1
00:00:06,165 --> 00:00:09,805
یک سریال اصلی نتفلیکس

2
00:00:11,165 --> 00:00:12,005
<i>WOLF</i>از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده است.

3
00:00:12,085 --> 00:00:13,805
برخی
از اسامی به دلیل احترام به افراد درگیر تغییر کردند.

4
00:00:13,885 --> 00:00:15,605
داستان ما
به خاطره نیروهای امنیتی اختصاص دارد،

5
00:00:15,685 --> 00:00:17,405
آماده اند تا جان خود را
برای نجات مردم بیگناه فدا کنند.

6
00:00:17,485 --> 00:00:20,685
<i>بدون فریاد زدن چیزی که شنیدم</i>

7
00:00:22,085 --> 00:00:25,205
<i>بدون در آغوش گرفتن بیشتر</i>

8
00:00:27,085 --> 00:00:30,965
<i>از شب تا روز</i>

9
00:00:31,805 --> 00:00:35,085
<i>من از وظیفه به پست عجله دارم</i>

10
00:00:41,605 --> 00:00:45,125
<i>سوختن داخل</i>

11
00:00:46,125 --> 00:00:49,565
<i>نمی توان گفت، نباید ذکر شود</i>

12
00:00:50,765 --> 00:00:55,165
<i>از ته گودال</i>

13
00:00:55,805 --> 00:00:59,565
<i>یک آهنگ قدیمی پخش می شود</i>

14
00:01:00,765 --> 00:01:04,525
<i>سوختن داخل</i>

15
00:01:05,445 --> 00:01:08,885
<i>هیچ درمانی وجود ندارد، نمی توان آن را یافت</i>

16
00:01:10,405 --> 00:01:14,245
<i>از راز و سایه</i>

17
00:01:15,005 --> 00:01:18,765
<i>راه می رود، زخم من پنهان است</i>

18
00:01:22,205 --> 00:01:25,885
<i>سوختن داخل</i>

19
00:01:27,045 --> 00:01:30,965
<i>نمی توان گفت، نباید ذکر شود</i>

20
00:01:31,445 --> 00:01:36,325
<i>از ته گودال</i>

21
00:01:36,805 --> 00:01:39,445
<i>یک آهنگ قدیمی پخش می شود</i>

22
00:01:39,845 --> 00:01:43,685
گرگ

23
00:01:45,485 --> 00:01:46,965
<i>جمهوری...</i>

24
00:01:47,045 --> 00:01:49,925
اپیزود 6
پایان همه چیز

25
00:01:50,005 --> 00:01:54,365
<i>...به همان اندازه که به ملت ترک</i>
<i>بنیانی محکم و محکم می بخشد،</i>

26
00:01:54,445 --> 00:01:57,085
<i>اصول جدید و ضروری آن،</i>

27
00:01:57,165 --> 00:02:02,205
<i>اصیل ترین آرمان ها و روح های آن،</i>
<i>و ایمنی ساخته شده در اصول آن،</i>

28
00:02:02,645 --> 00:02:06,045
<i>جمهوری همچنین به منادی</i>
<i>یک زندگی جدید مترقی تبدیل شده است.</i>

29
00:02:06,125 --> 00:02:08,405
آن روزها، روزهایی بود که مادران
گرگ به دنیا آوردند،

30
00:02:08,485 --> 00:02:10,765
وقتی طبیعت مردانی
به نام گلی را در افسانه‌ها بازسازی کرد.

31
00:03:24,645 --> 00:03:27,285
ممنون که اومدی.

32
00:03:28,325 --> 00:03:31,125
من باید از شما تشکر کنم، مادر.
خوشمزه است.

33
00:03:32,805 --> 00:03:36,005
مشکلی وجود دارد پدر شما و من
نگران آن هستم.

34
00:03:36,165 --> 00:03:39,085
وقتی داشتیم اخبار می دیدیم، دیدیم.

35
00:03:41,285 --> 00:03:43,765
به نظر می رسد داعش
از سوریه در حال نفوذ به ترکیه است.

36
00:03:43,845 --> 00:03:46,085
ما نمی خواهیم شما کار
احمقانه ای انجام دهید، کایا.

37
00:03:46,445 --> 00:03:48,445
میشه با بهجت صحبت کنی؟

38
00:03:48,525 --> 00:03:51,365
می توانید با هم راه حلی پیدا کنید،
شاید مرخصی بگیرید؟

39
00:03:51,445 --> 00:03:53,805
عملیات علیه داعش انجام خواهد شد...

40
00:03:54,325 --> 00:03:56,565
و من قرار است مرخصی بگیرم؟

41
00:04:00,205 --> 00:04:01,685
شما دیوانه؟

42
00:04:02,005 --> 00:04:05,805
کایا این اضطراب داره منو میگیره
میدونم که جدی نمیگیری

43
00:04:05,885 --> 00:04:08,245
-اما این ترس---
من جدی میگیرمش، مادر، من هستم.

44
00:04:08,565 --> 00:04:10,245
چرا من نباید؟

45
00:04:12,765 --> 00:04:15,845
با این حال، من چیزهای دیگر را نیز جدی
می گیرم، مانند رویاهایم.

46
00:04:22,805 --> 00:04:24,605
من هنوز در خواب ایپک هستم.

47
00:04:26,965 --> 00:04:29,365
او به من خیره شده است،
اما حرف نمی‌زند.

48
00:04:31,645 --> 00:04:35,525
خونش هنوز روی زمین است.
او هنوز انتقام نگرفته است.

49
00:04:40,325 --> 00:04:42,525
من به شما دروغ نمی گویم.

50
00:04:43,765 --> 00:04:47,525
در چنین فرصتی
خدا را شکر می کنم و حمله می کنم.

51
00:04:49,085 --> 00:04:51,445
میدونم ممکنه اشتباه باشه شاید...

52
00:04:52,525 --> 00:04:55,765
شاید لازم باشد این نفرت را کنار بگذارم.
اما من نمی توانم آن را انجام دهم.

53
00:04:56,685 --> 00:04:58,725
من بخاطر این نفرت زنده میمونم

54
00:04:59,165 --> 00:05:00,605
بنابراین!

55
00:05:06,325 --> 00:05:10,725
وقتی روز فرا رسید و
اگر چنین عملیاتی انجام شود،

56
00:05:11,325 --> 00:05:13,805
من به سخنان فرماندهانم گوش خواهم داد.

57
00:05:15,125 --> 00:05:17,605
من در خطر غیر ضروری قرار نخواهم گرفت.

58
00:05:18,365 --> 00:05:20,005
آیا قول می دهی؟

59
00:05:25,765 --> 00:05:27,325
قول میدهم.

60
00:05:35,085 --> 00:05:36,605
باتری تقریباً
2٪ از بین می رود

61
00:05:44,205 --> 00:05:47,085
وقتی رئیس کمال و تورگوت برگشتند،
در این مورد صحبت خواهیم کرد.

62
00:05:47,205 --> 00:05:49,765
رئیس، حتی اگر رئیس عرفان اینجا باشد ، فرقی نمی کند .

63
00:05:49,845 --> 00:05:52,165
بازگرداندن او
چند هفته طول می کشد.

64
00:05:52,325 --> 00:05:55,045
درست است.
ممکن است آنقدر زمان نداشته باشیم.

65
00:05:55,445 --> 00:05:58,045
این سازمان به تدریج
شروع به شناسایی موش ها کرده است.

66
00:05:58,285 --> 00:06:02,645
اگر در
جامعه اطلاعاتی هم نفوذ می کردند چه؟ آیا می توانیم به نمایه سازی اعتماد کنیم؟

67
00:06:02,925 --> 00:06:05,085
آیا این حرامزاده خارجی ممکن است بلوف بزند؟

68
00:06:05,165 --> 00:06:06,685
من اینطور فکر نمی کنم.

69
00:06:08,525 --> 00:06:10,325
او
به کمال گفت "این آخرین تابستان شماست".

70
00:06:10,405 --> 00:06:13,605
جوری به خود می بالید
که انگار روی یخ نازک راه می رویم.

71
00:06:13,725 --> 00:06:15,485
رئیس، کایا تماس می گیرد.

72
00:06:21,245 --> 00:06:23,845
-کایا کجایی پسرم؟
<i>-سلام رئیس!</i>

73
00:06:23,925 --> 00:06:25,965
<i>من در اینجا به پشتیبانی فوری نیاز دارم.</i>

74
00:06:26,285 --> 00:06:27,765
سلام؟ بنابراین؟

75
00:06:27,845 --> 00:06:29,285
باتری تمام شده است

76
00:06:50,725 --> 00:06:53,045
-آیا ما هوش به دست آوردیم؟
-ضد تروریسم ساکت است.

77
00:06:53,125 --> 00:06:55,005
فکر می کنی او هنوز چیزی را پنهان می کند؟

78
00:06:55,085 --> 00:06:57,165
صدایش عصبی بود.
کجا او را فرستادی؟

79
00:06:57,245 --> 00:07:00,565
Emrah's Plaza. از آنجا به فرودگاه می رفتند
رئیس.

80
00:07:33,365 --> 00:07:35,365
باشه، باشه...

81
00:08:17,245 --> 00:08:19,565
داداش امنیت پلازا جواب نمیده.

82
00:08:21,085 --> 00:08:24,165
رئیس، امنیت پاسخگو نیست.
ما نمی توانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم.

83
00:08:25,085 --> 00:08:27,045
<i>آیا مطمئن هستید که مکان مناسب است؟</i>

84
00:08:27,805 --> 00:08:29,005
آره، ما هستیم، رئیس.

85
00:08:29,445 --> 00:08:32,045
-<i>به تلاش ادامه بده.</i>
-راجر که.

86
00:09:13,805 --> 00:09:17,765
-نه داداش جواب نمیدن.
-فکر می کنی کسی حمله کرده؟

87
00:09:17,845 --> 00:09:22,365
من اینطور فکر نمی کنم. کایا
خود امراه کولو را تا پرواز همراهی کرد.

88
00:09:22,645 --> 00:09:25,525
طبق برنامه های موجود در اینترنت،
پلازا در مجاورت یک اقامتگاه قرار دارد

89
00:09:25,605 --> 00:09:28,805
متعلق به همین شرکت است. یک
گذرگاه از پلازا به آپارتمان ها وجود دارد.

90
00:09:28,885 --> 00:09:30,565
هدف نرم

91
00:09:30,645 --> 00:09:33,125
اومر، سریع تر رانندگی کن سریعتر

92
00:09:41,445 --> 00:09:44,245
ما نمی توانیم
بدون هیچ گونه اطلاعاتی از TEM آنجا را ترک کنیم.

93
00:09:45,245 --> 00:09:48,405
لعنتی کاش با کایا میرفتم

94
00:09:49,285 --> 00:09:50,445
آسنا.

95
00:09:51,765 --> 00:09:54,525
حداقل باید آماده شویم.
من حس بدی نسبت به این موضوع دارم.

96
00:09:54,845 --> 00:09:56,685
خوب.

97
00:09:58,125 --> 00:10:00,605
یک دقیقه صبر کن. آیا دارم خواب می بینم؟
فقط با من موافق بودی؟

98
00:10:00,685 --> 00:10:02,325
موافقم.

