﻿1
00:00:02,650 --> 00:00:03,710
‫اعلی‌حضرت!

2
00:00:04,280 --> 00:00:05,700
‫شاهزاده اسکار!

3
00:00:06,210 --> 00:00:08,170
‫واقعاً خیلی خطرناکه!

4
00:00:08,170 --> 00:00:09,480
‫باید برگردیم!

5
00:00:09,850 --> 00:00:11,560
‫خواهش می‌کنم، اعلی‌حضرت!

6
00:00:11,560 --> 00:00:13,280
‫انقدر غر نزن، لازار.

7
00:00:13,280 --> 00:00:15,450
‫این‌همه زحمت کشیدیم قایمکی از قصر بیرون بیایم،

8
00:00:15,450 --> 00:00:17,390
‫اگه برگردیم که همش بی‌معنی می‌شه.

9
00:00:17,860 --> 00:00:20,930
‫اگه ساحره دوباره نفرین‌تون کنه چی؟

10
00:00:21,410 --> 00:00:23,060
‫همون زمان نگرانش می‌شم.

11
00:00:23,060 --> 00:00:25,150
‫سرنخ دیگه‌ای نداریم، درسته؟

12
00:00:25,380 --> 00:00:27,250
‫مطمئنم یه راه دیگه هست!

13
00:00:27,250 --> 00:00:29,870
‫الان پونزده ساله که هیچی پیدا نکردم.

14
00:00:29,870 --> 00:00:34,590
‫اول، ساحره‌ی ماهِ لاجوردی رو پیدا می‌کنم 
‫و روش برداشتن نفرینو ازش می‌پرسیم.

15
00:00:34,590 --> 00:00:39,460
‫اگه بی‌نتیجه موند، کسی که نفرینو گذاشته، 
‫یعنی ساحره‌ی سکوت رو پیدا می‌کنیم.

16
00:00:40,470 --> 00:00:41,550
‫بی‌نقصه، نه؟

17
00:00:43,640 --> 00:00:47,070
‫ساحره‌ای که در یک برج لاجوردی سکونت داره.

18
00:00:47,850 --> 00:00:49,760
‫یک شاهزاده نفرین‌شده.

19
00:00:50,490 --> 00:00:53,730
‫اگه می‌تونستن زمان رو به عقب برگردونن،
‫چه آرزویی می‌کردن؟

20
00:00:54,810 --> 00:00:58,640
‫این داستانیه که توش هرچیزی قابل بازنویسی‌ـه.

21
00:01:14,580 --> 00:01:23,560
‫HADAD

22
00:01:14,580 --> 00:01:23,560
‫

23
00:02:32,170 --> 00:02:37,010
‫~ کلمات نفرین‌شده و برج لاجوردی ~

24
00:02:37,690 --> 00:02:38,710
‫خیلی‌خب، بریم.

25
00:02:38,710 --> 00:02:40,740
‫لـ ـ لطفاً صبر کنید!

26
00:02:40,740 --> 00:02:42,680
‫احساس‌تونو درک می‌کنم، اعلی‌حضرت،

27
00:02:42,680 --> 00:02:44,860
‫ولی ریسکش خیلی زیاده!

28
00:02:44,860 --> 00:02:49,150
‫در وهله‌ی اول، توی پونزده سال گذشته 
‫هیچ اثری از ساحره‌ی سکوت نبوده.

29
00:02:49,490 --> 00:02:51,380
‫و برای ساحره‌ی ماه لاجوردی هم،

30
00:02:51,380 --> 00:02:54,580
‫توی تمام این سال‌ها 
‫هیچ‌کس نتونسته به بالای برج برسه!

31
00:02:56,840 --> 00:02:59,010
‫خب، مطمئنم یه‌کاریش می‌شه کرد.

32
00:03:00,020 --> 00:03:01,730
‫اصلاً هم نمی‌شه کاریش کرد!

33
00:03:01,730 --> 00:03:05,940
‫اگه اتفاقی براتون بیفته، 
‫با چه رویی می‌تونم به قصر برگردم؟

34
00:03:06,290 --> 00:03:07,860
‫فقط یه قیافه غمگین به خودت بگیر.

35
00:03:07,860 --> 00:03:09,810
‫خودتون می‌دونید که نمی‌تونم!

36
00:03:11,260 --> 00:03:12,500
‫آه، اعلی‌حضرت!

37
00:03:12,500 --> 00:03:14,540
‫انقدر با بی‌احتیاطی درو باز نکنید!

38
00:03:14,540 --> 00:03:16,810
‫لطفاً یه‌ذره بیشتر مواظب باشید!

39
00:03:18,170 --> 00:03:21,350
‫ورودی که تقریباً شبیه گزارش‌هاست.

40
00:03:21,660 --> 00:03:23,240
‫درسته.

41
00:03:23,240 --> 00:03:25,420
‫و اگه اون گزارش‌ها درست باشن،

42
00:03:25,420 --> 00:03:29,630
‫بین این دیوارها، چالش‌های زیادی وجود داره!

43
00:03:29,840 --> 00:03:33,550
‫و کسی که ازش عبور کنه و به بالا برسه،

44
00:03:33,550 --> 00:03:36,140
‫آرزوش توسط ساحره برآورده می‌شه.

45
00:03:36,140 --> 00:03:37,300
‫بیا سریع حرکت کنیم.

46
00:03:37,300 --> 00:03:38,030
‫سریع و حواس‌جمع.

47
00:03:38,030 --> 00:03:39,800
‫آه، لطفاً صبر کنید!

