﻿1
00:24:53,170 --> 00:24:56,170
‫TypeSet

2
00:00:25,000 --> 00:00:31,710
‫HADAD

3
00:00:25,000 --> 00:00:31,710
{\an8}‫

4
00:01:48,000 --> 00:01:49,670
‫عمارت خاندان شمالی

5
00:01:48,660 --> 00:01:51,840
‫ای بچه کله‌خراب!

6
00:01:51,840 --> 00:01:54,760
‫آه، خوردم زمین.

7
00:01:54,760 --> 00:01:57,620
‫آخه چطوری خوردی زمین 
‫که اون بلا سر صورتت اومده؟!

8
00:01:57,620 --> 00:02:00,470
‫چرا همش دنبال دردسر می‌گردی؟

9
00:02:00,470 --> 00:02:01,470
‫عزیزم.

10
00:02:01,470 --> 00:02:03,380
‫مطمئنم یه دلیل خوب داره.

11
00:02:01,470 --> 00:02:03,390
‫همسر ارباب روستای تاروهی
‫آزوسا

12
00:02:04,320 --> 00:02:07,730
‫حـ ـ حالا هرچی، جلوی ارباب سرتو پایین بگیر.

13
00:02:07,730 --> 00:02:09,690
‫الم شنگه به پا نکنی ها، شیرفهم شدی؟

14
00:02:10,300 --> 00:02:11,310
‫باشه.

15
00:02:13,330 --> 00:02:20,030
‫اجازه بدید ورود بی‌دغدغه‌ی شیراتاما-ساما
‫ به قصر رو بهتون تبریک بگم.

16
00:02:20,280 --> 00:02:24,280
‫بله، این فرصت دوباره ایجاد نمی‌شه.

17
00:02:24,720 --> 00:02:28,750
‫هرطور شده شیراتاما باید با اعلی‌حضرت ازدواج کنه.

18
00:02:28,750 --> 00:02:30,540
‫همسر ارباب شمال
‫بانو اوریو

19
00:02:29,660 --> 00:02:30,550
‫عزیزم.

20
00:02:30,550 --> 00:02:32,330
‫همم؟ اوه!

21
00:02:36,740 --> 00:02:40,560
‫خدای من. چطور تونستم
‫ در حضور شما جایگاه‌مو فراموش کنم؟

22
00:02:41,100 --> 00:02:42,570
‫مشکلی ندارم.

23
00:02:44,210 --> 00:02:49,430
‫رقابت دوستانه بین چهار خاندان،
‫یامائوچی رو کامیاب و امن نگه می‌داره.

24
00:02:44,350 --> 00:02:47,220
‫کشیش معبد آینه پاک
‫ناتسوکا

25
00:02:49,780 --> 00:02:52,420
‫حتماً خدای کوهستان هم خوشنود می‌کنه.

26
00:02:53,340 --> 00:02:56,720
‫برای جشن ورود شیراتاما به کاخ،

27
00:02:56,720 --> 00:03:00,320
‫پسر ارشد خاندان سلطنتی به سرعت
‫ از پایتخت اومدن تا بهمون ملحق بشن.

28
00:03:00,320 --> 00:03:02,190
‫ایشون ناتسوکا-ساما از معبد آینه پاک هستن.

29
00:03:02,190 --> 00:03:03,990
‫نـ ـ ناتسوکا-ساما؟!

30
00:03:04,680 --> 00:03:07,320
‫ارباب گنیا درموردت بهم گفته بود.

31
00:03:07,320 --> 00:03:11,470
‫شنیدم سه پسر داری که همه
‫ علما و جنگجوهای آینده‌داری هستن.

32
00:03:11,470 --> 00:03:13,620
‫نه، شایسته‌ی چنین تمجیداتی نیستن.

33
00:03:13,620 --> 00:03:16,280
‫نیازی به شکسته‌نفسی نیست.

34
00:03:16,280 --> 00:03:20,560
‫از اونجایی که همه اینجاییم،
‫بذار به ناتسوکا-ساما ادای احترام کنن.

35
00:03:20,560 --> 00:03:24,250
‫خـ ـ خب، راستش...

36
00:03:29,640 --> 00:03:32,550
‫یوکیا، چرا داری گریه می‌کنی؟

37
00:03:32,550 --> 00:03:35,740
‫متأسفم. همش تقصیر خودم بود!

38
00:03:35,740 --> 00:03:39,310
‫یـ ـ یوکیا؟ چه بلایی سر صورتت اومده؟

39
00:03:42,070 --> 00:03:45,170
‫به یکی از کلاغ‌های درباری توهین کردم.

40
00:03:45,480 --> 00:03:47,090
‫کلاغ درباری؟

41
00:03:47,090 --> 00:03:48,110
‫بله.

42
00:03:48,530 --> 00:03:52,360
‫امروز توی بازار، موچی صرف کرد.

43
00:03:52,610 --> 00:03:57,670
‫ولی فراموش کرد پولشو بده،
‫پس دنبالش رفتم تا فیش غذاشو بدم، و...

44
00:03:58,220 --> 00:04:00,100
‫کتکت زد؟

45
00:04:00,380 --> 00:04:02,060
‫ولی تقصیر خودم بود.

