﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:10,650
{\an1}‫Romeo Alpha

2
00:01:31,740 --> 00:01:34,740
‫من تاحالا از این طرف نیومده بودم!

3
00:01:34,740 --> 00:01:36,890
‫جدی می‌گی؟ دریا چی؟

4
00:01:36,890 --> 00:01:39,080
‫چند باری دیدمش.

5
00:01:39,640 --> 00:01:42,720
‫ولی بازم هر دفعه غافل‌گیرم می‌کنه.
‫خیلی بزرگه.

6
00:01:43,390 --> 00:01:45,550
‫و قشنگ هم هست.

7
00:01:45,940 --> 00:01:46,560
‫اوه...

8
00:01:46,790 --> 00:01:48,240
‫یه اومیبوزو اونجاست.

9
00:01:49,390 --> 00:01:50,770
‫محشره!

10
00:01:57,210 --> 00:02:00,510
‫ممنون که برای این رانندگی منو دعوت کردین.

11
00:02:00,710 --> 00:02:01,940
‫خواهش می‌کنم.

12
00:02:01,940 --> 00:02:05,120
‫به این کار می‌گیم جشن گرفتن
‫بخاطر گرفتن گواهی‌نامه‌هامون.

13
00:02:06,320 --> 00:02:07,600
‫راستی...

14
00:02:08,280 --> 00:02:11,230
‫ما الان دوستیم... مگه نه؟

15
00:02:11,230 --> 00:02:12,270
‫عه؟

16
00:02:12,270 --> 00:02:15,690
‫آره درسته. دوست هستیم.

17
00:02:15,960 --> 00:02:19,620
‫حالا که با هم دوستیم،
‫چطوره خودمونی‌تر صحبت کنیم؟

18
00:02:19,620 --> 00:02:20,600
‫عه؟!

19
00:02:21,000 --> 00:02:24,150
‫ولی من حتی با خونواده‌ام هم اینطوری حرف می‌زنم.

20
00:02:24,150 --> 00:02:26,160
‫نمی‌دونم می‌تونم تغییرش بدم آیا...

21
00:02:27,200 --> 00:02:29,870
‫ولی اینطور نیست که بخوام
‫ازتون فاصله بگیرما!

22
00:02:31,220 --> 00:02:33,610
‫پس فقط یه عادته، نه؟

23
00:02:33,980 --> 00:02:37,040
‫پس، من خودم یکم از رسمی‌طور
‫صحبت کردنمون کم می‌کنم.

24
00:02:37,040 --> 00:02:39,290
‫همین کارو بکنیم، می‌شه؟

25
00:02:39,810 --> 00:02:42,630
‫خب، چیز دیگه‌ای هست که بخوای بخوری؟

26
00:02:42,920 --> 00:02:44,510
‫خب، بذار ببینم...

27
00:02:44,510 --> 00:02:48,340
‫اوه، تاحالا گوهی موچی نخوردم. اونو می‌خوام.

28
00:02:48,340 --> 00:02:50,430
‫من رامن دلم می‌خواد.

29
00:02:50,430 --> 00:02:52,430
‫عاشق تونکوتسو ام!

30
00:02:59,760 --> 00:03:02,560
‫تاحالا روی یه ساحل شنی راه نرفته بودم!

31
00:03:02,560 --> 00:03:03,680
‫سردت نیست؟

32
00:03:03,680 --> 00:03:04,450
‫روبه‌راهم!

33
00:03:05,990 --> 00:03:09,780
‫اوه، اون اومیبوزو حالا دیگه خیلی دوره.

34
00:03:10,580 --> 00:03:13,960
‫می‌گن وقتی یه دیتارابوچی که تابستون رو
‫با سفر به سراسر ژاپن سپری کرده

35
00:03:13,960 --> 00:03:18,300
‫برگرده به دریا،
‫اون‌وقت دیگه بهش می‌گن یه اومیبوزو.

36
00:03:18,520 --> 00:03:22,290
‫مجری آب و هوای توی تلویزیون هم همینو گفت.

37
00:03:22,750 --> 00:03:24,610
‫وقتی یه اینطوریش رو می‌بینی،

38
00:03:24,610 --> 00:03:30,520
‫تاحالا برات سوال شده
‫«آیا اون واقعا محصول آب و هواست؟»

39
00:03:31,610 --> 00:03:34,230
‫برای من، اینطور به به‌نظر میاد
‫که داره بازی می‌کنه.

40
00:03:35,240 --> 00:03:36,340
‫منم.

41
00:03:41,600 --> 00:03:47,600
‫یه‌جورایی باعث می‌شه به این
‫فکر کنم که روح واقعا کجا ساکنه.

