﻿1
00:00:39,010 --> 00:00:45,720
یاتاگاراسو

2
00:00:39,010 --> 00:00:45,720
 کلاغ
اربابش را
انتخاب نمی کند

3
00:02:44,140 --> 00:02:48,060
شهر بندری سفلی, مرکز

4
00:09:28,830 --> 00:09:35,420
کاخ طلوع

5
00:10:51,040 --> 00:10:54,250
همسر پرنس
هامایو

6
00:13:48,590 --> 00:13:51,510
پست نگهبانان یامائوچی

7
00:15:46,630 --> 00:15:52,220
شیگوره، شمال

8
00:19:40,650 --> 00:19:42,820
کاخ شکوفه گیلاس

9
00:22:36,660 --> 00:22:42,340
دره

10
00:22:46,420 --> 00:22:52,050
زیرزمین

11
00:24:50,010 --> 00:24:55,010
پادشاه

12
00:24:50,010 --> 00:24:55,010
زیرزمین

13
00:24:55,010 --> 00:25:00,010
{\an3}:یاتاگاراسو
کلاغ
اربابش را انتخاب نمی کند

14
00:02:08,120 --> 00:02:09,430
!واو

15
00:02:09,830 --> 00:02:12,810
.تا حالا اینقدر توی ارتفاع پرواز نکرده بودم

16
00:02:12,810 --> 00:02:15,200
.اونطوری یه وری نشو. خطرناکه

17
00:02:15,200 --> 00:02:18,650
.شنیدم که به پرنس خدمت می کردی

18
00:02:18,650 --> 00:02:20,030
چطور؟

19
00:02:20,310 --> 00:02:22,810
.در مورد کاخ بهم بگو

20
00:02:22,810 --> 00:02:25,560
.همیشه کلاغ های درباری رو تحسین می کردم

21
00:02:26,330 --> 00:02:30,880
...میخوای یه سر بزنی سلام کنی؟ اگه

22
00:02:30,880 --> 00:02:33,150
.اصلاً نزدیک کاخ هم نمی شم

23
00:02:33,150 --> 00:02:37,740
چندتا لباس از خونه تون برمیداریم
.و بعدش مستقیم میریم خونه

24
00:02:37,740 --> 00:02:39,060
.اصلاً باهات خوش نمی گذره

25
00:02:52,490 --> 00:02:54,230
!غیر قابل پذیرشه

26
00:02:54,230 --> 00:02:57,880
.نرخش همینه
.اگه نمیخوای برو جای دیگه

27
00:02:57,880 --> 00:03:02,570
آو بیخیال. نمیشه
یه خرده تخفیف بدی؟

28
00:03:02,570 --> 00:03:04,410
.فقط باید یه ساعت بذارمش اینجا

29
00:03:04,410 --> 00:03:05,840
.نه یعنی نه

30
00:03:05,840 --> 00:03:07,120
خواهش میکنم؟

31
00:03:11,120 --> 00:03:12,580
.باشه. بیا

32
00:03:12,580 --> 00:03:13,530
.بازم بیا

33
00:03:17,250 --> 00:03:20,400
اونوقت میگن چرا
.نمیتونم مرکز رو تحمل کنم

34
00:03:20,400 --> 00:03:21,890
...ببخشید که معطل شدی

35
00:03:31,370 --> 00:03:33,120
جدی؟

36
00:04:09,160 --> 00:04:10,640
.کومه

37
00:04:12,010 --> 00:04:13,590
حالت خوبه؟

38
00:04:14,020 --> 00:04:16,830
.حس میکردم که بابام برگشته

39
00:04:21,020 --> 00:04:22,370
.خیلی حس احمق بودن دارم

40
00:04:28,110 --> 00:04:30,700
ما برای نسل های متمادی
.آب فروش بودیم

41
00:04:31,970 --> 00:04:33,630
آب می فروختی؟

42
00:04:34,330 --> 00:04:36,290
.هرآبی نه

43
00:04:36,800 --> 00:04:42,170
برخی از چشمه های توی کوهستان
.مرکزی ویژگی های خاصی دارن