48
00:03:40,190 --> 00:03:42,280
‫خطرناکه، پس تو همینجا منتظر باش.

49
00:03:42,280 --> 00:03:44,280
‫قبل از تاریکی هوا برمی‌گردم.

50
00:03:44,580 --> 00:03:47,480
‫نـ ـ نه، نمی‌تونم بذارم تنها برید.

51
00:03:56,670 --> 00:03:57,720
‫اعلی‌حضرت.

52
00:03:57,720 --> 00:03:59,240
‫الان دارم فکر می‌کنم.

53
00:03:59,240 --> 00:04:01,660
‫نـ ـ نه، راستش...

54
00:04:02,630 --> 00:04:04,970
‫مارها محاصره‌مون کردن!

55
00:04:05,610 --> 00:04:07,070
‫خودم دارم می‌بینم.

56
00:04:09,560 --> 00:04:11,630
‫زهردار نیستن، پس چیزیمون نمی‌شه.

57
00:04:14,390 --> 00:04:16,940
‫این حتماً اولین چالشه.

58
00:04:17,370 --> 00:04:22,690
‫این یه نظریه ریاضیه که حدود صد سال پیش
‫ تو یه کشور کوچیک شرقی مطالعه شده.

59
00:04:22,690 --> 00:04:25,570
‫به‌عنوان یه معمای غیرممکن معروف بود.

60
00:04:25,920 --> 00:04:27,560
‫قابل حل نیست؟!

61
00:04:27,560 --> 00:04:28,620
‫یه زمانی آره.

62
00:04:29,260 --> 00:04:31,220
‫حدود ده سال پیش حلش کردن.

63
00:04:40,080 --> 00:04:42,730
‫که اینطور. پس قضیه‌ش اینطوری بود.

64
00:04:42,730 --> 00:04:44,700
‫مطمئنید نمی‌خواید برگردید؟

65
00:04:44,700 --> 00:04:46,770
‫معلومه که نمی‌خوام. تازه داره جالب می‌شه.

66
00:04:52,430 --> 00:04:55,490
‫مثل اینکه بعد مدت‌ها 
‫اولین چالشگرهامونو داریم، ارباب.

67
00:04:56,140 --> 00:04:57,760
‫کم پیش میاد.

68
00:04:57,760 --> 00:05:01,070
‫مطمئن بودم همه یادشون رفته این برج وجود داره.

69
00:05:01,960 --> 00:05:04,050
‫همین یک ماه پیش یکی دیگه اومده بود.

70
00:05:04,050 --> 00:05:07,650
‫بعد از اینکه نتونست معمای اول رو 
‫حل کنه، وقتش تموم شد.

71
00:05:07,990 --> 00:05:09,190
‫آره راستی.

72
00:05:09,850 --> 00:05:13,810
‫این چالشگرها دارن به‌تدریج
‫ راه‌شونو به بالای برج باز می‌کنن.

73
00:05:13,810 --> 00:05:15,730
‫مایلید بهشون نظارت کنید؟

74
00:05:15,730 --> 00:05:17,130
‫نمی‌رم.

75
00:05:17,130 --> 00:05:19,490
‫می‌تونم صبر کنم تا به بالا برسن.

76
00:05:20,010 --> 00:05:21,210
‫هرطور مایلید.

77
00:05:21,210 --> 00:05:23,260
‫برو، لیتولا.

78
00:05:23,260 --> 00:05:26,290
‫خودت می‌دونی وقتی شکست خوردن چیکار کنی.

79
00:05:27,090 --> 00:05:28,460
‫بسیار خب.

80
00:05:30,390 --> 00:05:33,260
‫شاید الان به‌تدریج پیشرفت کنن،

81
00:05:33,260 --> 00:05:37,640
‫ولی اکثرشون نمی‌تونن
‫ از اولین جانور محافظ هم رد بشن.

82
00:05:40,530 --> 00:05:43,620
‫به‌طرز عجیبی رنگش پریده بود، 
‫ولی انگار واقعی نبوده.

83
00:05:44,090 --> 00:05:46,300
‫حتماً یه جانور محافظه که
‫ با جادو حرکت می‌کرده.

84
00:05:46,300 --> 00:05:48,870
‫اگه یه شیر واقعی انقدر بزرگ باشه سکته می‌کنم.

85
00:05:48,870 --> 00:05:51,390
‫ولی این نترس بودن شما هم ترسناکه!

86
00:05:51,390 --> 00:05:53,320
‫دست‌گرمی خوبی بود.

87
00:05:54,910 --> 00:05:56,290
‫به‌نظرت اگه بیفتم می‌میرم؟

88
00:05:56,740 --> 00:05:59,220
‫آه! لطفاً انقدر به لبه نزدیک نشید!

89
00:05:59,220 --> 00:06:01,450
‫بهتر بود همون پایین منتظر می‌موندی.

90
00:06:01,860 --> 00:06:04,430
‫نمی‌تونم بذارم اینجا تنها بمیرید، اعلی‌حضرت!

91
00:06:04,430 --> 00:06:05,850
‫کی قراره بمیره؟

92
00:06:08,730 --> 00:06:10,290
‫تا الان چقدر راه اومدیم؟

93
00:06:11,100 --> 00:06:13,730
‫باید حداقل به نصف راه رسیده باشیم.

94
00:06:14,680 --> 00:06:18,060
‫آخرین نفری که موفق شد، 
‫پدر پدربزرگم بوده، درسته؟

95
00:06:18,060 --> 00:06:21,230
‫بله، حدود هفتاد سال پیش.

