﻿1
00:22:01,490 --> 00:22:04,490
{\be1}‫

2
00:00:09,770 --> 00:00:13,450
‫الان برای استفاده از جادو
‫ به قدرت خیلی بیشتری نیاز دارم.

3
00:00:13,450 --> 00:00:17,660
‫الان به‌نظر فرصت خوبیه تا 
‫ساختار جادویی‌مو به‌روز کنم.

4
00:00:18,110 --> 00:00:19,760
‫عروسی‌مون بهتره چه زمانی باشه؟

5
00:00:19,760 --> 00:00:22,080
‫وقتی باهم پیمان ازدواج ببندیم،

6
00:00:22,080 --> 00:00:24,450
‫اختیارات خانواده سلطنتی فارساس رو دریافت می‌کنی...

7
00:00:27,270 --> 00:00:28,700
‫اون قیافه واسه چیه؟

8
00:00:28,700 --> 00:00:33,020
‫خـ ـ خب، درمورد ازدواج مطمئن نیستم...

9
00:00:33,020 --> 00:00:34,050
‫چیزی گفتی؟

10
00:00:34,050 --> 00:00:35,130
‫آخ!

11
00:00:36,790 --> 00:00:40,350
‫مشکلی ندارم که فقط معشوقه‌ت باشم.

12
00:00:40,650 --> 00:00:43,310
‫من قصد ندارم تو رو مخفی نگه دارم.

13
00:00:44,050 --> 00:00:48,510
‫اینکه چی آشکاره و چی مخفیه صرفاً به دیدگاه مربوطه.

14
00:01:04,670 --> 00:01:13,640
‫HADAD

15
00:01:04,670 --> 00:01:13,640
‫

16
00:02:22,160 --> 00:02:27,000
‫~ فرزندان لوح توخالی ~

17
00:02:28,730 --> 00:02:29,960
‫که اینطور.

18
00:02:29,960 --> 00:02:33,920
‫جشنواره سال نو توی معبد شرقی برگزار می‌شه؟

19
00:02:34,220 --> 00:02:35,060
‫آره.

20
00:02:35,060 --> 00:02:38,880
‫یه رسمه که سوار بر اسب، 
‫خودمو به عموم مردم نشون می‌دم.

21
00:02:40,590 --> 00:02:43,850
‫این‌کار نگهبان‌های زیادی می‌طلبه.

22
00:02:44,810 --> 00:02:46,430
‫چی شده، لیتولا؟

23
00:02:49,590 --> 00:02:51,850
‫توی برج یه بازدیدکننده داریم.

24
00:02:51,850 --> 00:02:53,500
‫مگه بسته نیست؟

25
00:02:53,930 --> 00:02:55,820
‫ممکنه درست باشه،

26
00:02:56,120 --> 00:02:58,940
‫گرچه، بازدیدکننده‌ها پنج پسر زیر ده سال هستن.

27
00:02:58,940 --> 00:03:02,530
‫طبق صحبت‌هاشون، به‌نظر میاد
‫ داخل شهرِ قصر فارساس زندگی می‌کنن.

28
00:03:03,130 --> 00:03:05,760
‫بازش کن دیگه، بزدل!

29
00:03:05,760 --> 00:03:08,450
‫خب، آخه...

30
00:03:08,450 --> 00:03:10,700
‫انقدر ترسو نباش، سایه.

31
00:03:13,810 --> 00:03:14,540
‫هی!

32
00:03:15,270 --> 00:03:17,840
‫برای چی این‌همه راه اومدین اینجا؟

33
00:03:21,250 --> 00:03:22,680
‫تو از کجا پیدات شد؟!

34
00:03:22,680 --> 00:03:24,640
‫با ساحره چیکار دارین؟

35
00:03:24,640 --> 00:03:26,220
‫خب...

36
00:03:26,220 --> 00:03:30,060
‫سایه می‌گه توی شمال، به‌جای آب داره یخ می‌باره.

37
00:03:30,060 --> 00:03:31,080
‫حتماً دروغ می‌گه.

38
00:03:31,080 --> 00:03:32,860
‫عمراً درست باشه.

39
00:03:32,860 --> 00:03:35,190
‫پس ما گفتیم بیاد از ساحره بپرسه.

40
00:03:35,190 --> 00:03:36,420
‫تگرگ...

41
00:03:37,230 --> 00:03:41,150
‫وایسا، نه، برف؟

42
00:03:41,150 --> 00:03:43,110
‫آره، برف!

43
00:03:43,530 --> 00:03:45,200
‫شما درموردش می‌دونین، خانم؟

44
00:03:46,830 --> 00:03:51,040
‫صرفاً جهت اطمینان، 
‫فقط به‌خاطر همین اومدین اینجا؟

45
00:03:51,040 --> 00:03:52,220
‫آره.

