1
00:00:00,531 --> 00:00:07,531
 

2
00:00:07,555 --> 00:00:13,555
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

3
00:00:13,555 --> 00:00:16,141
‫این داستان قراره به مسیر تاریکی بره

4
00:00:19,561 --> 00:00:21,104
‫معمولا، از مسیرهای تاریک خوشم میاد

5
00:00:22,731 --> 00:00:25,150
‫مثل وقتیکه توی جشن تولد هشت سالگیم

6
00:00:25,233 --> 00:00:26,776
‫ترمز چرخ‌فلک بطرز عجیبی کار نکرد

7
00:00:28,862 --> 00:00:29,862
‫ولی از این یکی خوشم نمیاد

8
00:00:36,161 --> 00:00:38,496
‫چندین ساعته که داریم می‌گردیم، کلانتر

9
00:00:38,580 --> 00:00:39,956
‫سگ‌ها نیاز به استراحت دارن

10
00:00:40,457 --> 00:00:41,666
‫بنظرت چیزی بوده که متوجهش نشده باشیم؟

11
00:00:41,750 --> 00:00:45,587
‫بنظرم دور بزنیم، کالت کریک رو بگردیم
‫و بعدش برای امروز کافیه

12
00:00:45,670 --> 00:00:46,670
‫باشه

13
00:00:52,927 --> 00:00:55,263
‫- چطور یه جسد رو پیدا نکردین؟
‫- چون نبود که پیدا کنیم

14
00:00:55,346 --> 00:00:58,767
‫نه جای پایی، نه خونی
‫نه اثری از درگیری، هیچی. صفر

15
00:00:58,850 --> 00:01:00,560
‫گروهم تمام شب رو گشتن

16
00:01:00,643 --> 00:01:03,605
‫خب، حتما گروهت سگ‌های مخصوص
‫ نابینایانشون رو خونه جا گذاشتن

17
00:01:03,688 --> 00:01:05,732
‫خودم دیدم که اون هیولا
‫روان رو جلوی چشمام کشت

18
00:01:05,815 --> 00:01:09,194
‫- نگاه دقیقی به این هیولایی که میگی انداختی؟
‫- نموند با هم گپ بزنیم

19
00:01:09,277 --> 00:01:12,947
‫- شاید یکی از هم‌کلاسی‌هات بوده
‫- کلانتر، بنظرم این سوالت توهین‌آمیزه

20
00:01:13,031 --> 00:01:15,658
‫برام مهم نیست، چون سه تا
‫جسد دیگه توی سردخونه دارم

21
00:01:15,742 --> 00:01:19,329
‫- طبیعت‌گردایی که توی جنگل تکه‌پاره شدن
‫- شهردار گفت خرس به اونا حمله کرده

22
00:01:19,412 --> 00:01:21,581
‫خب، من و شهردار
‫توی این قضیه اختلاف نظر داریم

23
00:01:21,664 --> 00:01:24,834
‫پس بصورت خودکار فرض رو بر این می‌گیری
‫ که یکی از دانش‌آموزان نورمور قاتله

24
00:01:24,918 --> 00:01:27,837
‫با اینکه حتی مدرکی نداری
‫که اصلا جنایتی اتفاق افتاده

25
00:01:28,755 --> 00:01:32,175
‫شرمنده، یادم رفته بود. اینجا فقط
‫به طردشده‌های خوب درس میدین، آره؟

26
00:01:37,764 --> 00:01:39,974
‫حدس میزنم روان فرار کرده

27
00:01:40,725 --> 00:01:43,770
‫مامورین ایالتی اعلام هشدار کردن
‫ و منم با خانواده‌اش تماس گرفتم

28
00:01:43,853 --> 00:01:45,480
‫ولی اونا هم خبری ازش نشنیدن

29
00:01:46,064 --> 00:01:48,858
‫مرده‌ها همیشه عادت دارن
‫ جواب زنگ آدمو نمیدن

30
00:01:48,942 --> 00:01:51,528
‫توی جنگل با روان مشغول
‫چه کاری بودین، خانم آدامز؟

31
00:01:51,611 --> 00:01:54,030
‫یه صدایی از جنگل شنیدم
‫و رفتم ببینم صدای چیه

32
00:01:54,114 --> 00:01:56,074
‫همون موقع حمله رو دیدم

33
00:01:57,408 --> 00:01:58,284
‫بعدش چی شد؟

34
00:01:58,368 --> 00:02:01,496
‫بعدش به بیانکا بارکلی برخوردم
‫و بهش گفتم بره کمک بیاره

35
00:02:02,205 --> 00:02:04,499
‫تنها چیزی که بعدش یادم میاد
‫اینه که توی خوابگاهم بیدار شدم

36
00:02:04,582 --> 00:02:07,961
‫و محض احتیاط می‌پرسم، این هیولا
‫خرس یا یه نوع حیوون وحشی دیگه نبود؟

37
00:02:08,044 --> 00:02:10,004
‫من با خرس‌های گریزلی خواب زمستونی رفتم

38
00:02:10,588 --> 00:02:11,798
‫تفاوتشون رو میدونم

39
00:02:11,881 --> 00:02:12,882
‫ممنونم، جناب کلانتر

40
00:02:13,466 --> 00:02:14,926
‫بنظرم صحبت‌های خانم آدامز تموم شده

41
00:02:15,009 --> 00:02:17,637
‫راستش می‌خوام با
‫کلانتر گلپین صحبت کنم، تنهایی

42
00:02:20,056 --> 00:02:21,933
‫فکر نکنم بتونم همچین اجازه‌ای بدم

43
00:02:22,433 --> 00:02:25,311
‫مطمئنم که میشه ببرمش پاسگاه
‫و یه شهادت رسمی ازش بگیرم

44
00:02:30,066 --> 00:02:31,651
‫- آره، بیا بریم
‫- باشه

45
00:02:31,734 --> 00:02:35,446
‫پنج دقیقه وقت دارین
‫و هر صحبتی شد نباید جایی ثبت شه

46
00:02:36,489 --> 00:02:37,489
‫دست از پا خطا نکن...

47
00:02:39,868 --> 00:02:41,494
‫وگرنه زنگ میزنم به شهردار

48
00:02:47,876 --> 00:02:49,919
‫یکی داره سعی می‌کنه
‫روی قتل روان سرپوش بذاره

49
00:02:50,003 --> 00:02:52,297
‫تنها دلیل برای تمیز کردن صحنه‌ی قتل همینه

50
00:02:52,380 --> 00:02:55,216
‫این نظر حرفه‌ایت به عنوان دختر یه قاتله؟

51
00:02:55,300 --> 00:02:56,759
‫بابای من دو برابر تو میارزه

52
00:02:56,843 --> 00:02:59,721
‫و تنها قتلی که مرتکب میشه کسایین
‫که حاضرن برای صدای زیباش زیر دوش بمیرن

53
00:03:00,889 --> 00:03:02,807
‫آدامز، شب سختی داشتم
‫و از مسخره‌بازیات خسته شدم

54
00:03:02,891 --> 00:03:04,350
‫مسخره‌بازی درنمیارم

55
00:03:05,101 --> 00:03:06,269
‫دارم حقیقت رو میگم

56
00:03:07,312 --> 00:03:09,480
‫دلت می‌خواد ادعاهام رو رد کنی ولی نمی‌تونی

57
00:03:09,981 --> 00:03:11,107
‫چرا اونوقت؟

58
00:03:12,066 --> 00:03:14,444
‫چون جفتمون می‌دونیم
‫که یه هیولا توی اون جنگله

59
00:03:16,821 --> 00:03:18,907
‫و روان آخرین قربانیشه

60
00:03:21,784 --> 00:03:22,952
‫- کلانتر؟
‫- چیه؟

61
00:03:23,536 --> 00:03:25,371
‫بنظرم دلت بخواد اینو ببینی

62
00:03:32,045 --> 00:03:33,963
‫به قول ادگار الن پو

63
00:03:34,047 --> 00:03:36,883
‫"تمام چیزهایی که می‌شنوی
‫و نصف چیزایی که می‌بینی رو باور نکن"

64
00:03:37,800 --> 00:03:40,887
‫"مشخصه که مشهورترین
‫تحصیل‌کرده‌ی نورمور اینو اینجا یاد گرفته"

65
00:03:42,722 --> 00:03:45,266
‫تعجبی نداره که آخرش یه دیوونه‌ی معتاد شد

66
00:03:57,528 --> 00:04:00,573
‫لطفا بگو ببینم چرا
‫ادعا کردی شاهد یه قتل بودی

67
00:04:00,657 --> 00:04:02,116
‫برای جلب توجه بوده؟

68
00:04:02,200 --> 00:04:04,452
‫چرا باید به تو چیزی بگم؟

69
00:04:04,535 --> 00:04:06,496
‫همین الانشم تصمیم گرفتی که دارم دروغ میگم

70
00:04:07,830 --> 00:04:09,707
‫من می‌دونم چی دیدم

71
00:04:09,791 --> 00:04:11,960
‫این اواخر در زندگی‌ات
‫مشکلات زیادی رو تجربه کردی