96
00:06:22,020 --> 00:06:24,080
‫اون زمان، ده نفر سعی کردن ازش بالا برن،

97
00:06:24,080 --> 00:06:28,530
‫ولی فقط پادشاه رگیوس تونست به بالا برسه
‫ که اون زمان حکومت می کرد.

98
00:06:29,540 --> 00:06:30,540
‫که اینطور.

99
00:06:31,070 --> 00:06:33,210
‫تا الان که بگی نگی آسون بوده.

100
00:06:33,480 --> 00:06:34,900
‫واقعاً بهتره برگردیم!

101
00:06:34,900 --> 00:06:36,270
‫خودت تنها برگرد.

102
00:06:36,270 --> 00:06:37,680
‫نه که کمکی می‌کنی.

103
00:06:37,680 --> 00:06:39,900
‫بیاید باهم برگردیم!

104
00:06:41,430 --> 00:06:42,620
‫اعلی‌حضرت!

105
00:06:42,620 --> 00:06:44,070
‫گوشتون با منه؟

106
00:06:53,540 --> 00:06:55,210
‫اونا بدون شک زنده می‌شنا!

107
00:06:55,210 --> 00:06:56,220
‫بیاید برگردیم!

108
00:06:56,220 --> 00:06:58,440
‫همین بیرون وایسا، جدی می‌گم.

109
00:07:05,420 --> 00:07:06,350
‫اوخ.

110
00:07:18,700 --> 00:07:22,960
‫ارباب، چالشگرها به اتاق مجسمه سنگی رسیدن.

111
00:07:22,960 --> 00:07:25,290
‫واقعاً کم‌نظیره. چند نفرن؟

112
00:07:25,930 --> 00:07:27,020
‫دو نفر.

113
00:07:27,020 --> 00:07:29,060
‫نه، در عمل فقط یک نفر.

114
00:07:29,490 --> 00:07:30,500
‫یک نفر...

115
00:07:31,850 --> 00:07:35,330
‫داشتم چایی براشون درست می‌کردم،
‫ولی انگار قراره سرد بشه.

116
00:07:35,970 --> 00:07:39,140
‫شاید بهتره به‌خاطر تلاش‌هاشون
‫ جایزه‌ای چیزی بدیم؟

117
00:07:39,140 --> 00:07:41,110
‫به‌نظر میاد به‌راحتی بتونن ازش عبور کنن.

118
00:07:41,410 --> 00:07:42,090
‫چی؟

119
00:07:49,060 --> 00:07:50,750
‫این‌یکی واقعاً بدقلق بود.

120
00:07:51,410 --> 00:07:53,160
‫خوشحالم آسیب ندیدید.

121
00:07:53,510 --> 00:07:55,610
‫اگه یه ضربه می‌خوردم،
‫چیزی بدتر از فقط آسیب می‌بود.

122
00:07:56,850 --> 00:07:57,580
‫بیا بریم.

123
00:07:57,580 --> 00:07:58,450
‫چشم.

124
00:07:59,400 --> 00:07:59,980
‫چه‌خبره؟!

125
00:07:59,980 --> 00:08:00,700
‫اعلی‌حضرت!

126
00:08:01,410 --> 00:08:02,510
‫بجنب، لازار!

127
00:08:03,720 --> 00:08:05,490
‫اعلی‌حضرت...

128
00:08:06,930 --> 00:08:07,510
‫همونجا وایسا!

129
00:08:07,510 --> 00:08:08,470
‫نباید بیاید!

130
00:08:10,090 --> 00:08:10,980
‫اعلی‌حضرت.

131
00:08:11,810 --> 00:08:13,380
‫لطفاً جلوتر برید.

132
00:08:13,700 --> 00:08:14,610
‫احمق نباش!

133
00:08:14,610 --> 00:08:15,450
‫میفتی!

134
00:08:15,450 --> 00:08:17,580
‫نه، چیزیم نمی‌شه.

135
00:08:17,580 --> 00:08:22,320
‫معذرت می‌خوام، ولی بدون شما برمی‌گردم.

136
00:08:25,340 --> 00:08:26,220
‫اعلی‌حضرت!

137
00:08:26,500 --> 00:08:27,980
‫لطفاً شما برید.

138
00:08:27,980 --> 00:08:32,700
‫به‌شدت منتظر روزی که پادشاه بشید می‌مونم.

139
00:08:32,980 --> 00:08:34,170
‫وایسا، لازار!

140
00:08:34,170 --> 00:08:35,230
‫لازار!

141
00:09:14,240 --> 00:09:15,260
‫خوش اومدید.

142
00:09:16,050 --> 00:09:17,650
‫کمی چای آماده کردم.

143
00:09:22,680 --> 00:09:24,120
‫لطفاً بفرمایید بشینید.

144
00:09:27,130 --> 00:09:28,130
‫از دیدنتون خوشوقتم.

145
00:09:28,480 --> 00:09:30,730
‫اسم من تیناشا هستش.

146
00:09:30,730 --> 00:09:34,840
‫البته تعداد افرادی که
‫به اسم صدام می‌زنن زیاد نیستن.

147
00:09:34,840 --> 00:09:35,840
‫تو ساحره‌ای؟

148
00:09:36,770 --> 00:09:38,030
‫اینطوری که به‌نظرم نمیای.

149
00:09:38,470 --> 00:09:41,210
‫جاهلانه‌ست که ظاهر
‫ یه ساحره رو زیرسؤال ببرید.

150
00:09:42,440 --> 00:09:44,710
‫هم‌سفرتون پایین برج خوابیده.

