﻿1
00:21:55,320 --> 00:21:58,320
{\be1}‫

2
00:00:00,000 --> 00:00:02,940
‫تولدار

3
00:00:07,780 --> 00:00:09,570
‫اینجا پر از گنجه!

4
00:00:09,570 --> 00:00:11,580
‫خب آره دیگه، چون خزانه‌ست.

5
00:00:11,990 --> 00:00:15,160
‫بیاید تصمیم بگیریم چی رو
‫ با خودمون برگردونیم فارساس.

6
00:00:15,600 --> 00:00:17,770
‫من هر وسیله مشکوکی رو به برجم برمی‌گردونم،

7
00:00:17,770 --> 00:00:19,810
‫پس لطفاً اونا هم جدا کنین.

8
00:00:19,810 --> 00:00:21,070
‫چشم!

9
00:00:19,810 --> 00:00:21,070
‫اطاعت می‌شه.

10
00:00:32,060 --> 00:00:33,040
‫ها؟

11
00:00:33,040 --> 00:00:34,740
‫اینو قبلاً کجا دیدم؟

12
00:00:36,270 --> 00:00:38,510
‫فعلاً برش می‌گردونم به برج.

13
00:00:52,660 --> 00:01:01,620
‫HADAD

14
00:00:52,660 --> 00:01:01,620
‫

15
00:02:10,230 --> 00:02:14,990
‫~ انگورهای سبز ~

16
00:02:14,990 --> 00:02:17,410
‫فارساس شرقی، مرز یاردا

17
00:02:14,990 --> 00:02:17,410
‫دژ میندارت

18
00:02:17,950 --> 00:02:20,660
‫سمت مرز شرقی اوضاع مثل قبله؟

19
00:02:20,660 --> 00:02:23,620
‫ژنرال فارساس

20
00:02:20,660 --> 00:02:23,620
‫ادوارد

21
00:02:21,030 --> 00:02:23,860
‫اثری از حرکات غیرمعمول
‫ از طرف کشورهای همسایه نیست،

22
00:02:23,860 --> 00:02:25,910
‫البته درگیری‌های کوچیکی وجود داره.

23
00:02:30,590 --> 00:02:33,550
‫ژنرال فارساس

24
00:02:30,590 --> 00:02:33,550
‫گالن

25
00:02:31,900 --> 00:02:36,310
‫یک سال پیش یه روستایی اون اطراف
‫ توسط اسب‌سوارهایی مورد حمله قرار گرفت.

26
00:02:36,770 --> 00:02:41,010
‫در سریعترین زمین سربازهامونو فرستادیم اونجا،
‫ولی بیشتر روستایی‌ها کشته شده بودن.

27
00:02:41,540 --> 00:02:44,220
‫پس بازمونده‌ها رو به اینجا آوردیم.

28
00:02:44,720 --> 00:02:46,600
‫اسب‌سوارها...

29
00:02:46,600 --> 00:02:47,700
‫منظورت قبیله ایتوـه؟

30
00:02:47,700 --> 00:02:48,720
‫بله.

31
00:02:48,720 --> 00:02:52,980
‫کوچ‌نشین‌هایی که هرچی
‫ نزدیک‌شون باشه رو غارت می‌کنن.

32
00:02:52,980 --> 00:02:54,130
‫الزه-سان!

33
00:02:54,130 --> 00:02:55,690
‫الزه-سان!

34
00:02:55,690 --> 00:02:58,290
‫اون الزه؛ همسر بیوه‌ی کدخدای روستاست.

35
00:02:58,290 --> 00:03:03,670
‫کدخدا درحین محافظت از اون کشته شد،
‫و از اون زمان لبخند به لبش نیاورده.

36
00:03:04,210 --> 00:03:05,620
‫دختر بیچاره.

37
00:03:07,130 --> 00:03:10,690
‫این روزها، تمام وقتش رو
‫ صرف بازی با بچه‌ها می‌کنه.

38
00:03:12,870 --> 00:03:17,300
‫روزی روزگاری، زمانی که 
‫روستامون در میان چمن‌زاری بزرگ بود،

39
00:03:17,770 --> 00:03:20,630
‫دختر زیبایی درون روستا زندگی می‌کرد.

40
00:03:21,530 --> 00:03:27,830
‫خوستگاران جوان بی‌شماری داشت،
‫ ولی هیچ‌کدوم رو به‌عنوان شوهرش انتخاب نمی‌کرد.