99
00:10:02,405 --> 00:10:05,205
برای کمال یک جلیقه بردارید،
شاید به موقع به آنجا برسند.

100
00:10:06,245 --> 00:10:08,485
بله، من خواب می بینم.

101
00:10:40,445 --> 00:10:42,725
فیصل برو چک کن

102
00:10:47,405 --> 00:10:50,245
-اتاق نگهبانی کجاست؟
-من نمی دانم.

103
00:10:53,085 --> 00:10:54,725
الان یادت هست؟

104
00:11:05,405 --> 00:11:08,645
شما چهار را بگیرید و از آنجا شروع کنید.
ما می رویم آنهایی را که اینجا هستند.

105
00:11:38,125 --> 00:11:40,525
هنوز هم دیر نیست.

106
00:11:42,525 --> 00:11:43,805
اسلحه ات را رها کن

107
00:12:08,205 --> 00:12:10,965
برادر، زنگ دزدگیر در
داخل مرکز داخلی ناکیشتپه پلازا به صدا درآمد.

108
00:12:11,365 --> 00:12:13,405
درست در کنار پلازای امراه است.

109
00:12:14,485 --> 00:12:17,565
اونجا رانندگی کن، اومر.
بیایید تا زمانی که در آن هستیم آن را بررسی کنیم.

110
00:12:25,925 --> 00:12:28,125
وقتی تمام شد ریموت را برگردانید.

111
00:12:31,765 --> 00:12:34,405
چه کار می کنی؟ آیا شما دیوانه هستید؟

112
00:12:38,365 --> 00:12:40,085
لطفا این کار را نکنید.

113
00:12:40,765 --> 00:12:43,565
-لطفا نکن، من بچه دارم--
-پایین!

114
00:12:52,885 --> 00:12:55,845
فیصل، این زنگ هشدار را خاموش کن.

115
00:13:02,365 --> 00:13:03,685
زنگ هشدار!

116
00:14:57,365 --> 00:14:58,365
برادر؟

117
00:14:58,565 --> 00:15:01,205
تو اینجا چه کار می کنی؟
تو میدان دیگر نبودی؟

118
00:15:01,285 --> 00:15:03,525
ساختمان ها مجاور هستند.
ما را هم گروگان گرفتند.

119
00:15:03,605 --> 00:15:04,685
چند تا؟

120
00:15:05,525 --> 00:15:08,445
سیزده وارد شدند.
همه آنها جلیقه های بمب گذاری شده اند.

121
00:15:08,725 --> 00:15:12,085
هفت گروگان
با یک کیسه پر از مجله وارد شدند.

122
00:15:12,805 --> 00:15:14,565
- گره خوردی؟
-آره.

123
00:15:14,645 --> 00:15:16,365
هر چیزی؟ چاقو؟

124
00:15:16,765 --> 00:15:18,965
-ایگه، اینطوره؟
-بله ایگه.

125
00:15:20,885 --> 00:15:24,245
آنها قصد دارند
تعداد افرادی را که می کشند به حداکثر برسانند. حرامزاده ها!

126
00:15:27,805 --> 00:15:29,925
آنها به دنبال قتل عام هستند.

127
00:15:32,685 --> 00:15:34,085
ما باید برنامه ای بسازیم، ایج.

128
00:15:47,845 --> 00:15:50,005
یک وسیله نقلیه رسید.

129
00:15:50,765 --> 00:15:54,245
همه عقب نشینی کنید، اکنون!

130
00:15:57,005 --> 00:15:59,485
-من میرم لابی.
-و دارم خروجی عقب رو چک میکنم.

131
00:15:59,685 --> 00:16:01,085
پسر، وسایلت را ببر

132
00:16:01,365 --> 00:16:03,485
سریع برمی
گردم، به کسی مشکوک نمی کنم.

133
00:16:03,565 --> 00:16:05,765
ببین مراقب باش Vox را روشن نگه دارید.

134
00:16:05,845 --> 00:16:07,365
-دریافت شد.
-باران دست توست.

135
00:16:07,445 --> 00:16:09,205
باشه داداش نگران نباش

136
00:16:22,885 --> 00:16:25,365
-<i>باران، چی می بینی؟</i>
-هنوز چیزی نیست.

137
00:16:35,445 --> 00:16:36,725
<i>باران!</i>

138
00:16:36,805 --> 00:16:38,885
بارباروس، نیا.

139
00:16:41,005 --> 00:16:42,765
باران!

140
00:16:55,085 --> 00:16:57,765
-<i>من برمیگردم.</i>
-نه، جرات نکن برگردی!

141
00:16:57,845 --> 00:17:00,165
برو کایا رو پیدا کن به بقیه زنگ میزنم!

142
00:17:00,765 --> 00:17:02,365
داداش من شانس آوردم؟

143
00:17:04,845 --> 00:17:06,925
-آه، داره میسوزه!
-خوب!

144
00:17:08,165 --> 00:17:11,405
هیچی، حالت خوبه یکی چرا می کرد...

145
00:17:12,845 --> 00:17:15,525
و دیگری زخم گوشتی است.

146
00:17:15,605 --> 00:17:19,165
-نه مثل تو، در سور.
-هیچ چیز شبیه مال من در سور نیست.

147
00:17:20,045 --> 00:17:24,245
ستاد، این تیم سه است.
ما زیر آتش شدید هستیم، به حمایت نیاز داریم!

148
00:17:26,005 --> 00:17:27,565
بیا دیگه!

149
00:17:35,125 --> 00:17:37,365
لعنتی باران، باز هم حق با توست.

150
00:17:57,805 --> 00:18:00,165
سگ هار

151
00:18:03,485 --> 00:18:06,965
<i>وقتی به اینجا آمدی، رویاهای بزرگی داشتی.</i>

152
00:18:07,805 --> 00:18:11,005
<i>میل به کشتن غیرنظامیان غیرمسلح.</i>

153
00:18:14,565 --> 00:18:17,325
<i>شما فرصت ندارید!</i>

154
00:18:17,445 --> 00:18:21,085
<i>هیچ رحمتی وجود نخواهد داشت.</i>

155
00:18:22,325 --> 00:18:26,925
<i>بیا، سگ های هار، بیا.</i>
<i>من آخرین قلعه هستم.</i>

156
00:18:27,085 --> 00:18:29,725
<i>سعی کن مرا تسخیر کنی.</i>

157
00:18:29,805 --> 00:18:32,525
<i>می‌خواهم تو را دفن کنم.</i>

158
00:18:32,645 --> 00:18:36,245
زید، برگرد!

159
00:18:37,165 --> 00:18:39,645
ما نزدیک آپارتمان هستیم

160
00:18:39,725 --> 00:18:43,365
-<i>او فیصل را کشته است. برگرد.</i>
-او کجاست؟

161
00:18:43,525 --> 00:18:45,765
من نمی دانم! پیداش کن و بکشش!

162
00:18:48,365 --> 00:18:52,005
آیا آنها می توانند صدای من را در اقامتگاه بشنوند؟
-نه فقط تو میدان.

163
00:18:53,485 --> 00:18:56,205
ما باید راهی برای هشدار
به غیرنظامیان پیدا کنیم، ایگه.

164
00:18:56,285 --> 00:18:58,245
چند نفر از تیم شما آنجا هستند؟

165
00:18:58,325 --> 00:19:00,645
من نمی دانم،
اما آنها زیر آتش شدید هستند.

166
00:19:00,725 --> 00:19:03,245
و ببینید دشمن چگونه استقرار یافته است.

167
00:19:04,365 --> 00:19:08,485
هدف آنها
گروگان گرفتن یا قرار دادن بمب نیست.

168
00:19:08,565 --> 00:19:09,965
چیست؟

169
00:19:10,045 --> 00:19:13,325
تا آنجا که می توانند مردم بی گناه را بکشند
.

170
00:19:20,125 --> 00:19:23,565
شما این را بگیرید،
من رادیوی دیگری برای خودم پیدا می کنم.

171
00:19:23,645 --> 00:19:25,765
-برادر... -مرد اینو
بگیر!

172
00:19:25,925 --> 00:19:28,805
شما می توانید این کار را انجام دهید، باشه؟ به خودت اعتماد کن

173
00:19:28,885 --> 00:19:31,765
در اینجا، شما می توانید
همه چیز را در دوربین های امنیتی مشاهده کنید.

174
00:19:31,885 --> 00:19:35,445
من به تو نیاز دارم، ایج. من به شجاعت شما نیاز دارم

175
00:19:36,125 --> 00:19:37,925
باشه قربان

176
00:20:03,285 --> 00:20:04,925
بارباروس، چند نفر داخل هستند؟

177
00:20:05,325 --> 00:20:08,445
<i>نمی دانم رئیس.</i>
<i>می دانم کایا و اومر داخل هستند.</i>

178
00:20:08,525 --> 00:20:10,765
عمر، می شنوی، عمر؟

179
00:20:10,845 --> 00:20:14,365
-<i>من در طبقه سوم هستم.</i>
-فورا کایا را پیدا کنید، سپس با ما تماس بگیرید.

180
00:20:14,445 --> 00:20:18,125
<i>رئیس، آنها حرفه ای هستند، نه آماتور،</i
> و زخمی باران. ما نیاز به حمایت داریم.</i>

181
00:20:18,405 --> 00:20:20,485
<i>رئیس، من خوبم. نگران نباشید.</i>

182
00:20:20,565 --> 00:20:22,805
با ستاد تماس بگیرید، آنها یک آمبولانس می فرستند.

183
00:20:22,885 --> 00:20:25,685
-اصنا چی داریم؟
-چهار M4

184
00:20:25,765 --> 00:20:29,045
بس است. بارباروس، دست نگه دار
ما داریم می آییم.

185
00:20:29,125 --> 00:20:32,405
به نظر می‌رسد این
شب شلوغ‌ترین شب دوران حرفه‌ای ما خواهد بود.

186
00:20:32,485 --> 00:20:36,085
<i>بهجت، این تولگا است.</i>
<i>عناصر دشمن داعش هستند.</i>

187
00:20:37,405 --> 00:20:38,805
مطمئنی؟

188
00:20:38,885 --> 00:20:41,245
<i>این سلول از آنتپ به استانبول نفوذ کرد.</i>

189
00:20:41,325 --> 00:20:44,205
<i>تأیید شد.</i>
<i>کمال پیش شما برمی گردد.</i>

190
00:20:44,285 --> 00:20:46,765
رئیس، کایا اکنون روی خلبان خودکار است.

191
00:20:46,845 --> 00:20:49,725
او از زمانی که خواهرش را از دست داده است منتظر این لحظه بوده است.

192
00:20:49,805 --> 00:20:51,725
نفرت او ممکن است باعث اشتباه شود.

193
00:20:51,805 --> 00:20:53,005
این نمی شود.

194
00:20:57,445 --> 00:21:00,165
<i>دو روز چیزی نخورد،</i>
<i>نخوابید.</i>

195
00:21:01,965 --> 00:21:03,885
<i>تنها سوخت او خشم است.</i>

196
00:21:06,085 --> 00:21:07,325
<i>به همین دلیل است که او هنوز ایستاده است.</i>

197
00:21:10,405 --> 00:21:11,685
<i>او همین الان به آن نفرت نیاز دارد.</i>

198
00:21:36,005 --> 00:21:38,805
رئیس، آنها از غیرنظامیان
به عنوان سپر انسانی استفاده می کنند.

