﻿1
00:00:40,009 --> 00:00:47,009
دانلود فيلم و سريال با لينك مستقيم
www.TinyMoviez.Co

2
00:00:47,233 --> 00:00:54,233
ترجمه از ناصر اسماعيلي

3
00:01:08,710 --> 00:01:10,116
‫اعلي‌حضرت؟

4
00:01:15,993 --> 00:01:17,710
‫حمله!

5
00:01:27,997 --> 00:01:29,403
‫حمله!

6
00:04:52,861 --> 00:04:54,267
‫خودتون رو نجات بديد!

7
00:04:55,081 --> 00:04:56,487
‫خودتون رو نجات بديد!

8
00:04:58,054 --> 00:04:59,429
‫عقب‌نشيني!

9
00:04:59,431 --> 00:05:00,837
‫محض رضاي خدا
‫خودتون رو نجات بديد!

10
00:05:05,247 --> 00:05:06,461
‫عقب‌نشيني

11
00:05:06,462 --> 00:05:07,756
‫عقب‌نشيني

12
00:05:07,758 --> 00:05:09,164
‫عقب‌نشيني!

13
00:05:24,754 --> 00:05:26,160
‫فرار كنيد!

14
00:05:27,728 --> 00:05:30,490
‫آره! آره! فرار كردن!

15
00:05:35,181 --> 00:05:36,587
‫آره!

16
00:05:58,154 --> 00:06:00,293
‫- ما برديم!
‫- آره!

17
00:06:02,172 --> 00:06:03,809
‫برا چي انقدر خوشحالي؟

18
00:06:04,513 --> 00:06:05,919
‫آره!

19
00:06:07,285 --> 00:06:08,691
‫هنوز تموم نشده!

20
00:06:20,545 --> 00:06:21,951
‫دروازه رو باز كنيد!

21
00:06:29,626 --> 00:06:31,032
‫بجنبيد!

22
00:06:40,240 --> 00:06:41,646
‫شكست خورديم

23
00:06:42,621 --> 00:06:43,885
‫به زودي اينجا ميرسن

24
00:06:43,886 --> 00:06:47,019
‫پدر٬ اعلي‌حضرت
‫همسرم٬ ما چاره‌اي نداريم

25
00:06:47,020 --> 00:06:49,409
‫بايد فوراً اينجا رو ترك كنيم
‫و جاي ديگه‌اي برا امنيتمون پيدا كنيم

26
00:06:49,411 --> 00:06:50,956
‫- برو! بجنب!
‫- چند تا چيز برمي‌دارم

27
00:06:50,958 --> 00:06:52,364
‫يالا پسرا

28
00:06:53,258 --> 00:06:54,664
‫پدر٬ نشنيدي چي گفتم؟

29
00:06:55,057 --> 00:06:56,683
‫بايد بريم! الان!

30
00:06:56,684 --> 00:06:58,090
‫نمي‌تونم اينجا رو ترك كنم

31
00:06:58,613 --> 00:07:00,019
‫پدر٬ تو شاهي!

32
00:07:01,254 --> 00:07:04,096
‫نميتونم اجازه بدم شاه كشورمون
‫به دست دشمنمون بيفته!

33
00:07:10,375 --> 00:07:13,257
‫من با تو نه در مقام يه مرد
‫بلكه در مقام يه شاه صحبت ميكنم

34
00:07:15,729 --> 00:07:18,240
‫من به نقع تو از پادشاهي كنار ميرم

35
00:07:18,874 --> 00:07:20,590
‫مراسم كوتاهي خواهيم داشت

36
00:07:20,591 --> 00:07:22,600
‫سريع٬ برو اسقف ادموند رو بيار

37
00:07:30,004 --> 00:07:32,143
‫نميتونم متوجه منظورتون بشم٬ ولي...

38
00:07:34,564 --> 00:07:37,246
‫نميتونم همينجوري اينجا ولت كنم تا بميري

39
00:07:39,295 --> 00:07:44,950
‫پسرم٬ ازت ميخوام در اين آخرين
‫خواسته‌ام بهم اعتماد كني

40
00:07:46,538 --> 00:07:48,336
‫اين خواست خداست

41
00:07:50,636 --> 00:07:52,142
‫خواست منم هست

42
00:07:59,225 --> 00:08:00,892
‫حالا برو اسقف ادموند رو بيار

43
00:08:09,099 --> 00:08:13,327
‫آيا شما اكبرت٬ شاه برگزيده‌ي
‫وسكس٬ مرسيا٬ آنگليا‌ي شرقي

44
00:08:14,031 --> 00:08:16,923
‫كورنوال٬ برتوالدا٬ شاه شاهان

45
00:08:17,889 --> 00:08:20,479
‫در برابر چشمان خداوند قادر
‫از تاج و تخت و فرمانروايي‌تون

46
00:08:20,480 --> 00:08:23,162
‫به نفع پسر و وارث‌تون
شاهزاده اتلولف كناره‌گيري ميكنيد؟

47
00:08:26,969 --> 00:08:29,982
‫بله٬ باشد كه خدا ياورم باشد

48
00:08:31,409 --> 00:08:35,256
‫بنابراين٬ اجازه بدهيد علائم و نشانه‌هاي
مقّدس شاهي شما رو ازتون بگيرم

