﻿1
00:00:48,100 --> 00:00:56,100
:ترجمه ویرایش شده برای نسخه های بلوری
ناصر اسماعیلی

2
00:00:56,981 --> 00:01:01,798
«جاده‌ی ابریشم»

3
00:01:10,100 --> 00:01:18,100
<i>: زیــرنـویـس تنظیم و هـمـاهـنـگ شـده با نـسـخـه هـای بـلـوری</i>
...:::::Hamid5251:::::...

4
00:01:20,100 --> 00:01:28,100
<i>Instagram:</i>
hamidsh_76

5
00:03:38,886 --> 00:03:42,389
‫چرا اون احمق یه‌چشم
‫همش داره منو نگاه میکنه؟

6
00:03:42,390 --> 00:03:44,018
‫هفته‌هاست که با ما همسفره

7
00:03:44,975 --> 00:03:46,346
‫ازش خوشم نمیاد

8
00:03:48,396 --> 00:03:52,080
‫به یکی از افرادمون بگو یه جای خلوت
‫پیدا کنن و از شرش خلاص بشن

9
00:03:54,068 --> 00:03:55,146
‫اونا فقط مزدورن

10
00:03:56,946 --> 00:03:58,619
‫من برا انجام هیچ کاری بهشون اعتماد ندارم

11
00:04:00,699 --> 00:04:02,346
‫خب پس، شاید بهتره خودت اینکارو بکنی

12
00:04:06,288 --> 00:04:07,288
‫حتماً

13
00:04:23,681 --> 00:04:24,681
‫بیورن!

14
00:04:27,435 --> 00:04:30,603
‫مردم کتگات...

15
00:04:30,604 --> 00:04:34,857
‫بهتون گفته بودم که وقتی شاه بشم،

16
00:04:34,859 --> 00:04:37,152
‫حکومتم خیلی با حکومت آیوار متفاوت خواهد بود

17
00:04:37,153 --> 00:04:38,624
‫و قصد دارم به اون عهدم وفادار بمونم

18
00:04:41,031 --> 00:04:44,783
‫آیوار یه دیوار به دور شهرمون ساخت

19
00:04:44,785 --> 00:04:47,985
‫اون بیگانه‌ها رو دلسرد کرد، آزادی بیان رو
منع کرد، ‫و بین مردم خودمون فاصله انداخت

20
00:04:48,914 --> 00:04:52,208
‫کتگات فقط میتونه بواسطه‌ی تجارت
‫باقی بمونه و رشد کنه،

21
00:04:52,209 --> 00:04:54,858
‫نه فتح نظامی. این باور منه

22
00:04:57,673 --> 00:04:59,809
‫این جلسه‌ی شماست. اون چیزی که میخواین

23
00:04:59,810 --> 00:05:01,387
‫فرصت شما برای اینکه بیاین پیش من،

24
00:05:01,388 --> 00:05:03,592
‫با هر چیزی که میخواین، و من گوش میدم

25
00:05:05,139 --> 00:05:06,576
‫من چیزی جز نوکر فروتن شما نیستم

26
00:05:08,934 --> 00:05:10,408
‫شاه بیورن!

27
00:05:15,191 --> 00:05:16,233
‫اینا کی هستن؟

28
00:05:22,364 --> 00:05:24,413
‫من میدونم کی هستن

29
00:05:28,496 --> 00:05:32,275
‫تمام این مردان با میل خودشون
‫با حکومت آیوار همدستی کردن

30
00:05:34,210 --> 00:05:36,599
‫بعنوان محافظینش خدمت کردن

31
00:05:36,600 --> 00:05:39,249
‫فرمایشاتش رو انجام می‌دادن،
‫هر چیزی که بودن

32
00:05:39,250 --> 00:05:41,966
‫هرچقدر ظالمانه، هرچقدر فاسد

33
00:05:41,967 --> 00:05:43,843
‫بدون پشیمانی انجامشون می‌دادن،

34
00:05:43,844 --> 00:05:46,597
‫بدون اینکه حتی به
خانواده‌های خودشون فکر کنن

35
00:05:48,516 --> 00:05:52,018
‫اونایی که اونقدری شجاع بودن که
‫علیهشون بایستن رو زنده زنده سوزوندن

36
00:05:52,019 --> 00:05:54,078
‫و زن جوونی رو زنده زنده سوزوندن،

37
00:05:55,105 --> 00:05:56,114
‫به اسم ثورا،

38
00:05:57,191 --> 00:05:58,403
‫کسی که دوستش داشتم

39
00:05:59,360 --> 00:06:00,744
‫نسوزوندی؟

40
00:06:10,253 --> 00:06:11,465
‫خب، آیا این مردان گناهکارن؟

41
00:06:11,466 --> 00:06:13,623
‫بله! هستن!

42
00:06:13,624 --> 00:06:15,064
‫و باید باهاشون چیکار کنم، ها؟

43
00:06:20,214 --> 00:06:22,032
‫این مردان رو ببرید

44
00:06:32,768 --> 00:06:34,442
‫یادت باشه پسرم،

45
00:06:35,354 --> 00:06:37,686
‫تمام وظایف پادشاهیت رو

46
00:06:55,749 --> 00:06:57,417
‫این مردان همشون گناهکارن

47
00:06:57,418 --> 00:07:00,837
‫جرائمی علیه مردم
خودشون انجام دادن، علیه شما

48
00:07:00,838 --> 00:07:02,201
‫آره!

49
00:07:02,881 --> 00:07:04,924
‫و میدونم که همتون فکر میکنین حقشونه بمیرن

50
00:07:04,925 --> 00:07:07,478
‫آره!

