
‫اوهوم!

51
00:04:39,760 --> 00:04:42,340
‫تمام این مدت نگرانت بودم.

52
00:04:42,340 --> 00:04:44,260
‫ولی انگار اصلا عوض نشدی.

53
00:04:49,430 --> 00:04:51,970
‫تنهایی تمام این مدت
‫داشتین دنبالش می‌گشتین؟

54
00:04:51,970 --> 00:04:53,920
‫اوه، خب...

55
00:04:53,920 --> 00:04:56,740
‫اولین بار یه سال پیش شروع کردم به گشتن.

56
00:04:56,740 --> 00:05:00,230
‫از کسایی که می‌شناختنت می‌پرسیدم،
‫و این چیزا. و بعدش...

57
00:05:00,560 --> 00:05:02,360
‫این چیزی بود که منو به اینجا هدایت کرد.

58
00:05:02,360 --> 00:05:05,240
‫این عکسیه که در فضای مجازی داره وایرال می‌شه

59
00:05:05,240 --> 00:05:08,050
‫و یکی که ماشین آزمایشگاه زمان-فصا رو دیده، گرفته.

60
00:05:08,990 --> 00:05:12,950
‫رخت‌شویی سکه‌ای تاچیبانا

61
00:05:09,450 --> 00:05:12,680
‫این محدوده جستجوم رو کم‌تر کرد،
‫پس فکر کردم شاید...

62
00:05:13,110 --> 00:05:16,110
‫پسر، وقتی اینو دیدم خیلی هیجان‌زده شدم!

63
00:05:16,110 --> 00:05:18,320
‫استعداد خوبی واسه مشخص کردن چیزا داری...

64
00:05:18,320 --> 00:05:19,440
‫چرا؟

65
00:05:21,460 --> 00:05:24,140
‫چرا بعد این همه مدت دنبالم می‌گشتی؟

66
00:05:25,080 --> 00:05:26,560
‫حتما دلیلی داری، نه؟

67
00:05:29,170 --> 00:05:29,810
‫اوهوم.

68
00:05:30,880 --> 00:05:31,970
‫نه‌چان...

69
00:05:32,710 --> 00:05:34,400
‫مامان مریضه.

70
00:05:35,870 --> 00:05:37,760
‫پارسال توی خونه بیمار شد.

71
00:05:38,660 --> 00:05:41,570
‫الان ویزیت‌های بیمارستان
‫و مصرف دارو در وضع ثابتی نگهش داشتن.

72
00:05:42,600 --> 00:05:45,930
‫چون مامان ازم خواست، داشتم دنبالت می‌گشتم.

73
00:05:47,880 --> 00:05:49,450
‫خودمم می‌خواستم ببینمت،

74
00:05:49,790 --> 00:05:52,270
‫ولی مامان بیشتر از همه دلش می‌خواست ببینتت.

75
00:05:53,750 --> 00:05:57,800
‫بابا هم می‌دونه من دارم دنبالت می‌گردم.

76
00:05:59,640 --> 00:06:02,490
‫می‌دونم چون از اون متنفری
‫خونه رو ترک کردی، ولی...

77
00:06:04,110 --> 00:06:06,770
‫فق همین یه بار، لطفا برگرد خونه، باشه؟

78
00:06:07,870 --> 00:06:10,290
‫اگه نمی‌خوای،
‫بیشتر بهت فشار نمیارم.

79
00:06:11,060 --> 00:06:13,890
‫عا... ولی شاید بهشون بگم که حالت خوبه—

80
00:06:13,890 --> 00:06:14,780
‫می‌دونی...

81
00:06:14,780 --> 00:06:15,540
‫بله؟

82
00:06:17,180 --> 00:06:22,400
‫چند روز پیش، من برای مدتی
‫از این دنیا ناپدید شدم.

83
00:06:23,500 --> 00:06:26,310
‫تنهای تنهای در یه دنیای دیگه بودن

84
00:06:26,680 --> 00:06:28,760
‫بلاخره منو وادار کرد
‫که با احساسات خودم مواجه بشم.

85
00:06:30,620 --> 00:06:34,360
‫خیلی وقت بود که می‌دونستم
‫دلم می‌خواد چیکار کنم.

86
00:06:35,340 --> 00:06:37,230
‫واقعا دلم می‌خواست تغییر کنم.