46
00:04:02,060 --> 00:04:05,020
‫حتماً خیلی گستاخ بودم، چون خیلی بهش بر خورد.

47
00:04:05,270 --> 00:04:09,180
‫اون که کلاغ تپه‌ای نیست!
‫بچه‌ی ارباب روستا بوده!

48
00:04:09,460 --> 00:04:11,920
‫اگه انقدر کله‌شق نبودم،

49
00:04:11,920 --> 00:04:15,590
‫کازومارو-ساما پول غذاشونو
‫ فراموش نمی‌کردن و کتکم نمی‌زدن.

50
00:04:15,590 --> 00:04:19,130
‫پس باید بهشون بگم: لطفاً با خانواده‌م کاری نداشته باشید!

51
00:04:19,740 --> 00:04:21,980
‫واقعاً متأسفـــم!

52
00:04:24,140 --> 00:04:25,740
‫ابله‌های نمک‌نشناس!

53
00:04:26,490 --> 00:04:29,370
‫این چه وضع برخورد با افراد قانونمنده؟!

54
00:04:32,380 --> 00:04:33,380
‫ابله!

55
00:04:33,370 --> 00:04:36,040
‫رئیس خانواده کیتاشیجو
‫کازومیچی

56
00:04:33,770 --> 00:04:36,030
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی؟!

57
00:04:36,450 --> 00:04:38,960
‫لطفاً منو ببخشید، اما-

58
00:04:38,960 --> 00:04:40,680
‫اما و اگر نداریم!

59
00:04:40,680 --> 00:04:44,650
‫حالا باید خیال خدمت به شاهزاده رو
‫ بذاری دَم کوزه آبشو بخوری!

60
00:04:44,650 --> 00:04:47,150
‫اصلاً می‌دونی چقدر برای ترتیب‌دادنش زحمت کشیدم؟

61
00:04:47,950 --> 00:04:50,790
‫چـ ـ چی؟ نه...

62
00:04:53,320 --> 00:04:56,190
‫یوکیا، کبودی‌هات چطورن؟

63
00:04:56,190 --> 00:04:59,110
‫خب، می‌شه گفت درد داره.

64
00:04:59,400 --> 00:05:01,520
‫خوشحالم که بدتر نیست.

65
00:05:01,520 --> 00:05:05,980
‫ولی باید فوراً جایگزینی برای کازومارو پیدا کنیم.

66
00:05:05,980 --> 00:05:07,040
‫همینطوره.

67
00:05:07,440 --> 00:05:12,460
‫ولی نمی‌تونیم هر کسی رو برای خدمت به اعلی‌حضرت بفرستیم.

68
00:05:12,460 --> 00:05:14,660
‫و همش به‌خاطر پسر نادون من.

69
00:05:14,660 --> 00:05:17,950
‫نباید از هیچ‌چیز شرمسار باشید، یوکیماسا-دونو.

70
00:05:17,950 --> 00:05:21,750
‫نـ ـ ناسوکا-ساما، شـ ـ شرمنده که
‫ باید شاهد اون نمایش شرم‌آور می‌بودین.

71
00:05:21,750 --> 00:05:24,520
‫اوه، خیلی هم ازش لذت بردم.

72
00:05:25,130 --> 00:05:30,540
‫ولی یوکیای جوان باید یاد بگیره
‫ در مواقع مختلف مراقب رفتارش باشه.

73
00:05:30,540 --> 00:05:33,600
‫واقعاً انقدر بی‌ادبم؟

74
00:05:33,600 --> 00:05:34,510
‫هیس!

75
00:05:34,780 --> 00:05:36,560
‫پس یه پیشنهادی دارم.

76
00:05:36,560 --> 00:05:43,200
‫چطوره یوکیا رو برای خدمت به شاهزاده بفرستیم 
‫تا در همونجا ادب و نزاکت هم یاد بگیره؟

77
00:05:43,200 --> 00:05:44,000
‫عه؟

78
00:05:44,000 --> 00:05:46,630
‫چه فکر بی‌نظیری.

79
00:05:46,630 --> 00:05:49,440
‫که اینطور. چرا به ذهن خودم نرسید.

80
00:05:49,440 --> 00:05:53,710
‫یوکیا، فعلاً با یک سال خدمت به اعلی‌حضرت شروع کن.

81
00:05:53,710 --> 00:05:57,160
‫یـ ـ یه‌لحظه وایسین! منظورم این نبود که-

82
00:05:57,160 --> 00:06:00,460
‫چه پیشنهاد محشری. موافق نیستی، عزیزم؟

83
00:06:00,460 --> 00:06:02,470
‫ها؟ آ ـ آره.

84
00:06:04,800 --> 00:06:06,840
‫گوریه که واسه خودت کَندی.

85
00:06:06,840 --> 00:06:11,440
‫و یادت باشه. اگه فکر تسلیم‌شدن
‫ و برگشتن قبل از یک سال هم به سرت بزنه،

86
00:06:11,440 --> 00:06:13,660
‫«صومعه ساقه استوار» در انتظارته.

87
00:06:13,660 --> 00:06:14,270
‫چی؟!