72
00:04:12,043 --> 00:04:14,295
‫اگر  باعث شده گیچ بشی هیچ اشکالی نداره

73
00:04:15,088 --> 00:04:17,423
‫سعی نکن منو توی یکی از
‫تله‌های روانی‌ات گیر بندازی

74
00:04:17,507 --> 00:04:19,634
‫کسی سعی نداره تو رو گیر بندازه

75
00:04:19,717 --> 00:04:21,469
‫من اینجام که کمکت کنم
‫احساساتت رو سبک سنگین کنی

76
00:04:21,552 --> 00:04:23,263
‫احساسات یه خصلت مخربه

77
00:04:24,097 --> 00:04:26,349
‫به عواطف منتهی میشه
‫که منجر به اشک میشه

78
00:04:27,058 --> 00:04:28,184
‫من اهل اشک نیستم

79
00:04:30,103 --> 00:04:32,230
‫بگو ببینم با فضای مدرسه کنار میای یا نه

80
00:04:32,313 --> 00:04:34,440
‫به قول سارتر "جهنم، بودن با انسان‌های دیگره"

81
00:04:35,233 --> 00:04:36,609
‫اون اولین کسی بود که دلمو برد

82
00:04:37,193 --> 00:04:39,713
‫ونزدی، یکی از دلایلی که بخاطرش
‫ والدینت تو رو به نورمور فرستادن

83
00:04:39,737 --> 00:04:42,907
‫اینه که بتونی افراد مشابه خودت رو
‫ پیدا کنی، عضو یه جامعه‌ی بزرگتر بشی

84
00:04:42,991 --> 00:04:44,450
‫ترجیح میدم یه جزیره باشم

85
00:04:44,993 --> 00:04:46,911
‫یه جزیره‌ی تا دندان مسلح
‫احاطه شده توسط کوسه‌ها

86
00:04:46,995 --> 00:04:48,795
‫به این فکر کردی که میلت به جامعه‌گریزی

87
00:04:48,830 --> 00:04:50,430
‫شاید بخاطر ترست از طرد شدن باشه؟

88
00:04:50,456 --> 00:04:52,834
‫اگر الان منو طرد کنی
‫ اصلا باعث ناراحتیم نمیشه

89
00:04:53,793 --> 00:04:55,420
‫نمی‌تونی به این راحتیا از شرم خلاص شی

90
00:04:57,797 --> 00:05:01,592
‫اینجا رو باش، کل جلسه رو دووم آوردی
‫بدون اینکه سعی کنی فرار کنی

91
00:05:01,676 --> 00:05:03,094
‫بنظر من این یه برده

92
00:05:06,347 --> 00:05:08,808
‫گمونم تصمیم گرفتی توی جریکو بمونی

93
00:05:08,891 --> 00:05:10,518
‫صبر کن ببینم، توام مریض دکتر کینبات هستی؟

94
00:05:10,601 --> 00:05:12,979
‫حتما می‌دونی که از لحاظ قانونی موظفم اینجا باشم

95
00:05:13,521 --> 00:05:16,274
‫منم همینطور. دستور دادگاهه

96
00:05:17,233 --> 00:05:19,861
‫ما رو باش، دو تا نوجوون غیرقابل کنترل

97
00:05:23,531 --> 00:05:26,242
‫میگما، دیشب که موقع
‫برداشت محصول فرار کردی

98
00:05:26,326 --> 00:05:28,578
‫مطمئن نبودم قضیه چیه
‫و بعد شنیدم که...

99
00:05:30,496 --> 00:05:31,414
‫باور نکردنیه

100
00:05:31,497 --> 00:05:34,334
‫از نظر همه، از جمله پدرت
‫من اینا رو از خودم درآوردم

101
00:05:34,417 --> 00:05:35,857
‫می‌دونی، من...

102
00:05:37,712 --> 00:05:39,672
‫وقتشه با سرکشی‌های درونی‌ام روبرو بشم

103
00:05:40,381 --> 00:05:41,632
‫می‌دونی، محض اطلاعت

104
00:05:43,134 --> 00:05:44,052
‫من حرفتو باور میکنم

105
00:05:52,935 --> 00:05:56,105
‫خانم‌ها، آخه این چیه
‫باید روی اون دندون‌ها کار کنیم

106
00:05:56,189 --> 00:05:58,024
‫خشمشو بیشتر نشون بدین

107
00:05:58,107 --> 00:06:00,193
‫این بچه‌‌گربه به هیچکس رحم نمی‌کنه

108
00:06:00,276 --> 00:06:04,989
‫اگر بیانکا بارکلی امسال هم برنده بشه
‫واقعا چشمای خودمو از کاسه درمیارم!

109
00:06:05,073 --> 00:06:06,282
‫حاضرم برای دیدنش پول بدم

110
00:06:08,159 --> 00:06:09,494
‫حال و احوالت چطوره، هم‌اتاقی؟

111
00:06:10,370 --> 00:06:12,288
‫خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتی بمونی

112
00:06:12,372 --> 00:06:14,290
‫فکر کردم دلت می‌‌خواست
‫بازم توی اتاق تنها باشی

113
00:06:14,374 --> 00:06:18,127
‫راستشو بخوای، از تنها زندگی کردن خوشم نمیاد
‫و تینگ ماساژ گردن خیلی خفنی میده

114
00:06:18,211 --> 00:06:19,379
‫برام برد برده

115
00:06:20,338 --> 00:06:22,715
‫خب... چی شد نظرت عوض شد؟

116
00:06:22,799 --> 00:06:26,052
‫حاضر نیستم در بازی فاسد دیگری
‫نقش یه سرباز پیاده رو بازی کنم

117
00:06:27,178 --> 00:06:29,722
‫- منظورت روان‌ـه؟
‫- من قتلشو به چشم دیدم، اینید

118
00:06:29,806 --> 00:06:32,934
‫ولی آخه، هممون امروز صبح دیدیمش

119
00:06:33,017 --> 00:06:35,520
‫که، چندان، مرده نبود

120
00:06:35,603 --> 00:06:36,521
‫می‌دونم

121
00:06:36,604 --> 00:06:39,357
‫که باعث میشه فکر کنم
‫دارم عقلمو از دست میدم

122
00:06:41,150 --> 00:06:43,444
‫اونقدرام که فکر می‌کردم لذت‌بخش نیست

123
00:06:44,862 --> 00:06:47,865
‫تو ملکه‌ی غیبت‌ نورمور هستی
‫داستان روان چیه؟

124
00:06:47,949 --> 00:06:50,076
‫جز اینکه آدم عجیب و تنهاطلبیه...

125
00:06:50,576 --> 00:06:51,994
‫- بهت برنخوره‌ها
‫- به هیچ عنوان

126
00:06:52,078 --> 00:06:53,663
‫اگزیویر ثورپ هم‌اتاقیشه

127
00:06:53,746 --> 00:06:56,749
‫اگر یه موبایل داشتی
‫می‌تونستی بهش پیام بدی و از اون بپرسی

128
00:06:57,583 --> 00:06:59,585
‫یوکو، این چیه! سبیل‌هاشو درست بکش

129
00:06:59,669 --> 00:07:02,088
‫همه باید توی مسابقات پو سنگ تموم بذارن

130
00:07:02,171 --> 00:07:03,756
‫مسابقات پو چیه؟

131
00:07:03,840 --> 00:07:05,633
‫فعلا که تمام دلیل زنده بودنمه

132
00:07:06,217 --> 00:07:09,345
‫بخشی قایق‌سواری
‫بخشی پیاده دویدن، بدون هیچ قانونی

133
00:07:10,221 --> 00:07:13,433
‫هر خوابگاه باید از یک داستان کوتاه
‫ ادگار الن پو الهام بگیره

134
00:07:14,183 --> 00:07:15,268
‫می‌تونی قلم‌مو برداری بیای کمک

135
00:07:15,351 --> 00:07:19,063
‫خانم ثورن‌هیل تازه پیتزا سفارش داده
‫می‌خوای یکبار اجتماعی بودن رو امتحانی کنی؟

136
00:07:20,189 --> 00:07:21,441
‫از چاقو زدن خودشم میاد
‫(بازی با کلمات)

137
00:07:22,525 --> 00:07:24,402
‫ولی اون بخش اجتماعی‌اش رو، نه چندان

138
00:07:24,485 --> 00:07:26,237
‫بعلاوه، مزاحم وقت نوشتنم میشه

139
00:07:26,821 --> 00:07:27,947
‫مشکلی نیست

140
00:07:28,030 --> 00:07:31,367
‫همین که روز مسابقه
‫از کنار دریاچه تشویقمون کنی کافیه

141
00:07:34,287 --> 00:07:37,331
‫یا می‌تونی همینطوری خیره بشی
‫هرجور راحتی

142
00:07:39,625 --> 00:07:42,462
‫همیشه از این اصطلاح متنفر بودم
‫"راجع به چیزی که می‌دونی بنویس"

