﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:07,000
 

2
00:00:12,470 --> 00:00:14,514
‫بخوابونیدش. خفه‌شو!

3
00:00:21,104 --> 00:00:23,148
‫بگو وایکینگ‌های یومز کجا زندگی می‌کنن؟

4
00:00:24,065 --> 00:00:25,525
‫هیچکس نمی‌دونه کجا زندگی می‌کنن.

5
00:00:26,359 --> 00:00:29,362
‫ فقط بهمون گفتن معتقدانی که قبلا...

6
00:00:29,446 --> 00:00:30,655
‫به این ساحل اومدن...

7
00:00:30,739 --> 00:00:34,325
‫به اوپسالایی جدید به
‫ اسم یومزبورگ منتقل می‌شن.

8
00:00:35,952 --> 00:00:38,455
‫و وایکینگ‌های یومز پیداتون می‌کنن؟

9
00:00:39,080 --> 00:00:43,251
‫اودین همین‌طوری مثل والکیری‌ها 
‫می‌فرستشون نجاتتون بدن؟

10
00:00:44,878 --> 00:00:46,129
‫امیدوارم شانس بیارن...

11
00:00:47,005 --> 00:00:49,340
‫که از مسیحیانی مثل تو انتقام بگیرن.

12
00:00:59,350 --> 00:01:01,728
‫- پدر.
‫- نه. نرو.

13
00:01:12,781 --> 00:01:15,825
‫برای پادشاه شدن باید شمشیرت
‫ به خون آغشته بشه.

14
00:01:16,618 --> 00:01:18,828
‫این کافر رو نفله کن!

15
00:01:25,251 --> 00:01:27,712
‫بذار بفهمن که رئیس ماییم.

16
00:01:36,304 --> 00:01:37,347
‫زود!

17
00:01:50,819 --> 00:01:52,278
‫پدرت بهت افتخار می‌کنه.

18
00:02:04,873 --> 00:02:11,444
‫فصل دوم — قسمت دوم
‫«وایکینگ‌ها: والهالا»

19
00:02:11,715 --> 00:02:19,715
‫مترجم: «تارخ علی‌خانی»
‫تلگرام: aManOfWar@

20
00:02:30,942 --> 00:02:34,638
‫[یومزبورگ، پومرانی]

21
00:03:06,102 --> 00:03:07,145
‫خوش اومدی فریدیس!

22
00:03:10,273 --> 00:03:12,108
‫فریدیس، ناجی کاتگات.

23
00:03:13,443 --> 00:03:14,819
‫خوش اومدی فریدیس!

24
00:03:16,321 --> 00:03:17,697
‫خوش اومدی فریدیس!

25
00:03:19,908 --> 00:03:21,492
‫اون یارل کاره رو کشته.

26
00:03:21,576 --> 00:03:23,286
‫- سلام.
‫- فریدیس.

27
00:03:24,871 --> 00:03:25,871
‫سلام.

28
00:03:26,789 --> 00:03:28,291
‫خوش اومدی فریدیس!

29
00:03:30,752 --> 00:03:31,752
‫فریدیس...

30
00:03:32,837 --> 00:03:34,714
‫حافظ ایمان.

31
00:03:34,797 --> 00:03:36,549
‫رهبران یومزبورگ.

32
00:03:45,975 --> 00:03:48,102
‫من هارکر هستم فریدیس.

33
00:03:49,562 --> 00:03:50,813
‫به یومزبورگ خوش‌ اومدی.

34
00:03:52,148 --> 00:03:53,148
‫ممنونم.

35
00:03:54,150 --> 00:03:55,360
‫این گودریده.

36
00:04:39,279 --> 00:04:42,225
‫[نووگورود، روس]

37
00:04:42,865 --> 00:04:44,200
‫نووگورود دوست من.

38
00:04:45,743 --> 00:04:47,870
‫به زودی به درجه پادشاهی می‌رسیم.

39
00:05:12,979 --> 00:05:14,063
‫دارن چیکار می‌کنن؟

40
00:05:15,023 --> 00:05:16,274
‫افیون مصرف می‌کنن.

41
00:05:16,941 --> 00:05:20,028
‫می‌گن وقتی دود وارد بدنت می‌شه 
‫روحت رو می‌دزده.

42
00:05:21,738 --> 00:05:22,822
‫چرا باید چنین کاری بکنن؟

43
00:05:24,449 --> 00:05:25,825
‫که از این جهان فرار کنن.

44
00:05:27,118 --> 00:05:28,244
‫تا با مُرده‌ها هم‌صحبت بشن.

45
00:05:34,500 --> 00:05:35,960
‫فکر کنم عموم رو پیدا کردم.

46
00:06:08,451 --> 00:06:10,620
‫خودشه. بیا.

47
00:06:18,961 --> 00:06:21,339
‫بذارید رد بشم. 
‫من شاهزاده هارالد سیگرسون هستم.

48
00:06:21,923 --> 00:06:23,758
‫اومدم عموم یاروسلاو رو ببینم.

49
00:06:23,841 --> 00:06:24,841
‫وایسید.

50
00:06:32,100 --> 00:06:33,393
‫این رو بگیر.

51
00:06:38,523 --> 00:06:41,943
‫این مبارزه به یه وایکینگ احتیاج داره...

52
00:06:42,026 --> 00:06:44,570
‫وایکینگی به اسم شاهزاده 
‫هارالد سیگرسون از نروژ...

53
00:06:45,279 --> 00:06:47,615
‫نتیجه‌ی هارالد زیباموی...

54
00:06:47,698 --> 00:06:51,411
‫و هم‌خون یاروسلاو خردمندِ عالی‌رتبه.

55
00:06:51,494 --> 00:06:52,494
‫صبرکنید!

56
00:07:00,878 --> 00:07:01,712
‫هارالد؟

57
00:07:03,840 --> 00:07:04,840
‫عمو.

58
00:07:05,883 --> 00:07:06,883
‫نگاهش کن.

59
00:07:07,802 --> 00:07:09,554
‫چرا اومدی نووگورود؟

60
00:07:12,056 --> 00:07:13,683
‫قضیه‌اش طولانیه عمو.