88
00:06:14,690 --> 00:06:16,440
‫ولم کنین تو رو خدا-

89
00:06:16,440 --> 00:06:19,930
‫وقتی دل به‌کار بده، از پس هرکاری برمیاد. لطفاً ببریدش.

90
00:06:19,930 --> 00:06:20,810
‫لطفاً!

91
00:06:21,360 --> 00:06:23,520
‫زیاده‌روی کردم!

92
00:06:24,230 --> 00:06:29,660
‫تالار بهار، کاخ شکوفه گیلاس

93
00:06:31,700 --> 00:06:34,860
‫بانوی من، سرما می‌خوریدا.

94
00:06:35,590 --> 00:06:39,980
‫نگاه کن. وقتی رسیدیم اینجا،
‫درخت‌های گیلاس پر از شکوفه بود.

95
00:06:40,620 --> 00:06:43,050
‫همینطوره که می‌فرمایید.

96
00:06:43,490 --> 00:06:46,750
‫کِی شاهزاده بهمون سر می‌زنه؟

97
00:06:46,750 --> 00:06:49,020
‫و اصلاً چه‌جور آدمیه؟

98
00:06:49,640 --> 00:06:52,090
‫شایعات می‌گن «یه احمق غیرقابل‌تحمل»ـه.

99
00:06:52,090 --> 00:06:55,340
‫بانوی من، نباید همچین شایعات بی‌اساسی رو باور کنید.

100
00:06:56,850 --> 00:06:58,350
‫بانوی تالار بهار

101
00:06:57,440 --> 00:07:00,890
‫فقط خاندان سلطنتی می‌تونن از رنگ بنفش استفاده کنن.

102
00:07:07,250 --> 00:07:11,290
‫«به دلیل مشغله زیادم،
‫ فرصت دیدن کاخ شکوفه گیلاس رو ندارم.»

103
00:07:11,620 --> 00:07:14,000
‫«لطفاً مراقب سلامتی خودتون باشید.»

104
00:07:16,440 --> 00:07:18,670
‫تعارف‌های توخالی.

105
00:07:19,580 --> 00:07:24,370
‫خب، حداقل فهمیدیم اعلی‌حضرت
‫ یه‌کم ادب و نزاکت سرش می‌شه.

106
00:07:27,540 --> 00:07:29,460
‫چه عطر دوست‌داشتنی‌ای.

107
00:07:29,790 --> 00:07:31,800
‫امیدوارم زودتر ببینمش.

108
00:07:33,260 --> 00:07:34,300
‫شروع کنید!

109
00:07:38,790 --> 00:07:40,100
‫یوکیما!

110
00:07:39,600 --> 00:07:41,150
‫تو می‌تونی، یوکیما!

111
00:07:41,440 --> 00:07:43,650
‫نبازی ها، برادر!

112
00:07:43,650 --> 00:07:46,070
‫چطوری قاتی این بساط شدم؟

113
00:07:46,070 --> 00:07:48,530
‫نوه ارباب شمال
‫کیه

114
00:07:46,390 --> 00:07:48,530
‫چرا غمباد گرفتی؟

115
00:07:50,050 --> 00:07:52,490
‫تو پسر خوش‌شانسی هستی.

116
00:07:52,490 --> 00:07:58,530
‫حتی اشراف‌زاده‌های پایتخت هم برای داشتن
‫ جایگاهی تو منزل اعلی‌حضرت مشکل دارن.

117
00:07:58,800 --> 00:08:02,840
‫و مراسم معراج هم فقط چندین دهه یکبار برگزار می‌شه.

118
00:08:03,130 --> 00:08:06,850
‫باید الان از فرط خوشحالی بالا و پایین بپری.

119
00:08:06,850 --> 00:08:07,750
‫آها.

120
00:08:10,760 --> 00:08:12,160
‫یک امتیاز برای قرمز!

121
00:08:13,570 --> 00:08:18,130
‫ولی من فقط می‌خواستم پول موچی‌ای که خورده رو بده.

122
00:08:18,390 --> 00:08:25,100
‫و اگه آقازاده‌ای فکر می‌کرد تاروهی
‫ مال خودشه و بابتش چوب می‌خورد،

123
00:08:25,100 --> 00:08:27,110
‫به همونم راضی می‌شدم.

124
00:08:27,560 --> 00:08:28,540
‫توقف!

125
00:08:29,260 --> 00:08:30,880
‫همینطوری خوبه، برادر!

126
00:08:30,880 --> 00:08:31,850
‫برو!

127
00:08:30,970 --> 00:08:33,440
‫بچه‌های شمالی واقعاً سرزنده‌ان ها.

128
00:08:31,850 --> 00:08:32,930
‫حسابشو برس!

129
00:08:33,950 --> 00:08:36,760
‫می‌دونم چقدر به خونه‌ت اهمیت می‌دی،

130
00:08:36,760 --> 00:08:41,110
‫ولی چیزی که توی پایتخت یاد گرفتی
‫قطعاً به تاروهی کمک می‌کنه.

131
00:08:43,500 --> 00:08:44,780
‫یک امتیاز برای سفید!