51
00:07:07,678 --> 00:07:09,742
‫ولی چیزی خیلی بدتر از مرگ هست، خیلی بدتر

52
00:07:10,514 --> 00:07:12,046
‫من اونا رو تا ابد تبعید میکنم

53
00:07:14,560 --> 00:07:17,354
‫اونا تبدیل به یاغی میشن، قانون‌شکن

54
00:07:17,436 --> 00:07:19,230
‫مردان جنگل،

55
00:07:19,231 --> 00:07:22,359
‫که محکوم میشن که تا ابد در جنگل
‫و باقی مکان‌های متروک زندگی کنن

56
00:07:23,360 --> 00:07:25,195
‫دارایی اون‌ها مصادره میشه

57
00:07:25,779 --> 00:07:27,673
‫بعنوان قانون‌شکن داغ میخورن،

58
00:07:27,715 --> 00:07:29,845
‫و می‌تونن بدون مجازات کشته بشن

59
00:07:29,867 --> 00:07:31,285
‫این خیلی از مرگ بدتره

60
00:07:32,828 --> 00:07:35,890
‫نه بعنوان انسان،
‫بلکه بعنوان ارواح زندگی خواهند کرد

61
00:07:35,970 --> 00:07:37,531
‫بیرون از جامعه‌ی انسانی

62
00:07:37,541 --> 00:07:41,431
‫هر روز مجبورن افسوس بخورن و به یاد تصمیمات،

63
00:07:41,523 --> 00:07:42,923
‫و جرائمشون بیفتن،

64
00:07:45,007 --> 00:07:46,550
‫ولی نمیتونن جبرانشون کنن

65
00:07:48,177 --> 00:07:50,272
‫تصمیم من اینچنین است.
‫همه بگین آری

66
00:07:50,346 --> 00:07:51,642
‫آری!

67
00:07:51,738 --> 00:07:52,837
‫پس تصمیم گرفته شد

68
00:08:19,291 --> 00:08:20,587
!بجنبین! منو بکشین

69
00:08:20,651 --> 00:08:22,754
‫شما بهم لطف میکنین!

70
00:08:55,285 --> 00:08:56,552
‫تصمیم درستی گرفتی

71
00:08:58,789 --> 00:08:59,919
‫امیدوارم

72
00:08:59,977 --> 00:09:02,241
‫آیوار هیچوقت آزادشون نمیکرد

73
00:09:03,419 --> 00:09:04,586
‫ولی من آیوار نیستم

74
00:10:33,980 --> 00:10:35,276
این کیه؟

75
00:10:35,343 --> 00:10:36,343
یه وایکینگ

76
00:10:37,162 --> 00:10:38,458
اسمش آیوار هست

77
00:10:38,980 --> 00:10:42,470
یه شب مست کرد... و به همه گفت که پادشاه بود

78
00:10:47,481 --> 00:10:49,475
شبیه یه پادشاه نیست

79
00:10:50,496 --> 00:10:52,490
و شبیه یه پادشاه هم سفر نمیکنه

80
00:10:52,890 --> 00:10:53,890
چی میگه؟

81
00:10:54,633 --> 00:10:56,129
می‌بریمش به کیف

82
00:10:56,451 --> 00:10:59,145
نه قبل اینکه بابت اطلاعات من پول ندادین

83
00:11:15,121 --> 00:11:16,218
اینا کی هستن؟

84
00:11:17,140 --> 00:11:18,337
روس‌ها

85
00:11:19,256 --> 00:11:20,853
!حروم‌زاده‌های عوضی

86
00:11:23,210 --> 00:11:24,210
بنظر میرسه

87
00:11:24,591 --> 00:11:26,186
خیلی خوب پول نمیدن

88
00:11:27,206 --> 00:11:28,206
منو کجا میبرن؟

89
00:11:29,026 --> 00:11:31,020
به پایتختشون

90
00:11:31,035 --> 00:11:33,029
یه جایی به اسم کیف

91
00:11:33,120 --> 00:11:35,114
حاکمشون کیه؟

92
00:11:36,257 --> 00:11:37,257
شاهزاده اولگ

93
00:11:37,398 --> 00:11:38,993
پیامبر

94
00:11:39,129 --> 00:11:40,724
پیامبر؟

95
00:11:40,980 --> 00:11:42,974
چرا پیامبر؟

96
00:11:43,180 --> 00:11:45,174
سوار اسب شو

97
00:11:45,550 --> 00:11:47,344
تو با ما میای

98
00:11:56,125 --> 00:11:57,819
چه مرگشه؟

99
00:11:57,980 --> 00:11:59,974
اون فلجه

100
00:12:01,150 --> 00:12:02,150
یه فلج

101
00:12:02,985 --> 00:12:04,680
!و یه شاه

102
00:12:05,146 --> 00:12:07,140
به حق چیزهای ندیده

103
00:13:17,246 --> 00:13:18,642
چیه؟

104
00:13:18,666 --> 00:13:19,663
، شاهزاده‌ی من

105
00:13:19,687 --> 00:13:21,681
شخص جالبی رو بازداشت کردیم

106
00:13:24,298 --> 00:13:26,691
شخصی که ادعا میکنه یه شاهه

107
00:13:26,715 --> 00:13:28,510
در جاده‌ی ابریشم سفر میکرد

108
00:13:30,628 --> 00:13:31,628
یه شاه؟

109
00:13:34,141 --> 00:13:35,438
از کجا؟

110
00:13:36,658 --> 00:13:38,353
از نروژ

111
00:13:43,784 --> 00:13:45,080
یه وایکینگ

112
00:13:48,295 --> 00:13:49,691
نمیتونی راه بری

113
00:13:51,609 --> 00:13:53,304
زخمی شدی؟

114
00:13:54,625 --> 00:13:55,625
نه

115
00:13:56,643 --> 00:13:59,634
من یه فلجم

116
00:14:00,556 --> 00:14:02,550
از زمان تولد

117
00:14:04,568 --> 00:14:07,958
تو زبون من رو بلدی

118
00:14:09,977 --> 00:14:14,364
زمانی زبان مردم منم بود

119
00:14:15,285 --> 00:14:18,077
ما وایکینگ‌های روس هستیم

120
00:14:19,985 --> 00:14:21,119
‫بهت چی می‌گفتن؟

121
00:14:23,155 --> 00:14:25,152
‫اسم من آیواره

122
00:14:27,029 --> 00:14:28,029
‫بهم میگن...