143
00:07:47,300 --> 00:07:49,552
‫یه بهونه برای کساییه که تخیلاتشون کار نمیکنه

144
00:07:52,221 --> 00:07:54,599
‫ولی وقتیکه زندگی‌ات
‫تبدیل به یه معمای پیچیده میشه

145
00:07:57,351 --> 00:07:59,437
‫شاید وقتش باشه که به این توصیه گوش کنم

146
00:08:09,739 --> 00:08:11,741
‫باید با روان صحبت کنم
‫نمی‌تونم پیداش کنم

147
00:08:11,824 --> 00:08:14,035
‫متاسفانه امکانش نیست، اخراج شده

148
00:08:14,619 --> 00:08:15,745
‫برای چی؟

149
00:08:15,828 --> 00:08:18,498
‫تو نگرانش نباش
‫امروز بعدالظهر با اولین قطار میره

150
00:08:18,581 --> 00:08:20,958
‫اصلا توی جنگل همراه اون چیکار می‌کردی؟

151
00:08:21,042 --> 00:08:22,460
‫بهت که گفتم

152
00:08:22,543 --> 00:08:24,629
‫یه صدایی شنیدم
‫و رفتم ببینم صدای چیه

153
00:08:25,880 --> 00:08:29,300
‫شاید این بهونه کلانتر رو راضی کرده باشه
‫ولی نمی‌تونی منو گول بزنی

154
00:08:30,718 --> 00:08:32,803
‫یه الهام ذهنی داشتی، مگه نه؟

155
00:08:34,680 --> 00:08:37,350
‫وقتیکه داشتیم از کنار اون تصادف می‌گذشتیم
‫ و می‌دونستی که اون کشاورز بیچاره

156
00:08:37,433 --> 00:08:39,977
‫ گردنش شکسته، فهمیدم
‫که احتمالا این الهام‌ها رو تجربه می‌کنی

157
00:08:42,313 --> 00:08:44,815
‫مادرت وقتی همسن تو بود
‫ این الهام‌هاش شروع شد

158
00:08:46,400 --> 00:08:49,904
‫الهام‌هاش بطرز واضحی نامطمئن و خطرناک بودن

159
00:08:50,821 --> 00:08:52,323
‫یادمه که اوایل

160
00:08:53,491 --> 00:08:55,785
‫فکر می‌کرد شاید داره عقلشو از دست میده

161
00:08:57,328 --> 00:08:58,996
‫با مادرت در مورد الهام‌هات صحبت کردی؟

162
00:09:03,167 --> 00:09:06,087
‫واضحه کسی که اطلاعاتشو به بقیه نمیگه تویی

163
00:09:07,296 --> 00:09:08,130
‫اجازه هست برم؟

164
00:09:08,214 --> 00:09:10,967
‫تا فعالیت فرابرنامه‌ات رو
‫ انتخاب نکردی نمی‌تونی بری

165
00:09:11,467 --> 00:09:13,803
‫می‌خوایم دانش‌آموزهامون
‫ در همه زمینه‌ها پیشرفت کنن

166
00:09:13,886 --> 00:09:15,805
‫ترجیح میدم در زمینه‌ی خودم پیشرفت کنم

167
00:09:16,389 --> 00:09:20,351
‫به خودم این اجازه رو دادم که یه لیست
‫از گروه‌هایی که جای خالی دارن تهیه کنم

168
00:09:20,935 --> 00:09:21,935
‫لطف کردین

169
00:09:21,978 --> 00:09:24,272
‫باید تا آخر امروز یکی رو انتخاب کنی

170
00:09:25,439 --> 00:09:27,275
‫حواسم بهت هست

171
00:09:28,526 --> 00:09:31,279
‫شک ندارم چیزی پیدا می‌‌کنی
‫که علایقت رو لمس کنه

172
00:09:31,362 --> 00:09:33,823
‫آخرین کسی که منو لمس کرد
‫انگشتشو از دست داد

173
00:09:38,202 --> 00:09:40,871
‫مشخصه که ویمز سعی داره
‫منو زیر نظر داشته باشه

174
00:09:40,955 --> 00:09:42,373
‫حواست به روان باشه

175
00:09:42,456 --> 00:09:44,584
‫نذار از جلوی انگشتات دور شه

176
00:09:55,928 --> 00:09:57,471
‫ویمز گفت قراره یه سر بیای

177
00:09:57,555 --> 00:10:00,975
‫ولی راستشو بخوای
‫بعد از اون رفتارت توی برداشت محصول

178
00:10:01,058 --> 00:10:02,518
‫شاید گروه تئاتر بیشتر به کارت بیاد

179
00:10:02,602 --> 00:10:05,438
‫بعد از اینکه بیهوش شدم به کی گفتی؟ کلانتر؟

180
00:10:06,105 --> 00:10:08,190
‫فکر می‌کنی به پلیسای عادی اعتماد می‌کنم؟

181
00:10:08,274 --> 00:10:10,114
‫مستقیم رفتم پیش ویمز
‫گذاشتم خودش قضیه رو حل کنه

182
00:10:10,651 --> 00:10:13,195
‫خب، بیاین این مصاحبه رو زودتر تموم کنیم

183
00:10:13,279 --> 00:10:17,408
‫صدات چیه؟ آلتویی، سوپرانویی یا فقط دیوونه‌ای؟

184
00:10:23,539 --> 00:10:24,373
‫ها؟

185
00:10:28,711 --> 00:10:29,545
‫این دیگه چی بود؟

186
00:10:29,629 --> 00:10:31,714
‫یه نت که فقط سگ‌ها می‌تونن بشنون

187
00:10:43,851 --> 00:10:46,395
‫<i>♪ این یه آهنگ کوچیکیه که نوشتم ♪</i>

188
00:10:46,479 --> 00:10:49,398
‫<i>♪ شاید دلت بخواد نت به نت بخونیش ♪</i>

189
00:10:49,482 --> 00:10:52,568
‫<i>♪ نگران نباش ♪</i>

190
00:10:52,652 --> 00:10:54,737
‫<i>♪ شاد باش ♪</i>

191
00:10:56,947 --> 00:11:00,910
‫عجب، واقعا اومدی
‫تابحال با تیروکمان تیراندازی کردی؟

192
00:11:00,993 --> 00:11:02,536
‫فقط به سمت اهداف زنده

193
00:11:04,038 --> 00:11:05,038
‫خیلی‌خب

194
00:11:07,500 --> 00:11:08,626
‫پاهاتو از هم باز می‌کنی

195
00:11:08,709 --> 00:11:10,461
‫تیر رو اینجوری در کمان میذاری
‫رنگ زرد به سمت بیرون

196
00:11:11,420 --> 00:11:12,421
‫سه انگشت

197
00:11:13,964 --> 00:11:15,549
‫می‌کشی عقب و...

198
00:11:17,176 --> 00:11:18,427
‫رهاش می‌کنی

199
00:11:19,095 --> 00:11:20,096
‫سوالی نداری؟

200
00:11:20,805 --> 00:11:23,057
‫آخرین باری که هم‌اتاقی‌ات
‫روان رو دیدی کی بود؟

201
00:11:23,140 --> 00:11:25,142
‫منظورت همونیه که توسط یه هیولا کشته شد؟

202
00:11:26,727 --> 00:11:28,813
‫توی مراسم برداشت محصول
‫از اون زمان باهاش صحبت نکردم

203
00:11:29,397 --> 00:11:31,857
‫ولی امروز صبح
وسایلش توی اتاق کامل جمع شده بود

204
00:11:31,941 --> 00:11:33,261
‫روان همیشه یکم عجیب بود

205
00:11:33,317 --> 00:11:36,278
‫ولی این دو هفته اخیر
‫رفتارش عجیب‌تر از همیشه بود

206
00:11:37,154 --> 00:11:39,907
‫می‌دونی، توانایی حرکت اجسام
‫می‌تونه روی ذهنت تاثیر بذاره، می‌دونی...

207
00:11:39,990 --> 00:11:41,534
‫کم‌کم داشت منو می‌ترسوند

208
00:11:43,119 --> 00:11:44,662
‫قضیه‌ی تو و تایلر چیه؟

209
00:11:46,580 --> 00:11:49,625
‫ببخشید، فقط تو اجازه داشتی
‫سوالات نامربوط به کمانداری بپرسی؟

210
00:11:49,709 --> 00:11:53,295
‫قضیه‌ای نیست. داشت بهم لطف می‌کرد
‫ و منو با ماشین میبرد خارج شهر

211
00:11:53,379 --> 00:11:55,548
‫آره، نظر منو بخوای
‫میگم نزدیکش نشو

212
00:11:55,631 --> 00:11:56,924
‫چرا؟ چون آدم عادیه؟

213
00:11:57,007 --> 00:11:58,759
‫چون تایلر و دوستاش یه مشت عوضین

214
00:11:59,427 --> 00:12:02,471
‫تحمل این واقعیت رو ندارن که این مدرسه
‫ تنها چیز مهم شهر عقب‌افتادشونه

215
00:12:02,555 --> 00:12:04,974
‫کسی اینو میگه که توی ناز و نعمت بزرگ شده

216
00:12:05,057 --> 00:12:06,434
‫می‌دونی، اول یه سوزن به خودت بزن...