87
00:06:39,020 --> 00:06:41,990
‫فکر می‌کردم اگه خونه رو ترک کنم، چیزی تغییر می‌کنه،

88
00:06:42,490 --> 00:06:45,120
‫ولی ذهنم هنوز در گذشته گیر کرده بود،

89
00:06:45,120 --> 00:06:48,080
‫و نمی‌خواستم قبول کنم که
‫از تغییر کردن می‌ترسیدم.

90
00:06:49,770 --> 00:06:51,650
‫من فقط یه روباه سوسولم.

91
00:06:53,560 --> 00:06:55,820
‫تسوباکی، ممنون.

92
00:06:57,180 --> 00:06:59,010
‫که اینطوری باهام رویاروی شدی.

93
00:07:00,320 --> 00:07:02,060
‫بلاخره تصمیممو گرفتم.

94
00:07:03,710 --> 00:07:06,800
‫برمی‌گردم خونه.

95
00:07:12,570 --> 00:07:16,720
‫تا بتونم با گذشته‌ای که هنوز
‫در درونم دارم، رویاروی بشم.

96
00:07:29,840 --> 00:07:31,780
‫وقتی تسوباکی به دنیا اومد،

97
00:07:32,110 --> 00:07:33,890
‫مامان بهم گفت...

98
00:07:34,870 --> 00:07:38,230
‫نذار چیزی که میو-چان گفت ناراحتت کنه.

99
00:07:39,560 --> 00:07:44,590
‫انگار مامان از جو تاریکی که
‫خونه‌مونو فرا گرفته بود باخبر بود،

100
00:07:44,960 --> 00:07:46,620
‫ولی هیچوقت درموردش چیزی نگفت.

101
00:07:48,850 --> 00:07:51,150
‫نمی‌تونستم بودن در اون
‫خونه خفه‌کننده رو تحمل کنم،

102
00:07:52,060 --> 00:07:54,620
‫پس تصمیم گرفتم برم.

103
00:07:58,240 --> 00:07:59,470
‫نه‌چان؟

104
00:08:01,350 --> 00:08:02,800
‫کجا داری می‌ری؟

105
00:08:04,960 --> 00:08:09,410
‫تسوباکی، نذار غرور و افتخارت تو رو شکست بده.

106
00:08:11,840 --> 00:08:13,150
‫نه‌چان!

107
00:08:13,380 --> 00:08:15,200
‫نرو!

108
00:08:16,240 --> 00:08:18,080
‫نه‌چان!

109
00:08:25,860 --> 00:08:26,850
‫نه‌چان!

110
00:08:31,430 --> 00:08:34,170
‫ممنون که اومدی. سردته؟

111
00:08:35,470 --> 00:08:37,240
‫اونقدر که فکر می‌کردم، سردم نشده.

112
00:08:40,770 --> 00:08:44,210
‫راستش از وقتی که منم
‫خونه بودم، چند وقتی می‌گذره.

113
00:08:44,640 --> 00:08:48,230
‫الان وقتی می‌رم دبیرستانی که در
‫فوکوشیماست، توی خوابگاه زندگی می‌کنم.

114
00:08:48,770 --> 00:08:49,810
‫و...

115
00:08:50,380 --> 00:08:52,410
‫دارم درمورد سنت و رسم
‫تعقیب اسب وحشی یاد می‌گیرم.

116
00:08:53,760 --> 00:08:56,060
‫می‌خواستم خودم فکر کنم که

117
00:08:56,600 --> 00:08:59,040
‫«سنت‌ها» و «افتخار» چی هستن.

118
00:09:00,200 --> 00:09:01,100
‫که اینطور.

119
00:09:06,600 --> 00:09:07,750
‫من برگشتم.

120
00:09:09,280 --> 00:09:10,940
‫شاید مامان توی اتاقشه.

121
00:09:12,160 --> 00:09:13,760
‫توی اتاق نشیمن منتظرمون بمون.

122
00:09:33,470 --> 00:09:34,730
‫یوری تویی؟

123
00:09:37,570 --> 00:09:38,760
‫بشین.

124
00:09:46,590 --> 00:09:50,350
‫بعد اینکه از تسوباکی شنیدم،
‫اینجا منتظرت بودم.