46
00:03:56,540 --> 00:03:58,890
‫بدون هیچ بزرگ‌تری این‌همه راهو اومدین اینجا؟

47
00:03:58,890 --> 00:04:01,590
‫اگه وسط راه به ارواح شیطانی
‫ یا راهزن‌ها برمی‌خوردین چی؟

48
00:04:01,590 --> 00:04:03,060
‫ولی بازم...

49
00:04:03,060 --> 00:04:06,430
‫اعلی‌حضرت با رفتن به یه‌عالمه ماجراجویی قوی‌تر شد...

50
00:04:07,020 --> 00:04:08,740
‫از اثرات اون مردکه، ها؟

51
00:04:10,130 --> 00:04:11,380
‫خوب گوش کنین.

52
00:04:11,380 --> 00:04:16,330
‫اعلی‌حضرت به‌خاطر تمرین‌هایی که قبل از رفتن
‫ به ماجراجویی‌ها انجام می‌داد قوی‌تر شده.

53
00:04:17,540 --> 00:04:20,460
‫حالا که متوجه شدین، چطوره برتون گردونم خونه‌تون؟

54
00:04:28,190 --> 00:04:32,330
‫نکنه... تو ساحره‌ای؟

55
00:04:33,770 --> 00:04:34,690
‫کی می‌دونه؟

56
00:04:40,470 --> 00:04:44,890
‫گذاشتن افسون‌های نظارتی برای اون روز،
‫ بهتر از اینه که خودم نظارت کنم.

57
00:04:45,590 --> 00:04:50,390
‫هر اتفاقی که توی محدوده‌ی افسون 
‫رخ بده رو حس می‌کنم.

58
00:04:50,390 --> 00:04:52,220
‫به‌نظر برات سخته.

59
00:04:52,900 --> 00:04:56,190
‫راستی، اون بچه‌هایی که اومدن برج رو یادته؟

60
00:04:56,190 --> 00:04:59,190
‫از هیچی نمی‌ترسیدن،
‫ درست شبیه یکی که خوب می‌شناسم.

61
00:05:04,390 --> 00:05:06,450
‫چرا دلت نمی‌خواد ازدواج کنی؟

62
00:05:07,850 --> 00:05:09,950
‫چی شد یهو اینو می‌پرسی؟

63
00:05:10,460 --> 00:05:11,910
‫دلیلش منم؟

64
00:05:15,690 --> 00:05:19,860
‫اون‌موقع رو یادته که گفتم تو قدرت جادویی داری؟

65
00:05:19,880 --> 00:05:23,710
‫اوه، آره، یادم رفت جزئیاتشو ازت بپرسم.

66
00:05:24,070 --> 00:05:27,170
‫در واقع، تو دارای مقدار زیادی جادو هستی.

67
00:05:27,170 --> 00:05:31,180
‫فکر می‌کنم وقتی بچه بودی
‫ با یه افسون قدرتمند مهروموم شده.

68
00:05:32,740 --> 00:05:38,690
‫اگه من بچه‌تو به‌دنیا بیارم، 
‫بدون شک جادوگر قدرتمندی می‌شه.

69
00:05:38,690 --> 00:05:41,770
‫اگه دختر باشه، احتمالش بالاست که درست از زمان تولد...

70
00:05:43,210 --> 00:05:44,600
‫یه ساحره بشه...

71
00:05:47,110 --> 00:05:48,810
‫اگه پسر باشه چی؟

72
00:05:49,270 --> 00:05:51,950
‫جادوی بسیار زیادی رو به ارث می‌بره.

73
00:05:51,950 --> 00:05:56,450
‫ولی تا وقتی آکاشیا رو در دست داشته باشه،
‫ نمی‌تونه افسونی اجرا کنه.

74
00:05:56,450 --> 00:06:00,540
‫حتماً به‌خاطر همین دلیل بوده که
‫ از سن پایین آکاشیا رو به ارث بردی.

75
00:06:00,540 --> 00:06:04,630
‫یعنی می‌گی پدرم می‌دونست قدرت جادویی دارم؟

76
00:06:04,970 --> 00:06:11,100
‫حدس می‌زنم مادرت یا یکی از نزدیکانش بوده
‫ که جادوت رو مهروموم کرده.

77
00:06:11,360 --> 00:06:12,340
‫که اینطور.

78
00:06:14,970 --> 00:06:19,340
‫فکر می‌کنی تولد با همچین جادوی قوی‌ای چیز بدیه؟

79
00:06:19,910 --> 00:06:21,940
‫نمی‌تونم بگم چیز خوبیه...

80
00:06:23,420 --> 00:06:25,400
‫مخصوصاً برای یکی از اعضای خاندان سلطنتی.