49
00:08:37,226 --> 00:08:39,857
‫من اين عصاي مقّدس رو به دستان شما مي‌سپارم
‫شاهزاده اتلولف

50
00:08:42,459 --> 00:08:43,865
‫و با اين تاج باستاني

51
00:08:46,226 --> 00:08:49,450
‫من شما را شاه تمام مكان‌ها و قلمروهايي

52
00:08:49,571 --> 00:08:52,623
‫كه زماني توسط پدرتون بر آنها حكومت ميشد
‫ولي اكنون از آن شماست ميكنم

53
00:08:52,625 --> 00:08:55,175
‫با نام پدر٬ پسر و روح‌القدس

54
00:08:55,176 --> 00:08:58,360
‫تاج بر سر شما مينهم٬ شاه اتلولف

55
00:08:59,616 --> 00:09:02,668
‫باشد كه خداوند حافظ و نگهدار شما باشد
‫در تمام زندگيتون

56
00:09:02,670 --> 00:09:04,076
‫اعلي‌حضرت

57
00:09:05,432 --> 00:09:06,838
‫حالا لطفاً عجله كنيد

58
00:09:33,420 --> 00:09:35,599
‫ميخوام بري
‫ببرشون تو گاري٬ برو برو!

59
00:09:36,896 --> 00:09:38,321
‫شكل بگيريد!

60
00:09:38,322 --> 00:09:40,239
‫- اعلي‌حضرت! اعلي‌حضرت!
‫- چي؟

61
00:09:40,241 --> 00:09:41,647
‫پدر!

62
00:09:41,707 --> 00:09:43,113
‫پسرم

63
00:09:43,636 --> 00:09:46,859
‫ميدونم كه كشورم رو نزد امن‌ترين شخص سپردم

64
00:09:46,860 --> 00:09:50,374
‫حالا سريعاً برو٬ خودت و
‫خانواده‌ت رو نجات بده

65
00:09:50,376 --> 00:09:54,061
‫ولي فقط براي اينكه توانت رو باز يابي
‫و چيزي كه از آن توست رو پس بگيري

66
00:09:54,063 --> 00:09:55,469
‫نقشه‌ي من دقيقاً همينه

67
00:09:55,519 --> 00:09:56,925
‫خدا كمكم كنه!

68
00:09:59,126 --> 00:10:01,334
‫پسرا٬ مستقيم بريد توي درشكه!

69
00:10:01,335 --> 00:10:03,302
‫جوديث عزيزم!

70
00:10:03,304 --> 00:10:05,272
‫- بجنب! يالا!
‫- درود و بدرود

71
00:10:06,700 --> 00:10:09,633
‫فكر كنم ميدونم چه كاري مونده
‫كه بايد انجام بدم

72
00:10:10,004 --> 00:10:12,143
‫الان نميتونم ازش فرار كنم

73
00:10:14,987 --> 00:10:17,868
‫ازتون ممنونم
‫براي اينكه عاشقم بودين

74
00:10:17,870 --> 00:10:19,276
‫عشق همه چيزه

75
00:10:20,341 --> 00:10:22,349
‫همه بخشيده خواهند شد

76
00:10:22,350 --> 00:10:23,756
‫همه بخشيده خواهند شد

77
00:10:24,610 --> 00:10:29,008
‫حالا٬ تو سرنوشتي داري آلفرد
‫كه نميتوني ازش فرار كني

78
00:10:29,010 --> 00:10:30,344
‫پس بهتره بهش عادت كني

79
00:10:30,346 --> 00:10:33,187
‫در همين حين٬ گوش كن و ياد بگير

80
00:10:33,189 --> 00:10:35,327
‫به بزرگترين و كوچكترين حرف گوش بده

81
00:10:35,328 --> 00:10:37,708
‫چه از شاهزاده٬ و چه از چوپان ياد بگير

82
00:10:38,593 --> 00:10:39,999
‫و يادت بمونه

83
00:10:40,853 --> 00:10:44,951
‫آلفرد٬ والاترين موهبت يه مسيحي٬ فروتني اونه

84
00:10:46,629 --> 00:10:48,035
‫ممنون پدربزرگ

85
00:10:49,643 --> 00:10:51,049
‫دوستت دارم

86
00:10:52,325 --> 00:10:53,731
‫و منم تو رو دوست دارم

87
00:10:55,459 --> 00:10:58,512
‫حالا٬ مراقب برادرت باش
‫چون اونم خاصه

88
00:10:59,437 --> 00:11:00,601
‫و مادرت

89
00:11:00,602 --> 00:11:01,947
‫- بايد بريم
‫- بله بله

90
00:11:01,948 --> 00:11:04,037
‫بريد بريد!

