﻿1
00:24:52,900 --> 00:24:55,900
‫

2
00:00:07,990 --> 00:00:14,700
{\an8}‫

3
00:01:47,690 --> 00:01:48,900
‫بسیار خب.

4
00:01:49,330 --> 00:01:51,370
‫در این ‌صورت، بذار اینو بهت بگم...

5
00:01:51,590 --> 00:01:54,090
‫کاسکه

6
00:01:52,010 --> 00:01:55,770
‫بانوی عزیزت زمانی که چشمت بهش نبوده
‫ چه کارهایی در سر داشته.

7
00:01:58,060 --> 00:01:59,140
‫یه نامه؟

8
00:01:59,130 --> 00:02:02,050
‫کاسکه

9
00:02:02,080 --> 00:02:04,790
‫قلمرو خاندان شرقی

10
00:02:02,490 --> 00:02:08,190
‫وقتی به پایتخت برگشتید، لطفاً به عرض
‫ اعلی‌حضرت برسونید از نگرانی‌شون سپاسگزاریم.

11
00:02:08,510 --> 00:02:12,790
‫حتماً. قول می‌دم به اعلی‌حضرت اطلاع بدم.

12
00:02:21,370 --> 00:02:23,280
‫می‌تونم کمک‌تون کنم؟

13
00:02:23,280 --> 00:02:24,110
‫ها؟

14
00:02:25,950 --> 00:02:30,410
‫پس حتماً شما و بانوی دوم 
‫خیلی باهم صمیمی هستید، کاسکه-دونو.

15
00:02:30,410 --> 00:02:31,860
‫چنین جسارتی نمی‌کنم!

16
00:02:30,410 --> 00:02:37,200
‫خدمتکار خاندان شرقی
‫کاسکه

17
00:02:33,450 --> 00:02:37,200
‫ولی ایشون قلب مهربونی دارن.

18
00:02:37,720 --> 00:02:42,430
‫حتی به کلاغ تپه‌ایِ بی‌کس‌وکاری
‫ مثل من هم حرف‌های قشنگی می‌زنن.

19
00:02:43,140 --> 00:02:47,590
‫حاضرم هرکاری براشون انجام بدم.

20
00:02:48,970 --> 00:02:53,570
‫دفعه بعدش که از خاندان شرقی بازدید کردم،
‫کاسکه دیگه اونجا نبود.

21
00:02:53,570 --> 00:02:58,350
‫اکثر افراد تصور می‌کردن از برخوردی که
‫ باهاش می‌شه ناراضیه و فرار کرده.

22
00:02:58,350 --> 00:03:01,150
‫و درست قبل از اون، یه نفوذی اینجا قشقرق به‌پا کرد.

23
00:03:01,470 --> 00:03:04,570
‫من این نامه رو تو آخرین لحظه از آتیش بیرون آوردم.

24
00:03:05,150 --> 00:03:07,790
‫تـ ـ توش چی نوشته؟

25
00:03:28,350 --> 00:03:32,640
‫«ازت می‌خوام بدون اینکه
‫ به کسی چیزی بگی، بیای منو ببینی.»

26
00:03:32,640 --> 00:03:37,410
‫در اولین شب بدون ماه بعد از تاناباتا منتظرت هستم.

27
00:03:39,640 --> 00:03:42,320
‫به جایی بیا که کیمونوی قرمز پهن شده و-

28
00:03:43,020 --> 00:03:47,580
‫کیمونوی قرمز بیرون تالار بهار نیست،
‫ بلکه بیرون تالار پاییزه!

29
00:03:47,580 --> 00:03:48,480
‫ها؟

30
00:03:49,190 --> 00:03:54,380
‫آسبی، تو از عمد اون مرد رو پیش من فرستادی؟!

31
00:03:54,380 --> 00:03:56,200
‫اشتباه می‌کنید، ماسوهو-ساما!

32
00:03:56,200 --> 00:04:00,830
‫من سعی کردم یه کیمونوی قرمز 
‫درست جلوی اتاقم پهن کنم!

33
00:04:00,830 --> 00:04:01,860
‫ولی...