132
00:08:45,560 --> 00:08:47,970
‫و این کمک‌حال منم می‌شه.

133
00:08:48,250 --> 00:08:48,960
‫همم؟

134
00:08:49,790 --> 00:08:51,830
‫بانو شیراتاما ممکنه زیبا باشه،

135
00:08:51,830 --> 00:08:54,880
‫ولی زیبایی نمی‌تونه به تنهایی 
‫اونو از کاخ شکوفه گیلاس خارج کنه.

136
00:08:55,340 --> 00:08:59,470
‫اگه در کنار اعلی‌حضرت خدمت کنی
‫و شانس موفقیتش رو بیشتر کنی،

137
00:08:59,470 --> 00:09:00,960
‫بزرگترین کمک ممکنه.

138
00:09:02,050 --> 00:09:05,300
‫من صرفاً دومین پسر یه مرد روستایی ام.

139
00:09:05,520 --> 00:09:08,870
‫حرفای احمقانه نزن، یوکیا.
‫تو فرستاده‌ی خاندان شمالی-

140
00:09:08,870 --> 00:09:10,930
‫بهتره دیگه راه بیفتم.

141
00:09:10,930 --> 00:09:14,080
‫شما می‌تونید یه‌مقدار سخت نگیرید، کیه-ساما؟

142
00:09:14,080 --> 00:09:16,680
‫فکر می‌کردم می‌خواید قبل غروب برگردید.

143
00:09:16,680 --> 00:09:18,040
‫د ـ درسته.

144
00:09:18,040 --> 00:09:21,080
‫خب، کاری که گفتید رو انجام می‌دم.

145
00:09:21,080 --> 00:09:23,860
‫آخه هیچ‌جوره نمی‌خوام طرف صومعه ساقه استوار برم.

146
00:09:24,100 --> 00:09:27,160
‫آخه کی دلش می‌خواد سه سال هرروز تمرین رزمی کنه؟

147
00:09:27,960 --> 00:09:32,330
‫یک سال خدمت توی قصر به‌نظر خیلی بهتره.

148
00:09:34,390 --> 00:09:36,690
‫پس نیازی به نگرانی نیست.

149
00:09:36,690 --> 00:09:38,420
‫سفرتون به سلامت.

150
00:09:39,690 --> 00:09:41,430
‫عجب بچه‌ایه.

151
00:09:42,230 --> 00:09:43,350
‫یک امتیاز برای سفید!

152
00:09:43,350 --> 00:09:45,850
‫به‌عنوان کسی که اول به دو امتیاز رسید، سفید برنده‌ست!

153
00:09:45,850 --> 00:09:46,510
‫تعظیم کنید!

154
00:09:48,930 --> 00:09:50,970
‫مثل همیشه رقیب سرسختی هستی ها، ایچیریو.

155
00:09:50,980 --> 00:09:54,030
‫اهل روستای کازاماکی در شمال
‫ایچیریو

156
00:09:51,380 --> 00:09:54,140
‫شنیدنش از یه دهاتی تاروهی تعریف حساب نمی‌شه.

157
00:09:55,140 --> 00:09:56,150
‫درد داشت!

158
00:09:56,150 --> 00:09:58,570
‫حق نداری اینطوری با یوکیما حرف بزنی!

159
00:09:56,840 --> 00:09:58,570
‫کله‌پوک نفهم!

160
00:09:58,570 --> 00:10:00,220
‫چه مرگشونه؟

161
00:10:00,220 --> 00:10:01,650
‫خسته نباشی، ایچیریو.

162
00:10:01,650 --> 00:10:02,460
‫ها؟

163
00:10:02,460 --> 00:10:05,430
‫ولی خب، یوکیما حتی موقع باختن هم خفن به‌نظر میاد.

164
00:10:05,430 --> 00:10:07,470
‫ارباب بعدیِ تاروهی همینه دیگه.

165
00:10:07,470 --> 00:10:09,900
‫خوبه من اینجا برنده شدما!

166
00:10:09,900 --> 00:10:12,910
‫برادر کوچیکه‌ی «ارباب بعدی» مبارزه داره.

167
00:10:12,910 --> 00:10:15,450
‫می‌خوای بریم بهش بخندیم؟

168
00:10:16,960 --> 00:10:18,960
‫دووم بیار، یوکیا!

169
00:10:18,960 --> 00:10:21,260
‫گاردتو بالا نگه دار! دستتو پایین نیار!

170
00:10:24,470 --> 00:10:26,120
‫هیچ آتیشی تو چشماش نیست!

171
00:10:26,120 --> 00:10:27,560
‫شانسو ببین به خدا.

172
00:10:27,560 --> 00:10:32,590
‫اگه کتک خوردن از یه اشراف‌زاده
‫ برات توی قصر کار می‌سازه، ده‌تاشونو حریفم.

173
00:10:32,590 --> 00:10:35,540
‫منگل، عمراً انقدر آسون باشه.

174
00:10:37,560 --> 00:10:43,780
‫می‌دونستین یوکیا نسبت به 
‫دوتا پسر دیگه‌ی تاروهی، مادر متفاوتی داره؟

175
00:10:44,040 --> 00:10:48,440
‫و شایعات می‌گن مادرش یه نجیب‌زاده اصیل هم بوده.