41
00:03:27,830 --> 00:03:29,820
‫مطمئنم همه‌شون احمق بودن!

42
00:03:29,820 --> 00:03:30,850
‫هیس.

43
00:03:31,900 --> 00:03:36,010
‫یک روز، روستا توسط مردان
‫ اسب‌سوار پلیدی مورد حمله گرفت.

44
00:03:36,970 --> 00:03:42,030
‫خونه‌ها رو به آتیش کشیدن، 
‫و قصد نابودی روستا و اهالیش رو داشتن.

45
00:03:42,380 --> 00:03:46,380
‫ولی ناگهان یک مرد شمشیرزن آبی‌پوش پدیدار شد.

46
00:03:47,450 --> 00:03:53,040
‫مردان پلید رو فراری داد و
‫ جلوی دزدیده‌شدن دختر رو گرفت.

47
00:03:53,490 --> 00:03:57,750
‫دختر تحت‌تأثیر قرار گرفته بود و
‫ به اون مرد درخواست ازدواج داد،

48
00:03:58,260 --> 00:04:02,870
‫ولی مرد درخواستش رو رد کرد
‫ و بدون هیچ اثری ناپدید شد.

49
00:04:04,910 --> 00:04:05,830
‫پایان.

50
00:04:07,350 --> 00:04:09,090
‫اون شمشیرزن حرف نداشت!

51
00:04:09,090 --> 00:04:11,580
‫هی! بیاین بریم اون طرف شمشیربازی کنیم!

52
00:04:11,580 --> 00:04:12,600
‫باشه!

53
00:04:12,600 --> 00:04:13,860
‫منم میام!

54
00:04:17,230 --> 00:04:18,320
‫معذرت می‌خوام.

55
00:04:18,650 --> 00:04:21,270
‫درمورد داستانی که تعریف کردید کنجکاو بودم.

56
00:04:22,670 --> 00:04:28,740
‫این داستان در واقع براساس اتفاق واقعی‌ایه که
‫ دویست سال پیش توی روستامون اتفاق افتاد.

57
00:04:29,540 --> 00:04:34,330
‫شمشیرزن آبی‌پوش ادعا می‌کرد که 
‫پسرِ دختریه که نجاتش داده.

58
00:04:34,930 --> 00:04:36,020
‫امم...

59
00:04:36,020 --> 00:04:39,710
‫منظورت اینه که از آینده اومده بود؟

60
00:04:40,620 --> 00:04:42,430
‫بله، همینطوره.

61
00:04:42,430 --> 00:04:48,300
‫شمشیرزن آبی‌پوش بچه‌ی اون دختر و کوچ‌نشینی بود
‫ که اون‌زمان دزدیده بودتش.

62
00:04:48,730 --> 00:04:53,380
‫گفت به گذشته برگشته تا 
‫سیاه‌بختیِ مادرش رو تغییر بده.

63
00:04:54,640 --> 00:04:59,340
‫با تغییر گذشته، تولد خودش هم از دنیا پاک می‌کرد.

64
00:04:59,340 --> 00:05:03,180
‫ولی حتی با دونستن این، بازم مادرشو نجات داد.

65
00:05:03,180 --> 00:05:04,660
‫داستان اینطوری بوده.

66
00:05:05,530 --> 00:05:07,190
‫خودت بودی چیکار می‌کردی؟

67
00:05:09,190 --> 00:05:10,780
‫اگه من جاش بودم...

68
00:05:13,050 --> 00:05:14,890
‫گذشته رو تغییر نمی‌دادم.

69
00:05:19,010 --> 00:05:20,460
‫آخر کار خودتو کردی.

70
00:05:21,010 --> 00:05:24,780
‫ 
‫وقتی شنیدم فقط یدونه اتاق خالی دارن
‫ نمی‌دونستم می‌خوایم چیکار کنیم،

71
00:05:25,460 --> 00:05:28,180
‫ولی فکر نمی‌کردم خودتو به یه گربه تبدیل کنی.

72
00:05:28,520 --> 00:05:32,510
‫شریک‌شدن یه اتاق عالیه، چون متوجه می‌شم
‫ شب‌ها قایمکی می‌ری بیرون یا نه.

73
00:05:32,510 --> 00:05:34,480
‫واقعاً بهم اعتماد نداری، ها؟

74
00:05:34,770 --> 00:05:37,490
‫نمی‌دونم چرا فکر کردی بهت اعتماد دارم.