34
00:04:01,860 --> 00:04:04,460
‫تـ ـ تقصیرش گردن منه!

35
00:04:04,770 --> 00:04:10,300
‫من کیمونو رو برداشتم، 
‫و اصلاً نمی‌دونستم برای چه کاری بود.

36
00:04:10,660 --> 00:04:13,510
‫بانوی من هیچ‌‌وقت قصد خرابکاری نداشته.

37
00:04:13,510 --> 00:04:17,470
‫خیلی راحت می‌تونست پیش‌بینی کنه
‫ که قراره جلوشو بگیری.

38
00:04:17,470 --> 00:04:19,650
‫این فقط حدس و گمانه!

39
00:04:20,000 --> 00:04:22,830
‫می‌بینم وفاداری ندیمه‌ها خیلی سفت‌وسخته.

40
00:04:24,550 --> 00:04:26,730
‫شنیدم کاسکه توانایی خوندن نداشته.

41
00:04:27,210 --> 00:04:30,900
‫چی؟ مگه همچین چیزی ممکنه؟

42
00:04:31,210 --> 00:04:36,490
‫خیلی هم دور از ذهن نیست، 
‫مخصوصاً بین فقرا و کلاغ‌های تپه‌ای روستایی.

43
00:04:37,260 --> 00:04:43,060
‫سامومو نامه‌ت رو برای کاسکه خونده
‫ و جوابش رو برات نوشته.

44
00:04:45,670 --> 00:04:48,170
‫متوجهش نشدی؟ حدس می‌زدم.

45
00:04:50,570 --> 00:04:52,880
‫ممنون که رفتی، سامومو.

46
00:04:53,310 --> 00:04:55,440
‫چطور پیش رفت؟ جوابی ازش گرفتی؟

47
00:04:57,050 --> 00:04:58,830
‫ممنونم!

48
00:04:58,830 --> 00:05:02,100
‫حتماً خسته‌ای. امروز استراحت کن.

49
00:05:15,670 --> 00:05:18,410
‫سامومو مثل همیشه به‌نظر نمیاد.

50
00:05:18,410 --> 00:05:22,090
‫فکر کنم فهمید که یه نوکر رو به اینجا احضار کردم.

51
00:05:22,440 --> 00:05:24,730
‫سامومو به هیچ‌کس چیزی نمی‌گه، مگه نه؟

52
00:05:25,220 --> 00:05:29,680
‫اگه همه ازش خبردار بشن، باید از کاخ برم بیرون؟

53
00:05:34,230 --> 00:05:37,610
‫حالا باید چیکار کنم،

54
00:05:38,600 --> 00:05:40,180
‫فوجینامی-ساما؟

55
00:05:44,200 --> 00:05:47,400
‫تقریباً همینطوری بود، نه، فوجینامی؟

56
00:05:47,880 --> 00:05:51,220
‫فوجینامی-ساما ناخوش‌احوال هستن.

57
00:05:51,220 --> 00:05:53,450
‫حتی شما هم حق زدن چنین تهمتی رو...

58
00:05:56,810 --> 00:05:59,460
‫حالا بیاید یه نامه‌ی دیگه رو بخونیم.

59
00:05:59,460 --> 00:06:03,200
‫اون... نامه‌ایه که من برای شما نوشتم!

60
00:06:03,200 --> 00:06:06,590
‫وقتی اولین نامه‌م رو از اعلی‌حضرت دریافت کردم 
‫انقدر خوشحالم کرد که

61
00:06:06,590 --> 00:06:08,760
‫بلافاصله یه نامه بهشون فرستادم.

62
00:06:08,760 --> 00:06:14,390
‫بله. و من نامه‌های کاملاً یکسانی به تمام بانوان نوشتم.

63
00:06:15,050 --> 00:06:19,590
‫ولی به دلایلی، فقط همین یک پاسخ رو گرفتم.

64
00:06:17,560 --> 00:06:19,980
‫ولیعهد سلطنتی

65
00:06:24,690 --> 00:06:26,960
‫فقط تالار بهار نامه‌ی اعلی‌حضرت رو دریافت کرد؟

66
00:06:27,500 --> 00:06:30,470
‫اوکوگی-دونو، این حقیقت داره؟!