81
00:06:25,990 --> 00:06:28,050
‫ولی منم جادو دارم، مگه نه؟

82
00:06:28,610 --> 00:06:32,100
‫درضمن، خودتم کاندید ملکه بودی.

83
00:06:35,300 --> 00:06:38,150
‫انقدر قاطعانه فکر قدرت رو دور ننداز.

84
00:06:38,150 --> 00:06:42,290
‫قدرتت تا الان آدمای زیادی رو نجات داده، درست نمی‌گم؟

85
00:06:43,300 --> 00:06:46,260
‫زندگی‌های زیادی هم تباه کرده.

86
00:06:46,660 --> 00:06:47,890
‫این برای منم صدق می‌کنه.

87
00:06:48,470 --> 00:06:50,340
‫تصمیم مبارزه همچین عاقبتی داره.

88
00:06:51,450 --> 00:06:57,060
‫می‌تونیم به بچه‌هامون درمورد قدرت‌شون،
‫ و ارزش زندگی‌ها آروم آروم یاد بدیم.

89
00:06:57,930 --> 00:07:00,010
‫از همون اول نباید پسشون بزنی.

90
00:07:00,710 --> 00:07:03,550
‫به بچه‌هامون شانس زندگی بده.

91
00:08:03,850 --> 00:08:04,710
‫معنا پیدا کن.

92
00:08:05,020 --> 00:08:07,220
‫فرمان من تو را احضار و کنترل می‌کند.

93
00:08:07,220 --> 00:08:10,420
‫ای آذرخش، در پیشگاه من پدیدار شو
‫ و از اراده من پیروی نما.

94
00:08:15,010 --> 00:08:16,500
‫قضیه چیه؟

95
00:08:16,950 --> 00:08:18,620
‫یکی داشت تماشامون می‌کرد.

96
00:08:21,180 --> 00:08:22,750
‫فرار کردن.

97
00:08:23,750 --> 00:08:26,440
‫البته که درمورد تو حرف نمی‌زنم.

98
00:08:26,780 --> 00:08:28,650
‫سایه، بیا اینجا.

99
00:08:32,430 --> 00:08:35,660
‫اصلاً به حرف‌هام گوش نکردی؟

100
00:08:37,430 --> 00:08:38,860
‫متأسفم.

101
00:08:40,480 --> 00:08:42,820
‫اعلی‌حضرت، گستاخی‌مو ببخشید.

102
00:08:43,390 --> 00:08:45,080
‫فقط کنجکاو بودم.

103
00:08:45,080 --> 00:08:47,250
‫چهارتای دیگه‌تون هم بیاین بیرون.

104
00:08:48,420 --> 00:08:50,170
‫باهم برگردیم.

105
00:08:57,090 --> 00:08:59,770
‫خانم، از کجا می‌دونستید؟

106
00:08:59,770 --> 00:09:01,770
‫همیشه حواسم جمعه.

107
00:09:01,770 --> 00:09:03,900
‫و متوجه می‌شم وقتی یه‌نفر نزدیک‌مونه.

108
00:09:07,700 --> 00:09:09,770
‫اعلی‌حضرت، زیر بارون نمونید!

109
00:09:10,180 --> 00:09:11,430
‫مشکلی ندارم.

110
00:09:18,390 --> 00:09:20,060
‫تغییرشکل را فرا می‌خوانم.

111
00:09:20,060 --> 00:09:22,700
‫بدون هیچ تغییری نزول نما.

112
00:09:22,700 --> 00:09:25,750
‫بگذار نفس منجمد باعث ایجاد تغییر شود.

113
00:09:30,290 --> 00:09:31,640
‫وای، ببینین!

114
00:09:31,640 --> 00:09:32,750
‫بهتون نگفتم؟

115
00:09:41,770 --> 00:09:43,980
‫پس برف این‌شکلیه.

116
00:09:49,740 --> 00:09:52,850
‫وقتی کنار توئم،
‫ دنیا عجایب زیادی برای نمایش داره.

117
00:09:59,200 --> 00:10:00,780
‫خانم!

118
00:10:05,950 --> 00:10:07,070
‫حالت خوبه؟

119
00:10:09,070 --> 00:10:11,540
‫صرفاً یه‌مقدار استرس‌زا بود.

120
00:10:13,750 --> 00:10:15,860
‫خودم می‌تونم راه برم.

121
00:10:15,860 --> 00:10:17,220
‫بذار یه‌کم لوست کنم.

122
00:10:20,470 --> 00:10:24,130
‫درمورد صحبت‌مون درباره ازدواج...

123
00:10:25,050 --> 00:10:25,700
‫آره.

124
00:10:26,740 --> 00:10:29,630
‫بذار یه‌مقدار دیگه بهش فکر کنم...

