﻿1
00:00:00,000 --> 00:00:06,000
 

2
00:00:06,273 --> 00:00:11,046
‫[رود ولکاو، نزدیکی نووگورود]

3
00:00:30,656 --> 00:00:36,039
‫[یومزبورگ]

4
00:01:12,030 --> 00:01:13,030
‫فریدیس!

5
00:01:21,289 --> 00:01:23,458
‫فریدیس کجاست؟ کجاست؟

6
00:01:23,541 --> 00:01:26,795
‫فردیس! کجاست؟

7
00:01:30,006 --> 00:01:32,133
‫- نمی‌دونم!
‫- خائن!

8
00:01:32,217 --> 00:01:33,343
‫اینجا نیست!

9
00:01:40,141 --> 00:01:42,310
‫- کجا قایم شده؟
‫- اینجا نیست.

10
00:01:44,646 --> 00:01:45,480
‫توروخدا.

11
00:01:45,563 --> 00:01:47,774
‫فایده‌ای نداره اینجا بگردید دنبالش.

12
00:01:57,575 --> 00:01:58,993
‫دیگه ممکنه کجا باشه؟

13
00:02:00,620 --> 00:02:01,621
‫نمی‌دونم.

14
00:02:04,290 --> 00:02:05,290
‫من می‌دونم.

15
00:02:13,594 --> 00:02:18,906
‫فصل دوم — قسمت ششم
‫«وایکینگ‌ها: والهالا»

16
00:02:21,102 --> 00:02:28,102
‫مترجم: «حامی مغیثی»
‫در تلگرام: Timelordsubs@

17
00:02:28,815 --> 00:02:30,316
‫دقیقاً کجا دیدیش؟

18
00:02:31,234 --> 00:02:32,402
‫اونجا بود.

19
00:02:36,364 --> 00:02:38,366
‫بخش غربی رو پوشش بدید.
‫می‌ریم جلوتر.

20
00:02:38,449 --> 00:02:39,450
‫کسی اینجا نیست.

21
00:02:53,298 --> 00:02:54,841
‫چیزی پیدا کردیم.

22
00:02:54,924 --> 00:02:55,924
‫اینجاست!

23
00:03:02,807 --> 00:03:04,058
‫جنازه‌اش چی؟

24
00:03:04,726 --> 00:03:07,020
‫نه، ولی رد پای گرگ اینجاست.

25
00:03:34,078 --> 00:03:39,143
‫[رود دنیپرو]

26
00:03:53,691 --> 00:03:56,319
‫تا حالا زنی رو مثل تو ندیده بودم
‫که انقدر خوش‌خنده باشه.

27
00:03:58,488 --> 00:03:59,530
‫مگه می‌تونم نخندم؟

28
00:04:01,324 --> 00:04:02,367
‫آزادم!

29
00:04:09,582 --> 00:04:11,876
‫باتو! بیا پیشمون.

30
00:04:22,011 --> 00:04:23,263
‫پناه بر پدر همگان.

31
00:05:04,137 --> 00:05:05,638
‫پشنگ‌ها اونجان.

32
00:05:05,722 --> 00:05:07,265
‫اگه از آبشار زنده بیرون بریم،

33
00:05:08,308 --> 00:05:09,809
‫بعد باید از دست اون‌ها قسر در بریم.

34
00:05:14,689 --> 00:05:16,441
‫وسایلتون رو جمع کنید.
‫حرکت می‌کنیم.

35
00:05:17,358 --> 00:05:19,402
‫آبشار رو ندیدی؟

36
00:05:19,485 --> 00:05:20,485
‫دیدم.

37
00:05:22,155 --> 00:05:23,865
‫نمی‌خوام دروغ بگم.

38
00:05:23,948 --> 00:05:25,533
‫کار ساده‌ای نیست.

39
00:05:25,616 --> 00:05:27,869
‫باید برای پایین رفتن ازش
‫خودمون رو آماده کنیم.

40
00:05:28,619 --> 00:05:29,912
‫کی قراره بریم؟

41
00:05:29,996 --> 00:05:32,081
‫- فردا.
‫- چی؟

42
00:05:32,165 --> 00:05:34,876
‫نه! چرا انقدر زود؟

43
00:05:34,959 --> 00:05:36,669
‫سطح آب رو به کاهشه.

44
00:05:36,753 --> 00:05:39,797
‫اگه بیشتر صبر کنیم،
‫قایق نمی‌تونه تا آبشار بره.

45
00:05:39,881 --> 00:05:41,716
‫و اینجا گیر میفتیم.

46
00:05:41,799 --> 00:05:43,092
‫خیلی اتفاق بدیه؟

47
00:05:44,052 --> 00:05:46,262
‫باتو، اگه بیشتر اینجا بمونیم،

48
00:05:46,346 --> 00:05:48,681
‫شانس اینکه پشنگ‌ها پیدامون کنن بیشتره.

49
00:05:49,265 --> 00:05:50,850
‫پس پرتاژ می‌کنیم.

50
00:05:50,933 --> 00:05:53,895
‫وارنگیان گفته بود پشنگ‌ها رفته‌ان سمت شرق.

51
00:05:53,978 --> 00:05:54,812
‫دروغ گفت.

52
00:05:54,896 --> 00:05:57,065
‫از بالای آبشار کلی از
‫اردوگاه‌هاشون دیده می‌شه.

53
00:05:58,441 --> 00:05:59,942
‫می‌شه آتیش‌هایی که توی دشت
‫روشن کردن رو دید.

54
00:06:00,026 --> 00:06:02,862
‫چند شب اخیر به اندازۀ کافی
‫با اردو زدنمون خطر کردیم.

55
00:06:02,945 --> 00:06:04,697
‫هرچقدر زودتر بریم، بهتره.

56
00:06:05,281 --> 00:06:07,825
‫پس مطمئن نیستم با شما بیایم.

57
00:06:08,910 --> 00:06:09,910
‫چی؟

58
00:06:14,749 --> 00:06:15,749
‫چرا نیاید؟

59
00:06:16,542 --> 00:06:18,378
‫من واسه مرگ آماده نیستم.

60
00:06:23,424 --> 00:06:25,968
‫پس حملۀ پشنگ‌ها رو به جون می‌خرید؟

61
00:06:29,555 --> 00:06:30,890
‫فعلاً که پیدامون نکرده‌ان.

62
00:06:31,682 --> 00:06:34,268
‫تو هم نمی‌دونی بالای آبشار خطرناکه.

63
00:06:34,352 --> 00:06:35,853
‫هیچ‌جا بی‌خطر نیست!