123
00:14:28,793 --> 00:14:30,093
‫آیوار بی‌استخون

124
00:14:32,785 --> 00:14:33,887
‫ازت شنیدم

125
00:14:36,918 --> 00:14:38,003
‫آیوار

126
00:14:39,838 --> 00:14:40,838
‫بی‌استخون

127
00:14:44,551 --> 00:14:46,869
‫شهرتت در جاده‌ی ابریشم هم پیچیده

128
00:14:49,931 --> 00:14:54,368
‫مثل عسل، موم، خز و برده

129
00:14:56,381 --> 00:14:58,767
‫ولی الان چرا تو همین جاده سفر میکنی؟

130
00:14:59,774 --> 00:15:02,359
‫بدون اینکه خودت رو معرفی کنی؟

131
00:15:02,360 --> 00:15:05,404
‫مثل یه دزد، همم؟

132
00:15:06,406 --> 00:15:09,900
‫برادرانم قلمروم رو ازم گرفتن

133
00:15:11,912 --> 00:15:13,871
‫من هیچی نیستم

134
00:15:13,872 --> 00:15:17,833
‫و هیچی برای پیشکش به شما ندارم شاهزاده اولگ

135
00:15:17,834 --> 00:15:21,003
‫قصدی نداشتم تا با حضورم
‫باعث دردسر شما بشم

136
00:15:23,001 --> 00:15:25,032
‫و داشتی کجا می‌رفتی؟

137
00:15:25,033 --> 00:15:26,634
‫هیچ جا

138
00:15:26,635 --> 00:15:28,803
‫برنامه‌ای ندارم

139
00:15:28,804 --> 00:15:34,148
‫فقط دارم از مجازات توسط برادرانم فرار میکنم

140
00:15:37,187 --> 00:15:38,402
‫خب...

141
00:15:40,482 --> 00:15:42,182
‫الان اینجایی

142
00:15:48,156 --> 00:15:50,841
‫از کجا معلوم حضورت در اینجا باعث دردسرم بشه

143
00:15:58,667 --> 00:15:59,731
‫بذار ببینیم چی میشه

144
00:16:06,925 --> 00:16:09,718
‫اینجا روش جدیدی از زندگی رو شروع کردیم

145
00:16:09,719 --> 00:16:12,263
‫و این همیشه وظیفه‌ی من بعنوان پادشاه بود

146
00:16:12,264 --> 00:16:15,262
‫تا موفق‌ترین پایگاه تجاری
در اسکاندیناوی رو بسازم

147
00:16:16,961 --> 00:16:19,001
‫ولی حمایت مستدام شما رو میخوام

148
00:16:19,002 --> 00:16:20,670
‫خانواده‌م رو لازم دارم

149
00:16:21,690 --> 00:16:23,869
‫مادر؟

150
00:16:23,870 --> 00:16:27,512
‫امیدوارم در این امر خطیر موفق باشی پسرم

151
00:16:27,513 --> 00:16:29,864
‫و مطمئنم موفق خواهی شد

152
00:16:29,865 --> 00:16:32,507
‫ولی در آینده، مجبوری بدون من پیش بری

153
00:16:34,226 --> 00:16:35,344
‫نمی‌فهمم

154
00:16:36,204 --> 00:16:38,935
‫چرا اینجا نمی‌مونی؟

155
00:16:40,792 --> 00:16:44,128
‫اندازه‌ی کافی جنگ دیدم

156
00:16:44,129 --> 00:16:46,154
‫اندازه‌ی کافی مرگ دیدم

157
00:16:48,049 --> 00:16:50,242
‫خیلی چیزها از دست دادم

158
00:16:52,262 --> 00:16:55,472
‫دیگه نمیخوام... آدم عمومی‌ای باشم

159
00:16:55,473 --> 00:16:57,955
‫نمیخوام مسئول باشم

160
00:17:03,815 --> 00:17:08,940
‫میخوام تا زندگی کاملاً متفاوتی داشته باشم

161
00:17:10,947 --> 00:17:12,067
‫چطور میتونی همچین کاری بکنی؟

162
00:17:14,034 --> 00:17:16,565
‫میخوام تا یک مزرعه بسازم

163
00:17:16,566 --> 00:17:20,163
‫درست مثل همونی که من و رگنار
‫اول ازدواجمون ساخته بودیم،

164
00:17:20,164 --> 00:17:22,899
‫اونی که توش هممون خوشحال بودیم

165
00:17:25,895 --> 00:17:28,894
‫برنامه دارم تا توی ییلاقات بسازمش

166
00:17:28,895 --> 00:17:33,626
‫بدون داشتن مشکلات
اداره‌ی یه شهر بزرگ و موفق

167
00:17:34,625 --> 00:17:36,256
‫بذارین درست بیانش کنم

168
00:17:36,257 --> 00:17:39,222
‫میخواین بازنشسته و ناپدید بشین

169
00:17:39,223 --> 00:17:41,889
‫مشهورترین زن جنگجوی تمام اسکاندیناوی؟

170
00:17:41,890 --> 00:17:44,920
‫- توی دنیا
‫- توی دنیا

171
00:17:44,921 --> 00:17:47,420
‫در آینده شما یه کشاورز ساده میشین،

172
00:17:47,421 --> 00:17:49,320
‫فقط یه آدم منزوی و فراموش‌شده؟

173
00:17:50,019 --> 00:17:51,019
‫بله

174
00:17:51,851 --> 00:17:53,951
‫این چیزیه که من میخوام اوبه

175
00:17:54,950 --> 00:17:57,099
‫دیگه نمیخوام مشهور باشم

176
00:17:59,871 --> 00:18:02,666
‫باید من رو ببخشی بیورن،
‫ولی تصمیمم رو گرفتم

177
00:18:05,335 --> 00:18:06,878
‫پس باید قبولش کنم

178
00:18:11,049 --> 00:18:12,259
میتونم روت حساب کنم، اوبه؟

179
00:18:13,551 --> 00:18:14,719
...راستش، بیورن

180
00:18:16,054 --> 00:18:17,764
،واقعیت اینه که، درست مثل پدرمون

181
00:18:18,390 --> 00:18:21,226
این اجبار رو توی خودم می‌بینم
که برم و دنیا رو بگردم

