1
00:00:06,006 --> 00:00:11,261
« دبیرستان نانسی رِیگان »
« ورودی اصلی »

2
00:00:13,000 --> 00:00:17,000
 

3
00:00:17,000 --> 00:00:21,000
‫« ترجمه از مهـرداد »
‫<font color="#00ffff">.:: Mehrdadss ::.</font>

4
00:00:24,524 --> 00:00:27,402
مطمئن نیستم ایدۀ مسخرۀ چه کسی بوده

5
00:00:28,403 --> 00:00:31,656
که صدها نوجوون رو توی مدرسه‌هایی
با بودجۀ ناکافی که توسط

6
00:00:33,616 --> 00:00:36,619
افرادی که رؤیاهاشون سال‌ها پیش
…از بین رفته اداره می‌شد، قرار بده

7
00:00:39,372 --> 00:00:41,041
اما سادیسم موجود توی این اتفاق رو
تحسین می‌کنم

8
00:00:55,096 --> 00:00:56,723
« دیوونه، پاگزلی، گرسنه‌ته؟ »

9
00:01:04,522 --> 00:01:05,648
اسم‌شون رو بهم بگو

10
00:01:05,732 --> 00:01:07,484
راستش، نمی‌دونم کیا بودن

11
00:01:08,068 --> 00:01:11,112
خیلی سریع اتفاق افتاد -
پاگزلی، احساس مساوی با ضعفه -

12
00:01:11,988 --> 00:01:12,906
خودت رو جمع‌وجور کن

13
00:01:14,115 --> 00:01:15,658
همین الان

14
00:01:19,037 --> 00:01:20,789
ترسیدی، بچه؟ ترسیدی؟

15
00:01:27,212 --> 00:01:28,046
حالت خوبه؟

16
00:01:28,129 --> 00:01:29,889
قرار نیست پیش برادرم اعتراف کنم

17
00:01:29,964 --> 00:01:32,342
که اخیراً گرفتار و دچار یه سری رؤیاها شده‌م

18
00:01:32,926 --> 00:01:34,385
بدون هیچ هشداری اون رؤیاها رو می‌بینم

19
00:01:34,469 --> 00:01:38,348
،و حس ِ شوک درمانی رو دارن
اما بدون سوزش بعدی ِ رضایت‌بخشش

20
00:01:38,431 --> 00:01:39,933
این مسئله رو بسپر به من

21
00:01:40,016 --> 00:01:41,016
وِنزدِی؟

22
00:01:41,810 --> 00:01:43,520
می‌خوای چیکار کنی؟

23
00:01:43,603 --> 00:01:44,938
کاری که توش بهترین‌ام

24
00:02:01,704 --> 00:02:02,747
هی، دالتون، ببین

25
00:02:03,540 --> 00:02:04,666
خواهر پیگزلیه

26
00:02:07,961 --> 00:02:09,170
هی، دیوونه

27
00:02:09,712 --> 00:02:12,340
این جلسۀ تمرینی، خصوصیه

28
00:02:12,423 --> 00:02:15,593
تنها کسی که می‌تونه
برادرم رو شکنجه بده، منم

29
00:02:49,878 --> 00:02:51,254
« آکادمی نِوِرمور »

30
00:03:43,777 --> 00:03:47,554
« وِنزدِی »

31
00:04:05,370 --> 00:04:09,249
« نیوجرسی »
« خانوادۀ آدامز »

32
00:04:09,332 --> 00:04:11,876
♪ در شبی جادویی ♪

33
00:04:11,960 --> 00:04:15,338
♪ با صدای آهسته ♪

34
00:04:16,297 --> 00:04:20,551
♪ در سکوت دعا می‌کنم ♪

35
00:04:20,635 --> 00:04:24,514
♪ مثل رؤیاپردازان ♪

36
00:04:25,098 --> 00:04:29,352
♪ بعدش می‌خوابم و خواب می‌بینم ♪

37
00:04:29,435 --> 00:04:32,272
♪ خواب‌های تو رو می‌بینم ♪

38
00:04:34,899 --> 00:04:36,587
♪ یادم میاد ♪

39
00:04:37,151 --> 00:04:41,823
♪ …که باهام خداحافظی کردی ♪

40
00:04:52,208 --> 00:04:53,501
هوم

41
00:04:56,713 --> 00:05:00,216
عزیزم، تا کِی می‌خوای باهامون قهر باشی؟

42
00:05:02,010 --> 00:05:05,805
لِرچ، لطفاً به پدر و مادرم یادآوری کن
که دیگه باهاشون صحبت نمی‌کنم

43
00:05:07,307 --> 00:05:08,141
هوم

44
00:05:08,224 --> 00:05:10,101
…بهت قول میدم، مار کوچولوی من

45
00:05:10,184 --> 00:05:12,687
عاشق نِوِرمور میشی

46
00:05:12,770 --> 00:05:13,688
مگه نه، تیش؟

47
00:05:13,771 --> 00:05:16,024
البته که میشه. واسه‌ش بهترین مدرسه‌ست

48
00:05:16,107 --> 00:05:19,235
چرا؟ چون واسۀ تو بهترین مدرسه بوده؟

49
00:05:19,319 --> 00:05:21,529
من هیچ علاقه‌ای ندارم جا پای تو بذارم

50
00:05:21,612 --> 00:05:23,573
…کاپیتان تیم شمشیربازی بشم

51
00:05:23,656 --> 00:05:26,576
،ملکۀ پرام سیاه بشم
رئیس انجمن احضار روح بشم

52
00:05:26,659 --> 00:05:31,205
فقط منظورم این بود که بالاخره در بین
کسایی قرار می‌گیری که درکت می‌کنن

53
00:05:31,289 --> 00:05:33,541
شاید حتی بتونی چند تا دوست پیدا کنی

54
00:05:35,209 --> 00:05:37,879
نِوِرمور مثل بقیۀ
مدرسه‌های شبانه‌روزی نیست

55
00:05:39,172 --> 00:05:40,715
یه مدرسۀ جادوییه

56
00:05:41,466 --> 00:05:43,176
جایی که با مادرت آشنا شدم

57
00:05:44,052 --> 00:05:45,636
و عاشق همدیگه شدیم

58
00:05:47,889 --> 00:05:49,849
دارین یه کاری می‌کنین بهم حالت تهوع دست بده

59
00:05:50,892 --> 00:05:51,934
اونم نه از نوع خوبش

60
00:05:52,018 --> 00:05:55,188
عزیزم، ما باعث اخراجت نشیدم

61
00:05:55,271 --> 00:05:59,567
خانوادۀ اون پسره می‌خواستن
به اتهام تلاش برای قتل ازت شکایت کنن

62
00:05:59,650 --> 00:06:01,778
اگر اون اتفاق میافتاد
چه تأثیری روی سوابقت داشت؟

63
00:06:01,861 --> 00:06:02,861
خیلی بد می‌شد

64
00:06:03,905 --> 00:06:06,074
همه می‌فهمیدن نتونستم کار رو درست انجام بدم

65
00:06:07,116 --> 00:06:08,201
هوم

66
00:06:12,789 --> 00:06:14,290
همینجا خوبه

67
00:06:14,374 --> 00:06:17,377
« آکادمی نِوِرمور »
« خروجی بعدی رو بپیچین سمت چپ »

68
00:06:19,295 --> 00:06:22,423
« محصولات مارتا »

69
00:06:22,507 --> 00:06:25,259
ممنون -
مطمئنی می‌خوای اینجا پیاده شی؟ -

70
00:06:26,302 --> 00:06:30,181
،شاید جاده زیبا به‌نظر برسه
ولی از نِوِرمور می‌گذره

71
00:06:30,848 --> 00:06:32,058
منظورت مدرسۀ طَردشده‌هاست؟

72
00:06:32,141 --> 00:06:34,560
هان. داری مؤدبانه میگی

73
00:06:34,644 --> 00:06:37,021
تا حالا با طَردشده‌ها مشکلی نداشتم

74
00:06:37,105 --> 00:06:39,357
مشاورم توی کمپ تابستانی یه گرگینه بود

75
00:06:39,440 --> 00:06:40,441
آدم خیلی خوبی بود

76
00:06:40,525 --> 00:06:43,194
آره، مثل من و تو هستن

77
00:06:43,277 --> 00:06:44,862
تا وقتی که گلوت رو جِر بدن

78
00:06:48,491 --> 00:06:50,243
ممنون

79
00:07:45,756 --> 00:07:52,722
« آکادمی نِوِرمور »

80
00:07:56,225 --> 00:07:59,687
حداقل داره روز قشنگی میشه

81
00:08:17,705 --> 00:08:19,665
« مدیر ویمز »

82
00:08:19,749 --> 00:08:22,543
وِنزدِی اسم منحصر به فردیه

83
00:08:23,044 --> 00:08:24,795
به گمونم اون روز از هفته بدنیا اومدی؟
[وِنزدِی = چهارشنبه]

84
00:08:24,879 --> 00:08:26,797
روز جمعه ۱۳اُم بدنیا اومدم

85
00:08:26,881 --> 00:08:30,843
اسمش از لالایی مورد علاقۀ من انتخاب شده

86
00:08:30,927 --> 00:08:33,346
،بچه‌ای که چهارشنبه بدنیا میاد »
«پر از مشکل و غصه‌ست

87
00:08:35,932 --> 00:08:39,977
همیشه دیدگاه منحصر به فردی
نسبت به دنیا داشتی، مورتیشا

88
00:08:40,061 --> 00:08:41,061
هوم

89
00:08:41,103 --> 00:08:43,648
مادرت بهت گفته قبلاً هم‌اتاقی بودیم؟

90
00:08:44,565 --> 00:08:47,151
و بدون این سلامت عقل‌تون رو از دست بدین
فارغ‌التحصیل شدین؟

91
00:08:47,235 --> 00:08:48,528
شگفت‌انگیزه

92
00:08:49,987 --> 00:08:53,407
بدون شک دورۀ تحصیلی خیلی جالبی داشتی

93
00:08:53,491 --> 00:08:55,284
‫۸ مدرسه در ۵ سال

94
00:08:55,368 --> 00:08:58,162
هنوز مدرسه‌ای به اندازۀ کافی قوی نساخته‌ن
تا بتونه من رو نگه داره

95
00:08:58,246 --> 00:09:00,331
مطمئنم این مدرسه هم با بقیه فرقی نداره

96
00:09:00,414 --> 00:09:01,999
فکر می‌کنم چیزی که دخترمون می‌خواد بگه

97
00:09:02,083 --> 00:09:04,752
اینه که واقعاً قدر این فرصت رو می‌دونه

98
00:09:08,172 --> 00:09:11,259
مدرسۀ نِوِرمور
معمولاً بین تِرم دانش‌آموز قبول نمی‌کنه