75
00:05:41,150 --> 00:05:43,410
‫می‌خوای کل فردا رو این‌شکلی بمونی؟

76
00:06:07,050 --> 00:06:07,970
‫چی شده؟

77
00:06:08,950 --> 00:06:10,930
‫بهشون وصل شدم!

78
00:06:10,930 --> 00:06:12,290
‫وصل؟

79
00:06:12,290 --> 00:06:13,890
‫آروم باش و درست توضیح بده.

80
00:06:15,110 --> 00:06:20,400
‫به یه خواب عمیق فرو رفتم و
‫ وارد موج خواب یکسانی شدم.

81
00:06:20,400 --> 00:06:22,010
‫اینی که گفتی یعنی چی؟

82
00:06:22,010 --> 00:06:27,740
‫توی این دژ، یه‌نفر درحال خواب، داره با عواطف قویش
‫ خوابشو به بقیه نشون می‌ده.

83
00:06:28,210 --> 00:06:33,330
‫احتمالاً کار کسی با قدرت جادویی‌ـه که 
‫بلد نیست کنترل‌شون کنه.

84
00:06:33,330 --> 00:06:34,830
‫چه‌جور خوابی بود؟

85
00:06:35,950 --> 00:06:38,960
‫خواب کسی که ازش منتفره و نمی‌تونه فراموشش کنه.

86
00:06:43,430 --> 00:06:47,550
‫شنیدم کشور همسایه‌مون یاردا، 
‫داره بیشتر و بیشتر به بیابون تبدیل می‌شه.

87
00:06:47,550 --> 00:06:48,680
‫بله.

88
00:06:48,680 --> 00:06:51,260
‫فعلاً حرکات واضحی ازشون دیده نشده،

89
00:06:51,260 --> 00:06:53,240
‫ولی همچنان حواسمونو جمع می‌کنیم.

90
00:06:53,240 --> 00:06:53,960
‫ممنون.

91
00:06:55,070 --> 00:06:56,600
‫دیگه باید برگردیم.

92
00:06:56,600 --> 00:06:58,610
‫هنوزم باید به روستاها سر بزنیم.

93
00:07:09,280 --> 00:07:10,370
‫قبیله ایتو اینجاست، ها؟

94
00:07:11,400 --> 00:07:12,730
‫تکون نخور، تیناشا.

95
00:07:12,730 --> 00:07:13,820
‫دختر خوبی باش.

96
00:07:18,300 --> 00:07:19,740
‫اسم من هاوی‌ـه.

97
00:07:20,460 --> 00:07:21,990
‫رهبر ایتو هستم.

98
00:07:22,740 --> 00:07:24,670
‫شما چیزی دارید که می‌خوایمش.

99
00:07:25,050 --> 00:07:27,350
‫به‌عنوان یه دزد زیادی امر و نهی می‌کنی.

100
00:07:27,350 --> 00:07:30,380
‫مشکلی ندارم که اینجا حریف همه‌تون بشم.

101
00:07:30,380 --> 00:07:33,100
‫مشخصه تهدیدهاتون فقط حرفه.

102
00:07:33,100 --> 00:07:37,350
‫هرچی می‌خواید بگید،
‫ ولی غارتگری راه و رسم زندگی قبیله‌مونه.

103
00:07:37,350 --> 00:07:39,560
‫آدمای قدرتمند همه‌چیزو به چنگ میارن.

104
00:07:39,950 --> 00:07:42,620
‫ما به روش زندگی‌مون افتخار می‌کنیم!

105
00:07:45,590 --> 00:07:46,860
‫چی می‌خواید؟

106
00:07:47,810 --> 00:07:48,860
‫یه زن.

107
00:07:49,220 --> 00:07:50,060
‫زن؟

108
00:07:50,470 --> 00:07:54,450
‫زنی که یک سال پیش موفق نشدم بدزدم.

109
00:07:54,450 --> 00:07:55,700
‫با وسط گذاشتن اون زن...

110
00:07:56,110 --> 00:07:58,290
‫روی فلات سنگ سرخ باهم دوئل می‌کنیم!

111
00:08:01,670 --> 00:08:03,710
‫مثل قفس برای یه غول می‌مونه.

112
00:08:03,710 --> 00:08:05,670
‫اینجا زمین‌های مقدس ایتو محسوب می‌شه.