44
00:04:42,170 --> 00:04:44,080
.اون چاه یکی از اوناست

45
00:04:45,590 --> 00:04:49,300
آبش میتونه مریضی ها رو درمان کنه
.و گیاهان رو رشد بده

46
00:04:49,300 --> 00:04:51,860
به عنوان دارو توی حومه شهر
.فروخته  میشه

47
00:04:54,520 --> 00:04:57,230
،و خب خیلی بخور و نمیره

48
00:04:57,230 --> 00:05:01,700
واسه همین دیگه باید عین راهزنا
.زندگی می کردیم

49
00:05:02,710 --> 00:05:06,440
،تا اینکه یه روز، یهویی
چاه خشک شد

50
00:05:08,110 --> 00:05:09,160
!هیش

51
00:05:09,160 --> 00:05:09,730
هان؟

52
00:05:19,700 --> 00:05:20,900
تو کی هستی؟

53
00:05:20,900 --> 00:05:24,490
.بکش عقب دلقک
.ما با دختره کار داریم

54
00:05:24,490 --> 00:05:28,770
مالیات گیرا؟
.ببخشید، ولی هیچی نداریم

55
00:05:28,770 --> 00:05:30,310
.پس برید بیرون

56
00:05:30,310 --> 00:05:32,840
ببخشید اگه ترسوندمت

57
00:05:32,840 --> 00:05:35,530
.ما رفقای جیهی هستیم

58
00:05:35,920 --> 00:05:39,230
.ازمون خواست که  بیایم ببریمت

59
00:05:39,520 --> 00:05:40,890
بابامو می شناسین؟

60
00:05:40,890 --> 00:05:41,810
.آره

61
00:05:42,780 --> 00:05:44,770
چرا خودش نیومد پس؟

62
00:05:45,340 --> 00:05:51,340
.اوه میدونی. یه اتفاقایی افتاد
باید کارشو بهت یادآوری کنم؟

63
00:05:55,110 --> 00:05:58,610
.بیخیال. میبریمت پیشش

64
00:05:58,610 --> 00:06:02,210
واقعاً دوستای بابای کومه این؟

65
00:06:02,210 --> 00:06:05,120
.وظیفه من اینه که ازش مراقبت کنم

66
00:06:05,120 --> 00:06:08,720
نمیتونم پیش کسایی
.که بهشون اعتماد ندارم بذارمش

67
00:06:08,720 --> 00:06:09,920
وظیفه؟

68
00:06:11,230 --> 00:06:14,770
قضیه رو از  این سخت تر نکن
.بچه

69
00:06:14,770 --> 00:06:17,340
خیلی خب باشه. حداقل بذار
.صندلمو بپوشم

70
00:06:17,340 --> 00:06:18,430
!زود باش

71
00:06:18,430 --> 00:06:19,830
!میدونم

72
00:06:19,830 --> 00:06:20,830
!وایستا

73
00:06:21,530 --> 00:06:23,090
!پسش بده

74
00:06:24,070 --> 00:06:25,310
!عوضی کوچولو

75
00:06:29,970 --> 00:06:30,660
!بگیرش

76
00:06:35,500 --> 00:06:36,320
...ای

77
00:06:36,320 --> 00:06:36,900
!یوکیا

78
00:06:38,740 --> 00:06:39,690
!زود باش

79
00:06:44,010 --> 00:06:47,920
به خاطر هدر دادن وقتمون
.تاوانشو پس میدی

80
00:06:48,680 --> 00:06:52,460
خب، چیکارت باید کنیم؟

81
00:06:52,460 --> 00:06:55,040
.این پسر خدمتکار پرنس ولیعهده

82
00:06:55,970 --> 00:06:57,760
گفتی پرنس؟

83
00:06:59,440 --> 00:07:02,830
.و خودش هم یه کلاغ درباریه

84
00:07:02,830 --> 00:07:07,740
یه خط روش بیافته
بدجوری مجبور میشین تاوان بدین

85
00:07:08,620 --> 00:07:10,160
راست میگه؟

86
00:07:10,830 --> 00:07:14,580
.درسته که به پرنس خدمترسانی کردم

87
00:07:16,910 --> 00:07:18,240
.ولش کن

88
00:07:20,390 --> 00:07:21,340
!یوکیا

89
00:07:21,340 --> 00:07:24,500
:پسر، این پیغامو به پرنس برسون

90
00:07:24,500 --> 00:07:28,870
توبی از زیرزمین
.به زودی باهاش تماس میگیره

91
00:07:28,870 --> 00:07:33,390
وقتی پیدات کرد، بهتره بهونه خوبی برای
.شکستن قول و قرارامون داشته باشی