199
00:21:38,885 --> 00:21:40,605
ورودی اصلی را مسدود می کنند.

200
00:21:40,685 --> 00:21:43,805
-<i>راجر که، ما داریم می رسیم.</i>
-چیکار کنیم؟

201
00:21:44,805 --> 00:21:46,405
نمی دونم باران.

202
00:21:46,485 --> 00:21:49,245
این حرامزاده ها همه چیز
را تا ریزترین جزئیات برنامه ریزی کردند.

203
00:21:49,325 --> 00:21:50,965
حرامزاده ها!

204
00:23:37,885 --> 00:23:39,885
سگ هار

205
00:24:45,085 --> 00:24:47,885
آرام باش، این من هستم، اومر.

206
00:24:48,765 --> 00:24:50,085
عمر.

207
00:24:52,165 --> 00:24:54,365
-حال شما خوب است؟
-آره خوبه.

208
00:24:54,445 --> 00:24:57,765
-خوب، الاغ من. به دستانت نگاه کن!
-فراموشش کن.

209
00:24:59,885 --> 00:25:02,525
ما هیچ وقت نداریم اومر!

210
00:25:04,125 --> 00:25:06,645
دو نفر در طبقه پایین هستند،
آنها مال شما هستند.

211
00:25:06,765 --> 00:25:09,605
-شما؟
-آنهایی را که در لابی هستند بیرون می آورم.

212
00:25:09,685 --> 00:25:12,085
-باشه رمبو دیگه چی؟
-شوخی نمی کنم.

213
00:25:13,245 --> 00:25:15,725
-حداقل پنج در ورودی وجود دارد.
-هفت!

214
00:25:16,045 --> 00:25:18,445
ببین من برنامه دارم

215
00:25:19,125 --> 00:25:21,525
-ما می توانیم همه را نجات دهیم.
-مرد مسخره نکن.

216
00:25:21,605 --> 00:25:26,005
اومر!
چهار سال است که آرزوی این انتقام را دارم برادر.

217
00:25:26,405 --> 00:25:29,005
-وقت صبر نداریم.
-هیچ آسیبی نمی تواند متوجه غیرنظامیان شود.

218
00:25:29,085 --> 00:25:33,125
ما مراقب خواهیم بود! بهت قول میدم، باشه؟
به من اعتماد کن.

219
00:25:36,045 --> 00:25:38,085
ببین اگه بمیریم تو
یه عالم گند میشیم!

220
00:25:38,165 --> 00:25:40,965
رئیس بهجت ما را
در آخرت پیدا خواهد کرد تا به سر ما لعنت کند.

221
00:25:41,045 --> 00:25:43,685
قرار نیست بمیریم

222
00:25:46,365 --> 00:25:49,005
-حرامزاده ها فکر کردند من تنها هستم.
-خب تو تنها بودی...

223
00:25:49,085 --> 00:25:52,085
نه من نیستم. پسر من
در اتاق نگهبانی طبقه پایین است.

224
00:25:52,165 --> 00:25:55,725
-پسر شما؟
--بله، ایگه. از امنیت پلازا.

225
00:25:56,325 --> 00:25:58,885
رفیق، شما یک ساعت است که اینجا
هستید و مقاومت سازماندهی کرده اید؟

226
00:26:13,485 --> 00:26:15,885
-باران!
-خوبم خواهر.

227
00:26:16,645 --> 00:26:18,725
خونریزی نداره کمک های اولیه کردم

228
00:26:18,805 --> 00:26:20,245
چند تا؟

229
00:26:20,325 --> 00:26:23,565
هفت در داخل.
اما ممکن است در طبقه بالا بیشتر باشد.

230
00:26:23,645 --> 00:26:26,445
-بچه های ما؟
-اومر و کایا.

231
00:26:28,005 --> 00:26:30,405
-اومر، صدای ما را می شنوی؟
-<i>کپی، رئیس، ما خوب هستیم.</i>

232
00:26:30,485 --> 00:26:33,485
-کایا رو پیدا کردم با منه.
-<i>کایا، با من صحبت کن.</i>

233
00:26:35,005 --> 00:26:38,165
-بلند و واضح، رئیس. من خوبم.
-<i>اومر، از یکدیگر جدا نشوید.</i>

234
00:26:39,365 --> 00:26:42,005
-رئیس، ما یک برنامه داریم.
- مسخره نباش پسر. نگاه کنید،</i>

235
00:26:42,085 --> 00:26:44,045
من نمی توانم کایا را متقاعد کنم.</i>

236
00:26:45,245 --> 00:26:46,925
کمال اینجاست.

237
00:26:47,245 --> 00:26:50,245
کایا منتظر حمایت باشید کایا!

238
00:26:50,325 --> 00:26:53,085
-<i>او قبلا رفته است، رئیس.</i>
-ما باید به کایا اعتماد کنیم.

239
00:26:53,165 --> 00:26:56,285
اما او به پشتیبانی آتش نیاز دارد.
آسنا، کمال در موقعیت قرار می گیرند.

240
00:26:58,325 --> 00:26:59,685
با من!

241
00:27:05,685 --> 00:27:10,045
رئیس، ما نمی توانیم اجازه دهیم وسایل نقلیه نزدیک شوند.
ما نمی خواهیم آنها وحشت زده شوند.

242
00:27:10,125 --> 00:27:11,325
آسنا درست میگه رئیس.

243
00:27:11,405 --> 00:27:13,725
هدف آنها
باج دادن یا فرار نیست.

244
00:27:13,805 --> 00:27:15,565
تنها چیزی که آنها می خواهند قتل عام غیرنظامیان است.

245
00:27:15,645 --> 00:27:18,925
تولگا، ماشین های گشت را نزدیک
اتوبان جمع کن، نگذار صحنه شلوغ شود.

246
00:27:19,005 --> 00:27:21,325
-<i>راجر که.</i>
-آنها یک نقطه کور روی پهلو دارند.

247
00:27:21,405 --> 00:27:23,685
بارباروس، توران، به سمت راست بروید.

248
00:27:28,765 --> 00:27:32,005
رئیس، جاودانه را به من بدهید
و به دیگران بپیوندید.

249
00:27:32,085 --> 00:27:35,925
-تو زخمی شدی پسر.
-من خوبم. واقعا خوبم.

250
00:27:37,125 --> 00:27:38,965
چی به ما یاد دادی؟

251
00:27:39,485 --> 00:27:42,205
جان غیرنظامیان
از ما مهمتر است.

252
00:27:43,205 --> 00:27:46,285
اجازه بدهید ثابت کنم که درسم را یاد گرفتم.

253
00:27:47,485 --> 00:27:49,725
اجازه بدهید از این موضع دفاع کنم، رئیس.

254
00:27:53,325 --> 00:27:54,445
مراقب باش.

255
00:28:16,885 --> 00:28:17,965
عمر.

256
00:28:18,045 --> 00:28:21,965
<i>توجه آنها را جلب
کردم. کایا.</i>

257
00:28:22,405 --> 00:28:24,925
<i>-بله؟</i>
-نمیر.

258
00:28:25,805 --> 00:28:27,045
<i>شما هم.</i>

259
00:28:51,645 --> 00:28:54,765
<i>زید، حرومزاده را پیدا کردی؟</i>

260
00:28:59,365 --> 00:29:01,965
ما او را پیدا کردیم.
خودش را در اتاقی حبس کرد.

261
00:29:04,245 --> 00:29:05,565
من می مانم.

262
00:29:05,645 --> 00:29:09,285
بقیه به اعدام،
به محل سکونت برسند، برویم!

263
00:29:21,245 --> 00:29:24,365
کایا، عناصر موجود در لابی
به سمت محل اقامت حرکت می کنند.

264
00:29:24,885 --> 00:29:26,405
<i>اومر؟</i>

265
00:29:27,805 --> 00:29:29,965
<i>آنها درست در مقابل او هستند.</i>

266
00:29:30,325 --> 00:29:31,485
کجا هستند، ایگه؟

267
00:29:31,565 --> 00:29:34,885
<i>نه جلوی در، آنها</i>
<i>به صورت زاویه ای در کناره ها قرار گرفته اند.</i>

268
00:29:35,765 --> 00:29:39,005
<i>-بسم الله.</i> -آماده شو
.

269
00:35:47,005 --> 00:35:49,285
-پس من اینجام
-بنابراین!

270
00:35:49,365 --> 00:35:53,325
-کایا چشماتو باز کن ول نکن.
-کایا جرات نکن رهاش کنی!

271
00:35:53,405 --> 00:35:56,445
ما با شما هستیم، شما خوب می شوید.

272
00:35:56,685 --> 00:35:59,245
صبر کن کایا آروم باش پسرم
-عجله کن، برانکارد را بیاور!

273
00:35:59,325 --> 00:36:01,845
برانکارد کجاست؟ پزشک!

274
00:36:01,925 --> 00:36:04,925
-زود، برانکارد را بیاور!
-بیا بیار!

275
00:36:06,325 --> 00:36:08,485
-بدین ترتیب!
-بیا دیگه!

276
00:36:09,245 --> 00:36:11,285
بیا، کایا، صبر کن. چشماتو باز کن

277
00:36:11,845 --> 00:36:14,445
-بگذار اینجا!
-صبر کن.

278
00:36:15,365 --> 00:36:19,485
-رهایم نکن پسرم!
-ما او را روی سه بزرگ می کنیم.

279
00:36:21,365 --> 00:36:23,525
-یک دو سه!
-بیا دیگه!

280
00:36:34,325 --> 00:36:36,165
<i>من میام.</i>

281
00:36:36,245 --> 00:36:40,325
<i>چقدر دلم برات تنگ شده بود، چقدر زجر کشیدم.</i>
<i>کاش میدونستی.</i>

282
00:36:40,405 --> 00:36:42,245
چشماتو باز کن کایا!

283
00:36:42,325 --> 00:36:44,245
<i>خیلی خسته ام.</i>

284
00:36:44,325 --> 00:36:46,565
همین الان داریم به نزدیکترین بیمارستان میرسیم
.

285
00:36:46,965 --> 00:36:49,805
کایا، تو زندگی می کنی!

286
00:36:50,205 --> 00:36:53,085
کایا، به من نگاه کن، پسر.
خوب میشی، حالت خوبه

287
00:36:53,165 --> 00:36:56,885
<i>خیلی خسته ام که آرزو کنم</i>
<i>این من بودم که به جای تو مردم.</i>

288
00:36:56,965 --> 00:36:59,765
کایا، پسرم، خواهش می کنم به خاطر من نرو.
قول دادی کایا!

289
00:36:59,845 --> 00:37:02,325
کایا، من هستم، ایگه.
می شنوی برادر؟

290
00:37:02,805 --> 00:37:05,125
<i>از نفرت از کسانی که جان شما را گرفتند.</i>

291
00:37:05,445 --> 00:37:08,765
به نزدیکترین بیمارستان بروید.
این بچه نمیمیره!

