﻿1
00:22:01,010 --> 00:22:04,010
{\blur1\be1}‫

2
00:00:07,170 --> 00:00:08,770
‫منو یاد قدیم‌ها میندازه.

3
00:00:09,590 --> 00:00:14,740
‫شهرها و مردم می‌سوختن،
‫ مثل دوران تاریکی که توش متولد شدم.

4
00:00:14,740 --> 00:00:17,750
‫پادشاه کوسکول

5
00:00:14,740 --> 00:00:17,750
‫لاناک

6
00:00:15,230 --> 00:00:18,530
‫دوران جدیدی برای این سرزمین در شرف وقوعه.

7
00:00:18,530 --> 00:00:21,690
‫اول از همه... اسمشون چهار کشور بزرگ بود، نه؟

8
00:00:22,190 --> 00:00:24,270
‫اونا اول از همه کنار می‌رن.

9
00:00:30,580 --> 00:00:31,590
‫خوبه.

10
00:00:36,920 --> 00:00:38,390
‫پس حقیقت داره.

11
00:00:39,460 --> 00:00:42,170
‫چرا الان، بعد از چهارصد سال؟

12
00:00:44,110 --> 00:00:45,770
‫حالا می‌تونی استراحت کنی.

13
00:00:46,110 --> 00:00:47,970
‫ممنون بابت تمام زحماتت.

14
00:01:06,650 --> 00:01:15,640
‫HADAD

15
00:01:06,650 --> 00:01:15,640
‫

16
00:02:24,170 --> 00:02:29,000
‫~ همانطور که پوچی ایجاد می‌شود ~

17
00:02:29,830 --> 00:02:31,710
‫آدما بقیه آدما رو می‌کشن.

18
00:02:32,190 --> 00:02:35,670
‫این چیزیه که احساسات و قدرت رو از بین می‌بره.

19
00:02:36,050 --> 00:02:40,590
‫و اگه نتیجه‌ش این باشه، ترجیح می‌دم
‫ خودمو از عشق و نفرت دور نگه دارم.

20
00:02:41,090 --> 00:02:42,470
‫ترجیح می‌دم فراموش کنم.

21
00:02:43,460 --> 00:02:45,390
‫نمی‌خوام دیوونه بشم.

22
00:02:45,890 --> 00:02:47,730
‫از همون اولش...

23
00:02:48,530 --> 00:02:51,510
‫توی دیوونگی‌ای که نمی‌تونم ازش فرار کنم، غوطه‌ور شدم.

24
00:02:53,620 --> 00:02:55,150
‫بدین وسیله بهش معنا می‌دم.

25
00:02:57,380 --> 00:02:59,850
‫اجازه بده این کلمات با اراده‌ی من تبدیل به سمّ شوند.

26
00:03:00,380 --> 00:03:03,110
‫این دانه‌ها را بکار تا تبدیل به خار شوند.

27
00:03:15,620 --> 00:03:16,620
‫این چیه؟

28
00:03:19,570 --> 00:03:20,490
‫تیناشا.

29
00:03:20,980 --> 00:03:22,370
‫خوابم میاد.

30
00:03:23,640 --> 00:03:25,490
‫بعد از توضیح‌دادن این قضیه بخواب.

31
00:03:28,170 --> 00:03:31,100
‫یه نفرین دیگه روش گذاشتم، تا همدیگه رو خنثی کنن.

32
00:03:31,820 --> 00:03:32,720
‫هان؟

33
00:03:32,720 --> 00:03:36,320
‫بخوام ساده بگم، نفرینت رو باطل کردم.

34
00:03:36,320 --> 00:03:38,280
‫باطلش کردی؟

35
00:03:38,600 --> 00:03:40,540
‫حالا می‌تونی اونو تمیز کنی.

36
00:03:40,540 --> 00:03:42,620
‫لطفاً برو یه دوش بگیر.

37
00:03:42,620 --> 00:03:43,740
‫این خونِ توئه؟

38
00:03:45,010 --> 00:03:47,260
‫به‌عنوان کاتالیزگر ازش استفاده کردم.

39
00:03:47,260 --> 00:03:49,410
‫چرا منتظر موندی که بخوابم؟

40
00:03:49,410 --> 00:03:51,970
‫وقتی بیهوش باشی آسون‌تره.

41
00:03:52,700 --> 00:03:54,830
‫خب دیگه، من می‌رم بخوابم.

42
00:03:55,290 --> 00:03:56,420
‫حالا چیه؟

43
00:03:56,890 --> 00:04:00,060
‫خب... ممنونم.

44
00:04:11,620 --> 00:04:14,600
‫چرا باید توی جشن تولد پادشاه کوین شرکت کنم؟

45
00:04:14,960 --> 00:04:18,650
‫فقط اسمشو جشن گذاشتن،
‫وگرنه فقط یه مراسم رقص سیاستمداری‌ـه!