91
00:11:07,302 --> 00:11:09,773
‫و بدرود اسقف ادموند

92
00:11:10,275 --> 00:11:11,992
‫شراب‌فروش عزيز من

93
00:11:13,038 --> 00:11:15,087
‫خداوندگارم حافظ و نگهدارت باشد

94
00:11:16,172 --> 00:11:17,728
‫من جايي نميرم اعلي‌حضرت

95
00:11:18,060 --> 00:11:19,485
‫اينجا باهاتون مي‌مونم

96
00:11:19,487 --> 00:11:20,893
‫ممنونم

97
00:11:21,867 --> 00:11:23,665
‫اينجا مكان مقدسيه

98
00:11:24,047 --> 00:11:27,521
‫حالا٬ چطور ميتونم اسقف كليساي
‫مقّدس خدا باشم٬ اگه الان تركش كنم؟

99
00:11:27,540 --> 00:11:29,902
‫به علاوه٬ سرداب‌ها هنوز پُر از

100
00:11:29,903 --> 00:11:32,081
‫بهترين انواع شراب در جامعه‌ي مسيحيت هستن

101
00:11:32,083 --> 00:11:34,383
‫قراره اونا رو براي كافرها بذارم؟

102
00:11:34,854 --> 00:11:36,643
‫كساني كه تفاوت دو تا انگور رو از هم متوجه نميشن

103
00:11:36,644 --> 00:11:38,050
‫بريم!

104
00:11:39,738 --> 00:11:42,420
‫باشد كه خداوند نگهدار همه‌ي شما باشد!

105
00:11:43,384 --> 00:11:46,518
‫حالا و تا ابد!

106
00:12:02,470 --> 00:12:03,553
‫بريم!

107
00:12:03,555 --> 00:12:04,961
‫بريم!

108
00:12:25,412 --> 00:12:28,916
براي موفقيت ارتش بزرگ
نزد خدايان دعا مي‌كنيم

109
00:12:30,793 --> 00:12:33,087
روزي كه رگنار ساحل اينجا
رو ترك كرد يادم مياد

110
00:12:33,170 --> 00:12:35,339
با يك قايق
يك رويا داشت

111
00:12:36,090 --> 00:12:38,425
مي‌خواست سرزمين‌هاي دوردست رو پيدا كنه

112
00:12:38,676 --> 00:12:42,513
مي‌خواست مردممون در اون زمين‌ها
ساكن و شكوفا بشن

113
00:12:42,847 --> 00:12:46,350
شايد الان، پسراش بتونن
روياهاش رو تشخيص بدن

114
00:12:48,894 --> 00:12:50,229
اميدوارم

115
00:12:52,273 --> 00:12:54,984
و منم به درگاه خدايان دعا مي‌كنم اينطور بشه

116
00:12:56,193 --> 00:13:00,573
بنظر مياد خدايان هميشه سمت ما نيستن

117
00:13:00,739 --> 00:13:02,867
شما نسل جديد هستيد

118
00:13:03,200 --> 00:13:05,452
شما مثل ما خدايان رو درك نمي‌كنيد

119
00:13:07,037 --> 00:13:09,456
خدايان رو نميشه هميشه درك كرد

120
00:13:09,707 --> 00:13:11,542
اين بخشي از قدرتشونه

121
00:13:11,876 --> 00:13:15,379
چيزي كه بايد بفهمين اينه كه خدايان ما

122
00:13:15,462 --> 00:13:19,592
يه نبرد مرگ و زندگي با
اين خداي جديد مسيحي دارن

123
00:13:19,717 --> 00:13:21,802
اين واقعاً كاريه كه پسر من مي‌كنه

124
00:13:21,886 --> 00:13:24,013
هيچ چيز ديگه اونقدر مهم نيست

125
00:13:24,096 --> 00:13:27,266
چون اگر ما خدايان باستاني‌مون رو از دست بديم

126
00:13:27,725 --> 00:13:29,894
هدف زندگي چيه؟

127
00:14:44,150 --> 00:14:46,570
‫حمله!

128
00:15:00,423 --> 00:15:01,829
‫بريد!

129
00:15:04,029 --> 00:15:05,435
‫بريد كنار!

130
00:15:29,855 --> 00:15:31,361
‫مراقب باشين
‫ممكنه تله باشه

131
00:15:32,829 --> 00:15:34,235
‫شما! دنبالمون بياين!

132
00:16:07,987 --> 00:16:09,393
‫خاليه!

133
00:16:10,367 --> 00:16:11,773
‫رفتن!

134
00:16:17,108 --> 00:16:18,514
‫بسوزونينش!

135
00:16:32,386 --> 00:16:33,792
‫همش رو بشكنيد!

136
00:16:34,436 --> 00:16:36,063
‫- پاره‌ش كن!
‫- بذارش به عهده‌ي من!

137
00:16:38,454 --> 00:16:39,860
‫آشغاله!

138
00:17:42,080 --> 00:17:43,837
‫اين ارزشمنده!

139
00:18:39,575 --> 00:18:40,981
‫بس كن!

140
00:18:51,335 --> 00:18:52,741
‫اين شاه اكبرته!

141
00:18:55,638 --> 00:18:57,194
‫بهتون دستور ميدم از جونش بگذرين

142
00:19:25,100 --> 00:19:27,595
‫پروردگار ازشون بگذره

143
00:19:27,668 --> 00:19:30,557
‫چون آگاه نيستن چه ميكنن

144
00:20:18,561 --> 00:20:19,967
‫نترس!