151
00:09:45,370 --> 00:09:46,820
‫مجروح نشده.

152
00:09:47,190 --> 00:09:48,240
‫که اینطور.

153
00:09:58,310 --> 00:10:00,870
‫با استفاده از جادو ظاهرتو عوض کردی؟

154
00:10:01,380 --> 00:10:03,650
‫واقعاً سؤال‌های گستاخانه‌ای می‌پرسید.

155
00:10:03,650 --> 00:10:04,570
‫این همش طبیعیه.

156
00:10:04,880 --> 00:10:08,040
‫شنیدم صدها سال زندگی کردی،
‫ولی هیچ چین و چروکی نداری.

157
00:10:08,360 --> 00:10:10,660
‫ما چندین برابر انسان‌ها زندگی می‌کنیم.

158
00:10:10,660 --> 00:10:13,240
‫به سادگی می‌شه گفت بدنم عمر نمی‌کنه.

159
00:10:13,800 --> 00:10:14,900
‫خب؟

160
00:10:14,900 --> 00:10:17,470
‫حالا نوبت شما برای صحبت‌کردن نیست؟

161
00:10:18,470 --> 00:10:22,510
‫شما اولین نفری هستین که
‫ عملاً تنهایی به بالای این برج رسیده.

162
00:10:23,070 --> 00:10:25,190
‫لطفاً حداقل اسم خودتونو بهم بگید.

163
00:10:25,190 --> 00:10:26,410
‫متأسفم.

164
00:10:26,810 --> 00:10:31,130
‫من اسکار لیث اینکراتوس لوز فارساس هستم.

165
00:10:31,130 --> 00:10:32,360
‫فارساس؟

166
00:10:32,690 --> 00:10:34,300
‫از خانواده سلطنتی فارساس؟

167
00:10:34,630 --> 00:10:36,770
‫ولیعهد پادشاه هستم.

168
00:10:36,770 --> 00:10:38,530
‫از نوادگان رگیوس؟

169
00:10:38,530 --> 00:10:39,740
‫نوه‌ی پسرش هستم.

170
00:10:39,980 --> 00:10:42,040
‫چــــی؟!

171
00:10:42,040 --> 00:10:44,310
‫حالا که می‌بینم صورتت شبیهه.

172
00:10:44,620 --> 00:10:45,550
‫شاید؟

173
00:10:46,240 --> 00:10:49,880
‫البته رگیوس صورت مهربون‌تری داشت.

174
00:10:50,190 --> 00:10:52,350
‫شرمنده انقدر سنگدل به‌نظر میام.

175
00:10:56,680 --> 00:10:57,920
‫متأسفم.

176
00:10:58,240 --> 00:11:01,190
‫ولی خب، مردونه‌تر از اون به‌نظر میای.

177
00:11:01,670 --> 00:11:03,490
‫رگ یه‌کم زیادی پاک بود،

178
00:11:04,220 --> 00:11:06,860
‫و جنبه‌ی بچگونه‌ای هم تو خودش داشت.

179
00:11:10,640 --> 00:11:13,800
‫تو اینجا تنها زندگی می‌کنی؟

180
00:11:13,800 --> 00:11:15,870
‫آشنا: شیطانی که به ساحره خدمت و از او پیروی می‌کنه.

181
00:11:13,800 --> 00:11:15,870
‫یه آشنا همراهم دارم.

182
00:11:15,870 --> 00:11:16,610
‫لیتولا.

183
00:11:18,040 --> 00:11:20,060
‫از آشنایی با شما خوشحالم.

184
00:11:20,060 --> 00:11:21,810
‫اسم بنده لیتولا هستش.

185
00:11:22,240 --> 00:11:25,820
‫همراهتون به‌خاطر افسونم به خواب عمیق رفته.

186
00:11:26,240 --> 00:11:27,690
‫آه، زحمتت شد.

187
00:11:29,520 --> 00:11:33,190
‫چالشگرهایی که هیچ‌وقت برنگردن چی می‌شن؟

188
00:11:33,190 --> 00:11:35,810
‫توی یه قبر بزرگ یا همچین چیزی دفن می‌شن؟

189
00:11:35,810 --> 00:11:39,360
‫می‌شه اینو پیش نکشی که 
‫من کنار یه قبرستون زندگی می‌کنم؟

190
00:11:39,800 --> 00:11:44,440
‫نمی‌خوام عاقبتم کنار اون جسدهای توی برج باشه،
‫برای همین مطمئن می‌شم کسی نمیره.

191
00:11:44,720 --> 00:11:47,800
‫یه‌ضربه از اون مجسمه‌های سنگی کشنده‌ست.

192
00:11:47,800 --> 00:11:51,990
‫لحظه‌ای که ضربه‌ای مرگبار زده بشه،
‫به زیرزمین فرستاده می‌شی.

193
00:11:52,700 --> 00:11:56,060
‫کسانی که شکست می‌خورن
‫خاطراتشون یه‌مقدار دستکاری می‌شه

194
00:11:56,060 --> 00:11:58,850
‫و به گوشه‌کنارهایی از سرزمین فرستاده می‌شن.

195
00:11:59,310 --> 00:12:02,780
‫خیلیاشون فقط اونجان تا 
‫خودشونو ثابت، یا شهرت کسب کنن.

196
00:12:03,230 --> 00:12:06,610
‫پس گمونم به‌اندازه کافی تقاص منصفانه‌ای باشه.