46
00:04:19,330 --> 00:04:21,720
‫اگه تو نری، پس کی بره؟

47
00:04:21,720 --> 00:04:24,000
‫برو با اون مارها خوش بگذرون.

48
00:04:24,000 --> 00:04:25,300
‫حتماً شوخیت گرفته!

49
00:04:27,530 --> 00:04:29,990
‫اعلی‌حضرت، از تاییری یه پیغام دریافت کردیم.

50
00:04:30,660 --> 00:04:32,960
‫ظاهراً به‌خاطر حمله انجام‌شده به کوسکول

51
00:04:33,460 --> 00:04:35,840
‫شاهزاده رئوست نمی‌تونه حضور پیدا کنه.

52
00:04:35,840 --> 00:04:39,840
‫در عوض، خواهرشون، پرنسس چچیلیا 
‫امروز تشریف‌فرما می‌شن.

53
00:04:39,840 --> 00:04:40,920
‫کوسکول؟

54
00:04:40,920 --> 00:04:42,380
‫حمله؟

55
00:04:42,820 --> 00:04:46,590
‫جادوگرهای کوسکول یکی از شهرهای 
‫همسایه‌شون رو به آتیش کشیدن.

56
00:04:46,980 --> 00:04:52,260
‫الان صدها ساله که تاییری‌ داره 
‫جادوگرها رو توی مرزش آزار می‌ده.

57
00:04:52,260 --> 00:04:55,310
‫فقط به‌خاطر گرفتن انتقامه، یا چیز دیگه‌ایه؟

58
00:04:57,130 --> 00:04:58,020
‫تیناشا؟

59
00:04:59,970 --> 00:05:02,100
‫یه سؤالی ازت دارم.

60
00:05:02,100 --> 00:05:03,070
‫چیه؟

61
00:05:03,750 --> 00:05:06,530
‫اسکار، نارک رو دوست داری؟

62
00:05:06,940 --> 00:05:09,990
‫نارک همون اژدهاییه که نگه می‌داری، درسته؟

63
00:05:10,360 --> 00:05:14,530
‫درحال‌حاضر من اربابشم، 
‫ولی می‌خواستم مالکیتش رو تغییر بدم.

64
00:05:14,980 --> 00:05:17,460
‫مثل اینکه نارک بهت علاقه‌مند شده.

65
00:05:18,070 --> 00:05:19,790
‫چرا انقدر یهویی؟

66
00:05:23,810 --> 00:05:26,220
‫باشه. مشکلی ندارم.

67
00:05:26,220 --> 00:05:28,180
‫واقعاً؟ پس بذار شروع کنم.

68
00:05:30,820 --> 00:05:32,930
‫الان تو اربابشی.

69
00:05:32,930 --> 00:05:33,910
‫فهمیدم.

70
00:05:40,590 --> 00:05:43,570
‫چقدر غیرمنتظره...

71
00:05:44,090 --> 00:05:46,430
‫تغییر و تحول چیز بدی نیست.

72
00:05:49,900 --> 00:05:54,290
‫بی‌سابقه‌ست که یه ساحره خودشو 
‫توی همچین رویدادی نشون بده!

73
00:05:54,640 --> 00:05:56,750
‫هویتتو مخفی نگه می‌دارم.

74
00:05:59,270 --> 00:06:02,040
‫اگه منو نامزدت معرفی کنی، تیکه‌تیکه‌ت می‌کنم.

75
00:06:02,700 --> 00:06:04,090
‫یادم می‌مونه.

76
00:06:05,850 --> 00:06:08,970
‫پادشاه کوین، بیستمین پادشاه فارساس.

77
00:06:09,620 --> 00:06:15,850
‫از صمیم قلب تولد پنجاه‌ و سه سالگی‌تون رو تبریک می‌گم.

78
00:06:26,810 --> 00:06:28,240
‫اعلی‌حضرت!

79
00:06:28,240 --> 00:06:31,250
‫پرنسس تاییری

80
00:06:28,240 --> 00:06:31,250
‫چچیلیا

81
00:06:28,830 --> 00:06:30,210
‫پرنسس چچیلیا.

82
00:06:30,690 --> 00:06:33,740
‫با آرزوی بهترین‌ها توی این مناسبت فرخنده.

83
00:06:33,740 --> 00:06:36,580
‫واقعاً متأسفم که برادرم نتونست خودشو برسونه.

84
00:06:36,880 --> 00:06:40,040
‫مشکلی نیست، شنیدم کشورتون متحمل یه حمله شده.

85
00:06:40,660 --> 00:06:44,530
‫بهتون اطمینان می‌دم چیزی بیش از
‫یه‌سری پشه‌ی مزاحم نیستن.

86
00:06:44,530 --> 00:06:48,510
‫دلم می‌خواد بیشتر درمورد کوسکول،
‫ یا اون پشه‌هاتون بشنوم.