67
00:06:30,470 --> 00:06:31,750
‫ر ـ راستش...

68
00:06:31,750 --> 00:06:34,350
‫صبر کنید! اوکوگی رو مقصر ندونید.

69
00:06:34,730 --> 00:06:38,400
‫انقدر گیج شده بودم که
‫ خوب به همه‌چیز فکر نکردم.

70
00:06:38,400 --> 00:06:41,280
‫خیلی گستاخی که داری مظلوم‌نمایی می‌کنی.

71
00:06:41,280 --> 00:06:45,660
‫نگو که تو و هامایو باهمدیگه اون نامه‌ها رو دزدیدین؟

72
00:06:46,170 --> 00:06:49,960
‫فکر نکنم هامایو-ساما دزد نامه‌ها بوده باشه.

73
00:06:50,270 --> 00:06:55,880
‫منظورت چیه؟ هامایو خودش به دزدی اعتراف کرده!

74
00:06:56,380 --> 00:06:59,860
‫منم فکر می‌کنم هامایو بی‌گناهه.

75
00:07:00,160 --> 00:07:02,590
‫نامه‌ها تحت نظارت سفت‌وسختی بودن.

76
00:07:02,950 --> 00:07:07,770
‫نامه‌های تالار شکوفه گیلاس به تالار اقاقیا فرستاده می‌شن،

77
00:07:07,770 --> 00:07:10,730
‫که ندیمه‌های هر خاندان اون‌ها رو دریافت می‌کنن.

78
00:07:11,340 --> 00:07:14,570
‫این روش فرصتی رو برای
‫ دزدین نامه‌های دیگران نمی‌ذاره.

79
00:07:14,570 --> 00:07:18,530
‫و این نه فقط برای هامایو، برای همه ما صدق می‌کنه.

80
00:07:18,530 --> 00:07:20,320
‫ولی نامه‌ها واقعاً-

81
00:07:21,020 --> 00:07:25,790
‫گفتید تمام مکاتبه‌های توی
‫ تالار اقاقیا ذخیره می‌شه، درسته؟

82
00:07:26,300 --> 00:07:29,580
‫پس حتی اگه ما بهش دسترسی نداشتیم، ممکنه...

83
00:07:36,160 --> 00:07:39,590
‫بـ ـ برادر، من...

84
00:07:41,620 --> 00:07:44,380
‫لطفاً منو ببخشید، برادر!

85
00:07:45,340 --> 00:07:47,800
‫کار احمقانه‌ای کردم.

86
00:07:47,800 --> 00:07:52,020
‫فقط آرزو داشتم بانو آسبی همنشین‌تون بشه.

87
00:07:52,400 --> 00:07:55,370
‫قایم‌کردن نامه‌هام امری بی‌اهمیته.

88
00:07:55,370 --> 00:07:59,790
‫حداقل در مقایسه با جرم دیگه‌ای که مرتکب شدی، فوجینامی.

89
00:08:12,880 --> 00:08:14,550
‫متوجه شدم.

90
00:08:14,550 --> 00:08:19,130
‫با سامومو حرف می‌زنم. هیچ حرفی 
‫درمورد نوکرتون به کسی نمی‌گه.

91
00:08:19,130 --> 00:08:21,800
‫ولی خیلی حس بدی بهش دارم.

92
00:08:22,260 --> 00:08:25,640
‫سامومو عاشق صحبت با دیگرانه. 
‫اگه از زیر زبونش در بره چی؟

93
00:08:25,970 --> 00:08:28,530
‫مطمئنم زیادی نگران هستید.

94
00:08:28,530 --> 00:08:32,190
‫سامومو وظیفه خودشو می‌دونه،
‫و دختر باهوشی هم هست.

95
00:08:38,090 --> 00:08:43,170
‫درسته. بدون شک حق با شماست.

96
00:08:43,170 --> 00:08:45,230
‫اونه-ساما، امم...