61
00:07:14,350 --> 00:07:16,436
‫بهتره حین پذیرایی واست تعریفش کنم.

62
00:07:22,525 --> 00:07:24,045
‫[زندان کاخ لندن]

63
00:07:29,490 --> 00:07:32,160
‫پس اقوامت از وایکینگ‌ها و کانوت متنفرن.

64
00:07:32,702 --> 00:07:35,872
‫البته این چیز جدیدی نیست.
‫خیلی‌ها باهات هم‌نظرند.

65
00:07:35,955 --> 00:07:37,457
‫ولی تو فرق داری.

66
00:07:37,540 --> 00:07:39,876
‫تو اومدی لندن که یک اقدامی بکنی.

67
00:07:40,793 --> 00:07:43,838
‫چیزی نمونده که نگفته باشم.

68
00:07:43,921 --> 00:07:44,964
‫ما طلا پیدا کردیم.

69
00:07:45,965 --> 00:07:47,842
‫توی وسایلت. یک‌نفر تو رو اجیر کرده.

70
00:07:48,551 --> 00:07:50,636
‫من اسمش رو می‌خوام. یا یه توضیحی.

71
00:07:51,637 --> 00:07:52,972
‫اصلا ندیدمش.

72
00:07:54,474 --> 00:07:56,809
‫خب پس از جایی که نمی‌دونی چه شکلی بود...

73
00:07:57,935 --> 00:08:00,062
‫چشم‌هات برام فایده‌ای ندارن.

74
00:08:05,651 --> 00:08:07,862
‫- اهل شمال نبود.
‫- از کجا می‌دونی؟

75
00:08:07,945 --> 00:08:09,071
‫صحبت کردنش.

76
00:08:09,155 --> 00:08:12,617
‫برام طلا گذاشت و 
‫مسیر میخانه‌ها رو بهم یاد داد.

77
00:08:13,618 --> 00:08:14,744
‫اهل جنوب بود.

78
00:08:15,536 --> 00:08:16,536
‫من اسم می‌خوام.

79
00:08:19,749 --> 00:08:21,292
‫چیز دیگه‌ای نمی‌دونم.

80
00:08:24,086 --> 00:08:25,338
‫نه.

81
00:08:27,632 --> 00:08:28,758
‫بیشتر فکر کن.

82
00:08:32,970 --> 00:08:37,808
‫شنیدم یکی «خرس» صداش کرد.

83
00:08:48,861 --> 00:08:50,363
‫تنها کار می‌کرد؟

84
00:08:50,446 --> 00:08:51,446
‫این‌طور میگه.

85
00:08:54,283 --> 00:08:56,077
‫خانوادش اهل نورثامبریا هستن.

86
00:08:56,160 --> 00:08:59,247
‫کانوت سرزمین‌‌شون رو به یارل نوری
‫ سپرد و آوارشون کرد.

87
00:08:59,330 --> 00:09:02,500
‫می‌گه یه نفر از جنوب به 
‫اسم «خرس» بهش پول داده.

88
00:09:04,001 --> 00:09:05,086
‫شاید هم «بار» بوده.

89
00:09:06,212 --> 00:09:07,380
‫اسم محبوبیه...

90
00:09:07,463 --> 00:09:10,091
‫شاید از خودش درآورده که
‫ از یه نفر محافظت کنه.

91
00:09:10,758 --> 00:09:12,343
‫از کجا می‌شه فهمید؟

92
00:09:14,387 --> 00:09:15,805
‫هنوز یه چشم دیگه داره.

93
00:09:30,444 --> 00:09:33,197
‫خوبه! حمله کن! خوبه!

94
00:09:39,412 --> 00:09:40,955
‫خوب تعلیم‌شون دادی.

95
00:09:43,040 --> 00:09:45,501
‫شنیدن چنین تعریفی از 
‫سپربانوی کاتگات افتخار بزرگیه.

96
00:09:46,294 --> 00:09:49,672
‫خوشحال می‌شیم شما هم تعلیماتتون 
‫رو با ما به اشتراک بذارید.

97
00:10:10,067 --> 00:10:12,236
‫ببینیم چقدر بلده.

98
00:10:13,362 --> 00:10:15,281
‫ببینیم داستان‌هاش حقیقت دارن؟

99
00:11:15,466 --> 00:11:16,466
‫معذرت می‌خوام.

100
00:11:18,427 --> 00:11:21,097
‫نه. خیلی یاد گرفتم.

101
00:11:21,972 --> 00:11:22,972
‫هممون یاد گرفتیم.

102
00:11:24,141 --> 00:11:25,141
‫ممنونم فریدیس.

103
00:11:29,313 --> 00:11:30,313
‫یوروندر.

104
00:11:30,731 --> 00:11:32,191
‫دریا داره فروکش می‌کنه. وقت رفتنه.

105
00:11:33,567 --> 00:11:35,903
‫وقتی اولین بار تعلیم دیدی رو یادمه.

106
00:11:36,946 --> 00:11:39,115
‫هربار دماغت رو می‌بینم یادش می‌افتم.

107
00:11:39,198 --> 00:11:40,324
‫کجا می‌رن؟

108
00:11:41,033 --> 00:11:44,453
‫یوروندر داره برمی‌گرده شمال
‫ که پناهندگان رو بیاره.

109
00:11:45,538 --> 00:11:46,872
‫اگه موفق بشه...

110
00:11:46,956 --> 00:11:49,500
‫میارشون اینجا. که جاشون امن باشه.

111
00:11:51,711 --> 00:11:54,630
‫تو و هارکر به جز یوروندر
‫ فرزند دیگه‌ای هم دارید؟

112
00:11:56,090 --> 00:11:58,134
‫یوروندر فرزند هارکر نیست.

113
00:11:59,301 --> 00:12:01,512
‫شوهرم برادر هارکر بود.

114
00:12:03,139 --> 00:12:05,725
‫وقتی یوروندر خردسال بود 
‫حین یک یورش کشته شد.

115
00:12:06,559 --> 00:12:08,644
‫هارکر مثل پسر خودش بزرگش کرد.