125
00:09:51,510 --> 00:09:54,070
‫من چیز به‌خصوصی ندارم که بهت بگم.

126
00:09:56,690 --> 00:09:58,840
‫اگه چیزی داری که بگی، بگو.

127
00:10:01,050 --> 00:10:02,220
‫الان...

128
00:10:03,170 --> 00:10:04,800
‫یکم کوتاه‌تر به‌نظر میای.

129
00:10:06,220 --> 00:10:07,570
‫منو می‌گی؟

130
00:10:08,190 --> 00:10:09,780
‫پیر شدم دیگه.

131
00:10:10,210 --> 00:10:14,020
‫الان اکثر کارها رو می‌سپرم
‫به پسر دومم، میزوکی.

132
00:10:11,540 --> 00:10:16,630
‫تمرین مغزی بزرگسال

133
00:10:15,080 --> 00:10:16,630
‫نه کیکیو-نی‌سان؟

134
00:10:16,830 --> 00:10:19,290
‫کارو سپردم به کسی که می‌خواستش.

135
00:10:22,160 --> 00:10:23,760
‫فقط یه سوال دارم.

136
00:10:24,960 --> 00:10:30,710
‫هنوز معتقدی که ایده «افتخاریة
‫که بهمون یاد دادی، درست بود؟

137
00:10:31,830 --> 00:10:34,230
‫پشیمون نیستی؟

138
00:10:35,640 --> 00:10:37,930
‫اصلا پشیمون نیستم.

139
00:10:39,630 --> 00:10:42,810
‫چیزایی که معتقدم
‫«سنت» و «افتخار» هستن رو منتقل کردم،

140
00:10:43,200 --> 00:10:47,870
‫و ذره‌ای اعتقاد ندارم که اشتباه کردم.

141
00:10:48,850 --> 00:10:52,330
‫ولی.... تصمیم گرفتم که در کاری که

142
00:10:52,610 --> 00:10:55,120
‫شما بچه‌های بخاطر
‫عقیده‌تون انجام می‌دین، دخالت نکنم.

143
00:10:59,000 --> 00:11:02,320
‫که اینطور. متوجه شدم.

144
00:11:06,130 --> 00:11:08,060
‫تو خیلی یک‌دنده‌ای.

145
00:11:09,710 --> 00:11:11,220
‫درست عین من.

146
00:11:18,730 --> 00:11:21,450
‫مامان، حالت چطوره؟

147
00:11:21,790 --> 00:11:23,930
‫الان، خیلی خوبم.

148
00:11:24,240 --> 00:11:26,910
‫خوشحالم که می‌بینم سالمی.

149
00:11:27,280 --> 00:11:29,000
‫با بابات حرف زدی؟

150
00:11:29,930 --> 00:11:30,870
‫آره.

151
00:11:31,840 --> 00:11:34,320
‫فکر نکنم هنوز بتونم ببخشمش،

152
00:11:34,660 --> 00:11:36,610
‫ولی فکر کنم فعلا مشکلی نیست.

153
00:11:37,440 --> 00:11:40,430
‫متوجه چیزی که خیلی واضح بود، نشده بودم.

154
00:11:42,600 --> 00:11:45,000
‫همه‌چی با گذشت زمان تغییر می‌کنه.

155
00:11:46,010 --> 00:11:47,140
‫حتی تسوباکی.

156
00:11:47,440 --> 00:11:49,720
‫وقتی بچه بود، خیلی ناز بود.

157
00:11:50,390 --> 00:11:52,670
‫ولی الان از من هم بزرگ‌تر شده.

158
00:11:52,670 --> 00:11:54,040
‫نه‌چان!

159
00:11:55,130 --> 00:11:59,150
‫می‌دونی، میو-چان ازدواج کرد و یه بچه هم داره.

160
00:12:00,270 --> 00:12:01,640
‫می‌خوای عکسشو ببینی؟

161
00:12:03,950 --> 00:12:07,420
‫میو-چان گفت آرزو داشت تو رو ببینه.

162
00:12:09,520 --> 00:12:11,000
‫بعدا می‌رم به دیدنش.

163
00:12:12,770 --> 00:12:15,020
‫وقتی فصل گل‌ها دوباره از راه برسه.