97
00:08:45,230 --> 00:08:49,810
‫منو ببخش که تو همچین زمان پرمشغله‌ای مزاحمت شدم.

98
00:08:59,240 --> 00:09:01,340
‫تمام این مدت خوب بهم خدمت کردی.

99
00:09:01,860 --> 00:09:05,300
‫می‌تونی اینو داشته باشی.
‫ فوراً از کاخ شکوفه گیلاس بیرون برو.

100
00:09:06,150 --> 00:09:08,070
‫این برای آسبی-ساماست؟

101
00:09:08,070 --> 00:09:12,070
‫اون اصلاً آدمی نیست که شما تصور می‌کنید.

102
00:09:12,070 --> 00:09:12,810
‫اون-

103
00:09:13,150 --> 00:09:14,240
‫بسه دیگه.

104
00:09:14,240 --> 00:09:15,900
‫گفتم برو. پس زودباش.

105
00:09:15,900 --> 00:09:18,690
‫اون می‌خواد برای به‌دام انداختن رقباش، اونا رو-

106
00:09:18,690 --> 00:09:20,900
‫نمی‌خوام حرف دیگه‌ای از زبونت بشنوم!

107
00:09:20,900 --> 00:09:23,450
‫خواهش می‌کنم! لطفاً به حرفام گوش بدید!

108
00:09:28,650 --> 00:09:30,120
‫آفتاب طلوع کرد.

109
00:09:30,780 --> 00:09:32,890
‫همین الان پرواز کن و برو.

110
00:09:32,890 --> 00:09:34,850
‫یه کلاغ تپه‌ای مثل تو حتماً پرواز بلده!

111
00:09:34,850 --> 00:09:35,800
‫مراقب-

112
00:10:06,910 --> 00:10:08,450
‫نگران نباشید.

113
00:10:08,450 --> 00:10:12,050
‫من؛ تاکیموتو، امنیت شما رو تضمین می‌کنم.

114
00:10:15,500 --> 00:10:17,390
‫نمی‌دونستم.

115
00:10:17,390 --> 00:10:20,580
‫فکر می‌کردم کلاغ‌های تپه‌ای
‫ هروقت بخوان می‌تونن پرواز کنن.

116
00:10:20,580 --> 00:10:22,420
‫از کجا می‌دونستم کیمونوش توی دست‌وپا می‌ره؟

117
00:10:24,340 --> 00:10:26,800
‫فقط می‌خواستم از اینجا بره.

118
00:10:27,940 --> 00:10:30,640
‫نمی‌خواستم بانو آسبی مشکلی داشته باشه.

119
00:10:30,640 --> 00:10:34,110
‫نمی‌خواستم بانو آسبی ازم ناامید بشه!

120
00:10:36,570 --> 00:10:38,780
‫تو  هم مقصری، تاکیموتو.

121
00:10:39,470 --> 00:10:44,810
‫وقتی کاسکه از ترس فرار می‌کرد کشتیش،
‫دزد خطابش کردی،

122
00:10:44,810 --> 00:10:49,160
‫و با تغییر حقیقت ادعا کردی سامومو 
‫بعد درگیری باهاش سقوط کرده.

123
00:10:49,500 --> 00:10:51,590
‫همه اینا برای حفاظت از اربابت.

124
00:10:52,670 --> 00:10:59,260
‫جسد سامومو-سان شکل نیمه‌انسان و نیمه‌کلاغ داشت.

125
00:10:59,640 --> 00:11:02,630
‫سراسیمه تا آخرین لحظه برای پرواز تقلا کرد.

126
00:11:07,770 --> 00:11:10,010
‫سـ ـ سامومو!

127
00:11:15,730 --> 00:11:19,010
‫متأسفم، متأسفم، متأسفم!

128
00:11:23,210 --> 00:11:26,560
‫دلم به‌حال فوجینامی-ساما می‌سوزه.