125
00:10:30,820 --> 00:10:32,610
‫تا وقتی پیمان‌مون به پایان برسه.

126
00:10:33,530 --> 00:10:34,590
‫باشه.

127
00:10:40,300 --> 00:10:42,240
‫سعی کردم از پدرم بپرسم.

128
00:10:42,830 --> 00:10:44,090
‫درمورد مادرم.

129
00:10:45,780 --> 00:10:50,540
‫گفت بهتره هرکاری دلم می‌خواد انجام بدم،
‫چون خودشم به دلایل خودخواهانه ازدواج کرد.

130
00:10:50,930 --> 00:10:52,390
‫پس که اینطور.

131
00:10:53,320 --> 00:10:56,650
‫خب، خوشحالم که منو به‌دنیا آورده.

132
00:10:56,650 --> 00:10:58,490
‫معنیش اینه که الان تونستم اینجا باشم.

133
00:10:59,910 --> 00:11:01,220
‫حس منم همینه.

134
00:11:05,950 --> 00:11:08,390
‫اون دختر چطور بود؟

135
00:11:08,770 --> 00:11:11,070
‫درست مثل همیشه.

136
00:11:11,070 --> 00:11:14,870
‫ولی افسونش به‌نظر یه‌مقدار متفاوت میومد.

137
00:11:15,360 --> 00:11:18,370
‫ساحره‌ احضارناپذیر

138
00:11:15,360 --> 00:11:18,370
‫لئونورا

139
00:11:16,050 --> 00:11:18,450
‫شاید یه مرد رو به‌دنیا آورده؟

140
00:11:18,450 --> 00:11:21,260
‫وقتی دفعه قبل نزدیک بود بمیره، واقعاً بی‌دقتی کرد.

141
00:11:21,700 --> 00:11:22,730
‫بسیار خب.

142
00:11:22,730 --> 00:11:25,480
‫بیا اگه فرصتش پیش اومد بکشیمش،

143
00:11:25,480 --> 00:11:28,390
‫وقتی این بازی کوچیک به آخرش رسید.

144
00:11:29,950 --> 00:11:31,230
‫هرطور مایلید.

145
00:11:38,280 --> 00:11:39,160
‫اعلی‌حضرت.

146
00:11:39,160 --> 00:11:43,930
‫جرئیات جشن سالگرد تأسیس گاندونا که 
‫دو هفته دیگه‌ست رو دریافت کردیم.

147
00:11:43,930 --> 00:11:45,640
‫ترجیح می‌دم نرم.

148
00:11:45,640 --> 00:11:47,140
‫امکانش نیست.

149
00:11:47,410 --> 00:11:51,730
‫خب، واقعاً نگران مشکلی‌ام که
‫ توی یاردای شرق به‌وجود اومده.

150
00:11:52,690 --> 00:11:54,150
‫گمونم مجبورم برم.

151
00:11:54,530 --> 00:11:56,140
‫معلومه که باید برید.

152
00:11:57,130 --> 00:12:00,190
‫تیناشا رو کنار خودم دارم،
‫ پس نگهبان‌های زیادی لازم نیست.

153
00:12:00,620 --> 00:12:03,200
‫اوه، شاید بهتره پامیرا یا سیلویا رو ببریم.

154
00:12:03,580 --> 00:12:06,410
‫یکی رو لازم داری توی لباس پوشیدن کمکت کنه، نه؟

155
00:12:06,410 --> 00:12:09,140
‫چرا باید برای لباس پوشیدن کمک بخوام؟

156
00:12:09,140 --> 00:12:10,660
‫خودم می‌تونم انجامش بدم.

157
00:12:11,040 --> 00:12:13,120
‫لباس مجلسی رو که تنهایی نمی‌تونی تنت کنی.

158
00:12:13,120 --> 00:12:14,610
‫می‌دونستم.

159
00:12:14,610 --> 00:12:15,700
‫تو انظار عمومی نمیام.

160
00:12:15,700 --> 00:12:17,590
‫فقط برای محافظت از تو اونجام.

161
00:12:17,920 --> 00:12:19,130
‫ولی...

162
00:12:19,130 --> 00:12:22,800
‫تیناشا-ساما، مگه همه فکر نمی‌کنن
‫ شما قراره نامزد اعلی‌حضرت بشید؟

163
00:12:24,580 --> 00:12:25,880
‫راست می‌گه.

164
00:12:25,880 --> 00:12:28,430
‫یادم رفت داستان‌مون این بود.

165
00:12:28,810 --> 00:12:30,100
‫حالا چیکار کنم؟

166
00:12:31,490 --> 00:12:34,700
‫مطمئنم اگه خودتو نشون ندی هم مشکلی نیست.

167
00:12:34,700 --> 00:12:36,690
‫فقط بهم بگو کجا می‌مونی.