99
00:09:11,842 --> 00:09:14,679
اما با توجه به نمرات خوب وِنزدِی

100
00:09:14,762 --> 00:09:17,640
و ارتباط و سابقۀ طولانی خانواده‌ت
…با مدرسه

101
00:09:17,723 --> 00:09:20,726
با هیئت مدیره صبحت کرده‌م
و استثنا قائل شدیم

102
00:09:26,983 --> 00:09:29,819
…لاریسا، اِ… جلسه‌های مشاورۀ

103
00:09:30,736 --> 00:09:32,071
وِنزدِی چی؟

104
00:09:32,655 --> 00:09:34,282
دادگاه دستور داده توی اون جلسه‌ها شرکت کنه

105
00:09:34,365 --> 00:09:38,119
هوم. مدرسه با یه روانشناس
توی جریکو ارتباط داره

106
00:09:38,703 --> 00:09:42,290
می‌تونن هفته‌ای ۲ بار همدیگرو ببینن -
شنیدی، اَبر طوفانی کوچولوی من؟ -

107
00:09:42,373 --> 00:09:44,041
به خوبی بهت رسیدگی میشه

108
00:09:44,125 --> 00:09:46,335
ببینیم از جلسۀ اول
جون سالم بدر می‌بره یا نه

109
00:09:49,463 --> 00:09:51,716
ترتیبی دادم
توی خوابگاه قدیمی مادرت ساکن بشی

110
00:09:51,799 --> 00:09:52,717
سالن اوفلیا

111
00:09:55,428 --> 00:09:56,721
وایسا ببینم، بهم یادآوری کن

112
00:09:56,804 --> 00:09:58,639
اوفلیا همونیه که بعد از اینکه

113
00:09:58,723 --> 00:10:01,517
خانواده‌ش دیوونه‌ش کردن
خودش رو می‌کشه، درسته؟

114
00:10:08,566 --> 00:10:10,901
بریم هم‌اتاقی جدیدت رو ببینیم؟

115
00:10:18,534 --> 00:10:20,494
خیلی… شفاف و واضحه

116
00:10:24,081 --> 00:10:25,833
چطوری، هم‌اتاقی؟

117
00:10:25,916 --> 00:10:29,086
وِنزدِی، این اینید سینلکره

118
00:10:29,170 --> 00:10:30,713
حالت خوبه؟

119
00:10:30,796 --> 00:10:32,298
یکم رنگت پریده

120
00:10:33,799 --> 00:10:35,509
وِنزدِی همیشه نیمه‌جون به‌نظر می‌رسه

121
00:10:35,593 --> 00:10:36,761
اوه

122
00:10:37,428 --> 00:10:38,888
به سالن اوفلیا خوش اومدی

123
00:10:40,806 --> 00:10:42,600
اهل بغل کردن نیستی. فهمیدم

124
00:10:42,683 --> 00:10:44,226
لطفاً وِنزدِی رو ببخش

125
00:10:44,310 --> 00:10:46,437
به رنگ حساسیت داره

126
00:10:46,520 --> 00:10:47,688
اوه، وای

127
00:10:48,397 --> 00:10:49,690
چه اتفاقی برات میافته؟

128
00:10:50,191 --> 00:10:53,861
کهیر می‌زنم و بعدش
گوشتم از استخوانم جدا میشه

129
00:10:53,944 --> 00:10:57,657
،خوشبختانه
برات یه لباس فرم ویژه سفارش دادیم

130
00:10:57,740 --> 00:10:59,909
اینید، لطفاً وِنزدِی رو ببر دفتر مدرسه

131
00:10:59,992 --> 00:11:02,161
تا هم لباس فرمش و هم
یه نسخه از برنامه‌ش رو تحویل بگیره

132
00:11:02,244 --> 00:11:04,246
و توی مسیر وِنزدِی رو با اینجا آشنا کن

133
00:11:16,258 --> 00:11:18,260
مدرسۀ نِوِرمور برای آموزش افرادی مثل ما

134
00:11:18,344 --> 00:11:19,970
در سال ۱۷۹۱ تأسیس شد

135
00:11:20,054 --> 00:11:21,722
طَردشده‌ها، دیوونه‌ها، هیولاها

136
00:11:22,306 --> 00:11:24,725
گروه مورد علاقه‌ت رو انتخاب کن

137
00:11:24,809 --> 00:11:26,936
نیازی به بازاریابی نیست

138
00:11:27,770 --> 00:11:30,356
قصد ندارم زیاد اینجا بمونم -
چرا؟ -

139
00:11:30,856 --> 00:11:32,024
این ایدۀ پدر و مادرم بود

140
00:11:32,608 --> 00:11:35,111
ببین، مادرم داره بهم پوزخند می‌زنه
« تیم شمشیربازی نِوِرمور »

141
00:11:35,778 --> 00:11:38,197
اونا دنبال هر بهونه‌ای
برای فرستادن من به اینجا بوده‌ن

142
00:11:38,781 --> 00:11:42,243
همۀ اینکارا بخشی از
نقشۀ شنیع ولی واضح‌شونه

143
00:11:42,326 --> 00:11:43,369
چه نقشه‌ای؟

144
00:11:43,953 --> 00:11:46,038
اینکه من رو به نسخه‌ای از خودشون تبدیل کنن

145
00:11:46,872 --> 00:11:49,375
اگر اینطوریه، شاید بتونی
یه سوء تفاهمی رو برطرف کنی

146
00:11:49,875 --> 00:11:52,604
این شایعه پخش شده
که توی مدرسۀ قبلیت یه بچه رو کشتی

147
00:11:52,628 --> 00:11:54,505
و پدر و مادرت اعمال نفوذ کردن
تا از اون قضیه قسر در بری

148
00:11:54,588 --> 00:11:56,841
راستش، ۲ تا بچه بودن
ولی کی حساب‌وکتاب می‌کنه؟

149
00:12:01,220 --> 00:12:02,638
به محوطۀ ۴ گوشه‌مون خوش اومدی

150
00:12:05,725 --> 00:12:07,101
‫۵ ضلعیه که

151
00:12:08,561 --> 00:12:12,022
شاید قیافۀ دختر بدجنس و گوت به خود گرفتن
توی یه مدرسۀ معمولی جواب بده

152
00:12:12,106 --> 00:12:13,733
اما اینجا همه‌چی فرق داره

153
00:12:14,442 --> 00:12:16,944
بذار یه سری توضیحات دربارۀ
زندگی اجتماعی در آکادی نِوِرمور بهت بدم

154
00:12:17,445 --> 00:12:20,865
علاقه‌ای به شرکت در
جنبش‌های مبتذل نوجوون‌های قبیله‌ای ندارم

155
00:12:20,948 --> 00:12:24,618
خب، پس ازش برای پر کردن قلبت که
از تحقیر سیر نمیشه، استفاده کن

156
00:12:24,702 --> 00:12:26,954
انواع مختلفی از طَردشده‌ها
در اینجا وجود داره

157
00:12:27,037 --> 00:12:30,207
اما از ۴ تا گروه اصلی تشکیل میشن
نیش‌دارها، پشمالوها، بَنگی‌ها و پولکی‌ها

158
00:12:30,916 --> 00:12:34,378
اونا گروه نیش‌دارها
یا همون خون‌آشام‌ها هستن

159
00:12:34,462 --> 00:12:37,465
بعضیاشون به معنای واقعی کلمه
چندین دهه‌ست که اینجان

160
00:12:38,215 --> 00:12:41,677
اون احمق‌ها گروه پشمالوها
یا همون گرگینه‌ها هستن

161
00:12:41,761 --> 00:12:43,971
!منم جزء اونام

162
00:12:44,054 --> 00:12:46,348
وقتی ماه کامل باشه، سروصدا خیلی زیاد میشه

163
00:12:46,432 --> 00:12:47,641
اون موقع‌ست که پشمالوها، گرگ میشن

164
00:12:47,725 --> 00:12:50,186
بهت پیشنهاد می‌کنم
هدفون ضد صدا همراه داشته باشی

165
00:12:50,269 --> 00:12:52,313
به گمونم پولکی‌ها
پری‌های دریایی هستن؟

166
00:12:52,938 --> 00:12:54,148
زود یاد می‌گیری

167
00:12:54,231 --> 00:12:55,858
و اون دختر، بیانکا بارکلی

168
00:12:55,941 --> 00:12:58,611
،توی مدرسۀ نِوِرمور
جایگاه اعضای خانوادۀ سلطنتی رو داره

169
00:13:00,821 --> 00:13:02,782
اگرچه اخیراً جایگاهش رو از دست داده

170
00:13:02,865 --> 00:13:05,868
،قبلاً با هنرمند دل‌سوزمون مدرسه‌مون
زِیویر ثورپ، قرار می‌ذاشت

171
00:13:05,951 --> 00:13:08,204
ولی شروع تِرم بهم زدن

172
00:13:08,287 --> 00:13:10,039
دلیلش نامعلومه

173
00:13:10,623 --> 00:13:12,249
شگفت‌انگیزه -
می‌دونم، نه؟ -

174
00:13:12,333 --> 00:13:15,711
وِلاگ ِ من… منبع شماره یک ِ
شایعات در مدرسۀ نِوِرموره

175
00:13:15,795 --> 00:13:19,340
هی، اینید! باورت نمیشه
دربارۀ هم‌اتاقی جدیدت چه چیزایی شنیدم

176
00:13:19,423 --> 00:13:21,550
گوشت انسان می‌خوره

177
00:13:21,634 --> 00:13:23,552
بچه‌ای که به قتل رسونده بود رو خورده

178
00:13:23,636 --> 00:13:25,262
بهتره مراقب باشی

179
00:13:26,472 --> 00:13:27,473
کاملاً برعکس

180
00:13:27,556 --> 00:13:29,433
در واقع جنازۀ قربانی‌هام رو فیله می‌کنم

181
00:13:29,517 --> 00:13:31,644
بعدش میدم حیوانات خونگیم بخورن‌شون

182
00:13:33,312 --> 00:13:35,731
ای‌جکس، این هم‌اتاقی جدیدمه، وِنزدِی

183
00:13:37,024 --> 00:13:38,024
وای

184
00:13:38,734 --> 00:13:40,277
لباس سیاه و سفید پوشیدی

185
00:13:41,237 --> 00:13:43,322
مثل فیلتر زندۀ اینستاگرام -
وِلِش کن -

186
00:13:43,405 --> 00:13:45,491
گورگون‌ها بیشتر وقت‌شون رو نشئه می‌کنن

187
00:13:45,991 --> 00:13:47,201
بانمکه ولی هیچی حالیش نیست

188
00:13:47,284 --> 00:13:49,703
می‌دونی مدرسۀ قبلیت کوچیک بود، و
توی اینترنت اطلاعات زیادی دربارۀ تو نیست