145
00:20:20,489 --> 00:20:22,538
‫بهم اعتماد كن
‫بايد بهم اعتماد كني

146
00:20:24,428 --> 00:20:25,834
‫دوستت دارم

147
00:20:27,772 --> 00:20:29,178
‫دوستت دارم

148
00:21:03,450 --> 00:21:04,856
‫هلگا

149
00:21:07,558 --> 00:21:08,762
‫هلگا !

150
00:21:08,764 --> 00:21:10,170
‫هلگا !

151
00:21:11,868 --> 00:21:14,791
‫نه نه!

152
00:21:33,137 --> 00:21:34,724
‫تو مثل هيچ كس ديگه‌اي نيستي

153
00:21:36,693 --> 00:21:38,822
‫خودت باش فلوكي

154
00:21:40,711 --> 00:21:44,347
‫اين دنيا
‫زيادي برات كوچيكه

155
00:21:47,070 --> 00:21:48,476
‫چي...

156
00:21:52,685 --> 00:21:54,392
‫نه هلگا !

157
00:23:14,580 --> 00:23:18,216
‫وقتي بالدر٬ پسر عزيز اودين مُرد

158
00:23:19,854 --> 00:23:21,561
‫نه تنها مردم گريستن

159
00:23:23,741 --> 00:23:25,167
‫بلكه آتش هم گريست

160
00:23:30,773 --> 00:23:34,288
‫و آتش و همه‌ي فلزات ديگر هم گريستن

161
00:23:38,608 --> 00:23:40,014
‫سنگ‌ها گريستن

162
00:23:41,863 --> 00:23:43,269
‫زمين گريست

163
00:23:46,012 --> 00:23:47,418
‫بدرود

164
00:23:49,156 --> 00:23:50,562
‫جهان‌گَرد

165
00:23:51,908 --> 00:23:53,625
‫بدرود قلب من

166
00:23:53,967 --> 00:23:55,373
‫بدرود

167
00:23:58,990 --> 00:24:00,396
‫فعلاً

168
00:24:22,215 --> 00:24:24,530
‫بايد تصميم بگيريم

169
00:24:24,680 --> 00:24:30,114
‫با شاه اكبرت چيكار كنيم!

170
00:24:30,385 --> 00:24:31,851
‫نمي‌فهمم

171
00:24:32,313 --> 00:24:33,719
‫كجاش جاي بحث داره؟

172
00:24:34,654 --> 00:24:36,060
‫به روش عقاب خونين اعدامش مي‌كنيم

173
00:24:36,389 --> 00:24:39,880
‫اكبرت هم به اندازه‌ي الا مجرمه
‫پس بايد همون بلا رو سرش بياريم

174
00:24:40,480 --> 00:24:43,271
‫بارها اينو بهتون گفتم برادران٬ من اينجا بودم!

175
00:24:43,273 --> 00:24:46,154
‫ديدم كه اكبرت پدر رو به شاه الا تحويل داد

176
00:24:46,156 --> 00:24:48,334
‫ما همه اون احساسات رو درك ميكنيم آيوار

177
00:24:48,336 --> 00:24:50,375
‫هيچكس حرفاي تو رو انكار نميكنه

178
00:24:50,717 --> 00:24:52,123
‫ولي گاهي اوقات...

179
00:24:52,485 --> 00:24:53,891
‫گاهي اوقات

180
00:24:54,785 --> 00:24:56,622
‫ما بايد عقل رو به احساس ارجحيت بديم

181
00:24:56,623 --> 00:24:58,841
‫و فكر كنيم چي براي مردممون بهتره!

182
00:24:58,843 --> 00:25:00,761
‫من ميدونم مردممون چي ميخوان بيورن

183
00:25:02,068 --> 00:25:03,474
‫و اونا چيزي كه من ميخوام رو ميخوان

184
00:25:04,319 --> 00:25:07,201
‫ما بايد جايگاه قدرتمون رو در نظر بگيريم

185
00:25:08,498 --> 00:25:11,892
‫و از اون براي پيروزي نهايي استفاده كنيم!

186
00:25:14,064 --> 00:25:15,790
‫هميشه دوست داري اوضاع
رو پيچيده كني بيورن

187
00:25:15,791 --> 00:25:17,337
‫فكر ميكني باعث ميشه باهوش به نظر بياي

188
00:25:18,389 --> 00:25:20,432
‫و اگه اكبرت رو بكشيم چي آيوار؟
‫ها؟ بعدش چي؟

189
00:25:21,567 --> 00:25:22,973
‫خب٬ بعدش اون مُرده اوبه

190
00:25:23,656 --> 00:25:25,396
‫ما تو دل قلمرو دشمن هستيم

191
00:25:25,562 --> 00:25:28,015
‫چقدر طول ميكشه تا نيروهاي ساكسون‌ها

192
00:25:28,016 --> 00:25:29,853
‫يه ارتش ديگه جمع كنن و ما رو بيرون كنن؟

193
00:25:29,854 --> 00:25:31,108
‫دقيقاً!