168
00:12:37,290 --> 00:12:39,220
‫شـ ـ شرمنده.

169
00:12:41,890 --> 00:12:46,570
‫راستی، نگفته بودی قبلاً توی گاندونا بودی؟

170
00:12:46,820 --> 00:12:47,690
‫آره.

171
00:12:47,690 --> 00:12:50,780
‫برای از بین بردن یه شیطان رفته بودم.

172
00:12:50,780 --> 00:12:51,830
‫عجب.

173
00:12:52,850 --> 00:12:56,630
‫اگه حس کردی مشکلی هست،
‫فقط اسمم رو فریاد بزن.

174
00:12:56,630 --> 00:12:58,210
‫باشه.

175
00:12:58,210 --> 00:12:59,090
‫خودت چی؟

176
00:12:59,370 --> 00:13:01,410
‫نزدیک می‌مونم.

177
00:13:01,410 --> 00:13:03,800
‫یه‌جایی که بتونی منو ببینی.

178
00:13:03,800 --> 00:13:06,810
‫جشن سالگرد بنیانگذاری

179
00:13:03,800 --> 00:13:06,810
‫گاندونا

180
00:13:10,770 --> 00:13:12,820
‫با یه نوشیدنی چطوری؟

181
00:13:14,930 --> 00:13:16,080
‫نه ممنون.

182
00:13:16,080 --> 00:13:18,540
‫خودت که می‌دونی اهل این چیزا نیستم، تراویس.

183
00:13:16,480 --> 00:13:19,490
‫شیطان برتر

184
00:13:16,480 --> 00:13:19,490
‫تراویس

185
00:13:18,540 --> 00:13:20,090
‫مشتاق دیدار.

186
00:13:20,090 --> 00:13:22,890
‫تبدیل به زن زیبایی شدی.

187
00:13:22,890 --> 00:13:24,360
‫به‌خاطر اینه که یه مرد پیدا کردی؟

188
00:13:24,360 --> 00:13:25,980
‫کاملاً برعکس.

189
00:13:25,980 --> 00:13:28,450
‫به‌خاطر زخمم بود که بالغ‌تر شدم.

190
00:13:29,930 --> 00:13:32,690
‫این‌همه قدرت داری، اما آخرشم آسیب دیدی.

191
00:13:32,690 --> 00:13:34,290
‫انسان‌ها واقعاً خیلی نحیفن.

192
00:13:37,300 --> 00:13:40,630
‫اون انسان عجیب معشوقه‌ته، ها؟

193
00:13:41,020 --> 00:13:43,590
‫اگه اون یه زن بود، برای خودم می‌خواستمش.

194
00:13:44,030 --> 00:13:45,380
‫چه حیف.

195
00:13:45,380 --> 00:13:47,800
‫انقدر چندش نباش.

196
00:13:48,180 --> 00:13:51,300
‫خب؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

197
00:13:51,300 --> 00:13:52,510
‫برگشتی سر حقه‌های قدیمی؟

198
00:13:53,230 --> 00:13:55,630
‫توی این کشور الان یه دوک هستم.

199
00:13:55,630 --> 00:13:57,410
‫و یه‌دختر چشممو گرفته.

200
00:13:57,410 --> 00:13:59,480
‫براش دلم می‌سوزه.

201
00:14:05,930 --> 00:14:07,900
‫واقعاً خیلی دل‌نازک شدی.

202
00:14:07,900 --> 00:14:09,570
‫شرط می‌بندم الان می‌تونم بکشمت.

203
00:14:10,140 --> 00:14:11,630
‫چرا سعیتو نمی‌کنی؟

204
00:14:12,300 --> 00:14:16,020
‫اوه، این همون ساحره بی‌احساسیه که یادمه.

205
00:14:17,000 --> 00:14:18,810
‫دیگه تنهات می‌ذارم.

206
00:14:18,810 --> 00:14:20,440
‫اگه من دردسر بسازم، یکی قرار نیست-

207
00:14:20,440 --> 00:14:21,710
‫تراویس!

208
00:14:21,710 --> 00:14:23,960
‫دوباره داری مخ یه دختر دیگه رو می‌زنی؟

209
00:14:23,960 --> 00:14:26,730
‫اگه مشکل دیپلماتی به‌وجود بیاد چی؟

210
00:14:26,730 --> 00:14:29,330
‫ایشون یکی از اعضای خاندان سلطنتی گاندوراـست.

211
00:14:27,390 --> 00:14:30,390
‫اشراف گاندونا

212
00:14:27,390 --> 00:14:30,390
‫اوئرلیا

213
00:14:29,330 --> 00:14:31,180
‫من به‌عنوان نگهبانش اینجام.

214
00:14:34,140 --> 00:14:36,070
‫بابت رفتارش عذر می‌خوام.