292
00:37:11,085 --> 00:37:13,485
<i>چه چیزی برای من باقی مانده است</i>
<i>غیر از نفرت من، ایپک؟</i>

293
00:37:19,845 --> 00:37:21,725
<i>برای چه باید بجنگم؟</i>

294
00:37:27,085 --> 00:37:30,645
<i>برای آنها؟ برای دوستان؟</i>

295
00:37:31,565 --> 00:37:33,645
<i>ببینید چگونه می ترسند...</i>

296
00:37:38,205 --> 00:37:40,925
<i>از دست دادن برادر دیگر،</i>

297
00:37:41,045 --> 00:37:43,405
<i>برای خداحافظی با یکدیگر.</i>

298
00:37:47,085 --> 00:37:49,485
<i>خیلی خب...</i>

299
00:37:51,725 --> 00:37:53,085
<i>هنوز نه.</i>

300
00:37:54,605 --> 00:37:56,085
<i>شاید یک شب...</i>

301
00:37:57,885 --> 00:37:59,565
<i>اما نه امشب.</i>

302
00:39:03,845 --> 00:39:05,445
همه چیز خوبه پسر

303
00:39:06,085 --> 00:39:08,365
سعی کن حرف نزنی

304
00:39:09,485 --> 00:39:11,045
رئیس ...

305
00:39:14,485 --> 00:39:15,925
رئیس؟

306
00:39:21,525 --> 00:39:23,205
بله، من هستم، کایا.

307
00:39:23,685 --> 00:39:26,885
نگران نباش حالت خوبه
WOLF هم خوب است.

308
00:39:27,125 --> 00:39:30,245
کمی استراحت کن. به خود فشار نیاورید

309
00:39:31,525 --> 00:39:33,845
همه اعضای WOLF به نوبت
در اینجا با شما اقامت کردند.

310
00:39:33,925 --> 00:39:37,165
چون من رئیس بخش هستم،
بالاخره نوبت من رسید.

311
00:39:38,605 --> 00:39:40,725
شما تقریبا یک ماه در کما بودید.

312
00:39:41,005 --> 00:39:44,165
شوک سپتیک شما
را به مرز مرگ رساند.

313
00:39:44,245 --> 00:39:47,965
اما تو تسلیم نشدی کایا.
امروز صبح به خودت رسیدی

314
00:39:48,085 --> 00:39:51,325
به خانواده شما اطلاع داده شده است.
به زودی می آیند

315
00:39:52,645 --> 00:39:55,845
باران، اومر... بقیه؟

316
00:39:56,685 --> 00:39:58,125
آنها خوب هستند.

317
00:39:58,685 --> 00:40:01,925
آنها به وظایف خود ادامه دادند
که خبر شدی.

318
00:40:02,725 --> 00:40:05,085
دلبر کشور بودی

319
00:40:05,485 --> 00:40:07,525
اما میدونی پلیس بودن چطوره...

320
00:40:07,605 --> 00:40:12,245
15 دقیقه در مورد شما صحبت می کنند، برای شما کف می زنند
، سپس شما را فراموش می کنند.

321
00:40:12,685 --> 00:40:15,885
مشکلی نیست. ما فراموش نمی کنیم.

322
00:40:16,365 --> 00:40:18,685
آن غیرنظامیان نیز چنین نکرده اند.

323
00:40:19,085 --> 00:40:21,685
به خاطر تو زنده اند

324
00:40:27,325 --> 00:40:29,365
هوا خوبه

325
00:40:30,045 --> 00:40:32,365
بله این عالیست.

326
00:40:32,725 --> 00:40:34,285
نه یک ابر

327
00:40:38,485 --> 00:40:40,085
من آن کتاب را خوانده ام

328
00:40:40,165 --> 00:40:42,085
بنیاد اسحاق آسیموف

329
00:40:44,125 --> 00:40:46,005
آن دوش کمال را به من داد.

330
00:40:46,085 --> 00:40:50,125
او گفت: برای تقویت زبان انگلیسی خود، داستان های علمی تخیلی بخوانید .

331
00:40:52,485 --> 00:40:56,205
-او می داند دارد چه کار می کند.
-آه، او را رها کن، او فقط یک پوزر است.

332
00:40:56,605 --> 00:40:59,165
استادش کنان هم پوزور بود.

333
00:41:10,805 --> 00:41:13,525
او بیدار است. همه در راه هستند.

334
00:41:13,845 --> 00:41:16,525
فکر نمی کنم او حتی از
اینکه الان در آنکارا است مطلع باشد.

335
00:41:16,925 --> 00:41:19,005
بشین ما هنوز وقت داریم

336
00:41:24,365 --> 00:41:26,285
این شهر خیلی کسل کننده است

337
00:41:26,365 --> 00:41:27,685
چرا؟

338
00:41:28,325 --> 00:41:31,165
-پدرت در آنکارا به دنیا نیامده؟
-آره.

339
00:41:31,285 --> 00:41:35,525
شاد باش شما در شهر خود هستید.
از آن لذت ببرید، شاد باشید.

340
00:41:36,725 --> 00:41:38,325
نه آب هست نه ساحل...

341
00:41:43,445 --> 00:41:45,205
بلند شو باید بریم جشن بگیریم

342
00:41:46,045 --> 00:41:47,885
باید یه چیزی بهت بگم.

343
00:41:48,845 --> 00:41:50,605
باشه ادامه بده

344
00:41:52,045 --> 00:41:54,525
ببین دنیا داره عوض میشه

345
00:41:54,885 --> 00:41:56,245
کشور در حال تغییر است.

346
00:41:57,405 --> 00:42:00,285
ما برای همیشه جوان نمی مانیم

347
00:42:01,845 --> 00:42:03,445
من فقط یک چیز را می دانم.

348
00:42:05,845 --> 00:42:07,685
دوستت دارم آسنا

349
00:42:16,805 --> 00:42:20,365
منظورم این است که تو زن آسانی نیستی.

350
00:42:21,965 --> 00:42:24,965
وحشی، اغلب آتشین.

351
00:42:26,365 --> 00:42:27,885
همچین آقایی...

352
00:42:28,845 --> 00:42:32,285
اما این چیزی است که من در مورد شما دوست دارم.

353
00:42:32,765 --> 00:42:35,445
تو قوی هستی حضور داری

354
00:42:36,205 --> 00:42:39,245
ببین ما دو سال با هم بودیم
آیا تا به حال دعوا کرده ایم؟

355
00:42:40,205 --> 00:42:42,965
من هم از این بابت تعجب می کنم.
ما هرگز نداریم.

356
00:42:45,005 --> 00:42:48,085
تو مرد عجیبی هستی،
اما من هرگز سرت فریاد نزده ام.

357
00:42:48,685 --> 00:42:50,925
من هرگز چیزی به سر شما پرتاب نکرده ام.

358
00:42:52,045 --> 00:42:54,525
نمیفهمم
چی میخوای بگی؟

359
00:42:54,765 --> 00:42:57,005
فکر میکردم
میخوای از من جدا بشی

360
00:42:58,765 --> 00:43:00,685
نه مسخره نباش

361
00:43:00,765 --> 00:43:03,525
سعی میکنم پیشنهاد بدم

362
00:43:26,165 --> 00:43:27,925
با من ازدواج می کنی؟

363
00:43:33,685 --> 00:43:35,565
فکر میکنی داری چیکار میکنی لعنتی؟

364
00:43:35,645 --> 00:43:38,125
-از خانه من برو بیرون!
-سرن یادم نرفت.

365
00:43:38,205 --> 00:43:39,205
من اینجا هستم، نبودم.

366
00:43:39,285 --> 00:43:40,965
حرومزاده روانی!

367
00:43:41,045 --> 00:43:43,165
دخترم
یک ماه از شما خبری نداشت!

368
00:43:43,245 --> 00:43:47,325
نمی دانست که پدرش زنده است یا نه. اما شما
یک ماه است که اینجا هستید؟ برو بیرون!

369
00:43:47,405 --> 00:43:50,365
کایا در مراقبت های ویژه بود.
برای همین نتونستم سر بزنم.

370
00:43:50,445 --> 00:43:54,045
از کمای آن بچه بهانه استفاده نکنید . جرات نداری!

371
00:43:54,125 --> 00:43:56,885
-ایسی الان در خانه است؟
-من تو نیستم!

372
00:43:57,245 --> 00:43:59,685
-نزدیکش فریاد نمی زنم. او در مدرسه است.
-آرام باش!

373
00:43:59,765 --> 00:44:02,205
-تو منی---بیا
مثل آدما حرف بزنیم!

374
00:44:02,285 --> 00:44:04,605
چگونه می توان انتظار داشت که من آرام باشم؟

375
00:44:04,685 --> 00:44:07,845
-تولدش است توران! تولد او!
-خوب!

376
00:44:07,925 --> 00:44:10,405
او به مدرسه رفت
و حرفی از پدرش نزد.

377
00:44:10,485 --> 00:44:13,925
حرومزاده، تو حق نداری
دخترم را در روز تولدش ناراضی کنی!

378
00:44:14,005 --> 00:44:17,445
-فحش نده!
-اگه انجام بدم چی میشه؟

379
00:44:17,565 --> 00:44:21,365
مرا کتک خواهی زد؟ به من سیلی میزنی؟
به من سیلی بزن! برو جلو!

380
00:44:21,685 --> 00:44:24,405
من هرگز دستی به سوی تو بلند نکردم
دست از مسخره بودن بردارید

381
00:44:28,085 --> 00:44:30,445
بس کن اینو بسه

382
00:44:43,685 --> 00:44:45,805
چرا با ما این کار را می کنی؟

383
00:44:46,085 --> 00:44:48,485
-چرا دخترم را ناراحت می کنی؟
-او هم دختر من است.

384
00:44:48,565 --> 00:44:51,045
بعد مثل اون رفتار کن

385
00:44:51,165 --> 00:44:53,245
ما رو بدبخت کردی

386
00:44:53,325 --> 00:44:56,765
من هیچ وقت ازت چیز زیادی نخواستم
فقط می خواستم از ایسی مراقبت کنی.

387
00:44:56,845 --> 00:44:59,525
-چرا او همیشه برای شما یک فکر بعدی است؟
-او نیست!

388
00:45:00,565 --> 00:45:02,885
ببین وظایف ما کمتر است.
همه ما در آنکارا مستقر هستیم.

389
00:45:02,965 --> 00:45:04,765
کایا بهبود یافته است
و همه چیز به آرامی پیش می رود.

390
00:45:04,845 --> 00:45:07,685
-من قراره همه چیز رو با تو جبران کنم.
-برای من کاری نکن

391
00:45:08,245 --> 00:45:09,925
برای دخترت جبران کن

392
00:45:13,085 --> 00:45:14,765
تا حالا عاشقم شدی؟

393
00:45:26,205 --> 00:45:29,445
بگذارید امروز Ece را غافلگیر کنم.
بذار از مدرسه ببرمش

394
00:45:29,805 --> 00:45:31,645
در حالی که بقیه در حال جشن گرفتن هستند

395
00:45:31,725 --> 00:45:35,205
مرخصی کایا از بیمارستان،
کیک می خورد، می خندد، بازی می کند.