164
00:12:18,100 --> 00:12:19,960
‫هی، اون کاسه کوچیکو برای من آوردی؟

165
00:12:20,360 --> 00:12:22,130
‫این خوشمزه‌ستا!

166
00:12:22,130 --> 00:12:24,790
‫آره. مامان مجبورم کرد با خودم بیارم.

167
00:12:24,790 --> 00:12:25,840
‫عا؟

168
00:12:25,840 --> 00:12:27,840
‫یوریپه، ببین، ببین!

169
00:12:27,840 --> 00:12:29,810
‫با تسوباکی آی‌دیمون رو رد و بدل کردیم.

170
00:12:29,810 --> 00:12:31,770
‫تسوباکی

171
00:12:30,300 --> 00:12:31,770
‫کی دقیقا؟

172
00:12:31,770 --> 00:12:34,160
‫قراره بهم یاد بده چطور اسب‌سواری کنم.

173
00:12:34,160 --> 00:12:38,260
‫ها، سر تا پا فعالیا، تایرا.

174
00:12:37,120 --> 00:12:40,890
‫زادگاهتون این وقت سال سرده، یوری-سان؟

175
00:12:40,890 --> 00:12:41,740
‫آره.

176
00:12:42,080 --> 00:12:44,310
‫به‌زودی اونجا برف می‌باره.

177
00:12:44,310 --> 00:12:46,510
‫ولی اینجا خیلی گرمه.

178
00:12:46,510 --> 00:12:47,970
‫آها.

179
00:12:49,060 --> 00:12:51,240
‫ولی، در نهایت باید بگم...

180
00:12:51,670 --> 00:12:56,040
‫من هنوزم آب‌ و هوای تونو، جایی
‫که توش بزرگ شدمو دوست دارم.

181
00:12:56,610 --> 00:12:59,140
‫بعد مدت‌ها که اونجا راه می‌رفتم، حسش کردم.

182
00:12:59,790 --> 00:13:04,650
‫حس می‌کردم بدنم داره از
‫خوشبختی‌ای که در هوای تونو هست، می‌ترکه.

183
00:13:05,080 --> 00:13:08,080
‫بعدش، وقتی برگشتم به فوچیگاموری،

184
00:13:08,600 --> 00:13:11,530
‫احساس راحتی پیدا کردم،
‫اینجا می‌تونم آرامش بگیرم.

185
00:13:12,690 --> 00:13:16,790
‫فکر کنم هر دوی این مکان‌ها برام حیاتی باشن.

186
00:13:17,640 --> 00:13:20,940
‫خونه‌ای که داخلش به دنیا اومدین
‫و خونه‌ای که قلبتون زندگی می‌کنه؟

187
00:13:21,190 --> 00:13:22,990
‫آره، همچین چیزی.

188
00:13:23,890 --> 00:13:25,240
‫که اینطور.

189
00:13:25,240 --> 00:13:27,840
‫الان من یجورایی خوشحالم.

190
00:13:27,840 --> 00:13:28,670
‫عا؟

191
00:13:28,660 --> 00:13:31,730
‫این منو هم به‌عنوان ساکن مادام‌العمر
‫فوچیگاموری خوشحال می‌کنه.

192
00:13:32,240 --> 00:13:33,620
‫تو چی، جیرو-سان؟

193
00:13:34,030 --> 00:13:38,100
‫اوهوم، خوشحالم که می‌بینم همچین حسی دارین.

194
00:13:38,100 --> 00:13:41,000
‫برای ماهایی که از این مکان
‫محافظت می‌کنیم، شنیدنش خوشحال‌کننده‌ست.

195
00:13:43,600 --> 00:13:45,940
‫خواهشا بیایین بگیم فقط از رو مستی داریم حرف می‌زنیم.

196
00:13:45,940 --> 00:13:47,050
‫اصلا نمی‌شه.

197
00:13:52,360 --> 00:13:54,460
‫بوچیو-سان، این...؟

198
00:13:55,270 --> 00:13:57,200
‫یه گواهی‌نامه!

199
00:13:55,270 --> 00:13:57,440
{\an8}‫گواهی‌نامه
‫نام: اوایشی بوچیو   تولد مجدد: ۲۵ آگست ۲۰۱۷
‫آدرس: ۱۱۶۷-۲ کامیکاوا، فوچیگاموری، شیزوکا 
‫صادر شده: ۱۵ نوامبر ۲۰۱۷
‫۲۵ آگست ۲۰۲۰ منتقضی می‌گردد

200
00:13:58,860 --> 00:14:00,270
‫تبریک می‌گم!