217
00:12:06,517 --> 00:12:07,977
بعد ده تا جوالدوز به بقیه

218
00:12:09,812 --> 00:12:12,106
‫حداقل یه مرفه بی‌درد افاده‌ای نیستم

219
00:12:16,902 --> 00:12:17,902
‫دردم گرفت

220
00:12:35,755 --> 00:12:38,549
‫به هنر باستانی زنبورداری علاقه‌ داری؟

221
00:12:39,800 --> 00:12:41,594
‫یوجین هستم. یوجین آتینجر

222
00:12:41,677 --> 00:12:44,013
‫موسس و رئیس انجمن نورمور هامرز

223
00:12:44,096 --> 00:12:45,890
‫ونزدی، ونزدی آدامز

224
00:12:47,057 --> 00:12:48,809
‫دیر اومدم یا فقط خودتی؟

225
00:12:50,853 --> 00:12:53,105
‫زندگی کندویی مناسب هرکسی نیست

226
00:12:53,189 --> 00:12:55,316
‫بیشتر بچه‌ها از حشرات زهردار میترسن

227
00:12:57,026 --> 00:12:58,944
‫مایل هستی نیش رو تجربه کنی؟

228
00:13:04,283 --> 00:13:08,662
‫زنبورها 150 میلیون ساله
‫که به همین شکل عسل تولید می‌کنن

229
00:13:08,746 --> 00:13:10,831
‫اونا بی‌نقص‌ترین جامعه‌ی طبیعت هستن

230
00:13:10,915 --> 00:13:13,876
‫همه با هم همکاری می‌کنن
‫تا به یک هدف مشترک برسن

231
00:13:14,502 --> 00:13:18,964
‫یه نکته‌ی جالب، یکی از معدود اکوسیستم‌هاییه
‫ که ماده‌ها اکثریتش رو تشکیل میدن

232
00:13:19,048 --> 00:13:22,885
‫از ملکه بگیر تا کارگرهاش
‫توی کندو خبری از مردسالاری نیست

233
00:13:29,725 --> 00:13:32,102
‫روان! باید باهات صحبت کنم

234
00:13:32,186 --> 00:13:35,606
‫ونزدی، اجازه ندارم با کسی صحبت کنم

235
00:13:35,689 --> 00:13:37,858
‫اون شب که سعی کردی منو بکشی
‫ خیلی حرفا برای گفتن داشتی

236
00:13:38,859 --> 00:13:41,445
‫گفتی برام مقدر شده
‫ که مدرسه رو نابود کنم، یادته؟

237
00:13:42,571 --> 00:13:44,031
‫اون نقاشی رو از کجا آوردی؟

238
00:13:44,114 --> 00:13:46,283
‫رفتم تو جنگل که ذهنمو آروم کنم

239
00:13:46,826 --> 00:13:48,661
‫بعد تو اومدی سراغ من

240
00:13:49,328 --> 00:13:50,328
‫ونزدی

241
00:13:51,539 --> 00:13:52,873
‫تو نباید اینجا باشی

242
00:13:52,957 --> 00:13:55,376
‫آره، برو پی کارت و دست از سر من بردار

243
00:15:49,865 --> 00:15:51,745
‫بازم تمام مواد لازم رو بهت میدم...

244
00:15:51,825 --> 00:15:54,370
‫چطوری توی یه دستشویی بدون پنجره گمش کردی؟

245
00:15:55,996 --> 00:15:57,748
‫یه دست چپ اینجوری منو ناامید نمی‌کرد

246
00:16:00,000 --> 00:16:01,000
‫غم‌باد نگیر

247
00:16:01,418 --> 00:16:03,837
‫حالا که تو تنها سرنخمون رو گم کردی

248
00:16:03,921 --> 00:16:05,673
‫باید خودم مدارک جدید پیدا کنم

249
00:16:05,756 --> 00:16:07,841
‫می‌بینم که بالاخره یه دوست پیدا کردی

250
00:16:07,925 --> 00:16:09,718
‫حتی اگر یه گیاه باشه

251
00:16:09,802 --> 00:16:11,553
‫کیفیت دوستام از تعدادشون برام مهم‌تره

252
00:16:21,730 --> 00:16:23,440
‫یه جای خالی کنارم هست

253
00:16:24,775 --> 00:16:27,486
‫اگر مشکلی نداشته باشی که اینقدر
‫نزدیک به یه مرفه بی‌درد افاده‌ای بشینی

254
00:16:47,214 --> 00:16:50,467
‫شک دارم ونزدی تحت‌تاثیر
‫حقه‌هات قرار بگیره، آقای ثورپ

255
00:16:51,051 --> 00:16:52,720
‫اعتراف کن، یخورده تحت‌تاثیر قرار گرفتی

256
00:16:59,685 --> 00:17:03,772
‫ونزدی، خوشحالیم که بهمون ملحق شدی

257
00:17:03,856 --> 00:17:07,192
‫تا به دنیای گیاه‌های گوشت‌خوار سفر کنیم

258
00:17:07,276 --> 00:17:08,276
‫خب...

259
00:17:09,028 --> 00:17:11,447
‫کی می‌تونه اسم این گیاه خوشگل رو بهمون بگه؟

260
00:17:12,489 --> 00:17:14,241
‫دندروفایلاکس لیندنی

261
00:17:15,701 --> 00:17:18,078
‫که به اسم ارکیده‌ی شبح هم شناخته میشه

262
00:17:18,162 --> 00:17:20,914
‫اولین بار در سال 1854 در
‫جزیره‌ی وایت کشف شد

263
00:17:22,458 --> 00:17:24,043
‫صدآفرین، ونزدی

264
00:17:24,710 --> 00:17:27,212
‫ظاهرا برای نفر اول رقیب پیدا کردی، بیانکا

265
00:17:27,296 --> 00:17:29,048
‫اوه!

266
00:17:29,131 --> 00:17:33,510
‫ونزدی، شاید بتونی بهترین
‫خصلت‌های ارکیده‌ی شبح رو بهمون بگی

267
00:17:33,594 --> 00:17:35,387
‫مقاومت و وفق‌پذیری

268
00:17:36,221 --> 00:17:39,141
‫می‌تونه در نامساعدترین محیط ها هم رشد کنه

269
00:17:39,224 --> 00:17:41,727
‫ولی وجودش به تنهایی
‫می‌تونه اکوسیستم رو عوض کنه

270
00:17:41,810 --> 00:17:43,979
‫و باعث میشه گیاه‌های اون منطقه
‫حضورش رو تحمل نکنن

271
00:17:44,063 --> 00:17:47,357
‫معمولا بخاطر اینکه گیاه‌های محلی
‫اجازه داشتن بدون رقیب رشد کنن

272
00:17:47,941 --> 00:17:49,693
‫مشکلی نیست که
‫ یه ماشین‌چمن‌زنی نتونه حلش کنه

273
00:17:50,569 --> 00:17:53,530
‫- می‌تونی سعی خودتو بکنی
‫- هنوزم داریم در مورد گیاه‌ها صحبت می‌کنیم؟

274
00:17:54,573 --> 00:17:58,202
‫ممنونم، خانم‌ها
‫بابت این اطلاعات مفیدتون

275
00:17:58,285 --> 00:18:01,872
‫مشخصه که گیاه‌ها
‫تنها گوشت‌خوارهای توی این کلاس نیستن

276
00:18:05,250 --> 00:18:06,251
‫آفرین پسر خوب

277
00:18:06,919 --> 00:18:09,046
‫مراقب باسنت باش
‫مراقب باسنت باش

278
00:18:09,129 --> 00:18:11,173
‫- سلام، با الویس کجا میری؟
‫- دارم میرم...