189
00:13:49,787 --> 00:13:52,540
باید عضو اینستاگرام، اسنپ‌چت و تیک‌تاک بشی

190
00:13:53,582 --> 00:13:57,378
به‌نظر من شبکه‌های اجتماعی
پلتفرم‌هایی بی‌معنی برای تثبیت شخصیت هستن

191
00:14:03,968 --> 00:14:06,804
نگاش کن، تَلۀ مرگ کوچولوی من

192
00:14:07,429 --> 00:14:11,141
دیدن توی این لباس فرم
خاطرات بد زیادی رو زنده می‌کنه

193
00:14:11,225 --> 00:14:13,060
مگه نه، تیش؟ -
آره -

194
00:14:14,854 --> 00:14:16,814
چطوره شما پسرا توی ماشین منتظر بمونین؟

195
00:14:17,398 --> 00:14:19,191
من و وِنزدِی باید تنها باشیم

196
00:14:26,365 --> 00:14:27,365
…پاگزلی

197
00:14:28,534 --> 00:14:30,327
تو لطیف و ضعیفی

198
00:14:30,411 --> 00:14:33,956
،بدون من زنده نمی‌مونی
به‌نظر من نهایتاً ۲ ماه

199
00:14:34,665 --> 00:14:36,458
دل منم برات تنگ میشه، آبجی

200
00:14:42,464 --> 00:14:47,553
هر برنامه‌ای که برای فرار داری
همین الان باید تمام بشه

201
00:14:49,221 --> 00:14:50,848
به همۀ اعضای خانواده هشدار داده‌م

202
00:14:50,931 --> 00:14:54,685
لحظه‌ای که بری در خونه‌شون، بهم خبر بدن

203
00:14:56,604 --> 00:14:57,813
جایی برای رفتن نداری

204
00:14:57,897 --> 00:15:00,524
طبق معمول، من رو دست‌کم می‌گیری، مادر

205
00:15:01,025 --> 00:15:03,652
از این ندامتگاه آموزشی فرار می‌کنم

206
00:15:03,736 --> 00:15:05,696
و دیگه خبری از من نمی‌شنوی

207
00:15:06,864 --> 00:15:08,991
تو دختر باهوشی هستی، وِنزدِی

208
00:15:09,074 --> 00:15:11,243
ولی بعضی وقتا مانع پیشرفت خودت میشی

209
00:15:13,704 --> 00:15:16,916
مطمئنم به مدرسۀ نِوِرمور علاقه‌مند میشی

210
00:15:17,708 --> 00:15:21,295
و مثل من متوجه میشی که
باعث تغییر مسیر زندگی میشه

211
00:15:23,797 --> 00:15:26,967
اوه، واسه‌ت یه هدیه دارم

212
00:15:29,762 --> 00:15:30,763
…و

213
00:15:32,181 --> 00:15:33,181
م

214
00:15:33,599 --> 00:15:34,683
اول اسم‌مون

215
00:15:35,267 --> 00:15:37,478
از اُبسیدیَن ساخته شده

216
00:15:38,604 --> 00:15:41,774
ماده‌ای که کشیش‌های آزتک ازش
برای تجسم رؤیا استفاده می‌کردن

217
00:15:43,317 --> 00:15:45,319
این نمادی از ارتباط بین ماست

218
00:15:48,030 --> 00:15:51,158
کدوم یکی از روح‌هات
پیشنهاد ساخت این قطعۀ مسخره رو دادن؟

219
00:15:52,451 --> 00:15:53,994
من مثل تو نیستم، مادر

220
00:15:55,204 --> 00:15:58,582
،من هیچ‌وقت عاشق نمیشم
زن ِخونه‌دار نمیشم و تشکیل خانواده نمیدم

221
00:16:01,085 --> 00:16:04,546
بهم گفتن دخترای هم سِن و سال تو
حرفای آزاردهنده می‌زنن

222
00:16:05,130 --> 00:16:06,799
پس نباید حرفت رو به دل بگیرم

223
00:16:08,300 --> 00:16:09,635
خوشبختانه، دل نداری

224
00:16:12,763 --> 00:16:15,057
بالاخره، یه حرف محبت‌آمیز به مادرت زدی

225
00:16:18,644 --> 00:16:21,939
لِرچ، لطفاً توپ کریستالی رو بیار

226
00:16:24,984 --> 00:16:28,028
،هفتۀ اولی که داری اینجا ساکن میشی
نمی‌تونیم باهات صحبت کنیم

227
00:16:28,112 --> 00:16:30,489
پس یکشنبۀ هفتۀ آینده
باهات تماس می‌گیریم

228
00:16:57,057 --> 00:16:58,684
نگران نباش، عشقم

229
00:16:59,309 --> 00:17:01,520
عقرب کوچولومون تنها نخواهد بود

230
00:17:27,546 --> 00:17:28,547
بقیه‌ش کجاست؟

231
00:17:29,131 --> 00:17:31,884
خب، بالاتنه و دستش اونجان

232
00:17:32,801 --> 00:17:34,636
یکی از پاهاش رو کنار دریاچه پیدا کردیم

233
00:17:34,720 --> 00:17:37,639
یکی از دستاش روی اون درخته

234
00:17:37,723 --> 00:17:40,350
و بقیۀ قسمت‌های بدنش هنوز پیدا نشدن

235
00:17:40,851 --> 00:17:43,771
با مشخصات ۲ حملۀ دیگۀ هفتۀ گذشته
مطابقت داره

236
00:17:45,022 --> 00:17:48,067
،بسیارخب، اخطار صادر کن
به کوهنوردها بگو وارد جنگل نشن

237
00:17:48,150 --> 00:17:51,487
به اردوهای آیندۀ نزدیک مجوز ندین

238
00:17:51,570 --> 00:17:53,489
می‌خوای به مطبوعات چی بگم؟

239
00:17:53,572 --> 00:17:56,784
می‌دونی که مثل پشه‌ها توی ماه جولای
از سروکول‌مون میرن بالا

240
00:17:57,659 --> 00:18:00,788
بهشون بگه خرس برگشته -
خودت این حرف رو باور نمی‌کنی، کلانتر -

241
00:18:00,871 --> 00:18:01,872
نه، باور نمی‌کنم

242
00:18:03,373 --> 00:18:05,250
هر چیزی که اینکارو کرده، انسان نبوده

243
00:18:06,168 --> 00:18:08,288
ببین، می‌دونم این قتل‌ها
به مدرسۀ نِوِرمور ارتباط داره

244
00:18:08,337 --> 00:18:10,464
،هنوز نمی‌تونم این موضوع رو ثابت کنم
…پس تا وقتی که بتونم

245
00:18:12,466 --> 00:18:13,717
میگیم کار اون خرس لعنتیه

246
00:18:28,398 --> 00:18:30,651
چه بلایی سر اتاقم آوردی؟

247
00:18:31,485 --> 00:18:33,445
دارم اتاق‌مون رو به صورت مساوی تقسیم می‌کنم

248
00:18:36,115 --> 00:18:38,534
انگار رنگین کمان
روی سهم تو از اتاق استفراغ کرده

249
00:18:39,034 --> 00:18:40,869
…من -
اگر سکوت رو رعایت کنی، ممنون میشم -

250
00:18:40,953 --> 00:18:42,621
وقت نوشتنمه

251
00:18:42,704 --> 00:18:44,123
وقت نوشتنت؟

252
00:18:44,206 --> 00:18:46,416
روزی یک ساعت رو به رُمانم اختصاص میدم

253
00:18:46,500 --> 00:18:49,628
،شاید اگر تو هم اینکارو می‌کردی
ولاگت منسجم می‌شد

254
00:18:49,711 --> 00:18:52,631
خاطرات قاتل‌های زنجیره‌ای رو خوندم
که علائم نگارشی بهتری داشتن

255
00:18:52,714 --> 00:18:54,341
به روش خودم می‌نویسم

256
00:18:54,424 --> 00:18:57,219
حقیقت منه. چیزیه که فالوورهام دوست دارن

257
00:18:57,302 --> 00:18:59,555
کاملاً مشخصه که فالوورهات ابله‌ن

258
00:19:00,514 --> 00:19:03,600
به داستان‌هات با عکس‌های کوچولوی بی‌مزه
واکنش نشون میدن

259
00:19:04,184 --> 00:19:05,269
اِ… منظورت، ایموجیه؟

260
00:19:05,853 --> 00:19:09,481
،مردم احساسات‌شون رو اینجوری نشون میدن، می‌دونی
درک می‌کنم که این موضوع برای تو مفهوم بیگانه‌ست

261
00:19:11,275 --> 00:19:14,486
،وقتی که به تو نگاه می‌کنم
این ایموجی‌ها به ذهنم می‌رسن

262
00:19:15,112 --> 00:19:17,447
طناب، بیل، گودال

263
00:19:18,949 --> 00:19:20,617
راستی، آدامز رو اشتباه نوشتی

264
00:19:20,701 --> 00:19:24,329
،اگر می‌خوای دربارۀ من شایعه‌سازی کنی
حداقل اسمم رو درست بنویس

265
00:19:28,125 --> 00:19:29,125
خاموشش کن

266
00:19:31,086 --> 00:19:32,921
این آخرین هشداره

267
00:19:34,631 --> 00:19:36,341
سر به سر من نذار

268
00:19:36,425 --> 00:19:40,137
این گربه پنجه داره
و نمی‌ترسم ازشون استفاده کنم

269
00:19:40,804 --> 00:19:42,681
عصر بخیر، دخترا

270
00:19:42,764 --> 00:19:44,725
بابت گِلی بودن کفش‌هام معذرت می‌خوام

271
00:19:44,808 --> 00:19:48,520
می‌خواستم مطمئن بشم
وِنزدِی بدون مشکل داره ساکن میشه

272
00:19:53,233 --> 00:19:55,569
بد موقع مزاحم شدم؟

273
00:19:57,321 --> 00:20:00,115
من خانم ثورن‌هیل هستم، سرپرست خوابگاه

274
00:20:00,199 --> 00:20:02,993
،معذرت می‌خوام
وقتی که رسیدی نبودم تا بهت خوشامد بگم

275
00:20:03,076 --> 00:20:05,871
مطمئنم اینید به روش سنتی مدرسۀ نِوِرمور
بهت خوشامد گفته

276
00:20:05,954 --> 00:20:07,873
اینید من رو با مهمان‌نوازی خفه کرده

277
00:20:08,582 --> 00:20:09,958
امیدوارم بتونم لطفش رو جبران کنم

278
00:20:10,792 --> 00:20:12,044
وقتی که خوابه

279
00:20:13,837 --> 00:20:17,466
خب، این هدیۀ خوشامد گویی کوچیک
از گُلخانۀ منه

280
00:20:17,549 --> 00:20:20,802
سعی می‌کنم برای هر کدوم از دخترام
گُل ِ مناسب رو انتخاب کنم

281
00:20:20,886 --> 00:20:23,138
وقتی که بیانیه اظهارنامۀ شخصیت
توی درخواستت رو خوندم