201
00:14:00,270 --> 00:14:02,130
‫تصمیم گرفتی چجور ماشینی می‌خوای بگیری؟

202
00:14:02,130 --> 00:14:05,030
‫یه جدیدشو بگیر تا دلت بخواد برونیش!

203
00:14:05,030 --> 00:14:06,010
‫عه؟

204
00:14:07,740 --> 00:14:10,200
{\an8}‫گروه ۱۲

205
00:14:14,440 --> 00:14:15,800
‫چیو-چان!

206
00:14:16,490 --> 00:14:17,710
‫خیلی وقته ندیدمت!

207
00:14:18,000 --> 00:14:20,320
‫اوه، سلام، مو-چان.

208
00:14:20,320 --> 00:14:21,420
‫سلام.

209
00:14:21,420 --> 00:14:23,160
‫داری با جیرو کار می‌کنی؟

210
00:14:23,160 --> 00:14:25,920
‫فقط می‌خواییم شاه‌بلوط جمع کنیم.

211
00:14:26,130 --> 00:14:27,290
‫می‌خوای بهمون ملحق شی؟

212
00:14:28,030 --> 00:14:29,380
‫میام!

213
00:14:32,070 --> 00:14:35,560
‫اوه، راستی. کلی شیتاکه هم هست.

214
00:14:35,560 --> 00:14:36,840
‫یکم می‌خوای؟

215
00:14:36,840 --> 00:14:38,760
‫آره، ممنون می‌شم.

216
00:14:40,230 --> 00:14:41,900
‫هی، راستی،

217
00:14:41,900 --> 00:14:44,320
‫حفاظ روی سدر بزرگ چی شد؟

218
00:14:44,520 --> 00:14:46,440
‫بعد اون ماجرا، یه جدیدشو روش گذاشتی، نه؟

219
00:14:46,440 --> 00:14:49,020
‫عه؟ خب...

220
00:14:49,300 --> 00:14:51,710
‫هنوز... نه.

221
00:14:55,430 --> 00:14:56,580
‫جیـ...

222
00:14:56,800 --> 00:14:59,280
‫جیرو! چرا؟!

223
00:14:59,280 --> 00:15:00,850
‫خب... خب، می‌دونی...

224
00:15:00,850 --> 00:15:04,540
‫معمولا هر زمستون عوضش می‌کردم، 
‫پس منتظر بودم تا—

225
00:15:03,800 --> 00:15:04,540
‫ولی...

226
00:15:04,640 --> 00:15:07,680
‫اون فقط یه حفاظ پیشگیری اضطراری بود، نبود؟!

227
00:15:07,680 --> 00:15:09,160
‫باید عوضش کنی!

228
00:15:09,160 --> 00:15:11,330
‫تو هم بهش بگو، چیو-چان!

229
00:15:12,140 --> 00:15:13,800
‫راست می‌گی.

230
00:15:15,040 --> 00:15:15,680
‫اما...

231
00:15:16,120 --> 00:15:19,580
‫بااینکه راه‌حل فی‌البداهه‌ای بود،
‫اصلا چیز ضعیفی نیست.

232
00:15:21,300 --> 00:15:24,910
‫هنوز خیلی خوب داره از
‫سدر بزرگ محافظت می‌کنه.

233
00:15:26,620 --> 00:15:28,490
‫پس نیازی نیست نگران باشی.

234
00:15:29,870 --> 00:15:31,080
‫باشه.

235
00:15:32,260 --> 00:15:34,640
‫وقتی حفاظ جدید رو بذارم،

236
00:15:34,640 --> 00:15:37,450
‫باید این گره رو باز کنم.

237
00:15:37,880 --> 00:15:41,140
‫ممکنه امسال یکم کار سختی باشه.

238
00:15:42,760 --> 00:15:43,800
‫جیرو...

239
00:15:45,400 --> 00:15:47,080
‫اونو فراموش کن!

240
00:15:47,460 --> 00:15:51,540
‫جیرو تو... چی بود کلمه‌اش؟ رومانـ....