194
00:25:31,110 --> 00:25:33,581
‫پس اكبرت رو به روش عقاب خونين
‫اعدام ميكنيم٬ و بعدش ميريم

195
00:25:34,083 --> 00:25:36,171
‫ما به تمام اين سرزمين تاختيم

196
00:25:36,173 --> 00:25:39,146
‫تا اونا هيچوقت نتونن يه ارتش ديگه فراهم كنن

197
00:25:39,980 --> 00:25:41,576
‫اصلاً چرا بايد بخوايم اينجا بمونيم؟

198
00:25:41,577 --> 00:25:43,033
‫اين چيزيه كه پدرمون ميخواست

199
00:25:44,209 --> 00:25:45,965
‫فقط نميخواست نبردها رو ببره

200
00:25:45,967 --> 00:25:47,373
‫زمين اينجا رو ميخواست

201
00:25:47,457 --> 00:25:50,405
‫ميخواست اينجا سكونت‌گاه بسازه
‫تا مردممون بتونن اينجا كار و زندگي كنن

202
00:25:50,407 --> 00:25:52,706
‫و هممون ميدونيم چي شد

203
00:25:52,707 --> 00:25:56,725
‫بله٬ ولي تو اون زمان اون يه
‫شاه رو به عنوان جزيه در اختيار نداشت

204
00:25:57,770 --> 00:25:59,176
‫يا حتي يه ارتش بزرگم نداشت

205
00:26:00,160 --> 00:26:01,566
‫ما داريم

206
00:26:03,425 --> 00:26:04,831
‫تو چي ميگي سيگارد؟

207
00:26:06,137 --> 00:26:07,904
‫تا حالا خيلي ساكت بودي

208
00:26:09,743 --> 00:26:11,149
‫مطمئنم يه نظري داري

209
00:26:14,053 --> 00:26:15,459
‫من با تو موافقم آيوار

210
00:26:16,233 --> 00:26:17,639
‫ببخشيد؟

211
00:26:18,905 --> 00:26:20,311
‫بايد عقاب خونينش كنيم

212
00:26:20,502 --> 00:26:21,908
‫بالاخره٬ ممنونم

213
00:26:22,340 --> 00:26:23,746
‫ولي مطمئن نيستم

214
00:26:24,169 --> 00:26:25,575
‫مطمئن نيستم اونا چي ميگن

215
00:26:26,301 --> 00:26:31,454
‫حرف من اينه كه ما بايد كاري كه
‫پدرمون هميشه ميخواست رو بكنيم

216
00:26:38,855 --> 00:26:39,989
‫بله؟

217
00:26:39,990 --> 00:26:41,396
‫دوست دارم صحبت كنم

218
00:26:44,631 --> 00:26:48,728
‫خب٬ من بيشتر حرفاتون رو متوجه ميشم

219
00:26:48,729 --> 00:26:52,415
‫و الان ميتونم يكم به زبونتون حرف هم بزنم

220
00:26:58,283 --> 00:26:59,920
‫من عاشق پدرتون بودم

221
00:27:02,391 --> 00:27:03,797
‫دوستم بود

222
00:27:05,777 --> 00:27:08,036
‫و اينو بيشتر از هر چيز ديگه‌اي ميدونم

223
00:27:08,037 --> 00:27:11,010
‫كه اون ميخواست اينجا
‫يه جامعه‌ي كشاورز بسازه

224
00:27:12,981 --> 00:27:14,948
‫و تو همه‌ي كشاورزهاش رو كشتي

225
00:27:14,950 --> 00:27:17,380
‫بله٬ درسته٬ كشتم

226
00:27:18,044 --> 00:27:20,514
‫ولي...

227
00:27:20,515 --> 00:27:22,142
‫حالا ورق برگشته

228
00:27:23,067 --> 00:27:25,286
‫ميتونيم توافق جديدي كنيم

229
00:27:27,838 --> 00:27:29,264
‫داري چي پيشنهاد ميدي؟

230
00:27:30,179 --> 00:27:31,585
‫خب٬ همونطور كه گفتي

231
00:27:33,192 --> 00:27:35,833
‫اينكه از اينجا بيرونت كنن
‫فقط مسئله‌ي زمانه

232
00:27:36,675 --> 00:27:41,067
‫بدون هيچ حق قانوني‌اي بر زمين‌هاي انگلستان
‫شما اميدي به موندن نداريد

233
00:27:42,825 --> 00:27:44,231
‫خب

234
00:27:44,794 --> 00:27:47,305
‫من شاه شاهانم

235
00:27:48,682 --> 00:27:51,836
‫و ميتونم اين حق قانوني رو بهتون بدم

236
00:27:56,135 --> 00:28:00,815
‫ميتونم بهتون حق قانوني به
‫قلمرو آنگلياي شرقي رو بدم

237
00:28:00,816 --> 00:28:02,532
‫قلمرو بزرگيه

238
00:28:02,534 --> 00:28:05,637
‫از اونجايي كه من شاهم
‫هيچكس نميتونه اين حق رو زير سوال ببره

239
00:28:06,221 --> 00:28:07,627
‫و به نظر ميرسه كه...

240
00:28:08,812 --> 00:28:11,915
‫شما نيروي كافي براي مطيع كردنشون دارين
‫تا وقتي تصّرفش كنين

241
00:28:15,432 --> 00:28:16,838
‫اين پيشنهاد منه

242
00:28:18,697 --> 00:28:20,113
‫بايد بهش فكر كنين

243
00:28:31,163 --> 00:28:33,382
‫در ازاش چي ميخواي؟

244
00:28:37,612 --> 00:28:41,800
‫اينو فقط وقتي بهتون ميگم
‫كه با پيشنهادم موافقت كنين

245
00:29:00,456 --> 00:29:01,922
‫نه كه نيازه بپرسم...