176
00:10:48,820 --> 00:10:53,680
‫پس اگه نظر منو بخوای،
‫هیچ تعجبی نداره که اونو انتخاب کردن.

177
00:10:53,680 --> 00:10:55,500
‫شاید از اول نقشه‌ش همین بوده؟

178
00:10:55,500 --> 00:10:59,390
‫لابد می‌دونسته چهارتا سیلی به اینجا می‌رسونتش؟

179
00:10:59,390 --> 00:11:01,220
‫آخه من از کجا بدونم؟

180
00:11:02,730 --> 00:11:05,560
‫ولی بازم، فکر نکنم خیلی ازش خوشحال باشه.

181
00:11:05,560 --> 00:11:10,060
‫اون‌همه خون نجیب‌زاده تو رگ‌هاشه،
‫بعد وسط ناکجاآباد بین ما گیر افتاده.

182
00:11:10,060 --> 00:11:12,790
‫توی پایتخت فرصت دوست پیدا کردن داره.

183
00:11:12,790 --> 00:11:18,360
‫شاید امیدش به اینه که 
‫مقام اربابی رو از چنگ برادر بزرگه در بیاره.

184
00:11:18,360 --> 00:11:20,770
‫یا خدا! انگار کشمکش حاکمیت در پیش داریم.

185
00:11:29,010 --> 00:11:30,260
‫گشنمه.

186
00:11:30,260 --> 00:11:31,590
‫بیاین بریم یه چیزی بخوریم.

187
00:11:43,890 --> 00:11:48,610
‫واقعاً تو پوست خودم نمی‌گنجم.
‫ خود ایچیریو-سان داره اینطوری بهم آموزش می‌ده.

188
00:11:49,230 --> 00:11:51,910
‫خوشحالم که جرئت به خرج دادم و ازتون خواهش کردم.

189
00:11:51,910 --> 00:11:53,980
‫نمی‌خوام وقت باارزشمو روت هدر بدم.

190
00:11:54,430 --> 00:11:57,660
‫ولی خب، نمی‌تونستی از یوکیما بخوای تمرینت بده؟

191
00:11:57,660 --> 00:12:01,140
‫شما و برادرم کلاً تو یه سطح دیگه‌اید.

192
00:12:09,030 --> 00:12:10,570
‫خیلی‌خب.

193
00:12:14,400 --> 00:12:16,720
‫یوکیا دیر کرده ها.

194
00:12:22,740 --> 00:12:24,740
‫عجب شانسی داری.

195
00:12:24,740 --> 00:12:26,710
‫این‌بار سعی کن حمله کنی.

196
00:12:27,100 --> 00:12:28,630
‫می‌خواید من حمله کنم؟

197
00:12:45,520 --> 00:12:48,930
‫ایچیریو-سان، گفتید تمرینم می‌دید، درسته؟

198
00:12:48,930 --> 00:12:51,470
‫یالا دیگه. حرکت بعدی رو بهم یاد بدید.

199
00:13:00,490 --> 00:13:04,250
‫خیلی دل و جرئت دارید که 
‫اون حرفا رو موقع مبارزه‌م می‌گفتید.

200
00:13:04,250 --> 00:13:06,590
‫اونا رو شنیدی؟

201
00:13:06,900 --> 00:13:12,430
‫خب، وقتی صداتو میندازی بالای سرت،
‫چطور ممکنه نشنوم؟

202
00:13:12,700 --> 00:13:14,810
‫فقط داشتیم باهم گپ می‌زدیم.

203
00:13:15,720 --> 00:13:16,780
‫آخ!

204
00:13:17,130 --> 00:13:20,710
‫فکر کردی می‌خوام «مقام اربابی» رو
‫ از چنگ برادرم در بیارم؟

205
00:13:20,710 --> 00:13:22,690
‫صرفاً چون مادرم از خانواده‌ی خوبی اومده؟

206
00:13:22,690 --> 00:13:26,540
‫نـ ـ نه، خودمون می‌دونیم همچین چیزی محال ممکنه.

207
00:13:27,080 --> 00:13:29,280
‫فقط شوخی می‌کردیم، شوخی.

208
00:13:29,540 --> 00:13:31,160
‫شوخی، ها؟

209
00:13:31,490 --> 00:13:34,450
‫برای منم احمقانه به‌نظر میاد.

210
00:13:34,450 --> 00:13:37,330
‫همه‌چیز فقط به‌خاطر خانواده‌ای که توش متولد شدی تغییر می‌کنه.

211
00:13:37,960 --> 00:13:41,340
‫ولی یه‌سری‌ها هستن که از این قضیه سوءاستفاده می‌کنن.

212
00:13:41,670 --> 00:13:45,600
‫شجره‌نامه، خاندان، کلاغ تپه‌ای و کلاغ درباری...

213
00:13:45,930 --> 00:13:49,320
‫با بهونه‌کردن اینا جیب خودشونو پر می‌کنن،

214
00:13:49,320 --> 00:13:53,580
‫و اصلاً اهمیت نمی‌دن که 
‫باعث فروپاشی خانواده مردم می‌شن.