282
00:20:23,222 --> 00:20:24,932
بلافاصله به این گُل فکر کردم

283
00:20:25,015 --> 00:20:26,141
کوکب سیاه

284
00:20:26,225 --> 00:20:27,267
می‌شناسیش؟

285
00:20:27,351 --> 00:20:30,103
البته. اسمش برگرفته شده
از پروندۀ قتل حل نشدۀ مورد علاقه‌مه

286
00:20:32,231 --> 00:20:33,231
ممنون

287
00:20:33,649 --> 00:20:36,985
باشه. قبل از اینکه برم، دلم می‌خواد
چند تا از قوانین اینجا رو مرور کنیم

288
00:20:37,611 --> 00:20:39,905
ساعت ۱۰ خاموشی، صدای آهنگ نباید بلند باشه

289
00:20:39,988 --> 00:20:42,157
و هیچ پسری حق نداره بیاد اینجا، هیچ‌وقت

290
00:20:42,241 --> 00:20:44,451
قضیۀ رفتن به شهر محلی چیه؟

291
00:20:44,534 --> 00:20:47,287
اجازۀ رفتن به جریکو یه امتیازه، نه یه حق

292
00:20:47,371 --> 00:20:51,124
،میشه با یه پیاده‌روی ۲۵ دقیقه رفت اونجا
یا آخر هفته‌ها با اتوبوس

293
00:20:51,208 --> 00:20:54,878
مردم محلی یکم از مدرسۀ نِوِرمور می‌ترسن

294
00:20:54,962 --> 00:21:00,884
پس دردسر ایجاد نکنین یا اینکه سعی کنین
تفکرات دربارۀ طَردشده‌ها رو اصلاح کنین

295
00:21:00,968 --> 00:21:05,138
این یعنی از پنجه‌هاتون استفاده نمی‌کنین
و بقیه رو توی خواب خفه نمی‌کنین

296
00:21:05,722 --> 00:21:06,723
مفهومه؟

297
00:21:09,309 --> 00:21:10,769
صحبت خیلی خوبی بود

298
00:21:42,175 --> 00:21:44,177
مربی، مربی، رفت روی پام

299
00:21:44,970 --> 00:21:46,805
یه ضربۀ قانونی بود، روان

300
00:21:46,888 --> 00:21:50,017
شاید اگر کمتر ناله می‌کردی و
بیشتر تمرین می‌کردی، انقدر بد نبودی

301
00:21:50,100 --> 00:21:52,978
،جدی میگم، مربی
کِی قراره یه رقابت واقعی داشته باشم؟

302
00:21:53,061 --> 00:21:54,938
کس دیگه‌ای نمی‌خواد من رو به چالش بکشه؟

303
00:21:55,022 --> 00:21:56,023
من می‌خوام

304
00:21:57,691 --> 00:22:01,194
اوه، تو باید همون بیمار روانی‌ای باشی
که گذاشتن بیاد اینجا

305
00:22:01,278 --> 00:22:03,071
و تو هم باید ملکۀ زنبوری باشی
که خودش، خودش رو انتخاب کرده

306
00:22:03,655 --> 00:22:07,284
نکتۀ جالب دربارۀ زنبورها اینه که
وقتی که نیش می‌زنن، می‌میزن

307
00:22:07,367 --> 00:22:08,618
!اوه

308
00:22:09,745 --> 00:22:12,122
روان نیازی نداره که تو ازش دفاع کنی

309
00:22:12,205 --> 00:22:15,292
درمونده نیست، تنبله -
قراره مبارزه کنیم یا نه؟ -

310
00:22:20,964 --> 00:22:22,257
آماده بشین

311
00:22:48,700 --> 00:22:50,327
امتیاز برای وِنزدِی

312
00:22:57,667 --> 00:22:59,044
نتیجه برابره

313
00:23:02,964 --> 00:23:05,675
کاملاً مشخصه که امتیاز اول رو
به‌خاطر خوش‌شانسی تازه‌کار بودنت گرفتی

314
00:23:06,551 --> 00:23:07,761
بیا تمومش کنیم

315
00:23:09,096 --> 00:23:12,140
برای امتیاز آخر، می‌خوام
روش مبارزۀ نظامی رو درخواست کنم

316
00:23:12,224 --> 00:23:13,141
بدون ماسک

317
00:23:13,225 --> 00:23:14,559
بدون مهار شمشیر -
اوه -

318
00:23:15,936 --> 00:23:18,522
هر کسی که اول
خون اون یکی رو بریزه، برنده‌ست

319
00:23:23,360 --> 00:23:25,153
تصمیمش با توئـه، بیانکا

320
00:23:29,491 --> 00:23:31,701
بذار ببینیم خونتم سیاه و سفیده یا نه

321
00:24:05,485 --> 00:24:08,905
بالاخره رنگی که صورتت به‌شدت
بهش احتیاج داشت، روی صورتت نقش بست

322
00:24:19,332 --> 00:24:20,750
اسمت وِنزدِیه، درسته؟

323
00:24:24,004 --> 00:24:25,004
اسم من روان‌ــه

324
00:24:26,214 --> 00:24:28,592
می‌دونم چه حسی داری -
مطمئنم که نمی‌دونی -

325
00:24:29,384 --> 00:24:31,970
مادرم بهم قول داده بود
که بالاخره یه جایی واسۀ خودم پیدا می‌کنم

326
00:24:34,097 --> 00:24:38,435
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم امکان داشته باشه توی
یه مدرسه پر از طَردشده‌ها یه طَردشده باشم

327
00:24:39,728 --> 00:24:42,314
ولی به‌نظر می‌رسه
که تو توی این زمینه باهام رقابت می‌کنی

328
00:24:43,023 --> 00:24:44,024
…اِ

329
00:24:44,774 --> 00:24:46,735
بابت زخمی شدنت… متأسفم

330
00:24:46,818 --> 00:24:48,904
هیچ عمل خوبی بی‌نتیجه نمی‌مونه

331
00:24:56,328 --> 00:24:57,621
« درمانگاه »

332
00:25:20,060 --> 00:25:21,060
!وِنزدِی

333
00:25:30,237 --> 00:25:31,237
خوش برگشتی

334
00:25:32,572 --> 00:25:34,032
آروم باش

335
00:25:35,242 --> 00:25:38,828
،پرستار گفت ضربه مغزی نشدی
ولی احتمالاً وَرَم می‌کنه، هان؟

336
00:25:38,912 --> 00:25:41,164
آخرین چیزی که یادمه داشتم می‌رفتم بیرون

337
00:25:41,248 --> 00:25:44,084
با ترکیبی از حس‌ها خشم، ترحم و خود انزجاری

338
00:25:45,418 --> 00:25:46,795
تا حالا همچین حسی نداشته‌م

339
00:25:46,878 --> 00:25:49,506
به‌نظرم، باختن به بیانکا همچین تأثیری
روی همه داره

340
00:25:49,589 --> 00:25:52,926
بعدش به آسمون نگاره کردم و دیدم یه مجسمه
:داره میافته روم و با خودم گفتم

341
00:25:53,009 --> 00:25:55,136
«حداقل یه مرگ خیالی خواهم داشت»

342
00:25:56,805 --> 00:25:58,723
بعدش تو من رو ازش دور کردی

343
00:25:59,599 --> 00:26:00,599
چرا؟

344
00:26:01,226 --> 00:26:03,311
اسمش رو بذار غریزه

345
00:26:04,854 --> 00:26:06,523
پس ابزار مَردسالاری
یعنی شجاعت و جوانمردی پنهان

346
00:26:06,606 --> 00:26:09,693
،تو رو تحت تأثیر قرار داد
تا یه کاری کنی من تا اَبَد ازت ممنون باشم؟

347
00:26:09,776 --> 00:26:12,070
اوهوم. می‌دونی، بیشتر مردم
در این مواقع میگن ممنون

348
00:26:12,153 --> 00:26:13,488
دلم نمی‌خواست کسی نجاتم بده

349
00:26:13,572 --> 00:26:15,782
پس باید می‌ذاشتم اون مجسمه لِهِت کنه؟

350
00:26:15,865 --> 00:26:19,411
ترجیح می‌دادم خودم، خودم رو نجات بدم -
خوبه که می‌بینم تغییر نکردی -

351
00:26:20,870 --> 00:26:23,665
،اگر باعث میشه حالت بهتر بشه
می‌تونیم بگیم لطفت رو جبران کردم

352
00:26:25,041 --> 00:26:26,041
زِیویر ثورپ؟

353
00:26:26,668 --> 00:26:27,919
احتمالاً من رو یادت نمیاد

354
00:26:28,003 --> 00:26:31,423
آخرین باری که همدیگرو دیدیم قدم ۶۰ سانتی‌متر
کوتاه‌تر و وزنم ۱۸ کیلو بیشتر بود

355
00:26:31,506 --> 00:26:32,674
چه اتفاقی افتاد؟

356
00:26:32,757 --> 00:26:34,492
به گمونم، رسیدن به سن بلوغ

357
00:26:34,516 --> 00:26:36,469
،منظورم اینه آخرین باری که همدیگرو دیدیم
چه اتفاقی افتاد؟

358
00:26:37,304 --> 00:26:38,305
…اوه. اِ

359
00:26:39,014 --> 00:26:41,141
آره، مج… مجلس ترحیم مادرخونده‌م بود

360
00:26:41,725 --> 00:26:45,020
ظاهراً مادرخونده‌م و مادر بزرگت دوست بودن
و دهۀ ۲۰ سالگی‌شون رو توی اروپا

361
00:26:45,103 --> 00:26:47,772
مشغول کلاهبرداری
از آدمای پول‌دار و بدنام بودن

362
00:26:49,149 --> 00:26:51,985
نمی‌دونم ولی ۱۰ سال‌مون بود
و حوصله‌مون سررفته بود

363
00:26:52,736 --> 00:26:54,321
تصمیم گرفتیم قایم‌باشک بازی کنیم

364
00:26:54,404 --> 00:26:57,741
به صورت کاملاً عینی این فکر
به ذهنم خطور کرد که توی تابوتش قایم بشم

365
00:26:57,824 --> 00:26:59,704
توی تابوتش گیر کردم و داشتن تابوتش رو
به سمت کورۀ جسد سوزی می‌بردن

366
00:26:59,743 --> 00:27:00,785
صدای جیغ‌های خفه شده‌ای رو شنیدم

367
00:27:01,745 --> 00:27:03,788
فکر کردم مادرخونده‌ت
یه جورایی مرگ رو فریب داده

368
00:27:03,872 --> 00:27:05,624
و داره تلاش می‌کنه
دوباره راهش رو به زندگی پیدا کنه