64
00:06:36,896 --> 00:06:39,816
‫تمام کارهایی که طی دو ماه اخیر
‫انجام دادیم خطرناک بوده.

65
00:06:39,899 --> 00:06:42,193
‫ولی قبلش چاره‌ای نداشتیم. الآن داریم.

66
00:06:43,403 --> 00:06:44,403
‫من می‌خوام بمونم.

67
00:06:46,989 --> 00:06:47,989
‫منم همین‌طور.

68
00:06:54,122 --> 00:06:55,248
‫باتو؟

69
00:06:57,041 --> 00:06:58,041
‫مطمئن نیستم.

70
00:06:59,877 --> 00:07:00,877
‫الینا؟

71
00:07:01,379 --> 00:07:03,214
‫منم چنین حسی دارم.

72
00:07:06,551 --> 00:07:07,635
‫قضیه چیه؟

73
00:07:08,386 --> 00:07:11,097
‫از چندین ماه پیش می‌دونستیم
‫چنین روزی از راه می‌رسه.

74
00:07:12,348 --> 00:07:15,351
‫و الآنم که بالأخره رسیده،

75
00:07:16,477 --> 00:07:19,021
‫دیگه نمی‌خواید با چالش روبه‌رو بشید؟

76
00:07:20,481 --> 00:07:21,482
‫من اینجا نمی‌شینم،

77
00:07:21,566 --> 00:07:25,611
‫که پشنگ‌ها بیان از استخوان‌های
‫جان ترسیده‌ام فلوت بسازن!

78
00:07:26,404 --> 00:07:27,905
‫اگه لازم باشه تنها می‌رم.

79
00:07:27,989 --> 00:07:28,989
‫نمی‌تونی.

80
00:07:31,242 --> 00:07:32,535
‫یعنی چی که نمی‌تونم؟

81
00:07:33,286 --> 00:07:36,789
‫- من ترسی از تنهایی رفتن ندارم.
‫- مسئله ترس تو نیست هارالد.

82
00:07:37,748 --> 00:07:39,167
‫حداقل شش پاروزن لازم داریم.

83
00:07:40,626 --> 00:07:43,004
‫و باید وزن قایق رو تا
‫هشت هزار کیلو کم کنیم.

84
00:07:43,087 --> 00:07:45,256
‫وگرنه تا آبشار نمی‌تونه بره.

85
00:07:48,634 --> 00:07:49,802
‫هشت هزار کیلو؟

86
00:07:51,179 --> 00:07:52,430
‫پس دکل رو بی‌خیال می‌شیم.

87
00:07:53,514 --> 00:07:55,683
‫دکل فوقش دو هزار و چهارصد کیلوئه.

88
00:08:01,856 --> 00:08:05,568
‫نه، اگه این پارچه‌ها رو نداشته باشم،
‫دلیلی برای ادامه دادن ندارم.

89
00:08:07,945 --> 00:08:09,739
‫پس تو هم مثل بقیه‌ای.

90
00:08:33,304 --> 00:08:34,639
‫دادگاه به زودی شروع می‌شه.

91
00:08:35,723 --> 00:08:37,350
‫قراره گناهکار شناخته بشم؟

92
00:08:37,433 --> 00:08:38,434
‫گناهکار هستی.

93
00:08:40,394 --> 00:08:42,063
‫چی توی کله‌ات بود؟

94
00:08:42,146 --> 00:08:43,648
‫چی توی کلۀ توئه؟

95
00:08:44,357 --> 00:08:47,026
‫افتادی دنبال هیولایی که مردم رو
‫حین عبادتشون قتل و عام می‌کنه،

96
00:08:47,109 --> 00:08:49,737
‫به جای خدایانی که تمام عمرت
‫بهشون ایمان داشتی.

97
00:08:49,820 --> 00:08:50,863
‫شرایط عوض شده.

98
00:08:53,074 --> 00:08:57,161
‫نه. شرایط عوض نشده مادر.

99
00:08:58,871 --> 00:09:00,164
‫ما عوض شدیم.

100
00:09:00,748 --> 00:09:02,124
‫زندانی رو آماده کنید.

101
00:09:05,127 --> 00:09:06,587
‫خواهش می‌کنم یوروندر.

102
00:09:06,671 --> 00:09:07,797
‫التماس ارفاق کن.

103
00:09:08,631 --> 00:09:09,631
‫به خاطر من.

104
00:09:10,424 --> 00:09:11,592
‫تنها فرصتت همینه.

105
00:09:12,426 --> 00:09:14,387
‫یوروندر، خواهش کردم.

106
00:09:15,012 --> 00:09:17,265
‫پدر منم التماس کرد؟ هوم؟

107
00:09:36,409 --> 00:09:40,079
‫تبش خیلی زیاد شده.
‫آب گرم و پارچه بیار، زودباش.

108
00:09:41,872 --> 00:09:44,208
‫پسرم. باید برم پیش پسرم...

109
00:09:44,792 --> 00:09:46,294
‫باید آروم باشی فریدیس.

110
00:09:47,044 --> 00:09:49,547
‫حالت خیلی بده، هارکر هم دنبالته.

111
00:09:50,131 --> 00:09:52,883
‫پسرم پیششه. توی یومزبورگه.

112
00:09:52,967 --> 00:09:54,885
‫باید برگردم. باید برم پیشش...

113
00:09:55,553 --> 00:09:57,054
‫می‌خوام کمکت کنم.

114
00:09:58,723 --> 00:10:02,184
‫باید این رو گاز بگیری،
‫و سعی کنی صدات در نیاد.

115
00:10:07,189 --> 00:10:08,441
‫خیلی‌خب.

116
00:10:14,280 --> 00:10:16,198
‫ممنون. می‌تونی بری.

117
00:10:19,285 --> 00:10:20,285
‫سلام شاهدخت گیتا.

118
00:10:22,788 --> 00:10:26,375
‫- سلام ارل گادوین.
‫- می‌دونید ملکه رو کجا باید ببینم؟

119
00:10:28,294 --> 00:10:30,338
‫گمونم توی وینچستر باشن.

120
00:10:30,421 --> 00:10:32,798
‫رفته‌ان به یکی از اموالشون سر بزنند.

121
00:10:33,591 --> 00:10:36,260
‫- برنامۀ سفرشون رو کی ریخته‌ان؟
‫- خبر ندارم.

122
00:10:36,802 --> 00:10:39,388
‫ازشون خواستم همراهشون برم،
‫ولی ایشون رد کردن.

123
00:10:40,348 --> 00:10:42,808
‫فقط گروه کوچکی از نگهبانان
‫و اگنار رو با خودشون بردن.