92
00:07:34,620 --> 00:07:35,980
چه قول و قراری؟

93
00:07:39,710 --> 00:07:41,270
.دیگه نمیتونم تحمل کنم

94
00:07:42,590 --> 00:07:44,950
.بابام حتماً یه گند دیگه زده

95
00:07:45,890 --> 00:07:48,980
چه گندی؟

96
00:07:48,980 --> 00:07:50,230
!نمیدونم

97
00:07:50,540 --> 00:07:55,060
دیگه بسمه! همیشه من  باید
.کثافت کاریاشو تمیز کنم

98
00:07:55,650 --> 00:07:59,480
امیدوارم اون حیف نون
.دیگه هیچوقت برنگرده

99
00:07:59,480 --> 00:08:03,590
این شانس من برای یه شروع تازه
.توی تاروهی بود

100
00:08:05,790 --> 00:08:07,920
.چه حرفای عجیبی

101
00:08:08,890 --> 00:08:12,730
نگران بابات نیستی؟

102
00:08:13,880 --> 00:08:16,700
اصلاً به کسی جز خودت فکر میکنی؟

103
00:08:16,700 --> 00:08:19,840
میمونا چی؟
کی میدونه که وقتی برگرده چی میشه

104
00:08:20,270 --> 00:08:22,900
کل تاروهی تو خطر می افته

105
00:08:22,900 --> 00:08:24,870
ولی ببین چی میگی

106
00:08:26,370 --> 00:08:28,260
تو کی باشی قضاوت کنی؟

107
00:08:28,920 --> 00:08:31,160
.تو صرفاً یه پسر اشراف زاده لوسی

108
00:08:31,160 --> 00:08:34,190
تو چی از من میدونی؟

109
00:08:34,190 --> 00:08:37,450
!پدر من کل عمرم منو تیغ زده

110
00:08:38,650 --> 00:08:44,620
تا وقتی مادرم خانواده مون رو ول کرد
.و رفت به اون چاه نصفه و نیمه چسبیده بود

111
00:08:44,620 --> 00:08:46,870
.پس من مجبور شدم کار کنم

112
00:08:46,870 --> 00:08:50,540
،یه بچه نمیتونه پول خوبی دربیاره

113
00:08:50,930 --> 00:08:54,230
ولی بازم از صبح تا شب
.کار کردم

114
00:08:54,770 --> 00:09:00,890
و اون تموم پولای کمی که درمیاوردم رو
.توی قمارخونه ها و ایده های بی ثمرش خرج میکرد

115
00:09:01,650 --> 00:09:04,320
"ببخشید. میدونم که دفعه بعدی شانس باهامه"

116
00:09:06,370 --> 00:09:08,590
.میخوام از این جهنم برم بیرون

117
00:09:09,020 --> 00:09:11,570
میتونی به خاطر همچین حسی
منو مقصر بدونی؟

118
00:09:12,350 --> 00:09:17,480
!تو هیچوقت درک نمی کنی
!پدر و مادر تو دوستت داشتن