129
00:11:27,520 --> 00:11:28,910
‫دلت می‌سوزه؟

130
00:11:30,110 --> 00:11:35,130
‫حتماً‌ متوجه شدی احساس خاصی نسبت بهت پیدا کرده،

131
00:11:35,130 --> 00:11:38,120
‫که به‌خاطر تو نامه‌هام به دیگر بانوان رو قایم کرده.

132
00:11:38,440 --> 00:11:42,220
‫متوجه شدم، و خیلی عذابم داد.

133
00:11:42,220 --> 00:11:45,750
‫نسبت به شیاراتاما-ساما و ماسوهو-نو-سوسوکی-ساما 
‫احساس گناه کردم.

134
00:11:46,270 --> 00:11:51,470
‫اما فوجینامی-ساما از سر مهربونی برام انجامش داد.

135
00:11:52,040 --> 00:11:55,270
‫امکان نداشت بتونم به‌خاطر این مقصرش بدونم.

136
00:11:55,880 --> 00:11:57,870
‫پس سامومو چی؟

137
00:11:57,870 --> 00:12:02,220
‫اصلاً به فکرت خطور نکرد که فوجینامی چیکار می‌کنه

138
00:12:02,220 --> 00:12:05,460
‫اگه حرف ترک کاخ رو بزنی
‫ و برای کمک به پاش افتادی؟

139
00:12:06,780 --> 00:12:08,500
‫نکنه منظورتون...

140
00:12:08,500 --> 00:12:11,050
‫فوجینامی-ساما حرفمو اشتباه فهمید؟!

141
00:12:14,950 --> 00:12:17,540
‫اوه، چقدر بد!

142
00:12:17,540 --> 00:12:20,870
‫نتونستم درست حرفمو منتقل کنم،

143
00:12:20,870 --> 00:12:24,140
‫ولی هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم
‫ اون همچین کار وحشتناکی کنه!

144
00:12:26,050 --> 00:12:28,490
‫تمام مسئولیتش گردن منه.

145
00:12:29,130 --> 00:12:33,520
‫اگه فقط از مهربونیِ فوجینامی-ساما
‫ سوءاستفاده نمی‌کردم...

146
00:12:33,520 --> 00:12:36,350
‫لطفاً منو ببخش، فوجینامی-ساما.

147
00:12:39,760 --> 00:12:44,180
‫سامومو و کاسکه لازم نبود بمیرن.

148
00:12:44,740 --> 00:12:47,470
‫واقعاً چه عاقبت بدی به سرمون اومد.

149
00:13:14,560 --> 00:13:17,460
‫نمی‌تونم بدخواهیت رو ثابت کنم.

150
00:13:21,620 --> 00:13:26,320
‫اعلی‌حضرت، برای زمانی خیلی طولانی،
‫من همیشه از صمیم قلب شما رو-

151
00:13:26,700 --> 00:13:29,910
‫ولی متأسفم که اینو می‌گم. من ازت متنفرم.

152
00:13:37,320 --> 00:13:39,750
‫اونه-ساما...

153
00:13:47,980 --> 00:13:50,460
‫برادر...!

154
00:14:26,520 --> 00:14:28,470
‫منتظرت گذاشتم، سومی.

155
00:14:28,470 --> 00:14:29,800
‫«سومی»؟

156
00:14:30,190 --> 00:14:32,580
‫هوی. بهتره با حقیقت روبرو شی.

157
00:14:32,930 --> 00:14:34,740
‫نکنه اسم قدیمیت رو یادت رفته؟

158
00:14:34,740 --> 00:14:39,240
‫یا اینکه از صخره پایین افتادن مختو جابه‌جا کرده؟

159
00:14:39,790 --> 00:14:42,990
‫ای... لاغرمردنی نکبت!

160
00:14:42,990 --> 00:14:44,890
‫هـ ـ هامایو-ساما؟!

161
00:14:46,410 --> 00:14:50,540
‫واقعاً که! بدجوری نگرانم کردی!

162
00:14:58,530 --> 00:15:02,060
‫خب، از کِی فهمیدی من سومی بودم؟

163
00:15:02,610 --> 00:15:04,830
‫وقتی از خاندان جنوبی پرس‌وجو کردم.