369
00:27:05,707 --> 00:27:07,459
،در هر صورت
دکمۀ بزرگ و قرمز رنگ توقف رو زدی

370
00:27:07,542 --> 00:27:09,836
…و من رو از کباب شدن نجات دادی، پس

371
00:27:11,212 --> 00:27:12,422
الان بی‌حساب شدیم

372
00:27:38,448 --> 00:27:39,448
!می‌دونستم

373
00:27:40,075 --> 00:27:41,117
سلام، تینگ

374
00:27:45,330 --> 00:27:48,291
واقعاً فکر کردی حس بویایی فوق‌العاده قوی من

375
00:27:48,375 --> 00:27:52,170
بوی ضعیف روغن نرولی و ترنج ِ
لوسیون دست مورد علاقه‌ت رو حس نمی‌کنه؟

376
00:27:53,338 --> 00:27:54,589
می‌تونم همۀ روز همینکارو انجام بدم

377
00:27:56,675 --> 00:27:57,842
تسلیم میشی؟

378
00:28:01,721 --> 00:28:04,391
پدر و مادر تو رو فرستادن
تا جاسوسی من رو بکنی، مگه نه؟

379
00:28:05,725 --> 00:28:08,019
شکستن چند تا از انگشت واسم سخت نیست

380
00:28:08,520 --> 00:28:12,065
این حقیقت که فکر کردن نمی‌فهمم
ثابت می‌کنه که چقدر من رو دست‌کم می‌گیرن

381
00:28:13,024 --> 00:28:15,860
اوه، تینگ، زائدۀ بیچارۀ ساده

382
00:28:16,569 --> 00:28:18,363
پدر و مادرم نگرانم نیستن

383
00:28:18,446 --> 00:28:19,446
اونا عروسک‌گردان‌هایی شیطانی هستن

384
00:28:19,489 --> 00:28:21,366
که حتی می‌خوان از راه دور من رو کنترل کنن

385
00:28:22,867 --> 00:28:24,828
از دید من، ۲ تا گزینه داری

386
00:28:25,620 --> 00:28:26,621
گزینۀ شمارۀ ۱

387
00:28:27,747 --> 00:28:30,500
واسۀ بقیۀ تَرم، تو رو اینجا حبس می‌کنم

388
00:28:30,583 --> 00:28:34,129
و در حالی که داری تلاش می‌کنی یه راهی
واسۀ خروج پیدا کنی آروم آروم دیوونه میشی

389
00:28:34,212 --> 00:28:36,589
و ناخن‌ها و پوست صاف و لطیفت رو خراب می‌کنی

390
00:28:36,673 --> 00:28:38,591
و جفت‌مون می‌دونیم
که چقدر سطحی و بی‌فایده‌ای

391
00:28:38,675 --> 00:28:39,759
گزینۀ شمارۀ ۲

392
00:28:41,428 --> 00:28:42,971
قسم می‌خوری تا اَبَد به من وفادار می‌مونی

393
00:28:48,935 --> 00:28:52,439
اولین کارمون فرار از این برزخ نوجوون‌هاست

394
00:28:52,981 --> 00:28:55,066
البته که نقشه دارم

395
00:28:56,484 --> 00:28:57,986
و از همین الان شروع میشه

396
00:29:03,074 --> 00:29:08,204
« به جریکو خوش اومدین، تأسیس شده در سال ۱۶۲۵ »
« شهر ِ پارک ِ پیلگریم وُرلد »

397
00:29:11,374 --> 00:29:14,502
‫« جشن برداشت محصول در جریکو »
‫« ۷۴ سال سرگرمی در شهری کوچیک! »

398
00:29:26,765 --> 00:29:29,392
مطب دکتر کینبات طبقۀ دومه

399
00:29:29,476 --> 00:29:31,603
بقیۀ دانش‌آموزهای مدرسۀ نِوِرمور
بهش اعتماد دارن

400
00:29:32,645 --> 00:29:34,272
،و تا وقتی که کارم تموم بشه
شما اینجا منتظر می‌مونین؟

401
00:29:34,939 --> 00:29:37,901
شاید بعدش بتونیم بریم کافۀ وِدِروِین
هات‌چاکلت بخوریم

402
00:29:37,984 --> 00:29:41,237
مدیر ویمز، این تلاش ضعیف برای ایجاد ارتباط
بین ما، مناسب شما نیست

403
00:29:44,199 --> 00:29:47,410
و کاملاً واضحه که رسوندن دانش‌آموزهاتون
در شأن شما نیست

404
00:29:47,994 --> 00:29:51,247
،با توجه به سابقۀ تو
مطمئنم قصد فرار داری

405
00:29:53,458 --> 00:29:55,627
من اینجام تا اجازه ندم اون اتفاق بیافته

406
00:29:57,587 --> 00:29:58,713
امیدوارم موفق باشی

407
00:30:03,426 --> 00:30:05,512
یادداشت‌های مشاوره مدرسۀ قبلیت رو خوندم

408
00:30:05,595 --> 00:30:08,681
خانم برانستین، بعد از آخرین جلسه‌مون
دچار حمله عصبی شد

409
00:30:08,765 --> 00:30:10,725
و مجبور شد ۶ ماه مرخصی بگیره

410
00:30:11,684 --> 00:30:13,061
بشین

411
00:30:15,146 --> 00:30:16,689
به اون موضوع چه حسی اتفاق داشتی؟

412
00:30:16,773 --> 00:30:17,899
من بی‌گناه بودم

413
00:30:17,982 --> 00:30:20,860
،اما کسی که واسۀ سرگرمی قُلاب‌دوزی می‌کنه
حریف شایسته‌ای نیست

414
00:30:21,611 --> 00:30:22,779
حریف؟

415
00:30:22,862 --> 00:30:26,366
امیدوارم بتونیم رابطه‌ای مبتنی بر
اعتماد و احترام متقابل ایجاد کنیم

416
00:30:26,449 --> 00:30:28,827
اینجا یه فضای امنه، وِنزدِی

417
00:30:28,910 --> 00:30:31,329
پناهگاهی که می‌تونیم
دربارۀ هر چیزی صحبت کنیم

418
00:30:31,412 --> 00:30:33,581
به چی فکر می‌کنی، چه حسی داری

419
00:30:33,665 --> 00:30:35,750
دیدگاهت دربارۀ دنیا، فلسفۀ شخصیت

420
00:30:35,834 --> 00:30:39,128
آسونه. به‌نظرم داریم وقت‌مون رو تلف می‌کنیم

421
00:30:39,712 --> 00:30:41,881
به‌نظرم دنیا جاییه که باید تحملش کنیم

422
00:30:41,965 --> 00:30:44,551
و فلسفۀ شخصیم کشتن یا کشته شدنه

423
00:30:45,051 --> 00:30:47,679
،پس، به‌طور مثال
…وقتی که یه نفر برادرت رو اذیت می‌کنه

424
00:30:47,762 --> 00:30:50,014
واکنشت اینه که پیرانا بندازی توی استخر
[نوعی ماهی گوشت‌خوار]

425
00:30:50,098 --> 00:30:53,184
:حتماً این ضرب‌المثل قدیمی رو شنیدین
«هیچ‌وقت واسۀ مبارزه با شمشیر، چاقو نبر»

426
00:30:54,519 --> 00:30:55,687
مگر اینکه به خوبی قایمش کرده باشی

427
00:30:56,271 --> 00:30:59,032
مهم اینه که، به یه پسر حمله کردی
و از کارهایی که کردی اصلاً پشیمون نشدی

428
00:30:59,065 --> 00:31:01,776
واسۀ همینه که اینجایی -
اون پسره یکی از بیضه‌هاش رو از دست داد -

429
00:31:02,652 --> 00:31:05,655
به دنیا لطف کردم. افرادی مثل دالتون
نباید اجازه داشته باشن تولید مثل کنن

430
00:31:05,738 --> 00:31:07,490
به همۀ سؤالات‌هاتون جواب دادم

431
00:31:08,157 --> 00:31:09,409
کارمون هنوز تموم نشده

432
00:31:12,829 --> 00:31:15,999
مشاوره یه ابزار ارزشمند
برای کمک به شناختن خوده

433
00:31:16,082 --> 00:31:18,501
می‌تونه راه‌های جدیدی واسۀ
مقابله با احساسات به آدم یاد بده

434
00:31:18,585 --> 00:31:21,129
همچنین می‌تونه به آدم کمک کنه
تا زندگی مورد نظرش رو بسازه

435
00:31:21,212 --> 00:31:22,922
می‌دونم چه زندگی‌ای می‌خوام

436
00:31:23,590 --> 00:31:24,591
برام تعریف کن

437
00:31:26,342 --> 00:31:29,345
همۀ چیزهایی که در این جلسات گفته میشه
کاملاً محرمانه‌ست

438
00:31:32,015 --> 00:31:34,434
برنامه‌هات شامل نویسنده شدن میشه؟

439
00:31:34,517 --> 00:31:36,269
می‌دونم ۳ تا رُمان دربارۀ

440
00:31:36,352 --> 00:31:38,938
،یه کارآگاه دختر نوجوون
به اسم واپیر دِلامورته نوشتی
[وایپر = افعی]

441
00:31:40,064 --> 00:31:41,441
می‌تونی دربارۀ واپیر برام صحبت کنی؟

442
00:31:41,524 --> 00:31:44,068
وایپر باهوش و فهیمه و دائماً
مورد سوء تفاهم قرار می‌گیره

443
00:31:44,152 --> 00:31:45,904
به اندازۀ کافی خوش‌شانس بودی
که کارهات رو منتشر کنی؟

444
00:31:47,739 --> 00:31:50,658
ویراستارها آدمایی کوته‌بین هستن
و زندگی‌شون رو بر اساس ترس بنا کرده‌ن

445
00:31:50,742 --> 00:31:53,119
یه دفعه یکی از ویراستارها
نوشتۀ من رو وحشتناک توصیف کرد

446
00:31:53,202 --> 00:31:55,121
و پیشنهاد داد برم روان درمانی

447
00:31:55,204 --> 00:31:56,205
هوم

448
00:31:56,289 --> 00:31:57,498
طعنه‌آمیزه، نه؟

449
00:31:58,082 --> 00:31:59,542
با اون واکنش چطور کنار اومدی؟

450
00:32:01,002 --> 00:32:02,670
براش کارت «تشکر» فرستادم

451
00:32:06,633 --> 00:32:07,926
« ویراستار »

452
00:32:11,387 --> 00:32:13,848
همیشه پذیرای انتقاد سازنده بوده‌م

453
00:32:14,641 --> 00:32:15,850
خوشحالم این رو می‌شنوم

454
00:32:16,351 --> 00:32:19,437
،چون به عنوان بخشی از ارزیابی روانیت
اون دست‌نوشته‌ها برام ارسال شد

455
00:32:19,520 --> 00:32:21,397
به‌نظر من جذاب‌ترین رابطه

456
00:32:21,481 --> 00:32:23,608
رابطۀ وایپر و مادرش، دومینیکا، بود

457
00:32:24,984 --> 00:32:26,486
چطوره دربارۀ اون رابطه صحبت کنیم؟

458
00:32:29,238 --> 00:32:32,784
وِنزدِی، بخشی از این سفر مستلزم رفتن‌مون به
مکان‌هاییه که از نظر احساسی ناراحت کننده‌ن