42
00:03:48,510 --> 00:03:50,020
‫موافقم.

43
00:03:53,110 --> 00:03:54,750
‫اینم اولین پاشویه‌ته؟

44
00:03:54,750 --> 00:03:55,920
‫بله!

45
00:03:56,390 --> 00:03:59,660
‫راستش اینجا، مکان موردعلاقه کازوهیکوـه.

46
00:03:59,660 --> 00:04:00,830
‫قبلاً همیشه می‌اومد اینجا.

47
00:04:00,830 --> 00:04:02,320
‫حقیقت داره؟

48
00:04:03,000 --> 00:04:04,900
‫قبل اینکه دوباره متولد بشم،

49
00:04:05,520 --> 00:04:07,790
‫همیشه با همسرش، نامیکو-سان، می‌اومد اینجا.

50
00:04:09,690 --> 00:04:13,600
‫همونطور که از پاشویه استفاده می‌کردن،
‫من از پارکینگ تماشاشون می‌کردم.

51
00:04:15,100 --> 00:04:16,970
‫همیشه خیلی شاد به‌نظر می‌اومدن.

52
00:04:18,320 --> 00:04:19,260
‫ولی...

53
00:04:20,420 --> 00:04:26,080
‫کازوهیکو-سان از وقتی که نامیکو-سان رو
‫از دست داده... یه‌جورایی عوض شده.

54
00:04:27,360 --> 00:04:30,830
‫من خیلی خوب درک می‌کنم که چقدر براش سخته.

55
00:04:31,380 --> 00:04:34,540
‫پس مطمئنم که نمی‌شه کاریش کرد، ولی...

56
00:04:35,680 --> 00:04:38,880
‫حس می‌کنم اصلاً در زمان حال زندگی نمی‌کنه.

57
00:04:39,450 --> 00:04:41,740
‫فقط به این فکر می‌کنه که بعدش چی می‌شه.

58
00:04:43,200 --> 00:04:47,130
‫انگار که نگرانه اینه که بعد مرگش،
‫چی به سر من میاد.

59
00:04:48,320 --> 00:04:51,600
‫می‌دونم که ما طول عمر متفاوتی داریم، ولی...

60
00:04:54,520 --> 00:04:58,100
‫شرمنده! انگار دارم نق و ناله می‌کنم...

61
00:04:58,100 --> 00:05:00,190
‫نه، ایرادی نداره.

62
00:05:02,380 --> 00:05:04,300
‫قبل من بمیرن...

63
00:05:06,050 --> 00:05:10,280
‫نمی‌دونم آیا خونواده منم همین افکار رو دارن.

64
00:05:12,450 --> 00:05:14,080
‫سیخ سوخاری

65
00:05:14,530 --> 00:05:15,970
‫سلام، اومدی.

66
00:05:15,970 --> 00:05:17,420
‫یو.

67
00:05:16,280 --> 00:05:17,420
‫سلام!

68
00:05:17,660 --> 00:05:18,950
‫شب بخیر.

69
00:05:18,950 --> 00:05:21,460
‫عه، یوریپه، به این زودی رسیدی؟

70
00:05:21,680 --> 00:05:24,300
‫فکر کنم بدجوری هوس سیخ سوخاری کرده بودم.

71
00:05:24,940 --> 00:05:26,720
‫بوچیو-سان، چه نوشیدنی‌ای می‌خوای؟

72
00:05:27,120 --> 00:05:28,840
‫با آبجو شروع می‌کنم.

73
00:05:30,370 --> 00:05:32,050
‫جیرو گفت یه کارهایی داره.

74
00:05:32,340 --> 00:05:33,520
‫چه کارهایی؟

75
00:05:33,930 --> 00:05:36,480
‫یه جلسه انجمن تنگوها.

76
00:05:36,680 --> 00:05:38,030
‫آها.

77
00:05:38,540 --> 00:05:41,340
‫بدجوری تو ذوقش خورده بود.
‫سیخ‌های اینجا محشرن.

78
00:05:41,340 --> 00:05:43,980
‫تاحالا سیخ سوخاری نخوردم.

79
00:05:44,120 --> 00:05:46,240
‫برای شروع، کلاسیک‌هاشو سفارش دادیم.

80
00:05:46,240 --> 00:05:48,600
‫فقط یادت باشه، دو بار توی سس نزنیا.

81
00:05:51,970 --> 00:05:53,260
‫خوشمزه‌ست!

82
00:05:53,620 --> 00:05:56,090
‫ولی... این چیه؟

83
00:05:56,390 --> 00:05:57,840
‫آجیل درخت کهن‌دارـه.

84
00:05:57,840 --> 00:05:58,860
‫عه.