215
00:14:36,770 --> 00:14:39,790
‫اسم بنده اوئرلیا کانائو نایشا فائورسیا هست.

216
00:14:41,660 --> 00:14:45,360
‫من تیناشا آز میِر اور آئترنا تولدار هستم.

217
00:14:45,600 --> 00:14:49,360
‫هی، اون نامزد پادشاه فارساس‌ـه!

218
00:14:49,360 --> 00:14:51,690
‫ما از قدیم باهم آشناییم.

219
00:14:51,690 --> 00:14:54,080
‫وایسا، شما دوتا ازدواج کردین؟

220
00:14:54,570 --> 00:14:56,140
‫حداقل به‌صورت عمومی.

221
00:14:56,540 --> 00:14:58,170
‫بی‌نظیره.

222
00:14:58,170 --> 00:15:01,500
‫واقعاً دوست دارم بچه‌دار شدن‌تون رو ببینم.

223
00:15:02,300 --> 00:15:04,960
‫به این‌کار علاقه ندارم،
‫ برای همینم درمورد ازدواج مرددم.

224
00:15:07,270 --> 00:15:09,090
‫بچه دوست ندارین؟

225
00:15:09,420 --> 00:15:09,980
‫چی؟

226
00:15:13,610 --> 00:15:16,180
‫نه، اینطوری نیست.

227
00:15:16,540 --> 00:15:18,850
‫بالأخره یه ساحره‌ست.

228
00:15:18,850 --> 00:15:21,650
‫احتمالاً ترسیده که بچه‌ش هم ساحره بشه.

229
00:15:23,900 --> 00:15:28,070
‫شاید ندونم ساحره‌هایی مثل شما 
‫چقدر بهشون سخت می‌گذره،

230
00:15:28,550 --> 00:15:31,590
‫ولی خیال می‌کنم بارداری خوبی و بدی‌های خودشو داره.

231
00:15:32,340 --> 00:15:35,580
‫به‌جای اینکه از روی ترس بچه به‌دنیا نیارین،

232
00:15:35,580 --> 00:15:40,450
‫فکر می‌کنم بهتره بچه‌تون به‌دنیا بیاد
‫تا شادی و غم‌هاتونو باهاش سهیم بشید.

233
00:15:42,500 --> 00:15:44,490
‫بابت زیاده‌روی عذر می‌خوام.

234
00:15:48,270 --> 00:15:50,220
‫چه دختر منحصربه‌فردی.

235
00:15:50,620 --> 00:15:55,550
‫با قدرتی عجیب به‌دنیا اومد که هیچ‌وقت نمی‌خواست.

236
00:15:55,550 --> 00:15:57,170
‫جدی؟

237
00:15:57,950 --> 00:15:59,690
‫چیز خیلی بدی گفتم.

238
00:16:00,210 --> 00:16:03,020
‫اونقدر ضعیف نیست که با اون آسیب ببینه.

239
00:16:03,390 --> 00:16:08,980
‫مهتر از همه، چه حسی داره از دختری که
‫ چهارصد سال ازت کوچیکتره نصیحت بشنوی؟

240
00:16:10,270 --> 00:16:11,690
‫شنیدنش سخته.

241
00:16:16,710 --> 00:16:22,120
‫به‌نظر می‌رسه پرنسسِ یاردا 
‫قبل اینکه به مرز گاندونا برسه ناپدید شده.

242
00:16:22,580 --> 00:16:24,750
‫انگار مشکل جدی‌ایه.

243
00:16:24,750 --> 00:16:27,840
‫یه‌سری اختلافات داخلی توی دربار سلطنتی جریان داشته،

244
00:16:27,840 --> 00:16:30,210
‫و حتی بعضی‌ها دارن آماده جنگ می‌شن.

245
00:16:30,530 --> 00:16:32,090
‫اقوامی تو خانواده سلطنتی داره؟

246
00:16:34,290 --> 00:16:35,800
‫فکر کنم یه برادر بزرگتر.

247
00:16:35,800 --> 00:16:39,100
‫اگه فکر می‌‌کنی اوضاع بالا بگیره،
‫می‌تونم یه آشنا رو برای گشت‌زنی بفرستم.

248
00:16:39,790 --> 00:16:40,930
‫خب...

249
00:16:41,690 --> 00:16:45,260
‫فعلاً بیا صبر کنیم تا ببینیم کش پیدا می‌کنه یا نه.

250
00:16:45,930 --> 00:16:47,330
‫هرطور مایلی.

251
00:16:49,180 --> 00:16:50,690
‫چیه؟ خطرناکـ ـ

252
00:16:51,320 --> 00:16:54,710
‫دیدم حین مراسم داشتی با یه مرد صحبت می‌کردی.