459
00:32:32,867 --> 00:32:34,077
خیلی خوش‌سفر نیستم

460
00:32:36,162 --> 00:32:38,498
میشه قبلش برم دست‌شویی؟

461
00:32:50,843 --> 00:32:51,843
وِنزدِی؟

462
00:32:51,886 --> 00:32:53,346
همه‌چی روبراهه؟

463
00:32:55,431 --> 00:32:57,558
نمی‌تونی بقیۀ جلسه رو
توی دست‌شویی قایم بشی

464
00:32:57,642 --> 00:32:58,682
خوبم

465
00:32:58,726 --> 00:33:02,355
دارم خودم رو واسۀ
سفر ناخوشایندمون آماده می‌کنم

466
00:33:03,982 --> 00:33:04,982
سوهان ناخن

467
00:33:28,464 --> 00:33:33,553
روز شنبه، بعد از ظهر خوبه، طرفای ساعت ۴؟

468
00:33:47,150 --> 00:33:48,443
کی تو رو آزاد کرده؟

469
00:33:48,526 --> 00:33:50,403
عجیب و غریب ِ لعنتی

470
00:33:53,531 --> 00:33:57,076
« کافه و شیرینی‌فروشی وِدِروِین »

471
00:34:05,877 --> 00:34:07,086
!یا خدا

472
00:34:07,170 --> 00:34:10,048
عادت داری بقیه رو زهر ترک کنی؟

473
00:34:10,131 --> 00:34:11,466
بیشتر یه سرگرمیه

474
00:34:12,633 --> 00:34:13,885
دانش‌آموز مدرسۀ نِوِرموری

475
00:34:14,719 --> 00:34:16,721
نمی‌دونستم لباس فرم‌شون رو عوض کردن

476
00:34:16,804 --> 00:34:18,097
یه ۴ تایی با یخ می‌خوام

477
00:34:18,181 --> 00:34:19,182
عجله دارم

478
00:34:21,434 --> 00:34:22,935
میشه ۴ تا شات اسپرسو

479
00:34:23,019 --> 00:34:24,687
آره، می… می‌دونم ۴ تایی چیه

480
00:34:24,771 --> 00:34:28,232
،اما، باید بهت هشدار بدم
دستگاه قهوه‌ساز از کار افتاده

481
00:34:28,316 --> 00:34:29,567
پس فقط قهوۀ دَمی داریم

482
00:34:30,068 --> 00:34:31,778
ولی قهوۀ دَمی واسۀ کسایی
که از خودشون متنفرن

483
00:34:31,861 --> 00:34:34,197
و می‌دونن زندگی‌شون
هیچ هدف یا معنای خاصی نداره

484
00:34:37,658 --> 00:34:39,327
دستگاه قهوه‌سازتون چش شده؟

485
00:34:39,410 --> 00:34:41,621
دستگاه قهوه‌سازمون یه جانور بداخلاقه
و هر طوری که دلش می‌خواد کار می‌کنه

486
00:34:41,704 --> 00:34:44,540
و دفترچه راهنما هم فایده‌ای نداره
چون دستورالعمل ها به زبان ایتالیاییه

487
00:34:49,504 --> 00:34:53,257
یه آچار ۳ سو و
یه آچار آلن ۴ میلی‌متری می‌خوام

488
00:34:53,341 --> 00:34:55,510
وایسا ببینم، ایتالیایی بلدی؟

489
00:34:56,469 --> 00:34:58,930
البته. ایتالیایی زبون مادری ماکیاولیه

490
00:34:59,889 --> 00:35:02,308
قضیه اینطوریه که
دستگاه قهوه‌سازتون رو درست می‌کنم

491
00:35:02,391 --> 00:35:04,435
بعدش قهوه‌م رو درست می‌کنی
و برام یه تاکسی می‌گیری

492
00:35:04,519 --> 00:35:07,855
اِ… توی جریکو، تاکسی نداریم

493
00:35:07,939 --> 00:35:08,940
چرا اوبر نمی‌گیری؟
[سرویسی مثل اسنپ]

494
00:35:09,023 --> 00:35:12,026
،گوشی ندارم
حاضر نیستم بَردۀ تکنولوژی باشم

495
00:35:13,277 --> 00:35:14,529
پس راه دیگه‌ای نداری

496
00:35:14,612 --> 00:35:16,155
حالا کجا داری میری؟

497
00:35:16,239 --> 00:35:19,242
همچین اطلاعاتی رو
در صورت لزوم به بقیه میگم. قطار چی؟

498
00:35:20,243 --> 00:35:23,246
،نزدیک‌ترین ایستگاه برلینگتونه
نیم ساعت فاصله داره

499
00:35:23,329 --> 00:35:25,873
دریچه مشکل داره. قبلاً همچین چیزی دیده‌م

500
00:35:27,083 --> 00:35:29,418
کجا؟ یکی از این هیولاها توی خونه داری؟

501
00:35:29,502 --> 00:35:32,338
گیوتین بخار. وقتی که ۱۰ سالم بود، ساختمش

502
00:35:33,464 --> 00:35:35,424
می‌خواستم سر عروسک‌هام رو
بهتر و با کارایی بیشتری قطع کنم

503
00:35:38,219 --> 00:35:39,219
حتماً

504
00:35:39,262 --> 00:35:41,973
،عروسک ِ باربی ِ دروگر مرگ
کاملاً با عقل جور درمیاد

505
00:35:46,018 --> 00:35:47,019
وای

506
00:35:47,645 --> 00:35:48,645
ممنون

507
00:35:49,397 --> 00:35:51,858
تا حالا ندیده بودم دانش‌آموزهای
مدرسۀ نِوِرمور کارهای سخت انجام بدن

508
00:35:53,776 --> 00:35:55,528
راستی، من اسمم تایلره

509
00:35:55,611 --> 00:35:58,823
نفهمیدم اسم تو چیه یا اونم جز اطلاعاتیه
که در صورت لزوم به بقیه میگی؟

510
00:36:00,449 --> 00:36:01,449
وِنزدِی

511
00:36:01,993 --> 00:36:03,035
گوش کن ببین چی میگم، وِنزدِی

512
00:36:03,119 --> 00:36:06,330
،برای نشون دادن قدردانیم
چطوره خودم ببرمت برلینگتون؟

513
00:36:06,414 --> 00:36:08,875
عالیه. اون ۴ تایی رو بیرون‌بَر کن

514
00:36:08,958 --> 00:36:11,419
اِ… ولی تا یه ساعت دیگه کارم تموم نمیشه

515
00:36:13,504 --> 00:36:14,589
معامله رو بهتر می‌کنم

516
00:36:16,048 --> 00:36:17,508
…‫۲۰ دلار

517
00:36:17,592 --> 00:36:19,051
وسوسه کننده‌ست ولی نه

518
00:36:21,262 --> 00:36:22,430
می‌کنمش ۴۰ دلار

519
00:36:22,513 --> 00:36:23,513
…اِ

520
00:36:23,931 --> 00:36:27,560
،گوش کن، وِنزدِی
…یه نکتۀ جالب دربارۀ من اینه که

521
00:36:28,269 --> 00:36:32,773
نمیشه من رو خرید پس یا صبر کن
یا یه نفر دیگه رو پیدا کن ببرتت

522
00:36:53,628 --> 00:36:54,670
چه اتفاقی افتاد؟

523
00:36:54,754 --> 00:36:56,923
« والری کینبات، روان‌درمانگر »

524
00:37:00,343 --> 00:37:01,886
هی، پسرا، اونجا رو ببینین

525
00:37:01,969 --> 00:37:03,095
اون کیه؟ -
…داداش -

526
00:37:03,179 --> 00:37:04,180
بیا

527
00:37:08,267 --> 00:37:10,427
یه دانش‌آموز دیوونۀ مدرسۀ نِوِرمور
توی شهر چیکار می‌کنه؟

528
00:37:10,478 --> 00:37:11,812
اینجا کافۀ ماست

529
00:37:12,438 --> 00:37:14,690
چرا مثل متعصب‌های مذهبی لباس پوشیدین؟

530
00:37:15,816 --> 00:37:18,027
ما زائر هستیم -
جفتشه یکیه -

531
00:37:18,110 --> 00:37:19,403
توی پارک پیلگریم وُرلد کار می‌کنیم

532
00:37:23,616 --> 00:37:26,285
آدم باید خیلی احمق باشه
که یه پارک رو به متعصب‌هایی

533
00:37:26,369 --> 00:37:28,537
که مسئول نسل‌کشی هستن، اختصاص بده

534
00:37:29,121 --> 00:37:31,207
پدر من صاحب صاحب پارک پیلگریم وُرلده

535
00:37:31,290 --> 00:37:32,667
به کی گقتی احمق؟

536
00:37:33,626 --> 00:37:35,002
فحش رو بندازی زمین، صاحبش برش می‌داره

537
00:37:35,086 --> 00:37:36,504
بچه‌ها، برین کنار

538
00:37:36,587 --> 00:37:38,798
تو دخالت نکن، گالپین -
آره، دخالت نکن -

539
00:37:40,841 --> 00:37:42,760
…خب، بگو ببینم، دیوونه

540
00:37:44,887 --> 00:37:46,389
تا حالا با یه آدم عادی بودی؟

541
00:37:47,223 --> 00:37:49,141
تا حالا آدم عادی‌ای رو پیدا نکردم
که بتونه از پسم بربیاد

542
00:37:54,063 --> 00:37:55,063
!هی

543
00:38:14,000 --> 00:38:16,544
این حرکات کونگ فو رو از کجا یاد گرفتی؟

544
00:38:16,627 --> 00:38:17,867
عموم یادم داد

545
00:38:17,920 --> 00:38:20,506
‫۵ سال رو توی یه صومعۀ تَبَتی گذروند

546
00:38:21,132 --> 00:38:22,383
عموت یه راهب بود؟

547
00:38:22,466 --> 00:38:23,466
زندانی بود

548
00:38:25,261 --> 00:38:26,261
!بابا

549
00:38:28,014 --> 00:38:29,849
تایلر، اینجا چه خبره؟

550
00:38:29,932 --> 00:38:33,394
اونا داشتن یه مشتری رو اذیت می‌کردن
و این دختر اونا رو سر جاشون نشوند