87
00:06:48,510 --> 00:06:49,640
‫خدای من!

88
00:06:49,640 --> 00:06:52,560
‫صحبت درمورد چنین مسائل پیچیده‌ای...

89
00:06:52,560 --> 00:06:54,720
‫ترجیح می‌دم در ملأعام مطرحش نکنم.

90
00:06:57,290 --> 00:06:59,530
‫متشکرم که لطف کردی و اومدی.

91
00:06:59,530 --> 00:07:02,440
‫خب راستش، مالک پیمانم یه‌مقدار لجبازه.

92
00:07:02,440 --> 00:07:04,400
‫حتماً ارثیه.

93
00:07:06,420 --> 00:07:11,110
‫نمی‌دونم از اینکه نفرین پسرم رو برداشتی
‫ چطور ازت تشکر کنم‫.

94
00:07:12,110 --> 00:07:14,440
‫فقط دارم طبق پیمانم عمل می‌کنم.

95
00:07:14,440 --> 00:07:16,850
‫حالا می‌تونه با هرکسی که دلش می‌خواد ازدواج کنه.

96
00:07:23,450 --> 00:07:25,120
‫حتماً بهت سخت می‌گذره.

97
00:07:25,120 --> 00:07:26,380
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم.

98
00:07:26,910 --> 00:07:29,750
‫یه‌جوری می‌گید انگار بهتون ربطی نداره.

99
00:07:30,220 --> 00:07:33,200
‫کاش می‌تونستید یه‌کم افسارشو بگیرید.

100
00:07:33,200 --> 00:07:36,820
‫توی این سن دیگه به حرفای من گوش نمی‌ده.

101
00:07:36,820 --> 00:07:39,600
‫خوشحال می‌شم اگه فقط باهاش ازدواج کنید.

102
00:07:39,600 --> 00:07:41,980
‫بیخیالش نمی‌شید، نه؟

103
00:07:46,710 --> 00:07:48,210
‫خسته شدم.

104
00:07:48,720 --> 00:07:51,130
‫لااقل خوبه با این لباس نمی‌تونم برقصم.

105
00:07:54,330 --> 00:07:55,370
‫لاناک.

106
00:07:57,660 --> 00:08:03,370
‫دوختن گلدوزی این لباس برای ده‌تا خیاط 
‫نصف سال وقت گرفت.

107
00:08:04,190 --> 00:08:05,440
‫اعلی‌حضرت.

108
00:08:05,440 --> 00:08:08,310
‫اگه خسته‌اید، می‌خواید برید توی تخت؟

109
00:08:10,430 --> 00:08:12,250
‫چی شده، تیناشا؟

110
00:08:12,250 --> 00:08:17,050
‫معذرت می‌خوام، ولی کار مهمی با ایشون داشتم،
‫پس اگه ممکنه تنهامون بذارید.

111
00:08:17,050 --> 00:08:20,020
‫چقدر بی‌ادب که از پنجره میای تو!

112
00:08:20,020 --> 00:08:22,270
‫اعلی‌حضرت، اون دیگه کیه؟

113
00:08:22,650 --> 00:08:23,730
‫اون ساحـ...

114
00:08:23,730 --> 00:08:24,440
‫ساحـ...؟

115
00:08:25,850 --> 00:08:27,400
‫جادوگر محافظمه.

116
00:08:27,730 --> 00:08:30,920
‫یه جادوگر ناچیز که جایگاه خودشو نمی‌دونه...

117
00:08:30,920 --> 00:08:32,180
‫چقدر حال‌به‌هم‌زن!

118
00:08:32,180 --> 00:08:32,990
‫گمشو بیرون!

119
00:08:33,340 --> 00:08:35,320
‫گفتی یه جادوگر ناچیز؟

120
00:08:35,320 --> 00:08:37,490
‫مراقب حرف‌زدنت باش، ابله.

121
00:08:37,490 --> 00:08:38,950
‫چی گفتی؟

122
00:08:40,140 --> 00:08:40,940
‫برو بیرون.

123
00:08:41,530 --> 00:08:43,710
‫بار اول متوجه نشدی چی گفتم؟

124
00:08:55,070 --> 00:08:56,030
‫قضیه چیه؟

125
00:09:03,860 --> 00:09:04,830
‫اسکار.

126
00:09:06,020 --> 00:09:10,230
‫من باید چهارصد سال پیش می‌مردم.

127
00:09:10,900 --> 00:09:13,360
‫تو نباید شیفته‌ی مردگان بشی.

128
00:09:14,450 --> 00:09:17,320
‫در راه انجام کاری که باید بکنی قدم بردار.

129
00:09:18,370 --> 00:09:22,660
‫یادت باشه که آینده‌ی 
‫مردم این پادشاهی روی دوش توئه.