119
00:09:37,880 --> 00:09:41,000
سلام یوکیا. خیلی وقت بود
.ندیده بودمت

120
00:09:41,310 --> 00:09:44,370
.سومیو! خوبه که بازم می بینمت

121
00:09:45,560 --> 00:09:48,920
...گوش کن من

122
00:09:49,750 --> 00:09:52,600
.اول از همه. بیا تو

123
00:09:55,710 --> 00:09:57,590
.شنیدم

124
00:09:58,080 --> 00:09:59,880
دختره جاش امنه؟

125
00:09:59,880 --> 00:10:03,740
آره. گذاشتمش پیش نگهبانای
.یامائوچی

126
00:10:04,210 --> 00:10:06,410
.ببخشید که زحمتت دادم

127
00:10:07,100 --> 00:10:08,390
.حرفشم نزن

128
00:10:08,390 --> 00:10:11,350
بهتره با گزارش به
نازوکیهیکو شروع کنی

129
00:10:12,750 --> 00:10:14,000
.اعلی حضرت

130
00:10:15,150 --> 00:10:16,900
.یوکیا رو آوردم

131
00:10:24,520 --> 00:10:27,110
ببخشید که مزاحم
.کارای مرکز میشم

132
00:10:27,540 --> 00:10:30,720
خبرایی که اعلی حضرت
.میخواستن رو براشون آوردم

133
00:10:31,160 --> 00:10:33,210
...یه اشتباه از طرف من باعث شد

134
00:10:39,270 --> 00:10:41,590
این بار چه شیرین کاری ای کردی؟

135
00:10:42,410 --> 00:10:44,360
بانو هامایو؟

136
00:10:47,680 --> 00:10:51,030
یه وقتایی از روز رو
.میام توی دفتر مدیریت

137
00:10:51,860 --> 00:10:53,730
.به من به دید جایگزین نگاه کن

138
00:10:54,240 --> 00:10:56,500
جایگزین؟

139
00:10:56,500 --> 00:10:57,910
پس اعلی حضرت کجان؟

140
00:10:59,020 --> 00:11:03,350
واقعاً فکر کردی میشینه همین جا
اونم وقتی مملکت تو خطره؟

141
00:11:03,350 --> 00:11:05,020
.نکته خوبی بود

142
00:11:05,020 --> 00:11:06,860
.به هر حال، سخت نگیر

143
00:11:06,860 --> 00:11:08,390
خوراکی میخوای؟

144
00:11:08,760 --> 00:11:10,470
.بانو هامایو

145
00:11:10,470 --> 00:11:12,690
!اوه صبر کن! وقت نداریم

146
00:11:17,030 --> 00:11:19,050
توبی زیرزمینی؟

147
00:11:21,270 --> 00:11:23,690
.مردک خودگنده پندار

148
00:11:25,920 --> 00:11:28,950
،اگه پای اونم وسطه
....پس این قول و قرار

149
00:11:29,830 --> 00:11:33,170
.پیمان عدم اعتراض. مطمئنم

150
00:11:34,550 --> 00:11:37,170
ببخشید، چه پیمان عدم اعتراضی؟

151
00:11:37,540 --> 00:11:40,540
دربار و دره یه پیمان
.مخفیانه دارن

152
00:11:40,540 --> 00:11:42,140
پیمان مخفیانه؟

153
00:11:42,430 --> 00:11:44,360
تا حالا رفتی دره؟

154
00:11:44,360 --> 00:11:48,900
.یه ماه اونجا بودم
.به عنوان وثیقه برای شمشیر پرنس

155
00:11:48,900 --> 00:11:50,250
وثیقه؟

156
00:11:53,540 --> 00:11:56,640
.فکر میکردم هیچوقت زنده بیرون نمیام

157
00:11:56,950 --> 00:11:59,330
.به نظر  میاد اوقات خوشی داشتی

158
00:12:01,170 --> 00:12:04,920
ولی خیلی وقت پیش
.اونجا بدتر هم بود

159
00:12:05,820 --> 00:12:11,330
.واقعاً یه منطقه بی قانون بود
.هیچی جز خون روی زمین و دیوار نبود

160
00:12:11,330 --> 00:12:17,230
بعد یه روز یه مردی یهویی اومد
.و توی زیرزمین یه فروشگاهی راه انداخت

161
00:12:17,230 --> 00:12:18,460
کجا هست؟

162
00:12:19,130 --> 00:12:25,880
پایین تر از دره. جایی که مردای تحت تعقیبی
.که دیگه چاره ای ندارن میرن

163
00:12:26,560 --> 00:12:30,700
این مرد مدیریت همه شونو
توی یه چشم به هم زدن به عهده گرفت

164
00:12:30,700 --> 00:12:34,210
و بعد دره رو از طریق پایگاهش
.توی زیرزمین متحد کرد