551
00:38:35,271 --> 00:38:37,481
این کوچولو ۳ تا پسر رو زد؟

552
00:38:38,149 --> 00:38:39,483
کمکش کردی؟

553
00:38:40,067 --> 00:38:42,194
بابا، قسم می‌خورم، من دخالت نکردم

554
00:38:43,988 --> 00:38:44,988
معذرت می‌خوام، کلانتر

555
00:38:45,031 --> 00:38:46,991
این یکی از دستم فرار کرد

556
00:38:47,074 --> 00:38:48,951
بیاین، خانم آدامز. وقت رفتنه

557
00:38:50,703 --> 00:38:52,204
یه لحظه صبر کنین، وایسین

558
00:38:54,248 --> 00:38:55,374
تو عضو خانوادۀ آدامزی؟

559
00:38:57,543 --> 00:39:00,129
نگو که پدر گومز آدامزه؟

560
00:39:01,422 --> 00:39:04,342
اون مَرد باید به جرم قتل
پشت میله‌های زندان باشه

561
00:39:04,425 --> 00:39:07,345
به گمونم اینکه میگن تَره به تخمش میره
حسنی به باباش، کاملاً درسته

562
00:39:09,013 --> 00:39:10,348
حواسم بهت هست

563
00:39:11,098 --> 00:39:12,099
باشه

564
00:39:16,520 --> 00:39:19,732
تازه یه روزه اومدی اینجا و
توجه کلانتر گالپین رو جلب کردی

565
00:39:20,274 --> 00:39:22,577
ایکاش می‌تونستم بگم تعجب کردم -
منظورش از اون حرفی که دربارۀ پدرم زد -

566
00:39:22,601 --> 00:39:23,361
چی بود؟

567
00:39:23,944 --> 00:39:26,155
نمی‌دونم ولی بذار یه نصیحتی بهت بکنم

568
00:39:26,822 --> 00:39:29,158
انقدر برای خودت دشمن نتراش
و چند تا دوست پیدا کن

569
00:39:30,076 --> 00:39:31,285
بهشون احتیاج پیدا می‌کنی

570
00:39:34,580 --> 00:39:36,165
ظاهراً تصادف شده

571
00:39:36,832 --> 00:39:38,459
امیدوارم حال راننده خوب باشه

572
00:39:39,919 --> 00:39:40,920
مُرده

573
00:39:42,296 --> 00:39:43,214
گردنش شکسته

574
00:39:45,549 --> 00:39:47,468
چطور می‌تونی از این زاویه تشخیص بدی؟

575
00:40:47,945 --> 00:40:49,780
« دریاچه »

576
00:40:51,157 --> 00:40:52,408
« سابقۀ کیفری »

577
00:40:54,827 --> 00:40:56,162
« گومز آدامز »

578
00:41:05,629 --> 00:41:09,049
« محل قربانی‌ها تا به امروز: شهرستان جریکو »

579
00:41:09,133 --> 00:41:10,009
« قربانی شمارۀ ۱ »

580
00:41:10,092 --> 00:41:10,968
« قربانی شمارۀ ۲ »

581
00:41:11,051 --> 00:41:12,303
« قربانی شمارۀ ۳ »

582
00:41:14,221 --> 00:41:15,431
« قتل یا حملۀ حیوانات؟ »

583
00:42:02,978 --> 00:42:04,688
« پایان »

584
00:42:18,536 --> 00:42:20,120
نه، واقعاً حالم بهتر نشده

585
00:42:21,080 --> 00:42:23,457
اینجا یه مشکلی داره

586
00:42:23,541 --> 00:42:25,125
نه فقط به این دلیل که مدرسه‌ست

587
00:42:26,126 --> 00:42:29,463
چطور تونستی این ویولن بزرگ رو
از پنجره بیاری داخل؟

588
00:42:29,964 --> 00:42:31,423
کمک داشتم
[یه دست اضافی داشتم]

589
00:42:33,384 --> 00:42:34,385
وای

590
00:42:35,052 --> 00:42:36,303
بقیه‌ش کجاست؟

591
00:42:36,387 --> 00:42:38,889
این یکی از اسرار بزرگ خانوادۀ آدامزه

592
00:42:49,400 --> 00:42:51,151
چرا تو گرگ نمیشی؟

593
00:42:52,486 --> 00:42:53,571
چون نمی‌تونم

594
00:42:55,864 --> 00:42:56,864
فقط همینکار ازم برمیاد

595
00:42:59,326 --> 00:43:04,248
،مامانم میگه بعضی از گرگ‌ها دیر شکوفا میشن
ولی پیش بهترین لیکانولوژیست رفته‌م

596
00:43:04,331 --> 00:43:06,792
مجبور شدم برم میلواکی، باورت میشه؟

597
00:43:08,377 --> 00:43:10,796
…آره، دکتره میگه احتمالش هست که هیچ‌وقت

598
00:43:11,714 --> 00:43:12,714
می‌دونی؟

599
00:43:14,758 --> 00:43:16,051
اون‌وقت چی میشه؟

600
00:43:17,511 --> 00:43:18,721
یه گرگ تنها میشم

601
00:43:21,223 --> 00:43:22,474
به‌نظر عالی میاد

602
00:43:22,558 --> 00:43:25,811
شوخی می‌کنی؟
زندگیم رسماً تموم میشه

603
00:43:26,312 --> 00:43:29,690
از خانواده‌م طَرد میشم، بدون اینکه
امیدی برای پیدا کردن همسر داشته باشم

604
00:43:30,524 --> 00:43:33,235
نمی‌فهمم مشکلش چیه -
ممکنه تنها بمیرم -

605
00:43:34,945 --> 00:43:36,614
همه‌مون تنها می‌میریم، اینید

606
00:43:38,741 --> 00:43:40,868
خیلی داغونی

607
00:43:40,951 --> 00:43:42,202
توی روحیه دادن به بقیه

608
00:43:46,540 --> 00:43:48,876
چرا گریه می‌کنی؟ -
!چون ناراحتم -

609
00:43:50,002 --> 00:43:52,504
تا حالا گریه نکردی
یا اینکارم در شأن تو نیست؟

610
00:43:58,218 --> 00:44:00,137
هفتۀ بعد از هالووین بود

611
00:44:03,265 --> 00:44:04,725
‫۶ سالم بود

612
00:44:07,019 --> 00:44:09,730
عقرب ِ خونگیم، نیرو، رو واسۀ گردش
بعد از ظهرش برده بودم بیرون

613
00:44:09,813 --> 00:44:11,065
و برامون کمین کرده بودن

614
00:44:16,362 --> 00:44:19,281
براشون سؤال بود
کدوم دیوونه‌ای یه عقرب ِ خونگی داره

615
00:44:19,365 --> 00:44:20,365
آره

616
00:44:23,661 --> 00:44:25,788
‫۲ نفرشون دستام رو گرفتن
‫و مجبورم کردن تماشا کنم…

617
00:44:35,297 --> 00:44:38,842
وقتی که بقیه‌شون
…از روی نیرو رَد شدن تا اینکه

618
00:44:47,476 --> 00:44:50,145
وقتی که باقی مونده‌ش رو دفن کردم، برف میومد

619
00:44:53,107 --> 00:44:55,275
از تَه دل سیاهم گریه کردم

620
00:44:55,859 --> 00:45:00,489
« نیرو »

621
00:45:00,572 --> 00:45:02,574
اما اشک چیزی رو درست نمی‌کنه

622
00:45:06,120 --> 00:45:07,955
پس عهد کردم که دیگه هیچ‌وقت اینکارو نکنم

623
00:45:17,464 --> 00:45:18,674
رازت پیش من محفوظه

624
00:45:21,510 --> 00:45:23,595
هر چند هنوزم فکر می‌کنم خیلی عجیبی

625
00:45:24,304 --> 00:45:26,014
این احساس کاملاً متقابله

626
00:45:30,185 --> 00:45:32,438
دوست داری دوباره اتاقت تک‌نفره بشه؟

627
00:45:32,521 --> 00:45:34,982
فقط کافیه نشونم بدی
چطور از کامپیوترت استفاده کنم

628
00:45:48,203 --> 00:45:49,788
!یا خدا

629
00:46:03,010 --> 00:46:04,010
باشه

630
00:46:05,512 --> 00:46:08,599
باشه، دارم از یه دست دستور می‌گیرم

631
00:46:09,933 --> 00:46:12,019
اصلاً هم عجیب نیست

632
00:46:14,313 --> 00:46:18,192
« باهام تماس بگیر »
« شمارۀ ۴۱۳۵۵۵۱۹۳۸، وِنزدِی »

633
00:46:22,613 --> 00:46:24,573
اِ… سلام

634
00:46:25,699 --> 00:46:26,742
اون تینگ‌ــه

635
00:46:27,743 --> 00:46:30,287
اون… حیوون خونگیته؟

636
00:46:32,664 --> 00:46:33,791
حساسه

637
00:46:33,874 --> 00:46:37,336
ببین، می‌دونم هر چیز عجیب و غریبی
…توی مدرسۀ نِوِرمور پیدا میشه

638
00:46:37,419 --> 00:46:39,838
اما این اصلاً یه چیز دیگه‌ست

639
00:46:40,506 --> 00:46:43,634
خب، اینکه گفتی حاضر نیستی
بَردۀ تکنولوژی بشی، چی شد؟

640
00:46:43,717 --> 00:46:44,927
وقتی چاره‌ای نداشته باشی، هر کاری می‌کنی

641
00:46:45,010 --> 00:46:46,610
هنوزم حاضری کمکم کنی فرار کنم؟

642
00:46:46,637 --> 00:46:50,057
،بعد از اتفاقی که امروز افتاد
فکر کردم گذاشتنت توی اتاق انفرادی

643
00:46:50,140 --> 00:46:53,560
،آخر هفته جشن برداشت محصول برگزار میشه
حضور در جشن الزامیه

644
00:46:53,644 --> 00:46:55,062
ازش به عنوان یه پوشش استفاده می‌کنم

645
00:46:55,145 --> 00:46:57,356
…اگر هنوز حاضری ببریم ایستگاه قطار

646
00:46:57,439 --> 00:46:58,982
یه کاری می‌کنم برات بیارزه

647
00:47:01,652 --> 00:47:02,820
پایه‌ام

648
00:47:02,903 --> 00:47:04,822
و بدون هیچ هزینه‌ای

649
00:47:04,905 --> 00:47:06,240
اینکارو یه هدیۀ رایگان در نظر بگیر

650
00:47:07,282 --> 00:47:08,367
چرا؟

651
00:47:08,450 --> 00:47:10,035
چون آرزوم بود باهات بیام

652
00:47:11,119 --> 00:47:13,705
حداقل یکی‌مون از این جهنم میره

653
00:47:25,592 --> 00:47:27,719
مطمئنی می‌تونی به اون آدم عادی اعتماد کنی؟

654
00:47:27,803 --> 00:47:30,013
بابا، قسم می‌خورم نمی‌دونستم میان اینجا -
واسۀ همین اومدی اینجا -

655
00:47:30,097 --> 00:47:32,307
می‌دونم که از پس خودم برمیام

656
00:47:32,391 --> 00:47:34,672
،دوست ندارم باهاش صحبت کنی
تا ساعت ۱۲ میای خونه