130
00:09:24,570 --> 00:09:25,340
‫تینا-

131
00:09:28,130 --> 00:09:32,370
‫یادته وقتی افسونِ لوکرتزیا رو شکستم، چی بهت گفتم؟

132
00:09:41,850 --> 00:09:43,740
‫اومدم دنبالت.

133
00:09:43,740 --> 00:09:47,350
‫به دوشیزه زیبایی تبدیل شدی، آیتی.

134
00:09:47,350 --> 00:09:48,510
‫لاناک!

135
00:09:49,100 --> 00:09:50,900
‫پس واقعاً زنده بودی!

136
00:09:51,930 --> 00:09:55,050
‫می‌دونم تمام مدت داشتی دنبالم می‌گشتی.

137
00:09:55,050 --> 00:09:57,650
‫ولی نمی‌تونستم کاری انجام بدم.

138
00:09:58,050 --> 00:09:59,130
‫اشکالی نداره.

139
00:09:59,130 --> 00:10:01,870
‫همینکه هنوز زنده‌ای هم کافیه.

140
00:10:02,390 --> 00:10:05,720
‫به‌خاطر تو، کشوری به اسم کوسکول رو تأسیس کردم.

141
00:10:05,720 --> 00:10:09,520
‫یه مکان عالیه که شهرهای اطرافشو پاکسازی کردم.

142
00:10:09,520 --> 00:10:11,840
‫تو اونجا ملکه‌ی من می‌شی.

143
00:10:15,270 --> 00:10:16,010
‫اون کیه؟

144
00:10:16,550 --> 00:10:18,470
‫قبلاً یه پیمان باهاش بسته بودم.

145
00:10:18,770 --> 00:10:20,800
‫همونی که دارنده‌ی شمشیر آکاشیاـست؟

146
00:10:20,800 --> 00:10:21,930
‫آدم خطرناکیه.

147
00:10:23,300 --> 00:10:24,790
‫بیخیالش شو.

148
00:10:25,690 --> 00:10:28,810
‫حتی با قدرت فوق‌العاده‌ش، فقط یه شمشیره.

149
00:10:28,810 --> 00:10:32,220
‫اگه دارنده‌ش ضعیف باشه، به هیچ دردی نمی‌خوره.

150
00:10:32,220 --> 00:10:35,110
‫اینجا چه‌خبر شده؟

151
00:10:35,460 --> 00:10:37,140
‫نفرینت رو باطل کردم.

152
00:10:37,140 --> 00:10:39,610
‫پیمانم باهات امشب تموم می‌شه.

153
00:10:40,030 --> 00:10:41,620
‫هنوز باید زمان مونده باشه.

154
00:10:42,220 --> 00:10:43,620
‫نمونده.

155
00:10:44,830 --> 00:10:48,160
‫اگه بخوای به لاناک آسیب بزنی،
‫باید با من روبرو بشی.

156
00:10:52,150 --> 00:10:54,090
‫با قدرت فعلیم می‌تونم بکشمش.

157
00:10:54,540 --> 00:10:55,450
‫ولی...

158
00:10:57,300 --> 00:10:58,170
‫کافیه.

159
00:10:58,690 --> 00:10:59,690
‫بیا بریم.

160
00:11:04,630 --> 00:11:05,760
‫تیناشا!

161
00:11:20,620 --> 00:11:22,100
‫تیناشا-ساما...

162
00:11:23,970 --> 00:11:25,370
‫اعلی‌حضرت حالش چطوره؟

163
00:11:26,300 --> 00:11:27,570
‫عصبانیه.

164
00:11:27,570 --> 00:11:29,830
‫البته شاید ظاهرش به‌نظر نیاد.

165
00:11:33,550 --> 00:11:34,420
‫تموم شد.

166
00:11:34,420 --> 00:11:35,330
‫بقیه‌ش با خودت.

167
00:11:35,330 --> 00:11:36,660
‫آه، چشم.

168
00:11:37,530 --> 00:11:39,720
‫اعلی‌حضرت، با اون شمشیر کجا می‌رید؟

169
00:11:40,180 --> 00:11:41,930
‫می‌رم جنگلِ لوکرتزیا.

170
00:11:43,140 --> 00:11:44,400
‫لطفاً صبر کنید!

171
00:11:44,400 --> 00:11:46,770
‫اگه برین تو دل خطر چی؟

172
00:11:46,770 --> 00:11:48,600
‫حواسم هست، پس چیزی نمی‌شه.

173
00:11:48,600 --> 00:11:50,090
‫ولم کن.

174
00:11:52,610 --> 00:11:54,270
‫نمی‌خواد این‌همه راه زحمت بدی.

175
00:11:54,680 --> 00:11:56,530
‫من همین‌جام.

176
00:11:59,630 --> 00:12:02,200
‫اومده بودم ببینم حقیقت داره یا نه.