246
00:29:03,057 --> 00:29:04,513
‫ولي نظر تو چيه؟

247
00:29:06,272 --> 00:29:08,913
‫درباره اينكه هديه‌ي زمين
‫شاه اكبرت رو قبول كنيم يا نه؟

248
00:29:10,380 --> 00:29:11,786
‫بله

249
00:29:13,936 --> 00:29:19,671
‫خب٬ از اونجايي كه ازم پرسيدي
‫نظرم اينه كه بايد زمين رو بگيريم

250
00:29:21,088 --> 00:29:22,494
‫ولي يه شرط دارم

251
00:29:25,990 --> 00:29:27,396
‫كه اكبرت بميره

252
00:29:29,175 --> 00:29:30,681
‫و من عقاب خونينش كنم

253
00:29:32,811 --> 00:29:35,149
‫وگرنه٬ معالمه‌ بي معامله

254
00:29:37,211 --> 00:29:39,762
‫نميتوني اونقدرا سر پا بايستي
‫كه بخواي عقاب خونينش كني

255
00:29:41,229 --> 00:29:42,635
‫نشسته انجامش ميدم

256
00:30:08,300 --> 00:30:10,057
‫پيشنهاد زمينت رو مي‌پذيرم

257
00:30:13,373 --> 00:30:15,291
‫ولي بخاطر كاري كه در حق پدرم كردي

258
00:30:17,431 --> 00:30:18,837
‫بايد بميري

259
00:30:22,454 --> 00:30:25,628
‫پس بهت ميگم خواسته‌ي من چيه

260
00:30:28,350 --> 00:30:29,756
‫تنها چيزي كه ميخوام

261
00:30:30,931 --> 00:30:34,868
‫اينه كه روش مرگ خودم رو انتخاب كنم

262
00:30:45,640 --> 00:30:47,046
‫موافقم

263
00:30:51,456 --> 00:30:58,243
‫سرورم٬ اين‌ها اسناد قانوني براي
‫انتقال زمين‌هاي آنگلياي شرقي هستن

264
00:30:58,677 --> 00:31:00,142
‫ممنونم

265
00:31:00,300 --> 00:31:04,192
‫تو رفيق صادق٬ قانوني و خوبي هستي

266
00:31:13,431 --> 00:31:17,132
‫بيورن روئين‌تن
‫پسر رگنار

267
00:31:17,654 --> 00:31:21,128
‫من شاه اكبرت٬ به تو حق

268
00:31:21,130 --> 00:31:24,321
‫سكونت در زمين‌هاي آنگلياي شرقي رو ميدم

269
00:31:27,116 --> 00:31:28,703
‫و دعا ميكنم كه موفق بشي

270
00:31:33,776 --> 00:31:35,182
‫و حالا...

271
00:31:37,451 --> 00:31:39,208
‫بايد سفر آخرم رو طي كنم

272
00:32:13,668 --> 00:32:15,556
‫از شنيدن خبر مرگ هلگا متاسفم

273
00:32:19,073 --> 00:32:20,790
‫زمان زيادي بود همديگه رو مي‌شناختيد

274
00:32:22,588 --> 00:32:23,994
‫از وقتي يه پسر بچه بودم

275
00:32:26,607 --> 00:32:28,445
‫منم مُردم بيورن

276
00:32:30,705 --> 00:32:33,346
‫بخشي از وجودم با مرگ دخترم آنگربودا مرد

277
00:32:35,457 --> 00:32:36,863
‫دومين بخشم با رگنار

278
00:32:39,234 --> 00:32:43,041
‫و آخرين بخش از فلوكي سابق
‫با مرگ هلگاي شيرين و غمگينم مرد

279
00:32:49,650 --> 00:32:51,327
‫چيزي كه الانم فقط پوچي‌ـه

280
00:32:55,558 --> 00:32:58,942
‫و تمام اين پوچي رو به خدايان ميدم
‫تا مطابق خواستشون عمل كنن

281
00:33:01,967 --> 00:33:07,047
‫و من سوار كشتي‌اي خالي بدون سكان خواهم بود
‫كه بر روي درياي بي‌پايان خدايان قرار گرفته

282
00:33:09,449 --> 00:33:10,855
‫و هر جا كه منو ببرند

283
00:33:12,965 --> 00:33:14,371
‫خواهم رفت

284
00:33:38,620 --> 00:33:40,026
‫مراقب باش بيورن

285
00:34:38,615 --> 00:34:40,021
‫ممنون

286
00:35:32,630 --> 00:35:35,010
‫تمام آينده‌ي من با رگناره

287
00:35:36,356 --> 00:35:38,696
‫تنها كسي كه تو واقعاً بهش اهميت ميدي

288
00:35:39,159 --> 00:35:40,565
‫خودتي

289
00:35:40,917 --> 00:35:43,217
‫من خودم رو آزادانه بهتون ميدم

290
00:35:44,553 --> 00:35:46,441
‫ممنون پدربزرگ٬ دوستت دارم

291
00:35:50,420 --> 00:35:54,849
‫من شما را شاه وسكس و مرسيا ميكنم

292
00:35:58,616 --> 00:36:00,042
‫انتقامم رو خواهند گرفت

293
00:36:05,397 --> 00:36:06,803
‫نترس

294
00:37:51,355 --> 00:37:52,761
‫دوستان

295
00:37:54,417 --> 00:37:58,505
‫هيچكس هيچوقت نميتونه به دستاورد ما شك كنه!