165
00:12:34,660 --> 00:12:35,950
چطوری؟

166
00:12:35,950 --> 00:12:37,360
.به خدا اگه بدونم

167
00:12:37,740 --> 00:12:41,040
حتماً خیلی باهوش
.یا خیلی سرسخت بوده

168
00:12:43,660 --> 00:12:47,060
:با اخترام بهش میگن

169
00:12:49,310 --> 00:12:50,540
.پادشاه ساکو

170
00:12:51,710 --> 00:12:53,200
پادشاه ساکو؟

171
00:12:54,170 --> 00:12:59,960
اون رفقاشو به سازمانی تبدیل کرد
که از قوانین خودشون تبعیت میکردن

172
00:12:59,960 --> 00:13:03,760
و یه زیرزمین غیرقانونی درست کرد
.که مرز و حدهای خودشو داره

173
00:13:03,760 --> 00:13:09,130
پدربزرگ نازوکیهیکو اون موقع
روی تخت کینو می نشست

174
00:13:09,130 --> 00:13:11,560
به عنوان یه حکمران خردمند ازش یاد میشه  درسته؟

175
00:13:12,470 --> 00:13:13,520
با بوش مشکلی نداری؟

176
00:13:13,930 --> 00:13:16,270
وقتی مشروب بخورم مغزم
.بهتر کار میکنه

177
00:13:16,270 --> 00:13:16,770
.نه

178
00:13:17,500 --> 00:13:22,520
کینو و پادشاه ساکو به هم به دید
.برابر نگاه میکردن و یه پیمان بستن

179
00:13:23,470 --> 00:13:29,460
هرکدوم به قلمرو خودش رسیدگی میکرد
.و به اون یکی کاری نداشت

180
00:13:29,890 --> 00:13:32,220
.به این میگن پیمان عدم اعتراض

181
00:13:32,730 --> 00:13:35,420
.چهل پنجاه سالی گذشته

182
00:13:36,540 --> 00:13:41,650
،توبی جای پادشاه ساکو رو گرفت
.ولی هیچکس این پیمان رو نشکست

183
00:13:42,260 --> 00:13:47,130
میشه گفت که یه راز برای
امن نگه داشتن یامائوچی بود

184
00:13:58,800 --> 00:14:04,200
این جیهی حتماً یه کاری
کرده که به مزاق دره خوش نیومده

185
00:14:04,510 --> 00:14:10,720
ولی گم شده، واسه همین رفتن دنبال دخترش

186
00:14:11,770 --> 00:14:17,000
ولی قتی دختره از پرنس حرف زده
.یهو خودشونو گم کردن

187
00:14:17,990 --> 00:14:19,610
!ازتون معذرت میخوام

188
00:14:22,040 --> 00:14:24,950
اگه کومه رو نمیاوردم اینجا
اینطور نمیشد

189
00:14:24,950 --> 00:14:27,480
.تو فقط کاریو کردی که پدرت خواسته

190
00:14:28,780 --> 00:14:31,050
.صرفاً بی دقتی کردم

191
00:14:31,050 --> 00:14:33,330
.باید بیشتر آگاه می بودم

192
00:14:33,810 --> 00:14:39,410
یوکیا، تو کل مدت به اون دختر
شک داشتی نه؟

193
00:14:42,170 --> 00:14:44,520
.کومه یه  چیزیو پنهان کرده

194
00:14:44,920 --> 00:14:47,300
.از همون اول این حسو داشتم

195
00:14:47,760 --> 00:14:54,060
ولی خب مدرکی ندارم و کسی
به حرفای من گوش نمیده

196
00:14:55,160 --> 00:14:59,150
بازم، ممکنه که اون میدونسته استفاده
.از اسم پرنس چه خاصیتی داره

197
00:15:03,200 --> 00:15:04,290
یوکیا

198
00:15:05,340 --> 00:15:07,790
میشه دختره رو به من بسپری؟

199
00:15:07,790 --> 00:15:08,580
هان؟

200
00:15:12,800 --> 00:15:14,800
.این کمربند دستیارهاست

201
00:15:14,800 --> 00:15:18,180
.ازت میخوام بری نازوکیهیکو رو بیاری

202
00:15:18,180 --> 00:15:20,310
.با این میتونی بری اونجا و مشکلی نداشته باشی

203
00:15:20,310 --> 00:15:21,630
.بله

204
00:15:21,900 --> 00:15:23,670
.یه مدت همراهت باشه

205
00:15:23,670 --> 00:15:27,370
مگراینکه بخوای هرباری که میری دیدنش
.دروازه بان ها اذیتت کنن