177
00:12:03,020 --> 00:12:05,140
‫از قرار معلوم واقعاً رفته بود.

178
00:12:05,900 --> 00:12:07,610
‫منظورت از «از قرار معلوم» چیه؟

179
00:12:07,610 --> 00:12:11,000
‫خب، منم یه دعوتنامه 
‫برای رفتن به کوسکول دریافت کردم.

180
00:12:11,000 --> 00:12:11,960
‫چی؟

181
00:12:12,300 --> 00:12:14,200
‫البته که ردشون کردم.

182
00:12:14,200 --> 00:12:16,240
‫احتمالاً بقیه ساحره‌ها هم همین کارو کردن.

183
00:12:16,240 --> 00:12:20,920
‫پس اینکه داره اونو همراهی می‌کنه
‫ برای کل سرزمین مشکل‌ساز می‌شه.

184
00:12:21,510 --> 00:12:25,500
‫تیناشا و اون طرف لاناک چه رابطه‌ای باهم دارن؟

185
00:12:26,030 --> 00:12:31,010
‫از زمانی که تبدیل به ساحره شد، داشته دنبالش می‌گشته.

186
00:12:31,010 --> 00:12:33,640
‫خوبه که بعد این‌همه مدت به‌هم می‌رسن.

187
00:12:33,640 --> 00:12:36,290
‫ولی به‌نظر نمی‌رسید عقلش سرجاش باشه.

188
00:12:36,290 --> 00:12:38,650
‫مثل این بود که توی گیجیِ خواب-مانند باشه.

189
00:12:38,650 --> 00:12:40,130
‫حسودی می‌کنی؟

190
00:12:40,130 --> 00:12:43,110
‫تا وقتی اون قبولش کنه، فکر نمی‌کنم مهم باشه.

191
00:12:43,480 --> 00:12:44,320
‫امکان نداره.

192
00:12:44,730 --> 00:12:47,280
‫اصلاً تو حقی برای دخالت داری؟

193
00:12:47,280 --> 00:12:48,920
‫بیخیالش نمی‌شم.

194
00:12:48,920 --> 00:12:52,300
‫اون برام قابل جایگزینی نیست.

195
00:12:52,300 --> 00:12:54,650
‫اون مرد رو می‌کشم و تیناشا رو برمی‌گردونم.

196
00:12:54,650 --> 00:12:58,250
‫اگه واقعاً اصرار داشت که
‫ با یه مرد دیگه باشه، بعد ولش می‌کنم.

197
00:12:59,910 --> 00:13:00,960
‫خیلی‌خب.

198
00:13:04,530 --> 00:13:08,930
‫بهت می‌گم دقیقاً بهم چی گفت،

199
00:13:09,280 --> 00:13:14,640
‫ولی فقط به کسی می‌گم که 
‫حاضر باشه تا پای مرگ باهاش بجنگه.

200
00:13:23,300 --> 00:13:24,030
‫ادامه بده.

201
00:13:24,490 --> 00:13:29,610
‫قبل از تعریف این داستان، بذار اسم واقعی‌شو بهت بگم.

202
00:13:29,610 --> 00:13:30,490
‫اسم واقعیش؟

203
00:13:31,430 --> 00:13:35,750
‫تیناشا آز میِر اور آئترنا تولدار.

204
00:13:36,080 --> 00:13:37,430
‫تولدار؟!

205
00:13:37,870 --> 00:13:43,210
‫تولدار همون امپراتوری جادویی نیست که
‫ چهارصد سال پیش یک‌شبه نابود شد؟

206
00:13:43,210 --> 00:13:46,420
‫اگه اسم فامیلیش با اسم اون کشور یکسان باشه...

207
00:13:47,030 --> 00:13:48,390
‫یعنی یه اشراف‌زاده‌ست.

208
00:13:48,850 --> 00:13:51,370
‫بخوایم دقیق‌تر بگیم، اون کاندید برای ملکه آینده بود.

209
00:13:51,370 --> 00:13:57,350
‫تولدار یه نظام پادشاهی بود، ولی حاکم
‫ توسط قدرت مطلق انتخاب می‌شد و نه اصل‌ونسب.

210
00:13:57,940 --> 00:13:59,740
‫انتخاب توسط قدرت؟

211
00:13:59,740 --> 00:14:01,820
‫اگه یه خارجی بخواد قوی‌ترین باشه چی؟

212
00:14:02,320 --> 00:14:04,520
‫سر همین همزمان با وقتی که تیناشا به‌دنیا اومد،

213
00:14:04,520 --> 00:14:08,240
‫از والدینش جدا شد تا توی قصر بزرگ بشه.