164
00:15:05,290 --> 00:15:08,670
‫از قرار معلوم رفیق جرم‌وجنایتم
‫ به‌عنوان یه بانو وارد کاخ شده.

165
00:15:09,480 --> 00:15:12,020
‫فرض گرفتم اون هشدار از طرف تو بوده.

166
00:15:12,420 --> 00:15:15,780
‫بالأخره کسای زیادی نیستن که طرف منو بگیرن.

167
00:15:17,270 --> 00:15:19,950
‫گمونم نمی‌شه بهت رکب زد.

168
00:15:23,930 --> 00:15:26,350
‫از ماسوهو-نو-سوسوکی یه نامه گرفتم.

169
00:15:26,710 --> 00:15:28,580
‫اینطوری نوشت که بهت پناه داده بود،

170
00:15:29,140 --> 00:15:33,400
‫و اینکه اعتراف کردی نامه‌هایی که
‫ اصلاً نزدیک‌شونم نبودی رو دزدیدی.

171
00:15:33,400 --> 00:15:34,870
‫ای دهن‌لق...

172
00:15:34,870 --> 00:15:37,490
‫و برای فوجینامی هم کاری نکردی.

173
00:15:37,490 --> 00:15:40,760
‫سعی کردی از خانواده‌ش توی خاندان غربی محافظت کنی.

174
00:15:41,160 --> 00:15:45,540
‫خدشه‌دار شدن اعتبارشون
‫ توی تصمیم ازدواجم با ماسوهو تأثیر می‌ذاره.

175
00:15:45,540 --> 00:15:47,680
‫جدی خیلی باهوشی.

176
00:15:48,730 --> 00:15:51,610
‫روی ماسوهو-نو-سوسوکی تمام شرطمو بستم.

177
00:15:51,610 --> 00:15:55,920
‫اگه یکی بخواد بیشتر از هرکس دیگه‌ای
‫ لایق همنشین بودنت باشه، اونه.

178
00:15:55,920 --> 00:15:57,670
‫خب، بد نمی‌گی.

179
00:15:58,330 --> 00:16:02,260
‫پس چرا عمداً ترغیبش کردی تا بهت بی‌محلی کنه؟

180
00:16:02,260 --> 00:16:03,420
‫متوجه شدی؟

181
00:16:03,420 --> 00:16:05,890
‫دوباره از ماسوهو-نو-سوسوکی درخواست کن.

182
00:16:06,210 --> 00:16:07,810
‫ماسوهو قسم الهی خورده.

183
00:16:07,810 --> 00:16:10,850
‫هنوز دیر نشده. خودم باهاش حرف می‌زنم.

184
00:16:10,850 --> 00:16:14,890
‫بین چهار خاندان، فقط غرب می‌تونه حافظتتو تضمین کنه.

185
00:16:14,890 --> 00:16:16,330
‫خودم می‌دونی دیگه، نه؟

186
00:16:18,560 --> 00:16:19,620
‫مسخره‌بازی رو بس کن!

187
00:16:20,110 --> 00:16:22,280
‫الان بحث جونت وسطه!

188
00:16:23,750 --> 00:16:25,950
‫ممنونم، سومی.

189
00:16:32,490 --> 00:16:34,640
‫می‌خوام وضع فعلی رو تغییر بدم.

190
00:16:35,220 --> 00:16:39,980
‫ملکه و کینو به‌وسیله چهار خاندان
‫ روابط دربار رو مخدوش کردن.

191
00:16:39,980 --> 00:16:41,600
‫می‌خوام به حالت قبل برش گردونم.

192
00:16:42,240 --> 00:16:45,680
‫برای عملی کردنش، خاندان سلطنتی باید بی‌طرف باشه.

193
00:16:45,680 --> 00:16:49,110
‫برای همنشینم هم، به زنی نیاز دارم که به وظیفه‌ش عمل کنه

194
00:16:49,110 --> 00:16:52,980
‫ولی کسی که تعادل چهار خاندان رو به‌هم نمی‌زنه.