215
00:13:53,580 --> 00:13:55,640
‫کمک، مادر!

216
00:13:55,640 --> 00:13:58,610
‫لطفاً بس کنید! یوکیا رو بهم پس بدید!

217
00:13:58,610 --> 00:14:02,720
‫یوکیا بار سنگینی برای خانواده‌ی شماست. 
‫ما خودمون بزرگش می‌کنیم.

218
00:14:03,320 --> 00:14:10,060
‫می‌دونی شایعه‌پراکنی‌های بی‌اساس
‫ چه دردهایی برای خانواده‌م به‌بار آورده؟

219
00:14:10,060 --> 00:14:15,860
‫دوشیزه واقعاً عجیب رفتار می‌کنه ها،
‫به پسری وابسته‌ست که حتی وجودم نداره.

220
00:14:16,900 --> 00:14:18,760
‫خوب گوشتو باز کن، ایچیریو!

221
00:14:18,760 --> 00:14:23,600
‫قصد ندارم به پایتخت برم،
‫و نمی‌خوام جایگاه برادرمو بگیرم.

222
00:14:23,600 --> 00:14:26,820
‫کل عمرم رو به‌عنوان دومین پسر تاروهی 
‫صرف حمایت از اون می‌کنم.

223
00:14:26,820 --> 00:14:30,920
‫انقدر زیردستش کار می‌کنم 
‫تا نعشمو توی همون تاروهی خاک کنن.

224
00:14:31,350 --> 00:14:36,610
‫نه الان، و تو آینده، هیچ کشمکشی 
‫برای حاکمیت تو خانواده‌م وجود نداره.

225
00:14:44,870 --> 00:14:45,760
‫بس کن!

226
00:14:46,530 --> 00:14:50,400
‫همین کافی نیست؟
‫ایچیریو هیچ منظور بدی نداشته.

227
00:14:51,390 --> 00:14:53,330
‫این یه دستوره؟

228
00:14:56,010 --> 00:14:57,220
‫درسته.

229
00:14:57,760 --> 00:15:01,880
‫به‌عنوان ارباب بعدی تاروهی حرف می‌زدم.
‫بس کن، یوکیا.

230
00:15:05,310 --> 00:15:06,730
‫اطاعت می‌شه.

231
00:15:19,040 --> 00:15:20,510
‫برادر!

232
00:15:21,030 --> 00:15:22,440
‫هی.

233
00:15:22,440 --> 00:15:25,110
‫برای گم شدن یه‌ذره بزرگ نشدی؟

234
00:15:25,110 --> 00:15:27,030
‫این یوکیا رو نمی‌شه کاریش کرد.

235
00:15:27,030 --> 00:15:29,310
‫آه، شرمنده، شرمنده.

236
00:15:40,150 --> 00:15:43,640
‫هنوز بیداری، مادر؟

237
00:15:43,640 --> 00:15:44,780
‫یوکیا؟

238
00:15:47,740 --> 00:15:49,800
‫موقع خیلی خوبی اومدی.

239
00:15:51,070 --> 00:15:54,250
‫یه‌کم شاید برات گشاد باشه؟

240
00:15:54,610 --> 00:15:57,440
‫ولی خب پسرا زود قد می‌کشن.

241
00:15:57,440 --> 00:15:59,540
‫فقط برای یه‌سال می‌رما.

242
00:15:59,540 --> 00:16:02,700
‫تازشم لازم نیست خودت لباسامو بدوزی.

243
00:16:02,700 --> 00:16:04,480
‫درباره چی حرف می‌زنی؟

244
00:16:04,840 --> 00:16:11,400
‫من برات خیلی خوشحالم. 
‫همیشه می‌خواستم از دنیای بیرون تجربه کسب کنی.

245
00:16:11,880 --> 00:16:15,620
‫حتماً‌ تمام این مدت خیلی حوصله‌ت سر رفته بود.

246
00:16:16,110 --> 00:16:19,640
‫شک دارم بتونم طبق انتظاراتت عمل کنم.

247
00:16:19,640 --> 00:16:22,220
‫شاهزاده هم کلی خدمتکار داره.

248
00:16:22,510 --> 00:16:23,600
‫درسته.

249
00:16:23,600 --> 00:16:25,730
‫شاید زودتر از چیزی که فکر می‌کنی برگردم خونه.

250
00:16:27,960 --> 00:16:29,770
‫به هرحال برام مهم نیست.

251
00:16:29,770 --> 00:16:30,290
‫ها؟

252
00:16:30,590 --> 00:16:33,690
‫مادرت بهت افتخار می‌کنه.

253
00:16:33,690 --> 00:16:36,020
‫اونجا خوب از خودت مراقبت کن.

254
00:16:36,420 --> 00:16:39,600
‫تمام تلاشتو برای خدمت به اعلی‌حضرت انجام بده.

255
00:16:41,860 --> 00:16:42,750
‫حتماً.

256
00:16:44,020 --> 00:16:46,190
‫تالار زمستان، کاخ شکوفه گیلاس

257
00:16:52,700 --> 00:16:54,620
‫چقدر خوش بر و رو.