657
00:47:34,726 --> 00:47:36,311
ساعت ۱ -
ساعت ۱۲:۳۰ -

658
00:47:36,395 --> 00:47:37,395
…خب

659
00:47:38,272 --> 00:47:40,440
موفق باشی و سفر بی‌خطر

660
00:47:42,067 --> 00:47:44,236
هنوزم اهل بغل کردن نیستی. فهمیدم

661
00:47:56,832 --> 00:47:58,000
« خرید بلیط »

662
00:48:18,979 --> 00:48:22,858
،وای خدا، یکم بهتر بشی
همۀ گَله رو با خودت می‌بری خونه

663
00:48:22,941 --> 00:48:25,652
،پانداها دسته جمعی سفر نمی‌کنن
تنهایی رو ترجیح میدن

664
00:48:26,778 --> 00:48:28,655
بسیارخب، منظورت رو فهمیدم

665
00:48:30,490 --> 00:48:32,492
بهتره بدونی منتظر کسی هستم

666
00:48:32,576 --> 00:48:35,454
آره، اون پسر خوش‌شانس کیه… یا
شایدم دختر خوش‌شانس؟

667
00:48:35,954 --> 00:48:37,080
چه ربطی به تو داره؟

668
00:48:39,082 --> 00:48:40,667
نمی‌خواستم مزاحم بشم

669
00:48:40,751 --> 00:48:41,751
نشدی

670
00:48:45,464 --> 00:48:47,104
اینکار سخت‌تر از اون چیزیه که فکر می‌کردم

671
00:48:47,174 --> 00:48:50,069
،بابام واسۀ برگشتنم زمان تعین کرد
اگر قراره سر موقع برگردم، باید حرکت کنیم

672
00:48:50,093 --> 00:48:52,471
قبلش باید از شر نگهبانم خلاص بشم

673
00:48:53,847 --> 00:48:56,600
،وقتی که آتیش‌بازی شروع شد
پشت پارکنیگ همدیگرو می‌بینیم

674
00:49:00,604 --> 00:49:02,981
اون زن ِ ناراحت و تنها رو اونجا می‌بینی؟

675
00:49:04,316 --> 00:49:07,069
بیشتر از من
به این تأیید رقت‌انگیز احتیاج داره

676
00:49:08,028 --> 00:49:09,529
میشه حواسش رو پَرت کنی؟

677
00:49:13,325 --> 00:49:15,160
دوستت دارم. دوستت دارم

678
00:49:25,629 --> 00:49:29,299
،هی، قبل از اینکه بری
می‌خواستم این رو بهت بدم

679
00:49:30,258 --> 00:49:33,136
پروندۀ پلیس دربارۀ پدرته
وقتی که دانش‌آموز مدرسۀ نِوِرمور بوده

680
00:49:33,220 --> 00:49:35,305
فکر کنم واسۀ همینه که پدرم ازش متنفره

681
00:49:37,140 --> 00:49:38,308
حالت خوبه؟

682
00:49:40,894 --> 00:49:43,146
عادت ندارم مردم باهام ارتباط برقرار کنن

683
00:49:43,814 --> 00:49:45,816
بیشتر مردم فقط می‌بینن که
میام و از خیابون رد میشم

684
00:49:45,899 --> 00:49:47,901
…ترسناک نیستی. یه جورایی

685
00:49:49,569 --> 00:49:50,569
عجیب و غریبی

686
00:49:52,489 --> 00:49:53,824
ترجیح میدم ترسناک باشم

687
00:49:53,907 --> 00:49:54,907
اوه

688
00:49:55,409 --> 00:49:58,161
،قطارم یه ساعت دیگه حرکت می‌کنه
داریم زمان رو از دست میدیم

689
00:49:58,870 --> 00:50:00,664
اِ… درسته، درسته

690
00:50:03,250 --> 00:50:04,250
هی

691
00:50:05,752 --> 00:50:07,295
!بیا، وِنزدِی. وِنزدِی

692
00:50:07,379 --> 00:50:09,172
می‌تونیم یه کاری کنیم بین جمعیت گُم‌مون کنن

693
00:50:22,561 --> 00:50:23,603
!وای

694
00:50:37,451 --> 00:50:38,452
لعنتی

695
00:50:38,535 --> 00:50:40,328
وِنزدِی، باید بریم

696
00:50:40,412 --> 00:50:41,788
وِنزدِی، بیا

697
00:50:42,998 --> 00:50:44,416
!وِنزدِی -
!روان، برگرد -

698
00:50:58,930 --> 00:51:00,432
!روان، صبر کن

699
00:51:00,515 --> 00:51:03,560
چی می‌خوای؟
چرا داری تعقیبم می‌کنی؟

700
00:51:03,643 --> 00:51:06,104
وقت ندارم توضیح بدم ولی جونت در خطره

701
00:51:11,902 --> 00:51:13,695
فکر می‌کنم برعکس متوجه شدی

702
00:51:19,910 --> 00:51:22,621
جون ِ تو در خطره -
داری چیکار می‌کنی؟ -

703
00:51:22,704 --> 00:51:24,331
بقیه رو از دست تو نجات میدم

704
00:51:24,414 --> 00:51:25,665
باید تو رو بکشم

705
00:51:27,084 --> 00:51:29,211
سقوط اون مجسمه، کار تو بود؟

706
00:51:29,294 --> 00:51:30,295
آره

707
00:51:32,005 --> 00:51:33,256
همیشه طرف همونیه که ساکته

708
00:51:37,803 --> 00:51:40,013
دختر توی اون عکس. تویی

709
00:51:45,435 --> 00:51:47,155
می‌خوای به‌خاطر یه عکس من رو بکشی؟

710
00:51:47,187 --> 00:51:51,817
مادرم، ۲۵ سال پیش وقتی که دانش‌آموز
مدرسۀ نِوِرمور بود، این عکس رو نقاشی کرده

711
00:51:51,900 --> 00:51:53,819
یه غیب‌گوی قوی بود

712
00:51:55,529 --> 00:51:58,782
قبل از اینکه بمیره بهم گفت -
روان، من رو بیار پائین -

713
00:51:58,865 --> 00:52:01,118
نه! مادرم گفت سرنوشت من اینه که

714
00:52:01,201 --> 00:52:03,578
جلوی دختری که
میاد مدرسۀ نِوِرمور رو بگیرم

715
00:52:03,662 --> 00:52:07,040
چون اون دختر مدرسه و هر چیزی
که داخلش هست رو نابود می‌کنه

716
00:52:09,209 --> 00:52:10,293
روان

717
00:52:10,877 --> 00:52:11,711
روان

718
00:53:15,442 --> 00:53:18,653
« گزارش دستگیری، قتل »

719
00:53:22,699 --> 00:53:24,534
سلام، اَبر طوفانی کوچولوی من

720
00:53:26,077 --> 00:53:28,663
،خب، بهمون بگو عزیزم
هفتۀ اولت چطور بود؟

721
00:53:29,372 --> 00:53:30,916
بذارین ببینم

722
00:53:30,999 --> 00:53:33,168
به سختی ۲ بار از چنگال مرگ فرار کردم

723
00:53:33,251 --> 00:53:35,879
فهمیدم که پدرم شاید یه قاتل باشه

724
00:53:35,962 --> 00:53:38,590
فهمیدم که به‌طور بالقوه
می‌تونم مدرسه رو نابود کنم

725
00:53:38,673 --> 00:53:41,927
و به‌طور مرموزی
توسط یه هیولای قاتل نجات پیدا کردم

726
00:53:42,761 --> 00:53:45,680
با اینکه اعتراف به این موضوع
واسۀ من دردناکه، حق با تو بود، مادر

727
00:53:46,681 --> 00:53:48,683
فکر کنم قراره از اینجا خوشم میاد

728
00:53:54,105 --> 00:53:56,399
…در این فصل از سریال «وِنزدِی» خواهید دید

729
00:53:56,524 --> 00:53:58,902
این داستان قراره به مسیر تاریکی بره

730
00:54:00,195 --> 00:54:01,195
…خوشبختانه

731
00:54:02,030 --> 00:54:03,823
من از تاریکی نمی‌ترسم

732
00:54:05,200 --> 00:54:08,370
یه هیولا اون بیرونه ولی همه فکر می‌کنن
من این قضیه رو از خودم درآوردم

733
00:54:08,453 --> 00:54:11,581
واسۀ همین باید یه مدرک پیدا کنم
تا بتونم ثابت کنم دیوونه نشده‌م

734
00:54:12,707 --> 00:54:15,585
بدجوری شیفتۀ هیولای توی جنگل شدی

735
00:54:15,669 --> 00:54:18,546
ترجیح میدی شیفتۀ اسب‌ها
و پسرا عضو گروه موسیقی باشم؟

736
00:54:19,714 --> 00:54:21,341
خب، همه‌چی رو برامون تعریف کن

737
00:54:21,424 --> 00:54:24,928
از وقتی اینجا ولم کردین
تحت تعقیب، مورد آزار و اذیت

738
00:54:25,011 --> 00:54:26,930
و هدف سوءقصد قرار گرفتم

739
00:54:27,722 --> 00:54:30,517
!وای نِوِرمور، واقعاً عاشقتم

740
00:54:33,311 --> 00:54:35,318
چطوری می‌تونی یه کاری کنی
که در مرکز همۀ اتفاق‌های وحشتناکی

741
00:54:35,342 --> 00:54:37,190
که در اینجا میافته، قرار داشته باشی؟

742
00:54:37,274 --> 00:54:38,358
از شانس منه

743
00:54:40,151 --> 00:54:41,837
خودتون اصرار کردین بیام این مدرسه

744
00:54:41,861 --> 00:54:44,281
واقعاً فکر کردین از رازتون باخبر نمیشم؟

745
00:54:44,364 --> 00:54:45,657
داستان کامل رو نمی‌دونی

746
00:54:46,950 --> 00:54:49,494
،وقتی پیشنهاد دادم نیمۀ اتاقت رو تغییر بدی

747
00:54:49,577 --> 00:54:52,998
منظورم این نبود
که «پینترستِ» تد باندی بکنیش. اَی

748
00:54:54,416 --> 00:54:56,084
این قضیه همین الان تموم میشه

749
00:55:03,800 --> 00:55:05,593
،اگه شنیدی با بلندترین صدای ممکن جیغ زدم

750
00:55:05,677 --> 00:55:07,595
به‌احتمال زیاد دارم حال می‌کنم

751
00:55:08,179 --> 00:55:10,265
همین الان همۀ قسمت‌های رو تماشا کنین

752
00:55:12,000 --> 00:55:19,000
‫« ترجمه از مهـرداد »
‫<font color="#00ffff">.:: Mehrdadss ::.</font>

753
00:55:19,000 --> 00:55:26,000
 

754
00:55:26,000 --> 00:55:33,000
 