113
00:08:06,370 --> 00:08:10,200
‫گفته می‌شه مدت‌ها پیش یک خدا ازش بازدید کرده.

114
00:08:10,200 --> 00:08:11,040
‫یه خدا؟

115
00:08:11,040 --> 00:08:13,690
‫آیتیا؟ یا یکی از بچه‌های آیتیا؟

116
00:08:14,130 --> 00:08:15,820
‫هیچ‌کدوم.

117
00:08:15,820 --> 00:08:17,870
‫اسمش در تاریخ گم شده.

118
00:08:18,350 --> 00:08:19,850
‫خدایی از سرزمین دیگه.

119
00:08:20,140 --> 00:08:21,410
‫سرزمین دیگه؟

120
00:08:22,200 --> 00:08:24,750
‫چیز عجیبی از این مکان حس می‌کنم.

121
00:08:25,520 --> 00:08:29,960
‫پیشنهاد می‌دم اینجا مبارزه نکنید.
‫چطوره همه رو به مکان دیگه‌ای تلپورت کنم؟

122
00:08:29,960 --> 00:08:32,120
‫مثلاً زمین‌های تمرین قلعه چطوره؟

123
00:08:32,120 --> 00:08:35,620
‫به‌نظر جالب میاد، ولی بعیده حریف‌هامون موافقت کنن.

124
00:08:35,620 --> 00:08:37,420
‫صرفاً بهتره سریعتر شکست‌شون بدیم.

125
00:08:38,740 --> 00:08:43,580
‫اگه توی دوئل برنده بشم، شما رو از غارتگری
‫ در سرزمین فارساس منع می‌کنم.

126
00:08:44,030 --> 00:08:47,690
‫خودتون باید تصور کنید که 
‫در صورت زیرپا گذاشتنش چی منتظرتونه.

127
00:08:56,930 --> 00:08:58,640
‫جزئیات رو شنیدی؟

128
00:08:59,280 --> 00:09:04,850
‫ا ـ اون مرد شوهرمو کشت.

129
00:09:06,740 --> 00:09:09,820
‫حتماً کسیه که ازش منتفری.

130
00:09:10,220 --> 00:09:12,530
‫مـ ـ من...

131
00:09:13,750 --> 00:09:14,990
‫مشتاق دیدار.

132
00:09:18,460 --> 00:09:19,990
‫برای تو اینجا اومدم.

133
00:09:32,050 --> 00:09:33,210
‫شروع کنید!

134
00:09:58,390 --> 00:10:00,080
‫دوئل تموم شد.

135
00:10:00,080 --> 00:10:01,750
‫وقتشه سر قولت بمونی.

136
00:10:06,450 --> 00:10:08,490
‫الزه...

137
00:10:26,950 --> 00:10:28,980
‫پس خوابِ اون دختر بود.

138
00:10:33,410 --> 00:10:36,460
‫تیناشا، می‌تونی دستشو دوباره وصل کنی؟

139
00:10:36,460 --> 00:10:38,140
‫این‌کارو نمی‌کنم.

140
00:10:38,140 --> 00:10:39,860
‫پس لااقل خونریزی‌شو بند بیار.

141
00:10:48,300 --> 00:10:50,010
‫همین باید کافی باشه.

142
00:11:00,630 --> 00:11:02,170
‫از اونجا دور شین!

143
00:11:09,060 --> 00:11:10,570
‫چه‌خبر شده؟

144
00:11:10,570 --> 00:11:12,520
‫تلپورت‌شون می‌کنم.

145
00:11:15,070 --> 00:11:16,410
‫خوب نیست.

146
00:11:16,410 --> 00:11:18,500
‫باید جلوشو بگیریم.

147
00:11:18,500 --> 00:11:19,440
‫آره.

148
00:11:21,330 --> 00:11:22,160
‫تیناشا؟

149
00:11:28,140 --> 00:11:28,790
‫اون...

150
00:11:45,220 --> 00:11:46,140
‫تیناشا!

151
00:12:07,070 --> 00:12:08,930
‫حالت خوبه، تیناشا؟

152
00:12:10,030 --> 00:12:10,830
‫نه...

153
00:12:11,580 --> 00:12:12,420
‫نه؟

154
00:12:12,870 --> 00:12:14,340
‫نه، نه، نه!