253
00:16:56,290 --> 00:16:57,960
‫داشتی تماشا می‌کردی؟

254
00:16:57,960 --> 00:17:01,450
‫شنیدم اینجا یه دوکه،
‫ولی هاله عجیبی با خودش داشت.

255
00:17:01,450 --> 00:17:02,820
‫اون انسانه؟

256
00:17:04,810 --> 00:17:08,290
‫فکر نمی‌کنم بیشتر انسان‌ها بتونن به ماهیتش پی ببرن.

257
00:17:08,990 --> 00:17:11,870
‫اون مرد بالارتبه‌ترین فرد بین شیاطینه.

258
00:17:12,290 --> 00:17:15,290
‫به همچین کسی می‌تونی بگی ارباب شیاطین.

259
00:17:16,860 --> 00:17:21,810
‫این همون شیطانیه که اون‌موقع گفتم
‫باید توی گاندونا نابود می‌کردم.

260
00:17:22,710 --> 00:17:24,770
‫داستان جالبیه.

261
00:17:26,690 --> 00:17:29,300
‫به‌نظر می‌رسید شما دوتا خوب صمیمی‌اید.

262
00:17:29,300 --> 00:17:32,250
‫اون علاقه‌ای به ساحره‌ها نداره.

263
00:17:32,250 --> 00:17:35,570
‫درواقع بیشتر به تو علاقه‌منده.

264
00:17:35,570 --> 00:17:37,380
‫پس خواهشاً نزدیکش نشو.

265
00:17:37,380 --> 00:17:38,740
‫از چه نظر می‌گی؟

266
00:17:39,330 --> 00:17:42,980
‫شنیدن حرفات بیشتر قراره بهم سردرد بده.

267
00:18:00,800 --> 00:18:01,580
‫چه‌خبر شده؟

268
00:18:01,580 --> 00:18:03,210
‫حمله شیاطین؟

269
00:18:03,210 --> 00:18:05,190
‫واقعاً‌ شرمنده که مزاحم‌تون شدیم!

270
00:18:14,650 --> 00:18:15,940
‫هی!

271
00:18:15,940 --> 00:18:17,580
‫با اون سر و وضع بیرون نیا!

272
00:18:17,580 --> 00:18:18,370
‫این...

273
00:18:19,930 --> 00:18:21,230
‫هوس مردن کردی؟

274
00:18:23,500 --> 00:18:24,870
‫اون احمق!

275
00:18:28,330 --> 00:18:30,130
‫ای حلقه، اسیرش کن!

276
00:18:33,530 --> 00:18:35,130
‫چرا اینجایی؟

277
00:18:36,060 --> 00:18:38,350
‫از اربابم دستور گرفتم.

278
00:18:39,110 --> 00:18:40,680
‫و اربابت کیه؟

279
00:18:42,330 --> 00:18:44,470
‫هیچ‌کس نیست.

280
00:18:44,820 --> 00:18:46,680
‫پس همینجا نابود شو!

281
00:18:54,230 --> 00:18:55,340
‫یعنی چی؟!

282
00:18:56,590 --> 00:18:58,610
‫می‌خوای دعوا راه بنداری؟

283
00:18:58,610 --> 00:18:59,820
‫تراویس!

284
00:19:00,710 --> 00:19:02,660
‫این بیرون چیکار می‌کنی؟

285
00:19:03,410 --> 00:19:05,900
‫داشتم دنبال اون مرد می‌رفتم.

286
00:19:05,900 --> 00:19:08,920
‫قصد کشتن اوئرلیا رو داشت.

287
00:19:08,920 --> 00:19:11,000
‫واقعاً بی‌شرمانه‌ست.

288
00:19:11,000 --> 00:19:13,190
‫حالا جاش امنه؟

289
00:19:13,590 --> 00:19:16,600
‫حفاظ درست کردم و خدمتکارها هم حواسشون هست.

290
00:19:16,600 --> 00:19:18,800
‫ولی باید بگم، اون چه سر و وضعیه؟

291
00:19:21,420 --> 00:19:24,180
‫خـ ـ خیلی عصبانی می‌شه!

292
00:19:28,410 --> 00:19:32,690
‫نخست‌وزیر گاندونا کشته شده، 
‫و تلفات دیگه‌ای هم بوده.

293
00:19:33,220 --> 00:19:36,900
‫ظاهراً زمانی تیناشا-ساما هم مظنون محسوب شدن.

294
00:19:37,370 --> 00:19:39,930
‫وقتی عجولانه عمل می‌کنی همین می‌شه.

295
00:19:39,930 --> 00:19:42,260
‫اگه می‌خوای تنها کاری کنی،
‫لااقل کار رو تموم کن.

296
00:19:42,260 --> 00:19:44,610
‫خب فکر می‌کردم بتونم.