396
00:45:35,325 --> 00:45:38,405
همه دیوانه او هستند. ایا می تونم؟

397
00:45:38,885 --> 00:45:43,445
او خوشحال خواهد شد. آسنا، کمال،
بهجت، حتی رئیس عرفان آنجا خواهند بود.

398
00:45:44,525 --> 00:45:46,605
لطفا اجازه بدهید.

399
00:45:49,165 --> 00:45:51,485
ساعت ده به خانه می آید.
او از اسلحه دور خواهد ماند

400
00:45:51,565 --> 00:45:53,685
اسلحه؟ نه. هیچ اسلحه ای
در کافه تریا وجود نخواهد داشت!

401
00:45:53,765 --> 00:45:55,885
همه در حال و هوای خوب و تابستانی هستند.

402
00:45:55,965 --> 00:45:57,645
-خوب؟
-خوب...

403
00:45:59,965 --> 00:46:01,325
عالی.

404
00:46:07,485 --> 00:46:09,365
-توران.
-چی؟

405
00:46:10,525 --> 00:46:13,245
-بیخیال.
-به من بگو.

406
00:46:14,405 --> 00:46:16,365
مشکل عشق نیست.

407
00:46:18,445 --> 00:46:20,485
تو به عشق جواب نمیدی

408
00:46:22,205 --> 00:46:23,805
میدانم.

409
00:46:24,725 --> 00:46:26,325
میدانم.

410
00:46:27,885 --> 00:46:29,525
مرا ببخش.

411
00:46:30,125 --> 00:46:32,885
خدا مرا ناقص آفرید.

412
00:46:37,685 --> 00:46:38,925
خیر

413
00:46:39,725 --> 00:46:41,085
نه به چی؟

414
00:46:41,925 --> 00:46:44,245
-نمیتونم ازدواج کنم
-چرا که نه؟

415
00:46:46,805 --> 00:46:49,565
-دوستم داری آسنا؟
-مشکل این نیست.

416
00:46:49,645 --> 00:46:52,125
دوستم داری؟ لطفا جواب بدین

417
00:46:55,605 --> 00:46:59,325
-آیا تا به حال به شما گفتم چرا من و کمال---
به آن مرد اهمیتی نمی دهم.

418
00:46:59,685 --> 00:47:02,085
حتی نمیتونی بگی دوستم داری

419
00:47:02,245 --> 00:47:05,525
تولگا، لطفا آرام باش. بگذار توضیح بدهم.

420
00:47:11,645 --> 00:47:14,845
پنج سال پیش،
زمانی که پدرم هنوز زنده بود، من ...

421
00:47:15,285 --> 00:47:17,365
تو، چی؟

422
00:47:18,485 --> 00:47:20,445
باردار شدم

423
00:47:22,645 --> 00:47:24,365
من با کمال خوشحال بودم.

424
00:47:24,445 --> 00:47:28,125
قرار بود به پدرم
بگوییم که قصد ازدواج داریم.

425
00:47:29,245 --> 00:47:32,525
کمال نمی خواست من در
هیچ عملیاتی شرکت کنم. او به من قول داد.

426
00:47:33,485 --> 00:47:36,125
او می ترسید که
اتفاقی بیفتد، بنابراین من موافقت کردم.

427
00:47:37,725 --> 00:47:39,845
هیچ کس از این موضوع خبر نداشت.

428
00:47:39,965 --> 00:47:42,685
نه پدرم، نه عرفان.

429
00:47:47,525 --> 00:47:50,245
سپس در آن ماه پدرم فوت کرد.

430
00:47:51,445 --> 00:47:55,685
ناامیدی، خشم من بر من چیره شد.
من در یک عملیات در نصیبین شرکت کردم.

431
00:47:56,725 --> 00:47:59,965
شما در آن ماموریت باردار بودید؟

432
00:48:04,565 --> 00:48:08,205
یادت هست که زخم کوچکی بود.
اما از هوش رفتم.

433
00:48:08,645 --> 00:48:12,365
پزشکان بدون اطلاع از بارداری،
دوز بالایی از مسکن به من دادند.

434
00:48:13,965 --> 00:48:16,765
من سقط داشتم...

435
00:48:17,525 --> 00:48:20,205
تولگا... به خاطر لجبازی
باعث شدم... عزیزم...

436
00:48:20,285 --> 00:48:22,445
باشه، لازم نیست...

437
00:48:22,965 --> 00:48:27,165
وقتی کمال متوجه شد
من را کاملاً بست.

438
00:48:27,325 --> 00:48:30,285
تمام اعمال و رفتار او
ساختگی به نظر می رسید.

439
00:48:30,565 --> 00:48:32,805
نمی توانستم بی مهری اش را ببخشم.

440
00:48:33,965 --> 00:48:36,325
باشه فهمیدم

441
00:48:36,445 --> 00:48:38,405
-نه نمیفهمی
-انجام میدهم.

442
00:48:38,485 --> 00:48:40,725
شما آن را دریافت نمی کنید!

443
00:48:42,125 --> 00:48:44,485
من نمیتونم زن باشم

444
00:48:45,205 --> 00:48:47,325
من نمیتونم مادر باشم

445
00:48:47,405 --> 00:48:50,205
اینجوری حالمون خوبه تولگا

446
00:48:51,845 --> 00:48:54,645
اینجوری بمونیم لطفا؟

447
00:48:57,925 --> 00:49:00,245
لطفا.

448
00:49:02,165 --> 00:49:04,245
خوب.

449
00:49:05,485 --> 00:49:07,805
باشه همینجوری میمونیم

450
00:49:14,085 --> 00:49:17,365
رئیس تورگوت تماس می گیرد. من باید برم.

451
00:49:17,525 --> 00:49:20,765
برای مهمانی سورپرایز کایا در HQ همدیگر را ملاقات خواهیم کرد.

452
00:49:21,525 --> 00:49:23,845
باشه دیر نمیام

453
00:49:23,925 --> 00:49:26,685
-تولگا.
-آره؟

454
00:49:27,565 --> 00:49:28,725
من تو را دوست دارم

455
00:49:29,765 --> 00:49:32,525
گاهی نمی توانم این را با کلمات بیان کنم.

456
00:49:41,805 --> 00:49:45,605
-چند دقیقه استراحت می کنیم!
-خب به خودت برس.

457
00:49:46,125 --> 00:49:47,965
شرط را باختی

458
00:49:48,045 --> 00:49:50,165
-ما انجام دادیم؟
-آره، کردی.

459
00:49:50,245 --> 00:49:52,245
بیا، وسیله نقلیه دوم منتظر است.

460
00:49:52,325 --> 00:49:54,365
پاک کن را بردارید. قسم می خورم
از دستم بر می آید.

461
00:49:54,445 --> 00:49:56,525
-تمومش کن دیگه
-به ما نگاه کن. ما در حال شستن ماشین ها هستیم

462
00:49:56,605 --> 00:49:58,765
من می روم،
اما برای بررسی شما برمی گردم.

463
00:49:58,965 --> 00:50:02,085
-باشه ببینیم
-چرا شرط می بندی؟ همیشه باختی

464
00:50:02,245 --> 00:50:05,405
-به خاطر تو.
-چی؟ به خاطر من؟ ما را وادار به شرط بندی کردی!

465
00:50:05,485 --> 00:50:07,565
طرف منو تمیز نکن ولش کن.

466
00:50:08,125 --> 00:50:12,285
شنیدم کایا خوبه پزشکان به او
اجازه دادند. او ساعت هشت اینجا خواهد بود.

467
00:50:12,365 --> 00:50:15,085
خبر عالی خدایا دلم براش تنگ شده بود

468
00:50:16,325 --> 00:50:19,685
چرا تازه کارها
وسایل نقلیه را نمی شویند؟

469
00:50:19,765 --> 00:50:22,325
من دارم آنها را درست می کنم. آنها دوباره یک شرط بندی را باختند.

470
00:50:22,405 --> 00:50:25,565
آنها مطمئناً دوست دارند همیشه در مقابل شما شرط بندی کنند
و ببازند.

471
00:50:26,805 --> 00:50:30,005
-چی میخونی؟
-کتاب مورد علاقه من.

472
00:50:30,525 --> 00:50:33,685
من آن را به Boss İrfan توصیه کردم، اما
نتوانستم مقاومت کنم و یکی برای خودم گرفتم.

473
00:50:34,485 --> 00:50:36,085
من باید بروم و آنها را بررسی کنم.

474
00:50:36,165 --> 00:50:38,605
آنها به کاپوت آسیب می رسانند.
اخیرا تعمیر شده است.

475
00:50:38,765 --> 00:50:41,125
کاپوت ماشین؟ زره است دختر زره!

476
00:50:43,885 --> 00:50:46,965
من هنوز نمی توانم باور کنم که
رئیس عرفان به خدمت بازگشته است.

477
00:50:47,365 --> 00:50:49,125
چرا؟

478
00:50:50,405 --> 00:50:54,125
همه چیز خیلی بد پیش می رفت،
حالا ناگهان بهتر شد.

479
00:50:54,805 --> 00:50:57,885
همه چیزهای خوب پایانی دارند.

480
00:50:59,165 --> 00:51:00,765
منظورت چیه؟

481
00:51:01,965 --> 00:51:05,325
یعنی هنوز نتوانسته ایم
کسانی را که این کارها را با او انجام داده اند به زندان بیاندازیم.

482
00:51:05,405 --> 00:51:08,125
خودت را گول نزن،
در حال حاضر هیچ چیز خوبی وجود ندارد.

483
00:51:08,725 --> 00:51:12,325
قبل از اینکه مرا در افسردگی فرو بری، باید کمی آفتاب بگیرم، کمال.

484
00:51:12,965 --> 00:51:15,285
نقطه طاس خود را در معرض آفتاب قرار ندهید.

485
00:51:32,445 --> 00:51:33,925
<i>خیلی خب...</i>

486
00:51:35,005 --> 00:51:36,365
خوب.

487
00:51:36,525 --> 00:51:39,325
-رئیس، منو احضار کردی؟
-لطفا بنشینید.

488
00:51:39,405 --> 00:51:41,765
به تو زنگ خواهم زد.

489
00:51:45,245 --> 00:51:47,325
ممنون، روز بخیر

490
00:51:48,845 --> 00:51:51,405
-خوش آمدی.
-متشکرم رئیس.

491
00:51:52,245 --> 00:51:55,005
من برای کایا جشن گرفته ام.

492
00:51:55,205 --> 00:51:57,525
تیم خیلی اصرار داشت.
دلشان برایش تنگ شده بود.

493
00:51:57,605 --> 00:52:00,685
خوب انجامش دادی
خوب، چه کسی او را می گیرد؟

494
00:52:00,765 --> 00:52:02,845
تان او را می راند.

495
00:52:02,925 --> 00:52:06,285
سپس
او را در کافه تریا غافلگیر می کنند.

496
00:52:07,325 --> 00:52:11,005
دلیل احضار شما
در مورد این جشن است.

497
00:52:11,565 --> 00:52:14,965
ما یک هشدار
از اطلاعات دریافت کردیم: هوشیار باشید.