116
00:12:09,311 --> 00:12:10,438
‫خیلی صمیمین.

117
00:12:13,482 --> 00:12:15,443
‫راجع به پدر بچه‌ خودت بگو.

118
00:12:17,528 --> 00:12:19,280
‫از کجا فهمیدی بچه دارم؟

119
00:12:20,156 --> 00:12:22,283
‫چون از شکمت محافظت می‌کنی.

120
00:12:23,784 --> 00:12:24,785
‫مرد خوبیه.

121
00:12:29,123 --> 00:12:30,791
‫دلم براش تنگ شده ولی...

122
00:12:32,793 --> 00:12:34,295
‫مسیرمون از هم جدا شده.

123
00:12:36,046 --> 00:12:38,424
‫تو جای امنی هستی فریدیس.

124
00:12:39,759 --> 00:12:43,554
‫تولد فرزند رو توی یومزبورگ باید جشن گرفت.

125
00:12:44,430 --> 00:12:46,432
‫مخصوصا فرزند تو.

126
00:12:48,559 --> 00:12:50,186
‫دروازه‌ها رو باز کنید!

127
00:12:59,195 --> 00:13:03,240
‫شنیدیم کانوت پادشاه انگلستان شده.

128
00:13:04,116 --> 00:13:07,328
‫و پسرش اسوین رو به‌عنوان 
‫پادشاه نروژ منصوب کرده.

129
00:13:08,037 --> 00:13:09,455
‫جایگاهی که قولش رو به من داده بود.

130
00:13:09,538 --> 00:13:12,291
‫برادرت اولاف چطور؟
‫اون مدعی نشده؟

131
00:13:12,374 --> 00:13:15,503
‫در کاتگات توسط اسوین ریش‌چنگالی
‫ شکست خورد...

132
00:13:15,586 --> 00:13:17,963
‫که بعدا اون رو به جایگاه 
‫محافظ نوه‌اش منصوب کرد.

133
00:13:19,590 --> 00:13:23,511
‫لرد ویتومیر، این برادرزاده‌ی من 
‫هارالد سیگرسون، شاهزاده‌ی نروژه.

134
00:13:23,594 --> 00:13:25,346
‫ویتومیر اهل چوده...

135
00:13:25,429 --> 00:13:29,016
‫سرزمینی که زن‌هاش بسیار زیبان...

136
00:13:29,099 --> 00:13:31,393
‫و مردهاش فقط حسادت بلدن.

137
00:13:32,520 --> 00:13:34,271
‫به نووگورود خوش‌اومدی شاهزاده هارالد.

138
00:13:36,023 --> 00:13:37,358
‫و چی شما رو به اینجا آورده؟

139
00:13:37,942 --> 00:13:41,487
‫خب مثل‌ خیلی‌های دیگه که 
‫اینجان من هم پناهنده هستم.

140
00:13:42,279 --> 00:13:45,199
‫که منتظره مسیر قسطنطیه دوباره باز بشه.

141
00:13:46,700 --> 00:13:48,077
‫چی باعث بسته شدنش شده؟

142
00:13:48,577 --> 00:13:49,829
‫پشنگ‌ها.

143
00:13:51,413 --> 00:13:52,414
‫پشنگ‌ها؟

144
00:13:52,498 --> 00:13:54,250
‫جنگویانی عشایری و بی‌رحم.

145
00:13:54,333 --> 00:13:56,502
‫که الان در جوار رود دنایپر اردو زدن.

146
00:13:57,419 --> 00:14:00,381
‫سوارکارانی بی‌نقص اما وحشی.

147
00:14:00,464 --> 00:14:04,885
‫پوست قربانی‌هاشون رو زنده‌زنده می‌کنن
‫ و از جمجمه‌هاشون پیاله درست می‌کنن.

148
00:14:05,678 --> 00:14:07,304
‫از آخرین باری که...

149
00:14:07,388 --> 00:14:10,307
‫یک کشتی تجاری از کداک به
‫ دریای سیاه رفته هفده ماه می‌گذره.

150
00:14:10,975 --> 00:14:14,395
‫انبارهامون با کالاهایی بی‌مقصد پر شده...

151
00:14:14,478 --> 00:14:16,856
‫و دور میزهای من همیشه پر مهمانه.

152
00:14:18,566 --> 00:14:19,567
‫گرینلندی!

153
00:14:21,485 --> 00:14:24,280
‫لبه‌ی زمین بلدن حرف بزنن دیگه، مگه نه؟

154
00:14:25,906 --> 00:14:27,241
‫آخرین باری که بودم بلد بودن.

155
00:14:27,825 --> 00:14:31,120
‫بهمون بگو که دوری از تمدن چطوریه؟

156
00:14:31,203 --> 00:14:33,038
‫آره، بگو!

157
00:14:35,082 --> 00:14:37,877
‫گرینلند خیلی... ساکته.

158
00:14:42,172 --> 00:14:44,300
‫ساکت و؟

159
00:14:46,385 --> 00:14:48,304
‫باعث‌ می‌شه به شرایط فکر کنی.

160
00:14:49,680 --> 00:14:53,976
‫شب‌ها شفق‌های قطبی رو می‌دیدیم.

161
00:14:55,561 --> 00:15:01,275
‫رنگ‌هایی از بهشت که که
‫ آسمان رو نورانی می‌کنند.

162
00:15:03,485 --> 00:15:05,362
‫وقتی جوان بودیم داستان‌هایی می‌شنیدیم...

163
00:15:06,196 --> 00:15:09,575
‫که می‌گفتن اون نورها بازتاب
‫ زره‌ی والکیری‌ها هستند.

164
00:15:12,453 --> 00:15:13,453
‫یا...

165
00:15:15,372 --> 00:15:16,457
‫وقتی که ماه روی خط افقه...

166
00:15:17,833 --> 00:15:20,794
‫و دریا آرومه...

167
00:15:21,879 --> 00:15:26,508
‫می‌تونی صدای آواز نهنگ‌ها 
‫رو از دنیای زیرین بشنوی.