241
00:15:51,540 --> 00:15:53,130
‫رومانتیک‌گرا منظورته؟

242
00:15:53,130 --> 00:15:54,040
‫همین!

243
00:15:57,320 --> 00:15:58,520
‫باشه پس...

244
00:15:58,700 --> 00:16:01,870
‫این منظره رو فقط به خاطراتم می‌سپرم.

245
00:16:01,870 --> 00:16:04,000
‫نمی‌تونی یه عکس بگیری؟

246
00:16:04,000 --> 00:16:06,480
‫اینم فکر خوبیه. و...

247
00:16:06,680 --> 00:16:09,400
‫اینکه تو بخاطر من گره‌اش زدی،

248
00:16:09,400 --> 00:16:12,480
‫و اینکه همه چطور کمکت کردن که این کارو بکنی...

249
00:16:13,530 --> 00:16:14,970
‫همه‌شو به خاطر می‌سپرم.

250
00:16:15,880 --> 00:16:16,980
‫برای همیشه.

251
00:16:21,120 --> 00:16:26,750
‫می‌شه ریسمان قرمز رو به‌عنوان یه طلسم
‫محافظت‌کننده به شاخه یه درخت گره بزنم؟

252
00:16:29,500 --> 00:16:30,750
‫ایراد نداره.

253
00:16:31,470 --> 00:16:35,000
‫وقتی وقتش شد...
‫می‌خوای من دوباره گره‌اش بزنم؟

254
00:16:37,880 --> 00:16:39,040
‫ممنون.

255
00:16:47,520 --> 00:16:52,110
‫نباید احساساتش رو کوچیک بشماری.

256
00:16:52,410 --> 00:16:53,110
‫آره.

257
00:16:53,660 --> 00:16:58,540
‫اون از ته قلبش دلش می‌خواد از تو محافظت کنه.

258
00:16:59,160 --> 00:17:03,160
‫باید با مراقبت کردن از خودت،
‫به احساساتش پاسخ بدی.

259
00:17:03,160 --> 00:17:04,500
‫شما دوتا!

260
00:17:04,710 --> 00:17:06,990
‫زود باشین!

261
00:17:08,880 --> 00:17:10,030
‫می‌دونم.

262
00:17:11,050 --> 00:17:14,570
‫زمان برای اون شبیه برای ما نیست.

263
00:17:15,280 --> 00:17:19,000
‫«الان» تنها فرصتیه که
‫باید بهش پاسخ بدی.

264
00:17:24,680 --> 00:17:27,270
‫خوشحالم امروز تونستیم با هم ماهی بگیریم.

265
00:17:27,400 --> 00:17:30,770
‫ممکنه از حالا به بعد دیگه
‫زیاد فرصتش پیش نیاد.

266
00:17:30,770 --> 00:17:32,730
‫عه؟ جدی؟

267
00:17:32,930 --> 00:17:35,350
‫یادتونه مامانم در خونه چطور بود؟

268
00:17:35,350 --> 00:17:37,610
‫ما از حالا باید در خونه مراقبش باشیم.

269
00:17:38,370 --> 00:17:41,080
‫دیدن ضعیف و ضعیف‌تر شدنش

270
00:17:41,840 --> 00:17:44,480
‫باعث شد بیشتر به مرگ فکر کنم.

271
00:17:44,920 --> 00:17:49,040
‫و وقتی به این فکر کردم که وقتی
‫به مرگ نزدیکم چیکار دلم می‌خواد بکنم،

272
00:17:49,610 --> 00:17:55,950
‫متوجه شدم دلم می‌خواد باقی عمرم رو
‫در جایی که احساس راحتی می‌کنم بگذرونم.

273
00:17:57,630 --> 00:18:00,850
‫پس از مامانم پرسیدم چی دلش می‌خواد،

274
00:18:00,850 --> 00:18:03,100
‫اونم همین احساسو داشت.

275
00:18:03,760 --> 00:18:05,840
‫عا! متأسفم!

276
00:18:05,840 --> 00:18:09,130
‫واسه چی معذرت می‌خوای؟ بی‌خیال، بی‌خیال.

277
00:18:09,130 --> 00:18:13,990
‫درسته. طول عمر می‌تونه خیلی متفاوت باشه.