124
00:10:44,060 --> 00:10:45,060
‫اگنار؟

125
00:10:59,825 --> 00:11:00,951
‫گم شدی؟

126
00:11:07,249 --> 00:11:08,292
‫به نظرت گم شده‌ام؟

127
00:11:10,795 --> 00:11:11,796
‫اصلاً.

128
00:11:12,797 --> 00:11:15,257
‫دنبال... یکی می‌گشتم.

129
00:11:23,849 --> 00:11:24,849
‫چیزی دستگیرم نشد.

130
00:11:37,822 --> 00:11:40,074
‫- این‌ها خوردنی‌ان؟
‫- نه!

131
00:11:41,617 --> 00:11:42,617
‫سمیه.

132
00:11:46,288 --> 00:11:47,790
‫پس چرا می‌چینی‌شون؟

133
00:11:48,999 --> 00:11:51,711
‫برای رویارویی با دشمن جدیده.

134
00:11:54,380 --> 00:11:55,380
‫به اسم درد.

135
00:11:56,382 --> 00:11:57,382
‫هوم.

136
00:11:57,717 --> 00:11:58,718
‫چقدر حالت بده؟

137
00:11:59,427 --> 00:12:01,470
‫فعلاً از پسش بر میام.

138
00:12:03,639 --> 00:12:04,974
‫ولی شاید یک روزی دیگه نتونم.

139
00:12:11,272 --> 00:12:13,566
‫- اسم این‌ها چیه؟
‫- شابیزک.

140
00:12:14,358 --> 00:12:17,069
‫شابیزک؟ مثل لقب الهۀ تقدیر؟

141
00:12:17,778 --> 00:12:18,988
‫قدیمی‌ترینشون.

142
00:12:20,406 --> 00:12:22,700
‫- اونی که تغییرناپذیره.
‫- هوم.

143
00:12:23,451 --> 00:12:26,871
‫شابیزک بود که نحوۀ مرگ
‫موجودات فانی رو انتخاب می‌کرد.

144
00:12:28,831 --> 00:12:30,791
‫و رشتۀ زندگی رو قطع می‌کرد.

145
00:12:34,837 --> 00:12:38,299
‫نگران من نباش لیف اریکسون.

146
00:12:39,300 --> 00:12:42,303
‫- می‌دونم چی در انتظارمه.
‫- نه، نمی‌دونی.

147
00:12:42,386 --> 00:12:43,386
‫می‌دونم.

148
00:12:45,222 --> 00:12:46,807
‫چیزی نمی‌تونه غافلگیرم کنه.

149
00:13:29,642 --> 00:13:30,810
‫دوستان.

150
00:13:31,519 --> 00:13:35,648
‫برای محاکمۀ یوروندر تورویلسون
‫گرد هم آمده‌ایم.

151
00:13:38,275 --> 00:13:41,612
‫که ایشون اتهام قتل وحشتناکی بهش وارده.

152
00:13:44,073 --> 00:13:46,617
‫ایشون به نزد درگاه خدایان احضار شده
‫تا واقعیت رو به زبان بیاره.

153
00:13:47,576 --> 00:13:48,994
‫من از واقعیت نمی‌ترسم.

154
00:13:49,578 --> 00:13:52,581
‫شب ناپدید شدن فریدیس
‫واسه‌اش غذا برده بودی؟

155
00:13:54,166 --> 00:13:55,251
‫می‌دونی که برده بودم.

156
00:13:56,502 --> 00:14:00,506
‫و همون شب، جسمش رو از معبد خارج کردی؟

157
00:14:01,006 --> 00:14:04,176
‫توی پتویی پیچیدیش،
‫و توی کالسکه قرارش دادی؟

158
00:14:05,344 --> 00:14:07,972
‫درسته، ولی هنوز زنده بود.

159
00:14:10,307 --> 00:14:13,310
‫با همین پتو از پیش ما بردیش؟

160
00:14:20,609 --> 00:14:22,152
‫این خون زایمانه.

161
00:14:23,821 --> 00:14:25,406
‫ایثر. بیا اینجا دختر.

162
00:14:32,246 --> 00:14:34,915
‫صبح بعد از ناپدید شدن فریدیس،

163
00:14:34,999 --> 00:14:36,625
‫توی معبد چی پیدا کردی؟

164
00:14:37,459 --> 00:14:41,881
‫کاهنه اونجا نبود،
‫ولی چاقویی روی زمین پیدا کردم.

165
00:14:42,631 --> 00:14:44,675
‫که خونی بود.

166
00:14:45,259 --> 00:14:47,511
‫چاقو رو برای زایمان به فریدیس داده بودم.

167
00:14:51,640 --> 00:14:53,475
‫این چاقوییه که پیدا کردی؟

168
00:14:55,144 --> 00:14:56,144
‫بله.

169
00:14:57,479 --> 00:14:58,479
‫خوبه.

170
00:15:03,235 --> 00:15:04,486
‫این چاقوی توئه؟

171
00:15:06,238 --> 00:15:07,072
‫درسته.

172
00:15:08,824 --> 00:15:11,285
‫ولی روی فریدیس ازش استفاده نکردم.
‫خودتم می‌دونی.

173
00:15:12,202 --> 00:15:15,289
‫نه، اتفاقاً نمی‌دونم.

174
00:15:15,372 --> 00:15:17,750
‫- من نکشتمش.
‫- خودت کشتیش!

175
00:15:17,833 --> 00:15:21,462
‫بعد جنازه‌اش رو به محوطه‌ای بردی
‫که توش این رو پیدا کردیم!

176
00:15:28,302 --> 00:15:31,972
‫ای قشر عاقل، قاتلی بین ماست!

177
00:15:32,973 --> 00:15:35,893
‫اگه یک بار کسی رو کشته،
‫بازم حاضره کسی رو بکشه!

178
00:15:37,186 --> 00:15:41,231
‫باید خودمون رو از شر
‫این آدم پلید خلاص کنیم.

179
00:15:48,739 --> 00:15:49,865
‫منتظر حکم دادگاهم.

180
00:15:52,451 --> 00:15:53,661
‫مادر، نکن.

181
00:15:55,162 --> 00:15:56,080
‫خواهش می‌کنم.

182
00:15:56,163 --> 00:15:57,623
‫بهش رحم کنید.

183
00:15:58,749 --> 00:16:01,919
‫التماس می‌کنم. تنها بچمه.

184
00:16:08,300 --> 00:16:09,300
‫خواهش می‌کنم.

185
00:16:17,935 --> 00:16:19,103
‫تصمیم نهایی گرفته شد.

186
00:16:20,896 --> 00:16:22,272
‫گناهکار شناخته می‌شه.