85
00:05:58,860 --> 00:06:00,820
‫قارچ شاه صدف هم لذیذه‌ها!

86
00:06:00,820 --> 00:06:01,990
‫اوه، این یکیه؟

87
00:06:01,990 --> 00:06:03,640
‫آره، آره، آره!

88
00:06:05,680 --> 00:06:06,490
‫خب؟

89
00:06:08,810 --> 00:06:11,390
‫شنیدم یه چیزی اذیتت می‌کنه.

90
00:06:11,390 --> 00:06:12,160
‫عه؟

91
00:06:12,160 --> 00:06:16,020
‫تازگیا، هر وقت دیدیمت،
‫خیلی گرفته به‌نظر می‌اومدی.

92
00:06:16,020 --> 00:06:17,410
‫یه‌جورایی نگران شدیم.

93
00:06:18,960 --> 00:06:20,580
‫شاید یکم بی‌ملاحظه بودیم.

94
00:06:21,030 --> 00:06:22,580
‫متأسفم.

95
00:06:22,580 --> 00:06:25,380
‫خیلی بی‌ شیله پیله‌ هستیا، می‌دونی.

96
00:06:25,940 --> 00:06:27,040
‫چیزی شده؟

97
00:06:30,950 --> 00:06:32,310
‫راستش...

98
00:06:34,890 --> 00:06:37,150
‫آها، گرفتم.

99
00:06:37,150 --> 00:06:39,450
‫طول عمر متفاوت، ها؟

100
00:06:40,110 --> 00:06:42,650
‫این خیلی موضوع حساسیه.

101
00:06:42,880 --> 00:06:45,320
‫گمونم همینطوره، نه؟

102
00:06:45,320 --> 00:06:49,940
‫اگه دوتا آدم یا دوتا گونه که عمر
‫طولانی‌ای دارن داشتن درموردش حرف می‌زدن چیزی نبود، ولی...

103
00:06:51,840 --> 00:06:55,480
‫وقتی تبدیل به یه نکوماتا شدم...

104
00:06:55,480 --> 00:07:00,700
‫لااقل توی ذهنم، می‌دونستم که تبدیل به
‫یه یوکای شدم که بیشتر از آدما عمر می‌کنه.

105
00:07:01,240 --> 00:07:03,480
‫اینو می‌دونستم، ولی...

106
00:07:03,900 --> 00:07:07,070
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫خونواده‌ام قبل از من بمیرن،

107
00:07:07,420 --> 00:07:10,510
‫یهویی خیلی احساس ترس می‌کنم.

108
00:07:10,510 --> 00:07:12,570
‫و نمی‌تونم درباره‌اش باهاشون صحبت کنم...

109
00:07:13,680 --> 00:07:15,120
‫شماها...

110
00:07:15,120 --> 00:07:16,600
‫برای من اینطور نیست.

111
00:07:17,660 --> 00:07:19,860
‫باکه‌گیتسونه‌ها عمر طولانی‌ای ندارن.

112
00:07:20,200 --> 00:07:22,790
‫ظاهراً اجداد خیلی گذشته‌مون داشتن،

113
00:07:23,070 --> 00:07:25,720
‫ولی حالا، ما به اندازه اکثر انسان‌ها عمر می‌کنیم.

114
00:07:25,720 --> 00:07:28,350
‫در واقع، خیلی از یوکای‌ها اینطورین.

115
00:07:28,350 --> 00:07:29,630
‫مثل ما اوکوری-ایتاچی‌ها.

116
00:07:32,970 --> 00:07:37,170
‫من ترسی که داری حس می‌کنی رو تجربه کردم،

117
00:07:37,170 --> 00:07:38,310
‫پس درک می‌کنم.

118
00:07:39,280 --> 00:07:41,840
‫وقتی به تفاوت طول عمرمون فکر می‌کنی،

119
00:07:41,840 --> 00:07:46,510
‫باعث می‌شه همه به رابطه‌شون با
‫آدما و یوکای‌ها متفاوت نگاه کنن.

120
00:07:47,240 --> 00:07:50,580
‫بعضیا کلا از اون رابطه‌ها دوری می‌کنن

121
00:07:50,580 --> 00:07:54,970
‫تا از اون ترس دوری کنن، یا چون فکر می‌کنن
‫این برای هر دو طرف بهتره.

122
00:07:55,660 --> 00:07:59,080
‫به‌نظرم چیزی که نگرانیت رو حل می‌کنه

123
00:07:59,080 --> 00:08:01,120
‫بستگی به این داره که تو، خودت، می‌خوای چیکار کنی.

124
00:08:04,140 --> 00:08:05,450
‫ولی می‌دونی...