182
00:18:22,310 --> 00:18:24,396
مطمئنا، تو دیگه باید این رو درک کنی

183
00:18:25,522 --> 00:18:27,816
زمانی درباره‌ی سرزمینی در غرب دوردست شنیدم

184
00:18:28,149 --> 00:18:30,068
یه جهانگرد اونجا رو از قایقش دیده بود

185
00:18:30,652 --> 00:18:33,280
یه سرزمین غیرمسکونیه. کاملا جنگلی

186
00:18:33,655 --> 00:18:37,117
درختانش به اندازه‌ی کوه‌ها بودن
خودش نتونست بهش برسه

187
00:18:37,367 --> 00:18:40,078
ولی میگن تصویری ازش، تا همین امروز
دست از سرش برنمیداره

188
00:18:41,037 --> 00:18:42,330
میخوام اون سرزمین رو پیدا کنم

189
00:18:43,957 --> 00:18:45,709
اگه واقعا وجود داشته باشه

190
00:18:48,044 --> 00:18:49,879
خب، نمیتونم جلوت رو بگیرم

191
00:18:50,547 --> 00:18:52,382
ولی دلم برات تنگ میشه، برادر

192
00:18:58,555 --> 00:19:00,140
و تو چی، ایتسرک؟

193
00:19:00,515 --> 00:19:03,143
مطمئنم تو هم دلیلی برای رفتن داری

194
00:19:04,144 --> 00:19:08,023
اگه تقدیر من اینه که آیوار رو بکشم
پس باید سعی کنم پیداش بکنم

195
00:19:08,440 --> 00:19:10,859
از کجا میخوای شروع بکنی؟
دنیا جای خیلی بزرگیه

196
00:19:11,109 --> 00:19:14,112
مطمئنا یه روزی خدایان بهت نشون میدم
که زیر کدوم سنگ خزیده

197
00:19:14,195 --> 00:19:17,115
و تا اونموقع، میتونی اینجا بمونی و کمکم بکنی

198
00:19:18,658 --> 00:19:21,077
احتمالا موندن، از دنبال کردن سایه‌ها بهتره، نه؟

199
00:19:25,165 --> 00:19:27,876
خب، فکر کنم چیزی که میگن درسته

200
00:19:27,959 --> 00:19:29,002
هیچی تا ابد نمی‌مونه

201
00:19:32,839 --> 00:19:33,840
،هر جایی که بریم

202
00:19:33,923 --> 00:19:36,676
‫هر جایی که بریم، خدایان همچنان عاشقمون
‫خواهند بود و ازمون حفاظت خواهند کرد، درسته؟

203
00:19:36,760 --> 00:19:38,928
‫نوش
‫نوش

204
00:20:20,333 --> 00:20:25,415
‫حالا دوست من، زمان حقیقته

205
00:20:25,416 --> 00:20:29,537
‫بهمون درباره‌ی این شاه آیوار بگو

206
00:20:43,389 --> 00:20:46,726
‫چرا امشب اینقدر ساکتی؟

207
00:20:46,727 --> 00:20:49,396
‫اصلاً حرف نزدی

208
00:20:49,398 --> 00:20:51,605
‫تو از خانواده حرف زدی

209
00:20:53,144 --> 00:20:55,616
‫ولی خانواده همه چی نیست

210
00:20:59,618 --> 00:21:02,137
‫در پایان،

211
00:21:05,216 --> 00:21:08,505
‫تنها به دنیا میایم و تنها می‌میریم

212
00:21:11,583 --> 00:21:14,255
‫ولی به خانوادمون نیاز داریم

213
00:21:15,794 --> 00:21:18,725
‫نیاز به عزیزانمون داریم

214
00:21:21,803 --> 00:21:23,704
‫بهت نیاز دارم گانهیلد

215
00:21:25,243 --> 00:21:26,628
‫من اینجایم

216
00:21:28,069 --> 00:21:29,658
‫دوستت دارم

217
00:21:29,659 --> 00:21:32,793
‫این رو بهت گفتم و باهات روراستم

218
00:21:34,332 --> 00:21:36,385
‫روراست‌تر از تو به گمونم

219
00:21:43,887 --> 00:21:45,008
‫و فردا؟

220
00:21:46,473 --> 00:21:48,296
‫فردا، هنوزم دوستت خواهم داشت

221
00:21:49,976 --> 00:21:52,037
‫برات وارد آتش میشم

222
00:21:53,730 --> 00:21:56,642
‫ولی بیشتر از این، کی میدونه

223
00:21:56,643 --> 00:21:58,852
‫با اینکه ازدواج کرده‌ام، هنوز در روحم،

224
00:21:58,853 --> 00:22:00,563
‫آزادم

225
00:22:03,573 --> 00:22:05,774
‫بعضی وقت‌ها دوست داشتنت سخت میشه

226
00:22:06,743 --> 00:22:07,766
‫نه

227
00:22:08,786 --> 00:22:10,854
‫فکر کنم خیلی راحته

228
00:22:11,853 --> 00:22:13,384
‫منو ببوس

229
00:22:13,385 --> 00:22:14,528
‫نه، تو منو ببوس

230
00:22:24,516 --> 00:22:25,982
‫دیدی؟

231
00:22:25,983 --> 00:22:28,020
‫هیچی اینقدر پیچیده نیست

232
00:22:29,015 --> 00:22:31,310
‫فقط فکر کردن اینطوری میکنش

233
00:22:45,156 --> 00:22:46,907
‫درسته که،

234
00:22:46,908 --> 00:22:51,078
‫فلجی که همراهیش میکنی،
‫آیوار بی‌استخون معروفه؟