155
00:12:14,340 --> 00:12:16,330
‫از خیس‌شدن تو حالت گربه متنفرم!

156
00:12:15,290 --> 00:12:16,330
‫چی شده؟

157
00:12:16,330 --> 00:12:17,820
‫یه‌ذره آروم باش!

158
00:12:17,820 --> 00:12:19,610
‫می‌تونی به حالت انسانی برگردی!

159
00:12:24,420 --> 00:12:26,480
‫اینجا دیگه کجاست؟

160
00:12:26,480 --> 00:12:28,350
‫منم دلم می‌خواد بدونم.

161
00:12:30,350 --> 00:12:31,560
‫حالت خوبه؟

162
00:12:31,740 --> 00:12:34,220
‫یه‌کم پیش انگار حال خوبی نداشتی.

163
00:12:34,220 --> 00:12:37,170
‫اون به‌خاطر دخالت جادویی خارجی بود.

164
00:12:37,170 --> 00:12:41,220
‫یه‌جور نیرو از زمین به جادوی توی بدنم حمله کرد.

165
00:12:41,890 --> 00:12:44,170
‫جوری بود انگار درونمو سوراخ می‌کرد.

166
00:12:44,170 --> 00:12:46,740
‫انقدر ترسیده بودم که نمی‌تونستم افسونی اجرا کنم.

167
00:12:45,410 --> 00:12:47,120
‫زمین‌های مقدس ایتو

168
00:12:50,030 --> 00:12:52,790
‫دقیقاً زیرِ زمین‌های مقدس ایتو هستیم.

169
00:12:53,180 --> 00:12:56,580
‫این تاریخچه‌شونه که روی دیوارها حک شده؟

170
00:12:57,000 --> 00:12:58,110
‫«گذشته»...

171
00:12:58,610 --> 00:12:59,930
‫«حلقه‌های جادویی»...

172
00:13:01,290 --> 00:13:02,980
‫«خاطرات یک قبیله»؟

173
00:13:04,270 --> 00:13:05,220
‫اسکار.

174
00:13:06,540 --> 00:13:11,170
‫این باید همون خدای بازدیدگری باشه
‫ که بهمون حمله کرد.

175
00:13:11,890 --> 00:13:17,410
‫«خدایی از شمال، شیاطین اهریمنی که میان انسان‌ها 
‫رخنه کرده بودند را یافته و نابود ساخت.»

176
00:13:17,410 --> 00:13:20,840
‫«همگان با وجود ترس در دلشان، 
‫از خداوند قدردانی کردند.»

177
00:13:20,840 --> 00:13:23,290
‫می‌گه «استراحتگاهی برای او ساختند.»

178
00:13:24,280 --> 00:13:29,660
‫«شیطان اهریمنی» یه اصطلاح تحقیرآمیز 
‫برای جادوگران توی اوایل دوران تاریک‌ـه.

179
00:13:30,150 --> 00:13:33,830
‫اون زمان جادوگرها رو انسان به‌حساب نمیاوردن.

180
00:13:34,380 --> 00:13:38,280
‫این خدا به هر جادویی واکنش نشون می‌داد
‫ و هر جادوگری رو افشا می‌کرد،

181
00:13:38,280 --> 00:13:40,620
‫پس قبیله ایتو حتماً این قضیه رو سودمند دیدن.

182
00:13:41,330 --> 00:13:43,530
‫برای همین زمین مقدس‌شونو استراحتگاهش کردن؟

183
00:13:43,950 --> 00:13:48,360
‫ولی اگه به جادو واکنش نشون می‌ده،
‫چطوری بهت حمله کرد؟

184
00:13:48,360 --> 00:13:50,460
‫شبیه مه میومد، ولی شیطانی چیزیه؟

185
00:13:50,830 --> 00:13:52,260
‫نه، اونطوری نیست.

186
00:13:52,610 --> 00:13:54,270
‫اینجا یه‌چیز دیگه‌ست.

187
00:13:56,130 --> 00:13:57,940
‫ریتـ...دیـ...؟

188
00:13:58,810 --> 00:14:04,300
‫قبل اون، جادوگرها متوجه نمی‌شدن 
‫بدنشون به‌طور فیزیکی و ذهنی تغییر می‌کنه.

189
00:14:04,300 --> 00:14:07,050
‫جادوشون از کنترل خارج می‌شه
‫ و به اطرافیانشون آسیب می‌زنه.