125
00:08:05,450 --> 00:08:08,190
‫صرف نظر از طول عمری که باهاش دنیا میاییم،

126
00:08:08,510 --> 00:08:11,650
‫هیچ راهی وجود نداره که بفهمی
‫کی یه نفر می‌میره.

127
00:08:12,170 --> 00:08:15,440
‫پس شاید نیازی نیست فعلاً
‫زیاد بهش فکر کنی...

128
00:08:15,440 --> 00:08:17,600
‫حداقل، این نظر منه.

129
00:08:18,070 --> 00:08:19,000
‫متأسفم.

130
00:08:20,310 --> 00:08:22,620
‫چه دغدغه سختی...

131
00:08:23,480 --> 00:08:25,280
‫می‌خوای چندتا سیخ سفارش بدی؟

132
00:08:25,280 --> 00:08:26,270
‫بله.

133
00:08:27,650 --> 00:08:30,110
‫می‌خوام چیکار کنم، ها؟

134
00:08:30,560 --> 00:08:32,800
‫کنجکاوم که واگن-سان به چی فکر می‌کنه...

135
00:08:35,710 --> 00:08:37,530
‫صبح بخیر، چیاکی.

136
00:08:37,760 --> 00:08:38,880
‫صبح بخیر.

137
00:08:38,880 --> 00:08:41,750
‫ها، امروز چند شنبه بود؟

138
00:08:41,930 --> 00:08:43,360
‫شنبه‌ست.

139
00:08:43,360 --> 00:08:47,320
‫ای وای. وظیفه‌ام برای
‫صبحونه حاضر کردنو فراموش کردم.

140
00:08:47,320 --> 00:08:49,880
‫اشکال نداره.
‫می‌تونی فردا انجامش بدی.

141
00:08:49,960 --> 00:08:51,640
‫ها، شرمنده، شرمنده.

142
00:08:54,150 --> 00:08:56,090
‫صبح بخیر، نامی-چان.

143
00:08:58,380 --> 00:09:00,480
‫کازوهیکو-سان و نامیکو-سان

144
00:09:01,110 --> 00:09:05,180
‫هر دو از بچگی با هم دوست بودن.

145
00:09:11,050 --> 00:09:14,220
‫تو خیلی چشم‌های قشنگی داری، نامی-چان.

146
00:09:16,900 --> 00:09:19,300
‫شنیدم به اون رنگ می‌گن «سبز زمردی.»

147
00:09:20,670 --> 00:09:22,070
‫مرسی...

148
00:09:24,880 --> 00:09:27,210
‫بهم گفتن این ارثیه.

149
00:09:27,560 --> 00:09:29,470
‫اون گیاه توی باغ رو می‌بینی؟

150
00:09:30,490 --> 00:09:34,490
‫بهم گفتن جدِ جد جد جد جدم
‫یه باشو-نو-سی بوده.

151
00:09:36,470 --> 00:09:38,050
‫باشو...

152
00:09:41,680 --> 00:09:44,140
‫موز باسجو</i>
‫باشو (گیاه موز ژاپنی)
‫باشو از خانواده موزهاست!

153
00:09:44,480 --> 00:09:46,740
<i>‫پس تجسم شخصیت به موزه؟</i>

154
00:09:49,280 --> 00:09:51,480
‫وقتی هر دوشون سیزده سالشون بود،

155
00:09:51,900 --> 00:09:54,440
‫والدین نامیکو-سان طلاق گرفتن،

156
00:09:54,440 --> 00:09:58,040
‫و اون با نقل مکان کرد تا با مادرش زندگی کنه.

157
00:09:59,510 --> 00:10:04,490
‫کوهستان
‫آبی

158
00:09:59,800 --> 00:10:04,120
‫دیگه همدیگه رو ندیدن تا وقتی که
‫هر دو نوزده سالشون شد.

159
00:10:07,130 --> 00:10:09,880
‫گمونم به هم نمی‌خوردیم.

160
00:10:10,860 --> 00:10:12,090
‫درسته.

161
00:10:13,080 --> 00:10:16,010
<i>‫کسایی که پشت سرمن... دارن جدا می‌شن؟</i>

162
00:10:27,640 --> 00:10:28,760
‫نامی-چان؟!

163
00:10:28,760 --> 00:10:31,120
‫کازو-کون! خیلی وقته ندیدمت!

164
00:10:31,120 --> 00:10:33,310
‫کسی... تو رو طرد کرده؟

165
00:10:33,750 --> 00:10:34,800
‫اوهوم...

166
00:10:36,450 --> 00:10:39,070
‫وقتی اون دوتا مدتی با هم حرف زدن،

167
00:10:39,070 --> 00:10:42,840
‫متوجه شدن معیارها و احساسات مشترکی دارن.