279
00:18:13,217 --> 00:18:14,927
‫یه سرنخ توی یه پرونده رو دنبال کنم

280
00:18:16,011 --> 00:18:18,680
‫هنوزم باور داری یه موجود
‫توی جنگل هست، مگه نه؟

281
00:18:19,181 --> 00:18:22,851
‫صحبت تو و سانتیاگو رو شنیدم
‫فکر می‌کنی یکی از بچه‌های نورموره؟

282
00:18:23,519 --> 00:18:24,895
‫روان‌شناست رو دیدم

283
00:18:24,978 --> 00:18:28,482
‫در مورد روند پیشرفتت هیچ حرفی نمیزد

284
00:18:28,565 --> 00:18:30,901
‫بهش میگن محرمانه بودن رابطه‌ی دکتر و بیمار

285
00:18:30,984 --> 00:18:32,820
‫رابطه‌ی پدر و پسری چطور؟

286
00:18:32,903 --> 00:18:34,404
‫شما دو تا در مورد چی با هم حرف میزنین؟

287
00:18:36,240 --> 00:18:40,119
‫بازی‌های کامپیوتری، درگیری‌های اینترنتی
‫تفاوت شیر جو و شیر سویا، صحبت‌ها بی‌نظیرن

288
00:18:40,202 --> 00:18:43,247
‫- من پولشو میدم، پس حق دارم بپرسم
‫- در مورد مامان حرف میزنیم

289
00:18:45,958 --> 00:18:47,000
‫مامان رو یادته؟

290
00:18:49,545 --> 00:18:52,214
‫به نفعته پشت سر بابات غیبت نکنی

291
00:18:52,297 --> 00:18:54,675
‫من دیرموقع برمی‌گردم
‫خودت شام رو یه کاریش بکن

292
00:18:54,758 --> 00:18:55,634
‫اوه، چه حیف

293
00:18:55,717 --> 00:18:59,388
‫گفتم شاید بتونیم کباب بذاریم
‫روی آتیش و مسابقه رو نگاه کنیم

294
00:19:00,848 --> 00:19:03,350
‫عاشق این خاطرات لذت‌بخش و پرمحبتیم
‫ که داریم با هم میسازیم، پدرجان

295
00:19:12,151 --> 00:19:13,569
‫باید برگردم برم تو جنگل

296
00:19:13,652 --> 00:19:16,989
‫ولی ویمز مثل کرکسی که
‫ دور جنازه می‌چرخه، منو زیر نظر داره

297
00:19:17,072 --> 00:19:18,072
‫و می‌خوای کمکت کنم

298
00:19:18,115 --> 00:19:20,951
‫که به صحنه‌ی جرمی برگردی
‫که اصلا اتفاق نیافتاده؟

299
00:19:21,034 --> 00:19:22,786
‫این بعدالظهر باید برم انجمن زنبوردارها

300
00:19:22,870 --> 00:19:24,413
‫ازت می‌خوام جای من بری

301
00:19:24,496 --> 00:19:26,290
‫شرمنده، این میشه دو مشکل

302
00:19:26,790 --> 00:19:28,834
‫هم سرم شلوغه هم از زنبور وحشت دارم

303
00:19:29,668 --> 00:19:32,796
‫چرا از تینگ نمی‌خوای؟
‫عه، نمی‌تونی، چون از دستت عصبانیه

304
00:19:32,880 --> 00:19:35,090
‫اون چرا عصبانیه؟ خودش قضیه‌ی روان رو گند زد

305
00:19:35,174 --> 00:19:39,303
‫فقط می‌دونم که یه ساعتی ناخونای همو
‫مانیکور کردیم، و حسابی باهام دردودل کرد

306
00:19:39,803 --> 00:19:42,055
‫حس می‌کنه به عنوان
‫یه شخص بهش احترام نمی‌ذاری

307
00:19:42,139 --> 00:19:43,765
‫خب، اصولا شخص نیست، دسته

308
00:19:43,849 --> 00:19:46,059
‫ونزدی! اون عضو خانوادته!

309
00:19:46,935 --> 00:19:49,104
‫و حاضره هرکاری برات بکنه

310
00:19:49,188 --> 00:19:51,523
‫برو ازش عذرخواهی کن
‫و شاید بعدش بهت کمک کردم

311
00:20:11,585 --> 00:20:14,796
‫سرت داد زدم
‫دفعه‌ی بعد مراقب لحن حرف زدنم هستم

312
00:20:15,380 --> 00:20:17,883
‫حالا بجنب، قبل از اینکه
‫تمام سرنخ‌هامون از دست بره

313
00:20:24,640 --> 00:20:27,267
‫چی می‌خوای؟ کرم دست؟ سوهان ناخن؟

314
00:20:27,351 --> 00:20:28,894
‫قیچی ناخن جدید؟

315
00:20:29,603 --> 00:20:30,646
‫هرچی بخوای حله

316
00:20:45,661 --> 00:20:48,914
‫می‌دونم لجباز، یکدنده‌ و وسواسی هستم

317
00:20:48,997 --> 00:20:51,041
‫و این‌ها همه خصلت‌های یه نویسنده‌ی عالیه

318
00:20:53,335 --> 00:20:54,962
‫آره، خصلت قاتل‌های زنجیره‌ای هم هست

319
00:20:55,545 --> 00:20:56,672
‫خب که چی؟

320
00:20:58,799 --> 00:21:00,425
‫هیچی نیست که بخوام بگم

321
00:21:00,509 --> 00:21:03,095
‫و حاضر نیستم تسلیم باج‌گیری احساسی تو بشم

322
00:21:08,767 --> 00:21:09,767
‫باشه

323
00:21:16,483 --> 00:21:19,319
‫وقتی روان اینو نشونم داد
‫بزرگ‌ترین ترسم رو تایید کرد

324
00:21:22,447 --> 00:21:25,033
‫که قراره مسئول یه اتفاق وحشتناک باشم

325
00:21:25,117 --> 00:21:26,952
‫و نه از اون وحشتناکای خوب، مثل ایوان مخوف

326
00:21:27,035 --> 00:21:28,035
‫از اون وحشتناکای بد

327
00:21:28,954 --> 00:21:30,622
‫و نمی‌تونم اجازه بدم این اتفاق بیافته

328
00:21:31,581 --> 00:21:33,417
‫برای همین باید حقیقت رو بفهمم

329
00:21:38,130 --> 00:21:40,507
‫حتی یک کلمه‌ی اینا رو
‫به کسی بگی، دخلتو میارم

330
00:21:48,932 --> 00:21:50,612
‫اگر ویمز اومد سرک بکشه

331
00:21:50,684 --> 00:21:53,520
‫نزدیکش نشو، عبوس باش
‫و یک کلمه هم حرف نزن

332
00:21:53,603 --> 00:21:56,982
‫- اینکارتو بدجوری تلافی میکنم
‫- همین انتظار رو هم ازت دارم

333
00:21:58,984 --> 00:22:01,278
‫حرفی بزنی مثل یه کندوی عسل لهت میکنم

334
00:22:01,778 --> 00:22:03,280
‫خبرچینا حقشونه نیش بخورن

335
00:22:03,363 --> 00:22:04,531
‫این قانون کندوییه

336
00:22:04,614 --> 00:22:07,034
‫بعلاوه، باید ازت تشکر کنم

337
00:22:07,117 --> 00:22:09,953
‫تابحال این همه دختر توی کلبه نداشتم

338
00:22:10,454 --> 00:22:11,455
‫البته بجز زنبورهای ماده

339
00:22:11,955 --> 00:22:12,955
‫باعث تعجبه

340
00:22:14,458 --> 00:22:16,752
‫همیشه تو نخ دخترای گرگ‌نما بودم

341
00:22:17,252 --> 00:22:20,005
‫شانس اینکه اینید هرگز
‫از لحاظ احساسی بهت علاقه‌مند بشه

342
00:22:20,088 --> 00:22:21,381
‫کمتر از 1 درصده

343
00:22:21,465 --> 00:22:22,966
‫پس یعنی یه شانسی دارم؟

344
00:22:23,050 --> 00:22:24,050
‫ایول!

345
00:22:30,974 --> 00:22:36,021
‫در دوران باستان، از عسل برای درمان زخم‌ها
‫و مراسم‌های دفن قربانی استفاده میشدن

346
00:22:36,104 --> 00:22:38,440
‫گفته میشه کلئوپاترا در عسل حمام می‌کرده

347
00:22:38,523 --> 00:22:40,192
‫که باعث میشده پوستش به روشنی بدرخشه

348
00:22:40,859 --> 00:22:42,527
‫تابحال در عسل حمام کردی؟

349
00:22:43,153 --> 00:22:44,363
‫فقط دلم نمی‌خواد نیش بخورم

350
00:22:45,322 --> 00:22:47,449
‫راهش اینه که آروم بمونی

351
00:22:47,532 --> 00:22:50,577
‫زنبورها ترس رو حس می‌کنن
‫ولی لازم نیست نگران باشی

352
00:22:50,660 --> 00:22:54,581
‫چون یه دودساز بزرگ دارم
‫و بلدم مثل حرفه‌ای‌ها ازش استفاده کنم

353
00:22:55,207 --> 00:22:56,375
‫دوست داری ببینیش؟

354
00:23:18,939 --> 00:23:22,067
‫شرمنده، نمی‌خواستم الویس بوت رو حس کنه

355
00:23:22,150 --> 00:23:24,361
‫ممنون. چطوری بو رو مخفی کردی؟

356
00:23:27,072 --> 00:23:28,907
‫تفاله‌ی قهوه

357
00:23:30,283 --> 00:23:31,743
‫یکی از قلق‌های شکار گوزنه

358
00:23:31,827 --> 00:23:33,912
‫یکی از مزیت‌های کار کردن
‫ نیمه‌وقت توی قهوه‌فروشیه

359
00:23:33,995 --> 00:23:36,832
‫گمونم پدرت یه سگ ردیاب رو نیاورده
‫ که باهاش گرگم‌به‌هوا بازی کنه