197
00:12:07,330 --> 00:12:12,360
‫اما ارباب برای چالشگرهایی که به‌خاطر 
‫درمان بیماری فرزندشون یا چنین چیزی اومدن

198
00:12:12,720 --> 00:12:15,170
‫به‌قدری بامحبت هستن که کاری انجام بدن.

199
00:12:15,170 --> 00:12:17,190
‫لازم نیست اینو بهش بگی!

200
00:12:22,330 --> 00:12:23,710
‫تو واقعاً خیلی مرموزی.

201
00:12:24,140 --> 00:12:25,690
‫دوست‌دارم همینطوری باشم.

202
00:12:26,990 --> 00:12:28,880
‫هیچ‌وقت نمی‌ری پایین به شهر؟

203
00:12:29,300 --> 00:12:32,580
‫شنیدم ساحره‌های دیگه هر چندوقت یه‌بار
‫ خودشونو به آدما نشون می‌دن.

204
00:12:33,070 --> 00:12:36,200
‫نمی‌خوام زیاد توی زندگی انسان‌ها دخالت کنم.

205
00:12:36,600 --> 00:12:40,330
‫قدرت‌هام چیزی نیستن که بی‌دلیل استفاده بشن.

206
00:12:40,830 --> 00:12:42,120
‫که اینطور.

207
00:12:42,530 --> 00:12:46,730
‫فقط اگه ساحره‌ی سکوت هم 
‫چنین فکری می‌کرد خوب بود.

208
00:12:47,530 --> 00:12:51,810
‫این به دلیل اینجا اومدنت مرتبطه؟

209
00:12:52,460 --> 00:12:55,210
‫من توسط ساحره‌ی سکوت نفرین شدم.

210
00:12:57,440 --> 00:13:01,450
‫دیگه هیچ‌گاه جانشینی نخواهی داشت.

211
00:13:02,160 --> 00:13:04,180
‫برای اون پسرت هم صدق می‌کنه.

212
00:13:06,420 --> 00:13:10,440
‫خون شما درون هر رحمی نابود خواهد شد.

213
00:13:11,260 --> 00:13:15,710
‫خاندان فارساس با شما از بین می‌ره.

214
00:13:18,260 --> 00:13:21,230
‫چرا باید همچین نفرینی روت بذاره؟

215
00:13:21,650 --> 00:13:26,060
‫پدرم نمی‌خواد درموردش حرف بزنه،
‫برای همین هیچ‌وقت مستقیم دلیلشو نپرسیدم.

216
00:13:26,540 --> 00:13:30,070
‫ظاهراً به مادرم که بلافاصله 
‫بعد تولدم فوت کرده مرتبطه.

217
00:13:30,830 --> 00:13:32,310
‫که اینطور.

218
00:13:32,720 --> 00:13:36,310
‫خب البته خودمم تلاش کردم
‫ راهی برای شکستن نفرین پیدا کنم،

219
00:13:36,310 --> 00:13:37,650
‫ولی هرچقدر می‌خوندم

220
00:13:37,650 --> 00:13:40,700
‫یا خرابه‌های بازرسی‌شده که 
‫امیدوار کننده بودن رو گشتم،

221
00:13:40,700 --> 00:13:43,720
‫نتونستم حتی یدونه سرنخ 
‫برای خلاص شدن از این نفرین پیدا کنم.

222
00:13:47,480 --> 00:13:48,890
‫از همین رو، اینجا اومدم.

223
00:13:50,650 --> 00:13:52,700
‫قبل اینکه موشکافیش کنیم،

224
00:13:52,700 --> 00:13:56,030
‫باید هیچ نفرینی نیست که 
‫در وهله‌ی اول کاملاً‌ برداشته بشه.

225
00:13:57,400 --> 00:14:02,640
‫چیزی که ما بهش می‌گیم جادو 
‫توسط مجموعه‌ای از قوانین، سازماندهی و اجرا می‌شه.

226
00:14:02,640 --> 00:14:05,090
‫با این‌حال نفرین‌ها قانونی رو دنبال نمی‌کنن.

227
00:14:05,090 --> 00:14:07,990
‫وقتی کلمات دلخواه رو با معنی‌ای که
‫ خودت تعیین کردی، وصف می‌کنی،

228
00:14:07,990 --> 00:14:10,280
‫به‌همراه یه‌مقدار قدرت جادویی،
‫یه نفرین به‌وجود میاری.

229
00:14:10,720 --> 00:14:13,980
‫و خب منطقاً اینکه چه کسی اجراش کرده هم بستگی داره.

230
00:14:13,980 --> 00:14:15,400
‫ولی توی مواقع خاص،

231
00:14:15,400 --> 00:14:18,490
‫اگه کلید شکستن نفرین 
‫در زمان اجرای افسون تعیین نشده باشه،

232
00:14:18,490 --> 00:14:20,110
‫حتی خود افسونگر هم قادر برداشتنش نیستن.

233
00:14:20,640 --> 00:14:21,690
‫نمی‌تونن برش دارن؟

234
00:14:21,950 --> 00:14:23,100
‫بله،‌ نمی‌تونن.

235
00:14:23,100 --> 00:14:27,830
‫ولی درعوضش، اون نفرین‌ها 
‫قدرت مهیبی در خودشون ندارن.

236
00:14:28,420 --> 00:14:33,610
‫مستقیماً‌ نمی‌تونن آدم‌ها بکشن،
‫و فقط از راه‌های غیرمستقیم می‌تونن پیش برن.

237
00:14:33,960 --> 00:14:37,370
‫ولی این نفرین مشخصه که قویه.