206
00:15:29,240 --> 00:15:31,270
.نگران تاروهی نباش

207
00:15:31,740 --> 00:15:33,660
.بهشون میگم چیکار داری میکنی

208
00:15:33,660 --> 00:15:35,110
چی؟ ببخشین؟

209
00:15:35,980 --> 00:15:38,330
.خب، اینم از این

210
00:15:40,350 --> 00:15:42,770
.خوش برگشتی، یوکیا

211
00:16:17,340 --> 00:16:20,280
چرا اینقدر آشنا میزنه؟

212
00:16:34,140 --> 00:16:35,700
روح آتش؟

213
00:16:47,650 --> 00:16:48,920
اعلی حضرت؟

214
00:17:19,010 --> 00:17:20,650
!اعلی حضرت

215
00:17:22,760 --> 00:17:24,650
اینجا چیکار میکنی؟

216
00:17:25,570 --> 00:17:28,590
.بانو هامایو گفتن که بیارمتون

217
00:17:29,070 --> 00:17:31,960
به هر حال، اون دیگه  چی بود؟

218
00:17:34,170 --> 00:17:36,280
اشک وصله میکنم

219
00:17:36,280 --> 00:17:38,420
اشک؟

220
00:17:38,420 --> 00:17:43,830
اشک هایی که مرز بین یامائوچی
.و دنیای بیرون رو جدا می کنن

221
00:17:43,830 --> 00:17:46,740
بیرون از یامائوچی؟

222
00:18:20,490 --> 00:18:21,660
.تمومه

223
00:18:24,840 --> 00:18:28,500
چیکار کردی؟

224
00:18:28,500 --> 00:18:32,180
،مرز رو تقویت کردم
.گرچه خیلی دووم نمیاره

225
00:18:32,890 --> 00:18:37,520
به اشکها به عنوان جاهایی از
.یامائوچی فکر کن که مرزشون ضعیف شده

226
00:18:37,960 --> 00:18:43,920
هیچ یاتاگاراسویی زنده از
.بیرون مرزها برنگشه

227
00:18:45,220 --> 00:18:49,370
وقتی یهویی غیب میشی میای از این
کارا می کنی؟

228
00:18:50,620 --> 00:18:51,550
.درسته

229
00:18:52,170 --> 00:18:57,270
فکر میکردم میمونا
از دنیای بیرون اومده باشن

230
00:18:57,580 --> 00:19:03,750
.اما مرز از بین رفته بود
.گرچه دفاعش نه

231
00:19:04,280 --> 00:19:07,970
پس اون میمونا از کجا اومدن؟

232
00:19:09,790 --> 00:19:12,660
.اشک ها یامائوچی رو در معرض خطر میذارن

233
00:19:13,190 --> 00:19:15,320
.فقط من میتونم درستشون کنم

234
00:19:16,230 --> 00:19:22,190
:من فقط یه وظیفه دارم
نگهبانی از تمام یاتاگاراسو

235
00:19:30,640 --> 00:19:33,830
به عنوان یه کینوی حقیقی؟

236
00:19:51,620 --> 00:19:54,630
.اول از همه، کیمونوت رو یه کاری کنیم

237
00:19:55,010 --> 00:19:57,630
.به عنوان خدمه دربار لباس  درست میخوای

238
00:19:57,630 --> 00:19:59,260
.بله

239
00:20:00,070 --> 00:20:03,140
چی تو فکر بانو هامایوئه؟

240
00:20:03,140 --> 00:20:08,380
نگه داشتن همچین دختر دردسرسازی
توی دربار واقعاً مورمورم میکنه