278
00:18:13,990 --> 00:18:16,990
‫برای من فعلا سخته که باهات همدردی کنم، ولی...

279
00:18:18,380 --> 00:18:20,960
‫در میون شرایطی که باهاشون زندگی کردی،

280
00:18:20,960 --> 00:18:24,850
‫می‌تونم بگم که وقتی خوب بهش فکر کردی،
‫خواسته‌های قلبت رو در اولویت گذاشتی.

281
00:18:27,090 --> 00:18:28,080
‫آره.

282
00:18:28,580 --> 00:18:31,400
‫اگه چیزی لازم داشتی، بدون تردید بخواه.

283
00:18:31,400 --> 00:18:33,000
‫ما کمکت می‌کنیم.

284
00:18:33,000 --> 00:18:36,250
‫اگه ایراد نداره، می‌تونم یکم
‫از نون‌هامونو بیارم واسه شما.

285
00:18:36,760 --> 00:18:39,330
‫دستتون درد نکنه، هردوتون.

286
00:18:42,490 --> 00:18:44,260
‫خب، بریم خونه؟

287
00:18:44,550 --> 00:18:45,530
‫آره.

288
00:18:47,740 --> 00:18:50,550
‫باد داره سردتر می‌شه.

289
00:18:50,550 --> 00:18:55,000
‫دقیقا. یه زمستون سرد دیگه در پیش داریم.

290
00:20:27,500 --> 00:20:29,180
‫می‌گم، شنیدی

291
00:20:29,520 --> 00:20:32,200
‫شایعه مربوط به حیوون تاکسیدرمی
‫که توی کلاس علوم مقدماتیه؟

292
00:20:32,660 --> 00:20:34,530
‫منظورت تانوکی تاکسیدرمیه؟

293
00:20:34,530 --> 00:20:35,520
‫آره!

294
00:20:35,520 --> 00:20:40,080
‫می‌گن یه نفر که با یه تانوکی
‫معمولی اشتباه گرفتش، کشتش...

295
00:20:40,080 --> 00:20:42,590
‫ولی در واقع اون یه باکه‌دانوکی بود!

296
00:20:43,080 --> 00:20:44,680
‫عه؟ جون من؟

297
00:20:44,680 --> 00:20:47,080
‫بس کن! داری می‌ترسونیم!

298
00:20:47,080 --> 00:20:48,050
‫بازم هست!

299
00:20:48,570 --> 00:20:51,200
‫هنوز بخاطر کشته شدنش کینه داره،

300
00:20:51,200 --> 00:20:58,900
‫چه غم‌انگیز... لعنت بهتون... هیچوقت نمی‌بخشم....

301
00:20:51,590 --> 00:20:56,260
‫پس الان یه روح انتقام‌جوـه که
‫نجوا کنان در اطراف پرسه می‌زنه

302
00:20:56,260 --> 00:20:59,430
‫و دنبال کسی که کشته‌تش می‌گرده!

303
00:21:00,480 --> 00:21:01,800
‫نمی‌بخشمت.

304
00:21:04,500 --> 00:21:05,600
‫ترسناکه!

305
00:21:05,600 --> 00:21:07,990
‫شایعات می‌گن بعد تعطیلی مدرسه، ظاهر می‌شه.

306
00:21:07,990 --> 00:21:09,120
‫الانه که!

307
00:21:10,480 --> 00:21:12,200
‫بیایین بریم واقعیت داره یا نه!

308
00:21:15,460 --> 00:21:17,150
‫کلاس علوم مقدماتی

309
00:21:15,460 --> 00:21:17,150
‫اتاق مشاوره

310
00:21:20,560 --> 00:21:21,730
‫تو برو!

311
00:21:21,730 --> 00:21:23,130
‫ریو، تو برو!

312
00:21:23,130 --> 00:21:25,790
‫چرا من؟! فکر تو بود که!

313
00:21:24,700 --> 00:21:26,730
‫چطوره همه با هم بریم؟

314
00:21:27,160 --> 00:21:27,680
‫هی.

315
00:21:30,230 --> 00:21:32,960
‫ای بابا، ترسوندین منو!