238
00:14:37,630 --> 00:14:38,510
‫درسته.

239
00:14:38,510 --> 00:14:41,630
‫نفرینی که داری فراتر چیزیه که توصیف کردم.

240
00:14:41,630 --> 00:14:45,030
‫برای اینه که چیزی که گریبان‌گیرت شده یه نفرین نیست،

241
00:14:45,030 --> 00:14:47,930
‫بلکه می‌شه گفت نوع دیگه‌ای از یه‌جور نعمته.

242
00:14:48,820 --> 00:14:49,520
‫ها؟

243
00:14:51,960 --> 00:14:53,080
‫این چیه؟

244
00:14:53,080 --> 00:14:56,920
‫قسمتی از نعمت که روت اجرا شده رو قابل دیدن کردم.

245
00:14:57,390 --> 00:15:01,860
‫به‌طور اساسی نعمت‌ها
‫ به همون صورتِ نفرین‌ها اجرا می‌شن.

246
00:15:01,860 --> 00:15:03,730
‫ولی جهت قدرتشون متفاوتن.

247
00:15:04,330 --> 00:15:07,050
‫انرژی‌ای که از قبل وجود داره رو پررنگ‌تر می‌کنن.

248
00:15:07,430 --> 00:15:12,810
‫برای همینم هست که نعمت‌ها می‌تونن
‫ با توجه به مهارت افسونگر نسبتاً قدرتمند باشن.

249
00:15:13,990 --> 00:15:17,420
‫چیزی که روی تو اجرا شده این ایده رو نقض می‌کنه،

250
00:15:17,420 --> 00:15:22,380
‫و سعی بر این داره که از هر فرزند متولدنشده‌ای
‫ با نیرویی بسیار قوی محافظت کنه.

251
00:15:22,800 --> 00:15:24,860
‫برای یک مادر معمولی قابل تحمل نیست.

252
00:15:25,820 --> 00:15:30,330
‫اگه اون نعمت قابل بررسی باشه،
‫می‌تونی با استفاده از جادو خفیف‌ترش کنی.

253
00:15:30,670 --> 00:15:33,640
‫ولی اینجا حدود بیست لایه به‌هم تنیده شدن.

254
00:15:35,090 --> 00:15:37,500
‫واقعاً که ساحره‌ی سکوت فرد قدرتمندیه.

255
00:15:37,930 --> 00:15:39,920
‫واقعاً‌ خیلی متأسفم.

256
00:15:40,440 --> 00:15:43,360
‫پس داری می‌گی... نمی‌تونی باطلش کنی؟

257
00:15:45,970 --> 00:15:46,960
‫اوی.

258
00:15:47,680 --> 00:15:48,880
‫خـ ـ خب دیگه...

259
00:15:49,380 --> 00:15:52,550
‫تمام این راهو اومدی،
‫ پس نمی‌تونم دست‌خالی بفرستمت بری.

260
00:15:53,270 --> 00:15:55,790
‫این تمام کاریه که می‌تونم بکنم.

261
00:15:55,790 --> 00:15:57,620
‫پس یعنی راهی هست؟

262
00:15:57,620 --> 00:15:59,580
‫یه جواب ساده اینجاست.

263
00:16:00,680 --> 00:16:05,300
‫فقط لازمه زنی رو پیدا کنی که 
‫بتونه قدرت حفاظتیِ بچه رو تحمل کنه.

264
00:16:06,010 --> 00:16:08,070
‫اصلاً‌ همچین زنی وجود داره؟

265
00:16:08,070 --> 00:16:11,550
‫مطمئناً باید توی سرزمین حداقل یکی یا دوتا باشن.

266
00:16:12,040 --> 00:16:15,380
‫با توجه به قدرت جادویی و
‫ مقاومت جادویی دنبال یکی می‌گردم.

267
00:16:15,380 --> 00:16:17,270
‫پس لطفاً از بقیه جنبه‌ها چشم‌پوشی کن.

268
00:16:17,270 --> 00:16:20,240
‫اگه مثلاً ازدواج کرده باشه،
‫ یا مسن، یا اصلاً یه بچه باشه چی؟

269
00:16:20,530 --> 00:16:24,260
‫اگه ازدواج کرده باشه از لحاظ اخلاقی کاری برنمیاد،

270
00:16:24,260 --> 00:16:26,320
‫ولی فرد مسن رو می‌شه با جادو یه‌کاریش کرد.

271
00:16:26,840 --> 00:16:30,710
‫اگه هم بچه باشه، می‌تونی بزرگش کنی تا زن ایده‌آلت بشه.

272
00:16:30,710 --> 00:16:34,230
‫توی ازدواج اشراف‌ها اختلاف سنی بیست سال هم می‌بینی.

273
00:16:39,250 --> 00:16:42,470
‫بگذریم، یکی رو پیدا می‌کنم، پس اخماتو باز کن.

274
00:16:42,470 --> 00:16:43,930
‫بگذریم؟

275
00:16:45,340 --> 00:16:46,670
‫اوی.

276
00:16:51,080 --> 00:16:52,190
‫تیناشا.

277
00:16:52,190 --> 00:16:53,240
‫ترسوندیم.

278
00:16:53,490 --> 00:16:55,100
‫چرا با این می‌ترسی؟

279
00:16:55,100 --> 00:16:58,120
‫خب کم پیش میاد کسی با اسم صدام کنه.

280
00:16:58,120 --> 00:16:59,950
‫خودت اسمتو بهم گفتی.

281
00:16:59,950 --> 00:17:01,510
‫معذرت می‌خوام.