360
00:23:36,915 --> 00:23:38,041
به من که هیچی نمیگه

361
00:23:39,000 --> 00:23:41,002
‫حتما فکر می‌کنی عجیبه که دارم تعقیبش می‌کنم

362
00:23:41,086 --> 00:23:44,297
‫نه، من همیشه والدینم رو تعقیب می‌کنم

363
00:23:46,174 --> 00:23:49,386
‫هی، صبر کن. اون شب
‫ توی مراسم واقعا چه اتفاقی افتاد؟

364
00:23:50,470 --> 00:23:52,806
‫ببین، قسم می‌خورم
‫که به پدرم چیزی نگم

365
00:23:55,600 --> 00:23:57,018
‫فکر می‌کردم روان در خطره

366
00:23:57,686 --> 00:23:59,062
‫کاشف به عمل اومد اشتباه می‌کردم

367
00:23:59,146 --> 00:24:02,441
‫بعد سعی کرد با استفاده از
‫قدرت کنترل از راه دورش منو خفه کنه

368
00:24:03,024 --> 00:24:05,569
‫یا خدا. چرا باید همچین کاری بکنه؟

369
00:24:05,652 --> 00:24:09,948
‫نمی‌دونم. همون موقع یه هیولا
‫از سایه‌ها بیرون اومد و شکمشو پاره کرد

370
00:24:10,657 --> 00:24:12,492
‫واو. واو

371
00:24:12,576 --> 00:24:14,035
‫پس واقعا دیدیش؟

372
00:24:15,454 --> 00:24:17,873
‫و سعی نکرد تو رو بکشه؟

373
00:24:17,956 --> 00:24:21,501
‫راستش منو از دست روان نجات داد
‫دارم سعی می‌کنم دلیل همینو بفهمم

374
00:24:22,002 --> 00:24:24,463
‫اومدم اینجا یه مدرک پیدا کنم
‫که ثابت کنه اون به قتل رسیده

375
00:24:24,546 --> 00:24:26,006
‫و من عقلمو از دست ندادم

376
00:24:26,089 --> 00:24:27,090
‫البته هنوز

377
00:24:35,515 --> 00:24:36,725
‫اون عینک روان‌ـه

378
00:24:37,309 --> 00:24:38,727
‫می‌دونستم یکی داره روش سرپوش میذاره

379
00:24:40,562 --> 00:24:41,747
‫منظورت چیه؟

380
00:24:41,771 --> 00:24:44,024
‫- خیلی از...
‫- میزم نو بود، پسره‌ی روانی

381
00:24:45,066 --> 00:24:47,027
‫- حالا که حرف میز شد...
‫- مردم ازت وحشت دارن

382
00:24:48,862 --> 00:24:50,489
‫- می‌دونی چیه...
‫- باورم نمیشه

383
00:24:50,572 --> 00:24:51,573
‫آره

384
00:24:51,656 --> 00:24:52,741
‫حقیقتا دیوونه‌ای!

385
00:24:58,413 --> 00:24:59,413
‫حالت خوبه؟

386
00:25:05,754 --> 00:25:08,089
‫مدام اون کتاب بنفش رو می‌بینم

387
00:25:10,217 --> 00:25:11,468
‫جلدش تیره‌تر بود

388
00:25:11,551 --> 00:25:14,095
‫مثل رنگ کبودی یک روزه. بازم بگرد

389
00:25:20,310 --> 00:25:25,232
‫کم پیش میاد ببینم دانش‌آموزها
‫اینجا واقعا دنبال کتاب میگردن

390
00:25:25,899 --> 00:25:27,567
‫اکثرا میان اینجا همو ببوسن

391
00:25:27,651 --> 00:25:29,903
‫دو تا خون‌آشام دیدم
‫که داشتن نیش‌بازی می‌کردن

392
00:25:31,154 --> 00:25:32,447
‫تصویرش از ذهنم نمیره

393
00:25:33,198 --> 00:25:35,033
‫چیزی هست که تو پیدا کردنش کمکت کنم؟

394
00:25:38,078 --> 00:25:39,412
‫تابحال اینو دیدین؟

395
00:25:39,913 --> 00:25:42,207
‫یه نقش از یه کتابیه که دارم دنبالش می‌گردم

396
00:25:42,791 --> 00:25:46,336
‫بنظرم نشان یه انجمن دانش‌آموزی قدیمیه

397
00:25:47,671 --> 00:25:48,672
‫نایت‌شیدز

398
00:25:48,755 --> 00:25:50,215
‫مثل اون گیاه مرگبار

399
00:25:52,008 --> 00:25:52,884
‫کنجکاو شدم

400
00:25:52,968 --> 00:25:55,387
‫شنیدم که سال‌ها پیش منحل شده

401
00:25:55,887 --> 00:25:56,972
‫اطلاعی نداری چرا؟

402
00:25:57,806 --> 00:25:58,806
‫متاسفم

403
00:26:04,062 --> 00:26:06,565
‫بابت جواب‌های امروزت
‫توی کلاس تحت‌تاثیر قرار گرفتم

404
00:26:06,648 --> 00:26:09,192
‫مادرم بشدت دوستار گیاه‌های گوشت‌خواره

405
00:26:09,276 --> 00:26:11,236
‫بنظرم اینو از اون به ارث بردم

406
00:26:12,320 --> 00:26:13,989
‫تو و مادرت به هم نزدیکین؟

407
00:26:15,323 --> 00:26:18,410
‫مثل دو تا زندانی محکوم به حبس ابد
‫ که هر دو در یک بخش زندانی‌ان

408
00:26:18,493 --> 00:26:22,747
‫می‌دونم که آسون نیست
‫که وسط ترم اومدی اینجا

409
00:26:22,831 --> 00:26:26,793
‫من یک سال و نیمه که اینجام
‫و هنوزم احساس غریبی می‌کنم

410
00:26:26,876 --> 00:26:28,962
‫دلیلش اینه که تنها عضو عادی کارکنان مدرسه‌ای؟

411
00:26:30,505 --> 00:26:31,631
‫اینید بهم گفت

412
00:26:33,383 --> 00:26:36,177
‫راستشو بخوای
‫همیشه همه جا احساس غریبی می‌کردم

413
00:26:37,387 --> 00:26:41,182
‫برای آدمای عادی زیادی عجیبم
‫و برای طرد‌شده‌ها زیادی عادی

414
00:26:41,933 --> 00:26:43,560
‫فکر می‌کردم نورمور با بقیه جاها فرق کنه

415
00:26:43,643 --> 00:26:47,606
‫ولی هنوزم تعداد زیادی
‫ از معلم‌ها بهم محل نمی‌ذارن

416
00:26:48,898 --> 00:26:51,484
‫من تظاهر می‌کنم که برام مهم نیست
که بقیه ازم بدشون میاد

417
00:26:53,903 --> 00:26:54,904
‫ولی در اعماق دلم...

418
00:26:57,449 --> 00:26:58,533
مخفیانه ازش لذت میبرم

419
00:27:01,286 --> 00:27:03,747
‫- هیچوقت این خصلتت رو از دست نده، ونزدی
‫- کدوم خصلت؟

420
00:27:04,706 --> 00:27:07,959
‫این توانایی که اجازه نمیدی
‫بقیه شخصیتت رو تعریف کنن

421
00:27:08,918 --> 00:27:09,918
‫یه موهبته

422
00:27:11,254 --> 00:27:12,464
‫همیشه اینطور بنظر نمیاد

423
00:27:14,257 --> 00:27:16,926
‫جالب‌ترین گیاه‌ها در سایه‌ها رشد می‌کنن

424
00:27:20,096 --> 00:27:22,349
‫و هرموقع نیاز داشتی با کسی صحبت کنی

425
00:27:22,432 --> 00:27:24,851
‫درب هنرستان همیشه به روت بازه

426
00:27:50,251 --> 00:27:52,671
‫اون کتاب بنفش باید یه جایی همین جاها باشه

427
00:27:52,754 --> 00:27:53,880
‫شروع کن به گشتن

428
00:28:33,878 --> 00:28:35,547
روان همیشه آدمو شگفت‌زده می‌کنه

429
00:28:48,059 --> 00:28:49,978
‫اجازه نداری اینجا باشی

430
00:28:50,061 --> 00:28:51,646
‫منم از دیدنت خوشحالم

431
00:28:51,730 --> 00:28:54,482
‫چطور از مسئول خوابگاه رد شدی؟
‫از قدرت‌های سایرنت استفاده کردی؟

432
00:28:54,566 --> 00:28:55,692
‫وقتی این گردنمه نمی‌تونم

433
00:28:56,276 --> 00:28:58,778
‫میمیری یکبارم که شده
‫بدترین تصور رو در موردم نکنی؟

434
00:28:58,862 --> 00:29:01,740
‫- چی می‌خوای، بیانکا؟
‫- خواستم ببینم حالت چطوره

435
00:29:02,449 --> 00:29:05,076
‫بابت روان متاسفم
‫می‌دونم با هم صمیمی بودین

436
00:29:05,160 --> 00:29:07,495
‫از کی تابحال روان برات مهم بوده؟

437
00:29:07,579 --> 00:29:10,290
‫تو بودی که می‌ترسیدی
‫ نکنه بلایی سر ونزدی بیاره