214
00:14:09,020 --> 00:14:12,200
‫قدرت‌هاش انقدر منحصربه‌فرد بودن؟

215
00:14:12,530 --> 00:14:15,970
‫اینطوری که یک کاندید برای پادشاه
‫ و یکی برای ملکه انتخاب می‌شن،

216
00:14:15,970 --> 00:14:18,160
‫و آخرسر با همدیگه ازدواج می‌کنن.

217
00:14:18,700 --> 00:14:21,630
‫اون بچه تنها پسر پادشاه بود.

218
00:14:22,070 --> 00:14:23,800
‫که به عبارتی، لاناک.

219
00:14:23,800 --> 00:14:26,590
‫ولی اون پسر خیلی ضعیفتر از تیناشا بود.

220
00:14:26,590 --> 00:14:31,490
‫همه فکر می‌کردن تیناشا ملکه می‌شه، و لاناک همنشینش؟

221
00:14:31,490 --> 00:14:32,300
‫درسته.

222
00:14:32,300 --> 00:14:35,260
‫حتی با این‌حال، لاناک با مهربونی تمام باهاش رفتار کرد،

223
00:14:35,260 --> 00:14:37,600
‫انگار که خواهر پنج سال کوچیکتر از خودش داشت.

224
00:14:38,390 --> 00:14:42,010
‫ولی بدون اطلاع اونا،
‫دربار سلطنتی به دو جناح تقسیم شد.

225
00:14:42,990 --> 00:14:46,480
‫اصلاح طلبان، که خواستار دیپلماسی 
‫با کشورهای خارجی بودن.

226
00:14:46,940 --> 00:14:51,760
‫سنت‌گرایان، که تلاش داشتن
‫ این رابطه جداگانه رو حفظ کنن.

227
00:14:51,760 --> 00:14:56,200
‫و همینطور که هیچ جناحی عقب نمی‌کشید،
‫پادشاه به بستر بیماری افتاد.

228
00:14:56,690 --> 00:15:01,170
‫اختلافات از جایی که اصلاح‌طلبان حامی تیناشا، 
‫و سنت‌گرایان حامی لاناک بودن آغاز شد.

229
00:15:01,590 --> 00:15:06,380
‫شما بهش می‌گین اختلاف، ولی مگه بانو تیناشا
‫ برای تصاحب تاج‌وتخت مشخص نشده بود؟

230
00:15:06,380 --> 00:15:10,410
‫درسته، از همین جهت سنت‌گرایان نقشه‌ای ترتیب دادن.

231
00:15:10,410 --> 00:15:16,350
‫راهی برای جلوگیری از مالکیت تیناشا
‫و افزایش قدرت لاناک به‌طور همزمان.

232
00:15:17,410 --> 00:15:19,680
‫زمانی که سیزده‌سال داشت اتفاق افتاد.

233
00:15:20,260 --> 00:15:25,580
‫در شبی، چشماش رو باز کرد و
‫ دید لاناک داره اونو به جایی می‌بره.

234
00:15:29,260 --> 00:15:31,460
‫اینجا کلیسای جامع‌ـه...

235
00:15:31,820 --> 00:15:33,700
‫اوه، بیدار شدی؟

236
00:15:33,700 --> 00:15:38,270
‫مقاومت جادویی بالایی داری،
‫سر همین زود بلند می‌شی.

237
00:15:41,070 --> 00:15:42,640
‫لاناک.

238
00:15:42,640 --> 00:15:44,580
‫این آدما کی‌ان؟

239
00:15:45,550 --> 00:15:47,890
‫تکون نخور، آیتی.

240
00:15:48,610 --> 00:15:49,900
‫لاناک؟

241
00:16:02,820 --> 00:16:05,270
‫لاناک... چرا؟

242
00:16:05,270 --> 00:16:06,730
‫بس کن!

243
00:16:07,730 --> 00:16:11,700
‫فقط لازمه زندگیت رو طولانی کنیم تا نمیری.

244
00:16:12,040 --> 00:16:15,160
‫ای حیات مقدس، در این مکان ماندگار شو.

245
00:16:15,160 --> 00:16:19,480
‫بگذار زخم مانند زخم، و خون مانند خون به آرامی بسوزد.

246
00:16:19,480 --> 00:16:21,620
‫مدت طولانی‌تری در اینجا باقی بمان.

247
00:16:23,300 --> 00:16:27,040
‫چیزی که خواستارشم، قدرتی خالص است!

248
00:16:27,040 --> 00:16:30,710
‫بر این گوشت و خون تکیه بنما
‫ تا برابرم پدیدار شوی، قدرت!

249
00:16:33,680 --> 00:16:37,140
‫اینکارو برای تولدار می‌کنم، آیتی!

250
00:16:37,850 --> 00:16:41,110
‫با این قدرت جادویی، ازت پیشی می‌گیرم!

251
00:16:46,380 --> 00:16:47,660
‫چی؟!

252
00:16:47,660 --> 00:16:49,100
‫زودتر سرکوبش کنید!