297
00:19:45,460 --> 00:19:48,260
‫ولی الان خوب می‌دونم کار کی بوده.

298
00:19:48,260 --> 00:19:50,870
‫چیه؟ کسیو دیدی که آشنا میومد؟

299
00:19:51,900 --> 00:19:55,840
‫نه، منظورم کسیه که پشت این ماجراست.

300
00:19:56,280 --> 00:19:58,300
‫اگه می‌دونی کیه، برو سر اصل مطلب.

301
00:20:00,250 --> 00:20:01,720
‫لئونورا.

302
00:20:01,720 --> 00:20:03,780
‫ساحره احضارناپذیر.

303
00:20:03,780 --> 00:20:04,680
‫یه ساحره؟!

304
00:20:06,290 --> 00:20:11,560
‫اگه اون مغزمتفکر باشه،
‫ مشخصه چرا تو و اوئرلیا هدف اصلی بودین.

305
00:20:12,010 --> 00:20:13,100
‫چرا خب؟

306
00:20:13,100 --> 00:20:14,520
‫من که نمی‌شناسمش.

307
00:20:15,030 --> 00:20:19,720
‫شنیدم توی گذشته تراویس ظالمانه باهاش رفتار کرده.

308
00:20:19,720 --> 00:20:22,830
‫یه‌بار شده بود که توی نبرد باهاش روبرو شدم.

309
00:20:23,550 --> 00:20:26,870
‫شاید نباید اون حرفای ناجور رو بهش می‌زدم.

310
00:20:27,250 --> 00:20:30,180
‫به عبارتی، ساحره احضارناپذیر

311
00:20:30,180 --> 00:20:32,870
‫علیه شما دوتا کینه شخصی داره.

312
00:20:33,260 --> 00:20:38,340
‫تراویس بهم گفت لئونورا الان توی یارداـست،
‫و شاهزاده هم حمایتش می‌کنه.

313
00:20:40,970 --> 00:20:42,710
‫معنی این کاراش چیه؟

314
00:20:42,710 --> 00:20:46,050
‫فکر می‌کردم ساحره‌ها
‫توی کار کشورها و جنگ‌ها دخالت کنن.

315
00:20:46,050 --> 00:20:48,400
‫به‌ظاهر آره.

316
00:20:48,400 --> 00:20:53,060
‫ولی لئونورا دوست داره از توی سایه‌ها 
‫کشورها رو بسازه و نابود کنه.

317
00:20:54,100 --> 00:20:57,400
‫به‌عنوان یه ساحره تعداد زیادی خدمتکار داره.

318
00:20:57,400 --> 00:21:00,980
‫آسونه که خانواده سلطنتی
‫ و اشراف رو مطیع خودش کنه.

319
00:21:01,400 --> 00:21:05,950
‫حتی شنیدم یکبار کل قصر رو توی کهربا پوشونده بود.

320
00:21:06,330 --> 00:21:08,070
‫قصر کهربایی؟

321
00:21:08,620 --> 00:21:10,580
‫پس واقعاً وجود داشت...

322
00:21:11,660 --> 00:21:14,460
‫البته اون برای قبل از دوران من بوده.

323
00:21:15,170 --> 00:21:20,100
‫چرا این‌همه داستان‌های عجیب‌غریب
‫ حول محور شما ساحره‌ها هست؟

324
00:21:20,100 --> 00:21:23,310
‫احتمالاً چون طول عمرمون چندین برابر آدمای معمولیه.

325
00:21:24,430 --> 00:21:27,050
‫باشه، پس می‌رم بکشمش.

326
00:21:27,050 --> 00:21:28,450
‫نمی‌شه.

327
00:21:28,450 --> 00:21:31,760
‫فرض کن که دیگه حق نداری تنهایی کاری انجام بدی.

328
00:21:34,070 --> 00:21:38,300
‫یاردا احتمالاً بزرگترین قربانی این ماجراست.

329
00:21:38,300 --> 00:21:40,520
‫درگیری داخلی به معنی اینه که

330
00:21:40,520 --> 00:21:43,690
‫ساحره احضارناپذیر داره مقدمات رو انجام می‌ده.

331
00:21:44,090 --> 00:21:48,160
‫سؤال اصلی اینه که بعدش هدفش فارساس‌ـه یا گاندونا؟

332
00:21:48,500 --> 00:21:53,610
‫در این صورت، چطوره با نیروهای
‫ مخالف شاهزاده ارتباط برقرار کنیم؟

333
00:21:53,610 --> 00:21:55,120
‫که اینطور.

334
00:21:56,050 --> 00:22:01,490
‫ احتمالش هست اون پرنسسی که ناپدید شده
‫ ممکنه چیزی بدونه.

335
00:23:35,440 --> 00:23:40,020
‫~ قلعه شنی ~