282
00:17:01,510 --> 00:17:03,040
‫خب؟ چیه؟

283
00:17:03,040 --> 00:17:03,980
‫آه، چطور بگم...

284
00:17:04,560 --> 00:17:06,000
‫تو باشی چی؟

285
00:17:07,810 --> 00:17:12,010
‫تو می‌تونی قدرت جادوییِ 
‫ساحره‌ی سکوت رو تحمل کنی؟

286
00:17:12,700 --> 00:17:15,130
‫آره، مشکلی با مقابله باهاش ندارم.

287
00:17:16,760 --> 00:17:17,410
‫وایسا.

288
00:17:17,840 --> 00:17:19,540
‫پس تصویب شد.

289
00:17:19,840 --> 00:17:20,470
‫عه؟

290
00:17:21,030 --> 00:17:22,670
‫یه‌لحظه صبر کنین.

291
00:17:24,550 --> 00:17:28,210
‫بهتر از اینه دنبال زنی بگردیم که
‫ ممکنه حتی وجود خارجی نداشته باشه.

292
00:17:28,640 --> 00:17:34,450
‫بیا بگیم آرزوم به‌عنوان قهرمان اینه که
‫ از این برج بیرون بیای و همسرم بشی.

293
00:17:36,620 --> 00:17:39,970
‫بـ ـ به‌هیچ‌وجه نمی‌تونم همچین کاری کنم!

294
00:17:39,970 --> 00:17:42,650
‫مگه نگفتی هرکار بتونی انجام می‌دی؟

295
00:17:42,650 --> 00:17:44,350
‫بالأخره یه حدی هم داره!

296
00:17:44,350 --> 00:17:45,600
‫نمی‌شه، عمراً!

297
00:17:45,600 --> 00:17:47,800
‫ممکنه واقعاً با کسی ازدواج کرده باشی؟

298
00:17:48,120 --> 00:17:49,800
‫سابقه ازدواج ندارم.

299
00:17:49,800 --> 00:17:51,180
‫دوست‌پسر داری؟

300
00:17:51,180 --> 00:17:52,690
‫هیچ‌وقت نداشتم!

301
00:17:52,690 --> 00:17:55,120
‫مگه نگفتی افراد مسن مشکلی ندارن؟

302
00:17:55,120 --> 00:17:59,500
‫شاید پیر باشم، ولی خوشم نمیاد مسن صدام بزنن!

303
00:17:59,500 --> 00:18:01,050
‫وایسا ببینم، مسئله نیست!

304
00:18:01,460 --> 00:18:04,910
‫حتماً دیوونه شدی که می‌خوای
‫ خون ساحره رو وارد خانواده سلطنتی کنی!

305
00:18:04,910 --> 00:18:07,510
‫اعضای مجلس سلطنتی از این ایده خون بالا میارن!

306
00:18:07,510 --> 00:18:09,750
‫البته بدم نمیاد اونم ببینم.

307
00:18:10,570 --> 00:18:13,530
‫نمی‌فهمم منو یاد رگ میندازی یا نه...

308
00:18:13,990 --> 00:18:16,070
‫واقعاً نوبری ها.

309
00:18:16,070 --> 00:18:17,700
‫یه‌ذره بدجنسم.

310
00:18:19,440 --> 00:18:21,340
‫در هرحال، نمی‌شه.

311
00:18:21,340 --> 00:18:25,900
‫اگه همچین آرزویی رو برآورده می‌کردم،
‫تا الان جدّت به حساب میومدم.

312
00:18:28,210 --> 00:18:30,830
‫پدر پدربزرگم شاید بیخیال می‌شد،

313
00:18:30,830 --> 00:18:34,110
‫ولی من خودمم، پس هیچ ربطی بهم نداره.

314
00:18:34,390 --> 00:18:35,890
‫چی داری می‌گی؟

315
00:18:35,890 --> 00:18:36,840
‫هیچ‌کدوم نمی‌شه!

316
00:18:36,840 --> 00:18:37,780
‫استثنایی هم نیست!

317
00:18:37,780 --> 00:18:41,200
‫هفتاد سال گذشته، 
‫و هنوز هیچ استثنایی قائل نمی‌شی؟

318
00:18:41,200 --> 00:18:43,050
‫یه‌مقدار بیشتر باهام راه بیا.

319
00:18:43,050 --> 00:18:45,520
‫با چونه‌زدن چیزی عوض نمی‌شه!

320
00:18:45,870 --> 00:18:47,680
‫اگه نمی‌خوای به حرفم گوش کنی،

321
00:18:47,680 --> 00:18:49,730
‫خاطراتتو عوض می‌کنم و برت می‌گردونم قصر!

322
00:18:49,730 --> 00:18:52,300
‫این حرفت یه‌کم زیاده‌روی نیست؟

323
00:18:52,300 --> 00:18:54,260
‫اینو من باید بگم.

324
00:18:54,530 --> 00:18:56,230
‫هوی، کاری نکن باهات بجنگم.

325
00:18:58,510 --> 00:19:00,440
‫شمشیر سلطنتی آکاشیا...

326
00:19:00,440 --> 00:19:04,480
‫اون تنها شمشیر تو دنیاست 
‫که مقاومت کامل جادویی داره.

327
00:19:04,970 --> 00:19:07,400
‫چرا باهاش همه‌جا می‌ری؟

328
00:19:07,400 --> 00:19:09,110
‫مگه گنجینه سلطنتی نیست؟

329
00:19:09,360 --> 00:19:12,320
‫وسیله‌هایی مثل این،
‫ بهترین کاربرد رو در عمل دارن.