168
00:15:28,260 --> 00:15:29,887
‫بعدش ناگهان...

169
00:15:31,221 --> 00:15:32,806
‫ناگهان از تاریکی پیدا می‌شن.

170
00:15:34,141 --> 00:15:37,269
‫با دهان‌هایی انقدر بزرگ که می‌تونن
‫ یه کشتی کامل رو قورت بدن.

171
00:15:40,522 --> 00:15:43,192
‫وقتی اونجا بودم از گرینلند متنفر بودم.

172
00:15:46,153 --> 00:15:47,196
‫حالا دلم براش تنگ شده.

173
00:15:49,448 --> 00:15:51,116
‫دلم برای مردمی که می‌شناختم تنگ شده.

174
00:15:53,452 --> 00:15:54,453
‫من درکت می‌کنم.

175
00:15:55,162 --> 00:15:59,458
‫به نووگورود خوش‌اومدی. 
‫جایی که متاسفانه سکوت وجود نداره.

176
00:16:06,256 --> 00:16:07,466
‫ازش خوشم میاد.

177
00:16:09,259 --> 00:16:12,763
‫من اومدم یه لطفی ازت بخوام عمو.

178
00:16:14,431 --> 00:16:15,349
‫ارتش می‌خوای.

179
00:16:15,432 --> 00:16:18,978
‫که برگردی نروژ و چیزی که فکر می‌کنی
‫ حقته رو پس بگیری.

180
00:16:19,061 --> 00:16:20,061
‫درسته.

181
00:16:21,021 --> 00:16:24,233
‫متاسفانه باید این مسیر طولانی 
‫رو دست‌خالی برگردی عموجان.

182
00:16:24,316 --> 00:16:25,734
‫کمکی از دست من برنمیاد.

183
00:16:25,818 --> 00:16:27,736
‫برنمیاد یا میلی نداری کمک کنی؟

184
00:16:28,862 --> 00:16:30,698
‫نووگورود در صلحه.

185
00:16:30,781 --> 00:16:32,366
‫ولی مشکلات خودش رو داره.

186
00:16:32,783 --> 00:16:34,660
‫حالا که مسیر تجارت جنوبی بسته شده...

187
00:16:34,743 --> 00:16:38,956
‫بیشتر از هروقتی به امپراتوری شمالی
‫ کانوت نیاز دارم. مخصوصا انگلستان.

188
00:16:39,039 --> 00:16:41,458
‫نمی‌تونم خطر ناراحت کردن اون
‫ یا پدر دیوانه‌ش رو قبول کنم...

189
00:16:41,542 --> 00:16:44,253
‫که تو بتونی چیزی که هیچ‌وقت 
‫مال تو نبوده رو به دست بیاری!

190
00:16:50,342 --> 00:16:54,096
‫از دید من دو انتخاب داری عمو جان.

191
00:16:55,180 --> 00:16:57,516
‫برگردی کاتگات و با اولاف بیعت کنی.

192
00:16:57,599 --> 00:16:58,434
‫نه.

193
00:16:58,517 --> 00:17:01,186
‫و یا کاری رو بکنی که وایکینگ‌ها همیشه کردن.

194
00:17:03,939 --> 00:17:05,607
‫رویکرد جدیدی پیش بگیری.

195
00:17:14,491 --> 00:17:17,786
‫الهه‌ی تقدیر سرنوشت خدایان
‫ و مردم رو تعیین می‌کنه.

196
00:17:17,870 --> 00:17:22,207
‫و حالا سرنوشت ما به هم گره خورده.

197
00:17:23,083 --> 00:17:24,084
‫چنین حسی داشتم.

198
00:17:25,836 --> 00:17:27,629
‫ولی درکش نمی‌کنم.

199
00:17:28,881 --> 00:17:31,759
‫مایلی که گودجی این معبد بشی؟

200
00:17:33,302 --> 00:17:34,595
‫من یک جنگجو‌ ام.

201
00:17:35,846 --> 00:17:37,514
‫نه یک گودجی.

202
00:17:38,390 --> 00:17:40,267
‫من مخالفم.

203
00:17:42,352 --> 00:17:45,814
‫به نظر من تو برای هدف والاتری 
‫از جنگ‌آوری نزد ما اومدی.

204
00:17:47,649 --> 00:17:49,193
‫به نظرم اومدی که...

205
00:17:50,235 --> 00:17:54,114
‫کمک کنی معتقدین سنتی راه زندگی
‫ بهتری رو پیدا کنن.

206
00:17:56,700 --> 00:17:58,118
‫اجازه هست شمشیرت رو ببینم؟

207
00:18:16,845 --> 00:18:20,140
‫پناهندگانی که به اینجا آوردیم راجع 
‫بهت زیاد حرف زدند فریدیس.

208
00:18:20,224 --> 00:18:24,144
‫می‌گن که آخرین گودجی که توی اوپسالا بود...

209
00:18:24,853 --> 00:18:27,189
‫قبل نابودی زیارتگاه این رو به تو داد.

210
00:18:28,982 --> 00:18:29,983
‫درسته.

211
00:18:30,526 --> 00:18:32,736
‫به نظرت این کارش معنی‌ای نداشت؟

212
00:18:35,364 --> 00:18:37,616
‫چه کسی به جز تو حق شروعی دوباره رو داره؟

213
00:18:38,992 --> 00:18:40,244
‫شروع دوباره‌ی چی؟

214
00:18:41,120 --> 00:18:42,996
‫شروع ساخت اوپسالای جدید.

215
00:18:45,707 --> 00:18:46,834
‫اینجا.

216
00:18:47,584 --> 00:18:49,670
‫کسی بهت نگفت که تو برگزیده شدی؟

217
00:18:55,467 --> 00:18:59,471
‫در اوپسالا موجودی باستانی بر من نازل شد.

218
00:19:00,597 --> 00:19:02,683
‫بهم گفت که برگزیده شدم...

219
00:19:04,059 --> 00:19:06,186
‫ولی وقتی مردم از من کمک خواستند...

220
00:19:08,147 --> 00:19:09,565
‫بهشون کمکی نکردم.