316
00:21:32,960 --> 00:21:35,240
‫شما دارین چیکار می‌کنین؟

317
00:21:36,680 --> 00:21:40,440
‫شبح یه باکه‌دانوکی؟
‫هفت راز مدرسه؟

318
00:21:40,440 --> 00:21:43,850
‫نباید از یوسوکه-سان درمورد این بپرسین؟

319
00:21:45,240 --> 00:21:46,820
‫که اینطور.

320
00:21:46,820 --> 00:21:49,160
‫می‌خوایین بدونین اون تانوکی
‫تاکسیدرمی در واقع چیه؟

321
00:21:49,160 --> 00:21:50,860
‫اوهوم، درسته.

322
00:21:50,860 --> 00:21:52,610
‫چیه، یوسوکه-کون؟

323
00:21:52,610 --> 00:21:54,870
‫هومم... خب...

324
00:21:56,870 --> 00:21:58,760
‫فقط یه تانوکیه.

325
00:22:00,040 --> 00:22:01,630
‫مگه نه؟

326
00:22:02,060 --> 00:22:04,010
‫ولی باید مراقب باشین.

327
00:22:04,010 --> 00:22:04,770
‫عه؟

328
00:22:05,040 --> 00:22:07,160
‫درمورد کوتوداما شنیدین، نه؟

329
00:22:07,490 --> 00:22:10,180
‫انرژی روحی که در کلمات ساکنه؟

330
00:22:11,230 --> 00:22:13,900
‫وقتی کلی شایعه و کوتوداما بیان کنار هم،

331
00:22:13,900 --> 00:22:17,800
‫یه روح جدید متولد می‌شه.
‫به عبارتی دیگه،

332
00:22:17,800 --> 00:22:20,250
‫شایعات تبدیل به واقعیت می‌شن.

333
00:22:22,190 --> 00:22:24,200
‫من یه نمونه محرک ازشم.

334
00:22:24,200 --> 00:22:27,790
‫می‌تونم در اطراف حرکت کنم
‫چون همه درموردم شایعه پخش می‌کنن.

335
00:22:28,070 --> 00:22:29,450
‫درسته.

336
00:22:30,050 --> 00:22:32,520
‫پس مراقت باشین چی می‌گید.

337
00:22:34,280 --> 00:22:37,100
‫هم شایعات و هم توهین‌ها.

338
00:22:38,940 --> 00:22:40,080
‫پس به زبونی دیگه،

339
00:22:40,080 --> 00:22:42,240
‫تا وقتی که اون شایعه رو پخش نکنیم،

340
00:22:42,240 --> 00:22:44,600
‫باکه‌دانوکی‌ای وجود نداره؟

341
00:22:44,600 --> 00:22:46,920
‫این یه‌جورایی کسل‌کننده به‌نظر میاد.

342
00:22:46,920 --> 00:22:48,710
‫هی!

343
00:22:48,710 --> 00:22:51,690
‫این چیزا رو بگین تا یه شبح
‫ترسناک پشت سرتون باشه!

344
00:22:50,390 --> 00:22:51,200
‫عه؟

345
00:22:51,410 --> 00:22:52,640
‫چیه؟

346
00:22:53,080 --> 00:22:55,870
‫می‌گم، یکیمون کم نیست؟

347
00:22:55,870 --> 00:22:57,650
‫اوه، راست می‌گی.

348
00:22:57,650 --> 00:22:58,680
‫چیه؟

349
00:22:58,680 --> 00:23:01,490
‫اون بچه که موی تراشیده داشت
‫دیگه اینجا نیستش.

350
00:23:01,490 --> 00:23:03,170
‫مگه همین یکم پیش باهامون نبود؟

351
00:23:03,170 --> 00:23:05,270
‫شاید زودتر رفته خونه؟

352
00:23:05,270 --> 00:23:07,400
‫حالا که فکرشو می‌کنم،
‫اسمش هم نمی‌دونم.

353
00:23:07,790 --> 00:23:09,780
‫اون توی کدوم کلاسه؟

354
00:23:09,780 --> 00:23:11,860
‫من همچین بچه‌ای اینجا ندیدم.

355
00:23:12,560 --> 00:23:14,600
‫مگه فقط خودمون نبودیم؟

356
00:23:16,180 --> 00:23:17,040
‫عه؟

357
00:23:33,710 --> 00:23:37,130
‫هیچی ترسناک‌تر از یه شایعه خطرناک نیست.