330
00:19:13,820 --> 00:19:17,760
‫آه، این شمشیر بدترین دشمنته، نه؟

331
00:19:21,870 --> 00:19:24,160
‫بیا با یه‌ذره صحبت بیشتر حلش کنیم.

332
00:19:24,190 --> 00:19:25,630
‫موافقم.

333
00:19:25,630 --> 00:19:26,710
‫آروم باش.

334
00:19:28,220 --> 00:19:31,570
‫تو واقعاً به‌طرز غیرمعمولی لجبازی.

335
00:19:31,570 --> 00:19:33,500
‫بیخیال شو و کوتاه بیا.

336
00:19:33,840 --> 00:19:35,970
‫به خودتم می‌تونم همینو بگم.

337
00:19:39,680 --> 00:19:45,310
‫راستی، شنیدم هفتاد سال پیش
‫ یه‌مدت توی قصر فارساس زندگی می‌کردی.

338
00:19:45,310 --> 00:19:47,570
‫فقط برای شش ماه بود.

339
00:19:47,570 --> 00:19:50,420
‫آموزش جادو، پرورش گل، و این‌چیزا بود.

340
00:19:50,740 --> 00:19:52,460
‫می‌شه گفت دوران خوبی بود.

341
00:19:53,580 --> 00:19:56,150
‫این آرزوی پدر پدربزرگم بود؟

342
00:19:56,150 --> 00:19:56,860
‫نه.

343
00:19:59,920 --> 00:20:01,800
‫پس این چطوره؟

344
00:20:03,090 --> 00:20:04,160
‫یک سال.

345
00:20:04,760 --> 00:20:08,670
‫برای یک سال از اینجا بیرون بیا
‫و با من توی فارساس زندگی کن.

346
00:20:08,960 --> 00:20:11,880
‫این درخواست من به‌عنوان قهرمانه.

347
00:20:12,270 --> 00:20:14,110
‫درخواستمو قبول می‌کنی؟

348
00:20:20,790 --> 00:20:22,040
‫متوجه شدم.

349
00:20:22,480 --> 00:20:26,960
‫پس این برج رو ترک می‌کنم تا محافظ تو باشم.

350
00:20:28,620 --> 00:20:29,660
‫اعلی‌حضرت.

351
00:20:30,030 --> 00:20:31,430
‫واقعاً باید بیخیال بشیم.

352
00:20:31,430 --> 00:20:32,360
‫لازار.

353
00:20:32,880 --> 00:20:34,830
‫لازار! بیدار شو، لازار!

354
00:20:36,160 --> 00:20:37,330
‫بله!

355
00:20:37,330 --> 00:20:39,170
‫ها؟ اعلی‌حضرت؟

356
00:20:41,390 --> 00:20:42,350
‫دیگه شب شده...

357
00:20:42,350 --> 00:20:43,540
‫بجنب، برمی‌گردیم خونه.

358
00:20:43,950 --> 00:20:46,240
‫مشکلی ندارید که برگردیم؟

359
00:20:46,270 --> 00:20:48,700
‫مشکلی نیست، اینجا کارم تموم شده.

360
00:20:50,570 --> 00:20:53,140
‫اعلی‌حضرت، اون زن کیه؟

361
00:20:53,140 --> 00:20:54,640
‫شاگردِ ساحره‌ست.

362
00:20:54,640 --> 00:20:58,460
‫توی قصر می‌مونه تا کمک کنه
‫ نفرین رو باطل کنم.

363
00:20:58,460 --> 00:20:59,820
‫منو تیناشا صدا بزنید.

364
00:21:00,490 --> 00:21:02,530
‫مـ ـ منم لازار هستم!

365
00:21:03,950 --> 00:21:05,870
‫ساحره هم دیدید؟

366
00:21:05,870 --> 00:21:07,390
‫آره، دیدمش.

367
00:21:07,390 --> 00:21:09,190
‫زنده‌زنده نخوردتون؟

368
00:21:11,270 --> 00:21:13,000
‫هوس مردن کردی ها.

369
00:21:19,750 --> 00:21:21,780
‫خب، واقعاً زن جالبی بود.

370
00:21:24,210 --> 00:21:25,550
‫آه، اعلی‌حضرت.

371
00:21:25,550 --> 00:21:27,030
‫منتظر منم بمونید!

372
00:21:33,060 --> 00:21:34,370
‫جادو، ها؟

373
00:21:34,370 --> 00:21:35,260
‫زیرکانه‌ست.

374
00:21:35,520 --> 00:21:37,570
‫هرموقع بخواید می‌تونم ازش استفاده کنم.

375
00:21:37,570 --> 00:21:40,730
‫اگه خواستید چیزی رو بسوزونید خبرم کنید.

376
00:21:42,460 --> 00:21:43,680
‫بهش نیازی نیست.

377
00:21:43,680 --> 00:21:45,940
‫فقط کافیه کنار من بمونی.

378
00:21:47,880 --> 00:21:48,840
‫تیناشا.

379
00:21:50,080 --> 00:21:51,920
‫اگه تو این مدت نظرت عوض شد،

380
00:21:51,920 --> 00:21:53,940
‫همیشه می‌تونی توی فارساس خونه‌تو بسازی.

381
00:21:56,810 --> 00:21:58,550
‫همچین اتفاقی نمیفته.

382
00:23:35,480 --> 00:23:40,020
‫~ گذشته باری دیگر تداعی شد  ~

383
00:23:40,020 --> 00:23:43,020
‫