296
00:37:58,731 --> 00:38:00,237
‫ارتشي از همه‌ي مردانمون

297
00:38:02,068 --> 00:38:06,627
‫و ما نه يكي٬ بلكه دو قلمرو
‫انگلستان رو شكست داديم!

298
00:38:10,854 --> 00:38:13,827
‫براي ما٬ پسران رگنار

299
00:38:15,071 --> 00:38:19,992
‫وظيفه‌ي اولمون اين بود كه انتقام مرگ
‫پدرمون رو بگيريم٬ و اين كار رو كرديم

300
00:38:20,853 --> 00:38:25,503
‫ولي همينطور٬ به روياي پدرم رسيديم

301
00:38:26,412 --> 00:38:30,102
‫ما حق قانوني نسبت به
!زمين و كشتزار اينجا داريم

302
00:38:32,033 --> 00:38:34,875
‫اين بسته به همه‌ي شما داره
‫كه از اين فرصت استفاده كنين

303
00:38:35,306 --> 00:38:38,717
‫و مهاجران جديد و خانواده‌هاي جوان رو
‫به اينجا بفرستيد!

304
00:38:39,423 --> 00:38:43,778
‫متاسفانه٬ من اينجا نخواهم بود تا رشد
‫و پيشرفت اين زيست‌گاه جديد رو ببينم

305
00:38:44,847 --> 00:38:46,303
‫سرنوشت من رو به جاي ديگري خواهد برد

306
00:38:48,834 --> 00:38:51,757
‫هميشه مي‌دونستم مجبورم برگردم
‫و به اكتشاف درياي مديترانه بپردازم

307
00:38:53,043 --> 00:38:55,072
‫و حالا احساس ميكنم آزادم
‫تا به دنبال سرنوشتم برم

308
00:38:55,678 --> 00:38:59,030
‫ولي٬ برادرانم براي شما اينجا خواهند بود

309
00:39:00,286 --> 00:39:02,375
‫- نوش!
‫- نوش!

310
00:39:05,715 --> 00:39:10,159
‫من اينجا خواهم بود ولي نه
‫براي سكونت و شخم زدن!

311
00:39:11,667 --> 00:39:14,097
‫حالا كي ميخواد كشاورز بشه؟

312
00:39:15,816 --> 00:39:18,447
‫ما ارتش بزرگي داريم و بايد ازش استفاده كنيم

313
00:39:18,633 --> 00:39:22,214
‫خيلي جاهاي ديگه هست كه ميخوام
‫بهشون حمله كنم و بتازم!

314
00:39:22,698 --> 00:39:27,258
‫و اونايي از شما كه مثل من حس ميكنيد
‫بايد با من بيايد

315
00:39:28,143 --> 00:39:29,549
‫و كسايي از شما كه نميخوايد

316
00:39:30,327 --> 00:39:35,083
‫از خودتون بپرسيد
‫"الان كي ميتونه جلوي ما بايسته؟"

317
00:39:40,780 --> 00:39:42,829
‫مگه تو ميتوني ارتش رو
رهبري كني آيوار؟ ها؟

318
00:39:43,874 --> 00:39:45,461
‫نميخوام اينكارو كنم اوبه

319
00:39:45,967 --> 00:39:48,975
‫همه‌ي حرفم براي كسايي كه
‫هنوز به قدر كافي شجاعن اينه كه

320
00:39:48,977 --> 00:39:52,363
‫بتازن و ماجراجويي كنن
‫بعدش٬ من رهبريشون ميكنم

321
00:39:54,046 --> 00:39:56,929
‫تو هم اگه بخواي ميتوني يه پيش‌بند ببندي
‫و اينجا ساكن بشي

322
00:39:57,515 --> 00:39:59,112
‫مردي قوي لازم داره آيوار

323
00:40:01,058 --> 00:40:03,875
‫تا به اينجا ادعا كنه٬ ازش دفاع كنه

324
00:40:04,622 --> 00:40:07,926
‫به نظر خودت نيستي برادر عزيزم

325
00:40:08,797 --> 00:40:13,004
‫ايتسركي كه من مي‌شناسم٬ عاشق تاخت و تازه
‫يه وايكينگ واقعيه

326
00:40:13,678 --> 00:40:16,157
‫حرفي كه الان زدي
‫راه وايكينگي نيست

327
00:40:17,906 --> 00:40:19,312
‫خب...

328
00:40:21,794 --> 00:40:23,682
‫كي از بين شما از من پيروي ميكنه؟

329
00:40:24,978 --> 00:40:28,201
‫كي توي نبرد همراه من ميشه؟

330
00:40:28,203 --> 00:40:32,591
‫براي عشق به شُهرت و
عشق به اودين٬ پدر همه‌ي ما؟

331
00:40:32,592 --> 00:40:34,098
‫آره!