235
00:22:51,079 --> 00:22:52,454
‫بله شاهزاده

236
00:22:52,455 --> 00:22:55,040
‫- یه نبرد رو باخت؟
‫- به برادرانش

237
00:22:55,041 --> 00:22:58,669
‫بیورن رویین‌تن، اوبه، ایتسرک

238
00:22:58,670 --> 00:23:02,164
‫همشون، پسران رگنار لاثبروک مشهور

239
00:23:04,217 --> 00:23:06,891
‫چطور میتونم باور کنم که اون یه پادشاهه؟

240
00:23:07,892 --> 00:23:09,260
‫مدرکش چیه؟

241
00:23:09,261 --> 00:23:10,265
‫هیچی ندارین

242
00:23:11,266 --> 00:23:12,715
‫دارین دروغ میگین

243
00:23:13,601 --> 00:23:15,464
‫فکر کردین من احمقم؟

244
00:23:16,479 --> 00:23:17,820
‫اشتباه بزرگیه

245
00:23:20,984 --> 00:23:22,654
‫اون فقط یه پادشاه نیست!

246
00:23:24,614 --> 00:23:25,614
‫چی؟

247
00:23:26,545 --> 00:23:27,545
‫چی گفتی؟

248
00:23:28,866 --> 00:23:31,956
‫گفتم آیوار، اون فقط یه شاه نیست

249
00:23:34,847 --> 00:23:37,194
‫نمی‌فهمم

250
00:23:37,195 --> 00:23:38,195
‫پس، چیه؟

251
00:23:38,835 --> 00:23:40,078
‫اون یه خداست!

252
00:23:41,386 --> 00:23:42,440
‫یه خدا؟

253
00:23:48,915 --> 00:23:50,095
‫یه خدا؟

254
00:23:50,096 --> 00:23:51,972
‫بله. یه خدای واقعی!

255
00:23:51,973 --> 00:23:55,168
‫تو کتگات به دنیا معرفی شد!

256
00:23:56,686 --> 00:23:58,072
‫ما الان مسیحی هستیم

257
00:23:58,073 --> 00:24:01,771
‫ولی هنوز خدایان قدیم رو خوب به یاد داریم

258
00:24:01,772 --> 00:24:04,549
‫هنوز شاید کمی ازشون می‌ترسیم

259
00:24:05,539 --> 00:24:07,751
‫پس اگه اون یه خداست،

260
00:24:07,752 --> 00:24:10,891
‫چرا با لباس مبدل داشت
تو قلمرو من سفر میکرد؟

261
00:24:11,881 --> 00:24:13,666
‫نیات اصلیش چه چیزهایی هستن؟

262
00:24:14,657 --> 00:24:16,508
‫بهش مشکوک میشم

263
00:24:17,498 --> 00:24:19,541
‫باید بدونم

264
00:24:19,542 --> 00:24:22,178
‫می‌تونی تصور کنی چه
میلی دارم بدونم، مگه نه؟

265
00:24:27,550 --> 00:24:31,719
‫خواهش میکنم، بهتره که بهم بگی،

266
00:24:31,720 --> 00:24:33,552
‫دوست من

267
00:24:33,553 --> 00:24:36,189
‫حرف دیگه‌ای برا گفتن باقی نمونده!

268
00:25:18,838 --> 00:25:21,738
‫مشکلاتی با دوستت داشتیم

269
00:25:21,739 --> 00:25:24,940
‫باهامون همکاری نکرد، کمکی نکرد

270
00:25:28,709 --> 00:25:30,510
‫نمی‌فهمم

271
00:25:30,511 --> 00:25:31,730
‫چه کار اشتباهی کرده؟

272
00:25:33,078 --> 00:25:35,878
‫دوستت از گفتن اینکه،

273
00:25:35,879 --> 00:25:38,113
‫دلیل اصلی اومدنت به اینجا چیه امتناع کرد،

274
00:25:38,913 --> 00:25:41,091
‫به قلمرو من، با لباس مبدل

275
00:25:44,293 --> 00:25:47,546
‫بهتون گفتم که دلیلی وجود نداره

276
00:25:47,547 --> 00:25:50,229
‫همیشه یه دلیلی هست!

277
00:25:51,259 --> 00:25:52,412
‫همیشه

278
00:26:05,397 --> 00:26:07,319
!درود بر شاه آیوار

279
00:26:39,307 --> 00:26:40,774
‫لاگرتا

280
00:26:58,534 --> 00:26:59,639
‫شاید

281
00:27:04,791 --> 00:27:06,772
‫بریم یه نگاهی بندازیم

282
00:27:58,719 --> 00:28:00,241
‫حق با تو بود توروی

283
00:28:01,134 --> 00:28:02,857
‫اینجا جاییه که من باید مزرعه‌م رو بسازم

284
00:28:04,543 --> 00:28:06,362
‫اینجا جاییه که من باید،

285
00:28:06,363 --> 00:28:08,382
‫باقی عمرم رو توش زندگی کنم

286
00:28:09,374 --> 00:28:11,920
‫تو ساختنش بهت کمک میکنیم

287
00:28:11,921 --> 00:28:13,577
‫از اینجا جایی نمیریم،

288
00:28:13,578 --> 00:28:15,879
‫تا وقتی که مزرعه‌ی جدیدت
‫ساخته بشه و ساکن بشی

289
00:28:23,075 --> 00:28:24,682
‫کمی احشام لازمم میشه

290
00:28:24,927 --> 00:28:27,078
‫زیاد نه، چند تا بُز،

291
00:28:27,079 --> 00:28:30,055
‫یه خوک شاید، یه اسب برای شخم زدن

292
00:28:30,056 --> 00:28:32,836
‫واقعاً میخوای اینجا زندگی کنی لاگرتا؟

293
00:28:32,837 --> 00:28:35,338
‫- بله
‫- تنهایی؟

294
00:28:36,338 --> 00:28:37,704
‫احتمالاً

295
00:28:37,705 --> 00:28:39,372
‫تنها نمیشی؟

296
00:28:41,307 --> 00:28:44,373
‫نه هالی، تنها نمیشم

297
00:28:44,374 --> 00:28:50,314
‫چون پدربزرگ رگنار و
‫خیلی از ارواح دوست دیگه بهم سر میزنن