253
00:16:52,590 --> 00:16:54,150
‫بـ ـ بیشتر از این دیگه...

254
00:17:24,760 --> 00:17:28,060
‫خویش بر تو سلطه می‌کنم.

255
00:17:28,060 --> 00:17:31,320
‫مرا چون کالبدت بپذیر و تبعیت کن!

256
00:17:51,580 --> 00:17:53,890
‫بعد اینکه طوفان قدرت جادویی ناپدید شد،

257
00:17:53,890 --> 00:17:56,590
‫شکم پاره‌شده‌ش، به‌نحوی خودشو ترمیم کرده بود.

258
00:17:56,590 --> 00:17:59,700
‫درعوض، باید توی دردی طاقت‌فرسا
‫ برای سه‌روز اونجا دراز می‌کشید.

259
00:18:03,690 --> 00:18:08,260
‫هرچند، بعد اینکه با تمام توان 
‫سعی کرد قدرت جادویی رو به‌دست بیاره،

260
00:18:08,260 --> 00:18:11,230
‫تولدار دیگه با خاک یکسان شده بود.

261
00:18:11,540 --> 00:18:15,600
‫جادوی سرریزشده، روح کسانی که
‫ مرده بودن رو به‌خودش جذب کرد،

262
00:18:15,600 --> 00:18:19,910
‫و با پخش‌کردنشون در سرزمین، 
‫به پنج دریاچه جادویی تغییرشکل دادن.

263
00:18:20,440 --> 00:18:22,870
‫و بعد اینکه اوضاع فروکش کرد،

264
00:18:23,330 --> 00:18:25,250
‫تیناشا به ساحره تبدیل شد.

265
00:18:27,190 --> 00:18:31,910
‫در گوشه مرز جایی که زمانی قلمرو تولدار بود،
‫برجی برای خودش ساخت تا درش زندگی کنه.

266
00:18:32,470 --> 00:18:35,310
‫و از اون زمان داشته دنبال لاناک می‌گشته.

267
00:18:35,750 --> 00:18:38,020
‫ولی خب هیچ‌وقت ازش دلیلشو نپرسیدم.

268
00:18:39,740 --> 00:18:41,250
‫این کل ماجراست.

269
00:18:46,250 --> 00:18:49,950
‫اون حسی نسبت به من داشت؟

270
00:18:50,980 --> 00:18:53,820
‫سؤالای واضح رو نپرس.

271
00:18:54,580 --> 00:18:58,020
‫اگه با این موقتاً حصار دفاعیت رو مهر نکرده بود...

272
00:18:58,760 --> 00:19:01,380
‫به‌نظرت لاناک می‌ذاشت از دستش قسر در بری؟

273
00:19:01,870 --> 00:19:04,330
‫همینطور اژدهاش هم پیشت گذاشت.

274
00:19:04,770 --> 00:19:07,120
‫جواب درست جلو چشمته.

275
00:19:10,480 --> 00:19:12,660
‫این نقشه‌مونو تغییر نمی‌ده.

276
00:19:12,660 --> 00:19:16,550
‫اون مرد منفور رو می‌کشم و تیناشا رو برمی‌گردونم.

277
00:19:16,850 --> 00:19:17,870
‫همین و بس.

278
00:19:26,020 --> 00:19:28,740
‫نامه‌ای از کوسکول دریافت کردیم.

279
00:19:28,740 --> 00:19:33,520
‫«به چهار کشور بزرگ:
‫تاییری، سزار، گاندونا، و فراساس.

280
00:19:33,530 --> 00:19:34,740
‫سردسته جادوگران فارساس

281
00:19:33,530 --> 00:19:34,740
‫کومو

282
00:19:33,530 --> 00:19:34,740
‫ژنرال فارساس

283
00:19:33,530 --> 00:19:34,740
‫گرنفورت

284
00:19:33,860 --> 00:19:35,930
‫بدینوسیله خواستار تسلیم شما هستیم.»

285
00:19:36,440 --> 00:19:41,650
‫چند روز قبل، تاییری ارتش بزرگی 
‫به تعداد ده‌هزار نفر رو وارد کوسکول کرد.

286
00:19:36,450 --> 00:19:38,240
‫وزیر کشور فراساس

287
00:19:36,450 --> 00:19:38,240
‫نسان

288
00:19:42,470 --> 00:19:45,870
‫با این وجود، قوای تاییری عملاً از بین رفتن.

289
00:19:45,870 --> 00:19:47,670
‫سردسته جادوگران کوسکول

290
00:19:45,870 --> 00:19:47,670
‫باردالوس

291
00:19:46,260 --> 00:19:50,870
‫در همین حین، کوسکول کمتر از 
‫پنجاه جادوگر خودش رو از دست داد.

292
00:19:50,870 --> 00:19:52,720
‫اما این تمام گزارش نیست.