190
00:14:07,050 --> 00:14:08,050
‫نکنه منظورت...

191
00:14:10,870 --> 00:14:13,910
‫خدایی که توسط ملتی قدرتمند در شمال
‫ سرزمین اصلی پرستش می‌شد:

192
00:14:14,930 --> 00:14:18,460
‫خدای حقیقی تاییری؛ ایریتیردیا؟

193
00:14:19,620 --> 00:14:22,050
‫کسی که مسئول تمام آزار و اذیت جادوگرهاست...

194
00:14:24,180 --> 00:14:26,640
‫اسکار، می‌شه اینجا منتظر بمونی تا-

195
00:14:26,640 --> 00:14:27,160
‫نه ممنون.

196
00:14:27,160 --> 00:14:28,180
‫خب معلومه!

197
00:14:28,180 --> 00:14:30,130
‫حدس می‌زدم اینو بگی.

198
00:14:30,130 --> 00:14:32,270
‫می‌خوام برخلاف خواسته‌ت به خونه تلپورتت کنم.

199
00:14:32,600 --> 00:14:34,960
‫وایسا، مطمئنی طوریت نمی‌شه؟

200
00:14:34,960 --> 00:14:36,850
‫واکنشت مثل چند لحظه پیش قرار نیست باشه؟

201
00:14:36,850 --> 00:14:39,130
‫یه دیوار دفاعی می‌سازم.

202
00:14:39,130 --> 00:14:40,790
‫این‌بار هم دیگه یه گربه نیستم.

203
00:14:41,220 --> 00:14:45,810
‫آکاشیا رو پیشت نداری،
‫برای همین انقدر نگرانتم.

204
00:14:47,500 --> 00:14:49,340
‫حالا که اینجاست، اینو قرض می‌گیرم.

205
00:15:00,250 --> 00:15:01,170
‫جلو نیا.

206
00:15:02,920 --> 00:15:04,930
‫اگه به حد توانت رسیدی، می‌تونی برگردی.

207
00:15:13,770 --> 00:15:14,710
‫الزه.

208
00:15:23,560 --> 00:15:25,690
‫توسط ایریتیردیا تسخیر شده؟

209
00:15:26,050 --> 00:15:27,170
‫خوب نیست.

210
00:15:31,610 --> 00:15:33,450
‫هی، این حرکتته؟

211
00:15:42,350 --> 00:15:43,580
‫بدک نیست.

212
00:15:44,290 --> 00:15:45,340
‫حالت خوبه؟

213
00:15:45,340 --> 00:15:46,810
‫رنگت پریده.

214
00:15:46,810 --> 00:15:49,130
‫انگار واقعاً دریازده شدم.

215
00:15:49,450 --> 00:15:51,340
‫من اصلاً همچین حسی ندارم.

216
00:15:51,690 --> 00:15:57,390
‫نیمی از جادوم بعد تولدم گرفته شد،
‫برای همین راحت‌تر روم تأثیر داره.

217
00:15:58,020 --> 00:16:01,460
‫درحالی که جادوی تو مهروموم شده.

218
00:16:01,460 --> 00:16:02,550
‫مهروموم شده؟

219
00:16:03,020 --> 00:16:06,460
‫قضیه‌شو دوست دارم بشنوم، بعدا ازت می‌پرسم.

220
00:16:06,980 --> 00:16:07,730
‫خب؟

221
00:16:08,330 --> 00:16:12,700
‫بدون کشتن الزه، 
‫اینجا می‌تونیم کاری درباره ایریتیردیا بکنیم؟

222
00:16:13,390 --> 00:16:15,000
‫قرار نیست آسون باشه.

223
00:16:15,000 --> 00:16:17,880
‫دربرابر جادو مقاومه، سر همین نمی‌تونیم کشش بدیم.

224
00:16:17,880 --> 00:16:22,100
‫با این‌حال، بدون آسیب‌زدن به بدنش
‫ امکان نداره بتونیم نابودش کنیم.

225
00:16:22,100 --> 00:16:27,610
‫شاید اون انسانی که 
‫روی دیوار حکاکی کرد هم تسخیر شده بوده.

226
00:16:28,170 --> 00:16:30,330
‫اول، ما به آکاشیا نیاز داریم.

227
00:16:31,070 --> 00:16:34,210
‫به‌نظر می‌رسه حتی قابلیت نابودیِ ایریتیردیا رو هم داره.