195
00:16:53,290 --> 00:16:55,300
‫می‌فهمم منطقت از کجا میاد،

196
00:16:55,300 --> 00:16:57,580
‫ولی از کجا می‌خوای همچین زنی-

197
00:16:59,560 --> 00:17:00,780
‫هامایو.

198
00:17:01,570 --> 00:17:07,490
‫تو رو اونقدر به‌شکل خاصی نمی‌بینم، 
‫و دوستت هم ندارم.

199
00:17:07,880 --> 00:17:10,430
‫زمان ازدواج هم این حقیقت تغییر نمی‌کنه.

200
00:17:11,110 --> 00:17:14,390
‫اگه موقعیتش پیش بیاد 
‫هرتعداد صیغه که نیاز باشه اختیار می‌کنم.

201
00:17:14,960 --> 00:17:18,180
‫حتی زمانش برسه، شاید تو هم ول کردم.

202
00:17:19,000 --> 00:17:26,210
‫ولی بهت اجازه نمی‌دم غر بزنی
‫ یا با مرد دیگه‌ای خودمونی بشی.

203
00:17:26,210 --> 00:17:30,440
‫باید سکوت کنی و فقط برای من به زندگی ادامه بدی.

204
00:17:30,900 --> 00:17:36,780
‫اگه آماده قبول‌کردن همه‌ی اینایی،
‫رضایت می‌دی تا همسر من بشی؟

205
00:17:38,500 --> 00:17:40,160
‫پس قضیه اینه.

206
00:17:41,040 --> 00:17:43,950
‫تو به هیچ‌کدوم از چهار خاندان تعلق نداری.

207
00:17:43,950 --> 00:17:47,000
‫نمی‌تونم همنشینی عالی‌تر از تو بخوام.

208
00:17:47,430 --> 00:17:49,670
‫مشکلی نداری تمام چهار خاندان دشمنت بشن؟

209
00:17:50,280 --> 00:17:52,050
‫روی همین حساب کردم.

210
00:17:52,320 --> 00:17:54,150
‫مادرت توسط کسی کشته شد که-

211
00:17:54,150 --> 00:17:57,420
‫می‌دونم، ولی اهمیتی نداره.

212
00:18:06,020 --> 00:18:07,790
‫یه شرط دارم.

213
00:18:09,060 --> 00:18:12,990
‫وقتی به بستر مرگ افتادی بذار من مراقبت باشم.

214
00:18:14,090 --> 00:18:17,110
‫باشه. بهت قول می‌دم.

215
00:18:25,840 --> 00:18:29,970
‫این برای چی بود؟
‫ فکر می‌کردم یه‌دل نه صد دل عاشقم شدی.

216
00:18:31,100 --> 00:18:34,280
‫پیشنهاد می‌دم بیشتر درمورد احساسات زن‌ها یاد بگیری.

217
00:18:39,930 --> 00:18:41,630
‫آی ای.

218
00:18:41,630 --> 00:18:43,970
‫لعنتی. پام سر خورد.

219
00:18:47,110 --> 00:18:48,520
‫بیا بریم،

220
00:18:48,520 --> 00:18:49,720
‫سومی.

221
00:19:26,140 --> 00:19:29,110
‫پایتخت شهر قصر

222
00:19:29,970 --> 00:19:31,470
‫بعداً می‌بینمت.

223
00:19:53,090 --> 00:19:55,340
‫پس آخرشم داری برمی‌گردی به تاروهی، ها؟

224
00:19:55,340 --> 00:19:59,120
‫شرمنده، ولی گمونم پایتخت
‫ خیلی توی گروه‌خونی من نیست.

225
00:19:59,120 --> 00:20:01,670
‫تو همینطوری می‌ذاری بره، نازوکیهیکو؟

226
00:20:01,670 --> 00:20:03,520
‫خیلی ازتون متشکرم اعلی‌حضرت.

227
00:20:03,840 --> 00:20:08,670
‫شما نه برای اصل‌ونسب و نژادم،
‫بلکه به‌عنوان خودم منو دیدین.

228
00:20:08,670 --> 00:20:10,560
‫کسی تا حالا همچین کاری نکرده بود.