221
00:19:10,691 --> 00:19:12,192
‫اون راست می‌گفت. من...

222
00:19:14,695 --> 00:19:16,113
‫از کاتگات فرار کردم.

223
00:19:21,201 --> 00:19:25,831
‫اگر مونده بودی الان نمی‌تونستی 
‫راه انتخابی داشته باشی.

224
00:19:28,041 --> 00:19:31,587
‫شاید آزمون واقعی تو...

225
00:19:35,799 --> 00:19:37,509
‫در اینجاست، نه کاتگات.

226
00:20:03,410 --> 00:20:04,578
‫المذنیب.

227
00:20:07,623 --> 00:20:09,291
‫ما بهش می‌گیم ستاره‌ی دنباله‌دار.

228
00:20:10,417 --> 00:20:12,920
‫به هر زبانی نماد زیباییه.

229
00:20:14,630 --> 00:20:16,256
‫خیلی‌ها معتقدن که باعث سیاه‌بختیه.

230
00:20:17,966 --> 00:20:21,178
‫مردم همیشه از چیزی که درکش نمی‌کنن می‌ترسن.

231
00:20:23,555 --> 00:20:24,973
‫یعنی تو درکش می‌کنی؟

232
00:20:25,057 --> 00:20:26,975
‫کاملا؟ نه.

233
00:20:28,435 --> 00:20:31,355
‫ولی می‌دونم که جمجمه‌ی یمیر غول‌پیکر...

234
00:20:31,438 --> 00:20:33,190
‫یا قاصد شیطان نیست.

235
00:20:33,774 --> 00:20:36,985
‫به احتمال زیاد از سنگ و بخارات درست شده...

236
00:20:37,069 --> 00:20:39,238
‫که نور خورشید رو بازتاب می‌دن.

237
00:20:40,781 --> 00:20:42,783
‫و از متون باستانی می‌دونم که...

238
00:20:42,866 --> 00:20:45,244
‫اولین باری نیست که بالای سرمون ظاهر می‌شه.

239
00:20:47,120 --> 00:20:48,330
‫پس نمی‌ترسم.

240
00:20:49,039 --> 00:20:50,999
‫از آسمان‌ها خیلی می‌دونی.

241
00:20:51,583 --> 00:20:54,419
‫من عناصر آسمانی رو مطالعه می‌کنم.

242
00:20:55,837 --> 00:20:56,837
‫اومدم نووگورود که...

243
00:20:56,880 --> 00:21:00,133
‫سنگ‌های سوزانی که به
‫ زمین سقوط می‌کنند رو پیدا کنم.

244
00:21:00,217 --> 00:21:01,468
‫سنگ‌هایی که به زمین سقوط می‌کنن؟

245
00:21:03,178 --> 00:21:05,639
‫- تونستی پیداشون کنی؟
‫- آره.

246
00:21:05,973 --> 00:21:08,475
‫توی برف خیلی زودتر پیدا می‌شن.

247
00:21:11,186 --> 00:21:12,396
‫اسم من مریمه.

248
00:21:16,275 --> 00:21:17,275
‫من لیف هستم.

249
00:21:18,110 --> 00:21:19,278
‫لیف اریکسون.

250
00:21:23,365 --> 00:21:26,785
‫من سردمه لیف اریکسون.

251
00:21:45,095 --> 00:21:46,430
‫طناب رو بنداز!

252
00:21:52,853 --> 00:21:53,854
‫محکم بگیر!

253
00:21:57,482 --> 00:21:58,483
‫به این سمت!

254
00:22:02,279 --> 00:22:04,156
‫واسه همه‌تون غذا هست.

255
00:22:04,906 --> 00:22:07,784
‫ولی اول باید سلاحتون رو تحویل بدید.

256
00:22:11,204 --> 00:22:12,789
‫واسه امنیت خود شماست دوست من.

257
00:22:15,125 --> 00:22:15,959
‫بفرمایید.

258
00:22:16,043 --> 00:22:17,419
‫- ممنونم.
‫- قابل شما رو نداره.

259
00:22:25,761 --> 00:22:27,137
‫مال پدرم بود.

260
00:22:29,139 --> 00:22:30,140
‫بیا.

261
00:22:34,227 --> 00:22:35,979
‫به رسومات سنتی معتقدن.

262
00:22:36,855 --> 00:22:37,855
‫مثل ما.

263
00:22:38,815 --> 00:22:39,941
‫تهدیدی نیستن.

264
00:22:40,942 --> 00:22:42,069
‫مطمئن نیستیم.

265
00:22:43,862 --> 00:22:45,906
‫ازشون نمی‌پرسیم اهل کجان.

266
00:22:45,989 --> 00:22:48,075
‫بهتره احتیاط کنیم.

267
00:22:48,658 --> 00:22:50,243
‫از اینجا کجا می‌رن؟

268
00:22:50,827 --> 00:22:52,287
‫می‌بریمشون جنگل.

269
00:22:53,789 --> 00:22:55,791
‫که بتونن در آرامش کار و زندگی کنن.

270
00:22:57,542 --> 00:22:58,627
‫چه کاری؟

271
00:22:58,710 --> 00:23:02,464
‫به ما کمک می‌کنن اسلحه درست کنیم تا ازشون 
‫در مقابل تهدیدات مسیحیان دفاع کنیم.

272
00:23:03,298 --> 00:23:06,802
‫برای زندگی کردن در آرامش هرکسی 
‫باید وظایفش رو انجام بده.

273
00:23:18,688 --> 00:23:21,942
‫تو فریدیس هستی، سپربانوی کاتگات.

274
00:23:22,025 --> 00:23:22,943
‫درسته.

275
00:23:23,026 --> 00:23:25,654
‫بعد سقوط کاتگات دنبالت می‌گشتیم.

276
00:23:26,696 --> 00:23:28,365
‫کسی نبود ما رو رهبری کنه.

277
00:23:30,325 --> 00:23:33,203
‫خدایان چیزی که می‌خواستی رو فراهم کردند.

278
00:23:33,286 --> 00:23:34,621
‫خوش‌آمدید.