168
00:10:43,350 --> 00:10:46,700
‫به مرور زمان، بهترین‌ دوست‌ها شدن.

169
00:10:48,310 --> 00:10:50,330
‫بعدش، یه سال بعد دوباره بهم پیوستن...

170
00:10:52,000 --> 00:10:53,700
‫اون موقع بود که ما با هم آشنا شدیم.

171
00:10:58,370 --> 00:11:00,810
‫اولین رانندگی سه نفره‌مون با هم...

172
00:11:01,440 --> 00:11:04,670
‫هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که
‫دریا چقدر زیبا به‌نظر می‌رسید.

173
00:11:07,720 --> 00:11:09,720
‫خیلی وقته دریا رو ندیدم!

174
00:11:09,720 --> 00:11:11,190
‫خیلی قشنگه.

175
00:11:12,440 --> 00:11:14,180
‫یادته قبلا بهت چی گفتم؟

176
00:11:14,680 --> 00:11:17,960
‫می‌خوام تا می‌تونم به روش خودم زندگی کنم.

177
00:11:18,840 --> 00:11:22,350
‫می‌خوام در کنار طبیعت بمیرم،
‫بدون اینکه باهاش بجنگم.

178
00:11:23,310 --> 00:11:26,350
‫دلم نمی‌خواد ازدواج کنم یا بچه دار بشم،

179
00:11:27,070 --> 00:11:32,040
‫ولی فکر کنم... دلم می‌خواد با تو باشم.

180
00:11:33,920 --> 00:11:38,440
‫منم می‌خوام با تو باشم.
‫در واقع، دلم می‌خواد بهت بگم همسرم.

181
00:11:39,880 --> 00:11:42,120
‫یا شایدم باید بگم «برای همیشه با تو»؟

182
00:11:44,430 --> 00:11:46,200
‫به من نگو همسرت!

183
00:11:46,580 --> 00:11:49,600
‫آخ، آخ! درد گرفت!

184
00:11:51,700 --> 00:11:56,690
‫منم خیلی خوشحال بودم که با اون دوتا بودم.

185
00:11:58,670 --> 00:12:01,160
‫وقتی هر دوشون شصت ساله شدن...

186
00:12:01,870 --> 00:12:03,620
‫صبح بخیر، نامی-چان.

187
00:12:05,530 --> 00:12:09,710
‫کازو-کون... چی داره به سر من میاد؟

188
00:12:13,120 --> 00:12:17,640
‫اکثر اندام‌هاش، از جمله پوستش،
‫دارن از کار می‌افتن.

189
00:12:18,430 --> 00:12:21,290
‫ظاهرا بخاطر اینه که از نسل یه باشو-نو-سی هست،

190
00:12:21,290 --> 00:12:24,020
‫پس فکر کنم می‌شه بهش گفت
‫یه بیماری ژنتیکی.

191
00:12:24,820 --> 00:12:27,450
‫وقتی گیاه باشو اصلی پژمرده بشه،

192
00:12:27,450 --> 00:12:28,890
‫روح هم می‌شه.

193
00:12:29,590 --> 00:12:32,330
‫مشخصات اصلی و دیرینه‌اش آشکار شدن.

194
00:12:34,930 --> 00:12:36,920
‫تنها معالجه‌ای که می‌تونم بکنم

195
00:12:36,920 --> 00:12:40,480
‫تجویز دارو برای کند کردن
‫سرعت پیشرفت علائمشه.

196
00:12:45,430 --> 00:12:48,360
‫رفتم به دیدن خونه خونوادگی قبلیت،

197
00:12:48,900 --> 00:12:51,250
‫و اون باشو...

198
00:12:51,840 --> 00:12:53,160
‫که اینطور.

199
00:12:53,800 --> 00:12:56,920
‫می‌تونی بفهمی من دارم به چی فکر می‌کنم، نه؟

200
00:13:00,410 --> 00:13:01,060
‫آره.

201
00:13:04,420 --> 00:13:09,700
‫تنها چیزی که می‌خوام اینه که همینطوری
‫که هستم زندگی کنم و بمیرم.

202
00:13:09,700 --> 00:13:11,850
‫کار درست برای من پژمرده شدنه،

203
00:13:11,850 --> 00:13:14,020
‫نه طولانی کردن عمرم با دارو درمانی.

204
00:13:14,910 --> 00:13:17,740
‫من هیچوقت یه بذر هم به عمل نیاوردم...

205
00:13:18,370 --> 00:13:22,620
‫ولی دوست دارم تا وقتی که برمی‌گردم
‫به زمین، کنارم بمونی.

206
00:13:23,850 --> 00:13:25,150
‫می‌دونم.