187
00:16:27,027 --> 00:16:28,027
‫دستش.

188
00:16:30,447 --> 00:16:31,907
‫گردنبندش.

189
00:16:33,450 --> 00:16:34,994
‫و تبعید.

190
00:17:59,411 --> 00:18:00,411
‫پارو بزنید!

191
00:18:25,646 --> 00:18:27,981
‫این علم رو واسه‌ام توضیح بده،

192
00:18:28,065 --> 00:18:31,610
‫که برای رسیدن قایق به آبشار،

193
00:18:31,693 --> 00:18:33,821
‫باید وزنش کاهش پیدا کنه.

194
00:18:37,491 --> 00:18:39,243
‫علم ذهنیه.

195
00:18:41,870 --> 00:18:42,996
‫جدی؟

196
00:18:44,248 --> 00:18:48,877
‫اوهوم. هیچ‌کس نمی‌خواد بمیره.

197
00:18:51,130 --> 00:18:54,216
‫ما از خطر کردن به قیمت مرگ
‫برای نجات جونمون بیزاریم،

198
00:18:56,218 --> 00:18:58,095
‫مگر اینکه چارۀ دیگه‌ای نداشته باشیم.

199
00:19:00,973 --> 00:19:02,766
‫هارالد متوجه این مسئله نیست.

200
00:19:04,643 --> 00:19:06,728
‫من مسئله رو واسه‌اش شرح دادم...

201
00:19:09,690 --> 00:19:13,026
‫کاری کردم حس کنه از بقیه چه تقاضایی داره.

202
00:19:15,487 --> 00:19:16,530
‫تقاضای فداکاری داره.

203
00:19:18,866 --> 00:19:20,659
‫هرکسی باید چیزی رو به خطر بندازه.

204
00:19:22,953 --> 00:19:23,953
‫پس چرا هارالد نندازه؟

205
00:19:29,710 --> 00:19:30,752
‫قبول می‌کنه؟

206
00:19:31,837 --> 00:19:33,005
‫اینش رو نمی‌دونم.

207
00:19:56,320 --> 00:19:57,320
‫لیف؟

208
00:19:58,488 --> 00:19:59,489
‫هوم.

209
00:20:03,911 --> 00:20:05,120
‫من دلم نمی‌خواد بمیرم.

210
00:20:27,476 --> 00:20:30,187
‫فکر نمی‌کردم از اون دسته‌ای باشی
‫که ترکم می‌کنن.

211
00:20:33,148 --> 00:20:36,068
‫همیشه فکر می‌کردم به خواسته‌های
‫پدرت متعهد می‌مونی.

212
00:20:36,735 --> 00:20:38,028
‫من نگفتم متعهد نمی‌مونم.

213
00:20:40,447 --> 00:20:41,949
‫گفتم درک می‌کنم...

214
00:20:43,575 --> 00:20:45,202
‫که چرا بقیه بی‌میلی می‌کنن.

215
00:20:55,212 --> 00:20:58,882
‫غلبه کردن به احساساتی مثل
‫آزادی و عشق آسون نیست،

216
00:21:01,009 --> 00:21:03,011
‫مخصوصاً وقتی که تا حالا تجربه‌شون نکردی.

217
00:21:03,887 --> 00:21:06,556
‫فکر می‌کردم تهدید وحشیگری و شکنجه،

218
00:21:06,640 --> 00:21:08,558
‫چنین تصمیمی رو ساده‌تر می‌کرد.

219
00:21:09,268 --> 00:21:10,394
‫می‌کرد.

220
00:21:12,437 --> 00:21:14,106
‫ولی نه تا زمانی که خودش رو نشون بده.

221
00:21:15,691 --> 00:21:19,278
‫وقتی پدرت اومد پیشم،
‫از جریان پشنگ‌ها خبر داشت.

222
00:21:21,029 --> 00:21:23,573
‫ولی اونقدر جسور بود که مسیرش رو ادامه داد.

223
00:21:24,283 --> 00:21:27,411
‫علتش این بود ترسش
‫نسبت به چیز دیگه‌ای بیشتر بود.

224
00:21:35,961 --> 00:21:39,589
‫وقتی بچه بودم، غارتگران از نووگورود
‫به چود یورش بردن...

225
00:21:41,717 --> 00:21:42,926
‫و صدها نفر رو کشتند.

226
00:21:44,177 --> 00:21:47,723
‫عمه و پسرعمه‌هام به سمت
‫زمین خودشون نزدیک رودخونه رفتن،

227
00:21:47,806 --> 00:21:50,058
‫تا از غارت و تجاوز در امان باشن.

228
00:21:53,145 --> 00:21:54,438
‫خیلی‌ها اونجا غرق شدن.

229
00:21:55,814 --> 00:21:57,024
‫برای اتمام این رنجش‌ها،

230
00:21:57,941 --> 00:22:00,068
‫پدرم به قسطنطنیه سفر کرد،

231
00:22:00,152 --> 00:22:01,570
‫و با امپراتور دیدار کرد.

232
00:22:04,781 --> 00:22:07,451
‫معامله‌ای کرد تا این غارت‌ها تموم بشه،

233
00:22:08,201 --> 00:22:10,162
‫در ازای ادای احترام بزرگی.

234
00:22:13,373 --> 00:22:15,876
‫واسه همین می‌خواست برگرده قسطنطنیه،

235
00:22:17,878 --> 00:22:19,004
‫که هزینۀ اون مصالحه رو بده.

236
00:22:23,884 --> 00:22:25,969
‫این آویز اگه می‌تونه قلمرویی رو نجات بده،

237
00:22:26,928 --> 00:22:28,847
‫پس لابد خیلی ارزشمنده.

238
00:22:31,141 --> 00:22:32,141
‫درسته.

239
00:22:32,893 --> 00:22:36,688
‫تو هم خانم جوان قدرتمندی هستی،

240
00:22:37,814 --> 00:22:39,649
‫که پای عهد پدرت موندی.

241
00:22:51,078 --> 00:22:53,580
‫دنبال مردی می‌گردم که لقبش خرسه.

242
00:22:55,415 --> 00:22:56,500
‫که این‌طور؟

243
00:22:58,168 --> 00:22:59,419
‫می‌دونی کجاست؟

244
00:22:59,503 --> 00:23:02,089
‫بستگی داره.

245
00:23:12,974 --> 00:23:13,974
‫منظورم این نیست.

246
00:23:16,186 --> 00:23:17,187
‫پس به چی بستگی داره؟

247
00:23:18,230 --> 00:23:21,066
‫که دقیقاً کی دنبالش می‌گرده.