241
00:20:08,870 --> 00:20:12,010
.مطمئنم که هامایو دلایل خودشو داره

242
00:20:12,010 --> 00:20:15,530
و دختره رو به خاطر کارای
.باباش مقصر ندون

243
00:20:16,030 --> 00:20:18,030
.باید مهمون نوازی کنیم

244
00:20:25,820 --> 00:20:27,800
.توبی دعوتنامه فرستاده

245
00:20:33,470 --> 00:20:36,830
.حتماً خودش نوشتتش
.بعد از کومه به تو اشاره کرده

246
00:20:36,830 --> 00:20:41,100
.اون زیرزمینیا واقعاً تیزن

247
00:20:41,100 --> 00:20:43,190
حالا چی، نازوکیهیکو؟

248
00:20:44,000 --> 00:20:45,500
.مشخصاً میرم اونجا

249
00:20:45,500 --> 00:20:46,420
!اعلی حضرت

250
00:20:47,500 --> 00:20:49,500
.باید روی مشکلات میمونا تمرکز کنی

251
00:20:50,330 --> 00:20:52,770
.الا وقت جر و دعوا با زیرزمین نیست

252
00:20:52,770 --> 00:20:55,940
در واقع، فرصت خیلی خوبی محسوب میشه

253
00:20:58,280 --> 00:21:02,640
فقط کومه از حمله میمونا
به روستا زنده مونده

254
00:21:03,040 --> 00:21:08,290
.حالا هم زیرزمین میخوادش
.شک دارم تصادفی باشه

255
00:21:08,290 --> 00:21:10,270
.سرنخا دست زیرزمینه

256
00:21:10,270 --> 00:21:11,470
چی باعث میشه اینقدر مطمئن باشی؟

257
00:21:13,780 --> 00:21:15,400
.غرایز کینوییم

258
00:21:18,800 --> 00:21:19,910
!نازوکیهیکو

259
00:21:31,430 --> 00:21:34,650
واقعاً شخصاً میری زیرزمین؟

260
00:21:34,650 --> 00:21:38,460
.پس شنیدی برادر؟ خوبه وقتم ذخیره شد

261
00:21:38,460 --> 00:21:39,560
.تجدید نظر کن

262
00:21:40,020 --> 00:21:43,480
در مورد این فکر کن که
.اگه گروگانت بگیرن چی میشه

263
00:21:43,480 --> 00:21:46,830
.دربار به باد هوا بنده

264
00:21:47,250 --> 00:21:49,040
.ببخشید، ولی منم مخالفم

265
00:21:49,480 --> 00:21:51,990
مطمئن نیستم بتونم اونجا
.ازت مراقبت کنم

266
00:21:51,990 --> 00:21:54,960
.من میرم. راه دیگه ای نیست

267
00:21:54,960 --> 00:21:56,150
!نازوکیهیکو

268
00:21:56,660 --> 00:22:00,290
.درست میشه
.بیش از حد نگرانین

269
00:22:11,110 --> 00:22:12,200
بله روکون؟

270
00:22:13,100 --> 00:22:18,510
راستشو بخواین، اصلاً برام مهم نیست که ازت
...سوشی درست کنن ولی خب

271
00:22:20,060 --> 00:22:22,350
.نمیذارم بری زیرزمین

272
00:22:24,770 --> 00:22:26,150
...به جای تو

273
00:22:27,460 --> 00:22:29,440
.یوکیا رو می فرستیم

274
00:22:29,720 --> 00:22:30,670
هان؟

275
00:24:30,960 --> 00:24:37,260
،توی اعماق دره
.آدمای بدجنس جمع میشن

276
00:24:38,160 --> 00:24:44,250
یوکیا و ناتسوکا باهاشون به گفتگو میرن
تا در مورد میمونا سرنخ جمع کنن

277
00:24:44,940 --> 00:24:48,690
بعدش، یه پیرمرد عجیب ظاهر میشه

278
00:24:50,250 --> 00:24:53,100
"قسمت بعدی: "پادشاه زیرزمین

279
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
Dead Son     :مترجم

280
00:00:00,000 --> 00:00:10,000
t.me/Dead_Son1

281
00:22:58,790 --> 00:23:18,790
Dead Son     :مترجم

282
00:22:58,790 --> 00:23:18,790
t.me/Dead_Son1