498
00:52:15,045 --> 00:52:16,405
چی شد؟

499
00:52:17,485 --> 00:52:19,965
هشداری از منابع سطح بالا

500
00:52:20,045 --> 00:52:22,365
اگرچه معاون وزیر
در جلسه ای حضور داشت،

501
00:52:22,445 --> 00:52:25,085
بلافاصله آنجا را ترک کرد
و به منطقه امن رفت.

502
00:52:25,445 --> 00:52:28,045
تازه شروع به دریافت اطلاعات کردیم.

503
00:52:31,125 --> 00:52:34,165
چیست؟ داعش؟

504
00:52:34,245 --> 00:52:38,645
من هیچ سرنخی ندارم جریان اطلاعات
بسیار نامنظم و سردرگم است.

505
00:52:39,405 --> 00:52:41,365
بنابراین، با توجه به این ...

506
00:52:41,565 --> 00:52:45,245
در طول این جشن،
از چند تیم بخواهید که لباس بپوشند.

507
00:52:45,485 --> 00:52:48,285
من قبلا به عرفان اطلاع دادم.

508
00:52:49,525 --> 00:52:51,805
ما همیشه آماده ایم، رئیس.

509
00:52:52,765 --> 00:52:55,685
شما شعار ما را می دانید: "بدون اشتباه".

510
00:52:55,845 --> 00:52:57,885
اوه، من آن را نمی دانم.

511
00:52:58,205 --> 00:53:01,485
ببخشید نمی خواستم
جشن شما را خراب کنم.

512
00:53:01,645 --> 00:53:04,485
بهش اشاره نکن، رئیس. آن کار را تمام شده فرض کن.

513
00:53:05,565 --> 00:53:07,045
با تشکر.

514
00:53:09,885 --> 00:53:11,285
رئیس.

515
00:53:11,725 --> 00:53:14,325
اجازه صحبت صریح؟

516
00:53:14,405 --> 00:53:16,605
موضوع چیه؟

517
00:53:16,685 --> 00:53:20,245
وقتی رئیس عرفان در زندان بود،
تو بودی که ما را کنار هم نگه داشتی.

518
00:53:20,765 --> 00:53:25,405
من می دانم که شما ضد تروریسم اینتل هستید،
اما قلب شما یک عضو WOLF است.

519
00:53:25,925 --> 00:53:29,325
اگر تو نبودی مثل برگ در باد پراکنده می شدیم .

520
00:53:29,405 --> 00:53:31,165
خدا تو را حفظ کند.

521
00:53:31,285 --> 00:53:33,245
<i>ذهنم را روی آن گذاشتم</i>
<i>سپس آن را بیرون بیاورم</i>

522
00:53:33,565 --> 00:53:35,165
قهرمان تازه کار، خوش آمدید

523
00:53:35,565 --> 00:53:39,405
<i>دور نزدیک است</i>
<i>صحنه یک تله است</i>

524
00:53:39,485 --> 00:53:42,845
<i>یک زندانی در میدان جنگ</i>

525
00:53:43,685 --> 00:53:46,885
<i>بخواب، بیدار شو، و فراموش کنیم</i>

526
00:53:47,965 --> 00:53:49,285
کایا! ROCK OF A MAN!

527
00:53:49,365 --> 00:53:51,525
<i>من عاشق مشکلاتی در سرم هستم</i>

528
00:53:52,165 --> 00:53:54,205
<i>من کم می دانستم و کم می دانستم</i>

529
00:53:54,285 --> 00:53:55,885
شما به کمک احتیاج دارید؟

530
00:53:55,965 --> 00:53:57,645
<i>برای تعقیب رویایم تاکسی گرفتم</i>

531
00:53:57,725 --> 00:54:00,645
قد بلندتر نداری؟
بهش نگاه کن، دستی بهش نمیرسه

532
00:54:00,725 --> 00:54:03,725
باربی، تو داری با آتش بازی می کنی.

533
00:54:04,005 --> 00:54:06,485
ببین کج شده

534
00:54:07,085 --> 00:54:09,605
بیا دنبال من بله بچه ها مراقب باشید

535
00:54:09,685 --> 00:54:11,405
می افتد، مراقب باشید!

536
00:54:11,485 --> 00:54:13,765
به سمت راست بپیچید.

537
00:54:13,845 --> 00:54:15,365
آه، شمع ها را فراموش کردم!

538
00:54:15,445 --> 00:54:17,845
داداش این کیک جشنه
نه کیک تولد. نیازی نیست.

539
00:54:17,925 --> 00:54:19,645
شما نمی توانید بدون شمع جشن بگیرید.

540
00:54:19,725 --> 00:54:23,405
آقایان کایا یک قهرمان است.
الان شبیه تازه کارها هستی

541
00:54:23,565 --> 00:54:25,445
همه چیز دوباره به ما مربوط می شود.

542
00:54:25,525 --> 00:54:29,405
بچه ها ولش نکنید نانوایی
تعطیل است. زینب، کیک را حفظ کن!

543
00:54:30,445 --> 00:54:33,085
تو همین الان ادامه بده،
نگذار خانواده اش نگران باشند.

544
00:54:33,165 --> 00:54:35,685
-و کمربند ایمنی خود را ببندید.
-باشه رئیس.

545
00:54:37,285 --> 00:54:39,285
من می روم، رئیس.

546
00:54:43,965 --> 00:54:47,045
-رئیس.
-رئیس

547
00:54:47,485 --> 00:54:49,405
همه اینها واقعاً اتفاق می افتد.

548
00:54:49,485 --> 00:54:51,845
بله، رئیس، اینطور است.

549
00:54:53,885 --> 00:54:55,445
چی شد؟ تو غمگینی

550
00:54:55,525 --> 00:55:00,285
اطلاعات مشکوک شد،
گفتند گشت ها را زیاد کنید.

551
00:55:02,245 --> 00:55:03,085
شنیدم.

552
00:55:04,205 --> 00:55:06,045
به آنها نگاه.

553
00:55:06,885 --> 00:55:12,525
من اغلب از دست خودم خیلی عصبانی می شوم که
آنها را به جنگ می فرستیم و به راه آسیب می رسانم، رئیس.

554
00:55:13,365 --> 00:55:17,925
وقتی آنها را شاد می بینم،
دلم برای کسانی که دیگر بین ما نیستند تنگ می شود.

555
00:55:19,325 --> 00:55:20,405
غم مرا فرا می گیرد.

556
00:55:21,485 --> 00:55:23,365
میدانم.

557
00:55:23,445 --> 00:55:25,885
چگونه می توانید این غم را مدیریت کنید، رئیس؟

558
00:55:27,205 --> 00:55:28,965
من این کار را نمی کنم.

559
00:55:29,045 --> 00:55:34,005
خیلی وقته
که اینجا بوده که غم دوستم شده.

560
00:55:36,205 --> 00:55:38,245
تیم های دیگر کجا هستند؟

561
00:55:38,325 --> 00:55:40,485
ŞAHAN در Kızılay در حال گشت زنی است.

562
00:55:40,805 --> 00:55:44,285
آرسلان در حال کار در مسیر است.
بقیه در مرخصی هستند.

563
00:55:44,445 --> 00:55:47,245
چه مرخصی؟ من اجازه ندادم

564
00:55:47,605 --> 00:55:49,405
از ما نمی آید

565
00:55:49,485 --> 00:55:51,725
بوروکرات ها از آنجایی که فصل پایانی است به آنها اجازه دادند .

566
00:55:54,325 --> 00:55:57,525
من قصد دارم یک تماس تلفنی بگیرم.
قبل از آمدن کایا برمی گردم.

567
00:56:09,445 --> 00:56:11,245
Ece

568
00:56:11,325 --> 00:56:13,405
ببین چقدر بزرگ شدی

569
00:56:13,885 --> 00:56:16,205
-خوش آمدی.
-متشکرم.

570
00:56:16,925 --> 00:56:20,205
او آمد تا کیک بخورد
و با ما جشن بگیرد.

571
00:56:20,405 --> 00:56:23,005
و چه تصادفی،
این تولد او نیز هست.

572
00:56:26,045 --> 00:56:28,965
ایسه بیا اینجا
من شما را به بچه ها معرفی می کنم.

573
00:56:29,205 --> 00:56:31,005
عمو کمال کجاست؟

574
00:56:33,045 --> 00:56:36,405
من نمی دانم.
بیا بریم، شاید او را هم ببینیم.

575
00:56:41,565 --> 00:56:44,285
بچه ها ببینید کی اینجاست

576
00:56:45,445 --> 00:56:47,765
آیا با زینب آشنا شده اید؟

577
00:57:02,605 --> 00:57:05,165
بابا راحت

578
00:57:07,565 --> 00:57:09,445
او آنجاست، تان بزرگ!

579
00:57:10,245 --> 00:57:12,725
- بنابراین.
-چه کسی ، به آن گلدان نگاه کنید!

580
00:57:13,325 --> 00:57:17,485
تن، لطفا دیر نکن، باشه؟
پزشکان می گویند او هنوز خسته است.

581
00:57:17,565 --> 00:57:19,445
نگران نباش، او به موقع در رختخواب خواهد بود.

582
00:57:19,525 --> 00:57:22,285
-نیازی به عصا نیست
-دکتر گفت پس بگیر.

583
00:57:22,685 --> 00:57:24,605
باشه، یک... دو.

584
00:57:24,685 --> 00:57:27,405
بیا دیگه! باشه کم کن

585
00:57:28,165 --> 00:57:30,885
مجبورش کن بخورد، تان. او باید وزن اضافه کند.

586
00:57:30,965 --> 00:57:34,605
هی، اگر به اندازه تن
بخورم، به زودی از تپه ها پایین می روم.

587
00:57:34,805 --> 00:57:36,605
نگران نباشید. من از او مراقبت خواهم کرد.

588
00:57:36,685 --> 00:57:40,165
باشه من خوبم تو وارد شو.
مامان، اینجا نمان، بابا.

589
00:57:40,245 --> 00:57:42,285
خوب.

590
00:57:45,165 --> 00:57:47,845
باشه. خوش بگذره.

591
00:57:50,685 --> 00:57:54,045
چه جالب؟ قرار نبود بریفینگ نرفتیم؟

592
00:57:54,325 --> 00:57:56,445
ببخشید! چی؟

593
00:57:56,525 --> 00:57:59,085
اوه مرد، آیا قصد
یک سورپرایز یا چیزی را دارید؟

594
00:57:59,165 --> 00:58:01,605
تهویه هوا می خواهید؟
-شما بچه ها...

595
00:58:01,805 --> 00:58:03,765
باشه برو، طوری رفتار میکنم که انگار هیچی نمیدونم.

596
00:58:03,845 --> 00:58:06,485
-کمربندت رو ببند.
-برای من چه بر میداری؟

597
00:58:27,005 --> 00:58:28,965
-<i>سلام؟</i>
-سرهنگ اومیت، این عرفان است.

598
00:58:29,045 --> 00:58:33,245
-<i>رئیس عرفان، با احترام و احترام.</i>
-با احترام و احترام به شما دوست.