248
00:23:29,825 --> 00:23:32,411
‫- متصدی میخانه یه چیزهایی می‌دونه.
‫- خب؟

249
00:23:32,494 --> 00:23:34,246
‫حاضر نیست بهم بگه.

250
00:23:34,913 --> 00:23:35,914
‫چرا نگه؟

251
00:23:35,997 --> 00:23:38,875
‫بهش گفتم از جانب ملکۀ انگلستان
‫دارم بازجویی می‌کنم.

252
00:23:38,959 --> 00:23:42,254
‫خندید. گفت فقط به خود ملکه جواب می‌ده.

253
00:23:54,099 --> 00:23:56,518
‫معرفی می‌کنم: علیاحضرت،

254
00:23:56,601 --> 00:23:59,146
‫ملکۀ انگلستان.

255
00:24:00,188 --> 00:24:01,188
‫که این‌طور؟

256
00:24:01,940 --> 00:24:03,108
‫بله.

257
00:24:07,529 --> 00:24:08,989
‫ظاهراً می‌تونی کمکم کنی.

258
00:24:12,325 --> 00:24:14,202
‫گادوین رو توی بچگیش می‌شناختم.

259
00:24:15,036 --> 00:24:17,956
‫توی فاصلۀ دو کیلومتری اینجا
‫خونۀ خانوادگی داشتند.

260
00:24:18,874 --> 00:24:19,875
‫جای بزرگی بود.

261
00:24:21,585 --> 00:24:25,046
‫اون زمان تمام بچه‌ها
‫توی مزارع با همدیگه بازی می‌کردن.

262
00:24:26,339 --> 00:24:27,424
‫پسرک بامزه‌ای بود.

263
00:24:29,801 --> 00:24:32,345
‫بعد خیانت پدرش همه‌چیز عوض شد.

264
00:24:32,429 --> 00:24:36,725
‫خونه‌اش رو از دست داد.
‫مقامش و ثروتش رو از دست داد.

265
00:24:37,476 --> 00:24:41,313
‫برای کنار اومدن با این شرمساری
‫شخصیت عاصی و ترش‌رویی گرفت.

266
00:24:43,732 --> 00:24:45,817
‫ولی خرس همیشه بهش وفادار بود.

267
00:24:46,943 --> 00:24:48,195
‫خرس گادوین رو می‌شناخت؟

268
00:24:48,820 --> 00:24:50,447
‫قیّم گادوین بود دیگه.

269
00:24:54,201 --> 00:24:56,995
‫مدت کمی بعد زندانی شدن پدرش،
‫مادرش از دنیا رفت،

270
00:24:57,078 --> 00:24:58,455
‫برای همین خرس قیّمش شد.

271
00:24:59,498 --> 00:25:02,292
‫بعد اینکه همه‌چیزشون از دست رفت،
‫فقط اون واسه‌اش مونده بود.

272
00:25:03,126 --> 00:25:05,879
‫اسم واقعی این خرس چیه؟

273
00:25:07,422 --> 00:25:08,507
‫جان فلچر.

274
00:25:09,090 --> 00:25:10,926
‫مستخدم کدخدای سابق بود.

275
00:25:12,010 --> 00:25:13,678
‫حاضر بود واسه پسره هرکاری کنه.

276
00:25:23,772 --> 00:25:25,232
‫سلام کدخدا ولفیار.

277
00:25:27,067 --> 00:25:28,401
‫چی شده اومدید لندن؟

278
00:25:28,485 --> 00:25:30,237
‫واسه تو اومدم ارل گادوین.

279
00:25:33,532 --> 00:25:37,285
‫- لازمه نگران اموالم باشم؟
‫- نمی‌دونم، به نظر خودتون چی؟

280
00:25:37,911 --> 00:25:39,496
‫ملکه رو توی ساسکس دیدم.

281
00:25:40,830 --> 00:25:44,709
‫امیدوارم قصد نداشته باشن بخشی
‫یا تمام اموالم رو ازم بگیرند،

282
00:25:45,293 --> 00:25:46,503
‫و بدنش به یک وایکینگ.

283
00:25:50,674 --> 00:25:52,342
‫ارل گادوین، مزاح می‌کنم.

284
00:25:53,051 --> 00:25:56,012
‫امیدوارم اگه ملکه قصد داشتند
‫بنده رو خلع کنند،

285
00:25:56,096 --> 00:25:58,431
‫حداقل شما بهم هشدار می‌دادید.

286
00:25:59,599 --> 00:26:01,309
‫منم مزاح می‌کنم. نترس.

287
00:26:01,393 --> 00:26:04,312
‫ملکه کار دیگه‌ای توی ساسکس داره.

288
00:26:15,073 --> 00:26:16,283
‫شلیک خوبی بود پادشاه اسوین.

289
00:26:17,576 --> 00:26:18,994
‫گوزن دیگه‌ای واسه‌تون پیدا می‌کنیم.

290
00:26:27,168 --> 00:26:28,587
‫قبل آب شدن برف‌ها رفتند؟

291
00:26:30,088 --> 00:26:31,715
‫روی قایق، روی سورتمه.

292
00:26:32,507 --> 00:26:35,719
‫پر از پارچه‌های خزی که توی
‫قسطنطنیه بفرشوند؟

293
00:26:36,428 --> 00:26:37,804
‫گمونم داری دروغ می‌گی.

294
00:26:38,763 --> 00:26:39,763
‫اگه می‌خواستم دروغ بگم،

295
00:26:39,806 --> 00:26:41,975
‫داستان قابل باوری سرهم می‌کردم.

296
00:26:43,351 --> 00:26:44,394
‫خارق‌العاده‌ست.

297
00:26:45,103 --> 00:26:47,272
‫برادر من، جنگاور بزرگ وایکینگ‌ها بود،

298
00:26:47,355 --> 00:26:49,024
‫که الآن شده خزفروش.

299
00:26:49,107 --> 00:26:51,610
‫چندان فرقی با اولاف هارالدسون بزرگ نداره،

300
00:26:51,693 --> 00:26:53,820
‫که معمار اولیۀ یورش
‫پادشاه کانوت به لندن بود،

301
00:26:53,903 --> 00:26:55,530
‫که الآن شده قیّم پسرش.

302
00:26:56,281 --> 00:26:57,532
‫با همدیگه قراری گذاشتیم.

303
00:26:58,700 --> 00:27:00,994
‫قراره من مواظب بخش شمالی
‫امپراتوری و اسوین باشم،

304
00:27:01,077 --> 00:27:03,830
‫در ازای نجات جان پسر خودم یعنی مگنوس،

305
00:27:04,497 --> 00:27:05,874
‫که توی کاخ خودش بزرگش می‌کنه.