279
00:23:36,790 --> 00:23:38,041
‫حق با اونه.

280
00:23:40,252 --> 00:23:42,587
‫من فرار کردم و از هیچ‌کدومشون حمایت نکردم.

281
00:24:19,602 --> 00:24:23,087
‫[کاتگات]

282
00:24:35,182 --> 00:24:36,266
‫پسرم کجاست؟

283
00:24:36,349 --> 00:24:39,060
‫نگران نباش. من ازش به خوبی مراقبت کردم.

284
00:24:44,733 --> 00:24:45,733
‫مادر.

285
00:24:47,444 --> 00:24:48,612
‫این خون کیه؟

286
00:24:49,613 --> 00:24:51,156
‫من یه کافر رو کشتم.

287
00:24:51,239 --> 00:24:53,200
‫چرا؟ مگه تهدیدت می‌کرد؟

288
00:24:53,283 --> 00:24:54,283
‫نه.

289
00:24:54,784 --> 00:24:58,997
‫به ما اطلاعات مهمی راجع 
‫به وایکینگ‌های یومز داد.

290
00:24:59,080 --> 00:25:00,415
‫وایکینگ‌های یومز؟

291
00:25:02,000 --> 00:25:04,794
‫جنگ‌جویانی بت‌پرست که جایی
‫ آن‌طرف دریا زندگی می‌کنن.

292
00:25:05,378 --> 00:25:07,589
‫اگر می‌خوایم نروژ رو کشوری بااقتدار کنیم...

293
00:25:07,672 --> 00:25:10,300
‫باید قلعه‌ی مخفیشون رو پیدا و نابود کنیم.

294
00:25:11,468 --> 00:25:12,844
‫امر بسیار مهمیه.

295
00:25:17,265 --> 00:25:18,475
‫برو و سر و صورتت رو بشور.

296
00:25:23,563 --> 00:25:25,398
‫می‌خوام اولاف امشب پیش ما شام بخوره.

297
00:25:30,153 --> 00:25:32,948
‫بهتره بدونی من سگ‌ها رو سر میزم راه نمی‌دم.

298
00:25:33,031 --> 00:25:34,699
‫سگ‌ها خیلی وفادارن.

299
00:25:37,410 --> 00:25:40,622
‫و وقتی تنها باشی مایه دلگرمین.

300
00:25:59,599 --> 00:26:00,684
‫لیو!

301
00:26:03,812 --> 00:26:04,812
‫لیو.

302
00:26:33,258 --> 00:26:35,594
‫من دنبال یه نفرم که اومد این داخل.

303
00:26:42,183 --> 00:26:43,768
‫هرکسی اینجا باشه رو می‌بینی.

304
00:26:45,812 --> 00:26:49,566
‫می‌گن اگه دود رو استنشاق کنی...

305
00:26:51,443 --> 00:26:52,736
‫می‌تونی با مُرده‌ها حرف بزنی.

306
00:26:53,445 --> 00:26:54,445
‫بله.

307
00:26:55,530 --> 00:26:58,199
‫خیلی‌ها با خانواده‌هاشون حرف می‌زنن.

308
00:26:58,825 --> 00:27:00,452
‫یا دوستانی که از دست دادن.

309
00:27:02,078 --> 00:27:07,042
‫برای لحظه‌ای حصار بین ما 
‫و مردگان شکسته می‌شه.

310
00:27:10,253 --> 00:27:12,464
‫هزارتا. واسه همه‌ش.

311
00:27:12,547 --> 00:27:14,883
‫نه، یکی واسه سه‌تا.
‫یکی واسه سه‌تا.

312
00:27:16,635 --> 00:27:17,802
‫یه برنامه جدید دارم.

313
00:27:19,262 --> 00:27:23,767
‫اگه یاروسلاو بهم یه ارتش نمی‌ده.
‫پس خودم یه ارتش درست می‌کنم.

314
00:27:24,351 --> 00:27:26,978
‫می‌خوام تا جای ممکن اینجا خز بخرم...

315
00:27:27,062 --> 00:27:28,730
‫و توی قسطنطنیه بفروشمشون.

316
00:27:29,814 --> 00:27:31,483
‫و چطور قصد داری بری اونجا؟

317
00:27:33,193 --> 00:27:35,779
‫فردا به اونش فکر می‌کنم دوست من.

318
00:27:36,529 --> 00:27:38,990
‫امروز پول درمیارم.

319
00:27:39,658 --> 00:27:40,658
‫از چه راهی؟

320
00:27:41,660 --> 00:27:42,869
‫از راهی که توش مهارت داریم.

321
00:27:42,952 --> 00:27:46,206
‫کی می‌خواد علیه کیسان...

322
00:27:47,165 --> 00:27:50,210
‫جنگجوی بزرگ آفریقایی شرط‌بندی کنه؟

323
00:27:52,671 --> 00:27:55,173
‫کسی جرئت شرط‌بندی رو نداره؟

324
00:28:00,136 --> 00:28:04,808
‫شاید حالا یه نفر علیه کیسان شرط‌بندی کنه!

325
00:28:07,018 --> 00:28:09,979
‫من علیه هردوشون شرط می‌بندم.

326
00:28:10,063 --> 00:28:11,398
‫دو در مقابل دو.

327
00:28:12,941 --> 00:28:15,652
‫وایکینگ‌ها برعلیه جهان.

328
00:28:22,951 --> 00:28:23,951
‫هارالد.

329
00:28:24,953 --> 00:28:28,748
‫- بی‌خیال. پول لازم داریم دیگه، مگه نه؟
‫- این تویی که پول لازم داری.

330
00:28:30,709 --> 00:28:32,419
‫نظر شما چیه؟

331
00:28:32,502 --> 00:28:33,586
‫کیسان!

332
00:28:36,256 --> 00:28:37,632
‫من یه فکر بهتر دارم.

333
00:28:38,258 --> 00:28:39,718
‫ما همین رو می‌خوایم!

334
00:28:41,010 --> 00:28:44,389
‫اگر این مرد شرط من به
‫ مبلغ صد گریونا رو قبول کنه...