228
00:16:35,810 --> 00:16:36,820
‫اسکار.

229
00:16:37,260 --> 00:16:37,950
‫آره.

230
00:16:38,300 --> 00:16:42,370
‫ولی اگه با آکاشیا الزه رو ببُرم، قطعاً‌ می‌میره.

231
00:16:42,370 --> 00:16:43,000
‫درسته.

232
00:16:43,000 --> 00:16:46,020
‫به هرصورت اگه این موجود از این مکان فرار کنه...

233
00:16:50,090 --> 00:16:52,900
‫نمی‌تونم بذارم بکشیدش.

234
00:16:53,860 --> 00:16:55,610
‫می‌دونم چه احساسی داری.

235
00:16:56,000 --> 00:17:00,580
‫ولی درحالی که توسط ایریتیردیا تسخیر شده
‫ بذاریم فرار کنه، فاجعه به‌بار میاد.

236
00:17:01,460 --> 00:17:06,040
‫فقط با نزدیک شدن بهش، اونایی که دارای جادو اَن
‫ یا می‌میرن یا دیوونه می‌شن.

237
00:17:06,520 --> 00:17:10,000
‫اگه یه جادوگر به جنون برسه،
‫آدمای اطرافش هم توی خطرن.

238
00:17:10,590 --> 00:17:13,970
‫اون موجود یه مصیبتیه که فقط
‫ باعث ریخته شدن خون بیگناهان می‌شه.

239
00:17:14,290 --> 00:17:17,340
‫می‌خوای اشتباهات تاریخو تکرار کنی؟

240
00:17:17,980 --> 00:17:19,930
‫اگه حتی نمی‌تونی همینقدر درک داشته باشی...

241
00:17:20,330 --> 00:17:22,770
‫می‌تونیم با کشتن خودت شروع کنیم.

242
00:17:25,500 --> 00:17:30,550
‫برام مهم نیست کی رو می‌کشه، یا چند نفر می‌میرن.

243
00:17:32,290 --> 00:17:35,070
‫لطفاً نجاتش بدین.

244
00:17:38,290 --> 00:17:39,970
‫انگار چاره‌ای نیست.

245
00:17:43,820 --> 00:17:47,910
‫اگه من تهدیدی برای دنیا شدم...

246
00:17:48,550 --> 00:17:50,140
‫می‌شه لطفاً منو بکشی؟

247
00:17:54,620 --> 00:17:58,930
‫فقط در صورتی که هیچ‌جوره نشه
‫ اون حقیقت رو عوض کرد.

248
00:18:07,450 --> 00:18:11,300
‫به‌خاطر همین کاراته که می‌تونم به مبارزه ادامه بدم.

249
00:18:16,770 --> 00:18:17,730
‫بیا شروع کنیم.

250
00:18:25,310 --> 00:18:26,620
‫ایریتیردیا.

251
00:18:27,020 --> 00:18:29,580
‫می‌دونم من کسی‌ام که بیدارت کردم.

252
00:18:29,580 --> 00:18:32,380
‫تو درون مهری باستانی بودی،

253
00:18:32,380 --> 00:18:37,060
‫ولی به جادوم واکنش نشون دادی 
‫و با تسخیر اون دختر بیدار شدی.

254
00:18:37,770 --> 00:18:39,010
‫باهام روبرو شو.

255
00:18:39,010 --> 00:18:44,270
‫ای خدایی که بسیاری را کشت و دیوانه کرده‌،
‫ و بر تاریخ لکه ننگی به‌جا گذاشته‌ای.

256
00:18:44,270 --> 00:18:47,010
‫به‌عنوان جادوگری در این سرزمین...

257
00:18:47,680 --> 00:18:50,020
‫من، ساحره ماه لاجوردی، حریفت خواهم بود.

258
00:18:53,260 --> 00:18:54,190
‫تنهام نذار!

259
00:19:03,410 --> 00:19:04,160
‫بیا اینجا.

260
00:19:05,830 --> 00:19:07,310
‫تیناشا! بس کن!

261
00:19:11,750 --> 00:19:12,950
‫تیناشا!

262
00:19:14,590 --> 00:19:16,670
‫هنوز نه.

263
00:19:16,930 --> 00:19:18,420
‫منظورت چیه، هنوز نه؟

264
00:19:18,420 --> 00:19:20,380
‫کاری می‌کنم اون توپ کریستالی رو بیرون بندازی.