306
00:27:06,458 --> 00:27:07,458
‫چه هوشمندانه.

307
00:27:09,794 --> 00:27:11,212
‫شاید نظر همه این نباشه.

308
00:27:17,761 --> 00:27:20,263
‫با بسته شدن مسیرهای تجاری جنوب،

309
00:27:20,347 --> 00:27:23,183
‫مهمه که بالتیک رو برای تجارت باز نگه دارید.

310
00:27:23,850 --> 00:27:27,854
‫که یعنی به اختیار گرفتن وایکینگ‌های یومز
‫که الآن به کشتی‌هامون حمله می‌کنند.

311
00:27:28,980 --> 00:27:30,649
‫چند ماه پیش باهاشون برخوردم.

312
00:27:31,483 --> 00:27:34,653
‫بهم اعتماد کن. یک بار برای همیشه
‫کلکشون رو می‌کنم.

313
00:27:38,281 --> 00:27:42,744
‫خانمی پیش هارالد بود؟
‫یا از خانمی واسه‌ات گفته؟

314
00:27:44,204 --> 00:27:45,204
‫خانم؟

315
00:27:46,665 --> 00:27:48,083
‫به من که نگفته. چطور؟

316
00:27:50,752 --> 00:27:51,752
‫هیچی.

317
00:28:03,473 --> 00:28:04,473
‫فریدیس.

318
00:28:08,645 --> 00:28:12,107
‫- پسرم کجاست؟
‫- فریدیس، چیزی نیست.

319
00:28:12,190 --> 00:28:13,525
‫منم، والگردا.

320
00:28:15,860 --> 00:28:16,986
‫چطوری اومدم اینجا؟

321
00:28:17,570 --> 00:28:19,322
‫هرفنا توی حیاط پیدات کرد.

322
00:28:31,626 --> 00:28:34,504
‫کمی از پس‌زایه‌ها توی بدنت مونده بود،

323
00:28:35,422 --> 00:28:37,006
‫و تونستم خارجشون کنم.

324
00:28:38,925 --> 00:28:40,218
‫حالت خوب می‌شه،

325
00:28:41,928 --> 00:28:44,347
‫ولی دیگه نمی‌تونی بچه‌ای به دنیا بیاری.

326
00:29:32,228 --> 00:29:34,647
‫نمی‌تونم زنده موندن کسی رو تضمین کنم.

327
00:29:37,358 --> 00:29:40,069
‫خودمم نمی‌دونم اون‌طرف آبشار چیه.

328
00:29:42,405 --> 00:29:45,074
‫فقط می‌تونم تضمین کنم که برای
‫زنده موندمون هرکاری می‌کنم.

329
00:29:47,202 --> 00:29:49,162
‫ولی اگه اینجا بمونیم چنین تضمینی نمی‌دم.

330
00:30:45,552 --> 00:30:48,304
‫حاضریم! ببرید بالا!

331
00:30:51,975 --> 00:30:53,101
‫حالا ولش کنید!

332
00:31:48,781 --> 00:31:50,700
‫خیلی از مرگش نگذشته.

333
00:31:51,659 --> 00:31:53,661
‫هیچ اثری از زخمی نیست.

334
00:31:58,082 --> 00:31:59,292
‫حلقۀ ارزشمندیه...

335
00:32:01,085 --> 00:32:02,085
‫اونم برای یک زارع.

336
00:32:22,565 --> 00:32:23,775
‫از طرف مادرته.

337
00:32:26,402 --> 00:32:28,947
‫یوروندر، چرا این کارها رو می‌کنی؟

338
00:32:29,739 --> 00:32:31,240
‫من نکشتمش.

339
00:32:33,368 --> 00:32:37,705
‫می‌خواستم نجاتش بدم.

340
00:32:38,373 --> 00:32:40,375
‫خوب بهش فکر کن کالر!

341
00:32:40,959 --> 00:32:43,002
‫هارکر می‌خواست بکشش.

342
00:32:45,421 --> 00:32:46,589
‫فریدیس تهدیدش کرده بود.

343
00:32:46,673 --> 00:32:47,673
‫منم همین‌طور.

344
00:32:48,925 --> 00:32:51,427
‫پس به وسیلۀ من می‌خواست
‫از شر جفتمون خلاص بشه.

345
00:32:55,723 --> 00:32:58,851
‫حاضره هر کسی رو بکشه
‫ولی خودش توی قدرت بکشه.

346
00:33:00,228 --> 00:33:01,228
‫صرفاً امروز نوبت منه.

347
00:33:02,480 --> 00:33:05,900
‫فردا ممکنه هرکدوم شما باشید.

348
00:33:16,452 --> 00:33:17,452
‫معذرت می‌خوام.

349
00:33:24,961 --> 00:33:25,962
‫حرکت کنید.

350
00:33:29,882 --> 00:33:30,882
‫پاروهاتون رو بگیرید!

351
00:33:31,801 --> 00:33:32,801
‫بزنید!

352
00:33:45,398 --> 00:33:46,816
‫قتل و عام تقصیر من بود.

353
00:33:48,735 --> 00:33:50,486
‫متأسفم. و قراره از اینجا برم.

354
00:33:51,070 --> 00:33:53,823
‫- کجا می‌ری؟
‫- می‌رم پیش پسرم.

355
00:33:54,532 --> 00:33:56,367
‫هارکر نمی‌ذاره دستت بهش برسه.

356
00:33:56,451 --> 00:33:58,828
‫پس یا من می‌کشمش،
‫یا اون باید من رو بکشه.

357
00:34:01,330 --> 00:34:02,874
‫فقط همین رو تونستم پیدا کنم.

358
00:34:10,465 --> 00:34:12,258
‫برای نیازی که من دارم کافیه.

359
00:35:31,587 --> 00:35:32,755
‫تنهامون بذارید.

360
00:35:44,183 --> 00:35:45,183
‫جا خوردی؟

361
00:36:02,160 --> 00:36:03,160
‫این طرف...

362
00:36:04,996 --> 00:36:05,996
‫همین که اسمش خرسه.

363
00:36:07,039 --> 00:36:09,375
‫نشونه‌ای از به قتل رسیدنش بود؟

364
00:36:14,881 --> 00:36:15,881
‫نه.

365
00:36:18,885 --> 00:36:21,012
‫ولی مطمئنم زیر سر گادوینه،

366
00:36:21,095 --> 00:36:23,222
‫همین‌طور توی نقشۀ
‫شکست خوردۀ قتلش...

367
00:36:23,306 --> 00:36:24,473
‫برای جلب قدردانی تو.