293
00:19:52,720 --> 00:19:56,700
‫همزمان پنج شهر بزرگ در تاییری
‫ مورد حمله قرار گرفتند،

294
00:19:56,700 --> 00:20:00,590
‫و هزاران نفر جون خودشونو از دست دادن.

295
00:20:01,290 --> 00:20:04,240
‫در شهرهای آسیب دیده،
‫ تمام شهروندان محو شدند،

296
00:20:04,240 --> 00:20:06,550
‫با این‌وجود ساحتمان‌ها پابرجا باقی موندن.

297
00:20:07,230 --> 00:20:09,090
‫مسئول این قضیه...

298
00:20:09,090 --> 00:20:11,270
‫ظاهراً ساحره‌ی ماه لاجوردی بوده.

299
00:20:14,380 --> 00:20:18,190
‫و برای همین مورد، 
‫فارساس درخواست کمکی دریافت کرده...

300
00:20:18,660 --> 00:20:23,320
‫ازمون خواستن که
‫ تو ساحره رو نابود کنی، اسکار.

301
00:20:23,320 --> 00:20:24,160
‫از پسش برمیای؟

302
00:20:24,710 --> 00:20:27,120
‫من تنها کسی‌ام که می‌تونه بکشتش.

303
00:20:28,300 --> 00:20:29,700
‫ولی این‌کارو نمی‌کنم.

304
00:20:31,650 --> 00:20:34,810
‫اگه تاییری درخواست کمک کرده، باید بریم اونجا.

305
00:20:34,810 --> 00:20:38,540
‫ولی فقط در حالتیه که کوسکول رو دشمن درنظر بگیرید.

306
00:20:38,540 --> 00:20:40,130
‫ولی اون داستانش فرق داره.

307
00:20:40,530 --> 00:20:44,090
‫مگه اون با اراده‌ی خودش به کوسکول نرفته؟

308
00:20:44,460 --> 00:20:47,300
‫فکر نمی‌کنم چیزی که در ظاهر پیداست
‫ تمام حقیقت باشه.

309
00:20:47,300 --> 00:20:49,080
‫نکنه فریب ساحره رو خوردی؟!

310
00:20:49,080 --> 00:20:50,520
‫ابله کودن!

311
00:20:50,890 --> 00:20:54,560
‫یعنی فراموش کردی که
‫ زندگی مردم‌مون تو دستای توئه؟

312
00:20:56,330 --> 00:20:57,330
‫پدر عزیز.

313
00:20:57,330 --> 00:20:59,080
‫نیازی به بحث بیشتر نیست.

314
00:20:59,080 --> 00:21:00,860
‫از قبل تصمیم خودمو گرفتم.

315
00:21:00,860 --> 00:21:04,360
‫قصد باختن، یا رها کردن هیچ‌چیزو ندارم.

316
00:21:08,100 --> 00:21:10,830
‫شاید واقعاً ارثی باشه.

317
00:21:11,990 --> 00:21:13,410
‫متوجه شدم.

318
00:21:13,410 --> 00:21:15,480
‫هرکاری دلت می‌خواد انجام بدم.

319
00:21:15,480 --> 00:21:16,540
‫در عوض...

320
00:21:17,840 --> 00:21:20,080
‫تو مقام پادشاه رو بگیر.

321
00:21:20,080 --> 00:21:22,210
‫دیگه کم‌کم وقتشه کناره‌گیری کنم.

322
00:21:22,210 --> 00:21:23,550
‫عـ ـ عالیجناب!

323
00:21:23,850 --> 00:21:26,500
‫شاید یه‌کم زوده، ولی نباید مشکلی باشه.

324
00:21:26,500 --> 00:21:29,010
‫از این فرصت استفاده کن و تا جای ممکن یاد بگیر.

325
00:21:33,570 --> 00:21:35,200
‫واقعاً که...

326
00:21:35,200 --> 00:21:37,620
‫همه دلشون می‌خواد منو لای منگنه بذارن.

327
00:21:38,950 --> 00:21:39,960
‫متوجه شدم.

328
00:21:39,960 --> 00:21:42,480
‫با افتخار تاج‌وتخت رو می‌پذیرم.

329
00:21:43,370 --> 00:21:48,380
‫همیشه یادت باشه که اعمالت، 
‫سرنوشت این پادشاهی رو تعیین می‌کنن.

330
00:21:49,360 --> 00:21:53,890
‫تا وقتی اون شمشیر رو به‌دست بگیری،
‫و من یه ساحره باقی بمونم،

331
00:21:54,670 --> 00:21:57,500
‫بالأخره ممکنه روزی برسه که باید...

332
00:21:59,500 --> 00:22:01,010
‫اون حرف‌ها رو فراموش نمی‌کنم.

333
00:23:35,520 --> 00:23:39,980
‫~ پایان رؤیا ~