298
00:28:55,311 --> 00:28:56,780
‫خبرهایی هم دارم

299
00:28:58,779 --> 00:29:00,300
‫نیازی نیست بهم بگی

300
00:29:00,907 --> 00:29:02,809
‫حامله‌ای

301
00:29:03,826 --> 00:29:05,051
‫زندگی ادامه داره

302
00:29:08,289 --> 00:29:09,595
‫زندگی ادامه داره

303
00:29:23,596 --> 00:29:25,347
‫نظرت چیه؟

304
00:29:25,348 --> 00:29:28,433
‫دوست داری پرواز کنی،‌ آیوار بی‌استخون؟

305
00:29:28,434 --> 00:29:31,561
‫- نمی‌فهمم
‫- قرار نیست چیزی رو بفهمی

306
00:29:31,562 --> 00:29:35,732
‫همین‌که سرعت کافی بدست آوردیم،
‫از زمین آزاد میشیم

307
00:29:35,733 --> 00:29:38,118
‫این رویای همه‌ی انسان‌ها نیست؟

308
00:29:38,861 --> 00:29:40,809
‫نمیدونم

309
00:29:41,814 --> 00:29:44,531
‫قطعاً برای تویی که نمیتونی راه بری هست

310
00:29:44,532 --> 00:29:47,349
‫کسی که فقط میتونه روی این زمین بخزه

311
00:29:47,350 --> 00:29:50,402
‫فکر اینکه مثل یه پرنده
آزادانه روش پرواز کنی،

312
00:29:50,403 --> 00:29:52,489
‫باید هیجان‌انگیز باشه، ها؟

313
00:29:59,966 --> 00:30:03,146
‫برو!

314
00:30:09,976 --> 00:30:12,352
!ول کنین

315
00:30:12,353 --> 00:30:14,396
‫نترس!

316
00:30:14,397 --> 00:30:16,898
‫اگه من باهات باشم نمی‌میری!

317
00:30:16,899 --> 00:30:19,183
‫- برین!
‫- نه نه نه نه!

318
00:30:20,569 --> 00:30:22,696
‫نه نه!

319
00:30:22,697 --> 00:30:24,698
‫ول کن!

320
00:30:24,699 --> 00:30:26,743
‫- ول کن!
‫- نه!

321
00:30:46,846 --> 00:30:49,451
‫می‌خواستم بیارمت این بالا

322
00:30:50,808 --> 00:30:51,808
‫چرا؟

323
00:30:52,018 --> 00:30:54,644
‫چون تو یه خدایی

324
00:30:54,645 --> 00:30:56,771
‫همینطوره، مگه نه؟

325
00:30:56,772 --> 00:31:00,525
‫تو از نسل مستقیم اودین هستی

326
00:31:00,526 --> 00:31:03,672
‫فاش شده که یک خدا هستی

327
00:31:06,449 --> 00:31:09,484
‫خدایان در آسمان سفر میکنن!

328
00:31:10,077 --> 00:31:11,485
‫مگه نه!؟

329
00:31:27,970 --> 00:31:30,096
‫اگه من باهات باشم نمی‌میری!

330
00:31:30,097 --> 00:31:31,676
‫تو یه خدا نیستی!

331
00:31:33,684 --> 00:31:38,104
‫اگه طناب‌هات رو ببرم،
‫میفتی زمین و می‌میری. اینطور نیست؟

332
00:31:38,105 --> 00:31:41,142
‫همچین باوری داری؟ ها؟

333
00:31:48,731 --> 00:31:50,597
‫نه!

334
00:32:09,637 --> 00:32:11,707
‫حالا باورت میشه؟

335
00:32:58,018 --> 00:33:02,436
‫شاه بیورن، ملکه گانهیلد،
‫اخباری از شاه هارالد آوردیم

336
00:33:06,569 --> 00:33:10,780
‫ما فکر می‌کردیم شاه هارالد از زخم‌هاش مُرده

337
00:33:10,781 --> 00:33:12,657
‫نه. درسته که توی جنگ زخمی شدن،

338
00:33:12,658 --> 00:33:16,369
‫ولی شاه اولاف نجاتشون دادن
‫و برگردوندنشون خونه

339
00:33:16,370 --> 00:33:18,707
‫خب، این واقعاً خوبی شاه اولاف رو می‌رسونه

340
00:33:19,707 --> 00:33:21,205
‫شاید نه آنچنان

341
00:33:21,206 --> 00:33:24,440
‫هنگامی که شاه هارالد بیمار بود،
‫شاه اولاف خواست قلمروش رو تصاحب کنه

342
00:33:24,441 --> 00:33:27,143
‫و اونقدری نیرو داشت که به خواستش برسه

343
00:33:30,139 --> 00:33:31,575
‫خب، چه حیف

344
00:33:32,573 --> 00:33:35,304
‫حالا چه ارتباطی به من داره؟

345
00:33:35,305 --> 00:33:37,337
‫شاه هارالد هنوز داره سلامتش رو بدست میاره،

346
00:33:37,338 --> 00:33:40,603
‫ولی نمیخواد شاه اولاف بهش حکمرانی کنه

347
00:33:40,604 --> 00:33:44,236
‫میدونه که زندگیش در خطره
‫و امکانش هست که کشته بشن

348
00:33:44,237 --> 00:33:46,802
‫همینطور به خاطر دارن که
‫وقتی خواستین به برادرتون آیوار،

349
00:33:46,803 --> 00:33:50,168
‫حمله کنین، با میل خودشون به کمکتون اومدن

350
00:33:50,169 --> 00:33:52,570
‫و اینکه خودشون شخصاً شما رو نجات دادن،

351
00:33:52,571 --> 00:33:55,171
‫وقتی آیوار خواست شما رو بگیره و بکشه

352
00:33:56,170 --> 00:33:57,771
‫بنابراین، میگن که شما وظیفه‌ای دارین

353
00:33:58,770 --> 00:34:00,367
‫ازتون میخواد،

354
00:34:00,368 --> 00:34:01,866
‫تا بعنوان یک وایکینگ واقعی،

355
00:34:01,935 --> 00:34:05,633
‫بعنوان یه پسر رگنار، بعنوان یه دوست و متحد،
‫تا کمکش کنین،