207
00:13:26,590 --> 00:13:30,970
‫بعدش، می‌تونی بهم بگی همسرت.

208
00:13:31,920 --> 00:13:32,780
‫باشه...

209
00:13:35,360 --> 00:13:39,020
‫نامیکو-سان رو در لحظات آخرش ندیدم.

210
00:13:42,640 --> 00:13:43,520
‫اما...

211
00:13:43,990 --> 00:13:48,630
‫کازوهیکو-سان بهم گفت که
‫وقتی فوت کرد، خوشحال به‌نظر می‌اومد.

212
00:13:50,060 --> 00:13:55,520
‫من امیدوارم که بتونم از حالا به بعد
‫در غم کازوهیکو-سان شریک بشم،

213
00:13:55,800 --> 00:13:56,950
‫آهسته آهسته.

214
00:14:02,950 --> 00:14:04,900
‫عا، مو-چان.

215
00:14:04,900 --> 00:14:06,080
‫سلام.

216
00:14:06,080 --> 00:14:07,240
‫سلام.

217
00:14:07,240 --> 00:14:09,360
‫امروز با عموم اومدم.

218
00:14:09,590 --> 00:14:11,620
‫باید یکم ماهی ازش بگیری.

219
00:14:11,620 --> 00:14:12,850
‫جدی؟

220
00:14:13,890 --> 00:14:16,030
‫اون نکنه برای حفاظه؟

221
00:14:16,030 --> 00:14:19,020
‫هوم. دارم براش آماده می‌شم.

222
00:14:19,020 --> 00:14:20,520
‫یه جور دست گرمیه.

223
00:14:22,370 --> 00:14:27,730
‫می‌خوام حفاظ بعدی رو ضخیم‌تر کنم،
‫پس دارم اینو امتحان می‌کنم.

224
00:14:28,420 --> 00:14:29,840
‫هوممم...

225
00:14:35,350 --> 00:14:37,890
‫چون اونقدر نازک بود که من
‫تونستم بشکنمش؟

226
00:14:39,320 --> 00:14:41,560
‫تقصیر تو نیست، مو-چان.

227
00:14:47,980 --> 00:14:50,600
‫مو-چان، عصبانی‌ای؟

228
00:14:51,420 --> 00:14:54,120
‫نه! اصلا!

229
00:14:56,550 --> 00:14:57,890
‫سلام، جیرو.

230
00:15:00,300 --> 00:15:04,190
‫یادته گفتی: «همه اینا یادم می‌مونه»؟

231
00:15:04,740 --> 00:15:07,050
‫همه چیزایی که قبلا اتفاق افتادن هم یادته؟

232
00:15:08,120 --> 00:15:10,400
‫منظورت چیزیه که پیش سدر بزرگ گفتم؟

233
00:15:10,760 --> 00:15:11,330
‫هوم.

234
00:15:12,040 --> 00:15:14,870
‫خب، آره یادمه.

235
00:15:14,870 --> 00:15:16,260
‫مثلا خاطراتت؟

236
00:15:16,260 --> 00:15:17,920
‫هوم، هوم.

237
00:15:17,920 --> 00:15:22,390
‫مثلا تمام آدمای توی شهر
‫یا چیزای خیلی وقت پیش.

238
00:15:22,390 --> 00:15:24,570
‫وقتی مامان‌بزرگ یه دختربچه بود چی؟

239
00:15:24,570 --> 00:15:26,190
‫اینم یادمه.

240
00:15:26,190 --> 00:15:32,160
‫جیرو افتاد توی تله

241
00:15:26,480 --> 00:15:30,050
‫کوزوئه-سان خیلی اهل شوخی بود.

242
00:15:28,690 --> 00:15:32,160
‫همراه با سرگین گاو روش

243
00:15:30,050 --> 00:15:31,920
‫جدی؟! غافلگیر شدم!

244
00:15:32,260 --> 00:15:35,240
‫مادرش اغلب بخاطر این دعواش می‌کرد...

245
00:15:37,590 --> 00:15:41,870
‫مادر مادر بزرگم می‌شه...
‫جد مادریم، درسته؟

246
00:15:42,730 --> 00:15:44,110
‫هی، جیرو...

247
00:15:44,380 --> 00:15:48,080
‫ببخشید. باید برم واسه سیم
‫توی انبار رو نگاهی بندازم.

248
00:15:49,240 --> 00:15:51,930
‫بیرون سرده، پس تو می‌تونی توی خونه بمونی.

249
00:16:03,040 --> 00:16:04,560
‫پیداش کردم! اینجاست!

250
00:16:05,060 --> 00:16:06,050
‫زنده‌ای؟!

251
00:16:06,390 --> 00:16:07,150
‫هی!