332
00:40:38,660 --> 00:40:40,066
‫اودين!

333
00:40:41,211 --> 00:40:42,617
‫اين كارو نكن آيوار

334
00:40:43,270 --> 00:40:46,150
‫ما همه پسران رگناريم
‫بايد پشت همو داشته باشيم

335
00:40:46,310 --> 00:40:49,094
‫راستش سيگارد٬ برام مهم نيست تو چي ميگي

336
00:40:49,190 --> 00:40:52,429
‫حقيقت اينه كه٬ حتي اگه
‫ريه‌هات در حال سوختن هم بودن

337
00:40:52,432 --> 00:40:54,188
‫حاضر نبودم تو گلوت بشاشم

338
00:40:58,984 --> 00:41:03,487
‫خب٬ شايد بخاطر اينه كه تو واقعاً يه مرد نيستي!

339
00:41:03,835 --> 00:41:05,763
‫هستي٬ بي استخون؟

340
00:41:08,117 --> 00:41:10,722
‫خب٬ كي ميخواد بمونه و كشاورزي كنه؟

341
00:41:10,866 --> 00:41:12,834
‫من دوست دارم بمونم

342
00:41:14,051 --> 00:41:16,168
‫ولي نقشه‌هاي ديگه‌اي دارم

343
00:41:16,311 --> 00:41:17,485
‫نوش

344
00:41:17,486 --> 00:41:18,892
‫نوش

345
00:41:19,154 --> 00:41:20,560
‫نظر منو بخوايم

346
00:41:23,091 --> 00:41:24,517
‫من ميخوام با بيورن برم

347
00:41:26,527 --> 00:41:28,194
‫ميخوام مديترانه رو ببينم

348
00:41:32,594 --> 00:41:34,000
‫پس به نظر ميرسه

349
00:41:36,441 --> 00:41:37,847
‫تنها چيزي

350
00:41:39,706 --> 00:41:42,096
‫كه در واقع پسران رگنار رو كنار هم نگه داشت

351
00:41:42,679 --> 00:41:44,224
‫مرگ پدرشون بود

352
00:41:44,226 --> 00:41:48,664
‫بيورن بيچاره! تويي كه نميخواي
‫اين ارتش رو كنار هم نگه داري

353
00:41:48,666 --> 00:41:51,719
‫تويي كه ميخواي به جاهاي آفتابي بري

354
00:41:52,684 --> 00:41:54,652
‫بقيه ميتونن از من پيروي كنن

355
00:41:55,989 --> 00:41:58,185
‫من نميخوام ازت پيروي كنم آيوار

356
00:41:58,792 --> 00:42:00,198
‫تو ديوانه‌اي

357
00:42:00,429 --> 00:42:02,203
‫عقلت مثل بچه‌هاست!

358
00:42:02,206 --> 00:42:04,949
‫و تنها كاري كه تو ميكني آهنگ زدنه سيگارد!

359
00:42:05,335 --> 00:42:09,007
‫- منم اندازه تو پسر رنگارم
‫- مطمئن نيستم

360
00:42:09,172 --> 00:42:12,231
‫تا جايي كه من يادم مياد
‫رگنار اود(نوعي تار) نميزد

361
00:42:12,587 --> 00:42:15,455
‫و قطعاً كونش رو به بقيه پيشكش نميكرد!

362
00:42:17,036 --> 00:42:20,872
‫خنده‌م ميندازي٬ درست مثل وقتي
‫كه مثل يه نوزاد اينور اونور ميخزي

363
00:42:20,874 --> 00:42:22,025
‫دهنت رو ببند!

364
00:42:22,026 --> 00:42:23,062
‫بسه!

365
00:42:23,087 --> 00:42:25,119
‫اين ربطي به تو نداره!

366
00:42:25,120 --> 00:42:27,298
‫چي شده آيوار؟
‫نميتوني هضمش كني؟

367
00:42:27,300 --> 00:42:28,878
‫آيوار٬ بهش گوش نده

368
00:42:28,880 --> 00:42:30,929
‫نه٬ به گمونم حالا كه مامانيت مُرده
‫بايد برات سخت باشه

369
00:42:31,531 --> 00:42:33,779
‫با علم به اينكه اون تنها كسي
‫بود كه هميشه دوستت داشت

370
00:42:35,416 --> 00:42:36,881
‫آيوار... آيوار!

371
00:43:07,814 --> 00:43:09,220
‫نه

372
00:43:09,823 --> 00:43:11,549
‫نه! نه!

373
00:43:35,399 --> 00:43:39,430
‫شربورن٬ دورست٬ انگلستان

374
00:43:57,457 --> 00:43:59,569
‫- آمين
‫- آمين

375
00:44:19,557 --> 00:44:20,963
‫ممنون اسقف هدموند

376
00:44:22,126 --> 00:44:24,195
‫شوهرم به جاي بهتري رفته

377
00:44:24,578 --> 00:44:26,284
‫اينو ميدونم

378
00:44:27,554 --> 00:44:29,975
‫خداوند راهي براي آرامش دادن بهت پيدا ميكنه

379
00:45:00,819 --> 00:45:03,887
‫ترجمه از ناصر اسماعيلي
‫www.TinyMoviez.Co