356
00:34:05,634 --> 00:34:07,503
‫غاصب رو شکست بده

357
00:34:09,500 --> 00:34:13,365
‫مطمئنم ما بخاطر گرفتاری
شاه هارالد بسیار متاسفیم

358
00:34:13,366 --> 00:34:16,166
‫ولی مطمئن نیستم
‫قیدی نسبت به ایشون داشته باشیم

359
00:34:16,167 --> 00:34:17,731
‫برعکس،

360
00:34:17,732 --> 00:34:20,199
‫شاه هارالد فکر میکنه که
‫شما دوستان واقعی هم هستین

361
00:34:20,200 --> 00:34:23,332
‫هر اتفاقی که بین‌تون افتاده در گذشته‌ست

362
00:34:23,333 --> 00:34:27,664
‫وقتی قدرتش رو داشتن می‌تونستن
‫تمام نروژ رو تحت امر خودشون در بیارن

363
00:34:27,665 --> 00:34:29,897
‫و می‌تونستن شما رو به اجبار
‫به ازدواج خودشون در بیارن،

364
00:34:29,898 --> 00:34:31,671
‫ملکه گانهیلد

365
00:34:38,663 --> 00:34:40,798
‫بعنوان مردی باشرف،
‫هیچکدوم این کارها رو نکردن،

366
00:34:41,497 --> 00:34:43,663
‫ولی الان، شاه بیورن،

367
00:34:44,677 --> 00:34:46,235
‫دستشون رو به سمتون دراز کردن،

368
00:34:47,249 --> 00:34:48,908
‫بعنوان یه...

369
00:34:49,922 --> 00:34:52,841
‫مرد با شرف دیگه،‌ برای کمک شما

370
00:34:53,836 --> 00:34:56,624
‫ما شنیدیم که شما شاه کتگات شدین

371
00:34:57,619 --> 00:35:00,307
‫پس سوال اصلی اینه که،

372
00:35:02,296 --> 00:35:05,221
‫چجور شاهی میخواین باشین؟

373
00:35:12,250 --> 00:35:13,492
‫درباره‌ش فکر میکنم

374
00:35:29,102 --> 00:35:30,553
‫یه چیزی باید نشونت بدم

375
00:35:37,694 --> 00:35:39,256
‫اینجا کجاست؟

376
00:35:41,046 --> 00:35:43,006
‫آرامگاه همسر فوت‌شده‌م

377
00:35:44,995 --> 00:35:47,617
‫مقدس‌ترین مکان کاخ

378
00:35:49,606 --> 00:35:52,146
‫و مقدس‌ترین مکان قلبم

379
00:35:57,281 --> 00:35:58,573
‫چطور مُرد؟

380
00:36:02,745 --> 00:36:03,787
‫من کشتمش

381
00:36:05,706 --> 00:36:07,832
‫جوون و احمق بود

382
00:36:07,833 --> 00:36:11,690
‫فهمیدم که با یکی از دستیاران من می‌خوابید

383
00:36:14,757 --> 00:36:15,885
‫دوستش داشتم

384
00:36:17,926 --> 00:36:19,548
‫بسیار زیبا بود

385
00:36:25,601 --> 00:36:27,762
‫همیشه بهش فکر می‌کردم

386
00:36:36,445 --> 00:36:38,316
‫حتی در میدان نبرد

387
00:36:40,282 --> 00:36:41,752
‫با اینحال،

388
00:36:42,826 --> 00:36:44,026
‫در تمام اون مدت،

389
00:36:46,914 --> 00:36:49,684
‫در اتاقی کثیف در این کاخ،

390
00:36:50,709 --> 00:36:52,488
‫مخفیانه بهم خیانت می‌کرد

391
00:36:58,884 --> 00:36:59,969
‫دردت رو میدونم

392
00:37:11,021 --> 00:37:14,040
‫پس همه چی رو درباره‌ی بی‌وفایی زن‌ها میدونی

393
00:37:19,113 --> 00:37:21,611
‫یجورایی می‌دونستم که می‌فهمی

394
00:37:24,451 --> 00:37:26,383
‫آدمای زیادی رو این پایین نمیارم

395
00:37:31,542 --> 00:37:32,800
‫ولی تو...

396
00:37:36,755 --> 00:37:38,205
‫فکر میکنم من و تو...

397
00:37:39,216 --> 00:37:42,704
‫قراره رابطه‌ی خیلی خاصی داشته باشیم

398
00:37:46,598 --> 00:37:48,561
واقعاً اینطور فکر میکنم

399
00:39:21,527 --> 00:39:23,622
‫با غروب آفتاب،

400
00:39:25,614 --> 00:39:29,658
‫و در پیشگاه خدایان،

401
00:39:29,660 --> 00:39:32,175
‫قسم میخورم، دیگه نخواهم جنگید

402
00:39:32,788 --> 00:39:34,453
‫تا ابد

403
00:40:08,615 --> 00:40:10,764
‫امروز اون پیام‌رسان‌ها آرامشم رو بهم ریختن

404
00:40:11,994 --> 00:40:12,994
‫میدونم

405
00:40:14,913 --> 00:40:16,756
‫انتظارش رو نداشتم

406
00:40:19,710 --> 00:40:22,624
‫اونموقع بود که ازم پرسیدن
‫انتظار دارن چجور پادشاهی باشم،

407
00:40:25,632 --> 00:40:27,094
‫فکر می‌کردم جوابش رو بدم

408
00:40:29,177 --> 00:40:30,699
‫فکر می‌کردم میدونم

409
00:40:32,639 --> 00:40:35,335
‫وقتی با مردم صحبت میکنم،
‫از صمیم قلبم صحبت میکنم

410
00:40:38,437 --> 00:40:40,234
‫فکر میکنم جوابم رو می‌دونستم

411
00:40:41,231 --> 00:40:42,744
‫مطمئنم جوابت رو می‌دونستی

412
00:40:43,650 --> 00:40:46,173
‫اون پیام‌رسان‌ها، اون مردان ناشناس،

413
00:40:47,237 --> 00:40:49,405
‫درباره‌ی چیزی عمیق‌تر صحبت کردن

414
00:40:49,406 --> 00:40:53,647
‫مطمئنم اونا خبر نداشتن،
‫و شاه هارالد مخفیانه اونارو فرستاده

415
00:40:53,648 --> 00:40:55,820
‫اینو میدونم، ولی بازم...