438
00:29:10,373 --> 00:29:13,626
‫برای همین نیست که مثل یه توله‌سگ
‫کنجکاو همه جا دنبال ونزدی می‌رفتی؟

439
00:29:13,710 --> 00:29:15,336
‫یا دلیل دیگه‌ای هم داره؟

440
00:29:18,631 --> 00:29:21,050
‫خدایی چی توی این دختر می‌بینی؟

441
00:29:21,134 --> 00:29:24,846
‫یهویی رفتی تو نخ دخترای عبوس
‫با سلیقه‌ی لباس مراسم‌های ختم؟

442
00:29:24,929 --> 00:29:27,599
‫شاید دلیلش اینه که
‫تابحال سعی نکرده بازیم بده

443
00:29:27,682 --> 00:29:30,143
‫من یه اشتباه کردم
‫و هنوزم نمی‌تونی منو ببخشی

444
00:29:30,226 --> 00:29:32,187
‫اون مدام باهات بدرفتاری می‌کنه
‫و انگار ازش سیر نمیشی

445
00:29:32,270 --> 00:29:33,590
‫چرا اینقدر گیر دادی به ونزدی؟

446
00:29:33,646 --> 00:29:36,065
‫چون فکر می‌کنه از همه سرتره

447
00:29:37,484 --> 00:29:40,278
‫بی‌صبرانه منتظرم فردا سالن اوفلیا رو له کنم

448
00:29:40,361 --> 00:29:42,781
‫و ببینم هم‌اتاقی گرگ‌نماش چطور درهم میشکنه

449
00:29:43,865 --> 00:29:45,617
‫ این مرحله‌ی نهایی مسابقات پو به‌یاد‌ماندنی میشه

450
00:29:45,700 --> 00:29:49,078
‫- اصلا نمی‌خوام فکر کنم چه نقشه‌ای داری
‫- نقشه‌ام خیلی وقته شروع شده

451
00:29:49,662 --> 00:29:50,789
‫دوست دارم برنده بشم

452
00:29:51,498 --> 00:29:52,582
‫اینکار اشتباهیه؟

453
00:29:53,917 --> 00:29:55,960
‫بعد میگی چرا باهات بهم زدم

454
00:29:56,878 --> 00:29:58,713
‫قدیما عاشق غریزه‌ی رقابتی‌ام بودی

455
00:30:02,258 --> 00:30:04,969
‫ما به هم میومدیم، اگزیویر

456
00:30:05,553 --> 00:30:06,553
‫میومدیم؟

457
00:30:07,138 --> 00:30:08,973
‫یا تو می‌خواستی من اینطور حس کنم؟

458
00:30:12,560 --> 00:30:16,105
‫باور کن، ونزدی آدامز
‫دختر رویاهات نیست

459
00:30:16,606 --> 00:30:18,691
‫مایه‌ی کابوست میشه

460
00:30:29,452 --> 00:30:30,870
‫کجا بودی؟

461
00:30:30,954 --> 00:30:33,039
‫عملا دارم سکته میکنم

462
00:30:33,122 --> 00:30:34,958
‫- یوکو توی بهداریه
‫- چی شده؟

463
00:30:35,041 --> 00:30:37,043
‫اتفاقی سر شام نون سیر بود

464
00:30:37,126 --> 00:30:39,963
‫یه واکنش حساسیت شدید پیدا کرد
‫که یعنی نمی‌تونه تو مسابقات پو شرکت کنه

465
00:30:40,046 --> 00:30:41,172
‫و منم دیگه دستیار ندارم

466
00:30:41,256 --> 00:30:43,174
‫اتفاقی نبوده. کار بیانکا بوده

467
00:30:43,258 --> 00:30:45,176
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- اینش مهم نیست

468
00:30:45,260 --> 00:30:47,428
‫فردا من و تو شکستش میدیم

469
00:30:48,054 --> 00:30:50,515
‫صبر کن ببینم. قراره عضو گربه‌های سیاه بشی؟

470
00:30:51,766 --> 00:30:53,268
‫حاضری اینکارو بکنی؟

471
00:30:53,768 --> 00:30:54,768
‫بخاطر من؟

472
00:30:56,771 --> 00:30:58,857
‫می‌خوام چنان بیانکا رو تحقیر کنم

473
00:30:58,940 --> 00:31:01,359
‫که طعم تلخ شکست گلوش رو بسوزونه

474
00:31:02,235 --> 00:31:05,405
‫باشه، ولی بیشتر بخاطر
‫ این که ما با هم دوستیم، مگه نه؟

475
00:31:07,740 --> 00:31:09,284
‫بگو ببینم چجوری مدام برنده میشه

476
00:31:09,367 --> 00:31:10,994
‫اصلا مشخص نیست

477
00:31:11,077 --> 00:31:14,581
‫دو سال اخیر، هیچ قایقی نتونسته
‫ بدون غرق شدن، از دریاچه رد بشه و برگرده

478
00:31:14,664 --> 00:31:15,999
‫بنظر میاد یکی داری خرابکاری می‌کنه

479
00:31:16,082 --> 00:31:17,917
‫ مسابقات پو قانونی نداره

480
00:31:18,001 --> 00:31:21,045
‫و اونم یه سایرن‌ـه
‫که یعنی سلطان آب‌هاست

481
00:31:22,797 --> 00:31:25,258
‫پس باید توی زمین خودش شکستش بدیم

482
00:31:37,812 --> 00:31:40,189
‫- همه چی آماده‌ست
‫- خوبه. تینگ در موقعیته

483
00:31:40,273 --> 00:31:43,651
‫- نمی‌خوای بگی تمام شب چیکار می‌کردین؟
‫- و سورپرایز رو خراب کنم؟

484
00:31:43,735 --> 00:31:47,196
‫حالا که حرف از سورپرایز شد
‫لباست توی خیمه‌ست‌

485
00:31:47,697 --> 00:31:48,865
‫لباس؟

486
00:31:49,908 --> 00:31:52,619
‫اوه خدای من، به گربانت برم من

487
00:31:52,702 --> 00:31:54,829
‫فقط یه چیزی، سبیل‌هات کو؟

488
00:31:55,580 --> 00:31:58,124
‫یه بار دیگه بپرسی
‫نه تا جونت میشه هشت تا

489
00:32:21,731 --> 00:32:22,732
‫تمرکز کن

490
00:32:24,943 --> 00:32:26,903
‫اینجارو باش

491
00:32:26,986 --> 00:32:28,404
‫یه مشت گربه‌ی ولگرد

492
00:32:29,280 --> 00:32:32,575
‫محض اطلاعت، من فکر نمی‌کنم که از بقیه سرترم

493
00:32:33,284 --> 00:32:34,827
‫فقط فکر می‌کنم که از تو بهترم

494
00:32:35,411 --> 00:32:39,415
‫می‌خوام از طرف مسابقات
‫ ادگار الن پو به همتون خوش‌آمد بگم

495
00:32:39,499 --> 00:32:42,835
‫این یکی از پرافتخارترین رسوم سالانه‌ی نورموره

496
00:32:42,919 --> 00:32:46,255
‫که سابقه‌ی 125 ساله داره

497
00:32:46,839 --> 00:32:48,925
‫هر تیم باید تا جزیره‌ی ریون پارو بزنن

498
00:32:49,008 --> 00:32:51,219
‫یه پرچم از مقبره‌ی کراک‌استون بردارن

499
00:32:51,302 --> 00:32:53,638
‫و بدون اینکه غرق بشن
‫یا کسی غرقشون کنه برگردن

500
00:32:54,389 --> 00:32:57,016
‫اولین تیمی که با پرچمش از خط پایان عبور کنه

501
00:32:57,100 --> 00:32:59,686
‫جام پیروزی و حق پز دادن
‫ برای یکسال رو برنده میشه

502
00:32:59,769 --> 00:33:02,188
‫بعلاوه‌ی یک سری مزایای خاص

503
00:33:02,271 --> 00:33:04,148
‫مسابقات پو شروع میشه!

504
00:33:05,274 --> 00:33:06,442
‫برو! برو! برو!

505
00:33:07,986 --> 00:33:11,739
‫- بجنبین! سریعتر!
‫- بجنبین، خانم‌ها. زود باشین!

506
00:33:17,787 --> 00:33:19,247
‫اوه، با عرض پوزش!

507
00:33:44,605 --> 00:33:47,859
‫پارو! پارو! پارو!

508
00:34:00,038 --> 00:34:02,206
‫- بجنبین! زودتر!
‫- بجنبین!

509
00:34:15,720 --> 00:34:18,222
‫- بچرخید! بچرخید!
‫- بچرخید!

510
00:34:27,815 --> 00:34:29,650
‫ای بابا، پسر. بخاطر تو باختیم

511
00:34:42,997 --> 00:34:44,123
‫سریعتر!