229
00:20:10,560 --> 00:20:15,230
‫لایق تشکرت نیستم،
‫ولی خیلی ممنونم.

230
00:20:32,290 --> 00:20:34,620
‫خب، مراقبت کن.

231
00:20:34,620 --> 00:20:37,080
‫چشم. شما هم همینطور، سومیو-سان.

232
00:20:37,080 --> 00:20:39,260
‫یه‌روز بازم همو می‌بینیم.

233
00:20:39,260 --> 00:20:42,430
‫امم، من قصد برگشتن ندارما.

234
00:20:42,430 --> 00:20:43,850
‫غریزه کینو بهم می‌گه.

235
00:20:44,140 --> 00:20:45,840
‫بازم این چیزا؟

236
00:20:49,820 --> 00:20:52,640
‫الان که فرصتش هست می‌خوام ازتون بپرسم.

237
00:20:52,640 --> 00:20:54,900
‫چرا شما انقدر گیر دادین به تاج‌وتخت؟

238
00:20:55,700 --> 00:21:02,320
‫الان یه‌سالی هست که پیشتون بودم،
‫قدرت‌طلبی دربار و درگیری‌ها رو دیدم.

239
00:21:02,950 --> 00:21:04,990
‫کلاً یه‌مشت لودگی بود.

240
00:21:06,420 --> 00:21:10,150
‫دربار می‌خواد ناتسوکا-ساما جانشین باشه دیگه، نه؟

241
00:21:10,150 --> 00:21:12,350
‫خب چرا مقامو بهش نمی‌دین؟

242
00:21:12,350 --> 00:21:16,080
‫از طریق ناتسوکا-ساما می‌تونین 
‫توی دولت دخالت داشته باشین.

243
00:21:16,370 --> 00:21:20,750
‫چرا انقدر به دل خطر می‌زنین که خودتون کینو بشین؟

244
00:21:20,750 --> 00:21:22,550
‫داری اشتباه می‌کنی، یوکیا. اون-

245
00:21:22,550 --> 00:21:23,420
‫سومیو.

246
00:21:23,710 --> 00:21:26,830
‫اینو می‌گم چون نمی‌خوام مردن‌تونو ببینم!

247
00:21:34,850 --> 00:21:37,890
‫لطفاً بیخیال تاج‌وتخت بشید.

248
00:21:39,810 --> 00:21:42,560
‫اگه این‌کارو کنید پیش‌تون می‌مونم.

249
00:21:42,560 --> 00:21:46,270
‫اگه به‌جای کلاغ طلایی، 
‫فقط یه کلاغ درباریِ دیگه بشید،

250
00:21:46,270 --> 00:21:48,400
‫من بهتون خدمت می‌کنم.

251
00:21:53,970 --> 00:21:58,880
‫اگه مقام کینو ازم گرفته بشه، چیزی برام نمی‌مونه.

252
00:22:01,580 --> 00:22:04,040
‫پس بدون من خودتونو به کشتن بدید.

253
00:22:04,040 --> 00:22:06,050
‫و اگه می‌شه دور از چشمم انجامش بدید.

254
00:22:21,690 --> 00:22:25,160
‫نازوکیهیکو، چیزی می‌بینی؟

255
00:24:30,670 --> 00:24:35,870
‫پس از پایان خدمتش، یوکیا به تاروهی برگشت

256
00:24:35,870 --> 00:24:38,710
‫و کلاغی در برابر او پدیدار شد.

257
00:24:39,370 --> 00:24:42,900
‫رویارویی‌های جدید، دشمنان جدید به همراه دارد.

258
00:24:43,920 --> 00:24:48,820
‫یوکیا همچنان از تهدیدی که متوجه یامائوچی است مطلع نشده.

259
00:24:50,010 --> 00:24:55,010
‫اکثیر

260
00:24:50,010 --> 00:24:55,010
‫ممنوعه

261
00:24:50,020 --> 00:24:52,900
‫دفعه بعد: «اکسیر ممنوعه»

262
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫HADAD

263
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
{\an8}‫

264
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫نقاشی از ناتسوکی