599
00:58:33,325 --> 00:58:34,405
<i>از شما متشکرم، رئیس.</i>

600
00:58:36,285 --> 00:58:39,645
-یه چیزی تو ذهنم هست.
-<i>بله برادر، این چیست؟</i>

601
00:58:40,965 --> 00:58:45,245
بچه های ما نگران چیزی هستند،
اما هیچ اطلاعات تایید شده ای وجود ندارد.

602
00:58:45,325 --> 00:58:48,085
نه برای TEM و نه برای ما.

603
00:58:48,165 --> 00:58:50,285
<i>چیزی نشنیدم.</i>

604
00:58:51,285 --> 00:58:55,285
-وضعیت در یگان ویژه چگونه است؟
-<i>ساکت، چون افسران اینجا نیستند.</i>

605
00:58:55,365 --> 00:58:59,405
<i>آنها هفته گذشته به شرناک فرستاده شدند.</i>
<i>فقط من و آجودانم باقی مانده ایم.</i>

606
00:58:59,685 --> 00:59:02,885
آیا آنها سربازان را بدون هلیکوپتر به شرق منتقل کردند ؟

607
00:59:02,965 --> 00:59:07,165
<i>بله، بچه های ما و نیروهای ویژه،</i>
<i>تیم های آس، همه به سمت شرق رفتند.</i>

608
00:59:07,325 --> 00:59:08,805
<i>همه پرندگان پارک شده اند.</i>

609
00:59:08,885 --> 00:59:11,565
-Ümit.
-<i>می‌دانم، یک چیزی بد است.</i>

610
00:59:11,645 --> 00:59:14,245
-ژنرال کجاست؟
-<i>در یک عروسی. چه کنیم؟</i>

611
00:59:14,325 --> 00:59:17,485
فوراً با او تماس بگیرید، پروتکل را حل کنید.
برای اطمینان به او اطلاع دهید.

612
00:59:17,565 --> 00:59:20,245
<i>راجر که.</i>
<i>زمانی که خبری داشته باشم با شما تماس خواهم گرفت.</i>

613
00:59:20,325 --> 00:59:21,645
خوب.

614
00:59:42,085 --> 00:59:46,245
جمعه 15 جولای

615
00:59:46,485 --> 00:59:47,805
ژنرال ها کجا هستند؟

616
00:59:47,885 --> 00:59:50,005
نه
فرمانده اینجاست و نه فرمانده آموزشی.

617
00:59:50,085 --> 00:59:51,325
سرهنگ افسر اجرایی با ما تماس گرفت .

618
00:59:52,765 --> 00:59:53,885
خوب.

619
00:59:53,965 --> 00:59:58,165
حالا به بهجت زنگ بزن
و بگو ما اینجا هستیم.

620
00:59:58,725 --> 01:00:01,765
-باید به عرفان زنگ بزنه و بهش خبر بده.
-باشه رئیس.

621
01:00:10,405 --> 01:00:11,805
برادر بهجت.

622
01:00:12,245 --> 01:00:15,205
<i>ما در فرماندهی کل ژاندارمری هستیم،</i>
<i>لطفا اطلاع دهید.</i>

623
01:00:15,285 --> 01:00:18,525
با ترمیناتور تماس بگیرید.
آیا این آخرالزمان است؟

624
01:00:18,605 --> 01:00:20,725
بله برادر. خوب.

625
01:00:21,045 --> 01:00:22,285
خوب.

626
01:00:25,965 --> 01:00:28,445
او به رئیس عرفان اطلاع می دهد.

627
01:00:28,525 --> 01:00:31,285
خوب آیا بازوی خود را دارید؟

628
01:00:31,365 --> 01:00:32,725
بله رئیس.

629
01:00:32,805 --> 01:00:33,645
آن را بارگیری کنید.

630
01:00:41,125 --> 01:00:43,205
رئیس، چه خبر است؟

631
01:00:43,565 --> 01:00:46,165
ضرب المثلی هست تولگا:

632
01:00:46,285 --> 01:00:50,365
"در پایان، ما
سخنان دشمنان خود را به یاد نمی آوریم،

633
01:00:50,525 --> 01:00:53,365
اما سکوت دوستانمان."

634
01:00:55,765 --> 01:00:57,485
با ترمیناتور تماس بگیرید.
آیا این آخرالزمان است؟

635
01:00:57,565 --> 01:00:58,965
7 تماس بی پاسخ

636
01:00:59,805 --> 01:01:03,565
آنها اینجا هستند! یک دو سه!

637
01:01:05,805 --> 01:01:09,005
تازه کار! تازه کار!

638
01:01:15,565 --> 01:01:18,245
من ترک می کنم!

639
01:01:21,205 --> 01:01:23,445
-حال شما خوب است؟
-من خوبم.

640
01:01:23,525 --> 01:01:26,765
تازه کار! تازه کار!

641
01:01:28,285 --> 01:01:33,005
کایا بزرگ! کایا بزرگ!

642
01:01:42,085 --> 01:01:45,725
-این چیه، با اون راه میری؟
-خوب میدونی...

643
01:01:47,805 --> 01:01:49,685
کمال کجاست؟

644
01:01:49,765 --> 01:01:53,365
نمی دونم،
دو ساعته دارم به اون دیپش زنگ می زنم.

645
01:01:53,765 --> 01:01:55,885
هی دختر ببین کی اینجاست

646
01:01:55,965 --> 01:01:58,045
-ایس؟
-ایسی

647
01:01:59,085 --> 01:02:00,285
بیا اینجا!

648
01:02:00,365 --> 01:02:03,845
-خوش اومدی عمو کایا.
-با تشکر. ببین چقدر خوشگلی

649
01:02:04,125 --> 01:02:05,885
بنابراین.

650
01:02:06,005 --> 01:02:07,685
برادر من.

651
01:02:07,765 --> 01:02:10,085
-آقای باران.
-خوش امدی برادر.

652
01:02:10,165 --> 01:02:11,485
با تشکر.

653
01:02:11,565 --> 01:02:14,125
خوش اومدی کایا چطوری؟

654
01:02:14,605 --> 01:02:18,045
اوه، متشکرم. این کیک است؟

655
01:02:18,565 --> 01:02:20,365
صدایت را نمی شنوم، موسیقی خیلی بلند است.

656
01:02:20,445 --> 01:02:22,965
امراه از امروز صبح 20 بار به من زنگ زدی . چه خبر؟

657
01:02:23,045 --> 01:02:25,925
<i>بارباروس، به من گوش کن.</i>
<i>فوری است، به من گوش کن!</i>

658
01:02:26,005 --> 01:02:29,005
<i>ما نرم افزار</i> <i>NVG را امروز صبح هک کردیم .</i>

659
01:02:29,085 --> 01:02:33,365
<i >از طریق یک نرم افزار شخص ثالث به نام Bylock به یک شبکه آنلاین مرتبط است</i> <i>.</i>

660
01:02:33,965 --> 01:02:37,205
خوب، کدام سرویس اطلاعاتی خارجی
است؟ رئیس اینجاست، ما به او اطلاع می دهیم.

661
01:02:37,525 --> 01:02:39,725
<i>این اطلاعات ترکیه است برادر!</i>

662
01:02:39,805 --> 01:02:43,605
<i>این اطلاعات توسط حداقل</i>
<i>250 تلفن همراه در داخل اطلاعات قابل دسترسی است.</i>

663
01:02:43,725 --> 01:02:46,525
<i>شبکه در ترکیه، در آنکارا است.</i>

664
01:02:49,845 --> 01:02:51,405
<i>آنجا هستی؟</i>

665
01:02:51,885 --> 01:02:54,085
من اینجا هستم. ادامه دادن.

666
01:02:54,165 --> 01:02:57,965
<i>می توانیم پیام های زنده آنها را مشاهده کنیم</i>
<i>چون نرم افزار را کرک کرده ایم.</i>

667
01:02:58,045 --> 01:03:01,205
<i>شما باور نخواهید کرد</i>
<i>آنچه در حال رخ دادن است.</i>

668
01:03:01,485 --> 01:03:04,285
چه خبره عمرا؟
چه خبره؟ به من بگو!

669
01:03:07,325 --> 01:03:10,205
آنها کجا هستند؟
گفت به موقع میرسه

670
01:03:10,285 --> 01:03:12,325
-رئیس، بهت زنگ زد؟
-کمال؟

671
01:03:12,405 --> 01:03:13,565
تولگا.

672
01:03:19,445 --> 01:03:22,285
نه کسی زنگ نزد

673
01:03:27,685 --> 01:03:30,405
فکر میکنی داری چیکار میکنی؟

674
01:03:31,765 --> 01:03:34,565
رئیس تورگوت، ما او را گرفتیم.

675
01:03:36,005 --> 01:03:38,925
خال داخلش را پیدا کردیم.

676
01:03:42,485 --> 01:03:45,085
-آیا مدرکی دارید؟
-اعتراف کرد

677
01:03:45,365 --> 01:03:48,925
پس چرا دهانش چسبیده است؟
بگذار او هم برای من اعتراف کند.

678
01:03:49,485 --> 01:03:52,525
آقا فکر نکنم متوجه بشی

679
01:03:53,285 --> 01:03:54,445
اوه، من.

680
01:03:55,125 --> 01:03:57,525
به خوبی می فهمم.

681
01:04:09,765 --> 01:04:12,645
<i>همه تیم های عملیات ویژه،</i>
<i>به وظیفه خود گزارش دهید!</i>

682
01:04:12,725 --> 01:04:16,245
<i>تکرار می کنم، همه تیم های عملیات ویژه</i>
<i>وظیفه امنیتی دارند.</i>

683
01:04:16,325 --> 01:04:19,365
<i>WOLF، ŞAHAN، ARSLAN،</i>
<i>Yangan، KUZGUN.</i>

684
01:04:19,445 --> 01:04:22,285
<i>تکرار می کنم، همه تیم های PSO برای انجام وظیفه گزارش می دهند.</i>

685
01:04:22,365 --> 01:04:23,405
همینجا صبر کن.

686
01:04:25,045 --> 01:04:26,525
چه خبر است؟

687
01:04:26,605 --> 01:04:29,765
رئیس، 3000 PSO خارج از وظیفه
پیام هایی را از برنامه Pigeon دریافت کردند.

688
01:04:29,845 --> 01:04:31,205
کل کشور.

689
01:04:33,125 --> 01:04:34,485
کایا بنشین پسرم

690
01:04:34,565 --> 01:04:36,965
وولف و همه افسران یونیفرم پوش،
دنبال من بیایید.

691
01:04:39,605 --> 01:04:41,805
هنوز چیزی مشخص نیست. اینجا.

692
01:04:41,885 --> 01:04:43,965
-رئیس، شما باید در مقر بمانید.
-اژدها کجا هستند؟

693
01:04:44,045 --> 01:04:45,725
-آماده رفتن هستند.
-اجرا کن!

694
01:04:45,805 --> 01:04:47,285
همه رو جمع کن

695
01:04:47,365 --> 01:04:50,245
شما فردی هستید که بالاترین رتبه
را در زمین دارید. بیا پسرم!

696
01:04:50,325 --> 01:04:52,245
بیایید آقایان بیا دیگه!

697
01:04:52,325 --> 01:04:54,965
-منم میام
-مسخره نکن همینجا بمون.