512
00:34:48,336 --> 00:34:49,336
‫تینگ

513
00:35:08,689 --> 00:35:10,024
‫بیاین بریم. از این سمته

514
00:35:18,783 --> 00:35:21,536
‫همینجا بمون و حواست باشه
‫ بیانکا قایقمون رو خراب نکنه

515
00:35:27,083 --> 00:35:29,377
‫تینگ، ازت می‌خوام حواس
‫یکی دو تا دلقک رو پرت کنی

516
00:35:42,431 --> 00:35:43,911
‫- چی؟
‫- بریم سراغش

517
00:35:43,975 --> 00:35:45,935
‫- برو بریم
‫- بریم بگیریمش

518
00:35:53,192 --> 00:35:54,652
‫بجنب دیگه، پسر

519
00:35:54,735 --> 00:35:55,820
‫داره میاد

520
00:35:55,903 --> 00:35:56,903
‫بجنب

521
00:35:57,822 --> 00:35:59,323
‫بعدا می‌بینمت، ونزدی

522
00:36:22,722 --> 00:36:23,848
‫کلید ماجرا تویی

523
00:36:26,767 --> 00:36:28,186
‫داری چرت میزنی گربه‌خانم؟

524
00:36:39,739 --> 00:36:41,741
‫- بجنب!
‫- عجله کن، باید بریم!

525
00:36:50,208 --> 00:36:51,500
‫قضیه چیه؟

526
00:36:56,547 --> 00:36:58,090
‫به امید دیدار، دلقک‌ها!

527
00:36:59,342 --> 00:37:00,343
‫متقلب‌ها!

528
00:37:00,426 --> 00:37:05,056
‫با خودم گفتم، ا.و.ب.چ.م
‫اگر ونزدی بود چیکار می‌کرد؟

529
00:37:08,392 --> 00:37:11,229
‫دو تیم باقیمانده، حشرات طلایی

530
00:37:13,689 --> 00:37:15,191
‫و گربه‌های سیاه هستن

531
00:37:24,200 --> 00:37:25,284
‫بجنب، بجنب، بجنب

532
00:38:14,041 --> 00:38:15,041
‫بگیر که اومد!

533
00:38:36,689 --> 00:38:37,689
‫یوهو!

534
00:38:39,191 --> 00:38:40,609
‫آره، موفق شدیم!

535
00:38:42,445 --> 00:38:44,071
‫اوه خدای من، ونزدی. موفق شدیم!

536
00:38:44,155 --> 00:38:47,283
‫این بهترین لحظه‌ی عمرمه!

537
00:38:47,783 --> 00:38:50,453
‫اعتراف کن، توام تحت تاثیر
‫روحیه‌ی رقابتی مدرسه قرار گرفتی

538
00:38:54,457 --> 00:38:57,043
‫نگفته بودی یه روحیه‌ی تاریک و انتقام‌جوـه

539
00:39:02,506 --> 00:39:07,345
‫اولین مسابقات پو در سال 1897 برگزار شد

540
00:39:07,428 --> 00:39:12,016
‫نه تنها برای تقدیر از
‫مشهورترین تحصیل‌کرده‌ی نورمور

541
00:39:12,099 --> 00:39:16,103
‫بلکه برای تقدیر از اون آرمان‌هایی
‫ که تمام طردشده‌ها دنبال می‌کنن

542
00:39:16,187 --> 00:39:21,484
‫همبستگی، استقامت و عزم راسخ

543
00:39:21,567 --> 00:39:24,695
‫و قطعا امروز شاهد این آرمان‌ها بودیم

544
00:39:27,531 --> 00:39:28,531
‫آره!

545
00:39:29,116 --> 00:39:30,659
‫یوهو!

546
00:39:30,743 --> 00:39:31,619
‫آره!

547
00:39:31,702 --> 00:39:34,747
‫به سالن اوفلیا تبریک میگم!

548
00:39:35,498 --> 00:39:36,916
‫به عنوان یکی از ساکنین سابقش

549
00:39:36,999 --> 00:39:41,754
‫خوشحال میشم که ببینم بعد از
‫این همه سال، جام به جایگاهش برمی‌گرده

550
00:40:05,694 --> 00:40:07,154
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

551
00:40:08,072 --> 00:40:09,240
‫قایم شدم

552
00:40:09,323 --> 00:40:11,909
‫مردم همینطور الکی
‫ بهم لبخند میزنن، بهمم میریزه

553
00:40:11,992 --> 00:40:13,411
‫لذت بردن از لحظه‌ی قهرمانی همینه

554
00:40:13,494 --> 00:40:16,080
‫تو بیانکا بارکلی رو شکست دادی
‫سعی کن از این لحظه لذت ببری

555
00:40:16,580 --> 00:40:18,791
‫دخترها پرسیدن میای بعدا بریم دور بخوریم

556
00:40:18,874 --> 00:40:20,835
‫اذیت نکن دیگه، نمیمیری که

557
00:40:23,754 --> 00:40:24,922
‫بهش فکر می‌کنم

558
00:40:28,759 --> 00:40:29,593
‫آره!

559
00:40:29,677 --> 00:40:31,470
‫خوشحالم می‌بینم دوست پیدا کردی

560
00:40:32,555 --> 00:40:33,681
‫درست مثل مادرت

561
00:40:34,682 --> 00:40:38,269
‫من و مادرم آدما، موجودات
‫و چیزهای کاملا متفاوتی هستیم

562
00:40:40,896 --> 00:40:44,358
‫آخرین باری که سالن اوفلیا
‫ در مسابقات پو برنده شد

563
00:40:44,442 --> 00:40:46,235
‫مادرت کاپیتان تیم بود

564
00:40:48,362 --> 00:40:49,989
‫من دستیارش بودم

565
00:40:51,866 --> 00:40:54,577
‫شاید شباهتتون بیشتر از چیزیه که فکر می‌کنی

566
00:40:58,789 --> 00:40:59,707
‫خیلی هیجان‌زده‌ام

567
00:40:59,790 --> 00:41:03,377
‫وظیفه‌ی تو بود که کمکمون کنی
‫برنده بشیم، اون هرگز نباخته. هرگز

568
00:41:08,632 --> 00:41:11,385
‫نورمور هنوزم پر از رمز و رازه

569
00:41:11,469 --> 00:41:14,221
‫مکانی که سوال‌ها خیلی بیشتر از جواب‌ها هستن

570
00:41:15,973 --> 00:41:17,558
‫ولی گاهی اوقات...

571
00:41:18,934 --> 00:41:21,228
‫جواب دقیقا جلوی روته

572
00:41:32,698 --> 00:41:34,742
‫نگران نباش، ادگار الن

573
00:41:34,825 --> 00:41:37,036
‫پوزخند خشک‌مقدست رو می‌بینم

574
00:41:37,870 --> 00:41:39,830
‫ولی کسی که در آخر میخنده منم

575
00:41:41,123 --> 00:41:43,459
‫علاقه‌ات به معماها افسانه‌ای بوده

576
00:41:44,126 --> 00:41:46,504
‫و ممکنه این هوشمندانه‌ترین معمات باشه

577
00:41:46,587 --> 00:41:48,464
‫چون یک معما نیست

578
00:41:48,547 --> 00:41:51,050
‫بلکه هر خط معمای خاص خودشه

579
00:41:51,717 --> 00:41:54,011
‫برعکس خورشید، ماه

580
00:41:54,595 --> 00:41:57,515
‫عالمی بین عالم ما، عالم اموات

581
00:41:57,598 --> 00:42:00,059
‫دو ماه قبل از ژوئن، آپریل

582
00:42:00,601 --> 00:42:02,520
‫گلی خودکاشت، بنفشه

583
00:42:02,603 --> 00:42:03,896
‫یکی بیشتر از یکی، دو

584
00:42:03,979 --> 00:42:07,358
‫برگانش مانند اشک به زمین می‌ریزند، بید
‫در خورشید ذوب می‌شود، یخ

585
00:42:07,441 --> 00:42:09,401
‫شروع و پایانش پیدا نمی‌شود، دایره

586
00:42:09,485 --> 00:42:11,946
‫هر قانون یکی دارد، استثنا

587
00:42:22,665 --> 00:42:24,792
‫"جواب صدای شکستن بلندی خواهد داشت"

588
00:42:24,816 --> 00:42:27,816
"دو بار بشکن بزن"

589
00:43:08,252 --> 00:43:09,753
‫انجمن‌های مخفی

590
00:43:09,837 --> 00:43:11,255
‫کتابخانه‌های پنهانی

591
00:43:12,298 --> 00:43:15,092
‫مادرم که با حالت سرزنش‌آمیز بهم خیره شده

592
00:43:16,385 --> 00:43:18,846
‫این‌ها چیزهاییه که همیشه انتظارشون رو دارم

593
00:43:43,287 --> 00:43:45,289
‫ولی به محض اینکه
‫یک قدم به حقیقت نزدیک‌تر میشم...

594
00:43:46,248 --> 00:43:48,334
‫خوشبختانه، از تاریکی نمی‌ترسم

595
00:43:48,358 --> 00:43:55,358
‫ترجمه و تنظیم: حسین اسماعیلی

596
00:43:55,382 --> 00:44:03,382
 

597
00:44:03,406 --> 00:44:10,406
 