252
00:16:07,320 --> 00:16:08,110
‫جیرو-سان!

253
00:16:08,360 --> 00:16:09,560
‫اونقدرا بد نیست، هست؟

254
00:16:10,680 --> 00:16:12,040
‫جیرو...

255
00:16:13,740 --> 00:16:15,110
‫حالت خوبه؟

256
00:16:17,120 --> 00:16:19,220
‫هارو-چان...

257
00:16:25,990 --> 00:16:28,560
‫جیرو! اینو ببین!

258
00:16:29,350 --> 00:16:31,570
‫تمشک چیدم.

259
00:16:32,640 --> 00:16:34,050
‫با من بخورشون!

260
00:16:55,870 --> 00:16:57,420
‫لعنتی.

261
00:17:00,240 --> 00:17:03,200
‫بتوبتو کوبایاشی

262
00:17:00,240 --> 00:17:03,200
‫سلام!

263
00:17:00,240 --> 00:17:03,200
‫امشب بیکاری؟

264
00:17:00,240 --> 00:17:03,200
{\an1}‫می‌خوای مثل گذشته‌ها
‫بریم بیرون نوشیدنی بنوشیم؟

265
00:17:04,080 --> 00:17:05,240
‫خب؟

266
00:17:05,240 --> 00:17:06,000
‫هوم؟

267
00:17:06,320 --> 00:17:08,600
‫راجع به چیزی می‌خواستی حرف بزنی؟

268
00:17:09,010 --> 00:17:13,130
‫نه، فقط می‌خواستم دوباره باهات بنوشم.
‫خیلی وقته این کارو نکردیم.

269
00:17:13,440 --> 00:17:14,900
‫باشه پس.

270
00:17:15,360 --> 00:17:19,600
‫می‌دونی، آخرین باری که گروهمون واسه
‫نوشیدنی اومد بیرون، بوچیو-سان هم بود.

271
00:17:20,130 --> 00:17:21,900
‫یه چیزایی نگرانش کرده بود.

272
00:17:21,900 --> 00:17:23,040
‫نگران؟

273
00:17:23,540 --> 00:17:26,330
‫اون موضوع دشواری که همه‌مون
‫دیر یا زود باهاش مواجه می‌شیم.

274
00:17:27,530 --> 00:17:28,720
‫آها.

275
00:17:29,840 --> 00:17:32,960
‫دلم می‌خواد بهش روحیه بدم،

276
00:17:32,960 --> 00:17:37,070
‫ولی این به تنهایی کمکی بهش نمی‌کنه.

277
00:17:38,230 --> 00:17:42,450
‫آره. لابد الان خیلی ترسیده.

278
00:17:55,030 --> 00:17:57,910
‫بهت گفتم نمی‌خوام درمورد چیزی باهات حرف بزنم،

279
00:17:58,710 --> 00:18:02,470
‫ولی گمونم دلم می‌خواد که
‫درمورد تو و آینده‌ات صحبت کنم.

280
00:18:02,760 --> 00:18:03,840
‫آینده‌ام؟

281
00:18:04,270 --> 00:18:10,860
‫آخه، تو به‌ندرت درمورد خودت حرف می‌زنی،
‫چه برسه به آینده‌ات.

282
00:18:11,480 --> 00:18:16,920
‫حتما افکار و احساسات بی‌شماری رو
‫در درون خودت داری.

283
00:18:17,920 --> 00:18:25,030
‫نگرانم که در اعماق تنهایی غرق بشی.

284
00:18:29,650 --> 00:18:33,170
‫پس به‌نظر خوب می‌شه اگه روزی،

285
00:18:33,170 --> 00:18:36,360
‫با قلب‌هایی شاد، بتونیم
‫درمورد آینده حرف بزنیم.

286
00:18:38,370 --> 00:18:40,080
‫دارم پامو از گلیمم درازتر می‌کنم؟

287
00:18:40,720 --> 00:18:42,390
‫نه اصلا.

288
00:18:42,850 --> 00:18:45,110
‫این یادم می‌ندازه که تنها نیستم.

289
00:18:45,760 --> 00:18:46,800
‫متأسفم.

290
00:18:49,220 --> 00:18:51,440
‫ترجیح می‌دادم عذرخواهی نکنی.

291
00:18:58,360 --> 00:18:59,960
‫چیو-چان!

292
00:18:59,960 --> 00:19:02,100
‫اوه، مو-چان.

293
00:19:05,000 --> 00:19:06,450
‫می‌گم، چیو-چان...