368
00:36:25,766 --> 00:36:29,061
‫منم فکر می‌کنم گادوین ممکنه
‫چنین کارهایی به سرش بزنه.

369
00:36:30,479 --> 00:36:31,522
‫آلفوین چی؟

370
00:36:33,232 --> 00:36:36,277
‫برام نامه‌ای نوشت و درخواست کرد
‫تا باهاش ازدواج کنه.

371
00:36:36,360 --> 00:36:37,445
‫منم رضایت دادم.

372
00:36:38,613 --> 00:36:40,323
‫چرا باید شرایطی درست کنه،

373
00:36:40,406 --> 00:36:43,910
‫که درنهایت همسر خودش
‫تا سر حد مرگ شکنجه بشه؟

374
00:36:45,411 --> 00:36:47,330
‫دقیقاً چی از این بهش می‌رسه؟

375
00:36:48,039 --> 00:36:49,248
‫نمی‌دونم.

376
00:36:51,417 --> 00:36:53,044
‫ولی مطمئنم دلیلی داشته.

377
00:36:55,504 --> 00:36:58,674
‫وقتی به کشتن دادیش مطمئن بودی؟

378
00:37:01,135 --> 00:37:02,135
‫نه.

379
00:37:04,055 --> 00:37:06,390
‫من نمی‌گم اشتباه می‌کنی عزیزدلم.

380
00:37:08,476 --> 00:37:10,603
‫ولی گادوین مرد پیچیده‌ایه.

381
00:37:11,646 --> 00:37:13,606
‫که فقدان‌های بزرگی تجربه کرده،

382
00:37:14,440 --> 00:37:16,150
‫و همیشه یک‌جوری خودش رو نجات داده.

383
00:37:19,612 --> 00:37:22,657
‫این مدرک کافی‌ای برای اتهامی
‫که بهش وارد کردی نیست.

384
00:37:23,532 --> 00:37:27,161
‫و الآنم چیز بیشتری از دست داده،

385
00:37:27,245 --> 00:37:29,205
‫که دیگه نمی‌تونه داشته باشه.

386
00:37:35,586 --> 00:37:36,586
‫«عشق».

387
00:37:45,221 --> 00:37:47,265
‫- درود پادشاه کانوت.
‫- درود قربان.

388
00:37:48,224 --> 00:37:51,560
‫درود اعلی‌حضرت، به خونه خوش اومدید.

389
00:37:51,644 --> 00:37:52,853
‫از سربازانتون شنیدم،

390
00:37:52,937 --> 00:37:55,356
‫که پیروزی شما علیه وندها
‫چقدر طنین‌انداز بوده.

391
00:37:55,982 --> 00:37:58,734
‫فقط من نیستم که انگلستان رو
‫جای امنی نگه داشته‌ام.

392
00:37:59,694 --> 00:38:02,822
‫ملکه بهم گفته در غیاب من
‫جانش رو نجات دادی.

393
00:38:04,573 --> 00:38:05,573
‫سپاسگزارم.

394
00:38:07,368 --> 00:38:09,287
‫همچنین درمورد نامزدت بهم گفت.

395
00:38:11,080 --> 00:38:12,080
‫آلفوین.

396
00:38:12,957 --> 00:38:15,751
‫ملکه چاره‌ای نداشت جز کاری که انجام داد.

397
00:38:15,835 --> 00:38:19,672
‫بنده متوجه‌ام، ولی دردم رو کاهش نمی‌ده.

398
00:38:20,923 --> 00:38:22,008
‫درک می‌کنم.

399
00:38:22,967 --> 00:38:24,093
‫بنا بر تجربیات من،

400
00:38:25,219 --> 00:38:27,471
‫بهترین راه برای فراموش کردن یک زن عالی،

401
00:38:28,097 --> 00:38:30,558
‫اینه که زنی پیدا کنی که حتی بهتر باشه.

402
00:38:32,476 --> 00:38:33,728
‫باید ازدواج کنی.

403
00:38:34,228 --> 00:38:37,273
‫اگه پادشاه مایل باشند
‫زن درخوری پیدا می‌کنم.

404
00:38:37,857 --> 00:38:39,275
‫خودم پیدا کرده‌ام.

405
00:38:40,693 --> 00:38:44,905
‫تصمیم گرفتم تو جزوی از خانوادۀ خودم بشی.

406
00:38:46,907 --> 00:38:51,370
‫برادرزادۀ من گیثا
‫واسه‌ات زن درخوری می‌شه.

407
00:38:52,913 --> 00:38:53,913
‫اعلی‌حضرت...

408
00:38:57,209 --> 00:38:58,502
‫نمی‌دونم چی باید بگم.

409
00:38:58,586 --> 00:38:59,712
‫پس چیزی نگو.

410
00:39:01,547 --> 00:39:02,757
‫دعای خیر من پشتتونه.

411
00:39:06,719 --> 00:39:10,181
‫ملکه، باید جشنی بر پا کنیم.

412
00:39:11,974 --> 00:39:14,352
‫گادوین قراره با گیثا ازدواج کنه.

413
00:39:18,439 --> 00:39:19,607
‫گیثا...

414
00:39:20,775 --> 00:39:22,151
‫معذرت می‌خوام.

415
00:39:23,110 --> 00:39:24,820
‫برای چی معذرت می‌خواید علیاحضرت؟

416
00:39:25,404 --> 00:39:27,698
‫- مگه خوشحالی؟
‫- نباید باشم؟

417
00:39:29,200 --> 00:39:32,912
‫قراره با مهربان‌ترین و عاشق‌ترین
‫مرد کل انگلستان ازدواج کنم.

418
00:39:32,995 --> 00:39:34,830
‫چطور چنین فکری می‌کنی؟

419
00:39:34,914 --> 00:39:36,123
‫آلفوین بهم گفته بود.

420
00:39:37,750 --> 00:39:40,628
‫اگه حتی نصف عشقی که
‫به اون داشت رو به من داشته باشه،

421
00:39:40,711 --> 00:39:42,588
‫زن خوشبختی می‌شم.

422
00:39:43,631 --> 00:39:46,175
‫ولی گیثا، تو از نسل سلطنتی هستی.

423
00:39:47,843 --> 00:39:48,843
‫درست می‌گید.

424
00:39:48,886 --> 00:39:51,972
‫حداقل می‌تونم چیزی بهش بدم
‫که گیثا نتونست بده.

425
00:39:52,765 --> 00:39:53,808
‫و اون چیه؟

426
00:39:53,891 --> 00:39:57,561
‫آلفوین می‌گفت رویای گادوین اینه که
‫پسرش روزی پادشاه باشه.