335
00:28:45,724 --> 00:28:47,642
‫من علیه هردو جنگجوش مبارزه می‌کنم.

336
00:28:47,726 --> 00:28:48,852
‫صد گریونا؟

337
00:28:54,482 --> 00:28:56,568
‫- قبوله.
‫- مبارزه می‌کنید!

338
00:29:00,488 --> 00:29:01,948
‫سرش رو قطع کن!

339
00:29:02,824 --> 00:29:03,824
‫نگران نباش.

340
00:29:04,325 --> 00:29:06,077
‫سعی می‌کنم برادرت رو نکشم.

341
00:29:06,161 --> 00:29:08,121
‫ولی من قول نمی‌دم اون چنین کاری نکنه.

342
00:29:19,174 --> 00:29:20,800
‫زود! برو سراغش!

343
00:29:39,569 --> 00:29:41,112
‫- آره!
‫- زود!

344
00:30:03,134 --> 00:30:04,344
‫آره!

345
00:30:06,346 --> 00:30:08,973
‫- دیدی چی رو از دست دادی؟
‫- آره، به نظر جالب میاد.

346
00:30:13,228 --> 00:30:15,897
‫به سمت چپ بدن اون بزرگه ضربه بزن.
‫کند دفاع می‌کنه.

347
00:30:18,024 --> 00:30:20,443
‫- واکینگ رو بکشید!
‫- مبارزان آماده؟

348
00:30:40,338 --> 00:30:41,338
‫زود!

349
00:31:14,038 --> 00:31:15,206
‫بزنش! برو!

350
00:31:19,377 --> 00:31:20,545
‫هی!

351
00:31:23,423 --> 00:31:25,633
‫منصفانه نیست. نمی‌تونی یه تازه‌نفس بیاری.

352
00:31:25,717 --> 00:31:29,012
‫برادرن. برای برنده شدن 
‫باید هردوشون رو بزنه.

353
00:31:40,315 --> 00:31:41,983
‫زودباش! بزنش!

354
00:31:59,459 --> 00:32:01,544
‫- بیا کیسان!
‫- هی!

355
00:32:03,254 --> 00:32:04,255
‫برو، برو، برو!

356
00:32:07,634 --> 00:32:11,888
‫بردیم! بردیم! تموم شد! ما بردیم لیف!

357
00:32:13,431 --> 00:32:16,309
‫- چی شد؟
‫- بردیم. بیا بریم پولمون رو بگیریم.

358
00:32:16,392 --> 00:32:18,937
‫کجا رفت؟ پول من چی شد؟ اون کجاست؟

359
00:32:19,020 --> 00:32:20,563
‫من پولم رو می‌خوام!

360
00:32:21,147 --> 00:32:22,315
‫کجا رفتن؟

361
00:32:23,274 --> 00:32:24,274
‫لیف!

362
00:32:26,861 --> 00:32:29,697
‫خب کجا بریم؟ گرسنه‌ای؟

363
00:32:32,033 --> 00:32:33,993
‫مبارزه تحسین‌برانگیزی بود.

364
00:32:34,786 --> 00:32:36,996
‫پول از دست دادیم لرد ویتومیر.

365
00:32:37,080 --> 00:32:38,581
‫نمی‌تونم بهت کمکی بکنم.

366
00:32:44,587 --> 00:32:46,172
‫راستش فکر کنم بتونی.

367
00:32:48,132 --> 00:32:52,595
‫من باید یه چیز با ارزش رو برای
‫ امپراتور قسطنطنیه بفرستم.

368
00:32:54,263 --> 00:32:56,516
‫به نظرم تو می‌تونی واسم ببریش.

369
00:32:59,394 --> 00:33:00,895
‫البته بهت پول می‌دم.

370
00:33:03,106 --> 00:33:04,190
‫سخاوتمندانه.

371
00:33:07,360 --> 00:33:08,736
‫چقدر سخاوتمندانه؟

372
00:33:10,279 --> 00:33:11,489
‫هزار گریونا.

373
00:33:12,949 --> 00:33:14,534
‫نصفش الان، نصفش وقتی برسیم.

374
00:33:21,457 --> 00:33:22,667
‫دو هزار تا می‌خوام.

375
00:33:24,460 --> 00:33:25,461
‫همه‌ش پیش‌پرداخت باشه.

376
00:33:44,147 --> 00:33:45,648
‫بدون پسرم غذا می‌خوریم.

377
00:33:45,732 --> 00:33:47,483
‫هرطور مایلی.

378
00:33:47,567 --> 00:33:50,862
‫میلم این‌طور نبود. تو خسته‌اش کردی.

379
00:33:58,995 --> 00:34:00,038
‫پس فقط خودمونیم.

380
00:34:00,705 --> 00:34:03,041
‫من توی این کشور لعنت‌شده
‫ به هیچ‌کس اعتماد ندارم.

381
00:34:04,959 --> 00:34:08,963
‫حتی من؟ من هم مثل تو اسیرم.

382
00:34:12,675 --> 00:34:14,594
‫راجع به وایکینگ‌های یومز بهم بگو.

383
00:34:15,595 --> 00:34:18,222
‫چرا یه سری دزد دریایی نظرت رو جلب کردن؟

384
00:34:18,306 --> 00:34:20,767
‫چون ممکنه به برادرم هارالد 
‫پناه داده باشن...

385
00:34:21,768 --> 00:34:24,896
‫کانوت قول جایگاه سلطنت نروژ رو بهش داده.

386
00:34:27,065 --> 00:34:31,861
‫طبق شناختی که از برادرم دارم،
‫ اون حاضره هرکاری بکنه که به دستش بیاره.

387
00:34:34,030 --> 00:34:36,074
‫و این شامل سربه‌نیست کردن پسرت هم می‌شه.

388
00:34:37,784 --> 00:34:39,577
‫و این نیازمند توجه منه.

389
00:34:41,037 --> 00:34:42,413
‫با‌این‌حال اگر بری...

390
00:34:42,497 --> 00:34:45,333
‫طولی نمی‌کشه که یارل‌ها متوجه غیابت بشن...