416
00:40:55,821 --> 00:40:57,788
‫داری مسائل رو با هم قاطی میکنی

417
00:40:57,789 --> 00:40:59,665
‫اینکه به کمک شاه هارالد بری یا نه،

418
00:40:59,666 --> 00:41:01,709
‫تو رو در مقام شاهی تعریف نمیکنه

419
00:41:01,710 --> 00:41:03,794
‫پس چی تعریف میکنه؟

420
00:41:03,795 --> 00:41:05,795
‫شاید تفاوت‌هات با پدرت

421
00:41:07,758 --> 00:41:09,065
‫یا شباهتم

422
00:41:11,178 --> 00:41:12,464
‫هنوز دوستش داشتن

423
00:41:16,016 --> 00:41:17,417
‫تو باید خودت باشی

424
00:41:19,015 --> 00:41:22,118
‫من میخوام خودم باشم،
‫فقط مطمئن نیستم چطور باشم

425
00:41:26,112 --> 00:41:29,179
‫بهرحال، انجام کار درست شاید راه آسون باشه

426
00:41:30,178 --> 00:41:32,809
‫خطر همیشه همینه،

427
00:41:32,810 --> 00:41:35,112
‫انجام کارهای درست بنا به دلایل اشتباه

428
00:41:37,909 --> 00:41:39,853
‫کاملاً حق داری که محتاط باشی

429
00:41:50,539 --> 00:41:52,372
‫وقتی به درون تالار بزرگ نگاه میکنم،

430
00:41:53,970 --> 00:41:56,430
‫پدر و مادرم رو می‌بینم

431
00:41:56,431 --> 00:41:57,702
‫چرا نباید ببینم؟

432
00:42:03,146 --> 00:42:04,836
‫و ناگهان، احساس پیری میکنم

433
00:42:08,276 --> 00:42:10,792
‫من دیگه پسر اونا نیستم

434
00:42:12,698 --> 00:42:14,091
‫شوهر توئم

435
00:42:16,284 --> 00:42:17,441
‫یه پدر

436
00:42:20,997 --> 00:42:22,831
‫و یه پادشاه

437
00:42:36,939 --> 00:42:39,574
‫تصمیم گرفتم تا اومدنت به اینجا رو بعنوان،

438
00:42:40,586 --> 00:42:42,374
‫یه نشانه در نظر بگیرم

439
00:42:42,375 --> 00:42:43,489
‫یه علامت

440
00:42:47,239 --> 00:42:49,974
‫می‌دونی، برای مدت زیادی، ما روس‌ها...

441
00:42:49,975 --> 00:42:52,236
‫توسط برادرزنم شاه روریک راهنمایی می‌شدیم،

442
00:42:52,237 --> 00:42:55,933
‫برای تجارت، فتوحات و کشورگشایی
‫به شرق نگاه می‌کردیم

443
00:42:57,826 --> 00:42:59,724
‫ولی، حتی قبل از...

444
00:43:00,704 --> 00:43:03,081
‫اعتراف میکنم، حضور به نوعی غیرمنتظره‌ی تو،

445
00:43:04,750 --> 00:43:07,169
‫به این مدل تفکر تردید برده بودم

446
00:43:09,129 --> 00:43:10,143
‫شاید، بهرحال...

447
00:43:10,229 --> 00:43:13,081
‫وقتشه که ما دوباره به غرب،

448
00:43:13,140 --> 00:43:16,222
‫نگاه کنیم

449
00:43:17,554 --> 00:43:22,389
‫سال‌ها پیش سپرم رو از
‫دروازه‌های شهر قستنطنیه آویزون کردم،

450
00:43:22,559 --> 00:43:28,020
‫ولی الان وقتشه که از
دروازه‌های کتگات آویزونش کنم

451
00:43:30,066 --> 00:43:32,547
‫خانه‌ی اجدادی و اصلی ما

452
00:43:34,404 --> 00:43:35,905
‫و تو میتونی کمکم کنی

453
00:43:37,302 --> 00:43:38,751
‫و همزمان،

454
00:43:38,752 --> 00:43:40,838
‫انتقامت رو از برادرانت بگیری

455
00:43:49,503 --> 00:43:51,296
‫من میگم نقشه‌ی خوبیه

456
00:43:53,298 --> 00:43:56,327
‫حالا می‌بینم که رسیدنم به کیف
‫همونطور که تصور می‌کردم اصلاً تصادفی نبود،

457
00:43:56,334 --> 00:43:59,197
‫بلکه تماماً توسط خدایان ترتیب داده شده بود

458
00:44:01,056 --> 00:44:03,289
‫چطور می‌تونه جور دیگه‌ای باشه؟

459
00:44:04,351 --> 00:44:05,573
‫خدایان

460
00:44:06,561 --> 00:44:08,178
‫بیا به سلامتی...

461
00:44:09,147 --> 00:44:10,724
‫اودین بنوشیم

462
00:44:12,400 --> 00:44:14,044
‫به سلامتی اودین

463
00:44:14,363 --> 00:44:19,363
:ترجمه ویرایش شده برای نسخه های بلوری
ناصر اسماعیلی

464
00:44:20,100 --> 00:44:28,100
<i>: زیــرنـویـس تنظیم و هـمـاهـنـگ شـده با نـسـخـه هـای بـلـوری</i>
...:::::Hamid5251:::::...