427
00:39:58,979 --> 00:40:01,565
‫اون نمی‌تونست بهش بده‌اش.
‫ولی من می‌تونم.

428
00:40:03,818 --> 00:40:05,569
‫گیثا! کجایی پس؟

429
00:40:06,404 --> 00:40:07,404
‫اومدم.

430
00:40:22,795 --> 00:40:24,672
‫هارکر!

431
00:40:27,925 --> 00:40:28,968
‫هارکر!

432
00:40:32,888 --> 00:40:33,888
‫فریدیس.

433
00:40:36,976 --> 00:40:38,561
‫هارکر!

434
00:40:40,813 --> 00:40:42,022
‫اومده دنبال بچه‌اش.

435
00:40:44,567 --> 00:40:45,651
‫اون که مرده بود.

436
00:40:47,111 --> 00:40:48,404
‫خودت گفتی مرده!

437
00:40:48,487 --> 00:40:49,405
‫هارکر!

438
00:40:49,488 --> 00:40:51,991
‫شاید روحشه. واسه‌اش دعا کنید.

439
00:40:52,074 --> 00:40:55,119
‫نه، نه، دارن حقه سر هم می‌کنن.

440
00:40:55,911 --> 00:40:58,122
‫باید بفهمیم کار کیه و مجازاتش کنیم.

441
00:40:58,205 --> 00:41:00,166
‫- هارکر!
‫- اومده!

442
00:41:00,791 --> 00:41:03,502
‫بیرون دروازه‌ست. بازش کنید.

443
00:41:04,712 --> 00:41:07,006
‫دروازه‌ها رو باز کنید!

444
00:41:18,517 --> 00:41:19,517
‫خودشه!

445
00:41:19,935 --> 00:41:21,979
‫خودشه! فریدیسه!

446
00:41:22,062 --> 00:41:23,272
‫فریدیسه!

447
00:41:39,455 --> 00:41:40,455
‫فریدیس،

448
00:41:41,957 --> 00:41:43,292
‫فکر می‌کردیم مردی.

449
00:41:44,502 --> 00:41:46,045
‫بیا کمکت کنیم.

450
00:41:46,128 --> 00:41:48,047
‫نمی‌تونی کمکم کنی هارکر.

451
00:41:49,673 --> 00:41:51,425
‫علت درد من خودتی.

452
00:41:53,135 --> 00:41:56,096
‫پسرم رو ازم گرفتی و می‌خوام برگرده پیشم.

453
00:41:56,972 --> 00:42:00,100
‫حواسمون بهش هست فریدیس.
‫ما فقط خوبی پسرت رو می‌خوایم.

454
00:42:00,184 --> 00:42:02,102
‫خوبی پسرم خود منم!

455
00:42:02,186 --> 00:42:03,896
‫هر مادری این حرفم رو تأیید می‌کنه.

456
00:42:05,147 --> 00:42:06,398
‫می‌خوام پسش بگیرم.

457
00:42:07,691 --> 00:42:09,693
‫امکانش نیست.

458
00:42:13,656 --> 00:42:14,949
‫می‌خوای به مبارزه دعوتم کنی؟

459
00:42:16,367 --> 00:42:17,367
‫نه.

460
00:42:18,744 --> 00:42:21,997
‫با این شرایط که نبرد منصفانه‌ای نمی‌شه.
‫بیا توی معبد که حالت بهتر بشه.

461
00:42:24,124 --> 00:42:27,211
‫بذار خدایان تصمیم بگیرند
‫چی انصافه و چی بی‌انصافی.

462
00:42:30,297 --> 00:42:32,883
‫آره، بذارید خدایان تصمیم بگیرند.

463
00:42:33,592 --> 00:42:37,555
‫- ما به خدایان ایمان داریم!
‫- اودین پشتته.

464
00:42:37,638 --> 00:42:38,638
‫خیلی‌خب.

465
00:42:41,392 --> 00:42:43,060
‫اگه می‌خوای باهام مبارزه کنی،

466
00:42:45,229 --> 00:42:46,229
‫من حاضرم فریدیس.

467
00:43:06,292 --> 00:43:08,794
‫ببریدش توی معبد.

468
00:43:10,170 --> 00:43:11,213
‫نه.

469
00:43:17,469 --> 00:43:19,096
‫اگه مجبور باشم می‌کشمت.

470
00:43:19,680 --> 00:43:20,723
‫پس بکش.

471
00:43:21,932 --> 00:43:23,517
‫از پسرم دست نمی‌کشم.

472
00:44:09,521 --> 00:44:10,521
‫نه!

473
00:44:19,740 --> 00:44:20,740
‫نه.

474
00:44:32,294 --> 00:44:34,213
‫بس کنید. دستور می‌دم...

475
00:44:37,591 --> 00:44:40,511
‫بس کنید!

476
00:44:50,729 --> 00:44:52,648
‫- شرور!
‫- خائن!

477
00:44:56,318 --> 00:44:57,486
‫بچه دزدیده!

478
00:45:01,657 --> 00:45:02,866
‫- بکشیدش!
‫- آره!

479
00:45:04,743 --> 00:45:06,412
‫- بکشیدش!
‫- بکشیدش!

480
00:45:07,246 --> 00:45:08,330
‫بکشیدش!

481
00:45:48,730 --> 00:45:53,730
‫<font color="#00ff29">زنده‌باد مادران دادخواه</font>
‫«ژن، ژیان، ئازادی»

482
00:46:12,770 --> 00:46:13,770
‫بیا.

483
00:46:15,689 --> 00:46:17,566
‫- خیلی‌خب.
‫- پس تو چی؟

484
00:46:18,400 --> 00:46:19,400
‫نگران نباش؟

485
00:46:21,570 --> 00:46:22,905
‫کنار همدیگه می‌مونیم.

486
00:46:33,665 --> 00:46:34,666
‫طناب‌ها آماده‌ست!

487
00:46:35,542 --> 00:46:36,542
‫هل بدید!

488
00:46:55,938 --> 00:46:58,565
‫پارو بزنید! پارو بزنید!

489
00:47:00,234 --> 00:47:01,443
‫پارو بزنید!

490
00:47:01,527 --> 00:47:05,864
‫پارو بزنید! پارو بزنید!

491
00:47:17,376 --> 00:47:18,919
‫سریع‌تر!

492
00:47:39,147 --> 00:47:40,482
‫پاروها داخل!

493
00:47:56,601 --> 00:48:03,601
‫مترجم: «حامی مغیثی»
‫در تلگرام: Timelordsubs@

494
00:48:28,023 --> 00:48:38,023
 