391
00:34:45,416 --> 00:34:46,793
‫و به کاتگات یورش ببرن.

392
00:34:49,087 --> 00:34:51,756
‫گاهی‌اوقات فکر می‌کنم کانوت همین 
‫سرنوشت رو واسم می‌خواسته.

393
00:34:53,341 --> 00:34:54,341
‫ممکنه همین‌طور باشه.

394
00:34:55,676 --> 00:34:57,345
‫ولی نمی‌ذارم چنین اتفاقی بیافته.

395
00:34:58,513 --> 00:34:59,513
‫قول می‌دم.

396
00:35:05,061 --> 00:35:08,397
‫کانوت اشتباه کرد که ملکۀ نورمن‌ها
‫ رو به تو ترجیح داد.

397
00:35:13,319 --> 00:35:14,362
‫تو خوشگلی.

398
00:35:18,199 --> 00:35:20,785
‫این جور صحبت کردن خطرناکه.

399
00:35:27,583 --> 00:35:29,001
‫بین خودمون می‌مونه.

400
00:35:30,169 --> 00:35:32,672
‫ملکه و سگش.

401
00:35:40,763 --> 00:35:41,763
‫لطفا.

402
00:35:56,988 --> 00:35:59,073
‫- حواست به ملکه باشه.
‫- بله سرورم.

403
00:36:23,723 --> 00:36:25,850
‫مثل گاو سلاخی شدن.

404
00:36:33,024 --> 00:36:34,108
‫گلوش رو بریدن.

405
00:36:35,109 --> 00:36:36,485
‫می‌دونستم باز هم هستن.

406
00:36:36,569 --> 00:36:40,031
‫جلوی هر در نگهبان بذارید.
‫دروازه‌های شهر رو ببندید.

407
00:36:40,114 --> 00:36:42,283
‫کسی وارد یا خارج نمی‌شه.

408
00:36:42,366 --> 00:36:43,366
‫چشم سرورم.

409
00:36:46,329 --> 00:36:48,915
‫خیلی زیاده! پولدار شدیم!

410
00:36:49,582 --> 00:36:50,666
‫کجا بودی؟

411
00:36:51,167 --> 00:36:53,002
‫نصف خزهای نووگورود رو خریدم.

412
00:36:54,754 --> 00:36:58,674
‫حالا می‌خوام که تو یه کشتی پیدا کنی
‫ که ببریمشون قسطنطنیه.

413
00:37:00,843 --> 00:37:03,930
‫من یه نفر رو کشتم که تو خز بخری؟

414
00:37:04,889 --> 00:37:08,684
‫گفتم که. این‌ خزها جزوی از برنامم
‫ برای پس گرفتن نروژه.

415
00:37:08,768 --> 00:37:12,146
‫- برنامت واسم مهم نیست.
‫- پس چرا همراهم جنگیدی؟

416
00:37:12,230 --> 00:37:14,649
‫که زندگیت رو نجات بدم هارالد! همین!

417
00:37:15,691 --> 00:37:18,653
‫ببین، شاید یه روز واقعا پادشاه نروژ بشی...

418
00:37:18,736 --> 00:37:20,863
‫ولی هیچ‌کس به جز خودت به این باور نداره.

419
00:37:21,447 --> 00:37:25,034
‫دیگه یه وقتی باید واست سوال
‫ بشه که این سرنوشتته...

420
00:37:25,117 --> 00:37:26,535
‫یا فقط یه رویاست؟

421
00:37:27,203 --> 00:37:31,082
‫شک‌ تو رو درک می‌کنم. ولی خودم شک ندارم.

422
00:37:32,291 --> 00:37:34,710
‫من روی تخت‌پادشاهی نروژ می‌شینم.

423
00:37:34,794 --> 00:37:36,712
‫یه راهی پیدا می‌کنم که به اونجا برسم.

424
00:37:38,965 --> 00:37:40,591
‫و خودم قایقم رو پیدا می‌کنم.

425
00:38:55,124 --> 00:38:56,167
‫آماده‌ای؟

426
00:40:29,969 --> 00:40:32,471
‫اینجا جاتون امنه!

427
00:40:35,391 --> 00:40:39,895
‫اینجا اوپسالای جدید ماست!

428
00:40:40,438 --> 00:40:42,523
‫آره!

429
00:41:17,225 --> 00:41:25,225
‫مترجم: «تارخ‌ عل‌خانی»
‫تلگرام: aManOfWar@

430
00:42:00,226 --> 00:42:01,477
‫لیف اریکسون.

431
00:42:06,941 --> 00:42:07,941
‫لیو.

432
00:42:10,152 --> 00:42:11,362
‫صدات رو می‌شنوم.

433
00:42:13,989 --> 00:42:15,407
‫واقعا اینجایی؟

434
00:42:16,909 --> 00:42:17,909
‫خودم هستم.

435
00:42:22,039 --> 00:42:23,039
‫لیو؟

436
00:42:24,166 --> 00:42:25,376
‫دلم برات تنگ شده.

437
00:42:28,295 --> 00:42:29,295
‫آره.

438
00:42:30,089 --> 00:42:31,298
‫من اینجام.

439
00:42:39,265 --> 00:42:41,392
‫بدون تو سردرگم شدم لیو.

440
00:42:43,060 --> 00:42:46,021
‫دلم برات تنگ شده. می‌خوام باهات حرف بزنم.

441
00:42:48,148 --> 00:42:49,775
‫پس باید همراهم بیای.

442
00:44:05,559 --> 00:44:06,559
‫لیف.

443
00:44:12,316 --> 00:44:13,525
‫نمی‌خوام از دستت بدم.

444
00:44:20,240 --> 00:44:21,784
‫بیا به والهالا.

445
00:44:28,666 --> 00:44:29,666
‫آره.

446
00:44:44,765 --> 00:44:45,974
‫همراهم بیا.

447
00:44:48,686 --> 00:44:49,686
‫بیا.

448
00:45:05,828 --> 00:45:06,828
‫لیف.

449
00:45:19,591 --> 00:45:20,801
‫نه!

450
00:45:45,136 --> 00:45:52,136
 