258
00:16:55,040 --> 00:16:59,420
‫درست مثل مرواریدی هستید 
‫که اسمتون ازش اومده، بانو شیراتاما.

259
00:16:59,420 --> 00:17:00,700
‫بانوی من.

260
00:17:06,380 --> 00:17:09,160
‫اخبار خوبی براتون آوردم.

261
00:17:09,470 --> 00:17:14,490
‫خدمتکار جدیدِ اعلی‌حضرت از تاروهی تشریف میارن.

262
00:17:14,490 --> 00:17:18,590
‫کودکی از یه بانوی خاندان شمالی که یه‌مدت پیش فوت کردن.

263
00:17:18,860 --> 00:17:20,970
‫یعنی اصلاً به‌دردی می‌خوره؟

264
00:17:21,450 --> 00:17:24,390
‫شنیدم اعلی‌حضرت می‌تونن بدقلق باشن.

265
00:17:24,390 --> 00:17:31,060
‫لازم نیست دلواپس باشین. 
‫ما مأمورانی داریم که در محل‌های زیادی اطلاعات جمع می‌کنن.

266
00:17:31,300 --> 00:17:37,910
‫مشکلی وجود نداره. هیچ مانعی
‫ بر سر راه شما و ازدواج سلطنتی قرار نمی‌گیره.

267
00:17:38,990 --> 00:17:40,780
‫تالار پاییز، کاخ شکوفه گیلاس

268
00:17:42,690 --> 00:17:45,520
‫دیگه چیزی تا تکمیلش نمونده.

269
00:17:45,880 --> 00:17:49,910
‫بس کن، کیکونو.
‫انقدر تعریف بارم نکن.

270
00:17:49,910 --> 00:17:52,030
‫الان توی قسمت مهمشم.

271
00:17:52,400 --> 00:17:54,970
‫بله، بالأخره یک‌سال کامل روش وقت گذاشتین.

272
00:17:55,410 --> 00:17:58,210
‫به هیچ‌عنوان اعلی‌حضرت رو گول زد.

273
00:17:58,210 --> 00:17:59,880
‫زمانی که اینو ببینن،

274
00:18:00,270 --> 00:18:05,540
‫بدون شک پی می‌برن که چه کسی 
‫بیشتر از همه بهشون اهمیت می‌دن.

275
00:18:05,810 --> 00:18:07,730
‫تالار تابستان، کاخ شکوفه گیلاس

276
00:18:10,840 --> 00:18:13,550
‫بهتر نیست یکم متعادلتر الکل بخورید؟

277
00:18:14,280 --> 00:18:19,400
‫نگید که نقشتون رو فراموش کردید، هامایو-دونو.

278
00:18:17,860 --> 00:18:21,580
‫ندیمه خاندان جنوبی
‫کاراموچی

279
00:18:19,400 --> 00:18:20,980
‫واسه تو «هامایو-ساما» می‌شه.

280
00:18:22,810 --> 00:18:26,640
‫تو به من خدمت می‌کنی. هیچ‌وقت یادت نره.

281
00:18:28,670 --> 00:18:31,990
‫نگران نباش. یادم نرفته.

282
00:18:31,990 --> 00:18:35,820
‫ولی خب وقتی شاهزاده خودشو نشون نمی‌ده
‫ می‌خوای من چیکار کنم.

283
00:18:38,490 --> 00:18:42,470
‫عجب مرد منفعت‌طلبیه.

284
00:18:47,890 --> 00:18:51,940
‫تالار بهار، کاخ شکوفه گیلاس

285
00:18:52,910 --> 00:18:55,520
‫کیه-دونو توی پایتخت منتظرته.

286
00:18:55,810 --> 00:18:59,200
‫قراره بهت کمک کنه، پس درست رفتار کن.

287
00:18:59,200 --> 00:19:00,610
‫چشم، چشم.

288
00:19:00,610 --> 00:19:03,070
‫دربار شبیه تاروهی نیست.

289
00:19:03,070 --> 00:19:07,260
‫نمی‌تونی رداتو با خودت اینور و اونور بکشی یا تغییرشکل بدی.

290
00:19:07,260 --> 00:19:09,910
‫مخصوصاً درمقابل اشراف‌ها حواستو جمع کن.

291
00:19:09,910 --> 00:19:11,340
‫چشم، چشم، چشم.

292
00:19:11,590 --> 00:19:16,680
‫یادت باشه، اگه زیر یه‌سال فرستادنت خونه،
‫ یه‌راست رفتی صومعه.

293
00:19:16,680 --> 00:19:19,510
‫اونجا خوب قراره شعور حالیت کنن.

294
00:19:19,510 --> 00:19:21,120
‫عــــه.

295
00:19:23,510 --> 00:19:27,350
‫اون کوه مرکزی، قلب یامائوچی‌ـه.

296
00:19:48,870 --> 00:19:52,790
‫دروازه اصلی، دربار سلطنتی

297
00:19:58,890 --> 00:20:01,500
‫داری چیکار می‌کنی؟ این طرف.

298
00:20:01,500 --> 00:20:02,930
‫اوه، بـ ـ بله.