294
00:19:06,600 --> 00:19:07,320
‫بله؟

295
00:19:08,220 --> 00:19:11,650
‫تو کسی رو داری... که دوستش داشته باشی؟

296
00:19:11,650 --> 00:19:14,710
‫اوه؟ چرا یهویی اینو می‌گی؟

297
00:19:16,190 --> 00:19:19,640
‫نمی‌دونم. دلم خواست درمورد
‫عشق و عاشقی صحبت کنم.

298
00:19:20,620 --> 00:19:21,680
‫که اینطور.

299
00:19:22,410 --> 00:19:24,440
‫خودت کی رو دوست داری؟

300
00:19:24,440 --> 00:19:25,530
‫جیرو رو.

301
00:19:25,880 --> 00:19:29,960
‫جیرو، ولی... الان...

302
00:19:30,210 --> 00:19:33,860
‫دوستش دارم... ولی نه به اندازه یه کهکشان.

303
00:19:34,850 --> 00:19:37,870
‫الان... به اندازه یه ستاره‌ست.

304
00:19:38,930 --> 00:19:42,700
‫وقتی جیرو رو نگاه می‌کنم، یجورایی
‫قفسه سینه‌ام...

305
00:19:42,700 --> 00:19:45,910
‫احساس گرفتگی می‌کنه،
‫عین وقتی که غمگینم.

306
00:19:46,670 --> 00:19:50,130
‫دوستش دارم و می‌خوام ازش محافظت کنم،

307
00:19:50,600 --> 00:19:52,330
‫ولی من...

308
00:20:01,010 --> 00:20:06,840
‫مو-چان، تو و جیرو-ساما برای من خیلی عزیزید.

309
00:20:08,030 --> 00:20:10,840
‫من فقط می‌خوام که شما دوتا در سلامت باشین.

310
00:20:11,650 --> 00:20:16,270
‫پس، اگه مشکلی بود،
‫فقط منو صدا کن.

311
00:20:16,840 --> 00:20:18,280
‫همه‌چی روبه‌راهه.

312
00:20:21,680 --> 00:20:25,290
‫وقتی تو می‌گی همه‌چی روبه‌راهه،
‫خیلی خیالم راحت می‌شه!

313
00:20:25,290 --> 00:20:28,030
‫خب خب، خوشحالم اینو می‌شنوم.

314
00:20:28,340 --> 00:20:31,040
‫بگذریم! بهم بگو کی رو دوست داری!

315
00:20:36,200 --> 00:20:37,400
‫این یه رازه.

316
00:20:37,400 --> 00:20:39,430
‫عه!

317
00:20:40,820 --> 00:20:43,890
‫موتسومی، زود باش برو حموم کن.

318
00:20:43,890 --> 00:20:45,230
‫باشه.

319
00:20:52,410 --> 00:20:56,150
‫بیا، مو-چان. پیژامه‌ات رو شستم.

320
00:20:56,540 --> 00:20:58,470
‫مامان‌بزرگ، یه چیزی رو بهم بگو.

321
00:20:59,430 --> 00:21:01,940
‫جد مادریم توی این عکس‌هاست؟

322
00:21:02,380 --> 00:21:06,480
‫نه، توی هیچکدومشون نیست. چرا؟

323
00:21:06,840 --> 00:21:08,480
‫جیرو داشت درموردش می‌گفت.

324
00:21:08,820 --> 00:21:10,180
‫جیرو می‌گفت؟

325
00:21:10,180 --> 00:21:15,100
‫گفت اون همیشه دعوات می‌کرده چون
‫تو همیشه شوخی می‌کردی.

326
00:21:18,670 --> 00:21:20,160
‫خب، می‌دونی...

327
00:21:20,440 --> 00:21:23,880
‫جد مادریت زیاد از دوربین‌ها خوشش نمی‌اومد،

328
00:21:23,880 --> 00:21:27,050
‫پس عکس‌های زیادی ازش نیست.

329
00:21:27,560 --> 00:21:28,720
‫ولی اینجا رو ببین.

330
00:21:29,880 --> 00:21:31,300
‫فقط همین یکی هست.

331
00:21:33,090 --> 00:21:35,460
‫این خانم جد مادریته.

332
00:21:36,720 --> 00:21:39,730
‫خیلی جوونه. اصلا نمی‌شه
‫بهش گفت جد مادری.

333
00:21:39,730 --> 00:21:41,240
‫درسته.

334
00:21:41,670 --> 00:21:45,130
‫می‌دونی، جیرو بود که این عکسو گرفت.

335
00:21:45,450 --> 00:21:46,390
‫واقعا؟

336
00:21:46,390 --> 00:21:47,310
‫آره.

337
00:21:47,310 --> 00:21:50,280
‫اون گفت جیرو اونو مدل خودش
‫برای عکس گرفتن با دوربینش کرده بود.

338
00:22:07,620 --> 00:22:08,830
‫متأسفم.