698
01:04:55,045 --> 01:04:56,605
مامانت منو زنده زنده میخوره

699
01:04:56,685 --> 01:04:59,925
با آن عصا
در جنگ ظاهر خوبی خواهید داشت.

700
01:05:02,485 --> 01:05:04,565
ایسه، عشق من.

701
01:05:04,725 --> 01:05:07,525
من کاری برای انجام دادن دارم، باشه؟
در اسرع وقت برمی گردم.

702
01:05:07,605 --> 01:05:11,765
نترس
هرگز کنار کایا را ترک نکن، باشه؟

703
01:05:11,845 --> 01:05:13,365
خیلی خوب؟

704
01:05:15,245 --> 01:05:18,005
با Ece بمان، باشه؟

705
01:05:26,845 --> 01:05:29,805
<i>شما شماره گیری کرده اید</i>
<i>تلفن طبقه بندی شده İrfan Aladağ.</i>

706
01:05:29,885 --> 01:05:32,245
<i>پیام خود را بگذارید،</i>
<i>با شما تماس خواهم گرفت.</i>

707
01:05:33,445 --> 01:05:35,725
<i>رئیس عرفان، این اومیت است.</i>

708
01:05:35,805 --> 01:05:39,005
<i>ژنرال مصطفی کمال در حال درگیر کردن</i>
<i>سربازان نافرمان در ژاندارمری است.</i>

709
01:05:39,085 --> 01:05:40,445
<i>ما باید از آنها حمایت کنیم!</i>

710
01:05:40,525 --> 01:05:43,885
<i>F-16 و کبراهای غیرمجاز</i>
<i>از پایگاه هوایی آکینجی گرفته شده اند.</i>

711
01:05:43,965 --> 01:05:47,685
<i>ژنرال زودتر عروسی را ترک کرد.</i>
<i>این هرج و مرج است، فوراً با من تماس بگیرید.</i>

712
01:05:55,525 --> 01:05:58,245
رئیس، مردان امراه رمز ارز را شکسته اند.

713
01:05:58,325 --> 01:06:00,325
تلاش برای کودتا در سراسر کشور وجود دارد.

714
01:06:00,765 --> 01:06:03,925
همه جا حمله میکنن...
تی آر تی ترک تلکام...

715
01:06:04,005 --> 01:06:07,165
واحدهای مسلح مستقر در نزدیکی شهرها
در حال نبرد بین خود هستند.

716
01:06:07,245 --> 01:06:09,965
-آه خدای عزیز.
-شروع شد

717
01:06:10,045 --> 01:06:12,325
باید به تورگوت برسیم.
ما به سمت TEM رانندگی می کنیم.

718
01:06:12,405 --> 01:06:14,205
ما نمی توانیم شما را در معرض خطر قرار دهیم، رئیس.

719
01:06:14,285 --> 01:06:16,965
کی میمیرم اگه امروز نه بهجت؟

720
01:06:17,045 --> 01:06:18,485
اژدها 1 با من، 2 با تو.

721
01:06:18,565 --> 01:06:20,285
بیایید آقایان، بیایید!

722
01:06:20,365 --> 01:06:22,485
بیایید برادران، بیایید!

723
01:06:31,445 --> 01:06:34,365
-اسلحه ات را زمین بگذار، رئیس تورگوت.
-تو هم با این خائن هستی؟

724
01:06:34,445 --> 01:06:37,805
-رئیس، اسلحه را زمین بگذار.
-ببین پسرم با دقت به حرفام گوش کن.

725
01:06:37,885 --> 01:06:41,125
این سرهنگ اینجا یک فتح الله واقعی است.

726
01:06:41,245 --> 01:06:43,165
این نقطه عطف زندگی شماست.

727
01:06:44,045 --> 01:06:47,245
هر کاری که اکنون انجام
خواهید داد بر آینده این ملت تأثیر خواهد گذاشت.

728
01:06:47,325 --> 01:06:50,325
به ما گفتند
مرد روی صندلی خیانتکار است.

729
01:06:50,405 --> 01:06:54,325
آقا من سربازم من فقط گوش
به فرمان فرمانده ام هستم.

730
01:06:54,405 --> 01:06:55,925
تفنگت را پایین بیاور، رئیس تورگوت!

731
01:06:56,005 --> 01:06:59,925
اولین و آخرین فرمان
شما محافظت از جمهوری آتاتورک است.

732
01:07:00,005 --> 01:07:02,605
او اولین و آخرین فرمانده شماست!

733
01:07:02,685 --> 01:07:05,165
اگر لازم است
برای این امر بمیر، ستوان!

734
01:07:05,245 --> 01:07:06,645
خفه شو تورگوت!

735
01:07:06,725 --> 01:07:09,765
بایستید حتی اگر به من شلیک کرد.

736
01:07:19,325 --> 01:07:22,325
اوه خیلی حرف میزنی

737
01:07:24,765 --> 01:07:26,125
"چرا تولگا؟"

738
01:07:27,525 --> 01:07:29,485
"من برای تو مثل یک پدر بودم، تولگا."

739
01:07:29,565 --> 01:07:31,405
حرف عاقلانه ای نیست؟

740
01:07:43,485 --> 01:07:46,045
او آنجاست؛
سرباز مصطفی کمال.

741
01:07:47,925 --> 01:07:49,685
با من حرف بزن! به من!

742
01:07:49,765 --> 01:07:50,845
<i>دوستان!</i>

743
01:07:51,605 --> 01:07:53,405
روز فرا رسیده است!

744
01:07:53,485 --> 01:07:58,445
نیم ساعت پیش در مقر نیروی هوایی پلیس بمب گذاری شد .

745
01:07:59,325 --> 01:08:01,045
هفت شهید از دست دادیم.

746
01:08:01,525 --> 01:08:04,525
پیامی برای همه
از طریق تلفن ارسال شد.

747
01:08:05,045 --> 01:08:09,765
هزاران PSO به ندای
وظیفه از گرمای خانه های خود گوش می دهند.

748
01:08:10,805 --> 01:08:13,165
همه به ایستگاه های خود گوش می دهند.

749
01:08:13,525 --> 01:08:16,645
ارسلان، ستاد. کوزگون، ترکست.

750
01:08:17,485 --> 01:08:19,325
WOLF و ŞAHAN، ستاد کل.

751
01:08:19,805 --> 01:08:22,805
یانگان، سازمان. کرتال، پارلمان.

752
01:08:23,285 --> 01:08:24,885
هرگز فراموش نکن!

753
01:08:25,565 --> 01:08:29,685
پلیس و سربازان ترکیه
جدایی ناپذیرند!

754
01:08:30,685 --> 01:08:33,805
برادران را با خائنان اشتباه نگیرید!

755
01:08:34,365 --> 01:08:36,685
هیچ اشتباهی مرتکب نخواهد شد!

756
01:08:37,685 --> 01:08:39,885
انشالله که برکت داشته باشی!

757
01:08:49,645 --> 01:08:51,645
نترس، باشه؟

758
01:09:00,365 --> 01:09:03,405
-سلام؟
-<i>کایا، این من هستم، ستوان اول گوکچه.</i>

759
01:09:05,165 --> 01:09:07,125
ستوان، لطفا ادامه دهید.

760
01:09:07,205 --> 01:09:08,645
<i>کایا، من نمی توانم برای مدت طولانی صحبت کنم.</i>

761
01:09:08,725 --> 01:09:12,005
<i>لطفاً بدانید که</i>
<i>هواپیماهای خائن در هوا هستند.</i>

762
01:09:12,525 --> 01:09:14,205
هواپیمای خائن؟

763
01:09:14,645 --> 01:09:18,245
<i>فرمانده ما هواپیماهای وفادار می فرستد</i>
<i>از اسکی شهیر برای محافظت از رئیس جمهور.</i>

764
01:09:18,325 --> 01:09:20,805
<i>من نیز در حال پرواز هستم.</i>
<i>به مردان خود بگویید آنکارا--</i>

765
01:09:22,005 --> 01:09:23,965
سلام؟

766
01:09:24,045 --> 01:09:25,205
سلام!

767
01:09:26,685 --> 01:09:28,725
ستوان؟ سلام!

768
01:09:55,605 --> 01:09:59,045
یک دشمن
دوباره به سرزمین مادری شما حمله می کند.

769
01:10:02,245 --> 01:10:05,925
جد شما شمشیر خود را
از قبر بیرون می آورد.

770
01:10:09,445 --> 01:10:12,325
خیلی خوب با شعر بمیر.

771
01:10:21,445 --> 01:10:24,885
-آنها در تلکام هستند، خطوط مرده است.
-همه آماده اند؟ تیم اول!

772
01:10:25,205 --> 01:10:27,765
-ما آماده ایم رئیس!
-دو آماده است.

773
01:10:30,045 --> 01:10:32,165
می گوید برخیز!

774
01:10:32,245 --> 01:10:35,525
صالحان را با ظلم مجروح کردند.

775
01:10:36,045 --> 01:10:39,325
تو پسر آتیلا هستی، هرگز فراموش نکن!

776
01:10:43,485 --> 01:10:46,045
کمال را تماشا کن، تماشا کن!

777
01:10:46,725 --> 01:10:49,805
ببینید چگونه رئیس دیگری را می کشم.

778
01:11:05,045 --> 01:11:08,565
رئیس، خائنان خواستار حمایت از
مرکز آموزش ژاندارمری هستند.

779
01:11:08,645 --> 01:11:11,325
رئیس، چه کسی مانع این حرامزاده ها
در ژاندارمری می شود؟

780
01:11:11,405 --> 01:11:14,245
<i>ژنرال مصطفی... او سمت خود را حفظ خواهد کرد</i>
<i>تا زمانی که به آنجا برسیم.</i>

781
01:11:14,325 --> 01:11:16,765
<i>آماده ایم؟ عجله کنید!</i>

782
01:11:17,445 --> 01:11:21,285
نگو تمدن،
او ناشنوا است، هرگز نخواهد شنید.

783
01:11:24,365 --> 01:11:29,565
سنگ روی سنگ نگذارید.
دریغ نکنید، همه آنها را خرد کنید.

784
01:13:22,885 --> 01:13:24,885
یک بار، یک کودک بود، کمال.

785
01:13:25,965 --> 01:13:27,885
او را "یتیم" می نامیدند.

786
01:13:28,605 --> 01:13:29,965
او افراد زیادی را کشت.

787
01:13:32,605 --> 01:13:34,445
برخی از قتل های او وجدان او را آزار می دهد.

788
01:13:36,325 --> 01:13:37,925
همیشه او را آزار خواهند داد...

789
01:13:39,565 --> 01:13:41,965
مثل اینکه نتونستم آسنا رو نجات بدم.

790
01:13:42,965 --> 01:13:45,245
اعدام رئیس تورگوت

791
01:13:45,325 --> 01:13:48,125
اما اتفاقی که برای شما
می افتد او را ناراحت نمی کند.

792
01:13:55,485 --> 01:13:59,725
نه زمانی که به خاطر
قتل رئیس تورگوت سرزنش می شوید،

793
01:14:01,605 --> 01:14:04,285
و نه زمانی که به سرعت شما را دار می زنند.

794
01:14:20,285 --> 01:14:26,365
گرگ