265
00:19:20,380 --> 00:19:23,690
‫ولی اونوقت ممکنه فرار کنه.

266
00:19:26,130 --> 00:19:27,370
‫اینجاست.

267
00:19:27,370 --> 00:19:28,690
‫می‌تونی ترتیبشو بدی دیگه؟

268
00:19:29,350 --> 00:19:30,730
‫تو...

269
00:19:30,730 --> 00:19:33,560
‫می‌خوای شکمتو از وسط پاره کنم؟

270
00:19:33,920 --> 00:19:37,220
‫می‌دونم با ایجاد کوچیک‌ترین زخم ممکن 
‫می‌تونی انجامش بدی.

271
00:19:37,220 --> 00:19:39,120
‫واقعاً داری چیز محال می‌خوای.

272
00:19:39,120 --> 00:19:41,530
‫شاید این باشه که اعتمادبه‌نقس کافی نداری؟

273
00:19:41,530 --> 00:19:42,900
‫گردن من ننداز، احمق!

274
00:19:42,900 --> 00:19:44,990
‫فقط خسته شدم که همش ازم استفاده می‌کنی.

275
00:19:45,300 --> 00:19:46,360
‫مگه گربه‌ای؟

276
00:19:46,360 --> 00:19:47,860
‫نه، نیستم.

277
00:19:53,150 --> 00:19:55,490
‫باشه بابا، انجامش می‌دم.

278
00:20:01,750 --> 00:20:04,760
‫تو تنها کسی هستی که می‌خوام.

279
00:20:08,070 --> 00:20:09,560
‫راحت از پس ایریتیردیا برمیام.

280
00:20:09,560 --> 00:20:11,580
‫آره، البته.

281
00:20:13,110 --> 00:20:14,290
‫اسکار.

282
00:20:14,290 --> 00:20:19,580
‫برای زمان خیلی خیلی زیادیه که
‫ می‌خواستم این خدا رو لت‌وپار کنم.

283
00:20:20,970 --> 00:20:23,390
‫پس خواهش می‌کنم.

284
00:20:38,590 --> 00:20:39,750
‫حالت خوبه؟

285
00:20:40,220 --> 00:20:42,920
‫دیگه تیکه‌ای توش نمونده، مگه نه؟

286
00:20:42,920 --> 00:20:45,950
‫اگه چیزی مونده بود می‌فهمیدم.

287
00:20:45,950 --> 00:20:47,060
‫من خوبم.

288
00:20:47,940 --> 00:20:49,640
‫دختره چی شد؟

289
00:20:49,960 --> 00:20:53,350
‫الزه درمان شد و توی خرابه‌های روستا موند.

290
00:20:53,640 --> 00:20:56,560
‫اگه دلش خواست، می‌تونه خودش برگرده.

291
00:20:57,190 --> 00:20:58,370
‫به گمونم.

292
00:21:03,740 --> 00:21:06,140
‫می‌خوای توی شکل انسانی‌ت بخوابی؟

293
00:21:06,140 --> 00:21:08,450
‫یادت رفته باهم تو یه اتاقیم؟

294
00:21:08,450 --> 00:21:11,780
‫می‌دونم خوب می‌تونی خودداری کنی.

295
00:21:11,780 --> 00:21:13,840
‫یه‌روز این قراره بلای جونت بشه.

296
00:21:13,840 --> 00:21:16,620
‫وقتی گربه‌م مثل یه توپ به خودم می‌پیچم.

297
00:21:16,620 --> 00:21:18,270
‫می‌خوام دست‌وپامو کش بدم.

298
00:21:19,820 --> 00:21:23,230
‫بذار فقط یه‌ساعت بخوابم.

299
00:21:23,880 --> 00:21:25,590
‫درست‌حسابی استراحت کن.

300
00:21:32,380 --> 00:21:34,520
‫هرچی هم بشه، ازت محافظت می‌کنم.

301
00:21:48,980 --> 00:21:50,410
‫اون واسه چی بود؟!

302
00:21:50,410 --> 00:21:51,570
‫ببخشید، از دستم در رفت.

303
00:21:51,990 --> 00:21:55,320
‫تـ ـ تازه داشت خوابم می‌گرفت.

304
00:23:35,480 --> 00:23:39,980
‫~ پدیده‌های ناشناخته ~