299
00:20:11,020 --> 00:20:16,770
‫کاخ طلوع خورشید

300
00:20:12,410 --> 00:20:15,400
‫این کاخ طلوع خورشیده دیگه؟

301
00:20:15,400 --> 00:20:16,020
‫بله.

302
00:20:16,020 --> 00:20:18,150
‫یه‌ذره انگار سوت‌وکوره.

303
00:20:18,150 --> 00:20:20,160
‫نگهبانی چیزی ندارین؟

304
00:20:21,260 --> 00:20:25,110
‫حالا که دارم فکرشو می‌کنم، 
‫هیچی درباره این اعلی‌حضرت نمی‌دونم.

305
00:20:25,110 --> 00:20:27,070
‫هرکس هم می‌پرسم چیزی نمی‌دونه.

306
00:20:35,930 --> 00:20:39,400
‫ممنون بابت زحماتتون، کیه-دونو.

307
00:20:39,400 --> 00:20:41,530
‫همچنین ممنون از شما.

308
00:20:41,530 --> 00:20:44,220
‫خدمتکار جدید رو آوردم.

309
00:20:44,810 --> 00:20:48,130
‫در خدمت شما، یوکیا از تاروهی هستم.

310
00:20:48,410 --> 00:20:54,050
‫بنده یومیو از محافظین یامائوچی، 
‫محافظ شخصی اعلی‌حضرت هستم.

311
00:20:49,430 --> 00:20:53,810
‫محافظ یامائوچی
‫سومیو

312
00:20:54,490 --> 00:20:58,150
‫می‌دونم ناگهانی می‌پرسم،
‫ولی امکانش هست از اینجا من یوکیا-دونو رو همراهی کنم؟

313
00:20:58,410 --> 00:20:59,830
‫البته.

314
00:20:59,830 --> 00:21:02,590
‫خب دیگه، یوکیا، موفق باشی.

315
00:21:03,000 --> 00:21:03,950
‫ها؟

316
00:21:06,370 --> 00:21:08,890
‫یوکیا-دونو، ممکنه راه بیفتیم؟

317
00:21:20,820 --> 00:21:24,460
‫امم... بقیه کجان؟

318
00:21:25,680 --> 00:21:30,840
‫کاخ بدجوری به‌نظر سوت‌وکور میاد.
‫اینجا چند نفر خدمت می‌کنن؟

319
00:21:31,180 --> 00:21:32,160
‫دو نفر.

320
00:21:32,470 --> 00:21:33,270
‫ها؟

321
00:21:33,750 --> 00:21:36,190
‫از «دو نفر» منظورم خودم و خودتی.

322
00:21:36,190 --> 00:21:38,340
‫یـ ـ یه‌لحظه صبر کنین.

323
00:21:38,630 --> 00:21:40,500
‫بقیه خدمتکارها چی شدن؟

324
00:21:40,500 --> 00:21:46,320
‫یه‌ماه پیش شنیدم ده‌تا اشراف جوون اینجا خدمت می‌کردن.

325
00:21:46,320 --> 00:21:48,310
‫همه استعفاء دادن یا مرخص شدن.

326
00:21:49,200 --> 00:21:49,870
‫هــه.

327
00:21:49,870 --> 00:21:53,360
‫تا چند روز پیش سه‌تاشون دووم آوردن،

328
00:21:54,100 --> 00:21:57,310
‫اما خب تشدید بیماری مزمن و مشکلات خانوادگی رخ داد...

329
00:22:03,860 --> 00:22:06,000
‫اینجا اعلی‌حضرت اقامت می‌کنن.

330
00:22:07,900 --> 00:22:08,710
‫اعلی‌حضرت.

331
00:22:09,230 --> 00:22:12,040
‫خدمتکار جدید رو خدمتتون آوردم.

332
00:22:12,040 --> 00:22:12,960
‫بیا داخل.

333
00:22:35,280 --> 00:22:36,780
‫پس بالأخره اومدی.

334
00:22:42,840 --> 00:22:47,000
‫دیدتون باعث افتخاره.
‫بنده یوکیا از تاروهی هستم.

335
00:22:48,050 --> 00:22:52,180
‫اعلی‌حضرت
‫ولیعهد

336
00:22:48,950 --> 00:22:52,170
‫منتظرت بودم، یوکیا از تاروهی.

337
00:24:31,190 --> 00:24:36,280
‫یوکیا روستای خود را ترک، و به خدمت شاهزاده درآمد.

338
00:24:36,640 --> 00:24:42,160
‫با این‌حال در کاخ شایعات تاریکی
‫ در رابطه با کینو دهن‌به‌دهن می‌شد.

339
00:24:43,180 --> 00:24:49,050
‫در کاخ شکوفه گیلاس، که برای مردان ممنوعه، 
‫یوکیا از غم بانوان باخبر می‌شه.

340
00:24:50,050 --> 00:24:55,010
‫یک کلاغ طلایی

341
00:24:50,050 --> 00:24:55,010
‫واقعی

342
00:24:50,060 --> 00:24:53,170
‫دفعه بعد: «یک کلاغ طلایی واقعی.»

343
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫HADAD

344
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
{\an8}‫

345
00:24:55,010 --> 00:25:00,020
‫نقاشی از ناتسوکی

